چهارصد و پنجمین شماره دو هفته نامه سرو کاشمر منتشر شد
Читать полностью…
محرم امسال؛ وقتی نوحهها بوی وطن گرفتند
محبوبه وزیری
امیل دورکیم، جامعهشناس فرانسوی، معتقد بود که آیینها و مراسمها برای حفظ پیوندهای اجتماعی ضروریاند. او میگفت مراسمها، چه مذهبی مثل عزاداری محرم یا عرفی مثل جشن سال نو، باعث میشوند افراد یک جامعه احساس تعلق به یکدیگر پیدا کنند. به نظر دورکیم، این آیینها مانند چسبی هستند که افراد را به هم متصل میکند و ارزشهای مشترک جامعه را تقویت میکند.
آنتونی گیدنز، جامعهشناس معاصر، به آیینها از زاویهای دیگر نگاه میکند. او معتقد است که آیینها و رسمها نه تنها همبستگی ایجاد میکنند، بلکه فرهنگ و هویت یک جامعه را بازتولید میکنند. به عبارت ساده، این مراسم کمک میکنند که سنتها و ارزشهای یک جامعه از نسلی به نسل دیگر منتقل شوند. گیدنز میگوید آیینها به ما کمک میکنند تا در دنیای پرسرعت و متغیر امروزی، حس ثبات و معنا را حفظ کنیم.
ایرانیان و گرامی داشت محرم
سال های سال است که ایرانیان در ماه محرم، با صدای زنجیر و سنج، با چشمای اشکبار، با روضه و ندبه، خاطره شهادت امام حسین(ع) و یاران او وخاطره اسارت امام سجاد(ع) و زینب کبری(س) و همراهان را زنده نگه می دارند.
یکی از کارشناسان مذهبی معتقد است از فردای واقعه عاشورا واکنشهای ایرانیان به این واقعه آغاز میشود و با گذشت سالها و قرنها به مرور این واکنشها تنوع پیدا میکند. عاشورا به لحاظ تاریخی رخدادی یگانه و محدود به زمان و مکان است؛ اما در کنار این عاشورای تاریخی یک عاشورای پدیداری هم وجود دارد که حاصل انباشت تفسیرهایی است که ما ایرانیان از این واقعهی تاریخی داشتهایم. این تفسیرها باعث به وجود آمدن رویکردهای مختلفی از جمله رویکرد اسطوره ای، رویکرد عارفانه، رویکرد آیینی ، رویکرد عاطفی و رویکرد هنجاری شده است که بی شک عوامل پیچیده و در هم تنیده ای باعث به وجود آمدن این تفسیرها شده است.از عوامل موثر بر این تفاسیر می توان به نحوه تفکر فرهیختگان در هر دوره، دیدگاه مردم درباره دین، وجود شرایط جنگ یا صلح، بروز بیماریهای فراگیر، پیدایش جریانهای مختلف فرهنگی، اعتقادی، فقهی، سیاسی اشاره کرد.
ادامه مطلب را ددر پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/446/%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%AD%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%88%DB%8C-%D9%88%D8%B7%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86%D8%AF
تاریخ با قلم ماندگار میشود
حمید ضیایی
14 تیرماه، روز گرامیداشت یکی از شریفترین ابزارهای بشری است. این روز در تقویم ایران بهنام «قلم» ثبت شده است و روزی است که در سایهی آن اندیشه و خرد قوام مییابد و تاریخ و فرهنگ و هوّیت ملتها از ریشهی همین خرد و اندیشه است که سیراب میشود و برای نسلهای بعد از خود بارور و پرثمر و سبز و تنومند میماند. در جهان و دنیای امروز که تکنولوژی با سرعتی باورنکردنی جلو میرود و همهچیز در گرو صفحات موبایل و فضای مجازی است، این نویسنده است که با قلم در انزوا و تنهایی و خاموشی خود استوار و نستوه به ثبت وقایع و تاریخ گام میفرساید. بهبیان دیگر، قلم، قیامی علیه فراموشی است. علیه هیاهوهایی است که در هم میتند و نمیگذارد صدای حقیقت به گوش دیگری برسد.
گرچه باید معترف بود که امروزه بازار قلم بهمانند گذشته رونق ندارد و این روزگار به نامرادیها روی آورده است؛ اما بهیقین میتواند گفت که جهان و آدمیان هرگز از تاریخ و هوّیت و فرهنگ و ثبت وقایع بینیاز نبودهاند. گرچه ابرِ آسمانِ دنیای بزکشدهی سوشالمدیا بر رخ قلم پرده انداخته است، اما درخشش خورشید و روز را نمیتوان با ابرهای پوشالی پوشاند و نادیده گرفت و انکار کرد.
رو قلم، روز یادآوری تعهد است
همهچیز میتواند روزی خاموش شود. حتیٰ حافظهی آدمی میتواند زوال یابد و نسیان جاگیر آن شود. صدای میتواند خاموش شود. عکس میتواند از میان برود؛ اما این قلم است که اگر چیزی را با آن ثبت کنیم، در حافظهی تاریخی و حافظهی آدمیان تکثیر میشود. یادآوری این مهم برای نگارنده اولویت است که آنچه لازمهی قلم است، حرمت است. شاید بهطور ماهوی نتوان برای قلم تعهدی قائل شد؛ اما این نویسنده است که حرمت قلم و اندیشه را در سطور نوشتههای خود_هرچه باشد_ بازتعریف میکند و به آن ماهیّتی سوای یک شیء میدهد. به آن جان میبخشد. روح میدمد. خلق میکند. مینگارد و ثبت میکند. از همین رو باید قلم را پاسداشت، چنانکه خداوند نیز بدان سوگند خورده است.
زبان بیزوال تمدن
اگر بخواهم از جلوههای تمدن سخن به میان بیاروم، بیتردید ابتدا خط و نوشتار را یاد میکنم. به عبارتی اگر خط و نوشتار را خانه و مأمن اندیشه و خرد و هوّیت و فرهنگ بنامیم، قلم شاهکلید ورود به این خانهی امن است. قلم تنها ابزاری برای نوشتن نیست؛ بلکه پل ارتباطی است میان دیروز و امروز و فردا_از اسطوره تا واقعیتِ تاریخ_ و خوانندهای که شاید در آینده سطور بهجا مانده را برگیرد و بخواند.
هیچ تمدنی با شمشیر آغاز نشده است، بلکه با نوشتههای بزرگان، از فلاسفهی یونان تا شاعران و عارفان و متفکران و مصلحان اجتماعی که به دست ما رسیده، آغاز گردیده است. خط و نوشتار بیش از خطابهها و فریادها و کشورگشاییها، تاریخ و جامعهی ایرانی و دیگر جهانیان را شکل داده است و حامل اندیشه و گفتار اندیشهورزان بوده است.
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/444/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%A8%D8%A7-%D9%82%D9%84%D9%85-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF
فرزندآوری در کاشمر هم کاهش یافت؛ ۲۵۰ نوزاد کمتر در یک سال
محبوبه وزیری
آمار منتشر شده از سوی سازمان ثبت احوال از وقایع حیاتی کشور هشداری برای تمام مسئولان و مردم و همچنین رسانه ها بود تا دوباره موضوع کاهش فرزندآوری در صدر مطالب قرار گیرد و با تیترهایی مثل « جمعیت کشور در سال 1480 به نصف جمعیت فعلی می رسد.» «پیری جمعیت ایران از دنیا پیشی گرفت» «روند فرزندآوری، روندی ایستا به خود گرفته است» « با زمستان سخت جمعیتی روبه رو هستیم» از بحران جمعیتی ایران به عنوان بحرانی خاموش یاد شود.
تازه ترین آمارهای ثبت وقایع حیاتی نشان از این واقعیت دارد که فرزندآوری در سال 1403 نسبت به سال قبل از آن کاهش داشته و اگر این تعدا با 10 سال قبل از آن مقایسه شود، تفاوت چشمگیر است. تعداد نوزادان در سال 1403 به کمتر از یک میلیون نفر در این سال در کشور رسیده است. بر اساس این آمارها در خراسان رضوی ، پارسال ۹۴هزارو۵۵۷نوزاد متولد شده اند؛ رقمی که در سال قبل تر از آن، ۱۰۱هزارو۶۵۹ نفر و در سال1393 یعنی یک دهه پیش، ۱۴۹هزارو۲۳۵نوزاد بوده است، همچنین بر اساس اعلام دکتر یزدانی رئیس شبکه بهداشت کاشمر در کاشمر نیز در سال 1403 نسبت به سال قبل از آن 250 نوزاد کمتر متولد شده است.
در باره علل کاهش فرزند آوری ریشه ها و علل مختلفی مورد بررسی قرار گرفت است. به گفته برخی عواملی مثل حساستر شدن خانوادهها به فرایند فرزندپروری، تحولات تربیتی، افزایش سطح تحصیلات و میزان اشتغال زنان و دشواری در هماهنگی نقشی برای زنان، رشد فردگرایی، تغییر نگرش نسبت به موفقیت، پیشرفت و انتظار از زندگی، محدودیت اجتماعی، فرزند را مترادف زحمت و مشقت دانستن، افزایش میانگین سن ازدواج، تأکید خانواده ها بر افزایش کیفیت برای خود و فرزندانشان و بسیاری از دیگر عوامل فرهنگی موثرند. با ذکر مثالی تاثیر عوامل فرهنگی در کاهش میزان فرزندآوری بیشتر مشخص می شود.
زنی که ۱۴ سال از ازدواجش میگذرد میگوید: من و همسرم هرگز احساس نکردیم نبود فرزند تاثیری در رابطه ما داشته باشد. از همان ابتدا هر دو مخالف بچهدار شدن بودیم، نه به دلیل خودخواهی بلکه از روی واقع بینی. چگونه میتوان برای موجودی دیگر امنیت روانی فراهم کرد؟ در حالی که خود فرد چنین امنیتی ندارد. علاوه بر این مسئولیت فرزند بسیار سنگین است من فردی هستم که تنها مسئولیتهایی را میپذیرم که توانایی مدیریت آنها را داشته باشم.
اما برخی معتقدند عوامل کاهش فرزندآوری در ایران گستره وسیعی دارد ومجموعه پیچیده ای از نگرانی ها و ارزش ها راشامل می شود. آنها می گویند علت بخشی از این امر در ایران با شرایط اقتصادی، تورم، بیکاری و شوکهای اقتصادی در ارتباط است که در نتیجه آن بخشی از جامعه توان تشکیل خانواده و سامان دادن آن را از دست داده و نمیتواند از عهده تأمین مقدمات تشکیل خانواده و مخارج آتی خانواده برآید.
ادامه مطلب را درپایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/442/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B4%D9%85%D8%B1-%D9%87%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D8%B4-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA-%DB%B2%DB%B5%DB%B0-%D9%86%D9%88%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D9%85%D8%AA%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D9%84
با مرتضی زاهدی از زمینهای آسفالت تا برگزاری مسابقات فوتسال
حسن صانعی پور
برای تبدیل شدن به مجموعهای موفق و قوی باید آدمهای عاشق و دلسوز را شناسایی و شرایط فعالیت آنان را فراهم نمود. رشته فوتسال که باید آن فرزند خلف فوتبال بنامیم، هرچند ورزشی نوپا و جوان محسوب میگردد، اما مردان و زنان بسیاری را به خود جذب کرده که در آن هنرنمایی و افتخار آفرینی کردهاند. حالا به جرات باید گفت؛ فوتسال ورزش اول کاشمر شده و تمام سالنهای ورزش این شهرستان و روستاهای تابعه در قلمروی فوتسالیستهایی است که در مسابقاتی همچون لیگ فوتسال، جام رمضان و تورنمنتهای منطقهای و کشوری حضوری فعال و گستردهای دارند. این مهم بیگمان به علت حضور جوانان جویای نامی است که در سالهای رشد و نمو فوتسال، این مقوله را هدایت و مدیریت نمودهاند. در این شماره به سراغ مرتضی زاهدی جوان اول فوتسال شهر رفتیم و قصد داریم در خصوص این رشته با او گفتگو کنیم؛
بیوگرافی
مرتضی زاهدی ریوش، متولد کردستان است. او در سال 1371 چشم به جهان گشود و فوتبال را به رسم جوانان این دهه از زمینهای آسفالت کوچهها و خیابانهای کاشمر آغاز نمود. زاهدی را اصغر امید آن گاه که با دوستانش در مجموعه 22 بهمن فوتبال بازیمیکرد و درون دروازه میایستاد و پنالتی همبازیهای خود را مهارمینمود، شناسایی نمود. استعداد نابی که به سرعت عضویت تیم آموزشگاههای کاشمر را پذیرفت و فوتبال حرفهای را آغاز کرد. زاهدی بعد از آن در تیمهایی چون شهرداری و پرسپولیس فوتبال خود را ادامه داد. او درپرسپولیس به بلوغ فوتبالی خود نزدیک شد. باشگاهی که بسیاری از فوتبالیستها و فوتسالیستهای نسل اخیر کاشمر در آن رشد کرده و چهره شدند. زاهدی که به عنوان بازیکن کمکی در تیم هلال احمر نیز سابقه بازی دارد، به تیم ایران خودرو پیوست و تحت هدایت مرتضی مزاری فوتبال خود را ادامه داد. او در همین دوران به فوتسال نیز علاقمند شد و به دعوت کاظم آفاقی به باشگاه مرداس پیوست. دروازبان چالاک فوتسال کاشمر دوران درخشانی را در فوتسال با تیمهای چون الجی، شهدای حیدری و بازرگانی محمدی سپری کرده است.
