امروز یه شروع تازست پروانه شو بگذار روزگار هرچقدر میخواهدپیله کند🍒
.
مائیم و نیاز و عجز و زاری
دلبر همه کبر و عشوه و ناز
#اسیری_لاهیجی
@payunn
.
ای لعل توام به حکم ایمان داده
کفرم به سر زلف پریشان داده
تو در پس پرده با من و من بی تو
از پرده برون زشوق تو جان داده
#عطار
@payunn
.
تا به کی باید رفت از دياری به ديار ديگر
نتوانم نتوانم جستن
هر زمان عشقی و ياری ديگر کاش ما آن دو پرستو بودیم که همه عمر سفر مے کرديم
از بهارے به بهارے ديگر آه اکنون دیریست
که فرو ریخته در من, گويی تیره آواری
از ابر گران چو می آميزم با بوسه تو
روی لبهايم می پندارم
مي سپارد جان عطری گذران
آن چنان آلوده ست
عشق غمناکم با بیم زوال که همه زندگیم می لرزد
چون ترا مینگرم
مثل این است که از پنجره ای تک درختم را سرشار از برگ در تب زرد خزان می نگرم
مثل این است که تصويری را
روی جريان های مغشوش آب روان می نگرم
شب و روز
شب و روز
شب و روز
بگذار که فراموش کنم
تو چه هستی جز يک لحظه يك لحظه يك لحظه
که چشمان مرا می گشاید در
برهوت آگاهی ؟
بگذار که فراموش کنم
#فروغ_فرخزاد
@payunn
.
عصرِ پنجشنبه است...
هِی گوشی را چِک میکنم
که ساعت چند کجا باشم؟!
که رنگ پیراهنت را تعیین کنم...!
که روزم را
به خیر کنی!
عیبی ندارد هیچ نگو...
آنچه عوض دارد گِله ندارد!
آنچه روز را بر من آشفته کرده...
غروب که بشود دلتنگت میکند!
غروب که بشود...
هِی از پنجره خیابان را نگاه میکنی
غروب که بشود...
عطر نرگس در سَرَت میپیچد
غروب که بشود...
پنج شنبه است
و اصلا حواست نیست
و اصلا حواست پَرت است!
#علی_سلطانی
@payunn
هر که پرسید دلت را چه کسی؟
خیره ماندم به همانی که تویی...
#مریم_قهرمانلو
🆔 @payunn
.
عشق من!
بارها با نفسهام
به نقطه نقطه تنات گفتهام
دوست داشتن تو
گفتنی نیست
تماشاییست
دستهام شاهدند
#عباس_معروفی
@payunn
.
شتاب مکن
که ابر بر خانهات ببارد
و عشق در تکهای نان گم شود
هرگز نتوان
آدمی را به خانه آورد
آدمی در سقوط کلمات
سقوط میکند
و هنگام که از زمین برخیزد
کلمات نارس را
به عابران تعارف میکند
آدمی را توانایی
عشق نیست
در عشق میشکند و میمیرد
#احمدرضا_احمدی
@payunn
.
میگما، دیدی؟
بهارم اومد ولی دلمون گرم نشد.
بی نصیب موندیم از تماشای رخ زیبای دلبر.
یکی هم نبود از قول ما بهش بگه « سالُ تحویل دادیم،
نه روی ماهِ شما رو ».
نشستیم توو حیاط خونه تا خبرش بیاد.
انتظار اینجا یه معقوله ی ناخواسته ست
که اگه پای دلبر وسط نبود، تحملش نمیکردیم.
خلاصه نه حالی برامون مونده، نه لبخندی…
خشک شد این نگاهِ خیسمون به دری که
هر لحظه انتظار میکشیم دلبر ازش بیاد توو و چشممون به جمالش روشن شه.
اصلا کاش این بهار خانوم توو کیفش یه نقل و نباتی داشته باشه که دهنمونو شیرین کنیم، وگرنه محکومیم به تحمل تلخیِ این انتظارِ سخت که
خدا میدونه چقدر قراره طول بکشه.
