27
شعر_غزل مرتضی جهانگیری مولف مجموعه غزل "سر به سر" مهندس عمران تهران @Mortezajahangiri60
اینقدر به زیبایی خود غره مشو گل
آنقدر به مانند تو دیدم که نچیدم
#مرتضی_جهانگیری
#سر_به_سر
نشر مایا
میگریم و مرادم از این سیل اشکبار
تخم محبت است که در دل بکارمت
#حافظ
شعرخوانی مرتضی جهانگیری
http://www.aparat.com/v/ltGbK
@poemmortezajahangiri
مخور صائب فریب فضل از عمامه ی زاهد
که در گنبد ز بی مغزی صدا بسیار می پیچد
#صائب_تبریزی
مرا با تهمت این دوستان دل سنگ نامیدی
که اکنون مثل سنگی زیر باران اشک می ریزم
#مرتضی_جهانگيری
خواننده کامران مولایی
ترانه از مرتضی جهانگیری
@poemmortezajahangiri
در ازل
پرتو حسنت
ز تجلی دم زد
عشق پیدا شد و
آتش به همه عالم زد
#حافظ_لعنتی
پرتو حسن و خوبی نه خود حسن و خوبی
از تجلی و آشکار شدن دم زد تجلی نکرد
عشق پیدا شد و ....
@poemmortezajahangiri
دیدم میان معتمدین دست دشمنان
افتاده کشورم به یقین دست دشمنان
انگشتری که ساخته بودم برای خود
حالا غنیمتی است وزین دست دشمنان
مهرم همان نگین منقش به نام توست
از بخت بد رسیده نگین دست دشمنان
قصرم اگر که سوخته فتواى شيخ بود
بودست پشت پرده ی دین دست دشمنان
پر بود سینه از غم و هرگز نگفته ام
زیرا بهانه ای است همین دست دشمنان
روزی که اعتماد به نا اهل کرد عشق
کوبید پرچمی به زمین دست دشمنان
ای دل به اشتباه خودت پی نبرده ای
شایسته ای به مرگ چنین دست دشمنان
مرتضی جهانگیری
از مجموعه غزل : سر به سر
نشر مایا
ز جور کوکب طالع
سحرگهان چشمم
چنان گریست که ناهید دید و مه دانست
#حافظ_لعنتی 😉
می گه اشک توی چشمم بود که ستاره ی ناهید رو دیدم و به خاطر شکست نور وقتی چشمها خیس هست نورهای نقطه ای بزرگ تر دیده می شن به همین جهت ستاره ناهید که کوچیک هست رو شبیه ماه بزرگ دیدم
تا به حال موقع گریه به نور دقت کردید ؟
@poemmortezajahangiri
خلق دلسنگاند و من آیینه با خود میبرم
بشکنیدم دوستان دشنام پنهانی بس است
#فاضل_نظری
@poemmortezajahangiri
نبضِ مرا بگير
و ببر نامِ خويش را
تا خون بَدل به باده شود
در رَگان من...
#حسین_منزوی
@poemmortezajahangiri
@poemmortezajahangiri
گفتی بساز با غم دنیا که چاره نیست
ما ساختیم ، اوست که با ما نساخته
#مرتضی_جهانگيری
عمریست دل به غفلت خود گریه میکند
این نامهی سیه چقدر ابر رحمت است
#بیدل
@poemmortezajahangiri
نه تنها غم
که لبخند "سلامت باد مستان " هم
گواهی می دهد
دنیای ما دنیای شادی نیست
#فاضل_نظری
این عید رو بهترین از این نمی شه تبریک گفت
@poemmortezajahangiri
جز تو
یاری نگرفتیم و نخواهیم گرفت
برهمان عهد که بودیم بر آنیم هنوز
#ادیب_نیشابوری
@poemmortezajahangiri
ای گل شوخ که مغرورِ بهاران شدهای
خبرت نیست که در پی چه خزانی داری
#صائب_تبریزی
نبضِ مرا بگير
و ببر نامِ خويش را
تا خون بَدل به باده شود
در رَگان من...
#حسین_منزوی
@poemmortezajahangiri
می خراشد غصه هایی گاه تن را زود تر
آب سایش می دهد سنگ کهن رازودتر
چند کوچه مانده می فهمم که داری می رسی
می رساند باد بوی پیرهن را زودتر
می توان فهمید گاه ازچشم ها هر چیز را
آدم با هوش می گیرد سخن را زود تر
چهره ام را زرد کرد ه سردی رفتارهات
زرد و خشکش می کند سرما چمن را زودتر
قصد رفتن داشتی. گفتم : در آغوشم بکش
قبل مردن می خرد مومن کفن را زودتر
مرتضی جهانگیری
از مجموعه غزل : سر به سر
نشر مایا
@poemmortezajahangiri
به عزمِ توبه سحر گفتم استخاره کنم؛
بهار توبه شکن می رسد!چه چاره کنم؟!