افتخارات و قهرمانیها
مرتضی زاهدی هرچند با مصدومیتهای زیادی مواجه شده و همین موضوع تا حدودی شرایط او را تحت الشعاع قرار داده بود اما این بازیکن خوشفکر افتخارات زیادی را در فوتسال بدست آورده است؛ قهرمانی در تمام ردههای سنی فوتبال، قهرمانی در تمام ردههای سنی فوتسال، قهرمانی مناطق استان، قهرمانی لیگ دو استان، قهرمانی لیگ یک استان، قهرمانی لیگ برتر استان، قهرمانی جام رمضان، قهرمانی جام ولایت، نایب قهرمانی آموزشگاههای استان خراسان رضوی؛ آقای پاس گل آموزشگاههای شهرستان به عنوان گلر و دومین گلزن برتر مسابقات آموزشگاه های شهرستان به عنوان گلر بخشی از افتخارات مرتضی زاهدی است.
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/441/%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C-%D8%B2%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%B3%D9%81%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%B3%D8%A7%D9%84-2
مدیریت فردی و خانوادگی در شرایط حساس و بحرانی
دکتر وکیل نیا
در شرایط جنگی که درگیری حملات نظامی به مراکز حساس (مثلاً تأسیسات نظامی یا هستهای) وجود دارد، حتی اگر جان غیرنظامیان کمتر در خطر باشد، باز هم جوّ روانی جامعه دچار استرس و وحشت میشود. صدای انفجارها و شوک ناشی از حملات میتواند در مردم احساس اضطراب و نگرانی شدید ایجاد کند. پژوهشها نشان میدهد که جنگ و درگیری نه تنها بر سربازان، بلکه بر سلامت روان مردم عادی نیز تأثیر چشمگیری دارد. احتمالاً این وظیفهی نهادهای رسمی و مخصوصاً مرتبط به سلامت است که در این مورد به صورت مرتب اطلاع رسانی کنند. ولی در ادامه بر اساس توصیههای سازمان جهانی بهداشت و سی دی سی و برخی منابع علمی دیگر، چند راهکار عملی برای پیگیری اخبار و حفظ آرامش در این شرایط را ذکر مینماییم.
دنبال کردن مداوم کانالهای خبری یا شبکههای اجتماعی در تمام طول روز نه تنها کمکی به بهبود وضعیت نمیکند، بلکه اضطراب شما را بهشدت بالا میبرد. از مطالعه وسواسی اخبار یا چک کردن لحظهبهلحظه، بهخصوص هنگام شب بپرهیزید. این رفتار، شما را در چرخهی معیوب اضطراب نگه میدارد و توان روانیتان را کاهش میدهد.
زمان مشخصی را برای اخبار تعیین کنید و بیرون از آن روی امور عادی زندگی تمرکز نمایید. قرار گرفتن مداوم در معرض اخبار تکاندهنده میتواند استرس را تشدید کند و حتی حالت اعتیاد به پیگیری مداوم خبرها ایجاد نماید.
اخبار را از منابع رسمی و معتبر دنبال کنید و از بازنشر یا اعتماد به اطلاعات تأیید نشده و شایعات خودداری نمایید. انتشار شایعهها در شرایط بحرانی میتواند موجی از اضطراب جمعی و وحشت ایجاد کند و بنابراین، پیش از باور کردن یا انتقال هر خبر، منابع آن را بررسی کنید. از ارسال دوبارهٔ پیامهای ترسناک در گروهها بدون راستیآزمایی خودداری کنید.
در شرایط جنگی ممکن است فضای جامعه ملتهب شود و اختلافنظرها پررنگتر گردد. تا حد امکان از مجادلات تنشزا و بحثهای ناسالم دوری کنید. در گفتار و رفتارتان به خشونت یا نفرت دامن نزنید. مثلاً سرزنش کردن کل یک گروهی را به دلیل اقداماتشان، یا جر و بحثهای تند با اطرافیان بر سر اخبار، جز افزایش استرس حاصلی ندارد.
ترس شدید ممکن است شما را وادار به اقداماتی شتابزده کند (برای مثال ترک ناگهانی محل زندگی بدون برنامه، انباشتن افراطی مواد غذایی یا دارویی، یا اقدام به کارهای خطرناک). پیش از هر تصمیم مهم، سعی کنید با ذهنی آرامتر فکر کنید یا با فرد معتمدی مشورت نمایید.
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/438/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%D8%AC%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3
ایران خانه ماست قدرت ایران مردمش هستند
سید علیرضا نبوی ثالث
ز پوچ جهان هیچ اگر دوست دارم
تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم
تو را ای گرانمایه، دیرینه ایران
تو را ای گرامی گهر دوست دارم
مهدی اخوان ثالث
سرزمین ایران، پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون دوبار درگیر نبرد و جنگ تحمیلی شده است یکبار 8 سال با کشور عراق و این روزها با رژیم اسراییل، جنگ چیز خوبی نیست اما گاهی بر یک ملت بخاطر دفاع از منافع و حفظ عقایدش تحمیل می شود. انقلاب اسلامی ایران تنها انقلابی است که با تکیه بر جهان بینی و ایدئولوژی اسلامی شکل گرفت، داستان دشمنی آمریکا و اسرائیل ریشه در از دست دادن منافع آنان در استراتژیک ترین نقطه ی سیاسی و اقتصادی جهان دارد.
پس از پایان جنگ جهانی دوم در آغاز جنگ سرد، رقابت بین دو ابر قدرت شرق و غرب به دو قطبی شدن جهان منجر شد، بلوک غرب به رهبری ایالات متحده آمریکا و بلوک شرق به رهبری اتحاد جماهیر شوروی هر دو چشم طمع به ایران داشتند، کشور ایران بعد از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ هجری شمسی ارتباطش با آمریکا سیر صعودی میگیرد، کودتای ۲۸ مرداد تقریباً آغاز دوره ورود علنی آمریکا به ایران به عنوان قدرت مداخله گر به شمار میآید به حدی که به مرور زمان حضور اتحاد جماهیر شوروی و انگلستان در سپهر سیاست ایران کمرنگ و بی رنگ می گردد.اسراییل 3 سال پس از جنگ دوم جهانی24 اردیبهشت 1327 ه ش اعلام موجودیت می کند،کشور ایران پس از ترکیه دومین کشوری است که اسرائیل را به رسمیت می شناسد و تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی از حمایت همه جانبه ی ایران برخوردار می گردد ،پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۵۷ در میان بهت و اعجاب ناظران غرب و شرق با تکیه بر دو عنصر اساسی اسلام و مردم یک شوک غافلگیر کننده برای دنیای غرب بود، هیچ تحلیلگری تصور نمیکرد ژاندارم خلیج فارس که از حمایتهای بیشائبه و همه جانبه ایالات متحده آمریکا برخوردار است به یکباره اینچنین اسیر تندباد ملتی شود که می خواست استقلال، آزادی و حاکمیت نظام اسلامی را بدون وابستگی به شرق و غرب بر پهنه جغرافیایی سیاسی کشور ایران حاکم کند. انقلابی که پایههای اقتدارش از همان ابتدا بر دژ نفوذ ناپذیر غیر قابل تسخیری گذاشته شد که از آن به عنوان مردم یاد میکنیم، مردم مرکز ثقل قدرت در کشور ایران به حساب میآیند و فرد فرد این مردم با هر نوع گرایش و سلیقهای، از هر قوم و قبیله ای، ایران را دوست دارند و جان فدای ایران هستند.
جمعه ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ درحالی که مذاکرات صلح آمیزبین ایران و آمریکا با چشم اندازی روشن در جریان بود و هیچ نشانهای از حرکت تند و نظامی و سخت از جانب ایران وجود نداشت رژیم اسرائیل در یک حرکت غافلگیر کننده مرتکب اشتباهی بزرگ شد، رژیم اسرائیل با تجاوز آشکار به خاک ایران جنگی ناخواسته را بر ملت ایران تحمیل کرد ، رژیم اسرائیل فکر میکرد جامعه ی ایران پس از این حمله ی غافلگیرانه دچار انفعال و به هم ریختگی اجتماعی خواهد شد و حکومت دچار فروپاشی میگردد در مخیله اش نمی گنجید که این تهاجم ناجوانمردانه ممکن است باعث همبستگی ملی مردم گردد، مردم ایران هیچگاه خاطره ی تلخ دخالت آمریکا در کودتای 28 مرداد را فراموش نمی کنند، و از دل بستن به نیروی خارجی برای رهایی تجربه ای تلخ دارند و هیچگاه از دخالت خارجی در امور کشورشان استقبال نمیکنند، ایران کشوری نیست که به راحتی در تسلط بیگانگان در آید
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/436/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%D8%B4-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF
جمعههای آخر ماه، قرار کتابخوانی در کتابکده نردبان آسمان
فاطمه نبوی ثالث
همه ما کتاب هایی که میخوانیم را بر اساس تفکر و علاقه خود انتخاب می کنیم و بر همین اساس هم آن ها را تحلیل می کنیم. به همین دلیل بعد از مدتی تمام کتاب های ما حول یک محور انتخاب می شوند. شرکت در جلسات معرفی کتاب علاوه بر این که به افزایش سطح مطالعه کمک می کند باعث می شود نظرات دیگران را بشنویم و بپذیریم که احتیاج به تمرین داریم
نشست معرفی کتاب با مدیریت کاظم آبی
نشست معرفی کتاب در کتابکده نردبان آسمان قرار است در جمعه های آخر هر ماه برگزار شود. محفل با حضور بیش از 20 نفر تشکیل شده است و از همه ردههای سنی در این محفل حضور دارند. کاظم آبی میگوید: تقدم و تاخر زمانی در معرفی کتاب هایی که خوانده اید مدنظر نیست. در بین کتاب هایی که خوانده اید یک کتاب که مد نظرتان است را معرفی کنید.
در صدر جلسه میزی برای معرفی کتاب در نظر گرفته شده تا معرفی کنندگان کتاب پشت میز بنشینند و امکان تهیه کلیپی کوتاه از معرفی کتاب توسط هر فرد میسر شود.
کاظم آبی تاکید میکند: کتاب دستتان بگیرید و بخوانید و راحت باشید.
آنچه در دیگر جلسات معرفی کتاب مرسوم است. مطرح شدن نام یک یا دو کتاب در هر جلسه برای جلسه بعدی است. یک یا دو نفر کتاب را معرفی می کنند و دیگران به تحلیل و نقد مطالب ارائه داده شده می پردازند و اظهار نظر میکنند.
اما این جلسه به نوع دیگری برنامه ریزی شده است. بیشتر افراد حاضر از چگونگی برگزاری این محفل مطلع هستند و کتاب در دست آماده معرفی کتاب شده اند. چند نفری هم برای بار اول است که در این محفل شرکت می کنند و از چگونگی اجرا اظهار بی اطلاعی می کنند.
