pakdini | Unsorted

Telegram-канал pakdini - پاکدینی ـ احمد کسروی

7728

🔔 برای پاسخ شکیبا باشید. کتابخانه پاکدینی @Kasravi_Ahmad تاریخ مشروطه ایران @Tarikhe_Mashruteye_Iran اینستاگرام instagram.com/pakdini.info کتاب سودمند @KetabSudmand یوتیوب youtube.com/@pakdini

Subscribe to a channel

پاکدینی ـ احمد کسروی

پ12ـ تصویر راست : آهن ربا ، تصویر چپ : آهن
راز نیرویی که در آهن‌ربا هست ولی در آهن نیست

👇

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

🔶 «گواهی پاکدلانه»

🖌 فرساد


آقای کسروی :

من مدتها در کشاکش افکار و عقاید مختلفه واقع و در جستجوی راهی بودم که بلکه بدان وسیله خود را تصحیح و نور امیدی نیز نسبت برستگاری این ملت بیچاره و یک مشت قوم بی‌اختیار و بی‌اراده در دلم پیدا شود و باندازه‌ی توانایی خود کوشیده و جستجوها میکردم. متأسفانه بعلت اینکه نصف عمر خود را در اماکن و مناطق دوردست و مرزهای صعب و سخت کشور بسر برده و دسترسی بعقاید و افکار روشنی نداشتم از رسیدن باین آرزو محروم بودم. اخیراً برحسب تصادف چند جلد پیمان در دسترس من واقع و ساعات چندی خودم را بآن مشغول و مفاد آنها را با عقاید خود سنجیده و در خود میل مفرطی احساس کردم که بمطالعه‌ی آن ادامه دهم. لیکن چون پیمان دیگر چاپ نمی‌شد مجله‌ی پانزده روزه‌ی پرچم را بجای آن برگزیدم. در حقیقت کلیه‌ی ایرانیان مخصوصاً جوانان بایستی بوجود این مرام مقدس افتخار کرده و سرافراز باشند و همگی بکوشند که با آن منادی محترم هم‌آواز شده و این ملت درمانده را بشاهراه رستگاری و ترقی و دنیا را براه نجات راه نمایند.

فرمانده‌ گروهان 2 ژاندارم بستان ـ ستوان‌یکم فرساد

پرچم :
باید بیگمان بود و همچون آفتاب روشن شمرد که بدبختی ایرانیان از اندیشه‌های پراکنده است ـ باز باید بیگمان بود که یگانه راه چاره‌ی این مردم و دیگر مردمان شرق راه یافتن بحقایق زندگانی و جا دادن آنها در دلهای خود و دور راندن اندیشه‌های پراکنده است.

اینست هر مرد پاکدرونی که خواهان نیکی و سرفرازی ایران و کشورهای شرقست باید ، از دور و نزدیک ، با ما همدستی نماید و در این کوششها همراه باشد. گرویدن بحقایق خود نشان پاکدرونیست و ما در شگفت نخواهیم بود از اینکه ببینیم یک مردی از آن دور دست همراهی بسوی ما دراز کرده است.

(پرچم نیمه‌ماهه شماره‌ی هفتم)

———————————-

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.


🍃
🌸🍃
🍃🌸🍃

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

پ11ـ نمونه‌هایی از کتابهای زیانمند

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

پ9ـ باورها و کارهای بیهوده و زیانمندی از ایرانیان

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

📖 کتاب «سرمایه‌ی اجتماعی ایرانیان» (شایندگی از چیست؟)

🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام

🔸 بخش چهارم : «یک مردمی ، پیش از هر چیز نیازمند «آرمان مشترک»اند

🔸 13ـ پراکنده‌اندیشی ، عمده علت پراکندگی ایرانیان


علت پراکندگی ایرانیان بیش از همه بیماری «پراکنده‌اندیشی» است. زیرا کسانی که اندیشه‌هاشان از هم دور و با هم ناسازگار است بی‌شک نمی‌توانند با هم همدست و متحد شوند و ناگزیری است که پراکنده بمانند.

منبع و سرچشمه‌ی اندیشه‌های پراکنده کجاست؟!.. در این زمینه کسروی بارها شرح داده و تاریخچه‌ی آن اندیشه‌ها را روشن گردانیده.

«ما امروز دردهایی داریم که باید پیش از همه بچاره‌ی آنها پردازیم ، و بدترین آن دردها پراکندگی اندیشه‌هاست. یک توده با اندیشه‌های پراکنده بهیچ جا نتواند رسید». (پرچم روزانه 14/12/1320)


«سرچشمه‌ی گرفتاریهای ایرانیان و دیگر شرقیان ، آن بدآموزیهای زهرآلود و پراکنده‌ایست که از هزار سال پیش پیدا شده و روز بروز رواج بیشتر یافته ، و در زمان ما یک رشته بدآموزیهای دیگری از اروپا آمده و با آنها درهم گردیده». (پرچم نیمه‌ماهه ص294 ، نیمه‌ی یکم تیر 1322)



«شما امروز بر سر یک دو راهی ایستاده‌اید که اختیار دارید هر کدام را بپذیرید.

یکی آنکه به همین حال که هستید باشید : این اندیشه‌های پراکنده همچنان در مغزها باشد. از شعر و شاعری دست برندارید ، کتابهای سراپا زیان زمان مغول را پیاپی چاپ کرده بیرون ریزید ، چهارده مذهب همچنانکه هست باشد ، اخلاق پست بحال خود بماند ، از هر کسی زور دیدید گردن گزارید و همه بخاموشی گرایید ... پیاپی حزبها سازید ، و دسته‌ها ببندید ، ‌و در راه خودنمایی و هوسبازی از گراییدن به بیگانگان هم خودداری ننمایید. یک جمله بگویم : تغییری در اندیشه و رفتار و کردار خود ندهید.

این یک راه است و می‌توانید آن را پیش گیرید. ولی در این صورت حالتان همین خواهد بود که هست. گرفتار صد بدبختی خواهید بود ، لگدمال بیگانگان خواهید گردید. اختیار زندگانی را در دست خود نخواهید داشت. یک جمله بگویم : این درماندگی و زبونی پایدار خواهد ماند و بلکه روز بروز سخت‌تر گردیده کم‌کم نوبت نابودی خواهد رسید.

یک راه دیگر آنست که این حقایق را که ما یاد می‌کنیم و یکایک روشن می‌گردانیم بپذیرید و هر کسی در سهم خود بکار بندد و زشتیها را از خود دور گرداند و یک تبدیلی در اندیشه‌ها و خویها و رفتارها پدید آید و زندگانی رنگ نوینی گیرد. یک راه هم اینست.

اختیار با شماست که کدام یکی از اینها را بپذیرید و پیش گیرید. اگر بخواهید با همین حال بازمانید چنانکه گفتم گرفتاریهاتان همین خواهد بود که هست ، و شما باید باینها رضایت دهید و بیهوده بگله و ناله نپردازید زیرا این گرفتاریها یک حادثه‌ی تصادفی ، یا نتیجه‌ی قضا و قدر نیست بلکه نتیجه‌ی قطعی همان حال و رفتاریست که دارید ، و می‌خواهید دست برندارید.

یک بیچارگی که من در شما می‌بینم آنست که نمی‌خواهید نیک بشوید ولی می‌خواهید از روزگار نیکی بینید. می‌خواهید در این آلودگیها بمانید و هیچ کم نکنید. ولی نتیجه‌ی آنها را که زبونی و زیردستیست درنیابید. در اینجاست که باید گفت : معنی زندگی را نمی‌دانید. در اینجاست که باید گفت : یک دسته کودکان چهل‌ساله و پنجاه‌ساله‌اید.

این کار کودکانست که دست بآتش دراز می‌کنند و چون سوزانید بگریه می‌افتند. در جلو کندوی عسل به بازی پردازند و چون زنبورها بیرون ریختند و سر و روی ایشان را خستند بناله و فریاد برخیزند.

شما بخودتان بسیار مغرورید. من چون می‌آزمایم می‌بینم این غرور و نادانیِ شما از اندازه گذشته. زیرا امروز در حال آنکه از هر باره خوار و زبون می‌باشید و در توی بدبختی و درماندگی فرورفته‌اید باز حال خود را درک نمی‌کنید. شما هر یکی خود را دانشمند می‌شمارید هر سخنی بمیان آید می‌گویید : «مگر ما این را نمی‌دانستیم» ولی من چون می‌آزمایم می‌بینم ، شما چیزهای بسیار روشنی را نمی‌دانید.

شما از داستان «علت و معلول» ناآگاهید و این نمی‌دانید که در این جهان هر چیزی از یک علتی برمی‌خیزد و تا آن علت از میان نرود بحال خود خواهد ماند. این نمی‌دانید که هر گرفتاری یا بیماری که برای کسی یا توده‌ای رخ می‌دهد از یک علتی برخاسته که باید آن را جست و شناخت و بچاره پرداخت. این چراغ برق بالای سر ما اگر اکنون خاموش گردد شاید کسانی آن را تصادفی شمارند و بسخنان گله‌آمیزی پردازند ولی یک اهل فن آن را جز نتیجه‌ی یک علتی نخواهد شمرد و اینست جستجوی آن علت را کرده و بدست آورده و چاره خواهد کرد.

این یک قاعده‌ی بزرگ همگانیست و بهمه چیز جاریست. ولی شما آن را نمی‌دانید و اعتنا ندارید. بجای آنکه آلودگیها را از خود دور گردانید و بگرفتاریها از راهش چاره کنید تنها بگله و ناله بس می‌کنید ، و یا بیخردانه امیدوارید که ایران یک طلسمی دارد و کسی آن را از دست شما نتواند گرفت.


👇

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

🔶 « درباره‌ی روزه و احکام عبادی

🖌 کانال

🔸سه از چهار


امروز یکی از علتهای فراوانی بدیها و کمیابی نیکیها که سامان اجتماع را بهم زده رفتار خود ماست. برای آنکه زمینه روشن شود از رشته‌ی دیگری کمک می‌گیریم.

می‌دانید که رفتارهای مردم در ساماندهی به کوششهای اقتصادی بسیار مؤثر است. مثلاً مغازه‌دارِ گرانفروش یا بدخوی بزودی با کاهش خریداران روبرو می‌شود. راستی آنست که آز خواستار گرانفروشی است ولی این رفتار مردم (مکانیزم بازار) است که بی‌آنکه نیاز به «شحنه» و «محتسب» باشد جلو آن را گرفته قیمتها را به تعادل می‌رساند. پس اینکه گفته شده «سزای گرانفروش نخریدن است» یک دستور سامان‌نگهدار است.

آن در اقتصاد بود. در اجتماع مانند این دستور را برای رفتار ستمگرانه یا کلی‌تر بگوییم برای بدیها داریم ولی امروز بآن کمتر رفتار می‌گردد. شرح آن دستور ساده است : با بدان رفت و آمد نکن ، با ایشان بدانسان که با نیکان رفتار می‌کنی رفتار نکن ، سلامشان را پاسخ نده ، با دیده‌ی توهین در ایشان بنگر!

آری ما این دستور را برای سامان اجتماع داریم و بیگمان باشید که توده‌های پیشرفته بیشتر از توده‌های زبون و درمانده بآن پابندند. آیا در ایران ما باین دستور چه ‌اندازه پابندیم؟!..

بی‌پروایی باین دستور تنها این اثر را ندارد که بدان «جری»تر می‌گردند بلکه هنگامی که ما نیکان و بدان را به یک چشم بنگریم یا نیکان از ما همان رفتاری را ببینند که با بدان می‌کنیم ، ناگزیریست که دلسرد گردند و از نیکوکاریها کناره گیرند. به بازاری که مس و زر به یک قیمت باشد آیا کسی زر خواهد آورد؟!

ما از دشواریهایی که امروز در برابر این دستور هست ناآگاه نیستیم. (1) با اینهمه شما می‌دانید در برابر بدیهای آشکار هم مردم «نرم‌رفتاری» از خود نشان می‌دهند و جز بِدان شیوه ، رفتار کردن را «بداخلاقی» می‌دانند!

این که بدشواری روزه گرفتن نیست و مایه‌ای هم جز فهم و یک جو دلیری نمی‌خواهد ، پس از چه روست که چنین بی‌پروایند؟!. می‌دانیم کسانی خواهند گفت : اینها چیزهای مهمی نیست که شما بآن می‌پردازید. ولی این جز خامی نیست. همین چیزهای بظاهر کوچک هنگامی که در سراسر یک کشور انجام شود (یا نشود) اثرات بزرگی از خود نمایان خواهد ساخت.

آنان که باین گونه موضوعات می‌اندیشند بیگمان از خود پرسیده‌اند : چرا مردم به نیکیها پروای بایسته را نمی‌کنند یا از بدیها آنچنان که باید گریزان نیستند؟! آیا از آنست که روزه نمی‌گیرند یا نماز نمی‌خوانند؟!

