@OfficialMansour
Label: Soho Entertrainment
Director: Ryan Seif
«هنرپیشه بودن،
نه تضمین شجاعت است
و نه آگاهی»
در شرایط عمیقاً بیاعتماد و زخمیِ امروزِ جامعهی ما،
طبیعی است که مردم نسبت به هر کسی که زیر سایهی جمهوری اسلامی به شهرت و موفقیت رسیده،
با شک و حساسیت بیشتری نگاه کنند.
این تردید از سر بدخواهی نیست؛
نتیجهی سالها سرکوب، تحریف، شستوشوی مغزی
و تروماهای جمعیِ حلنشده است.
افرادی که در چنین سیستمی رشد کردهاند،
حتی با نیتهای انسانی،
ممکن است هنوز حامل ترسها و شرطیسازیهایی باشند
که سالها بعد هم در رفتار و واکنشهایشان دیده میشود.
به همین دلیل،
ابراز همدلی یا موضعگیری احساسی،
الزاماً به معنای رهایی کامل از آن لایههای عمیق نیست.
در این میان، بهویژه دربارهی زنانِ سلبریتی
مثل #گلشیفته_فراهانی و #ترانه_علیدوستی،
باید نقش فرهنگ دوگانه و مردسالاری را دید
که زن را سالها مجبور به موازنه و سازگاری کرده است.
انتشار عکسهای برهنهی گلشیفته فراهانی پس از خروج از ایران،
فارغ از قضاوت اخلاقی،
میتواند بهعنوان واکنشی افراطی اما معنادار فهمیده شود؛
فریادی از دل فشار، خشم فروخورده،
و تلاشی ناخودآگاه برای بازپسگیریِ اختیار بر بدن و هویت.
من روانشناس نیستم،
اما از گفتوگو با دوستان متخصص آموختهام
که تروماها همیشه آرام بروز نمیکنند؛
گاهی به شکل شکستنِ نمایشیِ مرزها.
در نهایت،
قدیمیها درست میگفتند:
حرف را باید دید از دهانِ چه کسی بیرون میآید،
و دستِ چه کسی آن را برمیدارد.
هنر، هنر است؛
اما هنرپیشه بودن،
نه تضمین شجاعت است
و نه آگاهی.
و به قول یکی از دوستان،
برخی در اصل دارند نقش بازی میکنند؛
میآیند و میروند،
و هر بار باید دید
چه پیامی را،
برای چه کسی،
و در چه زمانی
حمل میکنند.
#اتحاد
#پیروزی_نزدیک_است
#ایران_را_پس_میگیریم
دوستان عزیزم،
آهنگ #به_پیش
با همراهی صدای ماندگارِ زندهیاد فریدون فرخزاد (بهصورت AI)،
تقدیم به همهی مبارزان و جاویدنامان عزیزمان؛
قطرهای بسیار ناچیز
در قدردانی از ایثار و فداکاریشان.
Video Director: Ryan Seif
Label 💿 Soho Entertainmen
با احترام به خانوادههای داغدار
این کلمات برای توجیه هیچ رنجی نوشته نشدهاند.
برای تسکین دردِ مادری نیستند که فرزندش را از دست داده،
و جای خالی هیچ عزیزی را پر نمیکنند.
ما از طبیعت میآموزیم
که نه انسانها باید بمیرند،
بلکه اینکه سیستمهای بیمار، اگر پایان نیابند، جان میگیرند.
هیچ خونی نباید ریخته میشد.
هیچیک از این جانها نباید از دست میرفت.
اما هرچه یک قدرتِ بیمار
بیشتر به ماندنِ خود چنگ بزند،
هزینهی انسانیِ فروپاشیاش را
بیرحمانهتر و ناعادلانهتر
به جامعه تحمیل میکند.
این درد، قانون طبیعت نیست.
خواست مردم نیست.
و هر نامی که قربانیان امروز ایران داشته باشند،
مسئولیت این رنج،
مستقیم و بیواسطه بر عهدهٔ جمهوری اسلامی است.
پاینده باد ایران
#اتحاد
لیست کشتهشدگان خیزش اخیرِ ۱۴۰۴ یک نکتهٔ مهم را تأیید میکند:
تقریباً همهٔ این جانباختگان عزیز و بیگناه از شهرهای کوچک و حاشیهای هستند؛
از لرستان و ایلام تا فارس و چهارمحال.
این دقیقاً همان الگویی است که چند روز پیش دربارهاش هشدار داده بودم.
الگوی تکرارشونده چیست؟
جمهوری اسلامی در آغاز خیزشها:
• سرکوب مرگبار را از شهرهای کوچک شروع میکند
• جایی که پوشش رسانهای کمتر است و روایت راحتتر کنترل میشود
• هدف، ایجاد ترس سراسری و خاموشکردن پیشاپیش شهرهای بزرگ است
این کشتارها «واکنش عصبی» نیست؛
یک پیام حسابشده است:
«اگر اعتراض کنید، هزینهاش جان است.»
این مرحله کجای سناریو قرار دارد؟
بر اساس تجربههای گذشته، معمولاً پس از این مرحله شاهد این روندها هستیم:
۱) تشدید جنگ روایت
برچسبزنی به کشتهشدگان، تحریف هویت آنها، و پخش روایتهای امنیتی.
۲) بازداشتهای هدفمند و خاموش
فشار بر خانوادهها، احضار شاهدان، و تهدید برای جلوگیری از عمومیشدن نامها.
۳) قطع پیوند شهرها
جدا نگهداشتن اعتراضها تا هر شهر احساس «تنهایی» کند.
۴) آمادهسازی برای کنترل مرکز
نمایش قدرت در حاشیه برای بازدارندگیِ تهران و کلانشهرها.
