6769
✓ تحلیل دروس همراه با کارگاه نوشتنها ✓ تولید متنهای همکاران و دانشآموزان ✓ نمونه سوال و طرح درس نگارش ✓ مطالب مرتبط با نگارش و نویسندگی https://t.me/joinchat/AAAAAE_DTFtS7eSeNt8xow ارتباط جهت ارسال متنهای تولیدی و مطالب مرتبط: @MaryamBehvandi
#خاطرهنگاری
"من غیظها رو هدیه نمیبرم"
خاطرهی شنیدنی از :
پیغامبر عشق و نور
بانو ایران درودی
در فرودگاه مشهد
۷ آبان، سالروز درگذشت بانوی هنرمند، ایران دَرّودی
🍁🍂
C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─
ادبیات (literature)
انتخابات (election)
تظاهرات (demonstration)
عملیات (operation)
این چهار واژه همه مختوم به پسوندِ جمعِ «-ات» هستند. گرچه ساختِ جمع دارند، از لحاظِ مفهومی مفردند و به همین دلیل میتوان آنها را جمع بست.
بنا بر این ادبیاتها، انتخاباتها، تظاهراتها، و عملیاتها درستاند و کاربردشان هیچ اشکالی ندارد:
ادبیاتِ فارسی یکی از درخشانترین ادبیاتهاست.
میزانِ مشارکتِ مردم در انتخاباتِ اخیر کمتر از انتخاباتهای پیشین بود.
پدرم در اکثرِ تظاهراتها حضور داشت.
این رزمنده در عملیاتهای گوناگون شرکت کردهبود.
#جمع_مفرد
#استادبهروزصفرزاده
همراه ما باشید در ⤵️
«نگارش دهم تا دوازدهم»
🍁🍂🍁
C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─
ایران و بلاروس تفاهمنامه همکاری انرژی امضا کردند
🔹وزیر نیروی ایران و وزیر انرژی بلاروس، تفاهمنامهای با هدف گسترش همکاریهای دوجانبه در بخش انرژی و تأمین منافع متقابل امضا کردند.
🔹توسعه پایدار انرژی، بهویژه انرژیهای تجدیدپذیر، و همکاری در پیمانکاری و خدمات زیرساختهای انرژی، از محورهای اصلی این تفاهمنامه است.
🔹همکاری در ساخت و مدیریت زیرساختهای انرژی و سامانههای انتقال و توزیع برق، تبادل تجربه، آموزش و پشتیبانی فنی نیز در این سند پیشبینی شده است.
🔹مشارکت در رویدادهای تخصصی برای جذب سرمایهگذاری، تبادل اطلاعات مهندسی و مشاورهای و تبادل دیدار مقامها و کارشناسان حوزه انرژی، از دیگر مفاد این تفاهمنامه است.
@fararunews
#خاطرهنگاری
به مناسبت زاد روز ایرج میرزا شاعر
از دوستی و صمیمیت ایرجمیرزا با ادیب نیشابوری روایت بسیار است.
محمود فرخ خراسانی نوشته است:
او (ادیب نیشابوری) قبل از آمدن ِ مرحوم ایرج به خراسان، هیچ از مدرسه بیرون نمیآمد مگر برای تشرف به حرم مطهر و بعد آشنایی با ایرج به نصیحت او عصرها برای گردش به باغ ملی میآمد.
بعضی روزها و شبها، در وقت تعطیل، شاهزاده (ایرجمیرزا) میآمد خدمتشان، بعد از تمامشدن ِ درس به منزل ایشان میرفتند.
همچنین در خصوص تأثیر انس و همدمی ایرج با ادیب نوشتهاند:
او (ایرج) قبل از آمدن به خراسان، اینقدر شهرت نداشت ولی پس از درک محضر ادیب و رهبریهای آن استاد، به مقام ابتکار ِ ادب رسید که او را از حیث سلاست و لطف بیان، «سعدی ثانی» لقب دادند.
بیگمان شهرت و محبوبیت فراوان ایرج و شعر او، در اواخر عمرش در دوران اقامت در خراسان اتفاق افتاد.