راستی، بهار خانوم!
شما نمیدونی دلبر از کدوم سمت داره میاد؟
میدونی بگو، لااقل ما هم دوقدم برداریم سمتش بلکه این مسیر کوتاه تر شه.
میپرسی دلیل این همه بی تابی رو؟
شما نمیدونی دیدنِ لبخندش چقدر زندگی بخشه.
اصلا انگار امید و زندگی رو از رو لبخند دلبر سرمشق گرفتن، وگرنه این همه قشنگی به زندگی نیومده.
یه جور قشنگه که آدم دلش میخواد واسه تملکش،
قید دنیا و آدماشُ بزنه…
بهار خانوم!
لبخندِ دلبر یه همچین چیزیه…
#سید_مصطفی_ساداتی
@payunn
.
من ابر شدم
گفته بودی که خورشیدی
یادت هست؟
تا زیباتر بتابی
چقدر گریستم؟
#رسول_یونان
@payunn
پنج شنبه را
باید چای دم کرد
تلفن را کشید ...
پرده را بست ،
خاموش و
کم نور و
مست
روبه روی هم نشست...
#علی_سلطانی
🆔 @payunn
❄️☃🌨
چه دلچسبی مثل آن دوستتدارم هایت
لب فنجان چای بهار نارنجِ
صبحگاه
مثل شیرینی آن
لقمه ی نان و عسلت
بر لب ایوان
تورا باید بوسید
جرعه جرعه از همان اول صبح ....!!!
#پریناز_ارشد
🦋 @payunn
📻🎵🌒
- «ماجرا» را که برای خودم گفتم، بُغض انباشته ام تِرکید. گاه کاری که «روایت» کردن ماجرا با آدم میکند، خودِ ماجرا نمیکند ...
@payunn🥀
.
با دو تا چشمِ گردِ سیاه نگاهم می کنند
آدم ها
خیابان ها
دیوار ها
درخت ها
سیم ها
کلاغ ها
تمام هفته من با آنها حرف میزنم
شعر میخوانم
خاطره تعریف میکنم
و آنها با چشمانِ سیاهِ گردشان
در سکوت نگاهم می کنند
جمعه که می شود
من گوشهای مینشینم
آنها برایم حرف میزند
شعر میخوانند
خاطره تعریف می کنند
و من با دو چشمِ گردِ سیاه
در سکوت
نگاهشان میکنم.... کجایی تو ؟؟
#نیکی_فیروزکوهی
@payunn
.
جمعهها از صبح اول وقتش
با خودت خلوت کن
برای سرگرم شدن هم که شده
از خودت عکس بگیر
توی عکسهایت لبخند بزن،
و دلگیری جمعه را پشت لبخندت پنهان کن
آنوقت نزدیک غروب
چندتا از آن خوبهایش را سوا کن
برایم بفرست
بگذار یک نیمه جان
هم اینجا گوشهی خانه
با دیدن "لبخند تو" جان بگیرد
ثواب دارد ...
#زهرا_سرکارراه
@payunn
.
خودکار بین انگشتانم را
چندباری می چرخانم ، سعی میکنم اینبار
تمرکز بیشتری داشته باشم…
چشم هایم را می بندم و روی هم فشار می دهم:
فکر ها از سرم بیرون پریده و صحنه های با “تو”بودن
مثل سکانس های تکراری جلوی پرده چشمانم به نمایش
در می آیند…
کاغذ جلوی رویم را جلوتر می کشم.
