psychoanalysis96 | Unsorted

Telegram-канал psychoanalysis96 - "روانکاوی و آرزومندی"

1178

سوسن حاجی‌زاده شاهسوار روانکاو، نویسنده و پژوهشگر 👈 این کانال جهت مطالعه‌ی بالینی‌کاران، افرادِ تحتِ روانکاوی و همچنین علاقمندان به موضوعاتِ زبان و اندیشه می‌باشد. @psychanalyste_88 👈 ارتباط با ادمین

Subscribe to a channel

"روانکاوی و آرزومندی"

کیس Paula:

پائولا رفتاری جنگ‌جویانه و مقابله‌ای دارد، اما این رفتار صرفاً تخریبگر نیست. نفرت و خشم او نسبت به والدین نشان می‌دهد که او برای عشق و رابطه‌اش با آنها ارزش قائل است. او این احساسات شدید را به‌عنوان راهی برای مواجهه با عشقِ طاقت‌فرسای والدین به‌کار می‌برد. در واقع، پرخاشگری او تلاش ناخودآگاهانه‌ای است برای یافتن هویتی مستقل و کنترل رابطه. 
در این مثال، نفرت پائولا معنایی فراتر از مخالفت دارد:
او با شدتِ نفرتش نشان می‌دهد که رابطه هنوز زنده است و او هنوز می‌خواهد دیده، شنیده و در آن ارتباط باقی بماند حتی اگر این نفرت آشکار و هیجانی باشد. 
بولاس می‌گوید این نوع نفرت وقتی ارزشمند و قابل فهم می‌شود که آن را به‌عنوان ابزاری برای نگه‌داشتن پیوند عاطفی ببینیم، نه فقط نیرویی تخریب‌گرایانه.

منبع:
Christopher Bollas, “Loving hate,” The Annual of Psychoanalysis (1984).

/channel/psychoanalysis96

Читать полностью…

"روانکاوی و آرزومندی"

در فرهنگ ایرانی یلدا مظهرِ تجلی نور در تاریکی است.
شبی‌ست که جهان در سکوتی ژرف فرو می‌رود و تاریکی، آیینهٔ جان آدمی می‌شود.
آتش‌ها آرام می‌سوزند و دانه‌های انار، همچون تجربه‌های خاموشِ زندگی، سرخی خود را سخاوتمندانه آشکار می‌کنند.
این شب، مکثی‌ست میان بودن و گذشتن،
جایی که جان می‌داند شادی و اندوه، پیش از آنکه در جهان رخ دهند، در ژرفای او خانه دارند.
فال‌ها، قصه‌ها و خاطره‌ها، تنها آینه‌ای‌ هستند برای بازشناختن خویشتن در گسترهٔ هستی.
یلدا می‌گذرد،
و کسی که در حالت مکاشفه‌، سکوت و تامل کرده است به آرامشی ژرف دست می‌یابد از اینرو که نه از تاریکی می‌هراسد، و نه از روشنایی شگفت‌زده می‌شود،
چرا که فهمیده است هر نفس، پژواکی‌ست از جهانِ درون او.

یلدا بر شما مبارک

/channel/psychoanalysis96

Читать полностью…

"روانکاوی و آرزومندی"

می‌پرسند کشتن اقتدار والد یعنی چه؟

یعنی کودک (و بعدتر بزرگسال):
اقتدارِ والد را به‌عنوان یک قدرتِ بیرونی، مطلق و بالای سرِ خود از بین ببرد تا بتواند آن اقتدار را درونِ خودش بازسازی کند.

Читать полностью…

"روانکاوی و آرزومندی"

پدرکشی، قتلی عاشقانه

هانس لووالد، روان‌کاو برجسته‌ی مکتب روابط ابژه، پدرکشی را نه کنشی صرفاً خصمانه، بلکه فرایندی تحولی و عاشقانه می‌داند. از نظر او، کودک برای بالغ‌شدن و تبدیل‌شدن به سوژه‌ای مستقل، باید اقتدار بیرونی پدر را «بکُشد» تا بتواند آن را درونی کند.
این قتل نمادین از نفرت نمی‌آید، بلکه از عشق، وابستگی و همانندسازی سرچشمه می‌گیرد؛ زیرا پدر منبع معنا، قانون و پیوند با واقعیت بوده است. اگر پدر بی‌اهمیت بود، نیازی به این قتل نبود.
در پدرکشیِ موفق، پدر نابود نمی‌شود؛ بلکه به صورت ابرمن بالغ، وجدان زنده و ساختار معنا‌بخش درونی به حیات خود ادامه می‌دهد.
شکست در این فرایند یا به اطاعت کودکانه می‌انجامد، یا به طغیان و خلأ معنا.
به این معنا، پدرکشی نزد لووالد قتلی برای حفظ و دگرگون‌سازی است، نه برای ویرانی.

