محمدمهدی پور ناصر: در ورزش و کشتی باید یک بودجه مشخصی تعریف بشود
حسن صانعی پور
پیشکسوت کشتی کاشمر، تشکیل آکادمیها دراین رشته را برای بهبود اوضاع کشتی ضروری دانسته و معتقد است؛ در خصوص بهبود وضعیت اقتصادی و تامین بودجه ورزش و به ویژه کشتی، پتانسیلها و تواناییهایی وجود دارد.
آقای پورناصر از زندگی شخصی و ورزشی خود بگویید
محمد مهدی پورناصر متولد 1347 شهرستان کاشمر هستم. دوران ابتدایی و راهنمایی را در مدرسه مدرس و طالقانی گذراندم. دیپلم را در دبیرستان امام خمینی (ره) گرفتم و تحصیلاتم را در رشته تربیت بدنی تا مقطع کارشناسی ادامه دادم. من از سن نوجوانی ورزش کشتی را آغاز کرده و الفبای کشتی را از برادرم و استادم، مرحوم موحد آموختم. در سن سیزده سالگی نیز در رده سنی خودم قهرمان استان شدم. از افتخارات من، رفاقت و رقابت با امیررضا خادم در دوران بازیام است. در سال 1359 و بعد از وقفهای که به علت پیروزی انقلاب شکوهمند جمهوری اسلامی ایران بوجود آمد و بعد از قهرمانی در رده نوجوانان به عنوان نفر دوم بعد از خادم به مسابقات کشوری اعزام شدم. در آن زمان امیررضا خادم و ناصر زینل نیا نیز از اعضای تیم خراسان بزرگ بودند. بعد از آن سالها چندین دوره در مسابقات جوانان نیز شرکت کردم و عناوین متعددی را بدست آوردم. در دوران سربازی نیز در مسابقات پهلوانی استان سیستان و بلوچستان نیز شرکت کردم و صاحب عناوینی از جمله قهرمان اول شهربانیهای کشورشدم. در چندین دوره نیز در رده بزرگسالان و پیشکسوتان، قهرمانی استان را از آن خود کردم. بعد از اینکه از دنیای کشتی به عنوان بازیکن خداحافظی کردم، به مربیگری در این رشته روی آوردم.
از عناوین و افتخارات خود صحبت کنید
از افتخارات دوران کشتی من حضور در چندین دوره مسابقات کنار برادران خادم است. مردانی بینظیری که به کشتی خراسان و ایران خدمات فراوانی رساندند. همچنین شاگردی استاد نخودچی از افتخارات بنده محسوب میگردد. من با بزرگانی چون پسندیده و بهرامی همدوره بودم و تمرینات سختی را کنار هم برای رسیدن به موفقیت انجام میدادیم. به همین دلیل در زمان فعالیتم به عنوان ورزشکار در تمام مسابقات با قدرت ظاهر شده و به عنوان مثال هیچگاه کشتیگیران قوچانی که از نخبگان کشتی استان محسوب میشدند، در برابر من برنده از تشک بیرون نیامدند. این تفکر و این انگیزه را نیز همیشه به شاگردانم منتقل کردم.
از فعالیتهای خود درهیات کشتی بگویید
در حدود هشت سال مسئولیت هیات کشتی شهرستان کاشمر را بر عهده داشتم. در دوران مسئولیتم در این هیات با رایزنیهای که شد، موفق شدیم چند تشک کشتی که از پیشنیازهای اساسی این رشته است را تهیه کنیم و در اختیار ورزشکاران این رشته قرار بدهیم. چندین دوره میزبانی مسابقات کشتی استان و کشور را برعهده داشتیم. در آن زمان به همت سرهنگ عظیمی در دو رشته فرنگی و آزاد میزبان مسابقاتی بودیم که ورزشکاران شهر در آن خوش درخشیدند و مقام نخست مسابقات را از آن خود کردند. در ایام مسئولیتم علیرغم کمبود بودجه به هرطریقی، حتی با قرض الحسنه گرفتن از متمولین سعی کردیم مشکلات کشتی را حل کنیم.
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/539/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D9%88-%DA%A9%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%AC%D9%87-%D9%85%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%A8%D8%B4%
مجمع محبان الزینب(س)، هنر سفره داری و فرهنگ سازی
فاطمه نبوی ثالث
نذر، در هر فرهنگ و تمدنی، زبانِ بیصدایِ دلهاست؛ پلی میانِ نیازِ انسان و امید به بیکرانگی. در فرهنگ اصیل ما ایرانیها، نذر تنها یک عهد و پیمان نیست، بلکه پیوندِ عمیقِ معنوی است که با گذشتِ زمان، رنگ و بوی مذهب و عشق به معصومین (ع) به خود گرفته است. ما با برپا کردنِ سفرههای نذری، آرزوهای پنهانِ خویش را در ظرفهایِ از سرِ عشق، به پیشگاهِ واسطههایِ رحمت میسپاریم.
در شهر کاشمر، این پیوند میان باور و عمل، در ایام محرم به اوج خود میرسد؛ جایی که پخت و توزیع نذری، به فعالیتی سازمانیافته تبدیل میشود. با این حال، برخی از این فعالیتها، مرزِ ایامِ خاص را درنوردیده و به بخشی از جریانِ مستمرِ فعالیتهای اجتماعی تبدیل شدهاند. یکی از این نمونهها، فعالیتهای «مجمع جوانان محب الزینب» است که در تمام طول سال، به شکلی منظم به فعالیت خود ادامه میدهد.
این مجمع که در خیابان امام موسی صدر ۲۰ مستقر است، تحت مدیریت آقای « امیر بیدختی» اداره میشود. عبور از این مسیر در ساعات فعالیت مجمع، مشهودترین تصویر از این نوع فعالیت است: زنانی که در پخت و آمادهسازی انواع غذاهای سنتی نظیر آش، عدسپلو و شلهزرد، با دقتی تمام، ظرفها را برای توزیع آماده میکنند. این صحنه، بازنماییِ عینیِ تداومِ یک سنت در قلبِ بافتِ شهری است.
برای آشنایی بیشتر با فعالیت های مجمع محبان الزینب به سراغ آقای بیدختی رفتیم تا جزئیاتِ این مسیر برای ما بازگو کند.
ریشه هایی که در خدمت رشد کرده اند
آقای بیدختی با اشاره به این که خانوادگی خدمتگزار اهل بیت هستند و پدرش با 88 سال سن در هیات ابوالفضلی(ع) فعالیت دارد می گوید: سال 1386 فعالیت خودمان را در مجمع محبان الزینب آغاز کردیم. ابتدا در هیات های بزرگ فعالیت می کردیم . اولین سال جلسات در هیات موسی بن جعفر(ع) برگزار شد. چند سالی در طبقه پایین یک ساختمان بودیم. در سال های 90 تا 95 آقای فدایی نیا طبقه بالای خانه شان را در اختیار ما گذاشتند.
آن پنج سال جزو دوران طلایی کار مجمع الزینب بود. بیشتر افرادی که در این مجمع حضور داشتند نوجوانان و جوانان بودند و خیلی از این افراد الان افراد موفقی هستند و هر وقت من آنها را می بینم میگویند « ما هر چه داریم از همان زمان و از جلسات مجمع محبان الزینب است». در آن زمان برگزاری این جلسات باعث به وجود آمدن علاقه نوجوانان و جوانان به مباحث دینی و حتی ورود به حوزه های علمیه شد، به عنوان مثال حاج آقا محسن کافی که به کاشمر آمد جمعیت زیادی پای سخنرانی ایشان حاضر شدند و صحبت هایش به دل مستعمین نشست و همین امر حضور جوانان در مجامع مذهبی را افزایش داد. بعد از منزل حاج آقای فدایی نیا در دو خانه اجاره نشین بودیم.
ادامه مطلب را ر پیاگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/537/%D9%85%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D9%85%D8%AD%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A8-%D8%B3-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C
ترثیث نامه
مجمع محبان الزینب(س)، هنر سفره داری و فرهنگ سازی
نذر، در هر فرهنگ و تمدنی، زبانِ بیصدایِ دلهاست؛ پلی میانِ نیازِ انسان و امید به بیکرانگی. در فرهنگ اصیل ما ایرانیها، نذر تنها...
زیر بنای یک حکمرانی مطلوب حفظ وحدت و انسجام ملی است
سید علیرضا نبوی ثالث
ز کثرت نهراسید به وحدت بگرایید
کـه آیینـه توحیـد شماییـد شماییـد
حمیـد سبزواری
این روزها مردم جهان و خاورمیانه و بهویژه مردم ایران شاهد برگزاری یکی از کم نظیرترین مراسم تشییع جنازههای رهبران مذهبی و سیاسی در سطح جهان هستند، تشییع جنازه رهبران سیاسی و مذهبی، صرفاً آیینی برای بدرقه یک فرد نیست تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب را نمیتوان صرفاً یک مراسم سوگواری یا آیین بدرقه یک شخصیت سیاسی یا مرجع دینی دانست بلکه این تشییع جنازه نمادی از استمرار مسیری است است که به همه بزرگان جناحها،احزاب، تشکلها سازمانها، گروههای مذهبی و صاحب نظران سیاسی، یاران طریقت میآموزد که همواره به دنبال تدبیری شایسته برای تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی، برای حفظ عزت و عدالت و آزادی باشند، درس هایی که باید از این تشییع جنازه گرفت بی شمار است، درس حفظ وحدت و همبستگی ملی، درس تقویت اقتدار دفاعی، درس اصلاح ساختارها برای بازسازی و آبادانی کشور می تواند از درس های آموزنده ای باشد که مشروعیت سیاسی دولتمردان را تضمین میکند و آنان را قادر می سازد تا در برابر همه فشارها و تهدیدها به دنبال یک راه حل موثر برای عبور از بحرانها باشند.
تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که هیچ جامعهای بدون برخورداری از همبستگی، وحدت و انسجام ملی نمیتواند مسیر توسعه، بازسازی و پیشرفت را با موفقیت طی کند. هرگاه مردم و مسئولان با هدفی مشترک، اعتماد متقابل و احساس مسئولیت در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، عبور از بحرانها و دستیابی به دستاوردهای بزرگ امکانپذیر شده است. حفظ وحدت و انسجام ملی نه تنها یک ارزش اجتماعی، بلکه سرمایهای راهبردی برای آینده هر کشور محسوب میشود.