برای دانستن پاسخ باید موضوع را از دیدگاه دیگری نیز نگریست. نباید فراموش کرد که همچنانکه دستورهای دینی ما را به درستکاری و راستی و جوانمردی و کوتاه‌سخن به «رفتار استاندارد» یک اجتماع سعادتمند و شاداب رهنمون می‌سازد ، باورهای زهرآلودی نیز در کار هستند و آنها بیکار نمی‌مانند. آنها هم دمادم آب به آسیاب هوسها و خودخواهیها می‌ریزند. مثلاً مادّیگری می‌گوید : «ای بابا ، قانونها (دستورهای دینی) از خواست زبردستان برای بهره‌جویی از زیردستان برآمده و گزارده شده» یا «اخلاقیات موهوماتست»! شیعیگری می‌گوید : زیارت برو تا گناهانت پاک شود (تلویحاً یعنی : هر کاری دوست داری بکن ، با زیارت و گریه بر امام حسین همه پاک خواهد شد و به آنجهان با پرونده‌ی سیاه نخواهی رفت).

شگفتتر از همه داستان صوفیگری است. صوفیان سردستور زندگی خود را کشتنِ
«منی» (خودخواهی) یا به گفته‌ی خودشان «جهاد اکبر» وامی‌نموده و با چنان ادعایی بمردمان برتریها فروخته‌اند ، با اینهمه نه تنها گدایی و زن ناگرفتن و بیکار گردیدن را ننگ بشمار نیاورده‌اند بلکه به چاپلوسی و دروغسازیهای ننگین و حتا شاهدبازی نیز آلوده بوده و آن «جهاد اکبر» نیز دامن ایشان را از پستیها دور نداشته است. همچنانست دیگر کیشها از مسیحیگری و زردشتیگری و ...

باید دید براستی این چه رازیست که کیشها هیچیک ، مردم را نه تنها به نیکیها راه
نمی‌نماید بلکه از بدیهاشان نیز جلو نمی‌تواند گرفت.

آنچه اینجا بکوتاهی می‌توان گفت آنست که بطور کلی یک رشته دستورها یا «آیین زندگانی» هنگامی می‌تواند مؤثر باشد که :

ـ زمانش نگذشته باشد و سراسر حقیقت و راستی بوده

ـ با خرد سازگار و خود آموزگار آن باشد ،

ـ نه تنها با دانشها سازگار بلکه خود پشتیبان آنها باشد ،

ـ بتواند با گمراهیها شانه به شانه بایستد و با دلیلهای بُرنده نبرد روبرو کند و آنها را از میدان بیرون راند تا مردمان از کوره‌راهها و پراکندگیها رهایی یافته به یک شاهراه درآیند.

👇

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

📖 کتاب «سرمایه‌ی اجتماعی ایرانیان» (شایندگی از چیست؟)

🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام

🔸 بخش چهارم : «یک مردمی ، پیش از هر چیز نیازمند «آرمان مشترک»اند

🔸 12ـ رشته‌های همبستگی گسیخته


ما آن روزگار را ندیده و تنها از راه نوشته‌ها از آن آگاه شده‌ایم. لیکن خود در زمانهای دیگری همچون موشک‌باران شهرهای ایران بدست عراق یا همه‌گیری کویدِ 19 رفتارهای خودخواهانه‌ی مردم را دیده‌ایم. همینکه خطری حس می‌کردند به انبار کردن خوراک و دربایستهای (مایحتاج) دیگر می‌پرداختند یا خود را به جاهای امن می‌رسانیدند.

در گرماگرم کوید 19 ، دیده شد مردم عامی چون زیارتگاههای قم و مشهد را بستند بَنِرهای هشدار بهداشتی را پاره کرده درها را شکستند تا به آنجاها درآیند. بی‌پروا به آنکه با چنان رفتاری هم‌میهنان خود را دچار آن بیماری کشنده خواهند کرد.

مردم عامی بکنار ، در جایی که هر کسی می‌بایست از روی دستورهای بهداشتیِ اعلام شده رفتار کند ، دانش‌آموختگان را نیز دیدیم بسیار کم توجه دارند و نمی‌اندیشیدند که از بی‌توجهی آنان هزاران کسان به خطر مرگ می‌افتند. بجای رفتار به دستورهای بهداشتی بهانه‌های کودکانه می‌آوردند از جمله «کرونا کجا بود؟!» یا «کرونا بزرگترین دروغ قرن است». یک دسته از همین دانش‌آموختگان می‌کوشیدند راهکار خود را که جز دعا و «انرژی مثبت» نبود والاتر از دستورهای بهداشتی نشان دهند. اینها نیز از راه دیگری به پروتکلهای بهداشتی بی‌پروایی نشان می‌دادند. بستن ماسک که یک رفتار بهداشتی بسیار ساده بود بسیاری دریغ می‌کردند و تنها هنگامی که شمار کشتگان افزایش چشمگیری کرد از ترس آنکه خودشان دچار نشوند ماسک بستند. بستن ماسک بماند ، حفظ فاصله که کار ساده‌تری بود به آن نیز پابندی نداشتند. هر جا مانعی نمی‌دیدند پروتکلهای بهداشتی ـ مثلاً منع سفرها و جشن عروسی ـ را پایمال می‌کردند. به چیزی که توجه نداشتند کسان بیدست و پایی بود که در این میان به چنگال آن بیماری خواهند افتاد.

در تلویزیون که یک رشته نمایشهای لوس «ما کرونا را شکست می‌دهیم» نشان می‌داد ، دیدنی بود از یکسو می‌خواست کرونا را شکست دهد و از سوی دیگر گزارش تصویری از وزیران و دیگر دولتیان نشان می‌داد که آشکاره پروتکلهای بهداشتی را زیر پا می‌گذاشتند (پنبه شدن رشته‌های ستاد ملی مبارزه با کرونا).

در چنین روزهای بحرانی است که سستیِ همبستگی میان مردم و بی‌اعتناییشان به میهن و هم‌میهنان بهتر دانسته می‌شود. اینها همه نشان می‌‍‌دهد که سرمایه‌ی اجتماعی در این توده کم است یا چنانکه کسروی می‌گوید «بنیاد اجتماعی» و «رابطه‌ی ملیت» سست است.

«در خود توده مرض نومیدی پیدا شده و هر یکی از راه دیگری نسبت بکشور و میهن خود بیعلاقگی نشان می‌دهند ، و هر کسی برآنست که جز در اندیشه‌ی خود نباشد.

این بدترین دردیست که در یک توده پیدا می‌شود. چنین توده‌ای ، آن هم در چنین زمانی ، سرنوشتش جز لگدمالی و نابودی نتواند بود ...

امروز مردم بدو دسته‌اند : یکی آنان که بتوده و کشور بیکبار بیعلاقه‌اند و جز دربند نگهداری خود نیستند ، دیگری آنان که علاقه بکشور و توده دارند ولی پراکنده و بیراهند. اینان هر دو بیهوده‌اند و هر دو بیکاره‌اند.

آنچه بیعلاقگانند حالِ آنان گله‌ی گاوان و گوسفندانیست که در مرغزاری می‌چرند و کمترین علاقه بآن پیدا نمی‌کنند ، و هر زمان که یک گرگی یا شیری یا درنده‌ی دیگری پدیدار گردید تنها درپی گریز باشند و هر یکی رو بسوی دیگری آورند و گریخته جان بدر برند.

این بیخردان نه معنی کشور را می‌دانند ، نه قدر آزادی را می‌شناسند. از همه‌ی اینها ناآگاهند و زندگانی را تنها خوردن و خوابیدن و کام‌گزاردن می‌شمارند. آنچنان پست‌نهادند که کمترین علاقه بمیهن خود نشان نمی‌دهند و برآنند که اگر خطری پیش آمد با گریختن خود را رها گردانند و چندان گستاخند که می‌نشینند و آشکاره دم از بیعلاقگی می‌زنند و بکسان دیگری که علاقه دارند ریشخند دریغ نمی‌گویند.

اما علاقه‌مندان ، آنان نیز بیراه و پراکنده‌اند و با اینحال هرچه بکوشند نتیجه‌ای در دست نخواهند داشت. تنها علاقه بکشور کافی نیست. از احساساتِ تنها نتیجه نتواند بود. باید نخست دست بهم داد و یکی بود و دوم راه کوشش را پیدا کرد». (پرچم روزانه 9/12/1320)


عمده کوششهای کسروی برای برداشتن پراکندگی از میان توده‌ی ایرانی بوده است. او همیشه به این می‌کوشد که ایرانیان به یک «شاهراه» درآیند و در آن همدست و هم‌اندیشه و در نتیجه متحد به سربلندی ایران بکوشند.


——————————

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.

🌸

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

پ7ـ اشغال ایران بدست متفقین در شهریور 1320

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

📖 کتاب «سرمایه‌ی اجتماعی ایرانیان» (شایندگی از چیست؟)

🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام

🔸 بخش سوم : «پراکندگی برای یک توده مرگست»

🔸 11ـ پراکندگی از چیست؟ (یک از یک)


در سالهایی که کسروی به روشنی اندیشه‌ها می‌کوشید ، سرمایه‌ی اجتماعی موضوع ناشناخته‌ای بود که هنوز وارد درسها و کتابهای دانشگاهی نشده بود. با اینهمه دیده می‌شود که او با بینش بیمانندی به این زمینه پیشاپیش آگاه بوده. خوانندگان خواهند دانست که جستار‌هایی که ما از نوشته‌های او در اینجا آورده‌ایم همگی به سرمایه‌ی اجتماعی می‌پردازد. اینکه او یک دفتر یا کتابی جداگانه در این زمینه فراهم نیاورده از آن روست که نه در این زمینه بلکه در بسیاری زمینه‌ها همه‌ی سخنان را در یکجا نمی‌توانسته بگوید.

«زمینه‌هایی که دنبال می‌کنیم اگر از هم جدا می‌نماید همگی بهم پیوسته است و همگی از بهر یک مقصود می‌باشد. ... چیزی که هست در سخنرانی سامان (نظم) نگه نداشته‌ایم و این نکرده‌ایم که از هر یکی از آنها یکباره سخن برانیم و خود این کار را نمی‌توانستیم بکنیم. زیرا ما کنون در پیکاریم (مجادله) [با خرده‌گیران] و پیداست در پیکار کسی نمی‌تواند دربند سامان باشد. ما ناگزیر بوده‌ایم هر سخنی که می‌رانیم چندین بار آن را تکرار کنیم تا در دلها جای گیرد و هر بار یک گوشه‌ی آن را گرفته روشن گردانیم و به هر پرسشی که می‌شود پاسخ دهیم و چون یکی خرده می‌گیرد با او برآییم. چیزی که هست ما هیچگاه رشته را از دست نمی‌دهیم و از زمینه بکنار نمی‌رویم». (407409 ، آذر 1316)


ناگزیر ما این جستارها را از دهها نوشته‌ی او یافته اینجا گرد آورده‌ایم.

در مهنامه‌ی پیمان و روزنامه‌ی پرچم دهها بار سخن از پراکندگی رفته و آن بزرگترین علت بدبختی نشان داده شده است. ببینیم پراکندگی از چیست و چاره‌اش چه می‌باشد :

«یکی از آشنایان بنزد من آمده چنین می‌گوید : «شما اندیشه‌های پراکنده و گمراه را علت بدبختی ایرانیان می‌شمارید. بعقیده‌ی من اساس اخلاق است. اگر اخلاق توده را تصفیه کنیم بهمه‌ی دردها چاره خواهد شد». گفتم : تفاوت در آنجاست که شما نافهمیده سخن می‌گویید و ما فهمیده. من از شما می‌پرسم : اخلاق را چگونه تصفیه خواهید کرد؟!.. آیا راه آن چیست؟!.. شما این نمی‌دانید که راه تصفیه‌ی اخلاق نیز درست گردانیدن اندیشه‌هاست. این اندیشه‌های پست و پراکنده ، این سخنان بیپا و بیخردانه که کتابها و مغزها را پر کرده یکی از نتیجه‌های آنها پستی خویها[=اخلاق]ست. ما بیهوده نمی‌گوییم : سرچشمه‌ی بدیها اینهاست.

