3513
✅️اخبار، تحلیل های سیاسی و محتوای مرتبط با علم سیاست 📚سمیرا باقری دانش آموخته روابط بین الملل ارتباط با ادمین: @Bagheri9118
☘️🧿☘️ حرفهایهای مطالعات بینالمللی
🌖 شناخت پاکستان؛ اندیشکده اقبال
@andishkadehiqbal
🌖 در حقوق بشر حرفهای شوید
@ngoodvv
🌎 کنکور ارشد و دکتری علوم سیاسی
@politicsman
🌎 اندیشکده تهران
@InstituteTehran
🌎 سیاسیون ایران
@Iranianpoliticianss
🌎 آموزش زبان تخصصی رشته علوم سیاسی
@language_political
🌎 همه چیز درباره چین 🇨🇳
@chinese10
🌎 راوی عربستان 🇸🇦
@KSA_Narrator
🌎 سیاستکده
@siyasatkadehh
🌎 اکادمی تخصصی روابط بینالملل
@InternationalAcademic
🌎 بانک مقالات علوم سیاسی
@maghalatolomsiasii
🌎 صهیون مدیا|نبض تحولات اسرائیل و منطقه🇵🇸
@ZionMediaIR
🌎 مرکز مطالعات عراق
@instituteofiraqistudies
🌎 مرکز تخصصی مطالعات آمریکا
@The_CUSS
🌎 رازفیلم/دانلود فیلم و مستند سیاسی اجتماعی فرهنگی
@razfilmweb
🌎 اندیشکده حقوق و روابط بینالملل
@ir_silr
🌎 تحلیل مسائل سیاسی خاورمیانه
@paygah_ejtemayi
🌎 ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی
@Politicianns
🌎 اخبار و تحلیل مسائل خاورمیانهوشمالآفریقا
@mena_news_analysis
🌎 پادکست جغراسیا
@joghrasia
🌎 اتـــــاق آمـــــــریکا 🇺🇸
@OtaqUSA
🌎 مرکز مطالعات تکنوپلیتیک و فناوریهای راهبردی
@ctst_org
🌎 جستار میانفرهنگی و مطالعات ترکیه 🇹🇷
@j_sabourii
🌎 اندیشکده ایران نگر
@iran_negar_institute
🌎 مجله حقوق بینالملل بنیان 🇺🇳
@Bonianjournal
🌎 تحلیل فرهنگی جمهوری آذربایجان 🇦🇿
@tahlilfarhangi_az
🌎 پژوهشکده علوم سیاسی
@Policyresearcherr
🌎 در مسیر ابریشم (زبان چینی🇨🇳)
@Learningchinesesrpllic
🌎 دیپلماسی و سیاست خارجی
@Iranian_diplomacy
🌎 کانال علوم سیاسی
@politicalsciencce
🌎 کتابخانه علوم سیاسی
@Politicalsciennce
🌎 ژانوس سیاست
@mousavi2025
🌎 کانال مطالعات سوریه
@hdrhbb1
🌎 روسکیی چاس
@RusskiyChas
🌎 چیــــــــــــــــن و ماچیــــــــــــــن
@china_Reivew
🌎 لوموند دیپلماتیک Le Monde diplomatique
@mondediplofa
🌎 اوراسیا پست، اخبار و تحلیل - چین و روسیه، CIS
@EurasiaPost
🌎 کانال روش پژوهش در علوم سیاسی
@Policy_researcher
🌎 کتابخانه تخصصی روابط بینالملل
@ir_Texts
🌎 درسگفتار علوم سیاسی و روابط بینالملل
@ecopolitist
🌎 دوره های مترجمی زبان انگلیسی (حقوق و علوم سیاسی)
@policyinact
🌖 آساپژوهی|🇩🇪آلمان 🇨🇭سوئیس 🇦🇹اتریش
@dach_studien
🌖 ویرتو|مطالعات تخصصی اسرائیل
@virtu_ir
🌿🧿☘️ هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1
🔵🔴 بازار نفت مسیرش را عوض میکند؛ چین به عراق میرود، عربستان هرمز را دور میزند
اتفاق مهم این روزهای بازار نفت فقط بالا و پایین رفتن قیمت برنت نیست. مسیر حرکت نفت در خاورمیانه دارد تغییر میکند.
چین خرید نفت از ایران را کاهش داده و برای جبران آن سراغ عراق رفته است. عربستان هم بخش بیشتری از نفت خود را بهجای خلیج فارس، از طریق خط لوله شرق–غرب به دریای سرخ میرساند.
در ماه سپتامبر، واردات نفت ایران به چین به حدود ۵۹۰ هزار بشکه در روز کاهش یافت؛ تقریباً نصف مدت مشابه سال قبل و پایینترین سطح از ژانویه ۲۰۲۳.
پالایشگاههای مستقل چین هم بیکار ننشستهاند. آنها برای تحویل در اکتبر و نوامبر دستکم ۱۲ میلیون بشکه و احتمالاً تا ۲۰ میلیون بشکه نفت، عمدتاً از عراق، خریداری کردهاند.
این یعنی بخشی از بازاری که در اختیار نفت ایران بود، فعلاً به سمت عراق حرکت کرده است.
در عربستان ماجرا شکل دیگری دارد.
ریاض دوباره از خط لوله شرق–غرب برای انتقال حجم بزرگی از نفت به بندر ینبع در دریای سرخ استفاده میکند. مزیت این مسیر کاملاً روشن است: نفت برای رسیدن به بازار جهانی مجبور نیست از تنگه هرمز عبور کند.
حدود ۴ میلیون بشکه در روز نفت از این مسیر هدایت شده؛ حجمی معادل نزدیک به ۴ درصد عرضه جهانی.
با این حال، بازار نفت هنوز به شرایط عادی برنگشته است.
صادرات نفت خام و میعانات کشورهای خلیج فارس بهجز ایران در سپتامبر به حدود ۹۱ درصد سطح پیش از جنگ رسیده، اما صادرات فرآوردههایی مثل گازوئیل و سوخت جت هنوز فقط حدود ۶۰ درصد سطح قبلی است.
به همین دلیل، افزایش صادرات نفت خام بهتنهایی برای آرام کردن بازار کافی نیست. هزینه بالای نفتکشها و بیمه، محدودیت صادرات فرآوردهها و ناامنی مسیرهای دریایی همچنان روی قیمت نهایی انرژی اثر میگذارند.
برای ایران، بخش مهمتر داستان شاید قیمت نفت نباشد.
اگر پالایشگاههای چینی برای مدت طولانیتری به نفت عراق و دیگر تولیدکنندگان عادت کنند، بازپسگرفتن این مشتریان حتی بعد از عادیشدن شرایط میتواند دشوارتر شود.
عراق در حال گرفتن سهم بیشتری از بازار چین است. عربستان مسیر صادرات خود را متنوعتر میکند. چین هم نشان میدهد برای تأمین نفت منتظر یک فروشنده نمیماند.
بازار نفت دارد خودش را با خاورمیانهای پرریسکتر تطبیق میدهد.
/channel/politicalsciencceЧитать полностью…
🔵🔵هدر جذابیت؛ دولت دوم ترامپ چگونه قدرت نرم آمریکا را تضعیف میکند؟
📄 بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی | سارا یرکس
سارا یرکس استدلال میکند قدرت نرم آمریکا که بر جذابیت فرهنگ، ارزشهای سیاسی، مشروعیت و اعتبار بینالمللی این کشور استوار است، از آغاز دولت دوم ترامپ با افت قابلتوجهی روبهرو شده است. تفاوت وضعیت کنونی با دورههای قبلی افول اعتبار آمریکا، به باور او، در این است که واشنگتن این بار در حال تضعیف خودِ نهادها و ابزارهایی است که طی دههها قدرت نرم این کشور را تولید میکردند.
قدرت نرم آمریکا پیش از این نیز بارها آسیب دیده است؛ از جنگ عراق و رسواییهای گوانتانامو و ابوغریب تا افشاگریهای ویکیلیکس و اسنودن. با این حال، دادههای افکار عمومی نشان میداد این اعتبار قابلیت بازیابی دارد: نگاه مثبت جهانی به آمریکا از ۳۳ درصد در سال ۲۰۰۴ به ۶۳ درصد در سال ۲۰۱۵ رسید، در پایان دولت اول ترامپ به ۳۶ درصد سقوط کرد و در نخستین سال دولت بایدن دوباره به ۶۱ درصد افزایش یافت. در سال ۲۰۲۵ این رقم بار دیگر به ۳۵ درصد کاهش یافت.
یرکس معتقد است دولت دوم ترامپ برخلاف تعریف سنتی قدرت نرم آمریکا که بر دموکراسی، حقوق بشر، مهاجرت، آموزش و کمکهای خارجی تأکید داشت، به دنبال شکل متفاوتی از نفوذ است. در این چارچوب، روابط شخصی ترامپ با رهبران خارجی و حمایت آشکار از برخی جریانهای سیاسی جای بخشی از دیپلماسی عمومی و ترویج ارزشهای آمریکایی را گرفته است؛ تغییری که از نگاه نویسنده میتواند اعتبار واشنگتن بهعنوان حامی دموکراسی را کاهش دهد.
مهمتر از تغییر گفتمان، تضعیف زیرساختهای قدرت نرم است. گزارش به اقدام دولت ترامپ علیه نهادهایی مانند USAID، مؤسسه صلح آمریکا، صدای آمریکا و موقوفه ملی برای دموکراسی اشاره میکند؛ نهادهایی که برای دههها از طریق کمکهای بشردوستانه، رسانه، آموزش و ارتباط با جوامع خارجی در ساخت تصویر آمریکا نقش داشتند. یرکس هشدار میدهد از میان رفتن این شبکهها ممکن است آسیبی ایجاد کند که بازسازی آن سالها یا حتی دههها زمان ببرد.
سیاست مهاجرتی نیز بخش دیگری از این روند است. از نگاه نویسنده، توانایی آمریکا در جذب مهاجران، دانشجویان، دانشمندان و متخصصان خارجی خود یکی از منابع تاریخی قدرت نرم بوده است. محدود کردن ورود یا اقامت خارجیها میتواند علاوه بر پیامدهای اقتصادی، جذابیت همان «رویای آمریکایی» را که برای دههها بخشی از تصویر جهانی ایالات متحده بوده، کاهش دهد.
مسئله دیگر، بحران اعتماد به تعهدات واشنگتن است. یرکس استفاده تنبیهی از تعرفهها، تهدید علیه متحدان و غیرقابلپیشبینی بودن سیاست خارجی ترامپ را عواملی میداند که میتوانند شرکای آمریکا را به کاهش اتکا به واشنگتن و جستوجوی گزینههای دیگر سوق دهند. طبق دادههای مورد استناد گزارش، در سال ۲۰۲۶ میانگین اعتماد به ترامپ در کشورهای بررسیشده به ۲۱ درصد رسیده، در حالی که این رقم برای شی جینپینگ ۳۱ درصد بوده است.
جمعبندی گزارش این است که مسئله صرفاً کاهش محبوبیت ترامپ یا آمریکا نیست؛ خطر اصلی، فرسایش ظرفیتهایی است که واشنگتن از طریق آنها بدون توسل مستقیم به اجبار نظامی یا اقتصادی بر رفتار دیگر کشورها اثر میگذاشت. آمریکا پیشتر توانسته بود پس از بحرانهای اعتباری قدرت نرم خود را بازیابی کند، اما اگر نهادهای تولیدکننده این قدرت از میان بروند، دولتهای بعدی ممکن است برای بازسازی آن با مسیری بسیار طولانیتر و دشوارتر روبهرو شوند.
/channel/politicalsciencce
سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل بیش از آنکه تاثیرگذاری جدی در روندهای سیاسی داشته باشد بیشتر پیامد پرستیژی و تشریفاتی دارد.
مجمع عمومی یکی از بخش های سازمان ملل هست که فاقد آرای الزام اور است
برخلاف شورای امنیت که موثرترین بخش سازمان ملل بدلیل الزام اور بودن آرا آن می باشد.
شیک سخن گفتن در سازمان ملل می تواند کمی در مثبت نگاه کردن به کشور مذکور موثر باشد همچو زمانیکه محمد خاتمی از نام گذاری سالی بنام گفت و گوی تمدنها سخن گفت اما در مجموع روند سیاست های کشور مذکور تعیین کننده می باشد.
فراموش نمیکنیم که یازده سپتامبر در همان سالی صورت گرفت که بنام گفت وگوی تمدنها نام گذاری شده بود.
رهبرانی چون فیدل کاسترو و قذافی بارها سخنان چند ساعته و آتشین در اجلاس سرانه مجمع عمومی داشتند ولی چندان گره ای از مشکلات کشورشان باز نکرد.
دیدارهای دیپلماتیکی که در حاشیه مجمع عمومی صورت میگیرد اهمیت والاتری از سخنرانی در مجمع عمومی دارد همان دیدارهایی که از زمان محمد خاتمی تا مسعود پزشکیان با مقامات ارشد کشور میزبان، در حاشیه اجلاس مجمع عمومی از دست داده ایم.
یکی از مهم ترین دیدارهای حاشیه مجمع عمومی در زمان حسن روحانی میان نخست وزیر انگلستان و روحانی برای اولین بار پس از انقلاب بصورت مستقیم و رودررو صورت گرفت اما رفتارهای بعدی ساختار دیپلماسی ایران تفاوت های متفاوتی را نشان داد.