#ایرجمیرزا
#ادیبنیشابوری
#محمودفرخخراسانی
همراه ما باشید در ⤵️
«نگارش دهم تا دوازدهم»
🍁🍂🍁
C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─
شکّرشکن شوند همه طوطیان هند
«زین قند پارسی» که به بنگاله میرود
حافظ
علاوهبر اینکه بین «گزار» و «گذار» در فضای مجازی، گاهی دقت لازم صورت نمیگیرد، در نوشتههای رسمی هم این پرسش و تردید معمولاً وجود دارد.
و اینک چند نمونه پرکاربرد:
فاصلهگذاری
علامتگذاری
قیمتگذاری
قانونگذاری
سرمایهگذاری
نقطهگذاری
واگذاری
هدفگذاری
نشانهگذاری
سپردهگذاری
#زین_قند_پارسی
#استادعلیرضاحیدری
همراه ما باشید در ⤵️
«نگارش دهم تا دوازدهم»
🍁🍂🍁
C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─
#پیامصبح
ای دوست!
نگاه تازه و نفس ِ دمکشیده تو
همان چای سبز لاهیجان است
که بهاره و پاییزهاش
نوشیدنی است.
چه خوب که فصلها
حریف چشمان تو نیستند
هر چند از نفس افتادند!
#دکترعبدالرضامدرسزاده
#موسیقی
#بیکلام
خاص نگارش و نوشتن
همراه ما باشید در ⤵️
«نگارش دهم تا دوازدهم»
🍁🍂🍁
C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─
مصدرهای عتیقۀ فارسی
شَخشیدن: لیز خوردن؛ لغزیدن.
خدای... مر پایهای شما را به حَرب اندر بر جای نگاه دارد تا نشَخشید.
سورۀ ۴۷، آیۀ ۷
تفسیرِ قرآنِ مجید، کمبریج، ج ۲، ص ۲۱۰.
هرکه روی از توحید و کتابِ خدای بگردانَد، چون وَلیدِ بنِ مُغیره، چون به دوزخ اندرشود، از او اندرخواهد تا به کوهی آتشین و نَسوده برشود. چون به سر نزدیک رسد، باز بشَخشد و به پایان فروافتد. همچنین جاودانه اندر این عذاب باشد.
سورۀ ۷۲، آیۀ ۱۷
همان، ج ۲، ص ۴۹۱.
#مصدر
#استادبهروزصفرزاده
همراه ما باشید در ⤵️
«نگارش دهم تا دوازدهم»
🍁🍂🍁
C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─
#خاطرهنگاریبایادیاز
#فریدونمشیری
شاعری که آثارش همچنان بخشی از حافظه ادبی و فرهنگی چند نسل است.
لحظاتیکه در رادیو میدیدمش، بهترین لحظاتِ من بود. او بهتجربه، در من چیزی یافته بود ولی پیش از آنکه آنها نمایانیده شوند، چون پدری مرا در آغوش میکشید. این را بهجرات میگویم که اگر فریدون در رادیو نبود -حتا با وجودِ قلندر و قَدَر و قُلدری چون سایه- بهرادیو نمیرفتم؛ او برای وصلکردن آمده بود و کارش را کرد. من یک دهاتیِ احساساتی و نابالغ -و نیز تند- خیلیها که تحمّلِ مرا نداشتند -من هم تحمّلِ بعضیها را- ولی فریدون برایم فروردین و بهارِ رادیو بود...
انگار دیروز بود {که} با جمعی از دوستانِ هنرمند، بهکندلوس رفته بودیم شب، بالای کوه. نیک بهیادم هست که من -بهقولِ خودش- غرق در آوای شباهنگ بودم. سهتارِ مرا برداشت، بهروی سیمها کوبید و خواند! یاران میخندیدند و فریدون میگفت: «میخواهم اعصابش را بههم بریزم تا ساز را از دستم بگیرد!»
#پرویزمشکاتیان
«دنیایی تازه در تو...»
بهنرمی باران: جشننامهی فریدون مشیری، بهاهتمام علی دهباشی، سخن-شهاب ثاقب، تهران، ۱۳۷۸ [چاپ نخست]
همراه ما باشید در ⤵️
«نگارش دهم تا دوازدهم»
🍁🍂🍁
C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─
حذف صفر از مدارک دانشگاهی!
