3513
✅️اخبار، تحلیل های سیاسی و محتوای مرتبط با علم سیاست 📚سمیرا باقری دانش آموخته روابط بین الملل ارتباط با ادمین: @Bagheri9118
❇️✴️ جامعه مدنی دقیقا چیست؟
«جامعه مدنی» یکی از اصطلاحاتی است که در رسانهها، مباحث سیاسی و گزارشهای سازمانهای بینالمللی بسیار به کار میرود، اما تعریف دقیق و واحدی برای آن وجود ندارد. همانطور که مجمع جهانی اقتصاد (WEF) اشاره میکند، این عبارت با اینکه در رسانهها و توسط سیاستمداران بارها تکرار میشوداما اگر از یک رهگذر عادی پرسیده شود منظور از آن چیست، بعید است بتواند پاسخ دقیقی بدهد. این گزارش تلاش میکند با تکیه بر منابع معتبر بینالمللی و دانشگاهی، تعریف، تاریخچه، اجزا و نقش جامعه مدنی را روشن کند.
🔰تعریف جامعه مدنی
یکی از پرکاربردترین تعاریف درباره مفهوم جامعه مدنی را بانک جهانی ارائه کرده است. بر اساس این تعریف، جامعه مدنی به طیف گستردهای از سازمانها، شامل گروههای محلی جامعه، سازمانهای غیردولتی (NGO)، اتحادیههای کارگری، گروههای بومی، سازمانهای خیریه، سازمانهای مذهبی، انجمنهای حرفهای و بنیادها اطلاق میشود.
نکته مهمی که در مستندات بانک جهانی نیز به آن اشاره شده، این است که هیچ تعریف واحد و مورد قبول همگانی از «جامعه مدنی» وجود ندارد؛ ریشه این مفهوم را میتوان تا توماس هابز و آدام فرگوسن، فیلسوف اسکاتلندی، دنبال کرد. آنچه اهمیت دارد این نیست که همه بر سر اینکه چه کسی «داخل» و چه کسی «خارج» این مفهوم قرار میگیرد توافق کنند، بلکه داشتن یک تعریف کاربردی برای هدایت تصمیمگیری است.
در این نگاه، دو ویژگی کلیدی «غیردولتی بودن» و «غیرانتفاعی بودن» قطعا باید در تعریف تشکلهای جامعه مدنی لحاظ شود، در حالیکه بخش خصوصی و انتفاعی جدا از آن در نظر گرفته میشود.
لری دایموند، پژوهشگر برجسته حوزه دموکراسی، جامعه مدنی «سنتی» را به عنوان قلمرویی از زندگی اجتماعی سازمانیافته که داوطلبانه، خودجوش، تا حد زیادی خودگردان، مستقل از دولت و پایبند به یک نظم حقوقی یا مجموعهای از قواعد مشترک است تعریف کرده است.
گزارش «نقش آینده جامعه مدنی» که در سال ۲۰۱۳ توسط مجمع جهانی اقتصاد منتشر شد، تأکید میکند که تعریف جامعه مدنی در حال تغییر است و امروزه فراتر از «بخشی» است که صرفا توسط سازمانهای غیردولتی کنترل میشود؛ بلکه شامل طیف وسیعتر و پویاتری از گروههای سازمانیافته و غیررسمی میشود، چرا که بازیگران جدید مرز میان بخشها را کمرنگ کرده و شکلهای سازمانی جدیدی، هم آنلاین و هم آفلاین، تجربه میکنند.
مفهوم جامعه مدنی ریشه در فلسفه سیاسی دارد. ارسطو در کتاب «سیاست» از عبارت یونانی «koinōnía politikḗ» استفاده کرده که به نوعی جامعه سیاسی/مدنی اشاره دارد. در دوران مدرن، جان لاک نخستین کسی بود که تأکید کرد جامعه مدنی نهادی مستقل و جدا از دولت است که در آن مردم یک اجتماع تشکیل میدهند و زندگی اجتماعیشان در آن شکل میگیرد.
این اصطلاح در دهه ۱۹۸۰ میلادی در گفتمان سیاسی و اقتصادی محبوبیت یافت؛ زمانی که با جنبشهای اجتماعی و سیاسی که در برابر رژیمهای اقتدارگرا — بهویژه در اروپای مرکزی و شرقی و آمریکای لاتین — مقاومت میکردند، پیوند خورد. از آن زمان، جامعه مدنی گاهی «بخش سوم» (پس از دولت و بخش تجاری/اقتصادی) نامیده شده و هنگامی که بسیج میشود، توان تأثیرگذاری بر تصمیمات سیاستگذاران منتخب و کسبوکارها را دارد.
آژانس دارپا و حفظ چرخه بحران در خاورمیانه
منا مؤمن- علیرضا رضایی- قاسم ترابی
✅کانال علوم سیاسی
👇👇👇
/channel/politicalsciencce
🔵🔴 هدف نهایی جمهوری اسلامی ایران تقابل دائمی با ایالات متحده امریکا نبوده است؛ همانگونه که هدفش ادغام در نظم آمریکامحور نیز نبوده است.
آنچه تهران همواره در پی آن بوده، چیزی بسیار دشوارتر است:
«بهرسمیتشناختهشدن بدون تبعیت، و عادیسازی روابط بدون وابستگی.»
در پس گفتمان ضد آمریکایی، برنامه هستهای و حمایت از گروههای غیر دولتی، همگی تلاشی است برای واداشتن آمریکا به پذیرش ایران به عنوان قدرت منطقهای؛ قدرتی که برخلاف ترکیه، اسراییل، کشورهای عربی نمیخواهد زیر چتر امنیتی امریکا رود!
به همین دلیل، ۱۹۷۲ همچنان برای فهم راهبرد ایران اهمیت دارد.
همانگونه که دولت نیکسون چین کمونیست را بدون مطالبه همگرایی ایدئولوژیک به رسمیت شناخت، تهران نیز سالهاست در پی نوعی رابطه با واشنگتن است که در آن، بدون پیوستن به نظم آمریکامحور، از سوی آمریکا بهعنوان یک قدرت مشروع منطقهای پذیرفته شود.
اما شرایط تاریخی احتمالا به سود ایران نباشد چرا که سه تحول اساسی، امکان تکرار تجربه ۱۹۷۲ را تضعیف کردهاند:
نخست، نبودِ ضرورت راهبردی.
در سال ۱۹۷۲، آمریکا برای موازنه با اتحاد شوروی به چین نیاز داشت. امروز ضرورت ژئوپلیتیکی مشابهی وجود ندارد که واشنگتن را به سوی مصالحهای استراتژیک با ایران سوق دهد.
دوم، وتوی ساختاری منطقهای.
برخلاف چینِ دهه ۱۹۷۰، ایران با رقیبی منطقهای روبهروست که نفوذ عمیقی بر سیاست آمریکا دارد. رقابت ایران و اسرائیل به مانعی ساختاری در برابر هرگونه آشتی راهبردی میان تهران و واشنگتن تبدیل شده است.
سوم، میراث خودِ ۱۹۷۲.
اگر گشایش به چین زمانی نماد موفقیت سیاست واقعگرایانه بود، امروز بسیاری در واشنگتن آن را یکی از بزرگترین خطاهای استراتژیک آمریکا میدانند؛ خطایی که به ظهور مهمترین رقیب ژئوپلیتیکی ایالات متحده انجامید.
از همینرو، پارادوکس بزرگ روابط ایران و آمریکا این است که تهران در جستوجوی «۱۹۷۲ِ خود» است، درست در زمانی که واشنگتن بیش از هر زمان دیگری مصمم است تجربه ۱۹۷۲ با چین را تکرار نکند.
