-
🌱به کانال دنیای روان خوش آمدید 🌱هدف: ارائه و به اشتراک گذاشتن مطالب برای افزایش آگاهی در رشته روانشناسی با کمک یکدیگر 🌱 آشنایی با دانشمندان روانشناسی و معرفی نظریه ، کتاب ها و اثر گذاری آنها ارتباط با ما @H_psycheworld1 https://t.me/psyche_world1
📌چرا صمیمیت میتواند ترسناک باشد؟!
بسیاری از افراد از تنهایی شکایت می کنند اما هنگامی که رابطه ای واقعی و نزدیک شکل می گیرد عقب میکشند. آنها ممکن است بگویند؛ هر چه نزدیک تر میشد مضطرب تر می شدم. در نگاه اول این رفتار متناقض به نظر می رسد. مگر انسان به دنبال عشق و صمیمیت نیست؟! روانکاوی از دیرباز نشان داده است که مسئله به این سادگی نیست!
انسان نه فقط با دیگری واقعی بلکه با " ابژه های درونی" خود زندگی می کند. از دیدگاه روابط ابژه هیچ رابطه ای از نقطه صفر شروع نمی شود. هر فرد با جهانی از تصاویر، انتظارات، ترس ها و خاطرات ناهشیار وارد رابطه می شود؛ جهانی که در نخستین روابط زندگی، به ویژه رابطه با والدین شکل گرفته است.
صمیمیت فقط نزدیک شدن به یک انسان جدید نیست، صمیمیت یعنی؛ بیدار شدن تمام آن ابژه های درونی. کودکی را تصور کنید که مادری داشته که گاهی گرم و پذیرنده و گاهی سرد و بی تفاوت و یا طرد کننده بوده است. برای چنین کودکی عشق هرگز از اضطراب جدا نشده است. در دنیای درونی او "دوست داشته شدن" و " در معرض از دست دادن قرار گرفتن" به هم گره خورده است. سالها بعد وقتی کسی به او نزدیک می شود فقط لذت صمیمیت فعال نمی شود، بلکه همزمان ترس های قدیمی نیز بیدار می شوند.
صمیمیت فقط جرأت نزدیک شدن نیست، جرأت آسیب پذیر شدن است.
از منظر روابط ابژه؛ تنهایی گاهی دردناک است اما قابل کنترل است. در تنهایی فرد با ابژه های درونی خود زندگی می کند اما صمیمیت ابژه ای واقعی را وارد صحنه می کند و ابژه واقعی همیشه خطرناک تر است. زیرا می تواند؛ برود، ناامید کند، نبیند و تغییر کند. از منظر کلاین؛ صمیمیت همچنین ما را با اضطراب های عمیق تری مواجه میکند. در رابطه نزدیک نه فقط عشق بلکه حسادت، خشم، نیازمندی و ترس از دست دادن نیز فعال شود. هر چه ابژه ارزشمند تر، ترس از دست دادنش نیز دردناک تر میشود.
به همین دلیل؛ گاهی روان راه حل عجیبی پیدا میکند، به جای تحمل اضطراب فقدان احتمالی از صمیمیت اجتناب میکند. گویی ناهشیار می گوید؛ اگر نزدیک نشوم هرگز از دست نخواهم داد، اما بهای این دفاع سنگین است، زیرا انسانی که برای فرار از درد فقدان از صمیمیت اجتناب میکند، خود را از رشد روانی محروم میکند، زیرا؛ هر رابطه ای که بتواند اضطراب را تحمل کند، ناکامی را تاب بیاورد و همچنان ادامه یابد فرصتی است برای ترمیم جهان درونی ما.
/channel/psyche_world1
وابستگی عاطفی (Emotional Dependency)
وابستگی یعنی «من بدون تو هیچی نیستم». عشق واقعی یعنی «من با تو کاملترم، ولی بدون تو هم زنده و خوشحالم».
