salamehx | Unsorted

Telegram-канал salamehx - Frenchsalameh

9667

ارتباط با ادمین: @Salamehzolfaghar @salamehz لینک ابتدای کانال: https://t.me/salamehx/2 شرایط تبلیغات: https://t.me/+TgdbHBoBkZvxGSAo اینستا https://Instagram.com/salamehfrancais کلاسهای تلگرامی سلمه https://t.me/+rlQ1_6b9qslhNmY0

Subscribe to a channel

Frenchsalameh

Avoir la main verte
🔹 معنی تحت‌اللفظی:
«دست سبز داشتن»

🔹 معنی اصطلاحی:
در باغبانی و نگهداری از گیاهان استعداد و مهارت داشتن؛ به‌طوری که گیاهان به‌خوبی رشد کنند.


😍معادل فارسی:
دست به گل داشتن
باغبان خوبی بودن
هر گلی دستش بدهی، سبز می‌شود.

🏛 مثال قدیمی (سبک رسمی‌تر)
Ma grand-mère avait la main verte ; toutes les fleurs de son jardin étaient magnifiques.
👈 مادربزرگم دست به گل داشت؛ تمام گل‌های باغش فوق‌العاده بودند

Le vieux jardinier avait la main verte et cultivait les plus belles roses du village.
👈 باغبان پیر دست به گل داشت و زیباترين رزهای روستا را پرورش می‌داد.

💬 مثال امروزی (محاوره‌ای)
Tu devrais demander conseil à Emma, elle a vraiment la main verte.
👈 بهتره از اِما کمک بخوای، واقعاً دست به گل داره.

Moi, je n'ai pas la main verte. Toutes mes plantes meurent ! 😂
👈 من اصلاً دست به گل ندارم؛ همهٔ گیاه‌هام می‌میرن! 😂
@salamehx
Depuis qu'il s'occupe de son balcon, il a découvert qu'il avait la main verte.
👈 از وقتی از بالکنش مراقبت می‌کنه، فهمیده که استعداد باغبانی داره.
@salamehx
📝 نکات کاربردی
Avoir la main verte → استعداد باغبانی داشتن.
Ne pas avoir la main verte → در نگهداری گیاهان مهارتی نداشتن.
@salamehx
مثال:
Je n'ai vraiment pas la main verte. Même un cactus ne survit pas chez moi.
👈 من واقعاً دست به گل ندارم؛ حتی کاکتوس هم پیش من دوام نمیاره!
🌱 گفت‌وگوی کوتاه
A : Tes plantes sont magnifiques ! Quel est ton secret ?
B : Je ne sais pas... J'ai peut-être la main verte.
ترجمه:
الف: گیاه‌هات فوق‌العاده‌ان! رازت چیه؟
ب: نمی‌دونم... شاید دست به گل داشته باشم.

@salamehx

Читать полностью…

Frenchsalameh

/channel/+ZSKdeCEZMFs0YWE0

نمونه تدریس برای کارگاه سریال
بچه ها ببینید دوست داشتید شرکت کنید

@salamehz

Читать полностью…

Frenchsalameh

Être haut comme trois pommes

= «قدش به اندازه سه تا سیب باشد.»
تصویر ذهنی این اصطلاح این است که سه سیب را روی هم بگذاری؛ یعنی فرد آن‌قدر کوتاه‌قد است که فقط به همان اندازه قد دارد.
معنی اصطلاحی
یعنی:
خیلی قدکوتاه بودن.
خیلی کوچک بودن.
کودک خردسال بودن.
در بسیاری از مواقع، منظور بچه‌ای است که هنوز خیلی کوچک است، نه اینکه واقعاً قدش به اندازه سه سیب باشد.

معادل فارسی
قدش به زحمت به اینجا می‌رسید!
قد و نیم‌قد بود.
هنوز بچه کوچولو بود.
هنوز خیلی ریزه‌میزه بود.


