9210
با ما باشید تا زندگی آرام را تجربه کنید کانال فرشتگان @fershteh111asman2 گروه پرسش وپاسخ https://t.me/+EaOf1SSiX4swZDVk کانال مشاوره خانواده @ravanshenasgoroh ارتباط با مدیرمشاور @Maghoouliamirali جواب ادمینها https://t.me/DASNEVEGHTHADMIN
زمانی که می خواهید خشمگین شوید،
فقط چند ثانیه فرصت دارید تا از خشمی
که دارد در شما به وجود می آید، آگاه شوید.
به خودتان بگویید :
خشم دارد میآید
آن را سرکوب نکنید.
همان اول آگاه شوید و دستگیرش کنید .
به عنوان یک ناظر آنجا باشید و
ببینید که دارد به سراغتان می آید.
به این ترتیب می توانید از
خشم تان تشکر کنید که به عنوان
یک راهنمای معنوی برای شما عمل کرده است.
چون از طریقِ آن، شما توانسته اید آگاهی تان را رشد دهید.
مراقبه چیزی نیست جز
سعی در پاکسازی وجود
سعی در یافتن طراوت و جواني
سعی در دستیابی به سر زندگی و هشیاری بیشتر.
گام هـاي اساسـی آماده شدن براي مراقبه
قسمت اول
نخستین گام یک سالک، پاکسازي بدن است
دومـین لایه از شخصیت انسان، افکار او هستند. بدن باید پاك باشد و ذهن نیز باید پاك باشد
لایۀ سوم عواطف هستند و زمانی که عواطـف پاك باشند، آنگاه پایه هاي مراقبه آماده است. وقتی این سه چیز اتفاق بیفتند، لذتی عظیم را تجربه خواهید کرد.
آرامشی عظـیم در زندگیتان روي خواهد داد. اگر این سه چیز حاصل شده باشند، یک زندگی جدید خواهید داشت. ولی این ها فقط گام هـاي اساسـی آماده شدن براي مراقبه هستند. به نوعی، این ها تمرینات بیرونی هستند. تمرین دورنی ژرف تر از این هاست، در آن، ما بـدن، افکـار و عواطف را تسلیم می کنیم تا آن ها را پاك و خالی کنیم. در تمرین بیرونی، ما بدن را پاکسازي می کنیم و در تمرین درونـی آن را تسلیم می کنیم. وارد وضعیت بی بدنی خواهید شد، وارد وضعیت بی ذهنی خواهید شد و وارد حالتی خواهید شد که از عواطف آزاد
باشید. ولی پیش از اینکه این بتواند رخ دهد، لازم است که ناخالصی ها را درون خودتان برطرف کنید.
در مورد بدن با شما صحبت کردم، اینک در مورد افکار صحبت می کنم
ناخالصی هـاي ذهـن چیسـتند؟
افکـار مـا بسـیار بولهـوس هستند. افکار همچنین روي ذهن اثر می گذارند، چه تاثیر خوب و چه بد. افکاري که شخصی فکر می کند، همچنین بر شخصـیت او اثر خواهد گذاشت. اگر شخصی به زیبایی بیندیشد، اگر پیوسته به زیبایی فکر کند، کاملاً طبیعی است که همین افکـار شخصـیت او را زیباتر کند. اگر کسی در مورد خداوند، در مورد الوهیت فکر کند و افکارش در این محـور بچرخنـد، طبیعـی اسـت کـه زنـدگیش سرشار از الوهیت گردد. اگر کسی در مورد حقیقت بیندیشد، طبیعی است که حقیقت بخشی از وجود او شود. در همین زمینه مـایلم از شما بخواهم تا در مورد چیزهایی که پیوسته در ذهنتان می گذرد فکر کنید. تمام اوقات به چه فکر می کنید؟ بیشتر شـما یـا بـه پول فکر می کنید یا به سکس و یا به قدرت.
ادامه دارد.....
مشاهده کردن یعنی:
یافتن آینه ای که در درون شماست و هنگامی که این آینه را پیدا کردید معجزه ها شروع به اتفاق افتادن کنند.
هنگامی که افکار خود را مشاهده می کنید ، آنها شروع به ناپدید شدن می کنند سپس ناگهان با آرامش و سکوت بی نظیری مواجه می شوید که تا آن زمان کلا از آن بی خبر بودید.