🔹تفاوت: عشق آزادی میاره؛ وابستگی زنجیر
/channel/psyche_world1
سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه
ماه های بسیار سختی رو گذراندیم و میگذرونیم ، چالش های بسیاری داشتیم و داریم ، اتفاقات ناگوار زیادی رخ داد که برای یکسری از ماها تبدیل به تروما و آسیب شد ، برای یکسری ظرفیت روانی رو کاهش داد و برای هر فرد نسبت به تفاوتهای خودش اثر سوء اش رو گذاشت.
امیدوارم تونسته باشید به بهترین شکل از این اتفاقات گذر کنید من هم با ادامه به اشتراک گذاشتن مطالب امیدوارم بتونم کمکی به خودم و شماها بکنم
سوالی دارید بپرسید.
@Mr_h_shafiee
همدلی در روانشناسی
همدلی (Empathy) در روانشناسی به عنوان توانایی درک و اشتراک احساسات، افکار و تجربیات دیگران تعریف میشود. این مفهوم یکی از پایههای مهم ارتباطات انسانی، رشد اخلاقی و رفتارهای اجتماعی است.
ابعاد اصلی همدلی:
1. همدلی عاطفی (احساسی):
· توانایی احساس کردن عواطف دیگران
· واکنش هیجانی مناسب به حالتهای عاطفی دیگران
· مثال: احساس ناراحتی هنگام دیدن فردی که گریه میکند
2. همدلی شناختی:
· توانایی درک دیدگاه و ذهنیت دیگران
· قراردادن خود در موقعیت ذهنی فرد دیگر
· درک اینکه چرا شخص خاصی احساس خاصی دارد
3. همدلی دلسوزانه (انگیزشی):
· علاوه بر درک و احساس، انگیزه برای کمک به دیگران
· حرکت به سمت اقدام حمایتی
✅چرا بعضیا با اینکه ناراحتی دیگری را میبینند ولی با آن ها همدلی نمیکنند ؟
۱. محدودیتهای شناختی و هیجانی فرد
· خستگی همدلانه: به ویژه در کمککنندگان حرفهای (پزشکان، مددکاران) یا افرادی که تحت استرس زیاد هستند.
· بار شناختی زیاد: ذهن درگیر مسائل خود فرد است و ظرفیت پردازش هیجانات دیگران را ندارد.
· نارسایی در "نظریه ذهن": مشکل در درک دیدگاه و احساسات دیگران (مشاهدهشده در برخی اختلالات یا ویژگیهای شخصیتی).
۲. مکانیسمهای دفاعی روانی
· بیحسی اخلاقی: کاهش حساسیت به رنج دیگران به دلیل مواجهه مکرر با صحنههای ناراحتکننده (مثلاً در فضای مجازی یا خبرهای منفی).
· انکار: نادیده گرفتن رنج دیگران برای محافظت از آرامش ذهنی خود.
· مقصر دانستن قربانی: توجیه رنج دیگران با این باور که "خودش مقصر است" تا از ناراحتی هیجانی اجتناب شود.
۳. فقدان ارتباط یا شناسایی
· فاصله اجتماعی یا فرهنگی: اگر فرد احساس کند شباهتی به دیگری ندارد (از نظر قومیت، طبقه، باورها).
· غریبه بودن: همدلی با نزدیکان و اعضای گروه خودی قویتر است.
· ناتوانی در تصویرسازی: مشکل در تجسم خود در موقعیت دیگری.
۴. عوامل موقعیتی و محیطی
· عجله و مشغله: در موقعیتهای شلوغ یا پراسترس (مانند شهرهای بزرگ).
· تأثیر تماشاگران: در حضور جمع، مسئولیتپذیری فردی کاهش مییابد (پدیده "پراکندگی مسئولیت").
· هنجارهای اجتماعی: در برخی محیطها، ابراز همدلی به عنوان ضعف تلقی میشود.
۵. ویژگیهای شخصیتی و اختلالات
· صفت شخصیتی: افرادی با صفات خودشیفتگی، ماکیاولیانیسم یا جامعهستیزی.
· اختلالات شخصیت: مانند اختلال شخصیت ضداجتماعی یا خودشیفته که نقص در همدلی جزء ملاکهای تشخیصی است.
