1122
سواد نامهی موی سیاه چون طی شد بیاض کم نشود گر صد انتخاب رود
گر ز مسیح پرسدت «مرده چگونه زنده کرد؟»
بوسه بده به پیش او، بر لب ما که همچنین
#مولوی
@savadnameh
تو فکر نمیکنی ما همدیگر را، جایی دیگر، دیده باشیم؟
جایی در موسیقی؟
#شهرام_شیدایی
@savadnameh
دشمن شادکام بسیارند
دوستی غمگسار بایستی
#مولانا
@savadnameh
"و روح بسیاری از ما آمیختهایست از
نیمی رنج و نیمی امید ...!"
#جین_آستن
@savadnameh
آنقدر دنیا خر تو خر است
که میترسم حرف آنها
راست از آب دربیاید و آن دنیا هم باشد.
#صادق_هدایت
@savadnameh
همهجایی شکیبایی ستودهست
جز این یکجا که صید از من ربودهست
#نظامی
@savadnameh
گفتا تو چنگ مایی و اندر ترنگ مایی
پس چیست زاری تو چون در کنار مایی
گفتم چو چرخ گردان والله که بیقرارم
گفت ار چه بیقراری نی بیقرار مایی
#مولانا
@savadnameh
بیداریام چه دانی؟ ای خفتهای که شبها
نَنْشَستهای به حسرت، نشمردهای ستاره
#فروغی_بسطامی
@savadnameh
«آدمهای خوب رنج بیشتری میکشند چون از رنج دیگران هم رنج میبرند. من نمیدانم آدم خوبی هستم یا نه ولی این را میدانم که بیشتر از سهمم رنج میبرم.»
📚نهفرشته،نهقدیس
#ایوان_کلیما
@savadnameh
در بندر متروک هنوز آبی هست که خود را به بارانداز بزند، در جنگل تاریک ساکت هنوز برگی هست که فروبیفتد، زیر قاب صیقلی سقف، موریانهای هست که چوب را بجود.
هیچچیز هیچگاه آرام نیست، مگر برای احمقها!
📚بنال وطن
#آلنپیتون
@savadnameh
«دلم فقط يك چيز مىخواست: رفتن، راه رفتن…همه چيز برايم يكسان بود!
دلم مىخواست دور شوم، ديگر برنگردم، ناپديد شوم، توى جنگل گم و گور شوم، وسط ابرها، ديگر چيزى يادم نيايد، فراموشى...فراموشى...»
#آگوتا_کریستوف
@savadnameh
آدمی که سالها در تونل ذهن خودش زندگی کند، کمکم نور بیرون را دشمن تصور میکند.
📚تونل
#ارنستو_ساباتو
@Savadnameh
مراقبت یعنی همراهی در رنج و فقدان: «من اینجا هستم، حتّی اگر نتوانم تو را درمان کنم.»
#آرتور_کلاینمن
@savadnameh
گفتی که «روزِ سختی فریادِ تو رسَم»
سخت است کار، بهرِ چه روز ایستادهای؟
#خاقانی
@savadnameh
«تا مدتها دلشکسته بودم، دلشکسته. این کلمه رو توی اون دفترچهات بنویس، دلشکستگی مثل غصه نیست که شب بخوابی و صبح بیدار بشی و تموم شده باشه، دلشکستگی مثل تجربهی یک مرگه، از دست دادن و تنها شدن، دلشکستگی تجربهی از دستدادنِ تکّههای بزرگی از قلبه.»
#ریموند_کارور
🖼️Aron wisenfeld
@savadnameh
دیگر نه آرزویی دارم و نه کینهای، آنچه که در من انسانی بود از دست دادم، گذاشتم گم بشود. در زندگانی، آدم باید یا فرشته بشود یا انسان و یا حیوان، من هیچکدام از آنها نشدم، زندگانیم برای همیشه گم شد.
📚زنده بهگور
#صادق_هدایت
@savadnameh
همهی ما توسط کسانی که دوستمان داشتهاند، ساخته و باز ساخته شدهایم. ما اثر افراد اندکی هستیم که در عشقشان به ما سماجت به خرج دادهاند.
#فرانسلو_موریاک
@savadnameh
کافر نکند
آنچه تو کردی
حذر از "تو"..
#وحشی_بافقی
@savadnameh
هرچیزی را که لمس میکنم
مرا تلخ میرنجاند
و دیگر هیچ چیز از آن من نیست
همیشه کسی هست که میگوید:
این از آن من است؛ مال من اما..
من دیگر هیچ چیز
هیچ ندارم
#آنجلوپولوس
@savadnameh
«حس میکردم میخواهد راضیم کرده باشد و نوعی عذر خواسته باشد از چیزی که فکر میکرد مرا رنجانده است. نرنجیده بودم من. آسان میتوان از غریبه نرنجید. رنجیدن از خودی است، همیشه. از توقع است و از غریبه توقع نیست. توقعی نباشد، اگر، از چه رنجیدن، از که رنجیدن، چرا رنجش؟»
📚برخوردها در زمانهی برخورد
#ابراهیم_گلستان
@savadnameh
«او تندخو نبود.
آنها از سمتِ شکستهاش به او نزدیک میشدند...»
#علي_أتات
@savadnameh