967
ارائه دهنده؛آثار، اندیشهها و نظریات فقیه نوآور و عارف حکیم آیتالله العظمی محمدرضا نکونام صفحه اینستاگرام: https://www.instagram.com/nekuoname
🌼🍃🌼🍃🌼
🍃✨✨
🌼✨
🍃
🔸🔶 #افکار_کهنه_و_ناتوانی در تغییر جامعه
افرادی که در عالَم خود ایستایی دارند و نمی توانند با دنیای جدید و امکانات نوی آن ارتباط برقرار کنند، روی سخنان و افکار کهنه خود پافشاری می کنند.
این عده بسیاری از امکانات خود را از دست می دهند و رفته رفته از جامعه رانده می شوند.
آنها در واقع با دست خود خویش را از صحنه بیرون می برند، چون نه می توانند جامعه را تغییر دهند و نه می توانند با آن همراه شوند.
✨ حضرت آیت الله العظمی محمد رضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨
🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸
telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت:
🥀🍂🥀🍂🥀
🍂🥀🍂
🥀🍂
🍂
🥀
🔸🔶#زندگینامه_عارف_محبوبی
🔰 نخستین معلم: گلین خانم
نخستین معلم من خانم بزرگوار و پیرزن رشیده و باکمالی بهنام «گلین خانم» بود که مکتبخانه داشت. گلین به معنای عروس است. من در آن دوران به اقتضای زمان کودکی و عدم آشنایی به زبان آذری، ایشان را گلیم خانم میخواندم. این بانوی بزرگوار به حسب اتفاق همسایه ما بود. من تنها شاگرد آن خانم بزرگوار نبودم و دستهای از دختر بچهها و پسرهای کوچک نیز در محضر ایشان بودند.
روزهای خوبی در مکتب گلینخانم و بعد از آن در مدرسه ابتدایی داشتم. در منزل ما درخت توت بزرگی بود که از آن بالا میرفتم و سپس از روی دیوار به خانه گلین خانم میآمدم. منزل ایشان دیوار به دیوار منزل ما بود.
گلین خانم بیش از هفتاد و پنج سال داشت. ایشان معلم مکتبخانه بود و نزدیک پنجاه شاگرد داشت که به آنان قرآن کریم را به سبک قدیم و با روش سنتی ـ مثل الف دو زبر دو زیر، دو پیش ـ درس میداد. او نهتنها قرآن کریم را آموزش میداد، بلکه تخلق به اخلاق شایسته را نیز در جان شاگردان میریخت. مهربانی، ترنم اخلاق و پاکی و تهجد ایشان با گیسوانی سفید، چهره پیامبری را به ذهن میآورد. یکی از عوامل تاثیرگذار بر من، بعد از شخصیت مادرم که بانویی بسیار پرهیزگار و اهل تهجد و عبادت است، این بانو بود. بعدها نیز در دفاع از حقوق زنان چندین جلد کتاب نوشتم و همچنین برای دفاع از چنین انسانهایی به تمام معنا وارسته که در انسانیت هیچ کاستی ندارند و سرچشمه حیات و زندگی هستند حرمت بسیاری قایل هستم.
دیدن مادرم و گلین خانم زن شایسته سومی که در آینده از آن یاد خواهم کرد به عنوان بانوی معنوی در کودکی سبب شد شخصیت زنان برایم شیرین باشد و نسبت به آنان احساس منفی و بدی نداشته باشم. باید گفت به زنان همواره ظلم شده و شخصیت آنان ـ که میتوانند انسانهایی متعالی و رو به کمال باشند ـ تحقیر شده و در اجحاف به آنان، خودی و بیگانه، به عمد یا به سهو کم نگذاشتهاند. در دفاع از زنان شعار بسیار است، ولی در عمل چیزی جز ظلم و ستم دیده نمیشود. ما نام چهار مجلّد زن را «زن؛ مظلوم همیشه تاریخ» گذاشتهایم.
بعد از پدر و مادر، نخستین استادم، پیرزنی وارسته است که متانتی همچون اولیای الهی و صلابتی چون جوانمردان داشت. این زن را؛ اگرچه در نخستین سالهای کودکی و در دوران طفولیت و پیش از دوران مدرسه به خود دیدهام، چنان به بزرگی و خوانایی در من نقش زد که گویی روزگارانی در محضر وی بودهام.
✨ حضرت آیت الله العظمی محمد رضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨
🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸
telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت
🌺🍃🌺🍃🌺
🍃🌺🍃
🌺🍃
🍃
🌺
🔸🔶#ریشههای_محبت؛ شناختِ علت، شناختِ بقا
هرگز ممكن نيست محبتى بىجهت و بدون وجود خصوصيتى در چيزى يا كسى، پيدا شود و در باب محبت و شناخت آن، علل وجودى مهم است و بايد علل ايجادى محبت را نيز شناسايى كرد و نسبت به هر يك، نوع بقاى استمرار آن را پيشبينى نمود.
ممكن است محبت به فرد يا چيزى، به جهت زيبايى آن باشد. محبت به زن، گل، خانه يا حيوانى زيبا، از اين نمونه است. محبت نسبت به فردى ممكن است به سبب پول، مال، پست، مقام، علم و كمال باشد. همچنين مىشود محبت جهت طبيعى يا صُلبى داشته باشد و آشنا، همشهرى و هموطن بودن، سبب پيدايش محبت ميان دو نفر گردد. با شناخت اين زمينههاست كه مىشود رمز بقا و چگونگى استمرار محبت را تشخيص داد و روشن كرد كه فردى تا كجا به پاى فردى مىنشيند.
محبتى كه نسبت به فردى به سبب زيبايى، مال، پست و مقام پيدا مىشود، دوام آن تا مرز بودن اين صفات است و كمتر مىشود دوستى كه به سبب بهرهكشى از مال كسى با او دوست شده است، در حال فقر نيز دوست آن فقير باقى بماند و يا اگر زيبايى، پست و مقام از دست رفت، كمتر عاشقى را مىتوان باقى به عشق گذشتهى خود ديد؛ مگر آنكه جهات ديگرى در كار باشد و حلقههاى ديگر بماند كه محبت، به سبب آن دوام يابد يا از باب ترحم، خود را كنار نكشد كه اينها خود زمينههاى ديگرى است كه قابل بررسى مىباشد.
محبتى كه از جهات محدود و زوالپذير به دست مىآيد، چندان قابل دوام نمىباشد و بايد از ابتدا حساب تمامى اين امور را در نظر داشت؛ ولى محبتى كه به سبب علم فردى در كسى پيدا مىشود يا كمال فردى كسى را عاشق مىنمايد، داراى دوام بيشترى نسبت به امور پيشين است و بقاى بيشترى دارد؛ البته در صورتى كه اين كمال، بقاى خود را حفظ نمايد و فرد نيز تغيير جهت ندهد و امر مهمترى اين علت را محكوم نسازد و حاكميت مخالفى در كار نيايد و رنگ و روى كمال، تازه و با اهميت باقى بماند.
✨ حضرت آیت الله العظمی محمدرضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨
📚 کتاب: زن؛ پرديس زيبايى و تربيت
🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸
telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت
🌺🍃🌺🍃🌺
🍃🌺🍃
🌺🍃
🍃
🌺
🔸🔶#از_کنجکاویهای_کودکی تا آشنایی با قرآن
ما در خانه یک رادیو داشتیم. رادیوی ما چراغهای زیادی داشت. پدرم فقط اخبار آن را گوش میداد و بعد آن را خاموش میکرد و در تاقچهای میگذاشت که دست من که کودکی سهساله بودم به آن نمیرسید. برای من جای تعجب داشت که چگونه زن و مردی که در رادیو صحبت میکردند، در این جعبه کوچک جا شدهاند. چراغهای آن نیز برای من جاذبه داشت. ما در خانه یک صندلی برای مراسم روضه ماهانه داشتیم. من این صندلی را برداشتم و کنار تاقچه گذاشتم و رادیو را از آن تاقچه برداشتم. آن را روشن کردم. هرچه پشت آن را نگاه میکردم تا بلکه گویندههای رادیو را پیدا کنم، چیزی نمییافتم.