· مشکلات رشدی: مانند اختلالات طیف اوتیسم (البته در این مورد اغلب مشکل در بیان همدلی است، نه لزوماً فقدان احساس).
۶. سوگیریهای شناختی
· سوگیری خودمحوری: تمرکز بر نیازها و دیدگاه خود به قیمت نادیده گرفتن دیگران.
· سوگیری گروهی: همدلی بیشتر با اعضای گروه خودی و کمتر با "غریبهها".
· فرض تشابه: تصور اینکه دیگران مانند ما فکر و احساس میکنند.
۷. ترس از درگیر شدن
· نگرانی از قضاوت: ترس از اینکه رفتار همدلانه ناشی از ترحم تفسیر شود.
· ترس از اشتباه: عدم اطمینان از نحوه واکنش مناسب.
· هراس از بار هیجانی: ترس از غرق شدن در احساسات منفی.
۸. تفاوت در تفسیر موقعیت
· کماهمیتانگاری: فرد ممکن است مشکل را کوچک یا موقت ببیند.
· عدم درک جدیت: ناتوانی در سنجش عمق رنج طرف مقابل.
جمعبندی
این رفتار معمولاً نتیجه یک عامل نیست، بلکه ترکیبی از عوامل درونی (شخصیتی، شناختی) و بیرونی (موقعیتی، فرهنگی) است. نکته مهم این است که همدلی یک مهارت است و در بسیاری موارد قابل پرورش و تقویت است. همچنین، گاهی آنچه به عنوان "عدم همدلی" دیده میشود، ممکن است ناشی از ناتوانی در ابراز همدلی (نه فقدان احساس) یا انتخاب روش حمایتی متفاوت باشد.
آگاهی از این عوامل میتواند به درک بهتر تعاملات اجتماعی و حتی تلاش برای کاهش موانع همدلی در خود و دیگران کمک کند.
/channel/psyche_world1
همدلی یکی از پیچیدهترین و مهمترین تواناییهای انسان است که نقش حیاتی در تشکیل جامعه، اخلاقیات و سلامت روان فردی و جمعی دارد. در رواندرمانی نیز به عنوان ابزاری قدرتمند برای ایجاد تغییر و رشد شناخته میشود.
/channel/psyche_world1
هیجانات غیرانطباقی، آن دسته از احساسات قدیمی، تکرارشونده و مقاوم به تغییر هستند که در پاسخ به موقعیت فعلی شکل نگرفتهاند؛ بلکه ریشه در:
زخم های قدیمی
نیازهای برآورده نشده دوران کودکی
و تجربه های نیمه تمام با افراد مهم زندگی دارند
این هیجانات، مانند:
تنهاییِ عمیق،
شرمِ بیارزشی،
خشمِ انفجاری،
حس رهاشدگی،
یا بیکفایتی مزمن،
با هیچ مداخلهٔ سادهای آرام نمیشوند:
~ نه با تسکین همسر،
~ نه با تغییر موقعیت،
~ و نه با ابراز هیجانی مستقیم.
این هیجانات اکوهای پابرجای گذشتهاند و پاسخ به اکنون نیستند.
/channel/psyche_world1
وقتی محتوا زودتر از احساس مخاطب حرکت میکند، بهجای امید، فاصله میسازد.
.
همراهی یعنی محتوا پیش از گفتن نتیجه، جایگاه احساسی مخاطب را ببیند.
همراهی مؤثر، یعنی درک کردن مخاطب در جایی که اکنون ایستاده است، نه نشان دادن مقصدی دور.»
/channel/psyche_world1
🎥چرا خشم سالم مهم است ؟
ما همه عصبانی می شویم ، معمولا بعدش هم میگیم
ای کاش یه کار هایی رو موقع عصبانیت انجام نمی دادم !
یا یه جور دیگه ای رفتار میکردم!
بعضی ها فکر می کنند پس هرگز نباید خشمگین بشن ؛
یا از خشم استفاده نکنند ؛
ما خشمگین می شیم ولی می تونیم اجازه ندیم که
خشم ما رو کنترل بکنه !
