philosophyofscience | Unsorted

Telegram-канал philosophyofscience - فلسفه علم

5941

مطالب فلسفه تحلیلی و فلسفه علم این کانال تلاشی برای عمومی کردن علم در جامعه ایرانی است. برای ارتباط با Admin با آیدی @mmasiha و درج تبلیغات میتوانید با کانال @adsphilosophy در ارتباط باشید.

Subscribe to a channel

فلسفه علم

«عصر سه‌شنبه‌های بخارا» این هفته به کتاب استاد وهاب‌زاده اختصاص دارد. فرصت داشتید از دست ندهید زیرا این کتاب ارزش خواندن دارد. به ویژه اگر والد هستید یا معلم، یا دانشجوی تربیت معلم، و احیانا در خواندن کتاب تردید دارید در جلسه شرکت کنید. شاید شرکت در این جلسه اثری بر آینده‌ی کودکان یا دانش‌آموزان شما داشته باشد. تردید نکنید.

ساعت ۱۷ سه‌شنبه ۲۰ مرداد ١۴٠۵ با سخنرانی: عبدالحسین وهاب‌زاده، سیدمحسن گلدانساز، هادی صمدی، بهاره کیائی، مانیا شفاهی، محمدرضا سرکارآرائی‌ (پیام تصویری) و علی دهباشی

خیابان باهنر (نیاوران). رو‌به‌روی کامرانیهٔ شمالی، شمارهٔ ۱۳۷ و ۱۳۵، شهر کتاب نیاوران

هادی صمدی

Читать полностью…

فلسفه علم

بازنگری در رابطه‌ی نئاندرتال و انسان خردمند

تا همین اواخر، داستان رابطهٔ انسان خردمند و نئاندرتال‌ها را می‌شد به شکلی نسبتاً ساده روایت کرد: انسان خردمند در آفریقا پدیدار شد، حدود پنجاه هزار سال پیش از آفریقا بیرون آمد، در اوراسیا با نئاندرتال‌ها روبه‌رو شد، با آنها رقابت کرد و سرانجام جای آنها را گرفت. نئاندرتال‌ها ناپدید شدند، اما بخشی از دی.ان.ای آنها در بدن انسان‌های امروزی باقی ماند.

پژوهش‌های جدید این داستان را به‌تدریج از نو می‌نویسند. پژوهشی که قبلاً در همین کانال معرفی شد نشان داد که تماس میان انسان خردمند و نئاندرتال احتمالاً یک برخورد کوتاه و یک‌باره در حدود پنجاه هزار سال پیش نبوده است. این دو جمعیت شاید در طول حدود دویست هزار سال، در چندین موج، بارها به یکدیگر نزدیک شده‌، با هم آمیزش کرده‌، و دوباره از هم فاصله گرفته‌اند. انسان خردمند نیز احتمالاً بسیار زودتر از آنچه تصور می‌شد، از آفریقا خارج شده و در دوره‌های مختلف دوباره به آفریقا بازگشته است. در این رفت‌وآمدهای طولانی، جمعیت‌های مختلف انسان‌تبار بارها با یکدیگر تماس پیدا کرده‌اند.

این یافته به‌تنهایی تصویر مهمی به ما می‌داد: نئاندرتال‌ها و انسان خردمند دو جمعیت کاملاً جدا و بی‌ارتباط نبودند و طی زمان بارها با یکدیگر آمیزش کرده بودند. بخشی از ژن‌های انسان خردمند نیز وارد جمعیت‌های نئاندرتال شده، یعنی جریان ژنتیکی فقط در یک جهت، از نئاندرتال به انسان امروزی، نبوده است. از سوی دیگر، جمعیت نئاندرتال احتمالاً از آنچه پیش‌تر تصور می‌شد کوچک‌تر بوده است. بنابراین، ناپدیدشدن نئاندرتال‌ها شاید دیگر داستان یک «انقراض ناگهانی» نباشد و ممکن است جمعیت‌های کوچک آنها به‌تدریج در جمعیت‌های بزرگ‌تر انسان خردمند ادغام شده باشند.

اما ژن‌ها فقط بخشی از داستان را بازگو می‌کنند زیرا نمی‌گویند این تماس چگونه بوده است. آیا این دو گروه فقط گاهی با یکدیگر آمیزش می‌کردند؟ آیا در کنار هم زندگی می‌کردند؟ آیا با هم رقابت می‌کردند یا گاهی همکاری؟ آیا ایده‌ها و فنون نیز مانند ژن‌ها از یک جمعیت به جمعیت دیگر منتقل می‌شد؟

پژوهش اخیر مربوط به غار تینشمت در اسرائیل، به این پرسش‌ها تا حدی پاسخ می‌دهد. شواهد باستان‌شناختی این محوطه نشان می‌دهد که گروه‌های مختلف انسان‌تبار در دوره‌های گوناگون با یکدیگر تماس داشتند، مرز میان این جمعیت‌ها احتمالاً بسیار نفوذپذیرتر از آن چیزی بوده که زمانی تصور می‌کردیم. شباهت در فناوری ابزارسازی، شیوه‌های شکار و برخی رفتارهای نمادین نشان می‌دهد که این گروه‌ها احتمالاً در یک جهان مشترک زندگی می‌کردند و از یکدیگر تأثیر می‌پذیرفتند.

 
البته این به آن معنا نیست که نئاندرتال‌ها و انسان خردمند همیشه در صلح و همکاری زندگی می‌کردند. احتمالاً رابطه‌ انها ترکیبی از رقابت، همزیستی، تبادل و شاید در برخی موقعیت‌ها همکاری بوده است. نکته‌ی مهم این است که دیگر نمی‌توان آنها را دو جهان کاملاً جدا تصور کرد. ممکن است در برخی دوره‌ها یک گروه از دیگری چیزی آموخته باشد، در دوره‌ای دیگر بر سر منابع رقابت کرده باشند و در شرایطی دیگر افراد دو جمعیت با یکدیگر پیوند برقرار کرده باشند.

پژوهش سوم، که به سازوکار شبکه‌های اجتماعی و جمعیتی مربوط می‌شود، لایه‌ی دیگری به این تصویر اضافه می‌کند. اگر انسان خردمند و نئاندرتال هر دو با محیط‌هایی متغیر روبه‌رو بودند، شاید تفاوت سرنوشت آنها فقط به هوش، ابزار یا توانایی شکار مربوط نبوده باشد و به میزان انسجام درون‌گروهی آنها مرتبط باشد. بر اساس این پژوهش، انسان خردمند احتمالاً شبکه‌های اجتماعی و جغرافیایی گسترده‌تر و انعطاف‌پذیرتری داشته است. وقتی شرایط محیطی تغییر می‌کرد یا منابع در منطقه‌ای کاهش می‌یافت، ارتباط با گروه‌های دیگر می‌توانست امکان جابه‌جایی، تبادل اطلاعات، یافتن منابع تازه و پیوندهای جدید را فراهم کند. نئاندرتال‌ها نیز اجتماعی بودند و هرگز موجوداتی کاملاً منزوی نبودند، اما احتمالا شبکه‌های جمعیتی آنها در برخی دوره‌ها ضعیف‌تر و شکننده‌تر بوده باشد. در چنین شرایطی، بحران‌های اقلیمی یا کاهش منابع می‌توانست برای جمعیتی کوچک و کمتر به‌هم‌پیوسته، پیامدهای بسیار شدیدتری داشته باشد.

این سه پژوهش، در کنار هم، تصویری بسیار متفاوت از گذشته می‌سازند. پژوهش ژنتیکی به ما می‌گوید که تماس میان انسان خردمند و نئاندرتال طی ده‌ها هزار سال تکرار شده است. پژوهش باستان‌شناختی نشان می‌دهد که این تماس احتمالاً فقط در سطح آمیزش جنسی و انتقال ژن نبوده، بلکه ممکن است با تبادل فناوری، رفتار و ایده نیز همراه شده باشد. و پژوهش سوم می‌گوید که در سرنوشت نهایی این دو جمعیت، میزان اتصال آنها به یکدیگر و توانایی آنها برای حفظ شبکه‌های گسترده نیز اهمیت داشته است.

تا ببینیم پژوهش‌های بعدی چگونه گذشته‌ی انسان را روشن‌تر می‌کنند.

هادی صمدی
@evophilosophy

Читать полностью…

فلسفه علم

🎵صوت جلسه «درباره لزوم و لوازم بازگشت به فلسفه طبیعی»

🎤سخنران: دکتر نیما نریمانی

۱۴۰۴/۰۸/۲۸

انجمن علمی فلسفه علم شریف

@philosophyofscience

Читать полностью…

فلسفه علم

هوش مصنوعی؛ ماشینی که هم می‌کُشد و هم دعا می‌خواند

وقتی AI در میناب فاجعه آفرید!


✍️ احسان محمدی، دانش‌آموخته ارشد فلسفه علم

هوش مصنوعی دیگر مفهومی انتزاعی نیست؛ فناوری‌ای است که هم ثروت و قدرت می‌آفریند و هم می‌تواند در جنگ به ابزاری مرگبار تبدیل شود. افکار عمومی در آمریکا و بسیاری از کشورهای جهان نسبت به گسترش هوش مصنوعی نگرانی فزاینده‌ای دارد. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد مردم در عین باور به مزایای این فناوری، به توانایی دولت‌ها در مدیریت و نظارت بر آن اعتماد چندانی ندارند.

در همین حال، سرمایه‌گذاری جهانی در هوش مصنوعی به رکوردهای بی‌سابقه رسیده و بخش مهمی از آن صرف توسعه سامانه‌های نظامی شده است. یکی از مهم‌ترین نمونه‌ها، پروژه «ماون» پنتاگون است که با استفاده از داده‌های ماهواره‌ای، راداری و پهپادی، اهداف نظامی را شناسایی و برای حمله پیشنهاد می‌کند. هدف اصلی این سامانه‌ها کوتاه کردن زمان تصمیم‌گیری و افزایش سرعت عملیات نظامی است.

حمله به مدرسه ابتدایی شجره طیبه در میناب به نمادی از خطرات این روند تبدیل شد. تحقیقات رسانه‌ها و نهادهای بین‌المللی نشان داد که مختصات این مدرسه احتمالاً بر اساس اطلاعات قدیمی و خطای سامانه‌های هدف‌گیری شناسایی شده بود. این حادثه که به کشته شدن ده‌ها کودک و غیرنظامی انجامید، پرسش‌های جدی درباره اتکای ارتش‌ها به هوش مصنوعی و مسئولیت حقوقی تصمیم‌های مبتنی بر الگوریتم ایجاد کرد.

