امروز یه شروع تازست پروانه شو بگذار روزگار هرچقدر میخواهدپیله کند🍒
همهی گلولهها که برفی نیستند
جهان پر از
گلولههای حقیقیست
که به هر که شلیک میکند
زنی
میمیرد.
رؤیا شاهحسین زاده
🆔 @payunn
.
کجای قصه
نگفته ام دوستت دارم ؟
بگذار فکر کنم
هیچ کجا انگار
تا یادم می آید
بهانه هایم هم
پُر بود از فریاد
فریاد اینکه
دیوانه ، من دیوانه توام
اما ببخش مرا
انگار همچون کودکی نوزاد بوده ام
که هرچه تقلا می کند
کسی نمی فهمد که شیر می خواهد
که گرمای تن مادر می خواهد
اما حالا که می نویسم بارها بخوان
بلند بخوان
دیوانه
من دوستت دارم
#عادل_دانتیسم
@payunn
.
گویا تو را از سالها قبل دوست داشتهام.
قبلتر از گریههای کودکیام.
قبلتر از لیلی
قبلتر از زلیخا،
شاید قبلتر از آنکه
دانهی گندمی، آدمی را به زمین بکشاند.
من تو را قبلتر از واژهی عشق،
دوست داشتهام.
گفته بودم!؟
#مهران_رمضانیان️
@payunn
من در بهاران
راز خمودگی ام را
در گوش باغ خواندم؛
پاییز،
بال
افراشت!
#فریدون_فریاد
🆔 @payunn
.
نه آنجا به ما خوش گذشت
نه اینجا
اسم در به دریها را
سفر گذاشتهاند
با چمدانی سنگین از آرزوها
در آوارگیها پیر میشویم!
از غربتی به غربت دیگر رفتن سفر نیست
حرکت ناگزیر باد است
از شهری به شهر دیگر
#رسول_یونان
@payunn
.
دوستت دارم...
باید در چشمان نگریست؟
یا در گوشها گفت؟
#احمدرضا_احمدی
@payunn
.
میخواهم با کمی دوست داشتن زندگی کنم
زیر سایه خودم، رها از آدم ها
و یادم بماند که " عشق "
رویایی ست آزار دهنده
که حتی اگر تحقق یابد انتهایش دلتنگی ست
میخواهم حصارِ منطق را بکشم دورِ قلبم
و با کمی بی تفاوتی غلظت
احساساتم را تنظیم کنم
نمیخواهم این دوست داشتنِ زیاد را
که آویزان می کند مرا از یک نگاه، حرف، خاطره
و تاب میدهد مرا از اشتیاق به دلهره
از دلهره به دلتنگی
از دلتنگی به حماقت
میخواهم که نخواهم
" خواستنِ دیوانه وار "
با وجودِ " قانون ناماندگاری آدم ها "
روزی در نقطه ای از تقلا و کشمکش
به " خستگی " می انجامد
#پریسا_زابلی_ور
@payunn
.
دو چشم مست تو نازم به لحظه های نگاه
که هر چه کرد به ما ناز آن خماران کرد
من از نگاه تو مستم بگو که ساقی بزم
چه باده بود که در چشم نازداران کرد
به گیسوان بلندت طلای صبح چکید
ببین که زلف تو هم کار آبشاران کرد
#مهدی_سهیلی
@payunn
.
تو زیبایی
وقتی گریه میکنی
تو زیبایی
وقتی در قاب پنجره
لبخند میزنی
تو زیبایی
وقتی خجالت میکشی
حتی آن روز
که ترکم خواهی کرد
هنوز هم زیبایی
برای همیشه!
#هرمان_دکوئینک
ترجمه: نیلوفر شریفی
@payunn
.
مرا به خاطر بیاور
در فالهایی که گمگشتهام
در نامههایی که نرسیدهام
در اَدِرها و ناولها
مرا به خاطر بیاور
در گلها
گل فروشیها
عودها
دودها
اشکها
مشکها
من از سلالهی ابرم
نبیرهی بارانم
ندیدهی رودم
مرا به خاطر بیاور
#آباعابدین
@payunn
.
آدم های زیبا و دوست داشتنی،
به صورت تصادفی به وجود نمیآیند
زیباترین و دوست داشتنی ترین
انسان هایی که میشناسیم
آن هایی هستند که با شکست آشنا شدهاند
آن هایی که رنج را تجربه کردهاند
آن هایی که از دست دادن را تجربه کردهاند
آن هایی که پس از این رویدادهای دشوار
دوباره مسیر خود را به سمت زندگی
پیدا کردهاند،
این افراد، زندگی را
به شکل متفاوتی میفهمند،
آن را به شکل متفاوتی تحسین میکنند
و نیز به شکل متفاوتی حس میکنند
به همین دلیل، آرام ترند
و دوست داشتن و محبت
به دغدغهشان تبدیل میشود.
#وین_دایر
@payunn
.
آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد
کاسه ی صبرم از این دیر آمدن لبریز شد
تیر دیوانه شد و مرداد هم از شهر رفت
از غمت شهریور بیچاره حلق آویز شد
مهر با بی مهری و نامهربانی میرسد
مهربانی در نبودت اندک و ناچیز شد
بی تو یک پاییز ابرم، نم نمِ باران کجاست؟
بی تو حتّی فکر باران هم خیال انگیز شد
کاش میشد رفت و گم شد در دل پاییز سرد
بوی باران را تنفّس کرد و عطر آمیز شد
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟
آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد...
#فرهاد_شریفی
@payunn
.
دستهای تو آسمان سرم شدهاند
که در پاییز شکوفه دادهام
#شیما_سبحانی
@payunn
.
