158
در این درگاه در باره آموزه زبان و ادب پارسی نوشتارهایی بارگذاری میکنیم. از فردوسی توسی نظامی گنجوی مولوی بلخی شیخ سعدی خواجه حافظ شاعران بزرگ ایران زمین @drshokuhi
پِهرست - درگاه زبان و ادب پارسی
@Pehrest
https://www.youtube.com/watch?v=USsyD81wmdY
Читать полностью…
https://www.youtube.com/watch?v=pmZiJk9YzqM
Читать полностью…
درود. شَوَند نوشته در این برگه نا-درست است.
برای نمونه، ستاک دو-گان همچِمار «دِهادن (:دادن)/دِهیدن» را در نگر بگیرید.
سازِش کُنِش نیایشی چنین است:
ستاک گذشته : دِهادن (:دادن)
سِتاک اکنون-و-آینده : دِهیدن
بُنِ ستاکِ اکنون-و-آینده : دِه
کُنِشِ نیایش : بُنِ سِتاکِ اکنون-و-آینده + ~اد = دِه + ~اد = دِهاد.
—————————————
در باره کُنِش بُواد (:باد)
بُوَدن / بُوِیدن
ستاک گذشته : بُوَدن
ستاک اکنون-و-آینده : بُوِیدن
بُنِ ستاک اکنون-و-آینده : بُو
کُنِشِ نیایش : بُنِ سِتاکِ اکنون-و-آینده + ~اد = بُو + ~اد = بُواد (:باد)
—————————————
در باره کُنِشِ مَرَساد
رَسِستن / رَسیدن
ستاک گذشته : رَسِستَن
ستاک اکنون-و-آینده : رَسیدن
بُنِ ستاک اکنون-و-آینده : رَس
کُنِشِ نیایشی : بُنِ ستاک اکنون-و-آینده + ~اد = رَس + ~اد = رَساد
اکنون سه گونه کُنش بسازیم:
بِرَساد
نَرَساد
مَرَساد = هرگز نَرَساد
این آموزاک را آقای دکتر شکوهی در آموزگاههای ریشهشناسی زبان پارسی بیآموزانیدند.
سپاس
بانو نصر
@Pehrest
دربارهٔ ترجمهٔ یک کتاب دیگر یوزف مارکوارت
به جملهٔ زیر از صفحهٔ ۵۰ از کتاب مستطاب ایرانشهر اثر یوزف مارکوارت و ترجمهٔ آن توجه فرمایند (عبارت دربارهٔ خیونان است):
Dem Eindruck, den dieses Volk bei den Iraniern hinterlassen haben muss, entschpricht es denn auch, dass ihr Name sogar ins Awesta eindrang und den der dort ursprünglich genanten Feinde des Kawi Wištāspa, des Beschützer des Zaraþuštra, völlig verdrängte.
این استنباط که این قوم میبایستی نزد ایرانیان اسکان یافته باشند، گواه بر این است که نام آنان حتی در اوستا نیز نفوذ کرده و در آن به عنوان دشمن اصلی "گاوه ویشتاسپ"، نگهبان زرتشت، کاملاً طرد شدهاند (ص ۱۰۸، ترجمهٔ مریم میراحمدی).
کلمه به کلمهٔ ترجمه غلط است. مترجم نه آلمانی میدانسته نه تاریخ نه جغرافیا. در سراسر ترجمه از این اغلاط میتوان یافت. این ترجمه هیچ هیچ هیچ به کار نمیآید و بهترین کار آتش زدن آن در چهارشنبهسوری آینده است.
پژوهندهٔ نامهٔ باستان: یادنامهٔ دکتر ابوالفضل خطیبی
دیشب و امروز قدری از وقتم را صرف خواندن مقالات یادنامهٔ مرحوم دکتر خطیبی کردم که دیروز در مراسم یادبود او از آن رونمایی کردند. یادنامهای است بالنسبه خوب. چند مقالهٔ خواندنی دارد و ناگزیر پست و بلند هم در آن هست. از خواندهها آنچه خواندنیتر بود نوشتهٔ استاد امیدسالار بود دربارهٔ کتسیاس و ایرانیّات او و اهمّیّت بقایای آن کتاب در شناخت تاریخ روایی ما. کاش استاد امیدسالار فرصتی به کف آرند و آنچه در این جا مجمل است به تفصیل آورند یا مجالی بیابند و رسالهٔ دکتری خود را نشر فرمایند.
