726
بریده هایی از کتاب، کتاب هایی برای حکمت، حکمت هایی برای اینجا و اکنون ارتباط با ادمین: @eslaminasab
مرزبندی میان مهر و عشق با هفت اختر:
چهارم: کیوان ِ جهت:
جهت به لحظهای از تحول مهر مربوط میشود که در آن مهر از سطح روانی به لایه اجتماعی ارتقا مییابد و این همان نقطه مهمی است که مهر دونفره به سه نفره تبدیل میشود، یا آنکه دستخوش مسخ و زوال میشود و به عشق بدل میگردد.
مهر به شکلی «افقی» و در گیتی تعمیم مییابد. یعنی مهر میان زن و مرد که جنسی است، به مهر والد و فرزند و محبت میان دوستان نیز تعمیم مییابد و با آن شباهت پیدا میکند.
در مقابل عشق ، الگویی «عمودی» برای گسترش دارد و از زمین به آسمان میرود و گیتی و مینو را به هم متصل میکند.
یعنی یک قطب آن در میان زن و مردی در زمین است و قطب دیگرش در آسمان،
و میان خالق و مخلوق!
#مهرنسک
#شروین_وکیلی
مرزبندی میان مهر و عشق با هفت اختر:
دوم:
هورمزدِ خواست:
نخستین گذار مهم، ظهور من خودآگاه وخودبنیاد و خودمختار است. این گذار را هورمزد زمزگذاری کردهایم، زیرا نخستین دستگاه فلسفی که اراده آزاد را به رسمیت شناخت، آیین زرتشتی بود و هورمزد در این نظام، نمادی استعلایی برای خردمندی و آزادی اراده من بود.
مهر اغلب برگزیده میشود و بسته میشود و همچون پیمانی باید محترم شمرده شود و به همین جهت امری ارادی و اختیاری است که با «انتخاب» و «گزینش» دیگری پیوند خوردهاست.
عشق اما حالتی جبرآمیز دارد وگویی بر مبنای تقدیری آسمانی رقم میخورد.
مهربان، مهر را انتخاب میکند،
اما عشق، عاشق را برمیگزیند.
مهر به خاطر همین اراده و اختیاری بودنش، موضوع خود را سنجیده انتخاب میکند و ارتباطی دوسویه را شکل میدهد.
در مقابل، عشق که همچون اجباری ناگهانی بر عاشق عارض میشود، اغلب هم یکسویه است و دل دادن به عشق معشوقی را در پی دارد که نسبت به او بیاعتناست یا حسی چنین شدید را نمایان نمیسازد.
#مهرنسک
#شروین_وکیلی
در میان تمدنهای تکاملیافته بر سطح زمین، تنها تمدن ایرانی است که با چنین شدتی،طی زمانی چنین طولانی، بر مفهوم مهر و عشق تمرکز کردهاست.
بههمین دلیل گنجینه متونی که در این زمینه در ایرانزمین پدید آمدهاست، بسیار غنی و بزرگ است.
#مهرنسک
#شروین_وکیلی
(«مهر» در نگاه زنانه بهصورت یکجانشینی تحول مییابد، زیرا که زنان برای بزرگ کردن بچهها نیازمند نهاد خانوادهاند. اما مهر در نگاه مردانه بهصورت کوچگردی تحول مییابد. زیرا مهر برای آنان امری پیشازبانی و رها از رمزگذاری نهادی است.)
اخلاق حاکم بر این دو نظام(کوچگردی و یکجانشینی) به کلی باهم فرق میکند و بر دو تعبیر زنانه و مردانه از مهر مبتنی است.
از سویی اخلاق جنگاورانه کوچگردان را داریم که انسان کامل در آن مرد جنگی است. مهر در این بافت به هنرهای رزمی پیوند میخورد، با فنون تنظیم خشونت و خویشتنداری همراه میشود و اخلاق جوانمردی را نتیجه میدهد.
اخلاق کوچگردانه سرکش و خودمدار و ارادهگرا و ستیزهگر است و آزادی را مبنای نقضناپذیر خود قلمداد میکند.
در مقابل اخلاق متمدنانه یکجانشینان را داریم که بر عقلانی کردن قواعد ارتباطی، تدوین و تنظیم قوانین، رعایت کردن هنجارها و آداب اجتماعی و راهبردهای تعویق لذت و کنترل نفس مربوط است. مهر در این معنا امری نهادی است که در قالب روابط اجتماعی و قراردادی جمعی میان من و «دیگریها» استوار میشود، نه پیوندی شخصی و ویژه و دوقطبی میان من و دیگری، چنانکه در نظامهای کوچگردانه میبینیم.
