4535
دین، حوزه و روحانیت @Rezataran ارتباط با من نامههای حوزوی یک کانال شخصی است، انتشار مطالب جهت طرح مساله و گفتگو است و به معنای تایید نیست.
🔺رونمایی از کشتی قرآن مطلا با واکنش های منفی فراوانی در شبکه های اجتماعی روبرو شده است این کشتی سه متر طول و سه متر ارتفاع دارد وزن آن 70 کیلو و از جنس برنز و طلا است.
@namehayehawzavi
⚡️اگر بار دیگر این فضای مجازی سبب اغتشاش شود، مردم دیگر شماها را نخواهند بخشید.
✔️آیت الله مکارم شیرازی🔻
🔹فضای مجازی که به تازگی رفع فیلتر شده تمام اختیارات آن به دست صهیونیست هاست و به ایرانی ها نیز اجازه داده که وارد آن شوند که این خود به نوعی نوکر بی اختیار بودن صهیونیست هاست. اگر بار دیگر این فضای مجازی سبب اغتشاش شود، مردم دیگر شماها را نخواهند بخشید.
🔹شما بگویید که کسی در کشور معصوم نیست و قابل نقد هستند دیگر چکار به زمان معصومین دارید و این کار و حرف شما چه ضرورتی دارد؟
🔹در شرایط کنونی کشور که نیاز مبرم به وحدت داریم و از طرفی هم تضعیف قوای سه گانه کشور به مصلحت نیست، این گونه حرف زدن جامعه را ملتهب می کند و باعث دردسر بیشتر برای دولت می شود.
🔹شما مسئول کشور کار اصلیتان انجام این سه کار مهم برای کشور است، اول جلوگیری از گرانی، ایجاد اشتغال خصوصا برای جوانان تحصیل کرده و اصلاح فضای مجازی به گونه ای که همه مشکلات مردم را حل کند و مفاسد کنونی را نیز نداشته باشد.
@namehayehawzavi
⚡رئیس جمهور شدن زن مانعی ندارد
⚡ علمای نجف هرگز حاضر نشدند کمکی را از دولت بپذیرند
⚡ عرفانی که خبر از غیب دهد در مکتب اهلبیت وجود ندارد
⚡ عراق امن شود علاقمندان حوزه نجف را ترجیح خواهند داد
⚡️حکومت ها دوست دارند مدعیان مرجعیت زیاد باشند تا مراجع ضعیف شوند
✔ آیت الله فیاض از مراجع تقلید ساکن نجف در گفتگو با شفقنا🔻
🔹بیش از هزار سال پیش حوزه بزرگ نجف تأسیس شد و علمای ما تمام مصائب حکومت وقت را تحمل و استقلالیت این حوزه را حفظ کردند، حوزه نجف مربوطه به دولت، احزاب سیاسی و حتی احزاب دینی نیست در واقع مربوط به هیج حزبی نیست، این حوزه در سیاست، در نظام تعلیم و در اقتصاد مستقل است. علمای ما فقر شدیدی را تحمل کردند، دولت حاضر است از نظر مالی به حوزه کمک کند، اما علما هرگز حاضر نشدند کمکی را از دولت بپذیرند و همچنان هم کمکی از دولت نخواهیم پذیرفت.
🔹بر زن حفظ حجاب، عفت، کرامت و شرف واجب است و زن باید کرامت و شرف خود را حفظ کند، اما این بدین معنا نیست که کار نکند، کار برای همه خلایق است. کار کردن زن با حفظ حجاب، عفت، نجابت، کرامت و شرف، مانعی ندارد و هر کاری می تواند، انجام دهد؛ حتی به نظر من رییس جمهور هم شود، مانعی ندارد.
🔹زن چه تفاوتی با مرد دارد؟! در حال حاضر تجربه ثابت کرده که زنان بیشتر از مردان در کار هستند، مثلا در دانشگاه اهتمام دختران بیشتر از پسران است. اگر زنی درس بخواند و مرجع شود، چه عیبی دارد. زن مگر بشر نیست؟!
🔹در حال حاضر عرفانی بین مردم متعارف شده است که هیچ اصل و اساسی ندارد، ادعا و إخبار از غیب، هیچ اصل و اساسی ندارد. این آقا یا آن آقا خبر از غیب می دهد، می گویند عرفان است اما اینها عرفان نیست، عرفان، علوم اهل بیت ع فقه اهل بیت ع و اصول اهل بیت ع هستند. اگر چنین عرفانی اصل داشت، اهل بیت ع آنها را برای مردم بیان می کردند، همانطور که احکام فقهی را بیان کردهاند.
🔹با تحصیل آن{فلسفه} مخالفم. برای این که تضییع وقت است، طلبه سهم امام را در حوزه مصرف کند و این دروس را بخواند!؟.
🔹حکومت ها موافق هستند که عده ای ادعای مرجعیت کنند چون در این صورت است که مرجعیت تضعیف می شود. هر حکومتی مخالف با مرجعیت هست چون مرجعیت مستقل است و مربوط به دولت نیست لذا نمی خواهد که مرجعیت در مقابل آنها باشد
🔹زمانی که صدام از بین رفت بیشتر از هزار طلبه نداشت، اما اکنون حدود ۱۵ یا ۱۶ هزار طلبه در نجف حضور دارند، طلبه مبتدی کم قبول می شود و طلبه هایی که در این حوزه قبول می شوند باید در سطوح بالاتر و عالی درس بخوانند. مطمئنم اگر روزی اوضاع عراق امن شود، همه دنیا نجف را مقدم بر سایر حوزه ها می دانند چرا که حوزه نجف در فقه و اصول بسیار جلوتر از حوزه های دیگر است و قیاسی با هم ندارد.
🔹ما اهل کتاب را طاهر می دانیم و در ارتباط با غیر اهل کتاب احتیاط اختیار می کنیم. انسان احترام دارد، باید در معاملات و اخلاق با آنها به خوبی رفتار کرد.
@namehayehawzavi
http://yon.ir/AlIqZ
🔺مهدی نصیری در گفتگو با مباحثات: نه با عقل مشکل داریم نه با استدلال، با فلسفه اسلامی موجود که میراث ارسطو و افلاطون است مخالفیم.
🔹مشاهده نسخه کامل گفتگو
yon.ir/JjYql
@namehayehawzavi
🔺نقد ناپذیری معصومین(ع)
🔹آیت الله سیدعلی میلانی
@namehayehawzavi
⚡مدام می خواهیم ورشکستگی صنعت خودرو را عقب بیندازیم
⚡ سرمایه گذاران را زالو صفت معرفی کردیم و از کشور رفتند
⚡ باید زمینه برای بازگشت نخبگان و متخصصین ایرانی فراهم شود
✔ آیت الله علوی بروجردی در دیدار مسئولین شرکت سایپا🔻
🔹الان صنایع در دنیا دیگر اینطور نیست که مرزها مثل دیوار باشند و آنطور که ما در داخل کشور خودمان محبوس کردهایم، خودشان را محبوس کرده باشند، بلکه اقتصاد اقتصاد جهانی است و عرضه عرضۀ جهانی. آنها این مشکلات ما را در خصوص مواد اولیه ندارند، مشکلات بانکی ما را ندارند و حتی امکانات تحقیقاتی برای این کار دارند. آن وقت تازه ما میخواهیم با آنها رقابت بکنیم و این رقابت به داخل مملکت ما هم کشیده میشود؛ یعنی من هم که میخواهم اتوموبیل بخرم، به اتوموبیل شما و اتوموبیلی که کرۀ جنوبی یا ژاپن ساخته است نگاه میکنم و اینجا اگر واقعاً مسئلۀ گمرک و این اضافهای که میگیرند به داد شما نرسد، فروشی نخواهید داشت. این صنعت، صنعت مریضی است. صنعت سالم صنعتی است که تمام خودروهای دنیا وارد ایران شود و هیچ گمرکی هم بابت آن نگیریم، درعینحال محصول شما فروش برود اگر هم عدهای در ایران هستند که دلشان میخواهد محصول خارجی استفاده کنند، آن وقت به کسانی تکیه کنیم که در خارج از ایران دلشان میخواهد از محصولات ما استفاده کنند. این صنعت وقتی به این مقام برسد، صنعت خوبی است که میچرخد، وگرنه صنعتی است مریض در یک اقتصاد مریض و ورشکسته. ما مدام میخواهیم این اعلام ورشکستگی را عقب بیندازیم. بعد هم دلمان میسوزد که اینهمه مجموعه مشغول کارند و اینهمه مجموعه از این صنعت نان میخورند و ما یکمرتبه همۀ اینها را میخواهیم بیکار کنیم. این واقعیت کار ما است.