انسجام ملی زمانی شکل میگیرد که همه اقشار جامعه، فارغ از تفاوتهای قومی، مذهبی، سیاسی و فرهنگی، خود را در سرنوشت کشور سهیم بدانند. چنین همبستگیای موجب افزایش سرمایه اجتماعی، تقویت روحیه همکاری و مشارکت عمومی و ایجاد امید نسبت به آینده میشود. در این شرایط، مردم با انگیزه بیشتری در عرصههای اقتصادی، فرهنگی، علمی و اجتماعی حضور یافته و نقش خود را در آبادانی کشور ایفا میکنند.
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/536/%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D9%86%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B7%D9%84%D9%88%D8%A8-%D8%AD%D9%81%D8%B8-%D9%88%D8%AD%D8%AF%D8%AA-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA
به بهانه 25 ذي الحجه روز تکريم بازنشستگان
سید علیرضا نبوی ثالث
الا ای برآورده چرخ بلند
چه داری به پیری مرا مستمند
چو بودم جوان در برم داشتی
به پیری چرا خوار بگذاشتی
فردوسی
روز 25 ذی الحجه در سال 1386 به عنوان روز خانواده و تکریم بازنشستگان در تقویم رسمی کشور درج شده است، به همین مناسبت همه ساله در آستانه فرارسیدن 25 ذیحجه ، رئیس جمهور، دولتمردان و مدیرعامل صندوق بازنشستگی کشوری ، این روز را به بازنشستگان و خانواده ی آنان تبریک می گویند.
صندوق بازنشستگی کشوری، موسسهای بیمهای، دارای شخصیت حقوقی مستقل و وابسته به وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی است که مسئولیت اداره امورصندوق بازنشستگی مستخدمان مشمول مقررات بازنشستگی کشوری را با رعایت مقررات استخدامی مربوط عهدهدار است.
معمولا در پیام دولتمردان و مدیر عاملان، بازنشستگان پیشکسوتانی هستند قابل احترام، اما واقعیت این است که تورم روزمره و حقوق های اندک ، به عزت و کرامت و احترام بازنشستگانی که درآمدی جانبی ندارند در سطح جامعه بسیار آسیب رسانده است و بحران معیشت بدجوری بازنشستگان را گرفتار این نیم مصرع«خواری خلل درونی آرد» نموده است، این روزها یکی از اقدامات افتخارآمیز برخی مسئولین که به عنوان خبر خوش برای بازنشستگان رسانه ای می شود «حذف صف انتظار وام ضروری» است.
هر سال مسؤلین در پیام تبریک هایشان یادآوری می کنند که« نباید جایگاه رفیع بازنشستگان و سالمندان را فراموش کنیم و باید خدمت به آن ها را سرلوحه کار خود قرار دهیم و یادمان نرود که روزی همه ما بر بلندای همان قلهای خواهیم ایستاد که امروز بازنشستگان گرامی ایستادهاند. یادمان نرود که سلامت جسم و روان و استقلال فکری و مالی این عزیزان اهمیت دارد و باید حرمت و منزلتشان را ارج نهیم.
چهارشنبه 20 خرداد 405 در پیام علاء الدین ازوجی مدیر عامل صندوق بازنشستگی کشوری آمده است :
«خانواده، کانونِ آرامش و پیشکسوتان، چراغِ فروزانِ تدبیر و تجربه هستند»
25ذی الحجه، روز خانواده و تکریم بازنشستگان، بهانه ای است مبارک تا در برابر عظمت قامتهایی که در مسیر آبادانی ایران اسلامی صبورانه خم شدند، سر تعظیم فرود آوریم. این روز مجالی برای بازخوانی سه دهه ایثار، پایمردی و خدمت صادقانه عزیزانی است که آینه ی تمام نمای نجابت و سپیدمویی شان، گنجینه ای از تجربه و خرد است که فراتر از درج در تقویم می باشد.
شما پیشکسوتان ارجمند، که سی سال از بهار عمر خویش را در سنگر خدمت به مردم سپری کردید، ستونهای استوار خانواده و چراغ راه آیندگان هستید. بازنشستگی برای شما نه فصل سکون، بلکه طلوعِ دورانی است که جامعه بیش از هر زمان دیگری به تدبیر و آرامشِ برآمده از تجربه های نابتان محتاج است.
ما در خانواده بزرگ صندوق بازنشستگی کشوری، بر خود فرض میدانیم که فراتر از وظایف اداری، پاسدار کرامت و منزلت شما باشیم. ایمان داریم که امنیتِ خاطر و نشاط زندگی شما، ریشه در پایداری خانواده و اعتلای میهن دارد.
اینجانب ضمن گرامیداشت این روز فرخنده، مراتب قدردانی و سپاس خالصانه خود را به پیشگاه یکایک شما بازنشستگان معزز و خانواده های صبورتان تقدیم میدارم. از درگاه حضرت حق، برای همگان سلامتی، عزت مستدام و ایامی سرشار از آرامش در سایه سار محبت الهی مسألت دارم. »
قطعاً ما بازنشستگان قدردان چنین پیامهای محبتآمیزی هستیم اما ذکر این نکته به مدیرعامل صندوق بازنشستگی کشوری - علاءالدین ازوجی - خالی از لطف نیست، صندوق بازنشستگی کشوری صرفاً یک دستگاه اداری نیست، این صندوق با کسور بازنشستگی پرداخت شده از حقوق کارکنان طی دهها سال خدمت شکل گرفته و توسعه یافته است اما شواهد نشان میدهد مسئولین این صندوق آنچنان که باید نگران اعصاب و روان و حفظ آرامش بازنشستگان نیستند و قدرت لازم در دفاع از حقوق بازنشستگان را ندارند، در صورتی که هرگاه بازنشستگان مشمول نوعی فراموش شدگی تعمدی قرار گیرند وظیقه ی مدیر عامل صندوق بازنشستگی است که از حق آنها دفاع کند
تصور کنید یک معلم بازنشسته ی فرهنگی درخواست تغییر رسته اش را به فرهنگی آموزشی نموده است، مشابه همین درخواست را بازنشسته ای دیگر برای تغییر رسته اش از دیوان عدالت اداری حکم گرفته و مشکلش حل شده است ، چرا به مدیر صندوق در استان تفویض اختیار نمی کنید تا با استفاده از وحدت رویه مشکل دیگران را حل کند .
ادامه مطا=لب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/535/%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-25-%D8%B0%D9%8A-%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%AC%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D9%8A%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%86-2
چهارصد و بیست و پنجمین شماره دو هفته نامه سرو کاشمر منتشر شد
Читать полностью…
گفتوگو با خانواده شهید سرگرد مجید مرادپور؛ نخستین شهید کاشمـر در جنگ رمضـان ، دلاور پدافنـد هوایـی ارتـش
پدیده جنگ، در جامعه بشری از خسارتبارترین و ضدانسانیترین رخدادهای طول زندگی بشر است. تقریبا در همه کشورهای کوچک و بزرگ بلای جنگ گرفتار مردم شده است. ایرانیان عزیز نیز بارها پدیده شوم جنگ را تجربه کردهاند. جنگهای رخداده در میهن ما به باور و آگاهی نگارنده، عموما تدافعی بوده که بعضی با پیروزی و گاهی با شکست پایان یافته است. در عصر جمهوری اسلامی تاکنون سه بار جنگ ویرانگر بر ایران تحمیل شده که آنها را بر حسب زمان درگیری، هشتساله، 12روزه و 40روزه نام میبرند. در این جنگهای تحمیلی خسارتبار، آنچه بیش از هر چیز رنج روحی و شدت تأثر همه ما را افزایش داده، از دست دادن نیروهای انسانی باکفایت است؛ خساراتی جبرانناپذیر.
سرگرد مجید مرادپور، از پرسنل منطقه پدافند هوایی شمال شرق امام رضا(ع) ، اولین شهید خطه ترشیز است که در پی حملات روز یکشنبه 10 اسفند 1404 به تاسیسات پدافندی مشهد به شهادت رسید. این شهید گرانقدر اصالت رزق آبادی دارد. به روستای رزق آباد کاشمر میرویم و با خانواده شهید مجید مرادپور به گفتگو مینشینیم.
«گفتگو با افرادی که پاره تن خود را از دست دادهاند و صبورانه نشستهاند و حق میزبانی به جا میآورند دشوار است. فضا سنگین است و تسلی دادن سخت. در چنین موقعیتهایی کلمهای برای همدلی و همدردی پیدا نمیشود. کلمهای یا حرفی که بتواند درد را تسکین دهد.»
همه عالم نمیارزد به یک موی علی اکبر
مادر شهید خودش را معرفی میکند. اشرف السادات راشدی دارای 5 فرزند پسر و یک فرزند دختر. مجید فرزند چهارمش است. میگوید از همه فرزندانم راضی هستم همه انگشتر هستند و مجید نگین بود. نگین فیروزه، نگین یاقوت.
تکرار میکند که «سخت است خیلی سخت است» از خداوند صبر طلب می کند و از خداوند میخواهد که به همه مادران شهدا صبر عنایت فرماید. میگوید « همه دنیا نمیارزد به یک موی علی اکبر» علی اکبرم را از دست دادم.
در تمام مدتی که با وی صحبت میکنیم بغض در گلو دارد و گاه گریه میکند هر چند تلاش دارد گریهاش مانع گفتگو نشود. اما آنچه در دل دارد و آنچه وضعیت ظاهری و روحی اوست گویاتر از آنچه بر زبان میآورد است. می گوید همیشه به من میگفت «بی بی عالم» از روزی که پرواز کرده هیچ کس من را «بی بی عالم» صدا نزده است .
از کودکی فرزندش می گوید که فعال بوده و پرتلاش و در کارهای کشاورزی به پدرش کمک می کرده است. از دوران تحصیلش میگوید که درسخوان بوده و از این که بعد از کلاس نهم به خدمت ارتش درآمده است. از دوران خدمت فرزندش در شهرهای مختلف ایران میگوید و از تحمل دوری و دلتنگیهایش.
ادامه مطلب را در سایت #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/527/%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D9%85%D8%AC%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%BE%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%D8%B4%D9%85%D9%80%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%B1%D9%85%D8%B6%D9%80%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%84%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%BE%D8%AF%D8%A7%D9%81%D9%86%D9%80%D8%AF-%D9%87%D9%88%D8%A7%DB%8C%D9%80%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%80%D8%B4
تحولی تاریخی با احداث بزرگترین پروژه زیرساختی و ترافیکی میدان فرگ قلعه در گذرگاه ورودی ترشیز بزرگ
شهرداری فرگ قلعه با مدیریت مهندس جواد رجبی، اجرای بزرگترین پروژه زیرساختی و ترافیکی شهر در میدان فرگ را آغاز کرد؛ پروژهای که به گفته مدیریت شهری، تحقق آرزوی دیرینه مردم و نقطه عطفی در توسعه ورودی ترشیز بزرگ محسوب میشود.