همان زمانها به قبرستان میرفتم و دنبال آن بودم که بدانم وقتی مردهها را دفن میکنند، چگونه نفس میکشند که زنده میمانند. در تابستان همان موقع، شبی به طرف قبرستان میرفتم. مردم در خانههایشان خوابیده بودند و کوچه خلوت بود. پولی دهشاهی را دیدم. آن را برداشتم. آن را در دستم گرفتم. نمیدانستم پول یعنی چه و چرا ارزش دارد؟ آن را به زمین انداختم و نگاهش کردم. دوباره آن را برداشتم و محکم به زمین زدم. فکر میکردم ممکن است صدای آن ارزش داشته باشد؛ اما میدیدم نمیفهمم ارزش پول به چیست؛ اما در همان کودکی قرآن کریم و آیات آن را میدانستم و میشنیدم. من قرآنکریم را از کودکی دوست داشتم.
✨ حضرت آیت الله العظمی محمدرضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨
🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸
telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت
🌺🍃🌺🍃🌺
🍃🌺🍃
🌺🍃
🍃
🌺
🔸🔶#قطع_طمع
اول، وسط و آخر عشق
با عشق بىطمع، مىتوان خود را دوست داشت و از خود چيزى نخواست و مىشود مردم را دوست داشت و از آنها طلبكار نبود و مىشود خدا را براى خدا دوست داشت، حال اينكه او چيزى عنايت كند يا نه، تصميم اوست. بنده در كار مولاى خود اختيارى ندارد كه به او فرمان دهد و امر و نهى كند و چون در عشق او طمعى نيست، شك و شرط به آن راه ندارد.
عاشق بىطمع در پيشامد هر شرايطى، دست از عشق خود بر نمىدارد و معشوق خود را رها نمىسازد. عشق بىطمع هيچگاه برش و بريدگى ندارد، بلكه هرچه زمان بر آن مىگذرد، صافىتر مىشود و صاحب عشق به همه چيز حتى سنگ مرحمت دارد. ميان عاشق و معشوق، راهى براى جدايى نيست؛ چرا كه عشقِ ميان آنان، پاك و بىطمع است.
از آنجا كه عشقِ پاك و ناب، طمع ندارد و فقط اطاعتپذيرى و نازكِشى است، عاشقكُشى حلال است. اول و وسط و آخر عشق، خون است و راه گريزى از آن نيست. عشق، ريختن و ريختن و ريختن تا يكى شدن و وحدت با حقتعالاست.
✨ حضرت آیت الله العظمی محمد رضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨
📚 کتاب عشق و وحدت
🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸
telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت
🌺🍃🌺🍃🌺
🍃🌺🍃
🌺🍃
🍃
🌺
🔸🔶#قطع_طمع
منزل دوم:
منزل دوم «رفع طمع از خود» مىباشد. فرد براى آنكه بار سنگين قطع طمع از خود را فرو نهد و تنها با حق مواجه شود، به معامله با خداوند روى مىآورد. متاع وى در اين معامله، عمل خالص، پاك و مصفاى اوست. البته وى در اين مرتبه، داراى توقع و طمع از حقتعالی است. براى شروع معامله، به رعايت حق الله مىپردازد و تلاش مىكند مخالفتى با حق نداشته باشد.
پيش از اين، گاه در عمل با خداوند مخالفتهايى داشت و پاى حظوظ كه پيش مىآمد، نمىتوانست خودنگهدار باشد و مخالفتهايى از او سر مىزد؛ اما در منزل رفع طمع از خود، بر آن است تا خلاصى از خويش پيدا كند و هر كارى كه انجام مىدهد، براى حقتعالى باشد و عمل خود را تنها براى او بياورد و تلاش دارد تا خود را تسليم خداوند كند و براى خود چيزى قرار ندهد و به طور كلى، كارها را به حقتعالى واگذارد، نه به خود.
اين امر سبب مىشود تا نفس براى لايروبى خويش، خود را به حقتعالى سپارد تا او براى وى تصميم بگيرد. اين كار، بسيار سنگين است و كمتر كسى موفق مىشود خود را به تمامى به حقتعالى تفويض كند.
🔰 ادامه دارد. ...
✨ حضرت آیت الله العظمی محمد رضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨
📚 کتاب عشق و وحدت
🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸
telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت
🌺🍃🌺🍃🌺
🍃🌺🍃
🌺🍃
🍃
🌺
🔸🔶#قطع_طمع
براى رسيدن به عشق پاك، بايد در يك كلمه از «طمع» گذشت. هم از «غير» رفع طمع داشت و هم از «خود» و در نهايت، حتى از «خدا». عشق در صورتى عشق است كه خالى از طمع باشد.
در رفع طمع از غير، آدمى از طبع و نفس و عقل بر مىخيزد و هر سه را مىريزد. در قطع طمع از خود، «دل» را وداع مىگويد و در رفع طمع از حقتعالى، از روح نيز سر برمىدارد.
🔰 ادامه دارد. ...
✨ حضرت آیت الله العظمی محمدرضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨
📚 کتاب عشق و وحدت
🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸
telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت
🥀🍂🥀🍂🥀
🍂🥀🍂
🥀🍂
🍂
🥀
🔸🔶#زندگینامه_عارف_محبوبی
🔰 پدر: مرحوم محمدباقر نکونام
بخش پایانی
به هر روی ،سرآمد همه اساتید و کسانی که در من موثر بودهاند «پدر بزرگوارم» میباشد. این در حالی است که تنها نزدیک به یازده سال، پدر به خود دیده و درک محضر شریف آن حضرت را داشتهام. ایشان، بزرگی، صلابت، مردانگی، عطوفت و روح فتوت و جوانمردی را در من به ودیعت نهاد و درخت صبوری و کتمان را در دلم کاشت.
نمیدانم درباره پدرم چگونه بیانی بیاورم و رابطه خود را با ایشان در چه سمت و سویی قرار دهم. ایشان را استاد خود بدانم یا مرشد و مراد و یا الهامبخش بسیاری از خصوصیات پنهان و آشکارم. آنقدر میتوانم بگویم که نزدیکترین فردی که همیشه در اندیشه و خلق و خوی من موثر بوده است، پدرم میباشد و استفادههایی که از ایشان داشتهام از کمتر کسی در خود مشاهده میکنم.
فتوت، جوانمردی، وقار، تیزبینی، انصاف و کتمان ایشان لحظهای از خاطرم دور نمیماند؛ بهطوری که گویی همیشه چون خویشتن خویشم مرا همراه است. بسیاری از افکار، اخلاق و منش زندگی ایشان، چنان در من موثر افتاده است که گویی از حقیقتی ذاتی حکایت میکند.
