pakdini | Unsorted

Telegram-канал pakdini - پاکدینی ـ احمد کسروی

7728

🔔 برای پاسخ شکیبا باشید. کتابخانه پاکدینی @Kasravi_Ahmad تاریخ مشروطه ایران @Tarikhe_Mashruteye_Iran اینستاگرام instagram.com/pakdini.info کتاب سودمند @KetabSudmand یوتیوب youtube.com/@pakdini

Subscribe to a channel

پاکدینی ـ احمد کسروی

پ18ـ هرج و مرج ناشی از اظهار نظرهای انفرادی و سازمان نیافته

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

📖 کتاب «سرمایه‌ی اجتماعی ایرانیان» (شایندگی از چیست؟)

🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام

🔸 بخش ششم : آسیبی که اختلاف عقیده به ایرانیان می‌زند

🔸 23ـ کوشش باید از راهش باشد


«کار یک مردم یا یک توده تنها با گفتن و نوشتن و اظهار عقیده نمودن بجایی نمی‌رسد. این یکی از گمراهیهای ایرانیانست که تنها بگفتن و اظهار عقیده کردن بس می‌کنند و این نمی‌اندیشند که یک رشته ‌اندیشه هرچه نیک و سودمند باشد تا باجرا گزارده نشود نتیجه‌ای از آن در دست نخواهد بود و راه اجرا آنست که یک دسته از مردان بافهم از پیر و جوان دست بهم دهند و یک جمعیتی گردند و اراده‌ها را یکی سازند ، و آن وقت رشته‌ی کارها را بدست گرفته آن اندیشه‌های بلند و سودمند را با دست خود اجرا گردانند». (پرچم روزانه 11/6/1321)


«کسان بسیاری بخود حق می‌دهند که در کارهای کشور «اظهار نظر» کنند و در پیشرفت زندگانی توده دخالتی نمایند.

ما باین دخالت یا اظهار نظر ایراد نداریم. زیرا معنی مشروطه همینست : ما چون مشروطه را معنی می‌کنیم می‌گوییم : حکومت یا سررشته‌داری ازآن‌ِ توده است ، ولی چون توده نخواهد توانست خود رشته‌ی کارها را در دست گیرد ، کسانی را از میان خود بنمایندگی برمی‌گزینند که مجلسی کنند و بنشینند و درباره‌ی کشور و کارهای آن گفتگوهایی کنند و قانونهایی گزارند و تصمیمهایی گیرند ، و سپس بچند تنی از وزیران اعتماد کرده بکار بستن آن تصمیمها و قانونها را بایشان سپارند.

پس راستی را چه مجلس شورا و چه دولت هرچه می‌گویند و هرچه می‌کنند بنمایندگی از توده می‌باشد ، و از گفتن بی‌نیاز است که خود توده حق دیده‌بانی[=نظارت] دارد و می‌تواند اظهار نظر کند یا خرده‌ گیرد.

ولی از چه راه؟!. گفتگو در راه آنست. این ترتیبی که امروز در میانست و هر کسی هرچه می‌فهمد و به ‌اندیشه‌اش می‌رسد به تنهایی ایراد می‌گیرد یا پیشنهاد می‌کند نتیجه‌ی درستی نتواند داد و خود چند عیب دارد.

زیرا نخست اینها چیزهای ناسنجیده‌ایست و در پیرامون آنها دقت بکار نرفته و رسیدگی درستی نشده. چیزهاییست که خود گوینده پس از چندی فراموش خواهد ساخت و یا پشیمان خواهد گردید. بسیاری از آنها کلیاتیست که همه می‌دانند.

دوم اگر چنین باشد که هر کس به تنهایی پیشنهادی کند چه بسا دیگران آن را نپسندند ، و چه بسا یک کس دیگری پیشنهادی بضد آن نماید. چنانکه بارها دیده می‌شود که یک چیزی را که یکی پیشنهاد می‌کند مردم ریشخند می‌نمایند و یا ایراد گرفته ضد آن را پیشنهاد می‌کنند.

پس چگونه می‌توان باین پیشنهاد یا یادآوریها ترتیب اثر کرد؟!. خود شما اگر رشته‌ی حکومت را بدست گیرید چگونه توانید باین پیشنهادها توجه کنید؟!.

خواهید گفت : پس چه کار کنیم؟.. آیا خاموش باشیم و هیچی نگوییم؟!.. می‌گویم : نه! خاموش نباشید. ولی راه ایراد گرفتن یا پیشنهاد کردن را یاد گیرید. شما راه آن را گم کرده‌اید.

در کشور مشروطه یک تن (یا یک فرد) در حکم هیچست. زیرا در کشور مشروطه همه باهم یکسانند ، و اگر چنین باشد که هر یک تنی اظهارنظر کند ملیونها اظهار نظر در میان خواهد بود ، و چنانکه گفتیم نتیجه‌ی این جز درهمی کارها و آشفتگی زندگی نخواهد بود.

پس راه آنست که خردمندان و نیکخواهان باهم یکی گردند و دسته‌ای باشند ، و آنگاه بنام آن دسته هر پیشنهاد دارند بکنند ، هر ایرادی دارند بگیرند. این از چند جهت بهتر و سزاوارتر است.

از یکسو چون تنها نیستند مطالب را به شور گزارند و سنجیده و پخته گردانند و یک پیشنهاد ارجداری بیرون دهند. از یکسو چون یک دسته‌ای هستند بسخنشان اهمیت دهند و ترتیب اثر کنند و کسی هم بضد آن برنخیزد. بالاخره اگر دولت گوش نداد ، چون پیشنهاد کننده یک دسته‌ایست ، توانند پافشاری کنند و پیشرفت آن را بخواهند.

اگر مقصود کوشیدن و نتیجه بردنست راهش این است و بس. شما اگر روزنامه‌ها را بخوانید سی و اند سالست در ایران مشروطه برخاسته و روزنامه‌ها بنیاد یافته و همیشه ستونهای آنها پر از این گونه پیشنهادها و یادآوریها بوده. ولی آیا چه سودی داده؟!.


👇

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

📖 کتاب «سرمایه‌ی اجتماعی ایرانیان» (شایندگی از چیست؟)

🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام

🔸 بخش ششم : آسیبی که اختلاف عقیده به ایرانیان می‌زند

🔸 21ـ «هر کاری که می‌کنید سود توده را بدیده گیرید»


«در این کشور از بس اندیشه‌ها کوتاه شده ، بیشتر مردم چنین می‌پندارند که به هر کاری که می‌آیند باید برای خود سودی منظور دارند. کوشیدن در راه کشور و توده در نزد آنها دارای معنی نیست. دخالت در کارهای توده و سودجویی از آن راه در ایران پیشه‌ای گردیده.

این دبستان فساد در ایران از سالهاست تأسیس یافته و پیاپی شاگرد بیرون می‌دهد. فلان آقا میهن‌پرست است. چه کار می‌کند؟.. به اینجا و آنجا می‌دود ، آواز بآوازها می‌اندازد ، پول درمی‌آورد ، ثروت می‌اندوزد ، تحصیل جاه و شکوه می‌کند.

بهترین میهن‌پرستان در این کشور کسانیند که تا زیان یا ترسی درمیان نباشد ـ غلط یا درست ـ بسود میهن می‌کوشند. ولی اگر ترسی یا زیانی درمیان بود بخود حق می‌دهند که میهن و سود آن را فراموش کنند و بخاموشی گرایند ، بلکه اگر نیاز افتاد بزیان آن هم بکوشند.

...

در این کشور یکی از کارهایی که باید بود [1] آنست که انبوه توده با حقایق جهان آشنا گردند. یک دسته هستند که شما هر چیزی را بگویید خواهند گفت : «مگر ما اینها را نمی‌دانستیم؟». ولی حقیقت اینست که این مردم بسیاری از چیزهای دانستنی را نمی‌دانند. از حقایق بسیار آشکار هم ناآگاهند.

مثلاً آیین طبیعت را تغییر نتوان داد. نشدنیست که آدم کنیاک خورد و مست نگردد. نشدنیست که کسی گرد سفیدی را «کِنین» [2] نام گزارَد و بخورد و تبش بریده شود. همچنان نشدنیست که یک توده نیک نباشند و از جهان نیکی ببینند. نشدنیست که یک مردم همه درپی هوسها و کینه‌های خود باشند و بآسایش و سرفرازی رسند.

این یک حقیقت آشکاریست. ولی انبوه مردم ایران آن را نمی‌دانند و در آرزوی اینند که طبیعت آیین خود را تغییر دهد.

هزارها کسان هستند که پروایی بحال توده و کشور ندارند و یگانه‌وظیفه برای خود آن را می‌دانند که پولی درآورند و با خانواده‌ی خود زندگی کنند و در همان حال آرزومندند که همچون مردمان فرانسه و انگلیس و روس در جهان سرفراز باشند.

هزارها کسان هستند که شما اگر سخنی از آلودگیهای توده رانید و آنها را بکوشش و همدستی خوانید ، ریشخند کنند. ولی اگر روزی یکی یک بدی دید (مثلاً ماستفروشی ماست را کم داد) فریاد می‌کشند : «پس این مردم کی اصلاح خواهند شد؟!..».

هزارها کسان هستند که میهن‌پرستند. ولی میهن‌پرستی را جز آرزوهایی در دل و سخنانی بر سر زبان نمی‌دانند.

اینها تو گویی می‌پندارند جز از مردمان دیگرند. عزیزکرده‌های خدایند. اینها باید نکوشند و نتیجه برند ، نکارند و بدروند. اینها اگر در سایه‌ی این بی‌پرواییها و هوسبازیها بذلت افتادند زمین لرزیدن خواهد گرفت. اگر فردا جنگی پیش آمد و بمبهای اتمی کشور را ویرانه گردانید ، آسمان باینها خون خواهد گریست.

اینهاست آنچه می‌گویم : حقایق را نمی‌دانند. اینهاست آنچه می‌گویم آیین طبیعت را نمی‌شناسند.

رشته را از دست ندهیم : سخن از پدید آوردن یک جمعیت است. می‌خواهم بگویم این جمعیت باید پاک باشد. کسانی در آن پا گزارند که برای خود چیزی نخواهند». (امروز چاره چیست؟ ص 34 ، 1324)



🔹 پانوشتها :

1ـ باید بود[bud]= باید بودن. همچون تواند رفت (رفتن) ، نشاید گفت (گفتن).

2ـ دارویی تب‌بر ، سودمند در چاره به بیماری مالاریا.


——————————

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.

🌸

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

کسی نمی‌گوید شما بزمین سجده کنید ، یا در برابر این کوهها و دره‌ها بایستید و گردن کج گردانید. پرستش باین معنی را کسی از شما نمی‌خواهد. مقصود نگهداری کشور است که اگر نکنید سرنوشتتان جز بندگی و زیردستی نخواهد بود. اگر نکنید نه تنها در پیش مردم ، در نزد خدا نیز شرمنده و روسیاه خواهید بود.

اینکه می‌گویند : «چرا من با فلان کرمانی هم‌میهن باشم و با فلان بغدادی نباشم؟» پاسخش اینست : فلان بغدادی از ما جدا می‌باشد و با ما پیمان همدستی ندارد. اگر بغدادیان نیز با ما همدست گردند و بتوده‌ی ما درآیند هم‌میهن ما شمرده خواهند گردید.

ببینید چگونه ‌این حقایق تاریک مانده و دسته‌ی انبوهی اینها را نمی‌دانند. سالها در این سرزمین با خوشی بسر برده و از نعمتهای خدادادی آن بهره یافته‌اند بی‌آنکه بدانند این خوشیها از کجاست و این نعمتها از چه سرچشمه می‌باشد بلکه از نادانی و ناآگاهی چنین پنداشته‌اند که این خوشیها همیشه تواند بود ، و بی‌آنکه بکوشند و نگه دارند همیشه تواند ماند.

انبوهی از آنان نه تنها خود اندیشه‌ی این چیزها را ندارند و بکوششی در این راهها برنمی‌خیزند از کوششهای دیگران نیز جلو می‌گیرند و گستاخانه زباندرازیهایی می‌نمایند». (پرچم روزانه 9/1/1321)


چنانکه دیده می‌شود کسروی برای ترمیم رخنه‌هایی که به بنیاد سرمایه‌ی اجتماعی این توده افتاده از موضوع نوع کشورداری و میهن‌پرستی آغاز می‌کند و با زبان روشن و ساده حقایق آنها را شرح می‌دهد. این رشته گفتارها هر کدام مبنایی است برای نزدیکی اندیشه‌ها و افزایش سرمایه‌ی اجتماعی.


🔹 پانوشتها :

1ـ برای آگاهی از معنای درست ادبیات کتاب در پیرامون «ادبیات» دیده شود.