#مهرنسک
#شروین_وکیلی
چرخههای زندگی اجتماعی، مهر را در خود میگنجانند و رمزگذاری میکنند و بهاین ترتیب، آن اکنون مداوم و زاینده جاری در میان دلدار و دلداده، به ضرباهنگهایی منظم و قاعدهمند و اغلب ملالآور از همحضوریهای ناخواسته بدل میشود، که مثل هر امر اجتماعی دیگری با سالگردها، یادبودها، جشنها و سایر مناسک گروهی گرامی داشتهمیشود، بر حضور و دوامش تاکید میگردد. تاکیدی که اغلب درباره چیزهای غایب ضرورت مییابد و نه آنچه که حضورش خودبسنده است و بینیاز از تاکید.
#مهرنسک
#شروین_وکیلی
در گذر تکامل، جفتهای نر و مادهای که بهطور فصلی همآغوشی میکردند و دیگر همدیگر را نمیدیدند، کمکم خانوادهای تشکیل دادند و فرزندان خود را پروردند.
این کهنترین نهادی است که در تاریخ حیات شکل گرفتهاست؛
چنانکه پایدارترین جوامع کره زمین(شهرهای مورچگان و موریانگان و زنبوران) در واقع یک خانواده گسترده عظیم هستند.
#مهرنسک
#شروین_وکیلی
مهر دونفره در خارج از «نهاد» جاری میشود و روابط قدرت در آن جایی ندارند.هر یک از دو نفر یک رابطه مهرآمیز، توانمندیهای متفاوت و تراکمی متفاوت از قلبم(قدرت، لذت، بقا، معنا) را در خود انباشتهاند، با این حال ارتباط میان آن دو از تقارنی بر محور قدرت برخوردار است، چون این ارتباطی است که در خارج از مدارهای قدرت جاری میشود.
#مهرنسک
#شروین_وکیلی
پژوهش درباره واگرایی مفهوم مهر و عشق در زبان پارسی دری و چرایی و چگونگیاش بحثی بسیار مفصل و پیچیده است، با این حال بهطور کلی میتوان گفت عشق و مهر در بدنه متون ادبی پارسی دری عاطفه و هیجانی یکسان را نمایندگی میکنند، اما دو سویه متضاد از آن را نشان میدهند.
بهشکلی که مهر به جنبه خردمندانه، تاملآمیز، آزادانه، انتخابگرانه، پیمانمدار و بنابراین دوسویه، شادمانه و آرام این حس اشاره میکند.
در حالی که عشق طنینی از حالتهای رنجبار،دیوانهوار، تقدیرگونه، یکسویه، غمانگیز، بدفرجام و آشفته محبت را نشان میدهد.
#مهرنسک
#شروین_وکیلی
در شعر فردوسی نیز(مانند رودکی) مهر بسامد بسیار بیشتری از عشق دارد و آشکارا کلمه کلیدی و مهمی است که عاطفه و هیجان شورانگیز میان دو دوست را صورتبندی میکند. در شاهنامه این کلمه دقیقا در همان بافت کهن اوستایی_پهلویاش به کار رفته و هم پیمان و هم محبت را نمایندگی میکند و درضمن معنای خورشید هم هست.
فردوسی در عین حال از کلمه عشق در مواردی انگشتشمار بهره برده و جالب آنکه انگار این کلمه به سویهای منفی از این عاطفه اشاره میکردهاست:
🥀پدید آید آنگاه تاریک و زرد
چو پشت کسی کو غم عشق خورد
(در دیباچه)
🥀دل زال یکباره دیوانه گشت
خرد دور شد، عشق فرزانه گشت
(داستان زال و رودابه)
🥀بخندد بدو گوید ای شوخچشم
به عشق تو گریان نه از درد و خشم
(نبرد رستم و اسفندیار)
یعنی انگار عشق با سویه رنجبار و پرآزار محبت پیوند دارد و با بیخردی و رنجوری همنشین است.
#مهرنسک
#شروین_وکیلی
به نظر میرسد موضع دکتر محمد حیدری ملایری که ریشه «عشق» را در زبانهای آریایی جستجو میکند، درست مینماید.
