negareshe10 | Unsorted

Telegram-канал negareshe10 - نگارش دهم تا دوازدهم

6769

✓ تحلیل دروس همراه با کارگاه نوشتن‌ها ✓ تولید متن‌های همکاران و دانش‌آموزان ✓ نمونه سوال و طرح درس نگارش ✓ مطالب مرتبط با نگارش و نویسندگی https://t.me/joinchat/AAAAAE_DTFtS7eSeNt8xow ارتباط جهت ارسال متن‌های تولیدی و مطالب مرتبط: @MaryamBehvandi

Subscribe to a channel

نگارش دهم تا دوازدهم

شکّرشکن شوند همه طوطیان هند
«زین قند پارسی» که به بنگاله می‌رود
حافظ

🔹 ناویراسته
در اثر بارش باران در گلستان بعضی‌ راه‌های ارتباطی مسدود شد و اکنون ۱۲ تیم امداد و نجات اعزام شده‌اند.

🔹 ویراسته
بر اثر بارش باران در گلستان بعضی‌ راه‌های ارتباطی بسته شد. اکنون ۱۲ گروه امداد و نجات اعزام شده‌اند.

🔸 نکته
۱. «فرهنگ درست‌نویسی سخن» هم می‌نویسید: «اثر» در اصل به معنای جا و نشانه پا و هر چیزی است که از کسی یا چیزی به جا می‌ماند. بنابراین، شکی نیست که باید قبل از «اثر» از حرف اضافه «بر» استفاده شود.
۲. بسته به جای مسدود (فارسی‌نویسی)
۳. گروه به جای تیم (فارسی‌نویسی)

#استادعلیرضاحیدری
***


🔸بدنویسی در رسانه

🔹 اینگونه نیست دانشگاهی بر اساس اختیار خود بتواند در این زمینه تصمیم گیری کند./ایسنا

▪«تصمیم بگیرد» بهتر از «تصمیم گیری کند» نیست؟

#استادعلیرضاحیدری
***
دستور خط فرهنگستان:

ترکیب‌‏هایی را که از تکرار یک واژه ساخته می‌‏شوند، نیم‌فاصله بنویسیم:
بدوبدو، پایین‌‏پایین‏‌ها، تک‌‏تک، جفت‏‌جفت، خط‏‌‌خطی، فردفرد، کم‌‏کم، کَم‏‌کَمک، کورکورانه، لنگ‌‏لنگان، یکی‌‏یکی
☃️❄️
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─

Читать полностью…

نگارش دهم تا دوازدهم

زاد روز
#احمدگلچین‌معانی

طبیبی را دیدند که هرگاه به گورستان می‌رسید ردا بر سر کشیدی، از سبب آن سؤال کردند، گفت: از مردگان این گورستان شرم می‌دارم زیرا بر هرکه می‌گذرم شربت من خورده است و در هرکه می‌نگرم از شربت من مرده است!
( #لطائف_الطوائف، فخرالدین علی‌صفی، به سعی و اهتمام احمد گلچین معانی، ص ۲۰۷)
☃️❄️
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─

Читать полностью…

نگارش دهم تا دوازدهم

#قرابت‌معنایی

به بهانۀ هفدهم دی ماه، روز خواجوی کرمانی


هزار جان گرامی فدای بالایت
بیا که کشتۀ عشق از بلا نمی‌ترسد
(خواجوی کرمانی، دیوان، ۴۳۷)


وجود خاکی من گرچه می‌دهی بر باد
هزار جان عزیزم فدای جان تو باد
(حیدر شیرازی، دیوان،۸۶)

#موسیقی
#بی‌کلام
خاص نگارش و نوشتن
☃️❄️
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─

Читать полностью…

نگارش دهم تا دوازدهم

بوطیقا

هنوز معادلِ خوبی برای آن پیدا نکرده‌ام. فلاسفه‌ای مانند فارابی و ابن سینا، همین کلمه را عیناً به کار بُرده‌اند.
در رساله‌ی معروفِ ارسطو (به ترجمه‌ی استاد زرّین کوب) به معنیِ فنِّ شعر است، و (به ترجمه‌ی دکتر مجتبایی) هنر شاعری.
ولی بوطیقا در اصل به معنای ساختن همراه با خلاقیت و حُسنِ ترکیب است.
امروزه کلمه‌ی بوطیقا در زبانِ ناقدان و فلاسفه‌ی جمال‌شناسی، در مفهومی بسیار وسیع به کار می‌رود که شاملِ مباحثِ زیبایی و شناختِ جوانبِ هنرهاست، مثلا بوطیقای سینما، بوطیقای نثر، بوطیقای قصّه و داستان.
ریشه‌ی کلمه‌ی بوطیقا از poietes یونانی است به معنای ساختن و خَلق و آفرینش.

#استاددکترشفیعی‌کدکنی
رستاخیز کلمات ص ۳۷۱
(درسگفتارهایی درباره‌ی نظریه‌ی ادبی صورتگرایانِ روس)
انتشارات سخن چاپ سوم ۱۳۹۱

☃️❄️
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─

Читать полностью…

نگارش دهم تا دوازدهم

*با یادی از نیما یوشیج
بنیان‌گذار شعر نو فارسی و ملقب به پدر شعر نو

یک‌روز گل‌پنبه‌ی قشنگی داشتم، از این گل‌های پشم‌آلودی که سر خارهای بیابانی بیرون می‌آید، آن‌را به کف باد دادم و در آسمان بالا رفته کم‌کم ناپدید شد. اصلاً معلوم نبود گلی وجود داشت یا نه. چه‌قدر شباهت به نوشته‌های خوب من داشت. یقین بدان هر نوشته‌ی خوبی را که منتشر کنی صعود می‌کند، میان مردم دور می‌زند. اما پیش آن‌ها مثل صعود همان گل‌های پنبه‌ای بی‌اهمیت است و در حقیقت تمام محسنات انسان مثل خودش افسانه‌ای بیشتر نیست اما یک زمان هم رونقی داشته‌است.

