samaedell | Unsorted

Telegram-канал samaedell - شعر مولانا

39839

منم که شعر و غزل پناهگاه من است...🌱🕊

Subscribe to a channel

شعر مولانا

تک خطی از
مولانا...
فروغ...
سعدی..
شاملو..
حافظ..
ابتهاج..

Читать полностью…

شعر مولانا


از زلزله و عشق خبر کس ندهد
آن لحظه خبر شوی که ویران شده‌ای


☆شفیعی‌کدکنی
@samaedell

Читать полностью…

شعر مولانا


اگه امروزت سخت گذشت،
به فردایی فکر کن که خدا برات نوشته…
هیچ سختی بدون حکمت نیست،
و هیچ دلی بی‌صدا گم نمی‌شه
تا وقتی خدا شنونده‌ست….🌱

@samaedell

Читать полностью…

شعر مولانا


به مرگ چاره نجستم که در جهان مانم
به عشق زنده شدم تا که جاودان مانم

☆شهریار
@samaedell

Читать полностью…

شعر مولانا

ای عشق چون آتشکده در نقش و صورت آمده
بر کاروان دل زده یک دم امان ده یا فتی

در آتش و در سوز من شب می‌برم تا روز من
ای فرخ پیروز من از روی آن شمس الضحی


☆مولانا
@samaedell

Читать полностью…

شعر مولانا


قوی باش
همین روزاست که خدا
با یک اتفاق خوب ذوق زدت کنه🌱


@samaedell

Читать полностью…

شعر مولانا

هر که را باغچه‌ای هست به بستان نرود
هر که مجموع نشستست پریشان نرود

آن که در دامنش آویخته باشد خاری
هرگزش گوشه خاطر به گلستان نرود

 
☆سعدی
@samaedell

Читать полностью…

شعر مولانا

☆علیرضاقربانی


@samaedell

Читать полностью…

شعر مولانا

📕 داستانی از مثنوی معنوی


سویِ مکه شیخِ امت با یزید
از برای حج و عمره می‌دوید


#مثنوی_مولانا | دفتر دوم

بایزید بسطامی، عارف نامدار، عازم سفر حج بود. هر شهری که می‌رسید، سراغ عارفان و اهل دل را می‌گرفت تا به دیدارشان برود.

در یکی از شهرها، پیرمردی نابینا را دید. کنار او نشست و از حالش پرسید. دریافت که مردی صاحب‌کمال، اما فقیر و عیال‌وار است.

پیرمرد از بایزید پرسید:
«عازم کجا هستی؟»

بایزید پاسخ داد:
«به سوی حج.»

پیرمرد پرسید:
«چه مقدار پول همراه داری؟»

گفت:
«دویست درهم.»

پیرمرد گفت:
«آن دویست درهم را به من بده تا زندگی‌ام تأمین شود. یقین بدان که حجت پذیرفته خواهد شد و خداوند پاداش این کار را از طواف کعبه نیز برتر می‌داند.»

بایزید سخن پیرمرد را پذیرفت و تمام دویست درهم را به او بخشید.

گاهی دستگیری از یک انسان، از هزاران گام در مسیر عبادت، ارزشمندتر است.

@samaedell

Читать полностью…

شعر مولانا


جز وصف پیش رویت در پشت سر نگویم
رو کن به هر که خواهی گل پشت و رو ندارد


☆شهریار
@samaedell

Читать полностью…

شعر مولانا

🌿 من زندگیِ خودم را می‌کنم...

برایم مهم نیست چگونه قضاوت می‌شوم.

چاقم یا لاغر
قدبلندم یا کوتاه‌قدم
سفیدم یا سبزه
همه‌ی این‌ها به خودم مربوط است.

مهم بودن یا نبودن را فراموش کن.

روزنامه‌ی روز شنبه، زباله‌ی روز یکشنبه است.

زندگی کن
به شیوه‌ی خودت
با قوانین خودت
با باورها و ایمانِ قلبیِ خودت

مردم همیشه دوست دارند موضوعی برای
گفت‌وگو داشته باشند.
برایشان فرقی نمی‌کند چگونه باشی؛
هر طور که زندگی کنی، حرفی برای گفتن
خواهند داشت.