منبع:

Loewald, H. W. (1979). The Waning of the Oedipus Complex. International Journal of Psychoanalysis, 60, 1–16.


/channel/psychoanalysis96

Читать полностью…

"روانکاوی و آرزومندی"

مهربانی، بلوغ روانی و شجاعتِ بی‌صدا

فیلیپس ریشه‌های مهربانی را در نخستین تجربه‌های مراقبت جست‌وجو می‌کند؛ در لحظاتی که کودک، دیده و نگه داشته شده است. از همین رو، مهربانی نه فرمانی اخلاقی، بلکه ظرفیتی روانی است: توانایی بودن با دیگری، بی‌آنکه خود را حذف کنیم یا او را ابزاری برای آرامش خویش سازیم. مهربانیِ بالغ مرز دارد؛ از خود آگاه است، اما در خود فروبسته نمی‌شود.
در جهانی که با شتاب، رقابت و بهره‌وری افراطی تعریف شده، فیلیپس از مهربانیِ بی‌صدا دفاع می‌کند؛ مهربانی‌هایی که نه در ژست‌های بزرگ، بلکه در کنش‌های کوچک و روزمره زندگی می‌کند. مهربانی‌هایی که دیده نمی‌شود، اما دوام می‌آورد.

/channel/psychoanalysis96

Читать полностью…

"روانکاوی و آرزومندی"

مهربانی نزد آدام فیلیپس شکلی از شجاعت است. شجاعتِ باز ماندن به دیگری، در جهانی که مدام ما را به بستنِ خود فرامی‌خواند.


/channel/psychoanalysis96

Читать полностью…

"روانکاوی و آرزومندی"

«جرج الیوت: زنی که با نام مردانه سخن گفت»

مری آن اوانز زن بود، اما نامی مردانه بعنوان جرج الیوت بر پیشانی کتاب‌هایش نگاشت.
جرج الیوت نامی بود برای عبور از دیواری که پیش از خوانده‌شدنِ متن، نویسنده را قضاوت می‌کرد.
در نوشتن او، زبانی جریان دارد که نه مطیع اقتدار است و نه رامِ قالب‌ها؛ زبانی نزدیک به آنچه کریستوا «نیمه‌گفته»، «پیشا‌نمادین» و آمیخته به تن و عاطفه می‌نامد. الیوت از دل تجربه‌های خاموشِ زنانه می‌نوشت، از رنج، تردید، همدلی، اما برای آن‌که این صدا به قلمرو عقل و اخلاق راه یابد، نقابی مردانه بر چهره‌اش زد.
نام مردانه، نه انکارِ زن‌بودن، که حفاظی بود برای زبانی که می‌خواست پیش از داوری‌شدن، شنیده شود. متن‌هایش از درون شکاف میان «آنچه می‌توان گفت» و «آنچه باید پنهان بماند» زاده شدند؛ جایی که معنا هنوز کاملاً منجمد نشده و صدا، لرزشِ زندگی را با خود دارد.
خودش انگار پاسخ را داده بود:
«اگر هنر همدلی انسان را گسترش ندهد، از نظر اخلاقی کاری نکرده است.»


/channel/psychoanalysis96

Читать полностью…

"روانکاوی و آرزومندی"

"ما انسانها دو بار میمیریم: زمانی که وقتمان سر آمده باشد و هنگامی که عزیزی را از دست داده باشیم".
کتاب سوگ و مالیخولیا کاوشی روانکاوانه در این تجربه‌ی بنیادین بشری است که به تفاوت عمیق میان سوگ، که طغیانی غم‌آلود علیه سرنوشت است و مالیخولیا، که فروافتادن در ورطه‌ی رنج است، میپردازد.


