1109
مزدا اهورا که دانش بیکران هستیمند است بنیاد آفرینش است. اهورامزدا هیچ فرمان و احکامی برای مردم ندارد. فیسبوک https://www.facebook.com/IranianZartoshti اینستاگرام https://www.instagram.com/persian_zoroastrians
(سرود۱۷ هات۵۳بند۵)
.
- نزد من هر کس که از روی راستی رفتار کند مزدای دانا او را در برابر ستایش و خدمت بهتر میشناسد از چنین کسانی، چه آنان که بودند و چه هستند من با نام یاد میکنم و با مهر گرد آنان میگردم.
(سرود۱۶ هات۵۱بند۲۲).
#ایرانی، آیین نیک ایرانی را خود #جشن بگیر.
ایدون باد - ایدونتر باد - شادزی مهرافزون.
(✍️گردآورنده و نگارنده: مهندس موبد #کامران_جمشیدی)
(با سپاس از همهی گرامیانی که بخشهایی از نوشتار/سخنان آنان را در این نوشتار/سخنان به وام گرفتهام).
@persianzoroastrians 🔥
دانشمندان، زنان ایران را جزو نخستین بنیادگران دانش کشاورزی میشناسند که توانستند به رمز کاشت و برداشت پی ببرند.
زن همواره پابهپا و دوشبدوش مردان در کشتزارها کار میکرده و در ساخت دست ابزارهای گوناگون نیز به بازرگانی خانواده یاریرسان بودهاست.
آنان به جایگاه داوری و سرداری و پادشاهی نیز میرسیدند.
زنان در پاسداری از همهی ارزشهای دینی و فرهنگی و نگهداری از خانواده، نقش بسیار مهمی داشته و با یاری و رایزنی همسران خویش به فرزندان، دانش و فرهنگ، کشاورزی و ابزارسازی و راستی و پاکی و پارسا زیستن را میآموختند بگونهای که همواره بیگانگان و چهبسا دشمنان نیز، ایرانیان را دارای روحیه ورزشکاری و اخلاق پهلوانی و پاسدار راستگویی و فرهنگ انسانی میشناختند و میشناساندهاند.
خوب، همهی اینها را گفتیم هرآینه این را هم نباید از یاد نبریم که «دو سد گفته چو نیم کردار نیست».
فراپرس یا مسئله زن و مرد و چگونگی نگاه هر باور و فرهنگ به آنها و برآیندهای کرداری که از کنش بر پایه این باورها گرفته میشود هم امروز نیز به همان اندازه چند سدوهزار سال پیش زنده است و بیگمان در کشورهای پیشرفتهتر از دید همبودین- انسانی نیز هنوز بر سر ناهمسانی حقوق زن و مرد گفتگوهاست، هر چند که دگرگونی بسیاری است میان مردمی که دشواری خود را با باورهای دینی مردسالارانه بگونهای حل کرده و یا آنها را کمرنگ کرده و از تصمیمگیری در دشواریهای همبودین به گوشهای راندهاند و آنهایی که در زیر بار و فشار مردسالاری خشن، یا تسلیم میشوند و به سرنوشت خود خشنودند و یا تسلیم نمیشوند هرآینه نمیتوانند راهی به بیرون بیابند و سرانجام به بیماریهای روانی گرفتار میشوند و یا آنکه در بهترین حالتش با نگاه داشتن خود در حالت نبرد و ستیز مثبت، از این دور منفی انرژی مثبت میگیرند و بر تلاش خود برای رسیدن به حقوق برابر میافزایند.
ما نیز اگر بهراستی به آنچه از فرهنگمان میگوییم باور داریم دیگر نباید برای به کردار رساندن آن نیازی به اندیشه داشته باشیم. این باور، باید که از درونمان، از خرد وهومنیمان و یا منشمان برخیزد تا آنکه خودبخود به کردار درآید. پس هرکس به خود و پیرامون خود بنگرد که زندگیاش چگونه است و در اندیشه و منشش چه میگزرد و اگر خود را ایرانی و باورمند به فرهنگ بنیادین آن میداند، پس با دریافت درست آن و درست گردانیدن بینش و منش خود، آنرا در زندگی خود به کنش بکشاند. گفتیم که آرمیتی هم نماد زن است و هم زمین. اکنون این دیگری را بنگریم، زمین را. زمینی که همهی جهان و هستی ماست، زمینی که اگر نبود ما نیز نبودیم زیرا که نخست زمین پدید آمد و سپس انسان! زمین خانه و خوراک ماست، پس زندگی ماست. زمین، زن اهوراست.
پس هرچه از زمین و ارج و ارزش آن بگوییم کم گفتهایم. این را نیز میدانیم که پیش از هستی یابی انسان بر روی زمین، گیاه و جانور که نام هر دو از یک ریشه و به معنی زندگی و زندگان است هستی یافتند و زمین را زیور بخشیدند. پس هستی انسان پیرو و در گرو هستی گیاه و جانور است.
اکنون بنگریم که انسان با این هر سه چه کرده و میکند؟
در این نوشتار/گفتار جا برای بیان ویرانیها و زیان رسانیهای انسان به زاستار(:طبیعت) و زمین و جانور و گیاه نیست و همهی ما کموبیش آگاهیم.
بزرگترین زیانی که انسان، بویژه انسان شهرنشین بهخود رسانده این است که از این هر سه دور شده و پیوند خود را، چه تنی و چه روانی با آنها از دست دادهاست و آنها را دیگر درنمییابد. هرآینه قانون اشا بگونه دیگری میوه این دوری و زیان را به او مینمایاند با بیماریهای تنی و روانی که برآمده از این دوری میباشد.
درباره زن و جایگاه او در گیتی و هستی روی زمین نیز، از دید این گوینده/نگارنده، همین روی دادهاست. همبود انسانی، آنجا که نیمه دوم و هم اندازه و همسر خود را نادیده گرفته و با اینکار خود را از اندازه بیرون بردهاست، همبود را نیز از هماهنگی و آرامش بدور انداخته است.
جاییکه مردان و مردخویی ناب میخواهد کارهای همبودگاهی چه خانواده و چه همبود بزرگتر را به پیش ببرد، توازن بههم میریزد و کار میلنگد. همانا وارون این هم درست است و اگر تنها زنان و زنخویی ناب نیز کارها را بدست بگیرد شاید که برخی کمبودهای مردخویی را پرکند هرآینه جای دیگر کم خواهد آورد. بنابراین هر دو نیمه باید بهدرستی جای خالی یکدیگر را پر نمایند.
در این زمینه، به معنی دو نیمه برابر بودن و تکمیل یکدیگر باید گفت که تا آنجا که من میدانم، فرزان یا فلسفه اهورامزدا و فروزههای ششگانه او یا امشاسپندان، تنها فلسفه باوری - دینی است که از بالا تا به پایین، یعنی از خودِ اهورامزدا تا سرتاسر هستی او این برابری را در برمیگیرد.
نخست خود واژه اهوره مزدا، که از دید واژگانی دو جنسی است. اهوره مردانه است و مزدا زنانه.
۲۵ بهمن ماه سالگشت جنگ نهاوند است.
۲۵ بهمن ماه، سالروز حمله اعراب مسلمان عربستان خراب شده به کشور عزیزمان ایران است.
بیستوپنجم بهمن ماه سالگرد جنگ نهاوند چیرگی اعراب مسلمان بیابانی بر بزرگی و شکوه ایرانزمین.
چیرگی بر جشنها، شادمانیهایمان.
چیرگی بر راستیها، درستیها، نیکیها، ارزشها و منش ایرانی انسانیمان.
و آغاز فرومایگی، واپسگرایی، خرافات، یاوهها، خردباختگی، خودباختگی، دروغ، نیرنگ، خواری، بیاعتباری و بیارزشی و...
باری،
٢۵بهمن ماه سالگشت جنگ نهاوند روز به سوگ نشستن است.
روز نسلکشی ایرانیان بدست اعراب مسلمان وحشی که کشتارها بسبار فراوان کردند. تجاوزها، چپاولها و غارتها کردند. ویرانیها به بار آوردند و سوزاندند.
مردان و پسران ایرانی را به اسارت گرفتند و نوکری گماشتند.
دختران و زنان ایرانی را به بند کشیدن و به بردهگی بردن و در بازار مدینه و مکه به فروش رساندند.
آری،
١٣۸۳سال پیش در چنین روزی ایرانیان نیک سرشت در جنگ نهاوند از اعراب مسلمان عربستان اهریمن شکست خوردند تا که #فرهنگ_ناب، #تمدن_بزرگ، #تاریخ_کهن و #آیین_نیک_نیاکان_ایرانیمان گرفتار شود.
درود بر زنان و مردان ایرانی که در برابر تازیان مسلمان از همان زمان تا کنون تا پای جان ایستادند و جانفشانیها کردند
یاد و نامشان جاودان.
.
جنگ نهاوند در روز ۲۵بهمن سال ۲۰خورشیدی، روز اورمزد سال۱۲۰۱ شاهنشاهی و ۱۴ فوریه سال۶۴۲ میلادی بین سپاه ایران و تازیان، در یورش اعراب مسلمان به ایران در نزدیکی نهاوند که در منطقهای کوهستانی واقع شده، رخ داد.
#یزدگرد_ساسانی از خراسان، گرگان، تبرستان، مرو، سیستان، کرمان و پارس نزدیک به ۱۰۰هزار تن لشگر گردآوری نمود و در نهاوند گردهم آمدند.
گرد آمدن سپاه انبوه ایرانیان در نهاوند، خطر بزرگی برای اعراب مسلمان بهشمار میرفت. از برای همین «عمار ابنیاسر» عرب که در این زمان، بجای «سعد ابنابیوقاص» عرب بود، نامهای به خلیفه تازیان مسلمان نوشت و او را از این ماجرا آگاه کرد و در دفع این خطر از او کمک خاست.
خلیفه تازی که از این خبر سخت به وحشت افتاد، لشگری فراهم کرد و از کوفه بهسوی نهاوند و در جایی نزدیک نهاوند اردو زدند.
چند روزی لشگر ایرانیان و اعراب مسلمان رودرروی یکدیگر بودند و جنگ و درگیری پیش نمیآمد تا اینکه تازیان دد به دروغ آوازه سردادند که خلیفه عرب مرده است و آنان قصد بازگشت را دارند. با این حیله که کارشان از صدراسلام بود، ایرانیان را از سنگر بیرون کشیدند و در بیابان با آنها دست به جنگ زدند.
جنگی که روی داد، سخت و خونین بود و سه روز به درازا کشید. و فرمانده لشگر تازیان مسلمان «نعمان ابنعمرو ابنمقرنمزنی» در جنگ کشته شد.
براستی نمیتوان یاد و خاطرهی ایستادگیها و جانفشانیهای مردمان پاکنهاد این سرزمین را فراموش کرد.
درود بر روان تمامی نیکان و درگذشتگان و درود بر فروهر پاک بزرگ مردان و شیر زنانی که به پاسداری از استقلال ایران زمین در خاک خفتند.
بر روان و فروهر همهی این دلیران دلاور درود باد.
به روان تابناک همهی جانگواهان راه دفاع از کیان ملی میهن عزیزمان ایران سرفراز درود باد.
یادشان گرامی و راه نیکشان پر رهرو باد و سرای سرود برین جایگاهشان باد.
به همهی نیک اندیشان، نیک گفتاران، و نیک کردان، راستی جویان و سپنتهمنهای ایران و جهان درود باد.
باد و باران بیهوده میپویند، هیچ راهی نیست و این مهر همواره با ماست و این عشق، خویش و همخانهی ماست.
عشق و ایمانم به ایران در دو گیتی هم نگنجد
نیست پیالهای در انیران سنجد این، پیمانهای هم.
گردآورنده و نگارنده:
@Persianzoroastrians 🔥
هممیهنان شجاع و شریفم،
فریادهای رسای شما در ایران در شبهای ۲۵ و ۲۶ بهمن، و حضور پرشکوهتان در گردهماییهای ۱۴ فوریه، «روز جهانی اقدام»، جلوهای روشن از اتحاد ملی ما بود.