🔹ما از این اقتصاد دولتی شروع کردیم. آن موقع زمان جنگ بود، فشار بود، تحریم بود و هرچه بود، اقتصاد دولتی را شروع کردیم و همه چیز دست دولت بود. ابتدا کارخانههایی را که افراد داشتند، از آنها گرفتیم. این کار اشتباه بود. ما باید آن کسانی را که هنر داشتند و این کارخانهها را سرپا کردند و متخصص بودند، بهکار بگیریم. قبلاً حکومت دیگری بود و آنها خودشان را با آن حکومت هماهنگ میکردند و حالا باید خودشان را با ما هماهنگ کنند. در دنیا وقتی رئیسجمهوری میآید، هدفش زیروروکردن همۀ کارمندها نیست. همهجای دنیا دمکراسی هست. نباید فکر کنیم سرمایههای کشور فقط پول و طلاست. سرمایۀ ما مغزهای ما است، اقتصاد یک ارزش است، سرمایه یک ارزش است و سرمایهگذار یک ارزش است. ما این سرمایهگذار را بهعنوان یک زالو معرفی کردیم و سرمایه را ضد ارزش شناختیم؛ پس نتیجه این شد که آنها رفتند. سرمایهگذارهای ما الان در نقاطی از دنیا درخششهایی دارند و سرمایههای عجیبی. برخی از آنها را میشناسیم.
🔹همین شوروی سابق را ببینید که الان صنایع اتوموبیل و صنایع هواپیمایش از نظر بینالمللی در چه درجه و جایگاهی نسبت به ممالکی که دارای اقتصاد آزاد هستند قرار دارد. آن زمانی که سایپا سرپا شده بود، کرۀ جنوبی در چه وضعیتی بود؟ الان کره در ماشین و لوازم خانگی و لوازم الکترونیکی در دنیا حرف برای گفتن دارد. این پنجاه سال آنها چه کردند و ما چه کردیم؟ خوب راه اشتباه بوده است. آدم عاقل کسی است که با شهامت و شجاعت اشتباه را متوجه شود و بعد برگردد و آن را تکرار نکند.
🔹در سفری که به مکه مشرف شدم، کاروانی از امریکا میآمد. شخصی به نام آقای موسوی که با ما آشنا بود، کاروانی چهارصد یا پانصد نفره از لسآنجس آورده بود. چند شبی پیش آنها بودم. افرادی که از امریکا آمده بودند، 27 نفرشان در ناسا کار میکردند که ایرانی هم بودند. هفده نفرشان حق سفر به ایران را هم نداشتند. آنها شبها دور ما جمع میشدند. ایرانی هر کجای دنیا برود، ایرانی است و دست از اعتقاد و اصالتش برنمیدارد. ما نباید به ظواهر افراد توجه کنیم. همین افراد در آنجا از چه زندگیهایی با همان عقیده، گذشتهاند. مکرر از همان افرادی که از سطوح بالا بودند و در ناسا کار میکردند و حق مسافرت به ایران را هم نداشتند، میشنیدم که اگر امکانات کارشان در ایران فراهم باشد، یک لحظه درنگ نخواهند کرد و به ایران برخواهند گشت. من به خارج از ایران زیاد سفر کردهام؛ اما به یک ایرانی در بیرون از ایران برنخوردم که دلش خوش باشد که از ایران رفته است. همهشان دنبال برگشتن به ایران هستند. آنهایی که نمیتوانند برگردند یا مشکل دارند، اصلاً ایران در ذهنشان کابوسی شده است. ما این علایق و این سرمایهها را در افراد داریم. آن وقت این شرایط اقتصادی در مملکت انصافاً درست نیست. بعد هم میخواهیم نظام خودمان را بهعنوان مکتب امیرالمؤمنین علیه السلام و مکتب شیعه معرفی کنیم؛ اما با این اقتصاد لنگ جور درنمیآید.
@namehayehawzavi
⚡️روحانیت در عرصه بین المللی و داخلی با چه مسائل اصلی مواجه است؟
✔️از آقایان محمدجواد فاضل لنکرانی، سیدمهدی واعظ موسوی و کاظم قاضی زاده پرسیدم در سطح جهانی و داخل کشور روحانیت با چه مسائلی مواجه است پاسخ ها🔻
🔸محمدجواد فاضل لنکرانی🔻
🔹دینداری یکی از مسائل کلانِ پیش روی روحانیت است. عدهای در دنیا برای دینزدایی اتحاد کردهاند و شاید مهمتر از این مسئله نداشته باشیم. در ریشهیابی داعش و طالبان و تمام قضایایی که در سالهای اخیر به وجود آمدهاند به دینزدایی میرسیم. آنها فقط دنبال اسلامهراسی نیستند؛ بلکه دنبال دینزدایی هستند. به نظر میرسد سرمایهداران اصلی هدفشان دینزدایی است. حال اگر ریزتر شویم دنبال این هستند که اساس خانواده را از بین ببرند؛ البته یکی از راههای دینزدایی مبارزه با خانواده است. یک روز ازدواج سفید را باب میکنند روز دیگر مسائل دیگری باب میکنند. دنیا دنبال ترویج فساد و ریشهکن کردن اخلاق است.
🔹روحانیت در داخل کشور باید دین مردم را حفظ کند. نباید تدین به وسیلة بیتدبیری ما روحانیان ضربه بخورد باید از آن مراقبت کنیم. درست است که در رأس این حکومت یک فقیه جامعالشرایط قرار دارد؛ ولی مردم باید بدانند که نابسامانیها مربوط به روحانیت نیست.
🔹متأسفانه شفافسازی صورت نمیگیرد باید بگویم که در میان اختلاسکنندگان یک طلبه یا آخوند که مسئول مستقیم باشد، نمییابید. ممکن است رئیس یک مجموعهای سر یک آخوندی کلاهی گذاشته باشد و از او سوءاستفاده کرده باشد؛ ولی چه کسی برای اختلاس سه هزار میلیاردی برنامهریزی کرده است و در یکی از کشورهای خارج از کشور زندگی میکند؟
🔹مردم همة این مسائل را از چشم روحانیت میبینند. مردم تصور میکنند هر کس که طلبه و روحانی است نقشی در حکومت دارد. در حالی که بیش از 80 درصد طلاب در همان حوزهها مشغول درس و بحث و نماز جماعت و منبر و تحقیق هستند. شاید تعداد شاغلان روحانیت به بالای ده درصد هم نرسد.
🔸سیدمهدی واعظ موسوی🔻
🔹به نظر میرسد مسئلة بشریتِ اخلاق است و چون اخلاق آسیب دیده است در جهات مختلف دیگر خود را نشان میدهد و اگر سردمداران جوامع بشری بتوانند اولاً خود و تشکیلات پیرامونی خود را از نظر اخلاقی ساماندهی کنند میتوانند جامعه را از این آسیبهایی که وجود دارد به سلامت عبور دهند.
🔹اخلاق در معنای کلمه هم در حاکمان و سردمداران و ادارهکنندگان نظامات اجتماعی جهان و هم در لابیگرانی که با زمینهچینیها و مقدماتی آنها را سر کار میآورند عنصر نایابی شده است. به تبع اخلاق در جامعه هم لطمه میبیند و وقتی اخلاق در جامعه لطمه دید رفاه و آسایش و آرامش و اعتماد به افراد و مسائل دیگر خود به خود آسیب خواهند دید؛ بنابراین دغدغهمندان مسائل اجتماعی باید رکودهای اخلاقی و گرفتاریهای به ویژه قشر جوان در مسائل اخلاقی را درمان کنند
🔸کاظم قاضیزاده🔻
🔹در مسائل داخلی به نظرم یکی بحث عدالت و دیگری بحث حقوق شهروندی است. به نظرم عدالت را باید در سه بعد یکی عدالت سیاسی و دیگری عدالت اطلاعاتی و دیگری عدالت اقتصادی در نظر گرفت.
🔹عدالت سیاسی به این معناست که کسانی که امکان رشد در جامعه دارند و همة کسانی که میتوانند به مناصبی به لحاظ تواناییها و استعدادهایشان دست پیدا کنند عادلانه به این مناصب برسند و قدرت در دست گروه خاص یا اندیشة خاص نباشد؛ اگر عدالت سیاسی نباشد حاکمان بخشهای مختلف اجرایی و پژوهشی و فرهنگی و غیره افراد کم استعداد با گرایشات خاص یا با ارتباطات خاص میشوند. این مشکل در کشور ما جدی است.