در سوی دیگر، شرکت آنتروپیک، سازنده مدل «کلود»، نمونه‌ای از تناقض‌های عصر هوش مصنوعی است. این شرکت از یک سو با پروژه‌های نظامی همکاری داشته و از سوی دیگر در مباحث اخلاقی و گفت‌وگوهای واتیکان درباره آینده هوش مصنوعی مشارکت کرده است.

رساله پاپ لئوی چهاردهم درباره هوش مصنوعی نیز هشدار می‌دهد که فناوری ذاتاً خیر یا شر نیست، بلکه بازتاب ارزش‌ها و اهداف سازندگان و کاربرانش است. مسئله اصلی امروز نه توانایی فنی هوش مصنوعی، بلکه نبود حکمرانی مؤثر و پاسخگویی روشن درباره پیامدهای انسانی استفاده از آن است.

https://avash.ir/n/Rv0

@PhilSciAUT

Читать полностью…

فلسفه علم

 رایناخ بنیادهای ماقبل تجربی حقوق مدنی  را نخستین بار در سال ۱۹۱۳ منتشر کرد. این کتاب یکی از آثار مهم در سنت پدیدارشناسی حقوق به شمار می‌آید که در فضای فکری پدیدارشناسی آن دوره مورد توجه قرار گرفت و ادموند هوسرل  نیز آن را نمونه‌ای مهم از به‌کارگیری روش پدیدارشناختی در حوزه‌ی حقوق دانست. اهمیت کتاب بعدها فراتر از فلسفه‌ی حقوق رفت، زیرا تحلیل رایناخ از «کنش‌های اجتماعی» و روابطی مانند وعده و تعهد، با برخی مباحث معاصر در فلسفه‌ی زبان و هستی‌شناسی اجتماعی پیوند یافت.

این کتاب از مهم‌ترین تلاش‌ها در سنت پدیدارشناسی حقوق برای بررسی ساختارهای مفهومی و ضروریِ نهفته در برخی مفاهیم حقوقی است. رایناخ، برخلاف دیدگاه‌هایی که حقوق را صرفاً حاصل قوانین موضوعه و نهادهای تاریخی می‌دانند، می‌کوشد نشان دهد که مفاهیمی مانند حق، تعهد، وعده، و مالکیت ساختارهایی دارند که می‌توان آن‌ها را مستقل از نظام‌های حقوقی خاص تحلیل کرد. در این دوره تلاش خواهیم کرد متن رایناخ را با دقت بخوانیم و با پرسش‌ها و ایده‌های اصلی او درباره‌ی امکان یک نظریه‌ی ماقبل‌ تجربی حقوق آشنا شویم؛ همچنین برخی پیوندهای این بحث را با مباحث معاصر در فلسفه‌ی زبان و هستی‌شناسی اجتماعی دنبال خواهیم کرد.

این دوره در قالب مطالعه‌ی گروهی متن پیش خواهد رفت. تمرکز جلسات بر فهم بهتر مفاهیم اصلی متن و گفت‌وگو درباره‌ی استدلال‌های رایناخ خواهد بود. در کنار متن اصلی، از برخی منابع مکمل نیز برای روشن‌تر شدن زمینه‌ی فلسفی بحث و طرح پرسش‌های انتقادی استفاده خواهیم کرد. در هر جلسه ابتدا طرحی کلی از مفاهیم اصلی و خط استدلالی بخش(های) مورد مطالعه ارائه خواهد شد تا جایگاه بحث روشن شود. سپس قسمت‌های مشخصی از متن رایناخ را می‌خوانیم و تلاش خواهیم کرد مفاهیم، تمایزها و گام‌های استدلالی متن را با دقت دنبال کنیم. در پایان هر جلسه، زمانی به بحث و گفت‌وگو درباره‌ی پرسش‌های فلسفیِ برآمده از متن اختصاص خواهد یافت تا ضمن فهم بهتر دیدگاه رایناخ، امکان ارزیابی و نقد آن نیز فراهم شود.
 
ساجد طیبی فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد از گروه فلسفه‌ی علم دانشگاه صنعتی شریف و دکتری از پژوهشکده‌ی فلسفه‌ی تحلیلیِ پژوهشگاه دانش‌های بنیادی است. حوزه‌ی پژوهشی اصلی او فلسفه‌ی زبان است و پایان‌نامه کارشناسی ارشد و رساله‌ی دکتری خود را در حوزه‌ی معناشناسی الفاظ ارجاعی در زبان به انجام رسانده است. عنوان رساله‌ی دکتری او «مفردانگاری رويکردی تاريخی-شکّاکانه» است. طیبی در سال‌های بعد از فارغ‌التحصیلی به‌عنوان محقق پسادکتری و سپس عضو هیأت علمی در پژوهشگاه دانش‌های بنیادی مشغول به کار بوده است و در کنار فعالیت‌های پژوهشی، دروس گوناگونی در حوزه‌ی فلسفه‌ی زبان و فلسفه‌ی تحلیلی در دانش‌گاه‌های تهران، صنعتی شریف، و صنتعی امیرکبیر تدریس کرده است. برخی از علائق پژوهشی او عبارت‌اند از:‌ معناشناسی و کاربردشناسی زبان طبیعی، نظریه‌ی کنش‌های گفتاری، نظریاتِ ارجاع در زبان و اندیشه، ابعادِ اجتماعی و سیاسی زبان، و تاریخِ اولیه‌ی فلسفه‌ی تحلیلی.

برای شرکت در این دوره لطفا از طریق یکی از راه‌های ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شماره‌ی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسه‌ی بیدار، خیابان نجات‌الهی، کوچه‌ی چهره آزاد، پلاک ۴، طبقه‌ی همکف شرقی

@bidarschool
@bidarcourses

Читать полностью…

فلسفه علم

آیا مغز خزندگان در لایه‌های درونی مغز ما جای دارد؟
(مثالی بسیار جالب که نشان می‌دهد چرا نباید هر مطلبی را که ظاهری علمی دارد، واقعا علمی دانست و چرا مبارزه با خرافات بسیار سخت است.)

سال‌هاست که در کتاب‌های روان‌شناسی، کلاس‌های آموزشی، سخنرانی‌های انگیزشی، و حتی جلسات درمانی، از مفهومی به نام «مغز خزنده» سخن گفته می‌شود. تصویری ساده و جذاب که می‌گوید در اعماق مغز ما بخشی باستانی وجود دارد که مسئول غرایز، ترس، خشم و واکنش‌های بقاست و لایه‌های جدیدتر مغز بر روی آن ساخته شده‌اند تا منطق و تفکر را به زندگی انسان بیاورند. این روایت آن‌قدر فراگیر شده که بسیاری آن را حقیقتی بدیهی می‌پندارند.
 
اما مقاله‌ی در Psychology Today یادآوری می‌کند که این تصویر، سال‌هاست در علوم اعصاب اعتبار خود را از دست داده است. پژوهش‌های جدید نشان داده‌اند که مغز انسان از سه لایه مستقل و مجزا تشکیل نشده است. تکامل مغز، به‌خلاف این استعاره‌ی مشهور، به صورت افزودن طبقه‌ای جدید بر ساختمانی قدیمی پیش نرفته، بلکه شبکه‌ای پیچیده و درهم‌تنیده از ساختارها را پدید آورده است که در آن شناخت، هیجان، حافظه و تصمیم‌گیری دائماً با یکدیگر تعامل دارند.

اما پرسش اصلی مقاله چیز دیگری است: اگر این مدل علمی کنار گذاشته شده، چرا هنوز همه جا از آن استفاده می‌شود؟
پاسخ نویسنده این است که دانش علمی با سرعتی بسیار بیشتر از انتقال دانش حرکت می‌کند. یافته‌های جدید ممکن است دهه‌ها طول بکشد تا وارد کتاب‌های درسی، دانشگاه‌ها، دوره‌های آموزشی و فرهنگ عمومی شوند. در این فاصله، نظریه‌های ابطال‌شده‌ی قدیمی همچنان بازتولید می‌شوند، زیرا ساده‌تر، قابل آموزش‌تر و روایت‌پذیرترند. از این رو، گاهی آنچه در جامعه «علم» نامیده می‌شود، در واقع تصویری از علمِ بیست یا سی سال پیش است.

تحلیلی از منظر معرفت‌شناسی تکاملی
اما شاید بتوان از زاویه‌ای دیگر نیز به این مقاله نگریست که آن را از گزارشی درباره‌ی علوم اعصاب به تأملی درباره‌ی تکامل علم تبدیل می‌کند.

معرفت‌شناسی تکاملی کلاسیک، از پوپر تا کمپبل، رشد دانش را فرآیندی مشابه تکامل زیستی می‌دانست: فرضیه‌ها پدید می‌آیند، در معرض نقد و آزمون قرار می‌گیرند، و آنهایی که بهتر با واقعیت سازگارند باقی می‌مانند. این چارچوب هنوز الهام‌بخش است، اما دیگر کافی نیست. معرفت‌شناسی تکاملی معاصر باید توضیح دهد که چرا برخی ایده‌های نادرست، حتی پس از ابطال، همچنان به حیات خود ادامه می‌دهند.
اینجاست که مفهوم وابستگی به مسیر در متون تکاملی اهمیت پیدا می‌کند. رشد دانش، به‌خلاف تصور ساده، صرفاً تابع شواهد نیست؛ بلکه تابع مسیر تاریخی نیز هست. ایده‌هایی که زودتر وارد نظام آموزشی، زبان علمی، کتاب‌های درسی و ذهن متخصصان می‌شوند، مزیتی انباشتی پیدا می‌کنند. هرچه شبکه‌ی استفاده از یک مفهوم گسترده‌تر شود، هزینه‌ی جایگزینی آن نیز افزایش می‌یابد.
از این منظر، «مغز خزنده» صرفاً یک نظریه نبوده، بلکه استعاره‌ای موفق بوده است. موفقیت آن به دلیل ویژگی‌های ارتباطی آن است. این استعاره به آسانی فهمیده می‌شود، به راحتی تدریس می‌شود، و داستان فیلسوفان باستان درباره‌ی کشمکش عقل و غریزه را علمی جلوه می‌دهد. به بیان دیگر، این ایده از نظر «شایستگی فرهنگی» موفق بوده، و نه الزاماً از نظر انطباق با واقعیت زیستی.