آنچه علاوه بر کتاب به این محفل زینت داده است حضور مهندس داوودی دوتارنواز و گروه موسیقی بیداد یکی از گروه های شناخته شده و موفق دیار ترشیز در عرصه موسیقی سنتی است. مهندس داوودی بعد از معرفی چند کتاب در نیمه این جلسه همراه با خواندن چند دوبیتی دوتار نوازی می کند و پایان بخش جلسه معرفی کتاب هم هنرنمایی گروه موسیقی بیداد- سه تار با نوازندگی استاد هادی قاسمی و تنبک با نوازندگی محمد جواد موسوی و آوازخوانی رسول حیدریان – می باشد.
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/432/%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%AE%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%DA%A9%D8%AF%D9%87-%D9%86%D8%B1%D8%AF%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86
تجرد قطعی پدیده ای رو به افزایش و مشکل زا
محبوبه وزیری
برای نسل ما و نسل قبل از ما ازدواج مرحله ای از زندگی بود. مرحله ای که باید آن را می گذراندی و تصور این که می توان از مسیر زندگی حذف شود برایمان غیرممکن بود. دخترها می باید هر چه زودتر به خانه بخت می رفتند.
یادم می آید یکی از دختران فامیل به خانواده اش اعلام کرده بود تا بیست و دو سالگی ازدواج نمی کند، حرفش دهان به دهان می چرخید و به عنوان گستاخی و سرکشی تلقی می شد.
اگر سن دختری در یک خانواده یا یک سَر فامیل که شامل تعداد زیادی از افراد دارای قرابت نَسَبی بودند، به بیست سالگی می رسید. هر یک از اعضای فامیل وظیفه خود می دانست که خواستگاری برای این دختر بیابد و به آشنایان و دوستانی که قصد ازدواج دارند او را معرفی کند تا خدای نکرده دختر در خانه مانده به اصطلاح قدما در خانواده نباشد.
برای پسران نیز تعریف مشابهی در مورد ازدواج وجود داشت. خانواده هرپسری که از سربازی می آمد، چه شغلی داشت و چه مشغول به کاری نبود، آستین بالا می زدند تا مقدمات خواستگاری را برایش فراهم کنند. پسرها هم از امر ازدواج طفره نمی رفتند و خوشحال و راضی بودند. حتی گاهی خانواده ها تلاش می کردند برای پسرشان معافیت از سربازی بگیرند تا زودتر سرو سامان بگیرد برای پسرها ازدواج معادل سروسامان گرفتن و از سرگردانی و علافی درآمدن بود.
اما کم کم این رسم و عرف تغییر کرد ابتدا سن ازدواج بالا رفت. طبق آمار اعلام شده در سال 1402 میانگین سن ازدواج برای مردان 28 سال و برای زنان 24 سال ثبت شده است که نسبت به دو دهه قبل برای زنان 5 سال و برای مردان 3 سال افزایش یافته است.
از طرف دیگر با کاهش تعداد ازدواج مواجه شدیم به گفته رئیس موسسه تحقیقاتی جمعیتی کشور در سال 1402 میزان ازدواج به ازای هر هزار نفر 76/5 بوده که این میزان در سال 89 به ازای هر هزار نفر 31/12 ثبت شده است.
این دو عامل پدیده ای به نام « تجرد قطعی» را به همراه آورد.
تجرد قطعی
واژه تجرد قطعی برای جمعیتی به کار گرفته میشود که بدون حتی یک بار ازدواج، وارد سن ۴۰ سالگی شدهاند و از آنجا که احتمال مجرد ماندن این افراد بسیار بیشتر از ازدواج است در محاسبه شاخص تجرد قطعی از آمار این بخش از جامعه بهره میبرند و ورود به سن ۵۰ سالگی احتمال ازدواج را تقریباً به صفر نزدیک میکند.
علل افزایش تجردگرایی
هر چند دلایل زیادی همچون تنگناهای ازدواج، ناکارآمدی برنامههای دولت و نهادهای مربوطه برای تسهیل ازدواج جوانان، مسائل اقتصادی مانند فقدان درآمد کافی و شغل باثبات، اشتغال و استقلال زنان، عوامل اجتماعی و فرهنگی مانند حداکثرسازی منفعت و فردمحوری، ترجیح رهایی و آزادی، پذیرش اجتماعی افزایش سن ازدواج و تجرد به ویژه برای دختران، کالایی شدن ازدواج، تجملگرایی و مادیگرایی، کم شدن فشار اجتماعی در راستای ازدواج، تغییر الگوی انتخاب همسر، همچنین عواملی مانند بیاعتمادی و نگرش منفی به طرف مقابل، ایدهآلگرایی، تنوع طلبی، هراس از آینده ازدواج به دلیل گسترس طلاق در جامعه برای تمایل به تجردگرایی نباید نادیده گرفت اما به نظر می رسد مهمترین عامل تاثیرگزار در افزایش تجردگرایی سبک زندگی جدید و توصیه های روانشناختی است.
سبک سنتی مردم را به همراهی و با هم بودن ترغیب می کرد که خود باعث ایجاد دخالت در کار یکدیگر می شد برعکس در سبک جدید همه افراد به دخالت نکردن در کار هم دعوت می کند. در سبک جدید باید سرت تو کار خودت باشد و به دیگران کاری نداشته باشی، باید به درجه ای برسی که از تنهایی لذت ببری، به خودت بیاندیشی، خود فرد از همه مهمتر است، شادی امروز را نباید قربانی فردا کنی، در لحظه باید زندگی کنی و بسیاری از این پیام ها و توصیه ها که بر سبک زندگی جوان امروز تاثیر گذاشته است او را از ازدواج که نیاز به گذشت و مسئولیت پذیری و همکاری دارد دور کرده است.
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/428/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%AF-%D9%82%D8%B7%D8%B9%DB%8C-%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%88-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D8%B2%D8%A7
رانندگانی که قربانی میشوند یا جادههایی که قربانی میگیرند!!!
محسن صفریان
هفته گذشته با خبر شدیم که در جاده معروف به جاده مرگ، خانواده ای متاسفانه با فرزند شیرخوارشان در یک حادثه بسیار دردناک و رنجآور مسافر مرگ شدند!! به هر شکلی و با هر دیدگاه و با هر نگرشی قضاوت کنیم،آخر به این نتیجه میرسیم که دلیل هر حادثهای فقط و فقط خطای انسانی است!
اما کدام انسان؟ انسانی که در مقام مسئول و مدیر، سهل انگاری کرده و یا در تلاش است برای ساخت جادههایی بهتر اعتبار جذب کند؟ انسانی که با تخصص ویاعدم تخصص خود، طراحی جادهها و کیفیت آن را به عهده دارد؟ انسانی و یا شرکتی که وسیله نقلیه غیر استاندارد و نا ایمن راطراحی و تولید می کند؟
و یا عوامل جانبی مثل اقلیم و تغییرات آب و هوایی ولغزندگی سطح جاده، که ۵۰ درصد حوادث رانندگی را افزایش میدهد؟ اما ما این مسائل راتحلیل می کنیم که چرا رانندگان همچنان نسبت به این مسائل و دیگرفرایند ها بی تفاوت هستند؟
اکنون سعی داریم در یک قضاوت آگاهانه و بدون غرض وحمایت و یا تخریب مسئول خاصی، ازمنظردیگری به قضیه توجه کنیم.
هرچند که همیشه در گزارشات پلیس، تحلیلها و اخبار،، جاده، خودرو و راننده را سه دلیل اصلی تصادفات میدانند اما از نگاه روانشناسی و در یک تحلیل روانشناختی، قصد داریم تمام اتهامات را به شخصی نسبت دهیم که فرمان وسیله نقلیه را دردست دارد، زیرا که خودرو یک وسیله بیجان و غیر قابل فهم است، جاده هم نیز همچنین!!
جاده یک مسیر است که در صورتی که شما درست رانندگی کنید، شما را به مقصد خواهد رساند. اگر درک درستی از فرایندهای روانشناختی نداشته باشیم همین خودرو و همین جاده شما را به کام مرگ خواهد برد! بعضی شاید به این دست نوشته انتقاد کنند ولی مقصود نگارنده این است در شرایط فعلی که به فرض یا به حقیقت خودرو ناایمن است یا جاده غیر اصولی است، چه چیزی شما را به مقصد خواهد رساند؟
چه اشکالی دارد مسیر ۳ ساعته را در ۴ ساعت سپری کنید به جای سرعت، از طبیعت لذت ببرید؟ چقدر وقتهای ما به هدر میرود؟ و ما هیچ بهرهای از آن نمیبریم چرا به سرعت مجاز قانع نیستیم و با سرعت غیرمجاز میرانیم؟ چرا مرتکب سبقت غیر مجاز میشویم؟ فقط باسرعت ۲۰ کیلومتر کمتر، اتفاقات را به نصف و حتی کمتر خواهیم رساند! ما معتقدیم حتی اگر جاده و خودرو جز عوامل اصلی تعیین کننده در تصادفات باشند، انتخاب مرگ و زندگی، درجاده، دست خود انسان است!
انسان دارای فرایندهای شناختی شامل تفکر، ذهن، حافظه، هوش، تحلیل و محاسبه است این ما هستیم که در این تحلیلها، دچار اشتباه و خطا میشویم نه جاده و نه خودرو!!!
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/426/%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%86%D8%AF
آیین سنتی پخت شیربرنج در روستای تَوِندَر کوهسرخ
فاطمه نبوی ثالث
از کاشمر تا توندر
کمتر فردی در کاشمر است که ییلاقات و کلاته های اطراف کاشمر در جاده کاشمر کوهسرخ را ندیده باشد و در کنار رودخانه های فصلی، زیردرختان، کنار کوه ها و چشمه ها اطراق نکرده باشد. جاده کاشمر کوهسرخ هر روزه به ویژه روزهای تعطیل محل عبور و مرور و اقامت کسانی است که می خواهند روز خود را به فراغت و آسایش بگذرانند و از زیبایی طبیعت لذت ببرند.
اما هنوز هستند کاشمری هایی که روستاهای زیبای کوهسرخ را ندیده اند. روستاهایی مثل طرق، علی آباد، نامق، اکبرآباد، ایور و توندر و...
تَوِندِر
برای رسیدن به روستای توندر باید در مسیر ریوش نیشابوروارد یک جاده فرعی شوید که در نهایت به توندر ختم می شود. چند کیلومتر بعد از ریوش به سه راهی اوندر می رسیم. در این مسیر ابتدا باید از دو روستای خضربیگ و اوندر عبور کنیم. هرچند این راه تا اوندررا بلدیم اما نرم افزار نشان را برای اطمینان خاطر همراه داریم با ورود به جاده فرعی اینترنت قطع می شود و نشان هم همین طور. نبود اینترنت در این منطقه مطمئنا برای اهالی آزار دهنده است به ویژه که امروزه حتی بسیاری از کلاس ها و آموزش ها به صورت اینترنتی برگزار می شود.
طبیعت این منطقه فوق العاده است. اگر اهل تجربه کردن هستید، حتما عزمتان را برای سفری یک روزه به این منطقه جزم کنید و با قدم زدن در طبیعت آن، آرامش تازهای را به روح و جسم خود هدیه دهید.
از خضربیگ رد می شویم و به اَوِندَر می رسیم، یکی از اهالی به ما می گوید که دو سه کیلومتر بعد از اوندر ابتدا به جاده «ده میان» در سمت راست جاده و بعد به جاده «توندر» در سمت چپ می رسید . وارد توندر می شویم.
تَوَنْدَر روستایی از توابع بخش بررود شهرستان کوهسرخ در استان خراسان رضوی است و این روستا در دهستان تکاب قرار دارد و براساس سرشماری سال ۱۳۹۵ جمعیت آن ۸۴۶ نفر است.