یک مقالهٔ بامزه آن چیزی است که آقای خاتمیپور دربارهٔ تکرار مضمون داروی خرسندی در متون عرفانی نوشتهاند، هرچند که به چند نوشتهٔ پیشین در این باره ظاهراً بیتوجه بودهاند، یعنی، تا آن جا که در حافظه دارم، نوشتههای دکتر مهدی درخشان، آقای شائول شاکد، دکتر عسکر بهرامی و یک یادداشت مختصر بنده. آقای پورجوادی هم میفرمایند که هیچ کس این متن را نفهمیده جز شخص ایشان؛ میفرمایند که این متن متنی رواقی است. به هر حال، ایشان آنتنهایی قوی دارند که قبل از ایشان فقط مرحومان منزوی و اذکایی داشتند. روایت است که در روز الست خداوند ذریّهٔ آدم را بین آنتن قوی و bon sens مخیّر کرد. این کسانی که نام بردیم اولی را اختیار کردند.
از مقالات یادنامه خواندن چند مقاله وقت تلف کردن است. از اینها که فرصت کردم بخوانم این مقالات را میتوان نادیده گرفت:
مقالهٔ آقای اردستانی رستمی دربارهٔ نفوذ افکار مانوی در مینوی خرد. بکلّی مهمل است. مایهٔ تأسف است که تحقیق در تاریخ فکر را کسانی متعهد شدهاند که از موضوع تحقیقشان چیزی نمیدانند.
مقالهٔ آقای دریایی دربارهٔ طهمورث.
مقالهٔ آقای رضایی باغبیدی دربارهٔ لغت خایسک. معجونی از ناشناختها.
مقالهٔ آقای رنجبر دربارهٔ لغت پارسا.
مقالهٔ آقای کهریزی دربارهٔ شاهنامه و ایلیاد.
مقالهٔ استاد خالقی دربارهٔ حرف اضافهٔ با نیز به از این بایستی.
دو سه مقاله، مخصوصاً آنچه بنده از مرحوم منشیزاده نقل کردهام، به دلیل به هم ریختن آوانویسیها تقریباً از حیّز انتفاع ساقط شدهاند.
با این حال سعی مدوّنان و ناشر مشکور است. خدا آقای خطیبی را بیامرزاد، به بازماندگان شکیبایی دهاد، و به کسانی که در جمع این مجموعه و برگزاری "شب ابوالفضل خطیبی" کوشیدند پاداش نیک دهاد.
نگارهای از آموزگاه (:کلاس) حافظپژوهی دکتر شکوهی در سازمان صدا و سیما
@tamashagaheraz
نیایش 26 از 100
بانو فرانَک نیکوفرصت از نَسک (:کتاب) پارسی سره نوشته دکتر فربود شکوهی (جلوه) این نیایش را بخواندند.
نام نَسک : نیایشهای پارسی سره
نام ناشر: فرزانروز
#نیایشهای_پارسی_سره
پهرست - درگاه زبان و ادب پارسی
@pehrest
نیایش 24 از 100
بانو فرانَک نیکوفرصت از نَسک (:کتاب) پارسی سره نوشته دکتر فربود شکوهی (جلوه) این نیایش را بخواندند.
نام نَسک : نیایشهای پارسی سره
نام ناشر: فرزانروز
#نیایشهای_پارسی_سره
پهرست - درگاه زبان و ادب پارسی
@pehrest
نیایش 22 از 100
بانو فرانَک نیکوفرصت از نَسک (:کتاب) پارسی سره نوشته دکتر فربود شکوهی (جلوه) این نیایش را بخواندند.