درود بر شما در ایران که استوار در برابر اشغالگران ایستادهاید.
درود بر شما که از استرالیا و نیوزیلند تا لندن و مونیخ، از تورنتو و ونکوور تا واشینگتن و لسآنجلس، پژواک انقلاب ملی شیروخورشید ایران شدید؛ به هممیهنان شجاعمان در ایران نیروی مضاعف دادید؛ وجدان جهانیان را بیدار، و مماشات با رژیم جنایتکار را دشوارتر کردید.
شما با نظم و انضباطی ستودنی، با جمعیتی عظیم و میلیونی، در نهایت وقار و احترام به کشورهای میزبان، ثابت کردید که ایرانیان در هر کجای جهان که باشند، یک ملت متحد هستند، با پرچمی واحد، ارادهای استوار، و هدفی روشن.
شما به جهانیان نشان دادید که ملت ایران، برخلاف رژیم فرومایه و تروریستی اسلامی، ملتی بزرگ و متمدن است؛ و نهتنها میداند چه نمیخواهد، بلکه به روشنی میداند که چه میخواهد.
مبارزه ما برای سرنگونکردن جمهوری اسلامی و برپایی حکومتی ملی و دموکراتیک، بازگشتناپذیر است. میان ما و این رژیم، دریایی از خون فاصله انداخته است. خونهای به ناحق ریختهشده، و دهها هزار جان عزیزی که ضحاک زمان، علی خامنهای از ما گرفت، نیروی محرک رستاخیزی بزرگ و اتحادی کمنظیر شده است و به زودی همچون سیلابی قدرتمند آثار و بقایای این فرقه تبهکار را از خاک پاک ایران بر خواهد چید.
ما این مبارزه را با قدرت و تا سرنگونی این رژیم جنایتکار و بیرون راندن اشغالگران از ایران عزیزمان ادامه میدهیم؛ تا روزی که تکتک جنایتکاران به سزای اعمالشان برسند و خانوادههای داغدار و دادخواه به عدالت دست یابند.
از همه شما که به فراخوان «روز جهانی اقدام» پاسخ دادید، صمیمانه سپاسگزارم. اعتماد شما بزرگترین سرمایه من است و آن را یکسره در راه آزادی ایران به کار خواهم گرفت. تا پیروزی نهایی و تا پای جان در کنار شما میمانم.
باور دارم که بهزودی جشن آزادی را در سراسر ایران برپا خواهیم کرد.
پاینده ایران!
پیروز باد انقلاب شیروخورشید ایران!
@OfficialRezaPahlavi
ایران🌞🦁IRAN
#شیر_و_خورشید نشان #۳هزار ساله ایران کهن ماست. #شیر_و_خورشید نماد ملی و میهنی ماست:
برای پژوهش و دانستن درباره #شیروخورشید میتوانید به نسکهای(:کتابهای):
#تاریخچه_شیروخورشید،
✍️نوشته #زندهیاد_احمد_کسروی.
#درفش_ایران و #شیروخورشید،
✍️نوشته استاد #سعید_نفیسی.
#تاریخ_پرچم_ایران
✍️نوشته، #دکتر_بختورتاش.
#شیروخورشید_نشان_٣هزار_ساله
✍️نوشته، #دکتر_ناصر_انقطاع
و... را بخوانید.
پرچم کنونی ایران افسوسمندانه تنها رنگهایش از آن ایران کهن است. نوشتههایش بسیار زشت آن عربیست.
آرم میانش هم نشان سیکهای هندیست.
در پایان اینکه،
درفش(:پرچم) #شیروخورشید از آن ایرانزمین کهن پرگهر اهورییمان است نه از آن چسلام اهریمنی اعراب وحشی چسلام عربستان خراب شده، و باز اینکه
ای اهریمنان تازی و تخمتازی، ایران اهوراییست نه چسلامی
#به_امید_ایران_آزاد_و_آباد
@Persianzoroastrians🔥✍️
#کین و #کین_خواهی در #شاهنامه:
به یزدان که تا در جهان زندهام
به کین سیاوش دل آکندهام
پدر کشتی و تخم کین کاشتی پدر کشته را کی بود آشتی.
کین خواهی در حماسه ملی ایرانیان، بنیادی نماد گونه دارد، که از نبرد با دشمنان و مرزهای میهن حکایت میکند.
بر بنیاد باورمندی مردم ایران باستان، از آغاز پیدایش گیتی نبرد نیکی و بدی این جهانی میشود و انسان، نمایندهی اهورامزدا این پیکار سپندینه را با منشهای اهریمنی انجام میدهد.
نخستین کین خواه در استورههای مردم ایران باستان کیومرس است.
نخستین انسان آفریده در اوستا و نخستین کد خدای در شاهنامه، فرزند اهریمن از سر حسد ورزی و خود کامگی فرزند کیومرس (سیامک) را میکشد.
کیومرس، با راهنمایی سروش خجسته برای کین خواهی به نبرد با اهریمن میشتابد و سرانجام، با کشته شدن فرزند اهریمن بدست هوشنگ(نوه کیومرس) کین سیامک ستانده میشود:
درود آوریدش خجسته سروش کزین بیش مخروش و باز آر هوش
از آن بدکنش دیو٬ روی زمین بپرداز و پردخته کن دل زکین
کی نامور سر سوی آسمان بر آورد و بد خواست بر بدگمان
بر آن برترین نام یزدانش را بخواند و بپالود مژگانش را
و زان پس به کین سیامک شتافت شب و روز آرام و خفتن نیافت
و نیز از آنجا که حماسهی ملی ایرانیان بر باور پیکار نیکی و بدی گذاشته شده است، کینخواهی آنان، سرشار از نبردهای دلیرانهای است که در راه خویشکاری ایزدی آغاز میگردد و سرانجام میپذیرد.
فریدون فرخ، به یاری کاوه آهنگر به کین خواهی مردم ستم دیدهی ایران و پدر خود(آبتین) و همچنین، گاو سپندینه(برمایه) که وی را پرورانده بود، با ضحاک ماردوش تجلی گیتیانهی اهریمن وارد نبرد میشود و سرانجام، او را به بند می کشاند و به راهنمایی سروش خجسته، در اشکفتی در کوه دماوند زندانی میکند. به این ترتیب، به هزار سال فرمانروایی اهریمن بر مردم ایران زمین پایان میبخشد.
به نیکی ببست از همه دست بد چنان کز ره هوشیاران سزد
بیاراست گیتی به سان بهشت به جای گیا٬ سرو گلبن بکشت
کین خواهی، در ذات حماسه ی ایرانیان است و به گونهای که از متن شاهنامه بر میآید، از خویشکاری آنان میباشد. در رویارویی با دشمنی که از بیرون از مرزها، کیان ایران را تهدید میکند و به کشتار دست مییازد، کوتاه نمیآیند و به خون خواهی در جایگاه نام و ننگ بر میخیزند و برای آن هدف ارزش و جایگاهی تقدس گونه قایل میشوند.
در همهی داستانهای شاهنامه، یورش و تخم کین کاشتن از سوی دشمنان(جبهه بدی) آغاز میشود. از آنجا که خوی اهریمنی، در منش سلم و تور، فرزندان فریدون رخنه میکند٬ برادر کوچک خودشان ایرج را میکشند، تا جهان را به آشوب بکشانند. از اینرو آغاز گر نبردهای بیپایان میان ایرانیان(جبهه نیکی) و تورانیان(جبهه بدی) میگردد.
کین خواهی فریدون از فرزندانش(سلم و تور) به گناه کشتن برادرشان ایرج، نماد گونهی تخم کین کاشتن اهریمن، در نهاد انسان است. تا پیش از این دیدیم که کینه، میان انسان، نمایندهی یزدان در گیتی از سویی و اهریمن نمودار بدی از سوی دیگر بود.
کینه کشی از انگیزانندههای جنگ در شاهنامه است، که همراه با نامجویی و افتخار حس ستایش برانگیز و شگفتی آور میآفریند. از مهمترین و هیجان انگیزترین جنگها در شاهنامه، جنگهای است که با انگیزهی کین سیاوش، میان ایرانیان و تورانیان در میگیرد. و سرانجام با کشته شدن افراسیاب، به دست کیخسرو، فرزند سیاوش پایان میپذیرد در این میان رویارویی گودرز کشوادگان با پیران ویسه، سردار نامدار تورانی، به کین خون فرزندان و نوادگانش بسیار شگفتی آور و درخور نگرش است
و اما از آنچه تا اینجا گفته شد، چنین برمیآید که هرگاه کینی از دشمنان خونی و ید سرشت گرفته میشود، به آیین و پسندیده است. وارون آن، هرگاه در اردوگاه خودی به بهانهی خون خواهی جنگی در میگیرد، بسیار درد آور و اندوهناک ست به گونهای که در فحوای سخن فردوسی است، از در کین وارد شدن، نه از بهر خودی که از برای دشمنان است و پیروزی بر آنان افتخار آفرین.
کین جویی پسر اسفندیار(بهمن) از تبار رستم، که ایرانیان را به او امید است، به گونهای دشمنی کور از سر بد فهمی و بی خردی است. و از اینروی است که در جای جای شاهنامه، باور بر آن است که کین خواهی، کار نیکو و پسندیدهای نیست. رستم در نامهای به گشتاسپ پدر اسفندیار:
سر نامه کرد آفرین از نخست
بر آن کس که کینه نبودش نه جست
و هم او رستم پیش از آنکه جان به جان آفرین تسلیم کند٬ دشمن و کشندهی خود شغاد را تهدید میکند:
در ۱۱۰ سال پیش مردی چنین پیشبینی کرد و گفت:
«اگر با آخوندها و ملایان تسویه حساب نشود خواه انقلاب مشروته بشود یا نشود، این میکروبها میمانند و من میترسم در آینده نزدیکی چشم باز کنید و ببینید هشتصد ملا یکجا خلق شده است. آخوند و ملا همه امور ایران را بدست گرفته و همه ثروت شما را بر باد داده است».
✍️ #جلیل_قلیزاده
بنیانگزار روزنامه ملانصردین
ای آتش سرخ تیرگی سوز
ای روشن آشیان بر افروز
ای بر شده آتش نیایش
ای خرمن گرم سوز سرکش
از دور مهینگر کیانی
هوشنگ نژاده یادمانی
آورد تو را به فر و فرهنگ
چون گوهر سفته از دل سنگ
افروخت به هیمههای سوزان
بس آتش پر فروغ و تابان
وان روز نشاط و گاه امید
جشن سده خجسته نامید
ای معبد مهر از تو روشن
هر گلخن مرده از تو گلشن
از نور تو آسمان بر افروخت
دم سردی خاک و تیرگی سوخت
مهر تو به خاک مرده جان داد
بر آب فسرده دل روا ن داد
دم سردی و هیبت زمستان
بردی به فروغ خویش آسان
آری تو فروغ ایزدانی
آرایش بزم موبدانی
جشن سده از تو یادگار است
میلاد سحر به شام تار است
ای آتش جان فروز تابان
با مهر چو بستهای تو پیمان
هر تیره که اهرمن بزاید
در پای فروغ تو نپاید
اینک به امید پاک دادار
آن یاور مهربان و غمخوار
بر خیزم و دست بر فشانم
وز شوق سرود تازه خوانم
از هیمه اجاق بر فروزم
غمنامه تیرگی بسوزم
اکنون که زمان شاد ما نیست
هنگامه بزم و کامرا نیست
ای یار خجسته ای نکوکار
از چهره نقاب غصه بردار
از عشق تو آتشی به پا کن
دلتنگی و خامشی رها کن
تا باد جهان به کام تو نوش
آیین کهن مکن فراموش
✍️ #هما_ارژنگی🍷
سپاس و ستایش ز مزدای پاک
که آتش ز نورش شده تابناک
چنین رفته از پیشدادان سخن
که هوشنگ آن پادشاه کهن
چو سد روز از آغاز آبان گذشت
ز کوهی به یاری یاران گذشت
چو ناگه بر آن کوه ماری خزید
بر آن شد به سنگش کند ناپدید
بزد سنگ ، اما بشد آن سیه
گریزان و پنهان شد از هر نگه
چو سنگش سر سنگ دیگر رسید
به ناگه ز آن آتشی بر جهید
چو نور از دل سنگ آمد برون
شگفت آمد از سنگ خارا فزون
ز این داستان ایزدان پاس داشت
ز شادی آن آتشی بر فراشت
به گردش نشستند شاه و سپاه
گشاده رُخ و شادمان تا پگاه
چو آهن به گرمای آتش نواخت
ز آهن بسی نیک افزار ساخت
فزون شد به دستور او کشت و کار
به خیشآهن و تیشه در کشتزار
ز آن نامور، کشور آباد گشت
زمین سبز و گیتی پر از داد گشت
ز هوشنگ ماند این سده یادگار
که بادا به گیتی رهش پایدار
سده را چنین نیک بنیان نهاد
روانش خوش و خرم و شاد باد.
