5941
مطالب فلسفه تحلیلی و فلسفه علم این کانال تلاشی برای عمومی کردن علم در جامعه ایرانی است. برای ارتباط با Admin با آیدی @mmasiha و درج تبلیغات میتوانید با کانال @adsphilosophy در ارتباط باشید.
چگونگی آغاز حیات
و تولد همانندسازها
داوکینز در فصل دوم کتاب ژن خودخواه، روایتی بسیار جذاب از منشأ حیات را بیان میکند که مطابق آن تکامل داروینی، حالت خاصی از یک قانون کلیتر است: بقای پایدارها. (با چنین فهمی از تکامل داروینی میتوان مفهوم داروینیسم را به فراتر از زیستشناسی نیز تسری داد.)
از سادگی تا پایداری
داوکینز فصل را با این ایده آغاز میکند که جهان در ابتدا ساده بوده است. به جای تلاش برای توضیح پیدایش ناگهانی موجودات پیچیده، نظریه داروین راهی را نشان میدهد که چگونه سادگی میتواند به پیچیدگی تبدیل شود. این فرآیند با یک قانون بنیادینتر آغاز میشود:
جهان مملو از چیزهای پایدار است.
یک «چیز پایدار» مجموعهای از اتمهاست که به اندازهای دوام دارد، یا به قدری رایج است که شایستهی یک نام باشد؛ مانند کوهها، قطرات باران یا کریستالهای نمک.
پیش از حیات، نوعی تکامل ابتدایی در سطح مولکولها رخ میداده است. اتمها تمایل داشتند به الگوهای پایدارتری تبدیل شوند و آنهایی که پایدارتر بودند، به سادگی بیشتر دوام میآوردند. این اولین شکل انتخاب طبیعی بود: انتخاب اشکال پایدار و حذف اشکال ناپایدار.
سوپ بنیادین و تولد همانندساز
داوکینز سپس به سراغ محیط زمین در حدود سه تا چهار میلیارد سال پیش میرود، زمانی که اقیانوسها «سوپ بنیادین» نامیده میشدند. این سوپ حاوی مولکولهای سادهای مانند آب، دیاکسید کربن، متان و آمونیاک بود. تحت تأثیر منابع انرژی مانند پرتو فرابنفش خورشید و رعد و برق، این مولکولهای ساده با هم ترکیب شده و مولکولهای پیچیدهتری را (از جمله بلوکهای سازنده حیات مانند اسیدهای آمینه، که سازنده پروتئینها هستند، و حتی پورینها و پیریمیدینها که سازندهی دیانای هستند) به وجود آوردند.
در مقطعی از این دوران، یک مولکول بسیار ویژه به طور تصادفی شکل گرفت که داوکینز آن را همانندساز مینامد. ویژگی خارقالعاده این مولکول، توانایی آن در ساختن نسخههایی از خودش بود. این رویداد بسیار نامحتمل بود، اما با توجه به صدها میلیون سال زمان، وقوع آن تقریباً اجتنابناپذیر میشد. همانندساز مانند یک قالب عمل میکرد؛ بلوکهای سازنده کوچکتر از سوپ اطراف، به بخشهای مکمل خود در زنجیره همانندساز جذب شده و به هم متصل میشدند و نسخهای جدید میساختند.
آغاز رقابت و تکامل
با ظهور اولین همانندساز، صحنه به سرعت تغییر کرد. این مولکول شروع به تکثیر سریع در سراسر اقیانوسها کرد تا جایی که بلوکهای سازنده کوچکتر که قبلاً فراوان بودند، به یک منبع کمیاب و ارزشمند تبدیل شدند. این کمبود، رقابت را به وجود آورد.
نکتهی حیاتی این بود که فرآیند نسخهبرداری کامل نبود و اشتباهاتی رخ میداد. این اشتباهات (جهشهای اولیه) باعث پیدایش انواع مختلفی از همانندسازها شدند که همگی از یک جد مشترک بودند. اکنون، انتخاب طبیعی میتوانست بر اساس سه معیار اصلی عمل کند.
یک. طول عمر
همانندسازهایی که از نظر شیمیایی پایدارتر بودند و دیرتر تجزیه میشدند، زمان بیشتری برای تکثیر خود داشتند و در نتیجه در سوپ فراوانتر میشدند.
دو. سرعت تکثیر
همانندسازهایی که با سرعت بیشتری از خود نسخه میساختند، حتی اگر طول عمر کمتری داشتند، به سرعت بر رقبای کندتر خود غلبه میکردند.
سه. دقت نسخهبرداری
همانندسازهایی که با دقت بیشتری تکثیر شده و اشتباهات کمتری داشتند، فرمول موفق خود را برای نسلهای بیشتری حفظ میکردند. داوکینز به یک پارادوکس ظریف نیز اشاره میکند: با اینکه تکامل به اشتباهات در نسخهبرداری وابسته است، انتخاب طبیعی به نفع دقت بالاتر عمل میکند.
جنگ همانندسازها و ظهور ماشینهای بقا
رقابت برای منابع محدود، به جنگی ناآگاهانه میان انواع مختلف همانندسازها منجر شد. این مبارزه برای بقا باعث تکامل استراتژیهای پیچیدهتر شد. برخی همانندسازها به گوشتخواران اولیه تبدیل شدند؛ یعنی یاد گرفتند چگونه مولکولهای رقیب را تجزیه کرده و از بلوکهای سازنده آنها برای تکثیر خود استفاده کنند. با این کار، هم غذا به دست میآوردند و هم رقبا را حذف میکردند.