در تکامل زیستی نیز همیشه بهترین موجودات باقی نمی‌مانند؛ بلکه آنهایی باقی می‌مانند که در شرایط موجود بهتر تکثیر می‌شوند. در قلمرو معرفت نیز گاه ایده‌هایی ماندگار می‌شوند که بهتر منتقل می‌شوند، نه لزوماً آنهایی که دقیق‌ترند. بنابراین، انتخاب طبیعی ایده‌ها با انتخاب منطقی ایده‌ها یکسان نیست.
این نگاه، پیامد مهمی برای فهم علم دارد. ما معمولاً علم را مجموعه‌ای از گزاره‌های درست تصور می‌کنیم، در حالی که علم در عمل سامانه‌ای تاریخی است. هر کشف جدید باید از میان شبکه‌ای از مفاهیم، نهادها، کتاب‌ها، عادت‌های آموزشی و زبان تخصصی عبور کند. این شبکه نوعی حافظه دارد و همین حافظه، هم نقطه‌ی قوت علم است و هم منشأ اینرسی آن.

حالا اگر با وجود تمامی ابزارهای اصلاحی در علم (آزمایش، بازتولید، و نقد همتایان)، گاهی دهه‌ها طول می‌کشد تا فرضیه‌ای ابطال‌شده‌ از ذهن عموم زدوده شود، جای تعجب نخواهد بود که باورهای سنتی به سختی بسیار بیشتری تغییر کنند. باورهای سنتی سازوکارهای اصلاحی علم را ندارند و وابستگی به مسیر در آنها نیرومندتر است، زیرا این باورها مجموعه‌ای از گزاره‌های ساده نیستند و در زبان، آیین‌ها، هویت جمعی، مناسک، روابط قدرت و حافظه‌ی تاریخی ریشه دارند. کنار گذاشتن باورهای سنتی تغییر در بخشی از هویت فرد یا جامعه است. به همین دلیل، شواهد علمی به تنهایی برای تغییر چنین باورهایی کافی نیستند، هر چند برخی از آنها آشکارا از منظر ناظر خارج آن فرهنگ، یا از منظری علمی، کاملاً خرافه باشند.

هادی صمدی
@evophilosophy

Читать полностью…

فلسفه علم

کتاب بلند پروازی‌های خیال
سرپیچی از جاذبه به‌کمک طراحی و فرگشت


این کتاب در در سال ۲۰۲۱ توسط ریچارد داوکینز منتشر شد. موضوع اصلی کتاب در مورد پرواز است.ایده‌ی پرواز در طبیعت و این‌که چگونه موجودات زنده در طول فرگشت توانسته‌اند بر جاذبه غلبه کنند.طبیعت از طریق انتخاب طبیعی به راه‌حل‌هایی برای پرواز رسیده است.و انسان‌ها هم با مهندسی و طراحی آگاهانه به نتایج مشابه یا متفاوتی دست یافته‌اند. در واقع کتاب یک پل جذاب بین علم زیست‌شناسی و مهندسی می‌سازد و نشان می‌دهد که چطور هر دو مسیر می‌توانند به “غلبه بر جاذبه” برسند.داوکینز مقایسه جالبی انجام می‌دهد بین:طراحی مهندسان (مثل هواپیما) و «طراحی بدون طراح» در طبیعت. او توضیح می‌دهد:طبیعت هدف‌مند نیست.اما از طریق انتخاب طبیعی، به نتایجی می‌رسد که «شبیه طراحی هوشمند» به نظر می‌رسند.

@philosophyofscience

Читать полностью…

فلسفه علم

زمان جدید برگزاری سیزدهمين همايش ساليانه انجمن منطق ايران اعلام شد.


سیزدهمين همايش ساليانه انجمن منطق ايران (همایش ۱۴۰۴) که به دلیل شرایط حاکم بر کشور به تعویق افتاده بود، در تاریخ ۲۱ و ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ برگزار خواهد شد. در صورت فراهم بودن شرایط برگزاری حضوری، دانشگاه علم و صنعت ایران میزبان این همایش خواهد بود و در غیر این صورت به طور مجازی برگزار می‌شود. با توجه به اینکه به دلیل مشکلات نت در کشور تعدادی از علاقمندان موفق به ارسال مقالات خود نشده بودند، مهلت ارسال مقاله تا تاریخ ۳۱ تیر ۱۴۰۵ تمدید شده و از همه پژوهشگران دعوت می‌شود که مقالات خود را در محورهای زير با در نظر گرفتن دستورالعمل ارسال مقالات همايش، برای دبیرخانه همايش (lc1404@ialogic.ir یا hamed.bastin@gmail.com) ارسال نمايند.

✳️ رويکردهای نظری منطق
- منطق جديد (رياضی و فلسفی)
- منطق سنتی
- منطق تطبیقی
- منطق غيرصوری
- فلسفه منطق
✳️ رويکردهای کاربردی منطق
- تاريخ منطق
- آموزش منطق
- فلسفه تحليلی و زبانی
- روش‌شناسی علم
- تفکر انتقادی
✳️ منطق در هوش مصنوعی 
  • منطق در سیستم‌های خودمختار
  • مدل‌سازی تعاملات انسانی-رباتی با رویکرد منطقی
  • منطق‌های غیرکلاسیک در یادگیری ماشین
  • هوش مصنوعی توضیح‌پذیر (تلفیق منطق و یادگیری عمیق)
  • منطق‌های توصیفی و بازنمایی دانش
  • منطق و وب معنایی
  • استدلال‌ورزی چندعاملی
  • هوش مولد استدلال‌گر
  • خوانش استدلالی ماشینی
  • تفکر ماشینی
  • منطق برای سیستم‌های اخلاقی‌محور و حقوقی‌محور هوش مصنوعی
  • اعتبارسنجی و راستی‌آزمایی سیستم‌های هوش مصنوعی با ابزارهای منطقی
  • کاربرد منطق‌های توسعه‌یافته (موجهات، زمان، معرفت، پویا، پیش‌فرض و ...) در محیط‌های پویا 

✳️ دبیران علمی همایش
بهروز مینایی بیدگلی و نازنین روشندل توانا

✳️ اعضای کمیته علمی (به ترتیب حروف الفبا)
- اردشیر لاریجانی، ابراهیم (دانشگاه علم و صنعت)
ـ اسلامی، اسفندیار (دانشگاه شهید باهنر کرمان)
- امیرخانی، مهناز (دانشگاه الزهرا)
- بهرامی، سعیده (پژوهشگاه دانش‌های بنیادی)
- حسینی، سیدحسن (دانشگاه صنعتی شریف)
- دست‌افشان، علیرضا (پژوهشگر و مدرس فلسفه تحلیلی)
- روشندل توانا، نازنین (دانشگاه صنعتی امیر کبیر)
- سراجی، پیام (خانه ریاضیات اصفهان)
- علائیان، مهدی (دانشگاه علم و صنعت)
- قاری، مقداد (دانشگاه اصفهان)
- مزینی، ناصر (دانشگاه علم و صنعت)
- مینایی بیدگلی، بهروز (دانشگاه علم و صنعت)

✳️ دبیر اجرایی همایش
ابراهیم اردشیر لاریجانی

✳️زمان و مکان برگزاری همايش
۲۱ و ۲۲ شهریور ۱۴۰۵؛ گروه هوش مصنوعی و رباتیک، دانشکده مهندسی کامپیوتر، دانشگاه علم و صنعت ایران

Читать полностью…

فلسفه علم

وقتی تکامل میان‌بُر پیدا می‌کند

اگر از بیشتر مردم بپرسیم تکامل چگونه رخ می‌دهد، احتمالاً تصویری کمابیش مشابه ارائه خواهند کرد. جهش کوچکی رخ می‌دهد.اگر مفید باشد باقی می‌ماند. سپس جهش کوچک دیگری رخ می‌دهد و همین روند طی هزاران یا میلیون‌ها نسل ادامه پیدا می‌کند. در این تصویر، تکامل شبیه ساختن یک ساختمان با آجرهایی منفرد است؛ آجری روی آجر دیگر.
مطالعه جدید دانشگاه‌های کمبریج و آنتورپ داستان متفاوتی روایت می‌کند. داستان از دریاچه مالاوی در شرق آفریقا آغاز می‌شود. در این دریاچه بیش از ۸۰۰ گونه مختلف از ماهی‌های سیکلید زندگی می‌کنند. همه آن‌ها از یک نیای مشترک پدید آمده‌اند. اما در زمانی بسیار کوتاه‌تر از آنچه برای جدایی انسان و شامپانزه لازم بوده، به صدها گونه مختلف تبدیل شده‌اند. برخی شکارچی‌اند. برخی جلبک می‌خورند. برخی از مواد موجود در گل‌ولای تغذیه می‌کنند. برخی در اعماق تاریک زندگی می‌کنند. و همه این تنوع در یک دریاچه واحد شکل گرفته است. پرسش زیست‌شناسان این بود: چگونه چنین انفجار تکاملی سریعی ممکن شده است؟ برای پاسخ به این سؤال، ژنوم بیش از ۱۳۰۰ ماهی را بررسی کردند وبه کشف مهمی رسیدند. در برخی گونه‌ها، بخش‌های بزرگی از دی.ان.ای  روی چند کروموزوم وارونه شده بود؛ پدیده‌ای که «وارونگی کروموزومی» نامیده می‌شود.
در حالت عادی، هنگام تولیدمثل، دی.ان.ایِ والدین با یکدیگر ترکیب می‌شود و ژن‌ها مدام از نو مرتب می‌شوند. اما در این بخش‌های وارونه، چنین اختلاط ژنی تا حد زیادی متوقف می‌شود. در نتیجه مجموعه‌ای از ژن‌های مفید کنار یکدیگر باقی می‌مانند و به صورت یک بسته کامل به نسل بعد منتقل می‌شوند. پژوهشگران این مجموعه‌ها را ابرژن می‌نامند.
یکی از نویسندگان مقاله تشبیه جالبی به کار می‌برد: گویی به جای آنکه ابزارهای مفید در جعبه ابزار پراکنده باشند، همه ابزارهای مهم به هم چسبیده‌اند و همیشه با هم منتقل می‌شوند. در نتیجه وقتی یک مجموعه ژنتیکی موفق شکل می‌گیرد، طبیعت مجبور نیست هر بار آن را از ابتدا بازسازی کند و کل بسته حفظ می‌شود و همین امر می‌تواند سرعت سازگاری و گونه‌زایی را به شدت افزایش دهد.
در ماهی‌های اعماق دریاچه، این ابرژن‌ها ویژگی‌هایی مرتبط با بینایی، شنوایی، رفتار و سازگاری با فشار و نور کم را کنار هم حفظ کرده‌اند. به بیان دیگر، تکامل گاهی فقط ژن‌های منفرد را انتخاب نمی‌کند بلکه بسته‌های کامل از راه‌حل‌های موفق را حفظ می‌کند.
بار دیگر همانند دو پست قبلی به اهمیت این یافته به تبیین‌های تکاملی در علوم انسانی نگاهی کنیم.

