688
#راه_نو انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
ترامپ: من ۸ جنگ را متوقف کردم اما متأسفانه ممکن است اکنون جنگ نهم را آغاز کنم
Читать полностью…
برای هر سناریویی آماده باشید؛
نیازها (برای دستکم دو هفته):
تهیه غذای خشک و کنسروهایی که قابل مصرف بدون نیاز به گرم شدن هستند، تهیه پد بهداشتی، دارو، شمع، فندک، جعبهی کمکهای اولیه، پاوربانک (یا حتی مُبَدل فندک خودرو به شارژر)، باتری، آب آشامیدنی، تکمیل ظرفیت سوخت خودرو، چراغ قوه، رادیو ساده کوچک (مهم - برای دریافت اطلاعات در صورت قطع سایر راههای ارتباطی)
بایدها:
مسئولیت پذیری و کنترل وضعیت محلات براساس دستورالعملهای مدیریت بحران الزامی است تا از نظامی شدن و کنترل محلهها توسط نیروهای بسیج آتش به اختیار جلوگیری شود.
از افراد مسن، باردار و کودکان، برای تردد و تهیه نیازهای اولیه حمایت کنید.
از رفتارهای هیجانی، آسیبزا و شایعهپراکنی پرهیز کنید.
یادداشت شماره تلفنهای اضطراری (خویشاوندان، مراکز درمانی و همسایگان معتمد) روی کاغذ.
تعیین یک نقطه ملاقات خانوادگی در صورت قطع ارتباط یا تخلیه اجباری منطقه.
نگهداری مواد ضدعفونیکننده، صابون، کیسه زباله ضخیم، و دستکش برای حفظ بهداشت در شرایط قطع آب یا برق.
سرگذشت کوتاهی از هانا آرنت
هم او بود که از دست نازی
ها گریخت.
و سپس باقی عمرش را صرف هشدار دادن به ما کرد: خطر واقعی دیکتاتور نیست، خطر آن لحظهای است که مردم عادی دیگر نمیتوانند میان حقیقت و دروغ تمایز قائل شوند.
برلین .
هانا آرنت ، ۲۷ ساله، در سلول گشتاپو نشسته است.
او بهخاطر کاری که رژیم نازی آن را خیانت میدانست دستگیر شده بود؛مطالعه دربارهی یهودستیزی.
هشت روز بازجویی شد. سپس، با ترکیبی از شانس و دلسوزی یک افسر، آزاد شد.
او بلافاصله از آلمان گریخت. اول به چکسلواکی، سپس به فرانسه. و وقتی فرانسه به دست نازیها افتاد، بهعنوان «بیگانه دشمن» در اردوگاهی در پیرنه بازداشت شد.
او دوباره فرار کرد، از کوهها گذشت، از اسپانیا و پرتغال عبور کرد و سرانجام در سال ۱۹۴۱ سوار کشتیای شد که او را به نیویورک برد.
او به آمریکا رسید، با تنها دارائیش؛ جانش… و پرسشهایش .
چگونه این ممکن شد؟
چگونه یکی از تحصیلکرده ترین و فرهیختهترین ملتهای جهان به بربریت سقوط کرد؟
چگونه مردم عادی — معلمان، پزشکان ، همسایهها — توانستند به شرکتکنندگان در قتل نظاممند تبدیل شوند؟
هانا آرنت چهل سال بعدی زندگیاش را صرف پاسخ دادن به این پرسشها کرد.
او در سال ۱۹۰۶ در هانوفر آلمان، در خانوادهای یهودی و سکولار به دنیا آمد . پدرش را در هفتسالگی از دست داد.
مادرش او را در فضایی از آزادی فکری پرورش داد. هانا فلسفه را نزد مارتین هایدگر و کارل یاسپرس آموخت.
او درخشان بود. همه این را میدانستند.
اما یهودی بودن در آلمان نازی یعنی اینکه درخشش ذهنی دیگر ارزشی نداشت.
وقتی هیتلر به قدرت رسید، مسیر دانشگاهی او فرو پاشید. سپس امنیتش.
