#زن_زندگی_آزادی صفحه رسمی کانال افق رویداد تاسیس ۲۰۱۵ کانال دیگر ما: @ofoghroydadd گروه علمی افق رویداد برای بحث: https://t.me/+-f-gMUIVkXk4ZjA0 آرشیو مستند و کلیپ علمی و کتاب: @ofoghclip
چین و ابرکامپیوتر مغزگونهاش: Darwin Monkey
چین بهتازگی از یک ابرکامپیوتر عجیب و بیسابقه رونمایی کرده که اسمش Darwin Monkey یا میمون داروین هست.
این سیستم با الهام از ساختار مغز ساخته شده و در واقع بزرگترین کامپیوتر مغزگونهی دنیا به حساب میاد.
➕چقدر بزرگه؟
این ابرکامپیوتر بیش از دو میلیارد نورون مصنوعی و چیزی حدود صد میلیارد سیناپس (اتصالات میان نورونها) داره. یعنی تقریبا هماندازهی مغز یک ماکاک.
➕چرا مغزگونه؟
برخلاف کامپیوترهای معمولی که داده رو خطی و مداوم پردازش میکنن، این سیستم مثل مغز کار میکنه: نورونها فقط وقتی تحریک کافی دریافت کنن، فعال میشن. درست شبیه نورونهای واقعی در مغز.
➕مصرف برقش؟
این هم جالبه ، فقط حدود ۲۰۰۰ وات برق مصرف میکنه؛ چیزی در حد یک چایساز یا سشوار خونگی.
➕چه کاری ازش برمیاد؟
این سیستم میتونه کارهای پیچیدهی هوش مصنوعی مثل تولید محتوا، استدلال منطقی و حل مسائل ریاضی رو انجام بده. پشتش هم یک مدل بزرگ هوش مصنوعی قرار گرفته که توسط محققان چینی ساخته شده.
➕به چه دردی میخوره؟
کاربردهای زیادی داره:
شبیهسازی مغز حیوانات (مثل موش یا ماکاک) برای پیشبرد تحقیقات علوم اعصاب.
کمک به درک بهتر عملکرد مغز انسان.
و حتی قدمی به سمت رسیدن به هوش مصنوعی عمومی (AGI)، یعنی هوشی در سطح انسان.
➕نسبت به بقیه چه فرقی داره؟
قبل از این، بزرگترین سیستم مشابه در اختیار اینتل بود که حدود یک و نیم میلیارد نورون داشت. ولی «Darwin Monkey» تقریبا دو برابر اون رو پوشش داده و عملا رکورد دنیا رو شکسته.
این پردازشگر Darwin Monkey فقط یک ابرکامپیوتر جدید نیست؛ یه گام بزرگه به سمت ساخت ماشینهایی که میتونن مثل مغز موجودات زنده فکر کنن. هم برای تحقیقات علمی ارزش داره و هم میتونه آیندهی هوش مصنوعی رو شکل بده.
یک پیکان کوارتز عجیب ممکنه ۱۲ هزار سال پیش یک مرد رو در ویتنام کشته باشه.
🎯 مقاله بیشتر روی یک کشف باستانشناسی هیجانانگیز تمرکز داره که نشون میده زندگی انسانهای اولیه چقدر سخت و پرخطر بوده.
داستان از این قراره که در سال ۲۰۱۸ باستانشناسان در غاری به نام Thung Binh در منطقه Tràng An شمال ویتنام (که سایت میراث جهانی یونسکوئه) یک اسکلتی پیدا کردن که خیلی خوب حفظشده بهش میگن TBH1. این مرد حدود ۳۵ ساله بوده و حدود ۱۲ هزار سال پیش، یعنی آخر عصر یخبندان (دوره پلیستوسن)، زندگی میکرده. اسکلتش رو در حالت جنینی دفن کرده بودن، با صورت روی دستهاش، که نشون میده جامعه بهش اهمیت میداده و با احترام دفنش کردن.حالا جالبترین بخش:
〽️البته همه موافق نیستن؛در کل، مقاله میگه این کشف پنجرهای باز می کنه به زندگی اولیه انسانها که چطور آسیب میدیدن، جامعه ازشون مراقبت میکرد (چون زنده مونده بود)، و حتی ممکنه خشونت بخشی از زندگیشون بوده. مطالعه اصلی در مجله Proceedings of the Royal Society B منتشر شده، با DOI که لینکش رو گذاشتن. اگر به باستانشناسی علاقه داری، این یکی از اون داستانهاییه که آدم رو به فکر میندازه چقدر تاریخ بشر پر از رمز و رازه.
➖مثلاً یکی از کارشناسها، مایکل ریورا از دانشگاه هنگکنگ، میگه ممکنه این آسیب تصادفی بوده نه خشونت عمدی، و نیاز به شواهد بیشتری داریم.
➖ کریستوفر استیمپسون، یکی از نویسندگان مطالعه، هم میگه این کوارتز خیلی جذابِ چون منشأش نامشخصه و ممکنه نشوندهنده تعاملات بین گروهها باشه.
➖ بنجامین اوتینگ هم تأکید میکنه که این ابزار با بقیه سایتها جور نیست، پس سؤالهای زیادی در مورد سازندهش پیش میآد.
در مورد نقد و توهین و شوخی با بزرگان تاریخی و ادبی
فردوسی بخش بزرگی از هویت ادبی و زبانی ایران را شکل داده است. شاهنامه نهفقط یک متن ادبی، بلکه سندی تاریخی-فرهنگی برای بازشناسی زبان و اسطورههای ایرانی است. توهین به فردوسی از این منظر بیشتر شبیه توهین به بخشی از حافظه جمعی و فرهنگی یک ملت است. درست مثل اینکه کسی به هومر در یونان یا به دانته در ایتالیا توهین کند. از این نظر، توهین کار درستی نیست، چون چیزی به فهم ما اضافه نمیکند و بیشتر تخریبگر است تا نقادانه. اما توهین به فردوسی نباید باعث زندانی شدن یا آزار کسی شود. صرفا باید پاسخش را داد یا اگر روحیه جمعی از توهین آزرده شود فرد جریمه شود. با زندان موافق نیستم.
از زاویه آزادی اندیشه و نقد
هیچ شخصیت تاریخی یا فرهنگی نباید در مقام تقدس قرار گیرد. نقد فردوسی، حتی نقد تند و ریشهای، نهتنها رواست بلکه میتواند برای بازفهم آثارش ضروری باشد.
اما نقد با توهین فرق دارد.
نقد استدلال میآورد، شواهد میدهد، و نشان میدهد کجا ها ضعف یا کاستی وجود دارد. توهین فقط هیجان و خشم است بدون تولید فهم تازه.
و اما طنز
طنز ذاتا با اغراق، وارونه سازی و شکستن قداستها کار میکند. اما طنز شدید جنسیتی درباره فردوسی را باید دقیقتر بسنجیم؛
فردوسی فرزند زمان خودش است؛ شاهنامه متنی است در قرن چهارم هجری با ذهنیت و ارزشهای همان دوران. نگاه به زنان، اقوام، دین و قدرت در آن محدودیتهای تاریخی دارد. وقتی امروز به این جنبهها طنز میزنیم، در واقع داریم تضاد ارزشهای گذشته و امروز را برجسته میکنیم. این میتواند ابزاری روشنگر باشد.
طنزی که فردوسی را بهعنوان یک شخصیت تاریخی نقد کند (مثلا مردسالاری در شاهنامه یا نقش حاشیهای زنان) میتواند هم علمی باشد و هم طنزآمیز.
اما اگر طنز صرفا بر پایه توهین و تحقیر مستقیم باشد، بیشتر واکنش منفی و انزجار میسازد تا آگاهی.
طنز وقتی کار میکند که هم خنده بیاورد و هم فکر.
طنز جنسیتی اگر فقط بر سرکوفت باشد، میشود همان توهین در لباس شوخی.
اما اگر تضادها را افشا کند، مثل اینکه نشان دهد قهرمانان مرد شاهنامه همواره در مرکزند و زنان فقط ابزار پیشبرد داستاناند، آنوقت طنز تبدیل میشود به نقد اجتماعی و ادبی.
