5941
مطالب فلسفه تحلیلی و فلسفه علم این کانال تلاشی برای عمومی کردن علم در جامعه ایرانی است. برای ارتباط با Admin با آیدی @mmasiha و درج تبلیغات میتوانید با کانال @adsphilosophy در ارتباط باشید.
قیمت تعرفه های جدید/ آذر ماه ۱۴۰۳
@philosophyofscience
#تایمی
① . 24 ساعت 1 ساعت پست آخر | 400 تومان
② . 48 ساعت 2 ساعت پست آخر + یک بار ریشات | 420 تومان
③ . پست آخر شبانه 24 تا 10صبح | 440 تومان
④. پست آخر شبانه 24 تا 10 صبح +24 ساعت پست آزاد | 460 تومان
👁🗨 #بازدید
⑤ • 1 کا بازدید | 400 تومان
⑥ • 2 کا بازدید | 550 تومان
#رزرو_تبلیغات 👈 @mmasiha1988
❗️ رویدادهای هفته جاری گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف(برای اطّلاعات بیشتر و ثبتنام روی هر عنوان کلیک کنید)
◆ سهشنبه: ملاحظاتی پیرامون رابطه ریاضیات و فلسفه (حضوری)
◈ دکتر سیاوش شهشهانی
………………………
◆ چهارشنبه: کارنپ، برگمان و ظهور متافیزیک (حضوری)
◈ دکتر سیّد محمدحسن آیتاللهزاده شیرازی
………………………
◆ پنجشنبه: انسان و هوش مصنوعی در همزیستی (حضوری،مجازی)
◈ Prof.Mark Coeckelbergh
◈ Prof.David j. Gunkel
◈ دکتر ابوطالب صفدری
………………………
انجمن علمی فلسفه علم شریف
.
برنامۀ سخنرانیهای گروه مطالعات علم مؤسسۀ پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران در پاییز و زمستان ۱۴۰۴
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
▨ ریشههای تاریخی مفهوم عدد حقیقی:
ابنسینا، خیام و طوسی
حسین معصومی همدانی / مؤسسهٔ پژوهشی حکمت و فلسفهٔ ایران
سهشنبه ۴ آذر، ساعت ۱۶:۳۰-۱۸
▨ منزلت اخلاقی هوش مصنوعی
هادی صفایی / پژوهشگاه دانشهای بنیادی (IPM)
سهشنبه ۲۵ آذر، ساعت ۱۶:۳۰-۱۸
▨ زمان در آغاز (t=0)
نرگس فتحعلیان / دانشگاه پیام نور
سهشنبه ۹ دی، ساعت ۱۶:۳۰-۱۸
▨ آسمان در آراء طبیعی ابنسینا:
نگاهی به رسالهٔ فیالسماء والعالم
حنیف قلندری / پژوهشکدهٔ تاریخ علم دانشگاه تهران
سهشنبه ۲۳ دی، ساعت ۱۶:۳۰-۱۸
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
• تهران، خیابان نوفللوشاتو، خیابان آراکلیان، شمارۀ ۴، مؤسسۀ پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران، سالن دکتر نصر
• شرکت در سخنرانیها برای عموم علاقهمندان آزاد است.
@sciencestudies_IRIP
استراتژی پایدار تکاملی
پاسخی به معمای اینکه چرا عمومأ جانوران در جدال بر سرجفت، رقیب را نمیکشند؟!
فصل پنجم از تأثیرگذارترین فصلهای ژن خودخواه است که داوکینز، به این معما پاسخ میدهد.
معمای پرخاشگری مهارشده
اگر موجودات زنده ماشینهای بقای خودخواهی هستند که برای به حداکثر رساندن بقای ژنهای خود برنامهریزی شدهاند، چرا جانوران همیشه رقبای خود را تا سر حد مرگ نمیکشند؟ در طبیعت، ما اغلب شاهد درگیریهای آیینی، تهدیدها، بلوفها، و ژستهای تسلیم هستیم، و نه جنگ بیامان تا پای جان. این رفتار به ظاهر جوانمردانه و مهارشده، در نگاه اول با تفسیری ساده از نظریهی ژن خودخواه در تضاد است.
پاسخ ساده این است که پرخاشگری بیقید و شرط، هزینهها و خطراتی نیز به همراه دارد. مبارزه زمان و انرژی مصرف میکند و حتی اگر فرد پیروز شود، ممکن است به شدت مجروح شده و از مزایای پیروزی خود بهرهمند نشود. علاوه بر این، کشتن رقیب ممکن است به نفع رقیب دیگری تمام شود. بنابراین، تصمیم برای جنگیدن باید بر اساس محاسبهی ناخودآگاه هزینه-فایده باشد.
نظریهی بازی و استراتژی پایدار تکاملی
برای تحلیل این محاسبات هزینه-فایده، داوکینز به سراغ نظریه بازیها میرود و دو مفهوم اصلی را معرفی میکند.
استراتژی، که یک سیاست رفتاری از پیشبرنامهریزی شده است؛ برنامهای ناخودآگاه که توسط ژنها دیکته میشود. در مقابل «استراتژی پایدار تکاملی» نوع خاصی از استراتژی است که اگر توسط اکثر اعضای جمعیت اتخاذ شود، آنگاه هیچ استراتژی جایگزین (جهش یافتهای) نمیتواند به آن غلبه کند. به عبارت دیگر، بهترین استراتژی برای یک فرد به کاری که اکثریت جمعیت انجام میدهند، بستگی دارد: یک حالت پایدار، که انتخاب طبیعی، انحراف از آن را جریمه میکند.