این همان چیزی است که میتوان آن را «سرگیجه استراتژیک» نامید؛ وضعیتی که در آن، هدف استراتژیک ایران همچنان بر منطق گذشته استوار است، اما محیط استراتژیک آمریکا دیگر آن منطق را نمیپذیرد.
و شاید همین، مهمترین پارادوکس تعیینکننده آینده روابط ایران و ایالات متحده باشد!
✍دکتر آرش رییسی نژاد
توسعه پایدار و چالشهای مدیریتی در ایران، تحلیل مقایسه ای با کشورهای حوزه خلیج فارس
رضا عالیشاهی- امیر هوشنگ میر کوشش- علی محمدزاده
✅کانال علوم سیاسی
👇👇👇
/channel/politicalsciencce
نقش بازیگران منطقه ای در سرنگونی حکومت اسد؛ مطالعه موردی قطر
سید علی نجات
✅کانال علوم سیاسی
👇👇👇
/channel/politicalsciencce
🔵🔴نگاهی به فلسفهٔ سیاسی نیکولو ماکیاولی
واقعیت موثر در سیاست خارجی
✍️نیما عظیمی
✅بخش اول
بیگمان اندیشههای نیکولو ماکیاولی را باید از مؤثرترین و شاید مؤثرترین عامل در «گذاردنِ سنگ بنای حکومت ملّی» در اروپا دانست.
نام ماکیاولی و ننگ ماکیاولی، هردو در بستری شکل گرفته که او جسورانه به «دفاع از امرِ ملّی» برخاست.
کتاب «شهریار» او به اذعان مخالفان و موافقانش، مهمترین اثر اوست که در سال ۱۵۵۹خواندنِ این کتاب از سوی کلیسای پاپ بر مؤمنان ممنوع اعلام شد! مفتشان عقاید نیز حکم به نابودی همهٔ آثار ماکیاول دادند؛ و «شورای ترنت» که جهت دفاع از کلیسای کاتولیک در برابر منتقدان برگزار میشد، این حکم را تایید کرد. از همینرو، در آغاز قرن هفدهم همهٔ فرقههای مذهبی، ماکیاول را یکی از منفورترین ناموران تاریخ اندیشه در اروپا دانسته و کوشیدند تا این نفرت را تبلیغ کنند.
اما چنانچه از این فضای بسته و تاریک که حاملان و وارثان فرهنگ قرونوسطایی پیشتاز آن محسوب میشوند عبور کنیم، اروپاییان پس از چندسال با روی آوردن به آیین ناسیونالیستی(ملّتپرستی_ملّیگرایی)، خود را از جزمیتهای کلیسایی رها ساختند.
دولت-ملّتهای اروپایی که از زیر سایهٔ سنگین تفتیشهای مذهبی رهایی یافته بودند، باری دیگر آثار نیکولو ماکیاولی را در ترازوی داوری نهادند؛ و دریافتند که اندیشهٔ ماکیاولی را نه از بسترِ جزمیتهای کلیسا و شورای ترنت، بلکه از بسترِ تأمل در آثارش باید دریافت نمود. تا جایی که در قرن نوزدهم او در زمرهٔ متفکران بزرگ سیاسی غرب، جایگاهی استوار یافت.
اما آنچه که تاحدود زیادی ماکیاول را از آن اتهامات بدنامی رهاند، بیش از آنکه ارزش علمی کتابش «شهریار» باشد، "دلبستگی او به میهنپرستی و ملّیگرایی" بود. تاجایی که: «وقتی ایتالیاییان در نیمهٔ دوم قرن نوزدهم به کوشش در راه یگانگی ملّی برخاستند، نه همان آثارش را از هرگونه منعی آزاد کردند بلکه او را به پایهٔ قدیس یا پیامبرخود برکشیدند؛ و در سال ۱۸۶۹ چهارصدمین سال تولد او را جشن گرفتند و روی لوحهای که برفراز گورش نصب کردند، نوشتند "نامی چنین بزرگ را هیچ ستایشی بس نیست" ». ۱
ماکیاول در امر سیاسی، از پنداربافیهای افلاطونی و نگاههای فراطبیعی و حالات مالیخولیایی به دور است؛ او با واقعبینیِ سیاسی در پیِ چارهجویی برای مشکلات میهنش میکوشد.
هرچند که از دیدگاه نگارندهٔ این سطور، افلاطون نیز در نهایت _خواسته یا ناخواسته_ در برابرِ امرِ واقع سیاسی تسلیم شد. بیزاری و دوری او از سیاست و تشکیل آکادمی فلسفی توسط او، نشان از زانو زدنِ افلاطون و اتوپیایِ(آرمانشهر)او در برابر واقعیت موثر در امر سیاسی و مملکتداری بود. باری!
باری! آنچه در میدان سیاست برای ماکیاول الویت اصلی را دارد، تامین منافع ملّی و دوری از هرگونه توهّمِ فراطبیعی میباشد.
در اندیشهٔ سیاسی ماکیاول، «شهریار باید روباه باشد تا دام را بشناسد و شیر باشد تا گرگ را بترساند. آنانکه فقط مانند شیر عمل میکنند، احمقاند»! ۲
نام و ننگ ماکیاول و سیاست خارجی در عصر حاضر
نویسندهٔ فرانسوی «پییر مولر» تعریفی کوتاه اما بسیار شیوا از «سیاستگذاری» دارد، که میگوید: سیاستگذاری یعنی «علم دولت در عمل». بنابراین، «سیاستگذاری» تاثیری انکارنشدنی در تار و پود زندگی شهروندانِ یک سرزمین دارد.
با تمرکز روی این اصل که هدف اصلی تصمیمگیری در سیاست خارجی، «تامین منافع ملّی» است، امروز فنِّ «توازن در سیاست خارجی»، ما را رهنمون میسازد به همان جملهٔ «سیمور مارتین لیپست» که: «سیاستمدار باید روباه باشد تا دام را بشناسد و شیر باشد تا گرگ را بترساند. آنانکه فقط مانند شیر عمل میکنند، احمقاند»!
در بین دولتمردان ایرانی که به چنین بلوغی در سیاست رسیده بودند، میتوان از «قائم مقام فراهانی» یاد کرد که با اشاره به جملهٔ مشهور ماکیاول میگوید: «باید به هرشکلی از کشور دفاع کرد، به مردی یا نامردی».
فیلسوف سیاسی ایران، «سیدجواد طباطبایی» درباره او میگوید: « وی میگوید از کشور باید دفاع کرد، همانطور که ماکیاولی میگوید؛ به نام یا به ننگ باید از کشور دفاع کرد».
طباطبایی همچنین با اشاره به تلاشهای قائممقام فراهانی در این زمین، در مورد او این مطلب کلیدی و مهم را میگوید: « در نامههای متعدد که مینویسد و وقتی که کسانی را برای مذاکره به روسیه میفرستد، در آنجا رهنمودهای بسیار مهمّی را عرضه میکند. اولاً کسانی را که انتخاب میکند به آنها میگوید که "تو الان نمایندهٔ مصلحت این کشوری" و باید این را بدانی که باید از "منافع ملّی ایران"_ به هر شکلی و طریقی _ دفاع کنی».