دعوت به بازنگری در تبیین‌های تکاملی در علوم انسانی و اجتماعی
بخش بزرگی از تبیین‌های تکاملی در اندیشه‌ی اجتماعی، از اقتصاد تا نظریه‌ی نهادها، بر نوعی تدریجی‌گرایی استوار است و فرض می‌شود تغییرات بزرگ الزاماً نتیجه انباشت طولانی تغییرات کوچک‌اند.
این پژوهش گواهی می‌دهد که گاهی ساختارها می‌توانند تغییرات را شتاب دهند. وقتی اجزای سازگار در کنار هم تثبیت شوند، امکان جهش‌های بزرگ‌تر فراهم می‌شود. برای تبین‌های تکاملی در علوم اجتماعی این پرسش مطرح می‌شود که آیا نهادها، سنت‌ها، فناوری‌ها و فرهنگ‌ها نیز دارای چیزی شبیه «ابرژن» هستند؟ یعنی آیا برخی مجموعه‌های ایده، هنجار و نهاد می‌توانند به صورت بسته‌های پایدار منتقل شوند و ظرفیت تحول سریع را ایجاد کنند؟
در بسیاری از نظریه‌های اجتماعی، واحد اصلی تحلیل فرد است. اما ابرژن‌ها یادآوری می‌کنند که گاهی مهم‌ترین واحد تکاملی، جزء منفرد نیست؛ بلکه آرایش میان اجزاست. برخی ژن‌های منفرد به تنهایی اهمیت چندانی ندارد و شبکه‌ای از ژن‌هاست که با یکدیگر کار می‌کنند. شاید فرهنگ‌ها، سازمان‌ها و جوامع را نتوان صرفاً از رفتار افراد فهمید. گاهی آنچه واقعاً عمل می‌کند، الگوهای ارتباطی میان اجزاست.
بسیاری از روایت‌های تکاملی در اقتصاد بر غربال تدریجی گزینه‌ها تأکید می‌کنند. اما این پژوهش نیز هم‌راستا با پژوهش قبلی نشان می‌دهد که ساختارهای درونی نیز اهمیت دارند. همه نوآوری‌ها شانس برابری برای بقا ندارند و برخی از آن‌ها درون شبکه‌هایی قرار می‌گیرند که از آن‌ها محافظت می‌کند. برای اقتصاد و نظریه‌ی نهادها، این بدان معناست که موفقیت گاهی محصول وجود ساختارهایی است که مجموعه‌ای از قابلیت‌های مکمل را کنار هم نگه می‌دارند.

جالب‌ترین پیام مقاله برای فلسفه‌ی زندگی و آموزش‌ست. بسیاری از نظریه‌های رشد فردی بر افزودن مداوم دانش‌ها و مهارت‌ها تأکید می‌کنند. اما ابرژن‌ استعاره دیگری پیشنهاد می‌کند: شکوفایی فقط به معنای کسب ویژگی‌های جدید و دانش جدید نیست بلکه به معنای شکل‌دادن آرایش‌های پایدار از ویژگی‌های مکمل است و آموزش و پرورش باید بر این کلیت منسجم تمرکز کند.
انسان شکوفا الزاماً کسی نیست که بیشترین دانسته‌ها را دارد بلکه کسی‌ست که بهترین ترکیب از ویژگی‌ها را در خود تحقق بخشد.

هادی صمدی
@evophilosophy

Читать полностью…

فلسفه علم

#مغالطه | آشنایی با مغالطه‌ها (۶)


🟠 مغالطه‌ی حمله به شخص – انگیزه‌ی شخصی [Ad Hominem – Circumstantial]

💡 تعریف
این مغالطه زمانی رخ می‌دهد که به‌جای بررسی استدلال یک نفر، تنها به این دلیل که او نسبت به موضوعی نفع یا انگیزه‌ای شخصی دارد، ادعایش را رد کنیم.

🔻مثال ۱
فروشنده: «این ماشین مصرف سوخت پایینی داره و مطابق با استانداردهای بین‌المللی و رضایت مشتریان، از بهترین خودروهاست.»
مشتری: «بعید می‌دونم اینطور باشه؛ هیچ بقالی نمی‌گه ماست من ترشه!»

اینکه فروشنده از فروش ماشین سود می‌برد، به‌تنهایی دلیل نمی‌شود که حرفش نادرست است. بلکه باید ادعایش جداگانه بررسی شود. نفع شخصی، به‌تنهایی درستی یا نادرستی استدلال را مشخص نمی‌کند.

🔻مثال ۲
«معلومه که هر روحانی یا کشیشی به وجود خدا باور داره؛ وگرنه شغلشو از دست می‌ده!»

در اینجا فرض می‌شود که تنها دلیل باور یک روحانی به وجود خدا، حفظ موقعیت شغلی است. درحالی‌که بدون بررسی دلایل و صرفاً به خاطر انگیزه‌های شغلی، نمی‌توان باور به وجود خدا را نادرست دانست.

مصطفی بسمل

📚 Walton, D. (1998). Ad Hominem Arguments. University of Alabama Press.

@philosophyofscience

Читать полностью…

فلسفه علم

‏💡زبان، واقعیت را می‌سازد.
📡رسانه، ذهن را شکل می‌دهد.
🕌ایدئولوژی، جهان را نظم می‌دهد.
🛠 اما مقاومت، آن را برهم می‌ریزد.

⚔️قدرت، پیش از آن‌که با زور حکومت کند، با معنا حکومت می‌کند.

🎤«زاویهٔ مخالف» تلاشی است برای خواندن آنچه بدیهی پنداشته‌ایم؛ برای نشان دادن اینکه فرهنگ، سینما و رسانه چگونه جهان را توصیف نمی‌کنند، بلکه آن را تولید می‌کنند.


💢 «زاویهٔ مخالف» پادکستی در حوزهٔ مطالعات فرهنگی و نقد نظری است که آثار فرهنگی و سینمایی را از خلال سنت‌های مختلف تفسیر انتقادی بازخوانی می‌کند.

📖این خوانش‌ها با الهام از آثار متفکرانی چون ادوارد سعید، فرانتس فانون، هومی بابا، گایاتری اسپیواک، کارل مارکس، لویی آلتوسر، ژان بودریار، برتولت برشت، تری ایگلتون، میشل پشو، میشل فوکو و رولان بارت شکل گرفته‌اند.

تاکنون:
🎬 انگل (Parasite)
🥊 باشگاه مشت‌زنی (Fight Club)

🎧لینک گوش کردن به پادکست از طریق castbox
https://castbox.fm/vh/7001535

🎧لینک گوش دادن در spotify
https://open.spotify.com/show/51AlxzleWMzuF0kgwMdBhM?si=6e45180055af4046

💎به صفحه تلگرام ما بپیوندید.
/channel/+PSgXK7RAUjEyOWZk

Читать полностью…

فلسفه علم

ثبت‌نام کارگاه دو روزه‌ی «معناشناسی صفت‌ها و قیدها» (۴ جلسه- حضوری)
مدرس: ساجد طیبی

✅ هزینه‌ی ثبت‌نام: ۲۰۰ هزار تومان

🔹زمان: چهارشنبه و پنجشنبه ۲۸ و ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ از ساعت ۱۵:۰۰ الی ۱۹:۳۰.
🔹مکان: پژوهشگاه دانش‌های بنیادی، ساختمان نیاوران.


ثبت‌نام از طریق لینک: https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLScIdPCnHK5FrgtrWgdIYmoKodiNlcNho5-AvksAKyalCLnj_Q/viewform?usp=header

لطفاً پس از ثبت‌نام از طریق لینک فوق،‌ هزینه‌ی ثبت‌نام را از طریق درگاه پرداخت پژوهشگاه دانش‌های بنیادی (https://payment.ipm.ir/portal/payment.php) پرداخت نمایید.
توضیح: در صفحه‌ی پرداخت «واحد» را «پژوهشکده‌ی فلسفه» انتخاب کنید و در قسمت نام رویداد عبارت «کارگاه معناشناسی» را بنویسید.

✅ تصویر رسید پرداخت را به آی‌دی /channel/sadjedtayebi در تلگرام ارسال کنید تا لینک عضویت در گروه تلگرام کارگاه برایتان ارسال شود.

Читать полностью…

فلسفه علم

✨ دوره آکادمیک بین‌المللی «در پرتو نور نبوی»
(سیری تاریخی در زندگی حضرت محمد (ص) با حضور اساتید برجسته بین‌المللی)

🖥 نوع دوره: آنلاین
🌐 زبان دوره: انگلیسی
📚 تعداد جلسات: ۱۵ جلسه | ۳۰+ ساعت
📆 مهلت ثبت‌نام: تا ۲۰ تیر
🎓 اعطای گواهی پایان دوره به صورت مشترک با دانشگاه فردوسی مشهد

🔗 ثبت‌نام و کسب اطلاعات بیشتر:
https://hekmat.academy/history-of-prophet-muhammad/

🔴 ظرفیت محدود
#نور_نبوی #ثبت‌نام_زودهنگام

📲
با ما همراه باشید:‌
تلگراماینستاگرام  I  ایتاآپارات

Читать полностью…

فلسفه علم

درسی از انتخاب طبیعی برای مواجهه با شرایط عدم قطعیت

هادی صمدی
@evophilosophy

Читать полностью…

فلسفه علم

#مغالطه | آشنایی با مغالطه ها (۳)


🟠 مغالطه‌ی حمله به اطمینان فرد (Ad Fidentia)

این مغالطه زمانی رخ می‌دهد که به‌جای پاسخ دادن به استدلال یا شواهد فرد مقابل، اعتمادبه‌نفس او در ادعایش مورد حمله قرار می‌گیرد. 