در غرب هم طنزپردازان به سراغ شکسپیر یا حتی انجیل رفتهاند و نگاه جنسیتی یا نژادی آنها را دستمایه طنز کردهاند. این کار پذیرفته است، چون نقد تاریخی را با شوخی ترکیب میکند.
در نهایت:
طنز شدید درباره فردوسی ممنوع نیست.
اگر آگاهانه ساخته شود، میتواند نقدی بیدارگر از ساختار مردسالاری و تبعیضهای فرهنگی باشد.
اگر صرفا به فحاشی یا تحقیر تقلیل یابد، نه طنز است و نه نقد، بلکه همان توهین است.
سام آریامنش
🚀 @ofoghroydad
مردم با برخی شخصیتهای تاریخی پیوند عاطفی و هویتی برقرار کردهاند؛ شخصیتهایی همچون کوروش، فردوسی، ستارخان و مولانا. نقد این افراد از منظر اندیشه و عمل، امری بایسته و پذیرفتنی است و هیچ اشکالی در آن وجود ندارد. همچنین شوخی، طنز یا حتی کاریکاتور درباره آنان، بهویژه زمانی که هدف آن روشنگری و آگاهیبخشی باشد، میتواند قابل دفاع و مفید تلقی شود.
اما هنگامی که نقد از مرز استدلال عبور کرده و به عرصه توهین و تحقیر کشیده میشود، احساسات جمعی جریحهدار میگردد. جریحهدار شدن احساسات، معمولاً به عصبانیت منجر میشود و عصبانیت میتواند واکنشهایی برانگیزد که گاه از سطح کلامی فراتر رفته و به برخوردهای فیزیکی نیز بینجامد. هرچند واکنش فیزیکی از نظر اخلاقی و مدنی نادرست است و پاسخ درست باید در همان سطح گفتار و اندیشه باقی بماند.
شایعه عجیب تولد کورش بزرگ در چهارم شهریور !
در هیچ منبع تاریخی و علمی از هر جنسی
از قویترین منابع، تا ضعیفترین و خرافی ترین کتب تاریخ
از منابع دوست گرفته تا دشمن یا بیطرف:
هیچ عددی برای تولد کوروش بزرگ نوشته نشده.
حتی در حد گمانه یا حدس
چطور برخی کانال ها به عدد امروز رسیدهاند! این عدد از کجا میآید!
و من در طول این ۱.۵ دهه فعالیت در مجازی اولین بار است میبینم که کانالهایی پست میکنند زادروز کوروش مبارک، تا بحال یکبار هم ندیدهام. این هم عجیب است.
من در تاریخ اطلاعات خوبی دارم؛ به اطلاعات خودم شک کردم.
از هوش مصنوعی بررسی دقیق از منابع خواستم ۴ دقیقه طول کشید تا بررسی کند
این معادل ۳ الی ۴ ساعت تحقیق انسانی است.
منابع معتبر زیادی آورد؛
پاسخ: مطلقا حتی یک عدد حدسی و ضعیف هم برای روز و ماه تولد کوروش بزرگ وجود ندارد، چه برسد به عدد قابل اتکا.
بنابراین این کانال ها این عدد امروز را از کجا آورده اند!
۷ ابان هم که صرفا بزرگداشت کوروش بزرگ به مناسب ورودش به بابل است. البته همین هم تخمین هست ولی حداقل چندتا منبع هست.
هیچ عددی نه برای روز، نه برای ماه تولد کوروش بزرگ وجود ندارد .
حتی بر روی سال تولدش هم بحث هست و عدد دقیق اثبات شده ای نیست.
چهارم شهریور تنها مصادف با جشن باستانی شهریورگان میباشد، از دیرباز زمانی بوده برای گرامیداشت پادشاهان و فرمانروایان خوشنام که کارهای نیکو کردهاند؛ ولی این روز از نظر تاریخی زادروز کوروش بزرگ نیست. اگر میخواهید در این روز یاد کوروش بزرگ را به عنوان پادشاهی نیکو و خوشنام گرامی بدارید این خوب است، ولی زادروزش نیست. این جشن از خود کوروش بزرگ، ۳۰۰ سال قدیمیتر است. یعنی نمیتوان ادعا کرد این جشن به خاطر کوروش ایجاد شده است.
سام آریامنش
🇦🇺 @ofoghroydadd
➕ این جمله هم از کوروش بزرگ نیست و دروغه:
دستور میدهم تا پس از مرگم مرا در خاک ایران دفن کنید تا اجزای تنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهند
هیچ منبعی وجود ندارد همین سالها ساخته شده است.
پژوهشی تازه به رهبری مایلز ریچاردسون، روانشناس دانشگاه داربی، نشان میدهد که واژگان مرتبط با طبیعت در زبان انسانها طی دو قرن اخیر بهشدت کاهش یافته است.
او با استفاده از پایگاه داده Google Books Ngram (۱۸۰۰ تا ۲۰۱۹) بسامد ۲۸ واژهای همچون رودخانه، دشت، منقار و شاخه را بررسی کرد و دریافت کاربرد این واژگان از حدود میانه قرن نوزدهم همزمان با صنعتیشدن و شهرنشینی، حدود ۶۰ درصد افت کرده است.
نتایج او با یک مدل شبیهسازی تعامل انسان و طبیعت مقایسه شد و کاهش زبان طبیعت با خطای کمتر از ۵ درصد بازتولید شد؛ همبستگیای که نشان میدهد پیوند انسان با طبیعت واقعاً فروکاسته است. بررسیهای دیگر (مانند تحلیلهای ۲۰۱۷ از داستانها، ترانهها و فیلمها) نیز روند مشابهی را تأیید میکنند.
ریچاردسون تاکید میکند که این افت ناشی از گسست میان نسلهاست و پیامدهای مهمی برای بحران زیستمحیطی و سلامت روان دارد. به گفته او، «اتصال به طبیعت» اکنون یکی از ریشههای بحران محیطزیست شناخته میشود و بازسازی آن نیازمند دگرگونی بنیادین در رابطه جامعه با طبیعت است.
مقاله اصلی: Earth
🚀 @ofoghroydad
یک جمعبندی و خلاصه کلی از اتفاقات سیاسی که افتاده و احتمالا میافتد
Читать полностью…پژوهشی تازه در بریتانیا نشان میدهد ترکیبات گیاه شاهدانه، بهویژه کانابیدیول (CBD) و تتراهیدروکانابینول (THC)، میتوانند در روند سالمندی نقشی مثبت داشته باشند.
این مرور نظاممند بر پایه ۱۸ پژوهش از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۲۳ انجام شده و شامل پژوهشهای انسانی و حیوانی است.
در آزمایشهای حیوانی، مصرف این ترکیبات با طول عمر بیشتر، بهبود تواناییهای شناختی و کاهش التهاب همراه بوده است. اما نتایج در مطالعات انسانی متناقضتر است: برخی پژوهشها نشان دادهاند که مصرف شاهدانه میتواند حافظه را تضعیف کند، در حالی که برخی دیگر از تأثیر محافظتی آن بر کارکرد شناختی سخن گفتهاند.
پژوهشگران تأکید دارند که شواهد اولیه امیدوارکننده است، اما نباید اغراق شود. عوامل مهم دیگری مانند تغذیه، خواب، ورزش و مدیریت استرس همچنان نقش اساسی در سالمندی سالم دارند و شاهدانه تنها بخشی از این تصویر است.
این بررسی همچنین بر لزوم انجام پژوهشهای گستردهتر و دقیقتر در زمینه تأثیرات شاهدانه بر انسانها، بهویژه در سنین بالا، تأکید میکند.
این پژوهش در مجله Journal of Cannabis Research منتشر شده است.
🚀 @ofoghroydad
🚀 @ofoghroydadd
این پژوهش برای فضانوردان کانال نبود.
