osho0 | Unsorted

Telegram-канал osho0 - 💙💙آفتاب در سایه💙💙

102

Subscribe to a channel

💙💙آفتاب در سایه💙💙

حضور

هنگامی که به طور کامل حضور دارید، افرادی که در اطرافتان هستند اگر رفتاری ناآگاهانه از خود نشان دهند، نیازی نمی بینید که واکنش نشان دهید در نتیجه، رفتار را حقیقی نمی انگارید.

آرامش شما چنان گسترده و عمیق است که ناآگاهی را در خود حل می کند،
گویی هیچگاه وجود نداشته اند.
این حالت حلقه کارما-کنش و واکنش- را از بین میبرد.

در این صورت حیوانات درختان و گل ها شما را احساس می کنند و به آن پاسخ می دهند.

شما از طریق بودن، از طریق آرامش، آموزش می دهید

شما نور جهان که ناشی از آگاهی ناب است، می شوید و به این ترتیب به رنج های علت و معلولی پایان می دهید.
شما ناآرامی را از جهان می زدایید.

#اکهارت_تله

Читать полностью…

💙💙آفتاب در سایه💙💙

سه حالت وجود دارد که در آن شما می توانید زندگانی خود را با نیروی خلاق عالم همسو کنید.
این حالات  #پذیرش ، #لذت، و #اشتیاق است
هر کدام نشانگر  خاصی از #آگاهی است .
همیشه باید مراقب بود که درگیر هر کاری هستید یکی از این سه حالت عمل کند
اگر شما در وضعیت پذیرش یا لذت و یا اشتیاق نیستید، به دقت نگاه کنید ، در خواهید یافت که برای
خود_و_دیگران_رنج_میآفرینید. 
اگر از انجام کاری لذت نمی برید ، دست کم می توانید بپذیرید که این کاری است که شما باید انجام دهید. پذیرفتن یعنی : این موقعیت در این زمان از من
می خواهد که این کار را انجام دهم و بنابراین من آن را با میل انجام می دهم...انجام یک عمل در وضعیت پذیرفتن به این معنی است که شما این کار را با آسایش انجام دهید. این آسایش نوسان انرژی است که در کاری که انجام
می دهید جریان پیدا می کند...
اگر واقعا کاری را نمی توانید بپذیرید باید از انجام آن
سرباز زنید چون رنج زیادی را برای شما بدنبال دارد.

اشو

Читать полностью…

💙💙آفتاب در سایه💙💙

همچنانکه سکوت بر تو نازل می شود همچنانکه افکار شروع می کنند به از بین رفتن، 
تمام اختلالات ناپدید می شوند و دریاچه ی معرفت تو تقریبا مانند یک آینه می گردد. 
تو می دانی که حقیقت هستی ، می دانی که خودت عشق هستی ، می دانی که موجودی الهی هستی
در یک گام از ذهن به بی ذهنی و به وطن رسیده ای.

تو همیشه آنجا بوده ای، هرگز برای یک لحظه ام آن را ترک نکرده ای ! فقط ذهنت بوده که به سراسر دنیا سفر کرده، 
ولی تو هرگز به هبچ کجا نرفته ای ; تو دقیقا همان جایی هستی که باید باشی..
اگر پرسه زدن ذهن متوقف شود ، ناگهان، الهام و شهود رخ مي دهد.

#اشو

Читать полностью…

💙💙آفتاب در سایه💙💙

تخته‌سیاه
"هر چیز که ظاهر می‌شود فقط یک تصویر است. تصویری است که بر روی «واقعیت زندگی» ظاهر می‌شود. همانی که حقیقی است. آگاهی است. تمام دگرگونی‌های جهان (تمام بالا پایین‌ها و اتفاق‌ها) که مدام در جریان‌اند بر روی آن آگاهی و واقعیت اتفاق میفتند.
تصاویر بروی تخته‌سیاه کشیده می‌شوند. این تصاویر هرگز خود تخته‌سیاه را تحت تأثیر قرار نمی‌دهند. تصاویر پاک می‌شوند و تصاویر جدید بر روی آن کشیده می‌شوند. تصاویر جدید هرگز خود تخته‌سیاه را تحت تأثیر قرار نمی‌دهند. هیچ-چیز تخت سیاه را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد. هر چیزی که تصمیم بگیری بر روی آن بکشی مانند آتش، طوفان، مرگ یا هر چیز دیگر، تخته‌سیاه همیشه همان‌که بود باقی می‌ماند. تمامیت، سلامت، صلح و آرامش، تولد و هر چیزی تمام این‌ها نمودهایی هستند که پدیدار می‌شوند. (وانمود می‌کنند که حقیقی هستند.)
تخته‌سیاه هرگز تغییر نمی‌کند. همیشه خودت را آن تخته‌سیاه در نظر بگیر. وسعی کن تا تمام چیزهایی که در این دنیا اتفاق میفتد را به‌عنوان تصاویر متغیری بر روی تخته‌سیاه ببینی. تصاویر مدام تغییر می‌کنند. این به شما کمک خواهد کرد. به شما کمک می‌کند تا بفهمید که چشمانتان است که شما را در این جهان نشان می‌دهد. شما این احساساتی که حس می‌کنید نیستید. چیزهایی که می‌شنوید نیستید. چیزهایی که می‌چشید نیستید. همه آن‌ها فقط مشتی تصویرند."
رابرت آدامز