مدل ساده «شاهین-کبوتر» را در نظر بگیرید. شاهین همیشه با تمام قوا میجنگد و فقط زمانی عقبنشینی میکند که به شدت مجروح شود. اما کبوتر هرگز به کسی آسیب نمیرساند. فقط تهدید میکند و اگر مورد حمله قرار گیرد، فرار میکند.
با تخصیص امتیازهای فرضی برای برد، باخت، جراحت شدید، و اتلاف وقت، داوکینز نشان میدهد که یک جمعیت کاملاً کبوتری، پایدار نیست. یک شاهین جهشیافته در چنین جمعیتی به سرعت موفق میشود، زیرا در تمام مبارزات به راحتی پیروز میشود. ژنهای شاهین به سرعت در جمعیت پخش خواهند شد. اما جمعیت کاملاً شاهینی نیز پایدار نیست؛ زیرا با گسترش جمعیت یکدست شاهین، زد وخورد و جراحت دائمی اجتنابناپذیر است.
هیچیک از این دو استراتژی به تنهایی پایدار نیست. راهحل، یک نسبت پایدار بین شاهینها و کبوترهاست. در این نسبت تعادلی، میانگین امتیاز یک شاهین دقیقاً با میانگین امتیاز یک کبوتر برابر میشود. در این نقطه، انتخاب طبیعی هیچکدام را بر دیگری ترجیح نمیدهد و جمعیت به ثبات میرسد.
داوکینز تأکید میکند که استراتژی پایدار تکاملی با انتخاب گروهی کاملاً متفاوت است. در مدل شاهین-کبوتر، توافق فرضی کبوترها، که همگی توافق کنند کبوتر باشند، برای تکتک اعضای آن گروه سودمندتر از وضعیت تعادل با شاهینها خواهد بود. اما چنین توافقی ذاتاً ناپایدار است، زیرا همیشه در برابر خیانت از درون آسیبپذیر است. یک شاهین در میان کبوترها به موفقیت چشمگیری دست مییابد و هیچ چیز نمیتواند جلوی تکامل این شاهینها را بگیرد.
استراتژی پایدار تکاملی به این علت پایدار است که در برابر خیانت از درون مصونست؛ نه به این دلیل که برای افراد گروه خوب است.
استراتژیهای پیچیدهتر و مبارزات نامتقارن
مدل شاهین-کبوتر بسیار ساده است. داوکینز استراتژیهای پیچیدهتری مانند «تلافیجو» را معرفی میکند، که فرد تلافیجو یا انتقامگیر در ابتدا مانند کبوتر رفتار میکند اما اگر مورد حمله قرار گیرد، مانند شاهین تلافی میکند. در شبیهسازیهای کامپیوتری، استراتژی «تلافیجو» به عنوان یک استراتژی پایدارتر ظاهر میشود و به خوبی ماهیت «مبارزه با دستکش بوکس» در جانوران را توضیح میدهد.
طرفین مبارزات عمومآ عدم تقارن دارند و مبارزه بین دو فرد برابر رخ نمیدهد. سه نوع عدم تقارن وجود دارد: قدرت نابرابر؛ ارزشهای نابرابر؛ و نابرابریهای تصادفی. این آخری پرسشبرانگیزتر است. به مثالی توجه کنید.
استراتژی شرطی «اگر صاحبخانه هستی، حمله کن؛ اگر تازهوارد هستی، عقبنشینی کن» میتواند یک استراتژی پایدار تکاملی باشد زیرا این قرارداد ساده به سرعت به درگیریها پایان میدهد و در وقت و انرژی صرفهجویی میکند؛ هر چند که ممکن است دو طرف ارزش برابری برای آن منابع قائل باشند و قدرت برابری هم داشته باشند و صرفا بر حسب تصادف است که یکی زودتر به ان «خانه» رسیده است.
در پایان، داوکینز میگوید که یک ژن نیز به خاطر تواناییاش در همکاری با دیگر ژنهایی که احتمالاً در بدنهای متوالی با آنها شریک خواهد بود، انتخاب میشود.
هادی صمدی
@evophilosophy
☑️ لیست کانال های پیشنهادی/ جهت تبادل و تبلیغات :
فلسفه تحلیلی و علم @philosophyofscience
علوم شناختی @cognitive_science_iran
روشنفکری ایرانی @roshanfekriirani
روشنفکری دینی @roshanfekrdini
فراموشخانه @faramoshkhaneh
اطلاعیه سخنرانی
سخنران: دکتر حميد وحيد دستجردی، پژوهشگاه دانشهای بنیادی
عنوان: Ontology in Mathematics
📅زمان: چهارشنبه 28 آبان، ساعت 12:30 تا 13:30
📍مکان: پژوهشگاه دانشهای بنیادی، ساختمان لارك، سالن سمينار پژوهشكده ذرات و شتابگرها.
🟩شركت به صورت حضوري و مجازي امكانپذير است.
🌐 لينك شركت مجازي:
https://www.skyroom.online/ch/ipm-particles/special-seminar
📢گروه و انجمن علمی-دانشجویی فلسفه دانشگاه تربیت مدرس برگزار میکنند:
🟠 دوازدهمین همایش بینالمللی دانشجویی فلسفه
به اطلاع میرساند که دوازدهمین دوره همایش دانشجویی به صورت حضوری مطابق برنامه پیوست شده به پیام بعد برگزار میشود.
