امروز یه شروع تازست پروانه شو بگذار روزگار هرچقدر میخواهدپیله کند🍒
.
وقتی بازگردی
چند ساله خواهم بود؟
شاید هشتاد ساله باشم،
با چشمانی بیفروغ
و عصایی که شوقی در شکافتن خیابان نمیبیند!
در پستوی خانهای نم زده
به انتظارت نشستهام.
دیگر فرصتی نیست!
زود باش،
چیزی بگو!
که مرا به سالها قبل بازگرداند.
چیزی شبیه به،
دوستت دارم...!
#مهران_رمضانیان️
@payunn
.
وای به حال آخر شبهای آدمی که
اینقدر تنهاست
که هی با خودش
تو سرش حرف می زنه
اینقدر حرف می زند، گریه می کنه
گریه می کنه، حرف می زنه
تا خوابش ببره
#امیر_وجود
@payunn
بیا
از لی لی
دست بردار
سنگ شدم
بس که
از دستان تو افتادم
#بارما_شریبی
از کتاب: شب را به ستاره می چسبانم
🆔 @payunn
.
به تو باز خواهم گشت
بسان یتیمی به تنها پناهگاهش...
از #غسان_کنفانی
به #غادة_السمان
ترجمه: #سعید_هلیچی
@payunn
.
هر روز من پائیز،
هر روزم غم انگیز است...
شهریور و آبان
چه فرقی میکند بی تو؟!
#طاهره_اباذری_هریس
@payunn
.
بیتو
قلب من
چون سنگی است
به سکوت و سردی و
تاریکی آبها
که او را نه از روز خبری است
و نه از زمزمهی بادها
بیتو قلب من
چون فانوسی است خاموش
که بر چهار دیواری تنهایی
آویزان کردهاند
و او را از دوستی نگاهی
یا گرمی آرزویی
خبری نیست
#بیژن_جلالی
@payunn
.
دوستت دارم...
و نمیخواهم
تو را به حافظهی کارهای گذشته،
و نه به حافظهی قطارهایِ سفر کرده وصل کنم
تو آخرین قطاری
که شبانهروز
روی رگهای دستانم در حال سفر است
تو آخرین قطار منی
و من آخرین ایستگاه تو...
#نزار_قبانی
ترجمه: #سعید_هلیچی
@payunn
باز خواندی
باز راندی
باز بر تخت عاجم نشاندی
باز در کام موجم کشاندی
گرچه در پرنیان غمی شوم
سالها در دلم زیستی تو
آه،هرگز ندانستم از عشق
چیستی تو
کیستی تو
#فروغ_فرخزاد
🆔 @payunn
.
سکوتت
از شب تاریکتر است.
من هم
کودک ترسوی این خانهام.
تنهایم که بگذاری،
صدای گریههایم،مردم این شهر را
بیدار میکند...!
#مهران_رمضانیان
@payunn
.
در من زنی خو گرفته است
که بغض های
دهن بسته گلویش را
با سیگار های پی یا پی
به گوش ناشنوایان میرساند.!
و زنی که آرزو های زجر دیده اش
را؛پهن میکند زیر آفتاب!
می آراید
می آراید
می آراید
صورت غبار گرفته اش را...
هرشب تب می کند
دراتاقی که همبسترش
به خواب ابدی رفته؛
اشک می ریزد و اشک می ریزد
اشک می شوید
لباس های مرگی که بوی کافور
گرفته اند…!
#هدا_خموش
@payunn
.
تنها منم که می دانم
چرا اغلب اوقات ساکتی
به اولین صبح پس از پایان جنگ شبیهی
آرامی و زیبا
اما غمگین
به اولین صبحانه
در اولین روز صلح می مانی
شیرینی و دلچسب اما
تنها با گریه می توان به تو دست زد!!!
#الیاس_علوی
@payunn
.
چیزهایی هست
غمگینانهتر از بینانی
چیزهایی مثل بوسیدن دستهای فریبکار
چیزهایی مثل ندانستن
مثل درک نشدن
مثل پژمردنِ قلبهایی که
از اشتیاق سرشارند.
#شیما_سبحانی
@payunn
.
اگر آرزوهایمان را به واقعیتها گره بزنیم،
آرزو تبدیل میشود به هدفی قابل
دستیابی.
واقعیت های زندگی هر شخصی،
مهم ترین راه تشخیص هدف از
رویا بافی ست.