پیش زمینه شکل گیری برجام از دیدارهای خصوصی در مجمع عمومی در سال پیروزی حسن روحانی بعنوان رییس جمهور(جدا از گفت و گوها در عمان) شکل گرفت دیدارهایی که بعدابه توافق ژنو ختم شد.
در مجموع باید یاداور ساخت که سیاست های کلی کشورها در سخنرانی های مجمع عمومی سازمان ملل مطرح نمیگردد و نباید خیلی به این سخنرانی ها توجه ویژه داشت.
/channel/politicalsciencce
🔅دوستان علوم سیاسی در تمام مقاطع از کارشناسی تا دکتری جهت:
✅نگارش مقاله
✅نگارش پایان نامه
✅چاپ کتاب
✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی
✅ تبدیل پایان نامه به کتاب
🔆میتوانند با ایدی و شماره تماس اینجانب #مرضیه_محمدی
مدیر آکادمی سیاست
و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی
در ارتباط باشند
👇🏼👇🏼👇🏼
🔅جهت ارتباط و مشاوره:
👇👇👇
@Avant_grade_98
09189021885
✅کانال روش پژوهش در علوم سیاسی
👇🏼👇🏼
/channel/Policy_researcher
🔵🔴چگونه «عمق راهبردی» تبدیل شد به «پاشنه آشیل»
شوروی به کشورهای اقماریاش نفت و غلات رایگان میداد تا امپراتوری خود را در اروپای شرقی و مرکزی حفظ کند.
بلغارستان، لهستان، مجارستان، چکسلواکی، رومانی و آلمان شرقی نفت و غلات مفت «برادر بزرگ »را بلافاصله پس از دریافت به کشورهای اروپای غربی به قیمت بازار آزاد میفروختند تا ارز حاصله را صرف اقتصاد سوبسیدیِ رو به زوالشان بکنند. شوروی سالیانه سی میلیارد دلار را صرف “کمکهای” اقتصادی و تسلیحاتی به کشورهای تحت سلطهاش میکرد در حالی که اقتصاد ویران داخلی خودش به شدت به این پول نیاز داشت. اما کار به جایی رسید که ادامهی این روال ناممکن شد.کشور سلطهگر بیش از این قادر به خرج کردن برای حفظ امپراتوریاش نبود.
پلکندی، مورخ انگلیسی، به درستی میگوید: «چنانچه یک کشور سلطهگر حیطهی حاکمیت خود را در امور خارجی بیش از حد گسترش دهد، نه تنها منافعی را نصیب خود نمیکند بلکه به واسطهی هزینههای سنگینی که برای حفظ امپراتوریاش متحمل میشود خود را در معرض فروپاشی قرار میدهد.
اصولا راز نابودی امپراتوریها در همین ویژگی نهفته است.» شوروی گمان میکرد که امپراتوری اروپاییاش «عمق راهبردی»اش است اما اشتباه میکرد. به عبارتی همین"عمق راهبردی" نهایتا تبدیل شد به پاشنه آشیل این نظام. شوروی مجبور بود برای حفظ امپراتوریاش علاوه بر صدور نفت و غلات رایگان، بخش عمدهای از بودجهی سالیانهاش را هم صرف تولید تسلیحات و نیروهای نظامیاش بکند. در نتیجه، پول چندانی برای تقویت اقتصاد داخلیاش باقی نماند و نهایتا آنچه سرنوشت این کشور را رقم زد نه تعداد موشکهای اتمیاش که تعداد کاغذ توالتها و پوشکهای موجود در قفسههای فروشگاههایش بود!.
/channel/politicalsciencce
🔵🔴 چرا ایران در این جنگ برنده خواهد بود؟!
✍️حامد پاک طینت
۳۷ میلیارد دلار عملیات هزینه های مستقیم جنگ
۶۷ میلیارد دلار هزینه های درخواستی وزارت دفاع
۲۱ میلیارد دلار مهمات
۱۷ میلیارد دلار هزینه های نیروی انسانی و خسارات
۴۴ میلیارد دلار هزینه های انرژی
هزینه های نرخ بهره، حمل و نقل، کاهش مصرف، کاهش ذخایر را هم که اضافه کنیم صورتحساب جنگ برای آمریکا می تواند به بیش از ۱۰۰۰ میلیارد دلار برسد!
البته این عدد کمتر از ۰.۱% از اقتصاد آمریکاست!
اروپا هم وضعیت عالی ندارد
۴۶ میلیارد دلار افزایش هزینه سوخت
۷۰ میلیارد دلار هزینه های اضافه بر واردات
۱۶ میلیارد دلار سوبسیدهای جدید برای خانوار
۰.۵% افت تولید ناخالص ملی
۲.۵% افت مصرف خانوار
که اگر هزینه های حمل،کاهش ذخایر ،کاهش سرمایه گذاری و ... را هم اضافه کنیم به صدها میلیارد دلار می رسد که کمتر از ۰.۵% اقتصادشان است!
کشورهای عربی حوزه خلیج فارس هم دلشان خون است!
عربستان ۲۵ میلیارد دلار زیان خالص داشته
۵ میلیارد دلار افت گردشگری
۵ میلیارد دلار هزینه های بیمه و حمل و نقل اضافی.با این حال این عدد به ۱% اقتصادش هم نمی رسد
امارات شوک گردشگری داشته و افت قابل توجه در بخشی از قیمتهای املاک، که حداقل به ۳۰ میلیارد دلار می رسد که کمتر از ۲% از اقتصادش است
قطر یکی از بزرگترین قربانیان بوده، کشوری که ۲۰% گاز مایع دنیا را تامین می کند تقریبا تعطیل شده و حداقل ۲۵ میلیارد دلار از دست داده است، افزایش هزینه های مرتبط با این موضوع، افت سرمایه گذاری را هم که به این صورتحساب اضافه کنیم سر به ۴۰ میلیارد دلار می کشد که کمتر از ۱۰% اقتصادش است
وضعیت کویت و اردن و بحرین هم روشن است، غیر از توقف نسبی اقتصاد و تجارت که حداقل برای هر یک به بیش از ۱۵ میلیارد دلار می رسد مورد حمله مستقیم نظامی ایران هم هستند، زیان عراق با توجه به حجیم بودن صادرات نفت بیشتر از این ۳ کشور است
ایران از آنسو اگر همان عدد ۲۷۰ میلیارد دلار سخنگوی دولت را معیار قرار دهیم، قاعدتا افت ۵% تولید ناخالص ملی، افزایش ۴ برابری هزینه های حمل بدلیل محاصره ، افت ۳۰% تجارت، عدم النفع صادرات نفت و محصولات پتروشیمی و معدنی، توقف سرمایه گذاری و تورم ۳ رقمی را هم که به آن اضافه کنیم نباید عددی کمتر از ۴۰۰ میلیارد دلار باشد! که البته این عدد از کل اقتصاد ایران بزرگتر است!!
مقایسه این اعداد برنده بودن ایران را ثابت نمی کند؛ اما ایران برنده است!
به فرض توقف جنگ در همین امروز، آمار تایید می کند بین ۱۰ تا ۱۵ سال طول می کشد تا توان اقتصادی ایران به روز قبل از جنگ برگردد؛ یعنی همان روزهایی که ناشکری می کردیم!!
اما قطر ۲ سال، عراق ۲ سال، کویت ۲ سال، بحرین ۳ سال، امارات ۱ سال، عربستان ۱ سال، آمریکا ۴ ماه، اروپا ۶ ماه بعد از توقف جنگ به شرایط قبل بر می گردند.
علت در سایز اقتصاد این کشورها، پتانسیل بالا و پویایی این اقتصادها، ذخایر بزرگ ارزی و بنیان محکم اقتصاد آنهاست.
این مقایسه نیز برنده بودن ایران را تایید نمی کند؛ پس چگونه ایران برنده است؟!
راز برنده شدن در نگاه است!!
آمریکا برای جلوگیری از آسیب دیدن اقتصاد انواع سیاستهای زیرکانه را بکار می گیرد تا در مقابل چین کم نیاورد، چین نیز هیچ چیزی را به اقتصاد نمی فروشد. هیچ چیز!
حاکمان عربستان اولین اولویتشان اقتصاد است، در عین رقابتهای منطقه ای، حاضرند با هر کسی پیمان ببندند تا کمترین آسیب اقتصادی متوجه آنها باشد؛ احیای روابط نیم بند طی سالهای گذشته با ایران موید این موضوع است، اروپا برغم تمام مشکلاتی که با شرق و غرب دارد تلاش می کند تنش ها را مدیریت و کنترل کند تا کمترین آسیب اقتصادی را متحمل شود، قطر و عمان همیشه تلاش کرده اند نقش میانجی را بازی کنند تا در امان اقتصادی باشد، امارات همیشه در تلاش بوده است که این کشور را بعنوان بهشت امن سرمایه گذاری معرفی کند، کویت و بحرین و اردن همیشه در تلاش بوده اند که با پیمانهای منطقه ای و فرامنطقه ای امنیت اقتصادی را برای خود تضمین کنند، پاکستان تمام تلاش خود را بکار گرفته تا از کانال میانجی گری منافع اقتصادی جدید از طریق عربستان یا شاید دیگر کشورها برای خود کسب کند
ایران اما تنها کشوری است که در تمام این جمع، اقتصاد را اولویت هیچیک از تصمیم گیری های کلان خود قرار نداده و نمی دهد!
آنچه معیار است، میزان مقاومت است؛ به همین دلیل میزان تاب آوری و تحمل ضرر و زیان و تبعات سهمگین اقتصادی در ایران آنگونه که توسط تحلیلگران بین المللی و سیاستمداران این کشورها محاسبه و بر آن اساس تصمیم گیری می شود قابل تفسیر و فهم نیست؛ چون نه اعداد اهمیتی دارند، نه زمان و نه حجم و تبعات ناشی از این خسارات!
از این زاویه، امکان پیروزی هیچ کشوری در این جنگ تاریخی وجود ندارد الا ایران!
/channel/politicalsciencce
🔵🔴 هشدارهای پیش از جنگی که اکنون به ششماهگی رسیده است
📄 والاستریت ژورنال | الکساندر وارد، لارا سلیگمن و الکس لری
چند روز پیش از آغاز جنگ، برخی مقامهای اطلاعاتی و نظامی آمریکا درباره پیامدهای حمله گسترده به ایران هشدار داده بودند؛ از جمله اینکه حذف رهبران ایران ممکن است به روی کار آمدن جریانهای تندروتر، بستهشدن تنگه هرمز، بحران انرژی جهانی و تضعیف اعتماد متحدان آمریکا منجر شود. بااینحال، این هشدارها کنار گذاشته شد و ترامپ با وعده پایان سریع جنگ، عملیات را آغاز کرد.
شش ماه بعد، جنگ برخلاف پیشبینی اولیه به پایان نرسیده است. حکومت ایران پابرجا مانده، سپاه پاسداران نقش پررنگتری در ساختار قدرت پیدا کرده و تهران همچنان از اهرم تنگه هرمز برای فشار بر آمریکا و بازار انرژی استفاده میکند. در مقابل، واشنگتن به تحریمها و محاصره دریایی بهعنوان ابزار اصلی ادامه فشار روی آورده است.
هزینههای جنگ نیز افزایش یافته است. هزاران ایرانی و دهها نظامی آمریکایی کشته یا زخمی شدهاند، ذخایر مهمات و منابع راهبردی آمریکا کاهش یافته و افزایش قیمت انرژی فشار اقتصادی و سیاسی بیشتری بر دولت ترامپ وارد کرده است. برخی منتقدان میگویند بسیاری از پیامدهای کنونی، پیش از آغاز جنگ قابل پیشبینی بود.
حامیان جنگ در دولت ترامپ معتقد بودند ایران در ضعیفترین وضعیت چند دهه اخیر قرار دارد و فرصتی برای نابودی توان هستهای و نظامی آن فراهم شده است. در مقابل، برخی چهرهها مانند جیدی ونس هشدار میدادند که دیپلماسی میتواند هزینه کمتری نسبت به جنگی با پیامدهای نامشخص داشته باشد.
پس از آغاز عملیات، خوشبینی اولیه در واشنگتن با واقعیتهای میدان جایگزین شد. بستهشدن تنگه هرمز، افزایش قیمت سوخت، نگرانی کشورهای خلیج فارس و فشار سیاسی داخلی در آمریکا باعث شد کاخ سفید به دنبال مسیرهای دیپلماتیک برای خروج از بحران باشد.
تلاشها برای آتشبس و توافق موقت چند بار شکل گرفت، اما هر بار با بازگشت درگیریها و شکست مذاکرات همراه شد. ترامپ ابتدا از توافقهایی برای بازگشایی هرمز و آغاز مذاکرات هستهای حمایت کرد، اما پس از ادامه حملات ایران، دوباره به تهدید و فشار اقتصادی بازگشت.
در نهایت، دولت آمریکا پس از پایان مهلت مذاکرات هستهای، کارزار تازهای برای تشدید فشار اقتصادی علیه ایران آغاز کرد. هدفی که در ابتدای جنگ با عنوان تغییر حکومت مطرح شده بود، بار دیگر به بخش اصلی ادبیات دولت ترامپ بازگشته است.