نفوذ کلام آن جناب را در کمتر کسی دیدهام و کمتر کسی خاطرم را چنین و به این اندازه پر نموده است. عظمت و بزرگی ایشان بعد از گذشت سالیان فراوان، همچون زمان کودکی در من زنده است؛ بهطوری که حرمت حضرتش در حریمم به قوت تمام باقی مانده است. با آن که در نونهالی و در سن یازده سالگی پدر را از دست دادهام، هرگز حیات باقی آن جناب در دلم، چهرهای جز تازگی و حضور نداشته است. تا زمانی که پدر زنده بود گویی من نبودم و هنگامی که یتیم گردیدم گویی متولد شدم و حیات و زندگی خود را از نو مشاهده نمودم. نداشتن پدر؛ اگرچه هنوز هم رنجم میدهد و همیشه بخشی از آه و سوز و گریهام از تنهایی اوست، از رفتن ایشان هرگز سست نگشتم و حتی در خود احساس قوت مشاهده نمودم و نبود ایشان را احساس نکرده و بود آن جناب را همواره در خود مییابم.
✨ حضرت آیت الله العظمی محمد رضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨
🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸
telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت
🍃🍂🍃🍂🍃
🍂🌾🌾
🍃🌾
🍂
🔸🔶#عرفان_یعنی رفق
بخش اول:
من در عرفان میگویم کمال این است که نه شما کسی را ناراحت کنید و نه شما از کسی ناراحتی داشته باشید. عرفان یعنی رفق. نباید با مردم تکبر و بداخلاقی و خودنمایی کرد. باید مردم را خوشحال و شیرین و شاد نمود.
👈👈 این همان رفق و همان عرفان است. رفق یعنی دوری از تکبر و غرور در مواجهه با دیگران و رعایت احترام و عزت دیگران و برخورد کریمانه و از روی بزرگواری. رفق مهمتر از وفق و اتحاد است. در وفاق نوعی تساوی در همراهی مطرح است، ولی رفق همراهی با آگاهی و صمیمت و خشوع و بزرگواری است.
👈👈 ارتباط با خدا و با مربی و با پدر و مادر بر پایهٔ رفق است که در آن توصیه میشود: «فَلاَ تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلاً کرِیما»؛ یعنی با آنها رفیق باش. شما حتی در سخنگفتن از خدا، اگر بنا باشد حاضران را اذیت کنید، این چه خدا و چه عرفانی است؟ وقتی شما از عرفان برای کسی حرف میزنید که از آن اذیت میشود، این ضد عرفان و ضد بندگی است.
✨ حضرت آیت الله العظمی محمد رضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨
🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸
telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت
🌿🌺🌺🌺🌿
🌺🌿🌿
🌺🌿
🌺
🌿
🔸🔶#تولید_انرژی_از طریق عبادت
«من اگر پیرم ولی مغز جوان دارم هنوز
آرزوی عشقبازی در جهان دارم هنوز»
بچه که بودم، این شعر را از منبریهای روضهخوان شنیدم. آنها این شعر را از زبان حبیب بن مظاهر میخواندند. من از این شعر خیلی خوشم میآمد. مغز را باید همواره جوان نگه داشت. عالمان دینی با این همه مشکلات، بهخاطر مداومت بر قرائت قرآنکریم و عبادت گاه حدود صد سال عمر میکنند و مغزهای آنان جوان میماند.
علمای ربانی گاهی نزدیک به صد سال عمر دارند و هنوز سر حال میباشند. اینان توان تولید انرژی از طریق عبادتهایی مانند نمازهای یومیه، نمازشب، قرائت قرآن کریم و نیز مطالعه علمی دارند و این انرژیهای اکتسابی اعضای بدن آنها را جوان نگاه میدارد.
قلب چنین عالمانی قرآنکریم خوانده و تولید علم و انرژی داشته و به قلب منوری تبدیل شده است؛ بهگونهای که کارایی این قلب از قلب جوانی که اهل عبادت و مطالعه نیست، کارایی بهتری دارد؛ یعنی اگر قلب آن جوان را به قلب این عالم مسن پیوند بزنند، دیگر آن کارایی قلب اصل وی را ندارد.
✨حضرت آیت الله العظمی محمدرضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیه)✨
🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸
telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت
🌷⚖️🌷⚖️🌷
⚖️✨✨
🌷✨
⚖️
🔹🔷 ##دین_و_پیرایهها
ما این سخن را به عنوان ناظر محترم و با مطالعهٔ فلسفی دین بیان میکنیم؛ دین اگر به پیرایههای فراوان آلوده شود، حکم انگل و افیون و سالوس و عوامفریبی را پیدا میکند؛ اما دین سالم و بیپیرایه، آبی گوارا و حیاتبخش برای تمامی افراد جامعه و روش سالم زندگی آنهاست. بشر تاکنون مکتبی ایدهآل برای ادارهٔ جامعهٔ خود نداشته و هنوز فیلسوف و اندیشمندی توانمند نتوانسته است ساز و کاری را طراحی کند که جامعه را رو به رشد و ترقی ببرد.
تمامی دولتها و جوامع، با قوانین یا احکامِ پر از پیرایه اداره شدهاند و پیرایهها نگذاشته است کسی مزهٔ حقیقی حیات، عدالت و آزادی را بچشد. اعتقاد ما این است که مرام شیعه به تنهایی ـ آنطور که اولیای معصومین علیهمالسلام آن را آوردهاند و در زندگی خود داشتهاند ـ برای زمان غیبت، بهترین برنامهٔ زندگی فردی و اجتماعی را داراست؛ اما دین بیپیرایهٔ آنان تاکنون استنباط نشده است. مرام شیعه، تمامی زمینهها را برای ادارهٔ جامعه و در جهت حفظ کرامت انسانی در خود دارد؛ بدون آنکه بگذارد تفاوتها به طبقه بینجامد.
✨ حضرت آیت الله العظمی محمدرضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیه)✨
📚 کتاب دوجلدی حقوق نوبنیاد
🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸
عضویت 👈 : telegram.me/nekuoname
🥀🍂🥀🍂🥀
🍂🥀🍂
🥀🍂
🍂
🥀
🔸🔶#زندگینامه_عارف_محبوبی
🔰 پدر: مرحوم محمدباقر نکونام
بخش «7»
نمیخواهم از پدرم حرفی بیش از این به میان آورم، ولی آنقدر بگویم که بعد از سالهای فراوان و دیدن اساتیدی بسیار ـ از اعاظم و نوابغ ـ از کمتر کسی به قدر پدرم در همان چند سال از عمر کودکیام استفاده نمودم؛ زیرا با چشمهای تند و تیز و با صلابت همچون کوه خود، حقخواهی و حقطلبی و جوانمردی و درایت و دقّت را در اندیشه و وجودم حکاکی نمود و نقشی زنده از حیات مردانگی و عیاری در وجودم زد؛ بهطوری که کمتر خاطرهای از آن نقشها را میتوانم فراموش نمایم و گویی تمامی حرکات و کردار و منش و برخوردهای وی همچون صحنههای شفاف یک فیلم ثابت و با حیات مجسمی در خاطرم مانده است و از نظرم دور نمیگردد.
پدرم سال 1338 در سن 45 سالگی بر اثر سرما خوردگی از دنیا رفتند. آن زمانها آب لولهکشی نبود و مردم هنگام آمدن آب، آب انبارها را از جویها آب میکردند. منزل ما آب انبار بزرگی داشت. شبی پدرم میخواست آن را آب کند که سرما خورد و با آن که رشید و سترگ بود، بر اثر همین سرماخوردگی در بیمارستان سیروس تهران که الان نمیدانم چه نام دارد مرحوم شدند. من ایشان را در همان قبرستانی دفن کردم که شبها به آنجا میرفتم. هنگامی که خواستم جنازه پدرم را از بیمارستان تحویل بگیرم آن را به من نمیدادند و میگفتند باید ایشان را در مسگرآباد دفن کنید. مردگان تهران در آن وقت در مسگرآباد دفن میشدند.