از خلال نامه‌های نیما یوشیج به نظام وفا
*


‏از کجا شروع کنم؟ دلتنگی را به چه طریق می‌توان جمع کرد؟ من این راه را بلد نیستم.

‏از میان نامه‌های نیما یوشیج به لادبن
*

می‌خواهی بدانی چه می‌کنم؟ سدی که در مقابل اشک‌ها کشیده شده بود، دوباره شکست. نمی‌دانم این سیل مرا به کجا بغلتاند. عالیه از این غلتیدن منع‌ام می‌کند. ولی در این‌گونه مواقع کسی می‌تواند بر طبیعت استیلا داشته باشد؟
من ابرم. کار ابر، باریدن است.

نیمااز میان نامه‌ها

تصویر
نیما در حیاط خانه‌اش.

☃️❄️
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─

Читать полностью…

نگارش دهم تا دوازدهم

**زاد روز

#بهرام‌صادقی
نویسنده، شاعر و پزشک.
وی از مهم‌ترین چهره‌های جُنگ اصفهان بود.
مجموعه داستان کوتاه سنگر و قمقمه‌های خالی و داستان بلند
#ملکوت از آثار اوست.

پ‌ن: برخی منابع، تولد ایشان را ۱۸ دی عنوان کرده‌اند
.

خواننده از نویسنده نمی‌خواهد آنچه را در اطرافش می‌بیند و خودش بیشتر از او به آن آگاه است برایش بگوید، اگر نویسنده آن چیزی را که سطح می بیند، خیلی هم خوب بنویسد، قلم به بیهودگی گردانده. باید آن مرداب متعفنی که در عمق، وجود دارد تصویر بشود. ظاهر و نمای چیزی را به تصویر درآوردن به عکاسی می‌ماند گیرم عکاسیِ شیک و چشم نواز... عکسهای زیبا از خانه‌های زیبا بی آن که زاغه‌های آن طرف تر هم نشان داده شود. خواننده تجربه ای می خواهد که کاملاً شخصی باشد. تجربه ای که خودش نداشته است. هر کسی تجربه مخصوص خودش را می‌تواند عرضه کند. آن داستان نویسی را من می پسندم که چیزی را بگوید که هیچ کس دیگر نتواند بگوید. هنرمند باید چیزی از خود به دنیا اضافه کند ولو این که یک مثقال باشد.

#بهرام‌صادقی

اگر نویسنده‌ای بخواهد خودش را با ارزشهای تازه پیدا شده‎ و دروغین تطبیق بدهد، آنوقت است که چیزی را به وجود نیاورده و تکرار شده. همانطور که فاکنر گفته، ارزشهای بشری و انسانی که قصه‎نویسی از آنها مایه می‎گیرد، جاودانی است و هرگز عوض نمی‎شود. مسائلی‎ مثل حسد، اندوه، و عشق همینطور، که می‎بینید چند قرن بعد از شکسپیر و حافظ و مولانا همان‎ ارزشها را دارند که داشته‎اند، اینها ارزشهای ثابت انسانی‎اند، که روزمره و گذرا نیستند.


#بهرام‌صادقی

این مطلب را از کانالِ تلگرامیِ نویسندگی به عاریت گرفته‌ام.

☃️❄️
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─

Читать полностью…

نگارش دهم تا دوازدهم

#گفت‌وگو

زادروز
#دکترصالح‌حسینی (۱۳۲۵)
مترجم و منتقد


مسئلهٔ دیگری که در ترجمهٔ کتاب به‌سوی فانوس دریایی ایجاد مشکل کرد، این بود که حوادث رمان، چون در کنار دریا اتفاق می‌افتاد، با توجه به حرکت موج طرح‌ریزی شده‌اند؛ یعنی، مثلاً، اگر موج کوچک باشد یک کلمه است و اگر بلندتر باشد دو کلمه، و یا بلندتر سه و چهار کلمه، و... همین‌طور که موج به‌طرف ساحل هجوم می‌آورَد و می‌شکند و برمی‌گردد، در جمله‌ها هم کلمات و علامات نگارشی همین وزن را به‌وجود آورده‌اند. گاهی فکر می‌کردم که اگر می‌توانستیم شعرهای مولوی را، که حالت رقص و سماع دارند، به زبان دیگر ترجمه کنیم، این اثر را هم می‌توانیم به فارسی برگردانیم. ولی خوب، منتهای سعی خودم را کرده‌ام. حتی بارها در آخر شب، پنج شش ساعت می‌نشستم، کتاب را می‌خواندم، و سعی می‌کردم خودم را در قالب یک زن قرار بدهم تا دریابم که احساس زنانه چگونه است. برای ترجمهٔ این کتاب عذاب کشیدم؛ عذابی که با لذت فراوانی همراه بود. ... گاهی توانسته‌ام حالت موزون کلمات را منتقل کنم؛ اما اکثر جاها واقعاً عملی نبود.

برگرفته از: «مترجم باید در انتقال معنا بکوشد» (گفت‌وگو با صالح حسینی)، در: نشریهٔ ادبیات داستانی، سال اول، بهمن ۱۳۷۱، ش ۴، ص ۴۳.

