navayesher | Unsorted

Telegram-канал navayesher - نوای شعر

187

هر کسی باید در روز یک شعر خوب بخواند ارتباط با مدیران @sohiltanha @ehsanmotaali

Subscribe to a channel

نوای شعر

سلامی صمیمی‌تر از غم ندیدم
به اندازه‌ی غم تو را دوست دارم

بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم: تو را دوست دارم

جهان یک دهان شد هم‌آواز با ما
تو را دوست دارم، تو را دوست دارم

#قیصر_امین_پور
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

از دم تیغ است پشت تیغ بی‌آزارتر
هر که می‌گرداند از ما روی، ممنونیم ما!

#صائب‌_تبریزی
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

مرا تو راحت جانی و من تو را نگران
گناه کیست که من با توام، تو با دگران

اگر بهشت بهایش تو را نداشتن است
جهنم است بهشتی که نیستی تو در آن

به جست وجوی تو در چشم خلق خیره شدم
غریبه اند برایم تمام رهگذران

نهان چگونه نگه دارمت ز چشم رقیب
چقدر راهزن اینجاست بین همسفران

عجب ز عشق که هرکس حکایتی دارد
از این گدازه آتشفشانِ در فوران

خموش باش که با دیگران نمی گویند
رموز تجربه وحی را پیامبران

#فاضل_نظری
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

از پس ظلمت بسی خورشیدهاست....
#مولانا
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید
از یار آشنا سخن آشنا شنید

یا رب کجاست محرم رازی که یک زمان
دل شرح آن دهد که چه گفت و چه‌ها شنید

محروم اگر شدم ز سر کوی او چه شد
از گلشن زمانه که بوی وفا شنید

#حافظ
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

تا در دل من آتش عشقِ تو فروخت
از نیک و بد جهان مرا چشم بدوخت
سر جمله‌ی کار خود بگویم با تو
درد تو مرا بکشت و عشق تو بسوخت

#عطار
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

مولای ما نمونهء دیگر نداشته است
اعجاز خلقت است و برابر نداشته است

وقت طواف دور حرم فکر می کنم
این خانه بی دلیل ترک برنداشته است

دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی
آیینه ای برای پیمبر نداشته است

سوگند می خورم که نبی، شهر علم بود
شهری که جز علی در دیگر نداشته است

طوری ز چارچوب در قلعه کنده است
انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است

یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود
یا جبرِِییل واژهء بهتر نداشته است

چون روز روشن است که در جهل گمشده است
هر کس که ختم نادعلی بر نداشته است

این شعر استعاره ندارد برای او
تقصیر من که نیست برابر نداشته است

#حمید_رضا_برقعی
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

درادبیات ما خاصه در شعر شاعران بزرگ درتقابل عاشق و معشوق این عاشق است که همیشه بار گران زخم‌های نهان را بر شانه می‌کشد و پیوسته در تیررس تیر زخم‌ ها و زخم زبان هاست. در مقابل معشوق چنان خود را بی نیاز از هر تلاش و زحمتی می داند که شنیدن این دردمندی‌ها را مجال به اندازه یک آه هم نمی دهد.
حافظ در جایی دیگر البته از زبان معشوق می گوید:
" دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت
عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت"
اما شگفت آنکه عاشق در این میانه نه تنها از جفای معشوق دردمند نیست، بلکه این بی‌اعتنایی و استغنای مطلق را جلوه‌ای از مهر عاشقانه او می‌داند
در این میان نقش استاد محمدرضا شجریان در مواجهه با این بیت نقشی است از جنس درک و فهم موسیقایی آن‌جا که وی در مصرع
«کین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست»
پس از ادای ترکیب «آه نیست»، با بهره‌گیری از ظرافت‌های آوازی و تحریرهای دردمند بار سنگین این زخم ناگفته را به جان مخاطب می‌ریزد. شجریان با کشش‌های آوازی خود خلأ سکوت شعر را پر می‌کند گویی آن «آه» که در شعر حافظ در چنبره کلمات اسیر بود حال در آواز شجریان به فریادی مبدل می‌شود که در عمق جان مخاطب می نشیند
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

