493
همیشه در اوج تنهایی اطرافم را که می نگرم، کسی را نمی بینم جز قلمی که به یادگار در دست من مانده است.
غایبان در لحظههای سخت
باید تا ابد غایب بمانند...
📕 اندیشههای زرین
✍️ ویلیام شکسپیر
@Nilmah_83
إِذْ جَاءُوكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا.
(سوره احزاب آیه ۱۰)
پس چون مشکلات از همه سمت آمدند و چشمهایت از وحشت فرو رفتند و تمام وجودت لرزید، گفتم کمکهایم در راه است و چشم دوختم که ببینم باورم میکنی اما به من شک داشتی.
@Nilmah_83
دردا که درین بادیه بسیار دویدیم
در خود بِرسیدیم و بجایی نَرسیدیم
عطار
@Nilmah_83
به این نتیجه رسیدم،
دنیا پُر از آدمهای دروغگوست!
✍ نیلماه
@Nilmah_83
10 جیبی انترنت رایگان برای همه سیم کارت ها ♻️
این یک تبلیغ نیست واقعی است انتخاب کن 👇
- /channel/+vulcUYOlhB5hZDg9
- /channel/+vulcUYOlhB5hZDg9
برای ثبت کانال های تان به فایل پر جذب ما به آیدی زیر پیام بگذارید
@TAB_FIL
@TAB_FIL
در پایان نامه نوشت؛
زندگی کردن برای آدم هایی که زیادی به همه چیز اهمیت می دهند، سخت تر است.
@Nilmah_83
منت بیقیاس مر آن صانع لمیزل را که غبار عدم از چهرهٔ جان بسترود و ما را به تماشای عرصهٔ وجود، خلعت هستی پوشانید.
امروز، میعادیست که خویشتن را در کمند مهر میگیرم و بر این نفس گرامی تهنیت میگویم؛ چه، دگرباره از گردنههای سهمگین سپهر رستهام و شمع وجودم از صرصرِ حوادث، خاموشی نپذیرفته است.
خجسته باد مرا این میلاد ثانی؛ که در این تقویم، نه تنها کالبدم نمو یافت، بلکه جانم در محنتآباد جهان، اندکی به معرفت خویش نائل آمد.
ای دل شکیبای من...
ای که در شبان تیره، انیس دردی و در روزان روشن، حریف محنت؛ تو که جراحت ایام را تاب آوردی و رسم تبسم از یاد نبردی، امروز سزاوار تلطُّفِ خویشتنی.
مرا تمنای قصر منقّش و بخت مُنکِشف در سخن نیست؛ بل دلی میطلبم فارغ از غوغای نِکال و سکونی ژرف چون لُجّهٔ دریا.
فرخنده باد بر من این روز، که هنوز خون امید در عُروق جان جاریست و مرا جُرات آن هست که دگرباره از نو آغاز کنم.
من بهر کی خوانم غزل،
حافط،
سعدی...
در شهر غریب که در آن فهم سخن نیست.
@Nilmah_83
ولاتکلنی إلی خلقک...
مرا به خلق خود واگذار نکن.
@Nilmah_83
چگونه میتوان کسی را ترساند که شکمش فریاد گرسنگی میکشد و رودههای بچههایش از نخوردن به پیچ و تاب در میآید؟
دیگر چیزی نمیتواند او را بترساند، زیرا او بدترین ترسها را دیده است.
@Nilmah_83
🌧 دوشنبه؛ جرأت آغاز دوباره
گاهی زندگی،
در همان لحظهای تغییر میکند
که تصمیم میگیری
دیگر به ترسهایت اجازه فرمانروایی ندهی…
آنجا که قدمی کوچک،
اما از دل یقین برداشته میشود.
موفقیت، همیشه فریاد نمیزند؛
گاه در سکوت تلاشی پنهان است،
در ایستادگی آرامی
که کسی جز خودت آن را نمیبیند…
امروز،
به خودت ایمان بیاور،
حتی اگر جهان هنوز باورَت نکرده است…
کمی شجاعتر باش،
و بگذار رؤیاهایت،
بیهراس از شکست،
نفس بکشند…
📖 از کتاب اثر مرکب
✍️ اثر دارن هاردی
📕 دختر پرتغالی
✍: یاستین گوردر
یک بار دیگر از تو میپرسم اگر حق انتخاب داشتی چه تصمیمی میگرفتی؟
آیا زندگی کوتاه در کره زمین را انتخاب میکردی تا بعد از مدت کوتاهی همه چیز را بگذاری و بروی و تا ابد اجازه ی بازگشتن به آن نداشته باشی؟
یا با تشکر آن را رد میکردی؟
@AYLiberary
قلم به کف گرفتم تا رقم زنم رنج ناگفتنی را،
لیک واژهها، همچون سایههای گریزان، از من میگریزند…
نه سرآغازی پدیدار است و نه فرجامی هویدا؛
گویی در هزارتوی حروف، اسیر گشتهام.
اسارتی خاموش در میان واژگانی که خود، دیگر مرا نمیشناسند.
این درماندگی را چه نام نهم؟
جز آنکه بگویم، بند بیرحم الفاظ، که روح را در قفس معناها محبوس میدارد و اندیشه را از پرواز بازمیستاند.
بلی… حال این روزگار ما نیز چنین است؛
معلق میان بودن و ندانستن
میان آغازهایی بیفرجام و پایانهایی بیپاسخ.
نمیدانیم این قصهٔ تلخ، به کدامین وادی ختم خواهد شد، و چه سرنوشت شومی در کمین فردای ماست.
وه، اگر از ازل، نامی از ما در دفتر آفرینش رقم نمیخورد، اگر هرگز به این عرصهٔ پرآشوب پای نمینهادیم شاید از چشیدن این زهر جانگداز، در امان میماندیم.
چون نظر بر احوال دیار خویش میافکنم،
و چون نظارهگر این کارزارهای خونین و گورهای بیشمار میگردم، چون فریاد خاموش مردمان بیپناه را در زیر آوار ظلم میشنوم
و چون میبینم جوانان را به مسلخ بیعدالتی میبرند، خانهها ویران، سقفها فرو ریخته، کودکان بیکس، زنان بیپناه، مادران سوگنشین، دختران بیتکیهگاه.
آه… که دل از سینه میگریزد و جان به لب میرسد.
دریغا…
چه بیرحمانه، جامهٔ انسانیت بر تن کردهایم
و در نهان، خوی درندگان به نمایش گذاشتهایم؛
یکدیگر را میدریم، بیآنکه شرمی در دل یا وجدانی در جان باشد.
وجدان، آن خاموش فراموششده، در ژرفای وجودمان به خواب رفته است و ما، بیآنکه قصد بیدارش کنیم در تاریکی خویش، فروتر و فروتر میغلتیم!
✍ نیلماه
@Nilmah_83
Never, Nothing, From no one, It is not impossible.
@Nilmah_83
تولد "قلم جذاب نیلماه" مبارک
سپاس بیپایان مر صانعی را که نونِ قلم را به مداد مهر آغشت و در مَشیَمِ ضمیر، نطفهیِ معنا بست.
اکنون که دو سال از اِستِدارتِ قمر بر مدار این دو سالگی کُدورتزُدا میگذرد، قلم جذاب نیلماه، دُرجِ مکنونات را بر ثاقِبدلان گشوده است.
در این دو سال که چون طُرفهُالعینی بر جریدهی ایام گذشت، غرض آن بود که اَغراضِ نفسانی در مَسلاخِ واژه ذبح گردد و عطر نافهٔ غیب از گریبان حروف، مشام جان مشتاقان را مُعطّر سازد.
ما نه به تزویر کلام، که به صفای باطن، رَقَم بر جبین زمان زدیم.
زبان حالِ این قلم، در کُنهِ اشارات مرموز، حکایت آن مرغ طربساز است که در شبستان حیرت، تسبیحگوی جمال ازلیست. ای که بر سفرهی این مکتوبات، بساط فطانَت گستردهای!
بدان که این دوسالگی، نه جشنی برای تکرار، که میعادی برای استغراق در لُجّهیِ بیپایان مَعانیست.
فَلِلهِ الحَمد بر این استمرار و طوبیٰ لکم بر این استبصار.
سرنوشت چشمانش کور است، نمیبیند.
✍ نیلماه
@Nilmah_83
این نیز نهم بر سر غمهای دگر
کز چرخ، مرا جز غم پیدرپی نماند…
دل گرچه شکست از ستم حادثهها،
امّید به لطف حق، هنوزش بهجاست.
✍ نیلماه
@Nilmah_83
خدایا، خستهام از هیاهوی این جهان فانی!
✍ نیلماه
@Nilmah_83
خدایا، صبورم کن!
یارب در تندباد آزمونها، دلم را استوار بدار،
و در هنگامهی درد و انتظار، به روحم آرامشی عطا کن که از یاد تو سرشار باشد.
مگذار در سختیها بشکنم،
بل مرا آنچنان کن که در سکوت رنج، رشد کنم و به نور حکمتت نزدیکتر شوم.
✍ نیلماه
@Nilmah_83
بزرگترین خردمندی آن است که لذت بردن از حال را بالاترین مقصود زندگی قرار دهیم، زیرا این تنها واقعیت هستی است و جز این همه بازی فکر و اندیشه است.
اروین دیوید یالوم
@Nilmah_83
یا چنان باش که مینمایی، یا چنان بنما که هستی.
شمس تبریزی
@Nilmah_83
ای خدای بیهمتا…
با دلی آکنده از ألم و جگرسوختگی، به آستان کبریای تو پناه آوردهام؛
با دیدهای اشکبار و سینهای مالامال از اندوه نهان!
بارالها، مرا جز به ذات قدسی خویش، محتاج هیچ مخلوقی مساز،
و از این بند گران اسارت در زندان غم، رهاییام بخش.
الهی، بر من خطاکار، جامهٔ عفو درپوشان،
و این دل، دلشکسته را که جز تو پناه و امیدی نمیشناسد، از درگاه لطف بیکرانت، نومید و محروم مگردان.
اللهم آمین
حالِ همهیِ ما خوب است،
اما تو باور مَکُن.
خسرو شکیبایی
@Nilmah_83
جان هیچ و جسد هیچ و نفس هیچ و بقا هیچ
ای هستی تو ننگ عدم تا بهکجا هیچ
بیدل
@Nilmah_83
امروز از دست رفت!
مثل هر روز
نیمی به فکر دیروز، نیمی به فکر فردا...
عباس کیارستمی
@Nilmah_83
اَبر
میبارد
بر
آیندهی ِ
دلگیر
ما .
✍ نیلماه
#Through My Lens
@Nilmah_83
گاهی فقط همینقدر میشود گفت...
و همین را هم سخت توانستم!
✍ نیلماه
@Nilmah_83
دلخستهتر از آنم که شرح دهم!
همینقدر توانستم از حال خویش بنویسم و بس...
اندوهی خاموش، که در واژهها نمیگنجد.
✍ نیلماه
@Nilmah_83