#دکترمحمدرضاترکی
در کشورهایی که پول ملی آنها به دلایل مختلف دچار افت ارزش می شود، این تدبیر اقتصادی رواج دارد که چند صفر را از واحد پولی حذف میکنند. تعداد زیادی از کشورها تا کنون این تدبیر اقتصادی را به کار بستهاند و نتایجش را دیدهاند. شنیده شده که بعضی از جوامع تا ده صفر را از پول خودشان حذف کرده اند. در همین کشور خود ما هم مدتهاست که زمزمۀ حذف چهار صفر از پول ملی شنیده میشود. اما به نظر میرسد که همۀ مشکل ما افت ارزش پول ملی نیست و ما در عرصههای دیگری هم با افت ارزش مواجهیم. یکی از این عرصهها مدارک دانشگاهی است! شصت سال پیش حقوق ماهانۀ یک مقام عالی رتبۀ دولتی دویست سیصد تومان بود و اگر یک نفر تصدیق ششم ابتدایی، حتی اکابر هم داشت، میتوانست شغلی برای خودش دست و پا کند اما امروز به موازات آنکه با آن دویست سیصد تومان نمیتوانید جز چند قرص نان ابتیاع بفرمایید مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد و چه بسا دکترای شما هم برای پیدا کردن یک شغل آبرومند کافی نیست! در شرایط فعلی دانشگاههای ما با همان سرعتی که بانک مرکزی پول چاپ می کند مدرک به دست فارغالتحصیلان خودشان می دهند بی آنکه این مدرکها در بسیاری از موارد نشانۀ فضل و دانشی باشند و یا دردی از دارندۀ خود دوا کنند. همین پدیده است که من از آن با عنوان افت ارزش مدارک دانشگاهی در کنار افت ارزش پول یاد میکنم. خب با این افت ارزش مدارک دانشگاهی چه باید کرد؟ یک راهش این است که با تغییرات جدی در شیوۀ پذیرش دانشجو و استفاده از روشهای علمی مجرب و تخصیص بودجه های لازم و... کاری بکنیم که ارزش مدارک دانشگاهی ما با واقعیت جهانی این مدارک برابری بکند که این کار البته با راه افتادن دانشگاههای پولی و فروش مدارک دانشگاهی توسط دانشگاههای انتفاعی و خارجی کار آسانی نیست و با همت و راحتطلبیهای ما هم سازگاری ندارد و بهتر است از خیرش بگذریم! یک راه هم میتواند استفاده از شگردهای دنیای اقتصاد از جمله حذف صفر از مدارک دانشگاهی باشد. (منظور از حذف صفر حذف نمرۀ صفر از کارنامه ها نیست چون این کار مدتهاست که به همت استادان محترم انجام شده و مدتهاست که اعم و اغلب دانشجویان ما با سلام و صلوات و با بالاترین نمرات فارغ التحصیل میشوند. مقصود از حذف صفر در مدارک مشابه همان طرح اقتصادی حذف صفر از پول است!) بدین ترتیب وقتی بعد از اصلاح مورد نظر به یک فارغالتحصیل دکتری بگویند: عزیز من! مدرک دکتری شما فقط به اندازۀ یک لیسانس ارزش دارد و شما در عوض، برابر با یک لیسانسیۀ واقعی می توانی از آن استفاده بکنی هم خیال طرف راحت می شود و هم جامعه تکلیف خودش را با او و مدرک تحصیلیش بهتر میفهمد. خدا را چه دیدید شاید با این تدبیر فیس و افادۀ توهم آلود داشتن مدرک دکتری و رسیدن به اوج دانش و پرستیژ هم از سر طرف پرید و مثل بچۀ آدم نشست و درس خواند و سطح سواد واقعیش را به مدرک ظاهریش نزدیک کرد! و شاید در چنین فرضی- هرچند یک فرض کاملا فانتزی است- دانشگاههای ما هم به ملاکهای دیگری برای رتبه بندی علمی - مثل ارزیابی واقعی تحقیقات و خدمات علمی اشخاص- به جای در ترازو گذاشتن ورقپارههایی به نام مدرک اندیشیدند!
