صدانت؛ صدای اندیشه آدرس وبسایت: www.3danet.ir اینستاگرام صدانت: instagram.com/3danet کانال رسمی صدانت: @Sedanet صدانت تیوی: @Sedanettv بایگانی صدانت: @sedanet1 آگاهی از نشستهای فرهنگی: @News_sedanet
☺️ میزگرد «گفتوگو پیرامون تعقّل و تدیّن»
نشست علمی «گفتوگو پیرامون تعقّل و تدیّن» روز ۲ اسفندماه ۱۴۰۳ با حضور جمعی از اندیشمندان و صاحبنظران در خانه بازنشستگان امید شهر سنندج برگزار شد.
در این نشست، #مصطفی_ملکیان ، #حسین_امامی ، #کیوان_بلندهمتان ، #فرزاد_حاجیمیرزایی و #مولود_بهرامیان به بحث و تبادل نظر پیرامون نسبت میان تدیّن و تعقّل پرداختند. همچنین، نظریه عقلانیت و معنویت بهعنوان یکی از دیدگاههای مهم در این حوزه مورد بررسی قرار گرفت.
این نشست فرصتی برای واکاوی رابطه دین و خردورزی بود و تلاش شد تا از منظرهای مختلف، پیوند یا چالشهای این دو مقوله تحلیل شود. فضای علمی و گفتوگوی آزاد بین صاحبنظران، این نشست را به محملی برای اندیشهورزی و تبیین مباحث بنیادین در حوزه دین و عقل تبدیل کرد.
📎 برای دریافت صوت این میزگرد اینجا کلیک کنید
🙂 @sedanet
🔵 @mostafamalekian
☺️ ناکامل بودن راهکار استفاده از وظایف ناکامل برای حل مشکل پرمطالبگی در اخلاق کانتی
👤 #ایمان_عباسنژاد
📝فصلنامۀ مطالعات اخلاقی
پرمطالبه بودن نظریات اخلاقی اعتراضی است که در دهههای اخیر و پس از مقالۀ معروف سینگر در 1972 بسیار رواج یافت. این اعتراض میگوید شهوداً نظریۀ اخلاقی نباید مطالبات بیش از حدی از ما داشته باشد. علیرغم اینکه بیشتر بحثها دربارۀ پرمطالبگی در فایدهگرایی مطرح است، در سالهای اخیر این اعتراض ناظر به اخلاق کانتی هم مطرح شده است. عدهای با پیش کشیدن تقسیم وظایف کامل و ناکامل در نظریۀ اخلاقی کانت و استفاده از مفهوم «آزادی عمل» که کانت در خصوص وظایف ناکامل مطرح کرده است، کوشیدهاند نشان دهند اخلاق کانت پرمطالبه نخواهد بود. در این نوشتار این راهحل را مطرح و بررسی میکنیم و مشخص خواهد شد این راهحل اولاً باعث میشود اخلاق کانت کممطالبه و بیش از حد سهلگیر شود و ثانیاً مشکل پرمطالبگی را به طور کلی در اخلاق کانت حل نمیکند و پرمطالبهترین بخش اخلاق کانت در وظایف کامل است.
📎 برای دریافت فایل PDF مقاله اینجا کلیک کنید
🙂 @sedanet
🔵 @imanabasnejad
☺️ درباب کتابِ «الهیات در متن علم»؛ اثر جان پوکینگهورن
👤 میلاد نوری (مترجم کتاب)
جان پوکینگهورن (1930-2021) فیزیکدان و کشیش انگلیسی بود که زندگانی فکریاش، بیش از هر چیز، به بحث درباب آشتیِ علم و دین گذشت. او ریاضیات و فیزیک را در کالج ترینیتی کمبریج آموخت؛ آنگاه به تدریس فیزیکِ ریاضی، نخست در دانشگاه ادینبورگ و سپس در کمبریج، پرداخت. وی دکتری دوم خود را در سال 1974 در فیزیک ذرات بنیادی دریافت کرد و ضمنِ معرفی مدلی ریاضیاتی برای محاسبۀ مسیرِ ذرات کوانتومی، به عضویت انجمن سلطنتی علوم انگلستان درآمد. بااین-حال، او چندسال بعد با شگفتی تمام، از مقام استادی کناره گرفت و به تحصیل الهیات پرداخت که در این زمینه نیز موفق بود بهطوریکه در 1986 بهعنوان رئیس و کشیش ترینیتی هال انتخاب شد، در 1989 به ریاست کالج کوئینز در کمبریج رسید و دستآخر در 1996 از آنجا بازنشسته شد. پوکینگهورن همچنین در تأسیس «انجمنِ دانشمندان منصوبِ کلیسا» و «انجمن بینالمللی علم و دین» نقش بهسزایی ایفا کرده است. بیشتر نوشتههای او به بحث درباب نسبتِ علم و الهیات اختصاص دارند؛ بهعنوان مثال، راهِ جهان، ایمان یک فیزیکدان، ایمان و علم و فهم، خدای امید و فرجام جهان، مواجههای مسیحی با واقعیت، فیزیک کوانتومی و الهیات، علم و دین در جستجوی حقیقت از جمله آثاریاند که او در این زمینه نگاشته است. پوکینگهورن در 1997، بهسبب خدمات برجستهاش در زمینۀ علم، الهیات و اخلاق، عنوان شوالیه را از الیزابت دوم دریافت کرد و نیز در 2002 برای پژوهش در مورد واقعیتهای معنوی، جایزۀ بنیاد تمپلتون را از آن خود نمود.
📎 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید
🙂 @Sedanet
🔵 @ZarbahangeKherad
☺️ بازی کردن نقش خدا در زیستشناسی
👤 برایان کلاس
مترجم: عارف عبادی
متن زیر ترجمه و تلخیص بخش کوتاهی است از کتاب «اتفاق: شانس، آشوب و چرا هرآنچه میکنیم مهم است» (2024) نوشتۀ برایان کلاس (Brian Klaas). محور اصلی کتاب کلاس تاثیرات رخدادهای کوچک و به ظاهر ناپیدا در شکلدهی به روندهای بزرگ است. گزیدۀ زیر دربارۀ یکی از طولانیترین آزمایشهای زیستشناسی است که در آن دانشمندان با مطالعۀ دهها هزار نسل از باکتری ای. کُلی (E. coli) در محیط آزمایشگاهی تلاش میکنند تا نشان دهند چه میزان از تغییرات در دوازده سویۀ این باکتری حاصل اتفاق است و چه میزان حاصل همگرایی.
📎 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید
🙂 @Sedanet
🔵 @FortunateMistake
☺️ نگاهی فلسفه حقوقی به لایحه مربوط به حجاب
👤 #محمدامیر_قدوسی
دکتر محمدامیر قدوسی در تاریخ ۲ دیماه ۱۴۰۳، به دعوت انجمن علمی فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه تهران، در یک سخنرانی ۷۰ دقیقهای، قانون حمایت از خانواده از طریق ترویج فرهنگ عفاف و حجاب را از منظر فلسفه حقوق و حقوق عمومی مورد بررسی قرار داد. وی در این سخنرانی بیان کرد که به دلیل درآمیختگی امر عمومی و خصوصی در این قانون و خروج آن از کارویژههای دولت بیطرف، این قانون از جنبه اخلاقی قابل دفاع نیست. همچنین، از دیدگاه پیامدگرایانه و مصلحتاندیشانه، آن را ناکارآمد ارزیابی کرد و توضیح داد که چنین رویکردهایی علاوه بر افزایش رویگردانی از حجاب شرعی، به گسترش نفاق و ریا در جامعه و در نهایت، بدنامی و منفوریت اقشار متدین منجر خواهد شد.
در پایان، دکتر قدوسی با اشاره به برخی مصادیق، یادآور شد که حتی از منظر فقهی و دروندینی نیز درباره گستره حجاب شرعی میان فقها اختلاف نظر وجود دارد...
