3112
برگه موسيقی ايران The music of Iran
برخیز که از دشمن آشفته بپرسیم
در خاک دلیران به چکار آمده امروز
برخیز که دشمن به دیار آمده امروز
آهنگساز: محمدرضا لطفی
آواز: شهرام ناظری
گروه چاووش
ژن ژیان آزادی
اثری از مردمان زیبا اندیش روژآوا
#ژن_ژیان_ئازادی
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
#ژینا
#اعتصاب_سراسری
#کشتار_زاهدان
#کردستان
#روژاوا
#mahsaamini
#Rojava
@musiqueiran
بیا تو هم کنارمان
بخوان نوای رزممان
درود بر شرف و آزادگی نوازندگان و خوانندگان و آهنگساز این سرود زیبا و عالی که نمیشناسم🌹
پنداری حال و هوای چاوش را از نو زندهگانی باید کرد در این زمانه....
#ژن_ژیان_آزادی
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
#ژینا
#انقلاب_زنان
@musiqueiran
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
#mahsa_amini
@musiqueiran
منبع: pedram
#زن_زندگی_آزادی
ارشد تهماسبی
#مهسا_امینی
#mahsa_amini
#برگه_موسیقی_ایران
@musiqueiran
#زن_زندگی_آزادی
وقت به دار کشیدن افراسیاب است
روسَمْ
(رستم)
وِه رِزِهْ نَخاوْ کِیْ وَخْتِ خاوَهْ
(رستم بلند شو نخواب الان کی وقت خوابیدن است)
وَخْتِ دارُ وداینْ اَفراسیاوَه ن
(وقت به دار کشیدن افراسیاب است)
ژینا گیان تۆ نامری ناوت ئەبێته ڕەمز
ژینا جان تو نمی میری، نامت یک رمز میشود.
#مهسا_امینی
#شهرام_ناظری
#علیرضا_فیض_بشی_پور
#برگه_موسیقی_ایران
@musiqueiran
تسلیت باد درگذشت #امیرهوشنگ_ابتهاج
بیشک او حق بسیار گرانی بر حیات موسیقی اصیل و جدی ایران داشت.
یاد و نامش هماره گرامی باد!
#برگه_موسیقی_ایران
@musiqueiran
حافظ
با صدا و روایت احمد شاملو
موسیقی متن: فریدون شهبازیان
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ۱۳۵۱
برگه موسیقی ایران
@musiqueiran
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
شعرهای امیرهوشنگ ابتهاج
با صدای امیر هوشنگ ابتهاج
تکنواز پیانو: پرویز اتابکی
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ۱۳۵۱
برگه موسیقی ایران
@musiqueiran
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
شعرهای سعدی
با صدای امیرهوشنگ ابتهاج
موسیقی متن: فریدون شهبازیان
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ۱۳۵۲
برگه موسیقی ایران
@musiqueiran
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
میانمایگان میدان فرهنگ و هنر
(بخش دوم)
بهم آمیختگی
میانمایگان میدان فرهنگ و هنر در حوزهها و قلمروهای مختلف به پسآبهای کارخانجات صنعت فرهنگسازی میمانند که در مخازنی همچون جشنها، برنامههای تلویزیونی، جشنوارهها و … که اغلب همراه با زرق و برق بسیار است، بهم میپیوندند.چنین مراسمهایی برای میانمایگان فرصت جبران بیاعتباری در حوزههای اصلی فعالیتشان را مهیا میکند. در این اتحادیههای ابتذال که اغلب تحت پوشش خبری رسانههای زرد قرار میگیرد، نوکیسگان نام و نان و لوح سپاس و جایزه به یکدیگر قرض میدهند و مهمتر از آن میعادگاهیست جهت همافزایی مشتریانشان و ایجاد بازارهای جدید فروش…اغلب هم جهت مشروعیتبخشی به مراسمهای خود، تقدیری بیربط از فلان استاد در حاشیه صورت میدهند.از این رو «معامله» رکن اصلی رفتار این سنخ جدید اجتماعی است. آنها با حضور در چنین محافلی، مدام در حال بازتولید ذهنی و عینی همدیگرند که در واقع تشکیل یک شبکه ارتباطی را میدهد که وجهی از بده بستانهایشان در آن تامین میشود. در مثال در جشن سینما خوانندگان عشوهگری میکنند و در جشنواره موسیقی ورزشکاران طنازی می کنند بعد توسط صدها تاک شو همان افراد به گفتگو و مصاحبه ( چرا و چگونه تا به این حد «موفق؟!» هستید) دعوت میشوند و دسته جمعی به مسابقات سرگرمی میروند و همینطور دور میچرخد و دور هم میچرخند و قربان میانمایگی یکدیگر میروند.