✍️جهت ثبتنام در این همایش به این لینک
مراجعه کنید.
هزینه ثبت نام (پذیراییهای طول روز + ناهار از بین دو گزینه گیاهی و معمولی)
عموم شرکتکنندگان: ۱۵۰ هزار تومان
دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس: ۱۰۰ هزارتومان
هزینه ثبتنام بدون ناهار:
عموم شرکتکنندگان: ۵۰ هزار تومان
دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس: رایگان
مهلت ثبتنام تا پایان روز دوشنبه ۰۴/۰۸/۱۹ میباشد.
⏰زمان: پنجشنبه، ۲۲ آبان
📍مکان: دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس
..
«جمهوری فلسفه و ادبیات» با حمایت «مؤسسهٔ حامی علوم انسانی» برگزار میکند:
🔹 کارگاه چهارجلسهای
چالشهای اخلاقی هوش مصنوعی
مدرس:
هادی صفایی
🔹 پنجشنبهها، ساعت ۱۴ الی ۱۶
شروع از ۲۲ آبان ۱۴۰۴
شهریه: ۴۰۰ هزار تومان
دانشجویان: ۳۰۰ هزار تومان
تهران، خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچهٔ نایبی، پلاک ۲۳
*لینک ورود به جلسات برای شرکتکنندگان آنلاین ارسال خواهد شد.
🔹 برای دریافت اطلاعات کامل و ثبتنام به این لینک مراجعه کنید:
https://jomhourifalsafe.com/academy/ai-ethics/
«جمهوری فلسفه و ادبیات»
چگونگی آغاز حیات
و تولد همانندسازها
داوکینز در فصل دوم کتاب ژن خودخواه، روایتی بسیار جذاب از منشأ حیات را بیان میکند که مطابق آن تکامل داروینی، حالت خاصی از یک قانون کلیتر است: بقای پایدارها. (با چنین فهمی از تکامل داروینی میتوان مفهوم داروینیسم را به فراتر از زیستشناسی نیز تسری داد.)
از سادگی تا پایداری
داوکینز فصل را با این ایده آغاز میکند که جهان در ابتدا ساده بوده است. به جای تلاش برای توضیح پیدایش ناگهانی موجودات پیچیده، نظریه داروین راهی را نشان میدهد که چگونه سادگی میتواند به پیچیدگی تبدیل شود. این فرآیند با یک قانون بنیادینتر آغاز میشود:
جهان مملو از چیزهای پایدار است.
یک «چیز پایدار» مجموعهای از اتمهاست که به اندازهای دوام دارد، یا به قدری رایج است که شایستهی یک نام باشد؛ مانند کوهها، قطرات باران یا کریستالهای نمک.
پیش از حیات، نوعی تکامل ابتدایی در سطح مولکولها رخ میداده است. اتمها تمایل داشتند به الگوهای پایدارتری تبدیل شوند و آنهایی که پایدارتر بودند، به سادگی بیشتر دوام میآوردند. این اولین شکل انتخاب طبیعی بود: انتخاب اشکال پایدار و حذف اشکال ناپایدار.
سوپ بنیادین و تولد همانندساز
داوکینز سپس به سراغ محیط زمین در حدود سه تا چهار میلیارد سال پیش میرود، زمانی که اقیانوسها «سوپ بنیادین» نامیده میشدند. این سوپ حاوی مولکولهای سادهای مانند آب، دیاکسید کربن، متان و آمونیاک بود. تحت تأثیر منابع انرژی مانند پرتو فرابنفش خورشید و رعد و برق، این مولکولهای ساده با هم ترکیب شده و مولکولهای پیچیدهتری را (از جمله بلوکهای سازنده حیات مانند اسیدهای آمینه، که سازنده پروتئینها هستند، و حتی پورینها و پیریمیدینها که سازندهی دیانای هستند) به وجود آوردند.
در مقطعی از این دوران، یک مولکول بسیار ویژه به طور تصادفی شکل گرفت که داوکینز آن را همانندساز مینامد. ویژگی خارقالعاده این مولکول، توانایی آن در ساختن نسخههایی از خودش بود. این رویداد بسیار نامحتمل بود، اما با توجه به صدها میلیون سال زمان، وقوع آن تقریباً اجتنابناپذیر میشد. همانندساز مانند یک قالب عمل میکرد؛ بلوکهای سازنده کوچکتر از سوپ اطراف، به بخشهای مکمل خود در زنجیره همانندساز جذب شده و به هم متصل میشدند و نسخهای جدید میساختند.
آغاز رقابت و تکامل
با ظهور اولین همانندساز، صحنه به سرعت تغییر کرد. این مولکول شروع به تکثیر سریع در سراسر اقیانوسها کرد تا جایی که بلوکهای سازنده کوچکتر که قبلاً فراوان بودند، به یک منبع کمیاب و ارزشمند تبدیل شدند. این کمبود، رقابت را به وجود آورد.
نکتهی حیاتی این بود که فرآیند نسخهبرداری کامل نبود و اشتباهاتی رخ میداد. این اشتباهات (جهشهای اولیه) باعث پیدایش انواع مختلفی از همانندسازها شدند که همگی از یک جد مشترک بودند. اکنون، انتخاب طبیعی میتوانست بر اساس سه معیار اصلی عمل کند.