این گزارش نشان میدهد شکاف اصلی میان دو نگاه درباره جنگ ایران همچنان پابرجاست: گروهی معتقدند فشار نظامی و اقتصادی سرانجام تهران را وادار به عقبنشینی خواهد کرد، اما منتقدان هشدار میدهند که چنین راهبردی ممکن است هزینههای آمریکا و متحدانش را افزایش دهد، بدون آنکه نتیجه سیاسی مورد انتظار را تضمین کند.
/channel/politicalsciencce
🔅دوستان علوم سیاسی در تمام مقاطع از کارشناسی تا دکتری جهت:
✅نگارش مقاله
✅نگارش پایان نامه
✅چاپ کتاب
✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی
✅ تبدیل پایان نامه به کتاب
🔆میتوانند با ایدی و شماره تماس اینجانب #مرضیه_محمدی
مدیر آکادمی سیاست
و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی
در ارتباط باشند
👇🏼👇🏼👇🏼
🔅جهت ارتباط و مشاوره:
👇👇👇
@Avant_grade_98
09189021885
✅کانال روش پژوهش در علوم سیاسی
👇🏼👇🏼
/channel/Policy_researcher
🔵🔴ترامپ ایران را به «روز دی اقتصادی» تهدید کرد
در حالی که جنگ به مرز شش ماهگی نزدیک میشود، رئیسجمهور میگوید «شدیدترین عملیات اقتصادی تاریخ» را علیه ایران آغاز خواهد کرد
نویسنده: مریدیت مکگرا,فیلیپ وگمن
تاریخ انتشار: 2026-08-19
منتشر شده در: wsj.com
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در پی عدم پیشرفت در مذاکرات و تداوم جنگ پس از گذشت شش ماه، از آغاز آنچه «شدیدترین عملیات اقتصادی تاریخ» علیه ایران مینامد، خبر داد. وی با اعلام «روز دی اقتصادی»، تهدید کرد که هر کشور یا نهادی که به ایران کمک کند، با پیامدهای اقتصادی سنگینی مواجه خواهد شد. این کارزار شامل فشار بر قاچاق نفت، انتقالهای مالی و صرافیها برای منزویسازی کامل ایران است. در همین راستا، امارات متحده عربی نیز مبادلات اقتصادی خود با ایران را به حالت تعلیق درآورده است. با پایان یافتن مهلت ۶۰ روزه تفاهمنامه ماه ژوئن و عدم دستیابی به توافق برای بازگشایی تنگه هرمز، دولت ترامپ از یک سو بر تشدید تحریمهای بیسابقه تأکید دارد و از سوی دیگر، پیامهای متناقضی درباره وضعیت مذاکرات پشتی ارسال میکند. کاخ سفید پایان برنامه هستهای ایران را پیششرط هرگونه توافق میداند، در حالی که مقامات تهران همچنان بر مواضع خود پافشاری کرده و گزارشها حاکی از آمادگی آنها برای تشدید تنشهاست. با وجود فشارهای اقتصادی، دستیابی به یک توافق قطعی همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد و ترامپ هشدار داده است که در صورت نقض شرایط، گزینههای دیگر از جمله پیامدهای نظامی نیز مدنظر قرار خواهند گرفت.
واشینگتن—رئیسجمهور ترامپ وعده داد آنچه را که «روز دی اقتصادی» مینامد علیه ایران آغاز کند، در حالی که ناامیدیها از عدم پیشرفت در بازگشایی تنگه هرمز یا دستیابی به توافقی برای پایان دادن به جنگی که نزدیک به شش ماه از آن میگذرد، افزایش یافته است.
ترامپ عصر چهارشنبه گفت که یک کارزار اقتصادی بزرگ علیه ایران و هر نهادی که با این رژیم تجارت کند، راهاندازی خواهد کرد. رئیسجمهور گفت که این کارزار «شدیدترین عملیات اقتصادی تاریخ علیه هر کشوری!» خواهد بود. ترامپ نگفت که ایالات متحده علاوه بر تحریمهای سنگینی که هماکنون علیه تهران اعمال شده، چه اقدامات مشخص دیگری انجام خواهد داد
«من همچنین اعلام میکنم که هر کشوری که به نهادهای مالی، مشاغل، فرودگاهها یا نهادهای دولتی خود اجازه دهد هر نوع کمکرسانی به ایران ارائه دهند، خود با پیامدهای اقتصادی عظیمی مواجه خواهد شد»، ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت. «قاچاق نفت، خطوط مبادله، انتقال وجه، صرافیها، ثبت کشتیها، شرکتهای پوششی—همه اینها باید همین حالا متوقف شود. شما میدانید که هستید.» رئیسجمهور از متحدان آمریکا خواست تا از تلاش او برای منزوی کردن ایران حمایت کنند.
کاخ سفید بلافاصله به درخواست اظهارنظر پاسخ نداد.
چین بزرگترین شریک تجاری ایران است و جمهوری اسلامی با همسایگان خاورمیانهای خود روابط اقتصادی دارد، اما تجارت با اروپا به دلیل سالها تحریم و سایر محدودیتها اندک است. به عنوان بخشی از استراتژی آمریکا برای تحت فشار قرار دادن اقتصاد ایران، امارات متحده عربی اواخر روز سهشنبه اعلام کرد که مبادلات مالی و اقتصادی با ایران را به حالت تعلیق درآورده است، که به طور بالقوه دسترسی تهران به یک منبع اصلی واردات و یک دروازه مالی پشتی به جهان را تهدید میکند.
روز چهارشنبه، رئیسجمهور در پاسخ به این سوال که چه ابزارهای اقتصادی برای مجازات ایران دارد، گفت که «چیزهای جدیدی» برای تحریم دارد.
«ما تحریمهای بسیار سختی داریم و خواهیم دید چه اتفاقی میافتد»، ترامپ به خبرنگاران گفت. «یا خیلی خوب خواهد بود و قیمت نفت مثل سنگ سقوط خواهد کرد، یا دقیقاً همان کاری را که انجام میدهیم ادامه خواهیم داد.»
هفته گذشته، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، اقدامات جدیدی علیه ایران را با هدف بازگرداندن ایران به میز مذاکره پیشنمایش داد، اما جزئیاتی ارائه نکرد
«این فضا را برای اعلامیههای بیشتر در هفته آینده زیر نظر داشته باشید، زیرا ما اقداماتی را اعمال خواهیم کرد که در تاریخ انزوای اقتصادی یک کشور بیسابقه است»، بسنت روز چهارشنبه در نیوزمکس گفت
مهلت ۶۰ روزه برای دستیابی به توافق بین آمریکا و ایران، که در تفاهمنامه ژوئن توافق شده بود، روز دوشنبه بدون هیچ نشانهای از پیشرفت در مذاکرات یا بازگشایی کامل تنگه—آبراه حیاتی که حدود ۲۰ درصد از نفت جهان از آن عبور میکند—به پایان رسید
دولت ترامپ پیامهای متناقضی درباره وضعیت هرگونه مذاکرات ارسال کرده است. جارد کوشنر، مشاور ارشد ترامپ، روز دوشنبه گفت که مذاکرات بین آمریکا و ایران از طریق کانالهای پشتی «مثبت و فعال» است، حتی در حالی که ایران هرگونه ارتباط را رد کرد و ترامپ گفت که هیچ گفتگوی جاری وجود ندارد.
/channel/politicalsciencce
☘️🧿☘️ حرفهایهای مطالعات بینالمللی
🌓 شناخت دقیق پاکستان؛ اندیشکده اقبال
@andishkadehiqbal
🌔 دانشوران خراسان (مطالعات شرق)
@iess_ir
🌎 اندیشکده تهران
@institutetehran
🌎 کنکور ارشد و دکتری علوم سیاسی
@politicsman
🌎 مرکز مطالعات پاکستان
@pakistanstudies_ir
🌎 مطالعات یمن 🇾🇪
@yemenstudies_ir
🌎 اکادمی تخصصی روابط بینالملل
@InternationalAcademic
🌎 دانشجویان علوم سیاسی
@Iranianpoliticianss
🌎 کارگاه ویرایش علمی ✍️
@virast_yar
🌎 کانال روش پژوهش در علوم سیاسی
@Policy_researcher
🌎 همه چیز درباره چین 🇨🇳
@chinese10
🌎 سیاستکده
@siyasatkadehh
🌎 دانشوران خراسان (مطالعات راهبردی شرق)
@iess_ir
🌎 روسکیی چاس
@RusskiyChas
🌎 بانک مقالات علوم سیاسی
@maghalatolomsiasii
🌎 رازفیلم/دانلود فیلم و مستند سیاسی اجتماعی فرهنگی
@razfilmweb
🌎 کتابخانه علوم سیاسی
@Politicalsciennce
🌎 دیپلماسی و سیاست خارجی
@Iranian_diplomacy
🌎 خبری تحلیلی سیاق
@syaaq_ir
🌎 کانال روسیهشناسی «بیریوزا» 🇷🇺 🇷🇺 🇷🇺
@Birioza
🌎 ملت دین؛ روایتگر تحولات جریانات و جنبشها
@melatedin
🌎 تحولات عراق و شامات
@IraqLevant
🌎 دیپلماسی کتاب؛ رصدخانه نشر بینالملل
@bookdiplomacy
🌎 اندیشکده ایران نگر
@iran_negar_institute
🌎 جستار میانفرهنگی و مطالعات ترکیه🇹🇷🇹🇷🇹🇷
@j_sabourii
🌎 مطالعات کشورهای آلمانیزبان (🇩🇪🇦🇹🇨🇭)
@dach_studien
🌎 پایگاه خبری تحلیلی آسیای مرکزی و قفقاز
@CaspianMonitor
🌎 تحلیل مسائل ژئواکونومیک (گذرگاه)
@Gozargah_1404
🌎 اخبار و تحلیل مسائل اسرائیل
@MiddleEastnews21
🌎 اخبار و تحلیل مسائل خاورمیانهوشمالآفریقا
@mena_news_analysis
🌎 پژوهشکده علوم سیاسی
@Policyresearcherr
🌎 راهبرد ایرانی
@rahbord_irani
🌎 ترجمه متون تخصصی علوم سیاسی
@Politicianns
🌎 زاویه: اندیشکده مطالعات راهبردی قفقاز، ترکیه و کریدورها
@zaviyeinsight
🌎 تحلیل مسائل سیاسی خاورمیانه
@paygah_ejtemayi
🌎 کانال علوم سیاسی
@politicalsciencce
🌎 دولت دین
@dolatedin
🌎 کانال مطالعات سوریه
@hdrhbb1
🌎 چین و ماچین 🇨🇳🇨🇳🇨🇳
@china_Reivew
🌎 لوموند دیپلماتیک Le Monde diplomatique
@mondediplofa
🌎 اوراسیا پست، اخبار و تحلیل - چین و روسیه CIS
@EurasiaPost
🌎 مطالعات ترکیه و قفقاز
@turkeycaucasus
🌎 رصدخانه اندیشکدهها
@Rasadkhone_in
🌎 آموزش زبان تخصصی رشته علوم سیاسی
@language_political
🌎 درسگفتار علوم سیاسی و روابط بینالملل
@ecopolitist
🌎 مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
🌎 اصطلاحات انگلیسی حقوقی،سیاسی و مطبوعاتی
@policyinact
🌎 دیپلماسی/نگاه علمی به سیاست
@bestdiplomacy
🌿🧿☘️ هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1
🔵🔴توافق بعدی با ایران چه درسهایی میتواند از توافق موقت سال ۲۰۱۳ بگیرد؟
📄ریچارد نفیو | مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک
پس از انصراف ترامپ از حملهای گسترده علیه ایران، تلاشها برای توافقی تازه و حل مسئله تنگه هرمز افزایش یافته است. تهران میگوید تا زمانی که آمریکا به تفاهمنامه ژوئن بازنگردد، محدودیتهای تجارت و تحریمهای نفتی را کاهش ندهد، تنگه را باز نخواهد کرد.
نفیو معتقد است توافق بعدی باید فقط بر دو هدف فوری متمرکز باشد: بازگشایی تنگه هرمز و دستیابی به تصویری دقیقتر از برنامه هستهای ایران.
از نگاه او، دولت ترامپ باید بررسی کند چرا تفاهمنامه ورسای شکست خورد. مشکل اصلی، زبان مبهم و دامنه بسیار گسترده آن بود؛ از پایان جنگ لبنان و بازگشایی هرمز تا رفع محاصره، بازسازی ایران، برنامه هستهای و تحریمها.
نفیو الگوی مناسبتر را «برنامه اقدام مشترک» یا JPOA سال ۲۰۱۳ میداند. آن توافق محدود و ششماهه بود و قرار نبود همه اختلافات هستهای و تحریمی را حل کند؛ هدفش کاهش تنش و خرید زمان برای مذاکرات بعدی بود.
به گفته او، یکی از مشکلات تفاهمنامه ورسای فاصله میان متن توافق و توضیحات عمومی واشنگتن بود. آمریکا مدعی شد ایران امتیازات مهم هستهای داده و با بازرسی کامل آژانس موافقت کرده است، در حالی که متن توافق چنین تعهداتی نداشت و تهران نیز این برداشت را رد کرد.
در مقابل، JPOA دقیقاً مشخص کرده بود ایران چگونه بخشهایی از برنامه هستهای را متوقف یا معکوس کند، با آژانس همکاری کند و ذخایر اورانیوم با غنای بالا را رقیق سازد.