☘️🧿☘️ حرفهایهای مطالعات بینالمللی
🌓 شناخت دقیق پاکستان؛ اندیشکده اقبال
@andishkadehiqbal
🌎 تحلیل در رشته علوم سیاسی
@Iranianpoliticianss
🌎 کتابخانه تخصصی روابط بینالملل
@ir_Texts
🌎 کانال روش پژوهش در علوم سیاسی
@Policy_researcher
🌎 همه چیز درباره چین 🇨🇳
@chinese10
🌎 اوراسیا پست، اخبار و تحلیل - چین و روسیه CIS
@EurasiaPost
🌎 چین و ماچین 🇨🇳🇨🇳🇨🇳
@china_Reivew
🌎 اقتصاد آفریقا
@EcoAfrican
🌎 تحلیل مسائل سیاسی خاورمیانه
@paygah_ejtemayi
🌎 کتابخانه علوم سیاسی
@Politicalsciennce
🌎 ملت دین؛ روایتگر تحولات جریانات و جنبشها
@melatedin
🌎 پژوهشکده علوم سیاسی
@Policyresearcherr
🌎 ترجمه متون تخصصی علوم سیاسی
@Politicianns
🌎 دیپلماسی و سیاست خارجی
@Iranian_diplomacy
🌎 کانال علوم سیاسی
@politicalsciencce
🌎 بانک مقالات علوم سیاسی
@maghalatolomsiasii
🌎 سیاستکده
@siyasatkadehh
🌎 ژئواکونومیک نیوز
@GeoecoNEWS
🌎 راوی عربستان 🇸🇦
@KSA_Narrator
🌎 اقتصاد سیاسی بینالملل🏅
@Inter_Politics
🌎 آموزش زبان تخصصی رشته علوم سیاسی
@language_political
🌎 کنکور ارشد و دکتری علوم سیاسی
@politicsman
🌓 سیاست بهشتی🕊
@SBU_PoliticalScience
🍁🧿☘️ هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1
🔅دوستان علوم سیاسی در تمام مقاطع از کارشناسی تا دکتری جهت:
✅نگارش مقاله
✅نگارش پایان نامه
✅چاپ کتاب
✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی
✅ تبدیل پایان نامه به کتاب
🔆میتوانند با ایدی و شماره تماس اینجانب #مرضیه_محمدی
مدیر آکادمی سیاست
و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی
در ارتباط باشند
👇🏼👇🏼👇🏼
🔅جهت ارتباط و مشاوره: از طریق تماس یا برنامه های داخلی با شماره ی زیر
👇
09189021885
✅کانال روش پژوهش در علوم سیاسی در برنامه داخلی بله
👇🏼👇🏼
https://ble.ir/Policy_researcher
قابل توجه دوستان گرامی دکتری که به دنبال تقویت #رزومه ی خود هستند ،مجموعه ی ما جهت مشاوره در خدمت دوستان خواهد بود
دوستانی که مشکل اینترنت دارند می توانند با شماره اینجانب مرضیه محمدی #تماس داشته باشند و یا از طریق برنامه های داخلی ،#ایتا ،#بله و...ارتباط برقرار کنند
👇🏻👇🏻👇🏻
09189021885
بررسی و شناخت ابزارهای آمریکا در اقدامات تحریمی علیه جمهوری اسلامی ایران
محمد سجاد اسپری_ حمید رضا شیرزاد
✅کانال علوم سیاسی
👇👇👇
/channel/politicalsciencce
رویکرد امنیتی آمریکا نسبت به تهاجم نظامی روسیه به اوکراین(۲۰۲۴-۲۰۲۲)
محمد باقر نژاد ابراهیم_ آرمین امینی
✅کانال علوم سیاسی
👇👇👇
/channel/politicalsciencce
🔺سایه جنگ و بازی آمریکا!
در شرایطی که هم زمان با مذاکرات، سایه جنگ سنگینی میکند و آمریکا بزرگترین و پیشرفتهترین تسلیحات جنگی خود را پس از حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ به منطقه اعزام کرده است، این برداشت نزد برخی در ایران و خارج از آن وجود دارد که هدف اصلی اعمال حداکثر جنگ روانی برای افزایش فشار در میز مذاکره و گرفتن بیشترین امتیاز ممکن از تهران است.
اما به باور نگارنده، این تفسیر خوانش دقیقی از وضعیت کنونی نیست. قرائن و شواهد متعددی در منطقه و داخل اسرائیل نشان میدهد که آنچه اکنون در جریان است، بیشتر به مراحل پایانی پیش از آغاز یک جنگ شباهت دارد. حتی میتوان گفت که نشانههای وقوع جنگ، از آنچه پیش از جنگ ۱۲روزه دیده میشد، پررنگتر و جدیتر است.
در آن مقطع جز در دو سه روز منتهی به آغاز درگیری، شواهد عینی خاصی دال بر وقوع جنگ وجود نداشت و قراین موجود هم صرفا از یک جنگ محدود حکایت داشت؛ حال آن که یک مجموعه شواهد عینی و محتوایی نشان میدهد که احتمالا منطقه در آستانه جنگی گستردهتر از قبل با اهدافی متفاوت خواهد بود.
کمیت و کیفیت تسلیحات اعزامی آمریکا بهگونهای است که دشوار میتوان غایت آن را صرفاً فشار به تهران برای یک توافق دانست؛ چرا که اساساً خود آمریکا نیز شانس تحقق چنین توافق یکطرفهای را تقریباً ناممکن میداند. اگر واشنگتن حتی تا حدی به دستیابی به چنین توافقی امیدوار بود، بعید بود با اعزام حدود دو سوم ناوهای هواپیمابر خود و این حجم عظیم از تجهیزات نظامی، چنین هزینه سنگینی را تنها برای اعمال فشار متحمل شود و میتوانست به سطح پایینتری اکتفا کند.
از این رو، میتوان گفت اعزام این حجم از ناوها و جنگافزارها نه یک نمایش قدرت، جنگ روانی و فشاری مذاکراتی، بلکه معطوف به یک تصمیم پیشینی برای جنگ است.
البته نوعی جنگ روانی و ادراکی در جریان است؛ اما نه بهعنوان هدف اصلی اعزام این تسلیحات، بلکه بیشتر در قالب پیوست رسانهای پیچیده دولت آمریکا در مسیری منتهی به جنگ است.
این عملیات روانی در اقدام پیوسته دولت آمریکا در تزریق غیر مستقیم اخبار امنیتی آمیخته به دادههای ناهمگون، هدفمند و احیانا مواضع مستقیم چندپهلو نهفته است که ابعاد و اهداف متعددی هم دارد.
از جمله این موارد این که با ارسال بیسابقه تجهیزات جنگی دستکم در دو دهه اخیر به منطقه همچنان در روایت رسانهای آمریکا گفته میشود که ترامپ هنوز تصمیم نهایی را نگرفته است و در حال بررسی است. حال آن که بعید و نامعقول به نظر میرسد که آمریکا در چنین اقدام پرهزینهای، ابتدا دو سوم ناوهای هواپیمابر و این حجم از تسلیحات را به منطقه اعزام کند و سپس تازه وارد مرحله بررسی و تصمیمگیری شود.
منطق اقتضا میکند که ابتدا بررسی و ارزیابی انجام شود و پس از تصمیمگیری، اعزام صورت گیرد. حتی اگر فرضا هدف صرفاً اعمال فشار مذاکراتی توام با امیدی به پذیرش خواستههای حداکثری از طرف تهران باشد، باز هم نیازی به اعزام چنین حجمی از تسلیحات به ویژه تجهیزاتی نیست که فقط برای کاربرد عملیاتی ارسال میشوند.
بر این اساس، روایت رسانهای دولت آمریکا طی دو تا سه هفته اخیر، بهویژه تأکید بر اینکه ترامپ هنوز تصمیم نگرفته است، احتمالاً سه هدف را دنبال میکند:
نخست، مدیریت فضای داخلی و القای تمایل به توافق به ویژه در برابر مخالفان جنگ در آمریکا و در عین حال نیز آمادهسازی افکار عمومی آمریکا و جهان برای جنگ.
