158
کانال شخصی سعید خراطها
📝📝تسلیم در برابر قدرت خارجی، هرگز
تسلیم در برابر خواست و اراده ملت، آری
بقا در گرو شناسایی فوری حق بر تعیین سرنوشت
✍رضا اسلامي
♈️در روزهای غم و اندوه کشتار وحشیانه چندین هزار زن و مرد و کودک ایرانی، ملت ایران روزهای حساس و دلهره آوری را سپری می کند. از طرفی، شاهد تهدید به حمله قریب الوقوع قدرت خارجی است و از طرفی دیگر، تعطیلی حکمرانی و فروپاشی نسبی اقتصاد را نظاره گر است. در زمانه شکاف عمیق میان حکومت و ملت و در ماه ها و روزهای تعلیق و انتظار، تهدیدات قدرت خارجی بسیار جدی و آغاز جنگ بسیار محتمل به نظر می رسد.
♈️آیا باید در برابر قدرت خارجی تسلیم شد یا اینکه ناگزیر باید به استقبال جنگ رفت؟ پاسخ: هیچکدام
ایرانیان هیچ زمانی به اراده خود تسلیم خارجیان نشده اند و جنگی را نیز آغاز نکرده اند. هیچکدام از این دو، خواست ایرانیان نیست.
♈️پاسخ و راه صحیح، شناسایی حق بر تعیین سرنوشت ملت ایران و تسلیم فوری در برابر خواست و اراده اکثریت قاطع میلیون ها ایرانی است. رجوع فوری به خواست ملت ایران تنها راه پرهیز از جنگ و دوری از تسلیم در برابر خارجیان است. نظام سیاسی باید به قید فوریت و بدون فوت حتی یک روز، به خواست ملت رجوع کند و در برابر تصمیم ملت هر آنچه که باشد تسلیم شود. بقا، فقط و فقط در گرو شناسایی حق ایرانیان بر تعیین سرنوشت خود است.
♈️تا دیر نشده است و حسرت، نصیب ملت ایران نشده است باید در برابر ملت تعظیم کرد و تسلیم خواست آنان شد. این تنها راه و شاید آخرین چاره باشد. در غیر این صورت، با فاجعه جنگ و یا حقارت تسلیم در برابر قدرت خارجی مواجه خواهیم شد.
♈️اگر میهن، وطن و خاک ایران اهمیتی دارد و اگر خیر جمعی و منافع ایران مد نظر است، ضروری است در اسرع وقت و همین امروز تسلیم خواست و نظر اکثریت ملت ایران شد و در هر موضوعی رای ملت را پذیرفت. مردم اگر بر سرنوشت خود حاکم شوند، چشم انتظار دستی از بیرون نخواهند بود. بقای ایران و ایرانی در تسلیم به رای ملت است.
✅افزایش زنکُشی در ایران!
در هر دو روز یک زن به قتل می رسد.
در سال جاری حداقل ۱۳۴ زن در ایران توسط اعضای خانواده خود کشته شدهاند.
پیشتر اعلام شده بود که طی خرداد ۱۴۰۰ تا خرداد ۱۴۰۲ دستکم ۱۶۵ زن کشته شدهند.
مقایسه این دو آمار نشان میدهد که کشتار خانوادگی زنان روندی افزایشی دارد.
طبق آمار دوساله ۱۴۰۰-۱۴۰۲ هر چهار روز یک زن کشته شده و طبق آمار سال جاری به ازای هر دو روز یک زن به قتل رسیده است. یعنی رشد دوبرابری آن هم در کمتر از یک سال. عمده این قتلها به دلایل ناموسی رخ داده است، هر چند در مواردی از آن با عنوان اختلافات خانوادگی نام برده میشود.
صحنه هایی دیدنی از بازیهای المپیک ۱۹۰۸ لندن
با شرکت ۲۲ کشور و ۲۰۰۰ شرکت کننده!
پس از حمله ی مغول به ایران، در اثر در هم ریختن تمام مبانی اجتماعی،اقتصادی و سیاسی هیچ فرد آگاه و خردمند و با شخصیتی تن به همکاری با مغول ها نمی داد و مغولان جز مردان مطیع،پست و فرومایه که تابع آنان باشد،کسی را به همکاری و خدمت دعوت نمی کردند. که عطاملک جوینی این وضعیت را در کتاب خود به خوبی نقل کرده است:
«امروزه دروغ و ریا را پند و ذکر پندارند و حرامزادگی و سخن چینی را دلیری و شهامت نام کنند. زبان و خط ایغوری(خط مغولان) را هنر و دانش بزرگ دانند. اکنون هر تبهکاری امیر،هر مزدوری صدرنشین،هر ریاکاری وزیر،هر اِدباری دبیر،هر فاسدی مستوفی،هر ولخرجی ناظر هزینه،هر ابلیسی معاون دیوان، هر کون خری صدر،هر شاگرد آخوری صاحب حرمت و جاه،هر فراشی صاحب منصب،هر ستمگری پیشکار،هر خَسی کَسی،هر خسیسی رئیسی،هر خیانت پیشه ای قدرتمند و... »
#منبع: تاریخ جهانگشای جوینی،عطاملک جوینی،ص ۳۶ و۳۷
از بد روزگار است که اهل ادب و فرهنگ را به چنگال مزدوران سپرده اند و گوش هوش و چشم بی سو را بر سخن و سیمای آموزگاران راستین بسته اند.
شِکوِه ادیبانه آموزگار راستین و شجاع "لاله میراب" (با نثری بسیار زیبا و عمیق) ، خطاب به ماموری که در تجمعات فرهنگیان بر چهره او سیلی زد.
آهنگ گمنام به خوانندگی پرواز همای در ادای احترام به ۱۷۵ غواص شهید. این آهنگ از برترین نغمه های ایرانی با موضوع ملی- میهنی است. دیدن و شنیدن آن شما را با خود به بن استخوان و عمق وجودتان غور میدهد! آنجا که موطن مشترک ماست.
چه جان های پاک بر آسمان این سرزمین پرواز کردند و چه خون های پاک که به پای درخت آزادی ریختند تا بار و بر دهد.
و چه پلید ستمگرانی که گام به گام مام میهن را در زنجیر پسندیدند و آزادگان را به بند کشیدند و خونشان را ریختند.
زنده باد آزادی، زنده باد ایران!
🎥 فیلمی تاریخی از مراسم تشییع جنازه شهدای بازپسگیری جزایر تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی در سال 1350
🔹 تشییع پیکر پاک این شهدا، با حضور باشکوه مردم و مقامات لشکری و کشوری در 11 آذر ماه ۱۳۵۰ خورشیدی انجام شد.
🔹 وقتی فرمانده نیروها به جزیره تنب بزرگ وارد شد، با بلندگو به شرطهها و ساکنان جزیره، ابلاغ شد که آنها در امنیت کامل هستند.
🔹 تعدادی از شرطهها با بلندکردن هر دو دست از پاسگاه خارج شدند و فرمانده سوزنچی، به همراه سه نفر دیگر به جلو حرکت کردند.