مثال‌های روزمره
1️⃣
Quand j'étais haut comme trois pommes, je voulais devenir pilote.
وقتی خیلی کوچولو بودم، می‌خواستم خلبان شوم.
2️⃣
Il est haut comme trois pommes mais il parle déjà très bien.
هنوز خیلی کوچولوست، ولی خیلی خوب حرف می‌زند.
3️⃣
Je la connais depuis qu'elle est haute comme trois pommes.
او را از وقتی خیلی کوچولو بود می‌شناسم.
@salamehx
4️⃣
À cinq ans, il était encore haut comme trois pommes.
در پنج‌سالگی هنوز خیلی ریزه‌میزه بود.

مثال در مکالمه
A : Tu connais Julie depuis longtemps ?
ژولی را مدت زیادی است می‌شناسی؟
@salamehx
B : Oui, depuis qu'elle était haute comme trois pommes.
بله، از وقتی که خیلی کوچولو بود.
A : Ton fils est adorable ! Quel âge a-t-il ?
پسرت خیلی دوست‌داشتنی است! چند سالش است؟
B : Il n'a que trois ans, il est encore haut comme trois pommes.
فقط سه سالش است؛ هنوز خیلی کوچولوست.

Читать полностью…

Frenchsalameh

Avoir le cœur dans la main

این اصطلاح چه زمانی استفاده می‌شود؟
وقتی می‌خواهیم درباره کسی صحبت کنیم که:
بدون انتظار جبران کمک می‌کند.
پول یا وقتش را برای دیگران خرج می‌کند.
خیرخواه است.
مثلاً:
دوستی که همیشه هزینه دوستانش را حساب می‌کند.
یا
کسی که هر هفته داوطلبانه به سالمندان کمک می‌کند.
@salamehx
مثال‌های روزمره
1️⃣
Marie a toujours le cœur sur la main.
ماری همیشه دست و دل‌باز است.
2️⃣
Il a le cœur sur la main. Il aide tout le monde.
او خیلی مهربان است.
به همه کمک می‌کند.
3️⃣
Mon grand-père avait le cœur sur la main.
پدربزرگم خیلی سخاوتمند بود.
4️⃣
Tu peux lui demander de l'aide, il a le cœur sur la main.
می‌توانی از او کمک بخواهی؛ آدم بسیار مهربانی است.
5️⃣
Elle donne souvent de l'argent aux associations, elle a le cœur sur la main.
او اغلب به مؤسسات خیریه پول اهدا می‌کند؛ خیلی دست و دل‌باز است.
@salamehx
مثال در مکالمه
A : Tu connais Paul ?
پل را می‌شناسی؟
B : Oui. Il a le cœur sur la main.
بله، خیلی آدم سخاوتمندی است.
@salamehx
A : Pourquoi tout le monde l'aime ?
چرا همه دوستش دارند؟
B : Parce qu'il a le cœur sur la main.
چون خیلی مهربان و دست و دل‌باز است.

@salamehx

Читать полностью…

Frenchsalameh

Poser un lapin à quelqu'un
یعنی:
قرار گذاشتن با کسی و بدون اطلاع نرفتن؛ طرف را سر قرار منتظر گذاشتن؛ سرِ قرار پیچاندن.

نکته مهم: معمولاً یعنی شخص بدون خبر دادن در قرار حاضر نمی‌شود.
@salamehx
ساختار
poser un lapin à + quelqu'un

مثال:
• Il m'a posé un lapin. او من را سر قرار منتظر گذاشت.
• Tu m'as posé un lapin ! تو سر قرار نیامدی و من را منتظر گذاشتی!

مثال‌های روزمره
1.
On avait rendez-vous à 18 heures, mais il m'a posé un lapin.

قرار بود ساعت ۶ همدیگر را ببینیم، اما او سر قرار نیامد.
@salamehx
2.
Ne me pose pas un lapin cette fois !

این دفعه دیگر سر قرار منتظرم نگذار!

3.
Elle lui a encore posé un lapin.

او باز هم سر قرار نرفت و طرف را منتظر گذاشت.
@salamehx
4.
Je suis désolé de t'avoir posé un lapin.

متأسفم که سر قرار نیامدم و تو را منتظر گذاشتم.

در مکالمه
A : Alors, ton rendez-vous s'est bien passé ?

