navayesher | Unsorted

Telegram-канал navayesher - نوای شعر

202

هر کسی باید در روز یک شعر خوب بخواند ارتباط با مدیران @sohiltanha @ehsanmotaali

Subscribe to a channel

نوای شعر

قصه به هر که می‌برم فایده‌ای نمی‌دهد

مشکل درد عشق را حل نکند مهندسی...

#سعدی
روز مهندس مبارک

@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

تو عمرِ گمشدهٔ من به بوسه باز آور!

#خاقانی
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

‏زمان روزه شكستن "اذان" مغرب نيست


به آب لب نزنم تا "از آن" من باشی...


#محمدمهدی_درویش‌زاده

@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

‍ ای آفتاب
     که برنیامدنت
         شب را جاودانه می‌سازد
بر من بتاب
پیش از آنکه
در تاریکی خود گم شوم


#شمس_لنگرودی
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

رمضان آمده ، ای شیخ سوالی دارم
روزه با خونِ دل و خوردنِ غم باطل نیست؟

#علی_قائدی
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

رفیق خیل خیالیم و همنشین شکیب

قرین آتش هجران و هم‌قران فراق

#حافظ
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

دریاب که نقشی ماند از طرح وجود من

چون یاد تو می‌آرم خود هیچ نمی‌مانم

#سعدی
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

ناامیدم مکن از صبر و بگو می‌آید

عادلِ ظلم ستیزی، ملک دادرسی

#فاضل_نظری
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

کی بر این کلبه‌ی ماتم‌زده سر خواهی زد

ای پرستو که پیام‌آور فروردینی...

#شهریار

@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم

رنگ رخساره خبر می‌دهد از حال نهانم

گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم

بازگویم که عیان است چه حاجت به بیانم؟

هیچم از دنیی و عُقبیٰ نبرد گوشه خاطر

که به دیدار تو شغل است و فراغ از دو جهانم

گر چنان است که روی من مسکین گدا را

به در غیر ببینی ز در خویش برانم

من در اندیشه آنم که روان بر تو فشانم

نه در اندیشه که خود را ز کمندت برهانم

گر تو شیرین زمانی نظری نیز به من کن

که به دیوانگی از عشق تو فرهاد زمانم

نه مرا طاقت غربت نه تو را خاطر قربت

دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندانم

من همان روز بگفتم که طریق تو گرفتم

که به جانان نرسم تا نرسد کار به جانم

دُرَم از دیده چکان است به یاد لب لعلت

نگهی باز به من کن که بسی دُر بچکانم

سخن از نیمه بریدم که نگه کردم و دیدم

که به پایان رسدم عمر و به پایان نرسانم

#سعدی
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

خون گریه می‌کند در و دیوارِ روزگار...

#صائب
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

ایران ای سرای امید،
بر بامت سپیده دمید

بنگر کزین ره پر خون،
خورشیدی خجسته رسید
اگرچه دل‌ها پر خون است،
شکوه شادی افزون است

سپیده‌ی ما گلگون است ،
که دست دشمن درخون است
ای ایران غمت مرساد

جاویدان شکوه تو باد
راه ما، راه حق، راه بهروزی است

اتحاد، اتحاد، رمز پیروزی است
صلح و آزادی،
جاودانه در همه جهان خوش باد

یادگار خون عاشقان، ای بهار
ای بهار تازه جاودان در این چمن شکفته باد

“هوشنگ ابتهاج
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

‏مپرس از روزگارم مهربان! حالِ مرا تنها،

عقیقِ اصل داند کُنجِ بازارِ بدل‌کاران!

#حسین_جنتی

@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

تا صورت پيوند جهـــــــــــــــان بود علي بود
تا نقش زمين بود و زمــــــــان بود علي بود

آن قلعه گشايي که در قلعـــــــــه ي خيبر
برکند به يک حملــــــــه و بگشود علي بود

آن گُرد سرافراز که انـــــــــــــــدر ره اسلام
تا کـــــــــار نشد راست نياسود، علي بود

آن شيــــر دلاور که براي طمـــــــــــع نفس
بر خوان جهـــــــــــــان پنجه نيالود علي بود

شاهي که ولي بود و وصــــي بود علي بود
سلطان سخــــــــــــــا و کرم و جود علي بود