Читать полностью…

💙💙آفتاب در سایه💙💙

هزینه‌های زندگی،
مشکل به شمار نمی‌روند.

زوال و
از بین رفتن جسم،
مشکل به شمار نمی‌رود.

مسئله،
از دست‌دادنِ لحظهٔ حال است.

از دست‌دادنِ لحظهٔ حال،
از دست‌دادنِ عمر و زندگی است.

اکهارت تله

Читать полностью…

💙💙آفتاب در سایه💙💙

✳️اوشوی عزیز
ناهشیاری چیست؟

بودن در ذهن، هویت‌گرفتن با ذهن، ناهشیاری است. فکر اینکه، “من ذهن هستم،” ناهشیاری است.

دانستن اینکه ذهن فقط یک مکانیسم است، درست همانطور که بدن است؛ دانستن اینکه ذهن جدا است…

شب می‌آید،صبح می‌آید: با شب هویت نمی‌گیری.
نمی‌گویی، “من شب هستم،” نمی‌گویی، “من صبح هستم.” شب می‌آید، ، روز می‌آید، بازهم شب می‌آید: آن چرخه به چرخیدن ادامه می‌دهد، ولی هشیار می‌مانی که تو این چیزها نیستی.

همین برای ذهن نیز صادق است.
خشم می‌آید، ولی تو فراموش می‌کنی ، خشم می‌شوی.
طمع می‌آید، فراموش می‌کنی ،
طمع می‌شوی.
نفرت می‌آید، فراموش می‌کنی ، نفرت می‌شوی. این ناهشیاری است.

هشیاری مشاهده گریِ ذهنِ پر از طمع، پر از خشم، پر از نفرت یا پر از شهوت است، ولی تو فقط یک مشاهده‌کننده هستی.
آنوقت می‌توانی طمع را ببینی که برمی‌خیزد، بزرگ می‌شود؛ یک ابر تیره…. سپس پراکنده می‌شود ...
و تو لمس نشده باقی می‌مانی.
چقدر می‌تواند باقی بماند؟
خشم تو ناپایدار و لحظه‌ای است،
طمع تو زودگذر است،
شهوت تو زودگذر است. فقط کمی تماشا کن و تعجب خواهی کرد: می‌آید و می‌رود. و تو متاثرنشده، خنک و آرام باقی می‌مانی.

Читать полностью…

💙💙آفتاب در سایه💙💙

مقاومت نکردن در زندگی یعنی بودن در یک وضعیت راحتیِ زیبا، آسانی، و سبک. آن وقت این وضعیت دیگر وابسته به این نیست که چیزها طور خاصی باشند، خوب یا بد باشند.
شاید متناقض (پارادوکسی) به نظر بیاید،
اما وقتی وابستگی درونی تو به شکل و فرم از بین رفت، فرم های بیرونی خودشان بهبود می یابند.

خیلی از مردم با وضعیت حاضر ، جوری رفتار می کنند که انگار مانعی است که باید بر آن غلبه کنند. ولی چون وضعیت حاضر خودِ زندگی است، این کار روشی ابلهانه برای زندگی کردن است.

اکهارت تله

Читать полностью…

💙💙آفتاب در سایه💙💙

چرا شادی من ماندگار نیست؟ - #روپرت_اسپایرا

Читать полностью…

💙💙آفتاب در سایه💙💙

اگر من توسط هر چه که در بیرون روی می‌دهد برآشفته شوم ، اگر هر کسی از بیرون بتواند درون مرا تحت تأثیر قرار بدهد و آن را عوض کند ، یک اسیر خواهم بود ... اینگونه من وابسته هستم ... اگر از تأثیرات بیرونی آزاد شوم ، اگر هرچه که بخواهد در بیرون اتفاق بیفتد من تغییر نکنم ، این شروع دستیابی به خود و رسیدن به رهایی است ...
Osho