2ـ یک گواه این سخن ، حال امروزی فلسطینیان است.

3ـ واژه‌ی پرستار از همین ریشه است.


——————————

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.

🌸

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

پ17ـ سخنان متضاد مایه‌ی گیجی و درماندگی می‌گردد

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

📖 کتاب «سرمایه‌ی اجتماعی ایرانیان» (شایندگی از چیست؟)

🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام

🔸 بخش پنجم : چاره‌ی تفرقه و دسته‌بندیها‌ چیست؟!.

🔸 19ـ میهن‌پرستی چیست؟


گفتگو از شیوه‌ی کشورداری (دمکراسی) و کوششهای سیاسی خواه‌ناخواه سخن را به معنی میهن و میهن‌پرستی می‌کشاند. اینها همبستگی بسیار با هم دارند.

آیا می‌توان پنداشت مردمی که به میهنشان بی‌پروایند [1] ، برای دمکراسی ارزش قائل بوده در راه آن بکوشند؟! کسروی به زمینه‌ی میهن‌پرستی [2] نیز درآمده می‌کوشد جای ابهامی بازنماند و به شرحهای روشنی می‌پردازد. سخنان ناسازگار با میهن‌پرستی را یاد کرده از آنها نکوهش می‌کند و نشان می‌دهد که مغزهای ایرانیان با اندیشه‌های ناسازگار هم پر شده است.

این دوم زمینه‌ایست که او می‌کوشد با پیش کشیدنش ، اندیشه‌ها را بهم نزدیک گرداند و از پراکنده‌اندیشی و در نتیجه از پراکندگیها بکاهد تا زمینه برای اتحاد فراهم آید.

«این سرزمین ماست ، اینجا خانه‌ی ماست. ما اینجا می‌نشینیم و زندگی می‌کنیم و از آبش و هوایش برخوردار می‌شویم ، در کوه و دشتش می‌گردیم و لذت می‌بریم ، زمینهایش را می‌کاریم و خوراک بدست می‌آوریم ، از کانهایش و از جنگلهایش بهره می‌جوییم. هرچه داریم از اینجاست. باید قدرش بدانیم و بآبادیش کوشیم.

هر مردمی میهنی دارند و اینجا هم میهن ماست. آنها که هزارها سالست استقلال خود را از دست داده‌اند می‌کوشند که آن را بدست آورند. ما که داریم چگونه از دست دهیم؟!..». (امروز چاره چیست؟ ص 37 ، 1324)


«امروز دسته‌های بسیاری بکوشش در راه نگهداری کشور گردن نمی‌گزارند. چنین وظیفه‌ای برای خود نمی‌شناسند و هر دسته‌ای بهانه‌ی دیگری دارند.

بارها گله کرده‌ایم که بسیاری از اینان همینکه نام «میهن‌پرستی» می‌شنوند ریشخند می‌کنند. مردک نمی‌داند میهن‌پرستی یعنی نگهداری خانه و خاندان خود ، میهن‌پرستی یعنی غیرت و مردانگی.

کار پستی تا باینجا کشیده که دسته‌های انبوهی زندگانی را جز پول درآوردن و خوش خوردن و خوش خوابیدن و روز گزاردن نمی‌شناسند و پروای غیرت و مردانگی را ندارند. آری کار پستی تا باینجا کشیده.

اینها نتیجه‌ی آن تعلیمات بیهوده و پستیست که از پیشوایان و آموزگاران خود گرفته‌اند. نتیجه‌ی آنست که معنی زندگی را نمی‌دانند». (پرچم روزانه 19/1/1321)


«بمردم ایران هر سخنی را بگویید خواهند گفت : «می‌دانم».

راستی هم آنست اینان از هر مطلبی یک چیزهای ناقص را شنیده‌اند و بی‌آنکه نیک بفهمند و باور کنند به دل سپارده‌اند.

مثلاً نام میهن‌پرستی را شنیده و شاید چند گفتاری نیز در پیرامون آن خوانده‌اند. ولی از آنسوی مغزهاشان پر از اندیشه‌هاییست که بضد میهن‌پرستی می‌باشد». (پرچم روزانه 11/1/1321)


«... مایه‌ی بدبختی ایرانیان اندیشه‌های پراکنده‌ایست که در مغزها جا دارد.

این اندیشه‌های پریشان و گمراهست که اراده‌ها را سست و خردها را بیکاره می‌گرداند و مردم را بدینسان درمانده و بدبخت می‌سازد. سپس دلیل آورده گفته‌ایم : سرچشمه‌ی همه‌ی کارهای آدمی مغز اوست. مغز است که بدیگر عضوها فرمان می‌دهد و آنها را بکار می‌اندازد. از آنسوی مغز نیز تابع اندیشه‌هاییست که در آن جا می‌گیرد. این اندیشه‌هاست که مغز را اداره می‌کند.

پس از این مقدمه گفته‌ایم باعث اینکه ایرانیها بدینسان سست‌اراده و بیچاره‌اند سخنان پراکنده‌ی ضد هم می‌باشد و مثل آورده گفته‌ایم : در این توده از یکسو سروده می‌شود : «بجز از کشته ندروی» ، و از یکسو گفته می‌شود : «که بر من و تو درِ اختیار نگشاده» یا گفته می‌شود :

«گر زمین را به آسمان دوزی
ندهندت زیاده از روزی».

امروز از یکسو ما می‌خواهیم مردم را بکوشش واداریم و از یکسو کتابها پر است از تعلیمات جبریگری.

از یکسو ما می‌گوییم : باید کوشید و کشور خود را نگه داشت و از یکسو کتابها پر است از اینکه با کوشش بجایی نتوان رسید :

«بخت و دولت بکاردانی نیست
جز بتأیید آسمانی نیست».

از یکسو ما می‌گوییم : باید در اندیشه‌ی نگهداری خاندانهای خود باشیم و باید خطرهای احتمالی آینده را بدیده گرفته درپی وسایل دفاع باشیم. از سوی دیگر گوشها پر است با این شعر و مانند آن :

«اگر تیغ عالم بجنبد زجای
نبُّرد رگی تا نخواهد خدای».

می‌گوییم : آیا باور کردنیست که اینهمه سخنان که بنام جبریگری و اختیار نداری گفته شده بی‌اثر بماند؟!.. آیا باور کردنیست که سخنانی که ما بنام میهن‌پرستی و کوشش می‌نویسیم اثر خود را بکند ولی اینها نکند؟!..». (پرچم روزانه 27/3/1321)



کمتر سخنی در ایران می‌توان یافت که ضدش را نگفته باشند و هوادار نیافته باشد. اینست مردم براستی با چنان سخنان متضادی گیج و درمانده گردیده‌اند.


——————————

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.

🌸

👇

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

پ15ـ سرچشمه‌ی کارهای آدمی مغز اوست

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

🔹 پانوشتها :

1ـ خوانندگان بیاد می‌دارند کارهایی که بهنگام شیوع بیماری کوید 19 از مردم سر می‌زد. یک دسته می‌کوشیدند با دعا و «انرژی مثبت» دادن به همدیگر با آن بیماری نبرد کنند. دسته‌ی دیگری بدنبال نسخه‌هایی همچون روغن بنفشه و بخورِ جوش شیرین بودند. یک دسته آن بیماری را «دروغ بزرگ قرن» می‌شمردند و افسانه‌ها می‌بافتند که فلان کشورها یا کارخانه‌هاشان درپی سودهای گزاف چنان شایعه‌هایی را منتشر می‌کنند ... اینها را بیادها می‌اندازیم تا فراموش نشود که با همه‌ی پیشرفتهایی که مردمان در اندوختن آگاهی ، در سایه‌ی اختراعات جدید ، یافته‌اند هنوز اینگونه عقاید خرافی بجای خود هست. پندارها و گمراهیها نیز همگام با اختراعات پیشرفت کرده مردمان را از راه برده بدبخت می‌گرداند.

2ـ اینجهان زندان دیندار و بهشت بیدین است.


——————————

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.

🌸

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

📖 کتاب «سرمایه‌ی اجتماعی ایرانیان» (شایندگی از چیست؟)

🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام

🔸 بخش پنجم : چاره‌ی تفرقه و دسته‌بندیها‌ چیست؟!.

🔸 18ـ برای پیشرفت یک حقیقت باید با هرچه با آن ناسازگارست نبرد کرد


کسروی شرط پیشرفت یک حقیقت (مثلاً معنی دمکراسی) را آن می‌داند که با هرچه با آن ناسازگارست نبرد کنند. او از آلودگیها و گمراهیهایی که مانع دمکراسی و زندگانی سرفرازانه است چشم نمی‌پوشد. از کنار آنها نمی‌گذرد. بیش از دیگران به آنها توجه دارد زیرا این یک نکته‌ی بسیار مهمیست. در این زمینه اندیشه و کوششهای او منحصر بفرد است. ما کس دیگری را نمی‌شناسیم که بفرض به آلودگیها و گمراهیهای مردم توجه کرده باشد و آنها را زیانمند و ویرانگر بداند (مثلاً مارکس که دین را افیون ملتها می‌شمارد) ، مبارزه با آنها را از ضروریات بداند و در دستور کار خود قرار دهد و چنان نبرد سهمگینی را علیه آنها آغاز کرده باشد.

هستند کسانی که چنین نبردی را «افراط» شمارده به کسروی ایراد گرفته‌اند. چون شما بدآموزیهای زهرآلود و غیرت‌کُشی که در کتابها و دیگر نوشته‌ها هست به آنها نشان دهید و از زیان آنها به مردم بگویید ، خواهند گفت : «آنها همه حرف است و حرف باد هواست (تأثیری ندارد)». به این ترتیب می‌خواهند وانمایند که از آنها زیانی نخواهد بود و نباید آنها را جدی گرفت.
ولی این جز یک بهانه‌ی سستی نیست. در اینجا سه نکته هست : نخست ، یک زیان بدآموزیها آنست که با یکدیگر نمی‌سازند. مثلاً صوفیگری با مادیگری نمی‌سازد. دوم ، زیان دیگر بدآموزیها یا گمراهیها اینست که آنها با حقایق زندگی نمی‌سازند. مثلاً یک رشته از حقایقِ زندگی مردم را به کوشیدن و توجه به میهن برمی‌انگیزد و از آنسو ، یک رشته از بدآموزیها از کوشش و دوراندیشی انتقاد کرده باعث سستی عزمها و اراده‌ها می‌گردد و اعتنایی به میهن نیز ندارد. سوم ، بدآموزیها و حقایق گرچه از جنس «حرف» باشد ، در هر حال هر دو یک رشته «اندیشه»‌اند. از آنسو ، دو اندیشه‌ی ناسازگار در یک مغز ، ناگزیر مایه‌ی آشفتگی آن می‌شود.



آن موسیقی است که اگر کسی روزانه بیست سی قطعه هم بشنود زیانی به او نرسد. اندیشه چنین نیست ، اندیشه‌‌های ضد هم می‌تواند خرد را بیکاره ‌گرداند. اینست نبرد با بدآموزیها از یکسو از هدر رفتن نیروهای مغزی یک توده (سرمایه‌ی انسانی او) جلوگیری می‌کند و از سوی دیگر راه را برای آشنایی با حقایق زندگی هموار می‌گرداند.

باید دانست کسروی کسی نبود که به کاری برخیزد که دلیل کافی برایش نیست. در زیر دلیلهای او را خواهیم دید. خوانندگان از درازی سخن رنجیده نشوند. سخن باریک است و نیازمند دقت و اندیشه‌ی بسیار می‌باشد.

«... می‌خواهیم رابطه‌ای که میانه‌ی آن اندیشه‌های پراکنده با بدبختیها و درماندگیهای ایرانیان است روشن گردانیم.

این بدبختیها و درماندگیها چه ربطی باندیشه‌های پراکنده دارد؟!.. مگر اندیشه هم می‌تواند یک توده‌ی بزرگی را بدینسان درمانده گرداند؟!. برای دانستن اینها باید چند چیز را بدیده گرفت :

1) «سرچشمه‌ی کارهای آدمی مغز اوست». شما را به هر کاری مغزتان وامی‌دارد. مرکز اراده‌ مغز است.

2) «مغز تابع اندیشه‌هاییست که در آن جا گیرد». مثلاً فلان پیره‌زن بزیارت سقّاخانه می‌رود و نذر بآنجا می‌برد ، ولی شما بآن ریشخند می‌کنید و اگر بدستتان افتاد آن سقاخانه را ویران خواهید کرد ـ این تفاوت از آنجاست که در مغز او اندیشه‌های دیگر است و در مغز شما اندیشه‌های دیگر. اگر بآن زن هم حقایق را یاد داده بگوییم این سقاخانه‌ها هیچکاره‌ی جهان است. اینها نه تنها به بیماران شفا نتواند داد ، بلکه سالانه صدها کسان را مبتلای بیماری می‌گرداند ـ وقتی که اینها را باو یاد دهیم ، خواهید دید دیگر او نیز بزیارت سقاخانه نمی‌رود و بلکه باید گفت نمی‌تواند رفت. دیگر اراده‌ای که او را بتکان آورده بسوی سقاخانه روانه گرداند نیست.

