18741
♀️اینجا یک زن مینویسد♀️ 💚🌱 #فرگل_مشتاقی اینستاگراممون: https://instagram.com/fargol_moshtaghii Twitter: https://twitter.com/FergolMoshtaghi خودمونی ترم👇 @gol_jon تبلیغات و سفارش متن اختصاصی 👇: @behesht_golgolism
تو پیام بده،
بعد دیگه درست کردنِ تک تک پلای خراب شده پشت سر با من.
شاید یه شب که زود خوابیده بودی، بهت تکست داده و بعدش پاک کرده.
Читать полностью…
کاش بود یکی که وقت غم اینو برامون بگه:
«إِدفن حُزنك بحضنی.»
اندوهت را در آغوشِ من دفن کن.
برای تو که یارت موهاش فرفریه.
بفرست براش و بگو:
شما ناجور زیبایید.
برای تو که تو این شلوغی دنیا گمش کردی و الان دلت برای چشماش تنگه.
Читать полностью…
تصور کن به کسی آسیب رسوندی که خدا اونو برات فرستاده بود تا زخماتو خوب کنه، از باختت لذت ببر.
Читать полностью…
تصمیم به رفتن برای کسی که تمامِ وجودش میخواد بمونه، دشوار ترین کار دنیاست.
Читать полностью…
چتای قدیمی رو خوندن بدترین کاریه که هر آدمی میتونه در حق مغزش بکنه.
Читать полностью…
توقع دارن تو ساده باشی، تو نفهمی، تو بگذری، تو ببخشی، به خودت فکر نکنی و اونا هفت خط عالم باشن!
Читать полностью…
بچهکه بودم وقتی نبود.
کنج خونه ،
توی تاریکی میشستم تا بیاد برق خونه رو روشن کنه.
نایلونای خرید و بذاره کنار پاهاش ،
بلند اسممو صدا کنه.
دوتا پا داشتم،
دوتا بال نیاز داشتم تا طرفش پرواز کنم.
میشست روی زمین ،
دستاشو باز میکرد میگفت:
باز تو تاریکی نشستی؟
گُمشده بودی مگه بابا؟
دستاشو دورم حلقه میکرد میگفت:
هروقت تاریک بود ترسیدی و گُم شدی منو صدا کنی میام همه برقارو روشن میکنم و پیدات میکنم.
وقتی که بود.
میرفتم تو کمد رختخوابا پنهون میشدم.
سرمو میکردم تو انبوه بالشتا.
با صدای بلند گریه میکردم که همه چراغای دنیا وقتی روشنن همونجوری خراب بمونن تا هیچوقت خونهمون تاریک نباشه و بیصداش نمونه.
حالا بزرگ شدم بابا.
یادته وقتی میخوردیم زمین میگفتی بزرگ میشی یادت میره؟
زخمای بچگییادم رفت.
زخمای بزرگسالی ولم نمیکنه.
کل دنیام تاریکه.
تمومِ مسیرا باریک و ترسناکه.
نور و پیدا نمیکنم.
جلوی پاهام پر از سنگ و کلوخه.
هرچقدر دستمو به دیوارای تنگ و کهنه میگیرم راه و پیدا نمیکنم.
میخوام داد بزنم:
بابا من گم شدم،
زانوهام سست شده.
دستام میلرزه.
قلبم نبض نداره.
به هر دیواری تکیه میدم رو سرم میریزه.
تو چطوری انقدر سخت و محکم ادامه میدادی بابا؟
کجا بارتو زمین میذاشتی؟
چطوری زخماتو میبستی که ما نبینیم؟
من از نبودن تو بیشتر از همه تاریکیای دنیا میترسم.
کاش برق تموم کوچه پسکوچههای زندگیمو روشن کنی.
بشینی روی زانوهات ،
دستاتو باز کنی بگی:
من اینجام بابا، نترس من پیشتم.
بچه بشم.
بخزم تو آغوشت یادم بره که بزرگسالی یعنی خسته و درموندهای ولی مجبور و محکومی به ادامه دادن.