او به پناهنده تبدیل شد. و بعد، به متفکری که قرار بود فهم ما از استبداد را دگرگون کند.
کتاب «خاستگاههای توتالیتاریسم» منتشر شد.
این اثر سنگین، جامع و انقلابی بود.
آرنت در آن تحلیل کرد که چگونه آلمان نازی و روسیه استالینی — با وجود ایدئولوژیهای ظاهراً متضاد — هر دو نظامهایی توتالیتر ساختند که نه تنها بدنها، بلکه خود واقعیت را نابود میکردند.
او نوشت :«سوژهی ایدهآل حکومت توتالیتر نه نازیِ متعصب است و نه کمونیستِ متعصب، بلکه کسی است که برای او تمایز میان واقعیت و خیال، میان درست و نادرست، دیگر وجود ندارد.»
این بینش هولناک او بود:
توتالیتاریسم به مؤمنان نیاز ندارد، به مردمی نیاز دارد که دیگر نمیدانند چه چیزی واقعی است.
یک رژیم چگونه واقعیت را نابود میکند؟
آرنت سازوکار آن را شناسایی کرد؛ دروغگویی مداوم و بیشرمانه.
نه برای اینکه تو را به یک دروغ خاص قانع کند،
بلکه برای اینکه توانائیت را در تشخیص حقیقت نابود کند.
برای دیکتاتورها، واقعیتها حقایق عینی نیستنذ، بلکه همان چیزی هستند که قدرت اعلام میکند.
و وقتی دروغها آنقدر دائمی و فراگیر میشوند، اتفاقی ترسناک میافتد؛
مردم در نهایت هم به همهچیز باور میکنند و هم به هیچ چیز.
فکر میکنند همهچیز ممکن است و هیچچیز حقیقت ندارد.
یک روزنامهنگار فرانسوی از آرنت درباره ریچارد نیکسون و رسوایی واترگیت میپرسد.
او ۶۸ سال دارد و شاهد است که یک دموکراسی دیگر با رهبرانی دست وپنجه نرم میکند که مدام دروغ میگویند.
پاسخ او سرد و لرزه آور است:
«اگر همه همیشه به شما دروغ بگویند، نتیجهاش این نیست که شما دروغها را باور کنید، بلکه این است که دیگر هیچ چیز را باور نمیکنید.
و مردمی که دیگر نتوانند به چیزی باور داشته باشند، دیگر نمیتوانند نظر و داوری داشته باشند.
آنها نهتنها توان عمل کردن ، بلکه توان فکر کردن و قضاوت کردن را از دست میدهند.
و با چنین مردمی میتوان هر کاری کرد.»
این دستورالعمل است مدام دروغ بگو. وقتی گیر افتادی، باز هم دروغ بگو. به کسانی که حقیقت را میگویند حمله کن.
فضا را از اطلاعات نادرست پر کن تا مردم از جستوجوی واقعیت دست بکشند.
بعد هر کاری که میخواهی بکن، مردم دیگر فلج شدهاند.
اما چیزی که بیش از همه آرنت را آزار میداد، این بود؛
کسانی که دست به جنایت میزنند، هیولا نیستند .
در سال ۱۹۶۱، او در دادگاه آدولف آیشمن شرکت میکند. افسرنازی مسئول لجستیک هولوکاست، او انتظارداشت شرّ مجسم راببیند! یک شیطان.
اما در عوض، یک کارمند اداری کسلکننده را دید.
آیشمن نه از نفرت یا ایدئولوژی، بلکه از جاهطلبی ، اطاعت و فقدان اندیشیدن حرکت میکرد .
او گفت که فقط «دستورها را اجرا میکرد».
آرنت این را «ابتذال شر» نامید.
او نوشت:
«حقیقتِ تلخ این است که بیشترِ شَرّ توسط کسانی انجام میشود که هرگز تصمیم نگرفتهاند خوب باشند یا بد.»
وضعیتی که این چهل روز گذروندیم، دقیقاً با جملهی شاهرخ مسکوب توصیف میشه:
«گفت: نمردیم و چه چیزها دیدیم.
گفتم: ای کاش مرده بودیم و نمیدیدیم.»