3) «اندیشه‌های ضد هم مغز را از کار اندازد». چون دانستیم مغز تابع اندیشه‌هایی است که در آن جا گیرد باید بآسانی بپذیریم که اندیشه‌های ضد هم مغز را از کار می‌اندازد. زیرا این اندیشه‌ها هر یکی آن را بکار دیگری وادارد و آن درمیانه درماند. درست بدان می‌ماند که به یک ترنی دو لوکومتیو ببندند که یکی از جلو باین سو کشد و دیگری از پشت بآن سو. و پیداست که ترن درمیان آن دو بیکاره خواهد ماند.

شما اگر در سر یک سه‌راهی بایستید و یک کسی بآنجا رسیده بپرسد : «راه فلان اداره کدامست؟.» و شما خود یک راهی نشان دهید و رفیقتان راه دیگری را ، خواهید دید که آن شخص درمانْد و نتوانست بهیچ یکی از آن دو راه روانه گردد. از این آزمایش صدها نمونه توان پیدا کرد.


👇

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

🔶 «گواهی پاکدلانه»

🖌 کاویان

🔸 چگونه به آمیغها راه یافتم؟..

چنین به یاد دارم که در آغاز سال 1314 یک تن از خویشان دوستارم (آقای ابوالفضل حاذقی) که اکنون هم در تهران است چند شماره از مهنامه‌ی پیمان را برای من فرستاده و چنین نوشته بودند : «چون نوشته‌های این مهنامه را با اندیشه‌ی شما موافق دیدم این چند شماره را برای شما فرستادم که بخوانید و اگر دلپسندتان باشد بنگارید تا شماره‌های پی درپی آن را گرفته و برایتان بفرستم».

هنگام شروع به خواندن یکی از شماره‌های مهنامه چنین رخ نمود که روبرو شدم با گفتاری که درباره‌ی بیهودگی شعر و بیهوده‌گویی شاعران سخن رانده شده بود و چون خود یک تن از کسانی بودم که شعر و شاعری را یک داده‌ی خدایی می‌ستودم و آن را همپایه‌ی فرهِش[= وحی] میدانستم و از روی پیروی از پیشینیانم که خود را از رسته‌ی سخن‌پردازان (شاعران) بشمار آورده بوده‌اند من هم گاهگاهی شعرهایی به نام قصیده یا غزل و یا رباعی می‌سرودم ، از برخورد به آن گفتار به تکان درآمده و از خواندن همه‌ی آن و دیگر گفتارها و شماره‌ها بازماندم و بیدرنگ نامه‌ای نوشتم و همه‌ی شماره‌های مهنامه را با آن باز پس فرستادم و چنین نوشتم : «چون گفتارهای این مهنامه به نظرم ناپسندیده آمد لذا آن را پس فرستادم».

پس از آن هم هرگاه در جایی نام مهنامه‌ی پیمان را می‌شنیدم از در رنجیدگی درآمده و مانند کسانی که اکنون بدخواه پیمانند رفتار می‌نمودم و چنین بود تا آنکه یکی از خویشان دوستارم (آقای محمدکریم فرهنگ) که او هم‌اکنون در تهران است به آهنگ رفتن به شیراز به اسپهان آمده و روزی که بدیدن من آمده بودند درمیان گفتگوهای دوستانه چنین گفتند : «راستی شما چرا از پذیرفتن و خواندن مهنامه‌ی پیمان خودداری نشان داده و پس فرستاده بودید؟.» من همان رخداده را با سرگذشت گفتم و او در پاسخ چنین گفت : «شما همه‌ی مهنامه‌ها و گفتارهای آن را خواندید و دلپسندتان نشد یا به همان گفتار درباره‌ی شعر و شاعران بس کردید؟» گفتم «آری به همان گفتار بس کردم و چون گفتارهای دیگر آن را از همین نمونه دانستم نیازی به خواندن آن ندیدم» ـ از شنیدن این پاسخ دوست ارجمندم لبخندی نمود و چون خنده در اینگونه زمینه‌ها آدم کنجکاو را به اندیشه می‌اندازد مرا نیز اندیشناک کرد پرسیدم خنده از چیست گفتند «من شما را آدمی با انصاف میدانم آیا چگونگی چیز نادیده را میتوان دانست یا اظهار نیکی و یا بدی چیزی پیش از برخورد به آن و آزمودن در نزد خرد و دانش سزا است؟ شما خود میگویید من به خواندن یک گفتار درباره‌ی شعر و شاعران بس کرده‌ام و از خواندن دیگر گفتارها و شماره‌ها خودداری نموده‌ام چگونه داوری درباره‌ی همه‌ی آنها کرده و می‌کنید؟ گرفتم که شما در این زمینه که خوانده‌اید و با اندیشه‌تان ناسازگار بوده بتوانید به خود حق دهید درباره‌ی دیگر نوشته‌ها که نخوانده‌اید چه میگویید وانگهی نویسنده و دارنده‌ی این مهنامه جای بهانه برای کسی باز نگذارده زیرا خود در همین مهنامه پی درپی نوشته و می‌نویسد که هر کسی ایرادی به گفته‌های ما دارد بنگارد تا بدانیم چیست و آیا دلیل دارد یا نه و شما که خود را آدم کنجکاو جویای دانش و بینش میدانید در برابر این مهنامه و این گفتارها و پیشنهادها چگونه خواهید بود».

باری این گفتگو درمیان من و دوستم مرا به تکان آورد و در برابر سخنان او خود را مغلوب دیدم و انصاف دادم که کاری بیجا کرده‌ام و پشیمانی از خود نمودم و چون پاسخی در برابر گفته‌های او نداشتم گفتم کاری است نباید بود ، بوده و شده اکنون اگر شماره‌هایی از مهنامه در دسترس دارید به من دهید تا با اندیشه بخوانم و اگر ایرادی به نظرم رسید یادداشت و یادآوری کنم و چنانکه به یاد دارم یک جلد (ششماهه‌ی سال اول) را به من دادند و سپارش کردند که چنانچه در گفتارهای آن دچار دشواری شُدید خود را نگهداری کرده و از میدان به در نروید و دوباره و سه باره بخوانید و نیک اندیشید تا نیک دریابید و اگر ایرادی به نظرتان رسید با دلیل بنگارید و من هم به عهده میگیرم برای دارنده و نویسنده‌ی پیمان بفرستم تا اگر پاسخی و دلیلی در رد ایرادها دارند بنگارند.

من هم بنا به سپارش دوستم چندین بار مهنامه را با اندیشه خواندم و بسی باریک‌بینی بکار بردم و سرانجام با همه‌ی گفتارهای آن همراه گردیدم و پس از آن از آغاز سال پنجم پیمان شماره‌های پی درپی مهنامه را با دیگر نوشته‌های دارنده‌ی آن (راه رستگاری ـ آئین ـ قانون دادگری ـ حافظ چه می‌گوید؟) را بدست آورده نه یک بار چندین بار خوانده و در نوشته‌های آن اندیشه بکار بردم. کوچکترین ایراد و اشکالی به نظرم نرسیده و این است که پس از این خود را یک تن از هواداران راه آن دانسته و از آفریدگار توانا و دانا خواستارم چنانکه دوست ارجمندم دست یافت که مرا به سوی راه راهنما گردد مرا هم نیرومندی و توانایی دهد تا بتوانم دیگران را که مانند گذشته‌ی من می‌باشند راهنما گردم.

👇

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

📖 کتاب «سرمایه‌ی اجتماعی ایرانیان» (شایندگی از چیست؟)

🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام

🔸 بخش پنجم : چاره‌ی تفرقه و دسته‌بندیها‌ چیست؟!.

🔸 17ـ موانع دمکراسی در ایران


«نخستین مانعِ جنبش مشروطه. مانع نخست ناآشنایی مردم بمعنی مشروطه و مهیا نبودن برای چنان زندگانی بود.

اجرای مشروطه در یک کشوری تنها با آن نیست که پادشاه مستبدی را برانند و یک مجلسی برپا کنند و یک قانون اساسی تدوین نمایند. بلکه یک شرط اساسی آنست که مردم خود را برای زندگانی با اصول مشروطه آماده گردانند.

زیستن در زیر بیرق مشروطه مشروط بآنست که هر فردی از افراد کشور خود را مسئول کارها بداند و در هر گامی که برمی‌دارد و هر اقدامی که می‌کند سود کشور را منظور دارد [1] و اگر روزی نیاز افتاد برای جانفشانی و فداکاری حاضر باشد.

ایرانیان در نتیجه‌ی آنکه سالیان دراز با استبداد بسر برده بودند و مشروطه آن روزی که رواج گرفت کسانی نبودند که با گفتن و نوشتن معنی درست آن را بمردم بفهمانند و برای چنان زندگانی آماده‌شان گردانند ، از اینرو جنبش با آن تندی که پیش رفته بود درمیان توده‌ی انبوه ریشه ندوانید». (دفاع در دیوان کیفر ، ص 45 ، 1321)


«اینکه مشروطه در ایران به نتیجه‌ی نیکی نرسید همین دلیلست که در این کشور آلودگیهایی هست ، و باید جست آن آلودگیها را پیدا کرد و بچاره پرداخت.

آلودگیهای ایران چیست؟.. آلودگیهای ایران همان بدآموزیها و کیشهای پراکنده‌ی گوناگونست که شرح داده‌ایم. مشروطه را نیز همینها بی‌نتیجه گزاردند». (پرچم نیمه‌ماهه ص335 ، نیمه‌ی دوم تیر 1322)


«در ایران سنگ بزرگ دیگری در راه پیشرفت مشروطه هست ، و آن کیشهای گوناگون و صوفیگری و خراباتیگری و مانند اینهاست.

می‌باید آشکاره گفت : مشروطه که بکشور دلبستگی داشتن و در راه آن جانفشانی کردنست ، با صوفیگری که بنیادش خوار داشتن جهان و بگوشه‌ای خزیدن [و] مفت خوردن است نتواند ساخت.
با خراباتیگری که پایه‌اش دم غنیمت دانستن و مست بودن و بگذشته و آینده پروا ننمودنست نتواند ساخت.

با شیعیگری که آغاز و انجامش دل بمردگان بستن و رشته‌ی کارها را در دست آنان دانستن و چشم براه امام ناپیدا دوختنست نتواند ساخت». («سیزدهم مرداد1323» ، ص 5)


«اینکه مشروطه در ایران به نتیجه‌ی نیکی نرسیده و رُویه‌ی[ruye=شکل] بسیار ناستوده‌ای بخود گرفته ، انگیزه‌های[علت] بسیاری می‌دارد ، و یکی از انگیزه‌های بزرگ آن (بلکه بزرگترین انگیزه‌ی آن) همین ناسازگاری با کیش شیعی و برخورد با دستورهای آن می‌باشد». (دولت بما پاسخ دهد ، ص17 ، 1323)


«همان یادگارهای زمان مغول که شما هواداری از آنها می‌نمایید از هر باره با اندیشه‌ی دمکراسی مخالفست. زیرا از یکسو بنای همه‌ی آنها بشاه‌پرستی و زیردستی و زبونیست. همان گلستان سعدی ، همان بوستانش برای دوره‌ی دمکراسی زهر است ، همان خمسه‌ی نظامی با اندیشه‌ی مشروطه مخالفست ، همان پندها و اندرزها که آنان سروده‌اند برای این دوره بسیار زیان‌آور است :

پادشاهان از برای مصلحت صد خون کنند ، صلاح مملکت خویش خسروان دانند ، رخنه‌گرِ ملک سرافکنده به ، پادشه سایه‌ی خدا باشد ، هر عیب که سلطان بپسندد هنر است.

پیش خرد شاهی و پیغمبری
چون دو نگینند به یک انگشتری

اینها سخنان نیک آن زمانست ولی برای این زمان سراپا زیان می‌باشد و بودن اینها ناگزیر است که جلو پیشرفت اندیشه‌ی دمکراسی را بگیرد. از یکسو هم مبنای مشروطه بآنست که مردم کشور را خانه‌ی خود بدانند و در راه آبادی آن از هیچ کوششی بازنایستند و برای نگهداریش از سر و جان بگذرند. در حالی که سراپای گفته‌های آن شاعران بر اینست که کوشش سودی ندارد : «بودنیها بوده است».

بخت و دولت بکاردانی نیست
جز بتأیید آسمانی نیست

خون خوری گر طلب روزیِ ننهاده کنی
جهان و هرچه درو هست هیچ در هیچست.