نام نَسک : نیایشهای پارسی سره
نام ناشر: فرزانروز
#نیایشهای_پارسی_سره
پهرست - درگاه زبان و ادب پارسی
@pehrest
معمّا به اسم حسن
وصلش منِ گدا را مشکل شود میسّر
رُخسار گل به هر خس ننماید آن صنوبر
شرح معمّا
ازتألیف رخسارگل که کاف مضموم است به لفظ هر گهر حصول یافته که عبارت از نقطه است واشارت نموده به محو نقطه از کلمهٔ خَس وبه اسقاط الف از لفظ آن به وسیلهٔ تشبیه .
●
اگر کاتب مرحوم این شرح را نمی نوشت چگونه می شد فهمید که معمّا به اسم حسن است .
💐🍃🍃@golvabolbol110
https://www.youtube.com/watch?v=DLBkRDTdu7g
Читать полностью…
https://www.youtube.com/watch?v=fF_HtHNTm8U
Читать полностью…
https://www.youtube.com/watch?v=s8czMM-x1Qs
Читать полностью…
https://www.youtube.com/watch?v=OhKCSMtwm-A&t=27s
Читать полностью…
اُستُوان (یادآوری دربارهٔ درجهٔ ارزش فرهنگهای قدیم)
این همان لغت است که ستوان را در دورهٔ معاصر از آن ساختهاند و مرحوم پورداود در هرمزدنامه (ص ۳۶۴ و بعد) به آن تاخته. آن مرحوم نه ساخت ستوان را درست دانسته و نه دلالت آن را کافی یافته. گویا حق با اوست، ولی مع الاسف تک تک کلماتی که در سه صفحهٔ آینده گفته نادرست است و این قدری عجیب است. هیچ ارتباطی میان استوار و استوان، آن طور که آن مرحوم تصوّر کرده نیست و چنین نیست که این دو یک لغت باشند و اختلافشان در اختلافِ دو "گونه" از یک پسوند واحد باشد؛ نیز چنین نیست که جزء اول این لغات است به معنای استخوان باشد.
اُستُوان را بعضی فرهنگهای قدیم به استوار و معتمد و هم مؤمن و معتقد تعریف کردهاند، و گویا جز همان یک شاهد که از زرتشت بهرام پژدو نقل کردهاند شاهدی نداشتهاند. آن شاهد، که به چند شکل در فرهنگها ضبط است، چنین است:
پذیرفتیم و بر دین استوانیم
بجز پیغمبر پاکش نخوانیم
پیداست که معنای این کلمه جز "مؤمن" نیست و معنای "استوار" بیشاهد است (مگر از جای دیگر شاهدی به دست آید).
آقای حسندوست، که طبیعی است آن اشتباهات مرحوم پورداود را نکند، این کلمه را با آستوان متون پهلوی و مانوی سنجیده (توجه فرمایند که در آن متون هم این کلمه گاه با کلمهٔ دین به کار رفته) و سپس با کاربرد ریشهٔ stu با پیشوند ā در اوستایی به معنای مقرّ بودن.
این همه درست است. حال آقای حسندوست چرا برای اُستُوان فرهنگها، که جز یک شاهد ندارند و آن یک شاهد هم پیداست که از مصطلحات زردشتیان بوده، اشتقاق دیگری آورده:
ava-stu?
به چه مناسبت؟ به استناد کدام متن؟ در کدام زبان ایرانی این ریشه با این پیشوند به کار رفته؟ اگر در زبانهای ایرانی نشانی از کاربرد این ریشه و این پیشوند نیست، چرا در هندی باستان به جستوجوی آن برنیامدهاند؟ اصلاً این ریشه و این پیشوند با هم چه معنایی دارند؟
این پرسشها به قول صداوسیما باید چراغ هدایت لغتشناس باشد، و نبوده.
راه حل مسأله ظاهراً ساده است: اصلاً اُستُوانی وجود نداشته. آنچه هست آستوان است:
پذیرفتیم و بر دین آستوانیم
بجز پیغمبر پاکش نخوانیم.
حال رجوعی مختصر به اوستا کنیم. گفتیم که ریشهٔ stu با پیشوند ā در صرفِ باصطلاح ناگذر (middle) معنای مقرّ شدن یا اقرار کردن میدهد. به این شاهد از زامیاد یشت (فقرهٔ ۸۴) دقت فرمایند:
kauuaēm xvarnō ... yat upanhacat kauuaēm vīštāspəm ... yat imąm daēnąm āstaote.