پس، قرارت خوب پیش رفت؟
B : Non... elle m'a posé un lapin.
نه... اصلاً نیامد و من را سر قرار منتظر گذاشت.
@salamehx

Читать полностью…

Frenchsalameh

🇫🇷 Avoir un chat dans la gorge



ترجمه تحت‌اللفظی:
«یک گربه در گلو داشتن»

معنی واقعی:
صدایت گرفته باشد، احساس کنی چیزی در گلویت گیر کرده و نتوانی راحت صحبت کنی.

معمولاً وقتی:
@salamehx
سرما خورده‌ای.
تازه از خواب بیدار شده‌ای.
زیاد صحبت کرده‌ای یا آواز خوانده‌ای.
معادل فارسی
صدام گرفته.
گلوم گرفته.
انگار یه چیزی تو گلومه.

مثال‌ها
J'ai un chat dans la gorge.
صدام گرفته.
@salamehx
Excuse-moi, j'ai un chat dans la gorge aujourd'hui.
ببخشید، امروز صدام گرفته.

Tu as un chat dans la gorge ?
صدات گرفته؟
@salamehx
On dirait que tu as un chat dans la gorge.
انگار صدات گرفته.

مکالمه کوتاه
A : Pourquoi tu parles si doucement ?
چرا این‌قدر آرام حرف می‌زنی؟
B : J'ai un chat dans la gorge.
صدام گرفته.
@salamehx
نکته
این اصطلاح به معنی گلودرد نیست.
مثلاً اگر گلویت درد می‌کند، می‌گویی:

J'ai mal à la gorge.
گلوم درد می‌کند.
@salamehx
اما اگر فقط صدایت گرفته باشد:

J'ai un chat dans la gorge.
صدام گرفته.

Читать полностью…

Frenchsalameh

🇫🇷سلام دوستان خوبم 🇫🇷

امروز اندازه چند نفر
ظرفیت باززکردم
برای دوستانی قصد شرکت در دوره مقدماتیcpرا دارند
شامل:
-آموزش حروف الفبا
-آموزش آواها
-آموزش حروف ترکیبی
و نتیجه شرکت در دوره ◀️یادگیری خواندن روان زبان فرانسه بدون
اینکه گرامر و …..بخونید

شرایط کلاس:
💗پشتیبانی کامل دارید
💗زمان نامحدود
📌📌دوستان میدونید چون کلاس پشتیبانی داره من تعداد کم ثبت نام میکنم پس امروز از این تخفیف
استفاده کنید📌📌

ارزش واقعی دوره :2میلیون تومان
✅هزینه با تخفیف امروز:520هزار تومان

تعداد بسیار محدود

به آیدی زیر پیام بدید
@salamehz

Читать полностью…

Frenchsalameh

https://www.instagram.com/reel/DaVtROTNGAn/?igsh=MWZhZjc0NmpoOWF4dA==


پست جدیدو ببینید 💗

Читать полностью…

Frenchsalameh

https://www.instagram.com/reel/DaTIdxBtHnw/?igsh=MXh2a2M1YjFjbDJiYg==

پست جدیدو ببینید
مثالهاشو اینجا هم میذارم

Читать полностью…

Frenchsalameh

https://www.instagram.com/reel/DaQjuJdNHAk/?igsh=MTIxZTl0NGt1cHRxcA==

پست جدیدو ببینید دوستان

Читать полностью…

Frenchsalameh

خب ،آماده اید پست جدیدو بذارم ؟؟؟؟؟
ری اکشن بدید
قلب بذارید لطفا❤️🤣

Читать полностью…

Frenchsalameh

https://www.instagram.com/reel/DaLaCCHNwes/?igsh=eWZkeHZhbjg5N254

پست جدیدو ببین🍑

Читать полностью…

Frenchsalameh

https://www.instagram.com/reel/DaGQeWiN2yO/?igsh=ZmVrM3o0ZGRleDdj

پست جدید رو ببینید
حتما حتما مثالهای کپشن رو بخونید

Читать полностью…

Frenchsalameh

https://www.instagram.com/reel/DZz6YNqNRHU/?igsh=YnhlbzBha295aGxh

حتما آموزشی امروزو بزن ببین

Читать полностью…

Frenchsalameh

ماه ها و فصل ها به زبان فرانسه :