اگر روزی بدانش درفزودی
ز نادان تنگ‌روزی‌تر ندیدی

خوش باش ندانی ز کجا آمده‌ای
می خور که ندانی بکجا خواهی رفت

فلک بمردم نادان دهد زمام مراد
صبر و ظفر هر دو دوستان قدیمند

اینها و صد مانند اینها که فلسفه‌ی بیغیرتی و تنبلی است دیوانهای شاعران را پر کرده است و شما می‌بینید که پیاپی آنها را بچاپ رسانیده بدست جوانان می‌دهند و بدینسان اندیشه‌ی کوشش و میهن‌پرستی را در دلهای آنان سست می‌گردانند». (پرچم روزانه 15/9/1321)


«کنون ما اگر «وحدت ملی» یا «یگانگی توده» می‌خواهیم باید با همه‌ی اینها نبرد کنیم و همه‌ی اینها را از میان برداریم. گذشته از اینها باید اندیشه و آرمان یکی باشد. مردم را بهمدیگر جز اندیشه و آرمان نبندد. صد تن یا هزار تن که در یکجا گرد آمده‌اند شما اگر بخواهید آنان را یکی گردانید با زنجیر یا طناب که بهم نخواهید بست ، و باید همه‌ی ایشان را دارای یک اندیشه و یک آرمان (مقصد) گردانید. وگرنه از هم جدا و پراکنده‌اند ، اگرچه در یکجا باشند و اگرچه با زبان دعوای یگانگی[=اتحاد] کنند». (پرچم روزانه 11/12/1320)



👇

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.

🌸

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

🔶 زیانهای روزه‌ی اسلامی

🖌 کانال

🔸دو از سه


و این گفتار دوم که آدرس و شماره‌ی تلفن هم دارد :

تأثیر روزه‌ی رمضان بر بهداشت روان و افسردگی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی سیرجان در سال 1383

نویسندگان : مجید کاظمی *، سیما کریمی ، علی انصاری ، طیبه نگاهبان ، سید حبیب‌ا... حسینی و دکتر رضا وزیری‌نژاد

* - مربی عضو هیأت علمی گروه آموزشی پرستاری داخلی و جراحی ، دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان تلفن : 03915225900 ، فاکس : 5228497-0391 ، پست الکترونیکی : maj_kaz@yahoo.com

نوع مطالعه : پژوهشی | موضوع مقاله : پرستاری


چکیده

زمینه و هدف : روزه‌داری ، باعث تکامل جسم و روان می‌شود و روزه‌ی رمضان می‌تواند تأثیرات شگرفی در سلامت فرد داشته و اعمال و رفتار غیرعادی را کاهش دهد. همچنین روزه‌ی رمضان منافع معنوی ، روحی ، اجتماعی و جسمی فراوانی دارد. هدف این پژوهش این بوده که تأثیرات روزه را بر بهداشت روان و میزان افسردگی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی سیرجان مورد ارزیابی قرار دهد.

مواد و روش‌ها : در این پژوهش 361 نفر دانشجو که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند ، شرکت داشتند. اطلاعات مورد لزوم توسط پرسش‌نامه‌هایی که دارای اطلاعات جمعیت‌شناختی ، معیار بهداشت روان 12 آیتمی «فارل» و آزمون استاندارد افسردگی «بک» بوده جمع‌آوری گردید. این پرسش‌نامه‌ها توسط نمونه‌های مورد پژوهش 10 روز قبل از ماه مبارک رمضان و مجدداً ده روز بعد از ماه رمضان تکمیل گردید و میانگین نمرات قبل و بعد از ماه مبارک رمضان با هم مقایسه شد.

یافته‌ها : یافته‌ها نشان دادند که قبل از ماه مبارک رمضان میانگین نمره‌ی بهداشت روان دانشجویان 55/8 ± 94/33 بود. در حالی که این میانگین بعد از ماه مبارک به 2/8 ± 5/34 رسید. همچنین میانگین نمره‌ی افسردگی نمونه‌ها قبل از ماه رمضان 33/10 ± 45/14 بود ، در صورتی که بعد از ماه رمضان به 38/10 ± 8/11 کاهش پیدا کرد که از نظر آماری معنی‌دار است (0001/0 p<).

نتیجه‌گیری : یافته‌های این پژوهش تأیید می‌نماید که روزه‌ی رمضان می‌تواند عامل مهمی در جهت کم کردن میزان افسردگی و بهبود وضعیت بهداشت روانی دانشجویان باشد.

از آنسو در گفتار «تأثیرات زیانمند روزه‌ی اسلامی» نتیجه‌ی جستجوهای پژوهشگران یا گروههای پژوهشی چندی را درباره‌ی جنبه‌های گوناگون روزه آورده که در آن نه تنها هیچ سودی برای روزه‌داری دیده نمی‌شود بلکه زیانهای بسیاری بچشم می‌خورد. چون نوشتار بلندیست کوتاه‌شده‌ی ترجمه‌ی آن را اینجا می‌آوریم.

می‌نویسد :

روزه‌ی اسلامی آثار زیانمند بسیاری بر بهداشت ، اقتصاد ملی ، بهره‌وری (فردی) ، بزهکاری ، ایمنی (تصادفات رانندگی) و رفتارهای اجتماعی دارد.

در یک پژوهشی در کشور مراکش که شش پژوهشگر آن را روی صد داوطلب در سالهای 1994 و 1995 انجام داده‌اند درباره‌ی تندی و خشم روزه‌داران در ماه رمضان جستجویی بدینسان رفته : در ماه رمضان به خشم و تندی پیوسته افزوده می‌گشت و در پایان آن به اوج خود می‌رسید. همچنین از یک مدیر در «جده» گواهی آورده که سخنان بالا را درباره‌ی مردم آنجا تأیید می‌کند.

در یک جستجویی که در کشورهای عربی شده ، کارشناسان گفته‌اند که خشونت 1.5 در صد و دزدی 3.5 در صد در ماه رمضان افزایش داشته. [در حالی که پلیس ایران از کاهش بزه‌ها در ماه رمضان در ایران سخن می‌راند] رئیس پلیس جاکارتا نیز افزایش بزه را تأیید کرده از شهروندان جاکارتا خواسته در این ماه احتیاط بیشتری کنند.


———————————-

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.


🍃
🌸🍃
🍃🌸🍃

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

📖 کتاب «سرمایه‌ی اجتماعی ایرانیان» (شایندگی از چیست؟)

🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام

🔸 بخش پنجم : چاره‌ی تفرقه و دسته‌بندیها‌ چیست؟!.

🔸 15ـ چاره‌ی پراکندگی جز با نشر حقایق نیست


اینها دردها بود و اما چاره. کسروی چاره را در این نشان می‌دهد که «حقایق زندگی» بمیان آید. حقایق چون گفته شود هزاران کسان آنها را تشنه‌وار پذیرفته بر سر آنها گرد آمده دست بهم داده به گرفتاریها چاره خواهند کرد. این راهِ چاره بی‌عیب و درست است. با یک مثال این را روشن گردانیم.

فرض کنید که در کشوری خودرو وارد شده ولی به رانندگان و عابران پیاده آموزش قواعد رانندگی را نداده‌اند و از گواهینامه و امتحان رانندگی و تابلوها و نظارت پلیس و این چیزها نیز خبری نیست. نتیجه جز این نخواهد بود که هر کسی که گمان می‌کند می‌تواند خودرویی را براند سوار شده و آنچه به نظرش درست می‌آید می‌کند. یکی از چپ می‌راند ، دیگری عرض خیابان را می‌پیماید ، آن یکی هرجا خواست پارک می‌کند ، در یک خیابان باریکی که چندین خودرو پشت سرش می‌باشد رو به عقب می‌راند و آن دیگری در گردشها رعایت حال پیاده را نمی‌کند. آن یکی در خیابانی باریک چنان با سرعت می‌راند تو گویی در اتوبان است. در تقاطعها چه سواره و چه پیاده می‌کوشند در هر فرصتی از میان دهها خودرو بگذرند. حق تقدم بیکباره نامشخص است. اینست سر چهارراهها و تقاطعها ترافیک گره می‌خورد و همه می‌باید ساعتها انتظار کشند. ... این یک وضع است ، وضع دیگر آنست که از همان آغاز یک آئیننامه‌ای تدوین گردد و تابلوها گذارده و خط‌کشیهایی انجام شود. رانندگان به شرطی برانند که رانندگی را نیک یاد گرفته و از امتحانهایش بگذرند. پس از آن هم پلیس نظارت دریغ نکند. آشکارست که در این وضعیت رانندگی با امنیت بیشتری انجام می‌گیرد و آسیبها کاسته خواهد شد. مردم رنج کمتر برده خشنودیشان بیشتر خواهد بود.

خواست کسروی نیز همین معنیست. می‌گوید : حقایقی هست که اگر ایرانیان (و نیز جهانیان) فراگیرند و قیمت گزارند و بکار بندند تأثیر آشکار در زندگانی خواهد داشت و بسیاری از سختیها و گرفتاریها را از میان خواهد برد.

مردم چون آن حقایق را نمی‌دانند و راهی هم برویشان گشاده نشده ، هر کسی آنچه را درست می‌پندارد می‌کند. زیان دانسته نبودن حقایق اینست که پندارها و گمراهیها بجای آنها نشسته و مردم هر کسی از روی معیار دلخواه خود زندگی می‌کند. این خود به معنی زندگانی از راه نادرست کردن و مانند رانندگی بیرون قاعده و من‌درآورده می‌باشد. زندگانی در یک توده هنگامی به آسودگی و خوشی خواهد گذشت که همه در یک راه بوده معیارهاشان متفاوت نباشد. اگر جز این باشد به پراکندگی و هرج و مرج و در نتیجه به کشاکشها خواهد انجامید.

مردم چون حقایق زندگی را بشناسند زمینه‌ای آماده می‌شود که معیارهای زندگی مردم یکسان یا نزدیک به هم باشد. گمراهیها با آسانی بیشتری از میان برداشته می‌شود و هم راه برای یک زندگانی ارجمندی آماده می‌گردد. نتیجه آن خواهد بود که از پراکندگیها رها شوند ، با یکدیگر مهربان باشند ، به هم اعتماد بیشتر بیابند ، همدلی و همدستیها بیشتر شود.

در اینجا پرسشی که اغلب با شگفتی پیش می‌آید اینست : «مگر حقایقی در زندگی هم هست که نمی‌دانیم و باید تازه در این سن و سال یاد بگیریم؟!.». یکی از آشنایان کسروی نیز چنین گله کرده : «این سخن به کسان بسیاری برمی‌خورد». ولی راستی آنست که در زندگی حقایق بسیاری هست که مردم نمی‌دانند یا به آنها اهمیت نمی‌دهند. اگر هم شنیده‌اند توجه ندارند و به آن عمل نمی‌کنند. (1)

یکی از نخستین حقایقی که کسروی بمیان می‌آورد و می‌خواهد ایرانیان بر سر آن هم‌اندیشه و همباور شوند ، موضوع حکومت و شیوه‌ی آنست. از میان شیوه‌های کشورداری ، کسروی از مشروطه یا دمکراسی دفاع می‌کند. مشروطه را بمعنی عام دمکراسی در نظر می‌گیرد (چه در کشور پادشاه باشد چه رئیس‌جمهور).


«ما امروز دردهایی داریم که باید پیش از همه بچاره‌ی آنها پردازیم ، و بدترین آن دردها پراکندگی اندیشه‌هاست. یک توده با اندیشه‌های پراکنده بهیچ جا نتواند رسید.

اینست ما از گام نخست می‌کوشیم که باین پراکندگی چاره کنیم و اندیشه‌ها را یکی گردانیم. آن گفتارها که درباره‌ی مشروطه و معنی آن می‌نویسیم برای این مقصود است.

برای یک توده چه گرفتاری بالاتر از این که راه حکومتش دانسته نباشد؟! [2] چه بدبختی بدتر از این که انبوهی از مردم نسبت به «راه حکومت» و قانون اساسی کشور بیگانه باشند؟ چه بیچارگی بیشتر از این که صد تن دارای یک اندیشه پیدا نشود؟!

باید نخستین گامی که در راه کوشش برداریم چاره‌ی این درد باشد و شما می‌بینید که ما بآن آغاز کرده‌ایم». (پرچم روزانه 14/12/1320)


👇

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

🔶 زیانهای روزه‌ی اسلامی

🖌 کانال

🔸یک از سه


سخنان پرمغز دفتر «فلسفه‌ی روزه» جای تأمل بسیار دارد. ما از خوانندگان خواستاریم این گفتار 6 صفحه‌ای پیوست «ای‌میل»هاشان کنند تا با نشر بیشتر به تأثیر آن بیفزایند.