/channel/psychoanalysis96

Читать полностью…

"روانکاوی و آرزومندی"

در لحظات فروپاشی، روانکاو چگونه باید عمل کند؟

در این لحظات روانکاو با ثبات، سکوت و توجه کامل به بیمار، فضایی امن ایجاد می‌کند تا هیجان شدید و تجربه‌ی خام به تدریج قابل بازتاب شود. روانکاو ممکن است به آرامی هیجان را نام‌گذاری کند:
«به نظر میاد الان ترس شدیدی داری».
این جمله کوچک به بیمار کمک می‌کند دوباره فاصله ذهنی با تجربه پیدا کند، تنش و آشفتگی به حداقل رسیده و بیمار آرام گیرد.

هیچ مداخله، پند یا تحلیل فوری ارائه نمی‌شود، چارچوب جلسه حفظ می‌شود، و روانکاو تنها حضور امن خود را در اختیار بیمار می‌گذارد. این روش همان چیزی است که روانکاوی فریبرن و کرنبرگ در مورد فروپاشی لحظه‌ای و نقش روانکاو توضیح داده‌اند.
در این لحظه، روانکاو همچون ستون ثابت عمل می‌کند، اجازه می‌دهد تا بیمار خود را دوباره تنظیم کند و ظرفیت بازتاب و پردازش هیجانی بازگردد.


/channel/psychoanalysis96

Читать полностью…

"روانکاوی و آرزومندی"

لحظه‌ی فروپاشی: روانکاو چه می‌بیند؟

فروپاشی روانی لحظه‌ای است که فرد دیگر نمی‌تواند تجربه، هیجان و بازتاب از خود را همزمان نگه دارد. ذهن و بدن وارد حالت بقا می‌شوند و تجربه دیگر قابل روایت یا فاصله‌گذاری ذهنی نیست.
روانکاو این لحظه را با نشانه‌های ظریف می‌بیند: تغییر تُن صدا، کوتاه شدن جملات، تپش قلب، فشار سینه، بی‌قراری بدن. افکار صفر_صد و مطلق می‌شوند و خودِ بازتاب‌دهنده از دست می‌رود. در ذهن روانکاو، انتقال متقابل فعال می‌شود و نزد بیمار او ناگهان در نقش نجات‌دهنده یا تهدیدکننده قرار می‌گیرد.
تشخیص فروپاشی در لحظه یعنی روانکاو بفهمد که تنها تجربه زندگی می‌شود، نه روایت؛ هیجان شدید است و بدن جلوتر از ذهن عمل می‌کند. حضور ثابت و تحمل هیجانات بیمار، ابزار اصلی بازگرداندن ظرفیت بازتاب و تنظیم روانی است.


/channel/psychoanalysis96

Читать полностью…

"روانکاوی و آرزومندی"

صرف نظر از اينكه چه كسي هستيم، كودك، بزرگسال، دانشمند، شاعر، روحاني، مذهبي، عشاق یا روانكاو، گوش دادن بستری ضروری برای بلوغ روانی ماست.
من توجه‌ام را دراين كتاب به همين مساله‌ی ظريف و مهم معطوف كرده‌ام. اگرچه بايد اعتراف كنم تمركز اين كتاب تا حدودي محدود به گوش دادن در موقعيت درماني است.
در هنگام مطالعه‌ی اين كتاب، لطفاً نه تنها به صدای من و گذشتگان من و بيمارانی كه در اينجا به آنها اشاره شده است، بلكه به صداي افكار و احساسات خودتان نيز گوش كنيد.
گروه سرودي از كلمات هدايتگر و احساسات روشنگر در اين كتاب در انتظار شماست، پس به دقت گوش كنيد...

Читать полностью…

"روانکاوی و آرزومندی"

نسخه الکترونیکی کتابِ گوش دادن روانکاونه در سایت طاقچه گذاشته شده است.
نسخه‌ی پی‌دی‌اف کتاب را میتوانید از لینک  زیر دریافت کنید.

https://taaghche.com/book/137424/%DA%AF%D9%88%D8%B4-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87

Читать полностью…

"روانکاوی و آرزومندی"

پارچمینه‌ (1888–1953) روان‌کاو و نورولوژیست فرانسوی بود. وی بنیان‌گذار نگاه روان‌تنی در روان‌کاوی فرانسه محسوب می‌شود.
او نخستین روانکاوی بود که اظهار کرد بسیاری از بیماری‌ها و دردهای جسمی، بیان ناهوشیار تعارضات روانی هستند. درواقع به گفته‌ی او روان و بدن بخش‌هایی از یک کل واحدند.