هنگامی که حالات مختلف خود مثل عصبانیت ، ناراحتی ، غم و حتی شادی خود را آگاهانه مشاهده می کنید ، آنها نیز ناپدید می شوند و تجربه عالی تری از آرامش و سکوت را خواهید داشت
و زمانی که دیگر چیزی برای مشاهده کردن وجود نداشته باشد ، یک تحول و دگرگونی عظیم اتفاق می افتد؛ در آن زمان انرژی مشاهده به سوی خودش باز می گردد چون مانعی وجود ندارد که این انرژی را مسدود کند. هنگامی که هیچ مانعی در برابر مشاهده شما وجود نداشته باشد شما به اشراق رسیده و کامل شده اید.
اگر در همان ژستها و افکار کهنه و تکراری باقی بمانیم، نمیتوانیم انتظار تغییر داشته باشیم.
دگرگونی به در نمیکوبد، بلکه با شجاعتِ حرکت دادن حتی یک ذره از دنیای درونمان آغاز میشود.
هر تغییری که در بیرون شاهد آن هستیم ، تنها پژواک دگرگونیای است که ابتدا در درون ما رخ داده است.
هیچ کسی نیست که از بیمار شدن نترسد. ترس به انسان داده شده است که او احتیاط کند تا از تجربههای رنجآور گذشته تکرار نشوند
ترس به ما داده نشده است که بزرگش کنیم و از آن سوءاستفاده کنیم.
افراط در ترس کوششهای ما را در روبرویی با مشکلات مختل میکند.
ترسی که از روی احتیاط باشد خردمندانه است، به مانند وقتی که با دانش بر اصول رژیم غذایی درست میگویید، "این کیک را نمیخورم، برای این که برایم خوب نیست."
ولی ترس بیدلیل و عاری از منطق خودش علت بیماری میشود و جِرم واقعی بیشتر بیماریهاست.
ترس از بیماری پیش از خود بیماری میآید.
با تمرکز بر فکر بیماری، بیماری را به خود دعوت و جذب میکنید.
اگر دائماً از سرما خوردن بترسید، هر اندازه هم که در پیشگیری از آن احتیاط به خرج دهید، بیشتر خود را مستعد سرماخوردن میکنید.
اراده و اعصاب خود را با حس ترس ضعیف و فلج نکنید.
اگر نگرانی و تشویش در شما ادامه یابد، همان چیزی را که از آن هراس داشتهاید برای خود میآفرینید.
در ضمن خردمندانه نیست که انسان بیش از اندازه لازم و از روی دلسوزی با کسانی که پیوسته از ضعفها و بیماریهای خود و دیگران گفتگو میکنند معاشرت کند
اینگونه شرح و بسط موضوع، بذر ترس را در ذهنتان میکارد.
افرادی که از مبتلا شدن به بیماریها از جمله سل، سرطان و مشکلات قلبی هراس دارند، باید سعی کنند این ترس را از خود بیرون کنند، تا این میهمانان ناخواسته را به خود نخوانند.
آنهایی که بیمار و ضعیف هستند به محیطی بسیار مطلوب و نیز اطرافیانی نیاز دارند که قوی و مثبتگرا باشند تا بیمار را در پرورش تفکر و حس مثبت تشویق نمایند.
در فکر و اندیشه انسان، قدرت عظیمی نهفته است. کسانی که در بیمارستان کار میکنند کمتر مریض میشوند، این به دلیل حس اعتماد به نفسی است که آنها دارند. نیرو و افکار قوی به آنها قوه حیات بیشتری میدهد.
به همین خاطر وقتی پا به سن میگذارید، بهتر است که سن خود را به دیگران نگویید.
چرا که به محض آن که بگویید، آنها شما را با آن سن و نقصان سلامت و جوانی میبینند.
فکر پا به سن گذاشتن اضطراب به همراه میآورد و موجب تضعیف نیروی حیات میگردد. برای همین سن خود را خصوصی و برای خود نگه دارید. به خداوند بگویید: "من فنا ناپذیرم. از موهبت سلامت برخوردارم و از تو سپاسگزارم."
پس احتیاط به خرج بدهید، اما ترس را به دل خود راه ندهید.