ما ازش استفاده می کنیم ، ( یعنی استفاده ابزاری از هیجان )
برای اینکه یاد آوری بشه داره به حریم مون تجاوز میشه !
در حقیقت یه سری از دیالوگ ها رو باید با اکت و حس خشم
بیان کرد ، تا اون تاثیری که مد نظر شماست بیان بشه ،
ولی این ابدا به معنای رفتار یا گفتار پرخاشگرانه نیست !
یعنی احساس خشم نباید و لزومی نداره به خشونت و آسیب و طرد
منجر بشه ...
/channel/psyche_world1
آگاهیم که همه یه ماها رنج کشیده هستیم ، در کمیت های متفاوت ، در رابطه های متفاوت در زخم های متفاوت ، ولی نقطه مشترک ما آدم ها اینه همه رنج دیده و حمل کننده آن هستیم ،
پس بیاید نقطه اشتراکمون که رنج هامون هست رو حداقل به اشتراک بگذاریم تا تاریکی های هم رو بهتر بشناسیم و ببینیم و ادراک همین که تنها نیستیم خودش دلگرمی زیادیه برای ادامه دادن ( البته که شناخت طرف مقابل و اطمینان به امنیت فرد مقابل ، قبل از خود افشایی مهم است)
پ ن : بدون قضاوت و آسیب زدن فقط دیگری رو بشنویم.
/channel/psyche_world1
هیجان ، نیروی زنده ی انگیزش و پیوند انسانی:
✍ هیجان و انگیزش در ژرفترین لایههای روان به هم گره خوردهاند.
بدون هیجان، هیچ نیرویی برای حرکت، تلاش یا پیوند وجود نخواهد داشت.
انگیزه از دلِ عاطفه برمیخیزد، و خودِ عاطفه پاسخی است به نیاز، رضایت یا ناکامی در رسیدن به هدف.
🧠 در واقع، هیجانها پیامآور نیازهای ما هستند؛
هر احساس، نشانهای از یک خواستهی درونی یا هدف برآوردهنشده است.
در مقابل، نیازها نیز محرکی برای تنظیم یا تجربهی هیجاناتاند.
در روابط صمیمی، نیازهایی چون دلبستگی، تأیید، اعتماد به نفس و احساس امنیت بر پایهی هیجان شکل میگیرند:
بدون اضطراب و آرامش، جستوجوی دلبستگی معنا ندارد.
⬩بدون ترس، اجتناب از آسیب ممکن نیست.
⬩ بدون علاقه، مشارکت و حضور آگاهانه شکل نمیگیرد.
⬩ بدون خشم، ابراز وجود و مرزگذاری ممکن نمیشود.
⬩ بدون غرور و شرم، هویت و ارزشمندی معنا ندارد.
⬩ و بدون شور و لذت، پیوند انسانی از گرما تهی میشود.
💞 هیجان، جوهر ارتباط انسانی است؛
زبان خاموشی که ما را به هم پیوند میدهد، قبل از آنکه واژهای رد و بدل شود.
♻️ وقتی این چرخه را درک کنیم، میفهمیم چرا انسانها بهطور طبیعی به سمت روابط حمایتی و عاشقانه کشیده میشوند، زیرا چنین روابطی هیجاناتِ خوشایندِ امنیت و آرامش را فعال میکنند..
و چرا از روابط قضاوتگر یا سرد دوری میکنند، چون آنها هیجانات دردناکِ شرم و طردشدگی را بیدار میسازند.
✨ به بیان دیگر،
انگیزش، از دلِ هیجان زاده میشود؛ و هیجان، راهنمای انگیزش است.
از همینرو، در رواندرمانی هیجانمدار، ازدواج و روابط صمیمی صرفاً پیوندهای اجتماعی نیستند،
بلکه "نظامهایی برای تنظیم هیجاناند"
جایی که انسانها از طریق احساسات، معنا میسازند، دلبستگی را تجربه میکنند و زخمهای خود را التیام میبخشند.
/channel/psyche_world1
ما فقط فرزندان والدینمان نیستیم، بلکه وارث اضطرابهای ناتمام آنهاییم.