/channel/psychoanalysis96

Читать полностью…

"روانکاوی و آرزومندی"

"Les enfants sont les symptômes des parents".
Françoise Dolto

«کودکان، تجلّیِ ناخودآگاهِ والدین‌ هستند.»
فرانسواز دولتو


/channel/psychoanalysis96

Читать полностью…

"روانکاوی و آرزومندی"

در همان جلسه‌ی روانکاوی این فرآیند به کودک کمک کرد تا آگاهی به انگیزه‌اش برای نوشتن نامه‌ی مرتبط با تجربه ناخوشایند شب گذشته و اضطراب ناشی از آن شود.
کودک توانست پیوند میان هیجانات خود و رفتارش را بفهمد و آگاهانه ابزار نمادین خود — آلیش و نامه‌نگاری — را به کار گیرد تا اضطراب و هیجانات متناقضش را مدیریت کند.
کودک با نامه‌نگاری و دلبستگی به آلیش، فضایی ایجاد می‌کند که می‌تواند هیجانات متناقض را تجربه، سازماندهی و ترمیم کند.
بقول مسعودخان این رفتار در کودکان نمونه‌ای از مقاومت روانی و سازگاری طبیعی کودک است و نشان می‌دهد او چگونه توانسته امنیت روانی خود را بازسازی و مرز ایگو را تثبیت کند.


/channel/psychoanalysis96

Читать полностью…

"روانکاوی و آرزومندی"

نفرت عاشقانه: نفرت به‌مثابه‌ی پیوند

کریستوفر بولاس می‌گوید نفرت همیشه تخریب‌گری نیست. گاهی نفرت را تجربه می‌کنیم نه برای آسیب رساندن، بلکه برای اینکه رابطه را حفظ کنیم. این نفرت نشان می‌دهد دیگری هنوز برای ما مهم است، در حالیکه بی‌تفاوتی دردناک‌تر از نفرت است، چون نشان می‌دهد برای کسی اهمیتی نداریم. وقتی نفرت را با آگاهی تجربه کنیم، می‌تواند به مهربانی واقعی و عشق بالغ منجر شود. نفرت عاشقانه، نه تخریبی بلکه ابزاری برای ارتباط عمیق است.
بولاس در بخش Loving Hate توضیح می‌دهد که بعضی بیماران نفرت را نه برای نابود کردن دیگری، بلکه برای حفظ رابطه‌ تجربه می‌کنند.

/channel/psychoanalysis96

Читать полностью…

"روانکاوی و آرزومندی"

«کشتن اقتدار والد» یعنی این‌که فرد یاد بگیرد بدون اینکه پدر یا مادر بالای سرش باشند، خودش بتواند درست و غلط را بفهمد و تصمیم بگیرد.
نه این‌که با پدر و مادر بجنگد یا آن‌ها را نفی کند؛ بلکه این‌ صدای قانون از بیرون، تبدیل شود به صدای درونِ خودش.

مثال خیلی روزمره:
قبلش: «این کار بد هست چون بابا گفته».
بعدش: «این کار بد هست چون خودم می‌فهمم چرا بده»

همین.

Читать полностью…

"روانکاوی و آرزومندی"

اگر این «قتل» رخ ندهد چه می‌شود؟

فرد یا همیشه منتظر تأیید اقتدار بیرونی می‌ماند و اطاعت کورکورانه میکند،
یا علیه هر اقتداری شورش می‌کند (بدون داشتن اقتدار درونی).
هر دو، نشانه‌ی ناتمام‌ماندن این فرایندند.

Читать полностью…

"روانکاوی و آرزومندی"

بگفته هانس لووالد:
«رشد روانی نه با حذف والدین، بلکه با دگرگون‌کردن حضور آنان در درونِ خود حاصل می‌شود.»



/channel/psychoanalysis96

Читать полностью…

"روانکاوی و آرزومندی"

