savadnameh | Unsorted

Telegram-канал savadnameh - سوادنامه

1122

‏سواد نامه‌ی موی سیاه چون طی شد ‏بیاض کم نشود گر صد انتخاب رود

Subscribe to a channel

سوادنامه

زن به او گفت : نمی خواهم که رویا ببینیم
بلکه می‌خواهم بخوابم و فراموشت کنم
دلخوری ما به درازا کشید
و سالها طول کشید
امتحان کردم که فراموشت کنم
اما هرگز نتوانستم .....
#محمود_درویش
@savadnameh

Читать полностью…

سوادنامه

بعضی چیزها را نمی‌شود گفت. بعضی چیزها را احساس می‌کنید. رگ و پی شما را می‌تراشد، دل شما را آب می‌کند، اما وقتی می‌خواهید بیان کنید می‌بینید که بی‌رنگ و جلاست. مانند تابلوئیست که شاگردی از روی کار استاد ساخته باشد.

📚چشم‌هایش
#بزرگ_علوی

@savadnameh

Читать полностью…

سوادنامه

دوستت دارم
مثل پرندگان پاییزی
بال‌زنان در باد خزان

دوستت دارم
برگرد
آغوشم را بشکاف
بگذار نامم بر لب استخوانت بماند

بی‌آن‌که بدانی
زنی که عاشقِ تو بود
در پیچِ تیزِ زندگی گم شد


#معصومه_اسماعیلی

@savadnameh

Читать полностью…

سوادنامه

‏من و همسالانم جوانی نکرده پیر می‌شویم. گفتم: آینده پاداش این مشقت‌ها را خواهد داد. گفت: سال‌هایی را که از دستمان رفته چه کسی به ما پس می‌دهد؟

‏⁧ #سیمون_دوبوار ⁩

@savadnameh

Читать полностью…

سوادنامه

@savadnameh

Читать полностью…

سوادنامه

«مجلس ناهید» یک نمایش تئاتر معاصر ایرانی به کارگردانی شهاب مهربان است که اخیراً (از مهر ۱۴۰۴) در تماشاخانه ایران‌شهر تهران، سالن ناظرزاده کرمانی، روی صحنه می‌رود. این نمایش قبلاً با نام «لمس» معرفی شده بود، اما با تصمیم گروه اجرایی و همکاری تماشاخانه، عنوانش به «مجلس ناهید» تغییر کرد
داستان تئاتر روایت مرگ ناهید از زاویه دید چهار فرد و داستان زندگی هر کدام در رابطه با ناهید و نگاهی که هرکدام به این اتفاق دارند است. و درنهایت، سؤال‌هایی که بی‌پاسخ می‌ماند..


#فرصت_تماشا
#معرفی_فیلم

@savadnameh

Читать полностью…

سوادنامه

‏«پا بر سر کدام زمین
‏بگذارم
‏کز التیام و سامانی
‏نشانه‌ای
‏باشد؟»

‏⁧ #محمد_مختاری ⁩

@savadnameh

Читать полностью…

سوادنامه

‏شاید راه‌های دیگری هم برای زندگی باشد که به اندازه‌ی این چیزی که ما داریم وحشیانه نباشد.

‏⁧ #کارلوس_فوئنتس ⁩

@savadnameh

Читать полностью…

سوادنامه

در دل زمستان‌های بی‌رحم اسلو، ماریا سِدِرکویست با «Drømmer» اثری می‌سازد که نه تنها یک درام درباره بلوغ است، بلکه نامه‌ای عاشقانه به زبانِ خاموش نوجوانی؛ در دفترچه‌ی مخفی ژوانه به جای فریاد، زمزمه می‌شوند.
فیلم از همان پلان ابتدایی – ژوانه‌ای که زیر نور کم‌رنگ کلاس فرانسوی، با انگشتان یخ‌زده‌اش روی میز می‌کشد – قاعده‌ی خودش را وضع می‌کند: سکوت، موتور محرکه‌ی روایت است.
سدرکویست، که پیش‌تر با مستندهایش شناخته می‌شد، اینجا دوربین را به ابزاری برای «گوش دادن» تبدیل می‌کند؛ نه حرف زدن. هر نگاه، هر نفسِ بخارزده در سرمای نروژ، یک جمله‌ی کامل است.
رابطه‌ی ژوانه با معلم فرانسوی‌اش هرگز به ورطه‌ی کلیشه نمی‌افتد. این عشق نیست که ممنوعه است؛ بلکه بیانش است که غیرممکن. فیلم با هوشیاری از هرگونه دراماتیزه‌سازی جنسی پرهیز می‌کند و به جایش، بر زبان به عنوان ابزار اروتیک تمرکز می‌کند: دیکته‌های فرانسوی، شعرهای بودلر، و نامه‌هایی که هرگز پست نمی‌شوند.
شاید پایان‌بندی‌اش بیش از حد «باز» باشد؛ اما همین باز بودن، فیلم را از تبدیل شدن به یک ملودرامِ معمولی نجات می‌دهد.
#معرفی_فیلم
#فرصت_تماشا
@savadnameh

Читать полностью…

سوادنامه

و گفت «عافیت را طلب کردم در تنهایی یافتم و سلامت در خاموشی.»