هر چند گاه از روی احتیاط رژیم پاکسازی را انجام دهید تا از وجود بیماریهای ممکن در بدن رها شوید.
نهایت کوشش خود را بکنید که علت هر نوع بیماری را از خود دور کنید و بعد، مطلقاً عاری از ترس باشید.
آنقدر جِرمهای گوناگون در همه جا هست که اگر بخواهید از آنها بترسید، از زندگی هیچ لذتی نخواهید برد.
حتی با تمام اقدامات بهداشتی پیشگیری، اگر با میکروسکوپ به نقاط مختلف خانه خود نگاه کنید، میل به غذا خوردن خود را کاملاً از دست میدهید!
جلوگیری از پرخاشگری با تنفس
هنگام خشم، شما به نفس بیشتری نیاز دارید.
تنها از این وضع آگاه باشید و بدانید که هنگام عصبانیت شکل تنفس شما تند می شود.
اگر در همان لحظه شما شروع کنید به تنفس شکمی(دیافراگمی) بلافاصله اندیشه ی شما نیز تغییر خواهد کرد.
چون ارتباط مستقیمی بین نفس و اندیشه وجود دارد.
با تغییر شکل نفس کشیدن از فکری که باعث خشمگینی شما شده دور می شوید.
پذیرفتن خشم و نگاه کردن به آن و حالت های فیزیکی بدن به هنگام خشم باعث می شود که آگاهانه با پدیده ی خشم روبرو شده و آن را تحت کنترل خود در آورید.
🦋↴
راه اگر سخت ، اگر تلخ ولی میدانم
آخرش لذت نابیست اگر صبر کنم
سه کلید طلایی در زندگی
صبر. صبر. صبر. است
🦋↴
گاهی اوقات تو زندگیا قید یه آدمایی رو میزنی ، که اگه یه روز صداشونو نمیشنیدی دنیارو به هم میریختی.
ولی خب قیدشونو زدی ، چون نبودن بعضی از آدمها ، بهتر از وابستگی یه طرفس
بهترین گروه پرسش و پاسخ هر سوالی
دارید وارد شوید و به پاسخ خود برسید
آموزش همسرداری فرزند پروری و مراقبه
/channel/+tMbIQsApGHNmMTNk
👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆
سطح سوم عشق دعـا است
سومین انرژی عشق جهان عبادت است
وقتی عبادت می کنید بگذارید
عبادت تان امری درونی و خود به خودی باشد
چیزهایی را بگویید که دوست دارید
با خدا مانند دوستی خردمند صحبت کنید
اجازه دهید خداوند به درونتان بیاید...
تو آماده پذیرش می شوی و می گویی: بیـا
می گویی منتظرت بودم
و اکنون خوشحالم که بالاخره آمدی
همیشه خدا را با شادی بسیار پذیرا باش
در مراقبه افکارهجوم نمی آورند،
آنها همیشه هستند. باهمان شدت،
درمراقبه فقط نسبت به آنها
هوشیار می شوی....
اگر آدم تمام لحظات و مراحل زندگی اش را صرف خلق زیبایی , عشق و شادی بکند،
مرگ به نقطه ی اوج زندگی او تبدیل خواهد شد .
مرگ او زشت , آنطور که هر روز برای همه اتفاق می افتد نخواهد بود .
اگر مرگ زشت باشد , بدین معنی ست که تمام زندگی بیهوده تلف شده بوده است .
در هستی همه چیز یکی و یکسان است .
عصاره ی کل تعالیم #بودا چنین بود:
بزرگ و کوچک و مهم و غیر مهم وجود ندارد،
این برداشت و تعابیر انسانهاست که به این عبارت ها موجودیت می بخشد .
با مراقبه شروع کن , و شاهد رشد و شکوفایی سکوت، زیبایی، شادی، رهایی و حساسیت درونت باش .
هر چه از مراقبه بدست می آوری،
سعی کن به زندگی روزمره انتقال دهی .
آن را با دیگران تقسیم کن.
زیرا هر چه را تقسیم کنی به زودی فزونی می یابد، پس حساس و مراقب باش که چه چیز را تقسیم می کنی .
و زمانی که به نقطه ی مرگ رسیدی، متوجه خواهی شد که مرگ وجود ندارد .