Читать полностью…

💙💙آفتاب در سایه💙💙

https://www.instagram.com/tv/CbPl_PtFJer/?utm_medium=share_sheet

Читать полностью…

💙💙آفتاب در سایه💙💙

تنها " بودن " فقط راه تو است به سوی حقیقت. راہ همگان است. زندگی خودش برای خود یک دلیل است. لحظه ی که دیگری را دلیل زنده " بودنت " کنی، به راهی خطا رفته ای . زندگی برای خودش کفایت میکند. انسان برای دیگری زندگی نمیکند. حتی اگر کسی را دوست داری، بخاطر خودت دوست داری، زیرا تو احساس شعف میکنی. دیگری فقط یک بهانه است. اگر از دوستی لذت می بری، این لذت تو است؛ دوستان فقط کمک میکنند تا اشتیاق خودت را ارضا کنی.
انسان باید بیاموزد که تنها "باشد". این به آن معنی نیست که تو باید از دوستان و خانواده و مردم و جامعه ببری، نه.
هنر تنها زندگی کردن به معنی ترک دنیا نیست؛ هنر تنها زندگی کردن فقط به این معنی است که تو به هیچکس وابسته نباشی. از مردم لذت می بری، عاشق مردم هستی، همه چیز را با مردم تقسیم میکنی، ولی " قادر" هستی به تنهایی زندگی کنی و با این وجود، مسرور باشی.

📘 #کتاب_از_هیچ_تا_همه

OSHO

Читать полностью…

💙💙آفتاب در سایه💙💙

#افکار

بسیاری از فکرهای آدم ها غیر ارادی و تکراری است.
این فکرها چیزی نیستند جز مشتی مفاهیم مرده و تکراری که همواره تکرار می‌شوند و به جایی نیز ره نمی برند .
گمان نکن که این تویی که فکر می کنی.
تویی وجود ندارد.
فکر فقط رخ می دهد.
هنگامی که می گویی من فکر می کنم این عبارت را چنان بر زبان می آوری که گویی مشغول انجام عملی ارادی هستی.
یعنی، گویی میان فکر کردن و فکر نکردن حق انتخاب داری.
" من فکر می کنم حرفیست کاذب "
درست مانند این عبارت که
"من غذا را هضم می کنم"
و یا این عبارت که "من خون را در رگ هایم به گردش در می آورم"
غذا هضم می شود بدون آنکه توفاعل آن باشی، خون در رگ ها جریان میابد بدون آن که تو فاعل آن باشی .
فکر می‌آید و می‌رود بدون آنکه تو فاعل آن باشی.
صدایی که در سر ماست نیز کار خودش را می کند.
بسیاری از آدمها در تسخیر صدای
درون سرشان اند.
خیلی‌ها در اسارت فکر های خود هستند. فکر ها همان صداهایی هستند که مدام در گنبد سرما می پیچند.
فکر به گذشته معطوف است .
هنگامی که خود را به فکر ها می سپاری و با آنها می روی آنها تو را به گذشته می برند وقتی به گذشته می روی به ناچار گذشته ها را دوباره تکرار می کنی، تکرار میشوی، ملول می شوی و از ملالت خود رنج میبری.

#اکهارت_تله

Читать полностью…

💙💙آفتاب در سایه💙💙

استاد عزیز آرامش چیست؟
حالتی که در آن انرژی تو به هیچ کجا نمی رود نه به آینده و نه به گذشته فقط همان جا همراه توست. تو در برکه خاموش و ساکن انرژی ات،در گرمای آن احاطه شده این لحظه همه چیز است هیچ لحظه دیگری نیست زمان متوقف میشود. آنگاه آرامش در وجودت برقرار می گردد. اگر زمان باشد از آرامش خبری نیست عقربه زمان کاملاً متوقف می شود،زمانی وجود ندارد این لحظه هست و بس. تو تقاضای چیز دیگری نمی کنی تو فقط از آن لذت می بری آدم از چیزهای پیش پا افتاده و عادی لذت می برد چون زیبا هستند در حقیقت هیچ چیز عادی نیست چون همه چیز غیر عادی است.

#Osho

Читать полностью…

💙💙آفتاب در سایه💙💙

https://www.instagram.com/tv/CZjb-_YBJLz/?utm_medium=share_sheet

Читать полностью…

💙💙آفتاب در سایه💙💙

اگر واقعاً مایلی که بدانی رفتن به درون چگونه است.!؟

راه این است:

افکارت را تماشا کن و با آنها هویت نگیر. فقط یک تماشاگر بمان، کاملاً بی‌تفاوت، نه طرفدار و نه مخالف. قضاوت نکن، زیرا هرگونه قضاوت هویت‌گیری را وارد می‌کند،
نگو، “این افکار اشتباه هستند،“
و نگو، “این‌ها فکرهای خوبی هستند!”
در مورد افکارت نظر نده،
فقط بگذار مانند ترافیک که در گذر است، بگذرند. و تو در کنار جاده بی‌علاقه و بی‌توجه ایستاده‌ای و به ترافیک نگاه می‌کنی. مهم نیست که چه چیزهایی عبور می‌کنند ــ اتوبوس یا کامیون یا یک دوچرخه. اگر بتوانی با چنین بی‌توجهی و با چنین وارستگی روند افکارت را تماشا کنی، آن روز دور نخواهد بود که تمام ترافیک ناپدید شود،
زیرا ترافیک فقط وقتی وجود دارد که تو پیوسته به آن انرژی بدهی،
اگر انرژی دادن به آن را متوقف کنی….
تماشاگری یعنی همین:
توقف انرژی دادن به این روند، و توقف انرژی‌دهی به آن ترافیک در حال حرکت. این انرژی تو است که آن افکار را به حرکت در می‌آورد،
وقتی انرژی تو به آنها نرسد، شروع می‌کنند به پراکنده شدن،
نمی‌توانند به خودی خودشان پابرجا و در حرکت بمانند.


#اشو

Читать полностью…

💙💙آفتاب در سایه💙💙

هر چیز که پدیدار می‌شود فقط یک تصویر است. تصویری است پدیدار شده روی حقیقتِ زندگی که همان حقیقت یا آگاهی است. تمام دگرگونی‌های جهان (تمام بالا پایین‌ها و اتفاق‌ها) که مدام در جریان‌اند بر روی آن آگاهی یا حقیقتِ زندگی اتفاق میفتند همچون تصاویرِ روی تخته‌سیاه.
تصاویر روی تخته‌سیاه کشیده می‌شوند. این تصاویر هرگز خودِ تخته‌سیاه را تحت تأثیر قرار نمی‌دهند. تصاویر پاک می‌شوند و تصاویر جدید بر روی آن کشیده می‌شوند. تصاویر جدید هرگز خودِ تخته‌سیاه را تحت تأثیر قرار نمی‌دهند. هیچ-چیز نمی‌تواند تخت سیاه را تحت تأثیر قرار ‌دهد. خواه تصویر آتش روی آن بکشی خواه طوفان، مرگ یا هر چیز دیگر، تخته‌سیاه همیشه همان‌ چیزی که بود باقی می‌ماند. سلامت، صلح، آرامش، تولد و تمام چیزهای دیگر. تمام این‌ها نمودهایی هستند که پدیدار می‌شوند. (وانمود می‌کنند که حقیقی هستند.)
تصاویر مدام تغییر می‌کنند. تخته‌سیاه هرگز تغییر نمی‌کند. همیشه خودت را آن تخته‌سیاه در نظر بگیر و سعی کن تا تمام چیزهایی که در این دنیا درجریانند را به‌عنوان تصاویر متغیری روی تخته‌سیاه حس کنی. این به شما کمک خواهد کرد. این به شما کمک می‌کند تا چیزی که چشمانتان در این دنیا به شما نشان می‌دهد را (درست) درک کنید. شما این احساساتی که حس می‌کنید نیستید. چیزهایی که می‌شنوید نیستید. چیزهایی که می‌چشید نیستید. تمام این‌ها صرفاً مشتی تصویرند.
#رابرت‌ آدامز

Everything that appears is an image. An image that appears on the Reality of Life. That is Reality. Consciousness. And all of the vicissitudes of the world that go on all the time, are superimposed on this Consciousness, like a chalkboard.
Images are drawn on the chalkboard. It never affects the chalkboard. They are erased. New images are drawn. The new images never affect the chalkboard. No-thing affects the chalkboard. The chalkboard remains the same, whether you decide to draw a fire, a hurricane, death... or whatever you decide to draw. Wholeness, health, peace, birth, anything. They are all imposters.
The chalkboard never changes. Always think of yourself as the chalkboard. And all the things that go on in this world, try to feel them as images on the chalkboard, that change. Change continuously. This will help you. It will help you to understand that your eyes show you in this world. You are not the feelings you feel. You are not the things that you hear. The things that you taste. Those are all the images.
#Robert Adams

Читать полностью…

💙💙آفتاب در سایه💙💙

اشو!   بهترین چیز برای من چیست؟

پاسخ اشو:

بهتر این است که هرچه زودتر بمیری؛ این کار کمی دشوار است. منظورم مرگ فیزیکی نیست؛ مرگ فیزیکی دشوار نیست. خودکشی آسان‌ترین کار در دنیاست، بزدلانه‌ترین است. هیچ شهامتی نمی‌خواهد.
اما خودکشی روانی شهامت زیادی می‌خواهد؛ بودن و با این حال نبودن، انداختن نفس شهامت زیادی می‌خواهد.

بعضی‌ها هستند که می‌توانند کار اول را انجام دهند. اما بعضی‌ها دومی را انجام داده‌اند: دومی مردن به روی گذشته است.

و نفس چیزی نیست جز تاثیر انباشتگی کل گذشته.
اگر بتوانی بر گذشته بمیری بی نفس می‌مانی. تو در شکوه و درخشش کامل هستی و هیچ منی نیست. فقط رایحه‌ای از وجود هست. آنگاه تو در خدا زندگی می‌کنی و خدا در تو.