تسلیت به همه مردم عزیزمون و خانوادههای داغدیده 🖤
📛 #فوری / ادعای ترامپ:
«ما اکنون در واقع تعداد بیشتری از کشتیها را به سمت ایران اعزام میکنیم.
امیدواریم بتوانیم به یک توافق برسیم. اگر به توافق برسیم، خوب است.
اگر هم به توافق نرسیم، خواهیم دید چه اتفاقی میافتد.»
سه سال از اون شب گذشت
موهاشو طوری کوتاه کردن که مثلا خلاف کار دیده بشه، چشماش اجازه نداد
✅زهی خیال باطل ! اگر فکر می کنید با خاندان مدلل برخورد قضایی شود.
ابولحسن و علی اکبر خلیلی برادران حمزه خلیلی معاون اول فعلی قوه قضائیه در ۲۰ شرکت از شرکتهای خاندان مدلل شراکت دارند. / فریبرز کلانتری
💦قاضی القضات!
تق تق تق، تتق تق
- جلسه دیگه رسمیه.
اگر من رئیس دادگاه انقلاب ملی بشوم، مقامات درجه یک نظام ولایی را تبعید می کنم. گول قدرت و ثروت را خوردند. انسان جایزالخطاست. امان از نفس اماره.
وزرا، وکلا، امرا و روسا را زندانی می کنم با هفته ای یک شب جمعه ملاقات حضوری. رافت سکولاریزم. مامور بوده اند و معذور. تقصیر آستینش بود.
نیروی سرکوب ارزان آدم می کشد. می تواند شلیک کند به پا ولی می زند به چشم. کوت عقده است و مضر برای اجتماع. اعدام باید گردد.
- تنفس اعلام می کنم.
تق!
jamalsanatnegar
آدم یکبار که بیشتر عمر نمیکند، یکبار هم بیشتر نمیمیرد، خوب پس مرگ یکبار شیون هم یکبار.
جای آنکه بیحرف و بیصدا مثل خر زیر بار بترکیم؛ بگذار در حالی که داریم برای حق ِزندگیمان میجنگیم، بمیریم.
پا برهنهها/زاهاريا استانكو
گلزار وطن شد از شما خارستان
ایران عزیز گشت تاتارستان
صد مرتبه بر شما شرف دارد سگ
سگ حمله نمیکند به بیمارستان
#سیدحامد_احمدی
ملتی که به فرهنگ ملی چندین هزار ساله خودش پشت کند و دشمنان خاک و وطناش را تکریم کند سرنوشت اش زوال و بردگی است
Читать полностью…
⭕️وقتی دولت را تحویل گرفتید؛ دلار ۵۹ هزار تومان، سکه ۳۷ میلیون، طلا گرمی ۳ میلیون و ۴۰۰ و بهترین برنج ایرانی زیر ۱۰۰ هزار تومان بود، چند تا راهحل دیگر بدهید، قطعاً چیزی از ملت ایران نمیماند!
راه حل مناسب، زیر خاک رفتن عامل بدبختی ملت ایران است
حالا حساب کنید اگر فضای مجازی نبود این قبیل فسادها از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش میشد!؟ بعید میدونم وترس حکومت ازین فضاست نه ۲۰ و۳۰ تلویزیون
Читать полностью…
تمام تلاشهایمان در طول
چهل و اندی سال
فقط برای برداشتن آوار بود،
ما هیچی نساختیم....!
ترامپ عملاً به جمهوری اسلامی 10 روز وقت داده؛
یعنی اگه تواین 10 روز توافقی صورت نگیره میخواد حمله نظامی کنه و احتمالاً ازاونجایی که آمریکاییها دنبال حمله غافلگیرانه هستن اگه بخواد حملهای صورت بگیره به 10 روز هم نمیکشه
دان که قدرت سخت مستی آورد
عقل از سر ، شرم از دل میبرد
(مولانا)
کبوتری که کفتار شد!!