تو می توانی با دنیا وداع کنی،
بدون اینکه نیازی به اشک غم باشد ــ
شاید اشک شادی، ولی اشک غم نه .
و این قصه و فسانه و آرمان نیست،
این چیزیست که آن را از ما گرفته اند،
چیزی که همین جاست، دور نیست،
آرزو و حسرت نیست .
واقعیت لحظه لحظه هایی ست که در آن حضور نداریم .
ولی برای رسیدن به چنین مرحله ای , باید معصومیت و مراقبه را عنوان
نقطه ی شروع قرار دهی .
به چشمان یک کودک نگاه کن، چیزی ژرفتر از آن میتوانی پیدا کنی؟
چهره اصیل هر کودک چهره خداست
کودکان را محترم بشمار، زیرا آنها به منبع الوهیت نزدیکترند.
🥢🥢🥢🥢
💠هر روانشناسی به یه همچین فولدری احتیاج داره که پر باشه از فیلمهای آموزشی، مقاله و ابزارهای مورد نیاز.
💠این فولدر کلی ویدئو و فایلهای آموزشی در حوزههای مختلف روانشناسی داره و کلی اطلاعات مفید و فرصتهای شغلی بهتون میده
💠فقط کافیه دکمهی ADD رو بزنید و این فولدر تخصصی رو در تلگرام خود ذخیره کنی 👇
/channel/addlist/iM7RoAS9reZiZmQ8
🐲🐲🐲🐲🐲🐲🐲🐲
✉️اگر افکار منفی شمارو محاصره کرده از طریق لینک زیر اقدام کنید
/channel/+7Ne3usHciXxhODg0
✅
هر چه در دنیا اتفاق می افتد؛
یا تو را بیدار میکند
و یا به خواب فرو میبرد!
این تو هستی که انتخاب کنی
خوابت ببرد یا بیدار شوی..
فرد باید شجاع و دلیر باشد
باید قدمی در ناشناخته بردارد
برای مدتی تمام مرزها گم میشوند
برای مدتی احساس گیجی خواهی کرد. برای مدتی بسیار خواهی ترسید و خواهی لرزید، گویی زلزلهای رخ داده
ولی اگر شهامت داشته باشی و به عقب بازنگردی، اگر دوباره به نفس خودت سقوط نکنی و ادامه دهی و ادامه دهی، یک مرکز پنهان در درونت هست که آن را برای زندگانیهای بسیار حمل میکردهای، این جانِ تو Soul است، آتما Atma، آن خود اصیل و الهی The Self. وقتی که نزدیک آن برسی، همه چیز تغییر میکند، همه چیز بار دیگر آرام میگیرد
ولی این استقرار توسط جامعه صورت نگرفته است.
حالا همهچیز یک نظم و ترتیب عالی دارد و یک آشوب نیست؛
یک نظم تازه برخاسته است.
ولی این دیگر نظمِ جامعه نیست
بلکه نظمِ خودِ جهانهستی است.
: محسن خاتمی/۲۰۲۱ = ۲۶۹۹
ﺷﻤﺎ اﻧﻮاع ﻣﺘﻌﺼﺒﻴﻦ ﻣﺬهبی ﺭا دﺭ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﭘﻴﺪا مىﻛﻨﻴﺪ، حتی اﮔﺮ ﻣﺎﻳﻞ ﻧﺒﺎشى ﻛﻪ ﺭﺳﺘﮕﺎﺭ ﺷﻮى و ﻧﺠﺎﺕ ﭘﻴﺪا کنی، آنانﺑﻪ ﺯﻭﺭ ﺗﻮ ﺭا ﻧﺠﺎت مى دﻫﻨﺪ!
از اين بگذريم سؤالى كه من را اذيت مى كند اين است:
ﭼﻪ کسی ﺑﻪ آنها اﻳﻦ ﻣﺮجعیت ﺭا ﺩاﺩﻩ ﻛﻪ دﻳﮕﺮاﻥ ﺭا ﻧﺠﺎت ﺑﺪهند!
آﻳﺎ ﺧﻮﺩشان ﻳﻘﻴﻦ داﺭند ﻛﻪ ﻧﺠﺎت ﻳﺎﻓﺘﻪاند؟!