همراه ما باشید در⤵️
«گالری مطالب ناب ادبی»
🍁🍂🍁
C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─
مصدرهای عتیقۀ فارسی
پَنافتن: دور کردن؛ دفع کردن؛ راندن.
لشکرِ عَدو را ورایِ خندق پنافتند.
سورآبادی، قِصصِ قرآنِ مجید، ص ۳۲۶.
ما را از آسمان بپنافتند.
همان، ص ۴۳۱.
این مصدر در لغتنامۀ دهخدا نیامدهاست.
#مصدر
#استادبهروزصفرزاده
همراه ما باشید در ⤵️
«نگارش دهم تا دوازدهم»
🍁🍂🍁
C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─
ای دوست!
آبان؛
همان اردیبهشت ِ پاییز
و آبروی خزان است
با خورشیدافشانیهای بارانخورده
و برگهایی که
صدای خشخش آنها نمدار و نرمواراست
چون صدای گرفتهام
زیر باران اشک
در اولین دیدار با تو
یادش بخیر!
#دکترعبدالرضامدرسزاده
#موسیقی
#بیکلام
خاص نگارش و نوشتن
همراه ما باشید در ⤵️
«نگارش دهم تا دوازدهم»
🍁🍂🍁
C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─
«چند نکته در باب نثر بیهقی»
سخنرانی زندهیاد منوچهر دانشپژوه
شهرکتاب - آذرماه ۱۳۹۱
همراه ما باشید در ⤵️
«نگارش دهم تا دوازدهم»
🍁🍂🍁
C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─
پراز زیبایی است آبانِ چشمت
شده پاییزِ دل حیرانِ چشمت
شکوفا باد با آغازِ خورشید
گلِ لبخند در گلدانِ چشمت
#دکترنصرتاللهصادقلو
اولین برگ دفتر آبان ورق خورد
صبحتان بهخیر،گل لبخند برلبانتان شکوفا باد
#موسیقی
#بیکلام
خاص نگارش و نوشتن
همراه ما باشید در ⤵️
«نگارش دهم تا دوازدهم»
🍁🍂🍁
C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─
فرق قهوه و داستان
آیا لذتی که از زیبایی ایجاد میشود حس خاصی است؟ اکنون که مطالعه در مغز و مخصوصاً مغز زنده قدری آسانتر شده است، خوشبختانه جواب دادن به این سؤال پشتوانهٔ کافی علمی دارد؛ و جواب هم «نه» است. نه! یعنی لذتی که با زیبایی ایجاد میشود هیچ فرقی با لذتهای دیگری ندارد که از راههای دیگر ایجاد میشوند. مسئله درواقع از این قرار است که لذتی که با حس کردن زیباییها ایجاد میشود، همان لذتی است که با خوردن یک فنجان قهوه، برنده شدن در یک مسابقه، حل کردن یک مسئلهٔ ریاضی، قبول شدن در کنکور، معاشقه، حل شدن یک مشکل و هر چیز لذتبخش دیگر ایجاد میشود. البته هر کدام اینها در مدارهای مخصوص خود پردازش میشوند تا بروند لذت ایجاد کنند. اما آن لذتی که ایجاد میکنند برای همه یک جور است. همهٔ این لذتها با دخالت ملکولی ایجاد میشوند که نامش دوپامین است و در نورونهای منطقهٔ خاصی از مغز تولید میشود. به محض اینکه مدارهای آن منطقه تحریک شوند و مقدار دوپامین در سیناپسهایشان بالا برود، مغز ملکولهایی را که کارشان ایجاد لذت است وارد عمل میکند و آن حس خوش ایجاد میشود. شدت آن هم بستگی به مقدار دوپامینی دارد که وارد عمل شده بود. هر چقدر که مقدار بیشتری دوپامین وارد عمل شده باشد لذت بیشتری هم ایجاد خواهد شد. اینجا البته سؤالهایی هم سر بر میآورند! مثلاً اینکه اگر لذتی که از خوردن یک وعده غذای خوب احساس میکنی همان لذتی است که با خواندن یک داستان زیبا احساس میکنی، پس فرق این دو چه میتواند باشد؟ جوابش شاید یک چنین چیزی باشد: غذا را هرکس میتواند بخورد، همه هم آن را تقریباً یکجور هضم میکنند، اما زیبایی داستانها را همه نمیتوانند احساس کنند؛ یا همه نمیتوانند یکجور احساس کنند. نوشتنش که بماند. لذت بردن از زیباییها و مخصوصاً خلق زیباییها، که در قالب آثار هنری صورت میگیرد، همیشه با خلاقیتی همراه است. در واقع این خلاقیت است که آنها را از چیزهای لذتبخش دیگر جدا میکند. ارزش هنر به این خلاقیتی است که در آن هست. وگرنه خیلیها از غذا بیشتر لذت میبرند تا از شعر، داستان، موسیقی، نقاشی و غیره. یا همینطور از داستانهای زرد و آبکی بهتر لذت میبرند تا از داستانهایی که خلاقیت در آنها به خرج رفته است.