در مقابل، همانندسازهای دیگر برای محافظت از خود، دیوارههای فیزیکی از جنس پروتئین به دور خود ساختند. این لحظه، نقطه عطفی در تاریخ حیات بود: پیدایش اولین سلولهای زنده.
حالا دیگر همانندسازها آزادانه در سوپ شناور نبودند و برای خود ظرفها یا وسایل نقلیهای ساخته بودند تا در آنها زندگی کنند و بنابراین اولین ماشینهای بقا را خلق کرده بودند. این ماشینها با گذشت زمان بزرگتر و پیچیدهتر شدند و این فرآیند تجمعی و پیشرونده بود.
به نظر داوکینز همان همانندسازهای باستانی که امروزه آنها را ژن مینامیم از بین نرفتهاند و اکنون در کلنیهای عظیمی در درون رباتهای غولپیکر و متحرک زندگی میکنند و از راه دور جهان بیرون را کنترل میکنند.
هادی صمدی
@evophilosophy
🔵 معرفی «جایزه مقاله علوم انسانی حامی»
🗣این جایزه با هدف تقدیر از پژوهشگران برجسته ایرانی در حوزه علوم انسانی و اجتماعی اعطا میگردد.
⏺جایزه: معادل ۳,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ریال به همراه تندیس و لوح تقدیر ویژه.
🍔 شرایط کلیدی متقاضیان:
🔽پژوهشگر با تابعیت ایرانی و ساکن ایران.
🔽انتشار مقاله در یکی از ۵ مجلهی برتر پایگاه SJR در هر رشته تخصصی.
🔽مقاله در دو سال منتهی به تاریخ برگزاری جایزه منتشر شده باشد
📁نحوه ارسال آثار: متقاضیان گرامی میتوانند پس از انتشار فراخوان رسمی در تاریخ ۱۵ آبان، آثار خود را از طریق وبسایت موسسه حامی ارسال نمایند. نتایج نهایی پس از بررسی در کمیتههای تخصصی اعلام خواهد شد.
💬@haameeorg
https://www.podbean.com/eas/pb-6dbb4-19a2377
@philosophyofscience
قسمت دوم #پادکست_فلسفه_علم با موضوع روانشناسی تکاملی انقلاب علمی؟
این پادکست توسط هوش مصنوعی تولید می شود و به همین جهت تلفظ برخی از الفاظ و اصطلاحات در آن اشتباه میباشد.
تلاش می کنیم هر ماه یک قسمت از این پادکست تولید شده و در اختیار علاقمندان قرار بگیرد.
@philosophyofscience
🎵صوت جلسه «میراث جان سرل در هوش مصنوعی»
🎤سخنران: دکتر ابوطالب صفدری
۱۴۰۴/۰۷/۱۳
🪩 لینک ورود به صفحه اینستاگرام
◆ انجمن علمی فلسفه علم شریف
🔴 بزرگترین رویداد علمی_فلسفی سال در دانشگاه صنعتی شریف
💢 اعطای گواهینامه معتبر دانشگاه صنعتی شریف
💢 همراه با ترجمه همزمان
🟢🟢 آیا تا به حال درباره مبدا جهان از دیدگاه فیزیک و علوم شناختی، شنیدهاید؟
شما در پنجمین مدرسه بینالمللی فانوس، از زبان ۱۲ استاد برجسته بینالمللی و ایرانی با رویکردی علمی، این بحث پرچالش رو دنبال خواهید کرد.
🔸🔸 ۲۱ تا ۲۴ مهرماه ۱۴۰۴
🔸🔸 به صورت مجازی
🔺مهلت ثبت نام: ۱۸ مهرماه ۱۴۰۴
💢 لینک ثبت نام:
https://theismschool.com/ثبت-نام/
ارتباط با ما:
🆔 @AliMahmoudabadi
➖➖➖➖➖➖
💟 Inst: Fanoos
🆔 Tele: Fanoos
📌سمینارهای گروه فلسفه دانشگاه تربیتمدرس در پاییز و زمستان ۱۴۰۴
▪️چکیده، محل دقیق برگزاری و لینک ثبتنام هر جلسه به طور جداگانه پیش از هر سخنرانی ارسال خواهد شد.
@philosophyofscience
برای دنبال کردن کانال پادکست فلسفه علم در اسپاتیفای می توانید به لینک زیر مراجعه کنید. قسمت های مختلف این پادکست ماهانه منتشر می شود.
https://open.spotify.com/episode/72eeeFBQrT4P7MNRG7VLjM?si=WiS94WyrQvucnLgbyfUi8g
@philosophyofscience
◆ صحبتهای سول کریپکی و تیموتی ویلیامسون در رابطه با «زبان، منطق و جهان»
◈ سول کریپکی فیلسوف، ریاضیدان و استاد فلسفه و منطق دانشگاه پرینستون ودانشگاهCUNY بود و در منطق موجّهات، فلسفه زبان و متافیزیک نظریات مهمی را ارائه کرد.
◈ تیموتی ویلیامسون استاد پیشین کرسی وایکهام (منطق) دانشگاه آکسفورد میباشد. و نظریات شاخصی در متافیزیک و معرفتشناسی(دیدگاه دانش_اول) ارائه کرده است.