یک. طول عمر
همانندسازهایی که از نظر شیمیایی پایدارتر بودند و دیرتر تجزیه میشدند، زمان بیشتری برای تکثیر خود داشتند و در نتیجه در سوپ فراوانتر میشدند.
دو. سرعت تکثیر
همانندسازهایی که با سرعت بیشتری از خود نسخه میساختند، حتی اگر طول عمر کمتری داشتند، به سرعت بر رقبای کندتر خود غلبه میکردند.
سه. دقت نسخهبرداری
همانندسازهایی که با دقت بیشتری تکثیر شده و اشتباهات کمتری داشتند، فرمول موفق خود را برای نسلهای بیشتری حفظ میکردند. داوکینز به یک پارادوکس ظریف نیز اشاره میکند: با اینکه تکامل به اشتباهات در نسخهبرداری وابسته است، انتخاب طبیعی به نفع دقت بالاتر عمل میکند.
جنگ همانندسازها و ظهور ماشینهای بقا
رقابت برای منابع محدود، به جنگی ناآگاهانه میان انواع مختلف همانندسازها منجر شد. این مبارزه برای بقا باعث تکامل استراتژیهای پیچیدهتر شد. برخی همانندسازها به گوشتخواران اولیه تبدیل شدند؛ یعنی یاد گرفتند چگونه مولکولهای رقیب را تجزیه کرده و از بلوکهای سازنده آنها برای تکثیر خود استفاده کنند. با این کار، هم غذا به دست میآوردند و هم رقبا را حذف میکردند.
در مقابل، همانندسازهای دیگر برای محافظت از خود، دیوارههای فیزیکی از جنس پروتئین به دور خود ساختند. این لحظه، نقطه عطفی در تاریخ حیات بود: پیدایش اولین سلولهای زنده.
حالا دیگر همانندسازها آزادانه در سوپ شناور نبودند و برای خود ظرفها یا وسایل نقلیهای ساخته بودند تا در آنها زندگی کنند و بنابراین اولین ماشینهای بقا را خلق کرده بودند. این ماشینها با گذشت زمان بزرگتر و پیچیدهتر شدند و این فرآیند تجمعی و پیشرونده بود.
به نظر داوکینز همان همانندسازهای باستانی که امروزه آنها را ژن مینامیم از بین نرفتهاند و اکنون در کلنیهای عظیمی در درون رباتهای غولپیکر و متحرک زندگی میکنند و از راه دور جهان بیرون را کنترل میکنند.
هادی صمدی
@evophilosophy
🔵 معرفی «جایزه مقاله علوم انسانی حامی»
🗣این جایزه با هدف تقدیر از پژوهشگران برجسته ایرانی در حوزه علوم انسانی و اجتماعی اعطا میگردد.
⏺جایزه: معادل ۳,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ریال به همراه تندیس و لوح تقدیر ویژه.
🍔 شرایط کلیدی متقاضیان:
🔽پژوهشگر با تابعیت ایرانی و ساکن ایران.
🔽انتشار مقاله در یکی از ۵ مجلهی برتر پایگاه SJR در هر رشته تخصصی.
🔽مقاله در دو سال منتهی به تاریخ برگزاری جایزه منتشر شده باشد
📁نحوه ارسال آثار: متقاضیان گرامی میتوانند پس از انتشار فراخوان رسمی در تاریخ ۱۵ آبان، آثار خود را از طریق وبسایت موسسه حامی ارسال نمایند. نتایج نهایی پس از بررسی در کمیتههای تخصصی اعلام خواهد شد.
💬@haameeorg
https://www.podbean.com/eas/pb-6dbb4-19a2377
@philosophyofscience
🎵صوت جلسه «ظهور منطق جدید (مختصات دیدگاه فرگه)»
🎤سخنران: دکتر سید محمدعلی حجتی
۱۴۰۴/۰۹/۱۲
◆ انجمن علمی فلسفه علم شریف
◆ جلسه مجازی «آشنایی با رشته فلسفه علم»
با حضور:
دکتر سیّد علی طاهری(دانشگاه صنعتی شریف)
(رئیس گروه فلسفه علم)
◆ دکتر علیرضا کاظمی(پژوهشگاه دانشهای بنیادی)(ipm)
(فارغالتحصیل ارشد و دکتری گروه فلسفه علم)
◆ در این جلسه به معرفی رشته فلسفه علم میپردازیم. استادان و دانشجویان از تجربههای خود در رابطه با این رشته و گروه سخن خواهند گفت. در پایان به پرسش و پاسخ نیز خواهیم پرداخت.
◆ زمان: شنبه ۲۲ آذر ساعت ۱۸:۰۰
◈ اتاق مجازی انجمن علمی شریف:
https://vc.sharif.edu/ch/phil-scicom
«تنظیم خانواده» در جهان وحش!
از موضوعات جنجالی در زیستشناسی تکاملی این است که آیا جانوران با افزایش تراکم گروه، جمعیت خود را کنترل میکنند؟ و اگر چنین است، چرا؟ فصل هفتم کتاب ژن خودخواه به این پرسش پاسخ میدهد.
فرق است میان زاییدن، یعنی به دنیا آوردن افراد جدید، و مراقبت کردن، یعنی سرمایهگذاری برای افراد موجود. بدن، به عنوان ماشین بقا، باید دو نوع تصمیم کاملاً متفاوت بگیرد. میان زاییدن و مراقبت کردن، بر سر منابع محدودی مانند زمان و انرژی رقابت است. استراتژی صرفاً مبتنی بر مراقبت، پایدار نیست، زیرا جمعیتی که تولیدمثل نکند به سرعت توسط جهشیافتههایی که تولیدمثل میکنند، پس زده میشود. بنابراین، باید تعادلی بین زاییدن و مراقبت کردن وجود داشته باشد.