از آغاز پیدایشِ انسان تاکنون، بشر برای خود ارزشها، رسوم، عادات، خرافات ساخته است و اینها را نیز همچنان با تعصب و شدت و حدتِ وصف ناشدنی به فرزندان و جامعه انتقال میدهد. حتی لحظهای فکر نمیکنیم که همین چیزها زمین را جهنم کرده است.
بهشت همینجا و در میان مردمانی است که آگاه و زیبا باشند.
تو میگویی که آنها به من احترام نمیگذارند:
چه خوب! بسیار عالی! اگر از طرفِ یک مشت نادان و احمق مورد تمجید و احترام قرار بگیری، مجبوری مطابق مبادی آداب و انتظارات آنها رفتار کنی. برای کسب احترام و پذیرشِ بشریتِ بیمار، تو باید از آنها بیمارتر باشی.
آن وقت آنها تو را عزت و احترام خواهند کرد.
اما تو چه چیزی عایدت میشود؟
تو روحت را از دست میدهی و در ازای آن هیچ سودی نمیبری.
آیا به خورشید اعتقاد داری؟
آیا ماه را باور داری؟
" اگر کسی بیاید و از تو بپرسد: "
آیا خورشید را باور داری؟
آیا ماه را باور داری؟
آیا به درختان اعتقاد داری؟"،
فکر میکنی که او یک دیوانه است.
چرا این سوالها را میپرسد؟
اینها وجود دارند، بنابراین موضوع باور داشتن به آنها وجود ندارد.
مردم دروغها را باور می کنند
حقایق نیازی به مومنین ندارد.
وقتی دروغ میسازی، یک رهبر بزرگ میشوی.
برای همین است که در روی زمین سیصد مذهب وجود دارد.
حقیقت یکی است و سیصد دین و مذهب!
مردم ابداع کنندگان بزرگی هستند.
وقتی دروغها چنان هستند که کسی نمیتواند آنها را تشخیص بدهد و راهی برای اثبات یا انکار آنها وجود ندارد، تو حفاظت شدهای.
مردمان زیادی در مورد دروغهای روحانی سخن میگویند، این مطمئنتر است.
ﺩﻭﺭ دﻧﯿﺎ ﺑﮕﺮدﯾﺪ: ﺑﺴﯿﺎﺭ دﺷﻮﺍﺭ اﺳﺖ ﺗﺎ ﯾﮏ ﻓﺮﺩِ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﺑﯿﺪ ﮐﻪ ﻣُﻬﺮ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ ،ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ رﻧﮓِ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺁﺯﺍﺩ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺗﻮﺩەها ﺗﻌﻠﻖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ، ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﯾﮏ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺗﻤﺎﻣﯿﺖ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﺮﺱ ، ﻃﺒﻖ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺧﻮﺩﺵ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﺪ.
به شما برچسبهایی از بیرون زدهاند و شما آن برچسبها را باور کردهاید، نام و مذهب و ملیت، همگی دروغ هستند!
اگر خودت را نشناسی ابداً معنی ندارد که یک هندو باشی یا یک مسیحی یا یک محمدی. این برچسبها کاملاً بی معنی هستند.
شاید کاربرد خاصی داشته باشند.
ولی چه معنایی دارد که یک هندو باشی یا یک مسیحی یا یک هندی یا آمریکایی یا یک چینی؟
این ها به چه کار میآیند؟
چگونه به تو کمک میکنند که خودت را بشناسی؟
اینها همه بیمورد هستند
زیرا که #وجود (اصیل) نه هندی است و چینی و نه آمریکایی
و وجود ، نه هندو است و نه محمدی و نه مسیحی
وجود فقط یک بودش خالص است
این بودش خالص همان است که من آن را خدا میخوانم.
اگر بتوانی الوهیت درون خودت را بشناسی، زندگی را درک کردهای
وگرنه قادر نبودهای تا زندگی را کشف و رمز گشایی کنی.
پیام این است:
تمامی زندگی، پیوسته به این یک چیز اشاره دارد که:
شما خدایان هستید. وقتی که این را درک کردی، دیگر مرگی وجود ندارد آنوقت درس را گرفتهای. آنگاه در زمان مرگ، این خدایان هستند که به خانه باز میگردند.