☃️❄️
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─

Читать полностью…

نگارش دهم تا دوازدهم

«با وجود این» یا «با این وجود»؟

وقتی می‌گوییم «با وجود این»، یعنی با وجود چیزی که درباره‌اش سخن گفته‌ایم. اما وقتی می‌گوییم «با این وجود»، از کدام «وجود» سخن می‌گوییم؟ طبیعتاً دربارۀ وجودی سخن نگفته‌ایم که بگوییم «با "این" وجود». به مثال‌های زیر توجه کنید.

۱) دیروقت بود، با وجود این تلفن کردم. (با وجود چه؟ با وجود دیروقت بودن.)
۲) دیروقت بود، با این وجود تلفن کردم. (با کدام وجود؟ وجودی در کار نیست!)

یادآوری:
«با وجود این» و «با وجود این‌که» هردو حرف ربط مرکب‌اند و کاملاً بافاصله نوشته می‌شوند.


هنرکده نویسندگی و ویراستاری


‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─

Читать полностью…

نگارش دهم تا دوازدهم

قصه ی «دایی نصری» ؛ پیرمرد نابالغ!...
استاد عباس خوش عمل کاشانی


83 سال از خدا عمر گرفت.آن طور که دلش می خواست زندگی کرد و آن طور که دلخواهش بود در آرامش مزرعه جان به جان آفرین تسلیم نمود.
عاشق سینه چاک کارتون بخصوص کارتون پینوکیو بود.از اواخر دهه ی 70 تا اواخر دهه ی 90 به مدت بیست سال ماهی یک بار پای تلویزیون می نشست وهمه ی قسمتهای کارتون پینوکیو را می دید.کودک درونش از هفت سالگی تا 83 سالگی فعال و چست و چالاک بود.
درسالی که کارتون پینوکیو برای نخستین بارروی آنتن تلویزیون رفت او کارگر کارخانه ی شماره دوی ریسندگی وبافندگی کاشان بود و سالها باید می گذشت تا بازنشست شود.عمه گلی همسر وفادار ومهربانش می گفت:روزهایی که شیفت کاری اش است وقتی کارتون پینوکیو از تلویزیون پخش می شود از محل کارش مرخصی ساعتی می گیرد تا از دیدن کارتون محبوبش محروم نشود!
آخرین بار دوسال پیش درایام تعطیلات نوروز بود که برای دیدنش به مزرعه رفتم.وقتی حرف از کارتون پینوکیو پیش آمد در حالی که از کتری سیاه روی اجاق برایم چای چوپانی می ریخت با جدیت تمام تعریف کرد:چند روز پیش گربه نره و آقاروباهه رو پشت قلعه نو دیدم.معلوم بود دوباره سر پینوکیوی بیچاره کلاه گذاشته اند.به طرفشان که رفتم موشک وار فرار کردند و لای درختهای باغ اربابی گم وگور شدند.با خنده گفتم:چنین چیزی امکان ندارد.رنجیده خاطر روی از من گرداند و نجواکنان گفت:تو هم مثل بقیه ؛ بخصوص بابای مرحومت حرفم را باور نکن ؛ اما من با دوتا چشم خودم دیدمشان.


دایی نصری (نصرالله) فقط کودک درون فعال وچست وچالاک نداشت.خودش یکپارچه کودک هفت هشت ساله ای بود که 83 سال عمر کرده بود.همیشه به او و حال وهوای کودکانه اش غبطه می خوردم.به هفت هشت تا مرغ و خروسش چنان عشق می ورزید که مجنون به لیلی نورزیده بود.بهترین دان ها و سبزیجات را برایشان می خریدو احدی حق نداشت آنها را کیش کند.یک خروس جنگی واقعآ وحشی داشت که بی محابا به هر تنابنده ی حمله می کرد.یک بار که به طرف من حمله ور شدبا چوبدستی محکم به کمرش کوبیدم که ناگهان دایی نصری دهان باز کرد و در حالی که سنگ و کلوخ به طرفم پرت می کرد هرچه فحش چارواداری بلد بود نثارم کرد.آخر سر هم به طرف خروس وحشی که مثل بره رام او بود رفت ؛ در آغوشش گرفت و مثل زنی که نوجوانش مرده باشد ضجه زد.او فقط نسبت به ماکیانش حساس نبود و تعصب نداشت بلکه نسبت به سگ و الاغ و سایر حیوانات اهلی ووحشی اش نیز چنین بود.چنان با مرغ وخروسها وگوسفند و الاغش درددل می کرد که گویی با اعضای خانواده و دوستان لحمک لحمی اش درد دل می کند.
دایی نصری نه تنها خل وضع نبود که حتی یک سر سوزن شیرین هم نمی زد.پیرمرد نابالغی بود که علی رغم رفتارهایی که شرحش رفت بسیار جدی به نظر می رسید.راجع به توصیه های دینی در رفتار با حیوانات و حقوق شان یک سینه روایت و حکایت و به قول خودش حدیث داشت.به یاد دارم یک روز در سالهای نه چندان نزدیک پدر مرحومم گربه خانگی ای را که به دزدی عادت کرده بود در گونی گذاشت تا به بیرون شهر ببرد و رهایش کند.اگرچه آن گربه دقایقی زودتر از بازگشت پدر سرو کله اش پیدا شد اما لغز خوانی ها و سرزنشهای دایی نصری در این خصوص از بدو گربه گیری پدر تا پاسی از شب آن روز ادامه داشت.با حالتی جدی و قهرآمیز رو به پدرم می گفت:اسم خودت را گذاشتی قاری قرآن و مداح اهل بیت؟ زکی آقای شاطرحسین ؛ زکی.بعد دست پدرم را که فقط به روی او لبخند می زد گرفت و مقابل خود نشاند تا برایش از روایات راجع به حقوق حیوانات بگوید.
گفت:مگر نشنیده ای که یک روز آقام مرتضی علی در اتاقش نشسته بود و به امور مردم رسیدگی می کرد که یک دفعه گربه خانگی پیدایش شد و کنار امام روی قبای مبارکش نشست و کم کم خوابش برد.وقتی کار رسیدگی تمام شد و آقام مرتضی علی خواست بلند شود و چند نفری را که در محضرش بودند مشایعت کند متوجه شد که گربه روی گوشه ی قبای مبارک او خوابش برده است.می دانی آقام چه عکس العملی نشان داد؟ خنجر مبارک را از کمر کشید و آن مقدار از قبا را که گربه رویش خسبیده بود دالبر کرد تا گربه بیدار نشود.آن وقت تو شیعه ی مرتضی علی گربه زبان بسته را در گونی می کنی و از خانه و زندگیش دور می سازی؟زکی اقای شاطرحسین ؛ زکی....
چند ماه پیش دایی نصری پیرمرد نابالغ که کودک درونش تا 83 سالگی او هفت هشت ساله وهمچنان فعال و چست وچالاک بود در مزرعه ی محل زندگی اش و در کنار حیوانات اهلی اش و دور از هر نوع آدمیزادی حتی زن مهربان و فرزندان پدر دوستش جان به جان آفرین تسلیم کرد....و من نه فقط به زندگی و طرز سلوک او که به مردنش هم غبطه می خورم....خدا رحمتش کند.
☃️❄️
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─