این میدان جدید، نه تنها مسیر عبور و مرور در ورودی شمالی شهر را بهبود میبخشد، بلکه با طراحی مدرن و استانداردهای فنی، امنیت، رفاه و زیبایی شهری را همزمان برای شهروندان به ارمغان میآورد.
پروژه شامل:
طراحی و احداث میدان فرگ با المانهای شاخص و مدرن
اجرای مسیرهای دسترسی و بولوارهای مرتبط
نصب مبلمان شهری و چراغهای روشنایی دکوراتیو
بهرهگیری از سیستمهای نظارتی و کنترل ترافیک
مهندس رجبی با تاکید بر تلاش جمعی و همکاری همهجانبه گفت:
«اجرای این پروژه بزرگ بدون همراهی شهروندان، اعضای شورای اسلامی، کارکنان شهرداری، امکانپذیر نبود. مدیریت شهری همواره عدالت اجتماعی و توسعه همهجانبه شهر را سرلوحه کار خود قرار داده و در راستای تحقق شعار خدمت، عدالت و پیشرفت برای آبادانی، اقدامات عمرانی اثرگذار را پیش میبرد.»
وی افزود:
«میدان فرگ نمادی از تحول شهری، هویت شهری و تحقق آرزوی دیرینه مردم خواهد بود و همزمان با توسعه مسیرهای اطراف، ورودی ترشیز بزرگ به یک مسیر ایمن، مدرن و جذاب تبدیل خواهد شد.»
پروژه میدان فرگ قرار است ظرف چند ماه آینده تکمیل شود و نوید بهبود دسترسی، افزایش رفاه عمومی، رونق اقتصادی و ارتقای زیبایی ورودی شهر را به شهروندان بدهد و به عنوان نمادی از توسعه پایدار و مدیریت خلاقانه شهری فرگ قلعه در تاریخ منطقه ثبت خواهد شد.
https://torsisnameh.ir/post/526/%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%B4-%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3-%D8%B1%D8%AC%D8%A8%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D8%B1%DA%AF-%D9%82%D9%84%D8%B9%D9%87
عشق ممنوعه یا شلیک به خود!!
محسن صفریان
مجنون شدم شبی به راه افتادم
با دیدن لیلی به گناه افتادم
گفتم چندی به راه یوسف بروم
از چاله در آمدم به چاه افتادم
«مهدی جهاندار»
ازسلسله موضوعات روانشناسی، این بار به موضوعی خانمانسوز اشاره می کنم که انسان را نمی کُشد بلکه آسیبی بدتراز کشتن بجای می گذارد به همین منظور این تمثیل رابه کار می برم:عشق ممنوعه یعنی «شلیک به خود!»
برای ورود به این موضوع ابتدا بایدهمچون گذشته تعریف درستی ازموضوع مورد بحث یعنی "عشق" داشته باشیم:
عشق تعاریف زیاد وگوناگونی دارد. بنابه تعریفی عشق همان پیوند عاطفی میان دونفر که بالاترازدوست داشتن است. بنابه تعریف اریک فروم عشق یک احساس شخصی است که هرکس فقط خودش می تواند آن را درک کند.
به گفته پاراسِلسوس هرآنکس که نمی فهمد بی ارزش است و هرآنکس که میفهمد، عشق می ورزد.
و به عبارت دیگر و یا جدیدتر، عشق یعنی درمیان غصه های زندگی یک نفرباشد که آرامت کند. سال ها پیش درکتابی خواندم که عشق همان عینک سبزی است که کاه را یونجه می بیند!
بعضی هم براین عقیده اند که عشق،همان نرسیدن است!
همچنین فروید معتقد است که انسان سالم کسی است که خوب کار کند و خوب عشق بورزد. وخیلی تعاریف دیگر.....
ولی آنچه برای نگارنده حائز اهمیت می باشد، این است که عشق وجود دارد ولی نه منشا` آن مشخص است و نه ادامه آن معلوم است که به کجا خواهد انجامید؟ نه پایان آن را میتوان پیش بینی کرد و نه همه افراد می توانند آنرا تجربه کنند.
بنابراین به جمله اریک فروم می توان نمره بیشتری داد چون به حقیقتِ عشق نزدیکتراست.
یونانیان باستان باسه نوع عشق آشنابودند: (اَروس):عشق میان زن ومرد.(آگاپه):عشق به رفاه وسلامت فرد.(فیلیا):عشق به خدای خود وطبیعت.
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/523/%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D9%85%D9%85%D9%86%D9%88%D8%B9%D9%87-%DB%8C%D8%A7-%D8%B4%D9%84%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF
مهمان رنگین آبگیرها
سعید شفیعیان
با فرا رسیدن فصل سرما، تالابها، سدها و آبگیرهای فصلی منطقه ترشیز، میزبان پرندگانی میشوند که از سرزمینهای دور شمال قزاقستان و روسیه و حتی سیبری، برای زمستانگذرانی به کشور ما میآیند. مرغابی سرسبز یکی از شناختهشدهترین و زیباترین پرندگان آبزی است؛ پرندهای که حضورش نشانهای از زنده بودن پهنههای آبی و سلامت نسبی آنهاست.
مرغابی سرسبز با نام علمی Anas platyrhynchos بهراحتی با سر سبز براق نرها، گردن سفید و سینه قهوهایشان شناخته میشود و از اوایل کودکی در ذهن ما با تصویری از داستان لاک پشتی که دهانش بی موقع باز شد، حک شده اند.
مادهها در مرغابی سرسبز، رنگی سادهتر و خالدار دارند تا در زمان لانهسازی بهتر در طبیعت استتار شوند. این تفاوت ظاهری، نمونهای روشن از سازگاری هوشمندانه پرندگان با شرایط زیستی است.
این گونه در ایران بیشتر بهصورت مهاجر زمستانه دیده میشود و تالابها، سدها، رودخانهها و حتی آبگیرهای کوچک کشاورزی را برای استراحت و تغذیه برمیگزیند. مرغابی سرسبز همهچیزخوار است و از گیاهان آبزی، دانهها، حشرات و بیمهرگان تغذیه میکند؛ نقشی که آن را به یکی از عناصر مؤثر در تعادل اکوسیستمهای آبی تبدیل کرده است.
با این حال، زیستگاههای مرغابی سرسبز نیز مانند بسیاری از پرندگان مهاجر با تهدیدهایی جدی روبهرو هستند؛ خشک شدن تالابها، آلودگی منابع آب، کاهش آبهای سطحی و شکار غیرمجاز، امنیت این مهمانان فصلی را به خطر انداخته است.
حفاظت از مرغابی سرسبز، تنها حفاظت از یک پرنده زیبا نیست؛ بلکه پاسداری از تالابها و آبگیرهایی است که حیات بسیاری از گونهها و حتی زندگی انسان به آنها وابسته است. اگر آب بماند، پرنده هم میماند؛ و با ماندن پرندگان، طبیعت نفس میکشد.
https://torsisnameh.ir/post/520/%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A2%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%87%D8%A7
چهارصد و هجدهمین شماره دو هفته نامه سرو کاشمر منتشر شد
Читать полностью…
رضا زوار ستارهای از نسل خاطرهانگیز والیبال کاشمر
حسن صانعی پور
والیبال کاشمر در حد فاصل دهههای پنجاه تا هفتاد، شرایط ایدهآلی را تجربه کرده است. از مسابقات آموزشگاهها گرفته تا لیگ بزرگ منطقه ترشیز و مسابقات ماه مبارک رمضان که با حضور تیمهای قدرتمندی از کاشمر، خلیلآباد، بردسکن، کوهسرخ و روستاهای اطراف، سالن تازه تاسیس بیست و دوم بهمن را خاطرهانگیز کرده بودند. "نسلی نوستالژیک از والیبال شهر که در استان و مسابقات منطقهای مدعی قهرمانی بودند." آنگاه که حمید سلیمانی با نمایشهای فانتزی حاصل از حضورش در والیبال تهران، رنگ و لعابی تازه به والیبال شهر داد. آنگاه که محمد توحیدی و حمید محمدی با نسل جوان شهر یقه بزرگان را گرفتند. آنگاه که تیم بانکملی با هدایت محروم علی خدادادیان و بازیکنانی چون حمید زابلی، محمود نبوی و حسین خدادادیان در والیبال کاشمر یکه تازی میکرد. و آنگاه که حسین رشادتی در پرورش نونهالان و نوجوانان علاقمند به والیبال تلاش بیوقفهای داشت، والیبال کاشمر اوضاع و احوالی به مراتب بهتر از وضعیت کنونی را دارا بود. آری داستان والیبال کاشمر که بعد از فوتبال پُرتماشاگرترین رشته ورزشی کاشمر به شمار میرود، گفتنی و شنیدنی است. در ادامه با رضا زوار ستاره نسل خاطره انگیز والیبال کاشمر همراه خواهیم شد و صحبتهای شنیدنی او را خواهیم خواند.
آقای زوار خودتان را معرفی کنید و از سابقه ورزشی خود بگویید
رضا زوار هستم متولد سال 1344 شهرستان کاشمر، فرزند مرحوم احمد زوار کارمند بانک کشاورزی که در رشتههای مختلف ورزشی به خصوص فوتبال فعالیت داشت. مرحوم پدرم سالیان متمادی سرپرست و یکی از دلسوزان و دلدادگان ورزش این شهربوده و در خدمت ورزشکاران نسل قدیم بود. به همین علت من و برادرانم به تاسی از پدر به رشتههای فوتبال و والیبال علاقمند شدیم و در آن فعالیت داشتیم. من درسال 1366 به استخدام شرکت نفت درآمدم و قریب به سی و هشت سال در این حوزه در خدمت مردم شهرم میباشم. در سال 1358 با تشویق محمد زوار پسرعمو و پایهگذار و بنیانگذار والیبال کاشمر که در عرصه مربیگری و داوری سرآمد مردان این رشته بود و درجه ملی داوری را در این رشته داشته و شاگردان بسیاری را تربیت نموده است، به والیبال علاقمند شدم. بعد از آشنایی با این رشته از آموزهها و راهنماییهای حسین رشادتی که از اساتید این رشته درکاشمر محسوب میگردد، بهرهمند شده و نکات ویژهای را آموختم.