قدرت در بسیاری از مواقع میتواند تاثیرات عمیقی بر شخصیت و رفتار فرد داشته باشد. تاریخ پر است از نمونههایی که نشان میدهند انسانها وقتی قدرت بیشتری مییابند، تغییراتی در نحوه تعاملشان با دیگران و همچنین در تصمیمگیریهایشان به وجود میآید. این تغییرات میتواند مثبت یا منفی باشد، ولی در بسیاری از موارد، افراد با دست یافتن به قدرت، نسبت به احساسات و رنج دیگران بیتفاوتتر میشوند. این پدیده را میتوان در قالب نظریات روانشناختی و اجتماعی مختلف بررسی کرد.
در روانشناسی اجتماعی، یک نظریه وجود دارد که میگوید قدرت میتواند فرد را از احساسات و همدلی دور کند. افرادی که در موقعیتهای قدرت قرار دارند، ممکن است کمتر به نیازها و خواستههای دیگران توجه کنند و بیشتر به منافع خود یا اهداف کلان سازمانی فکر کنند. این به دلیل تغییر در نحوه پردازش اطلاعات است. افرادی که احساس قدرت دارند، بیشتر به سمت تصمیمات سریع و قاطع میروند و به جزییات و احساسات دیگران کمتر توجه میکنند.
در مواقعی که قدرت به فردی منتقل میشود، او ممکن است به مرور زمان نسبت به مسائلی چون رنج، نابرابری یا بیعدالتی حساسیت کمتری پیدا کند. این اتفاق به ویژه در سیستمهای حکومتی یا اجتماعی رخ میدهد که قدرت متمرکز است و هیچ نظارتی بر اعمال و تصمیمات قدرتداران وجود ندارد. به مرور، بیرحمی در برابر دیگران عادی میشود و به بخشی از رفتار فرد تبدیل میگردد.
در طول تاریخ، هم در جوامع کوچک و هم در امپراتوریهای بزرگ، شاهد این بودهایم که افرادی که به قدرتهای مطلق دست یافتهاند، اغلب از احساس همدلی با مردم خود فاصله گرفتهاند. برای مثال، بسیاری از فرمانروایان استبدادی که حکومتهای خود را بر اساس ترس بنا کردهاند، نسبت به رنج و فقر مردم بیتوجه میمانند. نیکولای چائوشسکو، دیکتاتور رومانی، یا حتی رژیمهای نازی در آلمان نمونههای برجستهای از این قبیل هستند.
یک نکته مهم دیگر این است که قدرت میتواند هویت فردی را تغییر دهد. زمانی که کسی قدرت زیادی را تجربه میکند، ممکن است به تدریج احساس کند که از دیگران برتر است یا بر آنها تسلط دارد. این احساس ممکن است فرد را به سمت تصمیماتی هدایت کند که به جای ایجاد رفاه برای عموم، بیشتر به نفع خودش یا گروههای خاص باشد. در این راستا، قدرت میتواند به نوعی "حس برتری" کاذب ایجاد کند که منجر به بیرحمی و قساوت در مواجهه با دیگران شود.
تاریخ
گویند عبدالملکبنمروان پیش از رسیدن به قدرت، یکی از فقهای مدینه به شمار میرفت و به زهد، عبادت و دینداری شهرت داشت و اوقات خود را در مسجد با عبادت سپری میکرد، به طوری که به او «حمامة المسجد» یعنی کبوتر مسجد میگفتند.
او مشغول خواندن قرآن بود که خبر مرگ پدرش (مروان) را به او رساندند.
با شنیدن این خبر، قرآن را بست و گفت:
"سلام علیک، هذا فراق بینی و بینک!»
«اکنون بین من و تو جدایی افتاد و دیگر با تو کاری ندارم!»
او بهراستی از قرآن جدا شد و در اثر غرور، چنان دستخوش مسخ شخصیت گردید که مورخان از کارنامه سیاه حکومت او به تلخی یاد میکنند. طی تاریخ اسلام عبدالملک نخستین کسی بود که غدر و خیانت ورزید [عمروبنسعید بنالعاص را پس از اماندادن کشت]، مردم را از سخنگفتن در حضور خلیفه منع کرد و از امربهمعروف جلوگیری کرد.