📎 برای دريافت صوت اینجا کلیک کنید
🙂 @Sedanet
☺️ دربارۀ مناظرۀ اخیر آقایان سروش و علیدوست، در نسبتِ شریعت و عقلانیت
👤 #اردشیر_منصوری
مهرماه 1403 عبدالکریم سروش و ابوالقاسم علیدوست، به ابتکار “مدرسۀ آزاد” (مدرسۀ آزادفکری) طی سه نشستِ غیرهممکان (اینترنتی) با هم گفتگویی داشتند که نظیر آن طی حدود سه دهۀ اخیر سابقه نداشته است. این یادداشت مجال بررسی و نقد مبسوط مواضع دو سوی مناظره نیست، و در پاسخ به لطف و پرسش عزیزان صدانت، در حد گزارشی مروری دربارۀ جایگاه و اهمیت احتمالی این مناظره تقریر شده است.
– مجموع سه جلسه، جمعاً حدود 5 ساعت و 45 دقیقه، از رسانههایی مانند یوتیوب، و گروه تلگرامی آزاد (اینجا) قابل دستیابی است.
– عبدالکریم سروش، 79 ساله، اکنون مقیم آمریکا، پژوهشگر فلسفه و مدرس سابق فلسفۀ علم و متون ادبی و عرفانی در دانشگاههای ایران، در دهۀ شصت تا میانۀ دهۀ هفتاد، بوده است. او از میانۀ دهۀ هفتاد، ابتدا از تدریس در دانشگاههای ایران منع شد، سپس فضا برای سخنرانیهای آزاد و غیردانشگاهی او، و حتی انتشار عمومی و رسمی آثارش به شدت تنگ شد. با شدت یافتن تنگناها که به تهدیدهای عنیف نیز انجامید، این مفسر نهجالبلاغه و مدرس دانشگاه و نظریهپرداز کلام جدید و معرفتشناسی دین، نهایتاً جلای وطن کرد و در یک مهاجرت اجباری، نزدیک به دو دهه است که دور از ایران به سر میبرد. بدینسان محرومیتی دو سویه رقم خورد؛ او از مواهب موطِن مألوف و فضای فرهنگی و مصاحبت مخاطبان مشتاق داخل کشور، و جامعۀ علمی ایران از دانش و آموزش پر نیروی او.
– ابوالقاسم علیدوست، 63 ساله، مقیم قم، عالم دینی و محقق حوزوی که نامی نسبتاً نو در میان اهالی فقه و کلام و فلسفۀ اسلامی است. نوشتهها و نظرات منتشرۀ او نشان از آن دارد که میکوشد علاوه بر علوم حوزوی، با دانشهای مدرن و معارف دانشگاهی هم آشنا باشد و با آگاهی از نظریههای علمیِ جهان جدید، علوم دینی را به اصطلاح روزآمد کند. عزم او بر فربهسازیِ فقه است تا علاجیِ برای مسئلۀ کارآمدی شریعت در دنیای امروز بیابد...
🔗 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید
🙂 @Sedanet
🔵 @azadsocial
🔵 @ardeshirmansouri
☺️ ایران در ماههای آینده با چه تهدیداتی مواجه است؟
👤 #مسعود_نیلی
به یاد دارم در سالهای دور گذشته و در زمانهایی که در سازمان برنامه و بودجه کار میکردم، در چند نوبت، مسوولیت تهیه گزارشهایی تحت عنوان چشمانداز ۱۰سال آینده اقتصاد ایران را برعهده داشتم. هدف اصلی این کار آن بود که ابعاد شکافها و عدم تعادلهایی که در آن مقطع زمانی غیر قابل مشاهده ملموس بود اما در گذر زمان، روند رو به افزایش داشت، در همان ابتدا نمایان شود. بهعنوان مثال، ابعاد کسری بودجه یا عدم تعادل در تراز پرداختها و غیره، از این طریق برای سیاستگذار روشن و مشخص میشد. یک فرض تلویحی هم در انجام این کار وجود داشت و آن هم این بود که تصمیمگیرنده خود را در قبال حل مشکلات، مسوول میشناسد و لذا قاعدتا از مواجه شدن با مسائل بزرگ و بحرانی، اجتناب میکند.
طی چند ماه اخیر، تعدد و تنوع مشکلات بزرگ بهشدت افزایش پیدا کرده و از مرحله نگرانی عبور کردهایم. آنچه درباره وقوع آن در آینده هشدار داده میشد، در زمان حال محقق شده و ابعاد آسیبزای خود را نمایان ساخته است...
🔗 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید
🙂 @Sedanet
🔵 @masoudnili
☺️ برخورد فعلی با حجاب در ایران استثناست یا قاعده؟
👤 #جواد_درویش
در یکی از کلاسهای این ترم کتابی را تدریس میکنم با عنوان “مواجهه اسلام با علم مدرن” که سال 2023 در سری کتابهای Cambridge Elements منتشر شده و نویسنده آن یک استاد فیزیک ترکتبار در آمریکاست.
او در دو جای کتاب اسم ایران را به عنوان استثنا در میان همه کشورهای مسلمان آورده است:
یکی جایی که پیشرفتهای علمی ایران را به ویژه در فناوریهای زیستی به رغم تحریم، در مقایسه با سایر کشورهای مسلمان قابل توجه میداند.
دومی، وقتی درمورد مواجهه اسلام و داروینیسم صحبت میکند، مینویسد:
حکومت دینی ایرانیان هیچ مشکلی (حتی) با قبول نظریه نیای مشترک گونههای غیرانسانی ندارند. درحالیکه نگاه دینی محافظه کارانه عربستان و کشورهای حاشیه خلیج، مایل است که کل نظریه تکامل را انکار کند. (p20)
مورد مشابهی را من چندماه پیش وقتی برای یک کنفرانس با موضوع اخلاق زیستی در قطر بودم، دیدم. یکی از مفتیهای قطری در یک پنل که یکی از اساتید ایرانی هم در آن حضور داشت، بیمقدمه و بیدلیل شروع کرد به حمله شدید به فقهای شیعه که حکم به جواز تغییر جنسیت دادهاند. میگفت شما آبروی اسلام را بردهاید و چیزی از دین باقی نگذاشتهاید!
چند هفته پیش هم با دوست فرهیختهای در همین رابطه صحبت میکردم. او بر فقه مسلط است و سالها در اروپا زندگی کرده و فلسفه خوانده است. ایشان چیزی قریب به این مضمون را میگفت که این از شگفتیهای فقه شیعه است که تغییر جنسیت را مجاز شمرده است. قبول این موضوع به لحاظ دینی نیاز به یک بینش حقیقتا مترقی دارد.
به نظر من این نگاه باز فقها نسبت به علم و مدرنیته، ریشه در عقلانیت شیعی دارد که قبلا هم پیرامون آن در سیاست، فلسفه و اخلاق نوشته بودم.
اسلام سیاسی بعد از انقلاب با گنجاندن عنصر “مصلحت”، افزونههای عرفی بیشتری هم به آن اضافه کرده. مثلا میبینیم که تدریس تکامل در مدارس ایران به هیچ وجه با چالشهایی که در کشورهای عربی و حتی آمریکا وجود دارد، مواجه نیست.
ترجمه و انتشار کتابهای داوکینز، هاوکینگ و دنت هم که در برخی کشورهای عربی ممنوع است و با واکنش تند کشیشهای مسیحی روبروست، در ایران انجام میشود. این مواجهه لزوما به دلیل بیاطلاعی آنها از محتوای این آثار نیست، بلکه بیشتر به خاطر نداشتن نگاه بنیادگرایانه و متنمحورانه آنهاست. مثلا شهید مطهری با صراحت کامل داستان آدم و حوا را در قرآن سمبولیک مینامند. (مجموعه آثار، ج1، ص 515)
به هرحال برای کسی که فضای کشورهای دیگر را بیشتر دیده، این مواجههی متولیان دین با علم جدید، پدیده عجیبی است.
اما آنچه برای او عجیبتر است، نحوه برخورد با مساله حجاب در ایران است.