نظریه انتخاب گروهی وین-ادواردز
این فصل عمدتاً به نقد نظریهی انتخاب گروهی وین-ادواردز اختصاص دارد. مطابق این نظریه جانوران به طور فداکارانه نرخ زاد و ولد خود را، به صلاح کل گروه، محدود میکنند تا از بهرهبرداری بیشازحد از منابع غذایی جلوگیری کنند. از آنجایی که چنین فداکاریای نمیتواند از طریق انتخاب طبیعی در سطح فردی تکامل یابد (زیرا افراد خودخواه که بیشتر تولیدمثل میکنند، از کنترل باروری دیگران فایده میبرند)، وین-ادواردز به انتخاب گروهی متوسل شد. او معتقد بود گروههایی که اعضای آنها تولیدمثل خود را محدود میکنند، کمتر از گروههای رقیب که به سرعت منابع خود را به پایان میرسانند، در معرض انقراض قرار دارند.
وین-ادواردز مکانیسمهایی در کلیت گروه جانوران برای تنظیم جمعیت میدید و برای اثبات نظریهاش به سه پدیده اشاره کرد.
۱. قلمروخواهی: جانوران برای به دست آوردن قلمرو نمیجنگند، بلکه برای مجوز تولیدمثل میجنگند. تعداد قلمروها محدود است، بنابراین تعداد جفتهای تولیدمثلکننده نیز محدود میشود. جانورانی که موفق به کسب قلمرو نمیشوند، به طور فداکارانه از تلاش برای تولیدمثل دست میکشند.
۲. سلسلهمراتب سلطه: جایگاه اجتماعی بالا به عنوان بلیطی دیگر برای تولیدمثل عمل میکند. افراد برای کسب جایگاه اجتماعی میجنگند؛ و میپذیرند که اگر در ردههای پایین قرار گرفتند، حق تولیدمثل ندارند.
۳. نمایشهای اپیدایکتیک: وین-ادواردز این اصطلاح را برای توصیف تجمعات بزرگی مانند دستههای عظیم سارها در غروب ابداع کرد. او معتقد بود این تجمعها نوعی سرشماری جمعیتاند. جانوران با درک تراکم جمعیت، به طور خودکار (از طریق مکانیسمهای هورمونی یا عصبی) نرخ زاد و ولد خود را تنظیم میکنند.
نظریهی دیوید لک: بهینهسازی، نه محدودیت
داوکینز در مقابل، نظریهی دیوید لک، بومشناس بزرگ، را به عنوان تبیینی ژنمحور برای تنظیم تعداد زادگان ارائه میدهد. لک میگوید برای هر گونه پرندگان در هر شرایط محیطی، تعداد تخمهای بهینهای وجود دارد.
تفاوت اصلی نظر لک با وین-ادواردز در پاسخ به این پرسش است که بهینه از دیدگاه چه کسی؟ وین-ادواردز میگوید بهینه برای کل گروه، اما لک میگوید هر فرد خودخواه.
هر پرنده تعداد مشخصی تخم میگذارد تا تعداد فرزندان بازمانده او به حداکثر برسد.
تربیت فرزندان هزینهبر است. اگر والد منابع محدود خود را بین تعداد زیادی فرزند تقسیم کند، در نهایت تعداد کمتری از آنها را به بزرگسالی خواهند رسید. بنابراین، انتخاب طبیعی تعداد اولیهی تخمها را طوری تنظیم میکند که از منابع محدود والدین، حداکثر استفاده را ببرد. افرادی که بیش از حد فرزند دارند، جریمه میشوند، نه به این دلیل که کل جمعیت منقرض میشود، بلکه صرفاً به این دلیل که تعداد کمتری از فرزندان خودشان زنده میمانند. ژنهای مربوط به داشتن فرزندان بیش از حد، به سادگی در تعداد زیاد به نسل بعد منتقل نمیشوند، زیرا زادگانی که حامل آن ژنها هستند، از گرسنگی میمیرند.
تفسیر مجدد شواهد
داوکینز سپس نشان میدهد که چگونه نظریه لک میتواند تمام شواهدی را که وین-ادواردز به نفع نظریهاش استفاده میکند، به شیوهای قانعکنندهتر توضیح دهد.
بازندگان در رقابت بر سر قلمرو یا جایگاه اجتماعی، از تولیدمثل دست نمیکشند تا لطفی به گروه کنند. به این دلیل دست از تلاش برمیدارند که بهترین استراتژی در آن لحظه، صبر کردن و امید داشتن به فرصتی بهتر در آینده است.
نمایش اپیدایکتیک نیز به نفع گروه اجرا نمیشود. بلکه هر فرد به طور خودخواهانه در حال جمعآوری اطلاعات است. تراکم جمعیت شاخصی قابل اعتماد برای پیشبینی رقابت آینده بر سر غذاست. پرندهی ماده با مشاهده جمعیت زیاد، «پیشبینی» میکند که فصل تولیدمثل آینده دشوار خواهد بود و بنابراین، به نفعش است که تعداد کمتری تخم بگذارد تا شانس بقای همان تعداد کم را افزایش دهد.