🔻مثال
سارا: شواهد علمی نشان می‌دهد که واکسن‌ها تأثیر زیادی در کاهش بیماری‌های واگیردار داشته‌اند.
علی: آیا ۱۰۰٪ مطمئنی که هیچ عارضه‌ی پنهانی ندارند؟
سارا: نه! ولی....
علی: پس معلوم شد که واکسن‌ها خطرناک‌اند!

علی به‌جای پاسخ به استدلال سارا، سعی می‌کند با ایجاد تردید در اطمینان سارا، اعتبار حرفش را تضعیف کند.

🔻 نکته
در بحث‌ها، باید به شواهد تکیه کنید، نه به اطمینان یا عدم اطمینان طرف مقابلتان. داشتن اعتمادبه‌نفس در باورهای مستدل مهم است، اما مراقب باشید که گرفتار جزم‌اندیشی هم نشويد.

مصطفی بسمل

@philosophyofscience

Читать полностью…

فلسفه علم


🔵ششمین مدرسهٔ تابستانی انعکاس (حضوری-مجازی) | شهریور ۱۴۰۵

🔗توضیح دربارهٔ دو بخش مدرسۀ تابستانی

ℹ️ششمین مدرسۀ تابستانی انعکاس به دنبال چیست؟

تاریخ‌نگاری فلسفۀ اسلامی تنها بازخوانی منفعلانه متون گذشته نیست، بلکه مواجهه‌ای انتقادی، روش‌شناختی و سنجش‌گرانه با سیر تحول اندیشه‌ها در بستر تاریخی و اجتماعی آن‌هاست. در نگاهی رایج، تاریخ فلسفۀ اسلامی غالباً به مثابۀ روایتی خطی و ضروری انگاشته می‌شود؛ روایتی که گویی ناگزیر از کندی آغاز می‌گردد، با فارابی و ابن‌سینا قوام می‌یابد، در اندیشه‌های ابن‌رشد و سهروردی ابعاد تازه‌ای پیدا می‌کند، در حکمت متعالۀ ملاصدرا به کمال می‌رسد و پس از آن، تنها به عصر شارحان محدود می‌شود.
اما آیا این روایتِ تک‌خطی، یگانه تصویر ممکن از سنت عقلانی ماست؟ ششمین مدرسۀ تابستانی «انعکاس» بر آن است تا با عبور از این نگاه کلیشه‌ای، خودِ «تاریخ‌نگاری فلسفه اسلامی» را به عنوان یک مسئله و موضوع پژوهش مستقل در کانون توجه قرار دهد. ما در این مدرسه در پی آنیم که ببینیم پرسش از این کلان‌روایت‌ها و بازاندیشی در شیوه‌های تاریخ‌نگاری، چه بصیرت‌های تازه‌ای برای فهم انتقادی و پویای فلسفه اسلامی به همراه خواهد داشت.
این رویداد با هدف گشودن همین افق‌های نو در مواجهه با تراث فلسفی، امسال با همراهی برجسته‌ترین اساتید و پژوهشگران داخلی و بین‌المللی برگزار می‌شود.

بخش فارسی (حضوری-مجازی)
💠«باز‌اندیشی در تاریخ‌نگاری فلسفهٔ اسلامی»
👥 با همکاری پژوهشکدهٔ فلسفهٔ تحلیلی پژوهشگاه دانش‌های بنیادی (IPM)

🔻 ۲۵ ساعت ارائۀ آموزشی
چهارشنبه، پنج‌شنبه، جمعه، ۴، ۵ و ۶ شهریور ۱۴۰۵ از ساعت ۸:۳۰ تا ۱۹ (به وقت تهران) در محل پژوهشگاه دانش‌های بنیادی (IPM) در تهران
🔻 با ارائۀ ۱۱ استاد و پژوهشگر

🗂 محورهای اصلی:
◀️میان فلسفه و تاریخ: روش‌ها و رویکردها در تاریخ‌نگاری فلسفهٔ اسلامی
◀️تاریخِ تاریخ‌نگاری فلسفهٔ اسلامی
◀️فراروی از تاریخ‌نگاری رسمی فلسفهٔ اسلامی

🔗کسب اطلاعات بیشتر

بخش انگلیسی (مجازی)
💠«فلسفه، فراسوی الفلسفة»
👥 با همکاری مرکز دین‌پژوهی حنیف، موسسۀ مطالعات عربی و اسلامی دانشگاه اکستر و دانشگاه حبیب

🔻 ۲۲.۵ ساعت ارائۀ آموزشی «به زبان انگلیسی | با ترجمۀ همزمان»
پنج‌شنبه، جمعه، شنبه، ۱۲، ۱۳ و ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ از ساعت ۱۳ تا ۲۱ به وقت تهران
🔻 با ارائۀ ۱۵ استاد و پژوهشگر

🗂 محورهای اصلی:
◀️فراروی از تاریخ‌نگاری رسمی فلسفهٔ اسلامی
◀️چیستی فلسفهٔ اسلامی در نسبت با دیگر علوم اسلامی
◀️بینش‌های فلسفی در کلام، فقه و اصول، ادب، عرفان

🔗کسب اطلاعات بیشتر

🎓 اعطای گواهی
🌐 برگزاری جلسات مجازی در Zoom
👥 شبکه‌سازی و تعامل علمی
📍 امکان اسکان برای شرکت‌کنندگان غیر تهرانی و امکان نگه‌داری از کودکان در بخش حضوری


⏲ مهلت ثبت درخواست: تا ۳۰ مرداد ۱۴۰۵

🌐 کسب اطلاعات بیشتر:
◀️بخش فارسی
◀️بخش انگلیسی

🔗 برای ثبت درخواست شرکت در یک یا هر دو بخش به اینجا مراجعه کنید و در صورت نیاز به راهنمایی، به @Inekas_admin پیام بدهید.

#رویداد_انعکاس
🔵@Inekas

Читать полностью…

فلسفه علم

قسمت سوم #پادکست فلسفه علم پیرامون دیدگاه های نانسی کارترایت درباره فلسفه ذهن.

این پادکست مانند دو نمونه قبلی که سال گذشته تولید و منتشر شدند با استفاده از هوش مصنوعی تولید شده است و اشتباهات جزیی در ادای جملات و کلمات به همین دلیل می باشد که پیشاپیش به همین جهت عذرخواهی میکنیم. در تولید این پادکست تلاش شده است به دیدگاه ها و نظرات دیگر در فلسفه ذهن ارجاع داده شود اما محوریت بحث پیرامون نظرات نانسی کارترایت است که در ایران کمتر شناخته شده است. با ما همراه باشید.

@philosophyofscience

Читать полностью…

فلسفه علم

🔺آیا آگاهی با مکانیسم‌های مغز قابل توضیح است؟ گفت‌وگو با دکتر عبدالرضا ناصر مقدسی🔺
👤 مجری: میزبان برنامه در کانال یوتیوب سرشت (Seresht)
👤 مصاحبه‌شونده: دکتر عبدالرضا ناصر مقدسی
📘 رزومه مصاحبه‌شونده: متخصص بیماری‌های مغز و اعصاب (نورولوژیست)، پزشک متخصص با تمرکز ویژه بر درمان بیماران مبتلا به ام‌اس (MS)، پژوهشگر حوزه فلسفه ذهن و آگاهی، و مبدع نظریه «اسطوره‌شناسی عصبی تکاملی».

این گفت‌وگوی عمیق میان‌رشته‌ای بر نقد تقلیل‌گرایی رایج در علوم اعصاب و بررسی یکی از پیچیده‌ترین مسائل فلسفه ذهن، یعنی «مسئله دشوار آگاهی» متمرکز است. بحث با تفکیک میان «آگاهی در دسترس» (قابل اشتراک و عینی) و «آگاهی پدیداری» (تجربه ذهنی و اول‌شخص) آغاز می‌شود. دیوید چالمرز این شکاف بنیادین را به عنوان مسئله دشوار آگاهی صورت‌بندی می‌کند؛ بدین معنا که پیشرفت‌های تصویربرداری مغزی مانند fMRI صرفاً می‌توانند عملکردهای مکانیکی و مسائل ساده آگاهی را نشان دهند، اما در تبیین چگونگی زایش کیفیات ذهنی از دلِ پردازش‌های مادی نورون‌ها کاملاً ناتوان‌اند که این امر به یک «شکاف تبیینی» عمیق منجر شده است. در همین راستا، تلاش‌های تقلیل‌گرایانه دانشمندانی چون فرانسیس کریک برای یافتن جایگاه فیزیکی آگاهی در غده‌ای به نام «کلاستروم» مورد نقد قرار می‌گیرد؛ چرا که یافتن مکانیسم‌های مرتبط با هوشیاری لزوماً به معنای یافتن تبیین علی برای آگاهی پدیداری نیست و مغز تنها شرط لازم برای آگاهی است، نه شرط کافی.
دکتر مقدسی با تکیه بر آرای توماس نیگل، استدلال می‌کند که عبور از این بحران تبیینی نیازمند بازتعریف مفهوم «ماده» است؛ ماده موجودیتی صرفاً بی‌شعور نیست، بلکه بن‌مایه‌ای بالقوه از آگاهی را در خود نهفته دارد. در نقطه مقابلِ این نگاه، دیدگاه رادیکال دنیل دنت مطرح می‌شود که آگاهی و مفهوم «خویشتن» را صرفاً یک «توهم کاربری» و حاصل عملکرد موازی پیش‌نویس‌های متعدد مغزی می‌پندارد. با این حال، شواهد بالینی نظیر تجربه بیماران مبتلا به «مه مغزی» نشان می‌دهد که حتی در زمان گسستِ پردازش‌های منسجم مغزی، همچنان یک «منِ آگاه» برای درک این فروپاشی وجود دارد که این واقعیت، نظریه دنت را در عرصه بالینی به چالش می‌کشد. برای تبیینِ گذار از هوشیاریِ عینی به آگاهیِ ذهنی، الگوی استعاری «چرخش مکعب روبیک» و نظریه «اسطوره‌شناسی عصبی تکاملی» ارائه می‌شود که آگاهی را به مثابه «معنای افزوده‌ای» در نظر می‌گیرد که ذهن برای درک و ایجاد پیوستگی، به جهان مادی تزریق می‌کند.
بدیع‌ترین و مهم‌ترین دستاورد این مباحث، پیوند آن‌ها با بن‌بست‌های پزشکی مدرن در درمان بیماری‌های تحلیل‌برنده عصبی نظیر ام‌اس و آلزایمر است. ناتوانی در درمان قطعی این بیماری‌ها ریشه در فقر ابزارهای پزشکی یا کمبود دانش ایمنی‌شناسی ندارد، بلکه ناشی از درک تقلیل‌گرایانه و مکانیکیِ نوروساینس از مغز است و این حوزه برای پیشرفت، نیازمند یک تغییر پارادایم اساسی است. در نهایت نتیجه‌گیری می‌شود که برای حصول موفقیت در فرایند درمان و فهم دقیق‌تر ذهن، علم پزشکی باید تجربه کیفی و اول‌شخص بیمار از رنج را در کنار داده‌های عینی (مانند تصاویر MRI) به رسمیت بشناسد؛ رویکردی که نشان می‌دهد «دوگانه‌انگاری جوهری دکارت»، به‌رغم تمامی نقدهای مدرن فیلسوفان فیزیکالیست، در تجربه زیسته و عرصه بالینی همچنان معتبر و اجتناب‌ناپذیر باقی مانده است.