🔹عدالت اطلاعاتی را باید امری جدی دانست و در حوزة ارتباطات اقتصادی و عدالت اقتصادی باید پشتوانة عدالت اطلاعاتی را هم در نظر گرفت. بعضیها از رانتهای اطلاعاتی در کشور ما بهرهمندیهای خاصی داشتند که همة مردم نداشتند؛ بنابراین عدالت سیاسی و عدالت اطلاعاتی و عدالت اقتصادی همیشه مطرح بوده است.
🔹در بحث حقوق شهروندی باید به مسئلة شهروند به عنوان یک شهروند نگاه جدید فقهی داشت. در فقه سیاسی معمولاً بحث دارالاسلام مطرح میشود و هویت اسلامی در احکام سیاسی مطرح بوده است؛ ولی در جامعة امروز که مالیات را از همة افراد میگیریم و مرزها را به رسمیت میشناسیم و شناسنامههای ملی را به رسمیت میشناسیم حقوق شهروندی مطرح میشود و باید این بخش مورد توجه قرار گیرد و احکام نیز به لحاظ نظری و نوع مواجهههای مختلف با ابعاد حقوق شهروندی مورد توجه قرار گیرد.
🔹در سطح عموم مردم مهمترین مسئله، معیشت و اخلاق است. در باب حوزویان و طلاب، معیشت و تحصیل و اخلاق هر سه مطرح است شاید اخلاق با توجه به فرآیند کلیای که در حوزههای علمیه دیده میشود کمتر حساس باشد؛ ولی بحث معیشت و اخلاق در سطح جامعه و معیشت و تحصیل و در رتبة بعد اخلاق در میان طلاب و حوزه باید مورد توجه باشد.
🔸متن کامل در مجله خیمه.
@namehayehawzavi
⚡️نهاد روحانیت مرتب در حال از دست دادن سرمایه اجتماعی خود است
✔️مقصود فراستخواه در گفتگو با شفقنا 🔻
🔹یک مشکل برخی از علمای دین بی اعتنایی به “تغییر” است مثل اینکه هنوز بخشی از آنها از تغییر در این عالم بی خبر هستند، شاید قدرت و مادیات و جسمانیت سبب شده است که اصلا به این تحولات توجه ندارند. من در مجموع با مطالعاتی که یا خود انجام داده ام یا خوانده ام فکر می کنم که طبقات متوسط جدید شهری، بخش بزرگی از تهی دستان شهری، بخش بزرگی از تنگ دستان در جامعه و بخش بزرگی از جامعه به نوعی به برخی علمای دینی بی اعتماد شدند و گاهی هم نمی توانند بین علمای دین مستقل و علمای دین حکومتی تفکیک دهند و در نتیجه متاسفانه بعضا به اصل علمای دینی بدبین و بی اعتماد شدند، یعنی می توانم بگویم که نهاد روحانیت مرتب در حال از دست دادن سرمایه اجتماعی و اعتماد جامعه و پیوند طبیعی خود با مردم ومسؤولیت های اجتماعی وبیان وعملکرد اصیل ومردمی است.
🔹اساساً نخبه گرایی به طور کلی کاهش پیدا کرده است، جامعه، شهرنشینی و سواد مردم در حال رشد است. در اوایل انقلاب، متوسط سال های تحصیل در ایران در میان افراد بزرگسال (۱۵ سال به بالا) ۲ الی ۵/۲ سال بود و اکنون متوسط تحصیلات در ایران قریب به ۱۰ سال است. جامعه ای که چندین میلیون دانشجو و دانش آموخته دارد و تحصیلات، سواد، شهرنشینی و ارتباطات در آن توسعه پیدا کرده، به طور کلی دیگر نخبه گرایی به معنای قدیمی کلمه وجود ندارد، مثلاً اینگونه نیست که فرد مانند گذشته مقلد شود و در مورد همه مسایل به مرجع مراجعه کند و راه حل تمام مسایل زندگی خود را از او بخواهد. حتی در اوایل انقلاب بحث تجزی در اجتهاد مطرح شد که اجتهاد هم تخصصی است و هر فقیهی نمی تواند در مورد همه مسایل فتوا دهد و یک فقیه در یک حوزه های خاصی از مسایل دینی می تواند فتوا را داشته باشد و افراد آگاهانه می توانند به او مراجعه کنند و به عنوان متخصص از دیدگاه تخصصی او به عنوان عالم دینی استفاده کنند.
🔹گروه های مرجع در حال دگرگونی هستند. یک زمانی گروه های مرجع قدیمی بود که علمای دین هم بخش مهمی از این گروه های مرجع بودند، در حال حاضر گروه های مرجع جدید و رقیب و آلترناتیو به وجود آمده از جمله دانشگاهیان، متخصصان، روشنفکران و روزنامه نگاران طبقات جدید فکری، تخصصی و حرفه ای و حتی به معنای عام کلمه هنرمندان و کسانی که سلبریتی هایی در جامعه از طریق مباحث فرهنگ و هنر راه می اندازند. به این بیفزایید گروه های قدیمی در شکل وشمایل مثل نوحه خوان ها و مداحان که زمانی، فرعی برای روحانیت بودند ولی در حال حاضر رقیب روحانیان هم شدند و بسیار عجیب است که مجلس بعضی از آنان برای توده مردم پر رونق تر از مجلس تعلیمات دینی یک عالم دینی شده است. در مجموع متأسفانه اصالت در روحانیت به معنای علم دینی، تعلیمات دینی، تربیت دینی و پاسخگویی به مسایل دینی مردم وانجام مسؤولیت های مردمی اجتماعی در حال فروکش است وعلت آن تأثیر سیاست و حکومت است.
🔹به نظر من برخلاف تصور ، در حال حاضر بخش بزرگی از اعتماد جامعه معطوف است به علمای دینی که تا حد زیادی سالم و مستقل ماندند و به دور از غوغاها و دعواهای سیاسی هستند و اگر هم حساسیتی به مسیال اجتماعی و سیاسی دارند، از باب عدالت و حقوق بشر ومظالم اجتماعی است و وابستگی به حکومت ندارند و فقط از منظر دینی به مسایل حقوق اجتماعی، عدالت، زندگی مردم، رفاه و اخلاق اجتماعی توجه دارند. در حال حاضر مراجعی مورد توجه مردم قرار می گیرند و از آنها تبلیغ می شود و به طور اصیل در دل جامعه بیشتر جا دارند که مستقل تر هستند و می توانند مستقل از حکومت کار مرجعیت دینی خود را انجام دهند و پاسخگویی به مسایل دینی و تعلیمات دینی واحساس مسؤولیت اجتماعی نسبت به بی عدالتی ها وسلب حقوق انسانی مردمان دارند.
@namehayehawzavi
🔺گفتگو با محمدجواد فاضل لنکرانی، سیدمهدی واعظ موسوی، کاظم قاضی زاده از جمله مطالب پرونده «روزآمدی روحانیت» در شماره جدید خیمه است.
@namehayehawzavi
آیت الله مکارم شیرازی: تمام اختیار فضای مجازی در اختیاردیگران است و به تمام معنا انسان را برده خود می کنند،باید سالم سازی کرد،این که میگویند باز هم این فضا باز می شود مجددا عده ای فتنه گری خواهند کرد.
Читать полностью…
🔺پرویز داودی رئیس دفتر مجمع تشخیص مصلحت نظام می گوید سفر درمانی آیت الله هاشمی شاهرودی به آلمان به توصیه موکد پزشکان و برخلاف میل آیت الله هاشمی شاهرودی انجام شده است.
@namehayehawzavi
✔️چه قرابتی میان "استاد ملکیان" و "آیت الله سیدان" وجود دارد؟🔻
🔸مهدی صدفی
🔹کسی که با این دو بزرگوار آشنایی مختصری داشته باشد و از نزدیک آنها را دیده باشد، میتواند درجه قابل قبولی از صدق گفتار و نفس سلیم را در آنها بیابد. هر دو در فضای عنکبوتگرفته پیرامونشان منادی منش تروتازهای هستند. اما آنچه آن دو را از وجهه درونیتری بهم پیوند میزند، ضدیت با روح فلسفه و تمسک به چیزی است که در فضای سادهاندیشی امروز خریدار بسیار دارد. چیزی که کف جامعه بهتر با آن ارتباط برقرار میکند، کفی که از بافتههای خیل عظیمی از بظاهر نخبگان خسته شده. ملکیان زمانی نابغه حوزه علمیه بود و در جمع محدود و نخبگانی مصباح زبانزد. کسی که امتحان علمی ورود به حلقه مصباح را برگزار میکرد و به زبان انگلیسی و فلسفه غرب آشنایی خوبی داشت. متأسفانه ایشان با پشتکار ستودنی فلسفه غرب را مطالعه کرده بود و حوزه علمیه که نیازمند دانستن افکار جدید بود از کانال ایشان با غرب آشنا میشد.