نکتهٔ کلیدی که میتواند این نقشه را بشکند
این فرمول فقط وقتی کار میکند که نامها محلی بمانند.
هر وقت:
• نام این شهرها تکرار شود
• نام قربانیان گفته شود
• و خونِ شهرهای حاشیه، مسئلهٔ همهٔ ایران شود
ترس جایش را به همبستگی میدهد؛
و این دقیقاً همان نقطهای است که این الگو فرو میریزد.
اینها «شهرهای کوچک» نیستند؛
اینها آینهٔ آیندهٔ ایراناند، اگر تنها بمانند.
صدای #شهرها و #جانباختگان را #زنده نگه داریم.
نامها را فراموش نکنیم، و فریادشان بزنیم.
📍ازنا (لرستان): 🤍 شایان (ابوذر) اسداللهی، 🤍 احمدرضا امانی، 🤍 مصطفی فلاحی، 🤍 طاها صفری و 🤍 وهاب موسوی
📍ملکشاهی (ایلام): 🤍 رضا عظیمزاده، 🤍 فارز آقامحمدی، 🤍 لطیف کریمی، و 🤍 مهدی امامیپور
📍مرودشت (فارس): 🤍 خداداد شیروانی، 🤍 محمدقاسم روستا، 🤍 عرفان بزرگی و 🤍 منصور مختاری
📍لردگان (چهارمحال و بختیاری): 🤍 احمد جلیل سرقلعه و 🤍 سجاد زیلایی
📍قم: 🤍 حسین ربیعی و 🤍 محمد نوری
📍کوهدشت (لرستان): 🤍 امیرحسام خدایاریفرد
📍فولادشهر (اصفهان): 🤍 داریوش انصاری بختیاریوند
📍نورآباد (لرستان): 🤍 احد ابراهیمپور عبدلی
📍همدان: 🤍 امیرحسین بیاتی
📍هفشجان (چهارمحال و بختیاری): 🤍 سروش سلیمانی
📍نیریز (فارس): 🤍 امیرمحمد کوهکن
جمهوری اسلامی در زمان خیزشها معمولاً از یک الگوی برنامهریزیشدهٔ سرکوب استفاده میکند:
شروع خشونت و کشتار از شهرهای کوچکتر تا با ایجاد ترس روانی، شهرهای بزرگتر را پیشاپیش خاموش کند. این کار بهدلیل هزینهٔ رسانهای کمتر، کنترل سادهتر روایت، و امکان «آزمایش واکنشها» انجام میشود. پیام ضمنیاش روشن است: اگر اینجا چنین میکنیم، در مرکز شدیدتر خواهد بود.
اما تجربهٔ جهانی نشان داده این فرمول قابل خنثیسازی است. جنبشها زمانی موفق میشوند که:
1. سرکوب محلی را فوراً به مسئلهای ملی تبدیل کنند،
2. اعتراضها را همزمان و پیوسته میان شهرها سازمان دهند،
3. روایت انسانی و ساده را پیشاپیش بسازند و پخش کنند،
4. با پاسخ مدنیِ گسترده (اعتصاب، تحصن، حضور جمعی) هزینهٔ سرکوب را بالا ببرند،
5. و مهمتر از همه، تنهایی روانی شهرهای کوچک را با نامبردن، شعار و همبستگی بشکنند.
جمعبندی:
این الگوی سرکوب بخشی از دکترین بقای جمهوری اسلامی است، اما فقط وقتی کار میکند که شهرها جدا بمانند.
هر وقت نام یک شهر کوچک، نام همهٔ ایران شود، این فرمول از درون فرو میریزد.
پیروزی از آنِ ملت است ✌️
پاینده ایران
#جاويدشاه
صداها
در کوچهها،
خیابانها
و بازار
دوباره شنیده میشوند.
«جاوید شاه»
فریادها از سر گرفته میشوند،
و زمزمهی آغاز
دوباره به گوش میرسد.
هموطنان عزیز،
خواهش میکنم
فقط به ایران فکر کنید.
هر مسئلهای بیرون از مرزهای ایران،
هر بحران منطقهای،
هر بازی نیابتی،
هر جنگِ روایت،
را ؛ دستکم برای مدتی ؛
از ذهنتان کنار بگذارید.
تمرکز، خودش قدرت میآورد.
تمرکز بر ایران، گذشت میسازد.
و گذشت، راهِ اتحاد را باز میکند.
اگر همه با هم
فقط به ایران فکر کنیم،
میتوانیم دوباره
ایرانِ خودمان را
با هم
پس بگیریم.
✌️
بخش زیادی از سردرگمیِ برخی چپها؛ چه در داخل ایران و چه در خارج؛ از اینجا میآید که سیاست را «چهرهمحور» میبینند، نه «سیستممحور».
آنها متوجه نیستند که یک دموکراسی واقعی و سیستماتیک، پیش از هر چیز به نفع زندگی شخصیِ خودشان است:
امنیت، درآمد، کرامت، آینده.
اما عقدههای طبقاتیِ حلنشده، ذهن را آمادهی پذیرش روایتهایی میکند که دیکتاتورها دوست دارند.
دیکتاتورها با چپِ بیهویت مشکلی ندارند؛
با دموکراسی واقعی مشکل دارند.
مسئله «چپ یا راست» نیست.
مسئله، اعتماد اجتماعی است.
من کودکیام در ایران را به یاد دارم؛
مراسم سینهزنی محرم برای ما بچهها بیشتر شبیه یک جمع اجتماعی بود:
یک دورهمی بزرگ،
یک هیجان جمعی،
نه فهمِ آگاهانهی سوگواری.
اما همانجا، ناخودآگاه،
تمرینِ «دنبالهروی» آغاز میشد.