🔹 اما با صدای رگبار مسلسل فرمانده سوزنچی، مهناوی یکم حبیب کهریزی و ناوی آیت خانی همان جا به شهادت رسیدند.
🔹 بعد از زد و خوردی که در ادامه بین نیروهای ایرانی و اشغالگران پیش آمد، پرچم ایران بر جزیره نصب شد تا دوباره پس از قریب ۸۰ سال، این جزایر، تحت حاکمیتِ برحق ایران قراربگیرد.
مریم میرزاخانی
(۲۲ اردیبهشت ۱۳۵۶ – ۲۳ تیر ۱۳۹۶)
ریاضیدان ایرانی و استاد دانشگاه استنفورد بود. میرزاخانی در سال ۲۰۱۴ به دلیل کنشگری در زمینه «دینامیک و هندسه سطوح ریمانی و فضاهای پیمانهای آنها» برنده مدال فیلدز شد، که بالاترین جایزه در ریاضیات است.
وی اولین زن و اولین ایرانی برندهٔ مدال فیلدز است.
۲۲ اردیبهشت، زادروز مریم میرزاخانی
روز جهانی ((زنان در ریاضیات)) است.
*حکمت رنج*
🔵اگر دو برادر همسان را به مدت سه سال هر روز به بدترین شکل کتک بزنند و به اولی بگویید کتک خوردنش جزئی از یک تمرین ورزشی است و به دومی هیچ دلیلی برای کتک خوردنش ارائه ندهید، برادر اول بعد از سه سال به ورزشکاری قوی و با اعتماد بهنفس بالا، و برادر دوم به انسانی حقیر و سرشار از عقدهها تبدیل میشود.
🟢کتک خوردن و رنج برای هر دو یکسان است، اما تفاوت در حکمتی است که می تواند به رنج کشیدن «معنا» بخشد. یکی به امید روزهای بهتر رنج می کشد و دیگری با هر ضربه خرُدتر و حقیرتر می شود.
🟡اینکه چگونه با سختیها و مشقتهای زندگی کنار بیاییم و به آنها واکنش نشان دهیم، نهایتاً محصول یک «تصمیم شخصی» است. میتوانیم تصمیم بگیریم به سختیهای اجتنابناپذیر زندگی از منظر «معنا و حکمت» نگاه کنیم تا در پسِ هر ضربهٔ روحی و هر لطمهٔ جسمی تنومندتر، مقاومتر و آگاهتر بیرون بیاییم یا اینکه تصمیم بگیریم در بهترین حالت، یک «قربانی منفعل» با حیاتی پر از غم باشیم.
👤 ویکتور فرانکل
📚انسان در جستجوی معنا
حمله شیمیایی به مدارس؛ تکرار تجربه روسیه در چچن
عرفان ثابتی، جامعهشناس، در رشته توییتی مسمومیت دختران دانشآموز چچنی بر اثر استنشاق ماده شیمیایی را در سالها پیش یادآوری کرد و نوشت:
هفده سال قبل در چنین روزهایی آنا پولیتکوفسکایا، روزنامهنگار نامدار مخالف پوتین، تنها چند ماه قبل از اینکه ترور شود، گزارشی مبسوط دربارۀ مسمومیت تعداد زیادی از «دختران دانشآموز» چچنی بر اثر مادۀ شیمیایی قوی و ناشناختهای در دستشویی مدارس که دستگاه عصبی آنها را ماهها مختل کرده بود منتشر کرد.
مقامهای دولت به شدت منکر مسمومیتها بودند و این اخبار را صرفاً ناشی از اضطراب و «روانپریشی» گسترده میدانستند! بعضی از پزشکان به پولیتکوفسکایا گفتند که عامل مسمومیتها مادۀ شیمیایی ناشناختهای در دستشویی مدارس است اما مسئولان بیمارستانها حاضر به انتشار هیچ اطلاعاتی نبودند، نه از داروها و روند درمان دختران دانشآموز در بیمارستانها حرف میزدند و نه نتیجۀ آزمایشها را منتشر میکردند.
پس از مرخص شدن بیماران در پروندۀ آنها حتی یک کلمه هم دربارۀ داروها و شیوۀ درمان ثبت نشده بود. مدارس برای مدتی تعطیل شدند و سرانجام سرانجام معلوم نشد که روسیه سرگرم آزمایش کدام مادۀ شیمایی/سلاح زیستشناختی روی «دانشآموزان دختر چچنی» بوده است. چند ماه بعد، پولیتکوفسکایا در مسکو به قتل رسید.
⛔️ در بودجه ١۴۰۲
بالغ بر ۲۶ هزار و ۴۹۶ میلیارد تومان
برای نهادهای اسلامی و تبلیغات آنها، از اموال عمومی اختصاص داده شده است...!
سهم خواهی و بودجه خواری سیری ناپذیر افراد و گروههای خودی و خودمانی در حالیست که پس از گسترش مسائلی همچون بیکاری، مشکلات معیشت و مسکن و غیره، اکنون گروههایی از مردم بدون مسکن، بدون معیشت و بدون امکان درمان مانده اند و هیچ طرح و برنامه و بودجه ای برای بهبود وضعیت ایشان پیشبینی نشده!
مراجعه شود به وضعیت مناطق محروم از جمله سیستان و بلوچستان، کهکیلویه و بویراحمد و غیره! به آمار سقوط کردگان به زیر خط فقر اضافه کنید کلیه بیکاران، تمامی کارگران و بازنشسته ها و حتی عموم کارکنان دولت را، همینطور صدها هزار کاربر فضای مجازی که با فیلترینگ کسب و کار خود را از دست داده اند.
۱- شورای سیاستگذاری ائمه جمعه
( ۱۱۴ میلیارد ) تومان
۲- ستاد اقامه ی نماز #قرائتی
( ۳۷ میلیارد و نهصد ) میلیون تومان
۳- مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت
( ۲۴ میلیارد ) تومان
۴- حوزه های علمیه ی کشور
( ۹ هزار و هشتصد و چهل و شش )
میلیارد تومان
۵- سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
( ۷۳۰ میلیارد ) تومان
۶- مجمع تقریب مذاهب اسلامی
( ۷۱ میلیارد ) تومان
۷- مجمع جهانی اهل بیت ۱۱۸ میلیارد تومان
۸- دانشگاه اهل بیت
( ۵۰ میلیارد ) تومان
۹- سازمان امور سینمایی
( ۴۸۲ میلیارد ) تومان
۱۰- کتابخانه آیت الله مرعشی
( ۱۶ میلیارد ) تومان
۱۱- بنیاد سعدی #حداد_عادل
( ۳۵ میلیارد ) تومان
۱۲- دانشگاه مذاهب اسلامی
( ۶۲ میلیارد ) تومان
۱۳- خبرگزاری جمهوری اسلامی
( ۲۷۱ میلیارد ) تومان
۱۴- موسسه ی امام خمینی #مصباح_یزدی
( ۱۴۱ میلیارد ) تومان
۱۵- شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی
( ۱۵۷ میلیارد و پانصد میلیون ) تومان
۱۶- سازمان تبلیغات اسلامی
( ۱۰۶۶ میلیارد ) تومان
۱۷- موسسه ی پژوهش انقلاب اسلامی
( ۱۸۱ میلیارد ) تومان
۱۸- بنیاد دائره المعارف اسلامی
( ۲۷ میلیارد ) تومان
۱۹- مرکز رسیدگی به امور مساجد
( ۴۷ میلیارد ) تومان
۲۰- مرکز تحقیقات کامپیوتری اسلامی
( ۵۸ میلیارد ) تومان
۲۱- مرکز دائره المعارف فقه
( ۱۰ میلیارد ) تومان
۲۲- نمایندگی رهبری در حج و زیارت
( ۱۲ میلیارد ) تومان
۲۳- حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی
( ۸۹۵ میلیارد ) تومان
۲۴- جامعة المصطفی العالمیه
( ۸۹۵ میلیارد و ۷۰۰ میلیون ) تومان
۲۵- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
( ۳۰۰۰ میلیارد ) تومان
۲۶- صدا و سیما
( ۷ هزار و ۹۳۸ میلیارد ) تومان
۲۷- ستاد امر به معروف و نهی از منکر
( ۷۶ میلیارد ) تومان
این ستاد مغز متفکر پلیس اخلاقی است...!