منبع: کانال فلسفه تحلیلی
@analyticphil
@philosophyofscience
◆ کتاب فلسفه ورزیدن: از کنجکاوی معمولی تا استدلال منطقی، نوشته تیموتی ویلیامسن
◈ بخش ۱: مقدمه
◈ مترجم: محسن زمانی
🆔 @analyticphil
🆔 @philosophyofscience
چرا مردم وجود دارند؟
داوکینز فصل نخست کتاب ژن خودخواه را با طرح پرسشی بنیادین آغاز میکند: چرا مردم (به عبارتی، موجودات زنده) وجود دارند؟ دعوی داوکینز آن است که پیش از سال ۱۸۵۹ و کتاب منشأ انواع، تمام تلاشها برای پاسخ به این پرسش بیارزش بودهاند. داروین نخستین کسی بود که توضیحی منسجم و قابل دفاع برای وجود ما عرضه کرد: تکامل از طریق انتخاب طبیعی. هدف اصلی داوکینز در این کتاب، دفاع عمومی از داروینیسم نیست، بلکه بررسی پیامدهای نظریه تکامل برای یک موضوع خاص، یعنی زیستشناسی خودخواهی و دگرخواهی است.
واحد اصلی انتخاب: ژن
داوکینز دعوی انقلابی خود را با صراحت معرفی میکند: واحد بنیادین انتخاب طبیعی و در نتیجه، واحد اصلی خودخواهی، نه گونه است، نه گروه، و نه حتی فرد؛ بلکه ژن، یعنی واحد وراثت، است. خیر گونه یا خیر گروه بیمعناست.
از دیدگاه ژنمحور، هر ژنِ موفقی باید یک ویژگی غالب داشته باشد: خودخواهی بیرحمانه. این خودخواهی ژنی معمولاً به رفتار خودخواهانه در سطح فردی منجر میشود. با این حال، داوکینز بلافاصله این ایده را تعدیل میکند و توضیح میدهد که در شرایطی خاص، یک ژن میتواند برای رسیدن به اهداف خودخواهانهاش، نوعی دگرخواهی محدود را در سطح فردی تقویت کند. اما مفاهیمی مانند عشق جهانی و رفاه کل گونه از منظر تکاملی بیمعنا هستند.
این کتاب چه چیزی نیست؟
داوکینز برای جلوگیری از سوءتفاهمهای رایج و بهرهبرداری سیاسی از کتاب، به سه نکته مهم اشاره میکند.
۱. این کتاب یک راهنمای اخلاقی نیست. داوکینز تأکید میکند که او از اخلاقیات مبتنی بر تکامل دفاع نمیکند. او صرفاً چگونگی تکامل یافتن پدیدهها را توصیف میکند، نه اینکه انسانها از نظر اخلاقی چگونه باید رفتار کنند. او میگوید جامعهای که صرفاً بر اساس قانون خودخواهی بیرحمانه ژنها بنا شود، جامعهای بسیار ناخوشایند خواهد بود. کتاب او یک هشدار است: اگر میخواهیم جامعهای مبتنی بر سخاوت و همکاری بسازیم، نباید از طبیعت بیولوژیکی خود انتظار کمک چندانی داشته باشیم. باید سخاوت و فداکاری را آموزش دهیم، زیرا خودخواه به دنیا آمدهایم.
۲. این کتاب در مورد بحث سرشت/تربیت نیز موضعگیری نمیکند. داوکینز تصریح میکند که صفات ژنتیکی ذاتاً ثابت و غیرقابل تغییر نیستند. ژنها ممکن است به ما دستور خودخواهی بدهند، اما ما مجبور به اطاعت همیشگی از آنها نیستیم. انسانها به طور منحصربهفردی تحت سلطه فرهنگ هستند، اما مطالعهی قانونِ ژنها، که ما اخیراً از آن مستثنی شدهایم، همچنان اهمیت دارد.
۳. این کتاب توصیف دقیقی از رفتار یک گونه خاص نیست. داوکینز از جزئیات واقعی صرفاً به عنوان مثال استفاده میکند. منطق او این نیست که چون رفتار بابونها خودخواهانه است، پس رفتار انسان نیز احتمالاً خودخواهانه است. در عوض استدلال او این است که انسانها و بابونها از طریق انتخاب طبیعی تکامل یافتهاند. اگر به نحوه عملکرد انتخاب طبیعی نگاه کنیم، به نظر میرسد هر چیزی که از این طریق تکامل یافته باشد، باید خودخواه باشد. بنابراین، باید انتظار داشته باشیم که وقتی به رفتار بابونها، انسانها و سایر موجودات زنده نگاه میکنیم، آن را خودخواهانه بیابیم. اگر خلاف این را مشاهده کنیم، یعنی با یک رفتار دگرخواهانهی واقعی روبرو شویم، با معمایی مواجه شدهایم که نیاز به توضیح دارد.
تعریف خودخواهی و دگرخواهی
داوکینز تعاریف خود را از این دو مفهوم مشخص میکند. این تعاریف، رفتاری هستند و نه ذهنی؛ یعنی به انگیزههای درونی فرد کاری ندارند.
رفتار دگرخواهانه: رفتاری که رفاه (شانس بقا) یک موجود دیگر را به قیمت کاهش رفاه خود افزایش دهد.
رفتار خودخواهانه: رفتاری که رفاه خود را ارجح بداریم.
داوکینز میگوید رفتارهایی مانند نیش زدن انتحاری زنبورهای کارگر و نمایشهای حواسپرتکن والدین پرندگان برای دور کردن شکارچیان از لانه در واقع خودخوانهاند.