آشفتگان عشقت
گیرم که جمع گردند
جمع از کجا توان کرد، دل‌ های پاره‌ پاره؟

#فروغی
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

باز آمدم چون عیدِ نو، تا قفلِ زندان بشکنم

وین چرخِ مردمْ‌خوار را چنگال و دندان بشکنم

هفت‌اخترِ بی‌آب را، کین خاکیان را می‌خورند

هم آب بر آتش زنم، هم بادهاشان بشکنم

از شاهِ بی‌آغازْ من، پرّان شدم چون باز من

تا جغدِ طوطی‌خوار را در دِیرِ ویران بشکنم

زآغاز عهدی کرده‌ام کاین جان فدایِ شه کنم

بشکسته بادا پشتِ جان گر عهد و پیمان بشکنم

امروز همچون آصفم، شمشیر و فرمان در کفم

تا گردنِ گردن‌کشان در پیشِ سلطان بشکنم

روزی دو، باغِ طاغیان گر سبز بینی، غم مخور

چون اصل‌های بیخ‌شان از راهِ پنهان بشکنم

من نشکنم جز جور را یا ظالمِ بدغور را

گر ذرّه‌ای دارد نمک گبرم اگر آن بشکنم

هر جا یکی‌گویی بُوَد، چوگانِ وحدت وی برد

گویی که میدان نسپرد، در زخمِ چوگان بشکنم

گشتم مقیمِ بزم او، چون لطفْ دیدم عزمِ او

گشتم حقیرِ راه او، تا ساقِ شیطان بشکنم

چون در کفِ سلطان شدم، یک حبّه بودم کان شدم

گر در ترازویم نهی، می‌دان که میزان بشکنم

چون من خراب و مست را در خانهٔ خود ره دهی

پس تو ندانی این قدَر کاین بشکنم، آن بشکنم؟

گر پاسبان گوید که «هی!»، بر وی بریزم جامِ می

دربان اگر دستم کشد، من دستِ دربان بشکنم

چرخ ار نگردد گِرْدِ دل، از بیخ و اصلش برکنم

گردون اگر دونی کند گردونِ گردان بشکنم

خوانِ کرم گسترده‌ای، مهمانِ خویشم برده‌ای

گوشم چرا مالی اگر من گوشهٔ نان بشکنم؟

نی نی، منم سَرْخوان تو، سرخیلِ مهمانان ِتو

جامی دو بر مهمان کنم، تا شرمِ مهمان بشکنم

ای که میانِ جانِ من تلقینِ شعرم می‌کنی

گر تن زنم خامش کنم، ترسم که فرمان بشکنم

از شمسِ تبریزی اگر باده رسد، مستم کند،

من لااُبالی‌وار خود اُستُونِ کیوان بشکنم

#مولانا
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

نگو حرف از "خداحافظ" که دل باور نخواهد کرد
نرو که زندگی یک لحظه بی‌ تو سر نخواهد کرد

نگو خواب گل سرخ خزان دیدی که دست باد
به‌جز گل‌های سرخ باغ را پرپر نخواهد کرد

مزن با رفتنت آتش به جان و شعله بر دل که
جهان بی تو نصیبم غیر خاکستر نخواهد کرد

هزاران موج می‌گرید لب دریای توفانی
کسی بی تو هوای ساحل بندر نخواهد کرد

پس از تو آسمان، پیراهن‌ نیلی به تن دارد
شبش دیگر هوای ماه یا اختر نخواهد کرد

صدای پا نمی‌آید، کسی اینجا نمی‌آید
به جز "حسرت" کسی کوبه نصیب در نخواهد کرد

نوشتی وعده‌ی دیدار ما روز قیامت شد
دل از بی‌تابی اما تا قیامت سر نخواهد کرد

به واژه واژه‌ی اشکم، غزل شد گریه‌های من
نگو حرف از "خداحافظ" که دل باور نخواهد کرد


#شهراد_میدری
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

❤️✨آمد رمضان و
⚪️✨مقدمش بوسیدم
❤️✨در رهگذرش
⚪️✨طبق طبق گل چیـدم

❤️✨من با چه زبان
⚪️✨شکر بگویم که به چشم
❤️✨یک بار دگر ماه خدا را دیدم . . .
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

رمضان ماه عزیزی است بشرطی که فقط


خوردن غصه ی تو روزه به بطلان نکشد


#لاادری
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

اگر فردا روزی
آن‌ها که ما را با هم دیده‌اند
پرسیدند او که ‌بود؟
خیلی دقیق از من نگو
مختصر بگو:
باقی عمر من است او...

جمال‌_ثریا
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر


شهرهای دنیا
نقطه‌هایی خیالی‌اند
روی نقشه‌ی جغرافیا
همه‌ی شهرها
جز یک شهر
شهری که عاشقت شدم آنجا
شهری که خانه‌ی من شد بعد از تو...