Читать полностью…

نگارش دهم تا دوازدهم

#پدر

«پدر» در فارسی نو و نیز «پیتَر» در فارسی میانه و فارسی باستان، از هندواروپایی ِ «پِتِر» مشتق شده‌اند.

محققان احتمال داده‌اند که این واژه از ریشه‌ی pa به معنی «پاییدن و مراقب‌بودن» و پسوند *ter ساخته شده است که لفظاً به معنی پاینده و حامی است.

«پِتِر» در لاتینی، «پتراس» در یونانی، «فاذر» در انگلیسی و «فاتر» در آلمانی، همگی از «پِتِر» هندواروپایی مشتق شده‌اند.

«بابا» لفظی کودکانه برای نامیدن پدر است.
این واژه در زبان‌های شاخه‌ی هندواروپایی و حتی غیر هندواروپایی مانند چینی، با تلفظ‌هایی شبیه به هم دیده می‌شود.
پژوهش‌گران ریشه‌ی این واژه را از واژه‌ی هندواروپایی ِ *pap(a)a در معنی «پدر و غذا» می‌دانند.


گروه واژه‌گزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی

☃️❄️
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─

Читать полностью…

نگارش دهم تا دوازدهم

قوز بالای قوز

وقتی گرفتاری‌‌ای داریم و یک بدبختی ِ جدید هم به آن اضافه می‌شود، می‌گوییم: «این دیگر قوز ِ بالای قوز است».

این ضرب‌المثل، داستان فولکوریک دارد:
مردی قوزی (گوژپشت) بود که یک شب ِ مهتابی از کنار حمام متروکه‌ای رد می‌شد. دید صدای ساز و آواز می‌آید (عروسی اجنه بود!). نترسید، رفت جلو و با آن‌ها شروع کرد به رقصیدن و دایره‌زدن.
اجنه خیلی خوش‌شان آمد.
رییس اجنه گفت: به پاداش این شادی، قوزت را برمی‌داریم!
و قوز او را برداشتند و مرد صاف و سالم شد.

فردا یک مرد قوزی ِ دیگر این ماجرا را شنید.
با خودش گفت: من هم بروم تا خوب شوم.
شب رفت جلوی حمام، اما از شانس ِ بدش، آن شب، اجنه عزادار بودند و مراسم ختم داشتند!
مرد ِ بی‌خبر شروع کرد به بشکن‌زدن و رقصیدن وسط ِ گریه‌ی اجنه!
اجنه عصبانی شدند.
رییس‌شان گفت: عجب آدم بی‌ملاحظه‌ای! آن قوز ِ دیشبی را بیاورید بچسبانید روی کمر ِ این یکی تا ادب شود!
بی‌چاره با دو تا قوز به خانه برگشت!

و این شد مصداق ِ کسی که می‌خواهد مشکلش را حل کند، اما یک مشکل‌ ِ دیگر هم به آن اضافه می‌کند.

برگرفته از: کتاب کوچه، احمد شاملو و افسانه‌های ایرانی، محمد قاسم‌زاده

(این مطلب  را از کانالِ تلگرامیِ فرهنگ به عاریت گرفته‌ام.)

☃️❄️
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─

Читать полностью…

نگارش دهم تا دوازدهم

به آینۀ خود برمی‌گردم
به روشنایی سحر
به چشمۀ زلال
تا در خورشید تو خیره شوم
و نور سیاهت روشنم کند
از کمند تو آه
از ظلم دل‌پسند تو آه

#موسیقی
#بی‌کلام
خاص نگارش و نوشتن

دوازدهم دی، زادروز ضیاء موحّد
☃️❄️
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─

Читать полностью…

نگارش دهم تا دوازدهم

#نویسندگی

چرک‌نویس‌ها را نگه دارید.

شاید در فیلم‌ها دیده باشید که نویسنده‌ای صفحاتی را سیاه می‌کند اما چون نمی‌پسندد مچاله می‌کند و در سطل زباله می‌اندازد.
اما در واقعیت چرک‌نویس‌های شما، نسخه‌های اولیه و هرچیزی که قبل از خلق نهایی داستان می‌نویسید بسیار مهم هستند. داستان همانند یک موجود زنده مرتب مسیر عوض می‌کند و شما هستید که به‌عنوان یک نویسنده، باید راه را از بی‌راهه تشخیص دهید.