من به آقایی که مسوول آنجا بود گفتم: این جنازه پدر من است و باید آن را به من بدهید تا آن را برای دفن به قبرستان خودمان ببرم. چون با اعتماد به نفس عمل کردم، آنان ناچار شدند من و مادرم را پشت آمبولانسی که جنازه قرار داشت، سوار کنند. آنان میگفتند گریه نکنید و صدا هم ندهید. ما نیز گریه نمیکردیم. من یک نگاه به جنازه پدرم میکردم و یک نگاه به مادرم و مادرم نیز نگاهی به من میکرد و نگاهی به تابوت و چیزی نمیگفتیم و فقط نگاه میکردیم. آمبولانس ابتدا ما را به مسگرآباد برد. در آنجا برای کفن و دفن 65 تومان پول باید پرداخت میشد و ما این مقدار پول همراه نداشتیم و به آنان گفتیم: به قبرستان محل خودمان بیایید تا هزینه آن را بدهیم. چون این خواسته را از سر کودکی و چنان محکم میگفتم، آنان کوتاه آمدند و آن را پذیرفتند. جنازه را به قبرستان امامزاده «سه دختران» بردیم و پول آنان را دادیم. در آنجا قبر داشتیم و پدر را دفن کردیم. به هر حال پدرم را در همان قبرستانی دفن کردم که سالیانی شب تا صبح دانشگاه من بود. بسیاری از فامیل و بستگان ما نیز در همان گورستان هستند.
✨ حضرت آیت الله العظمی محمد رضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨
🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸
telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت
🌼🍃🌼🍃🌼
🍃✨✨
🌼✨
🍃
🔸🔶 #فقدان_رکن_چهارم نظام و نتایج آن
روزى مردم با نود و نه درصد به «جمهورى اسلامى» آرى گفتند و از نظام دينى استقبال و پشتيبانى حداكثرى و قريب به اتفاق داشتند، ولى فقد ركن چهارم نظام و نداشتن رويكردى علمى در زمامدارى و اشتباهات مكرر مديريتى، آن هم در لايهى كلان نظام، دينگريزى يعنى گريز از دين ظاهرگرايان و قرائت چيرگان مدعى، و به دينستيزى در افراد ناآگاه از دين كشيده است؛ وگرنه مردم همان مردمان داراى نجابت و صفا و عشق هستند كه شهيدان آنان تصوير گوياى عشق مردم به نظامى مىباشد كه خود ولىنعمت آن هستند.
تعبيهى قوهى چهارم و ركن مفكره و انديشارى نظام و ايجاد بانك بسيار گسترده و پيشرفته اطلاعات علمى حوزويان و دانشمندان علوم اسلامى و انسانى كه از آن در « قوانين اساسى حوزههاى علميه» و نيز « جامعهشناسى عالمان دينى» گفتهايم، آرا و ايدههاى عالمان، فقيهان، فلسفيان و دانشيان را به گفت و گو و تحليل و نقد و بررسى مىگزارد، و به صورت عملى انديشههايى كه مىتواند به قانون تبديل شود تحت سيستمى فعال در گوشه گوشهى محدودهى اجرا رصد مىكند تا بتواند آن را هماهنگ با توان و طاقت مردم لحاظ نمايد.
ساختار و كارويژهى اين ركن بسيار مهم، در كتاب «قوانين مديريت نظام اسلامى» آمده است.
✨ حضرت آیت الله العظمی محمدرضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨
📚 کتاب قاعدهى عسر و حرج و مديريت فشار
🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸
telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت:
🌿🌺🌺🌺🌿
🌺🌿🌿
🌺🌿
🌺
🌿
🔸🔶#نزاع_انسانهای_صنعتی با اربابان خود
نطفه از مهمترین عوامل ریشهای و پایهای در سلامت زندگی است؛ بهگونهای که خداوند بر آفرینش انسان از آن مباهات میکند. خداوند حضرت آدم را از گل به هیأت مردی کامل آفرید که دوران نوزادی و کودکی به خود ندید، اما فرزندان او را از نطفه آفرید که زحمت دوران جنین و نوزادی را در پی دارد. خداوند بر خود میبالد که تمامی آدمیان را از گل نیافرید و آنان را از نطفه آفریده است؛ پس باید برای نطفه خاصیتی شگرف باشد.
کسی که از نطفه است، پدر و مادر و خواهر و برادر دارد. خاصیت نطفه این است که میان وی و خویشان ایجاد عاطفه و عشق مینماید. اگر آدمیان همه به ناگاه از گل آفریده میشدند و دوران جنینی نداشتند دیگر از این همه عشق و عاطفه خبری نبود؛ در حالی که ارزش ناسوت و کردار آدمی در آن به همین عاطفه و عشق شناخته میشود که در پرتو عقل رشد مییابد و قوی و تنومند میگردد.
تعجب از این است که انسان با این که از نطفه آفریده شده و باید دارای عاطفه و مهر باشد، ستیزهجو گردیده است. وی اگر از نطفه نبود چه قساوتی مییافت و چه فسادی میآفرید. آیندگان با پیشرفت دانش ژنتیک و باروری انسانهایی خواهند ساخت که از نطفه نیست و به همین لحاظ است که عاطفه و احساس در آنان نخواهد بود و انسانهای صنعتی به نزاع با اربابان خود خواهند پرداخت.
✨حضرت آیت الله العظمی محمدرضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیه)✨
📚 کتاب علوم و نظرگاههای شاخص (جلد سوّم)
🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸
telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت
🍃🌺🌺🌺🍃
🌺🌺🌺🍃
🌺🌺🍃
🌺🍃
🍃
🔸🔶#انسان_قوی؛ صاحب هنر زندگی
انسان مى تواند با هنرى كه دارد خود و دنياى پيرامون خويش را تغيير دهد و از مشكلات آن رهايى يابد. براى نمونه، اگر از دستِ دشمن و يا دوست عصبانى است و نمى تواند خود را كنترل كند، بايد بداند كه اين نتوانستن از ضعف اوست؛ ولى اين كار از توان انسان خارج نيست و انسان مى تواند با ذهن و فكر خود از عالَمى و مرتبه اى به عالَم و مرتبه اى ديگر حركت كند و اين امر نيازمند هنرمندى زيركانه و عاقلانه است.
او هنگامى كه با عصبانيت از سر كار روزانه به خانه و كاشانه آمده است، بعد از اين كه لباس كار خود را درآورد، بايد مشكلات كار را نيز با آن لباس درآورد و عصبانيت را با نوشيدن ليوانى آب فراموش كند و سپس با روحيه اى شاداب و زنده سر سفره بنشيند و با تمام وجود غذا بخورد و زمانى كه دست به نان مى برد و قطعه اى از نان را به همراه غذا به دهان نزديك مى كند، شايسته است به غذاى خود و به چيزهاى خوب و ريزى كه در اطراف وى هست توجه كند و بينديشد. براى نمونه چنان چه مورى نزديك سفره است و قطعه نانى به دندان مى كشد، از ديدن آن لذت ببرد و لبخند بزند. به چنين انسانى با شخصيت و افكار و هنرى كه از آن ياد شد، انسان قوى مى گويند.
اگر كسى عصبانيت جامعه و دوست و دشمن و در و ديوار را به خانه آورد و درگيرى خانه را به بيرون برد و آن را بر راننده ى تاكسى خالى نمايد، عملكرد وى شخصيت ضعيف او را نشان مى دهد. او هم براى خود و هم براى ديگران مشكل ساز مى باشد. انسان در حال درگيرى با همسر خود مى تواند صحنه را به گونه اى ديگر در ذهن خود تصور كند و با شوخى و مزاح با همسر خود، كلام و لحن گفتارى عصبانى چيره بر آن محيط را به شيوه اى هنرمندانه تغيير دهد و پيشامد مشاجره را پيش از هر گونه ناراحتى و كدورت به نشاط و شادمانى تحويل برد و ناسازگارى را به بهترين شيوه برطرف نمايد.