تفاهمنامه ورسای در حوزه تحریمها نیز بسیار گسترده بود. آمریکا متعهد شده بود معافیت وسیعی برای صادرات نفت ایران صادر کند و میلیاردها دلار دارایی محدودشده را آزاد کند. اما پیامهای متناقض واشنگتن باعث شد تهران برخی تأخیرها را نشانه بدعهدی یا حتی تله تلقی کند.
در JPOA، امتیازات تحریمی محدودتر و روشنتر بود. آمریکا کانال مالی تجارت بشردوستانه ایجاد کرد و ایران ماهانه حدود ۷۰۰ میلیون دلار از درآمدهای نفتی مسدودشده خود را دریافت میکرد. نفیو میگوید همین شفافیت باعث شد اختلافات اجرایی بیشتر فنی تلقی شوند تا نقض سیاسی توافق.
او همچنین بر مدیریت انتظارات تأکید میکند. دولت ترامپ پیش از نهاییشدن تفاهمنامه وعده داده بود ایران مواد غنیشده را خارج کند، زیرساخت غنیسازی را برچیند، تولید موشک را محدود کند و حمایت از نیروهای نیابتی را متوقف سازد؛ اما متن نهایی تقریباً هیچیک از این تعهدات را شامل نمیشد.
به باور نفیو، اگر مذاکرات مستقیم دوباره آغاز شود، تمرکز باید بر عامل فوری بحران، یعنی جنگ و بستهشدن آبراههای بینالمللی، و در کنار آن کاهش احتمال یک بحران هستهای تازه باشد. واردکردن موضوع برنامه موشکی و پهپادی ایران احتمالاً مذاکرات را از مسیر اصلی خارج میکند.
در مقابل، دستیابی به سطحی محدود از شفافیت هستهای واقعبینانهتر است، زیرا آژانس بینالمللی انرژی اتمی سازوکار لازم برای بازرسی را دارد. نفیو میگوید آمریکا ظاهراً تصویر دقیقی از تعداد، محل و فعالیت سانتریفیوژهای ایران ندارد.
دومین ضرورت، تنظیم دقیق و مرحلهبندیشده توافق است. اعتماد میان ایران و آمریکا کمتر از سال ۲۰۱۳ است؛ بنابراین تعهدات باید روشن باشند و لزومی ندارد همه اقدامات دو طرف همزمان اجرا شوند.
دو طرف میتوانند ابتدا اقدامات فوری مربوط به تنگه هرمز را مشخص کنند و برای تعهدات بعدی جدول زمانی جداگانهای در نظر بگیرند. هر مرحله نیز باید به شکلی نوشته شود که امکان برداشتهای متضاد به حداقل برسد.
سومین نکته، مدیریت پیامهای عمومی است. نفیو معتقد است پیامرسانی دو طرف باید به حفظ آتشبس و بازگشایی مسیرهای دریایی محدود شود و از وعدههایی بزرگتر از متن توافق پرهیز شود.
او همچنین پیشنهاد میکند سازوکار جلوگیری از برخورد نظامی میان سنتکام و سپاه فعال شود. از سوی دیگر، درآمدهای نفتی محدودشده ایران میتواند در حسابی امانی قرار گیرد و تا زمانی که عبور کشتیها ادامه دارد، بخشی از آن برای اهداف بشردوستانه در اختیار تهران قرار گیرد؛ مدیریت حساب نیز میتواند به کشوری مانند پاکستان سپرده شود.
در مجموع، نفیو توافق جامع میان ایران و آمریکا را در شرایط فعلی واقعبینانه نمیداند. از نظر او، توافقی کوچک، روشن و مرحلهبندیشده که آتشبس را حفظ کند، تنگه هرمز را بازگشاید و حداقلی از شفافیت هستهای ایجاد کند، شانس بیشتری برای دوام دارد.
هدف فوری چنین توافقی نباید حل همه اختلافات ایران و آمریکا باشد؛ بلکه باید جلوگیری از جنگی دیگر و ایجاد فضای لازم برای ادامه مذاکرات باشد.
/channel/politicalsciencce
🔵🔴ترامپ و ایران: گزینههای محدود در یک جنگ آشکار
✍واشنگتن: الی یوسف
تاریخ انتشار: ۱۷:۱۷ - ۱۱ اوت ۲۰۲۶ میلادی -
گزینههای پیش روی دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، دیگر انتخاب بین یک پیروزی آشکار و یک شکست قابل مدیریت نیست، بلکه مجموعهای از مسیرهاست که هر کدام هزینههای خاص خود را دارند: محاصرهای طولانی که میتواند ایران را تضعیف کند اما اقتصاد آمریکا را تحت فشار قرار دهد؛ توافقی محدود که تنگه هرمز را در ازای اعطای نفوذ پایدار به تهران بازگشایی کند؛ یک کمپین نظامی جدید که هیچ تضمینی برای تغییر محاسبات آن ارائه نمیدهد؛ یا عقبنشینی سیاسی که کشوری ضعیفتر و متخاصمتر را به جا بگذارد. در حالی که پاکستان صحبت از یک «توافق» قریبالوقوع را از سر گرفته است، مواضع ایران و آمریکا نشان میدهد که این درگیری به جای رویکردی مشخص برای حل و فصل نهایی، وارد مرحلهای از مدیریت فرسایشی شده است. مشکل این است که صحبت از یک توافق قریبالوقوع بارها و بارها تکرار شده است، در حالی که با تغییر تمرکز از فرمولهای کلی به اجرا، شکاف بیشتر شده است. توافق ایران و عمان، که تهران میگوید به «مراحل نهایی» خود رسیده است، به ایجاد مسیرهای جدید کشتیرانی میپردازد، اما به طور خودکار به معنای بازگشایی تنگه نیست.
ایران بازگشایی تنگه هرمز را به لغو محاصره، تحریمها و تهدیدهای نظامی و همچنین پرداخت غرامت مرتبط میداند، در حالی که واشنگتن از اعطای حق اعمال هزینه یا محدودیت در ناوبری خودداری میکند. تهران همچنین معتقد است که تا زمانی که واشنگتن به نقض یادداشت تفاهم قبلی ادامه میدهد، مذاکره مستقیم با ایالات متحده منتفی است.
بنابراین، خوشبینی پاکستان ممکن است نشاندهندهی یک تفاهم اولیه در مورد ناوبری یا کاهش تنش باشد، نه راهحلی برای مسائل مربوط به غرامت، تحریمها، برنامهی هستهای و حضور نیروهای آمریکایی در منطقه. تبادل درخواستها برای غرامت، یافتن یک فرمول آبرومندانه را پیچیدهتر میکند: پس از آنکه ایران خواستار غرامت برای خسارات جنگی شد، ترامپ با درخواست غرامت برای قربانیانی که ادعا میکرد تهران مسئول قتل آنهاست، پاسخ داد و بدین ترتیب، مورد جدیدی را به هرگونه مذاکرهی آینده اضافه کرد.
محاصره به جای بمباران
ترامپ در حال حاضر طرفدار حفظ محاصره دریایی و تشدید تحریمها است و از بازگشت فوری به جنگ تمامعیار جلوگیری میکند. به گزارش وال استریت ژورنال، مقامات او را متقاعد کردهاند که فشار مالی در این مرحله ممکن است مؤثرتر از حملاتی باشد که نتایج محدودی در تغییر رفتار رژیم نشان دادهاند. ترامپ منطق خود را با این جمله خلاصه کرد که ایران "ورشکسته" است، در حالی که مایک والتز، سفیر ایالات متحده در سازمان ملل، اظهار داشت که تهران از اسکات بیسنت، وزیر خزانهداری، بیشتر از پیت هگزت، وزیر دفاع، میترسد. این استراتژی به واشنگتن ابزاری پایدار برای اعمال فشار بدون ریسک یک کمپین هوایی جدید میدهد و به ترامپ اجازه میدهد بدون تشدید درگیری، به مجازات ایران ادامه دهد. با این حال، فرض بر این است که زمان به نفع ایالات متحده است، فرضی که به هیچ وجه قطعی نیست.
اقتصاد ایران در حال حاضر از فروپاشی ارز، تورم و از دست دادن درآمدهای نفتی رنج میبرد، اما تهران با حمله به کشتیها و تأسیسات انرژی و استفاده از متحدان خود در منطقه، تمایل خود را برای تحمیل هزینهها به دشمنانش نشان داده است. بحران جاری همچنین پیامدهایی در داخل ایالات متحده دارد. یک نظرسنجی آسوشیتدپرس-NORC نشان داد که تنها ۲۸ درصد از آمریکاییها از نحوه مدیریت جنگ توسط دولت ترامپ رضایت دارند که نسبت به ۳۴ درصد ماه قبل کاهش یافته است. با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای و افزایش قیمت سوخت، ظرفیت واشنگتن برای مقاومت در برابر فشارهای سیاسی و اقتصادی ممکن است حتی کمتر از ظرفیت رژیم ایران برای تحمل درد داخلی، هر چقدر هم که شدید باشد، باشد.
گزینه زور همچنان پابرجاست.
/channel/politicalsciencce
🔵🔴اسکات بسنت، وزیر خرانهداری ایالات متحده امریکا، گفته است که:
«تنگه هرمز دیگر هرگز به وضعیت سابق خود باز نخواهد گشت، زیرا ایرانیها از آن به عنوان یک گلوگاه استفاده کردهاند، یا تلاش کردهاند از آن به همین منظور استفاده کنند.
آنچه در ۲ سال آینده شاهد خواهیم بود، این است که تنگه هرمز از اهمیتش کم خواهد شد. این تنگه به یک آبراه معمولی تبدیل خواهد شد و من معتقدم که بیش از ۵۰ یا ۷۰ درصد از انرژی که در حال حاضر از طریق این تنگه منتقل میشود، از طریق خطوط لوله زیرزمینی منتقل خواهد شد.»
کاهش اهمیت تنگه هرمز و فعال شدن کریدورهای زمینی انرژی، یکشبه اتفاق نمیافتد و زمان میبرد. ایجاد خطوط لوله، زیرساختهای انتقال انرژی و مسیرهای جایگزین، نیازمند سرمایهگذاری، هماهنگی سیاسی و زمان است. به بیان دیگر، در زمانه کنونی کریدورهای جدید ظرفیت کمی دارند، گران و زمانبر هستند و نيازمند ثبات منطقهای است.
با این حال، این دگرگونی چه بسا که رخ دهد، گرچه به آهستگی! جایگزینی کامل تنگه هرمز بس دشوار است ولی بخشی از وابستگی بدان شاید که کاهش یابد
اینکه وابستگی به هرمز بشود یا نه، یک مسئله است. مسئله مهم اما اهمیت یافتن دوچندان کریدورهای زمینی است. از این رو، هنر در طراحی استراتژی است که با تکیه بر مرکزیت جایگاه ژئوپلیتیکی ایران کریدورهای زمینی را نیز به خود وابسته ساخت؛ امری که در کتاب «ایران و راه ابریشم نوین» اشاره شده است.
همانگونه که سالها پیش و بهصورت مرتب اشاره کردهام، منطقه خاورمیانه بهطور فزایندهای تحت تأثیر ابتکارات کریدوری و شبکههای اتصال منطقهای قرار خواهد گرفت. این روند اکنون روزبهروز پررنگتر میشود و رقابتها و جنگهای منطقهای نیز با چنین ابتکاراتی درهمتنیده خواهند شد!
از جنگ گلوگاهی تا جنگ کریدوری؛ این نیز رخ خواهد داد!
آرش_رییسی_نژاد
/channel/politicalsciencce
🔺پیمان دفاعی مکه!
سفر رهبران پاکستان و ترکیه به عربستان و امضای پیمان نظامی مشترک فراتر از یک رویداد دیپلماتیک گذرا، حلقهای از پازل بزرگتر دگرگونیهای امنیتی در خاورمیانه است. چه بسا میزبان این نشست بخواهد از این طریق در بحبوحه تنشهای منطقه پایههای اولیه شکل گیری «ناتوی اسلامی» را بنیان نهد.
در دیداری سه جانبه یک پیمان دفاعی مشترک به امضا رسیده که در یک نامگذاری قابل تامل، "پیمان مکه" نام گرفته است. ریاست جمهوری ترکیه اعلام کرده است که بنا به این پیمان هر گونه حمله مسلحانه به هر کدام از سه کشور، حمله به همه آنها تلقی خواهد شد.
اگرچه نگاههای تقلیلگرایانه، این تحرکات را صرفاً واکنشی انفعالی و ناشی از هراس ریاض میدانند، اما واقعیت کنونی بسیار پیچیدهتر از آن به نظر میرسد. اگرچه سایه گسترش جنگ، منطقه را تا حدودی به سمت نوعی «واقعگرایی دیپلماتیک» و حل و فصل جنگ از طریق مذاکره و دیپلماسی کشانده تا از خروج اوضاع از کنترل جلوگیری شود، اما این میل به تنشزدایی، نافی شکل گیری نگرانیهای عمیق از گسترش موقعیت و نفوذ منطقهای ایران پس از جنگ پس از شکسته شدن خیلی از تابوها و خطوط قرمز نیست. در واقع، پیشران عزیمت رهبران آنکارا و اسلامآباد به ریاض، نه صرفا تعارفات دیپلماتیک یا بهرهمندی از منابع مالی عربستان، بلکه اشتراک در دغدغههای امنیتی جدیدی است که از تبعات جنگ منطقهای اخیر است.