✍️ #شاهین_سپنتا
.
بياور مى🍷كه گاه كامرانیست
ز مى🍷ما را هواى سرگرانیست
نوا سر ده به آهنگ همايون
كه گويى در سرم شور جوانیست
بزن سنتور و زان پس تار و تنبور
كه دلخواهم سرود خسروانیست
مرا ساغر بريز و جام پُر كن
از آن مينا كه می🍷سرخش مُغانیست
برافروز آتشى در سينه از عشق
كه لطفش به ز آب زندگانیست
پس آنگه خرمن آتش به كهسار
برافروز اى كه كارت ديهگانیست
برافروزان سپس تلى ز آتش
به دشت اى آنكه سعْيَت آرمانیست
خود اين آتش نمودِ روشنیها
به فكر و ذكر و تشخيص زمانیست
فغان از چشم تار و فكر تاريک
كه در هر مطلبش معكوس خوانیست
از آن رو آتش افشانيم در دشت
كه از انديشه روشن، نشانیست
به آيين سده شادباش سر كن
كه اين رسم از رسوم باستانیست
خجسته باد اين جشن كيانزاد
بر آن كو در تنش خون كيانیست
سده اين جشن فرخ فال فيروز
نمادى از سرور و شادمانیست
سده يادآور ايران به شكوه
گرانفر چون درفش كاويانیست
سده يادآور عهدى كه ايرانِ
چو مهرش در جهان پرتوفشانیست
سده جشنى است دستاورد هوشنگ
كه با ديوان نبردش داستانیست
سخن از جشنوار و جشن برگوى
كه دلكش چون دراى كاروانیست
سده اين يادگار عهد ديرين
فروغش زنده، نامش جاودانیست
به ياد آور زمانى را كه اين رسم
فروزانفر چو رسم پهلوانیست
غم آن روزگار رفته از دست
مرا در خاطر اندوهى نهانیست
به ياد عهد ديرين چاره غم
كنون ما را شراب ارغوانیست
سزد گر دل فرا گيريم از اندوه
در آن جشنى كز آنِ كامرانیست
اديب اكنون به كام دوستداران
خريدار نشاط از دوستگانیست
سزد كز بهر آزادى بكوشيم
ز جان و دل كه تاييدش جهانیست
جهان تا هست، ايران زنده بادا
كه جان دادن به راهش رايگانیست.
✍️زندهیاد استاد #ادیب_برومند
.
ای جوان برخیز تا جشن سده برپا کنیم
آتش شادی بیفروزیم و خوش غوغا کنیم
سنت و آیین ایران کهن را نو کنیم
اندرین روز خجسته یاد از آبا کنیم
آن شکوه و فر دیرینه که از ما گمشده
در جهان پر ز نیرنگ و فسون پیدا کنیم
نیست دنیا جای سستی و خمودی هوشیار
دود آتش را بیا بر دیدهی دنیا کنیم
کامرانی بسته برکار است و کردار درست
چند روزی دفتر گفتار بیجا تا کنیم
جای ما برتر ز هرکس بود در دانشسرا
از برای خویش آنجا بار دیگر جا کنیم
مستی و سستی تو را رنج و الم بار آورد
کار کن تا خویش را با دیگران همتا کنیم
دانش و فضل و هنر باید به بازار جهان
یک چنین کالا فراهم کن سپس سودا کنیم
کشورت دارای گنج و تو به رنج اندر چرا ؟
خیز جانم تا گره از کار بسته وا کنیم.
✍️ #رسام_ارژنگی
گردآورنده:
@Persianzoroastrians🔥
🔥 #جشن_سده🔥در سرودههای تنی چند از چکامهسرایان ایرانی:
از پی تهنیت روز نو آمد بر شاه
سده فرخ روز، دهم بهمن ماه.
✍️ #فرخی_سیستانی
اینک بیامدهاست به پنجاه روز پیش
جـشـن سـده طلایه نــوروز نـامـدار.
✍️ #منوچهری_دامغانی
سده دلیل بهار است و روزگار نشات
نشات کن که جهان پر گل است و پر سوسن
بخواه جام و بر افروز آذر بُرزین
که پر شمامهی کافور شد کُه و برزن.
✍️ #بخارایی
سده جشن ملوک نامدار است
ز افریدون و از جم یادگار است.
گر از فصل زمستان است بهمن
چرا امشب جهان چون لالهزار است.
✍️ #عنصری_بلخی
شبهای سیه زلف مغان وش داری
در جام طرب بادهی دلکش داری
تو خود همه ساله سدهی خوش داری
تـا زلف چلیپا، رخ آتش داری.
✍️ #عثمانی_مختاری
ایـران یعنـی هم از دور و هـم از دیـر
ســده، نـوروز، چـلـه، مـهـرگـان، تـیــر
✍️ #شجاعپور
آن شب که شـب سده بود در کویَت
آتــش دل مــن بــاد و چلـیـپـا مـویـت.
شب سده است بیار ای چراغ رود نواز
از آتش مـی، غم بسوز و چنگ نواز
به جام خویش مر این رام ِخویش را می ده
به کام خویش مر این زار خویش را بنواز
طریق راحت گشای و راه رنج به بند
عنان هجر فرو گیر و اسپ وصل بتاز
چون شعرخوانی در وصف این شب سده خوان
چو عشق بازی در مدح شاه دنیا باز
✍️ #خاقانی_شروانی
برخیز و برافروز هلا قبله زرتشت
بنشین و برافکن شکم قاقم برپُشت
بس کس که ز زرتشت بگردیده دگربار
ناچار کند روی سوی قبله #زرتشت
من سرد نیایم که مرا ز آتش هجران
آتشکده گشتهاست دل و دیده چو چرخُشت
گر دست نهم بر دل از سوختن دل
انگِشت شود بیشک در دست من انگشت.
✍️ #دقیقی_توسی
(چرخُشت = ابزار آب انگورگیری).
.
یکی روز شاه جهان سوی کوه
گذر کرد با چند کَس همگروه
پدید آمد از دور چیزی دراز
سیه رنگ و تیره تن و تیز تاز
دو چشم از بر سر چو دو چشمه خون
ز دود دهانش جهان تیره گون
نگه کرد هوشنگ باهوش و سنگ
گرفتش یکی سنگ و شد تیزچنگ
به زور کیانی رهانید دست
جهانسوز مار از جهانجوی جست
برآمد به سنگ گران سنگ خُرد
همان و همین سنگ گشت خُرد
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ
دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
نشد مار کشته ولیکن ز راز
ازین طبع سنگ آتش آمد فراز
جهاندار پیش جهان آفرین
نیایش همی کرد و خواند آفرین
که او را فروغی چنین هدیه داد
همین آتش آنگاه قبله نهاد
بگفتا فروغیست این ایزدی
پرستید باید اگر بخردی
شب آمد برافروخت آتش چو کوه
همان شاه در گرد او با گروه
یکی جشن کرد آن شب و باده خورد
سده نام آن جشن فرخنده کرد
ز هوشنگ ماند این سده یادگار
بسی باد چون او دگر شهریار
کز آباد کردن جهان شاد کرد
جهانی به نیکی از او یاد کرد.
✍️ #فردوسی_توسی
👇ادامه👇
امروز آدینه، دهم بهمنماه، روز مهر به سال٣٧۶۳ مزديسنى ایرانیمان میباشد.
و در این خجسته #جشن_سده، یکی از بزرگترین جشنهای سالانهی ایرانیمان را برگزار میکنیم🔥
گرامی میداریم این جشن بزرگ باستانی ایرانزمین کهن پرگهر اهوراییمان را🔥💚🤍❤️🔥
#جشن_سده جشن آتش، جشن مهر، جشن پیروزی فروغ بر تاریکی شادباد🔥.
آری،
✅ زنده باد
#فرهنگ_والا_و_ناب ایرانزمینمان💚.
✅ جاودان باد
#تمدن_بزرگ_و_باشکوه ایرانزمینمان🤍.
✅ پایدار باد #تاریخ_کهن_و_درخشان ایرانزمینمان❤️.
✅ پاینده باد
آیین_نیک_و_شاد نیاکان ایرانیمان💚🤍❤️
و اینکه،
امیدوارم یک جشن بزرگ ملی میهنی بزودی زود به جشنهای بزرگ ایرانیمان افزوده شود و آن جشن پیروزی ایرانیان بر پسماندههای تازیان وحشی مسلمان جنایتکار در ایرانزمین شود✌️
🔥 #جشن_سده_شادباد🔥
@Persianzoroastrians 🔥
بسی باد چون او دگر شهریار
کز آباد کردن جهان شاد کرد
جهانی بـه نیکی ازو یاد کرد.
امروزه باستانشناس نشان داده که از زدن دوپارهی سنگ به یکدیگر بود که انسان نخست به راز آتشافروزی پی برد و این با داستان ایرانی جور میآید و باید به آن بالید که آن را نیک بهیادگار زنده نگاه داشتهایم.
.
❇️ آتش و نور از دیدگاه بینش زرتشـتی🔥:
آتش یکی از شگفتیهای زاستار است.
این آخشیج(:عنصر) و مادهی به ظاهر بیجان را بنگریم که چگونه دارای انرژی و توان و جوش و جنبش است و آنهم همواره رو به بالا و سرفراز.
آتش با نور خود پیرامون را روشن میسازد و با روشن کردن و نمودار ساختن راستین پیرامونش جایی برای تاریکی باقی نمیگزارد.
از بن تاریکی از خود هستی نداشته و کمبودِ نور است. آیا براستی دانش و آگاهی و خردمندی هم مانند نور نیست که انسان با داشتن و بدست آوردن آن از تاریکیها بیرون آمده، آگاه و روشن میشود و مگر اهورامزدا همین سرچشمهی دانش و راستینگی و آگاهی تمام نیست و مگر نمیتوان اهورامزدا را با نور نمودار ساخت. پس از اینروست که زرتشتیان همواره نور را بهترین نماد و نشانهی آفریدگار دانسته و رو به آن نیایش میکنند.
آتش را نیز که شیوهی پیدایش نور در زندگی تاریک آدمها گشت از همینرو ارج مینهند و مانند دیگر آخشیجهای زاستاری و سرتاسر زاستار و آفرینش خوب اهورایی ستایش میکنند. پس آتش را فروزان کردن و به آن نگریستن و از آن ستایش کردن، آتش پرستی نیست وانگه گرامی داشتن خدای بزرگ است و نیایش کردن به او.
بگفتهی بزرگان زرتشتی، برگزیدن آتش در دین زرتشتی بهعنوان نماد و نیایش سوی است. از اینروست که باور دارد انسان باید: مانند آتش پاک و درخشان باشد.
همانگونه که فروزههای آتش پیوسته بهسوی بالا در جنبش است انسان نیز باید کوشش بر آن باشد تا همواره بهسوی والایی و رسایی پیشروی نماید.