نقد نظریهی انتخاب گروهی
داوکینز سپس به سراغ توضیح اشتباهی میرود که برای دگرخواهی ارائه شده و به طور گستردهای پذیرفته شده است: نظریهی انتخاب گروهی؛ که مطابق آن تکامل برای خیر گروه یا خیر گونه عمل میکند. طبق این دیدگاه، اگر اعضای یک گروه آماده فدا کردن خود برای گروه باشند، آن گروه کمتر از گروهی که اعضای آن منافع خودخواهانه خود را در اولویت قرار میدهند، در معرض انقراض خواهد بود.
داوکینز میگوید چنین گروهی از درون آسیبپذیر است. در گروه دگرخواهان، همیشه احتمال وجود اقلیتی وجود دارد که از فداکاری دیگران سوءاستفاده کند. این فرد خودخواه، بنا به تعریف، به احتمال زیاد زنده میماند و تولیدمثل میکند و صفات خودخواهانه خود را به نسل بعد منتقل میکند. پس از چند نسل، گروه دگرخواه مملو از افراد خودخواه شده و از گروه خودخواه قابل تشخیص نخواهد بود!
بنابراین، انتخاب گروهی استراتژی پایداری نیست.
هادی صمدی
@evophilosophy
ژن خودخواه ۵۰ ساله شد
در آستانهی پنجاهمین سالگرد انتشار کتاب ژن خودخواه، اثر ریچارد داوکینز که در سال ۱۹۷۶ منتشر شد، کتاب همچنان تأثیرگذارتر و بحثبرانگیز است. کمتر کتاب علمی تا این حد توجه عمومی را جلب کرده است. کتاب نه فقط زیستشناسی را تکانی داد، بلکه نگاه عموم مردم به تکامل، سرشت انسان، و خودِ حیات را تغییر داد.
ایدهی اصلی کتاب بسیار ساده، و در عین حال انقلابی است: واحد اصلی انتخاب طبیعی، نه گونه است و نه فرد، بلکه «ژن» است. داوکینز در این کتاب میگوید که بدن موجودات زنده، از جمله انسان، صرفاً ماشینهای بقا یا حاملهایی هستند که توسط ژنها برای تکثیر و بقای خودِ ژنها ساخته شدهاند.
«خودخواه» استعارهای بود بسیار پر حاشیه؛ تا جاییکه خود داوکینز بعدها گفت شاید بهتر بود از استعارهی دیگری بهره میگرفت تا به این میزان بر اصل نظر او سایه نیاندازد. منظور داوکینز از این استعاره این نیست که ژنها دارای آگاهی، اراده یا انگیزه هستند؛ بلکه منظورش این است که رفتار ژنها به گونهای است که گویی تنها هدفشان افزایش تعداد نسخههای خود در خزانهی ژنی نسلهای آینده است. بر این اساس، حتی رفتارهای به ظاهر فداکارانه و دگردوستانه، مانند از خودگذشتگی مورچهی کارگر برای کلنی، یا مراقبت والدین از فرزندان، در نهایت راهبردهایی «خودخواهانه» از سوی ژنها برای تضمین بقای نسخههای مشترک خود در بدن خویشاوندان است.
کتاب مفهوم «مم» را نیز معرفی کرد: واحدی برای انتقال فرهنگی که همانند ژن، از مغزی به مغز دیگر تکثیر میشود و تکامل فرهنگی را شکل میدهد.
چرا کتاب تا این حد معروف شد؟
اهمیت ژن خودخواه را میتوان در سه بخش اصلی آورد.
نخست آنکه کتاب دیدگاه ژنمحور به تکامل را به طور گسترده عمومی کرد. پیش از آن، بسیاری از زیستشناسان از منظر آنچه به نفع گونه، یا به نفعِ بقای فردیست، تکامل خصیصههای زیستی را توضیح میدادند. داوکینز با تمرکز بر ژن، توانست بسیاری از معماهای رفتاری جانوران، بهویژه پدیدهی دگرخواهی را به شکلی منطقی و سازگار با نظریهی داروین تبیین کند.
دوم آنکه داوکینز با نثری شیوا، قدرتمند، و عاری از اصطلاحات پیچیده، مفاهیم عمیق علمی را برای مخاطب عام قابل فهم کرد. ژن خودخواه به کتابی فرهنگی تبدیل شد و میلیونها نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رسید و به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شد. در یک نظرسنجی در سال ۲۰۱۷، این کتاب حتی بالاتر از منشأ انواع داروین، به عنوان تأثیرگذارترین کتاب علمی تاریخ انتخاب شد که البته بیشتر بیانگر میزان علاقهی علاقمندان به کتاب و داوکینز است.
سوم آنکه کتاب پرسشهای عمیقی را در مورد سرشت انسان، اخلاق، اختیار و معنای زندگی مطرح کرد. جملهی مشهور داوکینز در کتاب، که توصیه میکند سعی کنیم سخاوت و دگردوستی را آموزش دهیم، زیرا ما خودخواه به دنیا آمدهایم، نشاندهندهی همین دغدغههای فلسفی است.
نقدهای وارد بر کتاب
با وجود تأثیرات زیاد، از همان ابتدا کتاب با نقدهای جدی روبرو شد.