سخن درست بگویم؛نمی توانم دید!
که مِی خورند حریفان و من نظاره کنم
مرا که نیست ره و رسم لقمه پرهیزی
چرا ملامتِ رندِ شرابخواره کنم؟!
چو غنچه با لب خندان،به یادِ مجلسِ شاه
پیاله گیرم و از شوق جامه پاره کنم...
#حافظ
@poemmortezajahangiri
به آب روشن می
عارفی طهارت کرد
علی الصباح
که میخانه را زیارت کرد
حافظ
@poemmortezajahangiri
@poemmortezajahangiri
ز رفتنِ تو من از عمر بی نصیب شدم
سفر تو کردی و من در جهان غریب شدم...
#محتشم_کاشانی
من آن سروم که حتی بشکند هم خم نخواهد شد
نمی ترسم بزن از من که چیزی کم نخواهد شد
دلی را که کویری شد به باران خوش مکن هرگز
هزاران قطره می بارد یکی شبنم نخواهد شد
کسی را که خرابش کرده ای دیگر نباید ساخت
اگر از نو بسازی هم .همان آدم نخواهد شد
کسی دیگر شبیه من تو را عاشق نخواهد کرد
که شب بوها برایت شاخه ی مریم نخواهد شد
تو هم اندازه ی خود ظرفیت داری. بدان ای عشق
که هرگز نیل با ضرب عصا زمزم نخواهد شد
کجا دیدی عقابی در اسارت بال بگشاید؟
غرورش خوب می داند بخواهد هم نخواهد شد
مرتضی جهانگیری
از مجموعه غزل : سر به سر
نشر مایا وابسته به نیماژ
هفتم صفر شهادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (ع) هستش یاد این غزل قدیمی افتادم.
آتشی عشق تو در جان من افروخته است
هر کسی که شده نزدیک به من سوخته است
من کجا وصف تو ای نور کجا. با این حال
دلم از عشق به مقدار خود اندوخته است
آن که در باور او مرگ به حکم عسل است
درس آزادگی از صبر تو آموخته است
هر که با دل نظر انداخته بر کنج بقیع
به جهانی به خدا عشق تو نفروحته است
خیر اسلام در آن بود که مظلوم شوی
شیعه از صلح تو مردانگی آموخته است
مطمئن است شفاعت شده ی روز جزاست
هر که یک پلک نظر بر کرمت دوخته است
#مرتضى_جهانگيرى
#سر_به_سر
#نشر_مایا
مپرس از من چرا در پیله ی این غم گرفتاری
شبیه من گرفتار غمت هستند بسیاری
میان ما بجز مهرم چه چیزی تفرقه افکند
که گل هم از محبت خوار شد در چشم هر خاری
مگو دیگر گرفتی حق خود را از لب سرخم
که تو اکنون بجز بوسه دلی خونین بدهکاری
من از تو باز می پرسم هنوز از عشق بیزاری؟
شبیه کوه با پژواک پاسخ می دهی آری
شبی هم از تپیدن باز می دارم تو را ای دل
مگر آنکه از این دیوانگی ها دست برداری
به قدری بار غم گاهی به روی شانه سنگین است
که باید سر به روی شانه ی یک کوه بگذاری
تولد،رنج،غربت،اشک،تنهایی،تقلا مرگ
بجز این ها مگر ای زندگی چیزی دگر داری
در این تنگ تماشایی به یادت زنده ام ای مرگ
تو را می بینم آن روزی که بر لب بوسه می کاری
#مرتضی_جهانگیری
#منتشر_نشده
فیلم شعر خوانی در کانال موجود است
@poemmortezajahangiri
شوق بیش از حد مرا از چشم تو انداخته ست
عشق را باید نگه می داشتم در سینه ام
#مرتضی_جهانگيری
#غزلی_جدید
@poemmortezajahangiri
@poemmortezajahangiri
ای غایب از نظر به خدا میسپارمت
جانم بسوختی و به دل دوست دارمت
تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک
باور مکن که دست ز دامن بدارمت
محراب ابرویت بنما تا سحرگهی
دست دعا برآرم و در گردن آرمت
#حافظ
#معمار_الشعرا
چه گریه ها که نکردم دوباره برگردی
همیشه نم نم باران بهای دلتنگی ست
#مرتضی_جهانگیری
با جمله برآمیزی و از ما بگریزی
جرم از تو نباشد، گنه از بخت رمیدهست
#سعدی
@poemmortezajahangiri
مرتضی جهانگیری:
من شور و شر موج و تو سرسختی ساحل
روزی که به سوی تو دویدم، #تو چه کردی؟
#فاضل_نظری
@poemmortezajahangiri
ترک دنیا به مردم آموزند
خویشتن سیم و غله اندوزند!
عالِم آن کس بُود که بد نکند
نه بگوید به خلق و خود نکند!
#سعدی
@poemmortezajahangiri