در خصوص فعالیتهای خود در والیبال بگویید
عشق و علاقه وافر به والیبال از همان جوانی در روح، جسم و وجودم جاری و ساری بود. افتخار آن را داشتم که در مقاطع گوناگونی چون نوجوانان، جوانان، آموزشگاهها، باشگاهها و منتخب شهرستان و مسابقات ادارات، پیراهنی که مزین به نام شهرم کاشمر بود را پوشیده و در میادین مختلف این رشته عرق ریخته باشم. از بدو خدمت در شرکت نفت در کلیه مسابقات استانی و کشوری مربوط به صنعت نفت شرکت داشتم. در مسابقات باشگاهی نیز در تیم کویر کاشمر بازی کردم و چندین سال عضور تیم منتخب والیبال کاشمر بودم. از همدورههایم میتوانم از محمد توحیدی، خسرویاوری، کاظم شیردل، علی کلانی، اکبر کربلائینژاد، حمید سلیمانی، علی خدادادیان، حمید محمدی، علیرضا خندهرو، حسین خدادادیان، حمید زابلی و جواد مرادیان نام ببرم که خاطرات بسیار زیاد و البته تلخ و شیرینی را در تمام مقاطع سنی در کنار هم تجربه کردیم.
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/517/%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2-%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D8%B4%D9%85%D8%B1-2
چهارصد و هفدهمین شماره دو هفته نامه سرو کاشمر منتشر شد
Читать полностью…
ورزش ادارات نیازمند نگاه ویژه مسئولین
حسن صانعی پور
جمعیت زیادی از کارمندان در محل کار خود، با دستگاهها، رایانهها، اینترنت و حتی هوش مصنوعی فعالیتهای مربوط به شغل خود را انجام میدهند. در حقیقت شکل و شیوه کار در عصر حاضر بیشتر جنبهی فکری پیدا کرده و به همین دلیل فعالیتهای بدنی در بین قشر کارمندان به حداقل رسیده است. این درحالی است که ورزش یک ضرورت انکارناپذیر در بین اقشار جامعه بوده و وضعیت جسمانی بخش مهمی از اجتماع که قرار است امور جاریه مردم را مدیریت نمایند، بسیار مهم و قابل بررسی است. اما آنچه در تاریخ ورزش کارمندان دیده و شنیده شده است، عدم توجه مورد نیاز به این مقوله بوده و صرفا به برگزاری یک یا چند دوره مسابقات در رشتههای خاص و تمرینات دورهمی بعضی ادارات در سالنهای غالبا بدون استاندارد، خلاصه شده است. در ادامه به بهانه برگزاری جشنواره ورزشی ادارات به همت کمیته ورزش ادارات هیات ورزشهای همگانی کاشمر و همکاری اداره ورزش و جوانان شهرستان، نگاهی به فعالیتهای این کمیته و نیازهای ضروری ورزش ادارات خواهیم انداخت.
فقدان سالن اختصاصی
در شهر کوچک و البته با درونمایههای غنی ورزشی، همچون کاشمر، زیرساختهای ورزشی در مقایسه با جمعیت این عرصه اندک و قابل تامل است. این درحالی است که جمعیت قابل توجهی از کارمندان دولت و نهادهای نیمه دولتی و حتی شرکتها و کارخانجات گوناگون، با اجاره وقت در سالنهای سطح شهر در ورزشهایی چون فوتسال و والیبال به تمرین پرداخته و جسم و روح خود را پرورش میدهند. این مهم احداث یک سالن اختصاصی توسط اداراتِ کل نهادهای مختلف با مشارکت بخش خصوصی و نهادهای نیمه دولتی را ضروری کرده است. در همین دوره اخیر جشنواره ورزشی ادارات، کادر اجرایی کمیته ورزش ادارات به دلیل فقدان وقت در سالنهای داخل شهر، مسابقات را در مجموعه ورزشی صالح دهستان زندهجان برگزار نمود." البته باید اشاره نمود؛ سالن ورزشی زنده جان وسایر مناطق روستایی از شرایط مناسب برگزاری مسابقات برخوردار بوده اما این مزیت نباید توجیهی برای عدم اختصاص سالن مناسب در داخل شهر باشد." در خصوص احداث سالن اختصاصی این نکته مورد توجه است که بودجه مورد نیاز این مهم در مقایسه با تعداد ادارات و نهادهای موجود بسیار اندک برآورد شده و میتواند درقالب یک طرح مورد تصویب قرار بگیرد.
عدم تعریف بودجه مناسب
برگزاری یک تورنمنت ورزشی در سطح ادارات به طور متوسط به هزینهای در حدود چهل الی پنجاه میلیون تومان نیازمند است. هزینهای که توسط ادارات شرکت کننده و در قالب حق الشرکت پرداخت شده و گاهی شنیده شده است تعدادی از ادارات به علت عدم تعریف بودجه ورزشی به همین دلیل در مسابقات شرکت نمیکنند. این در حالی است که بودجه فدراسیون ورزشهای همگانی در مقایسه با جمعیت فعال تحت پوشش این فدراسیون اندک بوده و طبق گفته مقام این فدراسیون؛ درآمد فدراسیون از دورههای آموزشی ناچیز بوده و بودجه فعلی نیز پاسخگوی گستره مسئولیت فدراسیون نیست. موضوعاتی چون تهیه البسه مناسب و البته برنامه ریزی جهت حضور حداکثری کارمندان نیز شرایط را به گونهای رقم زده است که قاعدتا نباید کیفیت مناسبی در مسابقات گوناگون ادارات ملاحظه نماییم.
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/513/%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86
چهارصد و شانزدهمین شماره دو هفته نامه سرو کاشمر منتشر شد
Читать полностью…
«قیچ» جادوی مهندسی کویر
سعید شفیعیان
«قیچ»، گیاه جادویی کویر است. این گیاه که حدود 50 تا 150 سانتیمتر ارتفاع دارد، میتواند یک سوم آب اندامهای خود را از دست بدهد اما زنده بماند. در این حالت شما در ظاهر با یک گیاه خشک و بدون برگ مواجه میشوید اما در همان حال به یک شاهکار سازگار شده بیابان کم بارش ایران نگاه می کنید؛ با کاهش بارندگی و افزایش خشکی، قیچ برای کاهش سطح تبخیر، برگهای گوشتی، سبز ،کشیده و قاشقی شکل خود را از دست داده، باریک و باریکتر شده و به جای آنها ساقه ها کار فتوسنتز را برای گیاه بر عهده می گیرند! نکته جالبتر این که با هر دوره تنش، میزان تحمل گیاه به کم آبی افزایش می یابد.
با کمترین بارندگی گلهای سفید و زرد قیچ ظاهر می شوند تا هم کار چرخه زندگی تداوم یابد و هم حشرات کویری از این نعمت بهره بگیرند و البته بهره بدهند.
نقش اکولوژیک قیچ در طبیعت بسیار حیاتی است؛ از تثبیت شنهای روان و مهار فرسایش بادی گرفته تا ایجاد پناه و زیستگاه برای جانوران. «زیستگاهک» (micro_habitat) شکل گرفته در اطراف این بوته، پرندگانی مانند زاغ بور و سهره و گنجشک های بیابانی و حشرات و خزندگان و حتی پستاندارانی چون روباه و گربه شنی و دیگر زیستمندان کویر هستند و البته وجود این «زیستگاهک» به برکت بوته قیچ است.
عمده ترین تهدید قیچ زارها، تخریب و چرای بی رویه است.
از آنجا که با وجود مقاومت زیاد این گیاه در برابر خشکی، رشدش بسیار کند و مدت استقرار پایدارش طولانی است، تخریب قیچ زار، جبران صدمه ای که به بیابان می رسد را سخت و طولانی می کند.
طول بیش از یک و نیم متری و گستردگی بیش از بیست متری ریشه ها در این بوته شگفت انگیز است اما قدرت گیاه در استفاده از رطوبت هوا، مه صبحگاهی و شبنم با استفاده از ساقه ها، از آن اعجابانگیزتر است.
قیچ مهندسی بومی و تکامل یافته گیاهی بیابان ایران است که در استانهای کویر مرکزی ایران چون خراسان ها، کرمان، یزد، سیستان و بلوچستان و بخشهایی از اصفهان دیده میشود.
حضور قیچ در حاشیه جنوبی ترشیز سبب شده تا حرکت شنها مهار شود، زنجیره غذایی در طبیعت حساس و سخت کویر از هم نپاشد و زندگی و حیات در آن کماکان در جریان باشد.
«قیچ» ستون فقرات این کالبد پویا و زنده است
https://torsisnameh.ir/post/510/%D9%82%DB%8C%DA%86-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C-%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%88%DB%8C%D8%B1
هرج و مرج مجازی و بردهداری مدرن
حمید ضیایی
ابتدا باید توضیح دهم که چرا از کلمهی رقتانگیزی چون «بردهداری» استفاده کردهام. پذیرفتن بیچونوچرای هرچیزی نوعی بردهوار زیستن است. بسیاری از چیزهایی که امروزه در فضای مجازی میبینیم، بهنوعی محتواهای انتخابشدهای است که پیش روی ما قرار میگیرد. همین موضوع مخاطب را دچار سردرگمی میکند و این سردرگمی باعث میشود که قوهی تصمیمگیری منتقدانهی خود را از دست بدهیم.
ترندهای ضدقهرمان
بارها از خودم پرسیدهام چهطور میشود که یک عروسک بدترکیب مثل «لبوبو» بهقول نسل مجازی امروز «ترند» شود؟ یا اینکه یک نوشیدنی بهاسم «ماچا» ناگهان تبدیل به یک نوشیدنی پرطرفدار در میان جامعه میگردد؟ چه چیزی پشت این ترند شدنها نهفته است؟
نکتهی جالب توجه در فضای مجازی این است که تعداد تولیدکنندگان محتوا از خود مصرفکنندگان محتوا بیشتر است؛ تا یکجایی محصولی مثل لبوبو یا ماچا تولید و تبلیغ میشود. از جایی بهبعد تبلیغ شیوهی جدیدی به خود میگیرد و در قالبهای مختلف طنز و شوخی و فکاهی، در ظاهر تبدیل به ضدکالا میشود که این ضد کالای تولیدشده به مراتب تأثیر بیشتری روی افکار توده برای جذب دارد. به بیان دیگر تولیدکنندگان فکاهیهای شبهانتقادی، بیمزد و مواجب کالایی را تبلیغ میکنند که در ظاهر گمان میکنند در حال نقد آن در قالب طنز هستند. و از همهی اینها مهمتر چرا عمر اینگونه محصولات اینقدر کم است؟ گویی به تعدادی محدود تولید میشود و هدف فقط قبضهی بازار با همان میزان مشخص تولید شده است. این ضدکالا و ترند شدن تا جایی پیش رفته که حالا در فضای مجازی کاربران کارهایی میکنند که عدهای بیایند زیر پستهایشان فحش و فضیحت بنویسند و در ویدیوهایی آنها را مورد تمسخر قرار دهند؛ این همان پدیدهی ضدکالا، اما بهنفع کالاست.