سیستمی که به ما یاد داد
قهرمان باید یک شخصیت مذهبی باشد؛
و همین احساسِ نهادینهشده، ما را از درک یک سیستم دموکراتیکِ واقعی دور کرد.
نه یک ساختار درست برای ادارهی کشور،
بلکه پیروی از «امام»،
بهجای فهمِ ساختار سیاسی.
و این شد ریشهی بیهویتیِ احساسی و سیاسی:
عادت به تکیه بر «شخص مقدس»،
نه مسئولیت شهروندی.
در حالی که کشور با ایمانِ من یا باورِ تو اداره نمیشود؛
با سیستم سیاسی سالم اداره میشود.
امروز مسئله «دنبالکردن» نیست؛
مسئله، عبور امن از گذار است.
و اعتماد عمومی
نه از تقدس،
بلکه از تجربه و سرمایهی اجتماعی میآید.
برای همین است که بخش بزرگی از ایران
نه دنبال قهرمان،
بلکه دنبال راهِ گذار است؛
در کنار #شاهزاده_رضا_پهلوی
برای رسیدن به دموکراسی
و ایرانِ شایستهی مردمش.
«شما چیزی دارید، حتی اگر هنوز خودتان به آن شک دارید»
🟢 جرأت
🔵 غیرت / کرامت
⚪ ایران / هویت
🔴 خشمِ فروخورده
🟣 امید
«اگر نداشتید، اینهمه ترس از شما معنا نداشت.»
پاینده باد ایران ✌️
منصور
#ایران_را_پس_میگیریم
🎙️ «آزادی بیان» به سبک جمهوری اسلامی؛ پروژهی مسخرهسازی مردم
این روزها یک فرمول جدید در جمهوری اسلامی باب شده:
چهرههایی مثل زاکانی یا برخی آخوندهای وابسته، با اعتمادبهنفسی مصنوعی راهی دانشگاهها میشوند تا «فضای بازِ گفتگو» را نمایش بدهند.
ظاهرش این است که میخواهند حرف دانشجو را بشنوند.
اما واقعیت چیه؟
یک نمایش حسابشده برای تحقیر، تمسخر و خاموشکردن نسل جوان.
روش کارشان ساده است:
۱) میکروفون را دست یکی دو دانشجوی شاکی میدهند،
۲) میگذارند حرفشان را بزنند،
۳) بعد با تمسخر، تحریف و جوابهای بی معنی، همان دانشجو را جلوی دوربینها کوچک میکنند.
این همان «آزادی بیان» به سبک جمهوری اسلامی است:
آزادی برای اینکه ما حرف بزنیم و آنها شما را مسخره کنند.
🎓 دانشجویان عزیز، با یک مشت کلاهبردار حرفهای طرف هستید
این افراد برای گفتوگو نمیآیند؛
برای مدیریت تصویر میآیند.
برای اینکه در شبکههای حکومتی صحنهای بسازند که نشان بدهد:
«دیدید؟ ما اجازهی حرف زدن میدهیم؛ و دانشجو هم چیزی برای گفتن ندارد.»
آنها با دقت:
•ضعفهای جملهها را شکار میکنند،
•بخشهای حرف شما را قیچی میکنند،
•و نسخهی تحریفشده را پخش میکنند تا خودشان را «قهرمان میکروفون» نشان دهند.
این یک پروژهی روانی است، نه گفتگو.
⚠️ پس چه باید کرد؟
دانشجویان عزیزمان باید آمادهتر باشند.
نه برای اینکه جواب اینها را بدهند؛ بلکه برای اینکه در دام نمایشی که چیدهاند نیفتند.
وقتی یک مقام حکومتی وارد دانشگاه میشود:
شما با یک «مهمانِ آکادمیک» طرف نیستید؛
با یک تیم تبلیغاتی آموزشدیده طرف هستید که مأموریت دارد شما را تحقیر کند تا دیگران و نسل بعدی از انتقاد کردن خجالت بکشند.
هر جملهای که میگویید، ممکن است در همان لحظه ضبط و تحریف شود.
اینها استاد «ادیتِ حقیقت» هستند.
🛑 نتیجه
آنچه امروز در دانشگاهها اجرا میشود، آزادی بیان نیست.
یک سیرک سیاسی است که یک حکومت درمانده برای باقیماندن اجرا میکند.
اما حقیقت ساده است:
هر بار که دانشجویی با شجاعت حرف میزند؛حتی در این میدان تحریف؛
سقوطِ هیبتِ جعلی این افراد بیشتر میشود.
و همین است که آنها را میترساند، نه سؤال شما.
پاینده باد ایران ✌️
منصور
#باغ_ترانه
آلبوم ۷ ایکس
💿
#BagheTaraneh
#7X Album
@OfficialMansour
وقتی آقای خامنهای از «پدرنشناس شدن کودکان در غرب» میگوید؛ واقعیت چیست؟
روز گذشته آقای خامنهای در سخنرانیاش گفت که «به اسم آزادی در غرب، کودکان پدرنشناس تربیت میشوند».
این جمله نه تحلیل است، نه حقیقت؛
بلکه تکرار همان فرمول قدیمیِ ترساندن مردم از “بیبندوباری غرب” ؛ حربهای که پنجاه سال است رژیم با آن احساسات مردم را کنترل میکند:
ترس از «ناموس»، ترس از «بیغیرتی»، ترس از «ویرانی خانواده».
اما حقیقت چیز دیگریست.
۱. خامنهای از کودکی حرف میزند چون میخواهد بزرگسال را کنترل کند
در سراسر جهان، هر وقت سیاستمداری بخواهد مردم را از آزادی بترساند، از «خانواده» و «کودک» حرف میزند.