۲۸- موسسه ی نشر آثار بنیانگذار جمهوری اسلامی
( ۱۰۰ میلیارد ) تومان
۲۹- مرقد امام خمینی
( ۳۶ میلیارد ) تومان
📌 ماکسیم گورکی، نویسنده روس، مدتی در یک نانوایی کار میکرد.
۵۰ کارگر شبها در نانوایی، روی همان میزها که خمیر ورز میدادند، میخوابیدند و روزها بدون استراحت در سرمای مرگبار نان و شیرینی میپختند.
صاحب نان پزی «سیمونوف»، مرد قلدری بود که از آزار کارگران لذت میبرد.
گورکی در خاطراتش نوشته، ما زیاد بودیم ولی هیچوقت، هیچکس در مقابل گردن کلفتی، ظلم و آزارهای این یک نفر نمیایستاد. آنها نه این نانوایی را ترک میکردند، نه چیزی را تغییر میدادند و نه به خاطر حقشان که دستمزد محترمانهای بود، اعتراضی میکردند.
یک روز که گورکی در حال کار برای کارگران شعر میخواند، سیمونوف سرزده وارد میشود و کتاب را از او میگیرد تا در تنور بیاندازد. گورکی بلند میشود و دست رییس را میگیرد و میگوید:
«حق نداری این کار را بکنی.» سیمونوف میخکوب میماند. از اینکه یکی از زیردستان جلویش ایستاده، بهت زده است. کتاب را بر میگرداند و نان پزی را ترک میکند. سیمونوف از فردا متوجه میشود چیزی آرام در وجود بقیه جان میگیرد؛ آنها مزه عصیان را چشیده بودند.
پیش از این، همه چیز ابدی به نظر میرسید، اما از آن شب، بازگشت به قبل ناممکن شد.
♦ جامعه ایران و مطالباتش، از سوی بیشتر سیاستمداران، برنامه ریزان و مدیرانش دیده و شنیده نشده است. این یکی از مهمترین مسائل جاری طی چندین دهه در جامعه ما است. این دیده و شنیده نشدن، حتی در شرایط بحرانی با مقاومت بیشتر بروز پیدا کرده است. در شرایط بهظاهر عادی و آرام، تغییرات زیرپوستی جامعه، دیده نشد و مشروعیت نیافت. تمام نهادها و رسانه های رسمی تصویری را از زندگی بازنمایی کرده اند که با آنچه در جامعه بهویژه نسلهای جدید میگذرد، تفاوتی عمیق دارد. متاسفانه وقتی این تفاوت به تقابل و رویارویی رسیده است، پافشاری بر نشنیدن و ندیدن نیز بیشتر شده است. در صورتی که رویارویی اجتماعی، سوت اخطار به سیاستمداران و برنامه ریزان و مدیران است تا لحظه ای به عملکرد خود بنگرند و با تحلیل درست، چشم و ذهن خود را بشویند و رویه ها را تغییر دهند تا جامعه آرام گیرد. اما با وجود سوت اخطار، هم خواسته های معترضان دیده و شنیده نمیشود و هم شرایط بحرانی و اعتراضی بهرسمیت شناخته نمیشود. این وضعیت موجب میشود تا چرایی شکل گیری اعتراضات به علل و عوامل بیرون از ساختار ارجاع داده شود. این برچسب موجب میشود تا از یکسو نوع برخورد با معترضان شیوه حذفی به خود بگیرد و از سوی دیگر موجب ماندگاری و عمیق تر شدن شکاف و فاصله جامعه با نظام و تعمیق بحران میشود. وضعیتی که اعتراضات را به ناآرامی و درگیری می کشاند، که تاکنون نیز چنین شده است.
♦ وقتی اعتراضی جمعی و مدنی، بهرسمیت شناخته شود و گوشها و دیده ها برای توجه و فهم آن تیز شود، و اراده ها برای پاسخگویی و تلطیف فضا مصمم شود، و رویه انکار و برچسبزنی پیش گرفته نشود، دامنه اعتراض محدود خواهد شد و فاز جنبشی به خود نمی گیرد. اعتراضهای مدنی در بطن خود لزوما واجد اغتشاش نیستند. بلکه نحوه مدیریت اعتراض است که اغتشاش می آفریند. سیستم باید معترضان را بهرسمیت بشناسد و سخن آنان را بشنود؛ معترضانِ ایستاده ای که نمایندگی معترضان بیشمارِ نشسته را نیز دارند و مطالبات آنان، مطالبات کثیری از جامعه ایرانی است. هنوز فرصت شنیدن این صدا هست. ◾
روزنامه هم میهن، پنجشنبه 3 آذر 1401
✅آنچه میخوانید، روایت "سیدحسن تقیزاده" از پایان کار محمدعلیشاه قاجار در عصر مشروطه است.
به نقل از کتاب "مشروطیت ایران"
(به قلم محمود ستایش)
سرورم ، چوب خدا صدا ندارد !