✨ حضرت آیت الله العظمی محمد رضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨
🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸
telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت
🌼🍃🌼🍃🌼
🍃✨✨
🌼✨
🍃
🔸🔶 #کارگزاران_ضعیف_و_ناشایست
اگر کارگزاری نتواند عده ای را که تحت پوشش دارد جمع کند و از آنان استفاده نماید و تنها به دنبال نقطه ضعف افراد باشد تا مانعان ریاست خود را از میان بردارد وی فردی ضعیف است و در جایی که شایسته اوست قرار نگرفته است.
کسی که گذشت ندارد و نمی تواند از تمام امکانات عوالم استفاده کند و همه افراد را به کار گیرد، مسئولیتی پذیرفته که شایسته او نیست.
✨ حضرت آیت الله العظمی محمد رضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨
🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸
telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت:
🌺🍃🌺🍃🌺
🍃🌺🍃
🌺🍃
🍃
🌺
🔸🔶#پرخوری_و_پرخوابی، دشمن خلاقیت و ادراک
کسی که به پرخوری و پرخوابی مبتلاست به فشارهای شهوانی و شادیهای غفلتی (بطر) و لذتبریهای غیر طبیعی و خوشامدهای بدون جهت مبتلا میشود. همچنین وی مشغول به دیدن فیلم، وبگردی و دیگر سرگرمیها میشود و نمیتواند تا پاسی از شب به خواب رود و خواب شبانه را که باید در ابتدای شب انجام گیرد از دست میدهد. در نتیجه ادراک آدمی سست و طریق فهم زمینی و الهام آسمانی او بسته میشود.
برای آن که قوهٔ تفکر محکم و استوار و دارای نیروی خلاق باشد باید از غذاهای بسیار روان و زودهضم استفاده کرد، و از غذاهایی که سنگینکننده یا یبوستزاست کمتر بهره برد و به هیچ وجه نباید از غذاهای مانده و تفالهها خورد.
متفکر و عالِم نباید مانند فردی عادی برنامهٔ غذایی داشته باشد. خوردن گوشت و نیز آبگوشت با نانهای خمیری، معدهٔ عالم را سنگین و خواب را بر او تحمیل میکند. چنین غذاهایی برای کارگران مناسب است. غذای مناسب آنان غذایی است که معده را هرچه بیشتر پر سازد؛ برخلاف عالم که باید غذایی سبکبار، دارای کیفیت و نیز تازه داشته باشد. غذای مناسب حرکت فکر با غذای مناسب حرکت مزاج نباید مخلوط شود.
✨ حضرت آیت الله العظمی محمدرضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨
🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸
telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت
🌺🍃🌺🍃🌺
🍃🌺🍃
🌺🍃
🍃
🌺
🔸🔶#روش_انس_و_رفاقت با قرآن کریم
خدا بیامرزد مرحوم آقای الهی قمشهای را. او میگفت من از بچگی از حکمت و فلسفه و عرفان خوشم میآمد. بچه بودم که آقارضا درچهای در قمشه فلسفه درس میداد، من هم خوشم میآمد و با اینکه چیزی نمیدانستم، پشت در حجرهای که او در آن درس میداد مینشستم و حرفهای او را که نمیدانستم چه میگوید، گوش میدادم. من از اینکه او حکمت درس میداد خیلی خوشم میآمد.
همانطور که مرحوم الهی قمشهای از بچگی یک کششهایی نسبت به حکمت در خود داشت، من نیز از همان بچگی به قرآنکریم کشش داشتم یعنی قرآنکریم جاذبهای داشت که مرا به خود میخواند و خود را برای من قرائت میکرد:
تا که از جانب معشوقه نباشد کششی
کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد
برای استفاده از قرآنکریم باید با آن رفیق شد و با این کتاب وحی انس گرفت. در روش انس با قرآنکریم توصیه میشود قرآنکریم را به صورت بسته در مقابل خود بگذارید و در حضور آن با طهارت و رو به قبله بنشینید تا قرآنکریم، فهم آیات خود را به شما القا کند. اگر کسی بتواند با قرآنکریم انس بگیرد، خود را در محضر حقیقت این کتاب آسمانی مییابد و از آگاهیهای آن بهرهمند میشود. در این صورت، قرآنکریم خویش را برای مونس خود قرائت میکند نه اینکه مونس به قرائت آن بپردازد. راه وصول به معارف قرآنی قرب به این کتاب آسمانی است، نه حفظ آیات آن.
من خودم از این طریق بیش از هر راه دیگری استفاده کردهام. من قرآنکریم را روی قلبم میگذارم و با آن، احساس آرامش میکنم؛ همانطور که وقتی مادری فرزند خود را عاشقانه در آغوش دارد و قلب او را روی قلب خود میگذارد، چنین حسی دارد. هر وقت قرآنکریم را روی قلبم میگذارم، احساس میکنم این کتاب الهی مرا میخواند و مرا قرائت میکند. بعد وقتی سخن میگویم، ضمیری ناخودآگاهی معارف قرآنی را بر زبان جاری میگرداند؛ زیرا انس ایجاد شده است.
✨ حضرت آیت الله العظمی محمدرضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨
🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸
telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت
🥀🍂🥀🍂🥀
🍂🥀🍂
🥀🍂
🍂
🥀
🔸🔶#زندگینامه_عارف_محبوبی
🔰 مادر: بانو سکینه سروی
مادرم بانو سکینه و شهرت ایشان، سروی است. نکونام و سروی از فامیلهای شناخته شده در گلپایگاناند. مادرم زن بسیار مومنی بود. از کودکی تا لحظه وفات ـ که نزدیک به یکصد سال سن داشتند ـ کار اصلی ایشان عبادت بوده است. جانماز، قرآن کریم و مفاتیح هیچ گاه از ایشان جدا نبوده است. هنوز هم مانند جوان رشید و رعنایی هم در شب و هم در روز سرگرم مناجات، قرائت قرآن کریم و دیگر عبادتهاست. خواب و خوراک ایشان خوب بود.
من کودکیام را با عقل و درایت پدر و تعبد و عبادت مادرم دیدهام و این ابعاد توسط آن دو در درونم ریخته شد؛ بهگونهای که حال نیز میگویم هر ساعت از عمر آدمی یا باید به اندیشهورزی و درایت و دینمداری بگذرد یا به عبادت و بندگی و سلوک و خدمت به جامعه مردم و به چیز دیگری اعتقاد ندارم. آنچه را ماندگار میدانم «درایت» و «بندگی» است که بهطور قهری خیر رسانی به مردم و جامعه را نیز با خود دارد. این وضعیت توسط والدینم در من نهادینه شد و در این زمینه هرچه دارم، از آن دو بزرگوار است. همواره خود را خادم مادرم میدانستم و در خدمت ایشان بودم. ایشان چراغ زندگی ما بود و همچون پروانه پر سوختهای گرد شمع وجودشان میگردیدم.
مادرم همواره با رحمت و مهربانی با همه رفتار میکرد و هیچ گاه چیزی به نام تغیر و صدای بلند نداشت.
از «مادر ارجمندم» فروتنی و نجابت را دیدهام. آهنگ صدای عبادتش، جاودان آوای ملکوتی است که از کودکی تا این لحظه به ترنّم در خود از حفظ دارم و برای همیشه در خاطرم باقی میماند.
