4629
اینجا معبد شائولین نیست که من توش استاد باشم. این کانال هم فقط جنبه آرشیو شخصی برسی ها رو داره و تحلیل ها و مطالب بنده صرفاً اظهار نظر شخصی و آموزشیه, پس معیاری برای معامله شما نباشه. @Re_za_602
⚠️ 1 نفر ظرفیت قابل پذیرش برای عضویت در گروه مشاوره و آموزش (توضیحات بیشتر به ای دی من پیام بدین: @Re_za_602)
Читать полностью…
خرید پلهای؛ استراتژی هوشمندانه یا راهی برای توجیه اشتباه؟!
توی پست قبلی گفتم چرا ممکنه با وجود انتظار ریزش، همچنان پلهای خرید کنم. اما این استراتژی هم محدودیتهایی داره که نادیده گرفتنشون میتونه هزینهساز بشه. خرید پلهای لزوماً بازده بیشتری نمیسازه. بیشتر نرخ برد رو بالا میبره.
فرض کن پولت از همین امروز آماده سرمایهگذاریه، اما تصمیم میگیری طی چند ماه وارد بازار بشی. اگر قیمتها در این مدت رشد کنن، بخشی از سرمایهات بیرون بازار مونده و از رشد جا میمونه. پژوهش Vanguard در سال ۲۰۲۳، با بررسی دادههای تاریخی بازار، نشون داد سرمایهگذاری یکجا در حدود دوسوم موارد از خرید تدریجی بازده بیشتری داشته.
ارزونتر شدن، بهتنهایی دلیل خرید نیست. فرض کن سهمی از ۱۰۰۰ تومن به ۸۰۰ تومن رسیده و تو یک پله خریدی. بعد قیمت به ۶۰۰ تومن میرسه. حالا سهم ارزونتر شده؛ اما آیا ارزش واقعی اون هم بیشتر از قبل شده؟ آیا شرایط بنیادی تغییری نکرده؟ یا شاید بازار داره اطلاعاتی رو منعکس میکنه که قبلاً در قیمت دیده نمیشد؟ پایین اومدن قیمت، بهتنهایی ثابت نمیکنه که دارایی جذابتر شده. گاهی داریم از یک فرصت استفاده میکنیم و گاهی فقط داریم به یک تصمیم اشتباه، سرمایه بیشتری اختصاص میدیم.
خرید پلهای ریسک دارایی رو از بین نمیبره. وقتی چند مرحله خرید میکنی، ممکنه میانگین قیمت خریدت پایین بیاد؛ اما اگر دارایی همچنان به ریزش ادامه بده، ارزش کل سرمایهات هم کاهش پیدا میکنه. میانگین کم کردن با کاهش ریسک یکی نیست. حتی ممکنه با هر خرید جدید، بخش بیشتری از پرتفوت رو در معرض یک دارایی پرریسک قرار بدی.
خرید پلهای بدون برنامه، میتونه به دام روانی تبدیل بشه. اگر از قبل مشخص نکرده باشی چرا میخری، چه مقدار سرمایه اختصاص میدی و چه چیزی باعث میشه نظرت درباره دارایی تغییر کنه، هر ریزش جدید میتونه بهانهای برای خرید دوباره بشه. اونوقت دیگه خرید پلهای یک استراتژی نیست؛ واکنشی به قرمز شدن نموداره!
حرف آخر: خرید پلهای نه خوبه و نه بد؛ نحوه استفاده از اونه که اهمیت داره. اگر صرفاً به این دلیل که قیمت پایین اومده خرید میکنی، ممکنه داری ریسک رو بیشتر میکنی، نه اینکه مدیریتش کنی. قبل از هر پله خرید، فقط از خودت بپرس: اگر این دارایی باز هم ۲۰ درصد افت کنه، آیا هنوز دلیلی دارم که خریدم رو منطقی بدونم؟
📚 مطالعات مرتبط
پژوهشی که نشون میده خرید تدریجیِ از پیش تعیینشده، لزوماً بهترین سیاست سرمایهگذاری نیست و باید با تصمیمگیری بهینه و شرایط سرمایهگذار مقایسه بشه.
Constantinides (1979) — A Note on the Suboptimality of Dollar-Cost Averaging as an Investment Policy
پژوهش تاریخی Vanguard نشون میده نگهداشتن بخشی از سرمایه بهصورت نقد برای ورود تدریجی، در بسیاری از دورهها هزینه فرصت داشته و سرمایهگذاری یکجا غالباً بازده بیشتری ایجاد کرده؛ هرچند خرید تدریجی میتونه برای بعضی سرمایهگذاران از نظر تحمل ریسک مناسبتر باشه.
Finlay & Zorn (2023) — Cost Averaging: Invest Now or Temporarily Hold Your Cash?
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Reza_Ghanipur
تفاوت بزرگی وجود داره بین ضرری که بهطور طبیعی بخشی از معاملهگریه و ضرری که به خاطر ناتوانی در کنترل خودت متحمل میشی. اولی، بخشی از کسبوکارت محسوب میشه. دومی، نتیجهی ناتوانی در کنترل رفتار و احساساته؛ جایی که سرمایهات بهخاطر اشتباهات قابلاجتناب از دست میره.