برای اخراج محمدعلیشاه هیئتی تعیین شد که من هم جزء آنها بودم. روزی که ترتیب اخراج وی را دادیم، دارای قیافهای تکیده و شکسته بود. همسر او نیز مرتب گریه میکرد و از دوری احمد [احمدشاه] ناراحت بود. باآنکه در مورد اخراج محمدعلیشاه خبری منتشر نشده بود، ولی عدهای زیاد در مقابل سفارت [سفارت انگلیس] در زرگنده آمده بودند و بعضی هم با خود اسلحه داشتند و میخواستند انتقام خود را از آن مرد بگیرند. هیئت متوجه شد و از شهر درخواست کرد که عدهای قزاق بفرستند. قزاقها آمدند و در دو طرف مستقر شدند. قیافۀ جمعیت بینهایت غضبناک و عصبانی بود. هیئت انتظار داشت که واقعهای روی بدهد. ازاینرو من جلو جمعیت رفته و آنها را به آرامش دعوت کردم. ولی جمعیت همچنان عصبانی بود. تصمیم گرفته شد شاه مخلوع را از درِ پنهانی سفارت خارج کنیم. شاه مخلوع وقتی مرا دید با قیافۀ بغضگرفته جلو آمده و به ترکی شروع به احوالپرسی کرد. گریه به شاه امان نمیداد. من به او گفتم چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی؟! بغض شاه ترکید. گفت: «خدا ذلیل کند شاپشال و امیربهادر جنگ را، آنها مرا اغفال کردند تا روبهروی ملتم بایستم! » گفتم: «عذر بدتر از گناه.» به او گفتم: «بههرحال الان چارهای نیست و خودکرده را تدبیر نیست. باید هرچهزودتر خاک ایران را ترک کنی. تا چه وقت میخواهی به این زندگی ذلتبار ادامه بدهی و زیر بیرق خارجی بمانی.»
شاه در این موقع با صدای بلند میگریست بهطوریکه همۀ هیئت و سفرای روس و انگلیس از این حالت روحی شاه متأثر شدند. محمدعلیشاه دیگر آن شاهی نبود که روبهروی ملت خود ایستاده بود. مثل بچۀ مطیعی شده بود که پناهگاهی میجست. چون شایع بود که محمدعلیشاه قصد خروج مقداری از جواهرات سلطنتی را دارد، ستارخان به ترکی با فریاد گفت: «جیبها و اثاثهاش را بگردید.» من نزد ستارخان رفته و باز به ترکی به او گفتم رعایت این مردک بیچاره را بکنید. این در وضع روحی بدی است. ستارخان گفت: «مَن بیلمیرم» یعنی من نمیدانم. من پیشنهاد کردم برای آنکه بهانهای به دست کسی داده نشود، اثاثیۀ شاه و حتی جیبهایش را به شکل زنندهای بازرسی کردند. چند قطعه جواهر پیدا کردند که بلافاصله صورتمجلس شد و اعضای هیئت زیر آن را امضا کردند. ستارخان پا از این فراتر گذاشت و گفت اثاثۀ ملکهجهان خانمش را هم بگردید. من گفتم: «این کار زننده است.» ستارخان چند زن را از بین کسانی که بیرون سفارت منتظر خروج محمدعلیشاه بودند صدا کرد و به تندی با شکلی موهن گفت اثاثیۀ خانم و خدمه را هم بگردید. زنها حتی سینهبند خانم را هم گشتند و در آنجا چند قطعه الماس یافتند. شاه خواست مانع شود، ستارخان به ترکی گفت: «هرچه جنایت کردی بس نبود، حالا میخواهی داراییهای رعیت را به تاراج ببری؟!»
فحشی هم نثار شاه کرد.
من هرچه خواستم ستارخان را دعوت به آرامش کنم میسر نمیشد و او مرتب مثل شیر میغرید و اسلحهاش را تکان میداد...[در آخر محمدعلیشاه] به اعضای هیئت دست داد و از بعضی حلالیت طلبید، ولی چه سود؟ محمدعلی شاه لکههایی را که بر دامن تاریخ گذاشت هیچوقت پاک نخواهد شد. او ملتی را که آزادی میخواست کشت. مجلس را به توپ بست؛ به مردم ایران بیاحترامی کرد؛ و ملکالمتکلمین و صور اسرافیل را در باغ شاه خفه کرد.
بههرحال صحنهای بود دردناک و ناراحتکننده!
در دل گفتم این است سرنوشت مستبدان و جباران و آدمکشان...!!
#ارسالی کانال روشنفکران از #دانشجویان دانشگاه هنر
چقدر خوب اجرا کردن.
و چه شعر خوبی هم روی
آهنگ El Pueblo گذاشتن
برپاخیز! برای زن-زندگی-آزادی بهنام زن، بهنام زندگی رها شویم ز طوقِ بندگی
شب سیاهِ ما سحر شود
تمامِ تازیانهها تبر شود
که ما جوانهها صدا شویم
من و تو و دگر، دوباره ما شویم
قسم به خون پاک لاله ها
به انقلاب اشک و بوسه ها
در این گذارِ رنجِ بیامان
ز جان، ز تن، وطن مرا بخوان
که با خروشِ بانگِ سرخِ نامِ تو
جهان بلرزد از قیامِ تو
بهنام زن، بهنام زندگی
دریده شد، لباسِ بردگی
شب سیاهِ ما سحر شود
تمامِ تازیانهها تبر شود
که ما جوانهها صدا شویم
من و تو و دگر، دوباره ما شویم
برپاخیز!
برای #زن_زندگی_آزادی
#اعتراضات #اجتماعی
@Roshanfkrane
کشف آثاری از نئاندرتالها در خرمآباد
مدیرکل میراثفرهنگی لرستان:
🔹️«طی اکتشافات ۲ ماه اخیر در غار قمری خرمآباد آثار و بقایایی از سکونت انسان نئاندرتال مربوط به ۸۰ هزار پیش در این جاذبۀ تاریخی کشف و شناسایی شد.
🔹آثار کشفشده شامل تیغههای سنگی به همراه بقایای استخوان حیواناتی از جمله بز، گوسفند، گوزن، گورخر است. بهاحتمال فراوان این آثار متعلق به انسانهای نئاندرتال است.
🔹با این اکتشاف میتوان سابقۀ سکونت بشر در لرستان را ۸۰ هزار سال تخمین زد.»
نرید؛ ایران تنهاست؛ ایران را تنها نگذارید
▫️سخنان دلنشین استاد ژاله آموزگار در خانه اندیشمندان علوم انسانی
📆 ۱۶ دیماه ۱۴۰۳
▪️ژاله آموزگار یگانه، زادهٔ ۱۲ آذر ۱۳۱۸ در شهرستان خوی استان آذربایجانغربی، پژوهشگر فرهنگ و زبانهای باستانی است.
▪️وی دکتری زبانهای باستانی از دانشگاه سوربن داشته و بیش از ۳۰ سال در دانشگاه تهران تدریس کرده و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی است.
▪️آموزگار همچنین دارندهٔ نشان لژیون دونور از دولت فرانسه و عضو هیئت تحریریه چند مجلهٔ ایرانشناسی مانند مجلهٔ پرسیکا آنتیکوا و پژوهشنامه ایران باستان میباشد.
🚫 *مهاجرت های برنامه ریزی شده و سازمان یافته*‼️
👈 یادداشتی در ارتباط با خطر بالفعل حضور نیروهای طالبان در ایران به بهانه کاریابی!
❌هشدارِ *"هارون معترف"* روزنامه نگار افغانستانی به ایرانیان!
تجربه تلخ ما را تکرار نکنید!
*طالبان چگونه شکل گرفت و بر افغانستان حاکم شد؟*
پیامی برای عزیزان و همزبانان ایرانی ام.