📚 لینک جلسه:
https://www.youtube.com/watch?v=Hhh4f2UExNg


مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی
🆔 @The_Science_and_Theology_Center

Читать полностью…

فلسفه علم

قیمت تعرفه های جدید/ خردادماه ۱۴۰۵

@philosophyofscience
#تایمی

① . 24 ساعت 1 ساعت پست آخر | 500 تومان

② . 48 ساعت 2 ساعت پست آخر + یک بار ریشات | 520 تومان

‌③ . پست آخر شبانه 24 تا 10صبح | 540 تومان

④. پست‌ آخر شبانه 24 تا 10 صبح +24 ساعت پست آزاد | 560 تومان


👁‍🗨 #بازدید

⑤ • 1 کا بازدید | 500 تومان
⑥ • 2 کا بازدید | 650 تومان

#رزرو_تبلیغات 👈 @mmasiha1988

Читать полностью…

فلسفه علم

آدولف رایناخ و بنیادهای ماقبل تجربی حقوق (حضوری و آنلاین)
به‌هدایت ساجد طیبی

از ۱۹ مرداد ۱۴۰۵، دوشنبه‌ها: ۱۸ تا ۲۰ (۴ جلسه)
 
آدولف رایناخ (۱۸۸۳–۱۹۱۷) فیلسوف آلمانی و از چهره‌های مهم نسل نخست پدیدارشناسان بود. او از شاگردان و همکاران نزدیک ادموند هوسرل  به شمار می‌رفت و در کنار پژوهش‌های خود در حوزه‌ی پدیدارشناسی، به مسائل فلسفه‌ی حقوق و ساختارهای اجتماعی علاقه‌مند بود. رایناخ تلاش کرد روش پدیدارشناختی را برای تحلیل مفاهیمی به کار گیرد که در زندگی اجتماعی و حقوقی ما نقش اساسی دارند؛ از همین رو، آثار او را می‌توان از نخستین تلاش‌ها برای بررسی فلسفیِ ساختار واقعیت‌های اجتماعی دانست.
 
اطلاعات بیشتر👇

Читать полностью…

فلسفه علم

وقتی بزرگ شدید می‌خواهید چه کاره شوید؟ پزشک؟!

توصیه می‌شود نوجوانان و والدین این متن را بخوانند.

چند سالی‌ست که از «دگرگونی‌های بزرگ بازار کار» و «تغییر مشاغل به واسطه هوش مصنوعی و اتوماسیون» می‌شنویم. با این حال، هنوز بسیاری با آرامش پاسخ می‌دهند که این اتفاق تازه‌ای نیست؛ در گذشته نیز با انقلاب صنعتی چنین ترسی مشاهده می‌شد و تاریخ گواه آن بود که ترسی بی‌مورد بوده است. (کارگران نساجی در بریتانیا، از ترس بیکاری، ماشین‌های جدید نساجی را تخریب کردند. اما ترس کارگران بی‌مورد بود زیرا شغل‌ها بیشتر شدند و نه کمتر.)
این سخن از نظر تاریخی نادرست نیست، اما تفاوت مهمی را نادیده می‌گیرد. آنچه امروز در حال وقوع است، صرفاً جابه‌جایی چند شغل نیست، بلکه تغییری کیفی در ماهیت بسیاری از حرفه‌ها و کلاً در ماهیت مفهوم «شغل» است. (استخراج رمزارزها باید نشان داده باشد که ماهیت «پول» و «شغل» درحال تغییرات اساسی‌ست هر چند که از منظر مخالفان تغییر، هیچ چیز جدیدی در ماهیت پول نیز رخ نداده است.)

حرفه‌هایی که تا همین چند سال پیش تصور می‌شد به دلیل پیچیدگی، خلاقیت یا تخصص بالا از دسترس ماشین‌ها دور هستند اکنون در حال برون‌سپاری به هوش مصنوعی هستند. نادیده گرفتن این تفاوت چیزی بیش از یک خطای تحلیلی ساده است و ریشه‌ای روان‌شناختی نیز دارد. انسان‌ها به طور طبیعی از ابهام گریزان‌اند و دوست دارند آینده را در قالب مسیری روشن و قابل پیش‌بینی ببینند. برای بسیاری از والدین نیز پذیرفتن اینکه شاید دیگر هیچ مسیر شغلی از پیش تضمین‌شده‌ای وجود نداشته باشد، دشوار است. از همین رو، همچنان ترجیح می‌دهند فرزندانشان را در جاده‌ای به ظاهر مستقیم و امن، مانند پزشکی یا چند حرفه‌ی سنتی دیگر، هدایت کنند؛ غافل از آنکه این نقشه‌ی راه در حال تغییر است.
 
تصویر رایج این است که پزشکی حرفه‌ای است که نه با رکود اقتصادی آسیب می‌بیند و نه با پیشرفت فناوری جایگاهش متزلزل می‌شود. اما مقاله‌ای که به‌تازگی در نیچر منتشر شده، تصویری متفاوت از آینده ترسیم می‌کند که شاید بسیاری از باورهای سنتی درباره‌ی انتخاب شغل را دگرگون کند. پژوهشگران در این مطالعه سامانه‌ای به نام «میرا» را معرفی کرده‌اند که یک عامل هوش مصنوعی‌ست که می‌تواند مانند پزشک، از لحظه ورود بیمار تا تصمیم‌گیری درباره‌ی درمان، بسیاری از وظایف بالینی را به‌صورت مستقل انجام دهد. در محیط شبیه‌سازی‌شده با هزاران پرونده واقعی بیماران، میرا از بیمار شرح حال می‌گیرد، بر اساس پاسخ‌ها آزمایش یا تصویربرداری درخواست می‌کند، نتایج را تفسیر می‌کند، تشخیص می‌دهد، درمان مناسب پیشنهاد می‌کند و حتی درباره‌ی بستری یا ترخیص بیمار تصمیم می‌گیرد. نکته‌ی مهم آن است که عملکرد این سامانه در بسیاری از موارد با پزشکان باتجربه برابری می‌کند و در برخی شاخص‌ها حتی نتایج بهتری نیز نشان داده است. نویسندگان مقاله، البته با احتیاطی که شرط چاپ چنین مقالاتی است، تأکید می‌کنند که این فناوری هنوز جایگزین پزشکان نیست و پیش از ورود به محیط واقعی بیمارستان‌ها باید آزمون‌های فراوانی را پشت سر بگذارد،
این مقاله نشان می‌دهد حتی یکی از تخصصی‌ترین و کهن‌ترین حرفه‌های جهان نیز از تحول ناشی از هوش مصنوعی مصون نخواهد بود. اگر سامانه‌ای بتواند بخش قابل‌توجهی از فرایند تشخیص و درمان را انجام دهد، دیگر نمی‌توان تنها با تکیه بر امنیت سنتی یک حرفه، آینده شغلی را تضمین‌شده دانست.
بزرگ‌ترین درس این مقاله برای والدین این است که دنیای آینده دیگر با معیارهای گذشته قابل پیش‌بینی نیست. اگر هوش مصنوعی می‌تواند در یکی از دشوارترین رشته‌های دانشگاهی چنین نقشی ایفا کند، چه کسی می‌تواند با اطمینان بگوید که بیست سال دیگر کدام شغل بیشترین درآمد یا امنیت را خواهد داشت؟ به همین دلیل، هدایت اجباری کودکان به سمت پزشکی صرفاً به این دلیل که «آینده خوبی دارد» دیگر استدلال محکمی نیست. آینده متعلق به کسانی خواهد بود که توانایی یادگیری مداوم، سازگاری با تغییر و خلق ارزش‌های جدید را داشته باشند؛ ویژگی‌هایی که بیش از هر چیز از علاقه و انگیزه درونی سرچشمه می‌گیرند. کودک اگر فرصت پیدا کند در مسیری رشد کند که خودش می‌سازد، با اشتیاق بیشتری می‌آموزد و خلاق‌تر می‌شود و در برابر دشواری‌ها استقامت بیشتری نشان می‌دهد.
این به معنای آن نیست که والدین هیچ نقشی در انتخاب مسیر فرزندان ندارند. اما تفاوت بزرگی‌ست میان «حمایت از ایجاد علاقه توسط خود نوجوانان» و «تحمیل یک علاقه به آنها».

والدینی که اجازه می‌دهند کودک استعدادهای واقعی‌ خود را کشف کند، مهم‌ترین هدیه را به او می‌دهند زیرا آینده از آن کسانی‌ست که امروز لذت خودتحقق‌بخشی را درک کرده‌اند.
به‌خلاف تصور رایج، وظیفه‌ی والدین جهت دادن به نوجوان نیست بلکه نظارت بر ساختن و انتخاب هدف توسط خود اوست؛ که البته زحمت بیشتری دارد.
 
هادی صمدی
@evophilosophy

Читать полностью…

فلسفه علم

#علمی

💠 نتایج پژوهشی جدید: تکامل انسان فرایندی تدریجی و غیرخطی بوده است

🔹مطالعه‌ای تازه دیدگاه رایج درباره وقوع یک «انقلاب ناگهانی انسانی» را به چالش کشیده و نشان می‌دهد تکامل انسان فرایندی تدریجی، پیچیده و غیرخطی بوده است.

🔹بر اساس این پژوهش، نوآوری‌هایی مانند ابزارهای پیشرفته، زیورآلات و دیگر نشانه‌های رفتار مدرن، در زمان‌ها و مناطق مختلف ظهور کرده‌اند و برخلاف تصور گذشته، نتیجه یک جهش هم‌زمان و ناگهانی نبوده‌اند.