آیین سنتی پخت شیربرنج
با ورود به توندر، از همان اول راه، محل برگزاری آیین سنتی پخت شیربرنج دیده می شود. در یک سراشیبی برای رسیدن به محل مراسم قرار می گیریم. ماشین های پارک شده و تجمع مردم از دور دیده می شود. حدود ساعت 11 است. جمعیت زیادی آمده اند و هنوز هم خیل جمعیت به جمعیت حاضر در حال اضافه شدن است. هر لحظه تعداد بیشتری از مهمانان وارد محل برگزاری می شوند.
فرش های میزبانی گسترانده شده اند ولی هنوز مردم روی فرش ها مستقر نشده اند. صدایی از بلندگو مردم را به خروج از محل پخت شیربرنج و نشستن روی فرش ها دعوت می کند.
تعداد فرش ها نسبت به جمعیت کم به نظر می رسد. در حاشیه مراسم بازارچه کوچکی از محصولات کشاورزی و خانگی کوهسرخ بر پا شده است و عده ای در حال فروش سبزی خشک و کوهی ، آلو و آلوچه و نان و قطاب و تافتون هستند.
در محلی نزدیک به مزار پیر روستا، آشپزها در حال پخت شیربرنج هستند. حدود 20 دیگ بزرگ روی اجاق ها مستقر شده اند و زنان ومردان با جدیت شیربرنج را هم می زنند تا تَه نگیرد . کاسه هایی که قرار است شیربرنج ها داخل آن سِرو شود در یک طرف دیگر محل پخت قرار دارد.
هر لحظه به تعداد حضار افزوده می شود. آنان که تجربه حضور در این جمع را داشته اند با زیرانداز وارد می شوند و فرش پهن می کنند. محل برگزاری مراسم مملو از جمعیت می شود.
طبق روال هر سال ابتدا نماز ظهر و عصر به صورت جماعت اقامه می شود و سپس نماز باران و دعای تعجیل در فرج امام زمان (عج) خوانده می شود
و بعد نوبت به توزیع ظروف شیربرنج در بین مهمانان می رسد.
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/424/%D9%87%D8%B1-%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%87%D9%86%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF
حفظ باغات فدافن نیازمند اقدام انقلابی مسئولان است
سید علیرضا نبوی ثالث
خشك آمد كشتگاه من
در جوار كشت همسايه.
گرچه مي گويند:
«مي گريند روي ساحل نزديك
سوگواران در ميان سوگواران.»
قاصد روزان ابری، داروك!
كی مي رسد باران؟
نیما یوشیج
خشک شدن باغات عمدتاً ناشی از کمبود آب و مدیریت نادرست آبیاری است، خشکسالی یکی از معضلات جدی است که در سالهای اخیر باعث کمبود آب و خشک شدن باغات در منطقه ترشیز شده است، شما به هر روستایی که مراجعه کنید مشاهده خواهید کرد که کوچه باغهای قدیمی با همان شکل و شمایل با صفای گذشته در اکثر روستاها پابرجا ماندهاند اما بسیاری از باغها تبدیل به محوطه وچهار دیواریهایی بدون تاک و درخت شده اند، به بخش بالا ولایت در شهرستان کاشمر که نگاه میکنیم روستایی بدون قنات وجود نداشته است، فقط پشت شهرک صنعتی ۶ رشته چاه قنات روستاهای قلعه بالا، فدافن، کاژغونه، قوژد، تربقان و فروتقه به صورت موازی با فاصله ای اندک از یکدیگر قرار دارد، این ۶ رشته چاه قنات بیانگر سنگ چینی از اجاقی خرد است که از سالهای دور دور به یادگار مانده است، از بین آنها تنها دو رشته قنات روستای فدافن و روستای فروتقه حیاتی نیمه جان دارند و از نعمت جریان آب بهره مندند، آب دارند اما نه به اندازهای که در گذشته به راحتی چند دشت را سیراب میکردند، روستای فدافن علاوه بر باغات ۳ دشت به نامهای دشت پرتو، دشت میندو دشت سه گوشه دارد.
در گذشته که چاه موتورهای آب وجود نداشته است اصلیترین سیستم مدیریتی آب در کشور ما قنات ها بوده اند قناتها در ایران یکی از شگفتانگیزترین دستاوردهای مهندسی سنتی جهان محسوب میشوند که نقش حیاتی در تامین آب مناطق خشک و نیمه خشک داشتند
تا دهه ۱۳۴۰ قناتها آب مزارع بیش از ۶۰ هزار روستای کشور را تامین میکردند با ورود فناوری جدید حفر چاههای عمیق جایگزین قنات شد، عوامل متعددی وجود دارد که باعث شد قنات ها مورد بیمهری قرار گیرند،یکی همین حفر چاه های عمیق بدون برنامه ریزی در سال های گذشته، یک عدم تمکن مالی اکثر مالکان، این روزها کسی برای حفظ و مرمت قنات سرمایه گذاری نمی کند،
نگهداری صحیح و مناسب قنات نیازمند هزینه کردن به موقع برای حفظ قنات است، یکی دیگر از عوامل بی توجهی به قنات خرده مالکی است، بادرگذشت و آسمانی شدن بسیاری از اجداد مالکین فعلی و مقنیان با تجربه و کارآزموده، اختلافات حیدری نعمتی هم زیاد شده است و در نتیجه عدم توافق و هماهنگی بین مالکین باعث بروز مشکل در هماهنگی و مدیریت قناتهای دایر شده است، همه ی این عوامل باعث شده که دیگر مثل قدیم کسی به فکر حفظ و احیای قنات نیست، برای حفظ قنات لازم است سالیانه قنات لایروبی شود، لازم است بازدیدهای ماهانه یا هر چند ماه یکبار صورت گیرد، مرمت قسمتهای آسیب دیده نقش مهمی در حفظ قنات و کارایی آن دارند و انجام همه این موارد مستلزم تامین اعتبار است
آن هم تامین اعتبار به گونهای که کار تعمیر و مرمت قنات به طور کامل انجام شود و نیمه کاره رها نشود، در وزارت جهاد کشاورزی بررسی و طرح تامین آب به عهده ی معاونت فنی و اجرایی این وزارتخانه است در شهرستان کاشمر علاوه بر رئیس جهاد معاونت فنی و کارشناسان مربوطه باید بیشترین تلاش را برای حفظ قنات و جلوگیری از خشک شدن باغ های روستای فدافن انجام دهند، در چند سال گذشته جهاد کشاورزی کاشمر برای بازسازی و لایروبی قنات فدافن مساعدت لازم را داشته است، اما فعلا آب قنات تا چند کیلومتر مانده به روستا بصورت طبیعی جریان دارد اما در ورودی روستا و داخل روستا با مشکل مواجه می شود و به باغات نمی رسد چه باید کرد؟
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/422/%D8%AD%D9%81%D8%B8-%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8%AF%D8%A7%D9%81%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D9%82%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA
شوکتی اولین مدیر بانوی ورزش کاشمر
حسن صانعی پور
ورزش بزرگترین و پُرمخاطبترین مقوله دنیای امروز است. مقولهای که از اولین دقایق وجود آدمیان تا آخرین نفسهای زندگی آنان را به خود اختصاص داده و پرداختن به آن انکار ناپذیر شده است. عرصهای که لاجرم باید جدیتر از گذشته در مورد آن بیاندیشیم و تصمیماتی درست درباره آن گرفته شود. جریانی که هدایت مناسب آن صرفا توسط نهاد بزرگی چون اداره ورزش و جوانان، امکانناپذیر نیست و به هدف اصلی خود نخواهد رسید. در این بین ورزش مناطقی چون کاشمر که درونمایههای غنی و پیشینهای پرافتخار دارد، سخت و طاقتفرساست. در این شرایط برای پیشبرد اهداف ورزش باید نهادهای اجتماعی و سیاسی نیز وارد عمل شده و ضمن اعتماد به مدیرانِ با انگیزه، فرصتی بیشتر و پشتیبانی بهتری از متولی ورزش انجام بدهند. پس از سالهای متمادی که سکان هدایت تربیت بدنی و بعد از تشکیل وزرات ورزش، اداره ورزش و جوانان کاشمر، به عهده مردان توانمند این عرصه بود، حالا شاهد حضور شیرزنی از جنس این مقوله در راس ورزش شهر هستیم. مسئولی متعهد و متخصص که تجربه کافی را برای هدایت این نهاد بزرگ داشته و برای رسیدن به اهداف خود محتاج نگاهی مهربانانهتر و تعاملی صمیمانهتر است. در ادامه با یلدا شوکتی سرپرست اداره ورزش و جوانان کاشمر و اهداف و برنامههای او بیشتر آشنا خواهیم شد؛
بیوگرافی و سوابق
یلدا شوکتی کارشناس ارشد مدیریت ورزشی، سابقه بیست و شش سال فعالیت در اداره ورزش و جوانان را در کارنامه دارد. شوکتی تحصیلات خود را به عنوان دانشجوی بورسیه سازمان تربیت بدنی در رشته مدیریت ورزشی به اتمام رساند. او بعد از فارغ التحصیلی به خدمت سازمان تربیت بدنی در آمده و در حوزه ورزش بانوان نیز فعالیتهای گستردهای انجام داده است. رئیس حال حاضر اداره ورزش و جوانان کاشمر در سال ۱۳۷۹ طی حکمی از سوی مدیر کل وقت به عنوان مسؤل ورزش بانوان شهرستان منصوب و مسؤلیتهای مختلفی از جمله مسئولیت هیئتهایی چون آمادگی جسمانی، ورزشهای همگانی و نائب رئیسی چندین هیأت ورزشی را عهده دار بوده و در قامت کارشناس امور جوانان شهرستان نیز فعالیت کرده است.
مدراج و مدارک
شوکتی را باید از روسای متخصص حوزه ورزش تلقی نماییم. جایی که او علاوه بر تحصیلات آکادمیک مربوط به ورزش در رشتههای مختلفی مدارک و مدارج ویژه را کسب نموده است. از آن جمله باید به کارت مربیگری و داوری در رشتههای شنا، آمادگی جسمانی، هندبال، فوتبال، والیبال، ژیمناستیک و تندرستی اشاره نمود. سرپرست اداره ورزش کاشمر همچنین بالغ بر ده مقاله با موضوعات ورزشی در همایشها، سمینارها و کنفرانسهای ملی و بینالمللی ارایه داده است و موفق به اخذ گواهینامه شایستگی عمومی مدیران حرفهای گردیده است.
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/420/%D8%B4%D9%88%DA%A9%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C-%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D8%B4%D9%85%D8%B1
جنگ در کاشمر نبود، اما در دلها بود
محبوبه وزیری
جنگ ۱۲ روزهای که از ۲۳ خرداد تا ۳ تیر ۱۴۰۴ میان ایران و اسرائیل رخ داد، یکی از تلخترین و ناگهانیترین بحرانهای اخیر کشور ما بود. گرچه هیچ موشکی به کاشمر نرسید، اما ترکشهای جنگ ۱۲ روزه میان ایران و رژیم صهیونیستی، قلبهای بیشماری را شکافت. زنان شهر ما، با دلی پُر از ترس و نگاهی نگران، این روزهای پرهیاهو را از قاب خانهها و صفحههای موبایل دنبال کردند.
بلاتکلیفی، بیخوابی، غم و امید. روایت این روزها را از زبان خودشان بخوانید؛ زنانی که هرچند در خط مقدم نبودند، اما بار روانی جنگ را تمامقد بر دوش کشیدند.
یک بانوی کارآفرین در مورد روزهایی که دارد می گذرد می گوید: این روزها نوعی بلاتکلیفی در وجودم حس می کنم، همزمان که از مرگ هموطنانم در سوگم اما باید مراقب و حواس جمع باشم ولی در عین حال سرگردانم، از لحاظ کسب و کارم نمیدانم باید سرمایهام را نگه دارم یا مثل روال قبل کارم را ادامه بدهم، نیروهایم را کم کنم یا نه. نتیجهی این همه بلاتکلیفی در همه چیز حتی کوچکترین مسائل زندگی، می شود فرسودگی روح و روان و امید برای ادامه زندگی.