دومین راه بسیار دشوار است. باید نسبت به تمامی لحظات آگاه باشی تا به لحظه‌ی قبل نچسبی. نباید به گذشته و خاطرات بچسبی. هیچ نوستالژی برایت وجود ندارد، هیچ نگاه به عقبی وجود ندارد. و این به معنای نگاه‌کردن به جلو نیست.

نگاه‌کردن به جلو نوع دیگری از نگاه‌کردن به عقب است. به این معنا نیست که شروع به زندگی در آینده کنی زیرا آینده، چیزی جز انعکاس گذشته نیست. آنچه که در آینده در آرزویش هستی چیزی نیست جز تکرار گذشته.

من نمی‌گویم گذشته را بینداز تا بتوانی در آینده زندگی کنی. این همان گذشته است که از در عقب باز می‌گردد. اگر دیروزها را رها کنی، فرداها را نیز باید رها کنی.

وقتی تمام دیروزها و فرداها ناپدید شوند چه چیزی باقی می‌ماند؟ این لحظه، این خلوص، این سکوت، همین این!

بودا این را tathata می‌نامد، یعنی در بودنِ محض، آرزویی وجود ندارد، بایدی وجود ندارد، جایی برای رفتن وجود ندارد.
فرد در همین لحظه کاملا خشنود است، آسوده و آرام و ساکت.
تمام آرزوها ناپدید شده‌اند زیرا آنها فقط در گذشته یا آینده می‌توانند وجود داشته باشند و وقتی آرزویی نباشد، ذهن چگونه می‌تواند وجود داشته باشد؟ و وقتی ذهنی نباشد نفس چگونه می‌تواند باشد؟
نفس، مرکزِ ذهنِ دروغین است.

سومین راه، عشق‌ورزیدن است.
زیرا عشق، راه شیرینی برای مردن و ناپدید شدن است. عشق شیرین‌ترین راه برای مردن است. عشق کمک می‌کند نفس را بیندازی. عشق کمک می‌کند با شادی و وقارِ بسیار، نفس را بیندازی... عشق کامل که در ازایش چیزی نمی‌خواهد، نفس را می‌کشد.

اگر نتوانی از طریق «عشق» نفس را بیندازی، از راههای دیگر بسیار دشوارتر خواهد بود.

در عشق، دیگری در دسترس است، دیگری بهانه‌ای برای انداختن نفس است و زیبایی دیگری و گرما و حمایت و پناه ... همه‌ی اینها هست!
مردن آسان می‌شود زیرا عشق شهامت می‌دهد، شهامتِ انجام غیرممکن را می‌دهد.

عشق، نوعی مستی به آدم می‌دهد. در این مستی پریدن آسان می‌شود؛ پرش کوانتومی. [در مسیر رشد درونی]

عشق، انسان را دیوانه می‌سازد.
منظور از دیوانگی، بیماری روانی نیست؛ عشق بالهایت را باز می‌کند تا به سوی خورشید بروی.
عشق ماجراجوست. در عشق، تو آماده‌ی مردنی زیرا در عشق احساس می‌کنی که مرگ نمی‌تواند تو را از بین ببرد.
عشق حس جاودانگی می‌دهد.

سومین راه، آسان‌ترین راه است.
اما برای بعضی‌ها این راهِ دشواری است: غرق شدن در دیگری آنها را می‌ترساند. همین حضورِ دیگری تن آنها را به لرزه می‌اندازد. اگر تو از این نوع آدم‌ها هستی پس راه چهارم مناسب توست:

مراقبه، این نیز راه دیگری برای مردن است...
کمی خشک‌تر از سومی است،
کمی تنهاتر از سومی است،
خیلی شیرین نیست.
اما بعضی‌ها طعم‌های متفاوتی مثل قهوه را می‌پسندند. اگر این مزه‌ها را دوست داری و راه آسان را نمی پسندی می‌توانی از این راه استفاده کنی.
تنها باش و کاری نکن،
در سکوت بنشین.
در عشق، آواز و دیدار و حل شدن هست. در مراقبه، صرفا بخار شدن.
در تنهایی‌ات کم کم بخار می‌شوی و یکروز دیگر چیزی از تو نمی‌ماند، نفس می‌میرد.

این چهار امکان وجود دارد.
اینها بهترین کارهایی است که می‌توان انجام داد. نکته اصلی در تمام اینها یکسان است و آن آموختن مردن است.
زیرا این تنها راه برای آموختن زندگی است. اجازه بده نفس بمیرد تا زندگی‌ات رایحه‌ی الوهیت به خود بگیرد. مرگ، دری به الوهیت می‌شود؛ مرگ نفس.