به اخطار توجه کنید:
اخطار پزشکی: هنوز شواهد علمی کافی درباره فواید شاهدانه برای سالمندی وجود ندارد. مصرف خودسرانه آن میتواند خطراتی برای قلب، حافظه و روان به همراه داشته باشد. اگر کسی به دلایل درمانی قصد استفاده دارد، باید تنها تحت نظر پزشک متخصص باشد. ⚠️
مقاله اصلی
+ برای خواندن پژوهشهای دیگر، واژههای حشیش، شاهدانه و ماریجوانا را در دو کانال افقرویداد کاوش کنید.
اگر پهلوی باقی میماند!
من طرفدار پهلوی نیستم و البته مخالف آن هم نیستم، بلکه موافق و مخالف بخشهای مختلف آن هستم. اگر پهلوی باقی میماند، در اقتصاد اگر از کره جلوتر نبودیم، همپای آن بودیم؛ زیرا رشد ما همسطح کره بود.
در سینما شاید به اندازههای سینمای اروپا یا حتی هالیوود رسیده بودیم، چه استعداد و پشتکاری در این زمینه داشتیم.
در هنر و معماری جزء بهترینها بودیم.
باور دارم شاه بهتدریج، همانند شاهان غرب، بهویژه پادشاهی بریتانیا (ملکه)، از استبداد خود میکاست و کمکم به سمت مشروطه و دموکراسی بیشتر میرفت؛ تا جایی که امروز اگر او زنده بود یا پسرش جانشین او بود، احتمالاً از این نظر شبیه پادشاهیهای مشروطه و ازاد بودیم.
آزادی بیان، قلم و رسانه بدون هیچ فیلتری وجود داشت.
دارم بهشتی که میتوانست رقم بخورد را توصیف میکنم ولی مشتی حیوان پستطینت و پستسرشت از ما دریغ کردند؛ افسوس و صد افسوس.
اگر پهلوی باقی مانده بود، در زمینه گردشگری بیشک ایران یکی از ده کشور برتر دنیا بود.
چه محورهای مهم حملونقلی که از ایران میگذشت، چه فرودگاههایی و چه ارتشی پیشرفتهای!
شاید حتی در جریان نخستین جنگ آذربایجان و ارمنستان، آذربایجان دستکم به یک ایالت خودمختار ایران تبدیل میشد و این پارهی تن چنین جدا نمیافتاد. این فرصت برای جمهوری اسلامی نیز دوبار پیش آمد، اما از آن استفاده نکرد.
در موضوع پاسپورت و ویزا، تلآویو و تهران مانند تبریز و اردبیل بودند. شهرهای آمریکا و صدها کشور دیگر کاملاً به روی ما باز بود.
بسیاری از بناهای تاریخی بازسازی میشد و اسناد و شواهد تاریخی فراوانی کشف و خوانده میشد؛ تا آنجا که در هر کتابخانه بزرگ دنیا، ایران بخشی ویژه مانند یونان و روم میداشت.
چه اندازه سود نصیب افغانستان میشد، شاید افغانستان به این روز نمیافتاد. چه مقدار برق صادر میکردیم به کشورهای دنیا. احتمالاً اقتصاد غیرنفتی ما تا حد زیادی جایگزین نفت شده بود.
پنجاه سال زمان اندکی نیست. چندین نیروگاه هستهای داشتیم و حتی شاید عضو ناتو بودیم؛
شاید با آن همه قدرت و شکوه، یکی از اعضای اصلی شورای امنیت سازمان ملل میشدیم. دلیلی نمیبینم که چنین نمیشد.
شاید حتی دین و ایمان بیشتر مردم محکمتر و پابرجا میماند، هرچند فضای نقد باز بود ولی صدمهای که سیاست دینی به دین میزند، نقد هرگز نمیزند.
دینی که آغشته به سیاست نباشد آسیب نمیبیند. اما امروز دین چنان آسیبی دیده که به سختی ۲۰ درصد کشور مسلمانند و شیعه در اقلیت است. این جمله اختصاصا برای مذهبی ها بود.
و کلی اتفاق خوب دیگر رقم میخورد در این ۵۰ سال.
مانعی نبود
قدرتمندتر شدن اوپک هم اضاف کنید.
احتمالا جنگ ایران و عراق هم رخ نمیداد. این همه کشته و خسارت.
پیشنهادها به فعالان:
فعلا دکمهی بحث پادشاهیخواهی جمهوریخواهی را برای کانالها و گروههای جمهوریخواهی و پادشاهیخواهی خاموش کنید. بحث و جدلهای بیپایان در این مورد فعلا نه نان میشود، نه آزادی، نه آینده. انرژی را هدر ندهید. وقت این یکی هنوز نیست.
بهجایش بروید پای گفتمان با اقلیتها و مردم عادی. با آنها از تاریخ مشترکمان بگویید، از وضعیت مشترکی که الان در آن گیر کردهایم، از تبعیضها(زبان اقتصاد فرهنگ)، از اینکه اگر متحد بمانیم آینده بعد از رژیم میتواند چطور باشد.
نشان بدهید چرا پانتورکیسم یا پانکوردیسم بیشتر به بنبست میرسد تا به آزادی. رسانهها و پستهای گروهکهای تروریستی را با روشنگری و خنثیکردن شایعات بیاثر کنید. کمکم فضا تغییر میکند. اینها روی هم رفته چند صد نفرند، ولی اثر همنوایی در کف خیابان کار خودش را خواهد کرد؛ امید ما به مردم و ارتش است. بنابراین ما مردم عادی را بیشتر آماده میکنیم با اینکارها.
و حالا سؤال بزرگ؛
ممکن است یک جمهوریخواه یا پادشاهیخواه بپرسد: پس کی وقتش میرسد که با جمهوریخواهان یا پادشاهیخواهان بحث کنیم، حرصشان را در بیاوریم و به هم فحش بدهیم برای همدیگر اسمهای مسخره بگذاریم؟
جواب ساده است: وقتی دولت موقت تشکیل شد، امنیت برقرار شد و یک سالی مانده بود به انتخابات. آن وقت میتوانید با خیال راحت بزنید توی سر و کلهی هم.
الان اما نه. الان وقت آگاهیرسانی در زمینه های دیگر است. وقت تمرکز روی مهمترین هدف: رفتن این رژیم، چه سخت چه نرم، حفظ تمامیت ارضی با گفتن از تاریخ و تبار مشترک و احترام به ارزش ها و زبان اقلیتها در ایران آینده و حمایت از ارتش و دقت در رفتار اسرائیل و ترکیه و خنثی کردن دیساینفمِیشَنهای پانها. حتی مبارزه با پان ایرانیسم ها نیر خوب است؛ حسن نیت شما را میرساند، که ما به همین ایران، همین اندازه، و همین مردم فوق العاده و همین زبانها و فرهنگهای عالی و پوششهای آزاد و آزادی زبانها در کنار زبان رسمی، سکولاریسم، دموکراسی و اینکه شاه و رئیس جمهور بالاتر از قانون نیست و حقوق بشر و حقوق و آزادی ادیان مختلف باور داریم.
آیا واقعا حرفهای من بد و شرورانه است؟
و در آخر: اگر فکر میکنید من اشتباه میکنم، از نظر من یکی هیچ اشکالی ندارد ـ اختلاف بزرگی نداریم. اما مسیرهای که گفتم را کمی فعالتر کنید در کنار بحث «بدزمان و بدمکان جمهوریخواهی و پادشاهیخواهی.»
پشت گوش نیاندازید!
➖➖➖➖➖➖➖
اگر به اصطلاح به فارسها، لرها، گیلکها، مازنیها و دیگر هموطنان ما توهین کردند، هرگز پاسخ ندهید. هموطن اگر هم گوشت ما را بخورد، استخوانمان را دور نمیاندازد. برادری و خواهری کنیم، چون واقعاً برادر و خواهر ما هستند. این رژیم بود که میان ما شکاف انداخت و وظیفه ما برداشتن این شکاف است.
