15484
گزیده ای از ناب ترین اشعار ادبیات ایران و جهان
و اینک گام میزنی در کنار من
و میبینی که زندگی با من پیش میرود
و مرگ پشت سر ما خوابیده است
#پابلو_نرودا
@poem_sense
اگر برای یک لحظه بر بالینت بنشینم
گلهای تابستان از تنم خواهد شکفت
و کشتزارها
درون چشمانم جوانه خواهند زد...
#نزار_قبانی
@poem_sense
چه جوانانی
اسماعیل، میبینی ؟
چه جوانانی !
بسیاریشان هنوز
صورت عشق را بر سینه نفشردهاند ...
#رضا_براهنی
@Poem_sense
برای بیان عشق
همواره نیازی به
واژههای عاشقانه نیست
بلکه زیر و بم و اشک و لبخند لازم است
@Poem_sense
#کریستین_بوبن
غم هجران تو، ای دوست، چنان کرد مرا
که ببینی نشناسی که منم یا دگری؟
@Poem_sense
#عراقی
.
تطهیـر
شرطِ اوّلِ ذکر است در نماز
عشق ...
آن عبادتی است که
از هر وضو گذشت
@Poem_sense
#معینی_کرمانشاهی
جهانِ گرسنه قادر به اندیشیدن نخواهد بود!
@Poem_sense
#فدریکو_گارسیا_لورکا
من گل پژمردهای هستم
چشمهایم چشمهٔ خشکِ کویرِ غم
تشنهٔ یک بوسهٔ خورشید
تشنهٔ یک قطرهٔ شبنم!..
@Poem_sense
#فروغ_فرخزاد
زيبايى ات
چهل سالگى شاعرى ست
كه هر چه مى نويسد
شراب مى شود
تو
عمر آدم را
حرام مى كنى ...!
@Poem_sense
#كامران_رسول_زاده
خاکی که به زیر پای هر نادانی است
کفّ صنمیّ و چهرهٔ جانانی است
هر خشت که بر کنگرهٔ ایوانی است
انگشت وزیر یا سر سلطانی است
@Poem_sense
#خیام
بعد از اين از تو دگر هيچ نخواهم
نه درودی
نه پيامی
نه نشانی
ره خود گيرم و ره بر تو گشايم
زآنکه ديگر تو نه آنی
تو نه آنی ...
#فروغ_فرخزاد
@Poem_sense
بجز پیشت نخواهم سر نهادن
اگر بالین نباشد آستان هست
#سعدی
@Poem_sense
یاری که مرا کرده فراموش ، تویی تو
با مدعیان گشته هم آغوش ، تویی تو
صد بار بنالم من ؛ و آن یار که یک بار
بر ناله زارم نکند ، گوش تویی تو !
@Poem_sense
#رهی_معیری
پنجره!
بگشای از هم
چون کتاب قصۀ خورشید
تا امیدم بازجوید
در صدف های دهان رنج
صبح مروارید تابش را
به ژرفاژرف این دریای دورافتادۀ نومید!
@Poem_sense
#احمد_شاملو
╭─┅═ঈ🍀ঈ═┅─╮
@Poem_sense
╰─┅═ঈ🌸ঈ═┅─╯
وقتی فکرش را بکنی نومیدکننده ست که چطور آدم ها هم مثل خانه ها بین هم دیوار کشیده اند.
📖 سفر به انتهای شب
#لویی_فردینان_سلین
اگر آتش است یارت تو بُرو در او هَمیسوز
به شب فراق سوزان تو چو شمع باش تا روز
تو مخالفت همیکِش تو موافقت همیکُن
چو لباسِ تو دَرانَند تو لباسِ وصل میدوز
به مُوافقت بیابد تَن و جان سماعِ جانی
زِ رَباب و دَف و سُرنا و زِ مُطربان دَرآموز
به میانِ بیست مُطرب چو یکی زَنَد مخالف
همه گم کُنند رَه را چو ستیزه شد قَلاوُز
تو مگو همه به جنگند و زِ صلح من چه آید
تو یکی نِهای هزاری تو چراغِ خود برافروز
که یکی چراغِ روشن زِ هزار مُرده بهتر
که بِهْ است یک قَدِ خوش زِ هزار قامتِ کوز
#مولانا
@poem_sense
ما بَر درِ عشق حلقه کوبان ،
تو قفل زده کلید برده ...!