دوم، فراهمسازی مقدمات جنگ در سطوح تدارکاتی، لجستیکی، امنیتی، اطلاعاتی و عملیاتی.
سوم، تأثیرگذاری بر محاسبات طرف ایرانی و ایجاد نوعی سردرگمی در تصمیمگیری، در کنار حفظ اصل غافلگیری؛ نه در اصل وقوع جنگ، بلکه در تاکتیکها و شیوههای آن.
در همین قاب هم میتوان مذاکرات را تعریف کرد. پذیرش گفتوگو صرفاً درباره پرونده هستهای و پرهیز اولیه از طرح شروط غیرقابلقبول بیش از آن که نشانه تمایل واقعی آمریکا به توافق باشد، رفتاری حسابشده در همین پازل است. اگر آمریکا واقعا تا این حد متمایل به توافق بود که از مسائل موشکی و منطقهای چشمپوشی کند و تنها بر پرونده هستهای متمرکز شود، اساسا چنین لشکرکشی گستردهای توجیهی نداشت؛ حتی اگر قصد امتیازگیری گام به گام را امتیاز داشته باشد.
البته وجود تصمیمی پیشینی برای جنگ لزوما به معنای آن نیست که لغوناپذیر است اما این مهم بهای بسیار سنگینی در این شرایط دارد که بعید است تهران بپذیرد.
شروع جنگ احتمالی هم غالبا معطوف به ادراکی دال بر پیشبینی ماهیت واکنش ایران و کنترل آن است. اما اگر حملات بسیار سنگین اولیه نتواند پاسخ ایران را مهار کند، بازه زمانی جنگ، دامنه و تبعات آن تابع سطح و گستره این واکنش خواهد بود.
حال باید دید اول آمریکا جنگ احتمالی را شروع میکند یا اسرائیل یا با هم.
#صابر_گل_عنبری
/channel/politicalsciencce
ارزیابی رویکرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال راهبردهای بزرگ جهانی
محمد خوش هیکل آزاد
✅کانال علوم سیاسی
👇👇👇
/channel/politicalsciencce
🔺ترامپ وسوسه میشود؟!
حدود یک هفته پیش در یادداشتی به نقل از «منابعی منطقهای» نوشتم که ظاهرا ایران در جریان مذاکرات اخیر در عمان پیشنهادها یا مشوقهای اقتصادی را مطرح کرده است. امروز حمید قنبری عضو هیأت مذاکرهکننده ایرانی، در جلسه اتاق بازرگانی ایران این موضوع را تأیید کرده و گفته است که در مذاکرات، منافع مشترک در حوزه نفت، گاز، معدن و حتی خرید هواپیما مطرح شده است.
قنبری ضمن اشاره به تجربه برجام و عدم انتقاع اقتصادی آمریکا از آن گفته است که این بار برای پایداری توافق، آمریکا نیز باید در حوزههایی با بازده اقتصادی بالا و سریع بهرهمند شود.
با این تأیید قنبری، معمای بخشی از تناقضات مذاکرات اخیر برطرف میشود. این تناقضات از آنجا ناشی میشد که ترامپ مذاکرات مسقط را «خیلی خوب» توصیف میکرد و تأکید داشت ایران حاضر است امتیازات بیشتری نسبت به قبل از جنگ ۱۲ روزه بدهد. او همچنین پیش از طرح دوباره شرط برنامه موشکی در روزهای اخیر، به نوعی تأیید کرده بود که مذاکرات صرفا درباره پرونده هستهای است. در عین حال، طرف ایرانی نیز میگفت نه مسئله خارج کردن ذخایر اورانیوم مطرح شده و نه مذاکرات وارد جزئیات پرونده هستهای شده است.
همین اظهارات دو طرف فضایی پرابهام و این پرسش را به وجود آورده بود که اگر مذاکرات صرفا به هستهای محدود شده و حتی درباره آن وارد جزئیات نشده است، پس ترامپ چگونه آن را «خیلی خوب» خوانده و از آمادگی ایران برای دادن امتیازات بیشتر سخن گفته است.
اما امروز روشن شد که منظور ترامپ در واقع همین پیشنهادهای اقتصادی است. گویا در مذاکرات مسقط، طرف ایرانی پس از طرح انتقادات خود از تجربه قبل از جنگ ۱۲ روزه و تأکید بر ضرورت اعتمادسازی، این بسته پیشنهادی اقتصادی را به ترامپ ارائه کرده و ذهنیت اقتصادی او را نشانه گرفته است.
اینکه یک طرف مذاکره با طرح مشوقهایی بخواهد توافق را برای طرف مقابل، بهویژه ترامپِ بازرگان، به امری وسوسهانگیز تبدیل کند، فینفسه ابتکار خوبی است؛ اما پرسش این است که آیا این ابتکار میتواند به تنهایی ترامپ را به پذیرش یک برجام هستهای ـ اقتصادی با ایران قانع کند؛ توافقی که در آن خطوط قرمز تهران در پرونده هستهای رعایت شود و آمریکا نیز از خطوط قرمز خود، از جمله صفرسازی غنیسازی اورانیوم کوتاه بیایید.
واکنش اولیه ترامپ به مذاکرات مسقط و «خیلی خوب» توصیف کردن آن نشان میدهد که در وهله اول این «بسته اقتصادی» برای او جالب و جذاب بوده است؛ اما به نظر نگارنده، این نسخه اقتصادیِ قابل توجه بعید است خالق برجامی مطلوبِ تهران شود.
نسخههای اقتصادی و سیاسی، مانند تجویزهای پزشکی، اگر در زمان و شرایط خاص خود ارائه نشوند و بیماری پیشرفت کرده باشد، دیگر کارکرد مطلوب را ندارند. اگر این پیشنهادهای اقتصادی و پیوست اقتصادی ایران در دوره اول ترامپ مطرح میشد، احتمالا نقشی مهم در عدم خروج او از برجام داشت.
در آن زمان، محور انتقادات ترامپ از برجام این بود که آمریکا این توافق را امضا کرده و چین از آن بهره میبرد و مسائلی مانند صفرسازی غنیسازی اورانیوم به شدت امروز مطرح نبود.
اما امروز، در شرایط امنیتی و ژئوپلیتیک جدید خاورمیانه و پس از جنگ ۱۲ روزه، یا به تعبیر دیگر «امنیتی شدن بیسابقه» اوضاع، حتی اگر چنین پیشنهادهای اقتصادی بتواند راهگشا باشد، دستکم ترامپ به این سطح راضی نخواهد بود و به بیش از همکاری اقتصادی مشترک میاندیشد.
حتی خود ترامپ نیز یک روز پس از مذاکرات مسقط گفت که اگر ایرانیها پیش از جنگ چیزی را که اکنون پیشنهاد میدهند، مطرح میکردند، با آن موافقت میکرد. یک روی دیگر سخن او این است که این بسته پیشتر میتوانست رضایتش را جلب کند، اما امروز کافی نیست.
در مجموع، امر مذاکره، دستور کار آن، موفقیت و شکستش تابع زمان و شرایط خاص هر دوره است. امروز، با توجه به شرایط فوقامنیتی خاورمیانه و زمانی که کار به جنگ و دوباره لشکرکشی کشیده شده، دستور کار مذاکرات، برخلاف سال ۲۰۱۸، در وهله نخست امنیتی است نه اقتصادی و موفقیت یا شکست آن نیز بیش از هر چیز تابع تفاهمی امنیتی خواهد بود؛ آن هم در صورتی که اساسا نفس مذاکره همچنان موضوعیت داشته باشد و اهداف دیگری در دستور کار قرار نگرفته باشد.