منتقدان برجستهای مانند استیون جی گولد معتقد بودند که تمرکز انحصاری بر ژن، نقش ارگانیسم به عنوان یک کل منسجم و همچنین تأثیرات محیطی و تکامل فرهنگی را نادیده میگیرد و به نوعی جبرگرایی ژنی منجر میشود. حرف اصلی این منتقدان آن بود که انتخاب طبیعی بر روی فنوتیپ (صفات کلی جاندار) عمل میکند، نه مستقیماً بر روی ژن.
خارج از زیستشناسی نیز فیلسوفانی چون ماری میجلی، استفاده از واژهی خودخواه را به شدت نقد کردند و معتقد بودند که این انسانانگاری، به درک نادرست از فرآیندهای ناآگاهانه تکامل منجر میشود و به ژنها، نیت و عاملیت نسبت میدهد.
اما کماکان نقدهای اصلی از درون خود زیستشناسی بود. افرادی مانند دیوید اسلون ویلسون استدلال میکنند که انتخاب طبیعی فقط در سطح ژن رخ نمیدهد، بلکه میتواند در سطوح دیگر مانند گروهها نیز عمل کند (انتخاب گروهی). این دیدگاه معتقد است که نظریهی ژن خودخواه برای توضیح کامل همکاری و فداکاری در برخی گونهها کافی نیست. پیشرفتهای علم ژنتیک، بهویژه در حوزه اپیژنتیک، یعنی تغییرات وراثتی که به دیانای وابسته نیستند، نشان داده که وراثت و تکامل بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است که در چارچوب ساده ژنمحور اولیه تصور میشد.
اما ژن خودخواه همچنان الهامبخش، محرک و کانون بحثهای داغ علمی و فلسفی است. اگرچه علم زیستشناسی از آن زمان تاکنون پیشرفتهای چشمگیری داشته و لایههای جدیدی از پیچیدگی را آشکار کرده، اما نگریستن از چشم ژن، که داوکینز به ما آموخت، همچنان ابزار فکری بسیار قدرتمند و از پایههای اصلی تفکر تکاملی مدرن باقی مانده است.
در چند پست بعدی کتاب بیشتر معرفی میشود و نقدهای وارد بر آن نیز عرضه میشوند تا خواننده، با نقادی و تحلیل، با یکی از مهمترین آثار علمی نیم قرن گذشته آشنا شود.
هادی صمدی
@evophilosophy
در تهیه این قسمت از پادکست از مقاله هایی که در ادامه آمده استفاده شده است.
مقاله اول
مقاله دوم
@philosophyofscience
📌سخنرانی هفته آینده گروه فلسفه دانشگاه تربیت مدرس با عنوان:
در باب پیشرفت فلسفه
👤سخنران:
داود حسینی
(دانشگاه تربیت مدرس، گروه فلسفه)
🗓زمان:
دوشنبه ۱۴۰۴/۰۷/۲۸، ساعت ۱۰ الی ۱۲
📍مکان:
دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده علوم انسانی، سالن شکویی
@philosophyofscience
همهگیری بعدی در راه است؛ چگونه شبهعلم و خرافه آن را گسترش میدهد؟
(پستهای بسیار جالب را ارسال نکنید! به احتمال زیاد علت جذابیت آنها، نادرستی آنهاست!)
دانشمندان و متخصصان بهداشت عمومی در سراسر جهان همعقیدهاند که همهگیریهای آینده اجتنابناپذیرند. جهانیشدن، تغییرات اقلیمی، تجاوز گسترده به طبیعت وحش و مواجهه با ویروسهای ناشناخته، و سرعت بیسابقه سفرها، ترکیبی قدرتمند ساختهاند که میتواند ویروسی محلی را در عرض چند هفته به یک بحران جهانی تبدیل کند. در حالی که سرمایهگذاری در ساخت واکسن، دارو و تجهیزات پزشکی مهم است، اما تاریخ، به ویژه تجربه اخیر ما با کووید-۱۹، نشان داده که قدرتمندترین و در عین حال شکنندهترین خط دفاعی ما، آگاهی عمومی است.
جامعه آگاه، جامعهای تابآور است. هنگامی که مردم به اطلاعات دقیق و مبتنی بر شواهد دسترسی دارند، میتوانند به نهادهای علمی و بهداشتی اعتماد کنند و اقدامات پیشگیرانه را به درستی درک کرده و به کار ببندند و به صورت یکپارچه برای محافظت از خود و دیگران عمل کنند.
اما در عصر دیجیتال، ویروسها با یک اینفودمی، یا همهگیری اطلاعات نادرست، همراه میشوند که بیش از خود ویروس کشنده است
گسترش تئوریهای توطئه و درمانهای جعلی، و بیاعتمادی سازمانیافته به علم، بهترین تلاشهای پزشکی را بیاثر میکنند.
از این رو، افزایش آگاهی عمومی صرفاً به معنای دانستن علائم یک بیماری نیست، بلکه شامل درک چگونگی تأثیر کژاطلاعات، یااطلاعات نادرست، بر رفتار ما در هموار ساختن راه همهگیری نیز میشود.
درسی از علم: چگونه کژاطلاعات شیوع بیماری را تشدید میکند؟
نمونهای از دانشی که باید در اختیار همگان قرار گیرد، یافتههای مقالهای علمی با عنوان «ارزیابی تأثیر کژاطلاعات در شیوع بیماریهای عفونی» است که اخیراً در نیچر منتشر شده است. این پژوهش که با استفاده از مدلسازی کامپیوتری به بررسی شیوع بیماری ابولا پرداخته، دعاوی هشداردهندهای را بیان میکند که درک آنها برای هر شهروندی ضروری است.