سرت سلامت بابا♥️
#فرگل_مشتاقی
عذرخواهی کردن مال وقتیه که مثلا حواست نیست پا رو کفش یکی گذاشتی،
نه مال وقتی که پا رو قلب و احساسات یه نفر گذاشتی و لهش کردی.
این مملکت هر شب
ما را با حس درماندگی و ناچاری خوابمان میکند
و هر صبح
با یک حس شرمساری که متعلق به ما نیست
بیدارمان میکند.
#اِجه_تِمِلکوران
دلش با من نیست
این را خوب میدانَم.
فقط این منم که بی او
خسته ام ؛
تکه تکه ام ؛
متلاشی ام.
#فرگل_مشتاقی
از یک سنی به بعد دیگه وقت نمیکنید گریه کنید،
دقیقا وسط کار،
سرکلاس،
همون موقع که داری تختت رو مرتب میکنی،
همون جایی که وسط یک جلسه مهمی و داری کار رو توضیح میدی.
یا داری لباس میپوشی بری جایی.
یک تیکه از وجودت یواشکی داره درونت گریه میکنه.
صبح که خانه را ترک میکنم جوانم
و شب، پیر به خانه باز میگردم با اندوهی هزار ساله.
گریه کردم، نه بخاطر اینکه ضعیف بودم، بخاطر اینکه مدت خیلی زیادی قوی بودم.
Читать полностью…
وَ درد به استخوانِمان رسیده اما هنوز خودمان را نباختهایم و روزگار را زندگی میکنیم.
و هنوز آنقدر میخندیم که سرمان از این همه ناخوشیهایی که مجبور به پذیرفتنش کردیم، درد میگیرد.
#فرگل_مشتاقی
آرزو میکنم به محتاجش برسد آرزویی که از ما گرفته شد..
.
اگر زنده ماندم و یک روزی باهم در یک خانه چای خوردیم، برایت تعریف میکنم که این روزها چقدر سخت و دیر و دور گذشت.
Читать полностью…
من اگر دوست داشته باشم انقدر لوس و حسود و بدبخت میشم که یهو ممکنه بشینم گریه کنم که چرا جواب کامنت اون دختره رندوم رو دادی.
Читать полностью…
اونجایی که یه چیزی ازش میبینی و میفهمی اینم مثل قبلیاست.
Читать полностью…
منم میدونم وقتی آدم دلش تنگ میشه باید زنگ بزنه،
تکست بده،
حتی بره ببینتش؛
ولی مشکلم اینجاست که دلم برای کسی تنگ میشه که نباید تنگ بشه.
کی فهمیدم بزرگ شدم؟
روزی که با چشم هایی که از گریه تار میدید، به انجام کارام ادامه دادم...
تو شلوغش نکردی، همه ما درجههای متفاوتی از حساسیت رو داریم
اگه چیزی تو رو اذیت کرده یعنی اون موضوع برای تو آزار دهنده بوده، نیازی نیست بیش از حد توضیح بدی تا بقیه متوجه بشن.
من با خودمم، شما هم خواستین به خودتون بگیرین:
هرجایی رفتن نداره.
هر چیزی خوردن نداره.
هر کاری رو لازم نیست تجربه کنی،
هر کسی رو قرار نیست راه بدی. تنهایی رو بهونه نکن که عمر جسم و روح و روانت رو نصف کنی.
آدميزاد موجود عجيبيه!
يه روز صبح بيدار ميشی و چيزی كه با تمام جون و دل دوست داشتی رو ديگه دوست نداری🤍
برات آرزو میکنم یکی رو پیدا کنی که باعث شه دوباره از ته دل بخندی،
غذاتو با اشتها بخوری و همه چیز برات قشنگ تر شه.
یکی که باعث شه دوباره دیوونه باشی و شادی رو زیر پوستت احساس کنی.
برات یکی رو آرزو میکنم که باعث شه با زندگی آشتی کنی.🌱
هر وقت یه نفر یه چیزی رو درباره من یادش میمونه؛
دلم میخواد بغلش کنم فشارش بدم بگم "مرسی که بهم گوش میکردی."