هم آدم وهم شيث و هم ادريس و هم الياس
هم صالــــــــــح پيغمبــــــــر و داوود علي بود

هم موسي و هم عيسي و هم خضر و هم ايوب
هم يوسف و هم يونس و هم هــود علي بود

مسجـــــود ملايک که شد آدم، ز علي شد
آدم چو يکي قبلـــــــــــه و مسجود علي بود

آن عارف سجّاد ، که خاک درش از قــــــــدر
بر کنگــــــره عرش بيفـــــــــــــــزود علي بود

هم اول و هم آخـــــر و هم ظاهـــــر و باطن
هم عابـــــــد و هم معبد و معبود ، علي بود

آن لحمک لحمـــــي ، بشنو تــــــا که بداني
آن يـــــــــــــار که او نفس نبي بود علي بود

موسي و عصــــا و يــــــــد بيضــــــــا و نبوت
در مصــــــــــر به فرعون که بنمود ، علي بود

عيسي به وجود آمدو في الحال سخن گفت
آن نطق و فصـــــــاحت که در او بود علي بود

خاتم که در انگشت سليمان نبي بود علي بود
آن نور خدايــــي که بر او بــــــــــــود علي بود

آن شاه سرافـــــــراز که اندر شب معــــــراج
با احمــــــــــد مختــــــــــار يکي بود علي بود

آن کاشف قرآن که خــــــــــــدا در همه قرآن
کردش صفت عصمت و بستــــــــود علي بود

آن شيـــــــــر دلاور که ز بهر طمــــــــع نفس
بر خوان جهـــان پنجه نيالـــــــــــود علي بود

چندان که در آفـــــــــــــاق نظر کردم و ديدم
از روي يقين در همه موجــــــــــود ، علي بود

اين کفر نباشد، سخـــــــن کفر نه اين است
تا هست علي باشد و تابــــــــــود علي بود

سرّ دو جهــــــــــــــان جمله ز پيدا و ز پنهان
شمس الحق تبريز که بنمـــــــود، علي بود
#مولانا
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

هم ارغوان آور شبی، هم جام ما را پس بده
هم بخت زرین زمردفام ما را پس بده

تا باز هم روشن شود از نو چراغ جانمان
مستانه‌نوش خوشه‌‌ی خیام ما را پس بده

باغ شب‌ از رویایمان غرق تلالو نیست، آه...
بر شاخسار نقره‌ای، بادام ما را پس بده

سه و دو و یک نور را، غرق صدا آن شور را
آن خوش‌خبر از آفتاب بام ما را پس بده

هرچند که گرد و غبار غم نشسته بر دلش
آن یادگار آیینه‌ی ایام ما را پس بده

حالا که ارگ بم شده آوار آواز غمش
گلپونه‌های وحشی بسطام ما را پس بده

تا موج موج اشکها دیگر نکوبد سر به سنگ
آن گنج اقیانوس ناآرام ما را پس بده

«باشوی کوچک» بغض کرده باز می‌گوید چنین:
فیروزه‌چشم زرنگار نام ما را پس بده

گرچه جهان یعنی قفس، با این‌همه آن هم‌نفس
آن مرغ عشق رفته ناهنگام ما را پس بده

خود را به نشنیدن نزن، آتش بر این خرمن نزن
آن همدم و همصحبت مادام ما را پس بده

این دفعه چشمت را ببند ای مرگ بر این زندگی
در حق ما لطفی کن و "بهرام" ما را پس بده


#شهراد_میدری
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

نگو حرف از "خداحافظ" که دل باور نخواهد کرد
نرو که زندگی یک لحظه بی‌ تو سر نخواهد کرد

نگو خواب گل سرخ خزان دیدی که دست باد
به‌جز گل‌های سرخ باغ را پرپر نخواهد کرد

مزن با رفتنت آتش به جان و شعله بر دل که
جهان بی تو نصیبم غیر خاکستر نخواهد کرد

هزاران موج می‌گرید لب دریای توفانی
کسی بی تو هوای ساحل بندر نخواهد کرد

پس از تو آسمان، پیراهن‌ نیلی به تن دارد
شبش دیگر هوای ماه یا اختر نخواهد کرد

صدای پا نمی‌آید، کسی اینجا نمی‌آید
به جز "حسرت" کسی کوبه نصیب در نخواهد کرد

نوشتی وعده‌ی دیدار ما روز قیامت شد
دل از بی‌تابی اما تا قیامت سر نخواهد کرد

به واژه واژه‌ی اشکم، غزل شد گریه‌های من
نگو حرف از "خداحافظ" که دل باور نخواهد کرد