@poem_sense
#مولانا
و کاش در این جهان
مردهگان را روزی ویژه بود
تا چون از برابر این همه اجساد گذر کنیم
#احمد_شاملو
@Poem_sense
╭─┅═ঈ🍀ঈ═┅─╮
@Poem_sense
╰─┅═ঈ🌸ঈ═┅─╯
در لحظه های تزلزل و تنهایی
وقتی بیایی
دست من از وسعت بر میخیزد
و نگاهم
بی اندکی قناعت
زمین را میگیرد
آه خدایا
وقتی بیایی
چگونه در مقابل تو، ای وای
برای کدام معصیت به بار نشسته
افسوسمند سجده کنم ...
#سلمان_هراتی
هزينه هاى كلاس زبان واسه بچه ها انقد گرون شده که باید مدرک ایلتس و تافل و msrt و … واسه نسل جدید آرزوشو به گور ببریم؛ اما نگران نباشید کانال زیر آموزش زبان انگلیسی رو از سطح صفر به طور کاملا رایگان میذاره👏 : @zaban
Читать полностью…
💠🔷🔷💠🔷🔹
🔷@Poem_sense
🔹
#حکایت
نابینائی در شب تاریک چراغی در دست و سبوئی بر دوش در راهی می رفت. فضولی به وی رسید و گفت :
ای نادان! روز و شب پیش تو یکسانست و روشنی و تاریکی در چشم تو برابر، این چراغ را فایده چیست؟
نابینا بخندید و گفت : این چراغ نه از بهر خود است، از برای چون تو کوردلان بی خرد است، تا به من پهلو نزنند و سبوی مرا نشکنند.
حال نادان را به از دانا نمی داند کسی
گرچه دردانش فزون از بوعلی سینا بوَد
طعن نابینا مزن ای دم ز بینائی زده
زانکه نابینا به کار خویشتن بینا بود
#بهارستان
#جامی
🌿---------
@Poem_sense
-----------🌾
من شاخه ای ز جنگل سَروم ...
از ضربه تبر ،
بر پیکر سلاله من یادگارهاست
با من مگو سخن ز شکستن
هرگز شکستگی به بر ما شگفت نیست
بر ما عجب شکفتگی اندر بهارهاست
صد بار اگر به خاک کِشندم
صد بار اگر که استخوان شکنندم
گاه نیاز باز
آن هیمه ام که شعله برانگیزد
آن ریشه ام که جنگل از آن خیزد ...
#سیاوش_کسرایی
┅─═✿♥✿═─┅
@poem_sense
┅─═✿🌱✿═─┅
پایی که نه در هوای تو در گل نیست
رایی که نه رای تو برو مشکل نیست
القصه ز هرچه نام شادی دارد
در عالم عشق جز غمت حاصل نیست
#انوری
نامه بنویسم و خود از پی قاصد بروم
آنقدر صبر ندارم که خبر گردد باز
#طالب_آملی
@Poem_sense
╭─┅═ঈ🍀ঈ═┅─╮
@Poem_sense
╰─┅═ঈ🌸ঈ═┅─╯
صورتم را به شانه اش گذاشتم و گفتم: دوست دارم ماه من و تو، همیشه پشت ابر بماند و هیچکس از عشق ما باخبر نشود.
آدم ها حسودند،
زمان بخیل است
و دنیا عاشق کش است…
📖 سال بلوا
#عباس_معروفی
ای دل اگرت طاقت غم نیست برو
آوارهٔ عشق چون تو کم نیست برو
ای جان تو بیا اگر نخواهی ترسید
ور میترسی کار تو هم نیست برو
#مولانا
@Poem_sense
میگویند :
برایت خوابهای خوشی را آرزومندیم ،
خواب زیبا به چه کارمان میآید ؟
وقتی ما گرفتارِ بیداری دردناکی هستیم !
@poem_sense
#محمود_درویش
جاه و جلال من تویی
ملکت و مال من تویی
آب زلال من تویی
بیتو به سر نمیشود
@Poem_sense
#مولانا
ز تمامِ بودنیها
تو
همین از آنِ من باش ...
@Poem_sense
#حسین_منزوی