آیا این قدرت را داری که به فکر هر کس دیگری درباره کاری که انجام میدهی، اهمیتی ندهی؟
اگر به این نقطه برسی، آنوقت به چیزهایی که تو را از همراستایی خارج میکنند اهمیت نمیدهی.
خودت را تمرین بده تا به چیزهایی که تو را بالا میبرند اهمیت بدهی نه به چیزهایی که تو را پایین میبرند.
به همراستایی خودت اهمیت بده.
به چیزهایی که حس خوبی میدهند اهمیت بده نه به چیزهایی که حس خوبی نمیدهند.
به اینکه امتداد و بسط منبع (سرچشمه) هستی اهمیت بده.
اگر بدانید مردم هزاران بار بیشتر
به یک سردرد معمولی خود اهمیت میدهند
تا به خبر مرگ من و شما
دیگر نگران نخواهید شد
که دربارهی شما چه فکری میکنند!
🌺
پیر شدن ربطی به شناسنامه ندارد
همین که دیگر میل خرید یک جوراب نداشته باشی،
همین که صدای زنگ تلفن
و یا شنیدن یک ترانه دلت را نلرزاند
همین که فکر سفر برایت کابوس باشد.
همین که مهمانی دادن و مهمانی رفتن
برایت عذابآور باشد،
همین که در دیروز زندگی کنی
از آینده بترسی
و زمان حال را نبینی
بیآرزو باشی، بیرویا باشی
بیهدف باشی. عاشق نباشی!
برای رسیدن به عشقت خطر نکنی
برای آرزوهایت نجنگی
شک نکن حتی اگر جوان باشی تو پیری...
🦋↴
همه ی آدم هایی که ترکتان کرده اند یک روز برمیگردند....
از الان خودتان را برای حرف های آن روز آماده کنید ...
مبادا خام شوید ..
یادتان باشد که هیچ چیز تغییر نکرده ، فقط همان آدم سابقی است که بهتر از شنا را پیدا نکرده .
زندگی در چهار عبارت خلاصه میشود
که به آن اسرار حیات میگویند؛
👈آدمی باید بتوانداشتباه خود را ببیند
تا بتواند بگوید: "متاسفم"
👈آدمی باید شجاعت داشته باشد
تا بتواند بگوید: "لطفا مرا ببخش تقصیر از من بود"
👈آدمی باید شاکرِداشته ها و نعمتهایش باشد؛
تا بتواند بگوید: "متشکرم"
👈آدمی باید درونش عشـــق داشته باشد ،
تا بتواند بگوید : " دوستت دارم"
👈و در نهایت آدمی باید به درک راز نهفته در این چهار عبارت برسد
تا بتواند مسئولیت زندگی خویش را به تمامی بپذیرد
بهتره این کارها رو عقب نندازی:
۱- به عزیزانت بگی که چقدر دوسشون داری.
۲- اگر غمگینی به خودت اجازه بدی که گریه کنی.
۳- اگر اشتباه کردی عذر خواهی کنی.
۴- به دنبال چیزی که لایقش هستی بری.
۵- اگر خواسته یا نیازی داری درخواست کنی.
۶- تصمیمات مهم زندگیت رو بگیری.
۷- از جسم و روانت مراقبت کنی.
۸- در روابطتت حد و مرزی تعیین کنی.
۹- نه گفتن رو یاد بگیری.
۱۰- خودت رو ببخشی.
۱۱- خودت رو بپذیری.
۱۲- مهارت های ارتباطی رو یاد بگیری.
۱۳- تکیه کردن به خودت رو یاد بگیری.
۱۴- در جهت شناخت بیشتر خودت و رفتن به مسیر زندگی سالم قدم برداری.
۱۵- با کتاب آشتی کن.
۱۶- برای خودت هدف تعیین کن.
۱۷- گذشت کردن رو یاد بگیری.
۱۸- در برابر مشکلاتت مقاومت کن.
۱۹- از شکست هات نا امید نشی و ازشون درس بگیری.
۲۰- خودت باشی.
هر اتفاقی بیفتد ،
ذهن از آن یک مفهوم میسازد.
یک سیستم باور ایجاد می کند.
فقط تو را به دام می اندازد.
تو را به آشفتگی می کشاند.