۱. اطلاعات نادرست، حتی به مقدار کم، به شدت شیوع بیماری را تقویت میکند. پژوهش نشان میدهد که حتی اگر بخش کوچکی از جامعه تحت تأثیر کژاطلاعات قرار گیرند و رفتارهای پرخطری مانند نادیده گرفتن توصیههای بهداشتی را در پیش گیرند، این امر میتواند به طور قابل توجهی سرعت انتقال بیماری را در کل جمعیت افزایش دهد.
۲. اطلاعات نادرست ماندگارتر از اطلاعات واقعی است. این مطالعه بر یک واقعیت تلخ تأکید میکند؛ اینکه اطلاعات نادرست، به دلیل برخورداری از ماهیتی هیجانانگیز و احساسی، مدت زمان بیشتری در ذهن افراد باقی میماند و گستردهتر پخش میشود، در حالی که اطلاعات واقعی و علمی ممکن است سریعتر فراموش شوند.
۳. انتشار اطلاعات واقعی به تنهایی کافی نیست. شاید تکاندهندهترین یافته این باشد که حتی اگر ۱۰۰٪ جمعیت به اطلاعات صحیح و واقعی دسترسی داشته باشند، حضور همزمان اطلاعات نادرست میتواند تأثیر مثبت آن را به شدت کاهش دهد. این یعنی مبارزه با یک همهگیری، نبردی مستقیم بین علم و شبهعلم بر سر جلب اعتماد عمومی است.
۴. کاهش رفتارهای مضر، کلید مهار است. پژوهش نشان میدهد که برای مهار موفق یک اپیدمی، کاهش رفتارهای مضر ناشی از کژاطلاعات نقشی حیاتی و حتی مهمتر از صرف ترویج رفتارهای پیشگیرانه دارد.
آماده شدن برای همهگیری بعدی نیازمند رویکردی دوگانه است: تقویت زیرساختهای پزشکی، و مهمتر از آن تقویت آگاهی و تفکر انتقادی در جامعه. باید شهروندانی تربیت کنیم که نه فقط به علم اعتماد دارند، بلکه مکانیسمهای تأثیرگذاری کژاطلاعات را نیز میشناسند. مقالاتی مانند این به ما نشان میدهند که در نبرد آینده، هر یک از ما در خط مقدم قرار داریم و به اشتراک گذاشتن هر نوع اطلاعاتی که صرفاً آن را جالب میدانیم، حتی وقتی با حسن نیتی برای حفاظت از نزدیکان خود آنها را ارسال میکنیم، بازی با جان همهی مردم جامعه است.
آگاهی، واکسن اصلی ما در برابر اینفودمی است و باید از همین امروز برای تزریق آن به جامعه تلاش کنیم.
متأسفانه با شیوع گستردهی خرافه در جامعه، کار سختی پیش رو داریم. عادیسازی رفتارهای خرافی در جامعه توسط کسانی که تریبونی در اختیار دارند، راه را بر گسترش آن هموار میسازد و نتیجهی آن میتواند مرگ میلیونها انسان در همهگیری بعدی باشد.
وظیفهی شهروندان آن است که پستهایی را که ربطی به سلامت پیدا میکنند به سادگی برای دیگران نفرستید و صرفاً آنچه را در منابع کاملآ معتبر میبینند به اشتراک بگذارند. به ویژه اگر پستی را زیاد جالب یافتید آن را برای دیگری ارسال نکنید؛ زیرا احتمال آنکه کژاطلاعات باشد بیشتر است! اطلاعات درست کمتر جلب توجه میکنند.
هادی صمدی
@evophilosophy
◆ جان سرل،چهره تاثیرگذار فلسفه تحلیلی حدود دو هفته پیش درگذشت.
◈ وی در حوزههای مختلف فلسفه مانند فلسفه زبان، فلسفه ذهن، فلسفه هوش مصنوعی و... صاحب ایدههای بدیع و تاثیرگذار بود.
⭕️ در این جلسه دکتر ابوطالب صفدری، فارغ تحصیل مقطع «دکتری فلسفه علم از دانشگاه صنعتی شریف» و پژوهشگر پسادکتری دانشگاه برمن آلمان، درباره میراث جان سرل در حوزه هوش مصنوعی و تاثیرات فلسفی نظریات سرل در فناوری صحبت میکند.
این جلسه یکشنبه ۱۳ مهر ساعت ۲۱ همزمان در بستر وی کلاس (اسکای روم ) انجمن علمی فلسفه علم شریف و همچنین بصورت لایو اینستاگرامی برگزار خواهد شد.
🌐 لینک ورود به صفحه اینستاگرام
🌐 لینک وی کلاس انجمن:
https://vc.sharif.edu/ch/phil-scicom
◆ انجمن علمی فلسفه علم شریف
معرفی دو پرامپت برای خلاصه کردن مقالات فلسفی
تعداد مقالات فلسفی بسیار زیاد است و هر سال نیز هزاران مقاله به آنها افزوده میشود. علاقمندان به فلسفه صدها و گاه هزاران مقاله در کامپیوتر خود دارند که فرصتی برای خواندن آنها پیش نیامده است.