او بن اوستایی «ایش» به معنای «میل، شوق، آرزو» را ریشه اصلی کلمه «عشق» میداند، که صورت اصلیاش «ایشکه» کمابیش همان عشق است. حدس پژوهشگرانه دکتر ملایری که ریشه عشق را نیز باید مثل مهر پارسی دانست، پذیرفتنی مینماید.
هرچند گویا دوهزارسال دیرتر و در عصر ساسانی این معنا تحول یافته و بعدها به رقیبی برای «مهر» در زبان پارسی بدل شدهاست.
#مهرنسک
#شروین_وکیلی
«مهر»
در پارسی دری به معنای
«محبت،پیمان و خورشید» است و هرسه را در قالب مفهومی یگانه جمع میکند.
بدین ترتیب «مهر» در میان کل زبانهای زندهای که امروز بر کره زمین رواج دارند، یکی از کهنترین واژههایی است که همچنان پس از چهارهزاره کاربرد دارد و معنای اصلی خود را حفظ کردهاست.
#مهرنسک
#شروین_وکیلی
قدیمیترین شکل ثبتشده واژه «مهر» را در عهدنامهای میبینیم که در میانه قرن چهاردهم پیش از میلاد بین دو شاه آریایی در ایران غربی بسته شدهاست. پادشاه میتانی(شمال میانرودان) با شاه دولت هیتی(آناتولی) عهدی بست و در آن، دو طرف خدایانی آریایی را ضامن قرار دادند که یکیشان میتراوا نام داشت.
تقریبا همین زمان و احتمالا قدری زودتر، مفصلترین سرود باستانی در ستایش ایزد مهر در ایران شرقی سرودهشد که مهریشت نام دارد.
#مهرنسک
#شروین_وکیلی
بادا که همچون تو از کسانی باشیم که نوسازی هستی را به انجام میرسانند.
بادا که در جرگه اهوراها و مزداها باشیم که با حق(اشه)همنشینند!
بادا که بههنگام دودلی و تفرقه ذهن، ذهنی یکپارچه پیدا کنیم!
#گاتاها
هات سی
#زرتشت
ای مزدا!
ای آگاهی بیکران!
با فروتنی…
از تو خواستارم…
رفتار و کردارم را…
با راستی در هستی…
هماهنگ سازم،
تا سهمی از
«خشنودی روان »
در آفرینش داشتهباشم!
تو بر کردگار روان و خرد
ستایش گزین تا چه اندر خورد!
#شاهنامه
#فردوسی
مرزبندی میان مهر و عشق با هفت اختر:
سوم: ناهید ِ کام:
مهر و عشق با لذت، پیوندهایی واژگونه هم برقرار میکنند. کامجویی از دیگری که محور مهر جنسی است، در عشق تکفیر میشود و حتی شکل غیرجنسی کام نیز در چشم محتسب عشق، با شک و تردید نگریسته میشود.
با این نکته، جای توجه دارد که برخلاف مهر که مسیرهای جنسی یا غیرجنسی مجزا دارد، عشق گویی آمیختهای از این دو است و رگو ربطهایی مبهمتر و مه آلودهتر دارد.
شاید به همین خاطر است که روابط مهرآمیز میان زن و مرد، از شور جنسی شادمانهای برخوردارند و اغلب به همآغوشی و کامجویی میانجامند. اما در عشق ، جنسیت با تردید و ابهام مورد اشاره قرار میگیرد و فرجامی شادمانه و وصالی پایدار هم در کارش نیست.
برای این شاخص، نمادی بهتر از ناهید نمیتوان یافت.
#مهرنسک
#شروین_وکیلی
مرزبندی مهر و عشق با هفت اختر:
نخست:
ماه حضور:
در سطح زیستی و بنیادیترین شکل، نخست «حضور» همزمان من و دیگری در زمان و مکانی یکسان است که شالوده مهر را برمیسازد و به آن تداوم میبخشد.
نزدیکی تنها و همآغوشی است که مهر جنسی را رقم میزند و همراهی و همنشینی است که شکل غیرجنسیاش را ممکن میکند.
برهمین مبنا «ماه» را برگزیدهام که با گیتی و زمین و باروری و خلوت پیوند دارد.
هرچند مهر با صراحت با حضور دیگری پیوند خورده است، شگفت است که عشق چنین نیست!
عشق اصولا در شرایط فراق میبالد و تداوم پیدا میکند.