ذکر ابوالحسن خرقانی؛
#تذکرة‌الاولیا

@savadnameh

Читать полностью…

سوادنامه

«دنیای آوارگی را مرزی نیست. پایانی نیست. مرگ در آوارگی، مرگ در برزخ است. مرگ آواره، مرگ هم نیست. مرگ آواره، آوارگی مرگ است. ننگ مرگ است.»

#غلامحسین_ساعدی.
@savadnameh

Читать полностью…

سوادنامه

آدم با هر معشوقی یک جای شهرش را بازمی‌شناسد. یک بار انقلاب، یک بار ستارخان، یک بار ترمینال آزادی و مهرآباد و یک بار دزاشیب و یک بار پل چوبی.
‏و گفته‌اند اگر شهری باشد که تنها با یک معشوق شناخته باشیش دیگر شهر نامیده نمی‌شود آن، داغ دل است. باید فاتحه‌‌اش را بخوانی.


‏#سپینود_ناجیان

@savadnameh

Читать полностью…

سوادنامه

‏«تراژدی را آدم‌های تسلیم شده و توسری خورده نمی‌سازند، تراژدی را کسانی می‌سازند که می‌جنگند اما زورشان نمی‌رسد.»



ناخدا از این جهان رفت.

‏ناصر تقوایی 🖤

@savadnameh

Читать полностью…

سوادنامه

در درون من همیشه دو ابله وجود داشته است. یکی به جز ماندن در مکانی که هست، هیچ نمی‌خواهد و دیگری تصور می‌کند که در آینده‌ی نزدیک، زندگی ممکن اندکی کمتر سهمگین باشد.
‏⁧ #ساموئل_بکت ⁩
@savadnameh

Читать полностью…

سوادنامه

@savadnameh

Читать полностью…

سوادنامه

داستان مشهور شدن #ونسان_ونگوک به دست یک زن

@savadnameh

Читать полностью…

سوادنامه

از تنهایی جهان بازمی‌گردم
در راهم برای تنهایی شقایق‌ها گریسته بودم
پشیمان هم نیستم
فقط می‌خواستم
در تنهایی شقایق‌ها گم شوم
که تنهایی همه‌ی سال‌ها را فراموش کنم .

#احمدرضا_احمدی

@savadnameh

Читать полностью…

سوادنامه

همه‌ی دین‌ها
از طریق ارث به ما می‌رسند...
مگر عشق!
زیرا عشق
تنها دینی‌ست
که پیامبرانش را خود
می‌آفریند!




#سعاد_الصباح

@savadnameh

Читать полностью…

سوادنامه

دلتنگ توام، به من بیاموز که چگونه دلتنگ نباشم
بگو چگونه عشقت را از اعماق جانم ریشه کن کنم؟
چگونه اشک در چشم می‌میرد؟
چگونه دل می‌میرد؟ و چگونه آرزوها خودکشی می‌کنند؟

اگر پیامبری
از این سِحر، از این کفر نجاتم بده
عشق تو کفر است، از این کفر تطهیرم کن
اگر می‌توانی مرا از این دریا بیرون بکش
من شنا نمی‌دانم.....


#نزار_قبانی

@savadnameh

Читать полностью…

سوادنامه

همه‌چیز را
در سکوتی سهمگین متوقف کردم،
و از خود پرسیدم:
آیا آن‌چه تا کنون زیسته‌ام واقعاً زندگی

بوده؟

#ترس_و_لرز
#سورن_کی‌یر

@savadnameh

Читать полностью…

سوادنامه

@savadnameh

Читать полностью…

سوادنامه

رانده شدم
ذره‌ذره
قدم‌های خسته‌ی مرگ را
شمرده‌ام
و سرانجام، پیشِ چشمِ همه
زنده به گور شدم

در تکرارِ ناخوشی‌های هر روز

#معصومه_اسماعیلی

@savadnameh

Читать полностью…

سوادنامه

#اکی_بنایی
متولد ۱۴ اردیبهشت ۱۳۲۳
درگذشت ۱۱ آبان ۱۴۰۴

خواننده آهنگ‌های محلی رشیدخان و‌گل پامچال
@savadnameh

Читать полностью…

سوادنامه

«تو ماه را
بیشتر از همه دوست می‌داشتی
و حالا ماه هر شب
تو را به یاد من می‌آورد
می‌خواهم فراموش‌ات کنم
اما این ماه
با هیچ دستمالی
از پنجره‌ها پاک نمی‌شود!»


#رسول_یونان

📷علیرضا حق
@savadnameh

Читать полностью…

سوادنامه

من تا مدت‌ها پس از سرد شدن ارتباط عاشقانه، عادت وهم‌اندیشی درباره‌ی آن که دوستش داشتم را حفظ می‌کنم.. هنوز هر از گاهی نگران زنگ تلفنی می‌شوم که به تاخیر افتاده...
با تلفن که حرف می‌زنم، بی‌اعتنا به این که چه کسی پشت خط بوده، خیال می‌کنم آن صدایی را می‌شنوم که زمانی عاشقش بودم...
من آن پابریده‌ای هستم که درد را هنوز در پای بریده‌اش احساس می‌کند..