پس شاد باش
و از زندگی لذت ببر
🌱

@samaedell

Читать полностью…

شعر مولانا


آمدی قصه ببافی
كه موجه بروی..؟
در نزن!
رفته ام از خويش
كسی منزل نيست ...!!

@samaedell

Читать полностью…

شعر مولانا


چقدر قشنگ میگه:

هرچه در پی‌اش بدوی از تو می‌گریزد
آرام که بگیری می‌آید...
🌱


گاهی اصرار و عجله برای رسیدن به چیزی، ما را از آن دورتر می‌کند.وقتی با آرامش، صبر و بدون وابستگی پیش برویم، راه رسیدن هموارتر می‌شود.آرامش، دید ما را روشن‌تر و تصمیم‌هایمان را بهتر می‌کند. گاهی آنچه دنبالش هستیم، در سکوت و تعادل، خودش راهش را به سوی ما پیدا می‌کند.

@samaedell

Читать полностью…

شعر مولانا


غزلی از کلیات « شمس مولانا »

خوانش « رشید کاکاوند »
غزل « نقاش جادو »


من این ایوانِ نُه‌تو را
نمی‌دانم، نمی‌دانم

من این نقاشِ جادو را
نمی‌دانم، نمی‌دانم

مرا گوید: مرو هر سو
تو ایستادی، بیا این سو

که من آن سویِ بی‌سو را
نمی‌دانم، نمی‌دانم


@samaedell

Читать полностью…

شعر مولانا


مستند "شاهنامهٔ فردوسی"


مروری اجمالی بر زندگی‌نامهٔ فردوسی
همراه با چکیدهٔ چند داستان‌ از شاهنامه


@samaedell

Читать полностью…

شعر مولانا


‌‌
ترک ما کردی ولی با هر که هستی، یار باش
مثل من هرگز نکن با او، کمی دلدار باش!


@samaedell

Читать полностью…

شعر مولانا


در انتهای شب نگرانی هایت را به خدا بسپار
و آسوده بخواب، که خدا بیدار است؛
و به یاد داشته باش که
سختی ها، محبت های الهی اند
زیرا که انسان، پشت درهای بسته
به فکر ساختن کلید می افتد...!🌱


@samaedell

Читать полностью…

شعر مولانا

👤Rashid Kakavand
☆مهتاب


شعری ماندگار از "نیما یوشیج"
با خوانش "رشید کاکاوند"



می تراود مهتاب
می درخشد شبتاب
نیست یکدم شکند
خواب به چشم کس و لیک
غم این خفته‌ی چند
خواب در چشم ترم می‌شکند.


 @samaedell

Читать полностью…

شعر مولانا


📙 داستان کوتاه زیبا

پسربچه‌ای بود که می‌خواست خدا را ملاقات کند. او می‌دانست برای رسیدن به خدا باید راهی طولانی را بپیماید. به همین دلیل، چمدانی برداشت و آن را پر از ساندویچ و نوشابه کرد و بی‌آنکه چیزی به کسی بگوید، سفرش را آغاز کرد.

چند کوچه آن‌طرف‌تر، به پارکی رسید. پیرمردی را دید که مشغول دانه دادن به پرندگان بود. کنار او رفت و روی نیمکتی نشست. پیرمرد گرسنه به نظر می‌رسید و پسربچه نیز احساس گرسنگی می‌کرد. چمدانش را باز کرد و یک ساندویچ و یک نوشابه به پیرمرد تعارف کرد.

پیرمرد غذا را گرفت و با لبخندی مهربان به کودک نگاه کرد. پسربچه از این لبخند بسیار خوشحال شد. آن دو با هم غذا خوردند و تمام بعدازظهر را به پرندگان دانه دادند و از کنار هم بودن لذت بردند، بی‌آنکه حتی یک کلمه با هم صحبت کنند.