✨ حضرت آیت الله العظمی محمد رضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨
🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸
telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت
🌺🍃🌺🍃🌺
🍃🌺🍃
🌺🍃
🍃
🌺
🔸🔶#قطع_طمع
منزل سوم:
منزل سوم، «رفع طمع از حقتعالى» است. رفع طمع از حقتعالى، وادىِ ولايت موهبتى است.
در منزل ولايت، روح، حكم پرندهى سبكبارى را دارد كه كشش برشدن به ملكوت را مىبخشد. دل در اين منزل كشش ندارد و به ثقل مبتلاست كه نمىتواند پرواز كند. دل در برابر روح، همانند خودروى زمينى در برابر فضاپيماست. در وادى روح و قطع طمع از حقتعالى، خداوند متهى بلاياى خود را بر ذات اولياى الهى مىگذارد و تمامى نمود آنان را، نه خرد و شكسته، كه پودر مىنمايد و ذات را از درونِ ولىِ خويش بيرون مىآورد. خداوند با اولياى خود اينگونه رفتار مىكند تا تمامى تار و پود آنان بريزد و چيزى به نام ذات و استقلال براى آنان نماند.
با قطع طمع از خداوند، ولىِ خدا جمال حق و قرآن ناطق مىشود، به «لقا» مىرسد و به عشق پاك حق وصول پيدا مىكند. در اينجاست كه او تمامى اسماى الهى را دارد. در مقام قطع طمع از حق، مىشود به ذات حقتعالى وصول داشت. كسى كه طمع از وى برداشته شده است، به فرض محال، اگر روزى خداوند به جنگ او برود، چنگى براى درافتادن با خدا ندارد و ـ بر فرض دوستى ـ كمالى و چيزى از او نخواهد و با او رفيق باشد؛ هرچند ـ بر فرض محال ـ خداوند گداى كوچهنشين شود. او بىطمع به خداوند مىگويد: اگر تو هيچ چيز هم نداشته باشى، باز هم من تو را دوست دارم.
رابطه اگر بر اساس طمع باشد، مقطعى مىگردد و با از بين رفتن مادهى طمع، اين پيوند بريده مىشود. حال آنكه عاشق، چيزى را كه حق مىخواهد و از ناحيهى اوست، دنبال مىنمايد و كارى را كه پيش روى وى گذاشتهاند، پى مىگيرد و در يك كلمه او اطاعتپذيرى دارد و جز به اطاعت كار نمىكند
🔰 ادامه دارد. ...
✨ حضرت آیت الله العظمی محمد رضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨
📚 کتاب عشق و وحدت
🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸
telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت
🌺🍃🌺🍃🌺
🍃🌺🍃
🌺🍃
🍃
🌺
🔸🔶#قطع_طمع
منزل اول:
كسى كه مىخواهد طمع از غير جدا كند، نخست نور يقظه و بيدارى در او پيدا مىشود و خود را در خواهشهاى آن محبوس و زندانى مىبيند. اين خواستهها سبب مىشود در وى عاطفهاى نباشد و از محبت و عشق بىبهره باشد و چون از حق محجوب است، غير براى او بسيار جلوه مىكند. او با بيدارى، درمىيابد كه در قفسِ غيربينى به دام افتاده است و براى خروج از آن موانعى دارد.
وى رفتهرفته سختىهاى رهايى از قفسِ طمع به غير را درك مىكند و از آن به درد مىآيد و براى رهايى نفس خود از آن، خويش را به تيغ جراحى مىسپرد. صبورى بر اين جراحى سبب مىشود وى موانع را بزدايد و بتواند درِ قفس نفس را گشوده و آزاد گردد؛ گشايشى كه چندان آسان نيست و سختىهاى بسيار دارد. وى با پيشامد اين سختىها، خود را تسليم حق مىكند و رفتهرفته با خُلق و خويى نرم با خَلق خدا مهربان مىشود و طمع از آنان برمىدارد. او با مهار نفس، قدرت ايثار مىيابد و با صدق، به ديگران محبت مىكند.
او در مقام رفع طمع از غير، خيرات خويش را با همه تقسيم مىكند و مشكلات خود را براى خويش نگه مىدارد و هيچگاه اذيتى را از خود بر ديگران وارد نمىآورد؛ بلكه او اين توان را دارد كه آزارهاى ديگران را تحمل كند و آن را در خود فرو برد و به محبت تبديل نمايد. در اين مرحله، فرد در حال مفارقت از نفس است و صفات نفسى از او برداشته شده و صفاى دل و كمال اطمينان جايگزين آن گرديده است. نفس كه تا اين مرحله چموشى مىكرد و مزاحم و مانع براى قطع طمع بود، از اين به بعد مددكار و مُعين دل مىشود و بهجاى سلطنت، چيرگى و چموشى، خدمت مىكند.
🔰 ادامه دارد. ...
✨ حضرت آیت الله العظمی محمد رضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨
📚 کتاب عشق و وحدت
🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸
telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت
🌺🍃🌺🍃🌺
🍃🌺🍃
🌺🍃
🍃
🌺
🔸🔶#عرفان_یعنی رفق
بخش سوم :
👈👈 برنامهریزان و سخنرانان جامعه لازم است در آموزشها و سخنرانیهای خود، مخاطبان را به زندگی پرنشاط و شاد ترغیب کنند. درصد بالایی از فسادهای جامعه برای آن است که زنها نمیتوانند شوهر خود را با شادی و مستی خویش کنترل کنند و هم مردها و هم زنها به انحراف میگرایند.
👈👈 کسی که به سبب اینکه فراوان کار میکند و تراکم کاری بیرون از خانه دارد، نشاط لازم را ندارد، لازم است از کارهای خود بکاهد و به استحمام، عطر، لباسهای متنوع و شاد، گردش و ورزش و با باشگاه آیروبیک یا بدنسازی و حتی مانند بوکس که در آن زد و خورد وجود دارد، برای خود حالت نشاط و مستی ایجاد کند. کسی که نشاط پایه را دارد، میتواند در هر کاری و در سخنرانی و منبر نیز موفق بشود. تا بدن آماده نباشد، نفس و روح نیز بر نمیشود و پر نمیکشد.
👈👈 متأسفانه، رسانههای ما مثل تلویزیون نیز در این زمینه حتی الگوهای زنان را بد معرفی میکند. برای نمونه، هنرپیشهای که نقش حضرت مریم را بازی میکرد، از حیث اندام هیچ تناسبی با حضرت مریم نداشت. بازیگر متناسب با شخصیت حضرت مریم باید بانویی بلندقامت، استوار، محکم و قوی انتخاب میشد. حضرت عیسی علیهالسلام باید قامتی داشته باشد که بتواند پشت سر آقا امامزمان (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) بایستد و نیز بتواند عالم و آدم را به حرکت بیندازد. چنین پیامبری را چنان مادری سزاست. ویژگیهای جسمی که برای این نقش در مجموعه مریم مقدس تعریف شده بود، برآمده از فرهنگ غلط و چیره بر جامعه است. نباید بر اساس همان فرهنگ غلط و چیره در مورد زن که بر فیلمها و تریبونها حاکم است، سخنرانیها را سامان داد.
✨ حضرت آیت الله العظمی محمد رضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨
🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸
telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت
🌺🍃🌺🍃🌺
🍃🌺🍃
🌺🍃
🍃
🌺
🔸🔶#عرفان_یعنی رفق
بخش دوم :
👈👈 تفاوت مسلمان با کافر در همین معناست که مسلمان، بندههای خدا را به خاطر خدا اذیت و ظلم نمیکند. کمال در رفق و سازگاری با همه و در صلح کل بودن است؛ در اینکه آدم بتواند با همه زندگی کند.