این یک تکنیک کلاسیک است:
دشمن خیالی بساز
بگو آزادی خطرناک است
بگو فقط من میتوانم خانواده را نجات بدهم
مردم را از یک خطر تخیلی بترسان
اما مردم ایران امروز میدانند:
خطر واقعی آزادی نیست ؛ سرکوب است.
خانواده را غرب نابود نکرد؛
تورم، فقر، اعتیاد، سرکوب، فساد و خیانتهای جمهوری اسلامی نابود کرده است.
۲. جامعهای که انسان را آزاد تربیت میکند، برده تحویل نمیدهد
حرف خامنهای از همان جایی میآید که:
کتاب سانسور میشود
زن مجبور به روسری است
دختر دانشجو ستارهدار میشود (برچسب امنیتی برای محدودکردن تحصیل)
پسر جوان با یک پست اینستاگرامی بازداشت میشود
کودک در مدرسه آموزش ایدئولوژیک میبیند
و خانواده زیر فشار اقتصادی له میشود
غرب کودک «پدرنشناس» نمیسازد؛
نسلی میسازد که پدر آیندهٔ خودش باشد ؛ مستقل، آزاد، مسئول، و بینیاز از ولیفقیه.
۳. استفاده سیاسی از مفهوم خانواده ؛ الگوی تکراری اقتدارگرایان
اقتدارگرایان برای حفظ قدرت، نهاد خانواده را سیاسی میکنند و از آن برای ایجاد ترس اخلاقی بهره میبرند.
این الگو در:
چین دوران مائو
شوروی دوران استالین
کره شمالی
و حکومتهای مذهبی قرن بیستم
بارها تکرار شده است.
پس این حرف خامنهای نه جدید است و نه خاص ایران؛
یک ابزار سیاسی است ؛ نه تحلیل اجتماعی.
۴. آخرین تیرهای ترکش یک روایت پوسیده
نسل امروز ایران ؛ نسلی که به اطلاعات آزاد وصل است ؛ دیگر با این مدل پروپاگاندا کنترل نمیشود.
این نسل «میبیند»، «مقایسه میکند» و «میفهمد»؛
و هیچ چیز برای یک حکومت ایدئولوژیک خطرناکتر از نسلی نیست که خودش فکر میکند.
۵. از دید علمی، مشکل در غرب نیست ؛ مشکل در سیستم بسته است
طبق دادههای رسمی وزارت بهداشت و پژوهشهای دانشگاه تهران و شیراز:
افسردگی
اضطراب
آسیبهای اجتماعی
در میان نوجوانان بهمراتب بالاتر از میانگین جهانی است.
این شکاف ارتباط مستقیم دارد با:
سرکوب آزادی
فشار ایدئولوژیک
نبود احساس کنترل بر آینده
تبعیض جنسیتی
فضای امنیتی
و نبود فرصتهای رشد
جمعبندی
در جهان امروز، آنچه واقعاً «پدرنشناس» است،
سیستمیست که بیش از ۴۵ سال است فرزندان ایران را از آیندهشان جدا کرده
و به نام دین، بر زندگی خصوصی مردم حکومت میکند.
مشکل در غرب نیست ؛ مشکل در جمهوری اسلامی است.
«ماسکِ بدبختی»
یادتون نره: مردمِ ما جلوی بدبختی کوتاه میان، ولی جلوی قدرتمند میایستن.
جمهوری اسلامی قدرتش رو با ماسکِ بدبختی پیش میبرد.
برای همین، ترحّمِ مردمِ مهربانِ ایران در جای اشتباهی خرج میشود.
ما ملت ایران در برابر خون کوتاه میآییم؛
این را در بعد از جنبش #زن_زندگی_آزادی دیدیم، کشته شدنِ ابراهیم رئیسی ؛ با تمام سیاهیاش ؛ همانقدر کافی بود که خیابان را آرام کند.
و همینجاست که باید هشیار بود:
این حاکمیت آنقدر بیرحم و بیاصول است که اگر لازم باشد،
حتی خونِ نزدیکترین افراد خودش را هم خرج میکند
تا چند صباحی دیگر «نظام» را نگه دارد.
اصل ماجرا این است:
ریشهی بقای جمهوری اسلامی در «قدرت واقعی» نیست،
در نگهداشتنِ مردم در یک وضعیتِ دائمیِ عصبیّت (فورمول ابنخلدون) و افسردگی و بدبختی است؛
ماسکی که چهلوچند سال است به چهره زده
و هر بار که این ماسک افتاده، با خونِ تازه آن را ترمیم کرده.
این فرمول بقای جمهوری اسلامیست:
خلق بحران، نمایش بدبختی، و سوءاستفاده از رحمتِ مردم.
اگر این را بفهمیم، دیگر بازی نمیخوریم.
حکومتها وقتی میخواهند از خشم مردم فرار کنند، نقش «مظلوم» بازی میکنند.
تمام
مراقب باشید ؛ هر صدای دلسوزی، صادق نیست.
اخیراً تعدادی از مربیهای توسعهی فردی رو در شبکههای اجتماعی دیدم که دربارهی رشد شخصی، احساسات یا مفاهیم روانشناسی صحبت میکنن.
بعضی از این ویدیوها پر از نیت خوب و تجربهان ؛ اما یه چیز در بیشترشون برام جالبه:
یه آوازی در صداشون هست که باعث شد این مطلب رو بنویسم.
در فرهنگی مثل ما که هنوز «دانستن» نشانهی برتریه، نه اشتراک،
خیلیها وقتی دربارهی روانشناسی یا رشد فردی حرف میزنن،
ناخودآگاه صحنه رو به جای گفتوگو، به نمایش قدرت تبدیل میکنن.
حرفهاشون از بالا میاد، نه از دل.
نتیجه؟
سه ویژگی تکراری:
۱. احساسات مصنوعی، برای اینکه «عمیق» به نظر بیان.