و پنجمی، که در واقع پنجمی نیست بلکه ترکیبی از این چهار راه است...
در مسیر سلوک، تو می‌آموزی که چطور بمیری و با این حال به زیبایی زندگی کنی. می‌آموزی چطور عاشق شوی و رشد کنی. می‌آموزی چطور در عشق ناپدید شوی و بر کنار بمانی و تصاحب گر نباشی. می‌آموزی چطور با دیگری باشی اما در عین حال آزاد باشی و اجازه دهی دیگری نیز آزاد باشد.

سلوک یاد می‌دهد چطور مراقبه کنی و تنها باشی و با این حال اجازه ندهی تنهایی‌ات تبدیل به فرار شود؛ تنها باش و با این حال در جهان باش.
به تو یاد می‌دهد چطور نیلوفری در برکه و درون آب باشی بی آنکه خیس شوی.

اشو

Читать полностью…

💙💙آفتاب در سایه💙💙

ماهیت افکار چیست؟

افکار حقیقت نیستند و نهایتاً حتی مال شما هم نیستند. آنها فقط صداها، اصوات، پیشنهادات و عقاید ذهن هستند که در همه‌ی اوقات مانند دسته‌ای از پرندگان آوازخوان می‌آیند و می‌روند.

هر پرنده‌ای نغمه‌ی متفاوتی، عقیده و پیشنهاد متفاوتی را از منظر متفاوتی می‌خواند. تو آن پرندگان نیستی. تو فضای وسیع و بازی هستی که پرندگان می‌توانند در آن آواز بخوانند، آگاهی‌ای هستی که پرندگان را در برمی‌گیرد، سکوتی هستی در زیر و در میان.

تلاش نکن پرندگان را متوقف کنی. و تلاش نکن آنها را نابود کنی، بلکه به آنها اجازه بده بخوانند و پرواز کنند، زیرا این [مشاهده و عدم هویت‌پذیری]، قدرت و رهایی توست.

پرنده‌ی «من شکست خورده‌ام» می‌تواند بخواند. پرنده‌ی من «اتلاف فضا هستم» می‌تواند بخواند. پرنده‌ی «من شگفت‌انگیزترین پرنده‌ام» می‌تواند بخواند و همه‌ی دوستان آنها در این میانه می‌توانند بخوانند...

و تو لانه‌ی غول‌آسای «هوشیاری و آگاهی» هستی، یک پناهگاه پرندگان، که هرگز با همسرایی «عقاید» تعریف نمی‌شوی و در جنگ با آن نیستی؛ «من هستمِ»عظیم و تعریف ناپذیر.

#جف_فوستر

Читать полностью…

💙💙آفتاب در سایه💙💙

هر چه می‌گویید،
هرکاری که با دیگران انجام می‌دهید،
هر عملی که انجام می‌دهید به شما باز می‌گردد.

چرا؟

چون تنها یک من وجود دارد.
تنها یک خویش وجود دارد.
دو یا سه خویش وجود ندارد.
تنها یک خویش وجود دارد.

بنابراین هر آنچه که من به شما می‌دهم، آنچه از  شما می‌گیرم، هر آنچه با شما انجام می‌دهم، با خودم انجام می‌دهم.

اگر از شما متنفر باشم،
از خود متنفرم.
مشکل اینجاست که ما نتايج را فورا نمی‌بینیم و فکر می‌کنیم از آن فاصله گرفته‌ایم.
شما نمی‌توانید از هیچ چیز فاصله بگیرید.
همه چیز به شما باز می‌گردد.


رابرت آدامز

Читать полностью…

💙💙آفتاب در سایه💙💙

✳️به این سوترا از بودا توجه کنید:

همچون غباری که در برابر باد بایستد، شرارت به صورت آن احمق بازمی‌گردد که به فرد پاک و بی‌آزار آسیب می‌زند.

تفسیر اشو:
به‌یاد بسپار: اگر از روی ناآگاهی عمل کنی، آنوقت تمام زندگی‌ات همچون غباری که در برابر باد بایستد به چشمان خودت باز می‌گردد. این تف کردن رو به آسمان است؛ روی صورت خودت می‌افتد. بنابراین دیگران سبب رنج تو نیستند، تو به سبب اعمال احمقانه‌ی خودت رنج می‌کشی.

و عمل احمقانه چیست؟
عملی که از موقعیت ذهنِ ناهشیار برخاسته باشد.
و این عمل همچون غباری که در برابر باد بایستد، به صورت آن احمق بازمی‌گردد که به فرد پاک و بی‌آزار آسیب می‌زند.