وقتی او این انعطاف زیاد در تفسیر عقاید کلامی یا موضوعات فقهی در ایران را میبیند و در کنار تصلب عجیب پیرامون مساله حجاب و برخورد با زنان (مثل استادیوم رفتن یا موتورسواری بانوان) میگذارد، دچار حیرت عمیق از همه تناقض میشود!
🔗 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید
🙂 @Sedanet
🔵 @vaadie
☺️ مدارا با سنگریزه در بحث فقه و عقل
👤 #فرهاد_شفتی
همنسلهای من احتمالا نوشتار کوتاه اما شیرین و آموزندۀ سنگریزه و کفش را در (اگر اشتباه نکنم) کتاب فارسی دوم راهنمایی قدیم به یاد دارند. نویسنده از تمثیل سنگریزه در کفش استفاده میکند تا نکتهای را دربارۀ روبرو شدن با دشواریهای زندگی گوشزد کند. او با اشاره به عادتِ اینطرف و آنطرف دادن سنگریزه و محبوس کردن آن بین انگشتان و تحمل گزشهای سنگریزه نتیجه میگیرد که اگر از همان اول سنگریزه را از کفش در آورده بودیم زحمتمان کمتر بود.
از مناظرۀ عبدالکریم سروش و ابوالقاسم علیدوست در برنامۀ آزاد بهره بردم، در عین حال این مناظره من را به یاد نوشتار سنگریزه در کفش انداخت. سوءتفاهم نشود، نه منظورم این است که دانش فقه مانند سنگریزهای در کفش است، و نه منظورم این است که مناظره مانند بازی با سنگریزهای در کفش بیحاصل و بیهوده بود. به نظرم مباحث بسیار مهمی در مناظره مطرح شد و حتی برای شنونده یا بینندهای که با این مباحث آشناست این مناظره میتواند بسیار پُربار باشد.
پس چرا این مناظره من را به یاد نوشتۀ سنگریزه در کفش انداخت؟ چون آنگونه که میبینم به عمد یا به مصلحت یا به فراخور روالِ اینگونه مناظرات پرسشهایی به مراتب مبناییتر که میتواند، در موافقت یا مخالفت، طرفین را زودتر به مقصد برساند داخل بحث نشد یا گذرا وارد شد. نوشتار سنگریزه در کفش در ذهن من تمثیلی شد از اکتفا به اشاره کردن به برخی مبانی و مباحث پیشینی به جای تامل در آنها، و در مقابل تکیه بر کارکردها و مباحث پسینی در این مناظره...
🔗 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید
🙂 @Sedanet
🔵 @farhadshafti
☺️ قلم اینجا رسید و سر بشکست
(قبض و بسط و بنبست رفرماسیون فقهی)
👤 #ایوب_افضلی
مناظره سروش و علیدوست پیرامون نسبت فقه و عقل سرانجام به گردابی رسید که نشان داد محل نزاع که به ظاهر صورتبندی اصیل داشت و بحثی علمشناسانه/فقهپژوهانه بود، تماما بحثی فرعی و مسئلهای نامستقل است، مدعای اصلی من این است که پیگیری این مسئله به محو شدن مسئله «مناسبات فقه و عقل» و همچنین شکست «پروژه فقهترمیمی» دستکم برای نواندیشان حوزوی و روشنفکران دینی خواهد انجامید. بنابراین دو جریان مذکور با پرسشی مواجهاند که از سویی تداوم و انسجام فقه به عنوان یک رشته را منتفی میسازد و از دیگرسو فقهیان را از فقاهت مدرسی و آتوریته سنتی برکنار خواهد کرد (چنانکه کانت تا اطلاع ثانوی/روشننشدن پاسخِ پرسشهای فلسفه نقدی خود، تمامی متافیزیکدانان را از کار برکنار کرد). گفتنی است که نگارنده در این نوشتار مدعی پیشنهاد یا راه حل خاصی نیست و در مقام توصیف یک وضعیت و پیامدهای آن است.
🔗 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید
🙂 @Sedanet
☺️ گفتگو به مثابه کنش (درباره مناظره سروش و علیدوست)
👤 #رضا_تاران
ادعای اول من این است که گفتگو و مناظره عبدالکریم سروش و ابوالقاسم علیدوست بیش از آنکه نتیجهای معرفتی را دنبال کند در مسیر احیای دو نهاد و جریان اندیشگی در ایران امروز بود؛ اسلام سیاسی فقاهتی و روشنفکری دینی. ادعای دوم: این دو جریان بیش از آنکه رقیب هم باشند همخانواده هستند و کارکرد مثبت آن میتواند عقلانیسازی و تهذیب خشونتهای اسلام سیاسی رادیکال و تضعیف یکی از موانع مذهبی در مسیر توسعه ایران باشد. ادعای سوم اینکه «دین اجتماعی» بهگونههای مختلف گرایش بخش مهمی از جامعه و تئوری «دین به مثابه فرهنگ« میتواند توضیحدهنده چنین گرایشی باشد و نظریهپردازان آن طیفی از دینپژوهان جوانتر هستند. هر سه ادعای من فاقد دادههای آماری است و به عنوان یک فرضیه میتواند مطرح شود...
🔗 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید
🙂 @Sedanet
@namehayehawzavi
☺️ معرفی کتاب «توئیتریشدنِ سیاست» اثر محمد رهبری
📎 همراه با گزارش نوشتاری، تصویری و صوتی از نشست کتاب « توییتری شدن سیاست» در خانه اندیشمندان با حضور محمدجواد ظریف، هادی خانیکی، محمد رهبری و محمد فاضلی
محمد رهبری: کتاب جدیدم با عنوان «توئیتریشدنِ سیاست»، بالاخره بعد از رفتوبرگشتهای فراوان منتشر شد. این کتاب با ترکیب نظریات مربوط به شبکههای اجتماعی و دادههای توئیتر فارسی، منبع غنی برای مطالعه نظریات شبکههای اجتماعی به زبان فارسی است و اطلاعات مفیدی از اثرات توییتر بر جامعه و سیاست در ایران بدست میدهد.
رسانههای اجتماعی مانند توئیتر، بر روند جامعهپذیری نسل جدید و بر نوع کنشگری فعالان مدنی و سیاسی تأثیر بهسزایی گذاشته است. با اینحال، تاکنون مطالعه منسجمی راجع به این موضوع در جامعه ایران انجام نشده است. خوشحالم که با خلق این اثر، این تحول و تغییر در ایران و جهان را بهزبان فارسی مورد مطالعه قرار دادم.
اگر به حوزه علوم سیاسی، جامعهشناسی، ارتباطات، علوم اجتماعی محاسباتی، کلاندادهها و نسبت میان فناوری، سیاست و جامعه علاقهمند هستید، پیشنهاد میکنم این کتاب را که از فردا در کتابفروشیها در دسترس است، مطالعه کنید.
این کتاب که برآمده از رساله دکتریام بود، توسط انتشارات «اگر» و با مقدمه دکتر خانیکی منتشر شده است. از اساتید عزیزم دکتر ابوالفضل دلاوری، دکتر هادی خانیکی و دکتر حمیدرضا رحمانیزاده دهکردی که در زمان انجام رساله دکتری، با راهنماییها و مشاورههای خود به خلق بهتر این اثر کمک کردند، تشکر میکنم.
🔗 برای مطالعه گزارشها و دیدن و شنیدن این نشست اینجا کلیک کنید
🙂 @Sedanet
🔵 @agarpub
🔵 @fazeli_mh
🔵 @HadiKhaniki
🔵 @MohammadRahbari
☺️ قبض فقه و بسط باطن
درنگی در مناظرهی عبدالکریم سروش و ابوالقاسم علیدوست
👤 #یاسر_میردامادی
نسبتسنجی عقل و فقه نکتهی محوری مناظرهی سهگانهی سروش-علیدوست به میزبانی برنامهی اینترنتی «آزاد» در نیمهی دوم ۱۴۰۳ خورشیدی بود. هر دو طرف بحث همدلانه از عقل سخن میگفتند. اما سروش از «قبض فقه» دفاع میکرد تا جا برای عقل باز شود، حال آنکه علیدوست از «بسط فقه» دفاع میکرد تا جا برای عقل باز شود. سروش استدلال میکرد که جدی گرفتن عقل، به ویژه عقل مدرن، کاروباری همه یا هیچ است. از نظر او اولا فقه برای «بلاموضوع و بی ربط» (irrelevant) نشدن و ثانیا برای تأمین عدالت در جهان جدید چارهای جز جدی گرفتن عقل مدرن ندارد.