در سالهای اخیر، و در زمان حکومت جعلی *کرزای* متعفن ، موجی از رفتنِ جوانان جنوب و جنوب شرق به شمال کشور (افغانستان) آغاز شد.
همه به یاد دارید که ویدیوهای جوانان طالب با ظاهری غیر مسلح به بهانه بیکاری و ناامنی در جنوب، شبکههای اجتماعی را پر کرده بود که جوانان افغان به استانهای شمال میرفتند.
بسیاری از آنها به بهانه کار در پوشش موبایل فروشی و دستفروشیها، قصد سفر به درههای هندوکش و کوهپایههای شمالشرق میکردند.
اتوبوسها روزانه این جوانان را با یک چمدان که چند پیراهن و تنبان داشتند از مسیر سالنگ به شمال انتقال میدادند
انگار گنجی را در شمال گیر آورده اند از منابع طلا جمع شده.
دیری نگذشت که هیاهوی ناامنی در ولایات شمال اوج گرفت. *استانها* ها یکی پس از دیگری نا امن شد و حتا شماری از *استانها* ها برقآسا به دست طالبان سقوط کردند.
هر چند نقشه ناامن سازی شمال و سرباز گیری برای طالب ها در زمان *کرزی* آغاز شد و *حنیف اتمر* این طرح را به پیشرفتهترین نوع آن، که انتقال تروریستها توسط چرخبالهای وزارت دفاع بود را عملی کرد،
اما انتقال نیروهای پیاده به طور دسته جمعی در سالهای اخیر توسط آن لجن تاریخ، صورت گرفت و نتیجه آن را همه دیدیم که سر و کله ملیشیاهای طالبان از گوشه و کنار شمال برآمد و سقوط شمال از طریق همین نیروها در تبانی با ناقلین همیشه در صحنه انجام یافت.
*عین همان سناریو، این روز ها در کشور شما ایران تکرار میشود.*
*سیلی از جوانان افغان از ولایات پشتوننشین با همان ظاهر «فرهنگی»، به بهانه کار به ایران میروند و دست به دست هم پارکها و خیابانهای تهران و* *اصفهان و شیراز و… را اشغال کرده و راهپیمایی و دسته جات دوستی و اتحاد و همراهی تشکیل میدهند.*
(کاملا برنامه ریزی شده و هدایت شده )
پیام من به سران دولت ایران و ملت ایران این است:
ضمن سپاسگزاری از دولت و مردم ایران که همیشه از مهاجران افغانستانی خود در هر شرایط حمایت کردند، جا دادند و مورد لطف قرار دادند، اما این را هم میگویم که مراقب پشت پرده این *مهاجرت های خیلی مشکوک و تجربه* شده باشند .
متاسفانه دولت ایران آنقدر خود را مشغول قضیه فلسطین و غزه و اسرائیل و آمریکا کرده که به خطر جدی تجربه شده طالب در زمان کرزای توجه ندارد.
این تجربه تلخ تاریخی را به مردم شریف ایران یادآوری میکنم که غفلت نکنید ،
*روزی شما هم توسط نیروی به ظاهر مظلوم، ضربه خواهید خورد و اونوقت دیگر دیر است و کار از کار گذشته است.*
مراقب باشید که این مهاجرتها میتواند مشکوک و توسط طالبان سازماندهی شده باشد.
پس ما صلح دوستان و تمدن و آرامش خواهان افغانستان نمیخواهیم سرنوشت یک کشور بدبخت، شکستخورده و جولانگاه ترور و تریاک شده در همسایهگی مان تکرار شود. این درست است که رژیم شما مخالفین و اپوزیسیون سیاسی خود را دارد که خواهان تامین عدالت اجتماعی و برابری جنسیتی هستند، اما مسئله داخلی شما مربوط به خود شماست و مطمینم هیچ ایرانی نمیخواهد تغییر نظام سیاسی از مسیر جنگ و خونریزی و خشونت رقم بخورد.
امیدوارم این پیام را هر ایرانی که خود را مسئول حراست از سرزمین شان میدانند جدی بگیرند. وگرنه مشخص است که «صلاح مملکت خویش خسروان داند».
*ضمنا از هر سه افغانی ک به ایران میروند یک نفر آنها طالب و آموزش نظامی دیده اند.*
بهوش باشید...
من آن چه شرط بلاغ است با شما مردم و دولت ایران گفتم، خواه پند گیرید ، خواه ملال!
✒️ *هارون معترف، نویسنده و روزنامه نگار*
پهناورترین کشور تمام تاریخ، بزرگترین دارنده تسلیحات هسته ای، یکی از فاتحین جنگ دوم بین الملل، پدرخوانده بیش از نیمی از جمعیت جهان، برادر بزرگتر و…
آنچنان فرو پاشید که دیگر حتی کسی سالروز فروپاشی آن را به یاد ندارد.
عکس بالا، لحظه تاریخی است که یلتسین گورباچف را مجبور می کند بیانیه فروپاشی شوروی و استعفای خود را بخواند، گورباچف طفره میرود ، یلتسین از صندلی بلند میشود، به سراغ گورباچف می رود و فریاد می زند که بخوان و حاشیه نرو، گورباچف راهی ندارد و کاغذی را که جلوی او گذاشته اند می خواند، در ۲۵ دسامبر ۱۹۹۱ بیانیه را می خواند و یک روز بعد از آن، پارلمان اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، انحلال آن را تصویب می کند، ۷۰ سال جنایت، زندان، اعدام و تصفیه، دخالت در کوچکترین امور زندگی مردم، فشارهای ایدئولوژیک و حذف مخالفان، بدون انقلاب، بدون خونریزی، بدون دخالت بیگانه و در اوج قدرت تمام و شوروی به ۱۵ کشور مستقل جدید تبدیل می شود، شرق اروپا آزاد شده و کمونیسم هم به زباله دان تاریخ خواهد پیوست.
🔸هنرمندان واقعی هیچ چیز را کوچک نمی شمارند : آنها خود را مجبور میکنند به فهمیدن، بجای قضاوت کردن!
بخشی از سخنراني آلبر کامو، ۱۰ دسامبر ۱۹۵۷، هنگام دریافت جایزه ادبی نوبل
مرثیه ای برای دریاچه ارومیه
تازهترین تصاویر هوایی از دریاچهی اورمیه.
تنها آبی که از دریاچه باقی مونده، همین بخش کوچیک وسط دریاچهست به عمق ۱۰ سانتیمتر.
نادانی و ناتوانی دستگاه حاکمه، از سرزمینی آباد و آزاد ویرانه ای ساخته برای همیشه!
فیلم از محسن قاصد
کلید موفقیت چیست؟!
پاسخ به این پرسش ممکن است راهنما و راهگشای بسیاری از ما انسانها باشد.
پیشتر مقالات و گزارش هایی از یافته های پژوهشی دیده بودم که عامل اصلی موفقیت را معرفی میکردند. یافته ها عموما ضریب هوشی را عاملی مهم اما ناکافی برای موفقیت میدانند. در همین راستا هوش اجتماعی بعنوان عاملی مهتر از ضریب هوشی شناسایی شده است.