ماه های زبان فرانسه
🌸☘️🍂❄️
Janvier
Février
Mars
Avril
Mai
Juin
Juillet
Août
Septembre
Octobre
Novembre
Décembre

-du 21 mars au 20 juin
On est au printemps 🌸🌷
C’est le printemps

-du 21juin au 20 septembre
On est en été 🍃☘️
C’est l’été

-du 21 septembre au 20 décembre.
On est en automne
C’est l’automne 🍂🍁

-du 21 décembre au 20 mars
On est en hiver
C’est l’hiver ☃️❄️

On est en quoi?
-on est en mars/on est au printemps

Vous êtes né en quoi?
-je suis né ……

اگر خواستید تولدتون رو برام ویس بذارید تلفظ و ساختار جمله تون رو‌چک‌کنم

/channel/salamehx

Читать полностью…

Frenchsalameh

https://www.instagram.com/reel/DailL3ztpMj/?igsh=MXhqend5OTEyN3Myag==

این پست رو دیدید؟

Читать полностью…

Frenchsalameh

سلام دوستان خوبم

🎥🇫🇷🎥🇫🇷🎥🇫🇷🎥🇫🇷🎥
دوستانی که علاقه دارند
در دوره سریال شرکت کنند
به این آیدی پیام بدن
@salamehz

Читать полностью…

Frenchsalameh

https://www.instagram.com/reel/DagAZWLtsrs/?igsh=NThzbDZnanAyMXVr


پست جدید و دیدید؟

ریزه میره به فرانسوی ؟🍎

Читать полностью…

Frenchsalameh

https://www.instagram.com/reel/DadbrHANcUP/?igsh=OWcwZDZsaXZ1Zm1h

این پست رو دیدید؟

Читать полностью…

Frenchsalameh

https://instagram.com/p/Daa21kytnDP/

پست جدیدو ببینید💗

Читать полностью…

Frenchsalameh

https://www.instagram.com/reel/DaYSC4bNtv5/?igsh=Mmxqczh4bWp0a256

پست جدیدو ببینید

Читать полностью…

Frenchsalameh

🌙 Être dans la lune
معنی تحت‌اللفظی
توی ماه بودن
اما معنی واقعی:
حواست جای دیگری است.
در فکر خودت هستی.
حواست پرت است.
گیج و منگ هستی.
اصلاً متوجه اطرافت نیستی.
معادل فارسی:
@salamehx
تو هپروتی.
تو فکر خودتی.
حواست پرته.
انگار روی زمین نیستی.

📌چه زمانی استفاده می‌شود؟
وقتی کسی:
✅ حرفت را نمی‌شنود.
✅ مدام اشتباه می‌کند چون حواسش نیست.
✅ به نقطه‌ای خیره شده.
@salamehx
✅ وسط کلاس اصلاً گوش نمی‌دهد.
✅ هنگام رانندگی یا کار، ذهنش جای دیگری است.
مثال‌های روزمره
1
Tu es dans la lune aujourd'hui ?
امروز حواست پرته؟
2
Il est toujours dans la lune.
او همیشه تو فکر خودش است.
3
Arrête d'être dans la lune !
بس کن این‌قدر حواست را پرت کنی!
4
J'étais dans la lune, je n'ai rien entendu.
حواسم جای دیگری بود، چیزی نشنیدم.
5
Elle est tellement dans la lune qu'elle a oublié ses clés.
آن‌قدر حواسش پرت بود که کلیدهایش را جا گذاشت.
6
Le professeur a dit : "Tu es encore dans la lune !"
معلم گفت:
«باز هم حواست پرته!»
7
Excuse-moi, j'étais dans la lune.
ببخشید، حواسم جای دیگری بود.
8
Quand je suis fatigué, je suis dans la lune.
وقتی خسته‌ام، حسابی حواسم پرت می‌شود.
آیا بار منفی دارد؟
نه.
بیشتر شوخی، دوستانه یا ملایم است.
اگر به دوستت بگویی:
Tu es dans la lune !
یعنی:
«حواست کجاست؟»
@salamehx
نه اینکه توهین باشد.
رسمی یا محاوره‌ای؟
✅ بیشتر محاوره‌ای است.
اما آن‌قدر رایج است که در محیط کار، مدرسه، دانشگاه و حتی کتاب‌ها هم استفاده می‌شود.
مثلاً رئیس هم ممکن است بگوید:
Tu es dans la lune aujourd'hui ?
یعنی:
«امروز حواست کجاست؟»