اخلاق نیک و بد هر دو در نهاد آدمی نهاده شده و اینست آدمی نیکخو و بدخو هردو تواند بود. باین معنی که اگر کسی دارای اندیشه‌های عالی بود و بحقایق زندگانی آشنا گردید ناگزیر اخلاق پست او ناتوان می‌گردد و از آنسوی خویهای نیکش نیرو گیرد ، و برعکس اگر کسی دچار اندیشه‌های پست و بدآموزیهای بیمغز گردید ناچار خویهای پستش نیرو یابد و خویهای ستوده‌اش سست و ناتوان می‌گردد. این چیزیست که با دلیل علمی نشان توان داد [1] ولی در اینجا فرصت چنان کاری نیست. اینکه ما تاکنون از اخلاق گفتگو نکرده‌ایم برای همینست که نخواسته‌ایم آهن سرد بکوبیم. برای آنست که دانسته‌ایم تا اندیشه‌ها اینست که می‌بینیم امیدی به نیکی خویها نتوان بست». (پرچم روزانه 10/5/1321)


چون پیشامدهای شهریور 1320 رخ داد ، این به آشکار افتاد که مردم تنها در اندیشه‌ی خود هستند و اعتنایی به دیگران نمی‌دارند. یک هرج و مرج و نابسامانی شگفتی پیش آمد که افسوس هر میهن‌خواهی را برانگیخت.

«پیشامدهای شهریور ماه یک نمونه‌ای بود که در این کشور چگونه بنیاد اجتماعی سستست ، و چگونه پایه‌ی اخلاقی پست است. از آن پیشامدها باید عبرت گرفته و برای آینده بیباک و بی‌پروا ننشست.

در آن داستان ما دیدیم بسیاری از کارکنان عالیمقام دولت پابندی بوظیفه‌ی خود ننموده و تو‌گویی در یک کشور بیگانه‌ای مأموریت داشتند که همینکه خطر نمودار شد مردم را گزاردند و خود بگریختند. افسران بزرگ و سران لشگر ، هم گریختند و هم نادرستی کردند و همه‌ اسلحه و افزار بدست اشرار دادند.

اینها بماند. اینها را بارها گفته‌ایم. ما در تهران دیدیم همینکه خبری رسید که جنگی رخ داده در اندک زمانی نان کمیاب گردید. قند و شکر و نفت و ذغال و دیگر دربایستهای زندگی نایاب شد. دکانهای سَقَط‌فروشان[خرده‌فروش] و بقالان و قنادان تهی گردید. نرخها دو برابر بالا رفت. مردان و زنان در جلو دکانها ازدحام کردند و همدیگر را لگدمال ساختند ، اتوبوسها از کار افتاد و آمد و شد بریده گردید.

با آنکه در اینجا خطر کم بود بلکه خطری نبود خاندانها بکوچ پرداختند. توانگران سوار اتومبیلها (اتومبیل‌های اداری یا شخصی) گردیده رو به اسپهان و شیراز نهادند. کجا می‌رفتند؟ و چرا می‌رفتند؟... خودشان نیز نمی‌دانستند. سراسیمه‌وار رو بگریز نهاده بودند». (پرچم روزانه 8/12/1320)


👇

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

ایده‌ی نهایی من :

نماز و به خصوص روزه برای سنین نوجوانی و برای کسانی که در آغاز راه خودسازی هستند ، عبادات خوبی است. در نوجوان مانند یک ترمز عمل می‌کنند و می‌توان قالب آنها را به بهترین نحو ، شکل داد. در جوانی به بعد هوسهای مختلفی بروز می‌کنند که دیگر با نماز و روزه نمی‌توان آنها را کنترل کرد. البته این پند را همیشه باید در نظر داشت که : هیچگاه نباید چیزی (نماز و روزه) را از کسی گرفت مگر آنکه بهتر آن را (خرد و پاک زیستن) به وی برای جایگزینی خلاء ایجاد شده ، هدیه دهیم.

در پایان گمان می‌کنم ، کنترل دائمی روی خوراک جسم و ذهن و گفتار ، پیروی نکردن از هوسها و احساسات زیانمند ، به طور متمادی و در همه‌ی طول عمر ، بسیار در نزد خدای پاک بزرگ گرانقدرتر و مستوجب پاداش گرانبهاتری است.

تا اینجاست سخن آن خواننده.

———————————-

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.


🍃
🌸🍃
🍃🌸🍃

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

🔹 پانوشتها :

1ـ جای افسوس و تعجب بسیار است که کسانی پراکندگی میان ایرانیان را نه یک بدبختی بلکه یک نیکی بشمار آورده‌اند. به پندار (تصور) اینان هرچه در یک توده اندیشه‌ها پراکنده‌تر و گوناگونیش بیشتر ، آن توده بهتر و شایسته‌تر. شاید شما هم اصطلاحهای «تکثر» و «چندصدایی» را که در سالهای دهه‌ی هفتاد بزبانها افتاد شنیده‌اید. مثلاً این سخن را به رنگهای گوناگون می‌شنیدید : «در یک جامعه‌ی مدنی باید چندصدایی حاکم باشد». داستان اینست که چون از آغازِ حکومت ملایان ، دسته‌ای همه چیز را در انحصار خود درآورده به رقیبان میدان نمی‌دادند ، اینبود رقیبان بجای آنکه بی‌پرده آنان را «خودکامه» بنامند ، رفتار آنان را «تک‌صدایی» می‌خواندند و در برابر آن بجای «آزادی گفتار» می‌گفتند «تکثر» و «چندصدایی». اینست این اصطلاحها که برخی از آنها معنی روشنی هم ندارد بزبانها افتاد و بسیاری بی‌آنکه علت رواج آنها را بدانند پس از آن با هر کوششی که به یکی گردانیدن اندیشه‌ها و اتحاد مردم بپردازد مخالفت می‌کنند و با اندیشه‌های خام و نارسای خود این را گونه‌ای از «استبداد» می‌پندارند.

متأسفانه چنین واژه‌های ناروشنی رواج گرفت و بدفهمی‌هایی پیش آمد و گمان می‌رود ناپاکانی هم به رواج آن پندار دامن می‌زدند. در هر حال باید این پندار پرزیان را نیز یکی از موانع پیشرفت دانست و به آن ساده‌دلان فهمانید که اندیشه‌های گوناگون در جایی مانند پارلمان نه تنها بد نیست نیک هم هست زیرا به روشنی موضوعات می‌انجامد ولی به بهانه‌ی «چندصدایی» سر پیچیدن از حقایق ارجمندی که اندیشه‌های مردم را بهم نزدیک می‌گرداند ، دور از خرد است. چنین پندار کجی برای مردمی که هنوز آرمان مشترکی ندارند و باید بر سر یک رشته حقایق گرد آمده همدست و متحد شوند از زیانمندترین پندارهاست.

2ـ اینجا زبانها و نژادهای مهم شمارده شده. وگرنه زبانها و نیمزبانها در ایران بسیار بیشترست.

3ـ ایلهای کوچک بیشمارند. برخی سازمانهای ایرانی و بیگانه فهرستهایی از آنها فراهم آورده‌اند. یک فهرست میانگیر از آنها را در این نشانی می‌توان دید : https://www.ashayer.ir/index.aspx?pageid=160


——————————

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.

🌸

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

در اینجا از آن زمینه گفتگو نخواهم کرد. در اینجا می‌خواهم بگویم : جوانان بی‌آنکه خود بدانند و بی‌آنکه مقصر باشند گرفتار این نقیصه‌اند و ما باید بجای ستایش از آنها برفع این نقیصه پردازیم ... اینها گناه آنان نیست. گناه آن كسانیست كه در بیست و چند سال گذشته به گیج گردانیدن جوانان كوشیده‌اند ، گناه آن كسانیست كه روانهای اینان را فرسوده گردانیده ، و از آنسوی با یاد دادن یك رشته تعلیمات پراكنده و بیهوده مغرورشان ساخته با این حال بمیان توده فرستاده‌اند». (پرچم روزانه 21/12/1320)


کسروی همچون آموزگار دلسوزی که چون تنبلی و بی‌توجهی شاگردانش را ببیند از نکوهشهای (انتقاد) سخت بازنمی‌ایستد ، در میان گفتارهایش بارها از خصلتهای زیانمند ایرانیان که مانع نیک گردیدن است با زبان تندی نکوهش می‌کند. بدینسان می‌کوشد ایرانیان را از سستی و بی‌اعتنایی بیرون آورد و ایشان را به تحصیل آزادگی و سرفرازی وادارد.

«اینان چون سخنی را از کسی شنیدند اگر نپسندیدند در برابرش ریشخند و بیفرهنگی می‌نمایند و اگر پسندیدند آن را گفتاری بنام خود می‌سازند. اینست حال ایشان و اگر درست نگرید جز زیان سودی بتوده و کشور خود نخواهند داشت. این نه گناه آنان ، گناه آن فرهیختی[تربیت] است که دیده‌اند. نتیجه‌ی آن دامیست که برایشان گسترده گردیده». [3] (705330 ، آبان 1320)


«این نومیدیها و بیعلاقگیها علتهای گوناگونی دارد که ما در اینجا مجال گفتگو از آنها نداریم. اینها یک رشته دردهای کهنه‌ایست که از بس درمان نشده و مانده جایگیر گردیده. کسانی سرچشمه‌ی بداخلاقی‌ها و آلودگیهای مردم را در بیست سال گذشته[دوره‌ی رضاشاه] جستجو می‌کنند. ولی این خود لغزشیست و این آلودگی‌ها بسیار کهنست و در بیست سال گذشته یک چیزهای کمی بآنها افزوده گردیده». [4] (پرچم روزانه 9/12/1320)




🔹 پانوشتها :

1ـ دست بهم داد = (سبک شده‌ی) دست بهم دادن ـ همچون نشاید گفت = نشاید گفتن ، باید خواند = باید خواندن و مانند آنها.

2ـ آگاهیهای بیشتر در این باره در کتابهای دادگاه ، افسران ما ، در پیرامون «ادبیات» ، دولت بما پاسخ دهد ، یکم دی‌ماه و داستانش ، فرهنگ چیست؟ و فرهنگ است یا نیرنگ؟ یافت می‌شود.

3ـ برای آگاهی بیشتر از این «دام» بنگرید به دفتر «فرهنگ چیست؟».

4ـ در نوشته‌های کسروی تاریخچه‌ی این آلودگیها و گمراهیها نوشته شده. خواننده برای نمونه می‌تواند کتاب «ما چه می‌خواهیم؟» را بخواند.


——————————

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.

🌸

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

🔶 فلسفه‌ی روزه

🔍 درباره‌ی روزه‌داری مسلمانان

📊 شمار ساتها : 9

📣 بازپسین پراکنش : اردی‌بهشت 1399

🔷 کتابخانه‌ی پاکدینی

🔸 این دفترچه از سوی «باهَماد پاکدینان» و بدست «کوشاد تلگرام» پراکنده می‌گردد.


⭐️ متن این دفترچه را نیز می‌توانید در تلگراف از اینجا بخوانید.


🌸💐🌹🌷

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

پ5 ـ آیا میهن شما ایرانست؟!

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

📖 کتاب «سرمایه‌ی اجتماعی ایرانیان» (شایندگی از چیست؟)

🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام

🔸 بخش دوم : ارتباط سرمایه‌ی اجتماعی با دیگر نشانگرها

🔸 7ـ نشانه‌ها و سودهای سرمایه‌ی اجتماعی (یک از یک)


با مثالهای دیگری از سرمایه‌ی اجتماعی می‌کوشیم بینشمان به این موضوع ژرفای بیشتری یابد. مثلاً در گروه‌هایی از مردم دیده شده صندوقهای وام دوره‌ای تشکیل داده‌اند. یک عده (مثال : پنجاه تن) که همدیگر را می‌‌شناسند و میانشان اعتماد حاکم است گرد می‌آیند و صندوق وام بنیاد می‌گذارند. هر کس مقدار معینی پول (مثال : دو‌میلیون تومان) که کار بزرگی با آن نمی‌توان کرد و فشاری هم به او نمی‌آورد در هر دوره (مثال : یک ماه) در صندوق می‌ریزد و چون جمع می‌شود مبلغ کلانی می‌شود که می‌توان با آن گرهی را گشود. آنگاه هر دوره یک بار آن مبلغ را به یک یا چند تن (با قرعه‌کشی یا از روی ترتیبی) وام می‌دهند. آنها نیز باید وام را به اقساط بازپس دهند. به این ترتیب هر بار پولِ گره‌گشایی گرد می‌آید و یک یا چند تن از آن بهره می‌برند. دریافت چنین وامی از راههای رسمی ، خشک و فرساینده است. ولی در جمعهای خودمانی آسانتر و همراه با لذت انجام می‌گیرد. لذت از اینکه هر کسی به آشنایانِ مورد اعتمادش یاوری می‌کند و از گشایش گره‌هاشان خشنود می‌گردد. روزی دیگر نیز آنها جبران خواهند کرد. یکی برای همه ، همه برای یکی.