آنچه واقعاً کشنده است و ایرانیت یک فرد را نابود میکند، توهین به اقوام ایرانی یا مسخره کردن آنان است. تأکید من بهویژه بر سه قومیت آذری، کرد و بلوچ است؛ چون جریانهای پانترکیسم، پانکردیسم و تجزیهطلبی تلاش میکنند در این جوامع ریشه بدوانند. خواهش من این است که هرگز به این دسیسه کمک نکنید؛ چون در حقیقت با این کار تیشه به ریشه خود و میهن خود میزنید. این دقیقاً همان چیزی است که ترکیه و احتمالا حتی اسرائیل، میخواهند.
پس حتی اگر بدون دلیل و از روی احساسات به شما توهین کردند، هرگز قومیت، فرهنگ یا زبانشان را مسخره نکنید. خودتان را کنترل و مدیریت کنید؛ نه از ترس، بلکه چون این کار درست است. این یعنی احترام، این یعنی خویشتنداری.
در غیر این صورت، اگر کار به درگیری برسد، سرکوب و کنترل این تحرکات از سوی ارتش و مردم همان مناطق شاید تنها یک روز تا یک هفته طول بکشد (با شروطی که گفته شد، انسجام ارتش حمایت مردم از ارتش و خود مردم همان شهرها). اما چرا باید کار به اینجا بکشد!
این توصیه نه فقط برای امروز، بلکه برای همیشه است. بهویژه باید مراقب جو ورزشگاهها باشیم. اگر اتفاق بدی افتاد، آن را محکوم کنید.
سام
انزوا محدود به احساس تنهایی نیست تحقیقات نشان میدهد کمبود تعامل اجتماعی میتواند هم بر بدن و هم بر سیستم شناختی اثرات منفی عمیقی بگذارد.
روابط اجتماعی، بخشی اساسی از سلامت و بهزیستی ماست.
™️کاری از گروه تکامل➕Mollashahi
🎙دوبله فارسی
🚀 @ofoghroydad
مرتبط:
🎥 آیا آدمهای صاف و صادق کلاهشان پس معرکه است؟
🎥 دلیل تنهایی شما چیست، و چگونه دوست پیدا کنید
🎥 احساس تنهایی
🎥 پادزهری برای حس نارضایتی
⭐افزایش تجرد؛ نه لزوماً کاهش شادکامی!
⭐ردّ انگارهی «اپیدمی تنهایی»
🟢 مستند ایزوله کردن انسان
فیروزه، مصادرهی فرهنگی و روایتهای ملیگرایانه
ریشهی نام Turquoise
رنگ فیروزهای در انگلیسی Turquoise نامیده میشود. این واژه نه از زبان ترک که از زبان فرانسوی قرون وسطی میآید: pierre turquoise به معنای سنگ ترک.
علتش این بود که سنگ فیروزه از ایران و مصر به اروپا صادر میشد اما از راه عثمانی به دست اروپاییان میرسید. بنابراین، اروپاییان آن را سنگی که از خاک ترکزبانان میآید نامیدند. در حالی که خاستگاه اصلی فیروزه، معادن ایران و مصر باستان بود.
مصادرهی فرهنگی چیست؟
در علوم اجتماعی، مصادرهی فرهنگی (cultural appropriation) زمانی رخ میدهد که یک ملت یا گروه، عناصر فرهنگی ملت دیگر را به نام خود معرفی کند. این پدیده در تاریخ بیشتر امپراتوریها دیده میشود: روم، بریتانیا، مغول، و عثمانی و غیره.
تفاوت مهم آن است که در عصر مدرن، دولتها برای ملتسازی (nation-building) ناچارند گذشتهای یکپارچه و پرشکوه برای خود بسازند. اینجاست که تصاحب یا تحریف میراث فرهنگی شدت میگیرد.
ترکیه و مصادرهی فرهنگی
دولت مدرن ترکیه، بهویژه پس از فروپاشی عثمانی، برای ساختن هویت ملی به گذشته نیاز داشت. ترکزبانان پیش از ورود به آناتولی (سدهی یازدهم میلادی) فرهنگ مکتوب و معماری غنی نداشتند؛ بنابراین به میراث سرزمینهای فتحشده (ایران، یونان، ارمنستان، عرب و روم شرقی) تکیه کردند.
از اینرو:
شاعران فارسیزبان مانند مولوی و نظامی شاعر ترک معرفی میشوند.
جشن نوروز بهعنوان جشن ترکها ثبت بینالمللی میشود.
خوراکهایی مانند باقلوا، کباب، دلمه و صنایع دستی چون فرش به نام ترکی تبلیغ میشوند.
معماری سلجوقی و عثمانی، که بر پایهی سنتهای ایرانی و بیزانسی شکل گرفته، صرفا معماری ترک خوانده میشود.
سطح دانشگاهی در برابر سطح سیاسی
باید میان دانشگاه و پژوهش علمی با سیاست و رسانه تفاوت گذاشت:
در سطح دانشگاهی، پژوهشگران ترک و غیرترک میدانند و صریحا مینویسند که:
مولوی و نظامی شاعران فارسیزباناند.
معماری عثمانی از معماری ایران و بیزانس وام گرفته است.
نوروز، فرش و موسیقی مقامی ریشهای فراگیر در ایران بزرگ دارند.
اما در سطح سیاست و تبلیغات، روایت دیگری ساخته میشود: برای تقویت هویت ملی، واقعیتها تحریف یا سادهسازی میگردد.
بنابراین نام Turquoise یادگار مسیر بازرگانی از خاک عثمانی است، نه نشانهی اصالت ترک این سنگ.
مصادرهی فرهنگی ترکیه بخشی از پروژهی ملتسازی مدرن است، نه یک ویژگی ذاتی ترکزبانان.
دانشگاهیان حقیقت را میدانند و مینویسند؛ اما سیاستمداران و رسانهها روایت دیگری میسازند.
آگاهی تاریخی و نقد علمی میتواند مانع شود که میراث ایران و دیگر ملتها در روایتهای سیاسی گم شود.
نبرد سیاست و علم؛ پیروزی با کیست؟
سیاست در کوتاهمدت میتواند حقیقت را پنهان کند؛ علم در بلندمدت حقیقت را آشکار میسازد.
بنابراین پاسخ دقیق این است که سیاست میتواند موقتا پیروز شود، اما علم در درازمدت دست بالا را دارد.
سیاست مثل موج است، سریع و پرقدرت اما زودگذر. علم مثل جریان رود است، آرامتر اما ماندگار.
در کوتاهمدت سیاست و رسانه برنده خواهد بود؛ اما در بلندمدت علم برنده است چون علم بر مبنای سند و مدرک و شواهد است.
سام آریامنش
🚀 @ofoghroydad
اطلاعات بیشتر از این بحث جدید آبی ایرانی یا آبی ترکی!
چرا ترکیه از زمان تاسیسش تا امروز تاریخ را تحریف میکند و به سرقت فرهنگی دست میزند؟
تحلیل روانشناختی و اجتماعی جریانهای افراطی تاریخنگارانه و هویتی
لطفا مراقب باشید هوش مصنوعی را برای روانکاوی افراد به کار نبرید
مثالی بزنم:
یک نفر مینویسد:
لطفا اجازه بدید من پاسخ این سوال رو بدم؛ من نوروساینتیست هستم و در این زمینه بهتر میدانم.
و بعد از هوش مصنوعی میخواهیم بگوییم این فرد چه مشکلات روانی دارد.
پاسخش این است:
۱. خودبزرگبینی (Grandiosity)؛ چون گفته «من بهتر میدانم».
۲. کمتحملی نسبت به نظر دیگران؛ چون گفته «اجازه بدید من جواب بدهم».
۳. وابستگی به اعتبار اجتماعی؛ چون به حرفهی خودش اشاره کرده.
۴. ویژگیهای سلطهجو؛ چون میخواهد جریان گفتگو را کنترل کند.
➖➖➖➖➖➖➖
میبینید؟ تنها از یک جمله ساده، پنج مشکل روانی لیست شد!
اگر این معیار درست باشد، پس همهی ما در نوشتههایمان اختلال داریم!