ترسهایی که گفتنی نبودند، درون ما ادامه پیدا میکنند.
/channel/psyche_world1
✅✅دفترچه ثبت نام آزمون دکتری ۱۴۰۵/channel/psyche_world1
Читать полностью…
🌍 تکامل هیجانات؛ زبان مشترک بقا
✍ نظام هیجانی انسان طی میلیونها سال تکامل پیدا کرده تا به ما کمک کند زنده بمانیم و رابطههایمان را حفظ کنیم.
┈┅┅━⬩━┅┅┈
● اگر به شش هیجان پایه نگاه کنیم، میبینیم هر کدام پاسخی است به یک نیاز حیاتی:
𝟏. اندوه😢 → در پاسخ به فقدان شکل میگیرد و ما را به گریه یا دوری وامیدارد.
𝟐. شادی 😃 → وقتی نیازی برآورده میشود، ما را به ادامه تلاش و نزدیکتر شدن سوق میدهد.
𝟑. خشم 🔥 → زمانی که از رسیدن به هدف محروم میشویم یا مرزهایمان نقض میشود، انرژی دفاع و تلاش را فعال میکند.
𝟒. ترس 😨 → در برابر خطر یا تهدید ایجاد میشود و ما را به "فرار، میخکوب شدن یا گوش به زنگی" وادار میکند.
𝟓. شرم🙈 → وقتی در چشم دیگری کوچک میشویم، ما را به جستوجوی تعلق و پذیرش سوق میدهد.
𝟔. دوست داشتن و عشق ❤️ → از جاذبه و میل به نزدیکی میآید و ما را به پیوند، مراقبت و درگیر شدن در رابطه دعوت میکند.
❍✨ این هیجانات نشان میدهند که احساسات ما فقط واکنشهای ساده نیستند، بلکه ابزارهاییاند که در طول تاریخ برای بقا و پیوندهای انسانی تکامل یافتهاند.
هیجانات پایه مثل یک «قطبنما» عمل میکنند؛ اگر به پیام آنها گوش بدهیم، مسیر سالمتری برای زندگی و رابطههایمان پیدا میکنیم
/channel/psyche_world1
● در زوجین، ارتباطِ هیجانی نه فقط در سطح کلامی "verbal" و هوشیار "conscious"، بلکه به صورت غیر کلامی "nonverbal" نیز رخ میدهد و قویاً متأثر از #فیزیولوژی است.
👩❤️👨 جالب است بدانید زوجین در سطح ضربان قلب، تنفس، تعریق و سلامت جسمی یکدیگر تاثیر میگذارند.
⬩ زمانی که دو نفر به شکلی صمیمانه ارتباط برقرار میکنند، تمامی انواع واکنشهای عصبی شیمیایی رخ میدهند.
⬩ زوجین صمیمی بدون آنکه بدانند، فورانهای کوچکی از انتقال دهندههای عصبی "neurotransmitters"را در یکدیگر تولید و در نتیجه پیامهایی را در سراسر بدن همسر منتشر میکنند.
🔹 محبت با لذت همراه میشود ؛
و نگاه یا تماس شخص مورد علاقه #اندروفینها را به سفری پیچیده در بدن شخص میفرستد.
این سفر، لذتبخشی خاصی دارد چرا که اندروفینها مخدرهای طبیعی اند که درد را از بین میبرند و تولید لذت میکنند.
🔸 با این حال، زمانی که افراد موضعگیری یا ابراز خصومت میکنند، #تستوسترون و #آدرنالین و #کورتیزول ، همگی افزایش مییابند؛
عضلات تنیده میشوند؛
و قلب تندتر میزند.
♥️🧠 رابطه به وضوح به معنای ازدواج مواد شیمیایی و گیرندههای عصبی است ( اکرمن )
◈ #لزلی_گرینبرگ
◈ #روندا_گلدمن
/channel/psyche_world1
ما نمیدانیم که خوشبختی و بدبختی فینفسه چیست ولی میدانیم عدم تناسب بین آرزوها و توانایی برآوردن آن است که سبب بیچارگی میشود. اگر انسان میخواهد خوشبخت باشد باید زندگانی را در خویشتن متمرکز سازد و اراده و آرزوی خود را در حدود توانایی خویش به کار ببرد...