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Reza_Ghanipur
#هرمز و ۲۲۰٪ بازدهی در یک سال (تحلیل قبلی ریپلای شده). وضعیت بنیادیش اگه بمباران نشه و برق داشته باشن خوبه. در ادامه سناریو بد بینانه به این شکل که در تصویر مشاهده میکنید، میتونه باشه و در بلند مدت ادامه روند صعودی مورد انتظار هست. ۲۳ مهر ۱۴۰۵
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Reza_Ghanipur
#کاما و ۲۵۰٪ بازدهی در یک سال (تحلیل قبلی ریپلای شده). اگر سقف قبلیو بزنه میتونه روند رو صعودی رو برای حداقل یک سال دیگه ادامه بده. پس تا قبل شکست سقف برای کوتاه مدت ریسکی شده. در صورت شکل گیری الگوهای صعودی در کوتاه مدت، این ریسک کاهش پیدا میکنه. ۲۲ مهر ۱۴۰۵
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Reza_Ghanipur
فملی بهواسطه شرایط بنیادی مناسب، به جایی رسیده که تغییر ارزش بازارش در یک روز میتونه به ۱۵۰ همت برسه؛ یعنی تقریباً معادل ارزش بازار ایرانخودرو! اما ماجرا فقط رشد فملی نیست. وقتی P/E این نماد به محدوده ۲۳ میرسه و وزن زیادی هم در ارزش بازار بورس داره، میتونه روی P/E کل بازار اثر قابلتوجهی بذاره.
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Reza_Ghanipur
#قچار و ۱۷۰٪ بازدهی در یک سال (تحلیل قبلی ریپلای شده). تا زمانی که بالای سطح شکسته شده هست، انتظار دارم روند ادامه پیدا کنه. ۲۱ مهر ۱۴۰۵
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Reza_Ghanipur
عبدالملکی وزیر سابق اومده و خیلی جدی و با اعتماد به نفس گفته: در اقتصاد، مسئله فقط و فقط گرونی و تورمه؛ گرونی رو کنار بگذاریم، دیگه هیچ مشکل اقتصادی نداریم!
دقیقا مثل اینه که پزشک بیاد و بگه، مردن رو هم بذاریم کنار، مریض دیگه هیچ مشکلی نداره!
اصلاً تورم فقط یک شاخصه؛ مثل جواب آزمایش بیمار. وقتی جواب آزمایش نشون میده وضعیت بدن بههم ریخته، نمیایم بگیم «مسئله فقط همین عدد آزمایشه» و با حذف اون عدد، بیمار رو سالم اعلام کنیم!
تورم هم همینطوره. خودش یک مسئله مهمه، اما در عین حال، نشونهای از مشکلات عمیقتر در اقتصاد هست.
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Reza_Ghanipur
#کسرا و ۲۲۰٪ بازدهی در یک سال (تحلیل قبلی ریپلای شده). درآمد تابستان ۱۴۰٪ رشد داشت و اگر بتونه بالای ۳۳۰ تثبیت کنه انتظار ادامه روند در قالب بلند مدتی رو برای این سهم دارم. ۱۹ مهر ۱۴۰۵
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Reza_Ghanipur
⚠️ ۲ نفر ظرفیت قابل پذیرش برای عضویت در گروه مشاوره و آموزش (توضیحات بیشتر به ای دی من پیام بدین: @Re_za_602)
Читать полностью…
توضیح مختصر در مورد روند #شاخص_کل
لینک ویدئو در اینستاگرام
لینک ویدئو در یوتیوب
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Reza_Ghanipur
#بجهرم و بازدهی صد درصدی در ۹ ماه (تحلیل قبلی ریپلای شده). وضعیت بنیادی مناسب و برای ادامه مسیر فرض من این سناریو. ۱۳ مهر ۱۴۰۵
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Reza_Ghanipur
به عنوان یه معاملهگر یاد گرفتیم که توی معاملاتمون احساساتمون رو دخالت ندیم. یاد گرفتیم وقتی بازار میریزه، نترسیم و وقتی بالا میره، هیجانزده نشیم. ولی راستش رو بخواید، در مورد دلار نمیتونیم همینقدر بیتفاوت باشیم. چون دلار برای ما فقط یه نمودار روی صفحه نیست. هر بار که قیمتش بالا میره، فقط یک عدد تغییر نکرده؛ یه تکه از قدرت خرید ما هم از بین رفته.
پولی که برای به دست آوردنش وقت گذاشتیم، کار کردیم، ریسک کردیم و پسانداز کردیم. شاید برای کسی که بیرون از این اقتصاد زندگی میکنه، ۱۰۰ هزار یا ۲۰۰ هزار یا ۳۰۰ هزار تومان برای هر دلار فقط یک عدده.
برای ما اما هر کدوم از این عددها یادآور اینکه چقدر باید بیشتر کار کنیم تا همون چیزی رو بخریم که قبلاً راحتتر میخریدیم. برای همین هرچقدر هم تلاش کنیم منطقی و حسابشده باشیم، نمیتونیم نسبت به دلار کاملاً احساساتمون رو کنار بذاریم. ما تریدر هستیم؛ ولی بعضی وقتها سختترین معامله، معامله با بازار نیست. اینکه ببینی چیزی که برای ساختنش سالها وقت گذاشتی، در حال نابودیه.
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Reza_Ghanipur
دوستان گزارش جدی دارم که پلتفرم lighter پول کاربر ایرانیو رسما بالا کشیده، مراقب باشین.
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Reza_Ghanipur
یه اشتباه رایج اینه که فکر کنیم روش خرید توی همهی شرایط بازار باید یکی باشه. وقتی قیمت داخل یه الگوی اصلاحی یا رنج قرار داره، منطقیه که دنبال این باشی که پایین بخری، بالا بفروشی. ولی وقتی بازار از این فاز خارج شده و یه روند صعودی شکل گرفته، این مدل دیگه جواب قبلی رو نداره. اینجا بازی عوض شده و باید بالا بخری و بالاتر بفروشی.