با این حال، در صورت وجود فرصتی برای توافق در این شرایط بسیار دشوار نمیتوان اهمیت پیوست اقتصادی را نادیده گرفت؛ اما احتمالا ترامپ امتیازات اقتصادی کلانتر و وسوسهانگیزتری را در کنار حل و فصل مسائل دیگر مطالبه خواهد کرد.
#صابر_گل_عنبری
/channel/politicalsciencce
♦️ رویترز:
🔹 دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا، سهشنبه در ژنو برگزار میشود
🔹 هیئت آمریکایی با حضور نمایندگانی از عمان به عنوان میانجی، با طرف ایرانی دیدار میکنند.
/channel/politicalsciencce
🔅دوستان علوم سیاسی در تمام مقاطع از کارشناسی تا دکتری جهت:
✅نگارش مقاله
✅نگارش پایان نامه
✅چاپ کتاب
✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی
✅ تبدیل پایان نامه به کتاب
🔆میتوانند با ایدی و شماره تماس اینجانب #مرضیه_محمدی
مدیر آکادمی سیاست
و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی
در ارتباط باشند
👇🏼👇🏼👇🏼
🔅جهت ارتباط و مشاوره:
👇👇👇
@Avant_grade_98
09189021885
✅کانال روش پژوهش در علوم سیاسی
👇🏼👇🏼
/channel/Policy_researcher
🔺فرودگاه صنعا؛ آوردگاه جدید؟!
فرود نخستین هواپیمای مسافربری ایرانی در فرودگاه صنعا پس از ده سال و انتقال شماری از مقامات صنعا به تهران، در شرایط کنونی فراتر از یک پرواز معمولی، واجد پیامها و دلالتهای خاص خود در سپهر سیاسی منطقه و نشان دهنده بیپروایی و جسارتی است که پس از جنگ اخیر در رفتار و رویکرد منطقهای ایران بروز کرده است.
ظاهرا جنگندههای عربستان تلاش کردند مانع ورود این هواپیما به حریم هوایی یمن شوند، اما بدون توجه به هشدارها، در فرودگاه صنعا به زمین نشست. سپس انصارالله با هشدار به عربستان تهدید کرد که در صورت مقابله مجدد با شکستن محاصره صنعا با حمله به فرودگاهها و تأسیسات حیاتی این کشور در دریا و خشکی، پاسخ همهجانبه خواهند داد. امروز هم ترکی المالکی سخنگوی ائتلاف عربستان در واکنش، تهدید به حمله «بیسابقه» کرد.
فرودگاه صنعا سالها تحت محاصره ائتلاف عربستان و امارات قرار داشت تا اینکه در سال ۲۰۲۲ و در چارچوب آتشبس، پروازهای محدودی از امان و قاهره از سر گرفته شد. با این حال، در سه سال اخیر و در پی حملات اسرائیل، این فرودگاه آسیبهای گستردهای دید و در ماه می ۲۰۲۵، تنها هواپیمای مسافربری موجود در آن نیز هدف تل آویو قرار گرفت و از بین رفت. در کنار آن هم از حدود ده سال پیش هیچ گونه خط مستقیم و رسمی هوایی و دریایی میان ایران با متحد یمنی خود وجود نداشت.
از این رو، پرواز دیروز «ایرباس ۳۴۰» شرکت ماهان ایر از تهران به صنعا احتمالا مقدمه شکل گیری این خط مستقیم باشد که خود جلوهای دیگر از تحولات منطقهای ناشی از جنگ اخیر را نشان میدهد. پیش از این جنگ، طرف ایرانی به دلیل رویکرد به شدت محتاطانه خود و همچنین از بیم تبعات آن، حتی به چنین اقدامی نمیاندیشید، چه رسد به اینکه آن را عملیاتی کند. اما تهران پس از منطقهای کردن جنگ و شکسته شدن خیلی از تابوها و خطوط قرمز و فروریختن بیم و واهمهها با درک محدودیتهای بازیگران منطقهای چون عربستان، بدون دغدغه خاصی در صرافت شکستن حصار هوایی متحد یمنی خود برآمده است تا با برقراری یک خط هوایی مستقیم، موازنه جدیدی در شبه جزیره عربستان رقم بزند.
در واقع، در صورت تداوم و تثبیت پروازهای تهران به صنعا و شکستن عملی حصار هوایی آن، راه برای حضور مستقیم نظامی و دیپلماتیک ایران در این کشور و پل هوایی تسلیحاتی هموار خواهد شد. این رویکرد، تحولی دیگر نسبت به دوران پیش از جنگ محسوب میشود؛ دوران که هر رفت و آمدی به یمن بسیار سخت و در صورت امکان آن، مستلزم پنهانکاری زیادی بود. اما به نظر میرسد تهران پس از جنگ خود را در موقعیتی میبیند که بدون ملاحظه و اعتنایی در صدد عبور از این سیاست پنهانکاری و محتاطانه بوده و آشکارا با اعزام هواپیما محاصره هوایی صنعا را به چالش میکشد.
از این رو، این تحول در صورت ادامه پروازها به احتمال زیاد عربستان را به شدت نگران خواهد کرد اما به نظر نمیرسد که ریاض در شرایط کنونی اقدام میدانی خاصی برای جلوگیری از آن انجام دهد. از یک سو، مقابله عملی با این پروازها میتواند به قیمت درگیری با تهران تمام شود؛ در حالی که تجربه جنگ اخیر و حملات مستمر به عربستان نشان داد ریاض به هر دلیلی که هست، تمایلی به ورود به درگیری ندارد. از دیگر سو، وقتی ریاض میبیند که آمریکا فعلا به خاطر انعقاد یادداشت تفاهم و باز شدن تنگه هرمز، حاضر شده خود را متعهد به توقف جنگ اسرائیل علیه لبنان کند، دیگر نمیتواند به مداخله واشنگتن برای اعلام منطقه پرواز ممنوع در یمن به روی تهران دل ببندد.
با این وجود باید دید آمریکا در آینده در صورت پافشاری تهران بر راه اندازی این خط مستقیم هوایی چه واکنشی نشان خواهد داد؛ چون افزون بر ریاض، به احتمال زیاد اسرائیل و آمریکا و بازیگران دیگری نیز نسبت به این پرواز و تداوم آن به عنوان زنگ خطری جدی برای گسترش حضور مستقیم ایران در یمن تا کرانههای باب المندب خواهند نگریست؛ به ویژه تل آویو که از طریق جمهوری خودخوانده سومالی لند در صرافت کنترل این منطقه بسیار حیاتی است.
به نظر میرسد منطقه در وضعیتی قرار دارد که با وجود توقف موقت جنگ، در چنبره نوعی «پویاییِ موازنهسازی» قرار گرفته است؛ فرآیندی که تا رسیدن به نظم مطلوب برای هر یک از طرفین، مسیری طولانی و پرمخاطره در پیش دارد. در این میان، طرفهای درگیر در دوران تنفسهای میدانی و آتشبسهای مقطعی، میکوشند در کانونهای راهبردی منطقه، از تنگه هرمز تا بابالمندب معادلات تازهای را تعریف کنند. این تلاشها نشان میدهد که وضعیت کنونی، نه گذار به عصر صلح پایدار و توافق نهایی، بلکه صرفا آرامشی موقت بنا به اولویتهای خاص هر طرف است که در آن باز طرفهای درگیر برای حفظ موقعیت خود و موازنهسازی علیه یکدیگر قبل از انفجار دوباره اوضاع میکوشند.