امروز از یکسو دسته‌ای از مردم بی‌آنکه از سود و زیانهای (بهداشتی ، اجتماعی ، اقتصادی) روزه آگاه باشند ، تنها بهوس شرکت در مراسم یا ثواب بردن و گناه پاک کردن روزه می‌گیرند و از سوی دیگر از گوشه و کنار بزبان علمی می‌شنویم که چه خطراتی با این عبادت توأم است. این خود مشکل کوچکی نیست زیرا در برخی از پیامدهای بهداشتی روزه ، سخن از نقصهای «بازگشت‌ناپذیر» تندرستی می‌رود. اینجاست که دانستن سود و زیان آن وظیفه‌ی یکایک ما می‌گردد ولی آنچه مشکل را دو چندان کرده آنست که در سالهای اخیر کسانی از «کارشناسان تغذیه» یا «پزشکان» مسلمان برخاسته و با شمردن سودهای بهداشتی چندی برای روزه ، آن را نه تنها بی‌خطر بلکه بسیار سودمند نیز نشان داده‌اند. رسانه‌های «جمهوری اسلامی» پا را فراتر گزارده از اینکه برخی مربیان جلوی روزه گرفتن بازیکنانشان را می‌گیرند انتقاد کرده‌اند.

از اینرو نیاز بآن می‌افتد که ما سخن هر دو سو را بشنویم. اینک ما این در را در این پایگاه باز می‌گزاریم تا هر دو سو بتوانند یافته‌های خود را در این زمینه بفرستند تا نشر گردد و خوانندگان بتوانند از رویهم‌رفته‌ی گفته‌ها ، خودشان نتیجه‌ی لازم را بگیرند.

باید دانست که امروز روزه (fast) به رژیمهای غذایی توأم با پرهیز نیز گفته می‌شود که برای آنها سودهای بسیاری شمرده‌اند. خواست ما در اینجا روزه‌ی اسلامی است و روزه‌های گوناگون دیگر از سخن ما بیرونست.

برای آغاز سخن دو مطلب له و یکی علیه را می‌آوریم. باید دانست که خواست ما پیگیری داستان نه از دیدگاه شرعی بلکه از دیدگاه دانشی است. اینست سخنانی که مایه‌ای از آزمایش ، جستجو و آمارگیری نداشته باشد در اینجا جایی نخواهد داشت. با اینهمه این شماره را استثناء گرفتیم تا این بار سخنان بیشتری از هواداران روزه بشنویم.

از دفتری بنام «فواید طبی و معنوی روزه» که نشر اینترنتی گردیده بخش سودهای پزشکی و بهداشتی آن را در زیر می‌آوریم. تأکیدها همه از ماست.

می‌نویسد :

روزه فوائد جسمی و روحی فراوان دارد ، شفابخش جسم و توان‌بخش جان است ، پاک‌کننده‌ی آدمی از رذایل حیوانی است ، در ساختن فرد صالح و اجتماع بسامان بسیار مؤثر بوده و در تذهیب [تهذیب] و تزکیه‌ی نفس و رهاندن انسان از روزمرگی و واماندگی در نیازهای تن تأثیر بسزایی دارد.

[تا اینجا دلیلی دیده نمی‌شود]

روزه یکی از احکام انسان‌ساز اسلام است ، که آگاهی از همه‌ی فواید و پی بردن به فلسفه‌ی کامل آن همچون سایر احکام الهی برای انسان عادی ممکن نیست ، دانش محدود بشر نمی‌تواند راهگشای همه‌ی اسرار نهفته باشد و اندیشه را به پاسخ همه‌ی مجهولات رهنمون شود ، شاید روزی دانش انسان به حدی از کمال برسد که دریچه‌ی تازه‌ای بر روی بشر بگشاید و حکمتها و دستورات اسلام را بازشناسد.

[پاراگراف دوم : چون روزه مانند دیگر «احکام الهی» است و پی بردن به فلسفه‌ی کامل آن برای انسان عادی ممکن نیست ، دانستن فلسفه‌ی آن موکول است به آینده که «شاید» روزی برسد و ما بدانیم ـ پس اکنون نمی‌دانیم]

بنابراین ندانستن فلسفه‌ی احکام الهی نباید ما را از انجام آن بازدارد و موجب نافرمانی و عصیان شود ، چرا که این اطاعت کورکورانه نیست ، بلکه بر علم و یقین تکیه دارد زیرا مسلمانان میدانند که خدای جهان بر همه‌چیز دانا و از همه‌چیز آگاه است و نقص و نیازی در ذات متعال او نیست که از اعمال سودی بخواهد یا از زیانی بهراسد ، خدای مهربان خیر ماست و برای بندگان خود جز خیر و سعادت نمی‌خواهد ، پس اگر به چیزی فرمان می‌دهد خیر و سعادت ما در آن است و کمال و تعالی ما بدان بستگی دارد و هر چیزی را نهی می‌فرماید برای ما زیان‌بخش است و بر مصالح مادّی و معنوی ما لطمه میزند.

[اگر چنانست دیگر چه نیاز به توضیحات بیشتر و تعلیل علمی و پزشکی است ، مثلاً آنچه پس از این نوشته شده و خواهد آمد؟!]

فواید طبی و بهداشتی روزه که از سودمندیهای کوچک این فریضه‌ی انسان‌ساز است بحدی است که شاید نیاز به توضیح و تکرار نداشته باشد و بیشتر مردم کم و بیش از آن آگاهند. ما به اختصار به گوشه‌ای از این فواید انسان‌ساز اشاره می‌کنیم : معده و دستگاه گوارش از اندام پرکار بدن آدمی است ، با سه وعده غذا که معمول مردم است ؛ تقریباً در همه‌ی ساعات دستگاه گوارش به هضم و تحلیل و جذب و دفع مشغول است. روزه باعث می‌شود از یکسو این اعضا استراحت کنند و از فرسودگی مصون بمانند [کاش روزی هم برای قلب که دمی نیاسوده پیاپی می‌تپد بتوان یک استراحتی پیدا کرد!] و نیروی تازه‌ای بگیرند و از سوی دیگر ذخایر چربی که زیانهای مهلکی دارند تحلیل رفته و کاسته شوند.

👇

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

امروز یک نقص بزرگی در زندگانی ایرانیان [1] همینست. نیکی کشور را می‌خواهند ولی از راهش درنمی‌آیند. کسانی این نقص را درنمی‌یابند ولی باید گفت بسیار بزرگست و زیانهای سختی را با خود دارد. ... اساس چاره آنست که با اختلاف عقیده نبرد کنیم و آن را از میان برداریم. ولی چون باین زودی و آسانی نتواند بود چاره جز آن نیست که غیرتمندان و باخردان چه در تهران و چه در دیگر جاها به یک جمعیتی درآیند و ... باین گرفتاریها و دردها درمان کنند ... اگر می‌خواهید بآیین مشروطه زندگانی کنید و از سودهای آن بهره‌مند گردید راهش اینست و باید شما نیز این راه را پیش گیرید ـ وگرنه در کنار ایستادن و از دور یک پیشنهادی کردن یا یک ایرادی گرفتن ، یک چیز «من درآورده‌ی» شماست و نتیجه‌ی آن همین تواند بود که می‌بینید : هر روز صد پیشنهاد و یادآوریست که در روزنامه‌ها بچاپ می‌رسد و بهیچ یکی کوچکترین اثری داده نمی‌شود. همیشه مردم از دولت ناله می‌کنند و دولت از مردم شاکی می‌باشد». (پرچم روزانه 5 و 7/12/1320)



🔹 پانوشتها :

1ـ اصل : ایران.

——————————

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.

🌸

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

📖 کتاب «سرمایه‌ی اجتماعی ایرانیان» (شایندگی از چیست؟)

🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام

🔸 بخش ششم : آسیبی که اختلاف عقیده به ایرانیان می‌زند

🔸 22ـ از گله کردن و نالیدن چه برمی‌آید؟


یکی از گرفتاریها در میان ایرانیان اینست که در هر موضوعی تنها کاری که بلدند گله کردن و نالیدن است و به چیزی که نمی‌اندیشند کوششی است که نتیجه‌ای از آن بدست آید. بیشتر گمان دارند باید با پیشنهاد و اظهار نظرهاشان ، دولت را راهنمایی کنند و با این وظیفه‌ی اجتماعی و شهروندی است که کارهای کشور سامان می‌گیرد.

کسروی در گفتارهای پرچمِ روزانه به گشادی به این موضوعها می‌پردازد تا راه درست کوشش شناخته و باز شود.

«ایرانیها شیوه‌ی خود قرار داده‌اند که چون آسوده‌اند بیباک و بی‌پروا روز گذرانند و گمان کمی و آلودگی بخود نبرند و اگر کسی کمیهای آنان را یادآوری کرد بی‌پروایی نمایند ، بلکه بآزارش کوشند ، با صد درماندگی دم از «غرور ملی» زنند و خود را یکی از توده‌های بنام جهان شمارند ، و همینکه روز گرفتاری رسید بناله و فریاد پردازند و به زاری و فغان کوشند. این یک شیوه‌ایست که از سالها گرفته‌اند و در این راه بسیار ورزیده گردیده‌اند که ما می‌بینیم همینکه یک گرفتاری پیش می‌آید بی‌هیچ درنگی آواز بناله و فریاد بلند می‌کنند ، و چون آن می‌گذرد چنان به بی‌پروایی می‌گرایند که تو گویی هیچی رخ نداده و آن کسانی که دیروز می‌نالیدند اینها نبوده‌اند». (پرچم روزانه 27/8/1321)


«ایرانیان باید بدانند که خدا در این جهان مردمان را در کارهای خودشان مختار گردانیده و اینست هر مردمی اگر معنی زندگانی را دانست و دست بهم داد و بکار پرداخت با سرفرازی می‌زید ، و اگر پی هوسها و نادانیها را گرفت و براههای بیخردانه گرایید ناگزیر دچار سختیها می‌شود و گزندها می‌بیند و خدا نیز رحمی بآنان نخواهد کرد. اینکه ملایان و روضه‌خوانان می‌گویند : کارها دست خداست ، بیایید بخدا التماس کنیم ، یک سخن بیخردانه‌ایست. خدا اختیار را بشما سپرده و از التماس هم کمترین نتیجه نخواهد بود. اینها را بفهمید تا تکلیف خود را بدانید». (پرچم روزانه 29/8/1321)


«انبوهی از ایرانیان این را عادت خود قرار داده که از حال و پیشامد گله کنند و بنالند ولی هیچگاه در اندیشه‌ی کوشش و چاره نباشند. این نتیجه‌ی درسیست که در سی سال گذشته از روزنامه‌ها آموخته‌اند. می‌آیند می‌نشینند و سر گفتگو را باز می‌کنند ، و دردها و گرفتاریها را بتقریر می‌آورند. ولی همینکه گفته می‌شود که باید دست بهم داد و چاره‌ای کرد در آنجاست که صد سستی از خود نشان می‌دهند. در آنجاست که آدم می‌بیند این بدبختها گله و ناله را می‌خواهند و بهیچ‌گونه کوششی تن درنخواهند داد. ... حقیقت آنست که عقیده بقضا و قدر و دلبستگی بجبریگری عزم و اراده‌ی اینها را کشته است. بدبختها تا خطر را در نزدیکی خود نبینند بتکان نخواهند آمد و در چنان هنگامی نیز چاره دشوار خواهد گردید.

باید آشکاره بگویم : چنین مردمی شایسته‌ی زندگی نمی‌باشند. ...

بدانید ای ایرانیان : شما سر کلافه را گم کرده‌اید. بدانید شما سررشته را از دست داده‌اید بدانید شما از آیین طبیعت مستثنا نخواهید بود. بدانید اگر تکانی بخود ندهید و خردمندانه بچاره نکوشید مقهور حوادث گردیده آسمان بر شما نخواهد گریست». (پرچم روزانه 10/5/1321)



——————————

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.

🌸

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

🔶 «گواهی پاکدلانه»

🖌 بوستانی

🔸 نادانی مردم بیش از آنست که پنداشته می‌شد

در این مدت که من در اینجا هستم چند نفر را با راستیها آشنا نموده‌ام. این مردان با وجودی که همه باسواد و کارهای خوبی هم عهده‌دار هستند مثلاً یکی بخشدار و دیگری فرمانده‌ی گروهان و دیگری فرمانده‌ی پادگان و مانند اینها می¬باشند نه تنها نام راستیها را نشنیده بودند نام آقای کسروی را هم نمیدانستند. نمیدانم چه انگیزه دارد که این دانشمند بزرگ مدت ده سال است که به این کار برخاسته و در این مدت پرده از روی راستیها برداشته و با تمام نادانیها نبرد میکند هنوز بسیاری این دانشمند را نمی‌شناسند.