👈👈 عرفان یعنی بهگونهای نرم رفتار کنی که همه از شما رفاقت را یاد بگیرند. شما اگر بنا باشد از خدا صحبت کنید؛ اما مرا اذیت کنید، این چه خدایی است؟ آدمی باید بتواند با همه با مهربانی، نرمی و رفق زندگی کند.
👈👈 برای نمونه، در ماه مبارک رمضان که من نماز مغرب و عشا را پیش از صرف افطار میخوانم، آن را بسیار با سرعت میگزارم تا افرادی که هنگام نماز به من اقتدا میکنند، اذیت نشوند. البته اگر آنان کامل باشند، نماز را طول میدهم؛ زیرا به هر حال نماز ماه رمضان با غیر ماه رمضان تفاوت دارد و این نیز به اقتضای رفق و مراعات حال بندگان خداست.
👈👈 برای اینکه بتوان از غیب عالم انرژی و توان گرفت تا به مدد آن با دیگران رفق یافت، ذکر سبحاناللّه بسیار مناسب است.
🌸🌸 «سبحاناللّه» ذکر رفق است. این ذکر روحیهٔ انسان را پاکمحور و پاکبین و خوببین میسازد و باعث میشود همه را دوست داشته باشد. عرفان یعنی عشق؛ یعنی دوستداشتن همه. یعنی دوری از سوءظن و دشمننگری و مخالفپنداشتن دیگران.
✨ حضرت آیت الله العظمی محمد رضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨
🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸
telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت
🥀🍂🥀🍂🥀
🍂🥀🍂
🥀🍂
🍂
🥀
🔸🔶#زندگینامه_عارف_محبوبی
🔰 پدر: مرحوم محمدباقر نکونام
بخش «8»
پیش از مرگ پدرم، در آخرین ملاقاتی که در بیمارستان با ایشان داشتم، در حالِ برگشت، پرستاری به من گفت: «پدرت تو را صدا میزند.» بازگشتم و پدرم را دیدم که در همان حال بیماری با تانی میآید و صدا میکند: «محمد! محمد!» او تخم مرغی را که سهم خودش بود به من داد و گفت: «این را ببر و بخور». ایشان تخم مرغ را با حالتی خاص به من داد که به قدری بزرگ بود - و بعدها بزرگتر شد ـ که هرگز در دنیا و عالم جا نمیگیرد. از همین امر، به یاد سخن ابنابیالعوجا به مفضَّل افتادم که گفت: «آیا میشود خدا عالم را در میان تخم مرغی قرار دهد، بی آنکه عالم کوچک گردد یا تخم مرغ بزرگ شود؟» اگر من او را مییافتم به او میگفتم: «مهمتر از این هم خدا میتواند داشته باشد که تخم مرغی را میآفریند که در عالم جا نمیگیرد، بی آنکه تخم مرغ از خود رهد یا عالم کوچک شود و آن، همین تخم مرغی است که پدرم به من داده است.»
پس اگر امام صادق علیهالسلام به عنوان جدال احسن فرمود: «خدا عالم را در کوچکتر از تخم مرغ ـ یعنی عدسی چشم ـ قرار داده است.» (شیخ صدوق، التوحید، ص 123)، من با منطق و حساب ریاضی میگویم: این که چیزی نیست، مهمتر تخم مرغی است که در عالم جا نمیگیرد و من آن را نه تنها دیدهام، بلکه داشته و یافتهام. اگر خداوند مهربان ـ بر فرض محال ـ همه خداییاش را به من دهد، که به پدرم بدهم، هرگز با چنین بخشش پدرم در آن حال نزدیک مرگ، برابری ندارد و اگر همه خدایی خدا را در کفهای از ترازو بگذارم و این تخممرغ را در کفه دیگر، برابری نمیکند. چرا که پدری از دست رفته فرزند در راه مانده خود را اینگونه و به نهایت توان مورد تفقد قرار میدهد.
بزرگی و بلندی کیفیت به جایی میرسد که دیگر موضع مقابله را در هم میریزد و اندازهگیری از کار میافتد. اگر پدرم برای محبت، ایثار و عاطفه پدری، همین یک تخممرغ را به من داده باشد، دیگر نیازی به آموزش این واژهها ندارم. من همیشه از یک تخممرغ سخن سر میدهم. این تخممرغ همیشه بزرگتر میشود و اگر در بهشت نیز وارد شوم، چیزی را در مقام مقابله با این تخم مرغ نخواهم یافت. هرگاه تخممرغی میبینم یا سخنی پیش میآید آن محبت و تخممرغ به طور تازهتری در نظرم خودنمایی میکند.
اگر برای من از محبت پدری، تنها همین یک برخورد مانده باشد، بس است که تمام و کمالِ محبت پدری را یافته باشم. دوست داشتم پدرم میبود تا به او محبت میکردم، او را نوازش مینمودم و گرد از چهره کفشهای او میگرفتم تا شاید رنج این همه بدهکاری به پدرم را کاهش میدادم و ذرهای از آن همه احساس را جبران میکردم.
✨ حضرت آیت الله العظمی محمد رضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨
🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸
telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت
🌿🌺🌺🌺🌿
🌺🌿🌿
🌺🌿
🌺
🌿
🔸🔶#تولید_قدرت_نامحدود
آدمی اگر با عالم معنا ارتباط داشته باشد، بینهایت کشش برای تولید انرژی و قدرت دارد. ما باب تولید انسان را نه میدانیم، نه باورمان میشود. همین فوتبالیستهای ما که به صورت طبیعی نود دقیقه در زمین میدوند، اگر بهگونهای تربیت شوند که خود برای خویش تولید انرژی کنند، میتوانند فینالیست فوتبال جهان باشند؛ اما بر اثر خامی و ناآگاهی، به لذایذ دنیایی روی میآورند و از عالم معنا جدا میباشند، برای همین گاهی نمیتوانند همان نود دقیقه را نیز به صورت عادی به آخر برسانند.
قدرت تولید انسان، نامحدود است اگر به دریای وجود متصل گردد. یک فوتبالیست ملی را باید سه ساعت بدوانند تا وی بتواند نود دقیقه در زمین بدود. یا در مسابقه زنان گیسوبلند، نگهداری دو متر مو بهگونهای که شکسته نشود یا پیازهای آن کنده نشود یا شوره نزند و خوره پیدا نکند، انرژی فراوانی میخواهد؛ اما میشود انسانها را از باب قدرت تولیدی که دارند، به بی نهایت انرژی اتصال داد. این کار نیازمند مربی و نیز مراقبت غذایی و داشتن نظم و برنامه و تقویت اراده با تمرینهای خاص میباشد.
✨حضرت آیت الله العظمی محمدرضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیه)✨
🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸
telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت
🌼🍃🌼🍃🌼
🍃✨✨
🌼✨
🍃
🔸🔶 #فقدان_رکن_چهارم نظام و تحريف عملى نظريهى ولايتفقيه
فقدان قوهى چهارم و ركن مفكره و انديشارى، هماكنون سرنوشت نظام را به دست پرستارانى ناآگاه داده است كه به جاى متخصصان و پزشكان، طبابت مىكنند و نسخه مىپيچند. اين گوياترين تصوير جامعهى امروز و سرنوشت غمبار آن در حوزهى فقه است. مدعيانِ جولاندار، فقه ندارند و فقيهان حقيقى، در انزوايند و ميدان ندارند. ميدانداران پرستارانى هستند كه لباس پزشكان دارند و بدون علم، آگاهى و تخصص، فرياد فقاهت دارند و ركود و مرگ به جامعه ترزيق مىكنند. آنان ناشيانه تكليفهاى طاقتفرسا به دوش نظام و مردم مىنهند و بار سنگين حرج و بيشترين فشار و خشونت و زور را بر مردم تحميل كرده و آنان را به ستوه آوردهاند؛ روندى كه اگر ادامه پيدا كند و جلو آن توسط نيروهاى متعهد به نظام ولايتفقيه گرفته نشود، نظام را به ضعف، افول و سقوط مىكشاند و با تحريف عملى نظريهى ولايتفقيه، آن را به استبداد، اختناق و ديكتاتورى متهم مىكند.
