امروز یه شروع تازست پروانه شو بگذار روزگار هرچقدر میخواهدپیله کند🍒
.
جمعه ها
شبیهِ زنِ پا به ماهی ست که
همواره درد می زاید.
همواره یک خاطره ی زیبا
که دیگر نداریمش را
برایمان به دنیا می آورد
#میثم_اسفندیار
@payunn
.
همیشه در یک عمر کوتاه
چیزی برای غمگین بودن هست
مثل این ماه
که میخواهد سرش را بکوبد به پنجره
غمگین اما در کمال ادب
لبهایم را
مثل کفشهایم
جفت میکنم
و تو را
با همان شدّت که یک درخت
بریده سقوط میکند
میبوسم.
#حسین_صفا
@payunn
.
بابت احساسم از کسی طلبکار نبودم
نه میخواستم و نه میتوانستم
آدمها را مجبور کنم مثل من دوست داشته باشند و نگاهشان به عشق مثل من باشد
و همین داشت از پا درم میآورد.
#مسلم_علادی
@payunn
.
خواب دستهای تو را دیدم
که با لبخند
دریا را
میریختی بر صورتم
بیدار که شدم
نه تو بودی نه دریا
چشمم اما خیس بود...
#یاور_مهدی_پور
@payunn
.
پریچهره بتی عیار و دلبر
نگاری سرو قدّ و ماه منظر
سیه چشمی که تا رویش بدیدم
سرشکم خون شدست و بر مشجر
#دقیقی
@payunn
.
عزیزم پاییز آمده
بارانیات را بپوش
چترت را بردار و به خیابان برو
زیر باران قدم بزن، نفس بکش
بخند و به عشق فکر کن...
و مطمئن باش قلبِ من
با ضربانهای تو میتپد!
عزیزم... نه فاصلهها، نه دشواریها
نه تلخیها و نه حتی شادیها
هیچکدام نمیتوانند کاری کنند
که از یادم بروی
و شاید عشق همین باشد
حسی که نمیگذارد آدم فراموشی بگیرد...
عزیزم... دوستت دارم
و میخواهم رازی به تو بگویم
من اولین درختِ پاییزم
که در هوای تو
در هوای تو
فقط در هوای تو
شکوفه باران است!
#فرشته_رضایی
@payunn
.
با
کدامین
شانه
بهتر
میکنی
دیوانه ام
موی تو شانه کنم یا سر نهی بر شانه ام
#صمد_محمدی
@payunn
.
حالا تو براى من
بیشتر از يك خاطره
شبيهِ خودِ وليعصر هستى.
يك خيابان صبور با انگشتان كشيدهى غمين.
خيابانى كه پاريس را
با تمام سنگفرشهايش پهن آن كرده بوديم
و بر كمر شب قدم مىزديم.
شبيهِ حضورِ عظيمِ يك قدم
شبيه باران خوردهترين نقطهى خيابان
شبيهِ خودِ تهران...
#سیدمحمدمرکبیان
@payunn
.
خرابم
ویرانم
واژه برایم بیاور بیانصاف
چه تند میزند این نبض بیقرار
باید برای عبور از اینهمه بیهودگی
بهانه بیاورم
بحث دیگری هم هست
یک شب
یک نفر شبیه تو
از چشمه انار
برایم پیاله آبی آورد
گفت
تشنگیهای تو را
آسمان هزار اردیبهشت هم
تحمل نخواهد کرد...
#سیدعلی_صالحی
@payunn
.
وقتی نسیم نیمهشب
از باغ سیب برمیگردد
راز از کنار زلف تو آغاز میشود...
#منوچهر_آتشی
@payunn
.
دنبال کسی نگرد
که دارد غرق می شود
مرا که اینقدر آرام روی صندلی نشسته ام
و دارم چای مینوشم
نجات بده
#رویا_شاه_حسین_زاده
@payunn
.
من ماندهام زِ پا
ولی آن دورها هنوز
نوریست
شعلهایست
خورشید روشنیست
که میخوانَدم مُدام!
اینجا درون سینه من
زخم کهنهایست
که میکاهدم مُدام.
#حمید_مصدق
@payunn
.
یک نفر می آید
که جمعه هایم را دلچسب کند
مثلا صبحانه را دوتایی و کنار پنجره بخوریم
برایم شاملو بخواند
و ناهار را بیرون از خانه مان باشیم
یک نفر می آید که چرت عصر جمعه در آغوشش
را با دنیا عوض نکنم
کسی که غروب جمعه
کنارش دلپذیر باشد نه دلگیر
یک نفر می آید که جمعه شب که رسید
احساس کنیم چقدر کنار هم خوشبخت بوده ایم...
یک نفر که من ثانیه شماری کنم
برای جمعه های با او
کاش آن یک نفر
تو باشی
تویی که من تمامَت را بلدم.
#آریانامیر
@payunn
.
یک جفت استکان و
نفس چای دم صبح.
حس آشنای حبه ی قند و پنیر.
عطر ریحان ِ پیچیده
در آغوش نان.
و کمی آن سو تر
جام لاجوردیِ حوض و
تلو خوردن آفتابی مست،
وسط حلقه ای از کاشی ها.
مدارای همیشه ی روز
با هیاهوی گیسویت.
و دوباره
بازوی من و
گونه ای که تا لبت دویده
#رسول_ادهمی
@payunn
.
ما همه بازیگریم
و دلتنگی
کارگردان بی رحمی ست که هر شب
تا اشکمان را در نیاورد دست از
روی بغضمان
بر نمی دارد ....!
#امید_آذر
@payunn
.
ڪجایی؟
ڪجای این جهان سُربی
تلاش میڪنی
دست لامروتِ روزڪَار را رو ڪنی؟
من اینجا مثل برڪَی زمینخوردهام
برڪَ عاشقی ڪہ باد زیر گوشش
نوای فراق خواند
و شانهی شاخهها
تحمل بار سنڪَین محنتش را نداشت
ڪجایی ڪہ اینجا
برگ افتاده ڪم نیست
مثل من
ڪہ صورتم
از سیلی زمانه سرخ
و رویَم از جفای روزڪَارْ زرد
چند پاییز باید خمار وصال ماند
تا ڪہ ساقی
جام خالیِ انتظار را پر ڪند؟
#مریم_وحید
@payunn
.
نه ساعتی به وقت زمستان
برای احساساتم وجود دارد
و نه ساعتی به وقت تابستان
برای شوق و شور من!
همه ی ساعت های دنیا
در یک زمان به صدا در می آیند
وقتی که قرار من و تو از راه می رسد
همه ی ساعت های دنیا
در یک زمان از صدا می افتند
وقتی که بارانی ات را برمیداری و دور می شوی!
#سعاد_الصباح
ترجمه: وحید امیری
@payunn
.
مثلا اتفاقی دستانمان بهم بخورد
بالاخره که باید از یک جایی شروع شود
لمسِ ابریشمِ تنِ تو :)
من که میگویم، باید حس قشنگی باشد
#سیما_امیرخانی
@payunn
.
چرا من هنوز هم به تو فکر میکنم؟
چرا با وجود خستگی و مشغلههای زیادم،
مدام یاد تو میافتم؟
چرا پاییز شده و من دلم
صدای تو را و حرفهای تو را
و لبخندهای تو را میخواهد؟
چرا وسط تلاشهام برای موفق شدن،
به تحسین و لبخندهای رضایت تو فکر میکنم؟! چرا هنوز هم هرکجا ترسیدم
و احساس بیپناهی کردم،
دلم آغوش تو را میخواهد؟!
چرا در جهانم نیستی
و در قلبم حکومت میکنی؟!
چرا نمیروی از من؟ چرا تمام نمیشوی؟!
#نرگس_صرافیان_طوفان
@payunn
.
تصمیم گرفته ام
هر چه تو را
به یاد من بیندازد
دور بریزم
فقط یکی بگوید
با چای اول صبح
با سیگار آخر شب
با خلوت بعد از ظهر خیابان
با خانه های پلاک چهل و چهار
با نیمه ی تابستان
با آخر بهار
با اولین برف
با درخت غرق شکوفه
با باران
با باران
با باران
چه کنم؟
#مریم_نوابی_نژاد
@payunn
.
در چنین شبهای بی فریاد رس
روز خوش در خواب باید دید و بس
#هوشنگ_ابتهاج
@payunn
.
گفته بودم
زیباتر از تمام ستارگانی هستی
که سینمای جهان کشف کرده است
حالا هزار سال نوری
دور شدهای از من
و هزار بار زیباتر!
#عباس_صفاری
@payunn