🔹شواهد ژنتیکی و فسیلی نیز نشان می‌دهد جمعیت‌های انسانی در طول زمان بارها از یکدیگر جدا شده، با هم آمیخته‌اند و به‌تدریج ویژگی‌های امروزی انسان را شکل داده‌اند.

🔹محققان همچنین به اختلاف‌های قابل‌توجه در تاریخ‌گذاری برخی محوطه‌های باستانی اشاره می‌کنند؛ موضوعی که نشان می‌دهد بازسازی مسیر تکامل انسان بسیار پیچیده‌تر از یک روایت خطی و ساده است.

🔹به گفته پژوهشگران، برای درک بهتر تاریخ تکامل انسان باید از نگاه «یک انقلاب بزرگ» فاصله گرفت و آن را فرایندی پویا، آزمایشی و چندمسیره دانست.

#اختصاصی
#با_فناورد_بروز_باشید
🆔@Fanaavard

Читать полностью…

فلسفه علم

🔊پانزدهمین مدرسه تابستانه فلسفه تحلیلی
📝موضوع: تبیین در فلسفه و علم
🗓زمان ۲۹ تا ۳۱ شهریورماه
⚠️اطلاعات تکمیلی در مورد مهلت و نحوه ثبت نام به زودی اعلام می شود

Читать полностью…

فلسفه علم

تصویری نو از تکامل و انسان: انس می‌گیرد و سازش می‌یابد

در مسابقه‌ای شرکت کرده‌اید که خط پایان آن دائماً جابه‌جا می‌شود. هر بار که به مقصد نزدیک می‌شوید، مقصد چند متر دورتر می‌رود. برای دهه‌ها، بخش بزرگی از زیست‌شناسی تکاملی بر این فرض استوار بود که موجودات زنده در حال سازگار شدن با محیط خود هستند. محیط همان صحنه نسبتاً ثابتی بود که انتخاب طبیعی روی آن عمل می‌کرد. جهش‌های سودمند نادر بودند، اما وقتی رخ می‌دادند، انتخاب طبیعی آن‌ها را حفظ می‌کرد و به تدریج موجودات را با محیط سازگارتر می‌ساخت.

اما پژوهش جدیدی از دانشگاه میشیگان روایت متفاوتی عرضه می‌کند. پژوهشگران نشان داده‌اند که جهش‌های سودمند احتمالاً بسیار فراوان‌تر از چیزی هستند که نظریه‌های رایج تصور می‌کردند. مسئله این نیست که طبیعت راه‌حل‌های خوب پیدا نمی‌کند. مسئله این است که محیط آن‌قدر سریع تغییر می‌کند که بسیاری از این راه‌حل‌ها هرگز فرصت تثبیت پیدا نمی‌کنند. جهشی که امروز مزیت محسوب می‌شود، ممکن است فردا بی‌فایده یا حتی زیان‌آور شود.
پژوهشگران این وضعیت را نوعی «ردیابی سازشی» توصیف می‌کنند: جمعیت‌ها دائماً در حال پاسخ دادن به محیط‌اند، اما محیط سریع‌تر از آن تغییر می‌کند که سازگاری کامل ممکن شود. در این تصویر، تکامل دیگر حرکت آرام به سوی یک تعادل پایدار نیست؛ بلکه تعقیب دائمی جهانی است که قواعدش پیوسته عوض می‌شود.

وقتی امروز به ژنوم‌ها نگاه می‌کنیم و تغییرات اندکی می‌بینیم باید بدانیم در این میان تعداد زیادی از جهش‌های سودمند ظهور کرده‌اند، اما پیش از آنکه فرصت تثبیت پیدا کنند، شرایط تغییر کرده است.
در این روایت جدید، طبیعت کمتر شبیه مهندسی است که به سمت یک طراحی بهینه حرکت می‌کند و بیشتر شبیه قایقرانی است که روی دریایی متلاطم، مدام مسیر خود را اصلاح می‌کند.

این یافته در بازنگری در تبیین‌های تکاملی در علوم انسانی و اجتماعی اهمیت دارد.

معرفت‌شناسی تکاملی
بسیاری از روایت‌های معرفت‌شناسی تکاملی، به‌ویژه روایت‌های متأثر از پوپر دانش را حاصل فرایند حذف خطا و انتخاب نظریه‌های سازگارتر می‌دانند. این پژوهش یادآوری می‌کند که تناسب همیشه وابسته به محیط است. اگر محیط‌های شناختی و اجتماعی دائماً در حال تغییر باشند، آنگاه شاید نظریه‌ها صرفاً به حقیقت نزدیک‌تر نمی‌شوند؛ بلکه در جهت سازگار شدن با شرایط خاص تاریخی تغییر می‌کنند. در چنین نگاهی، دانش کمتر شبیه انباشت پاسخ‌های نهایی و بیشتر شبیه توانایی حفظ یادگیری در جهان‌های متغیر است. مسئله اصلی دیگر «یافتن بهترین نظریه» نیست، بلکه توسعه ظرفیت بازسازی مداوم چارچوب‌های فهم است.

اقتصاد تکاملی
بخشی از اقتصاد تکاملی، به‌ویژه سنت متأثر از هایک بر سازگاری تدریجی نهادها با محیط رقابتی تأکید می‌کند. اما اگر محیط دائماً تغییر کند مفهوم «کارایی» باید با مفاهیمی مانند تاب‌آوری، انعطاف‌پذیری و ظرفیت تحول تکمیل شود. بهترین نظام اقتصادی الزاماً کارآمدترین نظام در شرایط فعلی نیست؛ بلکه نظامی است که بتواند در برابر تغییرات پیش‌بینی‌ناپذیر دوام بیاورد.

روان‌شناسی تکاملی
روان‌شناسی تکاملی اغلب بسیاری از ویژگی‌های انسانی را با ارجاع به سازگاری‌های شکل‌گرفته در محیط اجدادی توضیح می‌دهد. مفهوم «ناهماهنگی تکاملی» (evolutionary mismatch) نیز از همین جا ناشی می‌شود: مغز ما برای جهانی دیگر طراحی شده است. یافته‌ی جدید می‌گوید حتی در گذشته نیز سازگاری کامل وجود نداشته است. جمعیت‌ها همواره در حال تعقیب محیط بوده‌اند. در نتیجه شاید انسان را نباید مجموعه‌ای از سازگاری‌های تثبیت‌شده دانست، بلکه باید او را سامانه‌ای دید که برای زندگی در شرایط عدم قطعیت تکامل یافته است. این تفاوت مهمی‌ست. در نگاه تکاملی رایج انسان موجودی است که برای پاسخ‌های خاص طراحی شده است. در نگاه جدید انسان موجودی است که برای یادگیری و بازآفرینی پاسخ‌ها تکامل یافته است.

اخلاق تکاملی
اگر تکامل هیچ مقصد نهایی ندارد و سازگاری کامل هرگز حاصل نمی‌شود اخلاق باید بیش از آنکه مجموعه‌ای از قواعد بهینه باشد، و می‌توان آن را ظرفیت جوامع برای هماهنگی با شرایط متغیر درنظر گرفت. فضای اخلاقی نیز مانند فضای زیستی، نیازمند تنوع، آزمایش، خطا و یادگیری مستمر است.

فهم ما از انسان
شاید مهم‌ترین پیام این مقاله آن باشد که باید از تصویری که انسان را موجودی «بهینه‌شده» می‌داند فاصله بگیریم. در بسیاری از روایت‌های علوم انسانی، فرض می‌شود که تکامل در گذشته مشکلات اصلی را حل کرده و اکنون ما وارث آن راه‌حل‌ها هستیم. اما این پژوهش تصویری دیگر پیشنهاد می‌کند. انسان محصول نهایی یک فرایند بهینه‌سازی نبوده، بلکه موجودی است که از دل تاریخ طولانیِ سازگاری‌های ناتمام بیرون آمده است.
شاید مهم‌ترین ویژگی ما توانایی زندگی کردن در جهانی است که پاسخ‌های دیروز در آن همیشه برای فردا کافی نیستند.

هادی صمدی
@evophilosophy

Читать полностью…

فلسفه علم

🔺فیزیک کوانتومی مدرن، فروپاشی دترمینیسم و بقای اصل عام علیت در الهیات و علم🔺
یکی از جنجالی‌ترین مباحث در تلاقی علم و دین، ادعای فروپاشی «اصل علیت» (Causality) در جهان کوانتومی (Quantum World) است. بسیاری با مشاهده عدم قطعیت ذاتی در پدیده‌های زیراتمی، گمان کردند که پایه و اساس علیت در هم شکسته است؛ اما این ادعا ناشی از یک مغالطه بزرگ و خلط مفهوم «دترمینیسم لاپلاسی» (Laplacian Determinism) یا همان موجبیت صلب کلاسیک با «اصل عام علیت» (General Causal Principle) است. در فیزیک کلاسیک نیوتنی، علیت به صورت خطی (Linear Causality) و جبری فهمیده می‌شد؛ به این معنا که با دانستن دقیق شرایط اولیه (Initial Conditions) یک سیستم، آینده آن با قطعیت صددرصدی قابل پیش‌بینی بود. فیزیک کوانتوم (Quantum Physics) با اثبات خصلت آماری (Statistical) و احتمالیِ (Probabilistic) ذرات پیش از رصد شدن، تنها این موجبیت صلب و دترمینیسم را رد کرد، نه آنکه جهان را به رویدادهای بی‌علت و خلق از عدم بسپارد. بنیان‌گذارانی چون هایزنبرگ و پلانک نیز صراحتاً تأکید داشتند که مکانیک کوانتوم صرفاً به علیت کلاسیک (Classical Causality) پایان داده است، نه اصل هستی‌شناختی علیت.
با عبور از مدل خطی، علم معاصر به درک تازه‌ای از علیت غیرخطی (Non-linear Causality) و سیستماتیک دست یافته است. در این پارادایم، پدیده‌هایی نظیر نوظهوریافتگی (Emergence) نشان می‌دهند که معلول‌ها می‌توانند حاصل هم‌افزایی شبکه‌ای از علل پنهان و آشکار باشند. شگفت‌انگیزتر آنکه در مرزهای دانش کوانتومی، توالی زمانی علت و معلول نیز به چالش کشیده شده است. پدیده‌هایی مانند «علیت معکوس» (Retrocausality) و برهم‌نهی ترتیب علی (Superposition of Causal Order) در آزمایش‌های جدید (مانند آزمایش انتخاب تأخیردار) نشان می‌دهند که در دنیای زیراتمی، تقدم و تأخر زمانی می‌تواند جابه‌جا شود و آینده بر گذشته اثر بگذارد. این دستاوردها اصل علیت را ابطال نمی‌کنند، بلکه آن را از قید و بند هندسه زمان و توالی خطی آزاد می‌سازند و نشان می‌دهند که رابطه علت و معلول در سطوح بنیادین کیهان، بسیار پیچیده‌تر از ادراک شهودی و تقلیل‌گرایانه (Reductionist) ماست.
این تفکیک مفهومی، دستاوردی حیاتی برای الهیات فلسفی (Philosophical Theology) و فلسفه دین به شمار می‌آید. براهین کیهان‌شناختی اثبات مبدأ هستی، مانند برهان کلام ویلیام لین کریگ، تنها به «اصل عام علیت» به عنوان یک شرط لازم متکی هستند و نیازی به موجبیت فیزیکی ندارند. در فیزیک کوانتوم، هرچند رُمبش تابع موج (Wave Function Collapse) و تعیین مقدار قطعی اسپین یک ذره در حالت برهم‌نهی کوانتومی (Quantum Superposition)، رویدادی غیردترمینیستی (Non-deterministic) و تصادفی است، اما خود این رویداد بدون وجود فیزیکی ذره و آماده‌سازی شرایط اولیه آزمایش (به عنوان علت بنیادین) مطلقاً محال است. بنابراین، رویداد کوانتومی "بی‌تعین" است اما "بی‌علت" نیست. این یعنی پایه‌های عقلانی الهیات در مواجهه با مکانیک کوانتومی نه تنها متزلزل نمی‌شوند، بلکه با رهایی از جبرگرایی مکانیکی (Mechanical Determinism)، افق‌های نوینی برای تبیین فاعلیت و واقعیت در کیهان می‌یابند.