اما واقعیت این است:
هیچ روانشناس یا روانپزشکی، حتی با سالها تجربه، از یک جمله یا یک متن، کسی را تشخیص نمیدهد.
تشخیص اختلال نیازمند مصاحبهی دقیق، آزمونهای استاندارد، و درک بافت رفتاری است.
طبق DSM-5 (راهنمای تشخیصی انجمن روانپزشکی آمریکا)، هیچ اختلالی بدون ارزیابی کامل تشخیص داده نمیشود. تشخیص نیازمند:
مصاحبهی بالینی
آزمونهای معتبر
بررسی تاریخچهی رفتاری و زمینهی اجتماعی است
یک جمله یا صفحه، به تنهایی هیچ ارزشی در این زمینه ندارد.
هوش مصنوعی هم برای این کار ساخته نشده و دادهی کافی ندارد و اصلا نمیتواند انسان را بفهمد حتی اگر خودآگاهی داشته باشد، احساس و درک و تجربه ندارد. این نشان میدهد کل بدن چقدر مهم است و تنها خودآگاهی کافی نیست.
این کار خطرناک است چون حتی اگر نتیجه را به خود فرد نگویید، ذهنیت شما نسبت به او عوض میشود و این قضاوت، رابطهها را خراب میکند.
لطفا از هوش مصنوعی برای روانکاوی دیگران استفاده نکنید. نه علمی است، نه اخلاقی.
بنابراین این کار نه علمی است نه اخلاقی.
این رفتار مصداق overinterpretation است؛ یعنی برداشت افراطی از اطلاعات محدود. از نظر فلسفی، این مغالطهی شخصیتخوانی بر اساس شواهد ناکافی (hasty generalization) محسوب میشود.
🚀 @ofoghroydad
یکم شهریور، روز پورسینا(ابنسینا) و روز پزشک گرامی باد
ابنسینا (۹۸۰–۱۰۳۷ میلادی)، یا پورسینا، یکی از بزرگترین متفکران و پزشکان ایرانیتبار تاریخ است. او در روستایی نزدیک بخارا در یک خانواده ایرانی چشم به جهان گشود و در همدان درگذشت. آثار او، به ویژه قانون در طب، برای قرنها مرجع اصلی پزشکی در دانشگاههای اروپا بود و الهامبخش علم پزشکی مدرن.
ابنسینا نه تنها در پزشکی، بلکه در فلسفه، منطق، نجوم، ریاضیات و موسیقی نیز آثار مهمی دارد و همچنین او نقشی کلیدی در انتقال دانش یونانی به خاورمیانه و سپس اروپا ایفا کرد.
او در طول عمر کوتاه ۵۷ ساله بیش از ۲۴۰ اثر نوشت.
🚀 @ofoghroydadd
اگر این روزها را گرامی ندارید و به یاد نداشته باشید، بچهها و جوانان شما فکر میکنند تلاش کردن و مفید بودن ارزشی ندارد، در یاد کسی نمیماند، کسی آن را ستایش نمیکند و خدمت کردن چیز مهمی نیست و اگر خدمتی کنید از چشم مردم دور میماند و این ناامیدی و کوتاهی به بار میآورد و انگیزه را مختل میکند.
گرامیداشت بزرگان، تنها ادای احترام نیست؛ پیامی روشن به نسل بعد است که تلاش، دانش و خدمت به جامعه ارزشمند است و فراموش نمیشود. همچنین از ربایش اصالت این فرهیختگان توسط همسایگان هم تا حدی جلوگیری میشود.
بنابراین حداقل کاری که میتوان در قبال افراد مفید در تاریخ کرد یادآوری و ستایش و از حرفهای درست و نادرستشان گفتن است و این برای نسل بعد انگیزه بخش است.
نباید مردمی فراموشکار باشیم، نه در مورد این بزرگان، نه در مورد گلهایی که در راه آزادی در این سالها پرپر شدند.
نقش نمادین بز کوهی در هنر و فرهنگ خاور نزدیک باستان
در یک پژوهش تازه منتشر شده در نشریه L'Anthropologie، دکتر شیرین ترکماندی(ترکمندی) همراه با همکارانش دکتر مارسل اوته و دکتر عباس مترجم به بررسی معنا و کارکرد نمادین بز کوهی (ایبِکس) در فرهنگهای باستانی خاور نزدیک پرداختهاند. این حیوان، که یکی از گونههای بزهای وحشی از جنس Capra است، در طول هزاران سال به عنوان یک نماد فرهنگی و اسطورهای در هنرهای گوناگون بازنمایی شده است.
ریشههای اهلیسازی و حضور در هنر
بر اساس دادههای دیانای میتوکندری، بز کوهی حدود ۱۰ هزار سال پیش در منطقه زاگرس ایران و آناتولی شرقی اهلی شده و سرانجام به بز اهلی امروزی تبدیل شده است. از دوران نوسنگی تا عصر برنز و آهن، تصاویر بز کوهی در هنرهایی همچون نقشنگارههای صخرهای، سفالینهها، اشیای فلزی و حتی خالکوبیها بهطور مداوم دیده میشود.
ارتباط با باروری و زنانگی
نماد بز کوهی در بسیاری از نمونههای هنر باستانی در کنار تصاویر زنان، نشانههای هندسی و علائمی شبیه تقویم قمری دیده میشود. برای نمونه، در نقاشی صخرهای موسوم به «مادر رنالدی» چندین بز یا گوزن در اطراف تصویری از زنی در حال زایمان دیده میشود. در غار لوسل فرانسه نیز پیکرهای ونوسمانند با شاخی در دست (احتمالاً شاخ بز کوهی) حک شده است.
این تکرار، نشاندهنده پیوند میان بز کوهی با باروری و نمادهای زنانه است. حتی در متون بابلی، الهه اینانا به صورت استعاری به اندام تناسلی خود با واژه «شاخ» اشاره میکند. افزون بر این، تصویر بزها و گوزنها روی مومیاییهای زنانه در دوره هخامنشی-سکاها (سدههای ۵ و ۴ پیش از میلاد) نیز این پیوند را تقویت میکند.
بز کوهی و ایزدباران
در اسطورهشناسی میانرودان، ایزد آب شیرین، انکی، که با حیاتبخشی و رودهای دجله و فرات مرتبط است، اغلب در کنار بز کوهی یا بز اهلی تصویر میشود. این ارتباط احتمالاً ناشی از همزمانی فصل جفتگیری بز کوهی با آغاز بارشهای پاییزی در منطقه (اکتبر و نوامبر) بوده است. بنابراین، بز کوهی نه تنها الهامبخش اسطورهها، بلکه بهعنوان یک نشانگر تقویمی نیز عمل میکرده است.
شواهد باستانشناسی در ایران
یکی از مهمترین شواهد، لوحی برنزی مربوط به ۱۵۰۰ تا ۷۰۰ پیش از میلاد، کشفشده در لرستان است که اکنون در موزه لوور نگهداری میشود. در این لوح، دو بز کوهی در دو سوی زنی در حال زایمان دیده میشوند؛ تصویری که شباهت آشکاری به هنر صخرهای مادر رنالدی دارد. همچنین در سفالینههای مکانهایی چون تپه حصار، تل باکون و شوش، نقش بز کوهی همراه با خورشید، ستارهها و نمادهای آسمانی تکرار شده است.
ارتباط با آسمان و نمادهای کیهانی
بز کوهی علاوه بر باروری، با آسمان و اجرام سماوی نیز پیوند داشته است. این امر در صورت فلکی جدی (Capricorn) آشکار است که ترکیبی از بز و ماهی است و با باران و ستارگان مرتبط دانسته میشد. در متون سومری، بز کوهی سی-مول به معنای شاخستارهای یا شاخدرخشان نامیده شده است. این ارتباط ناشی از زیستگاه طبیعی بز کوهی در ارتفاعات بوده که در ذهن جوامع باستانی آن را موجودی نزدیک به آسمان مینمایانده است.