یافته جدید و با اهمیتی اخیرا منتشر شده که مربوط میشه به Dr. Lee Duckworth ،
دکتر لی استاد روانشناسی دانشگاه پنسیلوانیا ست، او در یک پژوهش طولی و چند ساله این سوال که ((عامل اصلی موفقیت چیست؟)) را مورد بررسی قرار داده و نتایج متفاوتی بدست آورده!
🔹لی دوک ورث میگه اوایل کارم معلم یه مدرسه بودم، طبق انتظار فکر می کردم که خب دانش آموز هایی که ضریب هوشی بالایی دارن قطعا نمرات بهتر و موفقیت بیشتری بدست میارن، اما دیدم ضریب هوشی اصلا عاملی که بتونه تضمین کننده موفقیت باشه نیست
این سوال که عامل اصلی موفقیت چیه برام از اونجا بوجود اومد!
🔹وقتی به عنوان استاد وارد دانشگاه شدم با یه تیم پژوهشی شروع به مطالعه و پژوهش برای رسیدن به جواب این سوال کردیم،از دانشگاه افسری گرفته تا شرکت های بزرگ رو بررسی کردیم تا ببینیم افراد موفق چه ویژگی دارن؟
🔹ضریب هوشی، هوش اجتماعی بالا، ظاهر خوب، هیچکدوم این ها اون عامل مهم و اصلی نبود!تنها عامل و کلید اصلی موفقیت که بهش رسیدم ثابت قدمی بود!
🔹ثابت قدمی یا همان ((پشتکار و تلاش)) برای اهداف بلند مدت محسوب میشه
ثابت قدمی یعنی جا نزدن، حتی توی اون روزهایی که انگیزه نداری!
🔹ثابت قدمی یعنی چسبیدن به هدف و ول نکردنش نه برای یه هفته نه برای یک ماه بلکه برای سال ها....
🔹و این واقعا سخته بذارید مطلب رو با تعبیر شاهکار دکتر لی دوک تموم کنیم؛
ثابت قدمی مثل این میمونه که داری توی یه دو ماراتن مسابقه استقامت میدی در حالی که خیلیا فکر میکنن زندگی دو سرعته و باید سریع به هدفامون برسیم.
بشنوید از اعطای صدها بورسیه دکترای غیرقانونی در وزارتعلوم.
محمدعلی نجفی سرپرست سابق وزارت علوم گفت: «در دوره گذشته یک نفر در وزارت علوم به تنهایی ۷۵۰ نفر و مسئول دیگری ۹۰ نفر را برای اعطای بورسیه معرفی کردهاست. همچنین فهرست بلندی از افرادی که با روابط خاص بورسیه دریافت کردهاند در دست من است که این فهرست را فقط به رئیس جمهوری تقدیم خواهم کرد.» به گزارش سحامنیوز، عامل بورس گرفتن۷۵۰ نفر از این افراد شخصی به نام غلامرضا خواجهسروی" بوده که در دولت احمدی نژاد با عنوان "معاون فرهنگی" کامران دانشجو در وزارت علوم فعالیت کردهاست.
فرزندان برخی از مقامات جمهوری اسلامی
غلامرضا خواجهسروی، برای فرزندان برخی از مقامات، بورسیه «جور» کردهاست. پیگیری بورسیهای برای دختر علی اکبر ولایتی، با اخذ نظر مثبت کامران دانشجو، از نمونههایی است که سبب شده دختر ولایتی، بدون داشتن شرایط اولیه دریافت بورس در فهرست بورسیهها قرار بگیرد. درمیان افراد بورسیه شده نامهای منصوره مصلحی (دختر حیدر مصلحی وزیر سابق اطلاعات)، محمد بشیر صدیقی فرزند مجتبی صدیقی معاون وزیر علوم، زینب رضوان طلب فرزند محمدرضا رضوان طلب معاون وزیر علوم، حنانه سادات صفوی (دخترسید یحیی رحیم صفوی فرمانده سابق سپاه پاسداران و دستیار ارشد رهبر ایران)، سلماامی فرزند مشاور وزیر علوم، محمد آقاسی (داماد یحیی رحیم صفوی)، حسن اشتری (فرزند سردار حسین اشتری جانشین فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران)، زهرا موسوی گرکانی (فرزند آیتالله موسوی گرکانی رئیس دیوان عالی کشور)، سید نظام موسوی (مدیر عامل خبرگزاری فارس)، محسن پیرهادی (عضو کنونی شورای شهر تهران)، مهدی پیرهادی (داماد حمیدرضا ترقی عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی) دیده میشود.[۲۹] سارا دانشجو ( دختر کامران دانشجو) علاوه بر بورس درنهایت به استخدام دانشگاه تریبت مدرس به عنوان هیات علمی درامد.
محمود صادقی نماینده مردم تهران درمجلس به لیست ۹۸ نفره از آقا و آقازاده که نامشان در پرونده بورسیههای غیرقانونی وزارت علوم آمده است اشاره کرد و گفت: در این لیست که در اختیار من است از نماینده مجلس، فرماندار، فرزند امام جمعه، فرزند و داماد پروین احمدینژاد، مدیرکل روابط عمومی، فرزند مشاور وزیر علوم، فرزند رئیس دانشگاه وجود دارد. افرادی با معدل ۱۳.۳ ، ۱۲.۱۷و کبر سنی متولد سال ۱۳۴۵، معدل ۱۲.۴۶ کبر سن متولد ۱۳۵۳ و... انواع و اقسام افراد وجود دارد. آیا مسئولیت آن را میپذیرید؟ چگونه میخواهید روز قیامت پاسخگو باشید.
وجود اتحاد ریشه های ژنتیکی بین اقوام ایرانی، از عمق تاریخ تا کنون به زبان زیست شناسی با سخنرانی فوق العاده دکتر حسام نوذری!
همه جای ایران سرای من است.
کادر درمانی یک بیمارستان پشت لباسشان نوشته بودند!!!
*((ما گر زِ سَرِ بریده میترسیدیم*
*درمَحفل عاشقان نمی رقصیدیم))*
من این شعر را میشناختم اشکم سرازیر شد .
تاریخ چه ها که نمیکند .
درتبریز، این شعر بیش از ۱۰۰ سال است كه ورد زبان هاست و اصل شعر اینگونه است؟!!!
*((سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی…*
*ما را ز سَر بریده میترسانی؟*
*ما گر ز سَر بریده میترسیدیم*
*درمحفل عاشقان نمی رقصیدیم))*
(نصرانی، اشاره به فردى مسیحی است)
شاعر مشخص نیست، اما داستان این شعرِ ۱۰۰ ساله .
شهید آمریکایی صدر مشروطیت ایران است .