مدتی است که با کمک پرامپت زیر برای هوشمصنوعی (هومص) توانستهام نگاهی سریع به محتوای بسیاری از آنها بیاندازم. شاید به کار شما هم بیاید:
شروع پرامپتی برای خلاصه کردن مقاله
هر مقالهی فلسفی متشکل از یک یا چند دعوی اصلی و استدلالهایی به نفع آن دعوی یا دعاوی است. دعوی یا دعاوی در پاسخ به مسألهای فلسفی عرضه شدهاند. با توجه به این نکات به پرسشهای زیر پاسخ بده:
۱. مقاله در پاسخ به کدام مسأله یا تنش فکری در ادبیات موجود نوشته شده است؟
۲. دعوی یا دعاوی اصلی مقاله کدامند؟ دعاوی فرعی که در دفاع از دعوی یا دعاوی اصلی در مقاله هستند کدامند؟
۳. اصلیترین استدلال یا استدلالهای مقاله را که در دفاع از این دعوی یا دعاوی آورده شده (با تفکیک مقدمات از نتیجه) کدامند؟ ممکن است به جای استدلال قیاسی، از استدلالهای غیرقیاسی از جمله از استدلال تمثیلی یا استنتاج بهترین تبیین در دفاع از مقدمات بهره گرفته شده باشد. نوع استدلال را مشخص کن.
۴. همین کار را برای استدلالهای فرعی که به نفع مقدمات استدلال یا استدلالهای اصلی آمده انجام بده. هیچ استدلالی که در مقاله است جا نماند.
انتهای پرامپت
با این پرامپت میتوانید در زمانی کوتاه به اصلیترین نکات مقاله پی ببرید و تصمیم بگیرید آیا میخواهید آن را بخوانید یا خیر.
اگر مقاله را خواندید و خواهان تحلیل آن هستید در ادامه از پرامپت زیر استفاده کنید:
شروع پرامپت برای تحلیل مقاله
۱. حالا از منظر یک داور سختگیر وارد فرایند تحلیل و نقادی مقاله شو و استدلال اصلی و استدلالهای فرعی را نقد کن.
برای این کار نشان بده که استدلال اصلی و/یا استدلالهای فرعی، معتبر و/یا صحیح نیستند. برای رسیدن به این هدف دو کار میتوانی انجام دهی.
الف. نشان دهی نتیجه از مقدمات بر نمیآید. مثلاً به مقدمه محذوفی اشاره کن که در فحوای نوشتهها وجود دارد اما به صراحت بیان نشده، اما آن مقدمه محذوف به دلایلی که میآوری پذیرفتنی نیست.
ب. با آوردن مثالهای نقض نشان بده که چرا دعاوی مطرح در مقاله، از جمله مقدمات استدلالها، معتبر نیستند. در آوردن مثالهای نقض ابتدا از خود ادبیات موجود در این بحث مثال بیاور. به ویژه به دانشنامهی فلسفی استنفورد مراجعه کن. (https://plato.stanford.edu/)
۲. در گام بعد نقشی همدلانه به خود بگیر و دلایلی در پاسخ به نقدها بیاور. خود را جای نویسندگان بگذار و از منظر آنها به نقدها پاسخ بده. یا استدلالها را به نحوی بازنویسی کن که نقدهای داور به آن وارد نباشد.
۳. چند مقالهی مشابه یا مرتبط با این مقاله را نام ببر.
انتهای پرامپت
آیا استفاده از هومص در فلسفه خوب است؟
فلسفهورزی اساساً فعالیتی زمانبر و تأملی است در حالیکه هومص بار شناختی را کم میکند. بنابراین پاسخ درست به این پرسش به پاسخ به پرسش دیگری ربط مییابد: آیا هومص باعث میشود ساعات کار فلسفی فرد کمتر شود و تأملات فلسفی او کاهش یابد؟ اگر پاسخ مثبت باشد هومص در خدمت فلسفهورزی او نیست.
اما اگر هومص به نحوی که در بالا آمد به کار گرفته شود و مشروط بر آنکه ساعات کار فلسفی را کم نکند میتواند به فلسفهورزی کمکهای زیادی کند و به خوبی نقش دستیار پژوهشی را بازی کند. مقالات فلسفی نقش لوگوهایی را برای ساختن یک سازه، که همان متن فلسفی باشد، بازی میکنند. در اختیار داشتن لوگوهای بیشتر به ساخت بناهای متنوعتری کمک میکند. در این صورت هرچند در استخراج منابع ضعیفتر میشوید اما در عوض میتوانید زمان بیشتری را به ساختن اختصاص دهید.
اگر فردی برای نگارش یک متن فلسفی یکصد ساعت زمان اختصاص میداده همان زمان را به این شیوه اختصاص دهد میتواند دهها برابر حالت معمول مقالات مرتبط دیگری را مرور کند و در نگارش مقاله از آنها بهره گیرد. از آنجا که تولید مقاله آسانتر شده چیزی که باقی مانده لذت فلسفهورزی است و مقالاتی توجهها را جلب میکنند که کیفیت بسیار بالاتری داشته باشند. از این منظر هومص به بازگرداندن فلسفه به کاری که فیلسوفان گذشته انجام میدادند کمک میکند.
بعلاوه، در حوزه فلسفهی کاربردی، که از فلسفهورزی در خدمت بهزیستی جامعه بهره گرفته میشود، میتوان به جنبههایی از مسائل توجه کرد که در گذشته مغفول میماندند.
اما پرسش فلسفیای باقی میماند: چگونه از برونسپاری بار شناختی عموم مردم به هومص جلوگیری کنیم؟! جالب میشود اگر بتوانیم با کمک این سنخ فلسفهورزی با همکاری هومص، راهی بیابیم!