🔹افست تاریخ فلسفه ۴ جلدی ایشان هنوز هم در کتابفروشی های قم پیدا میشود. نبوغ او توانسته بود نکات زیبایی را از فلسفه استخراج کند و با بیان زیبای ایشان قوت متن را دوچندان کند. اما از بد حادثه در فلسفه نبوغ و پشتکار شاید شرط لازم باشد اما مسلما کافی نیست. در فلسفه آن هم فلسفه غرب استاد نیاز است، وگرنه انسان ره به مقصود نخواهد برد و در سطح آن خواهد ماند. امروزه برای هر کسی که دستی بر آتش فلسفه غرب داشته باشد، واضح است که ملکیان دل در گرو فلسفه نداشته است و هر روز بیش از دیروز در روانشناسی فرو میرود.
🔹او که زمانی استاد بلامنازع فلسفه غرب و پرچمدار آن در حوزه علمیه قم بود، مذاق فلسفه تحلیلی را بر صدر پژوهشهای حوزوی نشاند. گرچه با عبور از دوره غولهای فلسفه اسلامی، صورت نوپدید منطقی فلسفه اسلامی به فلسفه تحلیلی پهلو میزند، اما تا فلسفه قارهای غرب درست در حوزههای علمیه جا نیفتد، سخن گفتن از شناخت ماهیت غرب و علوم انسانی برآمده از این هویت بیمعنا خواهد بود و فلسفه روز به روز تحلیل خواهد رفت و نگاههای تفکیکی برصدر معارف آن خواهد نشست. ملکیان هر چند حوالت حوزه را در تقویت مکتب میبیند و البته خود را جدا از آن میداند، هنوز نپذیرفته است که خود بیش از هر کسی با تبیین نادرست از فلسفه به این امر دامان زده است.
@namehayehawzavi
✔️احکام خداوند ظالمانه نیست اما دلیل نمی شود فهم و برداشت از دین ظالمانه نباشد🔻
🔹ابوالقاسم فنایی
🔹ما می دانیم که احکام خداوند ظالمانه نیست، اما این علم موجب نمی شود که فهم و برداشت ما از متون ظالمانه نباشد. ممکن است ما خطا کنیم و از دل متون دینی حکم ظالمانه ای را استنباط کنیم و به خدا نسبت بدهیم. برای جلوگیری از این خطا ما موظفیم برداشت خود از متون دینی را با معیار عدالت بسنجیم و موزون کنیم. حکمی که در صدر اسلام و دنیای قدیم عادلانه بوده، لزوما در همه دنیاها عادلانه نیست. علم غیب ِخداوند نمی تواند«عدلِ زمانه» را به «عدل فراتاریخی» تبدیل کند. تشریع دین کار خداوند است و ساحت مقدس او از خطا منزه است، اما فهم دین کار انسانهای جایزالخطایی است که برای تصحیح خطاهای معرفتی خود نیازمند معیارهای پسینی هستند
🔸ابوالقاسم فنائی،اخلاق دین شناسی، ص479.
@namehayehawzavi
2✔️تبلیغ ما در عرصه بین الملل از جنس قمپوز درکردن است؟!🔻
🔸قسمت دوم
🔸سیدمحمد ذوالفقاری
🔹عمده فعالیتهای ما در عرصه بینالملل از جنس قمپوز است. به مدد گزارشهای اداری مسئولپسند و سایتهای خبری حریص از کاه کوه میس.ازیم و هنرمان این است که دیگران را از فعالیت انجام نداده بترسانیم.
🔷 فعالیت در عرصهی بین الملل حداقل نیازمند دو سطح از امکانات سخت افزاری و نرم افزاری است که ما در هر دو ضعف جدی داریم. در حقیقت امکانات سخت افزاری تبلیغی ما در عرصه بین الملل برخلاف تبلیغات دروغین دشمن معاند و دوستان ناآگاهِ بدتر از دشمن، آنچنان محدود است که در مقایسه با رقیبان در حد صفر است. اگر گاهی گوشه کناری موفقیتی حاصل میشود به مدد مجاهدت و فداکاری مبلغان بی ادعایی است که با قدرت ایمان کار میکنند.
🔷درد آورتر از مباحث سخت افزاری موضوع توان نرم افزاری است. وضعیت تولید فکر، اندیشه، ایده و خلاقیت تبلیغی ما چگونه است؟ پس از سالها مجموع کتب ترجمه شده و منتشر شده ما به زبانهای مهم دنیا چه مقدار است؟ توان توزیع کتب ما در بین الملل چه میزان است؟ توان ما در عرصه سایبری و تبلیغ در فضای مجازی در عرصه بین الملل چیست؟ چه تعداد از فیلمهای تبلیغی و مذهبی ما امکان پخش و تعامل با مخاطب در عرصه بین الملل را دارد؟ اصلا یک مبلغ به چه مقدار از فیلم های مذهبی تولید صدا و سیما یا سینمای ایران دسترسی دارد؟
🔷تجربه تلخ خود من برای به دست آوردن چند فیلم مذهبی مانند یوسف پیامبر با دوبله یا زیرنویس فرانسوی قصه پر غصه ای از بی همتی، تنبلی، بی عرضگی و بیخیالی عدهای حراف است که زحمات و پیگیری های عدهای دلسوز را نابود و بیثمر میکند. یادم نخواهد رفت خودم و همکارم در روابط عمومی المصطفی برای به دست آوردن چند فیلم چقدر در قم و تهران از این اداره به آن اداره و از این آدم به آن آدم پاس داده شدیم وآخر هیچ.
🔷مقدار فهم ما از اقتضائات جهانی و فهم ما از زبان دنیا چیست؟ با مردم دنیا با زبان و ادبیات خودشان باید سخن گفت. ادبیات موجود در قم علی رغم تمام قوتها و توانمندیش ادبیات مناسبی برای ارتباط با دنیا نیست. برخی از مبلغان ما فکر می کنند تبلیغ در بین الملل مانند سخنرانی در هیئتی در تهران است. در حالی که تبلیغ در بین الملل کمترین سهمش سخنرانی است و شیوه های دیگر تبلیغی کاربرد بیشتر و موثرتری دارد.
🔷متاسفانه بعد از این همه سال هنوز یک فرهنگ کلمات کاربردی ویژه تبلیغ نداریم! اشکال کار اینجا است که انتقال مفاهیم آنگونه که شاسیته است اتفاق نمی افتد پیام منتقل نمی شود مخاطب مشتاق و نیازمند پیام را ناقص و با زبانی نامفهوم دریافت میکند. ما نیازمند فهم زبان بین الملل هستیم. مقصود من از زبان فرایندی است که در آن معنا شکل میگیرد و منتقل میشود.
@namehayehawzavi
https://goo.gl/MhNjRH
⚡️اگر حکمی با عزت انسانی مغایرت داشته باشد نمی توان آن را به اسلام نسبت داد
⚡️متاسفانه در مجالس بجای علوم اهلبیت (ع) مسایل جناحی و کرامات مطرح می شود
⚡️کتابهای کرامات زیادی منتشر می شود که این یک هشدار جدی برای بنیادهای اعتقادی است
✔️آیت الله یثربی🔻
🔹متاسفانه امروزه در مجالس، به جای اینکه از علوم و معارف اهل بیت علیهم السلام سخن گفته شود، مسایلی از قبیل امور سیاسی جناحی و ذکر کرامات افراد مطرح میشود و این امر چنان رونق یافته که حتی آمار کتابهای منتشر شده درباره کرامات اشخاص، نسبت به کتابهایی که درباره بعضی از ائمه معصومین علیهم السلام نوشته شده، فزونی یافته است. این هشدار جدی برای بنیانهای اعتقادی است که تمایل مردم به سمت خرافهگویی و سطحینگری در امور باشد و مسائل اعتقادی و اخلاقی در چشم مردم کمرنگ گردد.
🔹رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم در طول حیاتشان همواره مردم را به اقامه عدل که غرض اصلی از بعثت انبیاء است، هدایت مینمودند. مبارزه با ظلم و احیای حقوق مردم و ارزش دادن به کرامت و عزت انسانی، سیره و منش آشکار حضرت است، لذا احکام شرعی تحت عنوان عزت انسانی قرار میگیرد و اگر حکمی با این عنوان مغایرت داشت، نمیتوان آن را به اسلام نسبت داد.