همچنان که فروزههای آتش هرگز بهسوی پایین کشیده نمیشوند، انسان نیز نباید بهسوی خواهشهای پست نفسانی به پایین کشیده شود و همیشه آرمانهای بزرگ مینویی را در دیده داشته باشد تا به فرهیختگی و والایی انسانیت برسد.
همانگونه که آتش چیزهای ناپاک را پاک میکند و هرگز خود آلوده نمیشود انسان نیز باید با بدی و زشتی بجنگد بدون اینکه خود آلوده به بدی شود.
همانگونه که آتش درخشنده است و همه چیزها را درخشان میکند یک فرد زرتشتی هم باید از فروغ دانش و بینش خود دیگران را سیراب کند و از فروغ نیکی (اشا) یعنی پاکی نظام هستی برخودار باشد.
آتش سرچشمه زیبایی و پایه زندگی است آتش همواره کوشا و بیقرار بوده و تا پایان زندگی خود دمی از کوشش باز نمیایستد و انسان هم بایستی مانند آتش کوششگر بوده و از کار و کوشش باز نایستد.
آن آتشی که درون آدمی را از آلودگی پاک میکند جز اَشا چیز دیگری نیست که از راه فروزههای سهگانه #اندیشه - #گفتار و #کردار نیک) بدست میآید.
🔥آتش در #گاتها📗:
در گاتاها کموبیش ۸بار از آتش نام برده شدهاست. آن نور و روشنایی خرد است. (هاتهای۳-۴و۶-۱۲)
و نور روشناییبخش (۱۹-۴و۹-۱۶) و گرما (۴-۸) که به آدمهای هم خوب و هم بد کمک میکند تا شادی را دریابند. آتش کمک میکند تا در جستجوی راستی و درستی بر آن تمرکز اندیشهای کرد (۹-۸) و اندیشه را روشن میگرداند تا ابزار جلوگیری از خطر فراهم شود.(۷-۱۱).
آتش گامهایی نماد خرد افزایندهی اهورایی است در انسانها و روشنگر ذهن در کار اندیشهی ژرف است.
در اینجا دو نیایش کوتاه، یکی از هفت هات (هپتنگ هاییتیHaptang Haiti و دیگری از آتش نیایش اوستایی آورده میشود که نشانگر نقش نمادین آتش بوده و همچنین بازتابی از آن همبودین هستند که زرتشتیان خواهان آن میباشند:
در پیرامون این آتش، پیش از هر چیز ای اهورامزدا ما پیش تو میآییم از راه افزایندهترین مینویی با روشنی، گرما و نیرو (نمادین شده بوسیلهی آتش). آنرا میستاییم زیرا که تو آنرا دارای ستایش کردهای. آتش، تو از آن اهورای دانا هستی. تو نماد افزایندهترین مینویی او هستی و این از شایستهترین نامهای توست. برای همین ای نور مزدای دانا، ما گرد تو میآییم.
به من ارزانی کن ای آتش، ای پرتو اهورامزدا آسایش آسان، پناه آسان، زندگی آسان، آسایش فراوان، پناه فراوان، زندگی فراوان، فرزانگی، افزونی، شیوایی زبان، هوشیاری روان،
پس از آن خرد بزرگ و نیک و بیزیان پس از آن دلیری و مردانگی، استواری، هوشیاری، بیداری فرزندان برومند و رسا و کاردان، کشور دار و انجمنآرا، بالیده، نیک کردار، آزادیبخش و جوانمرد که خانه مرا و ده مرا و شهر مرا و کشور مرا آباد سازند و سازمان برادری کشورها و همبستگی جهانی را فروغ و روشنایی بخشند.
.
❇️ سخنی کوتاه درباره #آتشکده و آتشکدهها🔥:
نگهداری آتش و ایجاد آتشگاه و جایگاه نگهداری آتش یک سنت آریایی است و پیش از اشوزرتشت نیز رایج بودهاست.👇
جشنهای سالانه🌍 #جشن_سده🔥
جشن سده در آغاز شامگاه دهم بهمنماه روز مهر از بهمنماه برگزار میشود.
وارون(:برعکس) مردمانی که این جهان را خوار شمرده و تنها در اندیشه آخرت بودند و یا آنهایی که بیشتر روزهای سال را در اندوه و سوگواری بهسر میبردند و باور داشتند که گریه و خودآزاری ثواب داشته و بر هر درد بیدرمان دواست، پدران و نیاکان نامدار ما ایرانیان در ایران باستان، گیتی و مینو را باهم خواستار بودند و یکی را فدای دیگری نمیکردند.
دنیای آنها دنیای کار و کوشش همراه با جشن و سرور و شادمانی بود. آنها باور رسا داشتند هنگامیکه کار و کوشش با شادی و سرور همراه باشد، سبب شادمانی و خشنودی و درستی تن و روان میشود و زندگی را شیرینتر میسازد.
آری آنها آن اندازه پایبند این مرام بودند که چهبسا شیون و زاری بسیار از اندازه را در مرگ عزیزان از دست رفته گناه بزرگی دانسته و میگفتند هر دانه اشکی که در سوگ عزیزان ریخته شود سیلابی میگردد که جلوی پیشرفت روان را میگیرد.
واژه جشن از واژه اوستایى یسنه Yasna آمده و این واژه از ریشه یز Yaz سانسکریت، یج Yaj گرفته شده که در چم ستایش کردن است. پس واژه جشن به معنی ستایش و بزرگداشت است. یِسن، یَشت، یَزَت، یَزَد، ایزَد، یَزدان… همه ریشه گرفته از همین واژهاند.
زرتشتیان واژه جشنJashn را برای آیینهای بزرگداشت و خوشى و سرور بکار میبرند در چنانچه آیینهای دینی و سرودن اوستا در آن روزها را جَشَنJashan میخوانند برای نمونه میگفتند در اینجا مراسم جَشَنخوانی برپاست یا در آنجا جَشَن میخوانند.
آری، پیشینیان ما در ایران باستان برای اینکه اندوه و سوگ را از جان و روان خود بکاهند در درازای سال جشنهایی ترتیب داده بودند و این جشنها پر از ستایش و نیایش به درگاه اهورامزدا و سخنرانی و راهنمایی بود.
مردم به نگرانیهای یکدیگر رسیدگی کرده و پس از آن به سرور و شادمانی و دست افشانی و پایکوبی پرداخته و بدینگونه اندیشههای بد و زهرآگین را از مغز و روان خود دور ساخته و سبکبال و آسوده خیال، خود را برای کار سخت و پیگیر روزهای دیگر آماده میکردند.
جشنهایی که در ایران باستانی برگزار میشد و امروز هم برخی از آنها از سوی زرتشتیان که پاسداران راستین آیین و سنن نیاکان خود هستند، گرفته میشود سه دستهاند:
۱- #جشنهای_سالیانه
۲- #جشنهای_فصلی
۳- #جشنهای_ماهیانه
که از میان این جشنهای گوناگون، چندتایی که همواره بزرگتر بوده و از ارزش ویژهای نزد همهی ایرانیان برخوردار بودهاند.
امروز نیز در میان تمامی ایرانیان و حتا مردم کشورهای دیگری که فرهنگ و ریشههای مشترک با آنان دارند، ارزش خود را نگاهداشته و بگونه جشنهایی ملی و یا زاستاری(:طبیعی) برگزار میشوند.
جشن سده، یکی از آن جشنهایی است که جنبهی فرهنگی دارد و همانگونه که جشن نوروز، جشن آغاز سال و جشن مهرگان، جشن نیمه سال بوده است. جشن سده نیز جشن پایان سال بهشمار میآمدهاست.
این جشن یکی از جشنهایی است که بهنام جشنهای آتش نامور بودهاند، یعنی جشنهای سده، سوری(چهارشنبهسوری)، آذرگان، شهریورگان و اردیبهشتگان یا گلستانجشن که دو جشن نخست یعنی سده و سوری بیشتر جنبهی ملی دارند و جشنهای دیگر بیشتر جنبهی دینی داشته و امروز دیگر مرسوم نبوده و به فراموشی رفتهاند.
سده جشن پیدایش آتش است، جشن آغاز گرماست، جشن نور و روشنایی است، جشن زاستار(:طبیعت) است، جشن انسان است و جشن اهورایی است. چرا که میبینیم در این زمان است که در روزگاران بسیار پیش، پدران ما چگونگی برپایی آتش را آموختند، آتشی که با گرما و نور و انرژی خود زندگی انسان را دگرگون کرد و بهراهی انداخت که توانست با بهرهگیری از این بزرگترین دادهی خدایی آسایش بیشتری برای زندگی خود فراهم کند و در بدرستی سرآغاز شهریگری یا تمدن انسانی همین پیدایش آتش و افروختن و مهار کردن آن بود.
در پاسخ به این پرسش که آیا درست در همین روز ویژه، یعنی روز دهم از ماه بهمن بوده که چنین چیزی رویداده است، باید گفت که این دیگر ذوق طبیعی پدران ما بود که این روز را، یعنی زمانی را که از روی دانش و تجربه میدانستند که شدت سرما به اوج خود میرسد و از آن پس از شدت آن کاسته میشود یا آنکه گرما زاده میشود، را با رویداد مهم پیدایش آتش در زندگی انسان یکی قرار دادند و هر دو را همزمان جشن گرفتند.
❇️ واژه #سده🔥 از کجا آمده است:
در اینباره چند دیدگاه وجود دارد که همگی باهم در پیوندند.
اکنون با کمی ژرفبیبی میبینیم که از آغاز آبان تا دهم بهمن ماه که هر سال جشن سده برگزار میشود، درست سد روز میگزرد و بدین دلیل سده نامیده میشود.
برخی هم باور دارند چون از ۱۰بهمن تا نوروز ۵۰روز و ۵۰شب مانده رویهمرفته میشود سد که با جشن و آتشافروزی به پیشواز نوروز میروند.
👇ادامهاش👇
#بنام_ایران💚
#بنام_ایرانی🤍
#بنام_آزادی❤️
برای سرزمین نازنینم ایران عزیزم در این روزهایی بسیار سخت تنها گزینه مناسبی که نماد ملی میهنی هست و رهبری دوران گذار میتوان به آن تکیه کرد و دورش گرد آمد شاهزاده است و بس.
در این زمینه هیچ فردی به سرشناسی و پاکی ایشان اینک نیست. او تجربه و پختگی نیز را دارد.
پس چه نیکوست آنانی که مخالف شاهزاده هم هستند در این مبارزه مهم برای سرنگونی جمهوری ننگین جنایتکار اسلامی کنار مردم ایران باشند و همراه با شاهزاده.
شاهزادهای که نام او را در خیابانهای شهرهای ایران صدا میزنند برای نجات کشورمان.
و تا دوره گذار که انتخابات آزاد پیش آید و هر ایرانی رای خود را برای تعیین نوع رژیم آینده کشور به صندوق رای بیاندازد.
و اینکه چوب لای چرخ گزاشتن در این برهه از زمان برابریست با همدستی با آخوندهای اهریمن تخم تازیست.
اگر ذرهای آدمیت و ایرانیت سرتان میشود همراه و همآوای مردم ایران باشید تا جان و خون کمتری بدهیم و بهای سنگینتری نپردازیم.
#پاینده_ایران❤️
#جاوید_شاه🤍
#زندهباد_ایرانی❤️
#ایران_زمین💚
#اشو_زرتشت🤍
#کوروش_بزرگ❤️
@Persianzoroastrians🔥✍️
چسلمانان تازی و انیرانیهای اهریمن چسلمان ۱۴۰۰سال است در خانه ما لانه و جا خوش کردهاند و خوراکشان نیز خون ایرانیان است. ۴۶سال هم هست که مستقیم حاکم بر جان و مال و ناموس ما ایرانیان شدهاند.
هیچ راهی جز سرنگونی کاملشان برایمان باقی نیست.
و این پایان اسلام اهریمنی در ایرانزمینمان است که ما ایرانیان را از شرشان برای همیشه آسوده میکند.