در همین کشور خودمان ، همه کمابیش دیده‌ایم که یک جمعی ، مثلاً مهاجران فلان شهر با هم رابطه‌ای همدستانه دارند ، بیدریغ به همدیگر در کارها کمک می‌کنند و هوای یکدیگر را دارند. با همدلی و همدستی نمی‌گذارند یک تازه‌وارد غریبی بکشد و به او بد بگذرد و از دیگران عقب بماند. بدینسان زندگی درمیانشان با لذت و آسودگی بیشتری توأم است.

از جمله نشانه‌هایی که از ناچیز بودن سرمایه‌ی اجتماعی درمیان یک مردمی شمارده‌اند اینهاست : بالا گرفتن پرخاشگری ، طلاق ، خودکشی ، اعتیاد (در برخی پژوهشها) ، افسردگی و بیماریهای روانی ، نومیدی ، قانونشکنی یا رعایت قوانین با اکراه و زور ، بزهکاری ، بی‌توجهی به میهن ، ستم از هر گونه (گرانفروشی ، پا گذاردن بروی افتاده ، رفتار ناپسند مغازه‌دار با مشتری و مسافر با راننده یا بوارونه‌ ...). رویهم‌رفته نتیجه‌ی سرمایه‌ی اجتماعی ناچیز ، اعتماد اندک مردم به هم و نامهربانی و «بداخلاقی» ، دشواری و کُندیِ کارهای جمعی ، و سرانجام درماندگی می‌باشد. (1)

مثال از نشانه و سودهای آن نیز اینهاست : مهربانی ، رعایت بهتر قوانین و عرفها ـ بی‌آنکه زوری در کار باشد ، بازگردانیدن گمشده به دارنده‌ی آن ، حلیّت‌طلبی ، انصاف ، راهنمایی کردن به یک ناآشنا ، مهماننوازی ، دوستیهای استوار ، جوانمردی ، داوطلب شدن برای کارهای نیکخواهانه ، همچنین میهن‌دوستی و مانندهای آن. رویهم‌رفته اعتماد ، اتحاد ، مهربانی ، یاوری و «خوش‌اخلاقی» میان مردم. نتیجه‌ی چنان فضایلی نیرومندی ایشان و آسانی کارهای جمعی است.

«نشان داده شده‌ که اندازه‌ی سرمایه‌ی اجتماعی با اندازه‌ی رفاه ، اشتغال ، بازدهی تحصیلی ، تندرستی و رشد اقتصادی مرتبط است. همچنین سرمایه‌ی اجتماعی با نرخ جرم و جنایت در جامعه نسبت معکوس دارد. مشخصه‌ی جوامع «پراکنده» ، سرمایه‌ی اجتماعی ناچیز و اعتماد اندک میانشان است». (2)



* * *

گفتیم در یک باند تبهکاری نیز سرمایه‌ی اجتماعی چشمگیر است. زیرا اعضای آن سازمان دارای یک هدف (سودجویی) بوده ، همدست ، متحد و تا اندازه‌ای هم به یکدیگر اعتماد دارند. ولی چون توجه ما به مسائل ملی است ، چنین سرمایه‌‌ای مورد بحثمان نخواهد بود.

نه هر سرمایه‌ی اجتماعی‌ برای همگان سودمندست. به این جستار بار دیگر برخورد خواهیم کرد و در آنجا شرح لازم را خواهیم داد. اینگونه از سرمایه‌های اجتماعی سودش به توده و کشور نمی‌رسد. آرمان اینگونه سازمانها با آرمان توده یکی نیست و همچنین بنیاد چنان سازمانهایی تنها بر پایه‌ی سودهای مادی و برای یک عده‌ی کمی گذاشته شده. در موضوعی که زمینه‌ی گفتگوی ماست سودپرستیهای چنان سازمانهایی از سرمایه‌ی اجتماعی یک توده می‌کاهد. مایه‌ی اصلی افزایش سرمایه‌ی اجتماعی یک توده ، جز نیکرفتاری ، نیکوکاری ، فداکاری و از خود گذشتگی بلکه جانفشانی در راه میهن نیست. اینها بزودی روشنتر خواهد شد.


🔹 پانوشتها :

1ـ بر پایه‌ی آنچه آمد ، عجیب نیست اگر این سخن را وارونه گردانیده بگوییم : اعتماد اندک مردم به یکدیگر نتیجه‌اش نامهربانی ، بداخلاقی ، کندیِ کارهای جمعی و سرانجام سرمایه‌ی اجتماعی ناچیز است. زیرا چنانکه گفته شد اجزا با کل تأثیر متقابل دارند.

2ـ انسیکلوپدی بریتانیکا : https://www.britannica.com/topic/social-capital


——————————

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.

🌸

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

📖 کتاب «سرمایه‌ی اجتماعی ایرانیان» (شایندگی از چیست؟)

🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام

🔸 بخش چهارم : «یک مردمی ، پیش از هر چیز نیازمند «آرمان مشترک»اند

🔸 14ـ پراکنده‌کوشی چاره‌ی عقب‌ماندگی نمی‌کند


«بدانید ای ایرانیان! از کوششهای تنها به تنها نتیجه بدست نیاید. از تدبیرهایی که هر کس تنها برای رهایی خود کند سودی نباشد. در چنین هنگامهایی باید همگی دست بهم داد و برای همگان کوشید. از این راهست که می‌توان به نتیجه‌ای رسید. در ایران کسان چیزفهم و کاردان بسیار است. ولی عیب اینجاست که از هم پراکنده‌اند و هر کس بتنهایی چیزهایی می‌اندیشد و کاری از پیش نبرده در توی خشم و دلتنگی می‌سوزد. اینان اگر همه یکی گردند بکارهای نتیجه‌داری توانند برخاست». (پرچم روزانه 8/5/1321)


شگفت نیست کسانی از سر نومیدی و بیکارگیِ خرد‌هاشان به این سخنان روی سرد نشان دهند. به پندار آنها علت عقب‌ماندگی «به این سادگیها» نیست. چاره‌ی آن نیز بیگمان باید دشوارتر از اینها باشد. شاید اینان پیش خود دلیل می‌آورند که اگر علت عقب‌ماندگی ما ایرانیان ساده بود ، همه‌ی دانشوران می‌بایست تاکنون درمی‌یافتند و یک نظر می‌داشتند. ولی دیده می‌شود که میانشان اختلاف نظر فراوانست.

جای خشنودیست که مردان و زنان بافهم و خرد بسیارند و آنها داوری خواهند کرد که آیا چاره‌ی دردهای ایران جز با راهنماییهای او می‌باشد؟!.

«یک راهی چه دور و چه نزدیک ، با رفتنست که بپایان می‌رسد. شما نیز تا نکوشید نتیجه‌ای نخواهید دید و از درد دل گفتن و آرزو کردن کمترین سودی نخواهد بود.

شما یکبارگی یا باین خواری و زبونی گردن نهید و سر پایین انداخته با این زیستِ پستی که دارید بسازید و بیهوده بگله و ناله نپردازید ، و یا اگر می‌خواهید از خواری و زبونی رها گردید راه آن همینست که بکوشید و این اندیشه‌های پراکنده را دور رانید و راستیها را در دلها جایگزین گردانید و همگی را دارای یک راه و یک آرمان سازید». (پرچم روزانه 5/9/1321)

«"یک مردمی که در یک کشور می‌زیند باید دارای یک راه و یک آرمان باشند تا بتوانند دست بهم دهند و نیرو پدید آورند و آزادی خود را نگه دارند و بدستیاری همدیگر بسختیهای زندگانی فیروز درآیند". این یک حقیقت بسیار گرانمایه‌ایست. کنون اگر مردمی این را دریابند و یک راهنمایی (یا راهنمایانی) از میان ایشان برخیزد و همگی را به یک راه و به یک آرمان خواند ناگزیر در میان ایشان یگانگی و همدستی پدید آید و یک توده‌ی نیرومندی باشند که آزادی خود را نگه دارند و با سرفرازی زندگی بسر برند (همچون بسیاری از توده‌های اروپایی که بیش یا کم از این حقیقت آگاهند و پیروی بآن نموده‌اند) ، و اگر مردمی از آن ناآگاه باشند و یا بیپروایی نمایند و بهوس و پندار هر کسی اندیشه‌های دیگری در مغز خود بپروراند و هر دسته‌ای آرزو و آرمان دیگری را دنبال کنند ناگزیر پراکنده و پریشان باشند و هیچگاه با یکدیگر یگانه و همدست نتوانند بود و یک نیرویی در برابر بیگانگان پدید نتوانند آورد و اینست همیشه لگدمال و زیردست باشند و از آسایش و خرسندی کمتر بهره بینند (همچون ایرانیان که از آن حقیقت دور بوده‌اند و همیشه جز بهوسبازی و پندارپرستی نکوشیده‌اند و امروز به سزای نادانیهای خود گرفتار و لگدمال می‌باشند)». (پرچم روزانه 25/5/1321)


گذشته از اجتماع ، در طبیعت نیز مثالهای فراوانی از نیروی اتحاد در مقایسه با پراکندگی یافت می‌شود. در اینجا به دو مثال می‌پردازیم. نخست تفاوت یک تکه آهن و یک آهنربا را بررسی بکنیم. به گفته‌ی دانشمندان در آهن میدانک‌های مغناتیسی‌ای هست که هر کدام بشکل تصادفی در جهتی جدا از دیگران قرار گرفته (شکل زیر). هنگامی که این تکه آهن در میدان مغناتیسی نیرومندی قرار گیرد ، آن میدانکها در جهت میدان مغناتیسی سامان یافته تکه آهن همچون یک آهنربا دارای نیروی کشش می‌گردد. این نیرو از میدانکهاست که پیشتر در آهن هم بود ولی چون همسو نبودند اثر همدیگر را خنثا می‌کردند.

در یک سپاه نیز هنگامی که همه‌ی سربازان یک آرمان و یک اندیشه در سر داشته باشند ، آن سپاه نیرومند است ولی اگر هر سربازی خودسری کند و اندیشه‌ی جدایی بسر داشته باشد ، آن سپاه سست بوده کاری از پیش نتواند برد.

مثال دوم از ذره‌بین است. اگر ذره‌بینی را در برابر آفتاب بگیریم و کاغذی را در سوی دیگر آن طوری جابجا کنیم که در فاصله‌ی کانونی ذره‌بین قرار گیرد ، می‌توانیم ببینیم نور خورشید که در حال عادی کاغذ را نمی‌سوزاند ، می‌تواند آن را بسوزاند. این توانایی از آنجاست که ذره‌بین از روی خاصیت خود پرتوهای خورشید را در کانونش که تقریباً یک نقطه است گرد می‌آورد. بدینسان انرژیهای اندک و پراکنده‌ی پرتوهایی را که به ذره‌بین برمی‌خورند در یک نقطه‌ی کوچکی متمرکز کرده انرژی بزرگتری فراهم می‌سازد.

👇

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

🔶 « درباره‌ی روزه و احکام عبادی

🖌 کانال

🔸چهار از چهار


آیین زندگانی در این باره به راهبری (مدیریت) می‌ماند : یک راهبر باید رفتار و گفتارش با خرد و دانش سازگار باشد ، باید بتواند جلوی بیراهیها را در سازمان خود بگیرد و با همچشمان(رقیبان) شانه به شانه بساید و زبون ایشان نگردد وگرنه خود و سازمانش نابود خواهند گردید. همچنین در سازمانِ او باید کارها با رای و نظر او راهبری شود و دستورهایش را دیگران نتوانند نقض کنند.

در یک توده دستگاههای اجتماعی ، سیاسی و آموزشی باید همه همسو با «آیین زندگانی» باشند. اگر برای مثال تلویزیون برنامه‌هایی پخش کند که دستورهای او را نقض کند دستورهای آن آیین از نیرو و اثر خواهد افتاد و مردم نیز سرگشته و گیجسر خواهند گردید. این یکی از علتهاست که آشکار می‌سازد چرا نیکوکاریها کم شده است. (1)

درباره‌ی اینکه چگونه آدمیان به یک رشته «هنجار»ها پابند می‌گردند و آنها درونی یا
«نهادینه» می‌شود ، دانشمندان جامعه‌شناسی بررسیهایی کرده و به نکته‌های ارجمندی نیز رسیده‌اند. ایشان نام این فرایند را «جامعه‌پذیری» گزارده‌اند.

برای سامان‌پذیری یک جامعه نخست نهادینه کردن «بایدها و نبایدها» را بایسته دانسته‌اند که شیوه‌های گوناگونی از جمله «پاداش» دارد (که این بگردن خانواده و دستگاه آموزش و پرورش و سازمانهایی همچون صدا و سیماست) و دوم گزاردن «کیفر»هایی برای متخلفین را (که این وظیفه‌ی دستگاه قانونگزاری و انجامش به عهده‌ی قوه‌ی قضاییه و مجریه است).