🔹ظلم انواع مختلفی دارد؛ گاهی به وسیلهی انسانها ظالم است و گاه با زبان و نیش و کنایه زدن و افشاگری و گاه با حرام خواری و تعدی به حقوق مردم. اینها اموری است که اگر در جامعه تداوم یافت، موجب خشم خداوند و عدم استجابت دعا میگردد.
🔹اگر قانون الهی و ارزشهای انسانی زیرپاگذاشته شود، تفاوتی در محدوده آن نیست؛ به همین دلیل است که خداوند در قرآن مجید تصریح میفرماید که اگر انسانی به ناحق کشته شود، گویا تمام انسانهای عالَم کشته شدهاند. اگر ظلم و ستم جایگزین عدل و عدالت شود، دیگر نمیشود به پرورش حالات معنوی همراه با صلح و آرامش امیدوار بود.
@namehayehawzavi
⚡️روحانیت در حال از دست دادن فرصتی تاریخی است.
⚡️فقط زرق و برق حوزهی علمیه بهروز شده است
⚡️باید اجازه داد روحانیت نقد شود تا کدورت ها متراکم نشوند و طلبه ای در خیابان مضروب نشود
⚡️از دانشگاهم تقاضا کردم اجازه دهد برای فرصت مطالعاتی به جای رفتن به خارج کشور، به حوزه علمیهی قم بروم
✔️حسن محدثی استاد جامعه شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی در گفتگو با مجله خیمه🔻
🔹روحانیان شعارهایی دادند، آرمانهایی مطرح کردند، طرحهایی ارایه کردند، و ادّعاهایی را با مردم در میان گذاشتند و به نظر من پس از چهار دهه هنوز موفّق نبودهاند. متأسفانه باید عرض کنم که آنان در حال از دست دادن فرصتی تاریخی هستند. معلوم نیست که دیگر چنین فرصتی مجدداً به روحانیان داده شود. آنها در حال استفادهی یکطرفه از ذخایر اعتبار فرهنگی و اجتماعی روحانیت هستند؛ اعتباری که در طیِّ قرون حاصل شده است. این اعتبار فرهنگی، معنوی و اجتماعی بدون اینکه چیزی بدان افزوده شود.
🔹حوزهی علمیه نیز بهرغم تحوّلات زیادی که پیدا کرده و البته همهی این تحوّلات هم لزوماً مثبت نبوده، بهنظرم بسیار بسته است. تجربهی جالبی دارم از شرکت در یکسخنرانی و یک ترم تدریس در یکی از دانشگاههایی که حوزویان اداره میکنند. مرا به یاد یکی از تکیهکلامهای گیلکی میاندازد: «این باشه هرگز نباشه»؛ یعنی اینکه دیگر نمیخواهیم تجربهاش کنیم.
🔹وقتی سخنان بندهی ناچیز که بهواقع دانشجویی در حال آموختن هستم، قابل طرح و بحث نباشد، چگونه حوزوی میتواند افکار بیگانهها را تحمّل کند. در آنجا از دانشجویانم که طلبه هم بودند میشنیدم که در حوزهی علمیه مثلاً آرای محسن کدیور و احمد قابل امکان طرح و بحث ندارد. وقتی حوزهی علمیه چنین فضای بستهای داشته باشد، چگونه میخواهد بهروز شود؟
🔹البته، حوزهی علمیه زرق و برقش بهروز شده است. طلبهها بهجای کاغذ و قلم با لبتاپ تایپ میکنند، اما اگر بهروز شدن اینجوری بود، کار خیلی آسان میشد. بعد از هر جلسه تدریس در دانشگاه مورد نظر، در جلسهی خارج فقه یک حضرات که سمت سیاسی مهمی هم داشت، شرکت میکردم. بحثهای آنجا هم هیچ حکایتی از بهروز بودن نداشت. البته دانش من در این باره محدود است. متأسّفانه باب حوزهی علمیه برای کار تجربی به روی جامعهشناسان بسته است.
🔹با روحانی در حج مصاحبه میکردم. خیلی نگران بود. بهزحمت برای مصاحبه راضیاش کردم و بوسیدمش و گفتم که این اطلاعات به جایی داده نمیشود و فقط پژوهشی دانشگاهی است. میانهی کار بهمحض اینکه صدایش کردند، رها کرد و رفت و هیچ نشانیای برای تکمیل مصاحبه نداد و زحمتم بههدر رفت.
🔹در سخنرانی که دانشگاه تربیت مدرس داشتم گفتم که از میزان بالای کدورتی که در مورد روحانیان در حال شکل گیری است و یا شکلگرفته است نگرانم و وظیفه ی همهی ما این است که آن را در جامعه مهار کنیم. اینکه به روحانی صرفاً بهخاطر روحانی بودنش حمله شود و روحانی مضروب گردد و یا به قتل برسد، بسیار نگران کننده است. اینها نشانههای پیشروی خشم و نفرت انباشته است.
🔹در بحثهایی که در شبکههای اجتماعی در جریان است نیز نوعی نفرت و خشونت در باب روحانیان و صنفشان دیده میشود. اگر امکان نقد صریح و علنی روحانیان فراهم شود نه تنها برای اصلاح آنان خوب است بلکه این میزان از خشم و نفرت انباشته نخواهد شد. ما باید حتماً از واگرایی شدید اجتماعی و انباشت نفرت نسبت به هر گروهی جلوگیری کنیم. تمام مسیرهای حذف و نیروهایی که در پی حذف یک صنف، گروه یا جریان اجتماعی هستند، پتانسیلی مخرّب دارند و ضروری است مهار و خنثی شوند. بنابراین، امکان نقد روحانیان و روحانیت میتواند این وضع آسیبشناختی را مهار کند.
🔹تحولاتی هم که در حوزهی علمیه رخ داده است، بهنظر من محصول تربیت درونی حوزهی علمیه نیست. بیشتر متأثّر از محیط حوزهی علمیه است. بهعبارت دیگر، تحولّاتی که در حوزه دیده میشود، درونزا نیست، برونزا است. کاش داوریام درست نباشد و حوزهی علمیه بهنحو درونزا منشأ تحوّل باشد و اثرگذاری جدّی داشته باشد. اینها البته، قضاوتهایی از دور است و هیچکدام بدین معنا نیست که ما نمیتوانیم از حوزویان بیاموزیم. من بههیچ وجه اینطور فکر نمیکنم. بسیار مشتاق بودم که در کنار تحصیلات دانشگاهی، تحصیلات حوزوی داشته باشم.
🔹حتّی از دانشگاهم تقاضا کرده بودم که اجازه بدهد برای فرصت مطالعاتی به جای رفتن به خارج کشور، به حوزهی علمیهی قم بروم. امّا شرایطش متأسّفانه فراهم نشد. الآن هم اگر چند سالی زندگیام تأمین میشد، حتّی در همین سن و سال، فرصت را از دست نمیدادم.
@namehayehawzavi
http://uupload.ir/files/58e7_محدثی.jpg
⚡️منطق قرآن خطای اولیه را به آدم و منطق روایی خطای اولیه را به حوا نسبت می دهد
✔️آیت الله سیدکمال حیدری در درس خارج فقه زنان🔻
🔹آیه ۳۵ سوره بقره(وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ)؛ گفتیم ای آدم تو و همسرت در بهشت مسکن گیرید، و بخورید ازآن به فراوانی، هر زمان که بخواهید، و به این درخت نزدیک نشوید، پس در این حال از ستمکاران خواهید بود.
🔹در آیه شریفه فوق، در درجۀ اوّل خطاب متوجه حضرت آدم (ع) است و فرموده است گفتیم ای آدم، نه اینکه بگوید گفتیم ای حوا. پس خطاب آیه شریفه متوجه حضرت آدم است نه همسر حضرت آدم! حال که حضرت آدم مورد خطاب قرار گرفته است، در ادامه می فرماید تو و همسرت در بهشت ساکن شوید و هر چه می خواهید از آن بخورید، می بینیم که همچنان خطاب متوجه حضرت آدم می باشد نه همسر حضرت آدم و در ادامه می فرماید شما دو نفر به این درخت نزدیک نشوید (و لا تقربا هذه الشجرة)، نه اينكه بگوید تو ای جنس مؤنث، تو ای همسر آدم به این درخت نزدیک نشو (و لا تقربی هذه الشجرة).
🔹پس نصّ قرآن نشان می دهد که حکم نزدیک نشدن به درخت متوجه آدم و حوا (مذکر و مؤثر) هر دو می باشد نه اینکه حکم فقط متوجه حضرت حوا (جنس مؤنث) باشد. سپس ادامه می دهد که اگر به این درخت نزدیک شوید هر دوی شما از ستمکاران خواهید بود (فتکونا من الظالمین)، نه اینکه تو ای جنس مؤنث از ستمکاران خواهی بود!