و شخصی که بر اساس واقعیت هایش
تصمیم میگیرد و هدفی میگذارد و جلو میرود،
آدمی ست که شجاعانه زندگی
کردن را آموخته.
#پونه_مقیمی
@payunn
.
عشق تو بارانىست
ڪه وقتی من تشنهام
و به او پناه مىبرم
یکباره بند مىآید
عشق تو بارانىست
که وقتی در خانهام و تشنه نیستم
یکباره شروع به باریدن مىکند
#شیرکو_بیکس
مترجم : فریاد شیرى
@payunn
.
بخند ممنوع من
که با هر بوسه
هزار تازیانه مینویسند.
فرشتگانِ شانهها
که هیچ دستی آن ها را لمس نکردهاست
فرشتگان حسود
همه چیز را خواهند نوشت...
#الیاس_علوی
@payunn
.
از من
درمقابل زندڪَی دفاع ڪن
وقتی بیرحمانه سخت میشود
و لازم است ڪسی حالم را بپرسد،
حرفم را بفهمد،
و بڪَوید: «من کنارت هستم،
دقیقاً همین من که ڪنارت نیستم،
ڪنارت هستم!
#لیلا_کردبچه
@payunn
.
لبانت؛دو مصراع پرشور
شمس مغربیاند
شعری که برای تو سروده نشود
اسراف کلمات است
ریختوپاش احساس است
و صبحی که
چشمم نیفتد به تو،
روز مکافات
میخواهم بلاگردان کسی شوم
که عاشقش هستی
مبادا اندوهِ ندیدنش دلتنگت کند
میخواهم روز را
همانجا متوقف کنم
که چشمم به تو میافتد
میخواهم
زندگی
همانجا تمام شود
که تو به دیگری میخندی.
#جواد_گنجعلی
@payunn
.
صبح يعنى
بوى خوش ملحفه و بالش ِتو
يعنى لمس
گرمى گلبرگهاى تن
در بلوغ دوست داشتن ها
و ديدن غنچه اى ك
از لبخندى شكفته است
همراه ِ دويدن ِدوسياره سياه
در ابرهاى سپيد
صبح يعنى عطر گل رز
با آفتاب نگاه تو
صبح يعنى تو
واحساس تو
كه لبخند بزند بر قلب من
صبـــح...
#مجيد_فربد
@payunn
.
به خواب رفته ام
و درخوابم
تورا درون یک باغ متروڪ دیدم
باغی ڪہ درختانش من بودند
آویزان با موهای ریخته روی شانه هایم
با چشمان سیاهی دور
ڪہ شڪوفه داده بودند اشڪهایش
تو دور این درختان می گردیدی
لمس می ڪردی
ساقه ها شان را
ریشه هایش را آبیاری می ڪردی
وشکوفه هایش را بوسه می زدی
حالا ڪہ هزاران ازعمر این درختان گذشته است
تبری برداشته ای
ڪہ ساقه ها را بزنی
حالا که هزاران سال ڪَذشته است
من ازخواب بیدار شدم
تبر به دست ڪَرفته ام برای تو
اما تو دیڪَر نیستی
ڪاش دوباره به خواب می رفتم
#لورکا_سبیتی_حیدر
مترجم : بابک شاکر
@payunn
.
چقدر چشمهام را ببندم
و حضور دستهات را
بر تنم نقاشی کنم؟
میترسم آقای من میترسم دستهام
از دلتنگیت بمیرد
چقدر بی تو از خواب بپرم
شیشهی آب را سر بکشم
و چیزی از پنجره بپرسم ؟
چی بپرسم دیگر؟
خواب مرا نمیبرد میآورد تو را میآورد
بی آنکه باشی
حالا تو خوابی
و حسرت سیر نگاه کردنت
در دلم بیدار شده.
میدانی همیشه اینجور
خوابت میکنم
که بنشینم نگاه کنم تو را سیر...
#عباس_معروفی
@payunn
این قرار داد
تا ابد میان ما
برقرار باد
چشم های تو به جای دست های تو !
من به دست تو
آب می دهم
تو به چشم من
آبرو بده !
من به چشم های بی قرار تو
قول می دهم ریشه های ما به آب
شاخه های ما به آفتاب می رسد
ما دوباره سبز می شویم!
#قیصرامین_پور
🆔 @payunn
.
نه دوست داشتنت در من تمام میشود
نه دلتنگیات؛
چنان شروع شدهای
که تمام نخواهی شد...!
#لیــلا_مقربــی
@payunn