این امر حتی میتواند به فریبکاری منجر شود (اثر بو ژست): پرنده با ایجاد سر و صدا، رقبا را فریب میدهد که جمعیت زیاد است تا تخم کمتری بگذارند!
هادی صمدی
@evophilosophy
📢🖍چکیده سخنرانی دوشنبه پژوهشکده فلسفه تحلیلی
سخنران: مرضیه لطفی، پژوهشگاه دانش های بنیادی
عنوان: آگاهی کیهانی و مسئله اشتقاق سوژه
⏱️زمان: دوشنبه ۱۰ آذر ساعت ۱۶:۰۰ تا ۱۸:۰۰
مکان: میدان نیاوران، پژوهشگاه دانش های بنیادی، سالن شماره ۱ (تالار دکتر خسروشاهی)
شرکت برای عموم آزاد است
🎓 دوره بینالمللی آکادمیک «گفتوگوی ادیان» بهزبان انگلیسی
مبانی نظری و مهارتهای عملی گفتوگو با پیروان ادیان مختلف
👨🏻💻 نوع دوره: آنلاین در پلتفرم زوم
💡 زبان دوره: انگلیسی (با زیرنویس فارسی)
📚 تعداد جلسات: ۱۳ جلسه | ۲۶+ ساعت
📆 زمان دوره: ۱۵ دی تا ۳ بهمن
🔖 همراه با گواهی مشترک با دانشگاه فردوسی
#گفتگو_ادیان
🔗 ثبتنام و ارسال رزومه:
https://hekmat.academy/interfaith-dialogue/
📲 با ما همراه باشید:
تلگرام I اینستاگرام I ایتا I آپارات
📣اطلاعیه سخنرانی پژوهشکده فلسفه تحلیلی
سخنران: دکتر ایوب شاهمرادی، دانشگاه Bochum آلمان
عنوان: آیا تفکر بدون ادراک ممکن است؟
چکیده:
آیا اندیشیدن نیازمند ادراک حسی است؟ بر اساس جریانی روبهگسترش در فلسفۀ هوش مصنوعی، اندیشیدن نیازی به ادراک حسی ندارد: علیالاصول ممکن است که سیستمی (مثلا ChatGPT) قادر به فکر کردن باشد حتی اگر این سیستم دارای هیچ قوای ادراکیای نباشد. برخلاف این دیدگاه، من باور دارم که اندیشیدن بدون ادراک حسی ناممکن است. در آغاز، توضیح خواهم داد منظورم از تفکر و ادراک حسی چیست؛ سپس نشان میدهم چرا تفکر به ادراک حسی وابسته است و به برخی از مهمترین استدلالهای مخالف پاسخ میدهم. در پایان نیز به برخی از پیامدهای این دیدگاه برای مناقشات فلسفی مرتبط دیگر اشاره خواهم کرد.
📅زمان: دوشنبه ۲۶ آبان، ساعت ۱۶ تا ۱۸
📍مکان: تالار شماره 1 (تالار دکتر خسروشاهی)، پژوهشگاه دانش های بنیادی، میدان نیاوران
🟩حضور برای عموم آزاد است.
اطلاعيه پذيرش دانشجوی دكتری فلسفه تحليلی براي نيمسال نخست سال تحصيلی ۱۴۰۵-۱۴۰۶
Читать полностью…
چرا مردم وجود دارند؟
داوکینز فصل نخست کتاب ژن خودخواه را با طرح پرسشی بنیادین آغاز میکند: چرا مردم (به عبارتی، موجودات زنده) وجود دارند؟ دعوی داوکینز آن است که پیش از سال ۱۸۵۹ و کتاب منشأ انواع، تمام تلاشها برای پاسخ به این پرسش بیارزش بودهاند. داروین نخستین کسی بود که توضیحی منسجم و قابل دفاع برای وجود ما عرضه کرد: تکامل از طریق انتخاب طبیعی. هدف اصلی داوکینز در این کتاب، دفاع عمومی از داروینیسم نیست، بلکه بررسی پیامدهای نظریه تکامل برای یک موضوع خاص، یعنی زیستشناسی خودخواهی و دگرخواهی است.
واحد اصلی انتخاب: ژن
داوکینز دعوی انقلابی خود را با صراحت معرفی میکند: واحد بنیادین انتخاب طبیعی و در نتیجه، واحد اصلی خودخواهی، نه گونه است، نه گروه، و نه حتی فرد؛ بلکه ژن، یعنی واحد وراثت، است. خیر گونه یا خیر گروه بیمعناست.
از دیدگاه ژنمحور، هر ژنِ موفقی باید یک ویژگی غالب داشته باشد: خودخواهی بیرحمانه. این خودخواهی ژنی معمولاً به رفتار خودخواهانه در سطح فردی منجر میشود. با این حال، داوکینز بلافاصله این ایده را تعدیل میکند و توضیح میدهد که در شرایطی خاص، یک ژن میتواند برای رسیدن به اهداف خودخواهانهاش، نوعی دگرخواهی محدود را در سطح فردی تقویت کند. اما مفاهیمی مانند عشق جهانی و رفاه کل گونه از منظر تکاملی بیمعنا هستند.
این کتاب چه چیزی نیست؟
داوکینز برای جلوگیری از سوءتفاهمهای رایج و بهرهبرداری سیاسی از کتاب، به سه نکته مهم اشاره میکند.