#صابر_گل_عنبری
🔅دوستان علوم سیاسی در تمام مقاطع از کارشناسی تا دکتری جهت:
✅نگارش مقاله
✅نگارش پایان نامه
✅چاپ کتاب
✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی
✅ تبدیل پایان نامه به کتاب
🔆میتوانند با ایدی و شماره تماس اینجانب #مرضیه_محمدی
مدیر آکادمی سیاست
و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی
در ارتباط باشند
👇🏼👇🏼👇🏼
🔅جهت ارتباط و مشاوره:
👇👇👇
@Avant_grade_98
09189021885
✅کانال روش پژوهش در علوم سیاسی
👇🏼👇🏼
/channel/Policy_researcher
دکتر متقی، استاد روابط بینالملل دانشگاه تهران، در روزنامه اعتماد نوشت:
واقعیت عصر موجود بیانگر آن است که آمریکا و اسرائیل خود را برای جنگ سوم با ایران آماده میکنند. دیپلماسی و ادبیات رسانهای را میتوان به عنوان بخشی از تلاش آنان برای گمراهسازی دیپلماتها، کارشناسان راهبردی، مقامات اجرایی و فرماندهان نظامی ایران در فضای جنگ جدید دانست.
اگرچه مجلس نمایندگان آمریکا لایحه اجتناب از جنگ علیه ایران را به تصویب رسانده، اما ترامپ خود را وفادار به آموزههای راهبردی نهادهای سیاسی و افکار عمومی ایالاتمتحده نمیداند.
در نگرش ترامپ پیروزی نظامی به عنوان اولویت اصلی ایالاتمتحده محسوب میشود، بنابراین از هر سازوکار و تاکتیکی بهره خواهد گرفت تا به اهداف تاکتیکی و راهبردی خود نایل شود.
طرحریزی آمریکا و اسرائیل برای ابهام ادراکی، غافلگیری تاکتیکی و کنش عملیاتی جدید علیه ایران در حال انجام است./ جماران
🔺غزه دوم!
جنوب لبنان که قرار بود مشمول آتشبس ایران و آمریکا باشد؛ اسرائیل طبق معمول پایبند نبود و بر شدت حملات خود نسبت به قبل از آن افزود؛ تا جایی که امروز این منطقه عملا به «غزه دوم» تبدیل شده است. آنچه اکنون در این منطقه میگذرد، از سیاست «زمین سوخته» هم فراتر رفته است.
وضعیت انسانی رقتباری حاکم است؛ روستاها و شهرها یکی پس از دیگری ویران میشوند و تا اینجا بیش از یک و نیم میلیون نفر آواره شدهاند. خانوادههایی هم که از جنوب لبنان به بیروت و دیگر مناطق کشور پناه میبرند، به دلیل شکافها و چنددستگیهای طایفهای و سیاسی، چندان مورد استقبال قرار نمیگیرند و زیر فشار قرار دارند.
از سوی دیگر، ارتش اسرائیل مناطق بیشتری را اشغال کرده و از تصرف قلعه تاریخی و راهبردی «شَقیف» خبر داده است؛ قلعهای که بر مسیرهای رود لیتانی و دشت مرجعیون اشراف دارد و حدود ۸۰ کیلومتر با جنوب بیروت فاصله دارد.
در مجموع، در حالی که حزب الله بر خلاف تصورات قبلی اسرائیل ظاهر شد و اکنون پهپادهای «FPV» آن به بزرگترین تهدید و دردسر برای آن تبدیل شدهاند، اما این رژیم رفته رفته در صرافت تغییر جغرافیای جنوب لبنان و ایجاد یک منطقه حائل در حدود ۵۶۸ کیلومتر مربع از این منطقه است.
واقعیت این است که یکی از انگیزههای آتشبس در جنگ علیه ایران، فراهم شدن امکان تمرکز اسرائیل بر لبنان بود. درگیر شدن اسرائیل به جنگ با ایران باعث شده بود که با وجود حملات سنگین و روزانه به لبنان، نتواند تمرکز کافی بهویژه برای عملیات زمینی در جنوب این کشور داشته باشد. ضمن اینکه حملات همزمان از لبنان و ایران، عملاً بخش بزرگی از جغرافیای اسرائیل را درگیر کرده و فشار امنیتی و اجتماعی خاصی ایجاد کرده بود. اما آتشبس نه تنها تنفسی برای ایران، آمریکا و منطقه بود؛ بلکه اسرائیل نیز از زیر بار فشار پیشگفته بیرون آمد و تمرکز لازم را روی جبهه لبنان پیدا کرد.
همچنین در پی وخیمتر شدن شرایط انسانی و ویرانی و آوارگی گسترده در جنوب لبنان، این حس میان مردم منطقه و آوارگان در حال گسترش است که به حال رها شده و تنها ماندهاند. البته نباید فراموش کرد که حتی پیش از ورود حزبالله به جنگ در کنار ایران، جنوب لبنان همواره در سطحی هدف حملات روزانه اسرائیل بود و اگر حزبالله هم وارد این جنگ نمیشد، تضمینی وجود نداشت که فجایع و جنایتهای امروز رخ ندهد.
در مجموع میتوان گفت با وجود تداوم قدرت آتش حزبالله، اما سرمایه ژئوپلیتیک ایران در جنوب لبنان در معرض تهدید وجودی و به تحلیل رفتن است.
در این میان هم در حالی که ایران همچنان در مذاکرات با آمریکا بر شمول لبنان در هر گونه توافقی پافشاری میکند و آن را از شروط چنین توافقی قرار داده است؛ اما واشنگتن عملا با کش دادن موضوع و مدیریت وقت فارغ از دلایل و انگیزههای دیگر، عملا در حال خرید زمان برای اسرائیل در لبنان نیز هست.
از این رو، احتمالا یکی دیگر از دلایل تعویق ازسرگیری حملات علیه ایران، نیاز اسرائیل به زمان بیشتر برای تمرکز بر جنگ در جنوب لبنان باشد؛ تا جنگ در این منطقه را به نقطه مطلوبی رساند. به طور کلی، جنگیدن همزمان در چند جبهه مطلوب اسرائیل نیست و ترجیح میدهد، در عین ملتهب نگه داشتن همه جبههها، تمرکز اصلیاش را روی یک جبهه بگذارد.
#صابر_گل_عنبری
🔵🔴چرا آمریکا ابرقدرت مانده است؟
تحلیل قدرت نشان میدهد که به رغم پیشتازی چین در شاخص برابری قدرت خرید(PPP)، ایالات متحده همچنان با تکیه بر تولید ناخالص داخلی ۳۲ تریلیون دلاری، جایگاه نخست جهانی را حفظ کرده است. ولی راز این ماندگاری در وسعت خاک یا جمعیت نیست، بلکه در شبکه پیچیدهای از پیوندها نهفته است که واشینگتن را به کانون تپنده امنیت جهانی تبدیل میکند.
ایالات متحده از طریق پیمانهای نظامی و امنیتی، سرنوشت خود را با ۹۳ کشور گره زده است. این عدد صرفا یک آمار نیست، بلکه نشاندهنده لایههای رسوخ آمریکا در ساختار دفاعی جهان است. نمود عینی این پیوندها را میتوان در خلیج فارس مشاهده کرد؛ جایی که کشورهای عربی نه تنها از طریق قراردادهای خرید تسلیحات، بلکه با میزبانی از پایگاههای حیاتی و پیمانهای دفاعی، بخشی از منظومه امنیتی آمریکا شدهاند. این وابستگی متقابل باعث شده تا هرگونه تغییر در توازن قدرت، هزینهای گزاف برای متحدان منطقهای داشته باشد.