تفاوت با چند اصطلاح مشابه
Être dans la lune
حواست پرت است، در فکر خودت هستی.
Avoir la tête ailleurs
ذهنت جای دیگری است.
مثلاً:
نگران امتحانی یا مشکلی هستی و تمرکز نداری.
Rêvasser
خیال‌بافی کردن.
Être distrait
حواس‌پرت بودن.
@salamehx

Читать полностью…

Frenchsalameh

Donner sa langue au chat
معنی تحت‌اللفظی
زبانش را به گربه دادن! 🐈👅
البته این فقط معنی لغوی است و هیچ ربطی به گربه ندارد.

🐱معنی واقعی
یعنی:
👈🏻تسلیم شدن
👈🏻دیگر جواب را ندانستن
👈🏻از حدس زدن دست کشیدن
👈🏻گفتن: نمی‌دانم، خودت بگو!
👈🏻تقریباً معادل فارسی:
👈🏻تسلیم شدم.
👈🏻نمی‌دونم.
خودت بگو.
👈🏻جوابش رو نمی‌فهمم.

ساختار
معمولاً می‌گویند:
Je donne ma langue au chat.
یعنی:
«تسلیم شدم، جواب را بگو.»


1️⃣A :
Tu sais où j'ai caché ton cadeau ?
B :
Aucune idée…
Je donne ma langue au chat !
ترجمه:
الف:
می‌دانی هدیه‌ات را کجا قایم کرده‌ام؟
ب:
هیچ ایده‌ای ندارم...
تسلیم شدم، بگو.

@salamehx

2️⃣Le professeur :
Quel est le participe passé du verbe "naître" ?
Les élèves :
On donne notre langue au chat.
معلم:
اسم مفعول فعل naître چیست؟
دانش‌آموزها:
نمی‌دانیم، خودتان بگویید.

3️⃣Tu ne trouves pas ?
Tu donnes ta langue au chat ?
پیداش نمی‌کنی؟
تسلیم شدی؟

4️⃣Après dix minutes de réflexion,
j'ai donné ma langue au chat.
بعد از ده دقیقه فکر کردن،
تسلیم شدم.

@salamehx

5️⃣Tu veux encore chercher
ou tu donnes ta langue au chat ?
می‌خواهی باز هم حدس بزنی
یا تسلیم شدی؟

6️⃣Je donne ma langue au chat.
C'était quoi la réponse ?
تسلیم شدم.
جواب چی بود؟

7️⃣Toute la famille cherchait la réponse.
Finalement, tout le monde a donné sa langue au chat.
همه خانواده دنبال جواب بودند.
آخرش همه تسلیم شدند.

8️⃣Même Google ne m'a pas aidé !
Je donne ma langue au chat.
حتی گوگل هم کمکم نکرد!
تسلیم شدم.

زمان‌های مختلف
📌حال
Je donne ma langue au chat.
تسلیم می‌شوم.

@salamehx
📌گذشته

J'ai donné ma langue au chat.
تسلیم شدم.

📌آینده
Je donnerai ma langue au chat si je ne trouve pas.
اگر پیدا نکنم، تسلیم می‌شوم.

@salamehx

Читать полностью…

Frenchsalameh

معنی تحت‌اللفظی
Mettre = گذاشتن
Les pieds = پاها
Dans = داخل
Le plat = ظرف غذا، دیس غذا
🔹 معنی تحت‌اللفظی:
«پاها را داخل ظرف غذا گذاشتن.»
تصورش خنده‌دار است؛ انگار مهمان هستی و ناگهان پاهایت را داخل غذای روی میز می‌گذاری!
معنی اصطلاحی
یعنی:
حرف خیلی نامناسبی زدن
بی‌موقع یک موضوع حساس را مطرح کردن
سوتی دادن
بدون فکر حرف زدن و باعث ناراحتی
دیگران شدن