این شبکه دورانی، تشکیل یک فرم با ساختاری پویا و نسبتا مستقل را میدهد که به ترویج «سبکزندگی»میانمایگان در کل جامعه میپردازد و الگوی سوژه «موفق»را از ریختهگری و قالببندی صورتک آنها برمیسازد و به تماشاچیان از راه تلقین و اغوا چنین میقبولاند که سنخ اجتماعی برتر در جامعه، این چنین الگویست.
الگویی که فراتر از اراده و اندیشه و میل تک تک افراد میایستد و تنظیم گر رفتار و خواست مردمان جهت نیل به «موفقیت» هستند. خدایی جدید با الهیات نمایشگاهی. در اساس الهیات حوزه میانمایگان پیوند وثیقی با «نمایش» دارد و منطق حاکم بر آن منطق «بازار» است. با این آیه غیرشریفه: «نمایشی شوید تا رستگار گردید.» در این مذهب باید خود افراد فروختنی باشند بسان کالای لوکس و چشمگیری که گر مهر استاندارد نمایشی بودنشان به تایید دین جدید نمایشگاهی برسد دیگر مهم نیست چه تولید میکنند حتی عطسههای صبحگاهی آنها را با انبوهی از رسانهها و زد و بند با باندهای قدرت و ثروت به فروش میرسانند.
از سوی دیگر خیل تماشاچیان گیج و منگ و مشتریان گنگ و گولی (که غایت آرزوی استعلاییشان، آشنایی با جماعت نمایشی و تنها فریضه انضمامیشان، مصرفگرایی مطلق در فروشگاههای سفارشی آنهاست) در نضج و قوام یافتن الهیات نمایشگاهی با رفت و آمد دائم -از صفا میانمایگان هنر تا مروه نوکیسگان فرهنگ - تشریک مساعی میکنند.
#ادمین_برگه_موسیقی_ایران
@musiqueiran
حمیدرضا نوربخش مديرعامل خانه موسيقی : «بدون تعارف چراغ موسیقی سنتی ما در حال خاموش شدن است...در شخصیتی که از آیتالله رئیسی سراغ داریم، انتظارمان و امیدواری ما از او خیلی بیشتر است... » (خبرگزاری ایرنا، ضیافت افطار با رئیس دولت در شامگاه ۲۵ فروردین۱۴۰۱ خورشیدی)
حمیدرضا نوربخش را میتوان از نمونههای عالی دوزیستانی دانست که در هر شرایط آب و هوایی قابلیت زیست و انطباق با آن موقعیت را دارند... چه چانه زنی و کاسه گدایی امثال نوربخش در بخش خصوصی و چه کاسهلیسی و تمنایشان در بخش دولتی همگی در راستای منافع یک باند و گروه مشخص در موسیقی ایران است که از قضاء موسیقی اصیل ایران را به ورطه نابودی کشاندهاند... نتیجه صحبتهای کلی و به ظاهر روای یک اُپورتونیست در هر جمعی تنها تامینکننده منافع به باطن ناروای خود او و دارو دستهاش است و بس ...
میگویند؛اولین مراسم سوگواری حسین بن علی را یزید بن معاویه برگزار کرد... گویا چنین است حکایت نوربخش و موسیقی اصیل ایران
#ادمین_برگه_موسیقی_ایران
@musiqueiran
اگر ایران سراسر سنگر شود / او را میلیونها جوانِ رزمنده است
حتی آن پیرِ سالخورده نیز / به سوی سلاح برمیخیزد
پاینده باد چنین یگانگی
دشمنانش خوار و زبون باد!