ركن چهارم نظام، با رصد دايمى نيروهاى علمى بر فقيه والى و حاكم و رهنمودها و راهبرىهاى راهبردى وى، ساختار و محتواى اين نظريه را از چنين اتهامى مبرا مىكنند؛ چرا كه نيروهاى اين قوه سمتى اجرايى ندارند و آنان كه سمت اجراى قوانين را دارند، نفوذى در اين قوه نخواهند داشت؛ اگرچه عملكرد آنان مورد نظارت و نقد نيروهاى فكرى اين ركن در فضايى باز و آزاد قرار مىگيرد و نيروهاى علمى قوهى مفكره داراى مصونيت از حيث آراى علمى خود و برخوردار از حق آزادانديشى مىباشند.
تخصص نيروهاى اين ركن و تعهد آنان به علم، درستى و نيز شرط عدالت، آنان را از نيروهاى وابسته به مؤسسات علمى و پژوهشى متمايز مىسازد؛ زيرا آن نيروها بهطور غالب به آراى فردى خاص متعهد مىباشند و منافع جمع خود را در نظر دارند. بنابراين ركن چهارم نظام نمىتواند به چنين مؤسساتى منحصر گردد؛ اگرچه مىتواند از تحقيقات علمى آنها بهره برد.
✨ حضرت آیت الله العظمی محمدرضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨
📚 کتاب قاعدهى عسر و حرج و مديريت فشار
🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸
telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت:
🖤🕯🖤🕯🖤
🕯✨✨
🖤✨
🕯
🖤
🔸🔶#عارف_کامل_و_واصل دیار قم
ما باید خدمت کریمه اهل بیت علیهاالسلام که در این دیار صاحب ما و متولی سرزمین قم است، برویم و از ایشان کسب اذن نماییم و برای این مقام(توحید) اذن دخول بگیریم. برای گام برداشتن در این مسیر باید رابطه خود با آن حضرت علیهاالسلام را هموار نماییم. در محضر آن حضرت علیهاالسلام ادب را نگاه داریم و لفاظی نکنیم و حرفی نزنیم و تنها در دل داشته باشیم که ما آمدیم تا هر کاری میخواهید بکنید و اذن را اینگونه از ایشان بگیریم. این عمل بسیار مجرب و نتیجهبخش است و آثار و برکات فراوانی دارد.
شخصی از من خواست، عارفی کامل و واصل را به او معرفی کنم تا از او کسب فیض کند. من ابتدا به او گفتم تو اهل عرفان نیستی و ممکن است معرفی من را نپذیری. او اصرار کرد و من گفتم: در شهر قم، عارفی غیر از حضرت بیبی نمیشناسم. او گفت ایشان را میشناسم. گفتم تو ناآگاه هستی. اگر سراغ از عارف میگیری، حضرت معصومه علیهاالسلام سلطان این دیار است. به حرم ایشان برو، لازم هم نیست زیارتنامه بخوانی، همانجا سکوت کن و با ادب تمام بایست. حضرت، خودشان زیارتنامه میخوانند و اگر بخواهند تو را به این وادی میکشانند.
✨حضرت آیت الله العظمی محمدرضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیه)✨
🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸
telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت
🌿🌺🌺🌺🌿
🌺🌿🌿
🌺🌿
🌺
🌿
🔸🔶#خانوادههای_ریشهدار، نسلهای صالح
تأثیر زیستمحیط هم بر اصل نطفه و هم بر خصوصیات نطفه مؤثر است؛ بهگونهای که حتی خلق و خوها را نیز متفاوت میسازد. کسانی که اصل و ریشهٔ سالم و صالحی داشته باشند، تمام فرزندان آنان افراد شایستهای میباشند؛ اما نسلهایی که نطفههای یکنواخت و سالمی ندارد و از شرایط و محیط و حتی از عوامل طبیعی تأثیر میپذیرد خوب یا بد و صالح یا طالح میشود.
خانوادههای نیکوکار، ریشهدار هستند و فرزندان صالحی دارند به عکس کسانی که در خوبی و بدی دو رگه هستند، فرزندان آنان یکی صالح میشود و دیگری ناصالح. اما خانوادههای ریشهدار یکنواختی و یکدستی دارند.
نطفه، لقمه و حتی مکان و خاکی که انسان بر روی آن راه میرود در چگونگی خلق و خوی آدمی تأثیرگذار است و شخصیت او را میسازد. این مطلب با جابهجا کردن و آزمایش و تست رفتارهای آنان به دست میآید.
✨حضرت آیت الله العظمی محمدرضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیه)✨
📚 کتاب علوم و نظرگاههای شاخص (جلد سوّم)
🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸
telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت
🥀🍂🥀🍂🥀
🍂🥀🍂
🥀🍂
🍂
🥀
🔸🔶#زندگینامه_عارف_محبوبی
🔰 پدر: مرحوم محمدباقر نکونام
بخش «6»
پدرم را در یازده سالگی از دست دادم. البته از هفت سالگی میدانستم که بهزودی یتیم خواهم شد و خود را از همان سال یتیم میدانستم. در فاصله این چهار سال منتظر اتفاقی بودم که پیشتر به من نشان داده شده بود و گاه آن را به دیگران نیز میگفتم. از هفت سالگی یقین داشتم که یتیم میشوم و چهار سال پس از آن، این امر اتفاق افتاد؛ چرا که از سه سالگی مسایل را بهطور خاص یا میدیدم و یا میشنیدم و بسیاری از امور در خواب یا بیداری بهنوعی به من گفته میشد.
کودکی را اینچنین طی مینمودم که ناگاه طبیعت، تخته سنگ بزرگی را بر سرم فرود آورد و مرا از خود بیخود ساخت. هنگامی خود را یافتم که دیگر در ردیف کودکان یتیم به سر میبردم و با آن که نمیدانم ـ به طور دقیق ـ چند ساله بودم (شاید یازده سالگی را میگذراندم)، میدانم صلابت یتیم شدن و شجاعت بیپدر بودن را یافته بودم و هرگز تعادل خود را در مقابل این طوفان طبیعت از دست ندادم و از چنین ناملایمتی نهراسیدم و گویی روحی تازه که ثمره روح بزرگ پدرم بود در خود مشاهده کردم و خود را همچون پدری بیفرزند ـ نه همچون فرزندی بیپدر ـ در مقابل یال و کوپالهای زندگی در جست وخیز دیدم.
✨ حضرت آیت الله العظمی محمد رضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨
🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸
telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت
🍃🌺🌺🌺🍃
🌺🌺🌺🍃
🌺🌺🍃
🌺🍃
🍃
🔸🔶#یکی_از مهم ترین اصول تربیتی
👈یکی از مهمترین اصول تربیتی برای انسان این است که تا میتواند نرم باشد و در برخورد با دیگران رفق و مدارا پیشه سازد؛ همانطور که خداوند رفیق است و رفاقت و نرمی را دوست میدارد.
👈 چنین انسانی میتواند در مقابل دیگران، به سلامت از خویش دفاع کند و دست خود را به تعدی و تجاوزی آلوده نسازد.
✨ آیت الله العظمی محمد رضا نکونام ✨
🖥 برگرفته از سایت "آیت الله نکونام"
🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸
@nekuoname : 👈