اما، از نظر سروش، عقل مدرن را که جدی بگیری سرآخر چیزی از فقه باقی نمیگذارد، تنها باقی میماند فقهِ عبادات و شبهعبادات یا به قول فان اس فقهِ «ژیمناستیکِ عبادت» که البته آن هم چون نیک بنگری در بنوبنیاد مراسم صبحگاه، ظهرگاه، شامگاهی ظاهری-دنیوی است و نه سلوکی باطنی-اخروی. در یک کلام، آنچه از فقه باقی میماند تلاش منفعلانه و مذبوحانه برای تطبیق خود با عقل جدید است، از لغو بردهداری گرفته تا (احتمالا در آینده) لغو اعدام، لغو نابرابریهای زن و مرد و کافر و مؤمن، کنار آمدن با «ربا» و قس علیهذا.
از نظر سروش، عقلانی کردن فقه قدم نهادن در سرازیریِ محو فقه است و باکی از این نیست. زیرا فقه غیر ضروری و بلکه مضرّ است. در مقابل اما، علیدوست، محترمانه و با زبانی نامفهوم برای عموم البته، استدلال میکرد که برای عقلانی کردن فقه باید آن را بسط روشمندانه داد: عنصر مصلحت را وارد آن کرد، فقه را مقاصدی کرد تا فقه طراز نوین در موارد مستحدثهای که «نصوص» ساکت اند متن را به صدا در آورَد و حکمی سازگار با روح زمانه و در راستای مقاصد شارع از آن استخراج کند. سروش اما میگفت «نصوص» وقتی ساکت اند باید به عقل جمعی مدرن مراجعه کرد ــــ و البته از نظر سروش «نصوص» سراسر ساکت اند و مفسر است که حرف در دهان متن میگذارد. عقل خالص هم نداریم، بلکه ماییم و خردهعقلی کآتش در آن نتوان زد.
سروش، مصرّانه و بیپرده، به مشکلات بسط فقه اشاره کرد: ۱. فقدان معیار برای تمایز نهادن میان «عقل خالص» و «عقل ناخالص» (به تعبیر دقیقتر: فقدان معیارِ فقیهانهای بین الاذهانی و خالی از مصادره به مطلوب برای تمایزنهی میان «خالصی» و «ناخالصیِ» عقل) ، ۲. خانه کردن فقه در زمین دیگران، که زمین عقل جمعی است. و البته توصیهی مولوی در گوش ما است که «در زمین دیگران خانه مکن». خانه کردن فقیهان در زمین عقل مدرن، در حالت خوشبینانه، غیر ضروری و بی فایده و در حالت بدبینانه، مخلّ به عقلانیت مدرن و غاصبانه است.
با این حال، آنچه حتی به اشاره هم مورد بحث قرار نگرفت و در عین حال مسألهای محوری است، مشکلات «قبض فقه» است. حال آنکه برای پروراندن راه حلی جامع در نسبتسنجی عقل و فقه، یعنی راه حلی که بیشترین مزایا و کمترین مضرات را داشته باشد، باید حسن و قبحِ «قبض فقه» و حسن و قبحِ «بسط فقه» هر دو را با هم سنجید، سنجیدنی نه یکبار برای همیشه و از جنس خطابه که سنجیدنی دائمی، استدلالی و گفتوگویی. در ادامه به شکل گذرا به بحث از مشکلات «قبض فقه» خواهم پرداخت.
🔗 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید
🙂 @Sedanet
🔵 @YMirdamadi
☺️ با نگرشی تکاملی چگونه زندگی کنیم؟
👤 #هادی_صمدی
استیون پینکر در کتاب روشنگری اکنون، با ذکر شواهد تجربی قانعکنندهای نشان میدهد در همهی وجوه زندگی وضعیت انسان در گذر زمان بهتر شده است. طول عمر انسان طولانیتر شده و در سطح اجتماعی خشونت کاهش یافته است.
اما به نظر میرسد یک جای کار میلنگد! زیرا آمار افزایش اضطراب و افسردگی رو به بدتر شدن است. برای این آمار میتوان به کتاب نسل مضطرب جاناتان هایت مراجعه کرد.
این دوگانه را چگونه میتوان تفسیر کرد؟
رواقیون، در زمانهای پیش از میلاد مسیح که هنوز جهان وارد فاز مدرن خود نشده بود، معتقد بودند که برای رسیدن به رضایت از زندگی باید هماهنگ با طبیعت زیست.
بیتردید عادات رفتاری انسان در دهههای اخیر به شدت تغییر کرده و انسان از هماهنگی با طبیعت دورتر از آن دوران شده است. علت اضطراب کنونی این است؟! آیا میشود سخنان رواقیون را به نحوی کمّی سنجید؟ نگاهی بیاندازیم به پژوهشی در این زمینه که به تازگی منتشر شده است.
به طور متعارف دانشمندانی که در تبیینهای تکاملی در روانشناسی فعالاند به صورت منفرد برخی از عادات رفتاری امروزین ما را با نیاکان شکارچی-گردآور یا با انسانهای دوران کشاورزی مقایسه میکردند. اکنون پژوهشگران ابزار پژوهشیای طراحی کردهاند که برای اندازهگیری تفاوت سبک زندگی مدرن با اجداد ما و تأثیر این تفاوتها بر سلامتی طراحی شده است. این پژوهش مقیاسی به نام «سبک زندگی ناسازگار تکاملی» (EMLS) را معرفی میکند: پرسشنامهای ۳۶مادهای که رفتارها و عوامل سبک زندگیِ متفاوت از آنچه که اجداد ما تجربه کردهاند شناسایی میکند...
🔗 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید
🙂 @Sedanet
🔵 @evophilosophy
☺️ نشست فلسفه اخلاق فمنیستی
نظریه اخلاق مراقبت Ethics of care به رویکردی در اخلاق گفته میشود که طیف وسیعی از دیدگاهها را شامل میشود که نقش جنسیت در اخلاق را برجسته میکند. با اینحال میتوان در میان همه این روایتها روح مشترکی را یافت و آن بازاندیشی در اخلاق/فلسفه اخلاق متعارف است که به عقیده این اندیشمندان فلسفهای مردانه است و نیازمند جرح و تعدیل است. انواع روایتها و رویکردها در فلسفه اخلاق فمنیستی بر چند اصل کلیدی بنا شده است:
۱. محوریت روابط انسانی
اخلاق مراقبت بر پایهی روابط انسانی و تعاملات اجتماعی استوار است و به جای تمرکز بر اصول کلی و فراگیر انتزاعی، به نیازهای خاص و منحصر به فرد افراد در روابط نزدیک و روزمره توجه میکند. به عبارت دیگر، در اخلاق مراقبت، دقت در جزئیات و شرایط خاص هر رابطه اهمیت محوری دارد و چه در این رویکرد هم از حیث متافیزیکی و هم معرفتشناختی به موضع خاصگرایان particularism در فرااخلاق نزدیک میشوند.
۲. توجه به احساسات و عواطفِ اخلاقی
توجه به احساسات، نیازها و تجربیات دیگران نه تنها منع و مشکلی برای معرفت اخلاقی ایجاد نمیکند که اساساً ربط اخلاقی دارد و در کانون توجه است. این به معنای آن است که در تصمیمگیریهای اخلاقی، نیازهای عاطفی و اجتماعی دیگران باید در یک شبکه ارتباطی نظر گرفته شوند.