این چرخش در حالی رخ میدهد که در سه سال اخیر و بهویژه پس از جنگهای غزه، سوریه و لبنان، تا حدودی یکهتازیهای اسرائیل به محور مشترک نگرانیهای امنیتی منطقه و حتی ریاض و همسایگان جنوبی به استثنای امارات تبدیل شده بود و همین خود دغدغه و نگرانی مشترک ایران و این کشورها بود. اما اکنون هر چند نگرانی از یکهتازیهای اسرائیل همچنان پابرجاست، ولی در کنار آن هم نگرانی از ایران رفته رفته عمیقتر از گذشته شده و میشود. در این زمینه هم میتوان به اطهارات تند چند وقت پیش وزیر خارجه ترکیه در تشبیه رفتار ایران به اسرائیل در منطقه اشاره کرد!
همچنین قسمی تغییر رویکرد عمان که روابط تاریخی با تهران دارد، گواهی بر این مدعاست؛ تغییری که نباید آن را خروجیِ صرفِ فشارهای واشنگتن دانست، بلکه بازتابی از ادراک جدید مسقط نسبت به تحولات محیط پیرامونی است.
در کل میتوان گفت که تلاش عربستان برای ایجاد این «همافزایی دفاعی» در مقابل ایران، سه هدف و دلالت راهبردی را با خود به همراه دارد:
۱. بازدارندگی جمعی: ریاض معتقد است تنشهای منطقهای به این زودی فروکش نخواهد کرد و ممکن است به سطوح خطرناکی از درگیری کشیده شود. از این رو، عربستان میکوشد با ایجاد یک چتر دفاعی مشترک، هزینه واکنشهای تهران را بالا ببرد و در صورت بروز رویاروییهای گسترده، زیرساختهای حیاتی خود را از گزند حملات مصون نگه دارد.
۲. نظم امنیتیِ درونمنطقهای: گویا عربستان به این نتیجه رسیده است که جمهوری اسلامی ایران از خطر سقوط در جنگ عبور کرده و در عین حال هم راهبرد «بازدارندگی» و «مهار» آمریکا در قبال آن کاراییِ خود را از دست داده است. بنابراین ضمن نومیدی از تکیه صرف بر اتحاد امنیتی با واشنگتن، در پی معماریِ نظم امنیتی «درونمنطقهای» است تا نفوذ و جایگاه ایران را در پساجنگ مهار کند.
۳. مدیریت پرونده یمن: ظاهرا عربستان در صرافت شروع یک مواجهه چندمنظوره با انصار الله در یمن است و همین منظور هم میتواند یکی دیگر از انگیزههای یک پیمان منطقهای سریع و قدرتمند باشد تا بتواند از این طریق پس از کلید زدن این مواجهه، واکنشهای احتمالی تهران را مهار کرده و موازنه قدرت را در میدان یمن به نفع خود تغییر دهد.
مخلص کلام این که همسایگان جنوبی ایران در نتیجه جنگ اخیر، بیش از گذشته به تنوعبخشی به شراکتهای امنیتی به ویژه با قدرتهای منطقه روی آوردهاند. در این میان، پیمان ابراهیم (عادیسازی با اسرائیل) نه تنها دیگر اولویت نیست، بلکه به حاشیه رانده شده است؛ چرا که نزدیکی به اسرائیل، از یک سو، تشکیل شراکت دفاعی با قدرتهای اسلامی (ترکیه و پاکستان) را عملا بسیار دشوار و سخت میکند و از دیگر سو با تضعیف وجهه عربستان در دنیای عرب و اسلام عملا میدان را به نفع روایت تهران خالی میکند.
در کل، به نظر میرسد که منطقه در مسیر یک پوستاندازی امنیتی بزرگ است؛ ائتلافها در حال تغییرند و بلوکبندیهای نوینی در راه است.
#صابر_گل_عنبری
🔵🔴ترامپ روی چه چیزی حساب باز کرده؟
هوش مردم آمریکا یا بازی دادن بازارها؟
شاید هیچکدام! شاید هم، به گفته زلنسکی، این توافق چیزی جز کادوی تولد پوتین نباشد که باعث میشود پالایشگاه های روسیه حداقل چندی میهمان پهپاد های اکراینی نباشند.
💥 بازی با اعداد
ترامپ از توافق واردات 1.8 میلیون تن دیزل روسیه خبر داده؛ رقمی که در نگاه اول بزرگ به نظر میرسد، اما معادل تقریبی 13.5 میلیون بشکه است. با مصرف روزانه حدود 3.8 میلیون بشکه دیزل در آمریکا، کل این محمولهها تنها معادل کمتر از 4 روز مصرف این کشور است.
💥 نگران تحریم ها هم نباشید!
همزمان، وزارت خزانهداری آمریکا معاملات مربوط به دیزل روسیه، از جمله واردات آن، را موقتاً تا 7 آوریل 2027 مجاز اعلام کرده است.
ترامپ میتواند این توافق را بهعنوان یک دستاورد بزرگ تبلیغ کند؛ اما آیا چنین حجمی واقعاً میتواند قیمت سوخت را بهطور محسوس کاهش دهد و کمکی به جیب مردم آمریکا کند؟
یا در میان هیاهوی رَلی های ترامپ، این پوتین است که هدیه تولدش را از کامرِد اش در واشینگتن گرفته است؟
/channel/politicalsciencceЧитать полностью…
☘️🧿☘️ حرفهایهای مطالعات بینالمللی
🌖اخبار و تحلیل مسائل خاورمیانهوشمالآفریقا
@mena_news_analysis
🌎 دوره فن ترجمه زبان علوم سیاسی و متون مطبوعاتی
@policyinact
🌎 عــراقــنـــا ۲۴🇮🇶
@Iraqnaa24
🌎 درسگفتار علوم سیاسی و روابط بینالملل
@ecopolitist
🌎 همه چیز درباره چین 🇨🇳
@chinese10
🌎 راوی عربستان 🇸🇦
@KSA_Narrator
🌎 اکادمی تخصصی روابط بینالملل
@InternationalAcademic
🌎 سیاستکده
@siyasatkadehh
🌎 چین و ماچین
@china_Reivew
🌎 روسکیی چاس
@RusskiyChas
🌎 مرکز تخصصی مطالعات آمریکا
@The_CUSS
🌎 اندیشکده حقوق و روابط بینالملل
@ir_silr
🌎 دیپلماسی و سیاست خارجی
@Iranian_diplomacy
🌎 ترجمه متون تخصصی علوم سیاسی
@Politicianns
🌎 پژوهشکده علوم سیاسی
@Policyresearcherr
🌎 تحلیل فرهنگی جمهوری آذربایجان
@tahlilfarhangi_az
🌎 مجله حقوق بینالملل بنیان 🇺🇳📚
@Bonianjournal
🌎 اتــــــاق آمـــــــــریکا 🇺🇸
@OtaqUSA
🌎 مرکز مطالعات تکنوپلیتیک و فناوریهای راهبردی
@ctst_org
🌎 جستار میانفرهنگی و مطالعات ترکیه 🇹🇷🇹🇷
@j_sabourii
🌎 اندیشکده ایران نگر
@iran_negar_institute
🌎 پادکست جغراسیا
@joghrasia
🌎 ویرتو | مطالعات تخصصی اسرائیل
@virtu_ir
🌎 در مسیر ابریشم(زبان چینی🇨🇳)
@Learningchinesesrpllic
🌎 زاویه اندیشکده مطالعات راهبردی قفقاز و ترکیه
@zaviyeinsight
🌎 تحلیل مسائل سیاسی خاورمیانه
@paygah_ejtemayi
🌎 کانال علوم سیاسی
@politicalsciencce
🌎 کتابخانه علوم سیاسی
@Politicalsciennce
🌎 مرکز مطالعات عراق
@instituteofiraqistudies
🌎 بانک مقالات علوم سیاسی
@maghalatolomsiasii
🌎 لوموند دیپلماتیک Le Monde diplomatique
@mondediplofa
🌎 اوراسیا پست، اخبار و تحلیل - چین و روسیه، CIS
@EurasiaPost
🌎 تحولات عراق
@iraqevents
🌎 کانال روش پژوهش در علوم سیاسی
@Policy_researcher
🌎 آموزش زبان تخصصی رشته علوم سیاسی
@language_political
🌎 سیاسیون ایران
@Iranianpoliticianss
🌎 مرکز مطالعات پاکستان
@pakistanstudies_ir
🌎 کنکور ارشد و دکتری علوم سیاسی
@politicsman
🌖 کشورهای آلمانیزبان 🇩🇪🇨🇭🇦🇹
@dach_studien
🌖 شناخت پاکستان؛ اندیشکده اقبال
@andishkadehiqbal
🌿🧿☘️ هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1
🔵🔴وقتی آمریکا از صحنه کنار میرود!
مجله اکونومیست در تحلیلی، جنگ ایران و آمریکا را از زاویهای فراتر از میدان نبرد بررسی میکند. به نوشته این مجله مسئله اصلی برای واشنگتن فقط پایان دادن به یک جنگ نیست، بلکه خروج از نظمی است که خود آمریکا طی دههها در خاورمیانه ساخته و تضمین کرده است. استدلال مقاله این است که ایالات متحده ممکن است از نظر نظامی همچنان حضور گستردهای در منطقه داشته باشد، اما جنگ با ایران میتواند نشانه تغییر عمیقتری باشد؛ تغییری که در آن آمریکا بهتدریج نقش هژمونیک خود را از دست میدهد و دیگر قادر یا مایل نیست همانند گذشته قواعد کلی بازی منطقه را تعیین کند.
این تحول، از نگاه اکونومیست، اهمیت تاریخی دارد. از ایننگاه، پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی، نظم خاورمیانه در یک قرن گذشته بارها از بیرون منطقه شکل داده شده است؛ ابتدا قدرتهای اروپایی و سپس ایالات متحده در مرکز این معماری قرار گرفتند. امنیت خلیج فارس، مسیرهای انرژی، توازن میان ایران و کشورهای عربی و در دهههای اخیر امنیت اسرائیل، همگی در چارچوبی قرار داشتند که حضور و قدرت آمریکا یکی از ستونهای اصلی آن بود. اکنون جنگ ایران میتواند این فرض دیرپا را زیر سؤال ببرد که امنیت منطقه در نهایت به قدرتی بیرونی وابسته است.
از نگاه اکونومیست مسئله مهمتر از کاهش نیرو در خلیجفارس، تغییر ماهیت نقش آمریکاست. واشنگتن ممکن است همچنان پایگاه، ناوگان، نیروی هوایی و متحدان منطقهای داشته باشد، اما باید دانست که حفظ توان نظامی با حفظ هژمونی سیاسی یکی نیست. تجربه جنگهای اخیر نیز نشان داده است که برتری نظامی الزاماً به معنای توانایی طراحی نظم سیاسی پس از جنگ نیست. خود اکونومیست در تحلیلهای مرتبط با جنگ هشدار داده که استراتژیستهای آمریکایی نمیخواهند واشنگتن بار دیگر در خاورمیانه گرفتار شود، در حالی که تمرکز راهبردی آمریکا به سوی چین معطوف است.
اکونومیست میپرسد، اگر آمریکا دیگر تنظیمکننده اصلی نباشد، چه کسی جای آن را خواهد گرفت؟ پاسخ الزاماً یک قدرت واحد نیست. ایران، عربستان سعودی، ترکیه، اسرائیل و دیگر کشورهای منطقه هر یک بخشی از این خلأ را هدف خواهند گرفت و مناسبات میان آنها میتواند نظم آینده را تعیین کند. در چنین شرایطی، کاهش نقش آمریکا لزوماً به معنای صلح نیست؛ خلأ قدرت میتواند رقابتهای قدیمی را تشدید کند و حتی به دور تازهای از درگیری و تسویهحساب منجر شود.
با این حال، اکونومیست امکان دیگری را نیز پیش میکشد: شاید پایان هژمونی خارجی، فرصتی برای شکلگیری نظمی باشد که این بار از درون خاورمیانه و بر اساس موازنه میان قدرتهای منطقهای ساخته شود. چنین گذاری البته نه خودکار است و نه الزاماً مسالمتآمیز. جنگ ایران ممکن است بیش از آنکه پایان یک بحران باشد، آغاز دورهای باشد که در آن مسئله اصلی دیگر این نیست که آمریکا چگونه خاورمیانه را اداره میکند، بلکه این است که خود خاورمیانه چگونه میخواهد نظم پساآمریکایی خود را تعریف کند.
از این منظر، اهمیت مقاله اکونومیست در پیشبینی یک «خروج آمریکا» نیست؛ در طرح یک پرسش تاریخی است که اگر نظم یک قرن گذشته دیگر کارایی سابق را نداشته باشد، نظم بعدی را چه کسی و با چه موازنهای خواهد ساخت؟
/channel/politicalsciencce
🔵🔴 اسرائیل در برابر حوثیها؛ چرا تلآویو فعلاً از حمله پیشدستانه خودداری میکند؟
📄 المانیتور (Al-Monitor) | بن کاسپیت
براساس این گزارش، نهادهای امنیتی اسرائیل در شرایط کنونی با حمله پیشدستانه به حوثیها موافق نیستند و معتقدند ورود مستقیم به جنگ میتواند هزینههای سنگینی داشته باشد. مقامهای امنیتی اسرائیل از افزایش توان نظامی حوثیها و تضعیف جبهه عربستان و دولت یمن نگراناند، اما ترجیح میدهند بهجای اقدام مستقل، بر تشکیل یک ائتلاف منطقهای علیه این گروه تمرکز شود.