تبریز شدیداً محاصره است، جنگ سختی است
فقط یک کوچه مانده تا جنبش مشروطه شکست بخورد،
*ستارخان* در کوچه امیرخیز، آخرین جبهه درحال مقاومت است،
*هُووارد باسکرویل* معلم ۲۴ ساله مدرسه آمریکایی *مموریال* تبریز تحت تاثیر حق و مشروطه قرار میگیرد و به *ستارخان* می پیوندد،
کنسول آمریکا در تبریز، از او میخواهد از صف مشروطهخواهان جدا شود. باسکرویل ضمن پسدادن پاسپورتش میگوید:
*تنها فرق من با این مردم، زادگاهم است، و این فرق بزرگی نیست.*
*هُوارد* فرماندهی ۳۰۰ نفر ازمجاهدين را بعهده میگیرد و درکنار ستار خان درمحله *شنب غازان* (شام گازان) تبریز با استبداد میجنگد و در نهایت در راه مشروطه برای ایران بر اثر اصابت چند گلوله در سینه *شهید* میشود.
*((سیصد گل سرخ))*
(آن سيصد نفر)
*((یک گل نصرانی))*
(هُووارد مسیحی)
*ستارخان* از همان کوچه *(امیرخیز)* پیروز میشود...
*تبریز* و *ستار* مراسم تشییع باشکوهی برای این *شهید آمریکایی* در راه مشروطه برگزار میکنند .
*زنان تبریز* فرشی با چهره *هووارد* میبافند و به دستور *ستار*، نام *هووارد باسکرویل* بر روی اسلحه اش حَک میشود و برای مادرش به آمریکا فرستاده میشود.
آن شعر هم سروده میشود.
مزار *هُووارد* هم اکنون در گورستان ارامنه تبریز است.
حالا همان *شعر ِ ۱۰۰ ساله*، در پشت گان ِ پرستاران و پزشکان جانفشان میهن مان است.
*سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی*
بسيار و بی اندازه تاثير گزار بود، اميدوارم كه درسی باشد برای هموطنان و ياد بگيريم كه برای دوستی و عشق ورزيدن زادگاه و فاصله های مكانی نقشی ندارند بايد دلها از يك محله باشند...
هر چه بيشتر تاريخ كهن سرزمينمان را بدانيم بيشتر به روزگار حالمون افسوس ميخوريم، ولی باز هم به دانستش می ارزد! 🌻🌻🌻🌻
یکی از آزادی خواهان لجوج را "رجاله" و
"اوباش" احاطه کرده بودند وبر او سنگ
می پراندند و""بنام مردم""فریاد می زدند
که مرده باد فلان!! اوبرگشت وبا خونسردی ولهجه شهرستانیش گفت بگویید:زنده باد من!چون اگر من زنده
نبودم که آنها شما را آدمی حساب
نمی کردند وبشما پول نمی دادند که بیایید ومرا دشنام دهید وسنگ بپرانید!
پس دعا کنید که من باشم.
باز گشت به کدام خویش ص۲۳۱
دکتر شریعتی
شعر و دکلمه زیبای آقامجید خراطها با موضوع مسایل و رویاهای کودکان زباله گرد!
آذرماه ۱۴۰۱
🔹 صدای معترضان را بشنویم
🔸 حسین نوری نیا
♦ انواع مطالعات اجتماعی از پیمایش ارزش و نگرشهای ایرانیان، پیمایش سرمایه اجتماعی، پیمایش وضعیت فرهنگی و اخلاقی ایرانیان و انواع ارزیابی عملکردهای سازمانهای دولتی و نیز تجربه زیسته ما آدمهای معمولی که جزئی از مردم کوچه و خیابان هستیم، حکایت از عمق نارضایتی و ضعف اعتماد اجتماعی در لایه ها و اقشار گوناگون شهروندان دارد. دلایل این نارضایتی بسیار متنوع است، اما میتوان مجموعه این دلایل را ذیل چگونگی نظام تدبیر دانست که علاوه بر اینکه تاکنون نتوانسته است طی چند دهه مسائل کشور را بهصورت کامل حل کند، بلکه نوع مواجهه با مسائل، موجب بروز مسائل جدید و در نهایت انباشت مسائل اجتماعی در سطح کلان شده است. نگاهی به گزارش پایش فقر، گزارش سند ملی اسکان غیررسمی و آمارگیریهای هزینه و درآمد خانوار و روند تغییرات آن بهخوبی نشان میدهد که دغدغه مدیران و مسئولان بر ایجاد ساختاری مرفه برای عموم ایرانیان و کاهش سطوح محرومیت تمرکز نداشته است، و اگر هم برنامه هایی در کنترل و کاهش این مسائل تدوین و اجرایی شده، به دلایل گوناگون به نتیجه نرسیده و ابتر مانده است؛ چرا که اگر نتیجه میداد، باید جمعیت فقیر کاهش می یافت، مناطق اسکان خودانگیخته محدودتر می شد، سفره ایرانیان بزرگتر و غنی تر می شد، امید به آینده تقویت می شد و حس شادمانی و شادکامی پله هایی بالا می آمد. اما اکنون بیش از یکسوم جمعیت کشور زیر خط فقر است. تورم دورقمی بالای 40 درصد نفس قدرت خرید بسیاری را بریده و ارزش پول ملی را به پایین ترین سطح خود رسانده است. نزدیک به یکچهارم جمعیت در مناطق حاشیه ای و مسکن نامتعارف با زندگی دشواری دستوپنجه نرم میکنند. رتبه شادکامی ایران براساس گزارشهای بین المللی 118 از بین 153 کشور است. حتی در بین 12 کشور منطقه، ایران رتبه 9 را دارد. براساس گزارش سازمان ملل متحد مبتنی بر ارزیابی شهروندان هر کشور از میزان خوشبختی و رضایت از زندگی خود، ایران رتبه 110 را در بین 146 کشور جهان دارد. در شاخص رفاه لگاتوم در سال 2021 رتبه ایران 123 شد. هر چند در سلامت، رفاه و کیفیت زندگی این رتبه به 61 تا 75 میرسد، ولی در آزادیهای فردی رتبه 165، محیط زیست رتبه 156، وضعیت تجارت رتبه 152و کیفیت اقتصادی رتبه 138 دارد. همه اینها در شرایطی است که ایران جزو 10کشور ثروتمند دنیا از نظر برخورداری از منابع طبیعی ثروت آفرین و سابقه بلند تاریخی، با دو انقلاب طی یکصد سال اخیر برای برقراری قانون بوده است.