۳. اخلاقی بودن مراقبت
اخلاق مراقبت بر این مهم استوار است که مراقبت و حمایت از دیگران نه تنها یک عمل انسانی و غریزی، بلکه یک عمل اخلاقی است و در زمره فضایل غلیظ اخلاقی Thick moral virtuous قرار میگیرد. این رویکرد بر این باور است که مراقبت از دیگران باید به عنوان یک ارزش اخلاقی بنیادین و محوری در کانون اندیشه اخلاقی در نظر گرفته شود.
۴. تأکید بر تجارب زنانه
در این رویکرد تجارب و دیدگاههای زنانه اهمیت محوری در اخلاق دارد. به نظر متفکران این حوزه، در بسیاری از جوامع، نقشهای سنتی زنان به عنوان مراقبان و پرورشدهندگان، به طور ناعادلانهای نادیده گرفته شده است که این تجارب میتواند دیدگاههای جدیدی را در مورد اخلاق و مسئولیت ارائه دهد. طبق دیدگاه متفکران این حوزه، بخش معتنابهی از تجربیات و شهودات اخلاقی به علت تحمیل و سلطه نظامهای مردسالارانه نادیده گرفته شده است و این غفلت، موجب شده است که شهودات و تجربیات اخلاقی فعلی آدمیان از کاستیهای جدی رنج ببرد. برای نمونه تاکید بیش از اندازه بر حقوق و عدالت جای را بر فضایلی چون غمخواری، تیمارداری، دلسوزی و مهربانی تنگ کرده است؛ فضایلی که برخلاف فضایل مردانه (مثل تأکید افراطی بر حق و عدالت و شجاعت) آدمیان را به یکدیگر نزدیکتر میکند.
در این نشست که به همت و میزبانی موسسه «شهر فلسفه ایران» در تاریخ ۴ آبانماه ۱۴۰۳ برگزار شد، حسین بیات و امید کشمیری به تبیین و شرح برخی مولفههای محوری این دیدگاه پرداختند.
🔗 برای دریافت فیلم و صوت این نشت اینجا کلیک کنید
🙂 @Sedanet
🔵 @hossein_bayat
🔵 @iraniancityofphilosophy
☺️ نشست «دربارهٔ همدلی»
مؤسسه شهر فلسفه با همکاری مؤسسه خانه آشنا در ۱۷ اسفند ۱۴۰۳ نشست ویژهای با موضوع «همدلی» برگزار کرد. در این رویداد، امید کشمیری و کاوه بهبهانی به بررسی ابعاد مختلف همدلی پرداختند.
👤 #امید_کشمیری – با عنوان «همدلی، اسب تروای اخلاق؟»
(چگونه همدلی نَسنجیده به زبان اخلاق تمام میشود)
👤 #کاوه_بهبهانی – با عنوان «همدلی در عصر همزیستی با رباتها»
📎 برای دریافت فایلهای صوتی اینجا کلیک کنید
🙂 @sedanet
🔵 @Sophia_Kaveh
🔵 @khanehashena
🔵 @iraniancityofphilosophy
☺️ ذهن چطور امور را ادراک میکند؟
(نظریههای مدرن برای ادراک)
👤 #کاوه_بهبهانی
مرداد ماه ۱۴۰۳
به همت مرکز فرهنگی آبی
📎 برای دریافت فایل صوتی اینجا کلیک کنید
🙂 @sedanet
🔵 @Sophia_Kaveh
☺️ خلاصه کتاب تاملات سیاسی علامه طباطبایی
👤 علی بهاری، پاییز ۱۴۰۳
اندیشه سیاسی مرحوم علامه طباطبایی (سید محمدحسین طباطبایی) در سالهای اخیر محل بحث و پرسش و جنجال بوده است. برخی پژوهشگران چون دکتر محسن کدیور مدعی شدهاند که اندیشه سیاسی ایشان با گفتمان رسمی جمهوری اسلامی متفاوت است و در برخی دیگر در نقطه مقابل کوشیدهاند سازگاری میان این دو ایجاد کنند.
آیت الله محمد سروش محلاتی از استادان خارج فقه حوزه علمیه قم است و سالهاست کرسی رسمی تدریس دارد. از ایشان تاکنون آثار متعددی به چاپ رسیده است که عمده آنها در حوزه فقه سیاسیاند. کتاب «تاملات سیاسی علامه طباطبایی» از مکتوبات حوزه اندیشه سیاسی این فقیه معاصر است که کوشیده روشنایی به برخی ابهامات درباره اندیشه سیاسی مرحوم طباطبایی بتاباند. انتشارات میراث اهل قلم نخستین بار این کتاب را در سال 1396 روانه بازار کرده است. متن زیر، خلاصهای گزارشگونه از این کتاب است.
📎 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید
🙂 @Sedanet
☺️ آدام اسمیت؛ فیلسوف اخلاق اقتصاد بازار
👤 سویاش رای
ترجمه و تنظیم: جعفر خیرخواهان
آدام اسمیت، پدر علم اقتصاد، عمدتا به واسطه نگارش کتاب ثروت ملل شناخته میشود. با این حال او شاهکار شناختهشده دیگری نیز دارد؛ کتاب «نظریه احساسات اخلاقی» به این موضوع میپردازد که تعاملات اجتماعی چطور میتواند بر همدلی ذاتی ما برای دستیابی به پیشرفتهای اخلاقی بنا شود.
پیشینه بررسی و تحلیل اقتصاد سیاسی به دوران باستان بازمیگردد. بحثهای جالب در این موضوع را میتوان در آثار نویسندگانی مانند ارسطوی یونانی یا چاناکیای هندی یافت، درحالیکه بسیاری از نظریهسازیها و پژوهشهای تجربی مهم در مورد اقتصاد سیاسی از طریق برنامههای پژوهشیای که تعداد زیادی پژوهشگر و اندیشمند طی دورههای زمانی طولانی در آنها مشارکت داشتهاند، به انجام رسیدهاست، تعداد کمی از اندیشمندان و پژوهندهها وجود دارند که به علت اصالت اندیشه و عمق بینشهایشان تاثیری فراموشنشدنی برجای گذاشتهاند. یکی از این شخصیتها آدام اسمیت است که سیصد سال از تولدش میگذرد و بدین مناسبت در نوشته حاضر برخی از ایدههای راهگشای دو کتاب شاهکار وی «نظریه احساسات اخلاقی» و «ثروت ملل» ارائه میشود. کتاب نخست اثری در فلسفه اخلاق و روانشناسی اجتماعی و کتاب دوم اثری در زمینه اقتصاد سیاسی و علم اقتصاد است. در این جستار بهدنبال استخراج جوهره کارهای اسمیت و درک آن چیزهایی هستیم که آثار او را از جنبه رویکرد عالی در شرح و بسط ایدهها و تعهدات فلسفیاش بههم پیوند میدهد. در اینجا سعی میشود تا نهتنها دیدگاههای تاریخی اسمیت یادآوری و گرامی داشته شود، بلکه آنها را با چالشهای اجتماعی-اقتصادی کنونی مرتبط سازد که درنتیجه یک گفتوگو بین گذشته و حال شکل بگیرد تا که آیندهای عادلانهتر به تصویر و تصور درآید.
📎 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید
🙂 @Sedanet
☺️ آیا غیرمسلمانها واقعاً کافر هستند؟
غیرمسلمان یا کافر؟!؛ بازنگری در تعریف فقهی
👤 #امیرحسین_ترکاشوند | دیماه ۱۴۰۳
امیر ترکاشوند در این نوشتار به بررسی دیدگاههای نوآورانه در تغییر تقسیمبندی فقهی انسانها از “مسلمان و کافر” به “مسلمان و غیر مسلمان” میپردازد و نقش این دیدگاهها در کاهش خشونت مذهبی و تقویت عدالت اجتماعی را تحلیل میکند. در بخش نخست، دیدگاه مرجع فقید، صانعی، مورد بررسی قرار میگیرد که با تأکید بر تفکیک غیرمسلمان از کافر، معتقد بود اکثریت غیرمسلمانان جهان کافر محسوب نمیشوند و از حقوق برابر با مسلمانان برخوردارند. در بخش دوم، به نظرات آیت الله مطهری در خصوص احترام به انسانیت و جایگاه والای عدالت و اینکه از نظر وی نیز کافر شمردن مردم کنونی جهان با منطق قرآن سازگار نمیباشد پرداخته میشود. بخش سوم دیدگاههای شیخ الأزهر، شیخ احمد الطیب، را در تبیین همزیستی مسالمتآمیز و نادرست بودنِ خطاب کفر به مردم اروپا و آمریکا و آفریقا و … بررسی میکند. در نهایت، مقاله با استناد به عباراتی از امام علی (ع) درتقسیمبندی نوینی از شهروندان نشان میدهد که چگونه این تحولات فکری میتوانند به تقویت همزیستی مسالمتآمیز و ارتقای عدالت اجتماعی منجر شوند.
