202
هر کسی باید در روز یک شعر خوب بخواند ارتباط با مدیران @sohiltanha @ehsanmotaali
قصه به هر که میبرم فایدهای نمیدهد
مشکل درد عشق را حل نکند مهندسی...
#سعدی
روز مهندس مبارک
@navayesher
تو عمرِ گمشدهٔ من به بوسه باز آور!
#خاقانی
@navayesher
زمان روزه شكستن "اذان" مغرب نيست
به آب لب نزنم تا "از آن" من باشی...
#محمدمهدی_درویشزاده
@navayesher
ای آفتاب
که برنیامدنت
شب را جاودانه میسازد
بر من بتاب
پیش از آنکه
در تاریکی خود گم شوم
#شمس_لنگرودی
@navayesher
رمضان آمده ، ای شیخ سوالی دارم
روزه با خونِ دل و خوردنِ غم باطل نیست؟
#علی_قائدی
@navayesher
رفیق خیل خیالیم و همنشین شکیب
قرین آتش هجران و همقران فراق
#حافظ
@navayesher
دریاب که نقشی ماند از طرح وجود من
چون یاد تو میآرم خود هیچ نمیمانم
#سعدی
@navayesher
ناامیدم مکن از صبر و بگو میآید
عادلِ ظلم ستیزی، ملک دادرسی
#فاضل_نظری
@navayesher
کی بر این کلبهی ماتمزده سر خواهی زد
ای پرستو که پیامآور فروردینی...
#شهریار
@navayesher
سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم
رنگ رخساره خبر میدهد از حال نهانم
گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم
بازگویم که عیان است چه حاجت به بیانم؟
هیچم از دنیی و عُقبیٰ نبرد گوشه خاطر
که به دیدار تو شغل است و فراغ از دو جهانم
گر چنان است که روی من مسکین گدا را
به در غیر ببینی ز در خویش برانم
من در اندیشه آنم که روان بر تو فشانم
نه در اندیشه که خود را ز کمندت برهانم
گر تو شیرین زمانی نظری نیز به من کن
که به دیوانگی از عشق تو فرهاد زمانم
نه مرا طاقت غربت نه تو را خاطر قربت
دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندانم
من همان روز بگفتم که طریق تو گرفتم
که به جانان نرسم تا نرسد کار به جانم
دُرَم از دیده چکان است به یاد لب لعلت
نگهی باز به من کن که بسی دُر بچکانم
سخن از نیمه بریدم که نگه کردم و دیدم
که به پایان رسدم عمر و به پایان نرسانم
#سعدی
@navayesher
خون گریه میکند در و دیوارِ روزگار...
#صائب
@navayesher
ایران ای سرای امید،
بر بامت سپیده دمید
بنگر کزین ره پر خون،
خورشیدی خجسته رسید
اگرچه دلها پر خون است،
شکوه شادی افزون است
سپیدهی ما گلگون است ،
که دست دشمن درخون است
ای ایران غمت مرساد
جاویدان شکوه تو باد
راه ما، راه حق، راه بهروزی است
اتحاد، اتحاد، رمز پیروزی است
صلح و آزادی،
جاودانه در همه جهان خوش باد
یادگار خون عاشقان، ای بهار
ای بهار تازه جاودان در این چمن شکفته باد
“هوشنگ ابتهاج
@navayesher
مپرس از روزگارم مهربان! حالِ مرا تنها،
عقیقِ اصل داند کُنجِ بازارِ بدلکاران!