می‌گویند موقعی که داروین نتیجه‌ی افکار خود را منتشر نمود (با اینکه در چند جا لغزش داشت) در یک روز تمام نوشته‌های او به فروش رسید و در مدت کمی تمام انگلستان یا تمام اروپا آن دانشمند را بشناختند. با اینکه این دانشمند شرقی لغزشهای آن دانشمند غربی را با دلیل روشن نموده (1) و راه زندگانی را به روی جهانیان بازنموده چه انگیزه دارد که بسیاری از مردان این کشور او را نشناخته‌اند؟.

تفاوت این مردم با آن مردم چیست؟!.

برخی از اشخاص باسواد این کشور هم که نام آقای کسروی را شنیده‌اند بدون اینکه نوشته‌های آن دانشمند را بخوانند و بدانند که چه میگوید ، تا با ما روبرو می‌شوند از بدزبانی بازنمی‌ایستند. بیش از این درماندگی نباشد. بیش از این گمراهی نیست.

بُستان مدیر گمرک ـ بوستانی

پرچم : این نوشته تکه‌ایست از نامه‌ای که آقای بوستانی مدیر گمرک بستان به آقای برهانی (در بوشهر) نوشته است. باید گفت : توده‌ی ایرانی با حال امروزی با توده‌های اروپایی درخور سنجش نیست. این بدیها که ما از ایرانیها می‌بینیم تنها یک معنی میدارد ، و آن اینکه آلودگی این توده بیش از آنست که پنداشته می‌شد ، و ما نیز باید کوشش را بیشتر گردانیم.

آری توده‌ی بدبخت ایران بسیار آلوده است ولی خدا را سپاس که راه چاره بسته نشده ، خدا را سپاس که درمیان همان توده یافته می‌شوند کسانی که در راه رهایی مردم پاکدلانه بکوشند و بدینسان از دور و نزدیک دست به هم دهند. اگر آلودگی ایرانیها بسیار است نیروی این کوششهای پاکدلانه ، و این همدستیهای آزادمردانه نیز بسیار می‌باشد.

(پرچم نیمه‌ماهه شماره‌ی هشتم)

🔹 پانوشت :

1ـ اشاره‌ی نویسنده به جستار «جان و روان» است که کسروی به آن پرداخته و در آن میان لغزش دانشمند بزرگ داروین را بازنموده. دلبستگان به این جستار میتوانند کتاب «در پیرامون روان» را بخوانند.

———————————-

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.


🍃
🌸🍃
🍃🌸🍃

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

📖 کتاب «سرمایه‌ی اجتماعی ایرانیان» (شایندگی از چیست؟)

🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام

🔸 بخش ششم : آسیبی که اختلاف عقیده به ایرانیان می‌زند

🔸 20ـ باید جلوگیرها را از میان برداریم


میهن‌پرستی در ایران جلوگیرهای (موانع) چندی دارد. یکی از آنها چیزیست که «ادبیات» (1) نام گرفته. میهن‌پرستی یک علاقه‌ی خشک و سخنان خوشنما بر زبان راندن نیست. یکی از پایه‌های میهن‌پرستی کوشش در راه میهنست. در بالا سخنان و شعرهایی در «جبریگری» و نکوهشِ کوشیدن دیدیم. هزارها از این گونه سخنان در کتابهای گذشتگان خوابیده. همانها از بزرگترین جلوگیرهای میهن‌پرستی بلکه اساساً هر گونه کوشش است. گذشته از «ادبیات» ، میهن‌پرستی جلوگیرهای دیگری نیز دارد. کسروی به جلوگیرهای میهن‌پرستی توجه ویژه داشته.

«کسانی می‌گویند : بهتر است مردم را به «میهن‌پرستی» خوانیم و با این نام بتکان آوریم.

می‌گویم : «میهن‌پرستی» پس از آنست که مردم معنی درست میهن را بدانند و بآن دلبستگی دارند و دل از اندیشه‌های ناسازگار پاک گردانند. از یک نام این کارها چگونه انجام گیرد؟!

با این سستیِ سَهِشها[=احساسات] ، پراکندگی اندیشه‌ها ، آلودگیها و هوسمندیها ، آنچه نتیجه ندارد گفتگو از «میهن‌پرستی» است.

«میهن‌پرستی» اگر چهار دیوار داشته یکم را کیشها ، دوم را ادبیات ، سوم را مادیگری ، چهارم شکستها و نافیروزیهای سی و اند ساله برانداخته.

شما اگر کاری می‌خواهید باید باینها چاره اندیشید. باید این جلوگیرها را از میان بردارید». (705297) (آبان 1320)


«کسانی می‌آیند و با من گفتگو کرده چنین می‌گویند : «من معنی میهن‌پرستی را نفهمیدم. این کوه و زمین و دره چه پرستش دارد؟!..». دیگران بسخن رنگ فلسفه داده و چنین می‌گویند : «همه‌ی مردمان یکی هستند. برای چه من با فلان کرمانی هم‌میهن باشم و با فلان بغدادی نباشم؟!..». برخی هم از راه مذهب پیش آمده چنین ایراد می‌گیرند : «میهن‌پرستی بت‌پرستیست. ما باید خدا را بپرستیم نه میهن را».

اینها نمونه‌ی دیگری از ندانستن حقایق زندگانیست. اینها «میهن‌پرستی» می‌شنوند و معنای آن را نمی‌دانند. باید گفت : میهن تنها این کوهها و دره‌ها و این سرزمین نیست. میهن به یک معنی مهمتر دیگری می‌باشد.

ما چون می‌گوییم میهن‌پرستی ، مقصودمان بیش از همه آن پیمان همدستی است که یک توده باید داشته باشند. بیست‌ملیون مردم که در یکجا زیست می‌کنند و یک توده‌ای تشکیل داده‌اند اینها در حقیقت پیمان باهم بسته‌اند که در پیشرفت دادن بکارهای زندگانی و ایستادگی در برابر سختیها همدست باشند و در سود و زیان و اندوه و خوشی باهم شرکت کنند. مثلاً اگر راهزنانی در کرمان پیدا شدند از آذربایجان و خوزستان و گیلان و دیگر جاها سپاه برای دفع آنها بفرستند و نگویند بما چه ربطی دارد؟!.. همچنین اگر دشمنی از سوی گیلان رو نمود از همه جا بجنگ آنان شتابند و نگویند ما چه کار داریم؟!.. اگر در گوشه‌ای از کشور خشکسالی رخ داد و مردم دچار گرسنگی گردیدند ، یا در شهرهایی زمین‌لرزه افتاد و ویرانیها پدید آمد ، یا بآبادیهایی سیل آمد و آسیبها رسانید ـ در همه‌ی اینها از همه جا بدستگیری برخیزند و خود را در زیان و آسیب شریک شمارند و کناره‌گیری ننمایند.

یک چنین پیمانی در هر توده‌ای هست و اساس توده همین پیمان می‌باشد. ما از «میهن‌پرستی» پیش از همه این معنی را می‌خواهیم ، و شما می‌بینید که یک معنای بسیار مهم و گرانمایه‌ای می‌باشد ، و اینکه نام «میهن‌پرستی» می‌گزاریم برای آنست که این میهن ، یا این سرزمین خانه‌ی ماست ، و گهواره‌ی پرورش ماست ، سرچشمه‌ی زندگانی ماست ، چنانکه شرح دادیم اساسِ دارایی این سرزمین می‌باشد. اینست باید به نگهداری آن کوشیم ، باید نخستین مادّه در آن پیمان نگهداری این سرزمین باشد. زیرا اگر این سرزمین را از دست دهیم آواره و سرگردان خواهیم بود. به بردگی و زیردستی بیگانگان خواهیم افتاد. [2] زبون و خوار گردیده کم‌کم نابود خواهیم گردید. اینست آن را «میهن‌پرستی» می‌خوانیم. مقصود از پرستش در اینجا «خدمت» می‌باشد. «پرستیدن» در فارسی بمعنی خدمت کردنست. [3]

آنان که می‌گویند : «این کوه و زمین و دره چه پرستشی دارد؟!..» این معنی را نمی‌دانند. از آنان باید پرسید : مگر شما نمی‌خواهید در این جهان زندگی کنید؟!.. مگر نمی‌خواهید با کسانی همدست باشید؟!.. مگر نمی‌خواهید این آب و خاک را که سرچشمه‌ی زندگانی شماست نگه دارید؟!.. میهن‌پرستی یا میهن‌دوستی ، هر نام دیگری که بگزارید همینهاست. این وظیفه‌ی مردانگی هر کسیست که در این راه با دیگران همدستی کند و کوشش دریغ نگوید.

امروز زندگانی بسیار سخت گردیده و توده‌ها با یکدیگر بر سر خاک و زمین سختترین نبرد را می‌کنند. این جنگ و خونریزی که امروز در جهان می‌رود همه برای زمین است. شما نیز ناگزیرید بی‌پروایی ننمایید و بنگهداری سرزمین خود بکوشید. ناگزیرید در اندیشه‌ی آینده‌ی خود و فرزندانتان باشید.


👇

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

🔹 پانوشتها :

1ـ پروا = توجه ، اعتناء.

2ـ باید دانست خواست کسروی از میهن‌پرستی با آنچه در میان اروپاییان رواج داشته و هنوز دارد (ناسیونالیزم) یکی نیست. آنگونه میهن‌پرستی بسیار بیخردانه و همانست که جهان را به دو جنگ بزرگ ویرانگر و خانمانسوز کشانید. این معنی در کتاب «ورجاوندبنیاد» (ص 57) چنین بازنموده شده : ««میهن‌پرستی» که نامش بزبانها افتاده معنای راست آن جز پرستیدن بمیهن نیست. بدیگران برتری نمودن و بآنان دشمنی نشان دادن از میهن‌پرستی بسیار دور است».




🌸

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

پ16ـ مغز تابع اندیشه‌هاییست که در آن جا گیرد

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

پ14ـ اندیشه‌های ضد هم مغز را آشفته می‌گرداند

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

اگر شما این سه مقدمه را نیک اندیشید و باهم بسنجید رابطه‌ای را که درمیان اندیشه‌های ضد هم و پریشان با درماندگیهای ایران است بآسانی خواهید دریافت. این اندیشه‌ها مغزها را از کار انداخته و اراده‌ها را سست گردانیده ، اینست یک توده‌ی بزرگی را درمانده و بیچاره گردانیده. این چیزیست که خودتان بآسانی توانید دریافت. با این حال ما باز هم دلیلهایی یاد می‌کنیم :

امروز ... در همه‌ی کشورها مردمان بآینده‌ی خود توجه دارند و از هیچ کوششی بازنمی‌ایستند. در همه جای جهان صدا افتاده که باید بکوشیم و کشور خود را نگه داریم و آزادی خود را از دست ندهیم. اینها جمله‌هایی است که در کشورها تکرار می‌شود. در ایران هم این سخنان هر روز گفته می‌شود و با اینحال شما اگر دقت کنید تأثیری از آنها درمیان نیست و ایرانیان با صد بی‌پروایی روز می‌گذرانند. اگر این گفتنها در ایرانیان تأثیر داشت بایستی در گام نخست به همدستی و یگانگی[=اتحاد] کوشند ، (زیرا گام نخست همه‌ی کوششها آنست) ، و شما می‌بینید که آنچه در ایران نیست یگانگی و همدستیست ، بلکه می‌بینید که بجای همدستی به دسته‌بندیهای کودکانه می‌کوشند و هر چند تنی در یک جا نشسته یک حزبی پدید می‌آورند. دیگر چه دلیلی بالاتر از این که آن سخنان را در این مردم تأثیری نیست و هیچگاه تکانی در دلهاشان پدید نمی‌آورد.