معادل‌های فارسی:
✅ سوتی دادن
✅ دسته‌گل به آب دادن (در حرف زدن)
✅ حرف نابجا زدن
✅ پا توی کفش دیگران کردن (در بعضی موقعیت‌ها)
چه زمانی استفاده می‌شود؟
مثلاً:
دوستت تازه از همسرش جدا شده است.
یک نفر می‌پرسد:
Alors, c'est pour quand le mariage ?
«پس کی ازدواج می‌کنی؟»
همه ناراحت می‌شوند.
اینجا می‌گویند:
Tu as mis les pieds dans le plat !
یعنی:
«چه حرف بد و نابجایی زدی!»
مثال‌های زیاد

1️⃣Il a mis les pieds dans le plat.
او حرف خیلی نابجایی زد.

2️⃣Tu mets toujours les pieds dans le plat !
تو همیشه سوتی می‌دهی!

3️⃣J'ai mis les pieds dans le plat sans le vouloir.
بدون اینکه بخواهم، حرف بدی زدم.

4️⃣Ne mets pas les pieds dans le plat !
حرف نابجا نزن!

5️⃣Elle a mis les pieds dans le plat en parlant de son divorce.
او با صحبت کردن درباره طلاقش، حرف نامناسبی زد.

6️⃣Tu as vraiment mis les pieds dans le plat.
واقعاً سوتی دادی!

7️⃣J'ai encore mis les pieds dans le plat...
باز هم گند زدم!

8️⃣Il met souvent les pieds dans le plat.
او اغلب حرف‌های نابجا می‌زند.

9️⃣En demandant son âge, il a mis les pieds dans le plat.
با پرسیدن سن او، حرف نامناسبی زد.

1️⃣0️⃣En parlant d'argent, elle a mis les pieds dans le plat.
با مطرح کردن موضوع پول، جو را خراب کرد.

🗣️مکالمه
👩
Tu savais qu'ils étaient séparés ?
می‌دانستی از هم جدا شده‌اند؟
👨
Non... pourquoi ?
نه، چرا؟
👩
Tu viens de demander quand ils vont se marier...
تو همین الان پرسیدی کی ازدواج می‌کنند...
👨
Oups... j'ai mis les pieds dans le plat !
اوه... چه سوتی بدی دادم!


زمان‌های مختلف

حال👇🏻
Je mets les pieds dans le plat.
دارم حرف نابجایی می‌زنم.

گذشته👇🏻
J'ai mis les pieds dans le plat.
حرف نامناسبی زدم.

آینده👇🏻
Je ne mettrai plus les pieds dans le plat.
دیگر چنین سوتی‌ای نمی‌دهم.

مترادف
گاهی فرانسوی‌ها می‌گویند:
Faire une gaffe
یعنی:
«سوتی دادن» یا «اشتباه گاف‌دار کردن.»

@salamehx

Читать полностью…

Frenchsalameh

https://www.instagram.com/reel/DaNxL8Itkfe/?igsh=MXNlcGMwNTlrcHp1eg==

دوستان پست را در اینستا ببینید
اینجا هم میذارم براتون💗

Читать полностью…

Frenchsalameh

دوستان خوبم
پستهای اینستاگرام رو میبینید ؟
همتون میرید اینستا ؟
یا اینجا هم بذارم ؟
در آمار زیر شرکت کنید لطفا

Читать полностью…

Frenchsalameh

https://www.instagram.com/reel/DaI1SRYttxs/?igsh=MWtwbHp4eG01aW1mcQ==

پست جدیدو ببینید

Читать полностью…

Frenchsalameh

https://www.instagram.com/reel/DZ5D7YSNfIr/?igsh=MWlqc3BqeW1iZTVtOA==


آموزش جدید رو ببینید
همه توضیحات در کپشن هست لطفا با دقت بخونید

Читать полностью…

Frenchsalameh

آموزش ماه ها و فصل ها

Читать полностью…

Frenchsalameh

بچه ها براتون پست جدید میذارم
اما گاهی زمان میبره چون‌نت کنده
زمان میبره
و زمان خوب پست گذاشتن میگذره
اما منتظر باشید
برای شنبه آموزش داریم 💗🇫🇷

Читать полностью…
Subscribe to a channel