۱. این کتاب یک راهنمای اخلاقی نیست. داوکینز تأکید میکند که او از اخلاقیات مبتنی بر تکامل دفاع نمیکند. او صرفاً چگونگی تکامل یافتن پدیدهها را توصیف میکند، نه اینکه انسانها از نظر اخلاقی چگونه باید رفتار کنند. او میگوید جامعهای که صرفاً بر اساس قانون خودخواهی بیرحمانه ژنها بنا شود، جامعهای بسیار ناخوشایند خواهد بود. کتاب او یک هشدار است: اگر میخواهیم جامعهای مبتنی بر سخاوت و همکاری بسازیم، نباید از طبیعت بیولوژیکی خود انتظار کمک چندانی داشته باشیم. باید سخاوت و فداکاری را آموزش دهیم، زیرا خودخواه به دنیا آمدهایم.
۲. این کتاب در مورد بحث سرشت/تربیت نیز موضعگیری نمیکند. داوکینز تصریح میکند که صفات ژنتیکی ذاتاً ثابت و غیرقابل تغییر نیستند. ژنها ممکن است به ما دستور خودخواهی بدهند، اما ما مجبور به اطاعت همیشگی از آنها نیستیم. انسانها به طور منحصربهفردی تحت سلطه فرهنگ هستند، اما مطالعهی قانونِ ژنها، که ما اخیراً از آن مستثنی شدهایم، همچنان اهمیت دارد.
۳. این کتاب توصیف دقیقی از رفتار یک گونه خاص نیست. داوکینز از جزئیات واقعی صرفاً به عنوان مثال استفاده میکند. منطق او این نیست که چون رفتار بابونها خودخواهانه است، پس رفتار انسان نیز احتمالاً خودخواهانه است. در عوض استدلال او این است که انسانها و بابونها از طریق انتخاب طبیعی تکامل یافتهاند. اگر به نحوه عملکرد انتخاب طبیعی نگاه کنیم، به نظر میرسد هر چیزی که از این طریق تکامل یافته باشد، باید خودخواه باشد. بنابراین، باید انتظار داشته باشیم که وقتی به رفتار بابونها، انسانها و سایر موجودات زنده نگاه میکنیم، آن را خودخواهانه بیابیم. اگر خلاف این را مشاهده کنیم، یعنی با یک رفتار دگرخواهانهی واقعی روبرو شویم، با معمایی مواجه شدهایم که نیاز به توضیح دارد.
تعریف خودخواهی و دگرخواهی
داوکینز تعاریف خود را از این دو مفهوم مشخص میکند. این تعاریف، رفتاری هستند و نه ذهنی؛ یعنی به انگیزههای درونی فرد کاری ندارند.
رفتار دگرخواهانه: رفتاری که رفاه (شانس بقا) یک موجود دیگر را به قیمت کاهش رفاه خود افزایش دهد.
رفتار خودخواهانه: رفتاری که رفاه خود را ارجح بداریم.
داوکینز میگوید رفتارهایی مانند نیش زدن انتحاری زنبورهای کارگر و نمایشهای حواسپرتکن والدین پرندگان برای دور کردن شکارچیان از لانه در واقع خودخوانهاند.
نقد نظریهی انتخاب گروهی
داوکینز سپس به سراغ توضیح اشتباهی میرود که برای دگرخواهی ارائه شده و به طور گستردهای پذیرفته شده است: نظریهی انتخاب گروهی؛ که مطابق آن تکامل برای خیر گروه یا خیر گونه عمل میکند. طبق این دیدگاه، اگر اعضای یک گروه آماده فدا کردن خود برای گروه باشند، آن گروه کمتر از گروهی که اعضای آن منافع خودخواهانه خود را در اولویت قرار میدهند، در معرض انقراض خواهد بود.
داوکینز میگوید چنین گروهی از درون آسیبپذیر است. در گروه دگرخواهان، همیشه احتمال وجود اقلیتی وجود دارد که از فداکاری دیگران سوءاستفاده کند. این فرد خودخواه، بنا به تعریف، به احتمال زیاد زنده میماند و تولیدمثل میکند و صفات خودخواهانه خود را به نسل بعد منتقل میکند. پس از چند نسل، گروه دگرخواه مملو از افراد خودخواه شده و از گروه خودخواه قابل تشخیص نخواهد بود!
بنابراین، انتخاب گروهی استراتژی پایداری نیست.
هادی صمدی
@evophilosophy
ژن خودخواه ۵۰ ساله شد
در آستانهی پنجاهمین سالگرد انتشار کتاب ژن خودخواه، اثر ریچارد داوکینز که در سال ۱۹۷۶ منتشر شد، کتاب همچنان تأثیرگذارتر و بحثبرانگیز است. کمتر کتاب علمی تا این حد توجه عمومی را جلب کرده است. کتاب نه فقط زیستشناسی را تکانی داد، بلکه نگاه عموم مردم به تکامل، سرشت انسان، و خودِ حیات را تغییر داد.
ایدهی اصلی کتاب بسیار ساده، و در عین حال انقلابی است: واحد اصلی انتخاب طبیعی، نه گونه است و نه فرد، بلکه «ژن» است. داوکینز در این کتاب میگوید که بدن موجودات زنده، از جمله انسان، صرفاً ماشینهای بقا یا حاملهایی هستند که توسط ژنها برای تکثیر و بقای خودِ ژنها ساخته شدهاند.