ژان ژاک روسو
/channel/psyche_world1
آبراهام مازلو (در بابِ خودشکوفایی و حقیقت استعداد)
«اگر تو به طور آگاهانه، کمتر از آنچه که تواناییاش را داری باشی، به تو قول میدهم که تا آخر عمرت یک نارضایتی عمیق و همیشگی همراهت خواهد بود. ما همهمان یک پتانسیل بزرگ، یک “خودی” که هنوز کشف نشده، درونمان داریم. ترس از این استعدادها، ترس از این است که اگر واقعاً همان کسی باشیم که پتانسیلش را داریم، چقدر زندگیمان تغییر میکند. خیلیها ترجیح میدهند در حاشیه امن خود بمانند و خودشان را به دروغ کوچک نشان دهند تا مبادا زیرِ بارِ مسئولیت بزرگ بودن خودشان له شوند. اما زندگی، به معنای واقعی، یعنی به نهایت توانایی خود رسیدن؛ یعنی نترسیدن از نوری که درونمان است.
/channel/psyche_world1
بسیاری از انسان ها آن قدر عميـق بـه خودشـان گوش نمی دهند که به احساسشان پی ببرند. برای مثال نمی دانند چگونه چنان عمیق به همکاران خود گوش بدهند که بهترین افکار آنها را بیرون بیاورند. مدت ها طول کشید تا بفهمم چگونگی گوش دادن من به آدم هـا تعيين كننـده چگونگی حرف زدن آنها با من است. از این مسأله شاکی بودم که آدمهای نزدیکم حقیقت را به من نمی گویند تا این که متوجه شدم تقریباً بـه هـمـه بـا فیلتر قضـاوت گوش می دهم. اگر آدمها احساس نکنند که می توانند بدون قضاوت شنیده شوند، حقیقت را نخواهند گفت. یک مهارت کلیدی در گوش دادن، شیوه گوش دادن به خودتان و به ویژه احساس هایتان است. بسیاری از شما با عیب جویی شدید با خودتان حرف می زنید و به خودتان گوش می دهید؛ انگار مصـمـم بـه یـافتن تقصیری در خود هستید. راه بهتری برای گوش دادن به خودتان ـ و دیگران - این است که با دلی بخشنده و گشوده به خود گوش دهید و آزادی حس کردن هر احساسی را تجربه کنید.
گی هندریکس
یک سال زندگی آگاهانه
ص 110 و 111
/channel/psyche_world1
🧠 چرا هوش مصنوعی نمیتواند روانشناس واقعی باشد؟
۱. نبودن درک و تجربهٔ انسانی
هوش مصنوعی احساس، همدلی واقعی، رنج، شادی، ترس یا عشق را تجربه نمیکند.
روانشناسی متکی بر درک عمیق تجربهٔ انسانی است.
۲. ناتوانی در تحلیل ظرافتهای رفتار انسان
روانشناس واقعی از:
لحن
زبان بدن
سکوتها
ارتباطات پنهان
سابقهٔ زندگی
هزاران نشانهٔ غیرکلامی دیگر تحلیل میکند.
هوش مصنوعی چیزی نمیبیند و حس نمیکند جز متن یا صدا.
۳. نداشتن مسئولیت اخلاقی و حقوقی
روانشناس باید:
مسئولیتپذیر باشد،
تحت کنترل اخلاق حرفهای باشد،
خطاهایش پاسخگویی قانونی دارد.
درحالیکه هوش مصنوعی مسئولیتی نمیپذیرد.
۴. خطر تشخیص اشتباه و آسیب روانی
تشخیصهای روانشناسی بسیار پیچیدهاند.
تشخیص غلط میتواند آسیب جدی بزند (مثلاً اضطراب را افسردگی عمیق تشخیص دهد).
۵. ناتوانی در پیگیری بلندمدت و تغییر پایدار
درمان روانشناختی فرآیندی:
طولانی،
مرحلهبهمرحله،
مبتنی بر رابطهٔ درمانگر–مراجع
است.