📎 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید
🙂 @Sedanet
🔵 @baznegari
☺️ از تحلیلِ وحی تا صدقِ توافقی در اندیشهی دکتر سروش
👤 #حسین_حسینی
در این نوشتهی کوتاه، طرحوارهای از برخی آرایِ متأخرِ دکتر سروش دربارهی وحی، طبیعتگرایی و نظریهی صدق ارائه میشود و شرح تفصیلی و انتقادی آن در قالبِ کتاب یا مقالهای درمیآید.
در خصوصِ سخن خدا، الهیدانانی که میگویند خدا، به طور عادی، سخن نمیگوید، نه به نقصِ خداوند بلکه به نقصِ زبان اشاره دارند. زبان، همواره محدودیتآفرین است. وقتی پایِ زبان به میان میآید، محدودیتها هم آشکار میشود. زبانها برآمده از تجربههایِ مشترکِ یک قوماند. اگر با مثالهای ساده و آشنا شروع کنیم، برای نمونه، در عربی چون با شتر، فراوان، سر و کار دارند، صدها واژه برای بیان اوصاف شتر و رَدههای سنی آن هست که در زبانهای دیگر نیست. در کُردی، همین گسترهی واژگان و مفاهیم، دربارهی دامهای دیگر مانند گوسفند و بُز وجود دارد و در گیلکی انواع و اقسام کلمات و مفاهیم در خصوص ماهیها. ضمن اینکه برخی زبانها در عرصهی علم، ورزیدهترند( مانند انگلیسی) و برخی در عرصهی شعر(مانند فارسی) و قسعلیهذا. از یکسو چون زبان و کلام، برآمده از تجربههایِ جمعیِ انسانها است و محدودیت دارد و از سوی دیگر خداوند بنابر تعریف، ورای محدودیتهاست...
🔗 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید
🙂 @Sedanet
☺️ ویژگیهای قانون اساسی شایسته
👤 #محمدامیر_قدوسی
صوتی که تقدیم مخاطبان میشود، سخنرانی دکتر محمدامیر قدوسی با عنوان “ویژگیهای قانون اساسی شایسته” است که در روز قانون اساسی برای دانشجویان دانشگاه یزد ایراد شده است.
قدوسی در این سخنرانی به بیان برخی از ویژگیهای شکلی و ماهوی قانون اساسی شایسته میپردازد و سپس بهنحو اجمالی، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۳۵۸ ه.ش. و اصلاحات آن در سال ۱۳۶۸ه.ش. را با آن ویژگیها محک میزند.
نقطه تاکید قدوسی در این سخنرانی بر موضوع مجلس موسسان گسترده و متکثر است.
📎 برای دريافت صوت اینجا کلیک کنید
🙂 @sedanet
🔵 @jahanazchashmeman
☺️ معرفی کتاب «مسائل نظریه سیاسی اثر کاتریونا مککینون» با ترجمهی جواد حیدری و نرگس سلحشور
👤 #جواد_حیدری
کتابی ترجمه کردهایم به اسم «مسائل نظریهی سیاسی» که اخیراً منتشر شده است. این کتاب یکی از بهترین کتابهایی است که در این زمینه نوشته شده است و به بهترین نحوی به تمام دغدغههای سیاسیمان به روش واضح و روشن و نظاممند میپردازد.
۱. پوشش جامع مفاهیم بنیادی
این کتاب به تمام موضوعات اساسی نظریهی سیاسی از جمله آزادی، دموکراسی، برابری و عدالت، و ... میپردازد. هر فصل را یکی از پژوهشگران برجستهی آن حوزه نوشته است که دیدگاههای معتبر و عمیقی ارائه میدهند.
۲. ترکیب نظریه با عمل
یکی از ویژگیهای برجسته این کتاب، استفاده از مطالعات موردی گسترده در پایان هر فصل است. این مطالعات موردی نشان میدهند که چگونه مفاهیم نظری در مسائل سیاسی معاصر به کار گرفته میشوند و فاصله میان نظریهی انتزاعی و پدیدههای واقعی سیاسی را پر میکنند.
۳. دسترسیپذیری و جذابیت برای مخاطبان
این کتاب با در نظر گرفتن نیازهای مخاطبان دغدغهمند طراحی شده است و نظریههای پیچیده را به شکلی ساده و قابل فهم ارائه میکند. همچنین شامل ویژگیهای آموزشی مانند واژهنامهها و سؤالات بحثبرانگیز، نکات کلیدی، متفکران مهم و کتابهای تأثیرگذار است که فهم مطالب را تسهیل کرده و تجزیه و تحلیل انتقادی را برمیانگیزد.
۴. پوشش موضوعات معاصر و دیدگاههای متنوع
این کتاب علاوه بر مباحث دیرینه، به موضوعات نوظهور در نظریهی سیاسی مانند چندفرهنگیگرایی و محیطزیستگرایی نیز میپردازد. این گستردگی به ما اطمینان میدهد که خوانندگان با طیف وسیعی از مسائل مرتبط با نظریههای سیاسی مدرن آشنا میشوند.
۵. تقویت تفکر انتقادی
با ارائهی دیدگاههای گوناگون و تشویق به کاربرد نظریه در عمل، این کتاب مهارتهای تفکر انتقادی را تقویت میکند. خوانندگان را به تحلیل و ارزیابی استدلالهای سیاسی فرا میخواند و آنها را برای مطالعات پیشرفته یا شهروندی آگاه آماده میکند.
حال این پرسش مطرح میشود که این مسائل کدامند؟...
🔗 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید
🙂 @Sedanet
☺️ فیزیکالیسم مرده است
👤 #مارک_ویتمن
ترجمهی #یاسر_میردامادی
فریدریش نیچه در کتاب خود، دانش شاد دیوانهای را ترسیم میکند که در میدان بازار فریاد سرمیدهد: «خدا کجا است؟… من به شما خواهم گفت. ما ــــ من و شما ــــ او را کشتیم. همهی ما قاتل او هستیم.» در بازار، افراد زیادی هستند که به خدا اعتقاد ندارند و به دیوانهای میخندند که در روز روشن چراغ به دست دارد. نیچه میخواست بدین طریق این موضوع را بیان کند که مردم کوچه و بازار پیامدهای زندگیِ بیخدا را درک نکردهاند. به گفتهی دیوانه، [با مرگ خدا] ما در هیچوپوچِ بیپایانی سردرگم میشویم و مردم این نکته را درک نکرده بودند.
وقتی متنی را درباره مسألهی آگاهی از سوی مدافعان فیزیکالیسم، به ویژه فیزیکالیسم تقلیلگرا، میخوانم اغلب این قسمت از نیچه به خاطرم میآید. جوهرِ فکرتِ فیزیکالیسم این است که برای درک رفتار انسانها تنها ماده اهمیت دارد. همانطور که بسیاری از دانشمندان علوم اعصاب و فیلسوفان، هر دو به یک اندازه، اعلام کردهاند: در اصل، افکار و احساسات ما صرفاً بر اساس فرآیندهای عصبی تبیینپذیر اند. تنها شرط لازم برای توصیف آنچه انسانساز است مطالعهی کارکرد مغز است. احساس من این است که دانشمندان علوم اعصاب و فیلسوفان فیزیکالیست همانا خود را نیچههای جدید و متفکران پیشتاز بیباکی میدانند که حقیقتی را به اطلاع مردم ناآگاه میرسانند: ما، در قامت حرکات یونهای باردار و انتقالدهندههای عصبی، هیچوپوچهای بیپایان ایم.
