امروز یه شروع تازست پروانه شو بگذار روزگار هرچقدر میخواهدپیله کند🍒
.
من دلم برای کلماتی از جنسِ روشنِ بوسه
لَک زده است.
چمدانهامان بسته
راهمان دور وُ
مسافرانمان که غريب!
عجيبتر اين که در انتهای بيداری
همهی ما بطرزِ غريبی شبيه يکديگريم.
من میخواهم از همين موضوع ساده بگويم
اما به من از گفتوگوی گريه ... چرا؟
چقدر غمگين میخواند اين مسافر غريب،
منظورش از احتمالِ سکوت را نمیفهمم
اما جورِ عجيبی غمگين و خط خورده میخوانَد.
هنوز هم اين دفترچهی تلفن
پُر از شمارهی کسانیست که
ديگر از خوابهای ما رفتهاند.
چمدانهای بسته
راههای دور
مسافران نيامده ...!
#سیدعلی_صالحی
@payunn
.
باید از همین لحظهها
که تنهایم میگذاری بترسی
وقتی من با گوشهٔ پرده رفتنت را
از پنجره پاک میکنم
وقتیکه تنهایم میگذاری
و من گوشهٔ لبم را میجوم
از اینکه اندوه بلند این پل هوایی کار دستم بدهد
باید بترسی
از ولگردیهای من
وقتی دستم را در جیبم فرو میبرم
و به قوطی حلبی لگد میزنم
عزیزم از همین چیزهای ساده
از همین چیزهای ساده بترس!
#جواد_گنجعلی
@payunn
.
نیستم بلبل که بر گلشن نظر باشد مرا
باغهای دلگشا در زیر پر باشد مرا
#صائب
@payunn
.
نمیدانم کجای این ماجرا
به اشتباه عاشقت شدم..
نمیدانم کجای کار متوجه شدم از تو عاشق ترم..
نمیدانم کی بود حس کردم تو آنقدر که
باید دوستم نداری..
نمیدانم کجای قصه بود
که از دست دادمت..
نمیدانم برای چندمین بار فهمیدم
از من دوری،خیلی دور..
نمیدانم چه کسی جایم را پر میکند
و من کی به همان یک نفری که همیشه
از حضورش ترس داشتم عادت میکنم..
عادت..؟؟؟!!!
نه تنها چیزی است که
نمیتوان عادت کرد!!! من در آن لحظه
بی صدا در خودم میمیرم
و بعد از آن
رسم زندگی کردن را هم نمیدانم..!!!
#نرگس_حریری
@payunn
.
هربار که می گویی:
" لبخند
به زیباییِ عکس های تو
زیباییِ دیگری اضافه می کند "
پرت می شوم به اولین عکس زیبا
و فراموش کردنِ بعضی چیزها
انگار که خیس نشدن سنگ های کف رودخانه باشد
یا پاییزهای بدون بارانِ شمال
روبرویم ایستاده بودی
با چشم هایی که لبخند مرا می خواست
و من به اولین عکاسی نگاه می کردم
که نمی توانستم شوق لب هایم را از او پنهان کنم
و لبخندهایی
که نگاه های تو را
از آنِ من ساخته بود
تو روبرویم ایستاده ای
و پرت شده ام به اولین عکس زیبا
انگار که اولین بار به قله رسیده باشم
خاطره ی اولین فتح را
چگونه می توانم از یاد ببرم؟
#رویا_فخاریان
@payunn
.
من خاطرات تو بودم،
خاطرات تلخ و شیرینت.
بگو کدام دست،
کدام بوسه،
کدام تن مرا از ذهن تو خط زد؟
#حمید_سلیمی
@payunn
.
ما سال ها اندوه را بر دوش کشیدیم
و صبح طلوع نکرد.
#محمود_درویش
@payunn
ترجمه :
برایت ستاره ها را آرزو میکنم
برایت روشنایی را آرزو دارم
و تمام خوبی ها را فارغ از بدی
که من بلد نبودم برایت انجام دهم
برایت سفرها آرزو دارم
برایت رهسپار شدن آرزو دارم
به سوی زیباترین مناظری
که من برایت به ارمغان نیاوردم
برایت خوشبخت زیستن را آرزو دارم
و آن قدر دوستت داشته باشند
که تو هم بتونی دوست داشته باشی -عشقی دوطرفه داشته باشی
به همان اندازه عشقی که به من هدیه دادی
از صمیم قلب برایت آرزو میکنم
برایت عشقی بی اندازه آرزو دارم
زندگی را باآغوشی باز پذیرا باش
چرا که دستان من برای به آغوش کشیدنت خیلی کوتاهند
برایت آرزو دارم
بیست سالگی من را (درذهنت) برای همیشه نگه داری
بی آنکه از رویا پردازی دست برداری
مثل من که خیلی وقت است این کار را میکنم
برایت خندیدن بیشمار آرزو دارم
برایت آرزو دارم آنقدر فرصت
گریز داشته باشی قبل از آنکه لبخند جایش رابه رنج بدهد
آنچه من به آن دست نیافتم
برایت خوشبخت زیستن را آرزو دارم
و آنقدر دوستت داشته باشند
که تو هم بتونی دوست داشته باشی
به همان اندازه عشقی که به من هدیه دادی
🆔 @payunn
.