🔹در صورتی که قصه های قرآنی را قضایایی حقیقی بدانیم، منطق قرآن کریم خطای اوّلیه را به آدم (جنس مذکر) نسبت می دهد اما منطق روایی به حوا (جنس مؤنث)، حال شما مخیّرید که منطق قرآن را برگزینید که از نظر سند و الفاظ و تعابیر و سیاق، قطعی است و یا منطق روایات را انتخاب کنید که در آنها جعل و وضع و تحریف و اسرائیلیات وجود دارد.
🔹منطق روایات در این زمینه ما را به نتیجه ای کاملاً متفاوت با منطق قرآن می رساند. البته در این میان برخی روایات معتبر و هماهنگ با قرآن نیز وجود دارند که می توان از آن ها بهره برد، اگرچه تعداد آنها بسیار اندک است.
@namehayehawzavi
🔺نشست علمی با موضوع 'تحلیل کلامی ماهیت قرعه و استخاره'.
@namehayehawzavi
🔺به گفته مسئول نهادنمایندگی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، 40 روحانی در بیمارستانهای این شهر مراقبت معنوی بیماران را بر عهده دارند و توصیههایی را فراخور حال بیمار بیان میکنند.
@namehayehawzavi
⚡️وای به حال قومی که نیاز به قهرمان داشته باشد
✔ اکبر محمدی از طلاب حوزه علمیه در نیلوفر نوشت🔻
🔹در باور پیشینیان، قهرمان کسی بود که می توانست به دنیای ارواح و مردگان برود و زنده بازگردد. قهرمانیگری، در درجه اول، بازتابی از وحشت مرگ است. ما شجاعت روبرو شدن با مرگ را می ستاییم و بالاترین وپایاترین تحسین خود را نثار چنین شهامتی می کنیم. قهرمانهای ملی عموما از این گونهاند. خوشی هایمان را اغلب مدیون کسانی هستیم که در عرصه های وحشت آفرینِ زندگی پا پیش نهاده اند. رشد روافزون محبوبیت سلبریتی ها نشانگر فقدان چنان قهرمانانی است. به نظر میآید دیگر کسی توان مقابله با مرگ را ندارد. هیچ کس نمی خواهد آبروی پوشالی خود را به خطر اندازد.
🔹وضعیت نابسامان اقتصادی و اجتماعی امروزمان، از آن روست که روشنفکران دردهای خود را مقدم بر دردهای جامعه قرار دادهاند، روحانیان و سیاستمداران در تله حفظ نظام گرفتار آمده اند و دانشجویان وفرهیختگان به عرصه خصوصی پناهنده شده اند.
🔹عباراتی همچون "حرکت های کور، اعتراض فرودستان، بی ریشه، جنبش گرسنگان، پابرهنگان، مثلث شوم، توطئه رقبا، داعشی های وطنی، غیراصیل و آشغال" که برای توصیف اعتراضات اخیر بکار می رود نشانگر ترس نخبگان فکری و ابزاری از بهم خوردن شرایط و از دست رفتن موقعیت های اجتماعی- سیاسی نمادینی است که در این سالها در پندار خویش ساخته اند.
🔹اگر اعتراضات لیدری ندارد این ایراد نه عیب کار معترضان بلکه متوجه کسانی است که عُمری خود را رهبران فکری و اجرایی جامعه جا زده اند. به جد بر این عقیده اصرار دارم که رویدادهای اخیر را نباید به پای قدرنشناسی معترضان نوشت بلکه بهتر است آن را گواهی آشکار بر ناکارآمدی پیشقراولان جامعه بدانیم.
🔹از طرفی سیاستهای نخبگان ابزاری، امیدِ به آیندهای روشن را در محاق فرو برده است و از سوی دیگر بی تعهدی نخبگان فکری نسبت به درد و رنج مردم خویش، انتظار از هر روشنفکری را بیهوده ساخته است. مگر غیر از نابسمانیهای موجود چه انتظار دیگری می توان از جامعه ای داشت که در آن نه کاری از دست سیاستمداران آن بر می آید و نه روشنفکرانش حاضر به هزینه کردن و ایستادگی در مقابل سیاست های غلط هستند؟!
🔹اکنون که به لطفِ نخبگان فکری و ابزاری، جامعه به این بلوغ اجتماعی رسیده است که از قهرمان پروری عبور کند، بهتر است این عبور را به فال نیک گرفت. دیگر جامعه اجازه ظهور قهرمانان کاغذی را نخواهد داد و عرصه برای بقا آنان زین بس تنگ تر خواهد شد مگر آنکه پا به پای مردم از حنجره و تریبون هایی که در اختیار دارند، درد و رنج و صدای مردم شنیده شود. در یک جامعه معتدل و عقلانی، ارج و قرب انسانها نه براساسِ وعدههای آنان که بر مبنای فایده ای است که به مردم خویش می رسانند. بنابراین اگر دوران ثمردهی قهرمانان فکری و ابزاری به سرآمده است بهتر است همگان به فکر آغاز فصلی نو باشیم و این آخرین بازمانده مقتدر دوران سنت را نیز به فراموشی بسپاریم.
🔹هر چند به نظر می رسد شعله اعتراضات اخیر فروکش کرده است اما این به معنای تغییر شرایط نیست. تنها بازنگری و اصلاحات انقلابی در همه عرصه ها می تواند پاسخگوی تقاضاهای سرکوب شده باشد. در غیر این صورت، گُرگیری مجدد آتش خشم مردم، دامان خیلی ها را خواهد سوزاند.
@namehayehawzavi
🔺جواد شریفی نوشته است به کافه سنتی نزدیک محل تحصیل برای ناهار رفتم. دیدم آیت الله سیدحسن شیرازی دیزی می خورد بدون محافظ و مرید و حلقه شاگردان.
@namehayehawzavi
🔺«حوزه و روحانیت از منظر رهبر انقلاب». این منشور ۱۵ جلدی از سوی انتشارات انقلاب اسلامی(وابسته به دفترحفظ ونشر آثار آیتالله خامنهای) منتشر شده است.
@namehayehawzavi
⚡️حوزه باید از نهال فروشی پرهیز کند
✔️به گزارش خبرگزاری حوزه آیت الله جوادی آملی در دیدار جمعی از اساتید حوزه گفت🔻
🔹حوزه باید از نهال فروشی پرهیز کند و زمینه ماندن طلاب با استعداد در حوزه و رشد آنها را فراهم نماید چرا که اولین رسالت حوزه تربیت مراجع آینده است. قوام حوزه به مراجع است و مردم دین خود را از بزرگان و مراجع دارند.
🔹خروجی هر حوزه پس از اساتید بزرگ باید کتب غنی و عمیق باشد. به قول شیخ اشراق ما وقف نامه ای نداریم که علم، وقف یک منطقه یا عده ای خاص شده باشد، در همین قرن اخیر مرحوم نائینی سه شاگرد پروراند که وقتی دست به قلم شدند یکی شد علامه امینی و الغدیر را نوشت، یکی علامه طباطبایی شد که المیزان را نوشت و دیگری سید محسن حکیم شد که المستمسک را نوشت. ما چرا مثل آنها نباشیم و چرا از آنها بهتر نباشیم و این مقدور است.
@namehayehawzavi
🔺آیت الله شب زنده دار عضو فقهای شورای نگهبان: باید مودت و اطاعت خود را نسبت به رهبری ابراز کنیم این پشتیبانی ها طریقیت به امام زمان(عج) و اهل بیت(ع) و در نهایت خداوند متعال دارد.
@namehayehawzavi
⚡️باید به نحوی انقلاب و توسعه را با هم جمع کرد.
⚡️در جهان توسعه نیافته، اگر حکومت اراده توسعه داشته باشد مردم همکاری می کنند
✔️به گزارش جماران، رضا داوری اردکانی در دیدار با اعضای انجمن اندیشه و قلم🔻
🔹در جهان توسعهنیافته، توسعه معمولاً از پایین شروع نمیشود، بلکه حکومت باید اراده توسعه داشته باشد و اگر این اراده باشد، مردم همکاری میکنند و چه بسا که در این همراهی و همکاری بعضی پراکندگیها به وفاق تبدیل میشود. باید توجه داشت که توسعه امری همهجانبه و به اصطلاح پایدار است و باید در همه زمینهها اعم از فرهنگ و آموزش و پژوهش و اقتصاد و مدیریت با هماهنگی صورت گیرد. پیداست که یک حکومت انقلابی نمیتواند تمام همّ خود را صرف توسعه کند، ولی وقتی اعراض از توسعه یا بیاعتنایی به آن، منشأ مفاسد و گرفتاریها میشود.