۲. لحن پدرسالارانه، که به جای گفتوگو، حس «درس دادن» میده.
۳. بیریشگی و کنترل در بیان، چون هنوز از فرهنگی میان که صداقت احساسی نشانهی ضعف تلقی میشه.
و همین باعث میشه حتی وقتی کسی میخواد مفید حرف بزنه، ناخودآگاه تبدیل بشه به «استادِ احساس».
در انتها هم حس میکنی نه راهحلی گرفتی، نه نوری روی مسیرت افتاده ؛
فقط بهت گفتن: «میدونم تو بدبختی و منم بدبختی رو میفهمم.» همین.
در حالی که یه آدم حرفهای، حتی وقتی داره دربارهی کار خودش حرف میزنه،
باید نکتهاش رو کامل و آموزنده برسونه؛
جوری که شنونده با حسِ «فهم بهتر» و «اعتماد» از گفتوگو بیرون بیاد.
ولی این گروه از افراد بیشتر درد و غم رو باز میکنن، تا راه حل بدن ؛ چون از همین درد و غم و سردرگمی، کاسبی درمیارن.
در حالی که اگه واقعاً آموزش درستی بدن، اعتمادِ واقعی و احترام پایدارتر بهدست میارن.
و نگفته نماند که بعضیهاشون هم توی همون لحن و گفتار، بوی ناامیدی از «همکاری ملی» میدن؛
حرفهایی از جنس:
«هیچچیز قرار نیست عوض بشه»، «بابا ولش کن»، «هیچکس با هیچکس نیست»، و از این قبیل جملات.
بهظاهر دارن از درد مردم میگن، ولی در واقع دارن امید جمعی رو میزنن.
انگار سربازای بیچکمهی جمهوری اسلامیان که بدون اینکه مستقیم بگن، بذرِ تسلیم رو پخش میکنن.
مراقب باشید هر چیزی رو که میشنوید، بیچونوچرا نپذیرید.
هر نالهای صادق نیست، هر دردِ دلی از سر عشق به مردم نیست.
گاهی پشت تبلِ «بدبختی»، یه نقشهی ناامیدی خوابیده.
همین باعث شد این موضوع رو با شما در میون بذارم، چون باور دارم آگاهی،
بهترین واکسن در برابر سَمِّ ناامیدیه.
مشتاقم تجربهها و نظرهای شما رو در کامنتها بخونم.
مذاکرات که به جایی نرسید خدا رو شکر 🤲 بریم سر اصل مطلب. دایه دایه وقت جنگه ✌️
پخش آهنگ امروز از #رادیوجوان و بقیه پلتفورمها همین جمعه (فردا)
ویدیو (HD) در صفحه آفیشال یوتوب.
https://youtu.be/5374eVh-Bn0?si=KfbA2mxGBYiduxYD
پخش از #سوهو #اینترتینمنت
در سیاست خارجی آمریکا، هر زمان که یک «پنجرهی قانونی» باز شده است؛
چه در نتیجهی جنایت گسترده،
چه فروپاشی مشروعیت،
و چه تهدید علیه امنیت منطقهای یا جهانی،
این کشور معمولاً از آن فرصت عبور نکرده است.
کشتارهای ۱۸ و ۱۹ دی، که جنایتی غیرقابل انکار علیه مردم ایران محسوب میشوند،
میتوانند بهتنهایی یکی از پایههای اصلیِ مشروعیتزدایی کامل از این رژیم باشند
و بخشی از یک الگوی مستمرِ جنایت علیه شهروندان خود.
اما چه عوامل تازهای به شکلگیری این «پنجرهی قانونی» کمک کردهاند
که پیشتر به این شکل وجود نداشتند؟
ایران امروز تبدیل شده به:
•خط لجستیکی غیرمستقیم برای روسیه، از طریق حمایتهای نظامی و عملیاتی در جنگ اوکراین
•اهرم انرژیِ کمهزینه برای چین، در چارچوب رقابتهای ژئوپلیتیک و دور زدن تحریمها
•عامل بیثباتسازی کمهزینه برای رقبای راهبردی ایالات متحده در منطقه
بر اساس یک محاسبهی تحلیلی؛
ایران امروز ≈ ۱۵٪ از توجه سیاست خارجی آمریکا را به خود اختصاص داده؛ همسطح اروپا.
نتیجه: پس از چین و روسیه، ایران سومین پروندهی مهم سیاست خارجی آمریکا است.
👉 بنابراین:
هر تضعیف جدی جمهوری اسلامی
= تضعیف همزمان بخشی از منافع روسیه و چین
و این دقیقاً همان نقطهایست که:
•«پنجرهی قانونی»
•«هزینهی قابل توجیه»
•«اجماع بینالمللی»
در معادلات سیاست خارجی آمریکا معنا پیدا میکند.
در حال حاضر چه باید کرد؟
جنایات جمهوری اسلامی باید بهطور مستمر:
گزارش شوند،
مستند شوند،
و از مسیر نهادهای بینالمللی پیگیری شوند.
همزمان، گردهماییهایی مانند ۱۴ فوریه که در مونیخ، لسآنجلس و تورنتو برنامهریزی شدهاند،
نقش مهمی دارند تا صدای مردم ایران در صحنهی بینالمللی زنده و مداوم باقی بماند.
سپاس از همهی هموطنان عزیزی که از سراسر دنیا هوشیار، پیگیر و مسئولانه عمل میکنند.
مهمترین رویکرد در این مقطع:
صبر، دقت، و پرهیز از انتظارِ واکنشهای نمایشی است.
باید در حالت آمادهباش بمانیم.