منبع: مغز وقتی رازهایش را آشکار میکند
برگرفته از کانال
#دکترعباسپژمان
همراه ما باشید در ⤵️
«نگارش دهم تا دوازدهم»
🍁🍂🍁
C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─
به یاد روستا
پا شدم، چمدانم را بستم و راهی دهی شدم که روزگار از آن گذر کرده بود؛ دهی که خلق در آن اندک و سکوت، مطلق بود. تا چشم کار میکرد، آبیِ زلال آسمان بود و خورشیدی که بهاندازهٔ تمام سالهایی که گرمم نکرده بود، میدرخشید.
رو به سوی آبادیای نهادم که به قول سهراب، بیگمان، پای چپرهاشان جای پای خدا بود.
در همسرایی زنجرهها، در مهربانی پرندگان و در لذت یافتن گلی نایاب، آنجا که از پس بوتههای سایهروشن سرک میکشید و در میان کرتهای کنار راه خودنمایی میکرد، زندگی رنگی دیگر داشت.
میدانی؟ نقاشی خدا بر تکهتکهٔ زمین روستا و وسعت هندسی آن در گسترهٔ چشمنواز سبزهها، برخلاف هیاهوی شهرها، روح هر رهگذر بیپناه و خسته از روزگار را جلا میدهد.
شاید آمده بودم تا در سکوت روستا، دور از هیاهوی آدمیان، مروارید نهفته در صدف وجودم را بازیابم؛ همان گوهری که زیر غبار روزمرگیها، پنهان شده بود.
نویسنده: افسانه سعادتی
#نثر_ادبی #سهراب_سپهری #طبیعت
همراه ما باشید در ⤵️Читать полностью…
«نگارش دهم تا دوازدهم»
C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─
«سهم انسان
از خوشبختی
به اندازهی عشقی است
که ایثار میکند»
#ایراندرودی
صبحتان به وزن عشق
#موسیقی
#بیکلام
*خاص نگارش و نوشتن
🍁🍂
C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─
«تفاهمنامهٔ همکاری»
#دکتراحمدرضابهرامپورعمران
بابِ «تفاعُل»، کاربردهای گوناگونی دارد؛ ازجمله برای بیانِ همکاری و تعامل. همانگونهکه یکی از کارکردهای بابِ «مفاعله» نیز بیانِ عمل یا حالتی است که فاعلِ دوسویه دارد. «تضارب»، «تصادم» و «تصادف»، بهخوبی این حالت و کارکرد را نشانمیدهد.
یکی از این واژهها «تفاهم» است. و ما تفاهم را هنگامی بهکارمیبریم که دو شخص، دو نهاد و سازمان، یا دو کشور، از شرایط و موقعیتِ یکدیگر درکِ درست و مشترکی داشتهباشند. ازآنجا که در ذاتِ این واژه «درکِ (درست از) یکدیگر» نهفته، آمدنِ واژهٔ «همکاری» درکنارِ آن حشو است.