🔗 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید
🙂 @Sedanet
🔵 @YMirdamadi
☺️ نامیدن و هنجارمندی: درآمدی بر الاهیات قرآنی و عرفانی
👤 #ابوالقاسم_فنائی
شناختن نام دینی چیزها، یعنی نامی که از منظر الاهی بر چیزها نهاده میشود، جایگاه بلندی در الاهیات قرآنی و الاهیات عرفانی دارد و از اهمیت ویژهای در سیر و سلوک معنوی و اخلاقی برخوردار است. این مقاله میکوشد نشان دهد که چرا چنین است؟؛ نامهای دینی با نامهای عرفی، که از منظرهای دیگر بر چیزها نهاده میشود، از حیث مدلول و محتوای توصیفی و هنجاری تفاوت معناداری دارند؛ و نامهای دینی هم معرفتبخش اند و هم انگیزهبخش؛ یعنی هم کارکرد نظری دارند و هم کارکرد عملی، و هم منبع معرفت دینیِ نظری اند و هم منبع معرفت دینیِ عملی.
ساختار مقاله چنین است: بخش (1) تحلیلی از سرشت نامگذاری و انواع آن بهدست میدهد. بخش (2) سرشت معرفت دینی و معرفت عرفانی را شرح و بسط میدهد. بخش (3) به تفاوت نامگذاری الاهی با نامگذاری انسانی میپردازد. بخش (4) به بررسی سبک زندگی دینی و ربط و نسبت آن با منظر الاهی و نامهای دینی میپردازد. بخش (5) نشان میدهد که سِرّ نیاز بشر به دین، وحی و نبوت چیست. در بخش (6) از باب مطالعهیِ موردی برخی از نامهای خداوند در قرآن به همراه تفسیر عرفانی آنها و دلالتهای هنجاریشان شرح داده میشوند. بخش (7) نامهای رحمانی و نامهای شیطانی را مقایسه میکند؛ و بخش (8) به نتیجهگیری اختصاص دارد.
🔗 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید
🙂 @Sedanet
🔵 @Abolghasemfanaei
☺️ میزگرد «از رادیکالیسم تا تراژیکاندیشی»؛ دربارهی قطبیشدن جامعهی ایران، با حضور: حسین شیخرضایی، بابک عباسی، امیر مازیار
📝 اندیشهٔ پویا، ش ۹۲، مهر ۱۴۰۳
در تحلیل انتخابات ریاست جمهوری گفته شد که این انتخابات را میانسالان و نه نوجوانان پیش بردند. نسلی که عمدتاً متولدان دههی پنجاه هستند و شاید اولین خاطرهی جمعی سیاسیشان به دوم خرداد ۱۳۷۶ برمیگردد. نسلی که از سال ۱۴۰۱ خود را در یک موقعیت تاریخی دید. آنها خود را فرزندان نسلی دههی پنجاهی بهحساب نمیآورند که گویی سیاسی متفاوت و نگرانیهای دیگری شروع کرده بودند. دربارۀ این که ذهنیت عمومی نسل دههی پنجاهیها را شکل داده صحبت کنیم، نگرانی که قطبی تحولات ۱۳۷۶ به بعد تبلور یافت به تجربهی نسلی در ذهنیت سیاسی و فکری این نسل شده است.
👤 #بابک_عباسی
او متولد ۱۳۴۸، کارشناسی ارشد فلسفه را از دانشگاه تهران و دکترای خود در فلسفهی غرب را از مؤسسهی حکمت و فلسفه گرفته و اکنون علاوه بر تدریس در دانشگاه، دبیر بخش «زندگی خوب» در نشر کرگدن است و کانالی در تلگرام با عنوان خوب زیستن دارد که بازتاب تأملات او در پیوند فلسفه و زندگی و سیاست است.
🔵 @eudemonia
👤#حسین_شیخرضایی
او متولد ۱۳۵۵، دانشآموختهی فلسفه علم در دانشگاه صنعتی شریف و عضو هیئت علمی انجمن حکمت و فلسفه ایران است، و دبیر بخش «گفتوگواندیشی» در نشر کرگدن.
👤 #امیر_مازیار
او متولد ۱۳۵۶، فارغالتحصیل کارشناسی ارشد فلسفهی غرب از دانشگاه تهران و دکترای فلسفهی هنر از دانشگاه علامه است و اکنون پس از یکسال تعلیق از تدریس به جمع دانشجویانش در دانشگاه هنر بازگشته است.
🔵 @amirmaziar1
🔗 برای دریافت فایل PDF گزارش این میزگرد اینجا کلیک کنید
🙂 @Sedanet
🔵 @tardidschool
🔵 @andishepouya
☺️ نشست علمی «نقد و بررسی آراء و اندیشهی سیاسی داود فیرحی»
نشست علمی با عنوان «نقد و بررسی آراء و اندیشههای سیاسی داود فیرحی» روز چهارشنبه، ۲۳ آبان ۱۴۰۳، در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد.
سخنرانان:
👤دکتر #محسن_برهانی
عضو هیئت علمی حقوق دانشگاه تهران
👤دکتر #معینی_علمداری_جهانگیری
عضو هیئت علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران
👤دکتر #احمد_بستانی
عضو هیئت علمی علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی
👤دکتر #مهدی_فدایی_مهربانی
عضو هیئت علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران
🔗 برای دریافت صوت این نشست اینجا کلیک کنید
🔵 @m_borhani57
🙂 @Sedanet
🔵 @Feirahi
☺️ هوش مصنوعی و دین: انقلاب در اعتقادات مذهبی و ظهور ادیان جدید
به اعتقاد شماری از پژوهشگران هوش مصنوعی و علوم فلسفه، بزودی در جوامع انسانی شاهد تولدِ نوع جدیدی از ادیان یا طریقتهای مذهبیِ مبتنی بر هوش مصنوعی خواهیم بود. برخی تحقیقات نشان داده که هوش مصنوعی ممکن است تأثیرات پیچیدهای رویِ باورهای مذهبیِ سنتی مردم داشته باشد، و به طور بالقوه در برخی زمینههای نظری و اعتقادی ادیانِ ابراهیمی را به چالش بکشد. در این زمینه میتوان به قابلیتهای هوش مصنوعی در به چالش کشیدنِ برخی دیدگاههای سنتی درباره آفرینش ، وحی آسمانی، یا دنیای بعد مرگ اشاره کرد.
در دهمین قسمت از پادکست «زندگی مصنوعی من»، #رضا_جمالی به همراه #حسین_دباغ و #علی_سوفسطایی نگاهی کرده به پیامدهای ورود هوش مصنوعی به حوزه دین و فرضیههای مربوط به ظهور دینهای مبتنی هوش مصنوعی در آینده.
🔗 برای شنیدن این پادکست اینجا کلیک کنید
🙂 @Sedanet
🔵 @hossein_dabbagh
☺️ سه دوره اندیشه سیاسی داود فیرحی (انتشار به مناسبت سالروز فوت)
👤 نویسنده: رضا تاران
به نظر میرسد سه دهه فعالیت علمی داود فیرحی را میتوان در پاسخ به سه پرسش اصلی خلاصه کرد؛ دولت اسلامی و نظریه حکمرانی در جهان اسلام چگونه شکل گرفته است؟ فقه دموکراتیک بر پایه چه مفاهیمی استوار است؟ و در نهایت چگونه میتوان الهیات جدید برای فقه سیاسی دموکراتیک بنا کرد؟ به نظر میرسد آثار فیرحی در سه دوره و در پاسخ به این سه پرسش بوده است؛ او در دوره اول تبارشناسی فقه اقتدارگرا و بررسی زمینههای شکلگیری آن در صدر اسلام و دوره میانه را دنبال میکند. کار او در دوره دوم نقد فقه اقتدارگرا و تدارک فقه دموکراتیک است. در دوره سوم با طرح چالشهای فقه سیاسی به بازخوانی مفروضات فقه و طرح الهیات سیاسی تجدد میرسد.