در واقع، تفاوت بنیادین آمریکا با رقبایی مثل چین و روسیه در همین قدرت شبکهای است. چین اگرچه شانه به شانه آمریکا در شاخصهای اقتصادی حرکت میکند، ولی هنوز فاقد چنین شبکه گستردهای از متحدان متعهد است. بنابراین، زوال ابرقدرتی آمریکا نه با سقوط اعداد در جداول GDP، بلکه با سستی و بیاعتبار شدن این ۹۳ پیمان آغاز خواهد شد.(ناتو، اوکاس، اوکیناوا و..؟ اگر روزی واشینگتن نتواند چتر حمایتی خود را بر سر متحدانی نظیر اعراب خلیج فارس حفظ کند، آن روز نقطه رسمی تنزل این ابرقدرت به یک قدرت بزرگ معمولی خواهد بود.
پس آمریکا ابرقدرت است، تا پیوندهایش با اروپا، آسیای خاوری کاپیتالیست، جنوب خلیج فارس و...باقی است. در غیر این صورت سیاست بین الملل به کلی دگرگون خواهد شد.
✍یدا... کریمی پور/استاد ژئوپلیتیک
چین؛ متحد یا واسطه استراتژیک؟
کیومرث اشتریان
شرق ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
1- تفاوتی ظریف اما اساسی بین دو مفهوم «متحد» و «واسطه» وجود دارد. دلایلی چند وجود دارد که چین برای ایران بیشتر یک «واسطه استراتژیک» بوده است تا یک «متحد استراتژیک» و اگر قرار است روابط ایران و چین پایداری لازم را داشته باشد باید از «واسطه» به «متحد» گرایش یابد. واسطه استراتژیک مددکار شما و رابط حمایتگر شما در برخی بحرانهاست. اما منافع زیادی در حمایت از شما ندارد و واسطهگریاش را تا آنجا پیش میبرد که ضرری برای منافعش نداشته باشد. اساسا واسطهگری را برای دستیابی به منافع جاری یا استراتژیک خود به کار میگیرد چون با شما ارتباطات اقتصادی گستردهای ندارد. در بزنگاه حادثه هم کاملا علیه شما موضع میگیرد. چینیها بارها گفتهاند که برای تعمیق روابط اقتصادی با ما مشکلتان را با آمریکا حل کنید و این همان لحظهای است که تفکیک متحد را از واسطه بازمیشناساند. چینیها حتی توسعه روابط با کشورهای خلیج فارس را بر توسعه روابط با ایران برتری دادهاند. «متحد استراتژیک» پیوندهای قوی ژئوپلیتیک، نظامی، اقتصادی یا فرهنگی دارد که سبب میشود روابطی پایدار شکل بگیرد. در چنین صورتی طرفین بیش از پیش به گسترش روابط اقتصادی همت میگمارند و در مناسبات خود با طرفهای دیگری همچون آمریکا بهدلیل تعمیق روابط اقتصادی-ژئوپلیتیک ملاحظه روابط دوجانبه خود را میکنند. روابط ایران و چین در این سطح نیست و شماری از تحلیلگران و مقامات ایرانی هنوز به درستی به تفکیکِ «متحد-واسطه» دقت نکردهاند و هنوز چین را متحدی استراتژیک میپندارند. درحالیکه همین کشور در برخی قطعنامههای شورای امنیت و در ادعاهای امارات بر جزایر سهگانه منافع استراتژیک خود را بر واسطهگریهای گاه و بیگاه خود ترجیح داده و هنوز تفاهمنامه 25 ساله را اجرا نکرده است.
2- معضل یک واسطه آن است که وابستگی پدید آید و به «واسطه استراتژیک» تبدیل شود چون آن کشور میتواند دقیقا در راستای منافع مخالفان شما وارد معرکه شود. مثلا درباره تنگه هرمز منافع چین میتواند سبب شود شما از مزیت خود در تنگه هرمز استفاده نکنید و چین و آمریکا به یکدیگر بپیوندند. از همین رو بود که سالیانی چند بسیاری از تحلیلگران در بستن تنگه هرمز توسط ایران تردید داشتند. اینک همان لحظه تاریخی است که چین در آستانه مرز میان متحد و واسطه ایستاده است و ممکن است در واسطهگریاش در این موضوع حیاتی چرخشی به سوی آمریکا داشته باشد. واسطه استراتژیک میتواند یک بازی خطرناک باشد.
3- در نتیجه در میانه جنگ با آمریکا با سه مؤلفه مفهومی فرصتی اساسی برای ایران پدیدار شده است که روابط با چین به سطح اتحاد استراتژیک ارتقا یابد:
- نخستین مؤلفه خودآگاهی نسبت به تفکیک واسطهگری از اتحاد است و اینکه این دو را یکی نپنداریم. «خودآگاهی» نقطه عزیمت سیاستگذاری است. دلخوشی به واسطهگری سبب میشود سیاست خارجی اسیر روزمرگی شود .
- مؤلفه دوم توان بهرهبرداری از موفقیت نظامی ایران است. «استقلال عمل» ایران در مقابله با اسرائیل و آمریکا و بستن تنگه هرمز فرصتی برای این تغییر پارادایم است. ایران با پافشاری بر «استقلال عمل» خود از چین در تنگه هرمز میتواند آن را از واسطه به متحد تبدیل کند. به طریقی متناقضنما فاصلهگیری بیشتر از چین و استقلال عمل در تنگه هرمز و در ارتباط با همسایگان میتواند چین را به سوی اتحاد استراتژیک با ایران ترغیب کند و از واسطهگری اجتناب ورزد.
- مؤلفه سوم درک «قدرت تخریب» است. فرصتی مهم برای ایران پدیدار شده است که بتواند این معنا را جا بیندازد که توسعه در خلیج فارس و اجرای پروژههای بزرگ با اعراب بدون ایران ناممکن است. ایران علاوه بر موفقیت در مقاومت و بستن تنگه هرمز، نیروی سومی کشف کرده است و آن هم «قدرت تخریب» است. اگر این معنا از سوی ایران با جدیت جا بیفتد که نمیتوان با تحریم ایران، کاخهای شیشهای توسعه در منطقه به قیمت کوخ توسعهنیافتگی ایران بنا شود، کل بازی توسعه منطقهای متحول میشود. ایران کشف کرده است که میتواند هر بازی توسعه توسط دیگران را بهسادگی به هم بزند، مگر اینکه او هم در بازی باشد؛ یا آنکه پروژههای بزرگ نفت و گاز بهصورت مشترک یا با رعایت ملاحظات ایران در منطقه اجرا شود؛ و مگر آنکه امنیت دیگران وابسته به امنیت او باشد؛ و مگر آنکه... . با توسعه چنین درکی از فرصتهای ایران در منطقه، چین میتواند سرمایهگذاریهای بزرگ خود را در خلیج فارس بازبینی کند و بهصورت یک متحد استراتژیک همزمان برای ایران و کشورهای خلیج فارس ظاهر شود.
قابل توجه دوستان گرامی علوم سیاسی
تمامی خدمات مجموعه ما ادامه دارد و دوستانی که مشکل نت دارند از طریق شماره تماس اینجانب مرضیه محمدی و در تمام برنامه های داخلی پاسخگو خواهیم بود
09189021885
🔅دوستان علوم سیاسی در تمام مقاطع از کارشناسی تا دکتری جهت:
✅نگارش مقاله
✅نگارش پایان نامه
✅چاپ کتاب
✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی
✅ تبدیل پایان نامه به کتاب
🔆میتوانند با ایدی و شماره تماس اینجانب #مرضیه_محمدی
مدیر آکادمی سیاست
و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی
در ارتباط باشند
👇🏼👇🏼👇🏼
🔅جهت ارتباط و مشاوره:
👇👇👇
@Avant_grade_98
09189021885
✅کانال روش پژوهش در علوم سیاسی
👇🏼👇🏼
/channel/Policy_researcher
نقش هوش مصنوعی در جنگهای آمریکا و اسرائیل علیه جبهه مقاومت: نمونه موردی جنگ غزه(2023-2024)
علی باقری دولت ابادی
✅کانال علوم سیاسی
👇👇👇
/channel/politicalsciencce
🔺عراقِ ترامپ!