#بنام_ایران💚
#بنام_ایرانی🤍
#بنام_آزادی❤️
باری،
در این روزهای حساس و مهم،
ایرانزمین کهن پرگهر اهوراییمان فرزندان راستین خود را برای آزادی، دموکراسی، برابری، دادگری و آبادانی فرامیخواند.
#جنبش_ملی💚
#انقلاب_مردمی🤍
#پیروزی_نهایی❤️
#رستاخیز_ایرانیان💚
#رنسانس_ایرانیان🤍 #آزادی_ایران_و_ایرانی❤️
#نافرمانیهای_مدنی💚
#اعتصابهای_سراسری🤍
#راهپیماییهای_همگانی❤️
#سرنگونی
نظام فاسد اسلامی👹
رژیم غارتگر اسلامی👹
جمهوری ننگین اسلامی👹
سیستم ویرانگر اسلامی👹
حکومت جنایتکار اسلامی👹
#اتحاد_رمز_پیروزیست💚
#همبستگی_اقوام_ایرانی🤍
#یکپارچگی_ایرانزمین❤️
#پاینده_ایران❤️
#جاوید_شاه🤍
#زندهباد_ایرانی❤️
#ایران_زمین💚
#اشو_زرتشت🤍
#کوروش_بزرگ❤️
موشعلی اهریمن چسلمان چلاغ و امت پلید چسلمان👹💩
#بنام_ایران💚
#بنام_ایرانی🤍
#بنام_آزادی❤️
باری،
در این روزهای ورجاوند و حساس و مهم،
ایرانزمین کهن پرگهر اهوراییمان فرزندان راستین خود را برای آزادی، دموکراسی، برابری، دادگری و آبادانی فرامیخواند.
برخیزیم و بکوشیم تا سرزمین نازنینمان را از دست تازیان مسلمان وحشی پس بگیریم.
#جنبش_ملی💚
#انقلاب_مردمی🤍
#پیروزی_نهایی❤️
#رستاخیز_ایرانیان💚
#رنسانس_ایرانیان🤍 #آزادی_ایران_و_ایرانی❤️
#نافرمانیهای_مدنی💚
#اعتصابهای_سراسری🤍
#راهپیماییهای_همگانی❤️
#سرنگونی
نظام فاسد اسلامی👹
رژیم غارتگر اسلامی👹
جمهوری ننگین اسلامی👹
سیستم ویرانگر اسلامی👹
حکومت جنایتکار اسلامی👹
#اتحاد_رمز_پیروزیست💚
#همبستگی_اقوام_ایرانی🤍
#یکپارچگی_ایرانزمین❤️
#پاینده_ایران❤️
#جاوید_شاه🤍
#زندهباد_ایرانی❤️
#ایران_زمین💚
#اشو_زرتشت🤍
#کوروش_بزرگ❤️
فروزههای او یا آنچه با فرنام امشاسپندان نامور هستند نیز شش تا هستند که سه تای نخست، یعنی #اشا #وهومن و #خشترا مردانه و سه تای دوم، یعنی #آرمیتی #هتوروتات و #امرتات زنانه هستند. پس در دیدگاه بنیادین و باوری پدران ما نیز این برابری و همسنگی جای داشته است و با چنین شناختی بوده که بیگمان هزارهها پس از زرتشت نیز از این قانونمندی آگاه بودند و برای برپاداشتن همسنگی در همبود، دستکم چند روزی را در سال یعنی ماه اسپند را به بانوان ویژگی میدادند و بویژه روز اسفند را که در آغاز گفتار از آن کمی گفتم.
آنها میدانستند که برای دریافتن و فهمیدن چیزی بهترین راه و شاید بتوان گفت تنها راه آزمون کردن آن است.
یکی از راههای اینکار جابجا کردن رلها و نقشهاست، که در دانش روان و رفتارشناسی امروزه نیز بکار برده میشود. اینکه آیا یک روز و یا چند روز در سال برای کارایی و نشانگزاری بسنده است، من نمیتوانم داوری کنم هرآینه به هر روی نشاندهنده اندیشه و کنش در این راستاست که از بینش روشن میآید. اینکه در گزشته چه میکردهاند، جای خود دارد زیرا میتوان از آنها چیزهایی آموخت هرآینه باید دید که در چگونگی امروز ما و جهان چه کارهایی میتوان انجام داد تا در آنجایی که همسنگی هست پاس داشته شود و آنجا که نیست برپا شود.
میتوان پرسید که امروز چگونگی زندگی ما، در کشورهایی که هستیم، چگونه است؟
فرهنگ چیره در پیوندهای ما با جنس مخالف، چه در دوستی و همکاری و چه در زندگی خانوادگی چگونه میباشد؟
آیا دیدگاه و باور و رفتار هر کدام از ما، چه زن و چه مرد، به برپایی چنین هماهنگی و همسنگی کمکی میکند و یا وارون آن است؟
انگیزههای آن چیست و چگونه میتوان راههای بهتر و سالمتر برای ایجاد این هماهنگی پیدا کرد؟
همانا اینها و بسیاری پرسشهای دیگر در این راستا همیشه پیش روی ما قرار داشته و دارد و انسان خردمند باید که بهترین راهها را پیدا کند و برگزیند. از دید من، فرهنگ بنیادین ایرانی پاسخ بسیاری از پرسشها را در خود دارد و اگر آن را بهدرستی دریابیم و الگوی رفتاری خود بگزاریم بسیاری از دشواریهایمان به کنار خواهند رفت و نیروهایمان بهجای هرز رفتن در راه درستتری بکار خواهند افتاد.
جهان ما، با شتابی هرچه بیشتر به راهی میرود که همه از آینده، آیندهای که با این شتاب به یک چشم برهم زدن فرا میرسد، نگرانند.
امروز در پیش روی ما پرسشهای اساسیتری قرار دارند.
آیا آب و هوای زمین بزودی بهجایی خواهد رسید که دیگر فرزندان و نوادگان ما هوای سالم نیز برای دم و بازدم نخواهند داشت؟
آیا آنچه که سبزینه و درخت در جهان است رو به نابودی است؟
و شاید از همه اینها مهمتر و دَمِ دستتر برای بسیاری از ما، آیا سرزمین مادری خود ما، مادر میهن ما روی خوشی و آزادی را خواهد دید؟
آیا دیگر زن و دختر ایرانی و همانا مردان نیز به همهی حقوق فردی و انسانی خود بهدرستی دست خواهند یافت؟
آیا دیگر دختران و خواهران ما ناگزیر نخواهند بود برای بدست آوردن دستکمی از زندگی به تنفروشی دست بزنند؟
بهراستی آن روز که زن و مرد ایرانی، دست در دست هم، با برابری کامل حقوقی و آزادانه و آبادانه در خیابانهای میهن گام بزنند و با آرامش و از سر شادی راستین خنده بر لب آورند، آنروز میتوانیم شاد باشیم که کمی از حقوق پایمال شده هزارههای زن را، به او باز گرداندهایم.
همانا این بدان مفهوم نیست که باید تنها چشم براه آن روز بود. این منش، نخست باید در منش و خوی و فرهنگ و باورهای انسان ایرانی برپا و پایدار گردد تا آنکه بتواند در سرزمین خویش نیز آن را بگستراند وگرنه که اگر هزار دگرگونی دیگر نیز در سیستم کشورداری آن پدید آید هرآینه فرهنگ همان باشد، در بر همان پاشنه خواهد چرخید.
تنها راه برون رفت از این بنبست و یا گرد خود چرخیدن، برون رفت از چرخه نا ارزشها و نا فرهنگها و دگرگونی از پایه است همین و بس.
اکنون برای آنکه سخن را زیباتر به پایان ببریم سخنانی چند را از پندهای اشورزرتشت در گاتاهایش را میشنویم که درباره مردان و زنان گفته است:
.
- بهترین سخنان را بگوش بشنوید و با اندیشه روشن در آن بنگرید سپس تک تک شما، برای خود راه درست را برگزینید.
(سرود سوم. هات۳۰بند٢)
.
-ای پوروچیستا از دودمان هیچدسپ و ای جوانترین دخت زرتشت، کسی که به اندیشه نیک و منش پاک و به راه راستینی باورمند است من برای تو برگزیدم، بشود مزدا هم به همسری تو بخشد. پس بروید با خرد خویش مشورت و رایزنی کنید و با آگاهی و دانش کامل و پاکترین عشق رفتار نمایید.
(سرود۱۷ هات ۵۳بند۳)
- این سخنان را به شما نوعروسان و تازه دامادان میگویم، پند و اندرزم را دریابید و در اندیشه خود بهیاد بسپارید و همیشه در نهاد خویش بهکار ببندید. هر کدام از شما در زندگانی با منش پاک و مهرورزی و راستی و درستی از دیگری پیشی جویید که بیگمان از زندگی سرشار از خوشی و خوشبختی برخوردار خواهید شد.
جشنهای ماهانه - سالانه
#جشن_اسفندگان(جشن سپندارمزگان)
.
مردم ایران، از میان مردمانی هستند که زندگیشان با جشن و شادمانی پیوند فراوان داشته است.
آنها برای هر رخداد تازه و گونهگونی، جشن میگرفتند و با سرور و شادمانی روزگار میگزراندند.
این جشنها نشان دهندهی فرهنگ، روش زندگی، رفتار و خو، فلسفه زندگی و رویهمرفته جهانبینی ایرانیان باستان است.
گفته شدهاست: برای اینکه ملتی توانایی درست اندیشیدن را نداشته باشد، باید شناسه(:هویت) فرهنگی و تاریخی را از او گرفت.
فرهنگ بالاترین کنشگر و انگیزه در زندگی رشد، بالندگی و یا نابودی ملتها است.
شناسه هر ملتی در تاریخ آن ملت نهاده شدهاست.
آنهایی که در تاریخ از جایگاه والایی برخوردارند کسانی هستند که توانستهاند به شیوهی کارسازتری خود، فرهنگ و استورههای باستانیِ خود را بشناسند و زندگیِ خود را تا بلندای یک افسانه بالا برند.
استورهها، تنها افسانه نیستند وانگه نمادی از انسان آرمانی و ارزشهای اخلاقی یک گروه مردمی هستند.
یکی از این استورهها و نمادها، سپنت آرامیتی میباشد که هم یکی از زنخدایان فرهنگ باستانی ایرانی است و هم یکی از امشاسپندان یا فروزههای مزدایی در فرهنگ زرتشتی.
در هر دو حالت، آرامیتی ایزدبانو بوده و ویژگی زنانه و مادرانه داشته است. آن در فرهنگ باستانی، نماد زمین و زایندگی و افزایندگی بوده و در فرزان #اشوزرتشت آرامش افزاینده و مهر و فروتنی و عشق، که همانا همهی اینها نیز بیشتر در زن نمایان است تا مرد.
بههر روی این ایزدبانو و ویژگیهای او برای ایرانی همواره نشانگر و آرمان او از زن و زندگی بر روی زمین بودهاست. زمینی که او را مهربانانه، مادرانه، عاشقانه دربرگرفته، از هرچه دارد بدون چشمداشت به او میدهد و سفره و دامن خود بر همه میگستراند.
بگزریم که این فرزند نادرست زمین چگونه پاسخ مادر را با نابودی او میخواهد بدهد که نمیداند نابودی او نابودی خود است.
نامواژه سپنت آرمیتی که گونه اوستایی آن است با گزشت زمان به سِپنَدارمَت در پهلوی و سِپنَدارمَز، و پستر اِسپَند و اسفند در پارسی دگرگون شد.
روز پنجم از هر ماه ایرانی نیز به این نام بودهاست که در گاهنامه زرتشتی بازمانده است.
پس بنا بر روش ایرانی جشن گرفتن برابری نام روز و ماه، روز اسپند از ماه اسپند جشن اسپندگان یا سپندارمزگان نامیده میشود.