«خودخواه» استعارهای بود بسیار پر حاشیه؛ تا جاییکه خود داوکینز بعدها گفت شاید بهتر بود از استعارهی دیگری بهره میگرفت تا به این میزان بر اصل نظر او سایه نیاندازد. منظور داوکینز از این استعاره این نیست که ژنها دارای آگاهی، اراده یا انگیزه هستند؛ بلکه منظورش این است که رفتار ژنها به گونهای است که گویی تنها هدفشان افزایش تعداد نسخههای خود در خزانهی ژنی نسلهای آینده است. بر این اساس، حتی رفتارهای به ظاهر فداکارانه و دگردوستانه، مانند از خودگذشتگی مورچهی کارگر برای کلنی، یا مراقبت والدین از فرزندان، در نهایت راهبردهایی «خودخواهانه» از سوی ژنها برای تضمین بقای نسخههای مشترک خود در بدن خویشاوندان است.
کتاب مفهوم «مم» را نیز معرفی کرد: واحدی برای انتقال فرهنگی که همانند ژن، از مغزی به مغز دیگر تکثیر میشود و تکامل فرهنگی را شکل میدهد.
چرا کتاب تا این حد معروف شد؟
اهمیت ژن خودخواه را میتوان در سه بخش اصلی آورد.
نخست آنکه کتاب دیدگاه ژنمحور به تکامل را به طور گسترده عمومی کرد. پیش از آن، بسیاری از زیستشناسان از منظر آنچه به نفع گونه، یا به نفعِ بقای فردیست، تکامل خصیصههای زیستی را توضیح میدادند. داوکینز با تمرکز بر ژن، توانست بسیاری از معماهای رفتاری جانوران، بهویژه پدیدهی دگرخواهی را به شکلی منطقی و سازگار با نظریهی داروین تبیین کند.
دوم آنکه داوکینز با نثری شیوا، قدرتمند، و عاری از اصطلاحات پیچیده، مفاهیم عمیق علمی را برای مخاطب عام قابل فهم کرد. ژن خودخواه به کتابی فرهنگی تبدیل شد و میلیونها نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رسید و به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شد. در یک نظرسنجی در سال ۲۰۱۷، این کتاب حتی بالاتر از منشأ انواع داروین، به عنوان تأثیرگذارترین کتاب علمی تاریخ انتخاب شد که البته بیشتر بیانگر میزان علاقهی علاقمندان به کتاب و داوکینز است.
سوم آنکه کتاب پرسشهای عمیقی را در مورد سرشت انسان، اخلاق، اختیار و معنای زندگی مطرح کرد. جملهی مشهور داوکینز در کتاب، که توصیه میکند سعی کنیم سخاوت و دگردوستی را آموزش دهیم، زیرا ما خودخواه به دنیا آمدهایم، نشاندهندهی همین دغدغههای فلسفی است.
نقدهای وارد بر کتاب
با وجود تأثیرات زیاد، از همان ابتدا کتاب با نقدهای جدی روبرو شد.
منتقدان برجستهای مانند استیون جی گولد معتقد بودند که تمرکز انحصاری بر ژن، نقش ارگانیسم به عنوان یک کل منسجم و همچنین تأثیرات محیطی و تکامل فرهنگی را نادیده میگیرد و به نوعی جبرگرایی ژنی منجر میشود. حرف اصلی این منتقدان آن بود که انتخاب طبیعی بر روی فنوتیپ (صفات کلی جاندار) عمل میکند، نه مستقیماً بر روی ژن.
خارج از زیستشناسی نیز فیلسوفانی چون ماری میجلی، استفاده از واژهی خودخواه را به شدت نقد کردند و معتقد بودند که این انسانانگاری، به درک نادرست از فرآیندهای ناآگاهانه تکامل منجر میشود و به ژنها، نیت و عاملیت نسبت میدهد.
اما کماکان نقدهای اصلی از درون خود زیستشناسی بود. افرادی مانند دیوید اسلون ویلسون استدلال میکنند که انتخاب طبیعی فقط در سطح ژن رخ نمیدهد، بلکه میتواند در سطوح دیگر مانند گروهها نیز عمل کند (انتخاب گروهی). این دیدگاه معتقد است که نظریهی ژن خودخواه برای توضیح کامل همکاری و فداکاری در برخی گونهها کافی نیست. پیشرفتهای علم ژنتیک، بهویژه در حوزه اپیژنتیک، یعنی تغییرات وراثتی که به دیانای وابسته نیستند، نشان داده که وراثت و تکامل بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است که در چارچوب ساده ژنمحور اولیه تصور میشد.
اما ژن خودخواه همچنان الهامبخش، محرک و کانون بحثهای داغ علمی و فلسفی است. اگرچه علم زیستشناسی از آن زمان تاکنون پیشرفتهای چشمگیری داشته و لایههای جدیدی از پیچیدگی را آشکار کرده، اما نگریستن از چشم ژن، که داوکینز به ما آموخت، همچنان ابزار فکری بسیار قدرتمند و از پایههای اصلی تفکر تکاملی مدرن باقی مانده است.
در چند پست بعدی کتاب بیشتر معرفی میشود و نقدهای وارد بر آن نیز عرضه میشوند تا خواننده، با نقادی و تحلیل، با یکی از مهمترین آثار علمی نیم قرن گذشته آشنا شود.
هادی صمدی
@evophilosophy
در تهیه این قسمت از پادکست از مقاله هایی که در ادامه آمده استفاده شده است.
مقاله اول
مقاله دوم
@philosophyofscience