#حسین_جنتی
@navayesher
تا صورت پيوند جهـــــــــــــــان بود علي بود
تا نقش زمين بود و زمــــــــان بود علي بود
آن قلعه گشايي که در قلعـــــــــه ي خيبر
برکند به يک حملــــــــه و بگشود علي بود
آن گُرد سرافراز که انـــــــــــــــدر ره اسلام
تا کـــــــــار نشد راست نياسود، علي بود
آن شيــــر دلاور که براي طمـــــــــــع نفس
بر خوان جهـــــــــــــان پنجه نيالود علي بود
شاهي که ولي بود و وصــــي بود علي بود
سلطان سخــــــــــــــا و کرم و جود علي بود
هم آدم وهم شيث و هم ادريس و هم الياس
هم صالــــــــــح پيغمبــــــــر و داوود علي بود
هم موسي و هم عيسي و هم خضر و هم ايوب
هم يوسف و هم يونس و هم هــود علي بود
مسجـــــود ملايک که شد آدم، ز علي شد
آدم چو يکي قبلـــــــــــه و مسجود علي بود
آن عارف سجّاد ، که خاک درش از قــــــــدر
بر کنگــــــره عرش بيفـــــــــــــــزود علي بود
هم اول و هم آخـــــر و هم ظاهـــــر و باطن
هم عابـــــــد و هم معبد و معبود ، علي بود
آن لحمک لحمـــــي ، بشنو تــــــا که بداني
آن يـــــــــــــار که او نفس نبي بود علي بود
موسي و عصــــا و يــــــــد بيضــــــــا و نبوت
در مصــــــــــر به فرعون که بنمود ، علي بود
عيسي به وجود آمدو في الحال سخن گفت
آن نطق و فصـــــــاحت که در او بود علي بود
خاتم که در انگشت سليمان نبي بود علي بود
آن نور خدايــــي که بر او بــــــــــــود علي بود
آن شاه سرافـــــــراز که اندر شب معــــــراج
با احمــــــــــد مختــــــــــار يکي بود علي بود
آن کاشف قرآن که خــــــــــــدا در همه قرآن
کردش صفت عصمت و بستــــــــود علي بود
آن شيـــــــــر دلاور که ز بهر طمــــــــع نفس
بر خوان جهـــان پنجه نيالـــــــــــود علي بود
چندان که در آفـــــــــــــاق نظر کردم و ديدم
از روي يقين در همه موجــــــــــود ، علي بود
اين کفر نباشد، سخـــــــن کفر نه اين است
تا هست علي باشد و تابــــــــــود علي بود
سرّ دو جهــــــــــــــان جمله ز پيدا و ز پنهان
شمس الحق تبريز که بنمـــــــود، علي بود
#مولانا
@navayesher
هم ارغوان آور شبی، هم جام ما را پس بده
هم بخت زرین زمردفام ما را پس بده
تا باز هم روشن شود از نو چراغ جانمان
مستانهنوش خوشهی خیام ما را پس بده
باغ شب از رویایمان غرق تلالو نیست، آه...
بر شاخسار نقرهای، بادام ما را پس بده
سه و دو و یک نور را، غرق صدا آن شور را
آن خوشخبر از آفتاب بام ما را پس بده
هرچند که گرد و غبار غم نشسته بر دلش
آن یادگار آیینهی ایام ما را پس بده
حالا که ارگ بم شده آوار آواز غمش
گلپونههای وحشی بسطام ما را پس بده
تا موج موج اشکها دیگر نکوبد سر به سنگ
آن گنج اقیانوس ناآرام ما را پس بده
«باشوی کوچک» بغض کرده باز میگوید چنین:
فیروزهچشم زرنگار نام ما را پس بده
گرچه جهان یعنی قفس، با اینهمه آن همنفس
آن مرغ عشق رفته ناهنگام ما را پس بده
خود را به نشنیدن نزن، آتش بر این خرمن نزن
آن همدم و همصحبت مادام ما را پس بده
این دفعه چشمت را ببند ای مرگ بر این زندگی
در حق ما لطفی کن و "بهرام" ما را پس بده
#شهراد_میدری
@navayesher
نگو حرف از "خداحافظ" که دل باور نخواهد کرد
نرو که زندگی یک لحظه بی تو سر نخواهد کرد
نگو خواب گل سرخ خزان دیدی که دست باد
بهجز گلهای سرخ باغ را پرپر نخواهد کرد
مزن با رفتنت آتش به جان و شعله بر دل که
جهان بی تو نصیبم غیر خاکستر نخواهد کرد
هزاران موج میگرید لب دریای توفانی
کسی بی تو هوای ساحل بندر نخواهد کرد
پس از تو آسمان، پیراهن نیلی به تن دارد
شبش دیگر هوای ماه یا اختر نخواهد کرد
صدای پا نمیآید، کسی اینجا نمیآید
به جز "حسرت" کسی کوبه نصیب در نخواهد کرد
نوشتی وعدهی دیدار ما روز قیامت شد
دل از بیتابی اما تا قیامت سر نخواهد کرد
به واژه واژهی اشکم، غزل شد گریههای من
نگو حرف از "خداحافظ" که دل باور نخواهد کرد
#شهراد_میدری
@navayesher
❤️✨آمد رمضان و
⚪️✨مقدمش بوسیدم
❤️✨در رهگذرش
⚪️✨طبق طبق گل چیـدم
❤️✨من با چه زبان
⚪️✨شکر بگویم که به چشم
❤️✨یک بار دگر ماه خدا را دیدم . . .