هوش مصنوعی رابطهٔ درمانی واقعی ندار
بی دعوا، بی بحران، دو نفر کنار هم، همه چیز خوب است جز اشتیاق.
گاهی آدمی را نه #بیمهری از پا میاندازد نه #فراق. آنچه #عشق را خاموش میکند تکرار تصویری است که دیگر تازه نیست.
آدم از زیاد دیدن، زیاد شنیدن، خسته میشود. #تکرار، حتی عشق را فرسوده میکند.
وقتی دیگر نپرسیم، وقتی نخواهیم بفهمیم، #صمیمیت آرام آرام میمیرد.
#عادت عاشق را کر میکند، نه بیمهری میکشد نه فراق؛ بلکه تکرار چهرهای که دیگر شنیده نمیشود.
تصور اینکه «او را میشناسم» یکی از خطرناکترین باورها درباره رابطه است.
برای حفظ زنده بودن #رابطه، باید جا برای ناشناختهها بگذاریم.
هر بار از نو دیدن یعنی پذیرفتن اینکه آدمها تغییر میکنند، حتی در رابطه نزدیک.
صمیمیت واقعی یعنی هنوز هم بتوانی با کنجکاوی گوش بدهی.
دو نفر بودن یعنی بتوان تنها ماند در حضور دیگری. رابطهای زنده است که در آن تنهایی هم جا دارد.
اگر رابطه زنده نیست گاهی لازم است مکث کنی. چه چیزهایی را ندیدی یا نشنیدی؟ بازگشت از همین سکوتها شروع میشود.
/channel/psyche_world1
#رواندرمانی فقط برای علائم نیست. کمک میکند برای اولین بار درباره زندگیات فکر کنی، در معنای واقعیِ فکر کردن: چه میخواهی، از چه میترسی و چرا همان راهی را رفتهای که دیگران برایت نوشتهاند. #تغییر از همین جا شروع میشود.
/channel/psyche_world1
برای تغییر باید از هیجان ثانویه گذشت و به هیجانات زیرین آن رسید یعنی هیجان اولیه و نیاز پشت آن را دید.
مثال: دوستم همه یه همکلاسی هایم را به تولدش دعوت کرد ولی من را دعوت نکرد ، منم هم از اون خشمگین شدم و کلا از گروه و جمع خودم رو حذف کردم.
🌱 هیجان ثانویه : خشم
🌱هیجان اولیه: شرم ( ناشی از من ارزشمند نبودم ، من دوسداشتنی نبودم)
🌱نیاز: ارزشمندی و تعلق و صمیمیت
/channel/psyche_world1
✅ شکل گیری شخصیت
🟠 نیاز اساسی انسان، داشتن کسی است که بتواند با او رابطه صمیمی و امن برقرار کند. فردی که بتواند ارتباط احساسی قابل اعتماد به او عرضه کند و در کنار او صمیمیت و امنیت تجربه نماید. انسان با نیاز به صمیمیت و امنیت متولد می شود و شخصیت بر اساس میزان دریافت صمیمیت و امنیت رشد و تکامل می یابد.
🟠 پایه های اولیه رشد شخصیت بر اساس نیاز به صمیمیت و امنیت در رابطه با والدین، مخصوصا مادر جوانه می زند. اختلال در رابطه اولیه نوزاد- مادر منجر به عواقب دردناک شدیدی می شود.
در سال ۱۷۶۰ یک اسقف اسپانیایی متوجه شد، بچه های پرورشگاه علی رغم اینکه از نظر جسمی، سالم بودند و تغذیه و محل زندگی آنها استانداردهای بالایی داشت، می مردند. پژوهش دیگری نشان داد، در بیمارستان، در مقایسه با سایر بچه ها، بچه یتیم هایی که از نوازش و تماس احساسی محروم بودند، جان می دادند. مرگ ناگهانی این کودکان را به قحطی صمیمیت و عدم احساس امنیت نسبت داده اند.