و اگر شرارت آن احمق نسبت به فردی پاک و بی‌آزار باشد، نتیجه‌اش حتی خطرناک‌تر خواهد بود.
اگر با یک احمق دیگر بجنگی، مشکل زیادی نیست، او به تو تف می‌اندازد و تو به او تف می‌اندازی. تو به او آسیب می‌زنی و آسیب تو به خودت بازمی‌گردد؛ او به تو آسیب می‌زند و آسیب او به خودش بازمی‌گردد.

ولی وقتی که آسیب و شرارت تو در مورد فردی معصوم باشد، آنوقت واقعاً‌ دچار مشکل خواهی شد، زیرا شرارت تو هزار برابر به تو بازمی‌گردد.

فرد معصوم هیچ شرارتی با تو نخواهد کرد، او فقط بازتاب و پژواک می‌دهد، یک آینه خواهد بود. اگر زشت باشی، زشتی تو نشان داده می‌شود و البته،‌ آینه هرچه پاک‌تر باشد، زشتی تو واضح‌تر نشان داده خواهد شد.

و ذهن، تمایل بسیار دارد که به فرد معصوم آسیب بزند. تو از آسیب زدن به افراد شرور می‌ترسی، زیرا آنان اثبات کرده‌اند که خیلی خطرناک هستند!
فرد معصوم به‌نظر چنان معصوم می‌رسد که تو وسوسه می‌شوی به او آسیب بزنی. فرد معصوم به‌نظر آسیب‌پذیر می‌رسد، چنان لطیف است که تو فکر می‌کنی مشکلی نیست: می‌توانی هر کاری با او بکنی، او حتی پاسخ تو را نمی‌دهد. برای همین به بودا سنگ می‌زدند.

به‌یاد بسپار:
وسوسه‌ی زیادی برای آسیب‌زدن به یک معصوم وجود دارد، زیرا می‌دانی که او مانند خودت تلافی نخواهد کرد. ولی مشکل این است که او مانند تو تلافی نمی‌کند، اما تمامی جهانِ‌هستی از جانب او انتقام خواهد گرفت. چون او خودش انتقام نخواهد گرفت، ‌تمامی جهان‌هستی طرف او را می‌گیرد.

جهان‌هستی همیشه طرفدار افراد بیدار است. و جهان‌هستی نمی‌تواند تو را ببخشد
زیرا جهان‌هستی دقیقاً از قانون پیروی می‌کند: شرارت باید که برای خودت شرارت خلق کند، [همانطور که نیکی، برایت نیکی خلق می‌کند] و اگر تو مردم را آزار بدهی، حتماً‌ به خودت بازخواهد گشت. و اگر چنین آسیبی به کسی باشد که بی‌آزار است - برعلیه فرد خردمند باشد، برعلیه بوداها (روشن‌ضمیرها) باشد - آنوقت تو هزاران برابر رنج خواهی کشید.

💜اشو
📘«تفسیر سخنان بودا توسط اشو»

Читать полностью…

💙💙آفتاب در سایه💙💙

🟥اگر از ابتدا بدانیم که زندگی سخت است، می توانیم رها زندگی کنیم.

Читать полностью…

💙💙آفتاب در سایه💙💙

بگذارید نکته ای را برایتان بگویم:
و آن اینکه؛ زندگی تو، زندگی تو است؛
مال هیچکس دیگر نیست. پس اجازه نده تحت تسلط دیگران باشی؛ نگذار دیگران به تو دیکته کنند که چکار کنی؛ این خیانت به زندگی خودت است.
اگر اجازه دهی که دیگران به تو دیکته کنند، شاید والدینت باشند، جامعه ات، نظام آموزشی، سیاستمداران، و رهبران مذهبی ات باشند، هرکه میخواهد باشد، اگر به آنان اجازه دهی که بر زندگیت سلطه داشته باشند، زندگیت را از کف می دهی.
زیرا آن سلطه از بیرون می آید و زندگی، در درون تو جاری است. یک انسان واقعاً عصیانگر کسی است که نه با جامعه موافق باشد و نه برعلیه آن باشد، کسی که فقط بر اساس ادراك خویش زندگی خودش را بکند. چه برعلیه جامعه زندگی کند و چه موافق آن، تفاوتی ندارد. گاهی ممکن است همراه با جامعه زندگی کند و گاهی برعلیه آن، ولی نکتۀ اصلی این نیست. او بر اساس ادراك خودش زندگی می کند، بر اساس نور کوچک خویشتن خویش. گوش دادن به دیگران بسیار ارزان و آسان است زیرا آنان می توانند عقاید خشک و جزمی را به تو تحویل دهند؛ می توانند فرمان هاي گذشتگان را برایت تکرار کنند، این کار را بکن، آن کار را نکن. و آنان در مورد فرمان هایی که میدهند بسیار قاطع هستند. نباید دنبال قطعیت باشی، باید در پی ادراك باشی. اگر دنبال قطعیت باشی قربانی دام هاي دیگران میشوي. در پی قطعیت نباش، ادراك را بیاب .زندگی چیزي قطعی و امن نیست. زندگی یعنی ناامنی. هر لحظه یعنی حرکت به سوي ناامنی بیشتر و بیشتر. زندگی یک قمار است. انسان هرگز نمی داند چه روي خواهد داد. و این زیباست که انسان هرگز نمی داند. اگر زندگی قابل پیش بینی بود، ارزش زیستن نداشت. اگر همه طوري بودند که تو می خواستی و همه چیز مشخص و قطعی بود، تو ابداً انسان نبودي، یک ماشین بودي. فقط براي ماشین ها است که همه چیز مشخص و امن است. انسان در آزادي زندگی می کند و آزادي به ناامنی و عدم قطعیت نیاز دارد.
#اشو