پژوهشگران تاکید میکنند که حضور مداوم بز کوهی در هنر و اسطوره از دوره پارینهسنگی تا عصر آهن، نشان از جایگاه عمیق آن در ناخودآگاه جمعی انسان دارد. این حیوان نه تنها برای منابعی چون شیر، گوشت و پشم ارزشمند بوده، بلکه بهعنوان نمادی از باروری، زنانگی، آبزایی، و ارتباط با آسمان جایگاهی ویژه در فرهنگهای خاور نزدیک یافته است. استمرار این نمادگرایی در آثار هنری، سفالینهها و اشیای آیینی، ظرفیت عظیمی برای تفسیر و شناخت ساختارهای فکری جوامع باستانی فراهم میآورد.
🚀 @ofoghroydad
🔗 L'Anthropologie (2025).
یه تیم تحقیقاتی تونستن کاری کنن که گیاهای ساکولنت بعد از شارژ مثل برچسبهای شبتاب دو ساعتی نور دهی داشته باشن، اونقدر که بشه باهاش مطالعه کرد. نورشون کمکم ضعیف میشه و الان چالش اصلی اینه که عمر این درخشش رو بیشتر کنن. نکتهی جذاب اینه که تونستن رنگهای مختلف مثل قرمز و سبز و آبی هم بسازن و چیزی که همه رو شگفتزده کرده اینه که یه مادهی کاملاً مصنوعی اینقدر راحت با ساختار طبیعی گیاه قاطی شده و انگار بخشی از خودش شده ،و گویا آسیبی به گیاه نمی زنه.
👁 Glow-in-the-dark houseplants shine in rainbow of colours
Succulents become rechargeable night lights after injection with tiny phosphor particles.
@ofoghroydad
اوتیسم در حال افزایش است: واقعاً چه چیزی پشت این افزایش است؟
این مقاله در نیچر چاپ شده بیشتر مثل یک گزارش خبریه تا تحقیق علمی سنگین، و سعی میکنه توضیح بده چرا آمار تشخیص اوتیسم اینقدر رفته بالا، بدون اینکه بگه حتماً تعداد واقعی مبتلاها بیشتر شده.
هیچ تقدسی در میان نیست، سخن بر سر احترام به بزرگان است.
کوروش بزرگ، پدر ایرانزمین، خوشنامترین پادشاه تاریخ انسان و بنیانگذار یکی از دولتهای یکپارچه ایرانی است. او بیشتر جنگهای خود را بدون کشتار پیش برد، و الگویی شد برای فرمانروایان پس از خود و حتی برخی از قانونگذاران در جهان امروز، از جمله در ایالات متحده.
با بنیانگذاری امپراتوری هخامنشی، کوروش یک گرداب فرهنگی و ژنتیکی پدید آورد، بیآنکه زبان مادریاش را بر دیگران تحمیل کند. او آزادی زبانها، ادیان و خدایان را پاس داشت، بردگان را آزاد کرد و قوم یهود را از اسارت رهانید. اگر یک انسان در تاریخ بشریت شایسته ستایش و احترام باشد، بیتردید او کوروش است.
احترام به این شخصیت والا هیچ ارتباطی با خرافهپرستی ندارد. اینکه گروهی اندک رفتارهای نادرست و اغراقآمیز مثل سجده کردن دارند، نباید سبب شود یکی از نیکوترین چهرههای تاریخمان را کنار بگذاریم. کوروش باید همچون الگویی برای ما و فرزندانمان زنده نگاه داشته شود.
فراموش نکنیم این مرد ۲۵۰۰ سال پیش زیست و در بسیاری عرصهها از چهرههای سیاسی امروزین کارنامهای درخشانتر داشت.
غربیها و شرقی ها نیز برای فرمانروایان خود تندیس میسازند، خیابانها و مؤسسات را به نامشان مینامند و هر سال همایشهای تاریخی پژوهشی به افتخارشان برگزار میکنند، ما نیز باید مردان و زنان بزرگ سرزمینمان را ـ چه در سیاست و چه در دانش ـ پاس بداریم و نامشان را زنده نگاه داریم.
🇦🇺 @ofoghroydad
3️⃣ درخواست رابرت اف. کندی جونیور برای پسگرفتن یک مقاله درباره واکسن رد شد
5️⃣آیا گرانش کوانتومی است؟ آزمایشهای تازه برای پاسخ به پرسشی بنیادین فیزیک
4️⃣داوران علمی و وسوسه استناد به خودشان!!
🦘 خواندن این اخبار:
🇦🇺 /channel/ofoghroydadd/12216
این یک تنظیم دقیق از حق تحصیل زبان مادری است برای آینده ایران.
وقتی میگویند ما حق تحصیل زبان مادری میخواهیم یعنی این که در ادامه میآید؛
در بقیه کشورهای آزاد دنیا نیز چنین است؛ یعنی همین متد است.
➖➖➖➖➖➖➖➖
با هم ببینیم این برنامه چگونه است:
متد پیشنهادی آموزش زبان در ایران آینده
🔴 دبستان
١. مقطع دبستان (پایههای ۱ تا ۶)
زبان مادری: زبان اصلی آموزش خواندن، نوشتن، ریاضی و علوم در سه سال اول (پایههای ۱ تا ۳).
از پایه ۴ به بعد نقش آن کمتر میشود ولی همچنان در برنامه میماند (ادبیات محلی، فرهنگ، داستانگویی، تاریخ محلی).
زبان فارسی: از همان پایه اول به صورت موازی و افزایشی آموزش داده میشود (ابتدا در سطح زبان دوم، سپس از پایه ۴، زبان غالب آموزش علمی میشود).
زبان انگلیسی: فقط آشنایی مقدماتی از پایه ۵ و ۶ (واژگان ساده، بازی و ارتباط شنیداری).
تا اینجا هیچ آسیبی به زبان فارسی و زبان مادری وارد نشد.
🟢 برویم سراغ دبیرستان
٢. مقطع متوسطه اول (راهنمایی: پایههای ۷ تا ۹)
فارسی: زبان اصلی آموزش تمام دروس تخصصی (ریاضی، علوم، تاریخ عمومی، جغرافیا).
زبان مادری: ادامه بهعنوان درس اختیاری/فرهنگی (ادبیات، شعر، تاریخ محلی).
انگلیسی: آموزش رسمی بهعنوان زبان خارجی اجباری، با تمرکز بر مهارتهای شنیداری و گفتاری.
٣. مقطع متوسطه دوم (دبیرستان: پایههای ۱۰ تا ۱۲)
فارسی: زبان کامل آموزش علمی و دانشگاهی.
زبان مادری: درس انتخابی برای علاقهمندان (ادبیات تطبیقی، زبانشناسی مقدماتی، یا فرهنگ قومی).
انگلیسی: آموزش پیشرفتهتر (متون علمی مقدماتی، مهارتهای نوشتاری).
🟠 برویم سراغ دانشگاه:
٤. دانشگاه
زبان فارسی: زبان رسمی آموزش دروس تخصصی و علمی.
زبان مادری: امکان داشتن گروههای علمی اختیاری (مثلاً ادبیات کردی، زبانشناسی ترکی، مطالعات محلی).
انگلیسی: زبان اصلی دسترسی به منابع جهانی (و حتی شرط فارغالتحصیلی) (تسلط در سطح کارکردی).
نکات کلیدی متد:
✅ کودک در سالهای اول تحصیل به زبان مادریاش مفاهیم پایه را راحتتر میآموزد.
✅از اواسط دبستان فارسی به زبان غالب علمی تبدیل میشود، تا فرد از جریان ملی جدا نشود.
✅انگلیسی به صورت تدریجی و ابزاری وارد میشود، نه در رقابت با زبان مادری یا فارسی.
✅زبان مادری حفظ میشود، اما در سطح فرهنگی و اختیاری، نه در جایگاه زبان رسمی و علمی.
✅این متد هم هویت قومی را محترم میشمارد، هم انسجام ملی و بازار کار را تضمین میکند، و هم دروازهی جهانی (انگلیسی) را باز میگذارد.
این متد مخلوطی از فنلاند و سوئیس و هند و کانادا بود.