نه اینکه هر جا قیمت بالاست بخری. یعنی وقتی بازار ساختار صعودی ساخته، بهجای اینکه منتظر همون قیمتهای پایین قبلی بمونی، دنبال الگوهایی باشی که ادامهی روند رو تأیید میکنن. مثلاً این دو مدل ساختار. اما یه نکته هست که از خود نقطه ورود هم مهمتره: مدیریت ریسک این روش. چون حتی بهترین الگو هم قرار نیست همیشه درست عمل کنه.
به نظرم تفاوت اصلی همینجاست. تحلیل بهت نقطه ورود میده؛ مدیریت ریسک تعیین میکنه یک اشتباه چقدر برات هزینه داشته باشه. و دقیقاً همین بخشه که خیلی وقتها بین «یه تحلیل خوب» و «یه سیستم سرمایهگذاری قابل اتکا» فاصله ایجاد میکنه.
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Reza_Ghanipur
#شلعاب و ۱۲۰٪ بازدهی در یک سال (تحلیل قبلی ریپلای شده). گزارشات اخیرش خوب بوده واقعا. رشد تولید و فروش، نرخ های نسبتا خوب و حتی بهار هم بدکی نبود. در ادامه فرض من برای این سهم سناریو که در تصویر مشاهده میکنید هست. شرط ابطالش هم از دست رفتن سطح ۱۲۰ تومنه. ۲۸ مهر ۱۴۰۵
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Reza_Ghanipur
چرا دارم میخرم، وقتی انتظار ریزش دارم؟!
یه جای بازار هستم که تحلیل خودم میگه احتمال ریزش بیشتر قیمت وجود داره؛ بااینحال، دارم پلهای خرید میکنم! تناقضآمیز به نظر میرسه؟ شاید. اما نه لزوماً. چون پیشبینی اینکه بازار به کدوم سمت میره، با تصمیمگیری درباره اینکه چه زمانی و چقدر سرمایه وارد کنیم، دو مسئله متفاوتن.
ممکنه احتمال ریزش رو بیشتر از صعود بدونم، اما همچنان قیمت فعلی رو برای سرمایهگذاری بلندمدت جذاب ارزیابی کنم. ممکنه بخوام بخشی از سرمایهام در بازار باشه و بخشی از نقدینگیام رو برای قیمتهای پایینتر نگه دارم. و البته ممکنه تحلیلم اشتباه از آب دربیاد!
خرید پلهای قرار نیست ما رو از اشتباه مصون کنه؛ قرارِ کمک کنه تصمیمهامون رو به یک پیشبینی واحد گره نزنیم. در بازارهای مالی، همیشه لازم نیست بدونی بازار دقیقاً کجا میره؛ مهمتر اینه که بدونی اگر برخلاف انتظارت حرکت کرد، چه برنامهای داری. این تفاوت بین پیشبینی کردن بازار و مدیریت کردن سرمایهست.
از طرفی، یه واقعیت مهم وجود داره: نمیشه همیشه کف خرید و سقف فروخت. حتی اگه تحلیل درستی داشته باشیم، نمیتونیم با اطمینان بگیم ریزش دقیقاً کجا تموم میشه. اگه بخوایم حتماً در کف بخریم، ممکنه اونقدر منتظر بمونیم که بازار برگرده و بخش مهمی از رشد رو از دست بدیم. از طرف دیگه، اگه زودتر وارد بشیم، ممکنه قیمت باز هم پایینتر بره.
پس با دو ریسک روبهرو هستیم: ریسک زود خریدن و ریسک جا موندن از بازار. خرید پلهای یکی از روشهای مدیریت این موقعیته؛ نه راهی برای پیشبینی کف بازار و نه تضمینی برای سود کردن. البته این به معنی خرید در هر قیمتی نیست. جذابیت قیمت، افق سرمایهگذاری، میزان نقدینگی و تحمل ریسک همچنان اهمیت دارن.
اما اینجا یک تفاوت مهم وجود داره که کمتر دربارهش حرف میزنیم. سرمایهگذاری در دنیای واقعی، با چیزی که در ذهن ما میگذره یا چیزی که بعضی افراد زرد در فضای مجازی ادعا میکنن، متفاوته. در فضای مجازی، گاهی همهچیز ساده به نظر میرسه: یکی کف رو تشخیص میده، یکی سقف رو میفروشه و یکی هم همیشه از قبل میدونه بازار قراره چه حرکتی بکنه!
اما در واقعیت، حتی وقتی تحلیل خوبی داریم، با عدم قطعیت مواجهیم. ممکنه تحلیلمون درست باشه، اما زمانبندیمون اشتباه از آب دربیاد؛ یا بازار مدت بیشتری برخلاف انتظارمون حرکت کنه. در نهایت، مسئله فقط این نیست که بازار رو درست پیشبینی کنی؛ مسئله اینه که با وجود پیشبینیهای ناقص، چطور سرمایهات رو مدیریت کنی.
📚 مطالعات مرتبط
پژوهشی درباره هزینه فرصتِ انتظار برای سرمایهگذاری؛ با مقایسه تاریخی سرمایهگذاری یکجا و تدریجی نشان میدهد نگهداشتن پول نقد برای ورود در آینده، میتوانه به قیمت ازدستدادن بخشی از بازده بازار تمام بشه. (Finlay & Zorn (2023) — Cost Averaging: Invest Now or Temporarily Hold Your Cash?)