او در مدت حکومت طولانی خود، چنان با ظلم، فساد و بیدادگری خو گرفت که نور ایمان در دل او بهکلی خاموش شد.
خود نیز روزی به این امر اعتراف کرد و به سعیدبنمسیب گفت: چنان شدهام که اگر کار نیکی انجام دهم، خوشحال نمیشوم و اگر کار بدی از من سر زند، ناراحت نمیگردم. سعید گفت: مرگِ دل در تو کامل شده است.
راغب اصفهانی در کتاب محاضرات میگوید که عبدالملک میگفت: من از کشتن مورچه مضایقه داشتم و در حال حاضر، حجاج بن یوسف برای من مینویسد که عده زیادی از مردم را کشته و در من هیچ اثری نمیکند!
روزی "زُهری" به او گفت: شنیدهام که شرب خمر میکنی؟ گفت: بله و الله، خون هم مینوشم!!!
آری دنیاطلبی اینگونه قساوت را بر قلب حمامة المسجد سرازیر میکند.
آنچ منصب میکند با جاهلان
از فضیحت کی کند صد ارسلان
عیب او مخفیست چون آلت بیافت
مارش از سوراخ بر صحرا شتافت
جمله صحرا مار و کزدم پر شود
چونک جاهل شاه حکم مر شود
مال و منصب ناکسی که آرد به دست
طالب رسوایی خویش او شدست
زانک قدرت سخت مستی آورد
عقل از سر ، شرم از دل میبرد
در باور کهن ایرانی، عدد چهل نماد کمال و پختگی است. چهلمین روز مرگ، مرز میان «زاری» و «بیداری» است. پایکوبی بر مزار جاویدنامان یک دهنکجی تاریخی به اهریمن است؛ پیامی به بدخواهان که: مرگ سرخ، شکست نیست؛ کمال است.
Читать полностью…
شهیدلر اؤلمز ماهنی سی🖤
جوانلاریمیز نور ایچینده یاتاسیز😢🥹
اورئی یانان آتا و آنالار بیزده سیزلرله کدرلیک 💔
اسمِ اعظمِ الاهی «نان» است.
سایلی پرسید از آن شوریدهحال
گفت «اگر نامِ مِهینِ ذوالجلال،
میشناسی بازگوی ای مردِ نیک»
گفت: «نان است، این بِنَتوان گفت لیک»
مرد گفتش «احمقی و بیقرار
کِی بوَد نامِ مِهین نان، شرم دار!»
گفت «در قحطِ نِشابور، ای عجب
میگذشتم، گرْسِنِه، چل روز و شب
نه شنودم هیچجا بانگِ نماز
نه دری بر هیچ مسجد بود باز
من بدانستم که نان نامِ مهینْست
نقطهٔ جمعیّت و بنیادِ دینْست
عطّار، مصیبتنامه،
به مقدمه، تصحیح و تعلیقات
دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی
.
⚪️◽️کسی چه می دونه، شاید یه روز تو کتابهای تاریخ نوشتن، یه وارد کننده حریص و طماع #نهادههای_دامی که به سود زیر چند صد درصد راضی نبود، به تنهایی فتیله سقوط یک نظام سیاسی ۵۰ ساله رو روشن کرد! / علی برنایی
#مسعود_مدلل
🔺نه
مینویسند حکومت معمم ها و مذهبی ها بقدری بیعرضه و فشل بود که یک تاجر فیتیله اش را پایین کشید.
ذلیل و حقیر و عاجز که باشی به بادی بند هستی / فرهنگ
خیلی نایسی برا وزیر بودن
✔️وزیر اقتصاد میگه شرکتهای دولتی ارز رو پس نمیدن! خوب دوتاشو بگیر آویزون کن
🎥کنایه های مجیدرضا حریری عضو اتاق بازرگانی به مدنیزاده وزیر اقتصاد و دولت:
✔️مدیرای خودتونن، بردارش از شیش جا آویزونش کن
✔️مگه میشه حاکمیت زورش به عمّال خودش نرسه
✔️۸۰ درصد ارزها دست شرکتهای دولتیه که برنمیگرده و الان همونا وزیر میسازن!