سعاد_الصباح
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

با منی وز من نمی‌داری خبر...

#مولانا
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

زنی
می رقصید
در کوچه ی که ،
به موازات
تنهایش
بن بست بود.

#عمادی
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

رکاب آهسته آهسته ترک خورد و نگین افتاد
پر از یاقوت شد عالم، سوار از روی زین افتاد
دگرگون شد جهان، لرزید دنیا، زیر و رو شد خاک
دمی که زینت دوش نبی روی زمین افتاد
پس از بی مهری دریا، قسی القلب شد آتش
به جان دودمان رحمه للعالمین افتاد
خدایا هیچ زخمی بدتر از دلواپسی‌ها نیست
که چشمش سوی خیمه لحظه‌های واپسین افتاد
شکستن با غلاف تیغ را سر بسته میگویم
زبانم لال النگوی زنان از آستین افتاد
برای من نگه دار و بیاور زخم‌هایت را
اگر خواهر مسیرت سوی من در اربعین افتاد
نفهمیدند طه را، نفهمیند یاسین را
به چوب خیزران دندانه‌ای از حرف سین افتاد
*سید حمیدرضا برقعی*




@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

گفتم صبا بگو، از قاف و شین و عین
از کاروانِ عشق، وز شاهِ عالمین

گفتا که همرهِ "بازاین چه شورش است"
"حیّ علی العزا" ، "حیّ علی الحسین"

#علی_عدالتجو
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

در منی و این‌همه ز من جدا..

#فروغ_فرخزاد
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

می‌خواهم گنجی از کلمات
را پیش کشت کنم 
که هرگز هیچ زنی
به نصیب نبرده و نخواهد برد...

کسی به تو مانند نبوده و نیست 
می‌خواهم هجاهای نامم 
و خواندن نامه هایم را 
به سینه‌ی خسته‌ات بیاموزم 
می‌خواهم تو را به زبانی نو بدل کنم....

#نزار_قبانی
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

تا صورت پیوند جهان بود، علی بود

تا نقش زمین بود و زمان بود، علی بود



شاهی که ولی بود و وصی بود، علی بود

سلطان سخا و کرم و جود، علی بود



هم آدم و شیث و هم الیاس

هم صالح پیغمبر و داوود، علی بود



هم موسی و هم عیسی و هم خضر و هم ایوب

هم یوسف و هم یونس و هم هود، علی بود



مسجود ملائک که شد آدم، ز علی شد

آدم چو یکی قبله مسجود، علی بود



هم اول و هم آخر و هم ظاهر و باطن

هم عابد و هم معبد و معبود، علی بود



آن لحمک لحمی بشنو تا که بدانی

آن یار که او نقش نبی بود، علی بود



موسی و عصا و ید بیضا و نبوت

در مصر به فرعون که بنمود، علی بود



چندان که در آفاق نظر کردم و دیدم

ازروی یقین در همه موجود، علی بود



آن شاه سر افراز که اندر شب معراج

با احمد مختار یکی بود، علی بود



آن کاشف قرآن که خدا در همه قرآن

کردش صفت عصمت و بستود، علی بود
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

به کسی ندارم الفت ز جهانیان مگر تو
اگرم تو هم برانی
سر بی کسی سلامت!

#سعدی
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

هيچ فردی
در پی اصلاح خوی خويش نيست
هركه را ديديم در آرايش روی خود است

#صائب
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

قصه به هر که می‌برم فایده‌ای نمی‌دهد

مشکل درد عشق را حل نکند مهندسی...

#سعدی
روز مهندس مبارک

@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

تو عمرِ گمشدهٔ من به بوسه باز آور!

#خاقانی
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

‏زمان روزه شكستن "اذان" مغرب نيست


به آب لب نزنم تا "از آن" من باشی...


#محمدمهدی_درویش‌زاده

@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

‍ ای آفتاب
     که برنیامدنت
         شب را جاودانه می‌سازد
بر من بتاب
پیش از آنکه
در تاریکی خود گم شوم


#شمس_لنگرودی
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

رمضان آمده ، ای شیخ سوالی دارم
روزه با خونِ دل و خوردنِ غم باطل نیست؟

#علی_قائدی
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

رفیق خیل خیالیم و همنشین شکیب

قرین آتش هجران و هم‌قران فراق

#حافظ
@navayesher

Читать полностью…
Subscribe to a channel