حال این ترندها انتخاب ما هستند؟ یا ما گمان میکنیم که در حال انتخاب هستیم؟ و باید این پرسش را نیز مطرح کنیم که اساساً در فضای مجازی ما انتخاب میکنیم یا انتخاب میشویم؟
ما انتخاب میشویم؛ اما چهگونه؟
چندماه پیش یک ویدیویی از دوستی به دستم رسید که در آن ویدیو یک شخصی دفتری را باز میکرد و ورق میزد. در هرصفحهای یک عدد نوشته شده بود و در صفحهی یکی مانده به آخر جملهای پرسشی و پرت از موضوع عددها آمد که نوشته بود «در ذهنت یه رنگ انتخاب کن» و من با خودم گفتم رنگ سبز. صفحه ورق خورد و در صفحهی بعد نوشته بود «سبز!» این ویدیو را به چندین نفر نشان دادم و از آنها خواستم که برایم بگویند چه رنگی را انتخاب میکنند. از 10 نفر پرسیدم. 7 نفر رنگ سبز را انتخاب کردند
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/538/%D9%87%D8%B1%D8%AC-%D9%88-%D9%85%D8%B1%D8%AC-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86
مجمع محبان الزینب(س)، هنر سفره داری و فرهنگ سازی
فاطمه نبوی ثالث
نذر، در هر فرهنگ و تمدنی، زبانِ بیصدایِ دلهاست؛ پلی میانِ نیازِ انسان و امید به بیکرانگی. در فرهنگ اصیل ما ایرانیها، نذر تنها یک عهد و پیمان نیست، بلکه پیوندِ عمیقِ معنوی است که با گذشتِ زمان، رنگ و بوی مذهب و عشق به معصومین (ع) به خود گرفته است. ما با برپا کردنِ سفرههای نذری، آرزوهای پنهانِ خویش را در ظرفهایِ از سرِ عشق، به پیشگاهِ واسطههایِ رحمت میسپاریم.
در شهر کاشمر، این پیوند میان باور و عمل، در ایام محرم به اوج خود میرسد؛ جایی که پخت و توزیع نذری، به فعالیتی سازمانیافته تبدیل میشود. با این حال، برخی از این فعالیتها، مرزِ ایامِ خاص را درنوردیده و به بخشی از جریانِ مستمرِ فعالیتهای اجتماعی تبدیل شدهاند. یکی از این نمونهها، فعالیتهای «مجمع جوانان محب الزینب» است که در تمام طول سال، به شکلی منظم به فعالیت خود ادامه میدهد.
این مجمع که در خیابان امام موسی صدر ۲۰ مستقر است، تحت مدیریت آقای « امیر بیدختی» اداره میشود. عبور از این مسیر در ساعات فعالیت مجمع، مشهودترین تصویر از این نوع فعالیت است: زنانی که در پخت و آمادهسازی انواع غذاهای سنتی نظیر آش، عدسپلو و شلهزرد، با دقتی تمام، ظرفها را برای توزیع آماده میکنند. این صحنه، بازنماییِ عینیِ تداومِ یک سنت در قلبِ بافتِ شهری است.
برای آشنایی بیشتر با فعالیت های مجمع محبان الزینب به سراغ آقای بیدختی رفتیم تا جزئیاتِ این مسیر برای ما بازگو کند.
ریشه هایی که در خدمت رشد کرده اند
آقای بیدختی با اشاره به این که خانوادگی خدمتگزار اهل بیت هستند و پدرش با 88 سال سن در هیات ابوالفضلی(ع) فعالیت دارد می گوید: سال 1386 فعالیت خودمان را در مجمع محبان الزینب آغاز کردیم. ابتدا در هیات های بزرگ فعالیت می کردیم . اولین سال جلسات در هیات موسی بن جعفر(ع) برگزار شد. چند سالی در طبقه پایین یک ساختمان بودیم. در سال های 90 تا 95 آقای فدایی نیا طبقه بالای خانه شان را در اختیار ما گذاشتند.
آن پنج سال جزو دوران طلایی کار مجمع الزینب بود. بیشتر افرادی که در این مجمع حضور داشتند نوجوانان و جوانان بودند و خیلی از این افراد الان افراد موفقی هستند و هر وقت من آنها را می بینم میگویند « ما هر چه داریم از همان زمان و از جلسات مجمع محبان الزینب است». در آن زمان برگزاری این جلسات باعث به وجود آمدن علاقه نوجوانان و جوانان به مباحث دینی و حتی ورود به حوزه های علمیه شد، به عنوان مثال حاج آقا محسن کافی که به کاشمر آمد جمعیت زیادی پای سخنرانی ایشان حاضر شدند و صحبت هایش به دل مستعمین نشست و همین امر حضور جوانان در مجامع مذهبی را افزایش داد. بعد از منزل حاج آقای فدایی نیا در دو خانه اجاره نشین بودیم.
ادامه مطلب را ر پیاگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/537/%D9%85%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D9%85%D8%AD%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A8-%D8%B3-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C
چهارصد و بیست و ششمین شماره دو هفته نامه سرو کاشمر منتشر شد
Читать полностью…
به مناسبت درگذشت خواهرم مجلس ختمی روز پنجشنبه از ساعت ۴و نیم تا ۶ونیم در محل مسجد مقصود نبش بهبودی ۲جهت آقایان و بانوان برگزار می شود
حضور شما باعث آرامش روح آن عزیز و تسلی خاطر بازماندگان خواهد بود
«نگاهی به فعالیت هنری استاد محمدرضا پاسبان، هنرمند موسیقی نواحی خراسان»
خراسان را میتوان از جنبههای گوناگون وارسی کرد. هر گوشهی این خاک و خطه، نایی و نوایی دلانگیز دارد و وجببهوجبش را میتوان کاوید و برگ زرینی جست و یافت. تاریخی بدین سترگی، خاستگاه فرزانگان مختلفی بوده است و این، در چنین خاک و دیاری عجب نیست.
خراسان را از دو منظر باید در نظر داشت. یکی تاریخ مکتوب و ادبیات رسمی و هنر غنیاش که میتوان در مصاحف تاریخیاش دستیاب کرد؛ دو دیگر در فرهنگ شفاهیاش که نسلبهنسل و سینهبهسینه منتقل شده و ادامه یافته تا امروز، که میراثداران این خمرههای زر و زیور بهدوش گرفتهاند و راوی نغمهها و اشعار خراساناند. این میراثداران امین، روایتها و اشعار و نواها را کلمهبهکلمه و نتبهنت در سینه محفوظ داشتهاند تا بتوانند حافظانِ فرهنگی باشند که ریشههایش به هزارههای دور باز میگردد. و همواره با تلاشی ستودنی و سخاوتی مثالزدنی، این گنجینه را به نسلهای پسین خود وامیگذارند.
یکی از این میراثداران در کاشمر، استاد محمدرضا پاسبان است. مردی که با نوای «سُرنا» و «دوسازه»اش بارها در جشنوارهها و برنامههای متعدد کشوری و بینالمللی و استانی، طلایهدار تاریخ شفاهی سترگ خراسان و کاشمر بوده است.
استاد محمدرضا پاسبان در روزگار جوانی مسحور نوای دوسازه میشود. نوایی که از نفیر دوسازهی برادرش بیرون میآمد و این سرآغاز دلدادگی استاد پاسبان به نوای دوسازه در سال 1353 است. استاد در اینباره میگوید:« 1353 به واسطه برادر بزرگم که خودش هنرمند و نوازنده بود و در این حرفه فعالیت میکرد شیوهی نواختن دوسازه را آموختم. تا سال 1368 به نواختن این ساز اشتغال داشتم و از همین سال بود که شیوهی نواختن سُرنا را از پیشکسوتان، علیالخصوص داییام فراگرفتم. دایی من، استاد حسن شبان مردی مهربان و در عینحال قاطع و جدی بود. اهل روستای نقابِ کاشمر بود. با اینکه مردی خوشمشرب و خوشبرخورد بود، اما در یاد دادن سرنا خیلی جدیّت بهکار میبست. بعد از یادگیری ساز سرنا نزد داییام، با شخصی همکاری کردم که هرگاه یادش میافتم حسرت میکشم که چرا آن مرد ناشناخته ماند. استاد بمانعلی شوقی آدم عجیبی بود. خیلی هنرمند بود. من خیلی بازیهای آیینی را اول بار با اجرای بمانعلی شوقی دیدم و شناختم؛ بمانعلی مورد توجه همه بود. در روستای کسرینه زندگی میکرد و همین حالا هم خیلی از مردم این روستا هنرنمایی و اجراهای زیبایش را بهخاطر دارند.»
ادامه مطلب را در سایت #طرثیث_نامه بخوانید
چهارصد و بیست و چهارمین شماره دو هفته نامه سرو کاشمر منتشر شد
Читать полностью…
آموزش های غیرحضوری و افت یادگیری دانش آموزان
محبوبه وزیری
داده های آماری نشان می دهد که افت تحصیلی ، ترک تحصیل ، عدم یادگیری در خواندن و ریاضی در بین دانش آموزان ایرانی در حال افزایش است. گزارش ها حاکی از این است که تعداد زیادی از دانش آموزان ده ساله ایرانی قادر به خواندن نمی باشند. در مطالعهای که بانک جهانی چند سالی است درباره فقر یادگیری شروع کرده، نشان میدهد که ۵۷ درصد دانش آموزان از خواندن یک متن ساده در ده سالگی ناتوان هستند.
در آزمونهاي بينالمللي تيمز و پرلز نیز رتبه دانشآموزان سال چهارم ايراني در ميان كشورها در خواندن، ۴۰ از ۴۳، رياضي ۵۳ از ۵۸ و علوم ۴۹ از ۵۸ بوده است و از هر ۱۰ دانشآموز، ۷ نفر به حداقل يادگيري نميرسند و ايران را از اين نظر جزو كشورهايي با عملكرد ضعيف قرار دادهاند. وضعيت ترك تحصيل نيز روند نااميدكنندهاي دارد، هر چند بخشي از آنان هم كه ميمانند، وضع بهتري از ترك تحصيلكردهها ندارند. از مجموع حدود ۱۶،۵ ميليون دانشآموز در تابستان گذشته بيش از ۹۹۰ هزار نفر بازمانده از تحصيل يا ترك تحصيلكرده داريم كه رقم قابل توجهي است
یک کارشناس آموزشی می گوید: «تعطیلات مکرر، به خصوص در مقطع دبستان، تاثیرات منفی درازمدتی به دنبال دارد. محتوای آموزشی تحت فشار زمان، با سرعت بیشتری تدریس میشود و این باعث کاهش کیفیت آموزش میشود.»