ژاله نشسته بود در آغوش یاسمن
و در اطرافشان،
سوسنان مبهوت از اینکه باران
چگونه میداند به ابر ریختن را!
که ناگاه بی خبر پاییز رسید زِ رَه!
رنگها در پیِ فتحِ باغ
و زوزهی منحوسِ باد
در فکر شکستنِ دل پنجره
تمامِ پاییز است این!
هیچ و سرد
گندمزارِ بیگنجشک زیرِ باران
ناموزون، چون خشخشی بیهوده
تنها چون تو
بیکَس چون من...
پاییز
#حامد_نیازی
@payunn
.
بالاخره یک روز از اینجا می روم
از مرتب کردن صبح به صبح تخت خوابها
از رژهای ملایم و ضد چروکهای حوالی سی سالگی
از کیفم را بر می دارم و می روم اداره
از آدمهای ماشینهای مجاور
بالاخره یک روز از اینجا می روم
سالها قبل
خیلی سال قبل
یک روز از اینجا می روم
دووور
آنقدر دور
تا فردایش که امروز است
این شکلی نباشد
می فهمی؟
تو تا بحال سالها قبل از اینجا رفته ای
که سالها بعد به اینجا نرسیده باشی ؟!
#رویا_شاه_حسین_زاده
@payunn
.
امشب اما
دانستم
سایه ای را که از او می گریختم
و تمام عمر دنبالش بودم!
همین ماهی کوچکی است که در سینه ام
خانه دارد...
#الیاس_علوی
@payunn
.
آماده ام.
بارانی پوشیده ام. چتر برداشته ام.
چمدانم را بسته ام.
برای آخرین بار در آینه قدی
خود را خیره شدم.
شبیه همه مسافر ها
به جدی ترین شکل ممکن جدی به نظر می رسم.
پول، عینک و بلیط را برداشته ام.
کلید را همان جایی که در نظر گرفته بودم
فراموش می کنم.
تاکسی رسید.
آقای راننده لطفا همین نیمه را
به ترمینال برسان.
نیمه دیگرم نتوانست دل بکند.
منصرف شد!
#پدرام_مسافری
@payunn
.
داغی که بوسهی تو به لبهای ما نهاد
یادشبخیر و خاطرهاش جاودانه باد
بر من ببخش، گاه چنان دوست دارمت
کز یاد میبرم که مرا بردهای ز یاد
دردا چنان که عمر و دریغا چنین که مرگ
از من گرفت مهلت و مهلت به من نداد!
ما را فریب دادی و جای گلایه نیست
ما زودباوریم و تو دلال اعتماد
صبرم کفاف این همه غم را نمیدهد
سرمایهام کم است و بدهکاریام زیاد
#فاضل_نظری
@payunn
.
از ماه
لکهای بر پنجره مانده است
از تمام آبهای جهان
قطرهای بر گونهی تو...
#گروس_عبدالملکیان
@payunn
.
دوستم داشتهباش..
لابهلای روزمرگیهات
وقتی کلافهای از شمارش معکوسِ
چراغ قرمز چهارراه
وقتی تمام روز دویدی و حالا
صندلیهای مترو خستگیات را به رسمیت نمیشناسند
وقتی کفشهایت در عصر
یک شماره کوچکتر میشوند
و چگالی پاهایت چند شماره بزرگتر
دوستم داشتهباش
در میان کام گرفتن از چندمین نخِ سیگارت
وقتی چشمهات سنگین است
وقتی سکوتِ آغشته به لبهات پرحرف است
و تو حرفی برای گفتن نداری
دوستم داشتهباش
که آنچنان دوستتدارم
که چارهای جز دوستداشتنم نداشتهباشی.
#مریم_وحید
@payunn
.
من
معشوقه ی کاغذیِ شاعری هستم
که هر عصر
جوانی ام را تا می کند
لای دفترش می گذارَد
وَ با خودش به محفل ها می بَرَد
بلند بلند می خوانَدَم؛
...همه را با من به گریه می اندازد!
به خانه که بر می گردد
با کلمات مرا می بوسد و
لابه لای سطرها به آغوشم می کشد
نفسم در قفسِ دفترش می گیرد ...!
می خواهم یک صبح
وقتی روی تختِ کاغذی اش به خواب رفته است
بی صدا از لای دفترش بیرون بزنم
وَ او را با زنی که در شعرهایش دلبری می کند
تنها بگذارم
سالهاست تشنه ی قدم زدن
در خیابانی هستم
که هیچ کس آن را شعر نکند...
#مینا_آقازاده
@payunn
.
در چشمهای تو
رازی است
که شب را اندوهگین
و شعر را
به سکوت مبدل میکند!
#زین_العابدین_حیدری
@payunn
.
چترت را کنار ایستگاهی
در مه فراموش کن
خیس و خسته به خانه بیا
نمی خواهم شاعر باشی،
باران باش
همین برای هفت پشت
روییدن گل کافیست
چه سرخ
چه سبز
چه غنچه...
#سیدعلی_صالحی
@payunn
.
از لیوانها
به لیوان شکسته فکر میکنی
از آدمها
به کسی که از دست دادهای
به کسی که به دست نیاوردهای
همیشه
چیزی که نیست
بهتر است.
#علیرضا_روشن
@payunn
.
آرام به شانهام میزند
که بگوید هستم
پلکهایم را شاید بلرزاند
ریشههایم را نه!
مردی که من دوستش دارم
پاییز است...
#پریسا_صالحی
@payunn
.
دوست داشتن تو
چیز تازه ای نیست
اما وقتی با صبح همراه میشود
بوی بهار نارنج میدهد
بوی شکوفه های سیب
بوی خوش آشنایی
بوی تازگی
بوی تازگی
#حمید_رها
@payunn