نگرانی اسرائیل پس از پیشرویهای اخیر حوثیها در دریای سرخ افزایش یافته است. تصرف بندر مخا، جزیره میون و جزایر حنیش، موقعیت این گروه را در اطراف بابالمندب تقویت کرده است؛ مسیری که برای تجارت دریایی و دسترسی به بندر ایلات اهمیت راهبردی دارد. یک مقام اطلاعاتی اسرائیلی گفته است حوثیها با وجود سالها حملات عربستان، آمریکا و اسرائیل، نهتنها تضعیف نشدهاند، بلکه توان عملیاتی و اطلاعاتی خود را افزایش دادهاند.
گزارش سه سناریو را مطرح میکند که ممکن است اسرائیل را به تغییر موضع وادار کند: نخست، ورود دوباره ایران و آمریکا به درگیری و صدور دستور تهران به حوثیها برای حمله به اسرائیل؛ دوم، تسلط بیشتر حوثیها بر بابالمندب و ایجاد اختلال در کشتیرانی بینالمللی؛ و سوم، درخواست مستقیم عربستان برای دریافت کمک از اسرائیل.
یکی از نگرانیهای اصلی اسرائیل و کشورهای منطقه، تأثیر قدرتگیری حوثیها بر امنیت انرژی است. پس از فشارها بر مسیر تنگه هرمز، عربستان بخشی از صادرات نفت خود را به مسیرهای دریای سرخ وابسته کرده بود؛ اما حملات حوثیها به بنادر و کشتیهای مرتبط با عربستان، هم مسیر اصلی انرژی در خلیج فارس و هم مسیرهای جایگزین را تحت فشار قرار داده است.
المانیتور مینویسد اسرائیل از سالهای گذشته توجه بیشتری به حوثیها پیدا کرد، اما در ابتدا این گروه را بازیگری محلی و کماهمیت ارزیابی میکرد. تحولات بعدی نشان داد این برداشت نادرست بوده است؛ زیرا حوثیها برخلاف برخی متحدان منطقهای ایران که ضربات سنگینی دریافت کردند، توانستهاند در برابر حملات گسترده آمریکا، اسرائیل و عربستان مقاومت کنند.
براساس این گزارش، حملات اسرائیل به مواضع حوثیها در سال ۲۰۲۵، از جمله حمله به بنادر و زیرساختهای نظامی و همچنین عملیات علیه رهبران این گروه، ضربات قابل توجهی وارد کرد؛ اما پیشرویهای اخیر حوثیها در بابالمندب نشان داد این گروه همچنان توانایی ایجاد چالش راهبردی برای بازیگران منطقهای را دارد.
نویسنده معتقد است افزایش تهدید حوثیها میتواند کشورهای عربی منطقه را به همکاری بیشتر با اسرائیل برای استفاده از توان اطلاعاتی و نظامی آن سوق دهد؛ اما از سوی دیگر، اگر کشورهای خلیج فارس به این نتیجه برسند که ایران همچنان توان اثرگذاری دارد و حوثیها قادر به تغییر معادلات هستند، ممکن است مسیر تعامل مستقیمتر با تهران را دنبال کنند. در نهایت، گزارش نتیجه میگیرد که حوثیها از یک بازیگر محلی در یمن به یک عامل اثرگذار بر امنیت اسرائیل، عربستان، تجارت جهانی و انرژی تبدیل شدهاند؛ اما نبود بازدارندگی مؤثر باعث شده اسرائیل فعلاً از اقدام پیشدستانه فاصله بگیرد و واکنش خود را به وقوع حمله مستقیم، اختلال جدی در بابالمندب یا درخواست رسمی کمک از سوی عربستان وابسته کند./فوکوس
/channel/politicalsciencce
جنگ اخیر به یک چرخش استراتژیک ناخواسته در موضع منطقهای ایران انجامید. دغدغه دیرینه تهران برای دستیابی به مدیترانه، جای خود را به تمرکز دوباره بر خلیج فارس، بهویژه تنگه هرمز، داده است. در واقع، این دگرگونی خود بازگشتی به منطق تاریخی ژرفتری در ژئوپلیتیک ایران است؛ منطقی که در آن خلیج فارس از دیرباز حیاط خلوت استراتژیک ایران تلقی شده است، منطقی که در دوران شاه نیز بهوضوح وجود داشت و شاه توانست برتری ایران را در خلیج فارس با موفقیت تثبیت کند. از این رو، جنگ ممکن است به یکی از پیامدهای ناخواسته اما استراتژیک مهم خود منجر شده باشد، چرا که الزامات ژئوپلیتیکی بهتدریج بر تعهدات ایدئولوژیک چیرگی یافته و ایران را به سوی جهتگیری مشخصاً خلیجفارسمحورتری سوق دادهاند.
✍دکتر آرش رییسی نژاد
/channel/politicalsciencce
🔵🔴هشدار پاکستان به حوثیها: حمله به عربستان، پیمان دفاعی مکه را فعال میکند
🔸بهدنبال حملات اخیر حوثیهای تحت حمایت حکومت ایران در یمن به عربستان سعودی، پاکستان هشدار داد پیمان دفاعی این کشور با ریاض، ممکن است وارد مرحله اجرایی شود.
🔸پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه بهتازگی روابط راهبردی دیرینه خود را با امضای «ائتلاف دفاعی مکه» رسمی کردهاند؛ چارچوب امنیتی سهجانبهای که توافقی دفاعی با هدف تقویت بازدارندگی جمعی، افزایش همکاری نظامی و ارتقای ثبات منطقهای توصیف میشود.
🔸این هشدار پس از آن مطرح شد که حوثیهای یمن شهرها و زیرساختهای اقتصادی در جنوب عربستان سعودی را هدف قرار دادند و بر اساس اعلام ریاض، دستکم ۷۳ غیرنظامی زخمی شدند.
🔸پاکستان حملات حوثیها به ابها، خمیس مشیط، جازان و نجران را محکوم کرد و آنها را «نقض آشکار حاکمیت و تمامیت ارضی عربستان سعودی» خواند.
🔸خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان، در یک برنامه تلویزیونی داخلی در واکنش به این حملات، گفت: «در این مورد نباید هیچ تردیدی وجود داشته باشد. ما به مفاد و شرایط این پیمان متعهد هستیم و انشاءالله در صورت نیاز به تعهدات خود عمل خواهیم کرد.»
🔸آصف توضیح داد که این توافق در صورت وقوع تجاوز، کمک متقابل میان اعضا را پیشبینی کرده است.
🔸وزیر دفاع پاکستان در عین حال ابراز امیدواری کرد که اوضاع عادی شود و تنشها کاهش یابد، اما به حوثیها هشدار داد که باید درک کنند تلاش برای کشاندن درگیری به خارج از یمن میتواند پیامدهایی برای آنها داشته باشد.
🔸آصف، حوثیها را «بازیگران غیردولتی» توصیف کرد و گفت در سراسر جهان اسلام، از جمله در یمن، نسبت به ایران «همدلی و علاقه وجود دارد و در این مورد تردیدی نیست»، «اما اگر از بازیگران غیردولتی برای سوءاستفاده از یک اختلاف دوجانبه استفاده شود، فکر میکنم آنها این کار را به ضرر خودشان انجام خواهند داد».
🔸او گفت این توافق میتواند بهعنوان یک عامل بازدارنده نیز عمل کند و لزوماً به این معنا نیست که پاکستان و متحدانش در برابر هر تجاوزی، به همان شکل پاسخ خواهند داد.
🔸حوثیهای تحت حمایت جمهوری اسلامی برای اولینبار نیست که تأسیسات انرژی عربستان سعودی را هدف قرار میدهند.
🔸این گروه در تابستان سال جاری نیز اعلام کرد که دو نفتکش سعودی را هدف قرار داده است؛ اقدامی که آن را بخشی از محاصره دریایی علیه عربستان توصیف کرد.
🔸حوثیها مناطقی را در نزدیکی تنگه بابالمندب در کنترل خود دارند؛ یکی از مسیرهای مهم کشتیرانی جهان که دریای سرخ را به خلیج عدن متصل میکند. این موقعیت به این گروه امکان میدهد ترافیک حیاتی دریایی را تهدید کند.
🔸این حملات پس از افزایش تنشها میان حوثیها و ریاض انجام شد. پس از آنکه حوثیها تهدید به انجام حملات بیشتر کردند، ائتلاف به رهبری عربستان که از دولت رسمی یمن حمایت میکند، وعده داد با هرگونه تلاش برای هدف قرار دادن عربستان، شهروندان یا داراییهای ملی این کشور، با «قاطعیت و قدرتی بیسابقه» مقابله کند.
/channel/politicalsciencce
☘️🧿☘️ حرفهایهای مطالعات بینالمللی
🌎 شناخت دقیق پاکستان؛ اندیشکده اقبال
@andishkadehiqbal
🌎 اندیشکده تهران
@institutetehran
🌎 مرکز مطالعات پاکستان
@pakistanstudies_ir
🌎 موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
@iras_institute
🌎 درسگفتار علوم سیاسی و روابط بینالملل
@ecopolitist
🌎 اقتصاد سیاسی🏅
@Inter_Politics
🌎 اندیشکده بهارستان
@Baharestan_ThinkTank
🌎 همه چیز درباره چین 🇨🇳
@chinese10
🌎 اندیشکده مطالعات حاکمیت و روابط بینالملل
@GovernanceStudies
🌎 اوراسیا پست، اخبار و تحلیل - چین و روسیه CIS
@EurasiaPost
🌎 لوموند دیپلماتیک Le Monde diplomatique
@mondediplofa
🌎 روسکیی چاس
@RusskiyChas
🌎 مرکز مطالعات عراق
@instituteofiraqistudies
🌎 اقتصاد آفریقا
@EcoAfrican
🌎 مرکز تخصصی مطالعات آمریکا
@The_CUSS
🌎 کتابخانه ی علوم سیاسی
@Politicalsciennce
🌎 زاویه: اندیشکده مطالعات راهبردی قفقاز، ترکیه و کریدورها
@zaviyeinsight
🌎 در مسیر ابریشم(آموزش زبان چینی)🇨🇳🇨🇳
@Learningchinesesrpllic
🌎 راهبرد ایرانی
@rahbord_irani
🌎 پژوهشکده علوم سیاسی
@Policyresearcherr
🌎 اخبار و تحلیل مسائل اسرائیل
@MiddleEastnews21
🌎 جستار میانفرهنگی و مطالعات ترکیه 🇹🇷🇹🇷🇹🇷
@j_sabourii
🌎 اتاق آمریکا 🇺🇸
@OtaqUSA
🌎 مطالعات کشورهای آلمانیزبان (🇩🇪🇨🇭🇦🇹)
@dach_studien
🌎 کاسپین مونیتور
@CaspianMonitor
🌎 مرکز مطالعات تکنوپلیتیک و فناوریهای راهبردی
@ctst_org
🌎 تحلیل مسائل ژئواکونومیک (گذرگاه)
@Gozargah_1404
🌎 اندیشکده ایران نگر
@iran_negar_institute
🌎 اخبار و تحلیل مسائل خاورمیانهوشمالآفریقا
@mena_news_analysis
🌎 ملت دین؛ روایتگر تحولات جریانات و جنبشها
@melatedin
🌎 ترجمه متون تخصصی علوم سیاسی
@Politicianns
🌎 کانال روسیه شناسی «بیریوزا» 🇷🇺 🇷🇺 🇷🇺
@Birioza
🌎 تحلیل مسائل سیاسی خاورمیانه
@paygah_ejtemayi
🌎 کانال علوم سیاسی
@politicalsciencce
🌎 رازفیلم/دانلود فیلم و مستند سیاسی اجتماعی فرهنگی
@razfilmweb
🌎 بانک مقالات علوم سیاسی
@maghalatolomsiasii
🌎 کانال مطالعات سوریه
@hdrhbb1
🌎 چیــــــن و ماچیــــن 🇨🇳🇨🇳🇨🇳
@china_Reivew
🌎 سیاستکده
@siyasatkadehh
🌎 ژئواکونومیک نیوز
@GeoecoNEWS
🌎 راوی عربستان 🇸🇦
@KSA_Narrator
🌎 کانال روش پژوهش در علوم سیاسی
@Policy_researcher
🌎 اکادمی تخصصی روابط بینالملل
@InternationalAcademic
🌎 آموزش زبان تخصصی رشته علوم سیاسی
@language_political
🌎 کانال مطالعات فرانسه
@FrenchStudiesChannel
🌎 اصطلاحات انگلیسی حقوقی،سیاسی و مطبوعاتی
@policyinact
🌎 جنگ ترکیبی تحلیل و پژوهش
@warfarhybrid
🌎 دیپلماسی/نگاهی متفاوت به سیاست💥
@bestdiplomacy
🌓 مطالعات حقوق بشر
@ngoodvv
🌿🧿☘️ هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1
🎯 جنگ تحریمها و نفت؛ رویارویی تازه ایران و آمریکا
الشرق الاوسط | عبدالرحمن الراشد
این یادداشت هشدارهای اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، درباره اعمال شدیدترین فشارهای اقتصادی علیه ایران را بررسی میکند و مینویسد این تهدیدها بیش از گزینههای نظامی ترامپ، نگرانیهایی را در تهران ایجاد کرده است؛ زیرا به باور برخی مقامهای ایرانی، قدرت نظامی در برابر فشار اقتصادی و فروپاشی معیشتی کارایی محدودی دارد.