خانم شریفه رضایی نیز در همین مورد اظهار می دارد: در جنگ چند روزه ای که رخ داد، هرچند کوتاه ولی نفس گیر، بسیار احساس ناامنی به خصوص برای مردم تهران و بستگانمان که ساکن این شهر هستند، داشتم. سپس ویرانی کشور عزیز و ایجاد مشکلات اقتصادی و نوعی احساس شکست که چراما باید اینگونه غافلگیر شویم و ضربه بخوریم ؟
وی می افزاید: با این که نوعی همبستگی و انسجام در بین مردم دیده می شد که در نوع خود بی نظیر بود اما ترس از آینده مبهم باعث شد برخی رفتارهای غیر معمول و غیر معقول داشته باشند. خرید بیش از حد معمول را می توان جزو این رفتارها برشمرد که البته خانواده ما به شخصه تمایلی به این کار نداشت.
بانو رضایی معتقد است: یکی از موضوعات مهمی که در این ایام مشاهده شد فراگیر شدن چتر حمایتی نظام بر همه اقشار جامعه بود. امیدوارم من بعد نیز از تمرکز بر موضوعات کماهمیت کاسته شود.
زهرا میهن دوست هم با اشاره به این که من با شروع جنگ در ابتدا باور به اینکه جنگ باشه رو نداشتم اظهار داشت: با گذشت چند روز و بالا گرفتن شدت درگیری ها احساس ترس نا امنی به سراغم آمد، ترس از دست دادن عزیزانم، ترس از عواقب بعد از جنگ گرانی، قحطی، احتکار و.... که قبلا این گونه احساسات ناخوشایند رو تجربه نکرده بودم
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/447/%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B4%D9%85%D8%B1-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%84-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%88%D8%AF
شعر آیینی؛ روایت ایمان و ارادت در ترشیز
فاطمه نبوی ثالث
با وجود این که در تعریف شعر آیینی به شعری اطلاق می شود که مضامین، مفاهیم و ارزش های دینی را در بردارد.اما شاعران و کارشناسان ادب فارسی خود را در قالب یک تعریف محصور نکرده اند. به تعبیر بسیاری از شاعران و کارشناسان، تجلی موضع دینی و فرهنگی شاعر است. شعری برخاسته از باور، که در پی آن است تا هنر خوب زیستن را به مخاطب بیاموزد.
در گفتوگویی با چند تن از شاعران برجستهی منطقهی ترشیز (کاشمر، کوهسرخ و…) تلاش کردیم ابعاد این موضوع را بررسی کنیم.
شعر آیینی باید «موضع دینی» داشته باشد
علی اصغر داوری ترشیزی در این باره می گوید: برای بررسی شعر آیینی کاشمر یا هر منطقه ای، لازم است ابتدا یک سابقه و پیشینه از آثار و خالقان آنها را نشان داد و اصولا تفاوت است بین کسی که عقاید دینی و مذهبی و... در او درونی و نهادینه است با کسی که خود را ملزم میداند تا در زمره ی شاعران آیینی در آید، آن هم به مدد سفارشات و جشنواره و کنگره هایی با این مضامین. (این خود جای نقد بسیار دارد و در این اندک مجال نمی گنجد)
از منظری، هر شاعری آیینی است و آیین او می تواند، عشق، جامعه، طبیعت، چه و چه باشد. با این حال آنچه امروز و البته از گذشته به عنوان شعر آیینی مد نظر است همین شعری است که به شعرهای ولایی، عاشورایی و ازین دست می پردازد.
شعر آیینی بیست سال اخیر کاشمر را نمیتوان بدون نگاه به گذشته ی آن بررسی کرد. از شیخ جام گرفته تا مشکوة و.. و پیش از آن حتی تا به امروز، از شادروان حاج آقای عاجل، حاج آقای تولایی(عارف و عالم) تقوی و بسیاری دیگر، که هم شاعرند و هم آیینی دارند که آن عشق است به ائمه و هر آنچه ذاتش عشق است که شاعر وقتی « قبله اش گل سرخ است» قطعا او هم شاعری آیینی است.
کاشمر در دو دهه اخیر، از آنچه که در دسترس بوده نه آنچه هست که بسیار بیشتر است. با شناختی که از شعر و شاعران آن دارم، در مواردی عشق در آن موج میزند که عموما آن ها، محصول خلوت و سکوت شاعر است، بی هیچ انگیزه ای جز عشق و ارادت. نه سکه ای در کار است نه سفارشی. شعر هر چقدر که خوب از کار در آید، اگر اندکی در آن تصرف توسط دیگران (سفارشی و کنگره ای بودن) لاجرم آنچنان که باید بر دل ننشیند.
بعلاوه شعر آیینی کمتر توانسته است از حدود کبوتر و گلدسته و آهو و قتلگاه عبور کرده و به فلسفه ای عمیق از آیین ائمه بپردازد. تا آنجا که شعر(تنها نه آیینی که هر شعری) عموما به گرداب کلی گویی افتاده، چنانکه می توان تقلید را در جای جای آن دید.
این اندک نوشتار نمیتواند از پس نقد و نگاه شعر آیینی کاشمر و کشور براید. و انصاف نیز در این است که باید مجالی باشد تا به نمونه های خوب و قابل قبول نیز با ذکر نمونه پرداخت.
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/445/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B4%D9%85%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D8%B1
عبرتهایی که باید از جنگ ۱۲ روزه گرفته شود
سید علیرضا نبوی ثالث
چون شود دشمن ملایم احتیاط از کف مده
مکرها در پرده باشــد آب زیر کاه را
صائب تبریزی
جنگ صحنه ی نبرد است و در کارزار متقابل هر دو طرف آسیب می بینند چه کسانی که پیروز می شوند چه کسانی که شکست می خورند، هر جنگی میتواند حامل پیامی خاص برای دو جبههی متخاصم باشد گاهی شکست مقدمهای برای پیروزی است، شکست و پیروزی هر دو عبرت انگیزند، مسلمانان تجربه ی جنگ احد را هیچگاه فراموش نمی کنند، نادر شاه افشار هم یک بار از لشکر عثمانی شکست خورد اما تجدید قوا کرد و سپاه عثمانی را در جنگی دیگر شکست داد و با تجربه ترین سردار عثمانیان نیز کشته شد، هر جنگی دستاوردهایی دارد، از هر جنگی میشود درسها و عبرتهایی آموخت، یک باور رایج داریم اینکه از قدیم گفتهاند: هیچ کاری بدون حکمت نیست، ممکن است اتفاقی خلاف میل ما بیفتد به ضرر ما باشد اما خیری در آن نهفته باشد، قرآن کریم صریحا به این نکته اشاره دارد آیه ۲۱۶ سوره بقره: « نوشته شد بر شما کارزار مر شما را و شاید که ناخوش دارید چیزی را و آن بهتر باشد و شاید که دوست دارید چیزی را و آن بدتر باشد از برای شما خدا میداند و شما نمیدانید».
جنگ ۱۲ روزه بین ایران و اسرائیل درسهای زیادی را به ملت ایران و دولتمردان و زمامدارانش آموخت که هر آینه کسانی که اهل عبرت باشند از کنار آن به سادگی نخواهند گذشت، قبول کنیم مردم ایران در مجموع ظلم ستیز و حق طلب هستند بدون شک یکی از دلایل وقوع انقلاب اسلامی در سال ۵۷ همین ظلم ستیزی و حق طلبی مردم ایران بود، اسلام بر اساس دادگری و مبارزه با بیداد بنا شده است زنده نگه داشتن نهضت امام حسین علیه السلام نیز ریشه در بیداد ستیزی مردم ایران دارد، یکی از عواملی که پس از آغاز جنگ به سرعت به صورت خودجوش باعث ایجاد یک نوع وحدت و انسجام ملی در بین مردم ایران گردید داشتن همین روحیه ظلم ستیزی بود که باید در حفظ آن کوشید، مردم ایران از هر قوم و هر نژادی قابل احترام و ستایش هستند، بد نیست نیم نگاهی به دستاوردها و درسهایی که این جنگ برای ما به ارمغان آورد بیندازیم و بعد از این تلاش کنیم با هر عقیده و سلیقهای برای کشورمان آرزوی صلح و امنیت و آرامش نماییم.
عصر ایران در مطلبی با عنوان ۵ درس ۱۲ روزه برای نظام حکمرانی «- به قلم علیرضا سلطانی - نقش مردم، ضرورت حفظ دستاوردهای راهبردی، نیاز به بازدارندگی مدرن، نوسازی رسانه ملی و باز تعریف سیاست خارجی را پنج محور اصلی برای اصلاحات بنیادین در نظام حکمرانی ایران» معرفی کرده و معتقد است اکنون زمان آن است که تصمیمگیران کشور با شجاعت و آینده نگری مسیر اصلاح و تحول را در این حوزهها در پیش گیرند، وی معتقد است : این جنگ، بهعنوان تجربهای بزرگ، ظرفیت آن را دارد که با تحلیل درست و توجه به آموزههایش، مسیر تکرار جنگ را مسدود و همزمان بستر تقویت موفقیتها و کاهش آسیبها را فراهم کند. همچنین، میتواند با اصلاحات در سیاستگذاریها و نهادها، به ارتقاء سرمایه اجتماعی، بهبود حکمرانی، پیشرفت کشور و تقویت بنیاد تمدنی ایران منجر شود.
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/443/%D8%B9%D8%A8%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%DB%B1%DB%B2-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%AF
قالیهایی برای ضیافت حضور؛ دستبافههای رضوی از کاشمر تا صحنهای نور
محبوبه وزیری
بيستم خرداد «روز ملي فرش» است و مناسبتهاي تقويمي دستاويز خوبي هستند براي يادآوري و گرامي داشتن داشتهها. فرش دستباف هم از داشتههاي گرانسنگ سرزمين ماست و گرامي داشتنش حداقلترين كاري است كه ميشود كرد. از همین رو با خانم زهره ذاکری سرپرست کارگاه تولید فرش دستباف آستان قدس رضوی واحد کاشمر به گفتگو نشستیم تا از دستبافههایی که سالهاست به همت کارکنان این شرکت، جزء انکارناپذیر حریم قدسی امام هشتم شده است بیشتر بدانیم.
دستبافههای رنگارنگ و زیبا در سرتاسر حریم رضوی حضور دارند. فرشهایی به رنگهای قرمز لاکی، کرمرنگ، سبز و آبی و سورمهای که بیشتر با طرحهای چشمنواز افشان، لچکترنج و ترنجافشان مزین شدهاند. وقتی به صحن و سرای امام مهربان وارد میشوی، در هر گوشه و کنار یکی از این فرشها را میبینی که گسترده شده تا به عنوان زائر این حریم قدسی، در گوشه دنجش بنشینی، کتاب دعا بگشایی و در این خلوت ناب معنوی با خدای خودت رازونیاز کنی.
تولید سالانه دو هزار متر مربع فرش در شرکت فرش آستان قدس رضوی در کاشمر
زهره ذاکری سرپرست کارگاه تولید فرش دستباف آستان قدس رضوی واحد کاشمر در باره تاریخ فعالیت این شرکت می گوید: پس از آغاز به کار مجتمع مرکزی شرکت فرش آستان قدس رضوی در مشهد و در ابتدای دهه شصت، با توجه به طرح های توسعه حرم مطهر و نیاز به تولید بیشتر فرش برای تأمین نیازهای بارگاه رضوی، شهرستان کاشمر به عنوان دومین مرکز تولید فرش در نظر گرفته شد و از سال 1372 فعالیت خود را آغاز کرد. در طول سه دهه فعالیت این مجتمع، بافت فرش های اصیل و با کیفیت در 6 سالن قالیبافی به انجام رسیده است. شرکت فرش آستان قدس رضوی دو مجتمع بزرگ در مشهد و کاشمر داردکه واحدهای مختلف طراحی، رنگرزی، بافت، پرداخت و تکمیل و همچنین قالیشویی را دارد. در کارگاه کاشمر هم علاوه بر سالن های بافت واحد پرداخت ،تکمیل و مهد کودک نیز فعال است.
وی افزود: این کارگاه دارای 6 سالن قالیبافی است که حدود 200 نفر قالیباف به صورت متمرکز در حال بافت هستند و نظارت بر فرایند بافت در هر سالن توسط ناظران فنی مجرب انجام می شود در مجموع در این کارگاه سالانه حدود 2 هزار متر مربع فرش دستباف تولید می شود.