فرّ کیان ... که کی گشتاسپ را همراه شد ... تا او به این دین خستو شد.
حال، صفت فاعلی ناگذر از مادهٔ مضارع stau و پیشوند ā البته چیزی نیست جز
ā-stavāna
و این در فارسیِ میانه حاصلش ناگزیر āstavān است و در فارسی، اگر وجود میداشت، آستَوان یا با یک حذف میانی آستوان. با این حال، این کلمه در فارسیِ رسمیِ قدیم منسوخ شده و تک شاهدی که از آن به دست دادهاند از استعمال زردشتیان است.
این یادداشت بار دیگر تأکید بود بر مواجههٔ انتقادی با فرهنگهای قدیم.
🔴پیش رویت دگران صورت بر دیوارند
#اصفهان
🆔 @jamalvafaei
عجب از چشم تو دارم که شبانش تا روز
خواب میگیرد و شهری ز غمش بیدارند
صد کتاب قرن
خبر آمد که کتاب واژه و معنای آن از فارسی میانه تا فارسی به عنوان یکی از صد کتاب قرن انتخاب شده است. معلوم نیست کار علم در این مملکت به دست کیست. مغز ندارند یا ... آخر ملاک اینان چیست؟ کجا درس خواندهاند و با کی مشورت میکنند؟ چرا همه چیز را به شوخی گرفتهاند؟ چرا علم را بازیچه کردهاند؟
من تعدادی از کتابهایم را کنار گذاشتهام که در چهارشنبه سوری آتش بزنم و این هم یکی از آن کتابهاست از بس چرند و مزخرف است. ولی معلوم است که ذوق و علم ایرانی به سمت چرند و مزخرف مایلتر از هر چیز است.
نگارهای از آموزگاه (:کلاس) حافظپژوهی دکتر شکوهی در سازمان صدا و سیما
@tamashagaheraz
نیایش 25 از 100
بانو فرانَک نیکوفرصت از نَسک (:کتاب) پارسی سره نوشته دکتر فربود شکوهی (جلوه) این نیایش را بخواندند.
نام نَسک : نیایشهای پارسی سره
نام ناشر: فرزانروز
#نیایشهای_پارسی_سره
پهرست - درگاه زبان و ادب پارسی
@pehrest
نیایش 23 از 100
بانو فرانَک نیکوفرصت از نَسک (:کتاب) پارسی سره نوشته دکتر فربود شکوهی (جلوه) این نیایش را بخواندند.
نام نَسک : نیایشهای پارسی سره
نام ناشر: فرزانروز
#نیایشهای_پارسی_سره
پهرست - درگاه زبان و ادب پارسی
@pehrest
سیسنبر
به دو سینِ مُهمَله، اول مکسور و دوم مفتوح، و در میانِ هردو یاءِ مُثَنّاةِ تحتانیۀ ساکنه، و سکونِ نون و فتحِ باءِ مُوَحَّده و راءِ مُهمَله در آخر.
عقیلیِ خراسانی
مخزنالادویه
بندهخدا چه جونی کنده تا املا و تلفظِ واژۀ سیسنبرو به خواننده بگه! 😁 تازه اگه خواننده دقت و سوادشو داشتهباشه و منظورشو درست بفهمه.
با امکاناتِ امروزی چه راحت مینویسیم:
سیسنبر sisambar
#فرهنگنویسی
گفتار استاد فریدون جنیدی دربارهٔ داستان رستم و سهراب و رستم و اسفندیار که تا سال ۱۳۹۵ در کتاب ادبیات دبیرستان وجود داشت.
پس از سال ۱۳۹۵ درسهای شاهنامه از داستانهای سهراب و گردآفرید و رستم و اشکبوس و قیام کاوه آهنگر و پیروزی فریدون بر ضحاک و گذر سیاوخش از آتش در کتابهای ادبیات پایهٔ دهم تا دوازدهم موجود است!
#بنیاد_نیشابور
/channel/bonyad_neyshaboor