پژوهشی که با مدلسازی ریاضی، خرید تدریجی و استراتژیهای زمانبندی ورود به بازار را بررسی میکند و نشان میدهد مدیریت زمان ورود، مسئلهای پیچیده با ملاحظات ریسک و بازده است. (Kirkby, Mitra & Nguyen (2020) — An Analysis of Dollar Cost Averaging and Market Timing Investment Strategies)
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Reza_Ghanipur
⚠️ ۲ نفر ظرفیت قابل پذیرش برای عضویت در گروه مشاوره و آموزش (توضیحات بیشتر به ایدی من پیام بدین: @Re_za_602)
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Reza_Ghanipur
بعضی از دوستان سبدگردان نسبت به پست قبلی من درباره تضاد منافع سبدگردان و سرمایهگذار اعتراض داشتن.
با کمال احترام، باید بگم که من خودم در حوزه سبدگردانی، مشاوره و آموزش فعالیت میکنم و این موضوع رو از بیرون نگاه نمیکنم.
بحث من زیر سؤال بردن سبدگردانها نیست؛ بحث درباره یک اصل مهم در رفتار حرفهایه: مشتری باید قبل از تصمیمگیری، اطلاعات کافی درباره منافع، هزینهها، ریسکها و شیوه درآمدزایی طرف مقابل داشته باشه تا بتونه آگاهانه انتخاب کنه.
وجود تضاد منافع لزوماً به معنی تخلف یا سوءنیت نیست؛ مهم اینه که این تضادها شناسایی بشن، تا حد امکان مدیریت بشن و اطلاعات مربوط بهشون شفاف در اختیار مشتری قرار بگیره.
به نظرم شفافیت یکی از پایههای اعتماد بلندمدته. مشتری حق داره بدونه چه خدماتی دریافت میکنه، بابتش چقدر هزینه میپردازه و آیا منافع ارائهدهنده خدمات ممکنه روی پیشنهادها و تصمیمهاش تأثیر بذاره یا نه.
در نهایت، هدف باید این باشه که مشتری با شناخت کافی تصمیم بگیره؛ حتی اگر بعد از بررسی، انتخابش این باشه که از خدمات ما استفاده نکنه.
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Reza_Ghanipur
اثر قیمت مس، نرخ ارز و ریسکهای جنگ
گروه بینالمللی مطالعات مس (ICSG) پیشبینی کرده مازاد عرضه مس تصفیهشده جهان از ۱۰۴ هزار تن در سال ۲۰۲۶ به ۳۶۸ هزار تن در سال ۲۰۲۷ برسه؛ یعنی بیش از ۳.۵ برابر! (منبع: گزارش رسمی ICSG) اما این خبر برای فملی دقیقاً چه معنایی داره؟ اول از همه، نباید از مازاد عرضه مستقیماً به نتیجه فروش فملی برسیم.
اگر این پیشبینی محقق بشه، از نظر بنیادی میتونه فشار نزولی روی قیمت جهانی مس ایجاد کنه. این موضوع برای شرکتی مثل فملی که بخش مهمی از درآمدش به محصولات مسی وابسته است، اهمیت زیادی داره. اما مازاد عرضه به معنی سقوط قطعی قیمت نیست. میزان موجودی انبارها، اختلالات معادن، سیاستهای تجاری و وضعیت تقاضای چین هم تعیینکنندهاند.
فملی در ششماهه نخست سال ۱۴۰۵ حدود ۳۳۰ همت فروش ثبت کرده؛ در حالی که فروش دوره مشابه سال قبل حدود ۱۰۱ همت بوده. یعنی رشد اسمی تقریباً ۲۲۵ درصدی! فروش شهریور هم به حدود ۸۲.۴ همت رسیده؛ حدود ۲۴ درصد بیشتر از مرداد.
این اعداد قابلتوجهاند؛ اما یک نکته مهم رو فراموش نکنیم: رشد فروش ریالی الزاماً به معنی رشد متناسب تولید یا سود واقعی نیست. نرخ فروش، نرخ ارز و ترکیب محصولات فروختهشده هم روی درآمد اثر میذارن.
سه متغیر برای تحلیل فملی اهمیت ویژهای دارن:
قیمت جهانی مس: اگر مازاد عرضه باعث افت محسوس قیمت بشه، باید اثرش روی نرخ فروش محصولات شرکت رو بررسی کنیم.
نرخ ارز: افزایش نرخ ارز میتونه بخشی از اثر افت قیمت جهانی رو در درآمد ریالی جبران کنه؛ البته این جبران به سازوکار قیمتگذاری محصولات، نرخ تسعیر و هزینههای شرکت بستگی داره.
مقدار تولید و فروش: رشد درآمد وقتی ارزش تحلیلی بیشتری داره که بدونیم چه مقدارش از افزایش حجم فروش اومده و چه مقدارش حاصل افزایش نرخهاست.
یک نکته بلندمدتی هم وجود داره. مازاد عرضه احتمالی در سال ۲۰۲۷ با احتمال محدودیت عرضه معدنی در سالهای بعد تناقضی نداره. آژانس بینالمللی انرژی هشدار داده که پروژههای معدنی فعلی ممکنه برای پاسخگویی به نیاز مس اولیه تا سال ۲۰۳۵ کافی نباشن. (منبع: گزارش چشمانداز مواد معدنی حیاتی IEA)
بنابراین، نباید کمبود بلندمدت مس رو بهانهای برای نادیده گرفتن ریسکهای کوتاهمدت کنیم؛ همونطور که مازاد عرضه یکساله هم به معنی پایان داستان رشد تقاضای مس نیست.
جمعبندی من: در حال حاضر، پیشبینی ICSG یک ریسک بنیادی برای قیمت مس در سال ۲۰۲۷ محسوب میشه. اما برای اینکه بفهمیم این ریسک چقدر روی فملی اثر میذاره، باید قیمت جهانی مس رو کنار نرخ ارز، مقدار فروش، حاشیه سود و هزینههای تولید بررسی کنیم. من نه رشد فروش ریالی فملی رو بهتنهایی دلیل ارزندگی سهم میدونم، نه مازاد عرضه جهانی رو بهتنهایی دلیل فروش. در بازار سرمایه، مهم این نیست که فقط بدونیم درآمد شرکت چقدر رشد کرده؛ مهم اینه که بفهمیم این رشد از کجا اومده و آیا میتونه ادامه پیدا کنه یا نه.
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Reza_Ghanipur
تضاد منافع سبدگردان و سرمایهگذار: وقتی سود سبدگردان، لزوماً به نفع سرمایهگذار نیست
فرض کن یک میلیارد تومن سرمایه داری و میخوای از یک متخصص برای مدیریت سرمایهات کمک بگیری. طبیعیه که انتظار داشته باشی اون آدم کمک کنه سرمایهات بهتر رشد کنه و ریسکهای غیرضروری رو هم بهت تحمیل نکنه. اما یه سؤال مهم وجود داره که شاید کمتر بهش فکر کرده باشی: آیا چیزی که برای مشاور یا سبدگردان درآمد ایجاد میکنه، لزوماً به نفع تو هم هست؟
بذار با چند مثال توضیح بدم. فرض کن سبدگردان از دارایی تحت مدیریتش کارمزد میگیره. در این حالت، حتی اگه عملکرد سبد چندان رضایتبخش نباشه، ممکنه همچنان درآمد داشته باشه. از طرف دیگه، تو ممکنه به این نتیجه برسی که بخشی از سرمایهات باید از بازار خارج بشه یا در دارایی کمریسکتری قرار بگیره؛ اما این تصمیم میتونه درآمد سبدگردان رو کاهش بده. اینجا لزوماً کسی قصد سوءاستفاده نداره؛ مسئله اینه که منافع مالی دو طرف همیشه کاملاً همجهت نیست.
یا درآمد یک مدیر یا واسطه به کارمزد معاملات وابسته باشه. هر بار که معاملهای انجام میشه، ممکنه برای اون درآمد ایجاد بشه؛ اما برای تو هزینه به همراه داره. در چنین شرایطی، ممکنه معاملهکردن بیشتر به نفع اون باشه، درحالیکه بهترین تصمیم برای تو این باشه که هیچ کاری نکنی! البته این به معنی بد بودن همه معاملات یا همه مدلهای کارمزدی نیست. نکته اینه که بدونی ساختار درآمدی افراد چطور میتونه روی تصمیمهاشون تأثیر بذاره.
تصور کن یک مدیر برای کسب بازدهی بالاتر، ریسک بیشتری به سبدت اضافه میکنه. اگه موفق بشه، ممکنه عملکرد خوبی ثبت کنه و پاداش بیشتری بگیره؛ اما اگه شکست بخوره، بخش عمده زیان مالی متوجه تو میشه. این موضوع بهخصوص وقتی مهمه که پاداش مدیر به سود وابسته باشه، اما در زیانهای احتمالی، مسئولیت مالی متناسبی نداشته باشه.
دقت کنید سبدگردان با مشاور فرق میکنه. این دو تا رو نباید با هم اشتباه بگیریم. سبدگردان، در چارچوب قراردادش، مدیریت دارایی تو رو بر عهده میگیره و میتونه درباره خریدوفروش داراییها تصمیم بگیره. اما مشاور سرمایهگذاری قرار نیست لزوماً بهجای تو معامله کنه؛ کارش اینه که کمک کنه تصمیمهای آگاهانهتری بگیری.
هر دو میتونن مفید باشن، اما به نظرم یک تفاوت مهم وجود داره: من معتقدم مشاور خوب قرار نیست جای فکرکردن تو رو بگیره؛ قرار است کیفیت فکرکردنت رو بالاتر ببره. قرار نیست فقط بهت بگه چی بخر و کی بفروش. باید کمکت کنه بفهمی چرا یک دارایی رو میخری، چه ریسکی میپذیری، چه سناریوهایی ممکنه اتفاق بیفته و آیا این تصمیم واقعاً با اهداف مالی تو سازگاره یا نه.
هدف این نیست که برای همیشه به تحلیلهای یک نفر وابسته بمونی؛ هدف اینه که با هر بار مشورت، توانایی خودت برای تصمیمگیری بهتر بشه. پس چطور بفهمیم میتونیم به یک مشاور اعتماد کنیم؟ به نظرم فقط نباید به سابقه سودآوری یا تعداد پیشبینیهای درستش نگاه کنیم.
این سؤالها رو هم بپرس:
▪️ دقیقاً از چه طریقی درآمد کسب میکنه؟
▪️ آیا بابت معرفی یک محصول یا انجام یک معامله، منفعت مالی جداگانهای داره؟
▪️ وقتی شرایط بازار تغییر میکنه، آیا حاضر به اصلاح نظرشه یا همیشه از تصمیم قبلیش دفاع میکنه؟
▪️ آیا درباره احتمال زیان و سناریوهای نامطلوب هم بهاندازه فرصتهای سودآوری صحبت میکنه؟
▪️ آیا میتونه توضیح بده چرا یک تصمیم برای شرایط تو مناسبه، یا فقط ازت میخواد به تخصصش اعتماد کنی؟
این سؤالها بهتنهایی تضمین نمیکنن که کسی بدون تضاد منافع باشه؛ اما کمک میکنن قبل از اعتمادکردن، تصویر روشنتری از انگیزهها و روش کارش داشته باشی.
حرف آخر من اینه: من فکر میکنم مشاوره مالی واقعی از جایی شروع میشه که منفعت مشاور، تنها معیار تصمیمگیری نباشه. گاهی شناخت انگیزههای یک نفر، بهاندازه شناخت تخصصش اهمیت داره.
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Reza_Ghanipur
البته از کسی که استادش جبرائیلی باشه، انتظار بیشتری هم نداریم.
میدونستید که قیمت بنزین در ایران گرونتر از آمریکاست؟ در ایران قیمت بنزین لیتری صدهزار ریاله و در آمریکا یک و نیم دلار!
البته بز هم میفهمه که من مزخرف گفتم. اما این گوساله دقیقا از همین منطق استفاده کرد. اندازه خر هم چیزی حالیش نیست، ولی در مورد همه چیز گه میخوره. به خودش واجب میدونه به زر زدن در مورد هر چیزی ادامه بده (نقل قول از یک بزرگوار).
هر ریال یمن شمالی (تحت تسلط حوثیها) برابر با سه ریال یمن جنوبیه (تحت حمایت عربستان)، بنابراین بنزین در یمن شمالی در حقیقت گرونتر از یمن جنوبیه.
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Reza_Ghanipur
هر روز چک کردن پرتفوی، بازده سرمایهگذاری رو خراب میکنه
دو نفر رو تصور کن که هر دو ۱۰۰ میلیون تومن توی یک صندوق سهامی سرمایهگذاری کردن. افق سرمایهگذاری هر دو هم پنج ساله. فقط یه تفاوت دارن: نفر اول هر روز پرتفوش رو چک میکنه. نفر دوم خیلی کمتر سراغش میره. حالا بازار شروع میکنه به نوسان. امروز ۳٪ منفی. فردا ۲٪ مثبت. پسفردا دوباره ۴٪ منفی!
نفر اول هر روز با سود و زیانش زندگی میکنه. با هر افت، نگرانتر میشه و بیشتر به تصمیمش شک میکنه. اما نفر دوم لزوماً درگیر تکتک این نوسانات نمیشه. نکته جالب اینجاست: هر دو یک دارایی دارن و در معرض نوسانات یکسانی هستن؛ اما ممکنه یکی از اونها ریسک بیشتری احساس کنه و در نهایت تصمیم متفاوتی بگیره. چرا؟
اینجا با یک پدیده جالب در مالی رفتاری روبهرو میشیم: Myopic Loss Aversion یا زیانگریزی کوتاهبینانه. این مفهوم از ترکیب دو ویژگی ذهن ما شکل میگیره. اول، معمولاً ضرر کردن بیشتر از سود هماندازه آزارمون میده. دوم، هرچقدر بیشتر عملکرد سرمایهگذاریمون رو بررسی کنیم، بیشتر در معرض دیدن و تجربه کردن زیانهای کوتاهمدت قرار میگیریم.
حالا این دو رو ترکیب کن! هر روز پرتفوت رو بررسی میکنی؛ هر افت قیمت یه فشار روانی تازه ایجاد میکنه. کمکم ممکنه برای فرار از این احساس، داراییات رو بفروشی؛ نه به این دلیل که تحلیل بلندمدتت تغییر کرده، بلکه چون دیگه تحمل دیدن نوساناتش رو نداری.
و این دقیقاً همونجاییه که روانشناسی میتونه روی تصمیم مالی اثر بذاره. جالبه بدونی بنارتزی و تالر از همین مفهوم برای توضیح بخشی از یک معمای معروف اقتصاد مالی استفاده کردن: چرا بازده تاریخی سهام در مقایسه با داراییهای کمریسک اینقدر بالاتر بوده؟
البته قرار نیست از فردا چشمهات رو روی بازار ببندی! کمتر چک کردن قیمت، ریسک رو از بین نمیبره و گاهی هم تغییر شرایط بازار، واکنش سریع میطلبه. اما یه سؤال مهم: اگه افق سرمایهگذاریات پنجسالهست، چرا هر روز با دیدن نوسانات کوتاهمدت، درباره تصمیمت قضاوت میکنی؟
برای هر دارایی، از قبل مشخص کن هر چند وقت یکبار باید عملکردش رو بررسی کنی و تحت چه شرایطی حاضری تصمیمت رو تغییر بدی. مثلاً اگر برای سهام افق سرمایهگذاری سهساله داری، میتونی بررسی عملکرد پرتفوی رو به پایان هر ماه محدود کنی و بازبینی عمیقتر رو هر سه ماه یکبار انجام بدی.
دقت کنید اگه حد ضرر، تغییر اساسی در شرایط بنیادی یا اتفاقی خارج از سناریوی اولیه رخ بده، منتظر موعد بررسی بعدی نمون. البته یک نوسانگیر ممکنه مجبور باشه هر روز بازار رو بررسی کنه، ولی همچنان کاملاً منضبط و بدون واکنش احساسی معامله کنه.
شاید مشکل این نباشه که داراییات بیشازحد ریسکیه؛ شاید داری اون رو با فاصله زمانی اشتباهی ارزیابی میکنی. تو قراره از سرمایهگذاریت بازده بگیری؛ نه اینکه هر روز باهاش امتحان استقامت روانی بدی!
📚 منبع: Benartzi & Thaler, Myopic Loss Aversion and the Equity Premium Puzzle (1995)
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Reza_Ghanipur
ممکنه درست پیشبینی کنی، اما ورشکست بشی!
یک آزمایش ذهنی ساده: دو معاملهگر داریم. هر دو با ۱۰۰ میلیون تومان شروع میکنن. معاملهگر اول، اول ۵۰٪ ضرر میکنه. سرمایهاش میرسه به ۵۰ میلیون. بعد بازار ۱۰۰٪ رشد میکنه. نتیجه؟ سرمایهاش دوباره میشه ۱۰۰ میلیون. معاملهگر دوم، اول ۵۰٪ سود میکنه و سرمایهاش به ۱۵۰ میلیون میرسه. بعد بازار ۵۰٪ سقوط میکنه. نتیجه؟ فقط ۷۵ میلیون براش باقی میمونه.
این دو مسیر نشون میدن که درصد سود و ضرر رو نمیشه جدا از سرمایهای که روی اون محاسبه میشن بررسی کرد. افت ۵۰درصدی با رشد ۵۰درصدی جبران نمیشه؛ برای برگشت به نقطه شروع، به رشد ۱۰۰درصدی نیاز داری.
هر دو با یک سرمایه شروع کردن و هر دو پیشبینی کردن که بازار رشد میکنه. ترتیب و اندازه حرکتها تعیین کرد که کدومشون به نقطه شروع برگرده و کدوم ۲۵٪ ضرر کنه. حالا بخش ترسناک ماجرا: فرض کن تحلیل تو کاملاً درسته. میدونی بیتکوین در بلندمدت قراره رشد کنه. اما قبل از اینکه پیشبینیات محقق بشه، بازار ۶۰٪ سقوط میکنه.
اگر بدون مدیریت ریسک وارد شده باشی، شاید قبل از شروع صعود واقعی، سرمایهات نابود شده باشه؛ یا مجبور بشی در بدترین نقطه بفروشی. بازار مجبور نیست قبل از اینکه حقانیت تو رو ثابت کنه، بهت فرصت زنده موندن بده!
در مالی، مفهومی وجود داره به اسم Path Dependence یا وابستگی به مسیر؛ یعنی در بسیاری از شرایط، فقط مقصد نهایی مهم نیست، بلکه مسیری که برای رسیدن به اون طی میکنی هم نتیجه رو تغییر میده. به همین دلیله که مدیریت ریسک صرفاً برای کمکردن ضرر نیست؛ برای اینه که سرمایهات در بازی باقی بمونه تا اگر تحلیلت درست بود، فرصت کسب سود داشته باشی.
یک تفاوت اساسی وجود داره بین کسی که جهت بازار رو درست تشخیص میده و کسی که از تشخیص درستش پول درمیاره. اولی باید بازار رو درست پیشبینی کنه؛ دومی باید در مسیر تحقق پیشبینی زنده بمونه. و بازار، برخلاف چیزی که خیلیها فکر میکنن، هیچ تعهدی نداره که با این دو نفر یک جور رفتار کنه.
برای مطالعه بیشتر:
پژوهشی درباره ریسک وابسته به مسیر، افت سرمایه (Drawdown)، اندازه موقعیت معاملاتی و اینکه چرا حتی یک استراتژی با رشد موردانتظار مثبت ممکن است در عمل ناپایدار شود. (A Rational Risk Policy? Why Path Dependence Matters)
چگونه مسیر رسیدن به بازده نهایی بر رضایت سرمایهگذار، برداشت او از ریسک و تصمیمهای معاملاتی تأثیر میگذارد. (All’s Well That Ends Well? On the Importance of How Returns Are Achieved)
مطالعهای درباره اینکه چرا دو نمودار با بازده و نوسان مشابه میتوانند برداشتهای متفاوتی از ریسک در ذهن سرمایهگذاران ایجاد کنند. (What Makes an Investment Risky?)
منبعی ریاضیتر درباره اثر مسیر قیمت و نوسان بر بازده صندوقهای اهرمی؛ برای درک اینکه چرا بازده صندوق اهرمی الزاماً برابر با چند برابر بازده شاخص در دورههای طولانی نیست. (Path-Dependence of Leveraged ETF Returns)
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Reza_Ghanipur
#خفنر و ۱۷۰٪ بازدهی در یک سال (تحلیل قبلی ریپلای شده). با رشد نرخ ها و بخشی فروش، درآمد تابستون ۱۳۱٪ رشد داشت. تاز زمانی که بالای سقف قبلی معامله میشه انتظار ادامه روندو دارم. ۱۷ مهر ۱۴۰۵
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Reza_Ghanipur
مفهوم Reference Point / مرجع ذهنی در نظریه چشمانداز
کاهنمن و تورسکی در نظریه چشمانداز یک مفهوم جالب دارن به اسم Reference Point یا «نقطه مرجع». ایدهاش خیلی سادهست: ما قیمتها و سود و زیانها رو بهصورت مطلق نمیبینیم؛ نسبت به یک مرجع ذهنی قضاوتشون میکنیم. مثلاً کسی که در ۷۰ هزار دلار خریده، بازار رو از نقطهای متفاوت از کسی میبینه که در ۴۰ هزار خریده. و برای کسی که اصلاً بیتکوین نداره، باز هم نگاه متفاوت هست.
پس یک قیمت واحد میتونه برای سه نفر، سه معنای کاملاً متفاوت داشته باشه. و نکته مهمتر اینه که Reference Point لزوماً قیمت خرید نیست. میتونه سقف قبلی، قیمت مورد انتظار، قیمت دیروز یا حتی قیمتی باشه که در ذهنمون «منطقی» میدونیم.
اینجاست که بازار جالب میشه. ممکنه یک نفر در ۸۵ هزار بگه: «دیگه گرونه، باید اصلاح کنه.» و یک نفر دیگه بگه: «روند صعودیه؛ اگر ۸۵ هزار تثبیت شده، چرا باید منتظر ۶۵ هزار باشم؟» هر دو به یک نمودار نگاه میکنن، اما مرجع ذهنی متفاوتی دارن. حتی دو نفر که دقیقاً در یک قیمت خریدن، اگر افق زمانی و سناریوی متفاوتی داشته باشن، در یک قیمت واحد تصمیمهای کاملاً متفاوتی میگیرن.
