rohin_official1 | Unsorted

Telegram-канал rohin_official1 - شب نامه‌ی خیال

735

روییدن زمان و مکان نمی‌خواهد! گاهی باید در سخت‌ترین شرایط و دشوار‌ترین مکان رشد کنی... 🖐 #روهیناصادقی @Rohin_official1 https://t.me/Rohin_official1

Subscribe to a channel

شب نامه‌ی خیال

از من تا من؛
تو گسترده‌ای...❤️

#سهراب_سپهری

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

دل پی گمشده می‌گردد و من در پیِ دل...

#ارفع_کرمانی
#مزار‌شریف

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

گاهی از پا می‌افتی.
تن می‌سپاری به خستگی.
بعد برمی‌خیزی و فکر می‌کنی رسیده‌ای.
اما تنها چیزی که فهمیده‌ای، این است: هیچ‌کس نمی‌رسد.
این را می‌دانی، اما سکوت می‌کنی. ترجیح می‌دهی این حقیقت را لایِ لایه‌های خستگی‌ات پنهان کنی، چون سودِ ندانستن‌ها بیشتر از دانستی‌هاست.

#رحیمه‌محرابی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

میتود‌های کاربردی در مورد نحوه مطالعه دقیق!

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

گل من!

گلِ‌من متوجه باش که در خمِ روزگار پَرپَر نشوی؛ چون بلبل تنها با شکفتن لبخندِ تو سرود سر می‌دهد. شمعِ‌من خاموش نگردی که نوری از پیوند نگاه آتشینِ تو به‌بینایی می‌رسد. نهالِ‌سبزِ امیدم، مچاله نشو که دلی در ریشه‌های زندگی‌بخش تو جوانه می‌زند. آفتابِ‌من، غروب مکن که شاخه‌ی آفتاب‌گردانی سر برآورده تا تو را بجوید.
تو مخاطب هر نجوای و گیرنده هر نامه‌ام هستی!

#رحیمه‌محرابی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

این پیام و فور کن و اینجا جوین شو
فولدر بزنم جذب+۲۰۰بگیری.

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

📍فورکنید،فولدر بزارم+50جذب‌بگیرید..

جوین‌باشید+حمایتی لینک بدین،عضوبشم.

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

می‌دانم در دل تو طوفان‌ها خانه دارند،
اما به او بگو: هیس!
مبادا که ماهی‌ها بشنوند و فرار کنند.

#رحیمه‌

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

یکی در گوشم می‌گوید: «این، سنگین‌ترین گناهِ عالم است که عاشق شوی بی‌آنکه معشوق، خبر داشته باشد و چنین بی‌گناه، محکوم می‌شود.»
اگر می‌خواهی محاکمه‌ام کن؛ اما حکم مرا به دستانِ خالیِ عادت مده، که من، محکومِ نگاهت‌ام و جز در زندانِ چشمانت، به هیچ سلولِ دیگری تن نخواهم داد.
حکمِ من، هر چه باشد، از تو خواهم پذیرفت؛ جز آزادیِ بی‌نگاهِ تو. بدان که اگر از زندانِ چشمانت بیرونم کنی، من، در کویرِ بی‌نگاهت، تا ابد، سرگردانِ بی‌حکم خواهم ماند.

#رحیمه‌محرابی
#برشی‌از‌نامه

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

می‌دانم در چشمانت، تورهای دیوانه‌دریا خانه دارند.
#رحیمه‌محرابی
#حیرتان

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

ای عزیزِ بی‌نامِ من!
می‌خواهم نامه‌ای ننویسم، که «نامه» را هر کس می‌نویسد. می‌خواهم ردِّ نفسِ سحرگاهانم را روی شیشه‌ی وجودت نقش کنم و این‌بار نامه‌ام را از دودِ سیگاری بسازم که در هوای سردِ اتاق، شکلِ گیسویت را به خود گرفته است. شعرم را با نبضِ انگشتانت وزن کنم. قافیه‌هایش را از هماهنگیِ ضربانِ دو قلب بدزدم. نقاشی‌ات را با گرده‌ی ماه بسازم و با شبنمی که بر مژگانِ سپیده‌دم بلرزد، سایه‌روشن بدهم. ببین که واژه‌ها خود، بی‌اجازه‌ی دهانم، از سینه بیرون می‌جهند؛ چونان کبوترانی که خانه را یافته‌اند.
می‌خواهم برایت زبانی بسازم که واژه‌هایش در بین دو خط لبخندت جاری شوند؛ زبانی که خودش دریا باشد، خودش نسیم، خودش کتابی که هر بار ورق می‌زنی، از لای کاغذهایش، نفسِ من بیرون بطراود.
دستم را از این انگشتانِ خسته پس می‌گیرم که جز خطِ تکراریِ روزمره ننوشته‌اند. حالا با پرِ مرغابی‌ای می‌نویسم که از آسمانِ خاطره‌هایمان چیده‌ام؛ مرکبم را از رنگِ غروبِ آن شبی می‌سازم که با هم در کوچه‌باغِ ستاره‌ها گم شده بودیم.