در حالی که مهر در غیاب دلدار، به امری خفیف و ضمنی تبدیل میشود.
#مهرنسک
#شروین_وکیلی
این نکته را باید درنظر داشت که دوقطبی کوچگرد_یکجانشین به دو الگوی سازماندهی اجتماعی اشاره میکند، نه دو مرحله تاریخی از تکامل جوامع انسانی.
یعنی در همه جوامع از کوچگردی اولیه گرفته تا جوامع مدرن این دو الگوی فهم متفاوت از مهر وجود دارد.
#مهرنسک
#شروین_وکیلی
ارتباط مردان با زنان، تاحدودی فارغ از «زمان» و از اینرو کامجویانه است و در «اکنون» بیشتر تمرکز یافته و بر الگوهای بیشینه کردن لذت_قدرت تاکید دارد. درباره زنان اما «زمان خطی» که با «زبان» پیوند دارد، کل رابطه را در خود میپوشاند و آن را از نو سازماندهی میکند.
در ارتباط از دیدگاه زنانه این بقا_معناست که باید بیشینه شود و این در ارتباط با «گفتار» ممکن میشود.
#مهرنسک
#شروین_وکیلی
مهر
وقتی به ساحت اجتماعی وارد میشود، در تاروپود روابط قدرت حل میگردد و اغلب در همین روند منحل میشود و جای خود را به اجبارهای جمعی و هنجارهای نهادین میدهد.
ارتباط نزدیک و تنگاتنگ من و دیگری به امری اجتماعی تبدیل میشود و مانند سایر رخدادهای جمعی، در «زبان» و «مناسک گروهی» رمزگذاری میشود.
#مهرنسک
#شروین_وکیلی
روابط نهادی در شکل پایه تکاملیشان اصولا با همین تغذیه از مهر دو نفره پدیدار شدهاند و میتوان گفت که هم در مسیر تکامل گونه و هم در جریان تکوین فرد، مهر دونفره است که با ارتقا به سطح اجتماعی و سه نفره شدن نهاد را پدید میآورد.
#مهرنسک
#شروین_وکیلی
اغلب «پیوند» و «بند» باهم اشتباه گرفتهمیشوند و این پیامد تداخل مفهومهای «مهر» و «عشق» است. به همینخاطر بسیاری از نظامهای نظری سنتی،برای آنکه بر آزارها و اختلالهای قید و بند غلبه کنند، به اشتباه «مهر» را نفی کردهاند.
در دنیای پیشامدرن نگرشهای رواقی و ادامهشان در مسیحیت از یکسو، و آیین بودا و تداومش در سنت زهدگرای صوفیانه از سوی دیگر، نماینده چنین نگرشی هستند.
در جهان مدرن همین نگرشها در قالبهایی نو بازتولید شدهاند. با این تفاوت که آفتهای قید و بند به کلیت نهاد تعمیم یافتهاند.
یعنی موازی با کلبیگری یونانی و قلندری ایرانی، نسخههایی مانند آنارشیسم و کمونیسم پدید آمدهاند که قانون نهاد_بهویژه در بافت خانوادگی را نفی میکند،
اغلب با این هدف که سیطره نهادی مستبدتر مثل حزب را بهجای آن بنشاند.
#مهرنسک
#شروین_وکیلی
در فاصله چهارصد ساله میان فردوسی و حافظ، معنای «مهر» به تدریج به حاشیه راندهشد و «عشق» جایگزین آن شد. چنانکه عشق در شعر حافظ تقریبا همان بسامدی را دارد که مهر در شعر فردوسی و برعکس.
با اینحال همچنان دلالتهای منفی در پیوست با مفهوم عشق در شعر حافظ باقی ماندهاست و آن سویه مینوی و پاکیزه مهر که در قرن چهارم میدیدیم، در شعر حافظ نیز باقی است.
#مهرنسک
#شروین_وکیلی
با مرور کاربردهای مهر و عشق در زبان پارسی طی هزاره گذشته معلوم میشود که این واژهها دو سویه متفاوت از هیجان و عاطفهای یکسان را نمایندگی میکردهاند.
در ابتدای کار و در قرن سوم و چهارم هجری چنین مینماید که کلمه مهر بیشتر رواج داشته و در اشعار کسانی به کار گرفته میشده که نگاهی فیلسوفانه داشته و به همینخاطر لقبشان «حکیم» بودهاست.