شرکت فرش آستان قدس رضوی پاسخگوی سلیقه و نیاز مشتریان است
سرپرست کارگاه تولید فرش دستباف آستان قدس رضوی واحد کاشمر با اشاره به این که شرکت فرش آستان قدس رضوی محدودیتی در پاسخگویی به سلیقه و نیاز مشتریان ندارد خاطر نشان کرد: از نظر اندازه همه مدل اندازه از کوچک پارچه تا بزرگ پارچه بافته میشود، از لحاظ رنگ بیشتر از نخ پشم مرغوب و با رنگرزی گیاهی استفاده می شود و مدل بافت هم بیشتر فارسی بافت و تا بافت می باشد و رجشمار فرشها از 30 تا 60 رج می باشد که عمده فعالیت در زمینه بافت 30 رج می باشد.
ادامه مطلب را در پایگه خبرب #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/440/%D9%82%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B6%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%81%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%B6%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%A7%D8%B4%D9%85%D8%B1-%D8%AA%D8%A7-%D8%B5%D8%AD%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B1
مردم شکست ناپذیر ایران
حمید ضیایی
آنچه امروز در حال رخ دادن است، تجاوز بیچونوچرای خصمانه و سفّاکانهی رژیم بیریشهی اسراییل به خاک ایران است. گرچه این روزها در گوشهوکنار سرزمین عزیزمان دلهره و اضطراب غالب است؛ اما نور امیّدِ همدلی و همراهی و همپشتی مردم برای حفظ خاک در مقابل دشمن متجاوز روی اصل و اصیل ایرانیّت را باز هم بهنمایش گذاشته است. امروز این مهم بر هر ایرانی، از روشنفکر و مذهبی و بازاری و کارمند و زن و مرد یک فریضهی نانوشته است که خاک ایران مقدستر از آن است که بتوان به آن تجاوز کرد و باید مقابل متجاوز ایستاد.
امروز مرز دوستیها را ایران تعیین میکند. اپوزیسیون خارج نشین که روزگاری داعیهداران آزادی و آزادیخواهی بودند و نقاب وطندوستی به چهره میزدند، امروز دست به دست دشمن متجاوز دادهاند و بیش از هر زمان دیگری ابراز خوشحالی مینمایند. گرچه تاریخ این سرزمین چنین وطنفروشان به خود کم ندیده است؛ اما درد عظیم آن است که ادعای دوستی میکردند و خود را وارث سرزمین ایران میپنداشتند. هرچند تکلیف این وطنپرستانِ شعارپیشه از پیش معلوم بوده، اما امروز تشت رسوایی آنان است که از بام افتاده. تشت رسوایی آنان که حال و در چنین بزنگاه حساسی، لبخند به لب دارند و پشتیبان بیقید و شرط دشمن متجاوز شدهاند و دست در خون مردم بیگناه ایران میزنند؛ چراکه اکنون در خیالات خام و کودکانهی خود چنین پروردهاند که خوشرقصی برای دشمن شاید نفعی در آیندهی متوهمانهشان داشته باشد. اینبار اما، اپوزوسیون چپاولگر، دستش بیش از هرزمان دیگری برای مردم ایران رو شده است. ثمرهی رو شدن دستهای تهی این افراد، چیزی جز همبستگی و اتّحاد میان مردم ایران در پی نداشته است. مردم ایران یکبار دیگر نشان دادند، اگر به شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی اعتراض هم دارند، آن را نه به دشمنان بیرون مرزها گره میزنند و نه آنچه را که مربوط به ایران و ملک و مملکت ایران است، از دیگری طلب میکنند و نه اجازه میدهند که در بدترین شرایط اقتصادیِ تحمیلی و ناجوانمردانه هم، اجنبی به خاکشان تجاوز کند.
پس آنچه امروز شاهد آنیم کنار گذاشتن گلایهها و گرفتن دستهای یکدیگر است. دستهایی که باز هم نوید از جوان شدن و بیرون جهیدن از دهلیز سیاه و تاریک تجاوز دشمنان میدهد.
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخولنید
https://torsisnameh.ir/post/439/%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86
چهارصد و چهارمین شماره دو هفته نامه سرو کاشمر منتشر شد
Читать полностью…
تخصیص بودجه 2 میلیاردتومانی برای مرّمت مدرسه حاجسلطانالعلما
حمید ضیایی
یکسال از زلزلهی مهیب کاشمر میگذرد. این زلزله یک اتفاق ناگوار در کاشمر بود؛ از سوی دیگر یک تلنگر برای مسئولان این دیار تا خود را در برابر بلایای طبیعی آمادهتر از قبل سازند. نباید اتفاق زلزلهی سال گذشته از خاطرهها محو شود و در لابهلای کاغذها به بایگانی سپرده شود. چراکه این دیار روی گسلی طویل است که هرآن ممکن است با خان و مان کاشمر و ترشیز تا هراتِ افغانستان نامهربانی کند. از همین رو توجه ویژه به این موضوع در این منطقه همواره باید اولویت تمام نهادها و ارگانهای عمرانی و بهداشتی و درمانی باشد.
زلزلهی 29 خرداد 1403 خاطرهای تلخ برای مردم کاشمر به جای گذاشت. گرچه در ادوار مختلف تاریخ زمینلرزههایی بوده و تلخکامیهایی نیز نصیب مردم ترشیز شده؛ اما اینبار روی دیگری نشان داد که بیشک شما هم از دهان بزرگان و ریشسفیدان شنیدهاید که در 60-70 سال اخیر چنان زلزلهای را در خاطر نداشتهاند. بههرترتیب تقدیر این سامان چنین است و از تقدیر گزیر نیست؛ اما، آیندهنگری و استواربنایی و نظارت جدی به ساختوسازها و ساختمانها یکی از راههای جلوگیری از آسیبهای جدیِ حاصل از زلزله است.
زمینلرزهی سال گذشتهی کاشمر آسیبهای جدی جانی و مالی برجای گذاشت که هنوز بخشهایی از آن سامان و پایان نیافته است. یکی از آسیبهای جدی، به دوبنای تاریخی به جای مانده در کاشمر وارد شد. یکی مدرسه علمیّهی حاجسلطانالعلما و دیگری کاروانسرای امینالتجار که هر دو نیز در فهرست آثار ملی به ثبت رسیدهاند.
دربارهی اهمیّت این دو بنای ارزمند تاریخی مکرراً در همین نشریه گفته و نوشتهایم و تکرار آن فقط سیاه کردن کاغذ است و تلف کردن وقت خوانندگان و همراهان این دوهفتهنامه؛ گرچه خوانندگان فهیم و فرهیخته و اهل فضل این دیار هم خود آگاهی مقبولی از اهمیّت تاریخ و فرهنگ و بناهای تاریخی دارند و بازتکرار بعضی حرفها زیره به کرمان بردن از کاشمر و کشمش به کاشمر آوردن از کرمان است؛ اما آنچه وظیفهی ذاتی این دوهفتهنامه بوده و هست، پیگیری با جدّ و جهد در زمینههای مختلف فرهنگی و تاریخی و اجتماعی است. از همین دریچه است که هر کورسوی روشنایی را به فال نیک میگیریم و شادباشش را در کنار مردم کاشمر بهنظاره مینشینیم.
در خبرهای اخیر کاشمر آمده بود که معاون وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی قول تخصیص بیستمیلیارد ریال معادل دو میلیارد تومان از سوی آن وزراتخانه را برای مرّمت مدرسه حاجسلطانالعلما داده است. این خبر برای ما بسیار مسرّتبخش و امیدافزا بود، اما طبق روال باید بگوییم که کافی نیست.
سال گذشته و در بحبوحهی زلزله بود که زهرهوندی، معاون گردشگری ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان خراسانرضوی به کاشمر سفر کرد. گزارش این سفر را در همان زمان منتشر کردیم. در آن سفر قرار بود میزان خسارتهای وارده را اعلام دارند که دیگر خبری نشد و یا خبر را به اهالی رسانه ندادند؛ الغرض، نمیدانم تا چهقدر برآورد هزینه شده است که وزارتخانهی میراثفرهنگی قول دو میلیارد تومان را داده است؛ گرچه باید گفت آنچه از ظاهر امر پیداست میزان خسارت بیش و پیش از این باید باشد.
اثبات برادری میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی
قول بعضی مسئولان مانند مهریه است. میگویند مهریه را که داده و که گرفته؟ اما تجربه نشان داده است که هم مهریه را دادهاند و هم گرفتهاند. قولهای دادهشده باید توسط مسئولان کاشمر پیگیری شود و ...
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/433/%D8%AA%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%B5-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%AC%D9%87-2-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%AA%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1-%D9%85%D8%AA-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D8%B3%D9%84%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7
بیش از ۴۰ درصد کودکان ابتدایی مهارت خواندن ندارند
محبوبه وزیری
گزارشی که نمرات سال گذشته دانشآموزان را با سالهای قبل از آن مقایسه کرده بود نشان داد تمام استانها با افت تحصیلی بسیار شدیدی مواجهاند. این روند حالا در جدیدترین بررسی به این داده رسیده است که از هر پنج دانشآموز دو نفر چیزی نمیآموزند.
بر اساس آمار مرکز پژوهشهای مجلس، ۴۲درصد کودکان در پایان مقطع ابتدایی، با احتساب بازماندگان از تحصیل، مهارت خواندن ندارند.
بر اساس آزمون تیمز؛ ایران از ۵۸ کشور در ریاضی پایه چهارم در رتبه ۵۳ قرار دارد
این ها مطالبی و خبرهایی است که هر از چند گاهی روی سایت ها و خبرگزاری ها قرار می گیرد. مورد بحث و گفتگو قرار می گیرد و مثل بسیاری از مسایل دیگر تا آزمونی دوباره یا گزارشی مجدد به دست فراموشی سپرده می شود.
باید گفت وقتی اهمیت سرمایه انسانی در کشور نادیده گرفته می شود، سهم بودجه آموزش و پرورش از بودجه عمومی دولت به پایین ترین حد خود می رسد، مدارس خود تقویت کنندده احساس نابرابری و تبعیض می شوند، تعداد دانش آموزان در مدارس دولتی گاه به 40 نفردر کلاس می رسد و به هر بهانه ای در اولین اقدام مدارس تعطیل می شوند، این نتایج دور از انتظار نیست.
با این همه در این نوشتار مهمترین چالش هایی که نظام آموزشی ایران با آن مواجه است مورد بررسی قرار می گیرد:
فقر آموزشی و فقر درآمدی
رابطه مستقیمی بین فقر آموزشی و فقر درآمدی خانوارها وجود دارد و تحریمهای اقتصادی نیز نقش زیادی در این مساله بازی کردهاند. برای مثال میانگین وزنی هزینه آموزش نسبت به کل هزینههای خانوار در سال ۱۳۹۷ معادل ۴.۷۲درصد بود. بااینحال پس از این سال با افزایش تورم خانوارها مجبور شدند که برای اقلامی مانند خوراکی بیشتر هزینه کنند و از هزینه آموزش فرزندان خود بکاهند؛ بهطوریکه میانگین هزینه آموزش نسبت به کل هزینه خانوارها در سال ۱۴۰۲، یکدرصد بوده که در استانهای محرومی مانند ایلام و کردستان به کمتر از یکدرصد نیز میرسد.
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/431/%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B4%DB%B0-%D8%AF%D8%B1%D8%B5%D8%AF-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%A8%D8%AA%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF
اولین تصویر انفجار در مشهد.
دود در آسمان مشهد.
/channel/sarvekashmar
همراز
دکتر زهرا عاصمی
سلام. خسته نباشید. خدا قوت. ضمن تشکر من آقایی هستم ۶۰ ساله. و دارای سه فرزند ازدواج کرده، با این سنم هنوز هم از هر حرکت جدیدی ترس و استرس دارم مثلا کار ساده ای مثل تغییر و بازسازی خانه، فروش زمین، مسافرت، خرید ماشین ، و ....