مهربانی به‌مثابه آگاهی از آسیب‌پذیری

در نگاه آدام فیلیپس، مهربانی نه رفتاری نمایشی است و نه فضیلتی ساده و اخلاقی که بتوان آن را با توصیه و نصیحت به دست آورد. مهربانی، در عمیق‌ترین معنایش، شیوه‌ای از بودن با آسیب‌پذیری انسان است؛ پاسخی خاموش به این آگاهی که هم ما و هم دیگری، همواره در معرض رنج و شکستگی هستیم.
فیلیپس مهربانی را حاصل پاکی نیت نمی‌داند، بلکه برآمده از شناخت تاریکی‌های درون انسان می‌بیند؛ جایی که همدلی و پرخاشگری، میل به نزدیکی و ترس از وابستگی، هم‌زمان حضور دارند. مهربانی راستین نه از انکار این تضادها، بلکه از توانِ تحمل آن‌ها زاده می‌شود. انسان مهربان کسی نیست که خشم یا خودخواهی را تجربه نمی‌کند، بلکه کسی است که اجازه نمی‌دهد این نیروها رابطه را ویران کنند.
در این معنا، مهربانی نوعی مکث است؛ خودداری‌ِ آگاهانه در برابر میل به آسیب‌زدن، و تلاشی آرام برای حفظ پیوند با دیگری.

/channel/psychoanalysis96

Читать полностью…

"روانکاوی و آرزومندی"

از نگاه ژولیا کریستوا، نوشتن برای زن نه فقط ابزار بیان، که محل خلق هویت و مقاومت است؛ جایی که زبان مرزهای جنسیت را به چالش می‌کشد و امکان زندگی دوباره می‌دهد.
الیوت با این نام مستعار، هم جهان را شنیدنی کرد و هم خود را، در لایه‌های پنهان و عمیق، آزاد ساخت.
شاید بتوان گفت این نام مستعار همچون دریچه‌ای بود برای عبور صدای زنانه از میان دیوارهای مردسالار جامعه.
نوشتن برای او عبور از مرز تن بود؛ گویی متن باید از بدن زنانه جدا می‌شد تا اجازهٔ حضور پیدا کند. در جهانی که معنا با اقتدار گره خورده بود، او نامی برگزید که بدن نداشت، جنسیت نداشت، فقط صدا داشت.
بی‌جهت نیست که کریستوا می‌گوید:
"زنان با زبان، جهان را دوباره می‌سازند و خود را در آن بازمی‌یابند."


/channel/psychoanalysis96

Читать полностью…

"روانکاوی و آرزومندی"

ایمان بزرگ از آسایش زاده نمیشود، بلکه از رنج و کشمکش بوجود می‌آید.


/channel/psychoanalysis96

Читать полностью…

"روانکاوی و آرزومندی"

جملات کتاب سوگ و مالیخولیا

«سوگ عصیانی است غم‌آلود. ماتمی لبریز از یأس. عزای عزیزان طغیانی است خسته از ستیز با سرنوشت. آدمی در سوگ موجودی است عاصی که شعله‌ی سرکش خود را همواره با آتش پریشانی بارور میسازد و حرکت گیتی را نامعقول و آشفته میپندارد. در چنین دور باطلی است که هر لحظه به نیستی آری میگوید و میپرسد: آیا زندگی ارزش زیستن دارد؟ اما آنان که به دام مالیخولیا فرو می‌افتند به محرومیت از عافیت اکتفاء نکرده به ورطه ژوئیسانس که عین رنج و الم است، می‌پیوندند.»


/channel/psychoanalysis96

Читать полностью…

"روانکاوی و آرزومندی"

در این راستا فیربرن می‌گوید:
روان انسانی می‌تواند به شکل سیستم بسته‌ای باشد که در برابر جهان بیرونی مقاومت می‌کند. فروپاشی یا شکست این ساختارِ بسته همان مسأله‌ای است که ما در لحظات فروپاشی روانی تجربه می‌کنیم؛ یعنی وقتی ساختارهای دفاعی و روابط درونی تابِ مواجهه با واقعیت یا ابژه‌ها را ندارند و فرو می‌ریزند.


/channel/psychoanalysis96

Читать полностью…

"روانکاوی و آرزومندی"

فروپاشی، لحظه‌ای وجودی در روان است که در ساختار روانی، بازتاب و نمادپردازی موقتاً فرو می‌ریزد و توانِ پردازش از دست می‌رود، آنگاه روان صرفاً واکنش خامِ هیجانی نشان می‌دهد.