#مهرنسک
#شروین_وکیلی
واژه عشق در مقابل(مهر)، کاربردی بسیار جدیدتر دارد و نخستین کاربردهای صریح و جاافتاده آن به قرن دوم و سوم هجری مربوط میشود و تا چندی پیش نظر غالب بر این بود که از ریشهای سامی گرفتهشده به معنای «چسبیدن» و «متصل شدن» . از بن «عَشَق» واژگانی بسیار نادر در زبانهای سامی داریم و مشهورترین نمونهاش گیاه عشقه است که انگلی است که بهخاطر چسبیدن به میزبان چنین اسمی پیدا کردهاست.
در غیاث اللغات آمده که کلمه عشق از عشقه گرفته شده و این از آن روست که عاشق نیز به جنونی دچار میشود و عشق مثل انگلی بر دلش میپیچد و او را خشک و زرد میکند.
با این حال این ریشهها بیشتر جعلی بهنظر میرسند. نام اصلی و رایجتر این گیاه در عربی لبلاب است و اصولا بومی مناطق گرمسیری و بیابانی نیست و در عربستان به شکل وحشی یافت نمیشود.
از سوی دیگر بیشتر بهنظر میرسد به خاطر اینکه گیاه میزبان را در آغوش میکشد به آن عشقه گفتهباشند و بعید است اسم عاطفه و هیجانی مهم، بر اساس نام گیاهی انگلی شکل گرفتهباشد.
اسم اصلی این عاطفه در زبان عربی «محبت» است از ریشه «حبب» و در زبانهای سامی دیگر هم نشانی از آن نمیبینیم.
#مهرنسک
#شروین_وکیلی
در همین زمان دوردست(چهارده قرن پیش از میلاد)، میترا یا مهر، ایزدی بوده که دو مفهوم بسیار مهم را نمایندگی میکردهاست:
عشق_محبت
و
عهد_پیمان
را.
بههمین خاطر نامش به درستی انتخاب شدهبود، چون همین دو عامل است که ارتباطها را میان آدمیان استوار میسازند و «ابزار همبستهساختن» من و دیگری است.
بدین ترتیب مفهوم«مهر» و کلمهاش از میان هزاره دوم پیش از میلاد در سراسر پهنه ایرانزمین رواج داشته و شگفت آنکه این نام در سراسر این تاریخ طولانی کمابیش دستنخورده باقی مانده و تا امروز هم بسامد چشمگیر خود را در زبان پارسی دری حفظ کردهاست.
#مهرنسک
#شروین_وکیلی
خارج از طرز خرد هیچ نشایست ستود
باغ جنت اگر این میوه در آن نیست چه سود؟
#شروین_وکیلی
این نکته که جمشید در اساطیر ایرانی جامع صفتهایی متضاد و دوگانه است(نام او نیز دوقلو و دوگانه معنا میدهد)، میتواند تداوم دوقطبی بودن شخصیت او دانسته شود:
✔️او از سویی فرهمندترین شاه است و از سوی دیگر، بیفرهترین.
✔️دورانش با بیشترین نیکبختی برای مردمان همراه است، اما زوالش با ظهور بدترین بدبختی برای ایرانیان، یعنی ضحاک، همراه میشود.
✔️او تفکیک کننده طبقات و گردآورنده فره ایشان در خویش است و کسی است که هرسه فره را از دست میدهد.
✔️و کسی است که بین جهان زندگان و مردگان و خداپرستی و کفر و بیماری و درمان در نوسان است.
جمشید نمادی است از دوگانگیهای اخلاقی و معنایی که در شخصیت همه انسانها وجود دارد و در شخصیتهای بزرگ به نمودی افراطی بدل میشود.
این نکته که برای کشتن جمشید، او را از میان به دو نیم تقسیم میکنند، شاید اشارهای هوشمندانه به این حقیقت باشد که هر هسته معنایی از دو قطب متضاد تشکیل یافتهاست، که اگر از هم جداشوند، مرگ آن معنا را بهدنبال دارند.
#اسطورهشناسی_پهلوانان_ایرانی
#شروین_وکیلی
در روایات پهلوی آمدهاست:
در شهریاری جمشید، نه سرما بود، نه گرما،نه پیری، نه مرگ و نه رشک دیوآفریده…این چنین بود پیش از آنکه او دروغ گوید و دهان به سخن دروغ بیالاید!
#اسطورهشناسی_پهلوانان_ایرانی
#شروین_وکیلی