۱.دوره اول: بررسی زمینههای شکلگیری اندیشههای سیاسی اقتدارگرا: فیرحی در کتاب «دانش، قدرت و مشروعیت در اسلام« این پرسش را مطرح کرد که دولت اسلامی و نظریهی حکمرانی در جهان اسلام چگونه شکل گرفته و دچار چه دگرگونیهایی شده است؟ پاسخش این بود که در نصوص اسلامی هم جنبههای اقتدارگرا دارد و هم جنبههای دموکراتیک، و سنت موجود در دوره صدر اسلام و دوره میانه جنبههای اقتدارگرای نص را برجسته کرده است. در کتاب «تاریخ تحول دولت در اسلام» دو ایده اساسی دارد: دو سنت زندگی سیاسی زمان پیامبر مطرح بود: یکی سنت اقتدارگرایانه که در مکه وجود داشت و دیگری یک نوع الگوی زندگی شورایی است که در مدینه شکل میگیرد. دولت پیامبر دولتی دموکراتیک مبتنی بر نوعی از قرارداد و درک خاصی از شوراست اما خلافت که بعد از پیامبر شکل میگیرد، نتیجه هژمونی مهاجران و نگرشی اقتدارگرا دارد. در کتاب «نظام سیاسی و دولت در اسلام» توضیح میدهد که نظریههای نظام سیاسی در اسلام یکدست نیستند. یعنی نظریههای جدید درحال دموکراتیک شدن است. همچنین چگونه برخی از نظریههایی که درعینحال دینی هستند، ایدئولوژیک میشوند.
۲.دوره دوم: تفسیر دموکراتیک از فقه سیاسی: فیرحی در دوره دوم فکری خود که از اوایل دهه نود آغاز میشود تلاش میکند رویکردی ایجابی در پیش گیرد و نمونههایی از فقه دموکراتیک را برجسته کند. او در کتاب «فقه و سیاست در ایران معاصر» توضیح میدهد که چگونه فقه شیعه درگیر دولت مدرن میشود و تحولی در دستگاههای فقهی پیدا میشود که هرچند فراگیر نمیشود، اما یک شروع نسبتاً مهمی است. در فقه مشروطه یک «امکانی» به نام نوگرایی ویژهی شیعه مستتر است که با اهل سنت متفاوت است. در جلد دوم کتاب « فقه و سیاست در ایران معاصر» مدعی است که شکست مشروطه و شکلگیری دولت رانت در دورهی پهلوی دوم فقه حکومت اسلامی گرایش اقتدارگرا را شکل داد و یا حتی اقتدارگرایی تاریخی و مکنون آن مجال ظهور یافت.در کتاب «آستانه تجدد» سؤال من این بود نایینی چگونه توانسته مفردات یک فقه دموکراتیک را فراهم کند. در کتاب «فقه و حکمرانی حزبی» به دنبال آن است تا بر پایه «سبق و رمایه» در فقه چارچوبی شرعی برای رقابتهای حزبی فراهم کند.
۳. دوره سوم: بررسی چالشهای فقه دموکراتیک و طرح الهیات سیاسی جدید: این دوره با نقدهای برخی از روشنفکران دینی از جمله محمد مجتهد شبستری بر حکمرانی فقهی آغاز میشود. شبستری در نقد اعتبار فقه سیاسی بر این باور بود «اگر فردی آن دلایل و حجتهای کلامی را در عصر حاضر غیرقابل دفاع و ناصالح برای احتجاج بیابد نمیتواند دانش فقه را بیانکننده احکام الهی بداند». مساله فیرحی در این دوره گذر از فقه سیاسی نیست بلکه او به تکمیل و بازسازی الهیات و مفروضات فقه نظر دارد. فیرحی در دو کتاب «مفهوم قانون در ایران معاصر» و »دولت مدرن و بحران قانون» چالشهای فقه در مواجهه با مفهوم «قانون» و «ملت» را نشان میدهد. از سال ۱۳۹۶ با تدریس روششناسی اندیشه سیاسی کتاب «خدا و برابری» نوشته جرمی والدرون، استدلالهای الهیاتی رابرت فیلمر و جان لاک را به بررسی میگذارد و در تلاش است تا با الهام از الهیات جان لاک، نوآوریهایی را در الهیات شیعه از جمله مساله «برابری الهیاتی» فراهم آورد. کتاب «پیامبری و قرارداد» که بعد از درگذشت او منتشر شد نسخه تکمیل شده یکی از ایدههای او در کتاب «تاریخ تحول دولت در اسلام» است و فیرحی بر پایه پیمانهای پیامبر شکلی از دولت قراردادی در مدینه را مفهومسازی میکند. به نظر میرسد دوره سوم اندیشه فیرحی با درگذشت او نیمهکاره ماند اما میتوان سه دوره فکری او را در پیوست و تکمیل هم دانست.
🙂 @Sedanet
☺️ درکِ امرِ درکناشدنی
👤 نویسنده: حمیدرضا یزدانی
«مردان هیچچیز از زنان نمیدانند و زنان هم هیچچیز از مردان». این گفتهٔ بسیار منفیِ لکان در باب عشق است که شاید در نگاه اول عجیب بهنظر برسد. اما آنچه در این نوشته به بررسی آن خواهم پرداخت، قدمی فراتر رفتن از این نظر است و آن اینکه «هیچ انسانی از هیچ انسانی چیزی نمیداند و مهمتر اینکه نمیتواند بداند».
امروزه دیگر پرواضح است که سه نظریه به جایگاه انسان ضربهٔ کاری وارد کردند و او را از عرش به فرش آوردند: نخست اینکه زمین، یعنی خانهای که انسان در آن زندگی میکند، مرکز جهان نیست و کائنات دور زمین در گردش نیستند که به آن انقلاب کوپرنیکی میگفتند؛ دوم اینکه داروین ماهیت حیوانتبار انسان را نشان داد و اینکه انسان آنچنان که متون مقدس القا کردند، اشرف مخلوقات نیست؛ و سوم اینکه فروید با روانکاوی نشان داد که انسان حتی از آنچه در درون خود میگذرد خبر ندارد و ارباب خانهٔ خود نیز نمیباشد و ریشهٔ مشکلات اساسی ما در درون خود ماست و ما درک تیره و تاری از آنها داریم و آنچنان که گمان میکردیم موجودات عاقلی که با عقل انس داریم، نیستیم. عقل ما بازیچهٔ غرایزی ناخودآگاهی است که از سازوکار آن اطلاعی نداریم و حتی نمیدانیم چگونه بر ما تأثیر میگذارد.
در حقیقت، کشف فروید نشان داد ناخودآگاه چنان سیطرهای بر ذهن و روان انسان دارد که فرآیندهای تفکر، عمل و احساس انسان را شکل میبخشد. و عجیبتر اینکه یکی از بصیرتهای مهم روانکاوی این بود که بسیاری از مشکلات نه در بزرگسالی که ریشه در کودکی ما دارند. کودکیای که هیچیک حتی خاطرهای از آن نداریم. و همانطور که جان بالبی نشان داد، تنشها و تعارضات ارتباطی ما به مراقبتهای مادرانهای باز میگردند که خودمان هیچ نقشی در آنها نداشتهایم و در حقیقت ما آدمیان میراثبر مشکلاتی هستیم که نه خودمان از آنها اطلاعی داریم و نه دیگرانی که مسئول زایش و بالش ما بودند. به دیگر سخن، انسان نمیداند چه بر او گذشته، چه رفتاری در کودکی با او شده است و وقتی انسان نداند در درونش چه میگذرد منتج به این میشود که انسان نمیتواند خود را تماماً و کاملاً درک کند و بفهمد چه میخواهد.
🔗 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید
🙂 @Sedanet