خشایار کمالی


‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─

Читать полностью…

نگارش دهم تا دوازدهم

«کُرسی/ کُرسی»

#دکتراحمدرضابهرامپورعمران

پیش‌تر می‌پنداشتم میانِ «کُرسی» (ابزارِ گرمایش) و «کرسی» (صندلی) پیوندی معنایی برقرار است؛ می‌پنداشتم کرسی را بدان‌سبب کرسی نامیدند که چهارپایه‌‌ای صندلی‌مانند را روی منقل یا چالهٔ آتش قرارمی‌دهند تا موجب شعله‌ورشدنِ پوشش روی کرسی نشود. و این تصوّرِ اشتباه چندان هم غریب نبود، چراکه شنیده‌ام در افغانستان نیز «کرسی» را «صندلی» می‌نامند! گمان‌می‌کنم کسانِ دیگری نیز این‌گونه ‌بیندیشند، حال‌آن‌که میانِ این دو واژه تنها اشتراکی لفظی برقرار است. کرسی در معنای صندلی، واژه‌ای عربی (معرّب از آرامی) است. پژوهشگران کاربردِ کرسی (:«صندلی» که واژه‌ای قرآنی و اصالتاً آرامی است) در زبان‌های اکدی، عبری و سریانی نیز یافته‌اند (واژه‌های دخیلِ قرآنی، آرتور جفری، ترجمهٔ فریدونِ بدره‌ای، انتشاراتِ توس، صص ۷_۳۴۶). اما کرسی، در معنای وسیلهٔ گرمایشی که در سال‌های اخیر تقریباً از زندگی‌ِ ما حذف شده و کم‌و‌بیش به خاطره‌ها پیوسته، واژه‌ای چینی_ژاپنی است («فرهنگِ معین»: kutatsu؛ و نیز «فرهنگِ بزرگِ سخن»).

ازآن‌جاکه این ابزار در زندگیِ نسل‌های متأخّر بسیار پرکاربرد بوده، برخی پیشینهٔ حضورِ آن را در فرهنگِ ایرانی بسیار دیرینه‌تر ازآن‌چه به‌واقع بوده، پنداشته‌اند. ازهمین‌رو چندماهِ پیش که ژاپنی‌ها کرسی را به‌عنوانِ میراثِ فرهنگی و بومیِ خود ثبت‌کردند فریادِ واأسفاهای برخی از هم‌وطنان بلندشد که: چرا نهادهای مسوول دربرابرِ این راهزنیِ فرهنگی سکوت‌پیشه‌کرده‌اند. یا عباراتی طنزآمیز هم‌چون «کرسیِ ژاپنی هم رسید!» در خبرگزاری‌ها مخابره‌شد.
اما تاآن‌جاکه جستجوکرده‌ام ظاهراً در متونِ کهن (قرونِ ۸_۴) از کرسی در این معنا نامی به‌میان‌نیامده و از کارکردِ وسیله‌ای مشابهِ آن نیز یادی‌نشده‌است. دستِ‌کم در آثارِ برجستهٔ زبانِ فارسی نشانه‌ای از کرسی نمی‌توان‌یافت. ازهمین‌رو در مضامینِ ادبی و ضرب‌المثل‌های فارسی نیز کرسی حضورِ چشم‌گیری ندارد.
نخستین‌بار گویا در آثارِ سفرنامه‌نویسانِ فرنگی که در عهدِ صفوی به ایران آمدند، این ابزار توصیف‌‌شده. دلاواله آن را به‌صورتِ چهارپایه و میزی کوچک توصیف‌کرده که روی آن را با پارچه‌ای ضخیم و مملو از پنبه می‌پوشانند (ترجمه‌ی شجاع‌الدین شفا، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ص ۶۷). تاورنیه نیز توصیفی مشابه آورده (ترجمه‌ی ارباب‌شیرانی، انتشارات نیلوفر، ص ۲۹۸). اما گویا دقیق‌ترین توضیح و توصیف را باید در سفرنامه‌‌های شاردن و اولئاریوس یافت. شاردن می‌نویسد: "کف اتاق‌های زمستانی گودالی به عمق ۱۵ یا ۲۰ شست یا ۶ یا ۷ پا حفرمی‌کنند و در آن آتشِ کاملاً افروخته می‌گذارند و برای دوامِ بیش‌ترِ آتش، رویش قشری خاکستر می‌پوشانند و دورِ میز که پوششی دارد می‌نشینند و پوشش را تا روی سینه می‌کشند. این حرارت بسیار ملایم و مطبوع است و چنان آرام‌بخش است که خواب به دیدگان می‌آورَد" (سفرنامه‌ی شاردن، ترجمه‌ی اقبال یغمایی، انتشارات توس، ۱۳۷۲، ص ۸۷۶).
نمونه‌هایی نادر از حضورِ این واژه در منابع و شعرِ سبکِ هندی نیز پیشینه‌دارد. به‌ گمان‌ام پراکندگیِ جغرافیاییِ کاربردش در متونِ این دوره نیز ریشهٔ چینی_ژاپنیِ آن را تأییدمی‌کند. در بهارِ عجمِ لاله‌تیک‌چند بهار ذیل "حوضِ کرسی" آمده: "مکانی که در آن زغال افروزند و بالای آن کرسی فرش‌کرده در ایام زمستان بنشینند:

آبِ عشرت آبِ جو دارد که در فصلِ* چنین
تابه‌گردن می‌شود در حوضِ کرسی غوطه‌خوار
(محمدسعید اشرف)
(تصحیح دکتر کاظم دزفولیان، انتشارات طلایه، ۱۳۷۹، ج ۲، ص ۷۴۸).