سکوت هرگز دروغ نمی گوید!
به خاطر داشته باش
تو احساساتی که تجربه می کنی نیستی.
عبادت بدون مراقبه كاري است اشتباه،
زيرا باورهاي تو بسته است.
تو بايد خدايي را باور كني كه نمي شناسي اش
و تو چگونه مي تواني خدايي را كه نمي شناسي عبادت كني؟
تو مي تواني ديگران و خودت را بفريبي
اما عبادت نمي تواند از باور برخيزد
اين نوع عبادت دروغين است.
اگر عبادت نيز، دروغين باشد، در زندگي چه چيزي مي تواند راستين باشد؟
ميليونها نفر در دنيا با وجود اينكه چيزي در مورد مراقبه نمي دانند،
همچنان به عبادت مشغول اند.
گلهايي پلاستيكي در دست دارند و آنها را گلهايي واقعي مي پندارند.
از اين رو همچنان به عبادت مي پردازند
اما در زندگي شان هيچ اثري از رايحه اي دلنواز نيست.
برعكس بوي تعفن انواع حسادتها، نفرتها، خصومتها و زياده خواهي ها اززندگي شان بلند است.
هيچ رايحه اي دلنواز به مشام نمي رسد.
مراقبه يعني:
حالتي از سكوت بدون فكر، در اين حالت غير ممكن است كه احساس شكرگزاري نكني.
آنگاه ديگر، پاي باور در ميان نيست.
تو شادماني را شناخته اي.
سكوت را تجربه كرده اي.
موسيقي دلنواز آن به گوشت خورده است و از اين موسيقي، قلب تو آكنده از ثناگويي مي شود. از عبادت سرشار مي شوي و در برابر هستي سر تعظيم فرود مي آوري.
در حالتهای مختلف :
وقتی که اندوهگین هستی، تماشا کن،
وقتی که شاد هستی، تماشا کن،
وقتی بیتفاوت هستی، تماشا کن،
وقتی ناامید شدهای، تماشا کن،
وقتی که سرشار از امید هستی تماشا کن،
در خواهش، در ناکامی ...
میلیونها حالت در اطراف تو هست:
به تماشا کردن ادامه بده .
بگذار هر حالت پنجرهای باشد که خودت را از آن نگاه کنی،
از تمامی رنگهای رنگین کمان، خودت را ببین.
وقتی که تنها هستی تماشا کن.
وقتی که تنها نیستی تماشا کن .
به کوهستان برو،
در انزوا، خودت را تماشا کن
به کارخانه برو، به اداره، تماشا کن که چگونه تغییر میکنی، در کجا تغییر میکنی .
به تماشا کردن ادامه بده
هرگز برای یک ثانیه هم این تماشا کردن را متوقف نکن
گفته است:
”سپس وقتی که به رختخواب میروی،
به تماشاکردن ادامه بده، وقتی ادامه میدهی، به خواب میروی به تماشاکردن ادامه بده که چگونه بهخواب میروی “
به تماشاگری ادامه بده ...
اجازه نده هیچ چیزی گذر کند بدون اینکه آن را تماشا کرده باشی .
فقط همین یادآوری خویش، همین مطالعهی خود، کفایت میکند .
نیازی نیست بپرسی:
پس از تماشاکردن چه کنم؟
نیازی به هیچ چیز نیست،
زمانی که نفرت خودت را تماماً مشاهده کردی، ازبین میرود .
و معیار این است :
آنچه که با مشاهده کردن ازبین برود،
گناه است،
و آنچه که با مشاهده کردن رشد کند، فضیلت است .
این تنها معیاری است که میتوانم به شما بدهم .
من نمیگویم که ”این گناه است
و این فضیلت است .
نه، گناه و ثواب مورد عینی ندارند .
آنچه که با تماشاکردن رشد کند ثواب است ،
آنچه که با مشاهدهکردن ناپدید شود گناه است .
خشم توسط مشاهدهکردن ازبین میرود،
عشق رشد میکند .
نفرت ازبین میرود،
مهر رشد میکند .
خشونت ازبین میرود،
نیایش رشد میکند،
شکرگزاری رشد میکند .
پس هرآنچه که توسط مشاهدهکردن ازبین برود یک گناه است .