در گذشته چگونه جشن میگرفتهاند؟
از آنچه در تاریخ نشان مانده درمییابیم که پدران و مادرانمان این روز و یا روزها را که برخی ۵روز و برخی هم سرتاسر ماه اسفند دانستهاند، به این فراخور گرامی داشته و آیینهایی را نیز انجام میدادهاند.
بنیاد این جشن بر گرامیداشت زنان نیک و پارسا بوده است. گویند که در این روزها مردان کارهای روزمره زنان را به دوش گرفته و با این شیوه کارکرد آنان را تجربه میکردهاند و همزمان به آنان پیشکش و ارمغانهایی میدادهاند که از اینرو به آن جشن مزدگیران نیز میگفتهاند.
همچنین گفته شده که بویژه در این روزها زنان میتوانستهاند با آزادی و گزینش خویش مرد زندگی خود را برگزینند که از این دیدگاه به آن جشن مردگیران نیز گفتهاند که همانا این گفته جای سخن دارد زیرا که هر چند هم که همبودگاه ایرانی از آموزشهای بنیادین #اشوزرتشت شاید که دور شده بودهاست هرآینه در فرهنگ ایران زنان همواره جایگاه خود را داشتهاند و بویژه درباره گزینش همسر که ما از زمان و زبان خود #اشوزرتشت داریم که به جوانترین دخترش #پورچیستا میگوید که برود و همسر خویش را با خرد خویش برگزیند.
ببینیم که فرهنگ بنیادین ایرانی چگونه به جایگاه زن مینگرد:
درباره بانوان و جایگاه و ارزش آنان در فرهنگ بنیادین ایرانی بسیار گفته و نوشته شدهاست که ما هم در این پیوند چند نکته را یادآور میشویم.
در برخی از فرهنگهای دیگر در جهان که بسیاری از مردم را نیز امروزه در برمیگیرد، نامواژههایی که برای ندا دادن به زن و نام بردن از او بکار برده میشود گویای نگرش آن فرهنگ به اوست.
یکی زن را womanوwomen در پیوند با مرد میگوید دیگری نساء و ضعیفه دارد.
در یکی مرد و زن را با heوshe گفتن از هم جدا میکند و در دیگری با هذا و هذه.
هرآینه فرهنگ بنیادین ایرانی چون زن را همانند مردان دارای تخمه وفره ایزدی میداند و زاینده میشناسد او را #زن به معنی زاینده مینامد و چون به یگانگی هستی باور دارد، به زن و مرد هر دو #او میگوید.
پسر را پشت سر خانواده میداند و دختر را دوخت دهنده و پیوند دهنده خانوادهها زن یا شوی خود را همسر مینامد زیرا با او خود را هم اندازه و همسنگ میداند و زن را کدبانو(همه کاره و مدیر خانه) میداند و از همه بالاتر براساس باور اوستایی، زن #نمو_پئیتی یعنی نور خانه شناخته میشود.
زنان در ایران کهن، نقش بسیار با ارزشی در پهنه زندگی خانوادگی و همبودین بازی مینمودهاند.
۲۵ بهمن ماه سالگرد کشتار ایرانیان در جنگ نهاوند بدست تازیان مسلمان تازشگر وحشی است.
گرامی میداریم یاد جانگواهان و جانباختگان ایرانزمین را. -----------------------
پُرسه همگانی اسفندماه
سالگشت کشتار ایرانیان بدست تازیان اشغالگر در نهاوند.
به خشنودی اهورامزدا.
ایریستَنام اوروانوُ یزَه مَئیدِه یا اشااونام فرَه وَشَیوُ👇
به روان پاک فروهر درگذشتگان درود باد.
با درود به روان و فروهر اشوزرتشت اسپنتمان و همه فرزانگان، پهلوانان، بهدینان، پارسایان و جانباختگان راه ایرانزمین.
از درگاه اهورامزدا، برای درگذشتگان فرهیخته و پارسا و آزادهی ایرانی، شادی و آمرزش روان آرزومندم و برای همه فرزندان ِ نیک اندیش و راستی جویان ایرانی، آرزوی درازای زندگانی، سرشار از تندرستی و خوشبختی را آرمان مینمایم.
روان و فروهر پاکشان را در این روز پاس داشته و یادشان را گرامی بداریم.
براشویی بیافزاییم.
همازور بیم.
همازورهما اشوبیم.
دوراز ونا و وناکاران بیم.
ایدون باد. ایدون ترج باد
✍️شاپور سورنپهلو.
@Persianzoroastrians🔥
چهاردهم Februar برابر با بیستوپنجم بهمنماه و شهر #مونیخ_آلمان و گردهمایی بزرگ #ایرانیان پس از کنفرانس امنیتی مونیخ و در روز جهانی اقدام و به فراخوان شاهزاده بسیار شکوهمندانه برگزار شد💚🤍❤️
در این گردهمایی مهم و باشکوه، ایرانیان از کشورهای گوناگون اروپا شرکت کرده بودند👍 و شاهزاده نیز حضور یافتند👍🥂
پلیس آلمان تعداد ایرانیان را در این گردهمایی در سرما و زیر باران بیش از ۲۵۰هزار نفر برآورد کرده است..
باری،
بالندگی و افتخار به ایرانیان دلیر و دلاور درون و برون کشور برای آزادی ایرانزمین کهن پرگهر اهوراییمان بر من بیانتهاست💚🤍❤️ از چنگال حکومت اشغالگر ستمگر غارتگر ویرانگر تبهکار و جنایتکار اسلامی👹💩
#سرنگونی_در_راه_است
#شادمانی_فرا_میرسد
#آزادی_نزدیک_است
#زنده_باد_آیرانیان💚
#پاینده_باد_ایرانرمین🤍
#جاوید_شاه ❤️
فرامرز پور جهان بین من بیاید به خواهد ز تو کین من
البته به نگر میرسد که مفهوم کین خواهی در قبال خودی، چماری غیر از آن، در رویارویی با دشمنان برون مرزی داشته باشد. به گونهای که این سخن از زبان رستم به اسفندیار، چم دشمنی را فرادید میکند:
که من چند گفتم به اسفندیار مگر کم کند کینه و کار زار
زیرا اسفندیار از پیش، کینهای(خون خواهی) از رستم به دل نداشته است. و به رغم آنچه گفته آمد، از پندهای بزرگمهر است که:
فرو هشته کین٬ بر گرفته امید٬ و نیز از سخن فردوسی است که:
به نیکی بود مردم کینه کش.
✍️ #مجید_زرکی
ایرانیان شریف خارج از کشور و آزادیخواهان جهان،
۱۴ فوریه (۲۵ بهمن) «روز جهانی اقدام» در همبستگی با انقلاب شیروخورشید ایران است؛ روز حضور در خیابانها برای واداشتن جامعه جهانی به اقدام عملی و فوری در حمایت از ملت ایران.
شش مطالبه روشن ما:
۱. درهمشکستن ماشین سرکوب رژیم و حفاظت از مردم ایران
۲. قطع کامل منابع مالی رژیم
۳. آزادی اینترنت و ارتباطات برای مردم ایران
۴. اخراج "دیپلمات"های رژیم و پیگرد جنایتکاران
۵. آزادی فوری همه زندانیان سیاسی
۶. آمادگی بهرسمیتشناختن دولت انتقالی مشروع برای گذار ایران به دموکراسی
مونیخ، لسآنجلس و تورنتو مراکز اصلی گردهماییاند. اگر امکان سفر ندارید، در شهر خود به خیابان بیایید و صدای ایران باشید.
جمهوری اسلامیِ اشغالگرِ ایران با کشتار و خشونت وحشیانه تلاش کرده اراده ملت ما را بشکند. اما شکست خورده است. این تروریستهای بیریشه و بیگانه با ایران، برای بقا، دهها هزار ایرانی شجاع را به خاک و خون کشیده و برای پنهان کردن جنایتهایشان، اینترنت را قطع کردهاند. با اینهمه، مردم ایران همچنان در برابر گلوله ایستادهاند و فریاد آزادی و میهنپرستی سر میدهند. دوران ترس پایان یافته؛ دوران آزادی نزدیک است. ایرانیان برخاستهاند.
من از شما که در آزادی زندگی میکنید، میخواهم شنبه ۱۴ فوریه، در همراهی با مردم ایران به پا خیزید. همبستگی شما اهمیت دارد. وقتی متحد باشیم، دولتها ناچار به شنیدناند. تاریخ از آنان که در کنار ملت ایران ایستادند، به نیکی یاد خواهد کرد.
زنده باد آزادی!
پاینده باد ایران!
پیروز باد انقلاب شیروخورشید ایران!
Iranians abroad and freedom-loving people around the world,
February 14 is the Global Day of Action in solidarity with Iran’s Lion-and-Sun Revolution, a day to take to the streets and compel the international community to take urgent, practical steps in support of the Iranian people.
Our six demands are clear:
1. Dismantle the regime’s machinery of repression and protect the people of Iran
2. Cut off the regime’s financial lifelines in full
3. Ensure free internet and communications for the people of Iran
4. Expel the regime’s "diplomats" and prosecute its criminals
5. Immediate release of all political prisoners
6. Prepare to recognize a legitimate transitional government to lead Iran toward democracy
Munich, Los Angeles, and Toronto are the main gathering points. If you cannot travel, join protests in your own city and be the voice of Iran.
The Islamic Republic’s occupying rule has tried to break our nation’s will through massacre and brutal violence. It has failed. These invading terrorists, alien to Iran, have slaughtered tens of thousands of brave Iranians and cut off the internet to hide their crimes. Yet the people of Iran still stand before bullets, raising the cry of freedom and love of country. The era of fear is over. The era of freedom is near. Iranians have risen.
To those of you who believe in Iran’s freedom: on Saturday, February 14, rise in solidarity with the people of Iran. Your solidarity matters. When we stand united, governments are compelled to listen. History will remember those who stood with the Iranian people.
Long live freedom.
Long live Iran.
Victory to Iran’s Lion-and-Sun Revolution.
@OfficialRezaPahlavi
هیچ دارویی دعوای درد من نیست جز سرنگونی حکومت ستمگر غارتگر ویرانگر و جنایتکار چسلامی و تاوانگیری و انتقام.