نویسنده معتقد است تهدیدهای اقتصادی آمریکا، چه بهعنوان یک جنگ روانی و چه بهعنوان یک راهبرد واقعی، باعث شده برخی چهرههای سیاسی در ایران نسبت به پیامدهای ادامه تقابل هشدار دهند. از نگاه او، اکنون یک نبرد میان «سلاح تحریمهای اقتصادی» آمریکا و «سلاح نفت» ایران شکل گرفته است.
در این تحلیل آمده است که تهران تلاش میکند با ایجاد اختلال در مسیرهای انرژی خلیج فارس، بهویژه در آستانه انتخابات آمریکا، قیمت نفت را افزایش دهد و فشار اقتصادی و سیاسی بیشتری بر واشنگتن وارد کند.
الراشد مینویسد در مقابل، کشورهای عربی منطقه بهویژه عربستان سعودی تلاش میکنند با ادامه صادرات نفت و پذیرش ریسکهای امنیتی ناشی از آن، مانع از آن شوند که فشار بازار انرژی، واشنگتن را به پذیرش امتیازات گسترده در برابر تهران وادار کند.
جمعبندی این یادداشت این است که تقابل کنونی تنها یک رویارویی نظامی نیست، بلکه نبردی میان دو ابزار قدرت است: تحریم اقتصادی آمریکا برای محدودکردن توان ایران و ظرفیت انرژی ایران برای اثرگذاری بر بازار جهانی. در این میان، نتیجه نهایی به توان هر طرف برای تحمل هزینهها و حفظ ائتلافهای خود بستگی خواهد داشت.
/channel/politicalsciencce
🔵🔴 آیا خفهکردن اقتصادی ایران موفق خواهد شد؟
📄 یادداشت | جان جی. مرشایمر/نظریه پرداز واقع گرایی تهاجمی
این یادداشت به بررسی سیاست «فشار اقتصادی حداکثری» دولت ترامپ علیه ایران میپردازد و استدلال میکند تلاش آمریکا برای منزویکردن کامل اقتصاد ایران و وادارکردن تهران به پذیرش خواستههای واشنگتن، احتمالاً به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
راهبرد جدید آمریکا دو بخش دارد: نخست محاصره ایران که از ۱۴ ژوئیه ۲۰۲۶ آغاز شده و دوم قطع تقریباً تمام روابط اقتصادی ایران با سایر کشورها برای ایجاد انزوای کامل اقتصادی. در این تحلیل، اضافهشدن بخش دوم نشانهای از آن دانسته شده که محاصره بهتنهایی نتوانسته هدف موردنظر واشنگتن را محقق کند.
نویسنده معتقد است آمریکا در تلاش برای شکستن ایران موفق نخواهد شد؛ زیرا تهران این وضعیت را یک تهدید وجودی تلقی میکند و حاضر است پیش از پذیرش امتیاز یا شکست، هزینههای بسیار سنگینی را تحمل کند. تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده ایران توانایی مقاومت در برابر فشارهای شدید اقتصادی و سیاسی را دارد.
یکی از موانع اصلی سیاست آمریکا، ناتوانی واشنگتن در قطع کامل روابط اقتصادی ایران با جهان است. چین بهعنوان بزرگترین شریک تجاری ایران، روسیه و پاکستان احتمالاً روابط اقتصادی خود با تهران را حفظ خواهند کرد و حاضر نیستند بهطور کامل از سیاست آمریکا پیروی کنند.
این تحلیل همچنین به نقش امارات اشاره میکند و مینویسد اگرچه ابوظبی کاهش روابط اقتصادی با ایران را دنبال میکند، اما تهران ممکن است در واکنش از ابزار نظامی برای تحمیل هزینه به امارات استفاده کند.
در این یادداشت هشدار داده میشود اگر فشار اقتصادی آمریکا به مرحلهای برسد که ایران احساس کند با خطر فروپاشی مواجه است، تهران ممکن است به جای عقبنشینی، دامنه درگیری را افزایش دهد و حملات گستردهتری علیه کشورهای منطقه انجام دهد؛ اقدامی که میتواند پیامدهای جدی برای اقتصاد جهانی داشته باشد.
از نگاه نویسنده، مشکل اصلی سیاست خفهکردن اقتصادی این است که اجرای آن به زمان طولانی نیاز دارد، اما آمریکا چنین فرصتی ندارد. شکنندگی اقتصاد جهانی و نزدیکشدن انتخابات میاندورهای آمریکا، فشار برای پایان سریعتر بحران را افزایش میدهد.
در نهایت، این تحلیل میپرسد اگر ترامپ حاضر به پذیرش خواستههای ایران نباشد و گزینه نظامی نیز در دستور کار نباشد، واشنگتن چه مسیر دیگری در اختیار دارد. از این منظر، فشار اقتصادی اکنون به ابزار اصلی آمریکا برای تغییر رفتار تهران تبدیل شده است.
جمعبندی یادداشت این است که سیاست فشار حداکثری ممکن است در بلندمدت هزینههایی برای ایران ایجاد کند، اما موفقیت آن نیازمند زمان، همراهی گسترده بینالمللی و تحمل پیامدهای اقتصادی است؛ شرایطی که تحقق آن برای آمریکا آسان نیست
/channel/politicalsciencce
هشدار درباره احتمال گسترش نارضایتیهای اقتصادی و اجتماعی در نیمه دوم سال
#روزنامه_اعتماد
یکی از مهمترین وظایف جامعهشناس، رصد تحولات زیرپوستی جامعه و دیدهبانی بحران است تا پیش از آنکه شکافها به گسست و نارضایتیها به انفجار اجتماعی بدل شوند، نشانهها را بازشناسی و گوشزد کند.
متاسفانه یکی از نادرستترین مواجههها با این تحلیلها، متهم کردن تحلیلگر به «سیاهنمایی» یا «التهابآفرینی» است؛ رویکردی که جامعه را از شنیدن هشدارهای لازم محروم میکند.
باید صراحتا درباره احتمال بروز اعتراضهای اجتماعی در نیمه دوم سال هشداری جدی داد. آرزو میکنیم این سطور به عنوان هشداری محقق نشده باقی بماند.
مهمترین منشا نارضایتی عمومی، «بحران معیشت» است. هزینههای سبد معیشت با درآمد اکثریت جامعه شکافی عمیق یافته است. وقتی درآمد یک خانواده تنها برای ۱۰ روز از ماه کفایت میکند، فرسایش کرامت انسانی و سست شدن پیوند فرد با نظم اجتماعی رخ میدهد.
نارضایتی اجتماعی از احساس بیشنیده ماندن و بیاعتنایی نهادی نیز تغذیه میکند. اعتراف استاندار خراسان که «ما بیتقصیر نیستیم و حاضر نیستیم بپذیریم که اشتباه کردیم»، یک سند مهم جامعهشناختی است.
بخشی از بحران کنونی، ریشه در شکاف ارتباطی میان نسل جوان و ساخت قدرت دارد. جامعهای که برای عزا فضا میسازد و برای جشن و سرزندگی میدان نمیگذارد، دچار فقر عاطفی و انسداد اجتماعی میشود.
زمینه اصلی بحرانها در خطاهای داخلی، سوءتدبیر و ناتوانی در گفتوگو نهفته است. جامعهای که خطای خود را نمیپذیرد، بستر بهرهبرداری مخالفان را فراهم میکند.
راهکارهای اساسی برای کاهش تنشهای نیمه دوم سال: پاسخ فوری به بحران معیشت با حمایت از دهکهای پایین، افزایش متناسب و منظم حقوق، شفافیت و صداقت با مردم، ترمیم اعتماد اجتماعی با شنیدن صدای منتقدان، پرهیز از امنیتیسازی مسائل اقتصادی، و آشتی ملی و گشودن کانالهای ارتباطی.
سخن گفتن از احتمال اعتراض، سیاهنمایی نیست، بلکه تلاشی برای جلوگیری از هزینههای بزرگتر است. هنوز دیر نشده؛ اگر ارادهای برای شنیدن و اصلاح وجود داشته باشد، میتوان بسترهای بحران را تضعیف کرد.
/channel/politicalsciencce
🔵🔴جنگ پس از تفاهم ۶۰ روزه
🔹با پایان دوره ۶۰روزه تفاهم ایران و آمریکا، چارچوب نهایی مدیریت تنگه هرمز میان ایران و عمان هنوز اعلام نشده است.
🔹سه سناریو پیشروست: تمدید عملی وضعیت موجود بدون توافق رسمی ایران و عمان؛ تمدید پس از توافق دو کشور درباره مدیریت دریایی، خدمات کشتیرانی و چارچوب حقوقی فعالیتها؛ یا پایان دوره و تعریف ترتیبات جدید میان ایران و عمان، مشروط به پذیرش آمریکا.
🔹مدیرکل حقوقی وزارت خارجه، تفاهمنامه اسلامآباد را در «وضعیت اغما» اما قابل احیا دانسته و شرط آن را کنار گذاشتن نقض تفاهمات و تحریمهای یکجانبه از سوی آمریکا عنوان کرده است. دونالد ترامپ نیز گفت برای ایران جدول زمانی مشخصی تعیین نکرده است.
🔹انبیسی گزارش داد مذاکرات از طریق میانجیها ادامه دارد، اما بر بازگشایی تنگه هرمز و لغو محاصره آمریکا متمرکز شده و نشانهای از سازش بر سر تنگه یا آغاز مذاکرات هستهای دیده نمیشود.
🔹والاستریت ژورنال نیز نوشت ایران همزمان با پیگیری دیپلماسی، در حال آمادهسازی نظامی برای درگیری احتمالی است.
/channel/politicalsciencce
🔵🔴صلح باشکوه تر از جنگ است!
#جواد_رنجبر_درخشیلر
عکس های جنگنده ها باشکوه است؟ عکس ناوهای هواپیمابر؟ عکس فرماندهان نظامی با درجه ها و کلاه؟ خود جنگیدن هم باشکوه است؟ سلاح ها و شلیک ها و انفجارها! منفجر شدن دشمن! لحظه ای که قدرت بشر نمایان می شود. می دانیم که قدرت همواره جذاب و شیرین است.
در شاهنامه بیت هایی است که شکوه جنگ و جنگاوران را نشان می دهد. در داستان گشتاسب با ارجاسب درباره زریر یکی از بزرگترین پهلوانان آمده است:
بیاید پس آن نره شیر دلیر
نبرده سوار آنکه نامش زریر
به پیش اندرآید گرفته کمند
نشسته بر اسپندیاری سمند
ابا جوشن زر درخشان چو ماه
بدوی اندرون خیره گشته سپاه
همگان از شکوه زریر مات و مبهوت مانده اند.
صورت بندی معانی و مفاهیم اصلی زندگی در طول تاریخ بشر چنان است که جنگ را در پیوند با قدرت باشکوه می پندارد. بخشی بزرگ از ادبیات جهان و تاریخ نگاری و نظریه ها مربوط به جنگ است.
چرا در نظر بشر صلح چنین شکوه و عظمت ندارد؟
صلح در مقابل جنگ، کاری است که معمولا پنهان داشته می شود. شاید دلیل اصلی آن است که صلح با قدرت پیوند ندارد. صلح گذشتن و عقب نشستن و سکوت و تحمل و شکیبایی است. در نزد عامه، این پنج کار، نه تنها شکوهی ندارد که گاه کنش هم تلقی نمی شود. انفعال است.
بین مردی که فریاد می کشد و زنی که شکیبایی می کند طبیعی است که توجه ها به مرد جلب می شود. آیا صلح هیچ شکوهی ندارد و هیچ نوع جذبه و جاذبه ای هم؟
برای دیدن شکوه صلح، شکوه صبر و تحمل و سکوت، مردسالاری اعمال کننده قدرت مانع اصلی است. کسانی که شکوه گذشتن و بخشیدن را نمی بینند و آن را در برابر کشتن و نابودکردن سستی تلقی می کنند در لایه های عمیق ذهنی و اندیشه ای خود جایی برای زندگی صلح آمیز باقی نگذاشته اند. آن ها زندگی را در پیچ و خم قدرت می جویند و همانند کسی که از نقاشی پابلو پیکاسو جز خطوط درهم چیزی نمی بیند از رفتار مبتنی بر صلح چیزی در نمی یابند.
یکی از مهم ترین مخالفت ها با رفتار صلح آمیز از هراس از دست دادن است. مخالفان صلح تصور می کنند که با رفتار صلح آمیز نفع مادی یا آبرو یا قدرت سیاسی یا اعتبار اجتماعی خود را از دست خواهند داد. در این باور جنگیدن حفظ ارزش هاست. بنابراین فعل جنگیدن را همه جا و برای همه چیز به صورتی بی رویه استفاده می کنند. حتی گاه برای عشق و عاطفه و ازدواج هم از فعل جنگیدن استفاده می شود که سخت نامتناسب است.