/channel/psychoanalysis96

Читать полностью…

"روانکاوی و آرزومندی"

آیا گوش کردن روانکاوانه با گوش کردن عادی و رومزه متفاوت است؟

تمرکز بر صحبت کردن بیمار و درمانگر باعث شده است تا به چگونگی گوش‌دادن دو طرف به یکدیگر توجهی نشود. پیش‌نیازهای گوش‌دادن تحلیلی چه هستند؟ آیا در طول جلسات تحلیلی تنها به یک نوع گوش‌دادن نیاز داریم؟ اگر به بیش از یک نوع گوش‌دادن نیاز داریم، چه چیزی باعث می‌شود تا نوع خاصی از گوش‌دادن را در یک لحظه مشخص استفاده کنیم؟ چگونه انواع مختلف گوش‌دادن بر مداخلات فرد تأثیر می‌گذارد؟ روانکاو هنگام گوش‌دادن به چه چیزی توجه می‌کند؟ آیا او به کلمات، شکاف‌های بین کلمات یا موسیقی که جلسه‌ی روانکاوی را در بر می‌گیرد، گوش می‌دهد؟ آیا می‌توان به سکوت‌ها، تصاویر بصری، تغییرات نحوۀ نشستن و دیگر نشانه‌های غیرکلامی «گوش» فرا داد؟ آیا گوش‌دادن روانکاو باید محدود به آنچه بیمار می‌گوید یا انجام می‌دهد، باشد یا می‌تواند به ذهن و رفتار خودش نیز توجه کند؟ و سؤالاتی از این دست. کتاب گوش دادن تحلیلی به این مسالۀ ظریف و مهم توجه می‌کند.

Читать полностью…

"روانکاوی و آرزومندی"

پارچمینه معتقد بود انسان را نمی‌توان به دو قلمرو «بدن» و «روان» تقسیم کرد؛ هر علامت جسمی ادامه همان درامی است که در ناهوشیار جریان دارد.
او بر این باور بود که وقتی امکان نمادسازی و بیان تعارضات روانی از کار می‌افتد، بدن تبدیل به صحنۀ نمایش ناخودآگاه می‌شود و رنج‌های نگفته را به زبان درد، فلج، تنگی نفس یا نشانه‌های دیگر بیان می‌کند.
بنابراین روان‌تنی نه یک بیماری جداگانه، بلکه روان‌رنجوری‌ای‌ست که از مسیر بدن عبور کرده است.

سهم بزرگ او این بود که روان‌کاوی را از اتاق تحلیل به بسترهای بیمارستانی و تجربه‌های بالینی برد و نشان داد فهم ناهوشیار بدون فهم تجلیات جسمانی‌اش ناقص می‌ماند.

/channel/psychoanalysis96

Читать полностью…

"روانکاوی و آرزومندی"

«بدن انسان، زبانِ ناخودآگاه است و بیماری روان‌تنی، بخشی از قلبِ روان‌رنجوری است.»

ژرژ پارچمینه روانکاو


/channel/psychoanalysis96

Читать полностью…

"روانکاوی و آرزومندی"

بنابراین آبژه یا شیءِ انتقالی در تجربه کودک، «همیشه جان سالم به در می‌برد» و خشم کودک را تحمل می‌کند،این دقیقا همان چیزی است که روانکاویِ وینی‌کات مطرح میکند.
همانطور که آلیش در مورد بالا، با تحمل خشم کودک، نقش نگهدارنده و تنظیم‌کننده هیجانات را ایفا کرده است؛ و همین باعث شده کودک بتواند بعداً نامه بنویسد و هیجاناتش را نمادین بیان کند.

/channel/psychoanalysis96

Читать полностью…

"روانکاوی و آرزومندی"

"یادداشتی از یک جلسه‌ی روانکاوی"
رازنامه‌‌ی آلیش: خشم و عشق

دختر بچه ای ۷ ساله وارد جلسه شد و به‌طور ناگهانی شروع به نوشتن نامه‌ای برای آلیش، عروسک مورد علاقه‌اش، کرد. پس از مشاهده رفتار، مشخص شد انگیزه نامه‌نگاری مربوط به شب گذشته است؛ شبی که آلیش با ادرار دخترک آلوده شده بود.
در جریان جلسه، کودک در تداعی‌هایش که نامه، عشق و محبت به آلیش بود، نشان داد که او در تلاش برای بیان هیجاناتی است که با آن شب، درهم آمیخته بودند و بخوبی اضطراب، خشم و نگرانی را آشکار می‌کرد. بیانی اغراق‌آمیز از عشقش به آلیش.
او با نامه‌نگاری، در حقیقت سعی داشت خشم و عشق خود را به شکل نمادین بیان و تعدیل کند تا دوباره حس امنیت روانی خود را بازسازی نماید.


/channel/psychoanalysis96

Читать полностью…
Subscribe to a channel