#رولان_بارت
📚سخن عشق

@savadnameh

Читать полностью…

سوادنامه

در ادبیات و هنر معاصر، «اوفلیا شدن» معمولاً به سمبل زنی گفته می‌شود که تحت فشارهای روانی، عواطفِ بلا پاسخ، یا کنترلِ مردان اطرافش نابود می‌شود. یعنی از قدرتِ انتخابش محروم می‌شود، خودش رو گم می‌کند، به سمت یک پایان تراژیک می‌رود.


@savadnameh

Читать полностью…

سوادنامه

من رفته رفته همه‌چیز را کم می‌آورم
‏خورشید را از خودش
‏زمین را از خودش
‏و در می‌یابم که اندوهم دارایی من نیست
‏بدهی اجباری من است ...

‏⁧ #شهرام_شیدایی ⁩

@savadnameh

Читать полностью…

سوادنامه

ما تمام فاصله‌ها را در ⁧ #دلتنگی⁩هامان زیسته‌ایم
‏و روز به روز تاریکیِ چسبیده به سینه
‏به گلومان نزدیک‌تر می‌شود.

#شهرام_شیدایی



@savadnameh

Читать полностью…

سوادنامه

با درگذشت ایوان کلیما در ۴ اکتبر ۲۰۲۵، جهان ادبیات یکی از درخشان‌ترین ستارگانش را از دست داد. این نویسنده، نمایشنامه‌نویس و مقاله‌نویس برجسته چک، که در ۹۴ سالگی پس از مبارزه‌ای طولانی با بیماری در خانه‌اش در پراگ چشم از جهان فروبست، نه تنها یک قلم توانمند، بلکه نمادی از مقاومت و استقامت در برابر سرکوب بود. کلیما که کودکی‌اش در اردوگاه کار اجباری ترزینشتات زیر سایه وحشت نازی‌ها گذشت، بعدها در برابر رژیم کمونیستی چکوسلواکی ایستادگی کرد و با آثارش، صدایی رسا برای آزادی و حقیقت شد.

رمان‌هایی چون *عشق و زباله* و *روح پراگ*، که به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شدند، نه تنها داستان‌هایی عمیقاً انسانی بودند، بلکه آیینه‌ای از مبارزه او با سانسور و ستم. کلیما، که زمانی در کنار نویسندگان بزرگی چون واسلاو هاول و میلان کوندرا در محافل زیرزمینی ادبی پراگ فعالیت می‌کرد، با قلمش جهانی ساخت که در آن شجاعت، عشق و طنز در برابر تاریکی‌های تاریخ قد علم کردند. او می‌گفت: «فقط زندگی یا مرگ وجود دارد، چیزی بین این دو نیست.» حالا، هرچند جسمش از میان ما رفته، کلماتش همچنان زنده‌اند و الهام‌بخش نسل‌ها خواهند ماند.
#ایوان_کلیما

@savadnameh

Читать полностью…

سوادنامه

فیلم «late shift شیفت آخر» (2025)،
به کارگردانی پترا بیوندینا وولپه، یک درام اجتماعی جسورانه و نفس‌گیر است که با ظرافت، زخم‌های نظام سلامت را می‌شکافد و همزمان پرتره‌ای انسانی از فداکاری و فروپاشی می‌سازد. داستان در یک بیمارستان سوئیسی با کمبود نیروی انسانی می‌گذرد و زندگی فلوریا (لئونی بنش)، پرستاری در شیفت شب، را دنبال می‌کند که یک شب کاری به ظاهر معمولی‌اش به کابوسی پرتنش تبدیل می‌شود.
لئونی بنش در نقش فلوریا خیره‌کننده است؛ او ترکیبی از شکنندگی و استقامت را به نمایش می‌گذارد و به‌تنهایی فیلم را سرپا نگه می‌دارد.

فیلم در لحظاتی از جاه‌طلبی خود عقب می‌ماند. فیلمنامه، اگرچه در به تصویر کشیدن واقعیت‌های تلخ بیمارستان موفق است، گاهی به ورطه‌ی پیش‌بینی‌پذیری می‌افتد و از کاوش عمیق‌تر در لایه‌های روان‌شناختی شخصیت‌ها بازمی‌ماند.
شیفت آخر فیلمی نیست که صرفاً سرگرم کند؛ این اثر تماشاگر را وادار به تأمل می‌کند و با نمایش بی‌رحمانه‌ی فشارهای نظام سلامت، پرسش‌هایی درباره ارزش کار مراقبتی و بی‌عدالتی‌های ساختاری مطرح می‌سازد.


#معرفی_فیلم
#فرصت_تماشا
@savadnameh

Читать полностью…
Subscribe to a channel