از عصر یکسانی و عدم تفاوت،
از دوران انزوا، از عصر بزرگ،
از عصر دوگانه باوری، به آینده یا به گذشته،
به زمانی که تفکر آزاد است،
و انسانها با یکدیگر
متقاوت هستنئد و تنها زندگی نمیکنند -
به زمانی که حقیقت وجود دارد
و آنچه را انجام میگیرد
نمیتوان مانع شد- سلام!
#جورج_اورول
📕۱۹۸۴
@payunn
.
گاهی زود می رسم
مثل وقتی که به دنیا آمدم
گاهی اما خیلی دیر
مثل حالا که
عاشق تو شدم در این سن و سال
من همیشه برای شادی ها دیر می رسم
و همیشه برای بیچارگی ها زود
و آنوقت یا همه چیز به پایان رسیده است
و یا هیچ چیزی هنوز شروع نشده است
من در گامی از زندگی هستم
که بسیار زود است
برای مردن
وبسیار دیراست برای عاشق شدن
من بازهم دیر کرده ام
مرا ببخش محبوب من
من بر لبه عشق هستم
اما مرگ به من نزدیکتر است.
#عزیز_نسین
ترجمه: رسول یونان
@payunn
.
آدم باید صبحهای جمعه
شالوکلاه کند،
خودش را بردارد ببرد گوشهکناری،
دشتیدمنی،
دریایی، جنگلی؛
بعد با خیالهای خوش رنگونگارش
که در طول هفته به قامت تنش بافته قدم بزند. برقصد. بشیند پای حرفهاش.
برای دلهرههاش فکرِ چاره کند.
از پسش برنیامد گریه کند.
و بعد سبکبال به خانه برگردد و ادامهی سکانسهای زندگیاش را
به خوبی نقشآفرینی کند.
#مریم_وحید
@payunn
.
صبحگاه
بر گل شبنم نشسته بود
بر علف شبنم نشسته بود
بر دستمال کثیف رها شده بر چمن
بر جسد سوسکهای سیاه و قهوه ای هم
شبنم نشسته بود ...
شبنم احمق نیست
واقعا فرقی میان گل
و علف و دستمال کثیف
و جسد سوسک ها نیست !
#حمیدرضا_شکارسری
@payunn
.
آنکه اولین بار عشق
می ورزد
هرچند ناکام، باز هم خداست
اما آنکه باز هم عاشق
می شود
دیوانه است
منِ دیوانه عاشق شده ام
یک بار دیگر،
بی عشقی متقابل
خورشید و ماه و ستاره می خندند
من هم می خندم و
می میرم...
#هاینریش_هاینه
@payunn
.
دوش در حلقهٔ ما قصّهٔ گیسویِ تو بود
تا دلِ شب سخن از سلسلهٔ مویِ تو بود
دل که از ناوَکِ مژگانِ تو در خون میگشت
باز مشتاقِ کمانخانهٔ ابرویِ تو بود
#حافظ_شیرازی
بیستم مهرماه بزرگداشت
@payunn
.
کاش میدانستم،
خواب ها
تا کجا ادامه می یابند؟
یا بیداری
از کجا شروع می شود؟
نمیدانم بودنت را باور کنم
یا نبودنت را؟!
کاش مزرعه ای
از گل سرخ بود
میان خواب و بیداری...
#رسول_یونان
@payunn
.
بعضي از پنجشنبه ها
انڪَار كه معشوقه ے خورشيد باشند،
معجزه ے عشق اند و
نويد آشتی می دهند.
#شیما_سبحانی
@payunn
شعرهایت را
زمزمه کن برایم
من تشنه ی صدایت هستم
زخم های قلبم همه اش از عشق است
از عشق
اما
جانم لطیف
کمی شعر بخوان در گوشم
راوی قصهِ شبهایم شو
که من از شهر کودکی ام
از میان عروسک ها
آمده ام
#پریناز_ارشد
🆔 @payunn
.
عاشق زنی مشو
که می اندیشد،
که می داند،
که داناست،
که توان پرواز دارد،
به زنی که خود را باور دارد!
عاشق زنی مشو که
هنگام عشق ورزیدن، میخندد یا میگرید،
که قادر است جسمش را به روح بدل کند...
و از آن بیشتر،"عاشق شعر است"!
(اینان خطرناکترینها هستند)
و یا زنی که میتواند نیم ساعت مقابل یک نقاشی بایستد،
و یا که توان زیستن بدون موسیقی را ندارد!
عاشق زنی مشو که
پُر،
مفرح،
هشیار،
نافرمان
و جوابده است!
پیش نیاید که هرگز عاشق این چنین زنی شوی!
چرا که وقتی عاشق زنی از این دست میشوی...
چه با تو بماند یا نه...
چه عاشق تو باشد یا نه...
از اینگونه زن
بازگشت به عقب، هرگز ممکن نیست!
#مارتا_ریورا_گاریدو
@payunn
.
کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز
خاموش وملال انگیز بودم.
برگهای آرزوهایم, یکایک زرد می شد
آفتاب دیدگانم سرد می شد
آسمان سینه ام پر درد می شد
ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد
اشک هایم همچو باران
دامنم را رنگ می زد.
وه ...
چه زیبا بود, اگر پاییز بودم
وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم
#فروغ_فرخزاد
@payunn
.
یک روز میفهمی که
آدمی از یک سنی به بعد
بهار، تابستان و زمستان را
پشتِ سر میگذارد
اما پاییز را در گلویاش
ادامه میدهد...
حتی زمانی که دارد بسیار لبخند میزند.
#مریم_قهرمانلو
@payunn