همزمان با لشکرکشی به منطقه برای جنگ احتمالی با ایران، ترامپ رویکردی سختگیرانهتر را علیه نفوذ منطقهای ایران در پیش گرفته است و از این رو، معرفی نوری مالکی، متحد تهران، از سوی بزرگترین فراکسیون پارلمانی عراق برای تصدی نخستوزیری را «اشتباه» خواند و بغداد را تهدید کرد.
حدود یک ماه پس از هشدار ترامپ پس از پافشاری المالکی بر نامزدیاش، آمریکا به طرق مختلف تهدید کرده است که اگر این انتخاب صورت گیرد، عراق را تحریم خواهد کرد. برگردان همین فشار جدی آمریکا، فشارهای داخلی در عراق و حتی در درون «چارچوب هماهنگی» برای انصراف مالکی بوده که او را نامزدی پست نخستوزیری کرده است.
این وضعیت، متحدان عراقی ایران را در تنگنای دشواری قرار داده است؛ از یک سو اگر بیتوجه به تهدیدهای ترامپ، مالکی را بر کرسی نخستوزیری بنشانند، باید خود را برای مواجهه با پیامدهای شدید آن آماده کنند که عراق در سایه اختلافات و شکاف موجود میان نیروهای سیاسی و همچنین کنترل آمریکا بر درآمدهای نفتی آن، این آمادگی را ندارد و کافی است که واشنگتن حساب بانکی درآمدهای نفتی عراق را ببندد. از سال 2003 پس از سقوط صدام کلیه درآمدهای نفتی عراق به حسابی در بانک مرکزی آمریکا واریز میشود.
از دیگر سو نیز اگر به این خواسته ترامپ تن دهند، عملا او در مقام آمر و ناهی عراق مینشیند و باید نامزدی برای این پست معرفی گردد که در نهایت مقبول ترامپ واقع شود. برگردان عملی آن هم جز این نیست که جهتگیری و سیاستگذاریهای کلان بغداد در دوره پیشرو به ویژه در سیاست خارجی باید از کانال ترامپ و دولتش بگذرد.
در گذشته آمریکا وقتی در یک کشور دولتی نامطلوب شکل میگرفت، معمولا از اهرم کودتا یا تقویت مخالفان و غیره استفاده میکرد، اما امروز دیگر ترامپ این روشهای غیر مستقیم را کنار گذاشته و مستقیما میخواهد تعیین کند که چه کسی به قدرت برسد و کی نرسد.
در واقع عزم ترامپ برای حذف مالکی و به قدرت رسیدن فرد دلخواهی مشابه اقدامی است که علیه مادورو در ونزوئلا انجام داد و با برداشتن او معاونش دلسی رودریگز را به قدرت رساند که اخیرا در استقبال از کریس رایت وزیر انرژی آمریکا شخصاً ساز نواخت و سنگ تمام گذاشت.
حالا اگر در نهایت «چارچوب هماهنگی» بر نخستوزیری مالکی پافشاری کند تا دوباره به قدرت برسد که البته چندان محتمل نیست، هیچ بعید نیست ترامپ از سر خشم عملا خود دست به کار شود و همان الگوی ونزوئلا را در عراق هم تکرار کند.
در پی تحولات دو سال اخیر منطقه به ویژه خروج سوریه از محور همسو با ایران و تشدید تحرکات آمریکا علیه حشد الشعبی، معرفی مالکی برای نخستوزیری، با توجه به نوع رابطهاش با تهران، بیش از آن که انتخابی صرفا داخلی بوده باشد، تلاشی هدفمند برای حفظ و تقویت جایگاه ایران در بغداد در این شرایط ناپایدار منطقهای بود.
بر این اساس، حذف مالکی و شکلگیری عراقِ ترامپ، صرفاً یک جابهجایی سیاسی نیست، بلکه واجد پیامدهای ژئوپلیتیک در منطقه است و میتواند موجب تسریع شکلگیری نظمی جدید شود.
به احتمال زیاد آمریکا در جریان رایزنیهای داخلی عراق، به ویژه در «چارچوب هماهنگی» برای معرفی مالکی بهعنوان نخستوزیر بوده است. با این حال، این پرسش مطرح میشود که آیا واشنگتن پیش از معرفی رسمی مالکی هشدار روشنی داده بود یا نه؟
اگر هشدار داده بود، چرا این انتخاب بیسر و صدا منتفی نشد تا عقبنشینی احتمالی بار حیثیتی پرپیامدی پیدا نکند؟
اگر هشدار نداده بود، آیا هدف این بوده که ابتدا مالکی معرفی شود و سپس ترامپ مانع نخستوزیری او شود تا به این ترتیب دورهای جدید از رویکرد بیپرده آمریکا در معادلات خاورمیانه و عراق رونمایی شود؟
البته مالکی حدود یک هفته پس از تهدید ترامپ، مواضعی غیرمنتظره اتخاذ کرد؛ مواضعی که روشن نیست تلاشی برای همسو نشان دادن خود با سیاست منطقهای آمریکا و برداشتن وتوی آن بوده است یا نه.
او در سوم فوریه از احمد الشرع ستایش کرد، او را «برادر» خواند و وعده داد در صورت رسیدن به نخستوزیری، فصل تازهای در روابط با دمشق بگشاید.
اما مالکی در همان گفتگوی تلویزیونی تا توانست به بشار اسد تاخت و او را به حمایت از تروریسم و صدور آن به عراق متهم ساخت.
این در حالی است که او چند ماه پس از به قدرت رسیدن الشرع، صراحتاً اعلام کرده بود که به هیچ وجه حاضر به دیدار با «جولانی» نیست و او را مسئول کشتار و ویرانی در عراق میدانست.
چنین چرخشی در منطق منافع، برای سیاستمداران پراگماتیست که مرغشان دو پا دارد و نه یک پا، امری غیرعادی نیست. از این منظر، شاید مالکی کوشیده باشد به منطقه و جهان پیام دهد که «مالکیِ دیروز» نیست.
با این حال، این «چرخش دیرهنگام» بعید است که برای آمریکا و متحدان در منطقه اطمینانخاطر ایجاد و رضایت ترامپ را جلب کند؛ مگر آنکه …...
#صابر_گل_عنبری
/channel/politicalsciencce
بودریار و پایان امر سیاسی
احمد خالقی دامغانی_ مصطفی انصافی
✅کانال علوم سیاسی
👇👇👇
/channel/politicalsciencce
ایرنا:
مذاکرات ایران و آمریکا حوالی ظهر آغاز میشود
/channel/politicalsciencce
موانع صلح و عوامل جنگ در خاورمیانه: یک رویکرد نئورئالیستی
سجاد محسنی
✅کانال علوم سیاسی
👇👇👇
/channel/politicalsciencce
🔅دوستان علوم سیاسی در تمام مقاطع از کارشناسی تا دکتری جهت:
✅نگارش مقاله
✅نگارش پایان نامه
✅چاپ کتاب
✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی
✅ تبدیل پایان نامه به کتاب
میتوانند با ایدی و شماره تماس اینجانب #مرضیه_محمدی،مدیر آکادمی سیاست و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی در ارتباط باشند
👇🏼👇🏼👇🏼
🔅جهت ارتباط و مشاوره:
👇👇👇
@Avant_grade_98
09189021885