باآن‌که شاعرانِ سبکِ هندی به توصیفِ ابزار جدید (عینک، قبله‌نما و ...) بسیار حریص بوده‌اند، اما آنان به کرسی کم‌تر پرداخته‌اند. یکی از شاعرانی که چندین‌بار از کرسی در شعرش یادکرده و از آن مضمون‌آفریده غنیِ کشمیری است. او جایی در توصیفِ سوز و سرما سروده:

کی شود از مشعلِ خورشید ساقِ عرش گرم
زین هوا هرچند کرسی کرد برپا آسمان؟ (دیوان، به‌کوشش احمدِ کرمی، نشریاتِ ما، ص۸۰)

او در قصیده‌ای دیگر نیز در وصفِ زمستان چنین سروده:

چو کرسی جای گرمی هرکه در خلوت‌سرا دارد
نمی‌جنبد ز جا هرچند آتش زیرِ پا دارد (همان، ص۸۰).

* شاید دراصل "فصلی" باشد.

☃️❄️
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─

Читать полностью…

نگارش دهم تا دوازدهم

یای مجهول در زبان‌های ایرانی
#دکترسهیل‌یاری

استاد سیروس شمیسا، نوشته‌اند:
«بدیهی است که شاعران دورهٔ بازگشت با همهٔ تتبعی که در قافیهٔ اشعار قدما داشتند، باز قادر نبودند معلوم و مجهول را به‌درستی رعایت کنند، زیرا این‌ گونه تلفظ دیری بود که از زبان مردم ایران (برخلاف افغانستان و تاجیکستان) رفته بود.» (سبک‌شناسی شعر فارسی، ص ۳۱۶)

واقعیت این است که نه تنها در افغانستان و تاجیکستان، بلکه در شماری از زبان‌های ایرانی رایج در ایران امروز نیز این ویژگی آوایی دیده می‌شود. مثلاً در زبان‌های کُردی و لَکی رایج در کرمانشاه، این ویژگی در شماری از واژه‌ها وجود دارد. مثلاً یای این واژه‌ها مجهول (ē) است؛ یعنی تلفظی میانِ کسره و ای (e و ī) دارد:
پنیر
ژیر (زیر)
سیر (مقابل گرسنه)
سیف (سیب)
شیر (شیر درنده)
دِلیر
☃️❄️
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─

Читать полностью…

نگارش دهم تا دوازدهم

‍ بر آی
ای آفتابِ صُبحِ امید ...

#حافظ
صبح امیدتان روشن

#موسیقی
#بی‌کلام
خاص نگارش و نوشتن
☃️❄️
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─

Читать полностью…

نگارش دهم تا دوازدهم

🤼‍♂️ به مناسبت سالگرد درگذشت جهان‌پهلوان #غلامرضاتختی (۵ شهریور ۱۳۰۹ – ۱۷ دی ۱۳۴۶)
#واژه‌شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
☃️❄️
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─

Читать полностью…

نگارش دهم تا دوازدهم

💠هر کسی به یه همچین فولدری احتیاج داره که پر باشه از فیلم‌های آموزشی، مقاله و ابزارهای مورد نیاز.

💠این فولدر کلی ویدئو و فایل‌های آموزشی در حوزه‌های مختلف
#روانشناسی
#ادبیات #زبان داره و کلی اطلاعات مفید و فرصت‌های شغلی بهتون میده

💠فقط کافیه دکمه‌ی ADD رو بزنید و این فولدر تخصصی رو در تلگرام خود ذخیره کنی 👇

/channel/addlist/f99d0nnmciwwZmQ0

😍«کتاب تستی که کلید قبولی ارشد روان‌شناسی میشه!»؛ بالینی رو تست محور، بالا بزن:
👇👇👇
/channel/mister_testPsy/237

Читать полностью…

نگارش دهم تا دوازدهم

هیچ چیز ما را نجات نمی‌دهد، جز خواندن

می‌گویید چگونه فرا بگیریم؟ خیلی آسان است. بخوانید. من باز تکرار می‌کنم: بخوانید.
هیچ چیز ما را نجات نمی‌دهد، جز خواندن؛ در صورتی که دریابیم و مطلب به کار ذوق و طبع ما بخورد. ملت ما زیاده بر آنچه تصور می‌کنید به این کار احتیاج دارد. وضعیت ما عوض نشده و اگر رشد خود را نکرده یک راه برای فهمیدن هست: خواندن.


(نیما یوشیج، درباره‌ی شعر و شاعری، تدوین سیروس طاهباز، انتشارات نگاه، چاپ سوم، ۱۳۹۸، ص ۲۰۵).
***


آنچه دقیق می‌شود، از عوام دور می‌شود.

به همسایه از قول من بگویید: شعری که هم به کار عوام بخورد و هم به کار خواص، این متاع امروز قدری کم است. آنچه دقیق می‌شود، از عوام دور می‌شود. از آن متاع اگر می‌خواهید به اشعار رئالیست‌ها‌ی هر ملتی رجوع کنید. هومر، در یونان و فردوسی در زبان ما.


(نیما یوشیج، درباره‌ی شعر و شاعری، تدوین سیروس طاهباز، انتشارات نگاه، چاپ سوم، ۱۳۹۸، ص ۲۲۲).
☃️❄️
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─

Читать полностью…

نگارش دهم تا دوازدهم

خندۀ سرد

صبحگاهان که بسته می‌مانَد
ماهیِ آبنوس در زنجیر،
دُمِ طاووس پَر می‌افشانَد،
رویِ این بامِ تَنْ بِشُسْتِه زِ قیر

چهره‌سازانِ این سرایِ درشت،
رنگدان‌ها گرفته‌اند به کف.
می‌شتابد دَدی شکافتهْ پُشت،
بَرْ سَرِ موج‌هایِ همچو صدف.