باری،
سپاه فریدون چو آگه شدند
همه سوی آن راه بیره شدند
ز اسپان جنگی فرو ریختند
در آن جای تنگی برآویختند
همه بام و در مردم شهر بود
کسی کش ز جنگاوری بهر بود
همه در هوای فریدون بدند
که از درد ضحاک پرخون بدند
ز دیوارها خشت وز بام سنگ
به کوی اندرون تیغ و تیر و خدنگ
ببارید چون ژاله ز ابر سیاه
پئی را نبد بر زمین جایگاه
به شهر اندرون هر که برنا بدند
چه پیران که در جنگ دانا بدند
سوی لشکر آفریدون شدند
ز نیرنگ ضحاک بیرون شدند
خروشی برآمد ز آتشکده
که بر تخت اگر شاه باشد دده
همه پیر و برناش فرمان بریم
یکایک ز گفتار او نگذریم
نخواهیم بر گاه ضحاک را
مر آن اژدهادوش ناپاک را
سپاهی و شهری به کردار کوه
سراسر به جنگ اندر آمد گروه
از آن شهر روشن یکی تیره گرد
برآمد که خورشید شد لاجورد
پس آنگاه ضحاک شد چارهجوی
ز لشکر سوی کاخ بنهاد روی
به آهن سراسر بپوشید تن
بدان تا نداند کسش ز انجمن
به چنگ اندرون شستیازی کمند
برآمد بر بام کاخ بلند
ای آتش گرم و روشن و پاک
وی بال گشوده سوی افلاک
نام سده را نهاده بر خويش
عمرت ز هزارهها بود بيش
بس راز كهن به دل نهفتی
از آن به كسی سخن نگفتی
آیينهی مردمان پاكی
پرجذبه و گرم و تابناكی
شهنامه كه پيک راستانست
ياد آور دوران باستانست
اينگونه ترا نموده تصوير
ای آتش جاودان پيگير
«هوشنگ» خديو پيشدادی
يک روز پی شكار و شادی
بر اسپ شهی سوار گرديد
در دشت پی شكار گرديد
ناگاه كنار مشت خاری
افتاد نگاه او به ماری
برداشت به چابكی يكی سنگ
افكند بهسوی مار شب رنگ
آن مار، خزيد و جان به در برد
وان سنگ بسنگ دیگری خورد
ناگاه شرارهای بیافروخت
هر خار و خسی كه بود از آن سوخت
آن شعلهی خُرد گسترش يافت
گرمی و فروغ از آن برون تافت
پيدايش آتش از همين جاست
هرچند در اين ميان سخنهاست
در روز دهم ز ماه بهمن
شد آتش جاودانه روشن
جشن سده گرم و شادیافزای
زان روز ستاده پای برجای
آغازگر تمدن است آن
شد حاصل از آن رفاه انسان
زنهار كه هديهای اهوراییست
روشنگر نژاد آرياییست
ديده است هزار زير و بم را
گه شادی و شور و گاه غم را
ننمود به كس اگر چه احوال
جشنیست چو مهرگان، كهنسال
پيريست كه بس هزاره ديده است
گه گفته و گه گهی شنيده است
گه داد به خلق شور و شادی
گه رفت به مرز نامرادی
افسرد، ولی نگشت خاموش
از خاطرهها نشد فراموش
زنهار اگر زبان گشايد
بس راز نهفته را نمايد
گويد به تو، هر وجب ازين خاک
از پرتو عشق شد چنين پاک
از خون دل دلاورانش
سرخ است شفق در آسمانش
فرياد برآورد كه ايران
هرگز نشود نابود و ويران
اين مُلک ز بس كه زير و بم ديد
چون آهن آبداده گرديد
آيين سده نماد هستی است
راهی بسوی خداپرستی است
ايرانی پاک زاده، زنهار
اين آتش گرم را نگهدار
چون شعلهی عشق جاودان است
يـاد آور آتـش مُـغـان اسـت.
✍️ #توران_شهریاری
سده جشن بزرگ این دیار است
دیاری که سپندینش شرار است
شرارش ذرهای از سدهزار است
کمینه تاریخش بیش از هزار است
کهن جشنی که شورش آشکار است
زیبا جشنی که زیبش بیشمارا ست
شکوه و شوکنتش تا بر قرار است
ز نور و گرمیاش اکمن فرار است
زمانش سردترین در روزگار است
چهار پیش و پسینش چاروچار است
فروزان آتشش در هر کنار است
ز مهرش، اهریمن وش بیقرار است
فروغیست ایزدی و جشن نار است
نمادی از نمادین خوب یار است
نشان و پیش در آمد از بهار است
همی گرمی و مهرش پایدار است
خجسته بر همه دوستان و یار است
چنین جشنی که نیک پیک بهار است.
✍️#گودرز_ماوندی
(چاروچار ۴روز پیش از جشن سده و ۴روز پس از آن را که سردترین روز سال بود میگفتند).
شد موسـم جشن سده
سـاقی بیا و می🍷بده
در هم چو روزی محترم
در هم چو جشنی محتشم
باید شمردن مغتنم
بر خیز ما را می🍷بده
روزی خوش و دلکش بود
چون گفتگو ز آتش بود
آبی چو آتش خوش بود
مخصوص در آتشکده.
✍️مجدالاسلام #کرمانی
آن آتشی که مظهر نور خدا بود
گر بر فروخت ملت ایران بجا بود
آن ملتی که زنده سده را نگاه داشت
قلبش به مهر میهن خود آشنا بود
پاینده است جشن سده در میان ما
تا در زمانه نام و نشانی ز ما بود.
✍️ #مهربان_خانی_نرسیآبادی
آتش جشن سده ، آتش مهر وطن است
کاندر این ملک نخواهد که شب تار بود
در چنین جشن طرب، آری خورشید دگر
گر بتابد ز دلِ خاک سزاوار بود.
✍️دکتر #دبیر_سیاقی
جشن سده که روز بزرگیست نامدار
افزونتر از دو چهل سده، ماندهاست پایدار
این جشن بس بزرگ چو نوروز و مهرگان
مانده ز «فر مردم ایران» به یادگار
جشن سده به مردم ایران خجسته باد
چندین هزار سال دگر باد پایدار
جشن سده است در دل «ایزد» شبانهروز
که آتش به جان وی زده مهر دیار و یار.
✍️ #کاظم_ایزد(رجوی)
شراری که ایران از آن روشن است
همان روشنی بخش جان و تن است
به تو گوید این آتش دل فروز
بسی داستانها به صد ساز و سوز
ز هر شعله، آتش زبان آورد
ز پیشینیان داستان آورد
نیاکانمان از زمانِ دراز
سوی آن نهادند روی نیاز
از آن گرمی و مهر خواهان شدند
همازور در مهر ایران شدند
در اینجا غرض آتش و چوب نیست
ز آتش غرض پرتو ایزدیست
زبانه کشد چون که سرخ و سپید
از این شعله، تاریخ گردد پدید
گرامی نماید مرا این شرر
که دارم ز تاریخِ ایران خبر
به هر جا که این آتش افروخته
مرا درس «ملیت » آموخته.
(✍️عبدالحسین #شیرازی_سپنتا، نویسنده و بازیگر نخستین فیلم ناطق ایرانی).
👇ادامه👇
گرامی میداریم همچو هر سال،
یکی ديگر از جشنهای سالانه ایرانزمینمان🔥جــشــن ســده🔥 را.
اینک گوش فرا دهید به ترانه و آهنگ 🔥جشن سده🔥با آوای زیبای #نوشآفرین🍷و #خداداد_کاویانی🍷
.
👇متن آهنگ #جشن_سده🔥👇
زان به دیر مغانم عزیز میدارند
که آتشی که نمیرد
همیشه در دل ماست
همیشه در دل ماست
آتش🔥جشن سده
شعله به دلها زده
هوشنگ با هنگ و رای
پیروز دل جام زده
قصهی آن مار و سنگ
راه فراز و نشیب
سنگ به سنگ شعله زد
روشنی آغاز شده
زنده و جاوید باد
یاد نیاکان ما
مهر وطن در دلم
آتش سوزان شده
پیر مغانم بداد
جرعهای از مهر و داد
آتش زرتشتی
وهومن پاک شده
روشنی بیکران
دست نیایش بلند
نور خدا را ببین
در دل بینا شده
رفتن راه اشا
رسیدن به اوروتات
آتش مزدا نگه
خورشید تابان شده
رفتن راه اشا
رسیدن به اوروتات
آتش مزدا نگه
خورشید تابان شده
روشنی درونی
روشنی دل و جان
آرمیتی و راستی
معنی آتش شده
دستبهدست میدهند
سلسله آزادگان
دور تو چرخ میزنند
با دلی پر ز ایمان
آتش جشن سده
در دلِ خود برفروز
راستی است آذرنگ
شب شده مانند روز
همیشه با فر و داد
پیروز باشی پیروز.
✍️ #خداداد_کاویانی
🔥 #جشن_سده فرخنده و خجسته باد🔥
@Persianzoroastrians🔥
آتشگاههای #تهمورس، #فریدون، #تور، #آذرگشسپ و #کیخسرو از آن دسته از آتشگاهها بهشمار میآیند. این آتشگاهها در آغاز جایگاه نگاهداری آتش برای برآوردن نیازها بودهاند و امروز نیز اجاق خانوادگی در میان پارهای از مردم و گروههای قومی رایج است که بازماندهی باورهای مردمی دورهی باستانی بهشمار میرود.
بنابر نوشتههایی کهن مانند هفت هات میدانیم که از جایگاه آتش به مانند یک نیایشگاه همگانی یاد گردیده است. نقشهای بازمانده بر ماندگارهای کهن از زمان مادها و هخامنشیان افرادی را نشان میدهد که به شیوهی گاتهایی و با دستهای برافراشته در برابر آتش ایستادهاند.
نقشهای موجود در پاسارگاد و نقش رستم نیز چنین فرتوری را به دیده میگزارند.
آنگونه که پیداست ساختمانسازی پیرامون جایگاههای آتش و ساخت معابد از بابلیها و ایلامیها به زرتشتیان پارسی و مادی به ارمغان رسیدهاست.
در ایران باستان، آتشکدهها نه تنها جای نیایش، وانگه دادگاه و درمانگاه و چهبسا دبستان و آموزشگاه هم بهشمار میرفتند. چه در اینجا به نوآموزان درسهای دینی یاد میدادند و همان یاد دادنها بود که خوی راستی و درستی و دلیری را به آنها میآموخت.
موبد در این مکان به دادرسی میپرداخت و بیماران روحی نیز مداوا میشدند. افزونبر اینها، آتشکدهها مجهز به کتابخانه بزرگ نیز بودند و همچنین خزانه مالیات و جایگاه نیکوکاری و نیز جایی برای ورزش و سواری و مسابقهها بود. بهزبان دیگر همادگاهی بود که نیایشگاه را نیز دربر میگرفت.
ویرانههای بازمانده از آتشکدههای پیش از اسلام در سرتاسر ایرانزمین از عراق امروزی تا کوههای پامیر و فرای آن پراکنده هستند.
نسکهای تاریخی نوشته شده از سوی جهانگردان از آتشکدههایی سخن میگویند که آتش آنها بگونه معجزهآسایی بدون آنکه بر آنها چوب گزاشته شود میسوزند.
آنها در سرزمینهایی بودهاند که نفتخیز میباشند از خوزستان امروزی در ایران گرفته تا آذربایجان شمالی(جمهوری آذربایجان امروزی). این آتشها بوسیلهی گاز طبیعی روشن بودهاند. آتشکدهی واقع در باکو، امروزه بدست آذربایجانیها بازسازی شده و آتش آن با بهرهگیری از گاز درونزمینی روشن میباشد.
جالب آن است بدانیم که ساختمان گنبدی شکل مسجدها از دیدگاه هنر ساختمانسازی ادامهای است از معماری آتشکدهها و به هیچ روی از معماری عربی برنخاسته است.
❇️ آتشکدههای نامی در ایران🔥:
نامیترین آتشکدههایی که در تاریخها از آنها نام برده شدهاست چنین میباشند:
آتشکده آذرگشسپ Azargoshasb در شهر شیز آذربایجان.
آتشکدهی آذر فرنبغ Azarfranbagh یا ناهید پارس، در کاریان پارس یا لارستان کنونی.
آتشکدهی آذر برزینمهر Azarborzinmehr در ریوند خراسان.
برای گرفتن آگاهیهای بیشتر درباره آتش و آتشکده میتوانید به نسکهایی که از سوی دانشمندان در اینباره نگاشته شدهاست مراجعه فرمایید.
در پایان اجازه دهید با نیایش کوتاهی به این نوشتار پایان داده و برای همگی نور و روشنایی خرد نیک و تابان و افزاینده را خواستار باشیم:
ای آذر پاک، ای ارمغان بزرگ اهورامزدا، ای روشنی بخش خانهها، همیشه فروزان و گلگون باش در خانههای ما، روشنایی و پاکی تو را میستاییم، در پرتو فروغ درخشان و دلنشین تو، با بداندیشی، ناپاکی و هرگونه پلیدی پیکار میکنیم.
با بهرهگیری از فروغ تابان تو، با زبان دل و جانمان، اهورامزدای یگانه را بهپاس این دهش و پرشمار دادههای زندگی ساز دیگر، سپاس میگوییم.
ایدون باد.