حق تحصیل زبان مادری که میگویند این بود.
با دقت بخوانید و باورهای خود را در این زمینه تنظیم کنید، چه به عنوان مخالف چه به عنوان موافق.
🔴 چالش اصلی:
مشکل برای اجرای طرحی مشابه این، اینجاست که هر شهر یکدست نیست، یعنی از هر قومیتی دارد. در یک شهر(یا اکثر قریب به اتفاق شهرها) همه به یک زبان مادری سخن نمیگویند.
اما این راه حلی دارد و در پستی مجزا در آینده میگوییم؛ هرچند کمی هزینه بر است و چند سالی طول میکشد تا جا بیافتد.
🟢در طرح بالا نه زبان فارسی آسیب میبیند ـ چون چیزی برایش عوض نشده ـ و پس انسجام ملی هم تحلیل نمیرود (حتی تقویت میشود چون احترام به زبان مادری اقوام، باعث همبستگی ملی بیشتر میشود)، و نه در حق زبان مادری ستم میشود.
ضمن اینکه در متد بالا کاری کردیم که انگلیسی بسیار مهمتر شود و اصلا دست کم گرفته نشود به ویژه در زمینه علم.
🚀 @ofoghroydad
به واژه اجباری و اختیاری در هر دوره هم دقت کنید. در کل این واژه ها و سایر واژهها حساب شده و دقیقاند.
حرفهایی برای آینده:
رهبری دولت موقت، اهمیت کابینه موقت، فدرالیسم، خودمختاری، کمونیسم، مجاهدین خلق
به جز موضوع خودمختاری، بقیه نظر شخصی من است.
از نظر فیلوژنتیک (تبارشناسی تکاملی) یعنی دقیقترین و علمیترین روش مدرن، انسان در اصل هم ماهی است، هم خزنده، هم پستاندار نخستی (ایپ/مانکی(میمون))، چون همهی این گروهها شاخههایی از اجداد ما را تشکیل میدهند.
یعنی ما هم ماهی هستیم
هم خزنده هستیم
هم ایپ هستیم
هم مانکی هستیم
با تجربه شخصی من از برخورد با دوستان زیست شناس(چه ایرانی چه خارجی، مستقیم و غیر مستقیم)، حداقل نیمی از مدرک گرفتههای زیست شناسی که من برخورد داشتهام، اصلا اینها را نمیدانند و حتی مخالفت هم میکنند و نمیدانم چرا. به دلیل کپی صرف از کتب دانشگاهی که هیچگاه کامل نیستند، است، یا کلا به دقیقترین و علمیترین روش باور ندارند، یا موضوع را نفهمیدهاند!
همچنین بدانید که پرندگان نیز دایناسور هستند. مرغ و خروس و غیره؛ درواقع شما دایناسور میخورید. یعنی دایناسورها منقرض نشدند. بلکه بیشتر آنها منقرض شدند. آنهایی که زنده ماندند در طول ۶۵ میلیون سال به پرندگان تکامل یافتند. این یعنی پرندگان، مثلا مرغ، به تمساح نزدیکتر است تا تمساح به لاکپشت یا به مارمولک و یا به مار.
و جالب اینجاست که بیش از ۴۰ درصد آمریکایی ها فکر میکنند انسانها همزمان با دایناسورهای غیرپرنده زندگی میکردند.(این آمار تقریبا ۱۰، ۱۵ سال پیش است)
🚀 @ofoghroydad
دو توضیح مرتبط از دکتر عرفان خسروی
اینجا و اینجا
این سخنان را نگفتم که بگویم به پادشاهی رأی دهید؛ نه، به هرچه دوست دارید و عقلتان میگوید رأی دهید. تنها بیان کردم که اگر او میماند و نمیرفت، احتمالاً چه میشد. حرص خودم و شما را در آوردم.
ولی
ما میتوانیم؛ هیچ شکی ندارم که دوباره میتوانیم، حتی بهتر و سریعتر. هنگامی که با جهان متحد باشید، بسیاری از دانش و فناوریهای دنیا در اختیارتان قرار میگیرد.
این امر موجب پیشرفت شدید میشود و پیشرفت کشور به نوآوری و فناوری تازه میانجامد و سود آن دوباره به همان کشورها بازمیگردد. تنها کافی است متحد بمانید، در همان روزی که لازم است. بیشتر از آن هم نمیخواهیم.
باید این بحثهای قومیتی را برای همیشه کنار گذاشت: تنها «ایرانی»، با یک هدف؛ آزادی و به رسمیت شناختن حقوق تمام اقلیتها و حقوق بشر، سکولاریسم و دموکراسی و باقی واژهها. آنگاه هرکس بتواند رأی خود را در صندوق بیندازد، در کمال امنیتی که ارتشی مردمی و حمایت عمومی ایجاد میکند.
سیستم سیاسی هرچه باشد، چه پادشاهی و چه جمهوری، بیتردید پیشرفت خواهیم کرد.
اصول باید بر سکولار دموکراسی و دیگر ارزشهای آزادیخواهانه استوار باشد. به نظر من تفاوتی میان این دو نیست، زیرا مردم آگاهند، سران آگاهند و در پی دیکتاتوری نیستند. این باور من است، و من ساده لوح نیستم، فردی پیچیده هستم. نه به معنای برتری.
هر دو پتانسیل دیکتاتوری دارند، شاید یکی مقدار ناچیزی کمتر یا بیشتر؛ این اصل ماجرا را تغییر نمیدهد.
متحد و یکی بمانید. هیچ راه دومی نیست. این احتمالا آخرین فرصت است، برای نسل شما. نه اینکه رژیم بماند، بلکه کلا ایران از بین میرود اگر متحد نمانید؛ بله! اینقدر در نقطه حساسی هستیم.
چه نسلی هستیم که هزاران سال تاریخ را به نابودی بکشانیم!
یا
برای نخستین بار در طول هزارهها، از اتحاد ما و انتخاب ما، سیستمی با ویژگی هایی که نوشتم تشکیل شود. همهش به تو بستگی دارد؛ چند ماه اتحاد بعد از سقوط، کافیست. حرف من بلافاصله ثابت میشود و دیگر نیازی برای التماس برای اتحاد نخواهد بود؛ چون بعد از اعلام نوع سیستم، خود به خود اتحاد تازهای ایجاد میشود.
هرگز دروغ نگویید.
به مردم وعده ندهید که «ما با هم برابر هستیم» در حالی که در عمل قصد دارید پس از رسیدن به قدرت، زبانهای محلی و پوشش و آداب آنان را و همچنین خردهفرهنگها محدود کنید. این دروغگویی نهتنها غیرشرافتمندانه است، بلکه ریشه اعتماد و همبستگی را میخشکاند.
من واژه «خردهفرهنگ» را تنها از این جهت به کار میبرم که در «فرهنگ کلان» همه ما مشترکیم و هیچ تفاوت یا تبعیضی وجود ندارد. برای نمونه، آیینهایی چون نوروز و یلدا برای همگان است.
بنابراین:
یا به اصولی که گفته شد واقعاً باور داشته باشید ــ آزادی پوشش محلی، آزادی زبانهای محلی در کنار زبان رسمی، آزادی ادیان تا آنجا که خشونتآمیز نباشند، و توزیع عادلانه درآمدهای کشور بر پایه جمعیت، نیاز و سطح توسعه (که البته تحلیل دقیقش کار کارشناسان اقتصاد است اما اصل مسئله روشن است) ــ و نیز احیای جشنهای بومی، مثلاً آیینهای آذری یا کردی که میتواند فراگیر شود؛
یا اگر به این اصول باور ندارید، دستکم دروغ نگویید و مواضع واقعی خود را آشکارا بیان کنید. در آن صورت امثال ما نیز آشکارا با چنین افکاری مبارزه خواهیم کرد و کوتاه نخواهیم آمد.