واژه ی “تو” را با دقت می نویسم…
آنقدر می نویسم تا صفحه از “تو” پر شود…
هجی ات میکنم درون واژه ها دنبال تو
می گردم…
فایده ای ندارد…
کاغذ را مچاله میکنم و درون سطل می اندازم…
تو پر رنگ ترین پرده ی رنگ و رو رفته ی ذهنمی…
خسته از “تو” های بی سرانجام به تختم پناه میبرم…
با انگشتانم “تو”هایی در هوا رسم میکنم…
آنقدری که پلک هایم متورم میشود و خواب را بهانه میکند…
اجازه میدهم خواب پلک هایم را بِرُباید…
خیالم راحت است…خواب “تو”را به من هدیه میدهد…
در جهانی می ایستم که دستانت را
محکم می گیرم
بی ملاحظه بغلت میکنم و دوستت دارم
می سرایم…
جایی که هیچ کسی “تو”را از من نمی گیرد
حتی خود “تو”…
#مليكا_سهرابی
@payunn
.
میخواهم از دنیا دور باشم
موهایم را میبافم با بادبادکها
آرزوهایم را پرت میکنم
برای گربههایی که
یک عمر زل میزدند به زندگیم
دل میبرم از تو...
درست زمانی که دستهایت را محکم گرفتهام
گفته بودم جهان یک روز
آنقدر تاریک میشود
که نمیتوانی پیدایم کنی
نمیتوانی کنار من خیره بمانی
به خوشبختی کوری که
از اول هم سهم من نبود
آخرین بادبادک را هم گره میزنم به موهایم...
دنبال من نگرد
#فرناز_خاناحمدی
@payunn
بیا از کابوس، "کا" را برداریم
"بوسـ"ـش بماند ارثیۀ لب های مان تا
شش دانگِ خیال راحت شود از
آیندۀ زل زدن های در یکدیگرمان.. که
مبادا نگاهی از ما در هم سُر خورد.. و
کارش به بوســه ای ختم نشود
بیا از کابوس، "کا" را برداریم،
بگذاریم بر سر شانه های مان.. که
کاشانه شود.. تا در امان بمانیم از
هجوم بی وقفۀ دلتنگی که
بیرون از آغوشــمان پرسه می زند..
#حمیدرضا_هندی
🆔 @payunn
.
مردم یک خودکشی را
تراژیک میدانند .
ولی ده ها سال درد و رنج روحی
غیر قابل تحمل را
که منجر به خودکشی شده ،
در نظر نمی گیرند.
ریگ روان 📘
#استیو_تولتز
ترجمه: پیمان خاکسار
#کیومرث_پوراحمد🖤
@payunn
.
ای بانو!
بیا حواسمان را پرت کنیم
مال هرکس دورتر افتاد
عاشقتر است
اول خودم،
حواسم را بده تا پرت کنم
#کیکاووس_یاکیده
@payunn
.
و در انتها
ما به هم خواهیم رسید.
کلاغها راه خانه را خواهند یافت...!
قصه تمام میشود.
عشق میماند
و آغوشی قد ما دو نفر...
#مهران_رمضانیان
@payunn
.
مشقم کن
وقتی که عشق را زیبا بنویسی
فرقی نمیکند که قلم
از ساقههای نیلوفر باشد
یا از پر کبوتر
#حسین_منزوی
@payunn
❄️☃🌨
صبح
تکه تکه های آفتاب است
که به در و دیوار شهر
نقاشی شده
نور است که تقلا می کند
از شکاف پنجره میهمان
سفره صبحانه ات باشد
و دست مهربانی که برایت
چای می ریزد
دریاب
صبح،
همین لحظهٔ شیرین کردن چای است.
#غلامرضا_صمدی
🦋 @payunn
در سکوت شب، تو را
لا به لای عریان شعرهایم
آرام، پنهان به آغوش میکشمت
اما عشاق دیوانه عاشقانه
بلند بلند فریاد فریاد
ترانه وار می خوانند، تو را.
#فرزانه_طالبی_پور
@payunn🥀
دعوتت کرده ام به عشق
ميزبان لبخندهايم
شب نشينی چشمانم
اين جا معرکه ای گرفته دوست داشتن
ميان احرام دستانت
پا بوس غزل های دلدادگی مان ...
#عرفان_یزدانی
@payunn🥀