🔹باید به نحوی انقلاب و توسعه را با هم جمع کرد. بخصوص که مقابله با فساد اداری و مالی و اخلاقی و روحی نه فقط با انقلاب منافات ندارد، بلکه باید از لوازم آن باشد. در مورد انقلاب و توسعه، مشکل، مشکلِ اولویت است. باید این هر دو را در عرض هم قرار داد. به نظر میرسد ما هنوز تکلیف و نسبت خود را با این امر مهم روشن نکردهایم و حداقل اولویت مسائل در نظرمان روشن نیست. بیاعتنایی به توسعه و برنامه آن منجر به بروز مشکلات بسیار برای مردم و کشور میشود. البته تدوین برنامه توسعه هم کار آسانی نیست و ما هنوز توانایی خود را در این راه نیازمودهایم.
🔹بحران آب، آلودگی هوا، فقر و فساد را جز با برنامهریزی دقیق نمیتوان تعدیل کرد، اما چه کنیم که به این مسائل حیاتی اعتنا نمیشود. ما مسائل اجتماعی و فرهنگی را هم بد مطرح میکنیم. در مورد زنان، گروهی صرفاً به حجاب توجه دارند و گروه دیگر میگویند زنان باید وزیر شوند. البته وزیر شوند اما صرف وزیرشدن کافی نیست، چنانکه حجاب هم به فرض اینکه محقق شود، کفایت نمیکند. طبیعی است اگر این اولویتها مشخص نشود، نمیتوان با مسائل مواجههای اندیشمندانه داشت. اگر آن مقدار که بعضی دستاندرکاران به مسائلی چون حجاب یا فلان طرح عادی سازمان ملل و یونسکو حساسیت نشان میدهند، به فساد بزرگ موجود و منتشر در همه جا حساس میشدند، وضع حجاب و آموزش و پرورش هم تا حدودی بهبود مییافت.
@namehayehawzavi
🔺صادق نیکو نوشته است که امام جمعه تبریز به او زنگ زده و تشکر کرده است. نیکو تصویری از آل هاشم را منتشر کرده بود که مانند مردم عادی سوار اتوبوس شده است.
@namehayehawzavi
⚡️فقه باید نیازهای انسان معاصر را دریابد
✔️احمد مبلغی🔻
🔹فقه باید انسان معاصر و نیازهای اساسی جامعه اسلامی را درک و به آنها نزدیک شود. ما باید قابلیتهای نهفته در فقه موجود را درک کنیم و به آنها فعلیت ببخشیم. فقه باید انسان معاصر را دریابد که نیازهای متعدد و جدیدی در جامعه خاصی دارد، اگر فقه بخواهد حالت ایستایی باشد، نمیتواند از پس نیازهای انسان معاصر برآید یا اگر پاسخهای آن قابلیت فعلیت نداشته باشد، انسان به سراغ جاهای دیگر میرود که بتواند نیازهای خود را برطرف کند.
🔹ابواب انسان معاصر بیشتر از ابواب کنونی فقه است، تحولات پرشتاب جوامع، نهادها، مناسبات اجتماعی فقه را نیازمند تحرک در فقههای اجتماعی که اکنون مفقود است میکند، در بسیاری از موارد فقه باب آن موجود نیست و حوزه باید پرکارتر شود و بر ابواب نامطرح متمرکز شود، فقه موجود باید مسئله شناسی کند و از تمرکز بر ابواب کنونی فقه پرهیز کند.
🔹فقه موجود جامعه را بهمثابه یک شبکه مطالعه نمیکند بنابراین فتواهای اجتماعی فقه موجود ممکن است مخدوش باشد، فقه باید نقشی اطمینانبخش، نظم بخش و هماهنگکننده بین ابعاد مختلف انسان در زندگی چندضلعی اجتماعی کنونی ایفا کند و در غیر این صورت، منزوی میشود.
@namehayehawzavi
✔️توضیح عباس رفعتی سخنگوی مدیریت حوزه علمیه درباره یک خبر🔻
🔸ضمن تشکر از بازتاب مناسب نشست خبری اینجانب درخصوص شفاف سازی کامل بودجه های حوزی بوده و اینکه مراجع معظم تقلید حفظهم الله و اساتید محترم سطوح عالی و آزاد حوزه و طلاب عزیز سطوح از این محل بهره مند نمی شوند، ولی در زمان اعلام بودجه ها این طبقه گرامی مورد هجوم هستند. باید باستحضار برسانم:
🔹بودجه کمکی دولت را مراجع معظم تقلید دریافت نمی نمایند و در خصوص کتابخانه ها به ویژه کتابخانه مسجد اعظم برخی رسانه ها و بتبع برخی افراد طور دیگری برداشت کردند، از این رو لازم به توضیح است:
🔹امر بازسازی کتابخانه مسجداعظم در جریان طرح توسعه حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) انجام شد. بازسازی کتابخانه مسجداعظم بر اساس تقاضای مسؤولین محترم مرتبط با طرح توسعه اطراف حرم مطهر اعم از تولیت وقت آستان مقدس، وزیر وقت کشور، استاندار وقت قم، وزارت مسکن و بنیاد مسکن کشور از آیت الله علوی بروجردی شکل گرفت.
🔹که در مقابل تخریب ساختمان سابق کتابخانه(موقوفه) مسجداعظم و ضلع غربی مسجد برای ایجاد نمای مناسب در طرح توسعه و نیز بهینه سازی مسیر تردد توسط مسؤولین امر، انجام شد و بودجه ای از حوزه علمیه قم در این خصوص نشد و از محل بودجه توسعه اطراف حرم مطهر بوده است و آیت الله علوی چون معتقد هستند که در برنامه های طرح توسعه حرم و اطراف آن و برنامه های آستان مقدس نباید اخلال ایجاد شود موافقت فرمودند.
🔹البته مسؤولین برای ساختن و جایگزینی کتابخانه، آمادگی داشتند با اختصاص زمینی در نقطه ای دیگر از شهر اقدام کنند که حضرت آیت الله علوی فرمودند که داخل محدوده مسجد اقدام به ساخت شود.
🔹لازم بذکراست؛ پس از ساخت و تکمیل و تحویل کتابخانه جدید از سوی دولت وقت پیشنهاد شد که همانند بسیاری از مراکز علمی و دینی برای مسجداعظم و کتابخانه و مجموعه علمی مرتبط با مرحوم حضرت آیت الله العظمی بروجردی هم ردیف بودجه ای تخصیص بدهند که این مهم نیز علیرغم نیاز شدید و ضرورت، به دلیل اینکه مجموعه از اشراف حوزه علمیه خارج نشده و به دولت وابسته نباشد، با مخالفت حضرت آیت الله علوی مواجه شد.
🔹تاکید می گردد که هزینه های تعمیر و نگهداری و عمرانی مسجد از محل کمکهای مردم مؤمن و خیرین عزیز تأمین و پرداخت میگردد.
@namehayehawzavi
1✔️تبلیغ ما در عرصه بین الملل از جنس قمپوز درکردن است؟!🔻
🔸(قسمت اول)
🔸سیدمحمد ذوالفقاری
🔹مدتها بود که می خواستم مطلبی در خصوص تبلیغ در بین الملل بنویسم اما از ترس برخی از مدعیان این عرصه جرئت دست به قلم بردن نداشتم، (حالا چرا ترس بماند.) تا اینکه چند روز پیش میهمانی داشتم از سوئد، حرف های و داستان زندگی او انگیزه ای شد برای نوشتن.
🔷به واسطه ی مفتی اهل سنت در کینشاسا که رابطه برادرانه و خوبی با او دارم با فیلیپ آشنا میشوم. فیلیپ خودش را این گونه معرفی می کند: من مومنی هستم که به خداوند معتقدم اما به دینی اعتقاد ندارد در واقع دین مشخصی ندارم، من مومنی هستم در مسیر شدن.
🔹حرف تازهای نبود این نوع از خدا باوری و معنویت گرایی را قبلا هم دیده بودم و می شناختم؛ لذا جهد بی حاصل برای به اصطلاح هدایتش نکردم. مساله خود فیلیپ نبود موضوع پسرش مالکو بود. فیلیپ پسری دارد به نام مالکو که تازه مسلمان شده و اکنون ساکن مراکش است. امسال حاجی هم شده است. فیلیپ عکسی از مالکو با لباس احرام در کنار کعبه را نشانم می دهد و می گوید این پسر عزیزم مالکو است، به همراه دوستش سمیر که الجزایری است.