به گفته کارشناسان ؛ تعطیلات مکرر و طولانیمدت میتواند منجر به فراموشی مطالب درسی، کاهش انگیزه تحصیلی و افت عملکرد دانشآموزان شود. این موضوع به ویژه در مورد دانشآموزان مقاطع ابتدایی و متوسطه اول که نیاز بیشتری به یادگیری پیوسته و حضور در محیط آموزشی دارند، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
از طرفی آموزش مجازی که در سال های اخیر در روزهای مختلفی از سال جایگزین آموزش حضوری می شود نیز تاثیرات منفی خود را در دراز مدت نشان داده است .
تاثیر آموزش مجازی بر یادگیری
برگزاری مجازی کلاس ها به یک رویه ثابت در مدارس تبدیل شده است . تعطیلی های مداوم یا مجازی شدن کلاس های درس از زمان کرونا آغاز شد . پس از پایان دوره پرخطر باز هم دلایل متعددی برای تعطیلی و مجازی شدن مدارس پیش آمد؛ از جنگ 12 روزه تا ناترازی انرژی و برودت هوا در زمستان و پاییز و حالا هم اعتراضات، فرآیند درس خواندن دانش آموزان را با اختلالات جدی روبه رو کرده است.
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/524/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%81%D8%AA-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86
ترثیث نامه
آموزش های غیرحضوری و افت یادگیری دانش آموزان
داده های آماری نشان می دهد که افت تحصیلی ، ترک تحصیل ، عدم یادگیری در خواندن و ریاضی در بین دانش آموزان ایرانی در حال افزایش است. گزارش ها حاکی از این...
چهارصد و نوزدهمین شماره دو هفته نامه سرو کاشمر منتشر شد
Читать полностью…
همسران یا ناهمسران ، چرا؟
محسن صفریان
«همسران یا ناهمسران» موضوع تیتر این شماره از سلسله موضوعات روانشناسی است که با نظر سردبیر و مدیر مسئول نشریه، مناسب شناخته شد. چه اتفاقی افتاده است که همچنان اختلافات خانوادگی بین همسران بروز میکند؟ تنشهای خانوادگی، تهدیدها، اختلافات، جداییها در زوجهای جوان و حتی میانسالان همچنان در جامعه یکه تازی میکند! اگرعنوان کنیم از نظر روانشناسان مهمترین موضوع اجتماعی است، اغراق نکردهایم و به شدت نگران هستیم چون این معضل و پدیده و اپیدمی در حال گسترش است.
آیا توقعات تغییر کرده است؟ فشارهای مختلف افزایش یافته است؟ معیار افراد در حال تغییر است؟ یا به هر حال دلایل دیگری دارد!! درهرصورت دولت و ملت همه خواهان یک آرامش نسبی در جامعهاند و به عبارتی همه در یک کشتی نشستهایم که اگرصدمه ببیند، همه غرق خواهیم شد! و نیز هرگونه مشکلات اخلاقی و عدم درمان و ریشهیابی موجب گرفتارها وآسیب بیشتر اجتماعی خواهد شد. چرا مجردها از ازدواج پرهیز میکنند و یا نگران آن هستند؟ چرا زوجهای جوان درگیریهای فراوانی دارند؟ میانسالان هم به نوعی اختلافات و جداییها را تجربه میکنند. این پدیده نیز همانند پدیده های دیگر از رویکردها و دیدگاههای مختلف قابل بررسی است. بنابراین تا جایی که فرصت اجازه دهد، از دیدگاههای نوروبیولوژی و نوروساینس یا همان علوم اعصاب و دیگر عوامل به آن خواهیم پرداخت. مغز مردان و زنان دارای ویژگیهای خاص، متفاوت و تا حدودی شناخته شده است و هنوز هم قسمتهایی از آن ناشناخته باقی مانده است که به مرور زمان با پیشرفت علم بیشتر شناخته میشوند. در مقالات قبلی هم اشاره شد که مغز انسان به دنبال سرخوشی و فراهم کردن فرصتهای لذت بخش است تا غده هیپوفیز دستور ترشح هورمونهای شادی را صادر نماید. بخش هایی ازمغز مثل لیمبیک،سینگولیت،هیپوکمپ،جسم مختلط و.... مسئول هیجان وعشق از تکرار اعمال گذشته لذت چندانی نمیبرد و به دنبال لذتی جدید است از طرفی فشارهای بیرونی به شکلهای مختلف جسمی، روحی، روانی، مالی، عدم انگیزه، آینده مبهم و نگران کنندهای را برای اغلب افراد به تصویر میکشد بنابراین مغز تنها یک راه پیش رو دارد و آن، تصمیم به لذتهای زودگذر و فریبنده است که تنها امید و مانع این عمل، وجدان، ایمان، صداقت، و باورهای دینی است که کمرنگ به نظر میرسند و نیاز به بازنگری و توجه عمیق دارد. خیلی از روابط نامشروع نشانه کمبود احساس، عاطفه و درک عمیق از نیازها، توسط شریک زندگی است و شریک زندگی نیز به دنبال ارضا نیازها و کمبودهای خود در وجود دیگری است و این فرصت فراهم میشود تا شکافی عمیق در روابط خانوادگی ایجاد گردد. انسانها دارای نیازهای اساسی، خاص و منحصر به فردی هستند اگر آن نیازها به موقع برطرف نشود به شکلهای گوناگون و وسوسه انگیز در فرد بروز کرده و فوران میکند. تکنولوژی و پیام رسانها که بخش جداییناپذیر زندگی است، تکمیل کننده این پازل نگون بخت و سیاه بختی است که امروزه نه میتوان از آن تکنولوژی استفاده نکرد و نه میتوان از آن استفاده صحیح کرد بنابراین چرا نباید نگران پسران و دختران جوان جامعه ای بود که به جای داشتن امید و آرزوهای بزرگ، انگیزه و تلاش و آموزشهای لازم، در کمال ناباوری در کلینیکهای روانشناسی در هالهای از ماتم و اندوه به بیان گذشته تلخ خود میپردازند! چه اتفاقی باید رخ دهد که همه ما متوجه شویم اخلاقیات، وجدان و شرف انسانی، مهمترین ارزشهای جامعه است نه هیچ چیز دیگر!! چرا نباید به آموزش و تربیت بها داده شود و هزینه کرد تا آینده یک جوان با بحرانهای جدی روبرو نگردد! آیا ما کشوری فقیر، عقب مانده و بیفرهنگ هستیم؟ آگاهی، شناخت تخصص توجه به نیازها و دارا بودن دهها صفت انسانی دیگر از اهم موضوعات است که موجب همدلی دولت و ملت و رضایت نسبی همگان خواهد شد. ما تاوانهای سنگینی پس دادهایم و افراد ارزشمندی را فدا کردهایم که به نتایج ارزشمندی دست یابیم اما از نگاه منصفانه و عادلانه با جامعهای آزرده، افسرده، بیانگیزه، ناامید با درگیریهای شدید خانوادگی مواجه هستیم.
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/519/%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85-%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D9%88-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D8%AA%D9%86-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%B3%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF
مرغ همسایه غاز نیست استاد!
حمید ضیایی
چند روزی است در فضای مجازی ویدیویی از استاد شهرام ناظری، خواننده و موسیقیدان برجستهی ایرانی دست به دست میشود که در آن دولت ترکیه را برای ترویج فرهنگ و تفکر مولانا ستایش میکند. این سخنان از زبان بزرگمردی در عرصهی موسیقی ایران و نیز موسیقیدانی در تراز استاد شهرام ناظری اعجابآور بود. اگر ما میخواهیم بهقول معروف چهارتا درشت هم بار مسئولان مملکت خودمان بکنیم، بهتر نیست در همین داخل بگوییم و آن درشت را درست و بهجا و مشفقانه عرضه کنیم؟ باید در کشور ترکیهای که مولانا فقط برایش ابزار گردشگری است نه فرهنگی بگوییم؟ ترکیهای که دیگر مردمش از خواندن آثار مولانا به فارسی محروماند؟ تازه گردشگران_البته نه همهی گردشگران_ هم بیشتر برای ژستهای اینستاگرامی و... در سفرهایشان به ترکیه، سرکی هم به آنجا میزنند؛ البته اگر ارفاق کنند و چون آداب زیارت امامزادگان کار را به ماچ و بوسه از مزار و در و دیوار نکشانند.
استاد شهرام ناظری در دانشگاه سلجوق ترکیه گفته است: «مسئولین و دولتمردهای ما به مشاهیر و عرفای ما خیلی علاقهمند نبودند. هیچگاه هیچ کدامشان نخواستند یک بار بیایند مولانا را ببینند. یا اصلا راه دور است؛ همان در خود ایران، شاید بزرگترین عرفای کره زمین و عالم بشریت در خاک خودمان ایران خوابیدهاند، مثل بایزید بسطامی، مثل ابوالحسن خرقانی و مثل عطار در نیشابور. هیچ دولتمردی و هیچ مسئولی تا کنون علاقهای نشان نداده که به این بزرگان عرفان و علم سری بزند. خوشبختانه به نظر من ما باید از ترکها، دولت و مردم ترکیه تشکر کنیم که واقعا مولانا را در دل خودشان پرورش دادند و مکتب مولانا را حداقل نگه داشتند. اگر مولانا در ایران بود این هم از بین رفته بود. مطمئن باشید»!