خنده‌ها می‌کنند از همه سو،
بَرْ تکاپویِ این سحرخیزان.
روشنان سَرْ به سَرْ در آبْ فرو،
به یکی مویْ گشتهْ آویزان.

دِلْرُبایانِ آبْ بَرْ لبِ آب
جایْ بِگْرِفْتِه‌اند .
رَهْرُوان با شتاب در تَک و تاب
پایْ بِگْرِفْتِه‌اند.

لیکْ بادِ دَمَنْدِه می‌آید،
سرکش و تند،
لب از این خندهْ بسته می‌ماند.
هِیْکَلی ایستاده می‌پاید.

صبحْ چون کاروانِ دزد زده،
می‌نشیند فِسُرْدِه؛
چشم بر دزدِ رفته می‌دوزد
خندۀ سرد را می‌آموزد.

#نیمایوشیج


سلام و لبخندی
صبح‌تان روشن و پاک


#موسیقی
#بی‌کلام

خاص نگارش و نوشتن

☃️❄️
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─

Читать полностью…

نگارش دهم تا دوازدهم

۱۵ دی زادروز دکتر محمدرضا باطنی

واژگانِ زبان آینهٔ فرهنگ مردمی است که به آن زبان تکلم می‌کنند.
( #دکترمحمدرضاباطنی، زبان‌شناس و فرهنگ‌نگار)
#گزین‌گویه
***

ازآنجاکه زبان فارسی برای اشاره به مخاطب مفرد، بسته‌به نوع رابطهٔ اجتماعی، ضمیر جمع یا مفرد به‌کار می‌بَرَد، انتخاب ضمیر یکی از شاخص‌های مهم برای نشان دادن رابطهٔ اجتماعی بین دو طرف گفت‌وگوست. ... انتخاب ضمیر دوم‌شخص به چگونگی دو مؤلفهٔ اجتماعی ـ روان‌شناختی بستگی دارد که ما یکی را تفوق و دیگری را یگانگی می‌نامیم. تفوق ممکن است به‌علت اختلاف سن، دانش، ثروت، مقام اجتماعی، حرفه، جنسیت یا عوامل دیگر و یا تلفیقی از اینها باشد. احساس یگانگی ممکن است به‌خاطر یکسان بودن خصوصیاتی چون سن، حرفه، تحصیلات، خُلقیات و یا به‌خاطر عشق، تماس، زناشویی یا عوامل دیگر و یا تلفیقی از اینها باشد... مؤلفه‌های تفوق و یگانگی هرکدام دوقطبی هستند...این مؤلفه‌ها به‌میزان زیادی جنبهٔ روانی دارند... امروز در تهران، در بعضی خانواده‌های قدیمی، فرزندان بزرگ‌تر که تربیت نسبتاً قدیمی‌تری دارند، هنوز پدر و مادر خود را «شما» صدا می‌کنند و گاهی بین کاربرد «تو» و «شما» نوسان دارند، ولی فرزندان جوان‌تر عموماً آنها را «تو» خطاب می‌کنند.
(برگرفته از مقالهٔ «زبان به‌عنوان یک رفتار اجتماعی»، نوشتهٔ #دکترمحمدرضاباطنی ، در: مجلهٔ بخارا، ش ۸۰، فروردین ـ اردیبهشت ۱۳۹۰، ص ۱۱۳–۱۱۵)

☃️❄️
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─

Читать полностью…

نگارش دهم تا دوازدهم

‍ شیرینی دل

«پدران و استادان، از خود می‌پرسم «جهنم چیست؟» به نظر من رنج ناتوانی از دوست داشتن است.»(برادران کارامازوف، جلد اول، ترجمه صالح حسینی، ص۴۵۲)

سلام و مهر و دوستی
صبح‌تان شیرین و روشن



#بی‌کلام
#موسیقی
خاص نگارش و نوشتن
☃️❄️
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─

Читать полностью…

نگارش دهم تا دوازدهم

   مفعول مطلق در زبان فارسی
ریشۀ عربی دارد یا اوستایی
؟



دستورنویسان فارسی، همگی بر این باورند  که ساخت "مفعول مطلق"در دستور زبان فارسی؛ از نحو عربی متاثر است. اما دکتر چنگیز مولایی در این مقاله نشان می‌دهد که در زبان اوستایی و پهلوی شواهد زیادی برای کاربرد ساخت دستوری مفعول مطلق وجود دارد.

🔸بلرزیدی زمین لرزیدنی سخت  (منوچهری)

🔸إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا @ وَأَكِيدُ كَيْدًا / اذا زلزلت الارض زلزالها (قرآن)

🔸پیش از همه در اوستا (یشتها، ۸/ ۴۲ ):
«کی خانی‌های (=چشمه‌های) نیرومندتر از اسب آبها جاری خواهند شد جاری شدنی؟»
kaða xå aspõ.staoyehīš apąm yžāram aiwiyžārôm

نیز نگاه کنید به کتاب فروردین یشت، ترجمۀ چنگیز مولایی. (تعلیقات)


مفعول مطلق در زبان فارسی
نویسنده: چنگیز مولایی
منبع: دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تبریز ۱۳۸۱ شمارۀ ۱۸۵



# دکترمحمودفتوحی
#کاروندپارسی
☃️❄️
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─

Читать полностью…

نگارش دهم تا دوازدهم

امروز روز کیست؟
‏ما در پناهِ بالِ که امروز می‌پریم؟

#دکتررضابراهنی

روزتان سرشار از مهر خدا باد.

