rahimiramhormozi | Unsorted

Telegram-канал rahimiramhormozi - اشعار رحیمی رامهرمزی

203

Subscribe to a channel

اشعار رحیمی رامهرمزی

روز است ولی چون شب محشر شده است
هرکوچه پر از بغض کبوتر شده است
کو گوش بدهکار ؟ تو بشنو دیوار
اهواز دوباره خاک برسر شده است!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هرچند که امید فراوان داریم
بربارش رحمت تو ایمان داریم
از خیر حضور سرد مسئولان باز
ما گرد و غبار جای باران داریم!

*استاد محمد رحیمی رامهرمزی*


┄┅┅❅💠❅┅┅┄

*لینک کانال:*
https://whatsapp.com/channel/0029Vb60sMk8F2pJudTEqc3S

Читать полностью…

اشعار رحیمی رامهرمزی

پوشیده به انبوه غبارم کرده
با خاشاک و خس استتارم کرده
مانند بهار سال پیشم در باغ
پاییز دوباره نونوارم کرده!
#رحیمی_رامهرمزی
@kar471

Читать полностью…

اشعار رحیمی رامهرمزی

نه بانگ دف و ساز و دهل آمده است
نه مژده ای از آن سوی پل آمده است
ماندم که به باغ خالی و خشک چرا
پروانه به جستجوی گل آمده است!؟

#رحیمی_رامهرمزی
@kar471

Читать полностью…

اشعار رحیمی رامهرمزی

#رباعی

فرياد از اين بي خبري حرف بزن
با او به زبان ديگري حرف بزن
من هرچه كه گفتم او نفهميد مرا
اي زخم تو خوش بيان تري حرف بزن!

#رحیمی_رامهرمزی
/channel/+33zOaUH61aNmODBk
🍃 🌸 🍃

Читать полностью…

اشعار رحیمی رامهرمزی

هملت: می‌خواهید این قره‌نی را بنوازید؟
گیلدنسترن: سرورم، من نمی‌توانم.
هملت: استدعا دارم.
گیلدنسترن: حتی نمی‌دانم چگونه آن را در دست بگیرم، سرورم.
هملت: آسان است، مثل دروغ گفتن. این سوراخ کلید‌ها را با شست‌تان بگیرید، با دهان خود در آن بدمید تا با نوای گویای موسیقی به سخن درآید. بببینید، منافذش این‌ها هستند.
گیلدنسترن: ولی من مهارتش را ندارم. نمی‌توانم صدای موزونی از آن بیرون آورم.
هملت: پس ببینید چه بی‌مقدار و ناچیزم می‌شمارید! مرا بازی می‌دهید و چنین می‌نمایید که منافذ مرا می‌شناسید و می‌خواهید مرا بنوازید و حدیث راز مرا از سینه‌ام بیرون بکشید. می‌خواهید از بم‌ترین تا زیرترین نواهای مرا به صدا درآورید. این ساز کوچک نغمه و نوای فراوان دل‌انگیز دارد و شما نمی‌توانید آن‌را به حرف بکشید. آن‌گاه، خدارا، گمان می‌کنید که نواختن من از قره‌نی آسان‌تر است؟
هر سازی که برای‌تان باشم می‌توانید انگشت ناشیانه بر پرده‌هایم زنید و مزاحمم شوید، اما نمی‌توانید مرا بنوازید.


"ویلیام شکسپیر"
@js313

Читать полностью…

اشعار رحیمی رامهرمزی

🔸۱🔹
جمعند دوباره همگی دور و برش
یک عمر تلاش کرد و حالا ثمرش...
مانند همیشه باز پیش پدرند
تنهایی و دلتنگی و درد کمرش!

🔹۲🔸
شادی اگر از دل بگریزد چه کنم؟
با من غمی از نو بستیزد چه کنم؟
پشتم به پدر همیشه گرم است ولی
این کوه اگر فرو بریزد چه کنم!؟

✨ #رحیمی_رامهرمزی

┄┅─═◈═─┅┄

#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471

Читать полностью…

اشعار رحیمی رامهرمزی

نه برگ و بری شبیه آن سیب جوان
نه شوق تر شکوفه ای در باران
برشاخه ی من بپیچ ای باد بهار
از شانه ی من کلاغ ها را بتکان!
#رحیمی_رامهرمزی
@kar471

Читать полностью…

اشعار رحیمی رامهرمزی

دلتنگی او چقدر تلخ و ژرف است
آشفته تر از شبی که باد و برف است

بدجور دلش گرفته مادر اما
روی لب او سکوت تنها حرف است!

#رحیمی_رامهرمزی

✍️✍️✍️

دوستانتان را به كانال رباعيات زيبای فارسی دعوت کنید!

‏@robaeeyat

Читать полностью…

اشعار رحیمی رامهرمزی

هر بار که با بی کسی ات درگیری
تنهایی و گرد غم به دل می گیری
این اوست در آغوش گرفته است تو را
آئینه ام از آه چرا دلگیری!؟

#رحیمی_رامهرمزی

Читать полностью…

اشعار رحیمی رامهرمزی

در فتح جهان نصیب تان این آه است
حسرت زدگی عاقبت این راه است
بالاست اگرچه دستتان اما باز
هر دست به جز دست خدا کوتاه است!

🔻🔻
از رفتن و آمدن ستم ها دیده است
برف و باران بر سر او باریده است
از هرطرفی از همه کس پا خورده
این جاده که چون مار به خود پیچیده است!

🔻🔻
روشنگر صبح منزلم باش فقط
همصحبت درد دل من باش فقط
می ترسم از این شب مه آلود سیاه
آیینه ی من مقابلم باش فقط!

#رحیمی_رامهرمزی
@kar471

Читать полностью…

اشعار رحیمی رامهرمزی

یک باغچه خاطرات شاد آورده
آن یار مگر مرا به یاد آورده!؟
او آمده برسر مزارم امروز
یا عطر عبور اوست، باد آورده؟

#رحیمی_رامهرمزی

/channel/rahimiramhormozi

Читать полностью…

اشعار رحیمی رامهرمزی

تنهایی من
نیامد
امشب پیشم
آیینه!
اگر تو هم نباشی چه کنم؟

#رحیمی_رامهرمزی
#نورباعی
@kar471

Читать полностью…

اشعار رحیمی رامهرمزی

هرچند که با عشق ِ تو پیمان بستیم

با قافله ی شوق به تو پیوستیم

آن ظهر که عازم ِنبردید آقا

ما دیگ به دست ِآش ِ نذری هستیم!

#رحیمی_رامهرمزی

Читать полностью…

اشعار رحیمی رامهرمزی

کام دل من باز به طعم زهر است
در سینه غمی به وسعت یک شهر است
باید بروم به آینه رو بزنم
تنهایی من دوباره با من قهر است!

#رحیمی_رامهرمزی
@js313

Читать полностью…

اشعار رحیمی رامهرمزی

آن آبی بی کرانه را وا دادی
هان دل به کویر جای دریا دادی!
حالا چه شدی تو؟ چرک شور خاکی
باران! تو چگونه به زمین پا دادی!؟


از ابر خودش جدا نمی شد باران
آلوده به خاک ما نمی شد باران
می دید اگر چقدر چرکین شده است
در دام زمین رها نمی شد باران!

#رحیمی_رامهرمزی

/channel/rahimiramhormozi

Читать полностью…

اشعار رحیمی رامهرمزی

روز است ولی چون شب محشر شده است
هرکوچه پُر از بُغض کبوتر شده است
کو گوش بدهکار ؟ تو بشنو دیوار
اهواز دوباره خاک بر سر شده است!

#رحیمی_رامهرمزی

Читать полностью…

اشعار رحیمی رامهرمزی

#رباعی

یک عده به ظاهر از غمت می سوزند
در راه تو چلچلراغ می افروزند
یک روز خودت میایی و می بینی
پاپوش برای رفتنت می دوزند

✍#محمد_رحیمی_رامهرمزی
📚#سرای_رباعی
🎤#مهناز_مکتبی_فرد

/channel/+6bExOEt4WGFiMDE0

@Mmaktabifard

🍃🌹🍃

Читать полностью…

اشعار رحیمی رامهرمزی

نه برگ و نه بر نه غنچه داریم و نه بو
نه چشمه ی روشنی روان در دل جو
نوروز رسیده باز از بی ثمری
برداشته باغ را صدای کو کو...!

#رحیمی_رامهرمزی
@kar471

Читать полностью…

اشعار رحیمی رامهرمزی

کبک ها 🌺

خون می‌چکد از سینه و بال و پرتان

صد زخم دهان گشوده بر پیکرتان

صیاد رسیده، وقت پنهان شدن است

برف آماده است، کبک‌ها! کو سرتان!؟

رحیمی رامهرمزی 🥀🥀🥀

    @tabiat_dalaho
⚘╰══•🍀•══╯⚘
#طبیعت_دالاهو

Читать полностью…

اشعار رحیمی رامهرمزی

خشکید به دست باغبان باغ
ولی
هرکس که رسید
پای پاییز نوشت

#رحیمی_رامهرمزی
#نورباعی
@kar471

Читать полностью…

اشعار رحیمی رامهرمزی

چند کانال‌ تلگرامی سودمند در زمینهٔ ادبیات و علوم انسانی

مقالات دکتر علی‌اشرف صادقی
/channel/aliashrafsadeqi
ادب و فرهنگ
/channel/aaadab1397farhang
انجمن مبارزه با نشر جعلیات
/channel/jaliyat
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
/channel/AfsharFoundation
تاریخ اصفهان
/channel/ALI4asS
تاریخ، فرهنگ، هنر و ادبیات ایران‌زمین
/channel/tarikhfarhanghonariranzamin
تنیده ز دل بافته ز جان
/channel/Tanideh_az_del
جستارهای ابوالفضل خطیبی
/channel/dr_khatibi_abolfazl
چهارخطّی
/channel/Xatt4
حاصل اوقات
/channel/HaseleOwqat
خزائن التراث العالمیّة
/channel/khazaneha
دیوار مهربانی نسخ خطّی
/channel/nosakhekhati
روزشمار فرهنگ و هنر ایران
/channel/farhang_honar_irann
روزگارآلود
/channel/RuzegarAlud
شهرام یاری
/channel/Shsyari
فرهنگستان زبان و ادب فارسی
/channel/theapll
فرهنگ مکتوب و شفاهی گلپایگان
/channel/farhangegolpayegan
کانون پژوهش‌های شاهنامه
/channel/shahnameh_ferdowsi
کتابخانهٔ ادب و فرهنگ
/channel/divaanha
کتابخانهٔ ایران‌شناسی
/channel/ketabkhaneyeiranshenasi
کتابخانهٔ سپهسالار
/channel/sepahsalaar
کتابستان
/channel/ketabestan1399
کتابسرای دارالصّادقین
/channel/darbook110
کتابسرای مازیار
/channel/ketab_maziar
مؤسّسهٔ پژوهشی میراث مکتوب
/channel/mirasmaktoob
مباحث ایران‌شناسی
/channel/IranologyTopics
نسخ خطی فارسی در کتابخانه‌های جهان
/channel/n_kh_f_j
ویراستار
/channel/virastaar
یادداشت‌های شاهنامه
/channel/shahnameh1000


http://t.me/mr_moshtaqian

Читать полностью…

اشعار رحیمی رامهرمزی

#رباعی

دل را به هوای آشنایی برسان
تا باغ پر از عطر صدایی برسان
بگشا به کلیدعشق قفل قفسم
آزادی جان! بال رهایی برسان!

#رحیمی_رامهرمزی🍃
/channel/damibakhayam

Читать полностью…

اشعار رحیمی رامهرمزی

در باغ به شاخه ها به گل ها آویخت
نارنجی و زرد را به هم درآمیخت
کس داشته چشم دیدنش را جز باد؟
شاباش به پیش پای پاییز او ریخت!


در جشن بزرگ ما تو دلگیر نیا
آهسته و با آن همه تاخیر نیا
امشب شب یلداست همه منتظریم
خورشید عزیز لطف کن دیر نیا!


خورشید به شوق دیدنت می آید
صد چشمه روان به دامنت می آید
ای کوه بپوش هدیه ی یلدا را
پیراهن برفی به تنت می آید!

#رحیمی_رامهرمزی
@kar471

Читать полностью…

اشعار رحیمی رامهرمزی

ای باغ کویر خس و خاشاک شده
ای رنگ بهار از رخ تو پاک شده
ای مادر داغ دیده آه ای وطنم
هرگوشه ی سینه ات گلی خاک شده
#رحیمی_رامهرمزی
https://chat.whatsapp.com/GyeJCqvj6P09q953ox9I3e

Читать полностью…

اشعار رحیمی رامهرمزی

.
      در این دنیا اگر همه چیز فراموش کنی باکی نباشد. تنها یک چیز از یاد مبر. تو برای کاری به ‌دنیا آمدی که اگر آن به انجام نرسانی هیچ کار نکرده‌ای.
      از آدمی کاری بر‌آید که آن کار نه از آسمان بر‌آید و نه از زمین و نه از کوه‌ها، امّا تو ‌گویی کارهای زیادی از من بر‌آید، این حرف تو به ‌این ‌مانَد که شمشیر گرانبهای شاهانه‌ای را ساطور گوشت کنی و گویی آن شمشیر را بیکار نگذاشته‌ام، یا در دیگی زرّین شلغم بار کنی یا کارد جواهرنشان به‌دیوار فرو بری و کدوی شکسته‌ای به ‌آن آویزی. این کار از میخی چوبین نیز بر‌آید. خود را این شیوه ارزان مفروش که بسی گرانبهایی!

      بهانه ‌آوری که من با افعال سودمند روزگار ‌گذرانم. دانش ‌آموزم، فلسفه و فقه و منطق و ستاره‌شناسی و پزشکی ‌خوانم، امّا این‌ها همه برای تو است و تو برای آن‌ها نه. اگر نیک بنگری، در‌یابی که اصل تویی و همه این‌ها فرع. تو ندانی چه شگفتی‌ها و چه جهان‌های بیکران در تو موج ‌زند. آخر این تن اسبِ توست و این عالم آخور اوست؛ غذای اسب، غذای سوار نباشد.

#فیه_‌ما_فیه
#مولانا
@Ketab_va_hekmat

Читать полностью…

اشعار رحیمی رامهرمزی

نیستی نیک تنگ چشم، به خرج؛
کدیه را بس فراخ کام نه‌ای

مسعود سعد سلمان

«تنگ چشم» کنایه است از زُفت و خسیس؛ و «فراغ کام» کنایه است از فزون جوی و آزمند. بی میانجی و به آسانی می‌توان به معنای کنایی در این دو کنایه راه برد. از این روی، این هر دو از گونهٔ کنایهٔ «نزدیکِ آشکار‌اند.

نیز خاقانی راست:

دهر سپید دست سیه کاسه‌ای است صعب؛
منگر به خوشزبانی این تُرش میزبان

«سپید دست» کنایه است از ستمکار؛ و «سیه کاسه» کنایه است از فرومایه و تنگ چشم.

یا گژدهم در نامه‌ای به کاوس می‌نویسد، و بدین سان دربارهٔ سهراب داوری می‌کند:

سوارانِ ترکان بسی دیده‌ام؛
عنان پیچ زین گونه نشنیده‌ام....

بر آن کوه بخشایش آرد زمین
که او اسپ تازد بر او، روز کین

عناندار چون او ندیده است کس؛
تو گفتی که سام سوار است و بس.

«عنان پیچ» و «عناندار» دو کنایه از گونهٔ نزدیک آشکارند از سوارکار و تازندهٔ توانا.

از آنکه نادان بودم چو گِرد کردم ریش،
مرا به نامْ همه ریشْ گاو خواند پدر

مسعود سعد سلمان

«گِرد کردن ریش» کنایه‌ است از بالیدگی و مردی؛ و «گاو ریش» یا «ریش گاو» کنایه‌ای است از گونهٔ «نزدیکِ نِهان» از نادان و دانا؛ زیرا به آسانی نمی‌توان پیوند در میانهٔ دو معنای کنایه را یافت؛ و به خواست سخنور راه برد.

یوسف من گرگ مست، باده به کف صبح فام؛
وز دو لب باده رنگ، سرکه فشان در عتای

« گرگ مست» کنایه‌ای است از گونهٔ نزدیکِ نِهان از نیم مست.

نیز مجیرالدین بیلقانی راست:

ز روز و شب شده‌ام سیر؛ چون به پیشِ دلم،
سیه گلیمی شب همچو روز شد پیدا.

دمی خوشم چو سٓحٓر می‌دهد؛ و گر بخورم،
سپید دست چو روزم، چو صبحدم رسوا.

در این بیت‌ها «سیه گلیم » کنایه از تیره روز و نگون بخت است؛ و «سپید دست»کنایه از ستمگار.

مسعود سعد سلمان راست:

از عشق تو، در چشمِ خِرد میل زدم؛
پس دست به تسبیح و به تهلیل زدم.

بر فرقت تو چو طبلِ تحویل زدم،
من دست، به جای جامه، در نیل زدم.

«میل زدن در چشم» کنایه از کوری‌ست؛ « طبل زدن» کنایه از رهسپاری است؛ و «جامه در نیل»کنایه از سوگواری و اندوه است.

و نیز هم او در سخن از رنج‌های زندان، گفته است:

از ضعیفیً دست و تنگی جای
نیست ممکن که پیرهن بدرم.

«پیراهن دریدن» کنایه از بی‌تابی و ناشکیبی بسیار است.

بابا کمال خجندی راست:

با ما خبر خاک کف پای تو گفتند،
دامن بگرفت اشک به دندان و روان رفت.

« دامن به دندان» کنایه از شتافتن و تند و چالاک رفتن.

منبع:
زیبا شناسی سخن پارسی، «بیان» میرجلال‌الدین کزازی، نشر مرکز، چاپ دوازدهم، ۱۴۰۰، صص ۱۷۰_۱۶۹
#آستانه
@astanejanan

Читать полностью…

اشعار رحیمی رامهرمزی

از غم بِدَرَد چاک ِگریبانش را

تكرار كند شام ِغريبانش را

وقتش شده زينبي بيايد از راه

رسوا بكند يزيد ِدورانش را!

#رحیمی_رامهرمزی

/channel/rahimiramhormozi

Читать полностью…

اشعار رحیمی رامهرمزی

♦️داریوش آشوری

در شعر امروز ما معنای ژرف کم یافت می‌شود، اما پیچیدگی لفظ بسیار. یا به‌عبارت بهتر بازی با واژه‌ها.
شعرهای پیچیده اغلب به آب‌های گل‌آلود می‌‌مانند. به قول نیچه به‌عمد گل آلوده‌اند تا ژرف جلوه کنند.
اما آب‌های زلالِ ژرف همیشه ژرفاشان را کم‌تر از آن‌چه هست نشان می‌دهند و برای راه بردن به ژرفنای چنین آب‌ها، باید شناگری دانست و الّا به دست و رو تازه کردنی، در کنارشان بسنده باید کرد.
شعر اگر به‌راستی شعر باشد سرشار و تهی نشدنی است.
رو‌به‌رو شدن با آن هر بار مکاشفه تازه‌ای است، یا به قول نیما همان رودخانه‌ای است که هرکس می‌تواند به اندازه‌ی گنجایش پیمانه‌ی خود از آن آب بردارد، بی آن‌که از رودخانه چیزی کم شود اما حوضچه‌ها به یک دست و رو شستن می‌ارزند و بس.

📚شعر و اندیشه
#داریوش_آشوری
🌱💠🌱

Читать полностью…

اشعار رحیمی رامهرمزی

از خاطره اش رنج فراوان داری
یک قلب شکسته دل ویران داری
از یاد نمی بری چرا آه ای زخم؟
در دست خودت چرا نمکدان داری؟

#رحیمی_رامهرمزی
@kar471

Читать полностью…

اشعار رحیمی رامهرمزی

دل خسته و ناامید از این در نرود
این قلب شکسته جای دیگر نرود
درد دل من زیاد شد باز امشب
تنهایی جان حوصله ات سر نرود!؟

#رحیمی_رامهرمزی
@kar471

Читать полностью…
Subscribe to a channel