ایران اولا باشدانباشا سنگر
واردیر نئچه میلیون جوان عسگر
آهنگساز و خواننده: فیروز برنجان (بابک رادمنش)
به نام دختران سرزمین آفتاب
#ژن_ژیان_ئازادی
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
#ژینا
#اعتصاب_سراسری
#کشتار_زاهدان
#کردستان
@musiqueiran
برپاخیز
#ژن_ژیان_ئازادی
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
#ژینا
#اعتصاب_سراسری
#کشتار_زاهدان
#کردستان
@musiqueiran
#زن_زندگی_آزادی
سرود زن
منبع: mehdi yarrahi
#مهسا_امینی
#mahsa_amini
#سرود_زن
@musiqueiran
#زن_زندگی_آزادی
حسین علیزاده
#مهسا_امینی
#mahsa_amini
#برگه_موسیقی_ایران
@musiqueiran
مملکت خرابست ملتش به خواب است
دختران (ایران) وقت انقلاب است
بیات اصفهان
شعر و آهنگ منسوب به محمدعلی امیر جاهد
تار: مرتضی نی داوود
آواز: ملوک ضرابی
#مهسا_امینی
#زن_زندگی_آزادی
#mahsa_amini
#برگه_موسیقی_ایران
@musiqueiran
#خون_ارغوانها
زن زندگی آزادی
ژینا گیان تۆ نامری ناوت ئەبێته ڕەمز
ژینا جان تو نمی میری، نامت یک رمز می شود.
#مهسا_امینی
برگه موسیقی ایران
@musiqueiran
چند خط کنایه با پروژه سیصد
گاه به جز تحقیر و تمسخر در برابر وقاحت برخی از اشخاص، هیچ واکنشی دیگر نمیتوان نشان داد. #برادران_پورناظری پاسداران «بیآدابی» در موسیقی ایران از جمله این افرادند. ایشان در چالگاه نمایش «#سیصد» میانمایگی را به حد مرزی فرومایگی خود بیش از پیش نزدیک کردند.
جمعی از بازیگران فرمایشی به اضافه چند هنرور جُنگهای شادی صدا و سیمای جمهوری اسلامی با یک نابلدگردان به جای کارگردان و یک خواننده درجه دوم پاپ، سوار بر احساسات ناسیونالیستی( که این روزگاران دستخوش سؤاستفاده بربرهای رژیم سیاسی کنونی و شُلمغزان مؤمن به رژیم سیاسی پیشین قرار گرفتهاست و بوی عفن فاشیسم از آن به مشام میرسد) به همراه آهنگهای سبک و مونتاژ شده از ترانههای قدیمی پاپ، شکل دهنده این جمعه بازار «خنزر پنزر» فروشی برادران پورناظری است.
آن برادر بزرگتر که سمبل بیفضیلتی را ماند در نشست پیش از برنامه #سی_صد بمب نقل و انتقالات قرن را ترکاند و گفت که پیش از این خوانندگان موسیقی سنتی راهی موسیقی پاپ میشدند و اکنون ما اعجاز میکنیم و خواننده پاپ را به فضای موسیقی سنتی میآوریم؟! آخر پسر خوب رها کن این ساقی «محول الاحوالت» را ... اول آنکه این معجون مسمومی که تو و برادرت به عنوان موسیقی به جماعت عاطل و باطل مشتریانت میفروشی هیچ ربطی به موسیقی اصیل و موسیقی دستگاهی و حتی به همان تعریف گنگ و نادرست «موسیقی سنتی» داخل ذهنت ندارد که حال بخواهی خواننده دسته دوم موسیقی پاپی را به آن اضافه کنی یا نکنی.
دوم آنکه تو و آن برادر کوچکت سردمداران قاچاق خوانندگان از مرزهای موسیقی سنتی به موسیقی پاپ و بازاری هستید و تا کنون هم بسیاری را عقیم کردهاید از کی تا بحال به شغل «رمالی» روی آوردهاید و سرکتاب باز میکنید و سترون را بارور میسازید؟ شما دو برادر خجسته دل بهتر نیست به ایفای همان نقش میرزا بنویس پشت دادگاههای طلاق خوانندگان از موسیقی سنتی مشغول باشید و اجرت خویش بستانید؟ شما که متخصص تبدیل سوزن به سوسن هستید «جان پدر» دیگر نخواهید سوسن را به سوزن تبدیل کنید … نمیشود … متوجه هستید؟
سوم آنکه شاید استاد دانشگاه ادبیات با کمی تمرین و تقلید بتواند معلم ادبیات دبستان شود( آنهم شاید چون معلم دبستان بودن خود نیاز به مهارتهایی دارد که باید آموخت) ولی هیچ معلم ادبیات دبستان بدون طی کردن مراحل طولانی پرورش و تربیت و آموزش کافی و جامع نمیتواند استاد دانشگاه ادبیات شود…
یعنی هیچ کس اطراف تو نیست بگوید که نگو… این حرفها را نزن؟ از برادر کوچکت که انتظاری نیست او که خود در گفتن سخنان محیرالعقول دست تو را از پشت بسته است ولی باور کن فهم خطا بودن این سخنان گهربار تو نیاز به درک و فهم والایی ندارد فقط کافی ست یک دقیقه قبل از هر صحبتی سی ثانیه فکر کنی اگر خیلی مشکل است از هزار و یک تا هزار و ده بشمار و تخیل کن که در یک سرزمین خیالی ایرانشهری هستید و میتوانید تتلو و ساسی مانکن را رنگ کنید و به جای صدیق تعریف و شهرام ناظری به مشتریانتان این نوبت در بزرگداشت «خواجه نظام الملک» غالب کنید شاید بعد از آن، هم خودتان از لحاظ ذهنی ارضاء شدید و هم دست برداشتید از این ایدئولوژی شرورانه نئوتودهای ایرانشهری در قالب سیرکهای فصلیتان.