آیا این از چیست؟.. چرا این مردم باین حال افتاده‌اند؟.. چرا اندیشه‌ی خود و فرزندان خود نمی‌کنند؟..
ما پاسخ این پرسشها را می‌دانیم. بیچاره ایرانیان به یک درد بسیار خطرناکی مبتلا گردیده‌اند. مثلاً در برابر همان سخنانی که درباره‌ی کشور و نگهداری آن گفته می‌شود و در مغزها چند رشته تعلیمات که همگی بضد آنهاست خوابیده و من برخی از آنها را فهرست‌وار در اینجا می‌شمارم :

1) جبریگری و اعتقاد به قضا و قدر که بدترین مخدرهاست. این عقیده در کتابها هست ، در شعرها هست ، در رُمانها هست ، و در سراسر مغزها خوابیده است :

بخت و دولت بکاردانی نیست جز بتقدیر آسمانی نیست
رضا بداده بده وز جبین گره بگشای که بر من و تو در اختیار نگشادند

2) عقیده به دفع بلا به وسیله‌ی نذر و طلسم و حِرز و دعا. هر زمان که یک خطری رو می‌آ‌ورد ، بسیاری از مردم بجای آنکه همدست باشند و بچاره‌ی آن کوشند هر یکی به یک وسیله‌ی نامشروع دیگری می‌پردازد. این نذر می‌کند اگر خودش و خاندانش سالم جَست یک گوسفندی بکشد. آن بسر دعانویس رفته یک دعای دفع بلا می‌گیرد. آن دیگری امید به دعا و توسل می‌بندد. چون این امیدها در دلها خوابیده اینست پروای خطر ندارند و درپی کوشش نمی‌باشند. [1]

3) خراباتیگری و باورهای رندانه دلها را پر گردانیده :

مِی خور که ندانی ز کجا آمده‌ای خوش باش ندانی بکجا خواهی رفت
چون کار نه بر مراد ما خواهد رفت اندیشه و جهد ما کجا خواهد رفت
روزی که گذشتست ازو یاد مکن فردا که نیامدست فریاد مکن
بر نامده و گذشته بنیاد مکن حالی خوش باش و عمر بر باد مکن

این گفته‌های زهرآلود که با تار و دنبک خوانده می‌شود ، تا ته دلها تأثیر کرده بدترین زیان را می‌رساند.

4) عقیده‌های باطل کیشی : «انسان باید در فکر آخرت باشد اینجهان پایدار نیست و به هر نحوی که باشد می‌گذرد» ، «اَلدُّنیا سِجْنُ الْمُؤْمِنِ وَ جَنَّةُ الْکافِرِ» [2] ...

5) تعلیمات صوفیگری : «انسان باید در فکر تهذیب نفس باشد و بکارهای دنیایی نپردازد» ، «جهاد اکبر مجادله با نفس است. باید کوشید نفس را کشت ، از آدمکشی چه نتیجه تواند بود؟!.».

6) بدآموزیهای مادیگری : «آدم باید زیرک باشد و پول دربیاورد و زندگانی را با خوشی بسر دهد. من بروم و کشته شوم که دیگران استراحت خواهند کرد؟!. از استراحت آنها بمن چه نتیجه خواهد بود؟!.». این نیز سخنیست که از اروپا رسیده و در این سی سال آخر در سراسر ایران انتشار یافته و دلها را پر گردانیده.

7) فریبکاریهای سوسیالیستی : «میهن‌پرستی یعنی چه؟! تمام دنیا یک میهنست و همه‌ی انسانها هم‌میهن می‌باشند». این هم از سخنانیست که در سالهای آخر بآنها افزوده شده و دستاویزی بدست یک دسته داده است.

ببینید : در برابر یک سخنی هفت رشته سخنان متناقض که همه بضد آن می‌باشد رواج دارد و گوشها و دلها را پر گردانیده است. آیا اینها تأثیری نبایست داشته باشد؟!.. آیا نبایستی مغزها را از کار اندازد و اراده‌ها را بکشد؟!.. شما چگونه می‌خواهید که آن سخنانی که ما درباره‌ی کشور و نگهداری آن می‌گوییم تأثیر کند ولی اینها که با زبانهای مؤثر گفته شده و از سالها درمیان توده رواج داشته تأثیر نکند؟!». (پرچم روزانه 12/2/1321)


درباره‌ی «موانع دمکراسی در ایران» ما دفتری به همین نام بیرون داده‌ایم و اینجا به آن موضوع نمی‌پردازیم.


👇

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

(اسپهان ـ ع ـ م ـ کاویان)
(پرچم نیمه‌ماهه شماره‌ی هشتم)

———————————-

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.


🍃
🌸🍃
🍃🌸🍃

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

🔹 پانوشت :

1ـ این یکی از راهنماییهای ارجدار کسروی است : «هر کاری که می‌کنید سود توده را بدیده گیرید».

——————————

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.

🌸

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

🔶 زیانهای روزه‌ی اسلامی

🖌 کانال

🔸سه از سه


تأثیرات بر روی تندرستی

در یک پژوهش در کشورهای عربی گفته شده ، بیماریهای وابسته به کلسترول و دیابت به علت پرخوری 27 در صد افزایش داشته.

چند پژوهش انجام گرفته در سالهای 1987 ، 1991 ، 1992 و 1999 گواه گرفتار شدن روزه‌داران به غلظت خون و کم‌آبی (از دست رفتن آب بدن) است. میانسالان و سالمندان به کم‌آبی بیشتر دچار می‌شوند. این پژوهشها به افزایش بیش از اندازه‌ی اسید اوریک برنخورده است. ولی در پژوهش دیگری که روی کارگران ترک در آلمان انجام گرفته به موارد نقرس نیز برخورده‌اند. در کارگرانی که کارهای گرمایی (کوره) و دیگر کارهای سخت می‌کنند نابسامانیهایی کم یا بیش در وضعیت تندرستیشان دیده شده مانند : تپش قلب ، سردردهای سخت ، سرگیجه ، دل‌آشوبی ، استفراغ و غش. پژوهشگران گفته‌اند : ما از کارفرمایان خواستیم که در رمضان از سپردن کارهای گرمایی و سخت به این کارگران بپرهیزند و از اینرو بناچار پژوهش خود را به کارهای میانه‌روانه محدود کردیم. با اینهمه نشانه‌های کم‌آبی در 32 کارگری که زیر دیده‌بانی ما بودند دیده می‌شد. برخی از ایشان از ناتندرستی که دچار می‌شدند (مانند نقرس حاد که از افزایش اسید اوریک برمی‌خیزد ، یا گردش خون ناکافی) ناچار از شکستن روزه بودند. از اینرو از دست رفتن آب بدن در کارگران کوره را باید بسیار جدی گرفت. [پزشکان ایرانی که در تلویزیون درباره‌ی سودهای روزه سخن میرانند یکی هم از کاهش اسید اوریک خون می‌گویند.]

میگرن

در ماه رمضان (حمله‌های) میگرنی سه برابر بیشتر دیده شده.

نابسامانیهای خواب و خواب‌آلودگی هنگام روز

پژوهشهای دانشی می‌تواند ما را به این نتیجه برساند که روزه سامان خواب را سخت بهم می‌زند. اینست نشانه‌های جنبی آن همچون کاهش انگیزه (کار) و سستی ، افسوسمندانه به کاهش بهره‌وری در جامعه می‌انجامد.

زنان شیرده و بارداری

پژوهشی در زمینه‌ی زنان شیرده ، خودداری از روزه را برای ایشان «احتیاط‌آمیز» می‌شمارد. یک پژوهش تازه در کشور آمریکا نشان می‌دهد که احتمال زادن نوزادان کوچکتر که ممکنست بهنگام بلوغ دچار ناتوانیهای یادگیری گردند برای زنان بارداری که روزه می‌گیرند هست.

کاهش اهدای خون

سازمان انتقال خون ایران در سال 1385 اعلام کرد که اهدای خون در رمضان 35% کاهش داشته است.

تأثیرات اقتصادی

بهره‌وری در ماه رمضان ناگزیر کاهش می‌یابد. در یک بررسی که در «مؤسسه‌ی دانشهای اجتماعی قاهره» در پیرامون کشورهای عربی انجام گرفته ، این نتیجه‌ی شگفت‌آور بدست آمده که بهره‌وری کسب و پیشه در ماه رمضان 78% کاهش داشته است.

پژوهشگران می‌گویند : بهره‌وری کمابیش در همه‌ی کسبها و پیشه‌های مراکش کاهش می‌یابد ، گرچه مصرف افزایش چشمگیری دارد.

در بحرین ساعت کار در ماه رمضان به 6 ساعت در روز (بجای 8 ساعت همیشگی) کاهش می‌یابد.

فرسودگی و ناتوانی جسمی

در یک پژوهش که در 5 استان ترکیه انجام گرفت ، خوراک مصرفی و تلاش جسمی سه روز پیاپی 750 تن (320 مرد و 430 زن) بالغ که روزه گرفته بودند همراه با ویژگیهای فردی ایشان در پرسشنامه‌هایی ثبت شد.

با اینکه سحری ایشان همان خوراکیهای صبحانه و افطاری ایشان از خوراکهای گوناگون بسیاری آماده شده بود ، دیده شد که انرژی جذبی روزانه‌ی ایشان ، چه زنان و چه مردان ، کمتر است از انرژی مصرفی.

افزایش تصادفات در ماه رمضان در کشور امارات گزارش شده است.

نتیجه‌گیری

معمولاً روزه برای بهداشت آدمیان سفارش نمی‌شود. بجای آن خوردن وعده‌های سالم ، در اندازه‌ی کم و پخش شده در طول روز برای متابولیسم بسیار سازگارتر است. بر پایه‌ی پژوهشهای دانشی انجام گرفته ، هر گونه ادعایی که بگوید روزه‌داری طولانی و متناوب [همچون روزه‌ی اسلامی] به تندرستی کسان کمک می‌کند گمراه کننده است.

اگر روزه‌داری سودمند است ، چرا مسلمانان همه‌ی سال بآن نمی‌پردازند؟

تا اینجا کوتاه‌شده‌ی گفتار «تأثیرات زیانمند روزه‌ی اسلامی» بود که آوردیم. اکنون سخن کوتاهی نیز خود بآن می‌افزاییم.

تجربیات خود ما

آنچه از تجربیات خود در تأیید گفتار بالا می‌توانیم بیفزاییم اینهاست : یکی خشم و تندی روزه‌داران که همه یک یا چند خاطره‌ی تلخ از آن بیاد دارند. دیگری کاهش بهره‌وری فردی و اقتصادی است که نیاز به گفتگو ندارد. سوم ، برخلاف آنکه گفته می‌شود در این ماه مسلمانان پرهیز از خوراک دارند ، مصرف خوراکیها بیشتر است و معمولاً قیمتها نیز بهمین علت بالاتر می‌رود. همچنین ما از پزشکانی شنیده‌ایم که در ماه رمضان و پس از آن ، بیمارانشان (بیشتر گوارشی‌ها) بیشتر می‌شود. ما خواستاریم پزشکان در این زمینه بیکار ننشینند و تجربیات خود را بگوش مردم برسانند.


———————————-

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.


🍃
🌸🍃
🍃🌸🍃

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

📖 کتاب «سرمایه‌ی اجتماعی ایرانیان» (شایندگی از چیست؟)

🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام

🔸 بخش پنجم : چاره‌ی تفرقه و دسته‌بندیها‌ چیست؟!.

🔸 16ـ دمکراسی چیست؟


«در مشروطه (یا حکومت دمکراسی) شاه یا وزیر در حساب نیست. رشته در دست خود توده است. سیاست هم باید از توده باشد». (در راه سیاست ـ چاپ دوم ، ص13 ، اسفند 1324)


«یک مردمی هنگامی که بپادشاه خودکامه‌ی خود می‌شورند و ازو مشروطه می‌خواهند معنای این جنبش و شورش آنست که آن مردم بیدار شده‌اند و معنی درست سررشته‌داری (حکومت) را فهمیده‌اند و اینست از یکسو بآن پادشاه می‌گویند : «تو برو ما خودمان این کشور را راه خواهیم برد ، خودمان آن را نگاه خواهیم داشت» و از یکسو با یکدیگر پیمانی می‌بندند که دست بهم دهند و بنگهداری کشور و بآبادی آن کوشند و گذشته از کوششی که هر یکی در راه تهیه‌ی زندگانی برای خاندان خود می‌کند ، یک کوشش نیز در راه کشور بگردن گیرند و همه‌ی کارهای سررشته‌داری را از تهیه‌ی سپاه و برپا کردن ادارات و گزاردن قانون و مانند اینها ، خودشان انجام دهند». (پرچم روزانه 27/8/1321)


«مشروطه تنها بودن قانونها و مجلس شورا نیست. مشروطه به یک معنی عالیتر دیگریست. مشروطه معنایش آنست که یک توده می‌خواهد خودش کارهای خود را اداره کند. می‌خواهد کسی باو فرمان نراند.

برای آنکه سخن روشن باشد باید دانست ما در زندگانی دو رشته کارها داریم : یکی کارهای خصوصی ، دیگری کارهای عمومی. مثلاً ما باید خانه داشته باشیم ، خواربار تهیه کنیم ، رخت خریم ، کفش خریم ، اگر ناخوش شدیم بنزد پزشک رویم. اینها کارهاییست که هر خانواده‌ای خودش برای خودش انجام می‌دهد. ولی بدیهیست که زندگانی تنها با اینها نمی‌چرخد. به یک رشته کارهای دیگری هم نیاز هست. ما در این شهر که هستیم باید آن را پاکیزه داریم ، باید دزدان را مانع شویم ، از شیوع بیماریها جلو گیریم ، عدلیه‌ای باشد که اگر دو کس دعوا داشتند بآنجا رجوع کنند ، راهها امنیت می‌خواهد تا کاروانها بیایند و بروند ، باید با کشورهای همسایه رابطه داشته باشیم و پیمانها بندیم. باین رشته کارها نیز نیاز هست و اینهاست که ما کارهای عمومی یا کارهای کشوری می‌نامیم.