#موسیقی
#بی‌کلام
خاص نگارش و نوشتن

☃️❄️
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─

Читать полностью…

نگارش دهم تا دوازدهم

دل بسته‌ام چو غنچه
                 به راه نسیم صبح
بو تا که بشکفد
               گلم از بوی همدمـی

" جلال‌الدین همایی"

نسیم صبح‌تان دل‌انگیز‌


#موسیقی
#بی‌کلام

خاص نگارش و نوشتن

زاد روز
#جلال‌الدین‌همایی
☃️❄️
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─

Читать полностью…

نگارش دهم تا دوازدهم

‍ **به مناسبت ۱۲دی ماه
" روز رشت
"

"رشت از جمله شهرهایی است که می‌شود آن را برای بقیه تعریف کرد. می‌شود در آن، خاطره‌های خوشی به یادگار گذاشت.
وقتی که باران شروع به باریدن می کند، انگار هر جای شهر یک قاب تماشایی است و رشت تبدیل به یک نقاشی می شود.
مگر می شود از رشت نام برد و به یاد فیلم زیبای " در دنیای تو ساعت چند است؟" نیفتاد؟
فیلمی که لوکیشنِ تمام صحنه های آن، شهر رشت است." 

من  به سهم خودم موسیقی متن این فیلم را که کاری بسیار زیبا از کریستوف رضاعی است، به مناسبت "روز رشت" تقدیم دوستان می کنم.
☃️❄️
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

نگارش دهم تا دوازدهم

"دردِ مشترک و درمانِ جدا جدا!"

#دکتراحمدرضابهرامپورعمران

احتمالاً برای شما هم پیش‌آمده که پس‌از سال‌ها زمزمه‌‌کردنِ آهنگی یا شعری، ناگهان درمی‌یابید فلان واژه یا بهمان تعبیر، ازمنظرِ معنایی یا صرفی و‌نحوی، در اثر غلط‌ یا دست‌کم باتسامح به‌کاررفته‌. این اتفاق، یعنی پنهان‌ماندنِ آن لغزش طیّ سال‌ها از چشم و گوشِ ما، اغلب به‌سببِ جذبه و جادوی موسیقی روی‌می‌دهد. این جادوی موسیقی و غرق‌شدنِ مخاطب در کلیّتِ اثر، امکانِ تجزیه و تحلیل یا دقت و نگاهِ موشکافانه را از او سلب‌می‌کند.
چندی پیش که تصنیفِ "همراه‌شو عزیز" یا "رزمِ مشترک"را با خودم زمزمه‌می‌کردم، ناگهان دیدم قیدِ "جدا جدا" به‌اشتباه در شعر نشسته:

که‌این دردِ مشترک
هرگز جدا جدا
درمان‌نمی‌شود

"جدا جدا" در این‌ بافت و جایگاه، قیدی است که به "درمان‌نمی‌شود" مربوط است؛ به تعبیرِ دیگر، گویا گوینده می‌خواسته‌بگوید که این درد مشترک نه به‌تدریج بلکه ناگهانی و دفعتاً باید درمان شود. حال‌آن‌که باتوجه‌به "همراه شو" و نیز به قرینه‌ی "مسترک"، قصد و غرضِ سراینده چیزِ دیگری بوده. درحقیقت، "جدا جدا" این‌جا به "ما"یی که برای درمانِ دردِ مشترک، نباید "جدا جدا" یا جداازهم باشیم، بازمی‌گردد: ما برای درمانِ دردِ مشترکمان، نباید جدا جدا و پراکنده یا دچارِ اختلاف‌های درونی باشیم، بلکه باید متحد و هم‌صدا و همراه باشیم. درمانِ دردِ مشترک، عزمِ جزمِ همگانی و ملی را می‌طلبد.
یادآورمی‌شوم اثر در شکلِ کنونی‌اش، ازمنظرِ معنایی هیچ خللی ندارد اما ازمنظر زبانی خالی از اشکالی نیست.
☃️❄️
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─

Читать полностью…

نگارش دهم تا دوازدهم

#شعرزندگی

شهریارا
      اگر آیین محبت باشد
چه حیاتی و
   چه دنیای بهشت آیینی

#محمدحسین‌شهریار

#موسیقی
#بی‌کلام
خاص نگارش و نوشتن

#زادروزاستادشهریار


☃️❄️
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─

Читать полностью…

نگارش دهم تا دوازدهم

#پیام‌صبح

دراین غوغای شبانه‌روزی اطراف ما
آرامش بامدادی؛
عنایتی بی منت
و‌نعمتی بی زحمت
است.
با یک‌ بغل تبسم
شکرگزار چنین موهبتی باشیم

#دکترعبدالرضامدرس‌زاده

صبح‌‌‌‌تان سرشار از آرامش و لبخند

#موسیقی
#بی‌کلام
خاص نگارش و نوشتن

☃️❄️

‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─

Читать полностью…

نگارش دهم تا دوازدهم

🔹ادبیات نادرست در نامه‌نگاری‌های اداری
🔹نامۀ رئیس‌جمهور

نامه‌های اداری پر از غلط‌های ویرایشی و نگارشی است! این مدیر و آن مدیر هم ندارد!
همین نامه که احتمالاً نگارندگان ریاست‌جمهوری نوشته‌اند و رئیس‌جمهور امضا و تأیید کرده، بیش از ۱۰ مورد ایراد نگارشی و ویرایشی دارد که «پیشنهادات» و «گزارشات» فقط یک نمونۀ آن است!

پیشنهادها ✅
گزارش‌ها ✅

#استادعلیرضاحیدری
☃️❄️
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─

Читать полностью…
Subscribe to a channel