پ.ن: شمایان در دوره ریاست دولت یکی از ایدئولوگهای هیات مرگ، شبها و شبهای بسیار به اجرای نمایش و کنسرت پرداختید بی هیچ مشکلی با جیبهای پر … فردای روزگار اگر هواپیمایی ساقط شد یا آبان و دی به خون کشیده شد، حداقل دیگر خود را در مقام مخالف خوان وضعیت موجود جا نزنید که کاری جز تثبیت و تقویت وضع موجود پیش از آن نکردهاید.
#ادمین_برگه_موسیقی_ایران
@musiqueiran
شعرهای احمد شاملو
با صدای: احمد شاملو
موسیقی متن: اسفندیار منفردزاده
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ۱۳۵۱
برگه موسیقی ایران
@musiqueiran
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
شعرهای مهدی اخوان ثالث
با صدای مهدی اخوانثالث
موسیقی: فریدون شهبازیان
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ۱۳۵۲
برگه موسیقی ایران
@musiqueiran
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
غزلیات مولوی
صدای: احمد شاملو
موسیقی متن: فریدون شهبازیان
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ۱۳۵۱
برگه موسیقی ایران
@musiqueiran
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
میانمایگان میدان فرهنگ و هنر
(بخش اول)
قمپزگرایی
گویا «قمپز» نام توپ جنگی بوده است که قدیم در جنگها از آن سود میجستند. این توپ صدای بسیار مهیب و بلندی داشته ولی گلوله جنگی نداشته است و تنها کاربردش مرعوب کردن ذهنی و روانی جبهه مقابل و مختل کردن شناخت صحیح آنها از وضعیت موجود بوده است.
سربازان در ابتدا از صدای غرش «قمپز» میهراسیدند ولی بعد از مدتی متوجه شدند «قمپز» بجز صدای مهیب، هیچ آسیبی نمیتواند به آنها وارد کند... از آن به بعد اصطلاح «قمپز در کردن» یکی از اصطلاحات رایج بین سربازان شد و هنگامی که صدای مهیب توپی از جبهه دشمن میشنیدند می گفتند: «باز قمپز در کردند».
یکی از ویژه گیهای اصلی میانمایگان در رسانههای مجازی و تلویزیون و … همین «قمپز در کردن» است در واقع رسانهها برای جلب مشتری به دنبال میانمایگان هستند که توانایی «قمپز در کردن» داشته باشند تا از لحاظ ذهنی و روانی مخاطبان خود را مرعوب و خلع فهم کنند و اجناس بنجل خود را به راحتی به آنها بقبولانند. در حالی که پس پشت این قمپزها هیچ توانایی ناب و بکری ننشسته است. مثلا فلان میانمایه قمپز در میکند که « موسیقی سنتی برایش مثل آب خوردن است. » یا آن دیگری قمپز در میکند که « کل آثار موسیقی کلاسیک غرب را از بر است. » و قس علیهذا … پس آنکه نامش زودتر از هنرش میآید نمیتواند شیادی بیش باشد... از این روست در دورانی که میانمایگان با کمک رسانههای زرد رسمی و غیر رسمی - مجازی و غیر مجازی - داخلی و خارجی، سروری فرهنگ و هنر را با «قمپز درکردن» به انحصار خود درآوردهاند همگان به دنبال نام نویسنده یا نوازنده یا خواننده محصول این نمایش مضحک باشند نه اعتبار اثر…. در چنین شرایطی میتوان هم افق با «گی دوبور» شد و گفت: « در جهان واقعا واژگونه، حقیقی و اصل، برههای از جعلی و بدل است. » چنان که بینامی و پرهیز از شهرت میتواند، در دنیایی که نامدارانش یک عده میانمایه قمپزگرا هستند، عین فضیلت باشد.
#ادمین_برگه_موسیقی_ایران
@musiqueiran