بنابراین، ترکیبِ «تفاهمنامهٔ همکاری» حشوآمیز است؛ همانگونه که ترکیبِ «همکاریِ مشترک» حشو دارد. «همکاری مشترک»، در دیدِ کسی که به درستی و نادرستیهای زبان میاندیشد، بههماناندازه نادرست است که «همکاریِ نامشترک»! «تفاهمنامهٔ همکاری» نیز درصورتی درست است که مثلاً ترکیبِ «تفاهمنامهٔ دشمنی» درست و رایج بودهباشد! و از آنها حشوآمیزتر چنین عبارتی است: «... با یکدیگر تفاهمنامهٔ همکاری امضاءکردند». در این جمله «یکدیگر» درکنارِ «همکاری» حشو را بهتوانِ دو رسانده! همچنین است چنین صورتی: «تفاهمنامهٔ مشترک». گاه حتی چنین ترکیبی را نیز شنیدهام: «تفاهمنامهٔ همکاریِ مشترک»؛ که پیدا است حشواندرحشو است. این صورتها را نیز گاه شنیدهام: «تفاهمنامهٔ دوطرفه»، «تعاملِ دوطرفه» و «همزیستی با یکدیگر».
گرچه این صورتهای نادرست و ناویراسته را هرروزه میتوان در برنامههای صدا و سیما شنید، اما گاه در پایگاهها و خبرگزاریهای مهم و نیز آثارِ نویسندگانِ بزرگ نیز نمونههایی دارد:
_ «امضای تفاهمنامهٔ همکاری میانِ فرهنگستان و تِرمنت» (پایگاهِ فرهنگستانِ زبان و ادب، ۹۶/۳/۱۲).
نمونههایی از این لغزش در برنامههای صدا و سیما:
_ «[...] تفاهمنامهٔ همکاری برای شناسایی و حمایت از نخبگان امضاءکردند» (۱۳۸۸/۸/۲۲، ساعت ۱۹/۳۵، شبکهٔ ۲).
_ «یادداشتِ تفاهمِ همکاری میانِ ایران و روسیه تنظیم شد» (۱۳۸۷/۷/۲۳، ساعتِ ۱۹/۱۵، شبکهٔ ا).
_ «ایران و جمهوریِ قزاقستان یادداشتِ تفاهمِ همکاری امضاءکردند» (۱۳۸۷/۸/۱۵، ساعتِ ۲۲، رادیو پیام).
_ «ایران و افغانستان تفاهمنامهٔ مشترکِ دانشجویی امضاءکردند» (۱۳۹۱/۱۰/۶، ساعتِ ۱۸/۱۰، شبکهٔ ۴).
_ «تفاهمنامهٔ همکاری میانِ صدا و سیما و سازمانِ فناوریِ اطلاعاتِ ایران» (۱۳۹۱/۷/۲۵، ساعتِ ۱۸/۱۰، شبکهٔ ۴).
همراه ما باشید در ⤵️Читать полностью…
«نگارش دهم تا دوازدهم»
🍁🍂🍁
C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─
دیدگاه هوشنگ ابتهاج دربارهٔ ایرج میرزا
ایرج میرزا واقعاً نظیر نداره... ما تعارف میکنیم میگیم بعد از سعدی کسی به این روانی شعر نگفت. واقعیت اینه که هیچکس زبان ایرج رو نداشته. به نظرم [ایرج نسبت به سعدی] خیلی روانتره.
پیر پرنیاناندیش، در صحبت سایه، دکتر میلاد عظیمی و عاطفه طَیّه
همراه ما باشید در ⤵️
«نگارش دهم تا دوازدهم»
🍁🍂🍁
C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─
دستم بگرفت و
پا به پا برد
تا شیوهی راه رفتن آموخت
#ایرجمیرزا
#موسیقی
#بیکلام
خاص نگارش و نوشتن
همراه ما باشید در ⤵️
«نگارش دهم تا دوازدهم»
🍁🍂🍁
C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─
اَندَخسواده: پناهگاه؛ مَلجأ.
و به یقین دانستند که اَندَخسوادهای نیست از خدای، مگر به خدای، و رهایشی نیست از رحمتِ خدای، مگر به رحمتِ خدای.
سورۀ ۹، آیۀ ۱۱۸
تفسیرِ نَسَفی، به کوششِ عزیزالله جوینی، تهران: سروش، ۱۳۹۰، ص ۳۸۷.
و نیابم جز وی اَندَخسوادهای که مرا برهانَد.