به سخن دیگر هر چیزی که توانست اندیشه‌ها را «قانع» کند ، پذیرفته شده و جامعه خواستار پیروی از آن خواهد گردید ، سپس رفته رفته جزو عادتها درآمده و درونی شده
«جامعه‌پذیر» و جزو «هنجار»ها می‌گردد. خانواده‌ها و دستگاه آموزشی آن را پذیرفته در آموزشها دخالت خواهند داد. سپس مردمان همچنانکه برای پاکیزه ماندن خود را می‌شویند یا هر روز پیش از درآمدن از خانه بسر و روی خود در آینه نگاه می‌کنند و اینها را ناخودآگاه و بی‌اجبار می‌کنند ، با آن هنجارها نیز بدانسان خو گرفته رفتار مناسب خواهند کرد.

اینها همه درست است و آنچه نام هنجار بآن داده‌اند ، نیکها نیز همانست و به همان روش جاگیر می‌شود و رواج می‌یابد. همچنین بدها با «کیفر» جلوگیری می‌شود یا از آن کاسته می‌گردد. ما هم این فرآیند را راه درونی شدن نیکیها و دوری از بدیها می‌دانیم نه کارهایی همچون روزه یا حج را.

ولی آنچه باید باین افزود نخست آنست که در یک توده‌ای ، دستگاههایی که آن آموزشها را نقض کند یا جلوی کیفرها را بگیرد نباید پا گیرد. آیا امروز با آن مثالهایی که از مادّیگری ، شیعیگری و صوفیگری زدیم و درباره‌ی دیگر کیشها نیز توان گفت این شرط برقرار است؟! مادّیگری و کیشها که خود دستگاههایی هستند و هر یک راه خود را می‌پوید آیا به سود توده دست از آموزاکهای خود خواهند برداشت؟! تا اینها هستند از آن آموزشهای «جامعه‌ی مدنی» جز نتیجه‌ی اندکی بدست نخواهد آمد.

دوم ، در همه‌جا که دستگاهی بنام پلیس و دادگاه نیست و نتواند بود تا کیفر دهد. یکی از مؤثرترین کیفرها را مردم خود توانند داد. همان دستور اجتماعی رفتار با بدان که یادش کردیم خود از بهترین کیفرهاست. رویهم‌رفته مردمی که خواهان دمکراسیند باید به نیروی توده باور استوار داشته و خود را توانای انجام بسیار کارها بدانند. از سستی درآیند و همه‌ی کارها را از دولت یا از دستگاههای انتظامی انتظار نداشته باشند.

همچنین باید دانست که دمکراسی بی‌آنکه توده نیک گردد دست‌یافتنی نیست. در این باره خوانندگان می‌توانند دو دفتر «معنی دمکراسی» و «موانع دمکراسی در ایران» را بخوانند.


🔹
پانوشت :

1ـ در این زمینه نوشته‌های بسیاری هست که خواننده مي‌تواند بخواند : کتابهای «ورجاوندبنياد» ، «راه رستگاری» ، «ما چه می‌خواهيم؟» ، «در پاسخ حقيقتگو» ، «دردها و درمانها».

———————————-

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.



🍃
🌸🍃
🍃🌸🍃

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

پ10ـ حزب‌سازی در گذشته و اکنون

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

شما از نادانی و بیچارگی هم زبونی و هم بدبختی را می‌کشید و هم بیهوده ناله و فریاد می‌کنید که این خود زیان دیگری می‌باشد. شما به هر چیزی از آلودگیهای خود نام فریبنده‌ی دیگری می‌گزارید. شعرهای بیهوده سرودن ، و افسانه‌های بیخردانه بافتن را «ادبیات» می‌نامید ، کهنه‌بافندگیهای یونان و روم را «فلسفه» می‌خوانید ، به بدآموزیهای خانه‌برانداز صوفیگری «عرفان» نام می‌دهید ، آشفتن مغزهای جوانان را «آموزش و پرورش» یاد می‌کنید ، گمراهیهای پراکنده و کشاکشهای بیهوده‌ی قرنهای گذشته را «مذهب» می‌شمارید ... بدینسان به هر یکی از آلودگیهای خود عنوان دیگری می‌دهید و ما هر یکی را که دنبال می‌کنیم به هایهوی و ایستادگی می‌پردازید و با اینحال نیکی از جهان می‌خواهید. دوباره می‌گویم : این خود نشان درماندگی شماست.

دوباره می‌گویم : شما یا چنانکه هستید باشید و تن باین خواری و زبونی دهید و یا اگر رهایی می‌خواهید این حقایق را از ما بپذیرید و هر کسی تکانی بخود دهید و هر کسی این آلودگیها را از خود دور گردانید». (پرچم روزانه 2/3/1321)


کسانی چنانکه عادتشان است سخنان ساده و بی‌پیرایه را خوش نمی‌دارند. سخنِ ارزشمند در نزد آنان اینست که غلنبه سلنبه باشد. فهم آن جز برای کسانِ اندکی مقدور نباشد و پر از اصطلاحات ناآشنا و فرنگی باشد. یا نوشته‌ی غربیان باشد یا از آنها نقل قول بعنوان دلیل آورده شود. جستاری که در پنج صفحه می‌توان نوشت چهل صفحه را سیاه گرداند. از اینرو دیده شده آنها چون این سخنان را درباره‌ی علت عقب‌ماندگی ایرانیان و چاره به آن می‌خوانند اینها را «ساده انگارانه» پنداشته رو برمی‌گردانند. لیکن آنان جز ظاهربینانی نیستند که نزدیک نیامده‌اند تا چند کتابی از نوشته‌های کسروی بخوانند و در نتیجه به عمق اندیشه‌های او و پیوستگی میان جستارهایی که به آنها پرداخته پی نبرده‌اند. باید دانست ، نوشته‌های او با همه‌ی «سادگی» و «همه‌فهمی» ، چاره‌ی واقعی دردهای این توده است. به آن نشانه که هر گفته‌اش ‌با دلیلی از تاریخ و حقایق و وقایع زندگی همراهست که مؤید آن می‌باشد. گذشته از این ، اندیشه‌هایش در زمینه‌ی گمراهیهای توده ، عقب‌ماندگی ایرانیان و علل و چاره‌ی آن ، همانهایی است که دانشمندان جامعه‌شناسی پس از شصت سال بیشتر زیر عنوان سرمایه‌ی اجتماعی بدانها توجه کرده‌اند و امروز یکی از موضوعات درس دانشگاهی شده است.

در نوشته‌های او به نکته‌های بسیاری برمی‌خوریم که «آسان‌یاب» نیست. اگر بود دیگرانی پیش ازو درمی‌یافتند. درست است که آنها زبانِ ساده و همه‌فهمی دارد ، ولی تأثیر آنها در عمل بزرگ است. همین به چاره برخاستن ، خود را از آلودگیها پیراستن (دست از عادتهای زیانمند بازداشتن) و از گمراهیها دوری جستن که در نوشته‌ی آخر آمده ، خود کوشش ارجدار و ستوده‌ایست و یک توده‌ از آن سودهای بسیار بسیار بزرگی می‌برد.


——————————

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.

🌸

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

همان صوفیگری که سراسر دستگاهش بر پایه‌ی «مبارزه با نفس» است ، از یکسو از راستیها فرسنگها دور است ، از آنسو با خرد و دانش ناسازگارست (مثال : دروغبافی ، چله‌نشینی ، گدایی و زن ناگرفتن و بیکار زندگی بسر بردن) و از سوی دیگر با مادّیگری یا با شیعیگری توان نبرد ندارد. اینست که «آیین زندگانی» نمی‌تواند باشد. راستی اینست که آن کیش با شیعیگری درآمیخته و همرنگ آن گردیده. در برابر مادّیگری نیز نه سخنی برای گفتن دارد نه دلیلی که رو در رویش ایستادن تواند ، اینست در برابر آن تن بزبونی داده. بی‌علت نیست که می‌بینیم صوفیگری هواداران بسیار توانگر خود را نتوانسته بزندگانی ساده وادارد و از آنسو ایشان نیز تضادی میان توانگری خود و باورهای صوفیانه نمی‌بینند.


🔹 پانوشت :

1ـ يكی از آنها اينست كه امروز هر كس آنچه بسود اوست نيك و آنچه نه چنانست بد می‌داند. اينست نيک و بد بنيادی ندارد. همين خود يک گرفتاری كوچكی نيست. اين به معنی نبودن يک «استاندارد» رفتاری درميان يک توده می‌باشد كه خود سخت بيمناک است! برای شرح بيشتر به کتاب «دردها و درمانها» نگاه کنید.

———————————-

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.


🍃
🌸🍃
🍃🌸🍃

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

پ8ـ حمله‌ی موشکی عراق به دزفول

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

🔶 « درباره‌ی روزه و احکام عبادی

🖌 کانال

🔸دو از چهار


درباره‌ی سودهای روزه بسیار گفته و نوشته‌اند و اگر نوشته‌هایی که در این زمینه هست را از زبان‌بازیهایی که در آنها بکار رفته بزداییم ، آنچه بازمی‌ماند جز این نیست که می‌گوید : روزه تقوا ، خویشتن‌داری ، شکیبایی ، همدردی با بیچیزان ، قناعت و ... را به روزه‌دار می‌آموزد.

از این ستایشها پرسشهای چندی پیش می‌آید ، مثلاً باید پرسید :

ـ آیا مسلمانان از دیگر توده‌های جهان خویشتن‌دارتر و قانع‌ترند و با بیچیزان همدردی بیشتری می‌کنند؟!.

ـ آیا دست از خوردن و آشامیدن بازداشتن ؛ آز (حرص) ، بدزبانی ، دروغگویی ، چاپلوسی و خویهای ناستوده‌ی دیگر را درمان می‌کند یا بدرمان آنها کمک می‌کند؟!.

پاسخ به این گونه پرسشها با آگاهی از حال توده‌های دیگر و تجربیات روزانه دشوار نیست.

درباره‌ی سودهای روزه چندان گزافه‌گویی شده که همان گزافه‌ها خود دلیلی علیه آن گردیده. زیرا یکی تواند پرسید : اگر روزه اینهمه سودهای تنی و روانی (طبی و معنوی) برای آدمی دارد چرا در یازده ماه دیگر سال آن را کنار گزارند؟!

شاید ملایان و آقایان علما بیدرنگ دست به «احکام» آویخته بگویند : «اگر لازم بود خدا حکم می‌کرد». ولی این پاسخ آن پرسش نیست همچنانکه در دفترچه‌ی «فلسفه‌ی روزه» به آن اشاره شده و نویسنده‌ی گفتار بالا هم از دیدگاه دیگری بآن پرداخته.

اکنون به موضوع از دیده‌ی دیگری نگاه کنیم :

شاید شما هم از پزشکان یا از کارشناسان تغذیه شنیده‌اید که آشامیدن شش تا هشت لیوان آب در روز برای تن آدمی بایسته است. همچنین از ایشان می‌شنویم که خوردن خوراک باندازه‌ی کمتر ولی با وعده‌ی بیشتر (مثلاً چهار تا شش وعده با فاصله‌ی کمتر) بهتر است. اگر ما همان شیوه‌ی عادی خوردن را که سه وعده است بدیده گیریم ، معمولاً میان دو تا از وعده‌ها بیش از هشت ساعت جدایی نمی‌افتد. پس شگفت نیست که روزه‌دار با ده تا چهارده ساعت نخوردن و (بویژه) نیاشامیدن از شرایط عادی خود خارج شود.

در اینجا سخن ما از آسیبهایی که روزه‌گیر به تندرستی‌اش می‌زند نیست. سخن ما از آنست که روزه از دیدگاههای گوناگون یک روال عادی نیست و از آنرو زیانهایی دارد. مثلاً روزه‌دار ممکنست از فرط ناآسودگی ناچار به گرفتن مرخصی از کار شود ، یا کم‌کاری کند ، یا آنکه اگر خواست همچون همیشه کار کند ، به آسانی از کوره دررود و چه‌بسا رنجشها و کشاکشها که از این رهگذر برخیزد و اگر روزه برای آنست که جلوی بدیها گرفته شود و نیکیها رواج گیرد این خود وارونه‌کاریست.