گردآورنده و نگارنده:
✍️موبد مهندس #کامران_جمشیدی 🍷
@Persianzoroastrians 🔥
دیدگاه دیگری که در این باره وجود دارد آن است که میگوید سده از سَرِزَهSaredha اوستایی بدست آمده است که سپس دگرگون به سَرِدَهSareda و سرانجام سده گشته است و با نگرش به اینکه معنی این واژهی اوستایی (سرزه) سرما میباشد و براستی واژهی سرد نیز از همینجا آمدهاست و باز هم با نگرش به اینکه هنگامِ جشن سده یعنی دهم بهمنماه سردترین زمان سال (در آب و هوای اقلیم ایرانزمین) بهشمار میآید بنابراین میتوان جشن سده را جشن سرما و یا در واقع جشن پایان سرما نامید زیرا که از آن هنگام هوا رو به گرمی میرود.
❇️ چگونگی برگزاری سـده🔥:
بههر روی آنچه برای ما ارزش دارد، خود جشن سده است که نیاکان ما در این روز، پس از نیمروز آماده شده و گردهم آمده و به ستایش و نیایش اهورامزدا و سخنرانی و راهمنایی مردم میپرداختند. سپس نزدیک فرو رفتن آفتاب با آتشافروزی و سرودخوانی و دست افشانی و پایکوبی جشن را برگزار میکردند.
در این جشن همه افراد کشور از هر رده شرکت میجستند که پس از یورش و تازش تازیان مسلمان و برچیده شدن دودمان ساسانی نیز این جشن مانند دیگر جشنها از رونق نیفتاد و هر سال برگزار میشود.
همانسان که میدانیم جشن سده همه ساله درروز دهم بهمن برگزار میشود. پسین آن روز، مردم به بیرون شهر میروند و گرد تودهای از خس و خاشاک میآیند.
موبدان اوستا میخوانند و به نیایش میپردازند و پیش از آنکه خورشید فرو رود، دستهای از دوشیزگان سپیدپوش و چراغدان بدست، توده را میافروزند و زبانههای آتش بهسوی آسمان بلند میشوند. مردم شادی میکنند و روزی را گرامی میدارند که راز آتشافروزی را دریافتند.
در شهر آنانی که به خانه ماندهاند بر پشتبام میروند و بر آن آتشی میافروزند و گرد آن نشسته به جشن میپردازند.
.
❇️ چرا آتش و چرا بزرگداشت آن🔥:
اگر آتش را از انسان بگیرند. او به سانِ جانوری ساده چون دیگر جانوران خواهد گردید. پس آن آتش است که او را بیجایی رسانده که دیگر جانوران نتوانستهاند برسند. از اینروی بزرگترین یابش و پیدایش انسان را باید راز افروختن و نگاهداشتن آتش شمرد.
بیگمان، انسان نیز چون دیگر جانوران بارها و بارها میدید که آتشی از ابرهای غرنده میجست و درخت و بوته را میسوزاند، یا هرگاه و بیگاهی، تارکِ کوه آتش میافشاند و رودی از آتش گداخته به دامن کوه سرازیر میشد و هرچیز را در راه خود بهکام میکشید. او این را هم دریافته بود که آتش گرما و روشنی میدهد و برخی از درندگان از آن میترسند. پس او کوشید که آنرا نگاه دارد و از آن سود بردارد. او این را هم دریافت که چگونه آتش را که گاه گاهی زیانهایی میرساند، مهار سازد. همین دریافت او را به گداختن و پرداختن فلز رهنمود.
❇️ اما انسان کی به آتشافروزی پرداخت🔥؟
بیگمان پس از نگاهداری آن هرآینه آیا پیش از مهار کردن آن یا نه، درست نمیدانیم، اما روزی که به این راز بزرگ پی برد، دیگر از همه جانوران برای همیشه جدا شد. او سرچشمه روشنی و گرمی و نیرو را یافته بود. او راه فرهنگ و هنر را پیدا کرده بود. بهیاری آتش، انسان از بیخانمانی، خانه بدوشی و آوارگی کاست، خانه و برزن ساخت، انجمن و همبودگاه آراست و سازمانهای داد و ستد، بازرگانی، فرمانروایی و کشورداری را پدید آورد.
پس بیهوده نیست که در نزد هر نژاد و هر تیره و به هر باور و کیش، آتش بس گرامی است.
هر گروهی از مردم افسانه و داستانی دربارهی چگونگی یادگیری راه آتش افروختن و نگاهداشتن آن دارند.
یکی میگوید که خدایی آنرا از آسمان بدزدید و به زمین آورد و آن از افتادن آذرخش نشان دارد.
دیگری میگوید که خدایی آنرا از دل کوه برآورد و آن از آتشفشانی کوه گفتگو میکند.
یکی آتش را از درخت گرفته و آن داستان انسانی است که از درخت یا جنگل سوزان سود جسته.
آن یکی میگوید که دو شاخهی درخت باهم ساییدن گرفتند و آتش از آن برخاست.
یکی هم میافزاید که آنرا ده مادر زاییدهاند و این نشانی از آتش افروختن از سایش چوب با دو دست یا ده انگشت است.
هرآینه داستان ایرانی از همه دلچسبتر میباشد، فردوسی توسی که روانش شاد باد آن را چنین در شاهنامه سروده است که:
یکی روز شاهِ جهان سوی کوه
گذر کرد با چند کس همگروه
پـدیـد آمـد از دور چیـزی دراز
سیه رنگ و تیره تن و تیز تاز
دو چشم از بر سر چو دو چشمه خون
زِ دودِ دهانش جهان تیره گون
نگه کرد هوشنگ با هوش و سنگ
گرفتش یکی سنگ و شد تیز چنگ
به زور کیانی رهانید دست
جهانسوز مار از جهانجوی رَست
بـــرآمد به سنگ گران سنگ خرد
همان و همین سنگ بشکست خرد
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ
دل سنگ گشت از فــروغ آذرنگ
نشد مار کـشته و لیــکن ز راز
از آن طبعِ سنگ آتش آمد فراز
بگفتا فروغی است این ایزدی
پرستید باید اگر بخردی
شب آمد برافروخت آتش چو کوه
همان شاه در گردِ او با گروه
یکی جشن کرد آن شب و باده خورد
سده نامِ آن جشن فرخنده کرد
ز هوشنگ ماند این سده یادگار👇
وای از این قوم
دغل پیشه ی
عمامه دار
#shahrokh #shahrokhmusic #i̇ran #شاهرخ #شاهرخ_شاهید #ایران #ahriman #اهریمن
@shahrokhmusic1
#نیچه و «سرود گورها»
از نسک #چنین_گفت_زرتشت:
آنجا، جزیره گورها، جزیره خاموشی و آرامش است.
پیکرهای مرده جوانیام غنودهاند. به آنجا دستهای از گلهای همیشه بهاری را خواهم برد.
ای دل انگیزترین مردگان، از شما نفخههایی خوش بر من میوزد و چه دلگشایند و چه نیک، قطرههای اشک را از پلکهایم فرو میچکانند، آن نفخهها، نفخههایی که دل دریانورد تنهای رها بر خیزابها را میلرزاند.
دشمنان این است، سخن من با شما:
شما آرزوهای جوانیام را بر باد دادید و آری معجزههایم را،
همبازی روزگار کودکیام را،
اندیشه شادم را.
اینک به یادش گلدستهای اینجا میگذارم و نفرینی ابدی برای شما.
ای دشمنان، آن را در دست دارم تا سمبل نفرین جاودانهام بر شما باد.
آنگاه که شما ای دشمنان دجالان آمدید و شب های آسودهام از شما، پر از پریشانی و پراکندگی شد.
آه آن فرزانگی شادمان به کجا گریخت؟
من، روزگاری آرزومند همای نیکبختی بودم،
اما شما لاشخوری هراسناک و نا فرخنده را بر راهم روانه کردید که از شومی آن، آرزوهایم، مایه شکنج دل و جانم شدهاند.
به راستی شما دجالان هیچگاه از گریزاندن بهترین زنبورهای کندویم و دگرسان ساختن بهترین انگبینم به شرنگ تلخ، دست بازنداشتهاید.
اما:
اراده پیر من که همواره گامهایم را در جنبش استوار میدارد، توانی است، رویین تن و تسخیرناپذیر.
و این ارادهی استوار خاموش بردبار، او را برمیانگیزد.ارادهای که دل همه گورها را میشکافد و خود، از آن فراز آید.
ای اراده من، تنها تویی که دست بنیادافکن سرنوشت به آستان تو نمیرسد و جوانی کام نایافتهام، هنوز در تو زنده است و جوانی، سرشار از آرزوهاست.
بر انبوه گورها مینشینی که نقش بوسههای روزگاران بر آنان نقش بسته است.
ای اراده من، تو هنوز ویرانگر همه گورهایی.
درود بر تو که تا گورها هستند، رستاخیزی نیز هست.
#پینوشت
چه گلها و میوهها و درختان تنومندی که از همین گورها، نخواهند رست باشکوه و تنومند و سرسبز و جاودان و تا ابد، سایه سار.
«به یاد همهی جانباختگان راه آزادی و سربلندی و شکوه ایرانزمین»
نسل کشی دوباره مسلمین اهریمن چسلمان از ایرانیان پاکنهاد.
۱۴۰۰ سال سیاه بر ایران و ایرانی سایه شوم افکنده.
«پایان اسلام اهریمنی در ایرانزمین»
#بنام_ایران💚
#بنام_ایرانی🤍
#بنام_آزادی❤️
باری،
در این روزهای ورجاوند و حساس و مهم،
ایرانزمین کهن پرگهر اهوراییمان فرزندان راستین خود را برای آزادی، دموکراسی، برابری، دادگری و آبادانی فرامیخواند.
برخیزیم و بکوشیم تا سرزمین نازنینمان را از دست تازیان مسلمان وحشی پس بگیریم.
#جنبش_ملی💚
#انقلاب_مردمی🤍
#پیروزی_نهایی❤️
#رستاخیز_ایرانیان💚
#رنسانس_ایرانیان🤍 #آزادی_ایران_و_ایرانی❤️
#نافرمانیهای_مدنی💚
#اعتصابهای_سراسری🤍
#راهپیماییهای_همگانی❤️
#سرنگونی
نظام فاسد اسلامی👹
رژیم غارتگر اسلامی👹
جمهوری ننگین اسلامی👹
سیستم ویرانگر اسلامی👹
حکومت جنایتکار اسلامی👹
#اتحاد_رمز_پیروزیست💚
#همبستگی_اقوام_ایرانی🤍
#یکپارچگی_ایرانزمین❤️
#پاینده_ایران❤️
#جاوید_شاه🤍
#زندهباد_ایرانی❤️
#ایران_زمین💚
#اشو_زرتشت🤍
#کوروش_بزرگ❤️
«پایان اسلام اهریمنی در ایرانزمین»
بر روان و فروهر پاک زنده یاد #رضا_فاضلی درود باد🔥🕯️🔥
#بنام_ایران💚
#بنام_ایرانی🤍
#بنام_آزادی❤️
باری،
در این روزهای ورجاوند و حساس و مهم،
ایرانزمین کهن پرگهر اهوراییمان فرزندان راستین خود را برای آزادی، دموکراسی، برابری، دادگری و آبادانی فرامیخواند.
برخیزیم و بکوشیم تا سرزمین نازنینمان را از دست تازیان مسلمان وحشی پس بگیریم.
#جنبش_ملی💚
#انقلاب_مردمی🤍
#پیروزی_نهایی❤️
#رستاخیز_ایرانیان💚
#رنسانس_ایرانیان🤍 #آزادی_ایران_و_ایرانی❤️
#نافرمانیهای_مدنی💚
#اعتصابهای_سراسری🤍
#راهپیماییهای_همگانی❤️
#سرنگونی
نظام فاسد اسلامی👹
رژیم غارتگر اسلامی👹
جمهوری ننگین اسلامی👹
سیستم ویرانگر اسلامی👹
حکومت جنایتکار اسلامی👹
#اتحاد_رمز_پیروزیست💚
#همبستگی_اقوام_ایرانی🤍
#یکپارچگی_ایرانزمین❤️
#پاینده_ایران❤️
#جاوید_شاه🤍
#زندهباد_ایرانی❤️
#ایران_زمین💚
#اشو_زرتشت🤍
#کوروش_بزرگ❤️