سورۀ ۷۲، آیۀ ۲۲
همان، ص ۱۱۰۴.
اندخسواده: اندخس (بنِ مضارعِ اندخسیدن) + -واده (پسوند).
ظاهراً این پسوندِ «-واده» همان است که در «خانواده» (خانه + -واده) هم هست.
#کهنواژهها
#استادبهروزصفرزاده
همراه ما باشید در ⤵️
«نگارش دهم تا دوازدهم»
🍁🍂🍁
C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─
۴ آبان سالروز درگذشت علیاشرف درویشیان
داستاننویس و پژوهشگر حوزه ادبیات عامه
روند داستاننویسی من
علیاشرف درویشیان
قبلا درباره موضوعی که مرا به خود جلب کرده، فکر می کنم. شکل و فرم آن را تا حدودی مشخص می کنم و بعد شروع می کنم به نوشتن. این فکر کردن درباره موضوع ممکن است یک ماه ذهن مرا به خودش مشغول کند.
بارها و بارها نوشته هایم را بازنویسی می کنم. رمان چهارجلدی " سال های ابری " را یازده بار بازنویسی کردم.
پارگرافی که با آن رمان یا داستان شروع میشود کار مهمی است. آغاز داستان اغلب می تواند خواننده را جلب کند یا او را وادارد که کتاب را زمین بگذارد. رمان " سال های ابری" هم آغازش چنین است ( جیغ، جیغ، جیغ مادرم اتاق را پر کرده است. )
اغلب پس از پایان داستان یا در ضمن نوشتن یا هنگام فکر کردن درباره آن نامی هم برایش برمی گزینم. گاهی هم چند اسم به نظرم می رسد و بهترین آنها را انتخاب می کنم مثلا برای " سال های ابری" در حدود ده اسم انتخاب کرده بودم.
درباره فن داستان نویسی، تقریبا کتابی نیست که نخوانده باشم اما وقتی می نویسم نوشته خودش راه و روش خود را پیدا می کند و در آن لحظه در فکر این نیستم که فلان فن را به کار ببرم.
اما تو با موضوع درگیری و عکس العمل موضوع است که تو را وادار می کند که فلان فن را به او ببندی.
من با لجاجت و از خود گذشتگی نشستم و خواندم و نوشتم. به طور وحشتناکی خواندم. نوشتم و یاد گرفتم. سامرست موآم می گوید: "نویسندگی یک درصد استعداداست و نود و نه درصد کار و کوشش." و من به این خیلی معتقدم.
#علیاشرفدرویشیان
همراه ما باشید در ⤵️
«نگارش دهم تا دوازدهم»
🍁🍂🍁
C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─
«عشق ورزیدن با همهی وجود و سپردن باقی چیزها به سرنوشت» قانون سادهای بود که مادرم پیروش بود.
حرف بزن، خاطره (خودزندگینامهی بازنویسی شده)، ولادیمیر نابوکوف، ترجمه خاطره کرد کریمی، نشر چشمه، ص۴۲.
.
** چهقدر این موسیقی بیکلام زیبا و آرامشبخش است.
با هم گوش بسپاریم.
🍁🍂🍁
همراه ما باشید در ⤵️
«نگارش دهم تا دوازدهم»
C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─
چون خندهی جام است درخشیدنِ خورشید
جامی به من آرید که خورشید درخشید
جامی که نهد بند به خمیازهی آفاق
جامی که رسد روح به دروازهی خورشید
#فریدونمشیری
#موسیقی
#بیکلام
خاص نگارش و نوشتن
همراه ما باشید در ⤵️
«نگارش دهم تا دوازدهم»
🍁🍂🍁
C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─
#گفتوگو
یادی از هوشنگ چالنگی
شاعر متفاوت و یکی از معروفترین چهرههای «شعر دیگر»
جناب چالنگی ! به خوشه می رسیم . تجربه ای که در زندگی شما ابعاد گوناگون داشت ، از آن روز ها بگویید .