قانونهای اجتماع همه می‌کوشند که آدمی را در شرایط «استاندارد» نگه دارند. مثلاً در رانندگی ، راننده مجاز نیست بیش از 4 ساعت پیوسته و جمعاً 9 ساعت در شبانه‌روز رانندگی کند. علت این قانونگزاری چیست؟ جز آنست که می‌بینند راننده از حالت «استاندارد» درمی‌آید؟ ، و در آن حال ممکن است باعث تصادف شود که همه‌ی این قانونها برای دوری جستن از چنین وضعیتی است؟! دیگر قانونها (شرعی و عرفی) هم چنینند. مثلاً این بار پوشش را بدیده گیریم. ما در زمانهایی از سال از دیده‌ی تنی می‌توانیم بی‌جامه هم زندگی سر کنیم. ولی قانونها بما چنین اجازه‌ای نمی‌دهد که «علتش» روشنست زیرا همچنانکه گفته‌ایم قانونها می‌کوشند ما را در همان حال استاندارد نگاه دارند تا سامان همیشگی بهم نخورد. تازه با همه‌ی این کوششها ، می‌بینیم که آنها نمی‌توانند صد در صد از خلافها جلو گیرند. با بدیده گرفتن اینها ، چه علت دارد که آدمی خود را با روزه یا یک کار سختی از شرایط عادی بیرون ببرد ـ آن هم برای یک ماه تمام؟!

اگر فلسفه‌ی روزه «تمرین» برای روزها یا هنگامهای سخت است ـ همچنانکه در ارتشها ، سربازان را بدشواریها عادت می‌دهند ، باید توجه کرد که ایشان را بشرایطی عادت می‌دهند که به احتمال بسیار در کارهای روزانه‌شان با آن روبرو خواهند شد. اگر جز این باشد آن هم بی‌معناست زیرا کارهای دشوار یا سختی‌کشی (ریاضت) مرزی ندارد و برای مثال همه‌ی انواع شکنجه را می‌توانند به سربازان بچشانند چرا که روزی (روزگاری) شاید با آن روبرو شوند. آیا این خردپذیر است؟!

اگر از روزه پرهیزکاری (تقوا) و از آن رواج نیکیها و جلوگیری از بدیها را انتظار داریم ، ما نخست باید کارهای ساده‌تری بکنیم تا سامان اجتماعی در حال «استاندارد» خود بماند (همچنانکه از قانونهای رانندگی مثال زدیم).

———————————-

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.


🍃
🌸🍃
🍃🌸🍃

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

«این رفتار دلیل سست بودن رابطه‌ی ملیت است. این کسان تنها در اندیشه‌ی خود هستند و دیگران را فراموش کرده‌اند و اینست مبادرت بذخیره [خوراک] می‌کنند و هیچ نمی‌گویند : گرفتم که من ذخیره کردم و خود را آسوده گردانیدم چاره‌ی خاندانهای کمچیز چیست؟!.. تهیدستان چه کار باید کنند؟!.. اینان نمی‌دانند که زندگانی را باید بهمدستی و همراهی دیگران پیش برد. بخصوص در این هنگام آشفتگی جهان که سختیها و خطرهای بسیاری ما را تهدید می‌کند و این با نیروی همدستی و همراهیست که خواهیم توانست با آنها مقاومت نماییم و نیروهای فردی تاب مقاومت را ندارد». (پرچم روزانه 17/1/1321)



🔹 پانوشت :

1ـ او این جستار را در نوشتارهایی که در پیرامون خرد و روان نوشته بازمی‌نماید. ما هم در این نوشتار (تکه‌های 30 و 31) اشاره‌ی کوتاهی به آن کرده‌ایم.


——————————

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.

🌸

🔹

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

🔶 «گواهی پاکدلانه»

🖌 فرزانه

🔸 چگونه بآمیغها راه یافتم؟..


من از هنگام کودکی و زمان درس خواندن علاقه‌ی‌ زیادی بادبیات داشته و راستی را که عاشق آن بودم بهمین سبب اغلب کتابها و مجلات ادبی را حتی‌الامکان بدست آورده با لذت مطالعه می‌کردم اشعار زیادی از حفظ کرده بمناسبت می‌خواندم و خود نیز شعر می‌گفتم ـ منتها از غزلیات هر قدر هم خوب بود لذت نمی‌بردم ولی این را حمل بر نفهمی خود می‌کردم ـ اغلب اتفاق می‌افتاد در مجلسی غزلی خوانده می‌شد تمام تحسین می‌کردند منهم با آنان همراهی کرده آفرین آفرین و به‌به می‌گفتم ـ بخاطر دارم که وقتی در دیباچه‌ی کتاب شعر العجم [را] خواندم که شبلی از خواندن این غزل حافظ

سالها دل طلب جام جم از ما می‌کرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد

بطوری از خود بی‌خود شده و لذت برد تا مدتی حال خود را نمی‌فهمید و تعجب می‌کردم و با خود می‌گفتم چرا پس من از خواندن این اشعار تغییر حالت نمی‌دهم ـ اما باز حمل بر آگاه نبودن خویش از عالم عرفان و مطالب عرفانی می‌کردم.

این اواخر از مطالعه‌ی روزنامجات مشمئز می‌شدم چون هیچ مطلبی غیر از لاطایلات در آنها نمی‌دیدم ـ هر روزنامه یا مجله را می‌دیدم بِهمان خواندن عنوانات و سطر اول مقالات کفایت کرده و تا آخر مطلب را پی نمی‌بردم ـ فقط مقالات آقای محمد قزوینی را بدقت خوانده و لذت می‌بردم.

اوایل سال 1312 در یکی از روزنامه‌ها اعلان نشر مهنامه‌ی پیمان را دیدم با خود گفتم باز هم مجله ـ باز هم مجله ـ چند روز بعد اولین شماره‌ی پیمان رسید خواندم و فوراً خواستار آن شدم سپس هرچه بیشتر با مطالب پیمان آشنا شدم ، زیادتر بهوش آمده خود را در عالم دیگری دیدم.

مطالبی را که از خواندن پیمان یاد گرفتم ـ نه از هیچ کس شنیده و نه در هیچ کتابی دیده بودم. پیمان بمن معنی (بزرگی) را فهمانید از آن هنگام تاکنون می‌دانم بزرگ کیست و بزرگی چیست ـ دیگر آنهایی را که باعث گمراهی من و امثال من شده‌اند که زیر بار تأهل نرفته (و اکنون پشیمان و بیچاره‌ام) و با سرودن این اشعار :

مرد آزاده بگیتی نکند میل دو کار
تا همه عمر ز آفت بسلامت باشد

زن نگیرد اگرش دختر قیصر بدهند
وام نستاند اگر وعده‌ی قیامت باشد

یا

آن کس که تجاوز کند از فرد بزوج
آسایش خود ز جفت بر طاق نهاد

صدها بیچارگان را بدبخت کرده‌اند ـ جزو بزرگان نشمارم.

من از کجا می‌توانستم پی برم که مقصود شاعرک گردن شکسته آوردن طاق و جفت و فرد و زوج بوده و هیچ نظر دیگری غیر از صنعت شعری نداشته است؟ آری اینها را بزرگ دانسته و حکیم می‌شمردم و اطاعت فرمایشات آنها را بر خود لازم می‌دانستم.

کوتاه‌سخن مضرات رُمان را از خواندن پیمان فهمیدم ـ معنی حقیقی تمدن را پیمان بمن یاد داد ـ سرمایه‌ی حقیقی را او بمن نشان داد.

معنی راستین دین و پیغمبری و جهان و زندگی و هزاران چیز دیگر را از پیمان یاد گرفته‌ام ـ پیمان بمن فهمانید بِهر آوازی نباید گوش دهم چه‌بسا آن آواز از حلقوم ناپاک برای بیچاره کردن ما بیرون آید.

از همه مهم‌تر دارنده‌ی دانشمند پیمان با نشان دادن ترازوی سود و زیان جهان ، مادام‌العمر مرا رهین منت خود گردانید ـ که آنچه را می‌بینم و یا می‌شنوم و یا می‌خواهم انجام دهم باید در ترازوی سود و زیان بسنجم.

آری من اینها را از مطالعه‌ی مقالات پیمان فهمیده و تا آخر عمر سپاسگزار دارنده‌ی ارجمند آن میباشم.

اکنون میل دارم آقایانی که با سایر جراید و مهنامه‌ها سروکار داشته و با خواندن آنها عمر عزیز خود را می‌گذرانند بگویند بدانم چه مطالبی یاد گرفته و سودی را که از این راه برده یا معلوماتی را که اندوخته‌اند چیست ـ تا تفاوت پیمان و پرچم با سایر روزنامه‌ها و مجلات معلوم گردد.

عجبا دارنده‌ی پیمان با ایراد و دلیل و برهان حقایق را روشن کرده و ما را براه رستگاری می‌خواند ـ آیا بی‌انصافی نیست علاوه بر اینکه گوش بسخنانش ندهیم از اذیت و آزار هم نسبت باو مضایقه نکنیم.

بعقیده‌ی من لازم نیست اروپاییها برای تولید اختلاف در بین ما و در راه پیشرفت مقاصد خود زحمتی کشند ـ زیرا بدون زحمتِ آنها ، نادانی و بیچارگی طبعاً میان ما حکمفرما است.

آخر چه نادانی و بیچارگی از این بالاتر که یک نفر ایرانی خیرخواه و وطن‌پرست دست از آسایش و ترقی خود برداشته راه نجات توده را با قویترین دلیلها نشان می‌دهد ـ ما بجای اینکه زیر پرچمش گرد آمده و دست بدست وی دهیم یا اقلاً با پاسخ راست و با ذکر دلیل قانعش کنیم که راه رستگاری این نیست که تو می‌روی ـ با وی بدشمنی برخاسته از آزار و اذیتش فروگزار نکنیم.

شهر کرد ـ فرزانه

(پرچم نیمه‌ماهه شماره‌ی نهم)

———————————-

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.


🍃
🌸🍃
🍃🌸🍃

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

🔶 « درباره‌ی روزه و احکام عبادی

🖌 یکی از خوانندگان

🔸یک از چهار


نوشته‌ی یکی از خوانندگان :

آنچه در دین به طور کلی واجب است دوری از بدی‌ها و انجام و اشاعه‌ی نیکی‌هاست. برای انجام نیکی‌ها باید موانع آن را کنار زد و برای پرهیز از بدی‌ها می‌بایست هوس‌ها و مشوق‌های آن را از خویش دور نمود. دلیل اصرار به گناه در افراد مختلف متفاوت است. مثلاً در یکی جاه‌طلبی است و چاره‌ی آن بیشتر بخشش کردن و فهمیدن مفهوم آرامش در کنار آسایش می‌باشد. ریشه‌ی بیشتر گناهان حس پلید خودپرستی است و درمان آن عشق به همنوع و دیگرخواهی می‌تواند باشد. در میان این همه ، عده‌ای هم به خاطر شکم‌پرستی دست به گناهانی می‌زنند ، مانند دروغ ، کم‌فروشی ، خوردن مال یتیم ، شهوت‌پرستی ، حرص و آز و ... شاید بتوان ادعا کرد گذشتن از شکم ، ابتدایی‌ترین مرحله برای دوری از خودخواهی و گرایش به دیگرخواهی است. روزه گرفتن برای این افراد ، در صورتی که اصولی و همراه با کنترل دائمی خوراک باشد ، چاره‌ساز است. ضمن اینکه باید دائمی و نه موسمی باشد تا ملکه‌ی ذهن گردد.

چه ساده‌اند کسانی که خودسازی را در همان مرحله‌ی ابتدایی ، نگهداری و کنترل شکم ، کافی دانسته و خود را بر تمام گناهان و هوسها واکسینه می‌دانند ، در حالی که این تنها یکی از دلایل گناه کردن و شرط لازم پاکی بود نه همگی آن!

مردانی که به پیروی از هوس به دنبال دختران و زنان به راه افتاده و با سوء‌استفاده از نام عشق ، زندگی آنان را تباه می‌گردانند ، حاجی بازاری‌هایی که با دورویی کارهای پلید خود را در جامعه پیش می‌برند و هزاران هزار گناهکار با گناهان رنگارنگ ، همه و همه عبادت را سرلوحه‌ی کارهای خود قرار داده‌اند هیچ اثری از پیشگیری گناه در آنها یافت نمی‌شود.

کسانی که می‌گویند : آنها که روزه نمی‌گیرند از سختی آن در هراسند و برای خود بهانه می‌تراشند حرف بسیار خامی می‌زنند. مبارزه با هوسهای رنگارنگ و گمراهی‌ها ، به مراتب مشکلتر است از گرسنه و تشنه نگه داشتن تن. گرچه دشواری یک عمل دلالت بر نیکی آن ندارد ، همه می‌دانیم که مرتاض شدن به مراتب سختی بیشتری از یک ماه روزه دارد ولی از منظر تعالیم دینی مذموم دانسته شده است.

