raheomid | Unsorted

Telegram-канал raheomid - امیدگاه

3593

آنچه امید مرجمکی می بیند و می گوید

Subscribe to a channel

امیدگاه

اصلا مگر ققنوس چیزی جز تولد دوباره از میان آتش و خاکستر است؟

فرزندت را بکشند تا بسوزی… و با پوزخند تماشایت کنند تا به زبان و به کردار آنان شیون کنی…

و تو دست بیفشانی… و تو رقصی کنی سماع‌گونه… بی‌خود از خود…انگار که پر می‌کشی از این مزبله‌ای که برایمان ساخته‌اند.شاهنامه بخوانی.حافظ و مولانا بخوانی و از ایران بگویی.از زندگی.از روشنایی…

انگار که از پس آن دو قرن سکوت ناگهان دوباره به زبان مادری بنویسی…
انگار که ناگهان چشم بند سیاهت را برداری و به خورشید سلام کنی…
انگار آنها از اطاعت دیکته بگویند و تو بنویسی:نه…

عجیب است:
تو شعر می‌خوانی و من بغض می‌کنم
تو می‌رقصی و من اشک می‌ریزم.
تو دست می‌افشانی و من زار می‌زنم…
ما زار می‌زنیم…

ما را این داغ مشترک دوباره ما کرده است…

هی پسر…
چه در سرت می‌گذشت که در آن لحظه‌ی آخر و با دست‌ و چشم بسته از شادی و آواز بر مزارت گفتی؟…

حالا بیا و ببین…
حالا بیا و تماشا کن…

T.me/rAheomid

Читать полностью…

امیدگاه

مثل یک ققنوس مادر
مثل یک ققنوس
هر بار
از خاکستر خویش برخاستم…

@rAheomid

Читать полностью…

امیدگاه

همه شهر ایران جگر خسته‌اند
به کین سیاوش کمر