🟠 به دلیل اهمیت اولین تماس فیزیکی نوزاد با مادر در شکل گیری شخصیت و بقای روانی، به محض تولد و رسیدگی اولیه به نوزاد، او را در آغوش مادر می گذارند. زیرا مادر اولین پایگاه امنیت و صمیمیت نوزاد است.
/channel/psyche_world1
شفای بعضیها #لطف بیشتر است، شفای بعضیها #مسئولیتپذیری بیشتر.
شفای برخی در #همدلی بیشتر است و شفای برخی دیگر در #مرز گذاشتن.
شفای بعضیها در #رهاکردن است و شفای بعضیها در چگونگی ورود کردن.
شفای برخی در صحبت کردن است و شفای برخی دیگر #سکوت.
شفای بعضی بازگشت به #گذشته است و شفای بعضی در رها کردن آن.
شفای برخی افراد در یادگیری نحوهٔ دادن است و شفای برخی دیگر #یادگیری نحوهٔ گرفتن است.
و بسیاری از ما بینابین تمامی اینها در رقصیم
./channel/psyche_world1
🧠 سیستم لیمبیک قلب هیجانی مغز:
✍ در عمق مغز، جایی میان منطق و غریزه، ساختاری نهفته است به نام نظام لیمبیک (Limbic System)؛
❤️ سیستمی که فرمانروای احساسات، حافظه و رفتارهای غریزی ماست.
هر لحظهای که عشق میورزی، میترسی، خشمگین میشی یا اشک میریزی، در واقع لیمبیک سیستم در حال هدایتته.
اجزای کلیدی سیستم لیمبیک:
𝟏. آمیگدالا (Amygdala)
💂 نگهبان همیشگی هیجانات!
او خطر را حس میکند، ترس و خشم را شعلهور میسازد و در لحظهی بحران، سریعتر از عقل واکنش نشان میدهد.
وقتی از صدایی ناگهانی میپری، در واقع آمیگدالا تصمیم گرفته پیش از آنکه فکر کنی!
┈┅┅━━┅┅┈
𝟐. هیپوکامپ (Hippocampus)
📚 کتابخانه ی عاطفی مغز.
خاطرات احساسی را ثبت و نگهداری میکند.
به همین دلیل، لحظات احساسی سالها در ذهن زنده میمانند، حتی اگر جزئیات منطقیشان فراموش شوند.
┈┅┅━━┅┅┈
𝟑. هیپوتالاموس (Hypothalamus)
🌉 پلی میان ذهن و بدن.
با ترشح هورمونها، واکنشهای جسمی هیجان را تنظیم میکند: ضربان قلب بالا، لرزش، تعریق یا احساس گرما در هنگام هیجان—all از فرمانهای اوست.
┈┅┅━━┅┅┈
𝟒. سینگولیت گایروس (Cingulate Gyrus)
₪ ناظر ارتباطی میان احساس و تفکر.
به ما کمک میکند در شرایط هیجانی، تصمیمهای سنجیدهتری بگیریم یا درک کنیم چه احساسی داریم و چرا.
نقش سیستم لیمبیک در درمان هیجان مدار
در رویکرد هیجانمدار (Emotion-Focused Therapy)، احساسات صرفاً واکنش نیستند، بلکه مسیرِ تغییراند.
این درمان، مستقیماً با سیستم لیمبیک کار دارد (جایی که هیجانات ذخیره و تجربه میشوند).
وقتی فرد به جای فرار از احساس، با آن روبهرو میشود، در واقع دارد اتصال عصبی میان لیمبیک سیستم و بخش منطقی مغز را بازسازی میکند.
و این، همان لحظهی شفای درونی است 🌱
┈┅┅━━┅┅┈
جمع بندی:
✦ آمیگدالا = مرکز هیجانات خام
✦ هیپوکامپ = حافظه عاطفی
✦ هیپوتالاموس = نظیم کننده واکنش های جسمی
✦ سینگولیت گایروس = پل احساس و تفکر
┈┅┅━┅┅┈
🕊 لیمبیک سیستم، قلبِ زندگیست، جایی که انسان بودن، معنا میگیرد.
/channel/psyche_world1