#رحیمه‌محرابی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

در ذهنم،
جنگی،
بی‌پایان،
برپا‌ست،
میان،
من،
خود،
من،
و،
قلب،
من.

#زینب_بنیادی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

کتاب‌ها همان‌اند، اما من دیگر همان خواننده‌ی سابق نیستم. حالا هر خط‌شان را با صدای تو در ذهن می‌خوانم.

#رحیمه‌

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

عشق هوشیارانه نوعی انتخاب است!

📔: شاگرد شمس بودن
#هاکان منگوچ

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

#برشی‌از‌نامه③④🫧💌

عشق، یک‌شبه نمی‌آید؛ اما یک‌شبه، خانه‌ات را می‌گیرد. در را که به رویش باز کنی، تا تهِ دلت می‌رود و آن‌چنان می‌ماند که سال‌ها بعد، هر وقت دلت می‌گیرد، باز هم ردِ قدم‌هایش را در همان گوشه‌ی خلوتِ دلت می‌بینی که دیگران، هرگز نمی‌توانند آن‌جا را پر کنند.
وقتی به تو می‌اندیشم، در می‌یابم که عشق فقط یک حسِ زودگذر نیست؛ جوهرِ هستیِ من است، با هر ضربان، با هر دم و بازدم، در من می‌تپد. چون فروغی، تاریک‌ترین خلوت‌های وجودم را روشن می‌کند و آتشی در سینه‌ام می‌افروزد که هیچ بادِ سردی، یارایِ خاموشی‌اش را ندارد.
گاهی واقعاً نمی‌دانم بینِ دوست‌داشتن و عشق، کدام را انتخاب کنم. یادِ حرفِ شریعتی می‌افتم که می‌گفت دوست‌داشتن از عشق برتر است. عشق يك جوششِ کور است و پيوندی از سرِ نابينایی؛ اما دوست‌داشتن، پيوندی‌ خودآگاه و از رویِ بصيرتِ روشن و زلال. عشق بيشتر از غريزه آب می‌خورد و هرچه از غريزه سر زند، بی‌ارزش است و دوست‌داشتن از روح طلوع می‌کند و تا هرجا که روح ارتفاع دارد، دوست‌داشتن نيز همگام با آن اوج می‌يابد.
راستش، من هر دو را ارج می‌نهم؛ اما عشق برایم آهنگِ دیگری دارد. مرا به سوی والاترین خویشتن سوق می‌دهد. در روزگارِ دشوار، استوارترم می‌سازد و در فراز و فرودِ روزگار، همچنان به بالندگی ادامه می‌دهد. در جهانی که هیچ‌کس برای کسی نمی‌ماند، عشق به من می‌گوید که هنوز چیزهایی هستند که به‌قدرِ ماندن، می‌ارزند.
به‌نظرت، عشق واقعاً عجیب نیست؟ برای من که خودش یک معجزه‌ست.

#رحیمه‌محرابی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

قطاری در تونلِ ذهنم می‌تازد
که مسافرانش همان کلماتی بی‌قرارم اند.
هیچ‌کس نمی‌داند مقصد کجاست...
خودِ قطار نیز نمی‌داند.
همسفران واقعی من
همین بی‌مقصدانند.
هر که آید،
تنها تا انتهای بی‌انتهایی می‌ماند...

#رحیمه‌محرابی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

تو را به کجای این شب بنویسم؟!

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

کتابخانه سعادت مزارشریف

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

هر ذرهٔ وجودم، سجده‌گاه نگاهِ توست.

#رحیمه‌محرابی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

خوب بودن، دلیلی برای کامل‌بودن نیست.