در زمانهای گذشته این کارها به یک تن سپرده می‌شد و او پادشاه بود که با میل و اراده‌ی خود کشور را اداره می‌کرد ، بمردم نیز فرمان می‌راند. مردم او را «سایه‌ی خدا» می‌شناختند و فرمان می‌بردند و تکلیفی هم نداشتند. باین معنی مردم در آن روز نه اراده و اختیاری در کارهای کشور داشتند و نه مسئول بودند. مسئول تنها پادشاه بود.

این ترتیب هزارها سال در جریان بوده تا خردمندانی برخاسته و چنین گفته‌اند : چرا یک تن بدیگران فرمان راند؟!.. چرا مردم خودشان کارهای کشور را اداره نکنند؟!.. اینها را گفته با دلیل ثابت کرده‌اند که یک پادشاه هر قدر هوشیار و خردمند باشد نخواهد توانست مصالح کشور را چنانکه شایسته است تشخیص دهد ، نخواهد توانست کارها را از راهش بانجام رساند.

در نتیجه‌ی این ، مشروطه پیدا شده. باین معنی ، این حرفها در مردم تأثیر کرده که در همه جا بشورش برخاسته و دستگاه استبدادی پادشاهان را برانداخته خودشان رشته‌ی کارهای کشور را بدست گرفته‌اند.

پس در مشروطه افراد خودشان کارهای کشور را اداره می‌کنند. هر فردی از ایشان مسئولیتی بگردن دارد ، هر فردی باید بکشور و کارهای آن علاقه‌مند باشد و هر زمان که نیاز افتاد از فداکاری با جان و مال بازنایستد. این وظیفه‌ی اوست ، این باو واجب است.

ولی در ایران کم کسی مشروطه را باین معنی فهمیده. کم کسی خود را در برابر کشور و توده مسئول می‌داند. اگر حقیقت را بخواهیم کسانی که در ایران پیشگام شدند و مشروطه را روان گردانیدند ، آنها نیز مشروطه را باین معنی نمی‌دانستند. اینست نخواسته‌اند بمردم نیز بفهمانند. به هرحال در ایران امروز یکی از کارهای بسیار مهم اینست که کتابچه‌ها نوشته شود و سخنرانیها در رادیو بعمل آید و بمردم معنی مشروطه فهمانیده شود. مشروطه والاترین شکل حکومت است. امروز بیشتری از توده‌های پیشرفته و بزرگ جهان ـ از کشورهای متحده‌ی آمریکا و انگلستان و فرانسه و دیگران ـ با مشروطه اداره می‌شوند. اینها باید بمردم فهمانیده شود.

فهمیدن مردم معنی مشروطه را و علاقه‌مندی آنها بکشور و کارهای کشوری تأثیر محسوس خواهد داشت و بسیاری از دشواریهای امروزی را آسان خواهد گردانید.

گاهی کسانی می‌گویند : «این توده شایسته‌ی مشروطه نیست». می‌گویم : باید کوشید و آنها را شایسته گردانید ، نه اینکه از مشروطه چشم پوشید». (امروز چاره چیست؟ ص 39 ، 1324)


کوشش به جا باز کردن معنی دمکراسی در اندیشه‌ها به تنهایی تأثیر چندانی ندارد. او به این نکته توجه ویژه دارد که دمکراسی در ایران موانعی دارد و تا آنها برطرف نشود ، دمکراسی دست‌یافتنی نخواهد بود.


——————————

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

«درد بزرگ ایرانیان ندانستن حقایق زندگانیست. چون حقایق را نمی‌دانند از هم پراکنده‌اند ، در کارها سستند ، بکشور خود علاقه کم دارند ، در برابر حوادث تنها بگله و ناله بس می‌کنند و در کوشش به تقلیدهای صوری که از اروپاییان می‌نمایند امید می‌بندند ، هر کسی خود را راهنما می‌شمارد ، هر کسی پیشنهادها می‌کند. اینها همه نفهمیدن معنی زندگانیست.

نمی‌گویم : دردهای دیگری نیست ، دردهای دیگر فراوان است. ولی پایه‌ی جملگی ، این ناآشنایی بحقایق است». (پرچم روزانه 29/12/1320)


«چون راهی درمیان نبوده و حقایق زندگانی دانسته نگردیده ، هر کس چیزهای دیگری اندیشیده ، و چیزهای دیگری از اینجا و آنجا یاد گرفته. این خود علت بزرگ بدبختیست. مردمی که ‌اندیشه‌هاشان پریشان و پراکنده است در هیچ کاری همدست نتوانند گردید. چنین مردمی پراکنده‌اند اگرچه در یکجا باشند.

برای چاره‌ی این درد ما به نشر حقایق زندگانی پرداخته‌ایم. چاره‌ی پراکندگی جز با نشر حقایق نیست. اینکه مشروطه[=دمکراسی] (یا سررشته‌داریِ توده) را معنی می‌کنیم و مزایای آن را شرح می‌دهیم ، اینکه «میهن» و «میهن‌پرستی» را تفسیر می‌کنیم ، اینکه حقیقت «دارایی» را روشن می‌گردانیم ، اینکه از «کارها و پیشه‌ها» بگفتگو می‌پردازیم ـ همه‌ی اینها بنام نشر حقایق و برای چاره‌ی اندیشه‌های پراکنده است». (پرچم روزانه 19/1/1321)


سخنان کسروی در زمینه‌ی مشروطه یا دمکراسی بسیارست. (3) ما برای اختصار در اینجا جز به چند مورد نمی‌پردازیم. خوانندگان توانند به مجموعه گفتارهای او در این زمینه که بنام «معنی دمکراسی» از گفتارهای روزنامه‌ی پرچم فراهم شده مراجعه کنند. کسروی به این نکته اشاره دارد که جنبش مشروطه به علتهای چندی به نتیجه نرسید. چون او می‌کوشد جلوگیرهای دمکراسی در ایران را از میان بردارد ، اینست از کوششهای خود و یارانش بعنوان دنباله‌ی جنبش مشروطه یاد می‌کند.

همه‌ی این کوششها گذشته از بازنمودن حقایق ، کوششی نیز برای نزدیکی اندیشه‌ها و کاستن از پراکنده‌اندیشی و در نتیجه کاستن از پراکندگی و فراهم آوردن زمینه برای «اتحاد» ـ آن پایه‌ی مهم سرمایه‌ی اجتماعی ـ است.

🔹 پانوشتها :

1ـ کسروی از این حقایق در نوشته‌های فراوانی سخن رانده. آنهایی را که در روزنامه‌ی پرچم نوشته ، ما در دفتری جداگانه بنام «حقایق زندگی» گرد آورده‌ایم.

2ـ آیا پیشامدهای سال 57 بیش از همه از این برنخاست که مردم راه حکومت خود را نمی‌شناختند؟!. آیا همین امروز یک علت بزرگ پراکندگی (دسته‌بندی و تفرقه) میان مردم همین شناخته نبودن راه (یا نوع) حکومت نیست؟!

3ـ باید توجه داشت که در چند دهه‌ی اخیر سیاستهایی بسودشان بوده چنین وانمایند که مشروطه حکومتیست که باید پادشاه در آن باشد. در سالهایی که کسروی روزنامه‌ی پرچم را بیرون می‌داد و دهها سال پس از آن در ایران مشروطه را جز به معنی عام دمکراسی نمی‌شناختند. این نیز دانستنی است که کسروی هنگامی از دمکراسی بعنوان «بهترین شکل حکومت و آخرین نتیجه‌ی اندیشه‌های نژاد آدمی» دفاع می‌کرد که دولتهای بزرگی همچون ژاپن ، آلمان ، شوروی و ایتالیا دمکراسی را در عمل کنار نهاده و کشورهاشان را به روش نظامیگری یا گونه‌ای از دیکتاتوری اداره می‌کردند. از قضا چون پیشرفتهایی هم از آنها دیده می‌شد اینبود دمکراسی از محبوبیتش کاسته شده و بیشتر درسخواندگان آن را کهنه شده پنداشته از آن روگردان بودند.


——————————

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.

🌸

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

در روایات بسیاری پیشوایان گرامی اسلام فرموده‌اند : «معده‌ی آدمی خانه‌ی بیماریهای اوست و پرهیز از غذا درمان آن است». [چون پیشوایان فرموده‌اند جای چون و چرا بازنمی‌ماند!]

بدیهی است آنگاه فواید بهداشتی روزه بهتر بدست می‌آید که روزه‌دار امساک روز را با زیاده‌روی در شب تلافی نکند ، که پرخوری خود موجب زیانهای چشمگیری برای دستگاه گوارش است. با پیشرفت دانش پزشکی ، برخی از پزشکان و متخصصان دریافته‌اند که امساک از خوردن و آشامیدن ، عالی‌ترین روش درمانی است ، یکی از پزشکان می‌گوید : «طرح درمان به وسیله‌ی روزه‌ی بسیار چنان معجزه‌آساست که بکار بستن آن مسیر ، طرحها و برنامه‌های طب عملی و جراحی را تغییر خواهد داد ، زیرا روزه راه تازه‌ای به روی دانش پزشکی می‌گشاید ؛ و سلاح مؤثری برای مبارزه با بیماریها به این دانش می‌بخشد ، سلاحی که میتوان آن را از راههای گوناگون مورد استفاده قرار داد تا انسان را در مبارزه با علت بیماریها برای بهبود بیماران به نتیجه‌ی مطلوب و آشکار رسانند.»

با روزه و امساک میتوان بیماریها را بهبود بخشید و معالجه کرد. البته در صورتی که با اعتدال و زیاده‌روی مقرون باشد و در هنگام سحر و افطار در خوردن و آشامیدن افراط نشود. بررسی فواید بهداشتی و طبی روزه در این مختصر نمی‌گنجد ، آنان که به توضیح بیشتر علاقمندند می‌توانند به کتابهایی که در این زمینه تألیف شده است مراجعه نمایند. باید توجه داشت ، برخلاف تصور کوتاه‌اندیشان ، روزه هیچ گونه ضرری برای افراد سالم مکلف ندارد و اگر کسی بیمار باشد و نتواند روزه بگیرد و با این کار بیمارتر شود و یا روزه باعث گردد که بیماریش ادامه یابد کار حرامی مرتکب شده و روزه‌اش نزد خدا پذیرفته نیست ، بیماری که روزه برای او ضرر دارد نباید روزه بگیرد و فقط لازم است در روزهای دیگر قضای آن را بجا آورد و جبران کند.

افراد سالم باید بدانند که روزه نه تنها زیانی برایشان ندارد بلکه چنانکه گفتیم ، موجب تندرستی و صحت مزاج است و بگفته‌ی برخی شکم‌پرستان که خود روزه نمی‌گیرند و دیگران را نیز از روزه بازمی‌دارند و تلقین می‌کنند که روزه موجب زخم معده می‌شود ، نباید اعتنا کرد ، این گونه دروغها تنها بهانه‌ی افراد سست‌عنصری است که اسیر شکم خویشند و از عزم و اراده‌ی انسانی در آنان خبری نیست. «روزه باعث استراحت معده است و در حال روزه اسید معده بجای غذا به وسیله‌ی صفرا خنثا می‌شود و زخم ایجاد نمی‌گردد»


———————————-

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.


🍃
🌸🍃
🍃🌸🍃

Читать полностью…

پاکدینی ـ احمد کسروی

توده‌ی متحد ، توده‌ای که یک آرمان دارد ، دارای نیرویی است که توده‌ی پراکنده هم داراست. چیزی که هست ، چون آرمانهاشان یکی نیست ، آن نیروها همسو نبوده همدیگر را خنثا می‌کنند و در نتیجه کاری از آنها برنمی‌آید.

جای گفتگو نیست که ایرانیان به «پراکندگی» ، آن بیماری خانمان برانداز ، دچارند. همینکه در این توده یک آرمان نیست و هر دسته‌ای آرزو و آرمان جدایی دنبال می‌کند خود نشانگر آنست که در میان توده اتحادی نیست و با این حال نمی‌تواند باشد. اتحاد هم که نباشد نیروهای مردم بضد هم کار می‌کند و در نتیجه نمی‌توانند کاری را به انجام رسانند. اما پراکندگیْ خود از اندیشه‌های پراکنده و گمراه برمی‌خیزد. در این باره شرح بیشتر خواهد آمد.


——————————

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.

🌸

Читать полностью…
Subscribe to a channel