وقتی هوا تاریک شد، پسربچه فهمید که باید به خانه برگردد. چند قدمی که دور شد، ایستاد، برگشت و خود را در آغوش پیرمرد انداخت. پیرمرد نیز با مهربانی او را بوسید و لبخندی گرم به او هدیه داد.

وقتی پسربچه به خانه رسید، مادرش با نگرانی پرسید:
«تا این وقت شب کجا بودی؟»

پسربچه در حالی که از شادی برق می‌زد، پاسخ داد:
«پیش خدا بودم! امروز با خدا غذا خوردم... و تازه فهمیدم خدا چه لبخند زیبایی دارد.»

از سوی دیگر، پیرمرد نیز به خانه بازگشت. همسرش با تعجب پرسید:
«چرا این‌قدر خوشحالی؟»

پیرمرد با لبخندی عمیق گفت:

«امروز بهترین روز زندگی‌ام بود. من امروز در پارک با خدا غذا خوردم... فقط تصور نمی‌کردم خدا این‌قدر کم‌سن‌وسال باشد.»


@samaedell

Читать полностью…

شعر مولانا


خوشبخت باشید؛ اما نگذارید دیگران از
خوشبختی‌تان باخبر شوند.

خوشبخت‌ها باید در سکوت زندگی کنند؛
خودشان را جمع‌وجور کنند و دور از هیاهو بمانند.

آدم‌های خوشبخت نیز، گویی مانند
تبهکاران، باید پنهان باشند؛
چرا که شما مثل کرمِ شب‌تاب هستید:
اگر بیش از حد بدرخشید،
زودتر پا بر سرتان می‌گذارند


👤ویکتورهوگو
@samaedell

Читать полностью…

شعر مولانا

غم‌ مخور جانا در این‌ عالم که عالم هیچ نیست
نیست‌ هستی‌ جز دمی‌ ناچیز و آن‌ دم‌ هیچ‌ نیست

☆ملک‌الشعرابهار
@samaedell

Читать полностью…

شعر مولانا

‌‌
‏ناگهان نوبت تو‌ میشود و خداوند با دستانی
پر از نور همه چیز را جبران میکند صبر داشته🌱

@samaedell

Читать полностью…

شعر مولانا

☆روزبه نعمت الهی


@samaedell

Читать полностью…

شعر مولانا



"مشتاق گل از سرزنش خار نترسد
"


خواننده: "همایون شجريان"
نوازنده: "سهراب پورناظری"


به جان جمله مستان که مستم
بگیر ای دلبر عیار دستم


@samaedell

Читать полностью…

شعر مولانا


بسپارید به خدا به قول حضرت مولانا:

بگذار شکرها را بگذار قمرها را
او چیز دگر داند او چیز دگر سازد

@samaedell

Читать полностью…

شعر مولانا


جانا به جان رسید، ز عشق تو کار ما
دردا که نیستت، خبر از روزگار ما

بر آسمان رسد، ز فراق تو هر شبی
فریاد و ناله های دلِ زار زارِ ما

دردا و حسرتا، که به جز بار غم نماند
با ما به یادگاری از آن روزگار ما


☆انوری
@samaedell

Читать полностью…

شعر مولانا


📖 رمان: « میوه ممنوعه »
✍️نویسنده: « شیوا بادی »

 
@samaedell

Читать полностью…

شعر مولانا

👤Rashid Kakavand
☆تلقین


داستانی از "مثنوی معنوی مولانا"
با خوانش "رشید کاکاوند"


چون به‌ جِد مشغول باشد آدمی
او ز دید رنج خود باشد عمی
 

@samaedell

Читать полностью…

شعر مولانا


از رها کردن نترس...

باور کن هیچکس نمی‌تواند، چیزی که مال
توست را از تو بگیرد و تمام دنیا نمی‌توانند
چیزی که مال تو نیست، را برایت حفظ کنند.
همه چیز ساده است، زندگی، عشق، دوست
داشتن، عادت کردن، رفتن، آمدن…


@samaedell

Читать полностью…

شعر مولانا


درخت و برگ برآید ز خاک این گوید
که خواجه هر چه بکاری تو را همان روید


☆مولانا
@samaedell

Читать полностью…
Subscribe to a channel