👈ویدیویی که بالای 30 میلیون تو اینستاگرام ویو خورده؛
🔴«کالابرگ نداریم، ایرانی گدا نیست»
قابله میداند که زایمان بیدرد نمیشود. برای آنکه «تویی» نو و تازه از تو ظهور کند باید برای تحمل سختیها و دردها آماده باشی...
قاعده ۱۱ از چهل قاعده شمس تبریزی
ما هیچ وظیفه فرامرزی نسبت به هیچ ملتی نداریم!... چون هیچ ملتی در هیچ عصری، در اون زمان هایی که ما به خاطر داریم، به ما رحم نکرده، به کمک ما نیامده!
خلیج مون رو دسته جمعی نام جعلی براش نهادن. شما میتوانید الان برید با حماس یه قراردادی ببندید که کلمه خلیج فارس ذکر شده باشه؟
تا چه برسه به اونای دیگه(باقی اعراب). این تغییر نام به معنی اینه که ما نسبت به شما آزمندیم. طمع ارضی داریم، طمع قومی داریم و این طمع ها رو با جنگ خودشون نشون دادن. همشون میلیاردها دلار کمک کردن به صدام حسین. در راه این تجاوزطلبی و باصطلاح خواسته هاشون...
ای وطن،
ای در خون خفته،
بر سنگفرش زخمخوردهات هنوز گرمای قدمهای حق باقیست.
شب اگرچه بلند است و تیغِ ظلم در گوشت فرو رفته،
اما مگر خون، بذرِ صبح نیست؟
تو را به زانو درآوردهاند
اما زمین خوب میداند
هیچ درختی بیخونِ ریشه
بهار ندیده است.
ای وطن،
ای خسته از فریادهای خفهشده در گلو،
سحر تو نیز خواهد دمید؛
نه از آسمانِ وعدهها،
که از دل همین زخمها،
از استخوانِ صبر،
از خاکی که هنوز نام تو را زمزمه میکند.
اگر امروز خاموشی،
فردا صدای تو
جهان را بیدار خواهد کرد
✍ #ویریا_عینی
فحش چیز قشنگی نیست
ولی نعمت بزرگی است
بعضیها رو فقط باید فحش داد ...
از نفت و گازی که پیاپی میکِشی بیرون
چیزی نمیماسد به ما هِی میکشی بیرون!
بر فرض نفتِ مملکت هم تَه کشد روزی
تهماندهٔ آن را تو با نِی میکشی بیرون
داری خراجِ چارده قرنِ اخیرت را
از نسلِ ما با دستهٔ تِی میکشی بیرون!
خونی نمانده در رگِ خشکیدهٔ این خاک
کِی نیشِ خود را از تنِ وِی میکشی بیرون؟
از مستیات باید بیاید بوی خون ای شیخ
وقتی مُدام از خونِ ما مِی میکشی بیرون
جز میّتی از این وطن نگذاشتی باقی
از میّتِ مغفورِ ما کِی میکشی بیرون؟!
#شروین_سلیمانی
داشتن یه قلب مهربان، تو این دنیای ظالم، شجاعته نه ضعف!
گور بالای دولت و مجلس و.....
باهم مهربان باشیم
⚫️هزینه سبد معیشت کارگران ۳۳ میلیون شد
🔰باقری، نماینده کارگران در شورای عالی کار:
🔻 نامه معرفی نماینده به جلسه کمیته مزد ارسال شده اما هنوز دعوت نامه ای برای برگزاری جلسه ارسال نشده است.
🔹ظاهرا سیاست این است که جلسه را دیرتر برگزار کنند تا به آخر سال نزدیک شویم.
🔻هزینه سبد معیشت را استعلام کردیم و بر اساس بعد خانوار ۳.۳ نفری هزینه سبد معیشت ماه گذشته حدود ۳۳ میلیون تومان بود.
🔻این در حالی است که حقوقی که کارگران دریافت می کنند بسیار کمتر است. همین مسئله باعث کوچک شدن سفره کارگران شده است.
روابط عمومی کانال قانون کار ۲۴