📚 منابع علمی برگزیده:
۱. Bunge, M. (1979). Causality and Modern Science (3rd ed.). Dover Publications.

۲. Craig, W. L., & Sinclair, J. D. (2009). The Kalām Cosmological Argument. In The Blackwell Companion to Natural Theology.

۳. Maudlin, T. (2019). Philosophy of Physics: Quantum Mechanics. Princeton University Press.

۴. Rubino, G., et al. (2016). "Experimental verification of an indefinite causal order". arXiv preprint.


مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی
🆔 @The_Science_and_Theology_Center

Читать полностью…

فلسفه علم

#مغالطه | آشنایی با مغالطه‌ها (۵)


🟠 مغالطه حمله به شخص - توهین [Ad Homine - Abusive]

💡تعریف
این مغالطه زمانی رخ می‌دهد که به جای پاسخ دادن به استدلال یک فرد، به شخصیت، گذشته، یا ویژگی‌های شخصی او حمله می‌شود، درحالی‌که این مسائل هیچ ارتباطی با درستی یا نادرستی استدلال او ندارند.

🔻مثال ۱
شهردار: «برای کاهش ترافیک شهری، باید سرمایه‌گذاری بیشتری روی حمل‌ونقل عمومی انجام دهیم.»
خبرنگار: «این آقا تا دیپلم بیشتر سواد نداره!»
(داشتن مدرک، ربطی به اعتبار پیشنهاد شهردار ندارد.)

🔻مثال ۲
استاد دانشگاه: «ورزش منظم باعث بهبود عملکرد مغز میشه.» 
دانشجو: «این استاد خودش اضافه‌وزن داره، معلومه که هیچی از ورزش نمی‌فهمه!» 
(اضافه‌وزن استاد، تأیید یا ردِ یافته‌های علمی نیست.)

اگر ویژگی شخصی فرد مستقیماً به موضوع بحث مرتبط باشد، این استدلال دیگر مغالطه نیست. مثلا اگر مدیر شرکت داروسازی، از مزایای یک داروی خاص دفاع کند، اشاره به این نکته که او از فروش این دارو سود می‌برد، استدلال معتبری است. در اینجا، رابطه مالی او با دارو نشان‌دهنده تعارض منافع است.

مصطفی بسمل

📚 Walton, D. (1998).Ad hominem arguments. University of Alabama Press.

@philosophyofscience

Читать полностью…

فلسفه علم

#مغالطه | آشنایی با مغالطه‌ها (۴)


🟠 مغالطه‌ی اد هاک (Ad Hoc Rescue)

💡تعریف
بعضی افراد تمایل دارند به هر قیمتی باورهای خود را حفظ کنند، حتی زمانی که شواهدی خلاف آن‌ها پیدا می‌شود. در چنین شرایطی آنها سعی می‌کنند برای حفظ باورهایشان، بهانه‌تراشی‌ کنند و به توجیه‌های بی‌پایه متوسل شوند. به این نوع استدلال، مغالطه‌ی اد هاک می‌گویند.

🔻مثال ۱
- سارا: من مطمئنم که علی هنوز دوسم داره! 
- نازنین: اون یه‌ساله که با مریم تو رابطه‌س. 
- سارا: این رابطه فقط برای اینه که حرص منو دربیاره! 
- نازنین: ولی اونا دارن ازدواج می‌کنن. 
- سارا: خب! این کارشم برای اینه که منو بچزونه! 

🔻مثال ۲
- مسعود: واکسن‌ها علت اصلی بیماری اوتیسم هستن. 
- آرش: مطالعات علمی نشون داده که هیچ ارتباطی بین واکسن و اوتیسم وجود نداره. 
- مسعود: چقد ساده‌ای! شرکت‌های داروسازی هیچوقت اجازه‌ی انتشار این داده‌ها رو نمیدن. 

در هر دو مثال، سارا و مسعود به جای پذیرش واقعیت، مدام در حال دلیل‌تراشی هستند تا باور اولیه‌ی خود را حفظ کنند. آن‌ها بدون ارائه‌ی شواهد معتبر، توجیهاتی بی‌پایه ارائه می‌دهند تا از باور خود دفاع کنند.

مصطفی بسمل

📚 Carey, S. S. (2011).A Beginner’s guide to scientific method. Cengage Learning.

@philosophyofscience

Читать полностью…

فلسفه علم

🔶 سخنرانی من در کنفرانس تکامل با عنوان

A qunatitative framework for local adaptation reveals pervasive trade-offs and widespread asymmetry

تقریبا دو سال می‌شود که نگاهم به تکامل (هم به اجبار و هم به انتخاب) عوض شده است. بیشتر مطالعاتم از فضای تکامل کلان (Macroevolution) به تکامل خرد (Microevolution) تغییر کرده است. در این فضا غالب مفاهیم در مورد تغییراتی است که در کوتاه‌مدت و عموما میان جمعیت‌های مختلف یک گونه اتفاق می‌افتد. همچنان سوالم اساسی‌ام همان است که بود و اینجا هم اندکی در موردش نوشته‌ام: انتخاب طبیعی چقدر در تکامل مهم است؟ پاسخ دادن به این سوال اساسا بسیار دشوار و شاید تقریبا غیرممکن است. پس «از چیزی که نمی‌توان درباره‌اش سخن گفت، خاموش گذر می‌کنم».

🔷 اما می‌توانم درباره یکی از روش‌های متداول برای اندازه‌گیری و مشاهده شایستگی و local adaptation (ترجمه مناسب پیشنهاد دهید) حرف بزنم. روشی که در آن دو جمعیت متفاوت از یک گونه را جمع‌آوری می‌کنند، در محیط‌های خودشان و دیگری پرورش می‌دهند، و نهایتا شایستگی‌شان را (به هر ضرب و زوری!) محاسبه می‌کنند. اگر جمعیتی در محیط بومی خودش شایستگی بیشتری از جمعیت غیربومی داشته باشد، می‌توان فرض کرد که آن جمعیت تحت انتخاب طبیعی (و ضد شارش ژنی) به محیط بومی‌اش بیشتر تکامل پیدا کرده است. در این سخنرانی در مورد دو سازوکار اصلی این روند صحبت کرده‌ام و اینکه منطق درست در اندازه‌گیری سهم این سازوکارها در local adaptation چیست.

🔶 فرصت کنم بسیار بیشتر در مورد local adaptation می‌نویسم. اینکه چگونه به مفاهیم دیگر اکولوژی مرتبط می‌شود و دقیقا چه چیزی باید اندازه‌گیری شود و چه تفاوتی باید سنجیده شود تا به local adaptation پی ببریم.

@jar_of_pandora

Читать полностью…

فلسفه علم

در خدمت دکتر رضا منصوری، فیزیکدان بازنشسته دانشگاه شریف، و دکتر امید کریم‌زاده استاد فلسفه در دانشگاه شهید بهشتی بحثی داشتیم پیرامون چیستی علم و تاثیر آن بر سیاست‌گذاری علمی.
بحث داغی بود که می‌تواند هم برای مخاطب عمومی جذاب باشد و هم برای دست‌اندرکاران حوزه‌‌های مرتبط با علم.

قبلاً نیز گفت‌وگوی دیگری با دکتر منصوری در همین رابطه در تلسی داشتم که می‌توانید از اینجا آن گفت‌وگو را، که بیشتر حول تفاوت علم و شبه‌علم بود ببینید.

هادی صمدی
@evophilosophy

Читать полностью…

فلسفه علم

🎉شروع به کار گروه مطالعاتی فلسفه علم به سرپرستی آقای دکتر حامد طباطبایی، استاد سابق فلسفه علم کینگز کالج لندن و پژوهشگر ارشد پژوهشگاه دانش های بنیادی
🔴لینک ثبت نام شرکت در جلسات🔴

🗓جلسه نخست: سه شنبه ۹ تیر ساعت ۱۰:۳۰ تا ۱۳:۱۵
📍مکان: سالن جلسات پژوهشکده فلسفه تحلیلی
🌐لینک شرکت مجازی:
https://meet.google.com/szz-ogik-tyn
🟢 موضوع جلسه اول: بحث روی مقاله پرادئو و دیگران ۲۰۲۴
Philosophy in Science: Can Philosophers of Science Permeate through Science and Produce Scientific Knowledge?,
British Journal for Philosophy of Science

🔴لینک ثبت نام 🔴

Читать полностью…
Subscribe to a channel