شروع بحث از اینجاست
رباتها با تماشای انسانها یاد میگیرند ابزار بهکار ببرند؛ حتی با دیدن ویدئویی که با موبایل ضبط شده باشد
پژوهشگران دانشگاه ایلینوی، کلمبیا و تگزاس آستین روشی تازه به نام Tool-as-Interface ارائه کردهاند که به رباتها امکان میدهد تنها با دیدن ویدیوهای ساده، شیوه استفاده از ابزارها را بیاموزند. این ویدیوها میتوانند حتی با دوربینهای معمولی تلفن همراه ضبط شده باشند.
در این روش، سامانه ابتدا صحنه را بهصورت سهبعدی بازسازی کرده و تصویر انسان را حذف میکند تا ربات فقط حرکت و کارکرد خودِ ابزار را ببیند. به این ترتیب، ربات به جای تقلید از دست انسان، مستقیما مسیر و زاویه حرکت ابزار را میآموزد.
برخی از دستاوردها:
اجرای موفق وظایفی مانند کوبیدن میخ، برداشتن کوفته، برگرداندن تخممرغ در تابه، تعادلدادن بطری و شوتکردن توپ فوتبال.
افزایش ۷۱ درصدی نرخ موفقیت نسبت به روشهای مرسوم و جمعآوری دادههای آموزشی ۷۷ درصد سریعتر.
توانایی سازگاری با شرایط پیشبینینشده، مانند اضافهشدن ناگهانی اجسام هنگام کار.
این دستاورد میتواند رباتها را از وابستگی به برنامهریزیهای پیچیده و تجهیزات گرانقیمت رها کند و آنها را به سمت یادگیری طبیعیتر، مشابه کودکان، سوق دهد. در آینده حتی ویدیوهای عمومی در اینترنت میتوانند بهعنوان منبع آموزشی جهانی برای رباتها به کار روند.
محدودیتها
هنوز فرض میشود ابزار بهطور ثابت در دست ربات قرار دارد و برخی خطاهای فنی مانند برآورد نادرست موقعیت سهبعدی پابرجاست.
این پژوهش که در کنفرانس بینالمللی رباتیک ICRA 2025 برنده جایزه بهترین مقاله شد، گامی مهم در مسیر ساخت رباتهایی است که میتوانند با مشاهده، همانند انسانها بیاموزند و تطبیقپذیرتر شوند.
سام آریامنش
🚀 @ofoghroydadd
arXiv (2025). DOI: 10.48550/arxiv.2504.04612
#افق_رویداد
#کیهان_ادیسه_فضا_زمان
🪐مستند کیهان ادیسه فضازمان
👨🏽🦱همراه با نیل دگراس تایسون
🎙دوبله
⭐️قسمت 13 آخر
در این بخش، ردیهای علمی و فلسفی بر اندیشهی انسانمحوری و فلسفهی خلقت در ادیان ابراهیمی ارائه خواهد شد. تایسون با بهرهگیری از یک آزمایش فکری نشان میدهد که ادیان نه حقیقت، بلکه ساخته و پرداختهی ذهن انسان هستند. او استدلال میکند که انسان موجودی ویژه و مرکز عالم نیست، جهان برای انسان کار نمیکند و هر پرسش علمی تنها میتواند پاسخی علمی و طبیعی داشته باشد.
وجود ما و همهی اشکال احتمالی حیات در کرههای دیگر، حاصل خود جهان و فرایندهای طبیعی آن است. باور به هر چیز فراتر از این چارچوب، توهمی پوچ و بیپایه است. هر پدیده علتی طبیعی دارد؛ علتی که یا تاکنون کشف شده یا دیر یا زود کشف خواهد شد.
خدای ادیان، فلسفهی خلقت و مزخرفات طراحی هوشمند، نزد یک انسان خردگرا هیچ جایگاهی ندارد. جامعهی علمی نیز این باورها را بهعنوان حقیقت به رسمیت نمیشناسد، زیرا چیزی جز خرافههای بازمانده از ترس، نادانی یا ابزار سلطهی نیاکان ما نیستند.
و در آخر صدای کارلسیگن..
همینجاست، این خانه ماست..
🚀 @ofoghroydad
قسمت 1
قسمت 2
قسمت 3
قسمت 4
قسمت 5
قسمت 6
قسمت 7
قسمت 8
قسمت 9
قسمت 10
قسمت 11
قسمت 12
قسمت 13
آزمایشهای اجتماعی رفتار نوعدوستانه مصنوعی نمایشدادهشده توسط مدلهای زبانی بزرگ را بررسی میکنند
پژوهشگران دانشگاه ویلامت و موسسه لاورییت برای پژوهشهای مغزی به بررسی این موضوع پرداختهاند که آیا مدلهای زبانی بزرگ (LLM) میتوانند رفتار نوعدوستانه انسانگونه را شبیهسازی کنند یا خیر. این مطالعه که در Nature Human Behavior منتشر شده، نشان میدهد برخی از این مدلها در شرایط آزمایشی اجتماعی، گرایش به نوعدوستی را نشان میدهند.
روش پژوهش شامل ارائه سناریوهایی بود که در آن مدلها باید منابعی را به دیگران اختصاص میدادند و سپس همین منابع را در شرایط غیر اجتماعی، بدون وجود طرف مقابل، مدیریت میکردند. اگر مدل منابع را در شرایط اجتماعی به اشتراک میگذاشت اما در شرایط غیر اجتماعی تمام آن را حفظ میکرد، رفتار آن بهعنوان شبیهسازی نوعدوستی انسانگونه در نظر گرفته شد.
نتایج نشان داد که برخی مدلها، بهویژه text-davinci-003، برای اولین بار رفتار نوعدوستانه انسانگونه را شبیهسازی کردند و مدلهای جدیدتر مانند GPT-3.5-turbo و GPT-4 نیز این ویژگی را با درجه متفاوتی نشان دادند. همچنین مدلها تمایل داشتند منابع بیشتری را به دیگر مدلهای هوش مصنوعی بدهند تا به انسانها، که این نشاندهنده تأثیر مشخصات طرف مقابل بر رفتار شبیهسازیشده است.
این یافتهها اهمیت دارد زیرا نشان میدهد مدلهای هوش مصنوعی قادرند رفتار اجتماعی انسانگونه را تقلید کنند و نحوه تعامل آنها با دیگر عاملها میتواند بسته به ویژگیهای طرف مقابل متفاوت باشد، امری که برای توسعه عاملهای هوش مصنوعی خودکار و نیمهخودکار اهمیت دارد.
🚀 @ofoghroydad
البته این درک شده نیست؛ یعنی ماشین این رفتار را درک نمیکند؛ اگر درک کند میتواند عواقب احتمالا بدی در آینده داشته باشد چون با رخدادنش، باعث میشود تصمیم بگیرند و گاهی در اموراتی بین انسان و همنوع خودشان انتخاب کنند؛ و خب این یعنی گاهی برخی انتخابها به سود همنوع خودشان است نه ما. ولی فعلا توان درک این و درکل چیزهای دیگر را ندارند و این صرفا شبیهسازی است.
https://dx.doi.org/10.1038/s41562-025-02258-7
مستند جهان چگونه کار میکند
این قسمت: سیاهچالهها
🚀 @ofoghroydad
تاریخچه الگوریتم
نقطه عطف توسعه نظری و نظاممند الگوریتمها، به عنوان مجموعهای منظم و متناهی از دستورات گامبهگام برای حل مسئله در دوران قرون وسطی رقم خورد...
پیشرفتهای مهم در قرن بیستم، به ویژه ظهور الگوریتمهای تصادفی مبتنی بر شبیهسازیهای مونتکارلو، انقلابی در حل مسائل پیچیده و غیرقطعی ایجاد کرد. این الگوریتمها، که نخستین بار در پروژه منهتن و توسط دانشمندانی چون استانیسلاو اولام و نیکلاس متروپولیس توسعه یافتند، بهعنوان ابزارهای قدرتمند در فیزیک، ریاضیات و علوم کامپیوتر شناخته شدند. معرفی رسمی این روشها در سال ۱۹۴۹ در مجله معتبر Journal of the American Statistical Association منتشر شد و پایهگذار شاخهای مهم در علوم محاسباتی گردید.#algorithm