باز برای روزه خوب است می‌توان دلایلی یاد کرد و به عده‌ای توصیه نمود ، موضوع نماز بسیار عجیب‌تر است. می‌گویند نماز انسان را از بدی‌ها نگه داشته و به نیکی‌ها دعوت می‌کند. اما هرچه ‌اندیشه کنید ، ربطی بین این دو مورد نخواهید یافت. ادعا می‌کنند اعمالی که قبل از آن باید انجام داد تا نماز درست! باشد موجب دوری از گناه می‌گردد ، از قبیل غصبی نبودن حتا تکمه‌های پیراهن و طاهر بودن و ... باید گفت این اعمال همیشه باید مراعات گردد ولی این چه ربطی به حرکات و جملات نماز دارد؟ مثلاً اگر با رعایت آن کارها ، روزانه بیست بار دستان خود را بالا برده و آوازی هم سر دهیم آیا از گناهان حفظ می‌شویم؟

از دیدگاه کلی عبادات دینی از چند منظر مشکل‌زا می‌گردند :

پس از مدتی و در یک روال طبیعی جای وظایف اصلی دین را اشغال می‌کنند. درست مثل استادی که علاوه بر خواستن درس یک تکلیف روزانه به دانشجویان بدهد و برای آن نمره در نظر بگیرد. مطمئناً پس از مدتی که گذشت ، آن تکلیف در بین بیشتر دانشجویان جای خواندن درس را خواهد گرفت!

اگر قرآن را از دیده بگذرانید ، آنقدر که راجع به تفکر و نیکی‌ها و ... در آن تأکید شده ، یک در صد آن هم به عبادات نپرداخته است. در حالی که اکنون کاملاً برعکس شده و آنقدر که دیندار را با عبادات وی می‌شناسند ، با نیکی کردن و از بدی‌ها دوری جستن بجا نمی‌آورند. این مهمترین دلیل ریاکاری و جانماز آب کشیدن در دوره‌ی ماست. زیرا هم آسان است هم پول و قدرت‌آور!

امروزه اگر برای یک مسلمان از نیک بودن شخصی گفتگو کنید ولی بگویید نماز نمی‌خواند بیگمان تمامی آن تمجیدها نقش بر آب خواهد شد. در حالی که ، آن کسانی که با نام دین دستشان به خون مردم رنگین و به مال آنان چرکین شده ، بدین خاطر که نماز خواندن آنها از رسانه‌ی دولتی پخش می‌گردد ، قابل بخشش هستند.

عده‌ای هم می‌گویند : آیا شما از خدا بیشتر می‌دانید که به ما دستور عبادت داده؟ اینان از این واقعیت که برانگیختگان در تأثیر محیط و زمانه‌ی خویش می‌باشند ناآگاه هستند. آنان کتابهای برانگیختگان را سراپا سخن خدا می‌دانند ، در حالی که چنین نیست و اشتباهاتی در آنها وجود دارد که ناشی از مرد زمانه بودن آنها دارد ، و اگر قبول کنیم آنها سخن خدا بوده ، زبان بدگویان را باز نموده‌ایم و نام پاک خدا را لکه‌دار.

👇

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

📖 کتاب «سرمایه‌ی اجتماعی ایرانیان» (شایندگی از چیست؟)

🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام

🔸 بخش سوم : «پراکندگی برای یک توده مرگست»

🔸 10ـ پراکندگی بیماری بیمناک بلکه ترسناکیست (یک از یک)


کسروی دهها بار از بیماریها و نادانیهای توده در نوشته‌هایش سخن رانده. ما در اینجا بیشتر آنها را فروگذاردیم تا رشته‌ی سخن از دست نرود. آنها درخور آنست که خوانده شود تا علت ناچیز بودن سرمایه‌ی اجتماعی در این کشور دانسته گردد.

در میان دانشورانی که به موضوع عقب‌ماندگی ایرانیان پرداخته‌اند کسانی به پراکندگی (تفرقه) توجه داشته و در نوشته‌هاشان یاد کرده‌اند. ولی کسروی آن را بزرگترین علت بدبختی ایرانیان می‌شمارَد و نه تنها این زمینه را نیک می‌شکافد و مردم را با حقیقت آن آشنا می‌نماید بلکه تا پای جان به چاره‌ی آن نیز می‌کوشد.

ترسناک و ریشه‌برانداز بودن پراکندگی موضوع چندان آشکاری نیست. اگر بود دهها ایرانخواه و دانشور پیش از او می‌بایست آن را درمی‌یافتند و به چاره‌اش می‌کوشیدند.

در این زمینه راهنماییهای کسروی بی‌همتاست. چون گام نخست کوششهای او برداشتن پراکندگی از میان ایرانیان بوده ، اینست به هیچ جُستاری به این اندازه نپرداخته. خوانندگان خواهند دانست که این موضوعی دامنه‌دار می‌باشد و به زمینه‌های بسیاری از جمله کیشها و دین مربوط است. از اینرو مبارزه با پراکندگی نیز نیازمند مایه‌ی دانشی فراوان است و کوششهای بسیاری را می‌طلبد. سخنان زیر نشان می‌دهد که او پراکندگی در میان ایرانیان را چیزی جز یک بدبختی ریشه‌براندازی نمی‌داند. بدبختی ریشه‌براندازی که باید هرچه زودتر به چاره‌ی آن کوشید. [1]

«پراکندگی برای یک توده مرگست». (608486 ، آبان 1319)


«بدانید ای ایرانیان! شما را پراکندگی بیچاره و درمانده گردانیده». (پرچم روزانه 8/5/1321)


«هلا ای مردم ایران! گوش باز کنید و بشنوید : چنین توده‌ای شایای زندگی نیست. گوش باز کنید و بشنوید : بدانسان که زهر آدمی را کشد ، گلوله مغز را درهم شکند ، بمب سراها را از بیخ کند ؛ این پراکندگی و چند تیرگی ، و این بیراهی و بی‌آرمانی نیز یک توده را خوار و زبون گرداند. گوش باز کنید و بشنوید : مایه‌ی بدبختی شما این پراکندگی و بیراهیست. شما خودتان خود را بدبخت گردانیده‌اید». (703225 ، شهریور 1320)


«شما اگر می‌خواهید علت زبونی و بدبختی خود را بدانید من آن را شرح می‌دهم. شما آیا می‌دانید که در این کشورتان در میان بیست‌ملیون مردم چند گونه پراکندگی و دسته‌بندی هست؟!. از یکسو دسته‌بندی کیشها ، از یکسو دسته‌بندی زبانها و نژادها ، از یکسو دسته‌بندی ایلها. در یک کشور کوچکی چهارده یا پانزده کیش هست. پنج یا شش زبان و نژاد هست [2] ، هفت یا هشت ایل بزرگ هست [3] ، و هر یکی از اینها برای خود آرمان جدایی و سیاست جدایی می‌دارند و هیچگاه دل با دیگران پاک نمی‌دارند.

سنی ، شیخی ، متشرع ، بهائی ، علی‌اللهی ، کریمخانی ، صوفی ، جهود ، مسیحی ، زردشتی ، اسماعیلی ، کرد ، آسوری ، ارمنی ، ترکمن ، بختیاری ، قشقایی ، عرب ، لر ، بوئراحمدی ، شاهسون ، هزاره هر یکی نامیست که زیر آن یک سیاست و یک آرمان جدایی خوابیده است.

شما اگر اینها را نمی‌دانید که باید گفت از حال توده‌ی خود ناآگاهید ، و اگر می‌دانید باید دریابید که یک علت بزرگ زبونی و بدبختی شما همین می‌باشد. یک توده‌ی پراکنده‌ی اینچنانی ناگزیر است که زبون و لگدمال باشد. بیگانگان این دریافته‌اند که شما یک مردم پراکنده‌ای می‌باشید و هیچگاه نخواهید توانست دست بهم داده یک نیرویی پدید آورید اینست پروایی از شما نمی‌نمایند و در زیر پا لگدمالتان می‌گردانند». (پرچم روزانه 28/8/1321)


گذشته از همه‌ی اینها ، مردمی که اختلاف عقیده میانشان بیداد می‌کند چگونه می‌خواهند دست بهم دهند ـ دست بهم دهند و کاری کنند؟!..


👇

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

📖 کتاب «سرمایه‌ی اجتماعی ایرانیان» (شایندگی از چیست؟)

🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام

🔸 بخش سوم : «پراکندگی برای یک توده مرگست»

🔸 9ـ علت درماندگی این توده (یک از یک)


ما مردم پراکنده‌ای هستیم که تا چنینیم هیچگاه بر سر یک مقصود یا آرمان مشترکی همدست نخواهیم بود. نتیجه آنکه نیرویی نیز نداریم.

پراکندگی بزرگترین درد یک توده است. احمد کسروی همیشه به شایندگی (=لیاقت) و نیروی توده و پایداری آن توجه ویژه داشته و اینست به موضوع پراکندگی نیز که از نیروی توده می‌کاهد بسیار پرداخته :

«یک توده که برای خود در زندگانی خواستی یا آرمانی ندارد از پیشرفت بی‌بهره گردد و خود باید گفت پیشرفت برای او معنایی ندارد». (601030 ، فروردین 1319)


«یک توده هنگامی‌‌ دارای نیرو می‌گردند که همگی ایشان دارای یک راه و یک آرمان باشند تا بتوانند دست بهم داد. [1] یک مردمی‌‌که دچار اندیشه‌های پراکنده می‌‌باشند دارای نیرو نتوانند بود. اینست در زیر پا مانند و لگدمال گردند ، و چون یک راهی یا آرمانی نیز ندارند پیشرفت نتوانند و از نیکیها بهره نیابند». (پرچم نیمه‌ماهه ص332 ، نیمه‌ی دوم تیر 1322)


«این توده راهِ زندگانی را گم کرده. یک توده برای آنکه در زندگانی آسوده باشد بچیزهای بسیاری نیازمندست : باید همگی یک آرمانی را دنبال کنند ، باید همگی در یک راه باشند ، ‌باید همگی نیکی‌ها را بخواهند. با این شرطهاست که زندگانی توده‌ای با خوشی و خرسندی توأم تواند بود ، وگرنه از آن جز گرفتاری پدید نتواند آمد ، بدانسان که در ایران پدید می‌آید و بیشتر مردم از آزار و زیانِ دیگران لذت می‌برند و بجای همدستی از پای یکدیگر می‌کشند». (پرچم نیمه‌ماهه ص266 ، نیمه‌ی دوم خرداد 1322)


شاید کسانی این گونه خرده‌گیریها از مردم را دلیل آن گیرند که کسروی «گناه» عقب‌ماندگی کشور را از مردم می‌داند. لیکن این پندار اشتباه است. چون سخن او بیش از همه از «چاره»‌ی عقب‌ماندگیست ، با آنکه خودِ فرمانروایان را مقصر اصلی و مانع آگاهی و رشد مردم می‌داند [2] ، اینست تنها راه چاره‌ی بازمانده ، پرداختن به مردم می‌باشد (چنانکه این نکته پیشتر یاد شد). اینکه بارها به وزیران و نخست‌وزیران ، روزنامه‌ها ، وزارت فرهنگ ، ملایان و دیگر پیشوایان کیشها نکوهش می‌کند ، اینکه پرده از خواستهای پلید و نقشه‌های شوم «کمپانی خیانت» برمی‌دارد ، همه به آن معنیست که رشته‌ی اندیشه‌های مردم را در دست آنان نشان می‌دهد. و در نتیجه آنان را مسئول عیبهای مردم می‌داند.

به آوردن چند نمونه بسنده می‌کنیم :

«گناه گمراهی و بت‌پرستی مردمان بگردن شما ملایان است». (دفتر بهمن و اسفند 1324 ، گفتار راز واعظی)


«کار پستی تا باینجا کشیده که دسته‌های انبوهی زندگانی را جز پول درآوردن و خوش خوردن و خوش خوابیدن و روز گزاردن نمی‌شناسند و پروای غیرت و مردانگی را ندارند. آری کار پستی تا باینجا کشیده.
اینها نتیجه‌ی آن تعلیمات بیهوده و پستیست که از پیشوایان و آموزگاران خود گرفته‌اند. نتیجه‌ی آنست که معنی زندگی را نمی‌دانند». (پرچم روزانه 19/1/1321)

«انبوهی از ایرانیان این را عادت خود قرار داده که از حال و پیشامد گله کنند و بنالند ولی هیچگاه در اندیشه‌ی کوشش و چاره نباشند.
این نتیجه‌ی درسیست که در سی سال گذشته از روزنامه‌ها آموخته‌اند. می‌آیند می‌نشینند و سر گفتگو را باز می‌کنند ، و دردها و گرفتاریها را بتقریر می‌آورند. ولی همینکه گفته می‌شود که باید دست بهم داد و چاره‌ای کرد در آنجاست که صد سستی از خود نشان می‌دهند. در آنجاست که آدم می‌بیند این بدبختها گله و ناله را می‌خواهند و بهیچ ‌گونه کوششی تن درنخواهند داد». (پرچم روزانه 10/5/1321)

(در بازنمودن نقص جوانان) :

1) «جوانی که از آغاز عمر باینگونه سرسامها آشنا شود و شب و روز خود را با آنها بسر دهد آیا چه سودی بخاندان خود و بکشور خود خواهد داشت؟!
ولی دیدم گناه او نیست. گناه آن کسانیست که پیش ازو این درها را بروی ایرانیان باز کرده‌اند. گناه این روزنامه‌هاییست که اینگونه اشعار را چاپ کرده گمراه را گمراهتر می‌سازند». (202120 ، بهمن 1313)

2) «در بیست سال گذشته ، یکی از سیاستها این بوده که جوانان را در دبیرستانها و دانشکده‌ها گیج گردانند و مغزهای آنان را با تاریخچه‌ی فلان شاعر ، و یا یادگرفتن فلان قصیده ، و با خواندن فلان فلسفه و مانند اینها فرسوده ساخته از کار اندازند. این را بقصد کرده و از روی یک نقشه‌ای پیش برده‌اند.