این سخنان را نمیدانم چهگونه باید بپذیرم؟ چهگونه حقیقتی به روشنی آفتاب را کسی در وزن و تراز شهرام ناظری باید کتمان کند؟ مولانا را مردم و دولت ترکیه زنده نگه داشتهاند؟ اینکه ما بخواهیم تمام خشم و دلخوریهای سیاسی و اقتصادی را با نادیده گرفتن حقیقت فرهنگی تلافی کنیم و آن هم تلافیای در حد و حدود ستایش دولت ترکیه، کاری بخردانه است؟
کسی در ایران آرامگاه عطار و بایزید و خرقانی را نابود کرده است؟ آیا مردم ایران با آثار و اشعار مولانا و عطار بیگانهاند؟ در همین مشهد که این روزها مقیم شدهام، چندین و چند جلسه مثنویخوانی را شناختهام که هرهفته با نظم و دقت و وسواسی ستودنی برگزار میشود. این جلسات را هم دولت ترکیه برگزار میکند؟
دکتر میلاد عظیمی، استاد دانشگاه، نویسنده و پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی در واکنش به این سخنان در صفحهی مجازی خود با "عنوان اگر مولانا در ایران بود، مکتبش از بین رفته بود؟" نوشت: «آقای شهرام ناظری، هنرمند نامور کشورمان که در آثارشان توجه ویژهای به اشعار مولانا جلالالدین دارند، سخنی گفتهاند که عجیب و درخور تأمل است: «خوشبختانه به نظر من ما باید از ترکها و دولت ترکیه و مردم ترکیه تشکر کنیم که واقعا مولانا را در دل خودشون پرورش دادند و مکتب مولانا رو حداقل نگه داشتند. اگر مولانا ایران بود اینم از بین رفته بود. مطمئن باشید!»
در نگاه نخست با خود گفتم شاید این سخن چون در یکی از دانشگاههای ترکیه گفته شده، از باب تعارف و مراعات میزبان بوده باشد. سپس به ذهنم رسید که شاید حاصل خشم و سرخوردگی ایشان از وضعیت امروز ایران باشد.
اما وقتی پای ترکیه در میان است ــ کشوری که در این حوزه بیتردید رقیب فرهنگی ایران است و فرهنگ را آگاهانه ابزار سیاست میداند ــ دیگر نمیتوان بهسادگی از کنار چنین داوریای گذشت.
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/518/%D9%85%D8%B1%D8%BA-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF
گروه کُر بانوان ماهور کاشمر و تاثیر آن بر خودباوری و عزت نفس
فاطمه نبوی ثالث
بیش از یک سال است که از گوشه و کنار شهر، از افرادی که در ایجاد حال خوب مردم در این روزها تاثیرگزارند گزارش هایی برای مخاطبان خوب دو هفته نامه سروکاشمر به رشته تحریر درآورده ام . در این مسیر خودم را به یک گروه یا یک کار خاص محدود نکرده ام. فعالیت های مذهبی، کتاب، ورزش، شعر و موسیقی فاخرهرکدام به نحوی محور کارم بوده است. در حد توان تلاشم این است که من هم سهمی هر چند کوچک در معرفی کار این افراد که به حق از انرژی و و وقت خود مایه می گذارند و نسبت به امور جامعه بی تفاوت نیستند داشته باشم.
یکی از کارهایی که در روزهای اخیر در صفحات اینستاگرام توجهم را جلب کرد. گروه کُر بانوان ماهور با مدیریت هنری جناب آقای محمد خدابنده است. در جلسه تمرینی این گروه شرکت کردیم و بعد از دیدن تلاش و کار خوب خدابنده و گروهش با وی به گفتگو نشستیم که با هم می خوانیم.
ضمن عرض خسته نباشید ابتدا از خودتان و فعالیت های هنری که تاکنون داشته اید برایمان بگویید؟
محمد خدابنده هستم. متولد سال 1349. به سرود و موسیقی از ده دوازده سالگی علاقه مند بودم. سال 59 و 60 در پایگاه صاحب الزمان با شهید محمد ارشدزاده و شهید موروثی و شهید ساعدی و دوستانی مثل استاد ناصری و اقای نصیرپور اولین تمرین های هنری رو شروع کردم. سال 65 آقای صدر که فرهنگی بود بچه های کاشمر را با «اُرگ» آشنا کرد. علاقه مند به ارگ و پیانو شدم، آن زمان کسی برای آموزش این ادوات در کاشمر نبود. به مشهد رفتم و نزد اقای محمد ساعدی آموزش دیدم. در کاشمر هم با آقای اصغر زاهدی کار کردم.
کار موسیقی را از همان زمان شروع کردم. در دهه هفتاد مربی سرود مدارس بودم . دهه 70 بیشتر کار سرود و در کنارش گاهی ترانه اجرا می شد. آهنگ سازی برای تئاتر و نمایش هم کار کردم و در جشنواره های زیادی شرکت کردم و مقام آوردم. در جشنواره تئاتر دانشگاه آزاد کشور در چالوس نوشهر به مفهوم مطلق برگزیده شدم، جشنواره سرود فرزندان شاهد در شیراز سال 73 اول شدم،جشنواره تئاتر دفاع مقدس مقام آوردم. رتبه های زیادی با گروه های سرود در استان دارم موسیقی های زیادی برای نمایش و مدارس ساختم. موسیقی تئاترهای صدف ها، زن و یک خانه تنهایی، تابستانه، وقتی گرگ زوزه می کشد، آناناس، سودائی، مامور، رویازخمه ای بر ساز جنگ، از خواب تا مهتاب و چندین نمایش دیگرساخته من است. آخرین آن هم آهنگسازی نمایش سوگ جامه است.
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/516/%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%DA%A9-%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B4%D9%85%D8%B1-%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%A2%D9%86-%D8%A8%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%B9%D8%B2%D8%AA-%D9%86%D9%81%D8%B3
مقام دوم کشوری مدهامتان به کاشمر رسید
فاطمه نبوی ثالث
در هفدهمین دوره مسابقات قرآنی مدهامتان به مدت ۳ روز به میزبانی همدان برگزار شد، 17 نفر از کانون فرهنگی حضرت مهدی(عج) از کاشمر در این مسابقات شرکت کردند.
و توانستند رتبه دوم تیمی را در بین کانون های فرهنگی مساجد کسب نمایند.ضمن تبریک کسب این موفقیت به بزرگسالان و نوجوانان این تیم با آقای مرتضی باقریان مربی کانون فرهنگی حضرت مهدی (عج) فروتقه کاشمر به گفتگو نشستیم که با هم می خوانیم.
گفتنی است «مدهامّتان» به معنای «دو باغ خرم و سبز» نام بزرگترین رویداد قرآنی بچه های مسجد است.
ضمن تشکر از این که دعوت ما را پذیرفتید به عنوان اولین سوال خودتان و اعضای تیم را معرفی کنید و بفرمایید هرکدام در چه بخشی مسابقه شرکت داشتید؟
من مرتضی باقریان از روستای فروتقه، سرپرست تیم قرآنی از کانون حضرت مهدی (عج) مسجد جامع فروتقه هستم. 17 نفر از اعضای کانون فرهنگی حضرت مهدی در مسابقات کشوری مدهامتان شرکت کردند که عبارتند از: حجت الاسلام حسین حیدرپناه ترجمه خوانی بزرگسال، سید رضا سیدی در بخش قرائت ترتیل بزرگسال ،حمید شفیعی حفظ کل قرآن بزرگسال، حجت الاسلام محمد سالاری در بخش بیان تفسیر بزرگسال، علی سبزه قرائت تحقیق بزرگسال، ابوالفضل نجاتی اذان بزرگسال، امیرحسین رفیعی قرائت تقلیدی نوجوانان، مهدی ابراهیمی دعاخوانی نوجوان،محمد امین فتحیه اول حفظ موضوعی قرآن نوجوانان، علی بهزاد بخش مکبری نوجوانان، امیرحسین باغستانی ترجمه خوانی نوجوانان، مهدی حیدری قرائت ترتیل نوجوانان، جواد خروشی صحت اذکار نماز نوجوانان، مهدیار احمدنژاد حفظ جز ۳۰ قرآن نوجوانان، علی خاکشور نقاشی آیات نوجوانان، سجاد سالاری در بخش اذان نوجوانان و مرتضی باقریان مربی قرآنی کودکان.
مسابقات مدهامتان چه ساختاری دارد و تیم شما در کدام بخشها رقابت کرد؟
مسابقات مدهامتان تا سال گذشته به صورت فردی برگزار میشد ولی امسال به صورت تیم برگزار شد . امتیاز تیم ملاک بود و جمع امتیاز گروه محاسبه میشد. تیم هایی که با اعضای بیشتری شرکت کرده بودند، مجموع امتیاز آنها افزایش پیدا میکرد. تیم ما در دو گروه نوجوانان و بزرگسالان رقابت کردند.
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/514/%D9%87%D9%85%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D9%87%D8%A7%D9%85%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86
نگاهی به نمایش «پینوکیو» در کاشمر
حمید ضیایی
یکی از مهمترین حوزههای مغفولمانده در هنرِ کاشمر، توجه به تولید آثار برای کودک و نوجوان است. در این زمینه گرچه باید شاهد کارهای بیشتری باشیم، اما آنچنان که شایسته است فعالیت قابلتوجهی صورت نگرفته؛ در زمینههای مختلف هنری کاشمر، فعالیتهای هنریِ کودک و نوجوان یا دچار ایستایی است یا درگیر تکرار.
در این میان اما هنرمندانی هم هستند که میتوان آثار هنریشان را در دورههای مختلفی بررسید. خانم الهام سلیمی از فعالان و هنرمندان نمایش کاشمر است که در حوزهی کارگردانی و کار با کودک هم فعالیتهای شایستهای داشته است. در روزهای اخیر این هنرمند کاشمری، نمایش کودک و نوجوانی را با عنوان «پینوکیو» به روی صحنه برد. این نمایش از چند منظر برایم قابل توجه بوده است. ابتدا اینکه شاهد استقبال خوبی از سوی مخاطبان در مقایسه با نمایش قبلی خانم سلیمی بودیم و از نگاهی دیگر، تغییرات محسوسی در سبک و سیاق کارِ اجراشده رخ داده بود. این مهم از این جهت برایم قابلتوجه شد که با چند مخاطبِ این نمایش که گفتوگو کردم نگاهشان نسبت به این نمایش کاملاً متفاوت از کار ِگذشتهی این کارگردان بود و احساس رضایت بیشتری را شاهد بودیم. این نشاندهندهی آن است که هرچه در این مسیر تجربهی کاری خانم سلیمی بیشتر میشود، کارها از قوام و پختگی بیشتری در زمینهی حساس کودک و نوجوان برخوردار میگردد.