_ آری ؛ من از فردوسی اثاث کشی کردم و اگر حمل بر خود ستایی نشود ،خیلی از آن هایی که در مجله فردوسی کار چاپمی کردند نتوانستند در خوشه کار چاپ کنند ، چون شاملو سخت گیر تر بود . من مجموعا در خوشه هم زیاد کار چاپ نکردم اما میتوانم بگویم جزو دو سه نفری بودم که کارشان یک صفحه ی تمام را می گرفت و اگر اشتباه نکنم سه شماره ، کار من در یک صفحه ی کامل در خوشه چاپ شد . تصادفا من در یک اتاق اجاره ای ، پیش یک خانواده می نشستم که در یکی از فرعی های سعدی و صفی علیشا بود و از خانه ی من تا دفتر مجله ی خوشه هفت هشت دقیقه راه بود . چند باری به دیدن آقای شاملو می رفتم و خودم کارم را به ایشان می دادم ، از شعر من خوششان آمده بود و محبت می کردند .
#هوشنگچالنگی #احمدشاملو
از کتاب شناسنامه به روایت دست ، گفت و گوی علی عبدالله پور با شاعر
اینک دوباره شب
با آن همه سخاوتِ بی پایان
مانند یک رفیقِ فروتن
با من به سازش است
#هوشنگچالنگی
🍁🍂🍁
مصدرهای عتیقۀ فارسی
مَحودن/ مَحاویدن/ مَحاییدن: محو کردن؛ پاک کردن؛ زدودن.
رسول، صلّی الله علیه، گفت مر علی را که «رسولالله» بمَحای. علی را از دل برنیامد که «رسولالله» بمَحودی. هر چند که رسول میگفت، علی میپیچید. رسول، صلّی الله علیه، گفت: انگشتِ من بر آن نِهْ تا من بمَحایم... رسول، صلّی الله علیه، آن را بمَحود.
سورآبادی، قِصصِ قرآنِ مجید، ص ۳۹۷.
این مصدر در لغتنامۀ دهخدا نیامدهاست.
#مصدر
#استادبهروزصفرزاده
همراه ما باشید در ⤵️
«نگارش دهم تا دوازدهم»
🍁🍂🍁
C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─
«هنر نویسندگی بیهقی»
سخنرانی محمود دولت آبادی
شهرکتاب - اسفندماه ۱۳۹۱
همراه ما باشید در ⤵️
«نگارش دهم تا دوازدهم»
🍁🍂🍁
C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─
۱ آبان، روز بزرگداشت پدر نثر فارسی، استاد ابوالفضل بیهقی، گرامی باد!
احتياط بايد كرد نويسندگان را در هرچه نويسند، كه از گفتار باز توان ايستاد و از نوشتن باز نتوان.
#تاریخبیهقی
همراه ما باشید در ⤵️
«نگارش دهم تا دوازدهم»
🍁🍂🍁
C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─
جز تماشا در این جهان چه میتوان کرد؟ جز گوشهای ایستادن و دیدن، گذشتن و رفتن، شنیدن و فراموش کردن؟
#موسیقی
#بیکلام
*خاص نگارش و نوشتن
و دمی آرامش
همراه ما باشید در ⤵️
«نگارش دهم تا دوازدهم»
🍁🍂🍁
C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─
نِظاره / نَظّاره
ایندوکلمه را نباید با هم اشتباه کرد. نِظاره بهمعنای «تماشا» است:
سخن درست بگویم نمیتوانم دید
که مِی خورند حریفان و من نِظاره کنم
(#حافظ)
شاعران فارسیزبان گاهی اینکلمه را -ظاهراً بهضرورت شعری- بهتشدید ظ و بهفَتحِ اول بهکار بردهاند:
ای دلبر و مقصودِ ما ای قبله و معبودِ ما
آتش زدی در عودِ ما نَظّاره کن در دودِ ما
(#مولوی، دیوان کبیر)
ولی نَظّاره اصلاً در عربی، اسم جمع و بهمعنای «تماشاگران» است.
#ابوالحسننجفی
غلط ننویسیم، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۷۱ [ویراست؟] [چاپ بیست و یکم ۱۳۹۵]
همراه ما باشید در ⤵️
«نگارش دهم تا دوازدهم»
🍁🍂🍁
C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─
حکایتی زیبا با لهجه فارسی دری.
مناسب کلاس نگارش
#حکایتنگاری
C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─