👇

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

پ6 ـ یک میهن و چندین آرمان ، چندین پرچم؟!

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

📖 کتاب «سرمایه‌ی اجتماعی ایرانیان» (شایندگی از چیست؟)

🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام

🔸 بخش دوم : ارتباط سرمایه‌ی اجتماعی با دیگر نشانگرها

🔸 8ـ یک کشور برای پیشرفت نیازمند چیست؟ (یک از یک)


اکنون ببینیم اختلاف میان کشورها و پیشرفتگی و پس‌ماندگی آنها به چه عواملی بستگی دارد. پیداست پیشرفتگی یا پس‌ماندگی هر کشوری به سرمایه‌ی او و مردمش بستگی دارد. چنانکه گفته شد ، هر کشور و مردمی سرمایه‌شان عمدتاً از چهار سرچشمه فراهم می‌شود : طبیعی ، فیزیکی ، انسانی و اجتماعی. یک توده‌‌ی پس‌مانده جا دارد به یکایک اینها بیندیشد. مثلاً در زمینه‌ی سرمایه‌ی طبیعی اگر از معادن و رودها تاکنون بهره‌ی خوبی نبرده باید بررسی کند از آنها چگونه می‌تواند بهتر برخوردار شود. همچنین باید به سرمایه‌ی فیزیکی خود بیفزاید. اینکه تاکنون در این کار چندان موفق نبوده باید ببیند از چه بوده است. آیا از اینست که سرمایه‌ی طبیعیش ناچیزست؟ (مثلاً مردمان بیابان قره‌قوم ، یا سیبری). یا سرمایه‌ی انسانی و اجتماعی‌اش کم است؟..

چون سرمایه‌ی طبیعی یک کشور (به فرض اکتشاف و بهره‌برداری کامل) کمابیش ثابت است ، اینست یک توده برای افزایش توان خود باید سه سرمایه‌ی دیگرش بهبود یابد. همچنین برای افزودن به سرمایه‌ی فیزیکی ، باید کوشید از دو سرمایه‌ی دیگر ـ انسانی و اجتماعی ـ سودِ بیشتر جست.

در صفحه‌های آینده ما به این سرمایه‌ها در کشور خودمان خواهیم پرداخت تا ببینیم برای پیشرفت و بهبود اقتصاد و رفاه زندگی چه تلاشهایی انجام‌پذیرست. از فهرست علل عقب‌ماندگی نیز سخن بمیان آورده به عمده‌ترین مواد آن خواهیم پرداخت.

گفتیم مردمی سرمایه‌ی اجتماعی کارآمدی دارند که در هر کاری در اندیشه‌ی توده‌ی خود باشند. یک آرمان مشترک داشته ، باهم همبسته و همدل بوده ، همه متعهد به آرمانشان باشند. خودخواهی را مغلوب کرده باهم مهربان بوده به هم اعتماد داشته باشند. همچنین قواعد و قانونهای خردمندانه‌ای میانشان حاکم باشد.

شما اگر به رفتار مردم ایران بنگرید ، هیچیک از اجزای سرمایه‌ی اجتماعی را در ایشان نخواهید یافت. نه یک آرمان مشترک دارند ، نه بهم اعتماد دارند ، نه با هم همبستگی محکمی داشته همدلند ، نه باهم مهربانند ، نه خودخواهیها را مغلوب و زیر دست داشته‌اند ، و نه قواعد و قانونهای خردمندانه‌ای میانشان حاکمست.

مثلاً آرمان مشترک را در نظر آورید. آیا این مردم یک آرمان بسر دارند یا هر یک هوسهای جدایی دارد؟! اگر کسانی گمان دارند ایرانیان همگی یک آرمان بسر دارند بهترست به گفتگوهای سیاسی در تلویزیونهای فارسی‌زبانِ خارج کشور خوب گوش کنند. آنگاه دانسته خواهد شد که در میان ایرانیان چه ترانه‌های شومی نواخته می‌شود. یک دسته از کسانی که در آن تلویزیونها به گفتگو دعوت می‌شوند خود را از مردم سراسر کشور جدا می‌گیرند. پرچمی و تاریخی برای تیره‌ی خود آماده دارند و همیشه از کینه‌هایی که از دیگران در دل دارند سخن می‌رانند. این درست است که اینها نماینده‌ی واقعی تیره‌ی خود نیستند ولی نمی‌توان گفت که هواداری هم ندارند. کم نیستند افرادی که در ایران زیسته و می‌زیند ولی کمترین علاقه‌ای به این آب و خاک ندارند. آنها هوادار چنین کسانی‌اند.

یک مردم و دهها پرچم؟!. یک مردم و چندین نقشه‌ی جغرافی و چندین سیاست که هر کدام با دیگری ناسازگارست؟!. آیا از چنین مردم «پراکنده‌ای» (1) سرمایه‌ی اجتماعی فراهم می‌شود؟!..

پراکندگی چیست؟!.. پراکندگی (یا تفرقه) ، نداشتنِ اتحاد است. یک مردمی اگر باهم متحد نباشند آیا نیرویی (سرمایه‌ای) خواهند داشت؟!. آیا بکاری موفق خواهند شد؟!

مردمی که از هم پراکنده‌اند عجیب نیست که آرمان مشترکی نیز میانشان نباشد. پراکندگی تنها در اندیشه‌های «سیاسی» ایرانیان نیست. در بسیار جاها از جمله عقیده‌ها و مسلکها و در آئین زندگانی نیز پراکندگی هست. در تیره‌هاشان هست. در زبانهاشان هست. اینها همه موانع سرمایه‌ی اجتماعیست.


🔹 پانوشتها :

1ـ چنانکه پیشتر شرح داده شد پراکندگی نه «تفاوت» ، بلکه «تفرقه» است. بویژه آنست که مایه‌ی «دسته‌بندیها» در یک توده ‌باشد. آنکه مانع اتحاد می‌باشد.


——————————

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.

🌸

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

شکی نیست که در این راه پر فراز و نشیب باشکالات زیادی مواجه خواهیم بود ولی در عوض عظیم‌ترین نبرد و در عین حال ورجاوندترین نبرد را شروع کرده‌ایم. در این راه که پاکدلانه و خردمندانه دنبال کرده و می‌کنیم تردیدی نیست که با مقاومتهای سختی نیز روبرو خواهیم بود زیرا مقیاسی که تا دیروز اجتماع آن را در دست داشته با مقیاسی که امروز ما آن را معتبر می‌دانیم زمین تا آسمان تفاوت دارد. هر کس تا دیروز مسائل زندگی را در ترازوی سود و زیان خویش می‌سنجیده و درباره‌ی آن تصمیم می‌گرفته ولی حالا ما می‌گوییم که باید با چشم بازتری نگریست و سود و زیان دیگران و داوری خرد آزاد را هم در نظر گرفت.

همان طوری که برای کشیدن یک شاهراه یا حتا یک خیابان در وسط شهر احتیاج بما حکم می‌کند که چند خانه را ویران گردانیم ، شادروان کسروی نیز برای کشیدن شاهراهی بزرگ درمیان کوره‌راههای بیشماری که جامعه‌ی ما از آن پر است مجبور بود خانه‌هایی را که بر سر راه هدف عالی او قرار داشت ویران سازد. او هرگز شخصاً با گروه بهائیان یا شیعیان و یا صوفیان و خراباتیان دشمنی نداشت و هدف او نیز خیلی بالاتر از آن بود که بخواهد بویران ساختن بنیاد این خانه‌ها پردازد. ولی در کشیدن آن شاهراه بزرگ این گروه‌ها خار سر راه بودند که می‌بایست برداشته شوند. راه آزادی و پاکدینی بخاطر این و آن مسیر خود را تغییر نمی‌دهد و بهیچ وجه انعطاف‌پذیر نیست. اگر شادروان کسروی در کتاب صوفیگری و سایر نوشته‌هایش صوفیان و عقایدشان را می‌زَندد[شرح] و نتیجه می‌گیرد که بخش بزرگی از مسئولیت عقب‌ماندگی ما بگردن این گروه است هدفی جز بازگرداندن راه و پاک کردن آن از گمراهیها ندارد و بطور کلی با آنکه او درباره‌ی مطالب بسیار متنوع و گوناگونی سخن رانده از همه‌ی آنها خواستش یکی بیش نبوده. او با نازک‌بینی خاص خویش دردهای اجتماع را یافته و بشدت از آن رنج می‌برد و مردانه بپا خیزیده و در مقابل آنهمه بیماری که از داخل و خارج کشور رو آورده پایداری کرد و زندگانی خویش را وقف این راه ورجاوند ساخت.

تعصب خاص مردم در کجرویها و گمراهیها از یک طرف و فعالیت کمپانی خیانت در مبارزه با افکار ورجاوند او از طرف دیگر و همچنین سرازیر شدن گمراهیهایی از خارج کشور مانع پیشرفت کار او گردید ولی بزرگی اندیشه‌ی او همه‌ی این اشکالات را برطرف ساخت و سخن راستش کلمه بکلمه در دلها نشست و تأثیر خویش را بخشید. زمانی که اروپای پیشرفته زندگی را نبرد می‌نامد او با قاطعیت خاص خویش فریاد می‌دارد که آدمی را نبرد نه شایاست ، نبرد را باید با گمراهیها کرد ، نبرد را باید با سپهر نمود ، آن جانورانند که جز با نبرد زندگی نتوانند کرد. اینست طرز اندیشه‌ی مردی که ما بگفتار خردمندانه‌اش گردن نهادیم.

بیگمان می‌دانید که برای بوجود آمدن یک دگرگونی عمیق یا انقلاب صحیح بیش از هر چیز بپدیده‌ای بنام آگاهی ملی نیاز هست. در تمام ده قرن گذشته شرق و خصوصاً ایران راه انحطاط پیموده و سستی و خمودگی که باز نتیجه‌ی طرز فکرهای صوفیانه و جبریانه و خراباتی است در همه‌ی بنیادهای اجتماعی ما رسوخ کرد. در اینحال که کشور در حد آلودگی بود اندیشه‌های جاودان راهنمای آزادگان[کسروی] در دلها رسوخ کرد و روزبروز نیرومندتر گردید و می‌توان گفت امروز تنها کسانی که نانشان در گرو گمراهی یا آلودگیشان می‌باشد از پذیرفتن اندیشه‌های والای کسروی سر بازمی‌زنند و جز این گروه که خود راهنما آنها را تیره‌درون نامیده هیچ صاحب‌ خردی نیست که با خواندن و یا شنیدن سخنان این مرد بزرگ از آن استقبال نکند. اما آیا این کافی است؟ این بسنده است که تنها بپسندند و قبول کنند و در کناری ایستند و تن بهیچ کوششی ندهند و خستگیها بر خود هموار نگردانند. اجازه بدهید من بنام کسانی که بر بیچارگی و گمراهی هموطنان دل می‌سوزاند اکنون با آرزوی قربانی سوم شدن تا آنجا که توانایی داشته باشم بکوشم و در این راه که کوششی ورجاوند است برای رهایی شرق و بلندی نام آفریدگار و رساندن جهانیان بخرسندی راستین پا بگزارم. از باهماد آزادگان امید دارم که بپذیرد.‌

* * *

این گفتار را آقای پورجواهری از آشنا براهان شیراز نوشته و فرستاده و پیداست که در نوشتن آن اندیشه بکار برده و خواست پاکدینی را دریافته. امید می‌داریم ایشان در آینده‌ی نزدیک پیمان بسته از برادران ارجمند ما گردند و ما بخود نوید می‌دهیم که مانندگان ایشان نیز گام پیش گزاشته بما بپیوندند تا نیروی دربایست پدید آید و خواستهای پاکدینی بکار بسته شود.
«نویساد»
(نامه‌ی همبستگی ، شماره‌ی ۲۹ ، خرداد ۱۳۴۸)

———————————-

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.


🍃
🌸🍃
🍃🌸🍃

Читать полностью…
Subscribe to a channel