@navayesher
رمضان ماه عزیزی است بشرطی که فقط
خوردن غصه ی تو روزه به بطلان نکشد
#لاادری
@navayesher
اگر فردا روزی
آنها که ما را با هم دیدهاند
پرسیدند او که بود؟
خیلی دقیق از من نگو
مختصر بگو:
باقی عمر من است او...
جمال_ثریا
@navayesher
✨
شهرهای دنیا
نقطههایی خیالیاند
روی نقشهی جغرافیا
همهی شهرها
جز یک شهر
شهری که عاشقت شدم آنجا
شهری که خانهی من شد بعد از تو...
سعاد_الصباح
@navayesher
تو میتوانی همهی گلها را بچینی
ولی هيچ كس نمیتواند جلوی آمدن بهار را بگیرد .
#پابلو_نرودا
@navayesher
میتوان چون گل گرفت از خندهٔ زخمم گلاب...
#بیدل
@navayesher
شاه دلم گدا مکش ،من شده ام گدای تو
گر چه ستم کنی به من،جان و تنم فدای تو
مهر تو از وجود من،با غم دل نمی رود
مهر منت به دل نشد،هر چه کنم برای تو
#مولانا
@navayesher
می گویی چراغمگینی
من آینه توام
ای وطن!
#شمس_لنگرودی
@navayesher
ساقی به نورِ باده برافروز جامِ ما
مطرب بگو که کارِ جهان شُد به کامِ ما
ما در پیاله عکس رخِ یار دیدهایم
ای بیخبر ز لَذَّتِ شُربِ مُدامِ ما
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جَریدهٔ عالم دوامِ ما
چندان بُوَد کرشمه و نازِ سَهیقدان
کآید به جلوه سروِ صنوبرخَرامِ ما
ای باد اگر به گُلشنِ اَحباب بُگذری
زِنهار، عَرضه دِه بَرِ جانان پیامِ ما
گو نامِ ما زِ یاد به عمدا چه میبری؟
خود آید آن که یاد نیاری ز نامِ ما
مستی به چشمِ شاهدِ دلبندِ ما خوش است
زآن رو سپردهاند به مستی زمامِ ما
ترسم که صَرفهای نَبَرَد روزِ بازخواست
نانِ حلالِ شیخ ز آبِ حرامِ ما
حافظ ز دیده دانهٔ اشکی همیفشان
باشد که مُرغِ وصل کُند قصدِ دامِ ما
دریای اَخضَرِ فَلَک و کَشتی هِلال
هستند غرقِ نعمتِ حاجیقوامِ ما
@navayesher
ندانی که ایران نشست منست
جهان سر به سر زیر دست ِ منست
هنر نزد ایرانیان است و بس
ندادند شیر ژیان را بکس
همه یکدلانند یزدان شناس
به نیکی ندارند از بد هراس
چنین گفت موبد که مرد بنام
به از زنده دشمن بر او شاد کام
اگر کُشت خواهد تو را روزگار
چه نیکو تر از مرگ در کار زار
همه روی یکسر بجنگ آوریم
جهان بر بد اندیش تنگ آوریم
چو ایران نباشد تن من مباد
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
#فردوسی
@navayesher
از سرم آب گذشته ست مهم نیست اگر
غم دنیای شما نیز شود مال دلم...!
#نجمه_زارع
@navayesher
سکوت کرده ای ،چه سکوت مقفایی!
سکوتی پر از وزن مثمن محذوف ؛که رجز خوانی شه نامه های دیوان قلب مرا با ردیفی پر از بحر متقارب به چالش مشاعره چشمانت کشانده
#سهیل
@navayesher