نقش نمایش در پرورش تخیل کودک و نوجوان
گرچه میان نمایش کودک و نوجوان باید تفاوتی آشکار قائل بود و مرزبندی مشخصی را برای آن در نظر گرفت؛ اما در بعضی مواقع ناگزیر این دو شاخه با یکدیگر ادغام میشود. از لحاظ ساختاری و ذهنی همواره نوجوان را از کودکان جدا میتوان کرد؛ چه این جدا کردن بدینمعنا نیست که نوجوان را بتوان در شاخهی بزرگسالان قرار داد و حساسیت موضوع از همینجا آغاز میشود. بهبیان دیگر میتوان نوجوانی را برزخی میان کودکی و بزرگسالی در نظر گرفت و همین امر، کار نویسنده و کارگردان حوزهی نوجوان را دوچندان سختتر میکند؛ چراکه مشخصهی دورهی نوجوانی را میتوان نوعی از مرحلهی رشد تفکر انتزاعی در نظر گرفت. چنانکه در کتاب معصومیت و تجربه در اینباره چنین آمده است: «»مشخصه عمدهی مرحله نوجوانی ـ در جنبه شناختی ـ رشد تفکر انتزاعی است. توانمندی در همین تفکر انتزاعی نیز هست که به نوجوان امکان میدهد از تفکر کاملاً عینیِ وارده، جهان را و جامعه را به گونهای دیگر تصور کند. اصول عام و جهانشمول و فارغ از زمان و مکان را درک نماید و به منتقدِ مدامِ نسل پیش _که خود زاده و پروردهی آن است_و وضعیت موجود بدل شود« )خسرونژاد، ،1382 17(
از روی دیگر در حوزهی کودک ما با نگرشی دیگر مواجهیم. نگرشی که در آن بهبیان ساده، آدرسی سرراست و شفاف به کودک داده میشود و شکل و تفکر ارائهشده در نمایش بهدور از هرگونه گرهافکنی و ابهامآفرینی است. بهواقع رسالت نمایش کودک را میتوان ایجاد نشاط و شادی و لذت، هیجان و احساس ماجراجویی، سادگی در طرح و داستان برشمرد که هدفی جز ایجاد اندیشه با برانگیختن احساس کودک ندارد.
الهام سلیمی کارگردان نمایش پینوکیو با رسیدن به کلمهی «دروغ» جستوجوهایش را دربارهی ارتباط آن با جهان بشری آغاز میکند و این مسئله چون دغدغهای عمیق در او شکل میگیرد. این کارگردان گفت: «ایدهی اولیهی این اثر از دل یک دغدغهی جدی شکل گرفت؛ دغدغهی یافتن متنی فاخر، تأثیرگذار و ارزشمند برای کودکان و نوجوانان. در مسیر فعالیتهایم در کلاسهای پیشرفت کودک و نوجوان، همواره بهدنبال مفهومی بودم که بتواند همزمان با دنیای کودک ارتباط برقرار کند و لایهای عمیق از آموزش انسانی را در خود داشته باشد. این جستوجو مرا به مفهوم «دروغ» رساند؛ مفهومی ساده در ظاهر، اما بنیادین در شکلگیری شخصیت کودک.
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/515/%D9%BE%DB%8C%D9%86%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86
انتخابات هفتمین دوره شوراها و آغاز طیفبندیها
سید علیرضا نبوی ثالث
فارغ از همراه گردد
هر که خود را جمع ساخت
مردم آشفته با همراه تنها می روند
صائب تبریزی
به حول قوه ی الهی انتخابات هفتمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا، همزمان با انتخابات های میان دورهای مجلس شورای اسلامی و نخستین انتخابات میان دورهای مجلس خبرگان رهبری قرار است در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ برگزار گردد.
انتخابات یکی از ارکان اصلی دموکراسی است که این امکان را به مردم می بخشد تا با انتخابی آگاهانه، بدون حب و بغضهای شخصی، بدون تعصب های قومی قبیله ای با حضور گسترده و مشارکت مستقیم، سرنوشت سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی خود را به بهترین وجه ممکن رقم زنند.
برابر قانون اساسی، هدف از تشکیل شوراها، شرکت دادن مردم در اداره امور محلی است.علی یزدانیان مدرس دانشگاه و مسئول امور پژوهشی مرکز پژوهشهای شورای اسلامی شهر سمنان اخیرا - 10 آذر 404 - مقاله ای نوشته با عنوان« شورای شهر، پارلمان محلی یا نهاد کم اثر» وی معتقد است:«شوراهای اسلامی شهر و روستا بر اساس قانون اساسی و قوانین مدیریت شهری به عنوان پارلمان های محلی طراحی شده اند تا با بهره گیری از ظرفیت مشارکت مردم، تصمیم گیری در امور اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، فرهنگی و رفاهی را از سطح دولت مرکزی به سطح محلات شهری و روستایی منتقل کنند. فلسفه شکل گیری شوراها، انتقال بخشی از قدرت و مسئولیت مدیریت امور عمومی به سطح محلی و ایجاد سازوکاری برای پیشبرد برنامه های توسعه با مشارکت مستقیم شهروندان است؛ امری که در بسیاری از کشورها موجب افزایش کارآمدی، کاهش تبعیض و ارتقای پاسخگویی شده است.» شوراها می توانند با تبدیل شدن به پارلمان محلی، مسئولیت و اختیارات وسیعتری داشته باشند.
واقعیت این است در این دوره وضعیت سیاسی کشور و کارکرد جناحهای سیاسی موجود با آنچه در سالهای گذشته شاهد بودهایم، کاملاً متفاوت است، در دو دهه ی اخیر جناح بندی های سیاسی در نهایت به رویارویی اصولگرایان و اصلاح طلبان ختم می شد، اصولگرایان و اصلاح طلبان متشکل از چندگروه پرقدرت بودند که اگر چه از نظر خط فکری با هم مقداری اختلاف سلیقه داشتند اما داشتن منافع مشترک برای هر دو جناح یک نوع وحدت رویه ی درون گروهی چه واقعی چه تصنعی ایجاد می کرد و برای حفظ منافع مشترک در کنار یکدیگر قرار می گرفتند، و معمولا پس از پیروزی در انتخابات به دلایل مختلفی این گروه های همدل و متحد با هم دچار اختلاف های جزیی و کلی شده اند، نمونه اش سه سال پیش، پس از روی کارآمدن دولت سیزدهم که همهی اهرم های قدرت دولت و مجلس در اختیار اصولگرایان انقلابی قرار گرفت، شاخه ی انقلابیون که سعی داشت خط حرکتی اش را بر خط فکری اش منطبق سازد بسیاری از اصولگرایان معتدل را به حاشیه راند و این افتراق همچنان ادامه دارد و قطع یقین نیروهای «شورای هماهنگی و همدلی نیروهای انقلابی» در این دوره با 2 لیست به صحنه خواهند آمد.
ادامه مطلب را درپایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/511/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D8%B7%DB%8C%D9%81-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7
نگاهی به فعالیتهای تنیسرویمیز و شطرنج کاشمر
حسن صانعی پور
حدفاصل دهههای پنجاه تا هفتاد، باشگاهها و کلوپهای ورزشی بزرگ و کوچکی در نقاط مختلف کاشمر، تبدیل به آکادمیهای تنیس روی میز" پینگ پنگ" شده بود و مردان و زنان زیادی نیز در پارکها و یا محافل خانوادگی شطرنج بازی میکردند. دو مقوله و یا به عبارتی دو ورزش مفرح و نشاط بخش که به لحاظ بدنی و ذهنی، اثرات مثبت فراوانی در پرورش روح و روان آدمیان دارند. اگر بخواهیم نگاهی کوتاه به تاریخچه این دو رشته ورزشی بیاندازیم باید به این نکته اشاره کنیم؛ تنیس روی میزدر قرن نوزدهم در بریتانیا آغاز شد. این ورزش در ابتدا با نام "پینگپنگ" شناخته شده و سپس با عبارت "تنیس روی میز" رایج گردید. تنیس روی میز به عنوان یک ورزش رسمی جهانی در سال 1926 با مدیریت فدراسیون بینالمللی تنیس روی میز رسمیت یافت. همچنین قدمت شطرنج به دوران باستان بازمیگردد و شروع آن به بازی چاتورانگا در قرن ششم در هند نسبت داده میشود. این بازی از طریق ایران به جهان منتقل شد و در دوره ساسانیان با نام "چَطرَنگ" به شهرت رسید. شطرنج در اروپای سده پانزدهم تا نوزدهم شکل مدرن امروزی خود را پیدا کرد.
اوضاع و احوال تنیس رویمیز در کاشمر
بعد از انحلال کلوپهای ورزشی، شرایط تنیسروی میز در کاشمر دگرگون گردید. هرچند به همت شهرداری در تعدادی از پارکهای شهر شاهد میزهای سنگی پینگ پنگ هستیم، اما هرگز این امکانات نتوانسته است به احیای دوباره تنیس روی میز کمک شایانی نماید. حسین منتظری رئیس هیات تنیس روی میز کاشمر در این خصوص میگوید: "این ورزش بر خلاف علاقمندانِ بسیاری که دارد؛ به دلیل گرانی بیش از حد وسایل و هزینههای تمرین از رونق خوبی برخوردار نیست." این شرایط نگاه ویژه متولیان ورزش و نهادهای دولتی به این ورزش را ضروری کرده است.
دورنما و راه حلها
حسین منتظری که حدود بیست و پنج سال تصدی هیات تنیس روی میز کاشمر را به عهده دارد در خصوص دورنمای پینگ پنگ کاشمر میگوید: سالن ورزشی نهم دی و سالن خاتم که متعلق به ناحیه سپاه و آموزش پرورش میباشند، تنها مکانهای موجود برای فعالیت علاقمندان به تنیس روی میز است. در حقیقت این ورزش در دو دهه اخیر به جهت فقدان سالن اختصاصی تمرین، گرانی امکانات از قبیل راکت و توپ، به حاشیه رفته است. به همین علت حمایت همه جانبه مسئولین از ورزشکاران این رشته که معمولا توان مالی اندکی دارند، میتواند راهگشا باشد. منتظری در خصوص شرایط پیشرفت این رشته میگوید: در تنیس روی میز زمانی که بازیکنان به سطح حرفهای بازی میرسند، لازم است از راکتهای مخصوص و گران قیمت استفاده نمایند. این امر ادامه تمرینات حرفهای و حضور قدرتمند در مسابقات را برای بازیکنانی که توان مالی کمتری دارند، مشکل کرده است. رئیس هیات تنیس روی میز در مورد شرایط تاسیس باشگاههای تنیس روی میز معتقد است: از آنجا که هزینههای تاسیس باشگاه و باشگاهداری و اجاره سالن بسیار زیاد است، افراد تمایلی به تاسیس باشگاه نداشته و معتقد هستند، باشگاهداری در این رشته توجیه اقتصادی ندارد
ادامه مطلب را در پایگاه خبری #طرثیث_نامه بخوانید
https://torsisnameh.ir/post/508/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%86%DB%8C%D8%B3-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B2-%D9%88-%D8%B4%D8%B7%D8%B1%D9%86%D8%AC-%DA%A9%D8%A7%D8%B4%D9%85%D8%B1