برای همین حتی اینکه «کجا باید خرید» هم برای یک سرمایهگذار بلندمدت و یک معاملهگر کوتاهمدت الزاماً جواب یکسانی نداره. گاهی چیزی که ما اسمش رو میذاریم «گران» یا «ارزان»، بیشتر از اینکه ویژگی خودِ قیمت باشه، ویژگی مرجع ذهنی خودمونه. و بازار هم معمولاً هیچ تعهدی نداره که با مرجع ذهنی ما هماهنگ بشه.
اینجا یک شباهت جالب با یکی از ایدههای قدیمی مکتب اتریش دیده میشه: ارزش، یک ویژگی ذاتی و ثابتِ داخل کالا نیست؛ به قضاوت ذهنی فرد بستگی داره. کارل منگر از همین زاویه توضیح میداد که ارزش یک کالا از رابطهی اون کالا با نیاز و ترجیحات انسان شکل میگیره، نه از یک «ارزش ذاتی» که داخل خود کالا قرار گرفته باشه.
پس شاید قبل از اینکه بپرسیم: «این دارایی گرونه یا ارزونه؟» باید بپرسیم: «نسبت به چی؟» چون خیلی وقتها چیزی که ما «گرون» یا «ارزون» مینامیم، نه یک ویژگی مطلق قیمت، بلکه نتیجهی مرجعی هست که در ذهن خودمون ساختهایم. .sciencedirect
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Reza_Ghanipur
به دستور بانک مرکزی، نمایش نمودار قیمت تتر در صرافیها متوقف شده. احتمالاً زمستون هم وقتی گاز کم اومد و ملت دارن یخ میزنن، نمایش عدد دماسنج رو ممنوع کنن. چون با عقل اینا، وقتی دما رو نشون ندی، هوا دیگه سرد نیست. بعدش هم احتمالاً برای حل مشکل تورم، نمایش قیمت کالاها رو ممنوع میکنن. لابد با خودشون گفتن؛ اقتصاد که درست نشد، حداقل آمارش رو نبینیم.
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Reza_Ghanipur
در مورد کتاب مشهور چگونه در بورس ۲ میلیون دلار کسب کردم اثر نیکولاس دارواس صحبت کردم. گفتم استراتژی اون تئوری جعبه (Box Theory) روشی ساده اما برنده بود. حالا تئوری جعبه دارواس چی بود؟ شبیه چیزی که در مثال گفتم. سهامی که در یک محدوده قیمت مشخص درجا میزنن و فقط زمانی وارد میشد که قیمت با قدرت و حجم بالا، سقف جعبه رو میشکستن و به فضای بالاتر میرفتن. و اگه قیمت به زیر کفِ جعبه برمیگشت، بدون لحظهای تردید و تعصب از معامله خارج میشد.
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Reza_Ghanipur
#غبشهر دو سال قبل با یه گزارش، جلب توجه کرد. تخمین من این بود که قیمتش ده برابر بشه و خوشبختانه حتی عملکرد بهتری رو ازش شاهد بودیم. نه نیاز به نقاشی اضافی روی چارت داشت و نه چیز دیگه.
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Reza_Ghanipur
نمودار پایین عملکرد داراییها رو در برابر دو متغیر مهم اقتصاد؛ رشد اقتصادی و تورم از سال ۱۹۷۲ تا ژوئن ۲۰۲۶ بررسی کرده.
محور افقی = حساسیت به تورم
محور عمودی = حساسیت به رشد اقتصادی
یعنی هرچی یک دارایی سمت راستتر باشه، معمولاً از تورم بیشتر منتفع میشه و هرچی بالاتر باشه، از رشد اقتصادی بیشتر سود میبره. چهار سناریو هم داریم:
🟢 رشد خوب + تورم کنترلشده (Goldilocks)
اینجا معمولاً سهام و داراییهای ریسکی شرایط بهتری دارن.
🟡 رشد خوب + تورم بالا (Overheating)
کالاها، انرژی و بعضی داراییهای مرتبط با تورم بیشتر مورد توجه قرار میگیرن.
🔵 رشد ضعیف + تورم پایین (Recession)
اوراق خزانه و داراییهای باکیفیتتر معمولاً حساسیت بهتری به این محیط دارن.
🔴 رشد ضعیف + تورم بالا (Stagflation)
اینجا قسمت جالب نموداره: طلا و کالاها دقیقاً در این ناحیه قرار دارن.
طلا در این دادهها حساسیت مثبت نسبت به تورم و حساسیت منفی نسبت به رشد اقتصادی داشته؛ یعنی از نظر تاریخی، محیطی که رشد اقتصادی ضعیف میشه ولی تورم همچنان بالاست، محیطی بوده که طلا میتونه عملکرد متفاوتی از سهام و اوراق داشته باشه.
به نظرم مهمترین نکته همینجاست: هیچ داراییای برای همهی شرایط اقتصادی ساخته نشده.اشتباه رایج اینه که بگیم «سهام خوبه» یا «طلا خوبه». سؤال درست اینه: اقتصاد در چه محیطی قرار داره و کدوم دارایی نسبت به اون محیط حساسیت بهتری داره؟
برای همین من همیشه به جای دنبال کردن یک دارایی خاص، بیشتر به ترکیب داراییها و سناریوهای اقتصادی نگاه میکنم. البته این نمودار پیشبینی آینده نیست؛ فقط یک نگاه تاریخی به رفتار داراییها در بیش از ۵۰ ساله. سرمایهگذاری خوب فقط انتخاب دارایی نیست؛ انتخاب دارایی متناسب با سناریوهای مختلفه.
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Reza_Ghanipur