تجربه بشر ثابت می کند که جنگیدن راه رسیدن به هدف ها است، اما راهی گران و سخت و ناهموار است. گاه آنچه به دست می آید از آنچه از دست می رود کم تر است. راه صلح آمیز سود کم مستمر است و زندگی را به مصداق «قطره قطره جمع شود…» می سازد.
صلح همانند پیاده روی کردن مستمر روزانه است. انسان را تندرست نگاه می دارد، بی آنکه بتوان به آن افتخار کرد.
رفتار صلح آمیز نشانه پیچیدگی فرهنگی فرد و بلوغ اندیشه ای اوست. دفاع نیز از مقوله صلح است و مبتنی بر سطحی بالا از تعلق فرهنگی. جنگ به معنای تجاوز، برعکس صلح، نشانه سطحی بسیار پایین از بلوغ فکری است. جنگاوران با همه جنگنده ها و ناوهایشان در اوج تکنولوژی ضعف اندیشه ای و فرهنگی هراسناکی را نمایش می دهند؛ شکوه ظاهر و پلیدی باطن.
/channel/politicalsciencce
🌐توافقنامه مکه؛ شکلگیری ناتوی اسلامی یا اقدامی فاقد اثر راهبردی؟
#تحلیل_کوتاه
#غرب_آسیا
#مهدی_آشنا
🔹چند روز پیش، «توافقنامه دفاع مشترک مکه» میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه امضا شد که بر اساس آن حمله علیه هر یک از سه کشور، حمله علیه هر سه تلقی میشود. اگرچه جزئیات دقیق توافق هنوز منتشر نشده، تحلیلها درباره ماهیت آن از پایهگذاری ناتوی اسلامی تا اقدامی نمادین و فاقد اثر راهبردی متفاوت است.
💢بحران یمن
🔸در نگاه نخست، توافق را میتوان محصول شرایط کنونی عربستان، بهویژه درگیری با انصارالله و تلاش ریاض برای استفاده از اهرم نفوذ پاکستان و ترکیه برای اقناع ایران به مهار انصارالله دانست. با این حال، تقلیل توافق به این هدف کافی نیست؛ زیرا منافع آن برای ترکیه و پاکستان در چنین چارچوب محدودی نمیتواند هزینهها و ریسکهای پذیرش تعهد دفاعی را توجیه کند.
💢محیط متحول منطقهای
🔸یکی از دلایل اصلی توافق، فروپاشی نظم پیشین منطقه پس از ۷ اکتبر و تلاش بازیگران برای شکلدهی به نظم آینده و پوشش ریسکهای امنیتی خود است. شکلگیری «گروه چهار» شامل ترکیه، عربستان، پاکستان و مصر –که از ایران نیز برای مشارکت در آن دعوت شده بود- بر همین برداشت استوار بوده است.
🔸برای عربستان، دشوار شدن ادامه عادیسازی و روشن شدن محدودیت اتکای کامل امنیتی به آمریکا دلیلی مهم است. برای ترکیه، گسترش محیط عملیاتی اسرائیل و همپوشانی آن با محیط عملیاتی ترکیه در سوریه، محرک مهم است. پاکستان نیز با هدف موازنهسازی در برابر هند و تقویت روابط اقتصادی با کشورهای خلیج فارس، انگیزههای مهمی برای این همکاری دارد.
💢تاثیر جنگ ایران-آمریکا
🔸تصور تضعیف ایران پس از ۷ اکتبر و ضرورت موازنهسازی جدید در برابر اسرائیل عامل مهم نزدیکی عربستان به پاکستان و ترکیه بود. اما جنگ رمضان تصویری دیگر از این ایران خلق کرده که براساس آن در صورت تداوم تابآوری در برابر آمریکا، تهران میتواند نقشی تعیینکننده در معادلات سیاسی در جنوب خلیج فارس پیدا کند. تلاش انصارالله برای شکستن معادله محاصره در همین چارچوب تفسیر میشود. در نتیجه، نگرانی از آسیبپذیری نظامهای سیاسی منطقه در شرایط کاهش اعتبار حمایت آمریکا، اهمیت موازنهسازی در برابر ایران را افزایش داده است.
💢بخشی از ائتلافسازی آمریکا؟
🔸آیا توافق مکه میتواند بخشی از تلاش آمریکا برای آغاز مرحله جدیدی از جنگ علیه ایران باشد؟ در سناریوی بدبینانه، ممکن است توافق برای مهار پاسخ منطقهای ایران، تقسیم نقشها در جریان جنگ و هماهنگی درباره حوزههای نفوذ پس از جنگ با آمریکا شکل گرفته باشد. تفاوت منافع سه کشور، نبود چشمانداز روشن پیروزی و نامشخص بودن سهم آنها، چنین سناریوی برنامهریزیشدهای را بعید میکند. با وجود این، توافق میتواند ابزاری برای پوشش ریسکهای جنگ جدید علیه ایران باشد.
💢کارکردهای خرد امنیتی
🔸دغدغههای امنیتی اعضا متفاوت است و ظرفیتهای آنها میتواند مکمل یکدیگر باشد. با این حال، بعید است توافق در شرایط حساس کنونی برای مقابله با تهدیدات خرد یا بازیگران غیردولتی شکل گرفته باشد. تهدیدهای اصلی مورد توجه اعضا بیشتر دولتی هستند: پیامدهای جنگ ایران–آمریکا برای عربستان، هند برای پاکستان و اسرائیل برای ترکیه.
💢معنا برای نظم بینالملل
🔸توافق مکه نمونهای از تشدید سیالیت ائتلافها در دوره گذار نظم جهانی است. عربستان از جستجوی تضمین دفاعی آمریکا به رویکردی منطقهایتر روی آورده است. ترکیه نیز با وجود اختلافات گذشته، به عربستان نزدیکتر شده است. جنبه دیگر این توافقنامه را باید در نمایان شدن غرب آسیا به عنوان قطب جدید در معادلات نظم بینالملل این بار نه لزوماً به عنوان میدان رقابت قدرتهای بزرگ بلکه به عنوان جغرافیایی دانست که سطح بالای پویاییهای میان واحدهای آن میتواند دارای تاثیرات قابلتوجه بر نظم جهانی باشد.
💢ابهامات و نقایص
🔸مهمترین نقص توافق، نبود جهتگیری روشن است. مشخص نیست پیام بازدارنده آن دقیقاً متوجه چه طرفی است. ابهام در تعریف متجاوز، تشخیص مسئول آغاز درگیری، قلمرو تحت پوشش و سطح مشارکت دفاعی مورد انتظار نیز اثربخشی آن را محدود میکند. مشکل دیگر، نبود عضو محوری مانند آمریکا در ناتو برای بسیج اعضا در برابر تهدید مشخص است. همچنین معلوم نیست عملگرایی جدید سه کشور تا چه اندازه میتواند بر تفاوتهای ایدئولوژیک آنها غلبه کند.
💢جمعبندی
✅در مجموع، ماهیت سیاسی توافق مکه پررنگتر از جنبه نظامی و امنیتی آن است. توافق بیش از آنکه یک پیمان دفاع جمعی کلاسیک باشد، نشانه تلاش سه کشور برای بازتعریف جایگاه خود در محیط امنیتی متحول منطقه و پوشش ریسکهای ناشی از بیثباتی نظم موجود است.
#اندیشکده_تهران
/channel/politicalsciencce
🔵🔴توافق سهجانبه عربستان، ترکیه و پاکستان؛ مساله فقط ایران نیست!
روز جمعه یک توافق دفاعی سهجانبه میان سه کشور مهم منطقه یعنی عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان امضا شد. بلافاصله پس از انتشار این خبر و در تحلیلهای اولیه، دلیل اصلی یا هدف این پیمان به «نحوه مواجهه با ایران پس از هدف قرار گرفتن عربستان سعودی بهعنوان میزبان پایگاههای آمریکا در جریان جنگ رمضان» معطوف شد.
پیشتر در تحلیل پیامدهای منطقهای جنگ رمضان گفته و نوشته بودم که برخلاف گذشته که نظم و ترتیبات منطقهای فقط بر ایفای نقش بازیگران بینالمللی متمرکز بود، اینبار نقش بازیگران جدید منطقهای نیز در ترتیبات امنیتی برجسته میشود اما نه فقط بهدلیل رویکرد ایران در جنگ اخیر.
در حال حاضر و در تحلیل اولیه شاید بتوان چند زمینه کلان و مهمتر این توافق را در کنار تحولات جنگ اخیر مورد اشاره قرار داد؛
نخست، رویکردهای ایالات متحده در حدود ۱.۵ دهه اخیر در کاهش تعهداتِ «عملی»ِ امنیتی نسبت به متحدان عرب در منطقه که زمینه بیاعتمادی اعراب بهخصوص ریاض به آمریکاییها را دامن زد. از ماجرای سقوط حسنی مبارک متحد کلیدی سابق آمریکا و سعودی تا ماجرای حملات به تاسیسات نفتی آرامکو در جریان جنگ یمن و پس از خروج آمریکا از برجام تا تحولات جدیدتر که البته این رویکرد فارغ از حزب و رئیس جمهور حاکم در آمریکا به یک راهبرد کلانتر یعنی کاهش تمرکز بر غرب آسیا برای افزایش توجهات به حوزه شرق آسیا برمیگشت.
دوم، رفتارهای رژیم اسرائیل بهویژه از میانه جنگ غزه که سیاست پیشین مبتنی بر «موازنه» در برابر ایران با همراهی آمریکا و کشورهای محافظهکار عرب را با تصور تضعیف محور ایران (بهخصوص پس از سقوط اسد، ترور سیدحسن نصرالله و برداشت تضعیف حزبالله و...) به سیاست «هژمونی» با هدف تسلط بر منطقه تغییر داد و این امر حساسیت عربستان و ترکیه را بهشدت برانگیخت. موضع نتانیاهو درباره تشکیل دولت فلسطینی در درون قلمرو عربستان! در میانه جنگ غزه و طرح و پیگیری ایده «اسرائیل بزرگ» و سپس تحولات جنگ ۱۲ روزه، احساس تهدید آنکارا و ریاض از اهداف بعدی نتانیاهو در صورت «تسلط بر منطقه» را بیش از گذشته کرد. با وجود فاصله نزدیک حمله اسرائیل به قطر با اعلام توافق دفاعی پاکستان – عربستان، اما در تحلیلهای اولیه برخی صاحبنظران در آن مقطع هم، ایران بهعنوان هدف توافق دوجانبه بیشتر برجسته و به مساله تهدیدات تلآویو کم توجهی شده بود.
سوم، جنگ رمضان و نوع واکنش ایران به کشورهای عربی میزبان پایگاههای آمریکا در منطقه نشان داد که در درجه اول، اولویت امنیتی واشنگتن تلآویو است و نه کشورهای عربی و دوم، این پایگاهها و پیمانهای امنیتی با آمریکا در شرایط جنگی ناکارآمدند. اما الزاما این نوع توافقات چه از نوع دوجانبه پاکستان-عربستان و چه توافق سهجانبهِ بسط یافته، به معنی اتحادی تازه با قابلیت عملیاتی در برابر ایران در کوتاه مدت نیستند. البته این موضوع برای ایران دارای پیامهای جدی است اما در بحث ایران، بهنظر میرسد فعلا ترکیه و پاکستان بیشتر افزایش بازدارندگی سعودی (رهبری عربی، اعتبار اسلامی و البته برخوردار از منابع مالی گسترده) را مدنظر دارند و تا ورود به درگیری احتمالی.
همچنین در اینجا، میتوان به نقش یمن و انصارالله بهعنوان یکی دیگر از زمینههای این پیمان اشاره داشت اما نباید هم فراموش کرد که پیش از درگیری اخیر یمن و سعودی، ترکیه و پاکستان در سال ۲۰۱۵ نیز از حامیان ائتلاف نظامی عربستان علیه انصارلله بودند.
بنابراین از زمینههای مهم این توافق سهجانبه دفاعی، راهبرد کلان ایالات متحده در کاهش تعهدات «عملی» امنیتی در منطقه در قبال متحدان عرب بهخصوص عربستان، تهدیدات رژیم صهیونیستی برای آینده منطقه از جمله برای ترکیه، عربستان و حتی پاکستان با پیگیری راهبرد «هژمونی» و نیز تعقیب ایده «اسرائیل بزرگ» و سپس نحوه ایجاد بازدارندگی بهویژه برای عربستان سعودی در جنگهای آتی منطقه میباشند.
#مهدی_علیخانی
/channel/politicalsciencce
🔅دوستان علوم سیاسی در تمام مقاطع از کارشناسی تا دکتری جهت:
✅نگارش مقاله
✅نگارش پایان نامه
✅چاپ کتاب
✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی
✅ تبدیل پایان نامه به کتاب
🔆میتوانند با ایدی و شماره تماس اینجانب #مرضیه_محمدی
مدیر آکادمی سیاست
و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی
در ارتباط باشند
👇🏼👇🏼👇🏼
🔅جهت ارتباط و مشاوره:
👇👇👇
@Avant_grade_98
09189021885
✅کانال روش پژوهش در علوم سیاسی
👇🏼👇🏼
/channel/Policy_researcher