هادی صمدی
@evophilosophy
🔊اطلاعیه دوم دوازدهمین دوره همایش بینالمللی دانشجویی فلسفه
گروه و انجمن علمی-دانشجویی فلسفه دانشگاه تربیت مدرس با همکاری گروه فلسفه دانشگاههای اصفهان و شهید بهشتی، مجموعه انعکاس و خانه حکمت اصفهان دوازدهمین همایش دانشجویی فلسفه را برگزار میکنند.
از دانشجویان همه مقاطع و فارغالتحصیلان کارشناسی و کارشناسی ارشد، دعوت میکنیم تا مقالات خود را برای ارزیابی به ایمیل همایش ارسال کنند.
📧 spc.tmu@gmail.com
📝شیوهنامه ارسال مقالات به فارسی
📝شیوهنامه ارسال مقالات به انگلیسی
📙 کتابچه دوره یازدهم
🎁جوایز مقالات منتخب:
• سه جایزه ۶ میلیون تومانی به مقالات برگزیده
• یک جایزه ۶ میلیون تومانی به مقاله برگزیده فلسفه در شهر (با حمایت خانه حکمت اصفهان)
• یک جایزه ۱۸ میلیون تومانی به مقاله منتخب فلسفه و کلام به زبان انگلیسی (با حمایت موسسه انعکاس)
🗓برنامه زمانی همایش:
مهلت ارسال مقالات: ۷ آبان ماه
زمان برگزاری همایش: ۲۱ و ۲۲ آبانماه
❗️جهت اطلاع از توضیحات تکمیلی جوایز و جزئیات همایش، به سایت انجمن علمی مراجعه کنید.
📱برای مطلع شدن از اخبار همایش، صفحات مجازی ما را دنبال کنید:
کانال تلگرام
صفحهی اینستاگرام
چرا تسلط بر زبانهای مبدأ و مقصد برای ترجمهٔ کلاسیکهای فلسفی کفایت نمیکند؟
این روزها، برای پروژهای شخصی و نهچندان مهم، گاهبهگاه که فرصتی دست میدهد نگاهی میاندازم به ترجمهٔ آثار کلاسیکِ فلسفی به فارسی (یا آثاری که بهعنوانِ کلاسیک ترجمه شدهاند).
یکی از مواردی که در بسیاری از این ترجمهها توجهام را جلب میکند جملاتی است که فکر میکنم ترجمهٔ آنها غلط است، اما توضیحِ غلط بودنِ آنها با صرفِ ارائهٔ توضیحاتی زبانی (چه دربارهٔ زبان مبدأ و چه دربارهٔ زبانِ مقصد) عملاً برایم ممکن نیست و نیاز به بحث فلسفی دارد، مجمل یا مفصل.
به نظرم چنین مواردی شاهدی خوب اند برای این مدّعی که ترجمهٔ چنین متونی به چیزی بیشتر از تسلط به زبانهای مبدأ و مقصد و دقت و وسواس بالا در ترجمه نیاز دارند. چنین کاری مستلزمِ متخصص بودنِ مترجم در موضوعِ ترجمه است؛ چنان که تشخیصِ وقوعِ خطایی در ترجمه برای خوانندهای که با موضوع آشنا است نیز عموماً مستلزمِ مراجعه به متن اصلی نیست و از صرفِ عبارتپردازی ترجمهٔ فارسی اغلب میتوان تشخیص داد که چیزی باید اشتباه باشد.
بهعنوانی مثالی از این گونه خطاها، جملهٔ زیر را در نظر بگیرید:
S is one meter long at t.
طول S در t یک متر است.
🗓برنامه سخنرانی های پژوهشکده فلسفه تحلیلی برای پاییز ۱۴۰۴.
📌چکیده هر سخنرانی (و لینک شرکت در سخنرانی های مجازی) دو روز پیش از برگزاری در کانال پژوهشکده قرار می گیرد.
👈حضور برای عموم آزاد است.
📍مکان: میدان نیاوران، پژوهشگاه دانش های بنیادی، سالن شماره ۱
@philosophyofscience
قسمت اول #پادکست فلسفه علم پیرامون بررسی نظرات و دیدگاه های فیلسوفان تحلیلی. در این قسمت نظرات پیتر هکر در حوزه فلسفه ذهن و فلسفه زبان مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
این پادکست توسط هوش مصنوعی NoteBookLM و به صورت اختصاصی توسط کانال تلگرامی فلسفه علم تولید میشود و برخی اصطلاحات و کلمات سهوا اشتباه بیان شده است و امیدواریم در قسمت های بعد این نواقص هوش مصنوعی هم بر طرف شود. از همراهی شما با پادکست فلسفه علم خوشحالیم.
@philosophyofscience
◆ صحبتهای سول کریپکی و تیموتی ویلیامسون در رابطه با «زبان، منطق و جهان»
◈ سول کریپکی فیلسوف، ریاضیدان و استاد فلسفه و منطق دانشگاه پرینستون ودانشگاهCUNY بود و در منطق موجّهات، فلسفه زبان و متافیزیک نظریات مهمی را ارائه کرد.
◈ تیموتی ویلیامسون استاد پیشین کرسی وایکهام (منطق) دانشگاه آکسفورد میباشد. و نظریات شاخصی در متافیزیک و معرفتشناسی(دیدگاه دانش_اول) ارائه کرده است.
🆔 @philosophyofscience