#رحیمه‌

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

سپیده‌دمِ پنج، هنوز شهر در خوابِ خنکایِ خود غرق بود؛ اما من پا در مسیرِ پیاده‌روی گذاشتم. هوا، گرمایی زودهنگام داشت، ولی منظره‌یِ مسیر با آن درختانِ سایه‌گستر و نورِ طلاییِ اولِ صبح، چنان دل‌انگیز بود که گرمیِ آن را فراموش کردم.
امروز، پنج ساعت با کتاب‌ها زیستن کردم. «هملت» را تا نیمه‌ی راه بردم؛ داستان خواب «هاروکی موراکامی» را تمام کردم و چند صفحه از «بازگشتِ شازده‌کوچولو» را که فرحت برایم فرستاده بود، شبیه شربتی گوارا نوشیدم. پس از آن، به نقاشیِ با رنگ‌هایِ دل‌خواهم نشستم.
وایس‌های شاگردانِ صنفِ «علائمِ نگارشی» را گوش سپردم و متن‌هایِ بعضی‌شان را اصلاح کردم. در میان کارهای خانه، آهنگِ ریمکسِ هندی، ریتمی شاد به روزم بخشید. یک ساعت نیز به انگلیسی اختصاص دادم و مقابلِ همه‌ی کارهایِ امروزم، با رضایت، تیکِ پایان را زدم. به خودم آفرین گفتم؛ چرا که هوای گرمِ مزارِ شریف، امروز هم مثل دیواری بلند در برابرِ هر تلاشی قد علم کرده بود، اما من از عهده‌اش برآمدم.
شب که شد، دلم می‌خواهد کنارِ خواهرانم، فیلمی ببینم و لبخندِ پایانیِ روز را با آنها تقسیم کنم؛ و سپس در آغوشِ خواب، به استقبالِ فردایی دیگر بروم.

#رحیمه‌محرابی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

شانه کمتر زن که ترسم تار مویت بشکند
تار مویت توست، اما رشته جان من است

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

این پیام و فور کن و اینجا جوین شو
فولدر بزنم جذب+۲۰۰بگیری.

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

#دختر_نیستی_که_بفهمی
#علی_سلطانی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

حال آشفته‌ی این روزهای زنان را
آیینه‌ها
به خوبی جلوه می‌دهند.

روح افسرده‌شان را
پشت رژهای گوناگون،
خط‌چشم نازک،
و لاک‌های رنگارنگ
پنهان می‌کنند.

هر روز با لبخند،
همچون مهمان ناخوانده،
با آیینه‌ها
خداحافظی می‌کنند.

#رحیمه‌محرابی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

هدایای ناز از کابل به بلخ❤️🌸💙

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

فورکنید،فولدر‌بزارم‌جذب‌بگیرید🤏🏻

جوین باشید+ گروه حمایتی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

دیالوگ
. مفهوم عشق را چگونه یافتی؟
+ عشق از طریق «از دست‌دادن» متولد می‌شود و با «به دست‌آوردن» معنا می‌یابد.

#رحیمه‌محرابی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

این کودک، فرزند یکی از مادران تحت حمایت برنامهٔ ما است. خانواده‌اش در شرایط بسیار دشوار زندگی می‌کنند؛ پدر به دلیل بیماری توان کار کردن ندارد و مادر نیز از تأمین هزینه‌های زندگی و درمان فرزندش ناتوان است.
زخم پای این کودک به دلیل تأخیر در درمان، به استخوان رسیده است. پزشکان گفته‌اند اگر تا فردا عمل جراحی انجام نشود، احتمال قطع پای او وجود دارد.
از همهٔ خیرین و انسان‌های نیک‌اندیش تقاضا داریم با هر مقدار کمک، در نجات پای این کودک سهیم شوند. شاید کمک امروز شما، آیندهٔ این کودک را نجات دهد.

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

اگر از من می‌شنوی...

همنشین‌هایت را از آسمان، ستاره‌چین کن: نجیب، اصیل و درخشان.
باور کن که نه ثروت معیار است، نه جایگاه، نه جنسیت؛ چون خوبی همان قامتی است که فقط در ژرفای روح می‌روید.

مراقب باش! آدم‌ها هم‌چون سایه‌ها در تو می‌خیزند... یک روز از خواب بیدار می‌شوی، می‌بینی لهجه‌ات شبیه‌ی آنها شده، نگاه‌ات از پنجره‌های تنگِ افکارشان به جهان می‌نگرد. 
پس بگذار خوب‌ترین‌ها معاشرین تو باشند.

زندگی باغی است که گل‌هایش را از نسیمِ همنشینانِ پاک می‌گیرد...

#رحیمه‌محرابی

Читать полностью…
Subscribe to a channel