هیچ کار دیگری نباید با آن کرد .
فقط آن را تماشا کن و ازبین خواهد رفت .
درست همانگونه که تاریکی ازبین میرود وقتی که نور را وارد اتاق کنی .
اتاق از بین نمیرود، تاریکی ناپدید میشود .
با تماشاکردن، تو ازبین نمیروی .
درواقع، توسط تماشاگری، تو آشکار میگردی .
فقط تاریکی ناپدید میشود :
تاریکی خشم،
تاریکی مالکیت،
تاریکی حسادت
تمام اینها ازبین میروند.
فقط تو باقی خواهی ماند در خلوص کامل خودت .
فقط فضای درونی تو باقی خواهد ماند خالی، تهی!
یکیشدن با الوهیت توسط مطالعهی خویش رخ میدهد .
#برده_کردن_کودکان
مادر و پدر،جامعه، حكومت و كلیسا درطی قرون متمادی از كودكان بهره کشی كرده اند.
آنان به او خوراك می دهند، تغذیه اش میكنند و از او حمایت می کنند،
ولی به شرط ها و شروط ها!!!!
آنان شرایط بسیاری بر كودكان تحمیل می کنند و او باید آن شرایط را قبول كند،
زیرا ناتوان است. مسئله بقای او است.
كودك نمی تواند "نه" بگوید.
او با "نه گفتن"، قادر نخواهد بود كه به زندگی ادامه دهد،
باید آری بگوید. این بردگیِ اوست.
و ما هنوز آنقدرها انسان نشده ایم،
نه آنقدر كه قادر باشیم از استثمار كودكان خردسال پرهیز كنیم.
كودكان از بقیه طبقات مردم دنیا بیشتر مورد استثمار واقع شده اند.
درست همانطور كه اینك در دنیا نهضتی به نام نهضت رهایی زنان Women's lib وجود دارد،
روزی در دنیا نیاز به نهضت آزادی كودكان children's lib خواهد بود.
كودكان رنج بسیار برده اند؛ هیچ کس دیگر همچون آنان آزار نمی بیند.
و تقریباً غیرممكن به نظر میرسد كه بتوان آنان را از این ساختار بیرون آورد،
زیرا آنان وابسته هستند؛ ناتوان هستند.
و مادر و پدر می پندارند كه عشق دارند،
ولی اگر عشق شرطی باشد، عشق نیست.
مادر و پدر می كوشند تا نوزاد را به مسیحی یا هندو و.... متحول كنند
این یك مسابقه سیاسی game of politics است كه با فرزند خودت بازی می کنی.
تو ذهن او را شرطی می کنی.
تو به او می گویی كه چه چیز درست است و چه چیز نادرست است.
تو خودت هم نمی دانی!
تو ذهن او را در مورد اینكه خداهست و یا نیست شرطی می كنی؛
تو خودت هنوز طلب نكرده ای!
تو پیوسته انواع زباله های اعتقادیت را به سر كودك می ریزی.
قبل از اینكه او هشیار شود، همه ی این چیزها در او ریشه می گیرند.
این ها در او تولید سردرگمی میكنند و روانش را پریشان می سازد.
او تمام عمر، به سبب این"عشق" تو رنج خواهد كشید!
از ابتدا هم عشقی دركار نبوده است.
كودك ناتوان بوده و تو از كمك كردن به او لذّت میبردی، زیرا وقتی تو به موجود ناتوانی یاری می دهی احساس بسیارخوبی خواهی داشت.
و شخص ناتوان نیز به نوبه ی خود به تو این مفهوم را می دهد كه تو قوی هستی
.
🔰 ما دوست داریم شما به جایگاهی برسین که نسبت به کسانی که از دیگران انتقاد میکنند، بیتوجه باشین.
به جایی برسین که خطاها و اشتباهات دیگران، باعثِ خشنودی شما نشه.
👈🏼 به مرتبهای که داشتنِ احساس خوب براتون بسیار مهم باشه.
به جایی برسین که فقط به نکات مثبت دیگران توجه کنین.
فقط به دنبالِ جنبههای مثبت هر چیز باشین.
تنها به دنبالِ راه حل باشین، و هیچ تمایلی به کوبیدن بر طبل مشکلات نداشته باشین.
.