Читать полностью…

💙💙آفتاب در سایه💙💙

در جهان، ثروتی والا تر از
آرامشِ ذهن نیست.  اشو

Читать полностью…

💙💙آفتاب در سایه💙💙

https://www.instagram.com/tv/CaZhGRzlt0U/?utm_medium=share_sheet

Читать полностью…

💙💙آفتاب در سایه💙💙

چهارشنبه سوری♬♬شهرام شب پره

Читать полностью…

💙💙آفتاب در سایه💙💙

#اشو

گزیده ای از جملات کوتاه
به نام ”سخنان رهایی بخش“

@oshobookparsian

Читать полностью…

💙💙آفتاب در سایه💙💙

من افراد بسیار بسیار زیادی را دیده‌ام که هرکاری که می‌کنند هشیار نیستند که چه می‌کنند ... فقط وقتی می‌توانند ببیند که نتیجه‌ی کار را ببینند ... آنان به افشاندن بذر در زمین ادامه می‌دهند و آگاه نیستند ... ولی فقط وقتی که مجبور به درو شوند آگاه می‌شوند ... و آنان نمی‌توانند درک کنند که : بذرافشان خودشان بوده‌اند و خودشان هم باید درو کنند ... وقتی که درک کردی که تو خودت سبب هستی ، در راه قرار گرفته‌ای ... اینک خیلی چیزها ممکن می‌شوند ... آنوقت می‌توانی برای مشکل زندگیت کاری انجام دهی ... می‌توانی آن را تغییر بدهی ... فقط با تغییر دادن خودت است که می‌توانی مشکل را حل کنی ...اشو

Читать полностью…

💙💙آفتاب در سایه💙💙

من به کمال نرسیده ام بلکه قابلیت لذت بردن از نقایصم را به دست آورده‌ام ... هیچکس به کمال نمی رسد ، زیرا زندگی ابدی است ... کمال به دست نمی آید ، زیرا زندگی جاریست و تا ابد ادامه می یابد ... نقصان ، حقیقت زندگی ست ... پس برای رها شدن از مسائل گوناگون تنها راه حل این است که زندگیتان را دقیقاً به همین وضعی که در این لحظه هست قبول داشته باشید و از آن لذت ببرید ، آن را زندگی کنید و شاد باشید ... آنگاه خواهید دید که لحظه بعد شادتر خواهد شد ، زیرا از لحظه ی کنونی زاده می شود ... و این شادی به خاطر دستیابی به کمال نیست ، بلکه به خاطر این است که در لحظه زندگی می‌کنید ...
#Osho

Читать полностью…

💙💙آفتاب در سایه💙💙

https://www.instagram.com/tv/CXnNldSqWyX/?utm_medium=share_sheet

Читать полностью…

💙💙آفتاب در سایه💙💙

اگر از کاری که می‌کنید بیــزارید، از محــیط پیــرامون خـود گلـه‌مند هستید، به هر آنچـه که روی می‌دهد یا روی داده است ناسـزا می‌گویید یا زمانی که گفت‌‌وگوی درونی‌تان از بایدها و نبایدها، ایرادگیری و متهم ساختن تشکیل شده است. پس شما با آنچه که هست مخالفت می‌کنید و مسأله همیشه مخالفت با آنچه هست، می‌باشـد. شما از هستی، یک دشمن می‌سازید و هستی می‌گوید:
«تو جنگ می‌خواهی، پس بیا این هم جنگ» آنگاه واقعیتِ بیـرونی را که پیوسته بازتاب حالت درونی خودتان است، به عنوان دشمن تجربه می‌کنید.
پرسشی بنیادین را که باید خیلی اوقات از خود بپـرســید، این است:
«رابطــهٔ من با لحظهٔ‌حال چگونه است؟
سپس هشیار باشید تا پاسخ آن را بیابیــد. و سوال را تا زمانی که دیگر به آن نیاز نباشــد، بارها از خود بپرســید.

#ڪتاب:
جهـــانــی نــــو
#اڪهارت‌_تله

Читать полностью…
Subscribe to a channel