#شهراد_میدری
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

❤️✨آمد رمضان و
⚪️✨مقدمش بوسیدم
❤️✨در رهگذرش
⚪️✨طبق طبق گل چیـدم

❤️✨من با چه زبان
⚪️✨شکر بگویم که به چشم
❤️✨یک بار دگر ماه خدا را دیدم . . .
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

رمضان ماه عزیزی است بشرطی که فقط


خوردن غصه ی تو روزه به بطلان نکشد


#لاادری
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

اگر فردا روزی
آن‌ها که ما را با هم دیده‌اند
پرسیدند او که ‌بود؟
خیلی دقیق از من نگو
مختصر بگو:
باقی عمر من است او...

جمال‌_ثریا
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر


شهرهای دنیا
نقطه‌هایی خیالی‌اند
روی نقشه‌ی جغرافیا
همه‌ی شهرها
جز یک شهر
شهری که عاشقت شدم آنجا
شهری که خانه‌ی من شد بعد از تو...

سعاد_الصباح
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

‏تو می‌توانی همه‌ی گل‌ها را بچینی
‏ولی هيچ كس نمی‌تواند جلوی آمدن بهار را بگیرد .

#پابلو_نرودا
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

می‌توان‌ چون‌ گل ‌گرفت ‌از خندهٔ زخمم گلاب...

#بیدل
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

شاه دلم گدا مکش ،من شده ام گدای تو
گر چه ستم کنی به من،جان و تنم فدای تو

مهر تو از وجود من،با غم دل نمی رود
مهر منت به دل نشد،هر چه کنم برای تو


#مولانا
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

می گویی چراغمگینی
من آینه توام
ای وطن!

#شمس_لنگرودی
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

ساقی به نورِ باده برافروز جامِ ما

مطرب بگو که کارِ جهان شُد به کامِ ما

ما در پیاله عکس رخِ یار دیده‌ایم

ای بی‌خبر ز لَذَّتِ شُربِ مُدامِ ما

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جَریدهٔ عالم دوامِ ما

چندان بُوَد کرشمه و نازِ سَهی‌قدان

کآید به جلوه سروِ صنوبرخَرامِ ما

ای باد اگر به گُلشنِ اَحباب بُگذری

زِنهار، عَرضه دِه بَرِ جانان پیامِ ما

گو نامِ ما زِ یاد به عمدا چه می‌بری؟

خود آید آن که یاد نیاری ز نامِ ما

مستی به چشمِ شاهدِ دلبندِ ما خوش است

زآن رو سپرده‌اند به مستی زمامِ ما

ترسم که صَرفه‌ای نَبَرَد روزِ بازخواست

نانِ حلالِ شیخ ز آبِ حرامِ ما

حافظ ز دیده دانهٔ اشکی همی‌فشان

باشد که مُرغِ وصل کُند قصدِ دامِ ما

دریای اَخضَرِ فَلَک و کَشتی هِلال

هستند غرقِ نعمتِ حاجی‌قوامِ ما
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

ندانی که ایران نشست منست
جهان سر به سر زیر دست ِ منست

هنر نزد ایرانیان است و بس
ندادند شیر ژیان را بکس

همه یکدلانند یزدان شناس
به نیکی ندارند از بد هراس

چنین گفت موبد که مرد بنام
به از زنده دشمن بر او شاد کام

اگر کُشت خواهد تو را روزگار
چه نیکو تر از مرگ در کار زار

همه روی یکسر بجنگ آوریم
جهان بر بد اندیش تنگ آوریم

چو ایران نباشد تن من مباد
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
#فردوسی
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

از سرم آب گذشته ست مهم نیست اگر
غم دنیای شما نیز شود مال دلم...!

#نجمه_زارع
@navayesher

Читать полностью…

نوای شعر

سکوت کرده ای ،چه سکوت مقفایی!
سکوتی پر از وزن مثمن محذوف ؛که رجز خوانی شه نامه های دیوان قلب مرا با ردیفی پر از بحر متقارب به چالش مشاعره چشمانت کشانده

#سهیل
@navayesher

Читать полностью…
Subscribe to a channel