🔹فیلیپ چند دقیقه با شور و اشتیاق از اعتقاد به خدا و ایمان صحبت می کند و می گوید من یهودی، مسیحی و مسلمان هستم؛ من خدا را باور دارم، اما در بند هیچ نسک و مسلکی که مرا از دیگر موحدان جدا کند نیستم. به تجربه دریافته ام الان وقت ورود به بحث و استدلال نیست او فعلا باید حرف بزند باید به انتهای حرفهایش برسد باید صبر کرد و گوش کرد، باید اعتماد کند که تو او را میفهمی و و با او همدلی میکنی.
🔹در این میان به مناسبتی لحن و موضوع حرفهایش تغییر می کند، با کنجکاوی و تردید از مذاهب و فرق اسلامی و اختلافات آنها سوال می کند. در میان حرفهایش ترس از سلفی ها موج می زند و این ترس را از تن صدا و بریده بریده صحبت کردنش میفهمم. در پاسخ به سوالش کلیاتی از جنس کلیات ابوالبقا در مورد سلفیت می گویم و موضوع را خیلی جدی نمی گیرم.
🔹بی خبر از داستان مالکو شماره مالکو را از او می گیرم و خوشحال از یافتن یک مسلمان جویای حقیقت از طریق واتس آپ به همراه تصویری از پدرش یک پیام محبت آمیز برایش میفرستم. در همان اولین پیام با اینکه فرانسوی با او صحبت می کنم با عربی شکسته بسته ای پاسخ میدهد «من تو را از تصویر پروفایلت شناختم و فهمیدم که رافضی هستی و من بحمدالله سلفی و از اتباع سلف هستم و لطفا دیگر به من پیامی نده.» فیلیپ از شنیدن آنچه میان من و مالکو گذشته خیلی ناراحت است. چند روز است مدام پیام می دهد و با بهانه عذر خواهی از برخورد پسرش تلاش میکند از سلفیگری و زوایای آن اطلاعات بیشتری کسب کند، با حوصله تلاش می کنم سوالاتش را دقیق و قابل فهم پاسخ دهم. از من کتاب می خواهد جز یکی دو جزوه کتاب خاصی ندارم! از من فیلم می خواهد و من ندارم! از من مستند میخواهد و من ندارم! از من استادی طلب م یکند که بر مباحث جریان شناسی و سلفیت و.... مسلط باشد و زبان فرانسه را خوب بداند و من نمیشناسم! از من سایتی میخواهد که مطالب متقن و مستدلی در خصوص موضوع به زبان فرانسوی ارائه دهد و من نمیشناسم!
🔹امروز در انتهای بحث جمله ای گفت که سخت مرا به فکر فرو برد. گفت وقتی پسر مسیحی من قرآن می خواند و می خواست مسلمان شود تو و دوستانت کجا بودید؟ چرا باید پسر من در مسیری برود که تو مدعی هستی غلط است؟ پس مسئولیت شما روحانیون و مبلغان در قبال او و صدها مثل او چه بود و چیست؟ بعد خودش جواب داد البته با این دستهای خالی اگر بودید هم کار چندانی نمی توانستید بکنید.
🔹ناخود آگاه یاد داستان توپ قمپوز افتادم. قمپز نام توپی بوده که عثمانیها در سلسله جنگهایی که با ایرانیان داشتهاند مورد استفاده قرار میدادند. این توپ اثر تخریبی نداشته است؛ چرا که در آن از گلوله استفاده نمیشده و فقط از باروت و پارچههای کهنه که با فشار درون لوله توپ جای میدادند برای ایجاد رعب و وحشت در بین لشگریان استفاده می کردند. در جنگهای اولیه بین ایران و عثمانی، این توپ نقش اساسی در تضعیف روحیه سربازان ایرانی داشت ولی بعدها که دست آنها رو شد، دیگر فاقد اثر اولیه بود و هر گاه صدای دلخراش این توپ به صدا در میآمد، لشکریان میگفتند: " نترسید، قمپز در کردند!" عمده فعالیتهای ما در عرصه بین الملل از جنس قمپوز است.
@namehayehawzavi
🔸تصویر ذوالفقاری، فلیپ و عبدالله
https://goo.gl/37Whg7
🔸ادامه در پست بعدی👇
⚡️حمایت موسس حوزه علمیه قم از میرزا حسن رشدیه (نکته مغفول مدرنیزاسیون آموزشی در ایران)
✔️علی اشرف فتحی در مباحثات نوشت🔻
🔹چندی پیش به بهانه هفتاد و سومین سالگرد درگذشت میرزا حسن رشدیه (بنیانگذار نظام آموزش ابتدایی جدید ایران) مطالب مختلفی در رسانهها منتشر شد که وجه مشترک اغلب آنها تقبیح روشهای حذفی مخالفان مذهبی و سنتی رشدیه در تفسیق و تکفیر وی بود؛ اینکه برخی روحانیون تبریز و تهران وی را به بابیگری و خروج از دین متهم کردند و مدارس وی را ویران ساختند.
🔹در درستی این گزارهها تردیدی نیست، اما اینها تمامی واقعیت هم نیستند. رشدیه پس از آنکه مورد هجمه قرار گرفت، بیش از یک دهه از اواخر عمر ۹۳ ساله خود را در قم گذراند و با حمایت آیتاللهالعظمی شیخ عبدالکریم حائری یزدی، احیاگر حوزه علمیه قم و بزرگترین مرجع تقلید ایران به فعالیت آموزشی در قم پرداخت که هم پسرش شمسالدین و هم نوه مرحوم حائری یزدی به این مقطع از زندگی وی اشاره کردهاند.
🔹شمسالدین رشدیه مهاجرت پدرش به قم را در کتاب «سوانح عمر» چنین گزارش داده است: اوقاتی که شادروان حاج شیخ عبدالکریم حائری در قم ریاست و مرجعیت روحانی داشتند رشدیه رخت به قم کشید و خانواده را به آنجا برد و مرتباً به مجلس درس شیخ حاضر میشد و تنها طلبه کلاهی شیخ بود. در قم مدرسه رشدیه را مجاور تکیه ملامحمود دائر کرد و اطفالی را که اکثراً فقیر و بیبضاعت بودند دعوت کرده، مطابق میل دبستانی بهپا داشته بود. علاوه بر مدیریت، کلاس اول را خود اداره میکرد. در قم در همان مدرسه کلاس مخصوصی هم برای کوران گشود. با طرز خاصی ایشان را تعلیم میکرد که نوشتن را فراگرفته بودند و در حضور حاکم و رئیس فرهنگ امتحان شایانی داد.
🔹آیتالله دکتر مصطفی محقق داماد؛ نوه آیتاللهالعظمی حائری یزدی نیز در گفتوگویی که با وی داشتم و در شماره ۹ مجله شهر قانون منتشر شد، به حمایت جدش از مرحوم رشدیه اشاره کرد و گفت: همه جای ایران به مدارس وی حمله شد و تخریب شدند و گفتند که زنگ این مدارس همان ناقوس کلیساست؛ اما میرزا حسن رشدیه در قم موفق شد با حمایت حاج شیخ مدرسه تأسیس کند و هیچکس هم نتوانست اعتراضی بکند و تا پایان عمرش در قم زندگی کرد. در هر صورت ایشان از این منورالفکریها داشت.
🔹رشدیه هشت سال پس از وفات آقای حائری هم در قم زندگی و فعالیت کرد و ۲۱ آذر ۱۳۲۳ درگذشت و در قبرستان نو که مرحوم حائری یزدی بنا نهاده بود به خاک سپرده شد. حمایت شیخ مؤسس و دیگر مراجع قم از رشدیه را باید نکته مغفول تاریخ تأسیس نظام آموزشی نوین ایران دانست. همزمان با ایران، تأسیس مدارس جدید در نجف با واکنش منفی میرزای نائینی و برخی علمای نجف مواجه شده بود. اگرچه آیتاللهالعظمی سید ابوالحسن اصفهانی رویکرد منفی اتخاذ نکرد، ولی نائینی مشروطهخواه در دوره مرجعیت خود رویکردی مشابه شیخ فضلالله نوری در قبال مدارس جدید داشت. فضای منفی نجف در مواجهه با مدارس جدید به قدری سنگین بود که آیتالله محمدکاظم شیرازی از فقهای درجه اول نجف در اوایل سلطنت محمدرضاشاه به دلیل فرستادن فرزندانش به مدارس جدید به شدت در انزوا قرارگرفت. اما این اتفاق در قم نیافتاد و این شهر به محیط امنی برای میرزا حسن رشدیه بدل شد.
@namehayehawzavi