انگار همیشه احساس می کنم ممکن است اوضاع خراب شود. ممکن است ماشینی که می خرم به حد کافی خوب نباشد، نکند زمین را بفروشم و پشیمان شوم، نکند بعدا قیمت بهتر شود، این استرس به حدی است که غالبا شب قبل از سفر خواب خوبی ندارم و تا وقتی مستقر نشویم عصبی هستم و کوچکترین ناکامی مثل گرم بودن هوا، یا بسته بندی بد بارها، سختی حمل و نقل به شدت واکنش مرا برانگیخته می کند و اغلب سفر را تلخ و زهر می کنم بر خانواده ام به خصوص همسرم
راهنمایی کنید لطفا .
باسلام و احترام و آرزوی سلامتی و طول عمر و عزت برای شما پدر گرامی و خانواده محترم
ترس و استرس در مواجهه با تغییرات، حتی در سنین بالا، کاملاً طبیعی است به ویژه وقتی که تصمیماتتان ممکن است بر خانوادهتان هم تأثیر بگذارد. این نشان می دهد شما فردی مسئولیتپذیر و دقیق هستید، اما وقتی این نگرانیها مانع از لذت بردن از زندگی یا تصمیمگیریهای ضروری شود، نیاز به راهکارهایی دارد. در ادامه چند پیشنهاد کاربردی برای شما دارم:
۱. درک ریشه اضطراب: آیا این ترسها جدید هستند یا همیشه همراه شما بودهاند؟ آیا رویداد خاصی (مثل تجربه قبلی شکست مالی یا فشار خانواده) این نگرانیها را تشدید کرده؟
گاهی با افزایش سن، ترس از «فرصتهای از دست رفته» یا کاهش کنترل بر زندگی تشدید میشود. شناسایی منشأ اضطراب به شما کمک میکند منطقیتر با آن روبهرو شوید.
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/429/%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B2-62
تلاشهای یک بانوی خستگی ناپذیر
حسن صانعی پور
بانوان ایران زمین در طول تاریخ این سرزمین گهربار بینظیر بوده و با شایستگی نقش عمدهای در اعتلاء و سرافرازی کشور در تمامی عرصهها داشتهاند. درعرصههایی چون فعالیتهای گوناگون اجتماعی، ورزش و سیاست ردپای زنانی دیده میشود که اغلب عملکرد و کارنامهای درخشان از خود بجای گذاشتهاند. این مهم بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران رنگ و بویی تازهای به خود گرفته و فرصت بیشتری به زنان فداکار این سرزمین برای اثبات شایستگیهای خود داده است. در مورد نقش زنان در تصمیمگیریهای کشور مصداقهای فراوانی دیده و شنیده شده است. با این حال مقام عظمی ولایت در خصوص فعالیتهای زنان فرمودهاند: " مناسبتترین زمینه برای فعالیت اجتماعی زنان عرصههای علمی است. حضور زن در همه عرصههای علمی و رشتههای گوناگون مفید است." با این مقدمه نگاهی به فعالیتهای اجتماعی فهمیه رئیسزاده فعال ورزشی و محیط زیست شهرستان کاشمر خواهیم انداخت:
آشنایی با رئیسزاده
فهیمه رئیس زاده متولد۱۳۵۰ شهرستان کاشمر است. او در خانوادهای ورزشی و فعال در زمینههای اجتماعی بدنیا آمد. رئیس زاده تحصیلات آکادمیک خود را در رشته زمین شناسی پشت سر گذاشت و مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه فردوسی مشهد اخذ نمود. شیرزن کاشمری بعد از فارغ التحصیلی در چند معدن منطقه ترشیز به عنوان مسئول فنی مشغول بکار شد. شغلی که در نگاه اول مردانه جلوه میدهد و به همین دلیل باعث شد رئیس زاده به طور پیوسته در آن فعال نباشد و اغلب چندین سال بین هر قرارداد وی فاصلههایی ایجاد میگردد. او در این خصوص میگوید: "متاسفانه با توجه به نوع فعالیت حرفهای و اولویت عقد قرارداد با آقایان فرصت شغلی برابر نیست و بیشتر معدنکاران ترجیح میدهند، مسئول فنی مجموعه آنان از بین مردان انتخاب شود. به این نکته باید دوری از مرکز استان و حق الزحمه پایین مسئولین فنی این عرصه در مشهد را اضافه کرد. موضوعی که باعث شده است فرصت کمتری به فعالان شهرستانی این حوزه داده شود." رئیس زاده با تمام این محدویتها در حال حاضر با معدن شن و ماسه قرارداد بسته و تجربه خود را در این عرصه به اشتراک خواهد گذاشت. "هرچند با ورود مهندسین حوزه معدن از کشورهای دیگر در حال حاضر این فرصت شغلی حتی برای آقایان هم کاهش یافته است".
رئیسزاده و طبیعت
لطافت و سرزندگی از خصوصیات بارز و مشترک زنان و طبعیت است. فهمیه رئیسزاده از دوران طفولیت به این موضوع علاقه نشان داده و در حال حاضر در این حوزه فعالیتهای گستردهای دارد. او در این خصوص میگوید: "با توجه به علاقهام به طبیعت با اداره محیط زیست کاشمر همکاری داشتم ولی بطور جدی از سال ۱۳۹۵ و به سبب آشنایی با حامیان محیط زیست در کاشمر برای تاسیس موسسه محیطِ زیستی مصمم شدم و با راهنمایی و حمایت دکتر سادات این تصمیم را به سرانجام رساندم." در حقیقت عشق به طبیعت، رئیسزاده و دوستانش را واداشت تا با همه مشغلههای فکری و دغدغههای زندگی از حضور در حوزه محیط زیست ومنابع طبیعی غافل نشوند. با این حال شروع فعالیت وی در این عرصه با برگزاری همایشها، اکران فیلم، برگزاری جشنوارهها و کارگاههای آموزشی در سطح شهرستان و روستاها همراه بود. در این مسیربا دوستان بسیار خوبی در منطقه و دیگر استانها آشنا و همکاریهای گستردهای صورت گرفت. رئیس زاده در این خصوص نیز میگوید: "در این مراودهها از فعالیتهای محیط زیستی یکدیگر درس گرفتیم. به دلیل اهمیت محیط زیست در زندگی جامعه بشری سعی کردیم از بانوان که موثرترین فرد در جامعه و خانواده هستند، کمک بگیریم." در همین زمینه رئیس زاده و همکارانش کلاسهای آموزشی متعددی را برگزار کرده ونتیجه مثبت حاصل از آن که در رفتار دانش آموختگان دیده میشود، انگیزه گروه رئیس زاده را افزایش داده و آنان تلاش نمودند با مردم در ارتباط باشند و به همین دلیل برنامههای آموزشی در سرلوحه کارآنان قرار گرفته است. رئیس زاده معتقد است؛ نسل گذشته درگیر مشکلات روزمرگی ست و به همین دلیل کمتر فرصت پیداکرده به پیرامون خود توجه کند ویا آسیب شناسی داشته باشد. اما درطی سالهای اخیر مسئله محیط زیست و اهمیت آن در فضای مجازی باعث توجه مردم شده وکم کم در رفتار اجتماعی آنها نمود پیدا کرده است
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/427/%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C-%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1
ترثیث نامه
تلاشهای یک بانوی خستگی ناپذیر
بانوان ایران زمین در طول تاریخ این سرزمین گهربار بینظیر بوده و با شایستگی نقش عمدهای در اعتلاء و سرافرازی کشور در تمامی عرصهها داشته...
سراشیبی رسانه؛ تا بنبست چیزی نمانده است!
حمید ضیایی
روزی در کاشمر دو کتابفروشی معتبر و شناختهشده وجود داشت که هرکدام برای خود وزنهای فرهنگی بهحساب میآمدند. یکی مرحوم پورحسن بود که در خیابان امام با آن چهرهی جدی و دوستداشتنی و قامت بلند و عینک مطالعهای که با بندی به گردنش آویزان بود و دیگری مرحوم سعیدی که انتشارات امیرکبیر را میگرداندند؛ با آن کتوشلوار مرتب و عینک مطالعهی زیبا و چهرهای جدی و دلنشین.
یکی نمایندگی روزنامهی اطلاعات و دیگری نمایندهی روزنامه کیهان در کاشمر بودند. دکههای روزنامه هم بودند که خراسان میآورند و بعدها روزنامههای «آفتاب یزد» هم به پیشخانشان اضافه شد.
جامعه هرچه میخواست یا از تلویزیون میگرفت یا از روزنامهها... مطالعه بخشی از زندگی آن روزگاران بود و رسانه هم برای خود ارج و اعتبار و احترامی داشت.
یک پاراگراف دیگر را باید اینجا اضافه کنم. چند روز پیش با اسنپ به سمت نمایشگاه بینالمللی گردشگری و صنایعدستی که کاشمر باز هم در آن حضور نداشت، در حرکت بودم. در بین راه با رانندهی اسنپ گفتوشنودمان گل انداخت و فهمیدم که رانندهی اسنپ فارغالتحصیل رشتهی ادبیات است. صحبت از کتاب خواندن و روزنامهخواندن بهمیان آمد و آن رانندهی اسنپ خاطرهای از استادش در زمان دانشجویی برایم گفت: «یه استاد داشتیم که میگفت روزنامه زیاد بخونید. هرچی توی روزنامه نوشته، بخونید. حتی اگر شده آگهی ترحیم رو هم بخونید. چون اینجوری شما عادت به مطالعه میکنید. چشمتون به کلمه عادت میکنه. جمله رو میفهمید و همین مطالعه کردن و عادت کردن به مطالعه باعث میشه کتاب هم بخونید.»
در اینجا باید این خاطره را هم بگویم و اعتقادم را نسبت به روزنامه بیان کنم. من روزنامه را با تمام نقائصش و تمام نقدهایی که به آن وارد میدارند، هنوز ترجیح میدهم. چرا که معتقدم در روزنامه چیزی وجود دارد که در هیچکجای دیگر نمیتوان مانند آن را جست و یافت. در روزنامه تحلیل وجود دارد و همین مطالعهی تحلیل است که ذهن آدمی را پرورش میدهد؛ من ضعیفترین تحلیل روزنامه را ترجیح میدهم. چراکه همان ضعیفترین تحلیل هم میتواند ذهن انتقادیام را تقویت کند. این مهم تنها با خواندن است که محقق میشود.
برگردیم به اعتبار و ارج و احترام رسانهها...
رسانه هدفی متعالی دارد و آن ارتقا سطح کیفی زندگی بشری است. شفافیّت است، مطالبهگری است، اطلاعرسانی است. در اینجا مقصودم از رسانه نه فقط روزنامه و نشریات که سایتها و تلویزیون و... را هم منظور نظر دارم. در این میان رسانههای جمعی همچون تلگرام و اینستاگرام هم اضافه شده است که بسیاری از خبرنگاران و فعالان حوزهی رسانه در آن عضویت دارند. البته عضویت دارند، اقبال نه! حال اگر بخواهیم رسانهای را دنبال کنیم چه میکنیم؟ اکثراً روزنامهنگاران، تحلیلگران، منتقدان و... را نمیشناسند. چراکه آنها عموماً یا مینویسند که مخاطب شتابزدهی دنیای پرسرعت به سمت ترکستانِ امروز در حرکت، حوصلهاش نمیکشد بخواند؛ و یا ویدیو و پادکست منتشر میکنند و طولانی میشود و مخاطب بیشتر از یکدقیقه و سیثانیه را حال ندارد بشنود و اگر حالی هم بهاجبار برای خود دستوپا کند ذهن گریزانش به هزار دهلیز تاریک و مبهم میرود و نمیتواند تمرکز کند. پس در نتیجه...