#اتحاد
#پیروزی_نزدیک_است
#ایران_را_پس_میگیریم
دوستان عزیز،
از شما دعوت میکنم که در نوع صحبتها و واکنشهایمان دقیقتر و حسابشدهتر عمل کنیم.
امروز جمهوری اسلامی به مرحلهای رسیده که حرفهای این و آن را قیچی میکند، ادیت میکند و بههم میچسباند؛
و از میان تمام کسانی که میخواهند از این نظام عبور کنند، تصویری جعلی میسازد:
تصویری از انسانهای ترسناک، خشن و خونخوار.
هدفشان روشن است:
هرچه بیشتر طرفداران خودشان را بترسانند، تحریک کنند و علیه ما بشورانند.
به همین دلیل، بیش از هر زمان دیگری باید مراقب نوع گفتوگوها، لحن بیان و دعوتهای جمعیمان باشیم.
خشم هست، طبیعی است، و حق ماست؛
اما خشم اگر بیمحابا خرج شود، به ابزار دشمن تبدیل میشود.
بیایید خشممان را کنترلشده و هوشمندانه به کار بگیریم:
برای برنامهریزی،
برای هر روز یک قدم جلو رفتن،
و برای تبدیل شدن به صدای واقعی مردم ایران.
قدرت ما در آگاهی، انسجام و مسئولیتپذیری ماست.
#پیروزی_نزدیک_است
#اتحاد
تحریکات امروز جمهوری اسلامی واقعاً هم خندهدار 🤣بود، هم غمانگیز🥹.
یک پهپاد ایرانی از نوع «شاهد» به ناو آمریکایی USS Abraham Lincoln نزدیک میشود و بلافاصله هدف قرار میگیرد.
چند قایق سپاه هم با ژست قدرتنمایی جلو میآیند و با حضور یک ناوشکن آمریکایی، بیسروصدا عقب رانده میشوند. تمام.
اما داستان برای جمهوری اسلامی همینجا تمام نمیشود؛
چون این صحنهها اساساً برای مصرف داخلی طراحی شدهاند، نه برای واقعیت میدان.
بعدش نوبت شو 🎥میرسد:
تصاویر AI،
نبردهایی شبیه افسانههای قرون وسطایی،
اسب 🐎 ، فیل 🐘 ، حیوانات اسطورهای،
قهرمانبازیهای خیالی در برابر آمریکا.
یک شوی تلویزیونی کامل برای هوادارانشان.
نمایشی که شاید در اتاقهای بسته و کانالهای تبلیغاتی باور شود،
اما کل دنیا از بیرون فقط با تعجب؛ و اغلب با خنده ؛ نگاهش میکند.
تراژدی دقیقاً همینجاست:
جنایتکارانی که میخواهند همزمان
در برابر ارتش آمریکا و در برابر خواست مردم ایران بایستند،
با ابزار توهم، تصویرسازی و داستانپردازی.
کمدی است،
اما از آن نوعی که تهش،
فقط برای کسانی که هنوز باورش میکنند،
دردناک است.
#پیروزی_نزدیک_است
#اتحاد
#ایران_را_پس_میگیریم
یک نکتهٔ مهم دربارهٔ ذهن انسان:
مغز ما همیشه دنبال «کمکردن خطر» است،
نه لزوماً دنبال حقیقت.
برای همین وقتی روایتهایی مثل
«زیر دستوپا مردند» یا
«خودسر بوده»
را میشنویم،
حتی اگر بدانیم دروغ است،
یک بخش از مغز نفس راحت میکشد.
چرا؟
چون امیدِ مصنوعی میسازد و ترس را قابلتحمل میکند.
این نشانهٔ حماقت نیست؛
نشانهٔ تروماست.
شناخت این مکانیسم،
اولین قدمِ بیرون آمدن از بازیِ ترس است.
🔸 اگر بخواهم یک جملهٔ طلایی آخر اضافه کنم:
حقیقت دردناک است،
اما انکارِ ناخودآگاه، دقیقاً همان جاییست که سرکوب روی آن حساب میکند.
#جاویدشاه
یعنی ایران را پس میگیریم.
در سفرهای اخیرم، با هممیهنانی گفتوگو کردم که هنوز زخمخوردهی ۵۷ هستند؛
نسلی که با تمام امیدهای آن روز، بهای سنگینی پرداخت و طبیعیست امروز نگران تکرار همان فریب تاریخی باشد.
نگرانیشان روشن بود:
اینکه مبادا #شاهزاده_رضا_پهلوی هم روزی مانند #خمینی، مردم را فریب دهد؛
همانطور که خمینی آمد و ناگهان همهچیز تغییر کرد و بسیاری را با خود به مسیری برد که نتیجهاش خلاف وعدهها بود.
سؤال مشترکشان این بود:
«اگر دوباره همان سناریو تکرار شود چه؟»
در حرفهایشان، زخمی قدیمی حس میشد؛
زخمی که هنوز اجازه نمیدهد با اطمینان کامل به آینده نگاه کنند.
وقتی میپرسیدم: «پس شما چه کسی را قبول دارید؟»
جواب اغلبشان این بود:
«اگر پهلوی ؛ به شرطی که مثل ۵۷ نشود ؛ تنها گزینهی رهایی از #جمهوری_اسلامی است.»
آن «اگر» را حتماً میگفتند؛
شاید برای ترمیم حس فریبخوردگی گذشته،
شاید برای اینکه با خودشان صادق بمانند و محتاط.
در هر صورت، این نگرانی قابل احترام است.
این گفتوگوها برای من فقط روایت گذشته نبود؛
آینهای بود که مسئولیت امروز را جلوی چشم ما ؛ و بهویژه نسل جوان ؛ میگذاشت.
اما بر اساس سالها مشاهده، گفتوگو، مصاحبه و رفتار شفاف،
من باور دارم شاهزاده رضا پهلوی برای قدرت یا مقام شخصی نمیجنگد.
او برای «حکومت کردن» نیامده،
بلکه برای عبور ایران از جمهوری اسلامی
و بازگرداندن حق انتخاب به مردم ایستاده است.
در شرایط امروز،
بیش از هر نام دیگری،
او توانسته امکان اعتماد ملی
و شکلگیری یک صدای واحد را فراهم کند.
و وقت آن است که از تردیدِ فلجکننده عبور کنیم
و بهجای پراکندگی،
با فهم و انتخاب آگاهانه کنار هم بایستیم.
[نقش نسل جوان ایران]
نسل جوان ایران فقط وارث رنج نیست؛
وارث یک لحظهی تاریخی است.
لحظهای که باید در آن:
خشم را حفظ کرد
اما آن را به ابزار ساخت تبدیل نمود
فریب «گفتوگوی نمایشی» را نخورد
و اجازه نداد این انرژی، دوباره دزدیده شود
آیندهی ایران
نه با فریادِ تنها ساخته میشود،
نه با سکوت و صبر تحمیلی.
آینده با
آگاهی،
شجاعت،
و مسئولیت جمعی ساخته میشود.
مسئولیت یعنی حضور آگاهانه؛
نه هیجان کور،
نه انفعال،
بلکه ایستادن با فهم، انتخاب و پاسخگویی.
و این بار،
این انتخاب،
بر دوش نسل جوان است.
با آگاهی و مسئولیت،
در کنار شاهزاده رضا پهلوی،
میشود آینده را
دوباره
پس گرفت.
#جاویدشاه،
یعنی ایران را پس میگیریم.
هموطنان عزیز،
گفتنیها گفته شد،
شنیدنیها شنیده شد.
بخت همیشه درِ خانهی آدم را نمیزند؛
اما امروز، لحظهایست که میتوان آن را ساخت.
امروز، بیش از هر زمان،
همهی ما در یک سو ایستادهایم.
دست در دست هم،
با گذشت، با تمرکز، با اتحاد.
اگر فقط به ایران فکر کنیم،
میتوانیم ایرانِ خودمان را
با هم پس بگیریم.
در این مسیر #شاهزاده_رضا_پهلوی ،
در کنار مردم ایران ایستاده است.
اکنون زمان اقدام است.
اعتصابها را گسترش دهید.
همبستگی را حفظ کنید.
از ترس عبور کنید.
پیروزی از آنِ ماست.
باور کنید.
✌️
چکیدهی تحلیلی از فیلم و گفتوگوی #ترانه_علیدوستی
این تحلیل نه متوجه نیت فردی است و نه در پی قضاوت شخصی؛
تمرکز آن صرفاً بر پیامدهای اجتماعیِ نوع روایت است.
در فیلم و گفتوگوی ترانه علیدوستی، آنچه بیش از محتوای کلامی جلب توجه میکند، نحوهی بیان، لحن، و قاببندی روایت است. گفتار او ترکیبی است از جسارتِ کنترلشده، دوپهلوگویی آگاهانه، و لحظاتی از رهایی یا راحتنمایی نمادین؛ که بلافاصله با خنده، شوخی، یا تغییر لحن خنثی میشود. این الگو، بیش از آنکه بیان آزاد باشد، نشانهای از مدیریت خطر در گفتار عمومی است.
فیلم تلاش میکند خیزش اجتماعی را عمدتاً از دریچهی روایت فمینیستی و تجربهی زیستهی فردی بازنمایی کند. این تمرکز، هرچند قابل فهم و همدلانه است، اما ناخواسته خشم ملیِ چندبعدی را به یک قاب هویتی محدود تقلیل میدهد. در نتیجه، مطالبهی ساختاری و فراگیر جامعه؛ که فراتر از مسئلهی حجاب بوده است؛ در حاشیه قرار میگیرد.
از منظر روانشناسی تروما، یک خطر جدی وجود دارد:
اگر روایتهای درد، خشونت و PTSD بهطور مداوم بازگو شوند،
اما به کنش جمعی و تغییر ساختاری منتهی نشوند،
سیستم عصبی جامعه به درد عادت میکند؛
جایی که رنج شنیده میشود، اما خشمِ مولدِ تغییر تخلیه و خنثی میگردد.
این خطر زمانی پررنگتر میشود که در پایان گفتوگو، مرگ #مهسا_امینی در قالب «هزینهای که جامعه شاید باید میداد» بازتعریف میشود. چنین معنابخشیای؛ حتی اگر ناخواسته باشد ؛ رنج ملی را از یک اتهام ساختاری و سیاسی به یک بهای قابلهضمِ گذار تقلیل میدهد.
در مجموع، این فیلم با وجود ایجاد همدلی و جلب توجه رسانهای، به دلیل دوپهلوگویی، خنثیسازی خشم، و محدود کردن قاب اعتراضات به یک روایت هویتی خاص، میتواند؛ فارغ از نیت سازندگان؛ به تضعیف #همکاری_ملی و همافزایی جمعی منجر شود.
#فقط_تویی_تو
آلبوم ۷ ایکس
💿
#FaghatToeiToe
#7X Album
@OfficialMansour
توشهری که نامرد فراوونه💔
#بایدتوباشی
آلبوم ۷ ایکس ۲۵ دسامبر 🎄
💿
#BayadToBashi
#7X Album
Dec 25th 🎄
@OfficialMansour
باورکردنی نیست که در چند ماه اخیر
چطور چند چهرهای که قبلاً وجود روزمره نداشتند،
ناگهان در صداوسیما و شبکههای وابسته به رژیم ظاهر شدهاند:
چند «کمدین»، چند «مجری شوخطبع»،
و چند «جورنالیست بیپشتوانه» که یکباره شروع کردهاند به مصاحبههای تند و ظاهراً شجاعانه.
ظاهرش این است که «فضا باز شده».
ظاهرش این است که «داریم رک و راست حرف میزنیم».
ظاهرش این است که «این نسل، دیگر نمیترسد».
اما واقعیتِ پشت صحنه چیز دیگریست.
همهچیز طراحیشده است.
همهچیز یک پروژهی آرامسازی است.
این چهرهها ؛ چه کمدین، چه مجری، چه مهمان ؛
همه نقش بازی میکنند.
نقشی حسابشده، تا مردم فکر کنند:
«خب، حداقل میگذارند حرف بزنیم. شاید اوضاع بهتر شده.»
ای کاش میشد پشت صحنه را دید:
لحظهای که دوربین خاموش میشود،
لبخندهای مصنوعی،
دستدادنها،
و تبریکی که برای یک «تعظیم دیگر»
در برابر همان نظامی میگویند که وانمود میکنند از آن انتقاد میکنند.
شک نکنید ؛
اینها نه تصادفیاند، نه شجاعتی در کار است.
اینها ابزارهای جدیدِ همان نظام قدیمیاند؛
نقابهایی برای آرامکردن شما،
در حالی که همان سیاستها، همان سرکوب،
و همان تاریکی ادامه دارد.
ما همه گرفتاریم ؛ من هم مثل همهی شما.
اما بیشتر این گرفتاریها همان دغدغههای یکمتری جلوی پاست؛
مشکلاتی که امروز را نگه میدارند،
ولی فردا را از بین میبرند.
سؤال بزرگ این است:
آیا ما سزاوار این چرخهی بیپایان گرفتاری هستیم؟
و مهمتر:
آیا فرزندان ما باید تاوان ترسها و درگیریهای امروز ما را بدهند؟
یکجایی باید بیدار شد.
یکجایی باید پذیرفت که پشتِ خیلی از سکوتها و عقبنشینیها،
دلیلش فقط گرفتاریهای ماست ؛ نه منطق، نه امید، نه آیندهنگری.
و آخرش فقط یک حقیقت میماند:
ما این کار را بدهکار فرزندانمان هستیم.
بدهکار آیندهی ایرانیم.
اگر امروز از این دایرهی گرفتاریهای کوچک بیرون نیاییم،
فردای بچههایمان را
با دستِ خودمان از آنها میگیریم.
ریتم را باید حفظ کرد 💪
پاینده باد ایران
منصور
#گارد_جاویدان_ایران
#نبردباتاریکی
#همکاری_ملی
#ایران_را_پس_میگیریم
#شاهزاده_رضا_پهلوی
#رضاخان۲
قدرت را دیدید؟ ایمان را دیدید؟
یک پدر، یک پدر زحمتکش، پدرِ #احمدبالدی، با صدای حقیقت ستون فقراتِ جمهوری اسلامی را لرزاند.
در کمتر از ۲۴ ساعت پس از سخنانش، شهردار شهر و چند مقام دیگر برکنار شدند.
این یعنی قدرتِ مردم.
این یعنی وقتی قلبتان تصمیم بگیرد و پشت تصمیمتان بایستید، دستاوردهایی خواهید داشت که حتی در رؤیاها هم نمیدیدیم.
درود بر این پدر فداکار،
و روحِ بزرگ و جاویدِ احمد بالدی.
و تبریک به گارد جاویدان ایران ؛
که در این روزها گل کاشتید.
زمزمهی نامتان دارد در سراسر ایران میپیچد.
نشانهای روشن از نزدیک بودنِ پیروزی.
پاینده باد ایران
منصور
#گارد_جاویدان_ایران
#نبردباتاریکی
#همکاری_ملی
#ایران_را_پس_میگیریم
#شاهزاده_رضا_پهلوی
سایههای نادیده در مسیر #همکاری_ملی
گرچه امروز بیشتر مردم ایران خواهان عبور از جمهوری اسلامی هستند، اما جامعه هنوز درگیر سایههاییست که باید صادقانه دیده و شکافته شوند.
یکی از این سایهها، ساختار فرهنگیایست که قرنهاست مردان را در موقعیتِ دستِ بالا نگه داشته است.
بسیاری از مردان تحصیلکرده و روشنفکر ممکن است از برابری سخن بگویند، اما در ناخودآگاهشان هنوز از آن امتیازِ نانوشته لذت میبرند ؛ حسِ «اربابی» که در مناسبات خانوادگی، شغلی و اجتماعی جا خوش کرده است.
سایهی دوم، طبقهایست که اقتصاد روزمرهی کشور را میچرخاند؛ بازاریان، کارمندان، و شاغلانِ سنتی ؛ بخشی از جامعه که میان ایمان مذهبی و عادت فرهنگیشان از یکسو، و ترس از آزادیهای نوین از سوی دیگر، دچار دوگانگیاند. برای آنان، دمکراسی و سکولاریسم گاه نه بهمعنای نظمِ نو، بلکه تهدیدی علیه «اخلاق» و «ثبات» تلقی میشود.
اما تاریخِ جوامعِ شرقی یک قاعده را تکرار کرده است:
تغییر از پایین میآید، از جوانان.
میانسالان و پیرانِ محافظهکار میخواهند نگه دارند؛ جوانان میخواهند بسازند.
در هر دورهای، این نسلِ تازه است که قواعد را بازنویسی میکند ؛ همانها که میفهمند آزادی نه بینظمی است، نه بیدینی، بلکه بلوغِ مسئولیتپذیرانهی انسان است.
رشد؛ تنها وقتی ممکن است که دلها شجاعتِ دیدنِ خود را داشته باشند.
به امید پیروزی ✌️
منصور