♦ این سطح از نارضایتی ساختاری، در کنار رتبه فساد ایران که 150 در بین 180 کشور دنیا است، شکل گیری اعتراضات را که دارای عقبه ای از مطالبات بر زمین مانده و تلنبارشده است، در بزنگاههایی و با شکل گیری شرایط خاص، طبیعی می نماید. به عبارتی، شکل گیری و بروز اعتراضات مردمی، چه به صورت صنفی و قشری که به صورت متناوب در نقاط مختلف کشور داشته ایم و چه به صورت عمومی مانند آنچه اخیرا رخ داده است، نتیجه محتوم این شرایط است و نمی توان بر این شرایط چشم بست و اعتراضات را نتیجه برنامه ریزیهای برون مرزی دانست؛ هر چند با شکل گیری اعتراضات، عامل خارجی هم بهطور طبیعی نقش آفرینی خود را خواهد داشت و از آن برای منافع خود و تضعیف نظام استفاده خواهد کرد. بهعنوان مثال، رفتارها در حوزه حجاب به نحوی بود که به خوبی نشان میداد این رفتار در جایی به تقابل اجتماعی خواهد انجامید. در یادداشت 13 تیرماه با عنوان «پسافتادگی قانون و جامعه پویای ایرانی» و آوردن نحوه برخورد گشت ارشاد با دختران در میدان دربند نوشتم که رفتار و تقابل با جوانان و نوجوانان فاصله ایجاد میکند و این حس در میدان دربند جاری بود. در یادداشت 18 مرداد با عنوان «نوجوانان را به لجبازی نکشانیم» نوشتم که رفتار گشت ارشاد با نوجوانان تحقیرآمیز و تند است و آنان را به لجبازی و تلافی میکشاند. بسیاری دیگر نیز نوشتند که این شیوه ها نادرست است و جامعه را که بهخاطر فشارهای ساختاری آبستن حادثه است، برمی انگیزاند. ولی گوش شنوایی نبود.
♦ حضور خیابانی معترضان در دو ماه اخیر، هر چند دارای گستره جغرافیایی در سراسر کشور است، اما دارای گستره جمعیتی زیاد نبوده است. همین نیز موجب تحلیل نادرست برخی مدیران و رسانه های دولتی شده است و معترضان را محدود توصیف کرده اند. در صورتی که محدود کردن معترضان و ناراضیان به جمعیت ایستاده (معترضان خیابانی)، موجب خطای شناخت و تحلیل و در نهایت بی توجهی به خواسته ها و مطالبات میشود. در صورتی که معترضان ایستاده، پیشانی و پیشقراول معترضان نشسته هستند و اتفاقا از آنان نیرو می گیرند؛ چراکه نیروی نارضایتی و اعتراض و حسرت از مطالبات پاسخ نگرفته در جامعه جاری و ساری است.
اونروزا میگفتی : بمب بمب
الان باید بگی : نون نون .....
دردت به تنم 😔🌹
@majidkharathaofficial
✅ اعتراضاتِ کنونی به کجا ره میسپارد؟
✍ دکتر علی صاحبی
انقلاب، کودتا، مداخلۀ بیگانه, سقوط یا سرکوب و سکوت یا ادامۀ روند چهل سالۀ گذشته؟
دیروز عزیزی سئوالکرد که
خودکشی یک دستفروش در تونس منجر به انقلاب و سرنگونی حکومت شد، آیا با کُشته شدنِ مهسا امینی احتمال وقوع انقلاب در ایران هست یا ساختار حکومت به گونهای است که هیچ انقلابی رُخ نخواهد داد.
از آنجائی که همواره همهچیز ـ بویژه رفتار آدمی چه رفتار فردی و چه کُنش جمعی را از منظر تئوریهای علمی در علوم رفتاری و علوم اجتماعی تحلیل میکنم، سعی کردم از منظر یکی از تئوریهای مهمِ روانشناسیِ اجتماعی برای پاسخ به امکان وقوع انقلاب یا عدم وقوع آن کمک بگیرم.
دکتر نیل اسمل سر (N.Esmelser)، در باب انقلاب و چرایی و چگونگی وقوع آن، یکی از معتبرترین تئوریهای آزمون شده در شرایط اجتماعی مختلف را ارائه کرده است.
از دیدگاه اسملسر، انقلاب شدیدترین شکل دگرگونی اجتماعی است. او برای تبیین رفتارهای جمعی، از مفهوم ارزش افزوده استفاده میکند.
او معتقد است هرگاه در جامعهای شش عامل اجتماعی با هم جمع شوند، انقلاب بطور حتم بوقوع میپیوندد. مانند جمع شدنِ بنزین و اکسیژن و یک جرقه ـ که هرگاه با هم جمع شوند، بطور حتم آتش رخ خواهد داد.
انقلاب، یک کنش جمعی است که برآیند و حاصلِ جمع شدن این شش عنصر است.
۱ ـ عامل ایجادکننده structural conduciveness که همان شرایط ساختاری جامعه است مثل وجود اختلاف طبقاتی، حقوق نابرابر شهروندی،تقسیم شهروندان به خودی ـ غیرخودی.
۲ ـ فشار ساختاری
(وجود فقر، گرانی، بیعدالتی، تورم و فساد گستردۀ دستاندرکاران)
۳ ـ باور عمومیِ پذیرفته شده Generalized belief
(باور گستردهٔ مردم مبنیبر مصرف بیهودهٔ ثروت عمومی در پروژههای غیرلازم).
ـ مانند دخالتِ پُرهزینه در کشورهای دیگر
ـ بیتفاوتی حاکمان نسبت به سرنوشت مردم
-سرگرم کردن مردم یا تشنج راجع به موضوعات فرعی
- بیارادگی دولت در برخورد با فسادهای گسترده.
۴ ـ عوامل شتابدهنده:
- مانند کشته شدنِ بیگناهان
- حوادثی مانند ساختمان متروپل یا هواپیمای اوکراینی
- جهش یکباره و شدید نرخها
۵ ـ بسیج یا گردهمآیی نیروها برای اقدام و اعتراضات گسترده (جمع شدن افراد هم نظر برای یک اقدام عملی)
ـ سندیکاها ، انجمنهای علمی ـدانشجویی
ـ احزاب، گروههای اینترنتی و ...
۶ ـ ناکارآمدی حکومت
ـ واکنش حکومت به اقداماتِ اعتراضی یا پاسخ حاکمیت به عنصر پنجم.
گاهی حکومتها این اقدامات اعتراضی را یک فیدبکِ مفید میبینند و از رویههای خود کوتاه میآیند. یا بامسئولیتپذیری، به اشتباهات خود و عوامل اجراییشان اقرار میکنند.
تلاش میکنند تا آسیبها را جبران کنند و در جهتِ اصلاح روش و رویههای معیوب و تکراریِ خود، گامِ عملی بردارند. در آن صورت اعتراضات هم خاموش میشود و آن چهار عامل دیگر نیز خفیف و ثبات و پایداری، باز میگردد.
در شرایط کنونی اگر نظامِسیاسی و حاکمیت به اعتراضات، پاسخ مناسب بدهد و با پاسخگو نشان دادن خود مسئولیتپذیرانه با معترضین گفتگو کند، تن به پذیرش اشتباهات تکراری خود دهد، و دست از انحصارطلبی و خود محق بینی و توهمِ کنترل و قدرت بردارد و به زندگی مردم احترام بگذارد، انقلاب رُخ نمیدهد امّا اگر حاکمیت و نظام سیاسی همچنان غیرپاسخگو و لجباز بماند و سازوکار حکمرانیِ مسئولیتگریز را دنبال کند و آشغالها (مشکلات) را زیر فرش قایم کند، وقوع انقلاب براساس تئوریِ آزمون شدهٔ اسملسر، غیرقابل اجتناب است.
به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید
📌http://telegram.me/Iran_economy_online
و دقیق ترین پیش بینی ها اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o