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/425/%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D9%86-%D8%A8%D8%B3%D8%AA-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA
همراز
دکتر زهرا عاصمی
با سلام و تشکر و خسته نباشید و عرض تبریک ایام بهار . من خانمی هستم که 7 سال است ازدواج کرده ام و فرزند ندارم. والدین همسرم پس از سال ها تنش و درگیری وقتی همسرم کوچک بوده در یک مراسم و درگیری ایلی قبیله ای به قتل رسیده اند. همسرم آن زمان کودک بوده و چندین خواهر و برادر از او کوچکتر هم حضور داشته اند. بعد از ازدواج ما، من به رسم انسانیت و همچنین همسرم بسیار به این خواهربرادرها کمک کردیم. همسرم کمی معلولیت جسمی هم دارد . حالا با این همه خدمت فراوان مالی و جانی و زمانی، خانواده همسرم به شدت به من بی احترامی، توهین، تحقیر می کنند. و همسرم هم کار خاصی نمی تواند انجام دهد. من واقعا مانده ام که چه کارهایی حداقل برای سلامت روان خودم باید انجام دهم ؟ و آیا با ایشان ادامه دهم این روابط را ؟؟ متشکرم که راهنمایی می کنید
با سلام و احترام و آرزوی سلامتی . ابتدا متأسفم که چنین شرایط دشواری را تجربه میکنید. این وضعیت قطعاً برای شما بسیار دردناک و خستهکننده است. در اینجا چند پیشنهاد برای بهبود وضعیت ارائه میدهم:
الف)مرزهای سالم تعیین کنید. شما سالهاست که به خواهربرادران همسرتان خدمت کردهاید، اما اگر این قدردانی نمیشود، لازم است مرزهایی بگذارید. این به معنای قطع رابطه نیست، بلکه به معنای حفظ تعادل بین بخشش و مراقبت از خود است.- مثلاً میتوانید کمکهای خود را محدود به موارد ضروری کنید یا زمانی که احساس ناسپاسی میکنید، کمی فاصله بگیرید.
ب) با همسرتان صحبت کنید و از ایشان درخواست حمایت عاطفی بیشتری کنید. ایشان میتواند نقش مهمی در بهبود روابط بین شما و خواهرانش داشته باشد مثلا در صورت امکان با کمک او یک گفتوگوی صمیمانه با خواهرانش ترتیب دهید و احساسات خود را بدون سرزنش بیان کنید.
ج) به دنبال حمایت اجتماعی باشید. با دوستان نزدیک و سالم وقت بگذرانید و مخصوصا با یک مشاور صحبت کنید. بیان احساساتتان میتواند فشار روانی شما را کاهش دهد.
د) تمرکز روی زندگی خودتان را بیشتر کنید. یعنی به علایق، اهداف و سلامت روان خود بیشتر توجه کنید مثلا فعالیتهایی که به شما آرامش میدهند (ورزش، هنر، مطالعه، مدیتیشن و...) را در برنامه روزانه بگنجانید.
ه) درک علت رفتارهای آنها: این بازماندگان محترم والدین، ممکن است به دلیل فقدان والدینشان (به ویژه به شکل دردناکی مثل قتل) دچار آسیبهای روحی باشند . البته این موضوع رفتارهای آنها را توجیه نمیکند، اما شاید با درک ریشه مشکل، راحتتر بتوانید با وضعیت کنار بیایید.
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/423/%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B258
نجات دخترک ۷ساله باحسی همدلانه و روانی عاطفی
محسن صفریان
عقربه های ساعت دقیقا ۱۷ و۲۰دقیقه را نشان میداد، جمعه ۲۹ فروردین مسیر مشهد تربت حیدریه حوالی روستای شیرآباد نرسیده به رباط سنگ پراید خاکستری با راننده میانسال وهمسر درصندلی جلو وفرزندشان، دختری حدود ۷ساله، درصندلی عقب ناگهان ازجاده به سمت راست منحرف می شود باسرعت نسبتا بالا !!!!
برای یک مراسم تعزیه صبح همان روز باخانواده با خودروی شخصی به سمت مشهد رفتیم و درحال بازگشت به سمت کاشمر....
که ناگهان این حادثه تلخ ناباورانه درجلوی چشمان ما رخ داد!!!
سریعا به پلیس و اورژانس تماس گرفته شد وبه سمت خودرو حادثه دیده شتافتیم که پدر غرق درخون،مادر هم مصدوم شده و فریاد می زند دخترم چه شد؟؟!!!!!
در عقب پراید جلوی پا دختری غرق درخون و بدون سروصدا و حرکت افتاده بود. صحنه بسیار رنج آور ودردناک بود!! درهای خودرو باز نمی شد، کمربند ها قفل شده بود، دسترسی به مصدومان امکان پذیر نبود و هرلحظه امکان آتش گرفتن خودرو بود!!
مجبورشدیم با کمک چند نفردیگرکه ازراه رسیدند، شیشه های خودرو را بشکنیم تا بتوانیم مصدومان راخارج کنیم. بیشترازآنچه آسیب دیده بودند،وحشت زده شده بودند!!! باسختی در را کشیدیم ودخترک را درآغوش گرفتم! درهمان لحظه به ذهنم رسید جواب این مادر را با فرزند غرق به خون چه بدهم؟ چشم های دخترک میل به سفیدی می زد وگویای لحظاتی حیاتی!! بایک حس پدرانه وهمدلی عمیق ویک حس اخلاقی عاطفی و انسانی که بین خدا و من ومادر واین دخترک شکل گرفته بود درکمال ناباوری، زمانی که دخترک درعمق وحشت وآسیب قرارداشت، بابیان کلماتی مهرآمیز و عاطفی که واقعا درآن لحظه سرنوشت ساز بود به طرز معجزه آسایی کودک جانی دوباره گرفت و او رابه زندگی برگرداند اما این پایان کارنبود وکودک نیز غرق درخون بود و دندان های کودک نیز شکسته شده بود و...... کودک رامحکم درآغوش گرفتم واورا نزد مادرش بردم تا آرامش روحی روانی را بتوانم به سه نفربرگردانم.
افراد حاضر در صحنه مادر را به سختی ازخودرو خارج کردند ولی اوضاع پدرهمچنان وخیم وامکان خارج کردن او توسط مردم ممکن نبود، تا اینکه بافاصله حدود نیم ساعت یا بیشتر، صدای آژیر آمبولانس ها در بیابان نسبتا سرد جلگه رُخ پیچید. امدادگران شروع به امداد رسانی کردند و پدرخانواده را به سختی ازماشین خارج کردند وبادودستگاه امبولانس سه نفرمجروح این حادثه را به بیمارستان تربت حیدریه منتقل کردند!
اما این حادثه تلخ، روح وروان وجسم مارا به شدت آزار داد وهنوزهم باگذشت چند روز اثرات مخرب آن دروجود ما باقی مانده است ولی آنچه که موجب آرامش نسبی و آرامش وجدان و خیال شد، همان حس همدلانه وروانی عاطفی بود که به نجات آنها انجامید.
به راستی چرا وچرا با یک لحظه غفلت همه زندگی وخانواده را به کام مرگ ویا تا نزدیکی های آن باید برد؟؟ مادر خانواده که می توانست شکسته حرف بزند گفت شوهرم خواب آلود وخسته بود، چندبار به اوگفتم: کمی استراحت کن تا بعد حرکت کنیم گفت نه راهی نمانده می رویم!!!!
آیا کمی استراحت عاقلانه ومنطقی نیست؟؟ یا اینکه هرگز نرسیدن منطقی است؟!!!!
چه اتفاقی وچه تغییری درجامعه ما و درجاده های ما باید حاصل شود که دیگر جاده وخودرو وسرعت و خواب آلودگی وسبقت و ده ها تفکر وتصمیم اشتباه دیگر دست به دست هم ندهند وزندگی هایی را به کام مرگ وبدترازمرگ نکشاند؟؟؟
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/421/%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%DB%B7%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%AD%D8%B3%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B7%D9%81%DB%8C
حفظ باغات فدافن نیازمند اقدام انقلابی مسئولان است
سید علیرضا نبوی ثالث
خشك آمد كشتگاه من
در جوار كشت همسايه.
گرچه مي گويند:
«مي گريند روي ساحل نزديك
سوگواران در ميان سوگواران.»
قاصد روزان ابری، داروك!
كی مي رسد باران؟
نیما یوشیج
خشک شدن باغات عمدتاً ناشی از کمبود آب و مدیریت نادرست آبیاری است، خشکسالی یکی از معضلات جدی است که در سالهای اخیر باعث کمبود آب و خشک شدن باغات در منطقه ترشیز شده است، شما به هر روستایی که مراجعه کنید مشاهده خواهید کرد که کوچه باغهای قدیمی با همان شکل و شمایل با صفای گذشته در اکثر روستاها پابرجا ماندهاند اما بسیاری از باغها تبدیل به محوطه وچهار دیواریهایی بدون تاک و درخت شده اند، به بخش بالا ولایت در شهرستان کاشمر که نگاه میکنیم روستایی بدون قنات وجود نداشته است، فقط پشت شهرک صنعتی ۶ رشته چاه قنات روستاهای قلعه بالا، فدافن، کاژغونه، قوژد، تربقان و فروتقه به صورت موازی با فاصله ای اندک از یکدیگر قرار دارد، این ۶ رشته چاه قنات بیانگر سنگ چینی از اجاقی خرد است که از سالهای دور دور به یادگار مانده است، از بین آنها تنها دو رشته قنات روستای فدافن و روستای فروتقه حیاتی نیمه جان دارند و از نعمت جریان آب بهره مندند، آب دارند اما نه به اندازهای که در گذشته به راحتی چند دشت را سیراب میکردند، روستای فدافن علاوه بر باغات ۳ دشت به نامهای دشت پرتو، دشت میندو دشت سه گوشه دارد.
در گذشته که چاه موتورهای آب وجود نداشته است اصلیترین سیستم مدیریتی آب در کشور ما قنات ها بوده اند قناتها در ایران یکی از شگفتانگیزترین دستاوردهای مهندسی سنتی جهان محسوب میشوند که نقش حیاتی در تامین آب مناطق خشک و نیمه خشک داشتند
تا دهه ۱۳۴۰ قناتها آب مزارع بیش از ۶۰ هزار روستای کشور را تامین میکردند با ورود فناوری جدید حفر چاههای عمیق جایگزین قنات شد، عوامل متعددی وجود دارد که باعث شد قنات ها مورد بیمهری قرار گیرند،یکی همین حفر چاه های عمیق بدون برنامه ریزی در سال های گذشته، یک عدم تمکن مالی اکثر مالکان، این روزها کسی برای حفظ و مرمت قنات سرمایه گذاری نمی کند،
نگهداری صحیح و مناسب قنات نیازمند هزینه کردن به موقع برای حفظ قنات است، یکی دیگر از عوامل بی توجهی به قنات خرده مالکی است، بادرگذشت و آسمانی شدن بسیاری از اجداد مالکین فعلی و مقنیان با تجربه و کارآزموده، اختلافات حیدری نعمتی هم زیاد شده است و در نتیجه عدم توافق و هماهنگی بین مالکین باعث بروز مشکل در هماهنگی و مدیریت قناتهای دایر شده است، همه ی این عوامل باعث شده که دیگر مثل قدیم کسی به فکر حفظ و احیای قنات نیست، برای حفظ قنات لازم است سالیانه قنات لایروبی شود، لازم است بازدیدهای ماهانه یا هر چند ماه یکبار صورت گیرد، مرمت قسمتهای آسیب دیده نقش مهمی در حفظ قنات و کارایی آن دارند و انجام همه این موارد مستلزم تامین اعتبار است
آن هم تامین اعتبار به گونهای که کار تعمیر و مرمت قنات به طور کامل انجام شود و نیمه کاره رها نشود، در وزارت جهاد کشاورزی بررسی و طرح تامین آب به عهده ی معاونت فنی و اجرایی این وزارتخانه است در شهرستان کاشمر علاوه بر رئیس جهاد معاونت فنی و کارشناسان مربوطه باید بیشترین تلاش را برای حفظ قنات و جلوگیری از خشک شدن باغ های روستای فدافن انجام دهند، در چند سال گذشته جهاد کشاورزی کاشمر برای بازسازی و لایروبی قنات فدافن مساعدت لازم را داشته است، اما فعلا آب قنات تا چند کیلومتر مانده به روستا بصورت طبیعی جریان دارد اما در ورودی روستا و داخل روستا با مشکل مواجه می شود و به باغات نمی رسد چه باید کرد؟
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/422/%D8%AD%D9%81%D8%B8-%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8%AF%D8%A7%D9%81%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D9%82%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA