4031
صدای معلم یک رسانه مستقل است و به شماره ثبت 78039 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت می کند . هر گونه استفاده از نام و یا لوگوی صدای معلم در کانال ها و گروه ها جرم محسوب شده و پیگرد قانونی دارد . sedayemoallem.ir ارسال مطلب : smiedu1@gmail.com
علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در نشست خبری : هر موقع شما در پیست دچار حادثه شوید و کار به زد و خورد و دعوا و مشاجره بکشد و به 110 زنگ بزنید ما دخالت می کنیم . این تفسیر « نگاه پیش گیرانه » در این کشور پهناور است !
مدیر کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش : نگاه پیش گیرانه ما حضور موثر و مستمر در مدارس است
صدای معلم گزارش می کند ؛
گروه گزارش/
همچون روال پیشین در هنگام ورود گیت بازرسی فعال بود اما این بار کیف خبرنگاران مورد بازرسی قرار نگرفت اما برخورد افراد مستقر در درب ورودی چندان دوستانه و شایسته نبود .
در این نشست مدیر کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش تاکید کرد : « اولین و مهم ترین چیزی که برای همکاران خودمان تعریف کردیم و بر آن خیلی تاکید و اصرار داریم « فرهنگ پاسخ گویی و سلامت اداری » است .
تاکید جدی داریم که ما موظف به پاسخ گویی به ذی نفعان و مخاطبین اصلی خودمان هستیم . و در همین راستا ، « اقناع سازی مخاطب » با هدف « دوری از ناکارآمد نشان دادن مجموعه » را تعریف کردیم .
حتما مخاطبی که به من به عنوان پاسخ گویی به شکایات یا بازرس و یا ارزیاب مراجعه می کند ، « نگاه » اقناع سازی مخاطب را تعریف کردیم .
و « نگاه پیش گیرانه و هدایت گرانه » .
توصیه جدی به همکاران مان کردیم که ما دنبال « مچ گیری » ، « برخورد تند و خشن » و « سریع » نیستیم .
نگاه مان پیش گیرانه و هدایت گرانه است . در صورتی که نتوانست مخاطب ما با این فرایند پیش برود ، قطعا برخورد اداری و متناسب را خواهیم داشت .
* صدای معلم :
« بر اساس « اصل پارکینسون » در « علم مدیریت » هر کار دقیقاً به اندازه زمانی که برای آن تعیین شده طول می کشد و این مدت ارتباط چندانی با میزان و ماهیت آن کار ندارد .
به عنوان مثال ؛
اگر تمیز کردن خانه خود را ۳۰ روز در نظر بگیرید، ۳۰ روز طول خواهد کشید. اگر ۳ ساعت در نظر بگیرید ۳ ساعت طول خواهد کشید .
از زمانی که چشم مان را باز کرده ایم ؛ با وجود انواع قوانین و آیین نامه ها همچنان مشکلات فرآیند به اصطلاح « ثبت نام » به قوت خود باقی هستند .
در واقع ؛ بر اساس همان اصل پارکینسون ؛ اراده ای برای حل این مسائل وجود ندارد و یا تابع روزمرگی و استحاله زمان هستند .
وزارت آموزش و پرورش بخشنامه می کند و در رسانه ها و تلویزیون برای مدیران مدارس خط و نشان می کشد که حق دریافت وجه چه در زمان ثبت نام و چه در زمان دریافت کارنامه دانش آموزان ندارید اما به تکالیف خودش در زمینه تامین بودجه مدارس بی اعتناست.
اگر واقعا حاکمیت و وزارت آموزش و پرورش به عنوان زیر مجموعه ی آن پول و اعتبارات کافی متناسب با نیازهای هر مدرسه البته با نظارت دقیق و جامع قرار دهد ؛ کدام مدیر مدرسه حاضر خواهد بود که دست گدایی پیش مردم باز کند و آبروی خودش و مدرسه را ببرد ؟
اگر واقعا مدارس دارای بودجه مستقل و پایدار باشند چرا مدیر مدرسه باید بشود کارپرداز و هزاران حرف برای این پول ها بشنود ؟
آقای روستایی
شما در صحبت هایتان اشاره داشتید که کارکرد دوم اداره کل شما نظارت و بازرسی است و به « نگاه پیش گیرانه » استناد کردید .
در این جا به تجربه ی خودم اشاره می کنم .
من هفته ای یک بار برای دوچرخه سواری به « پیست » می روم .
بسیاری اوقات و شاید هم همیشه کسانی هستند - البته تعدادشان کم هم نیست – عادت کرده اند که در پیست دوچرخه سواری ، پیاده روی می کنند و یا حتی در آن ورزش های دیگر انجام می دهند و این باعث ایجاد خطر و سانحه هم برای خودشان و هم برای دوچرخه سواران می شود .
به تذکرات و علایم نصب شده هم معمولا اعتنایی نمی کنند .
یک بار تصمیم گرفتم که به ایستگاه پلیس مراجعه کنم و مساله را بگویم .
ایستگاه پلیس نزدیک پیست بود و تعدادی مامور هم در آن بودند و در حال خوردن چای و استراحت بودند .
به یکی از آنان مساله را شرح دادم .
خیلی راحت و خونسرد پاسخ داد که این مشکل آنان نیست !
وظیفه پلیس دخالت در این گونه امور نیست !
پرسیدم : وظیفه شما چیست در حالی که روی یونیفورم رسمی آنان نوشته بود :
« پلیس پیش گیری » .
توضیح داد که هر موقع شما در پیست دچار حادثه شوید و کار به زد و خورد و دعوا و مشاجره بکشد و به 110 زنگ بزنید ما دخالت می کنیم .
این تفسیر « نگاه پیش گیرانه » در این کشور پهناور است .
به نظر می رسد این نگاه در کل این سیستم ساری و جاری بوده و به نوعی آن را « آلوده » کرده است .
متن کامل را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/گزارش-گفت-گو/item/26955-/مدیر-کل-ارزیابی-عملکرد-و-پاسخ-گویی-به-شکایات-وزارت-آموزش-و-پرورش-نگاه-پیش-گیرانه-ما-حضور-موثر-و-مستمر-در-مدارس-است
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
« او معتقد بود باید از همان اوان به کودکان روستایی آموخت که چگونه در آن وضعیت از پس مشکلات بر آیند »
" صمد بهرنگی " ؛ همان معلمی ساده در روستا
مهرداد حجتی
* « صمد بهرنگی » تیر ماه به دنیا آمد .
دوم تیر ؛ اگر حالا زنده بود ۸۷ ساله بود. او در ۲۹ سالگی درگذشت . در همان عمر کوتاه ، انبوهی نوشته از خود باقی گذاشت که برخی از آنها تا کنون همچنان تأثیر گذارند. از جمله « ماهی سیاه کوچولو » که پس از مرگ او به یکی از پرفروش ترین کتاب های ادبیات کودکان تبدیل شد و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بارها و بارها آن را تجدید چاپ کرد. آوازه ی کتاب تا آنجا رفت که ولیعهد نوجوان در آن روزگار، مطالعه ی آن را از افتخارات خود دانسته بود اما مخاطب اصلی بهرنگی نه کودک بهرهمند که کودک محرومی بود که ممکن بود فقر و ناداری او را از پا بیندازد و نا امید دست از تلاش برای بهبود وضعیت بردارد.
* او قصد داشت کودکان محروم را تشویق به تلاش برای بهبود وضعیت کند. به همین خاطر در خلوت دور از شهر دست به قلم برده بود و داستان نوشته بود. حتی یک گام به جلو برداشته بود و کتاب « کند و کاو در مسائل تربیتی ایران » را نوشته بود کتابی که مورد توجه مسؤولان وقت فرهنگ قرار گرفت و از او دعوت به همکاری شد که البته او نپذیرفت ترجیح داد به همان معلمی ساده در روستا بسنده کند.
* او به دانش کاربردی برای کودکان روستایی باور داشت ؛ همان متدی که چندی بعد یونسکو آن را در مناطق محروم ایران به کار گرفت تا این چنین به مدد وزارت فرهنگ آن روزگار بیاید.
بهرنگی معتقد بود به دلیل تفاوت زندگی روستایی با شهری بهتر است کتاب های درسی متناسب با وضعیت زندگی آنها نوشته شود تا ضمن سواد آموزی تغییری هم در وضعیت آنها پدید آورد.
* صمد بهرنگی روزگاری در میان معلمان به یک نماد تبدیل شده بود. خصوصا با آن شمایل معروف کلاه عینک و سبیل .
در راه پیمایی های دوران انقلاب یکی از چهره های نمادینی که تصویرش بر فراز دست ها بالا رفت صمد بهرنگی بود ...
پس از انقلاب اما انقلابیون مذهبی با او هم خوب تا نکردند. از جمله محسن مخلمباف که در فیلم دو چشم بی سو هم او و هم کتاب مشهور او ماهی سیاه کوچولو را به سخره گرفت.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/چهرههای-ماندگار/item/26953-/صمد-بهرنگی-؛-همان-معلمی-ساده-در-روستا
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
« همه این موارد نشانی از بحران هویتی است که نظام آموزشی، رسانه ها، خانواده و الگوهای عملی سلبریتی ها به آنان تحمیل کرده است »
داستان " فخر فروشی " و " ظاهر سازی " ایرانی ها !
مینو امامی
* پُز عالی، جیب خالی؛ داستانِ تلخ این دلباختگان ظاهر زندگی است.
و عده ای نیز به همه این بیماری های وسواسی جهت همانندسازی خود با قشر ثروتمند، مبتلایند. آنان همه چیز را خارج از حد توانایی واقعی خود می خواهند و اکثرا در برزخ استرس و ریسک مضطرب کننده ای به سر می برند.
داستان این افراد مصداق این ضرب المثل است: «کلاغ میخواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد، راه رفتن خودش را هم فراموش کرد» .
* همه اقشار جامعه به جز نمایش ظواهر زندگی با هر نیت و دلیلی متفاوت از هم، فصل مشترکی دارند. همه آنان با درجاتی گوناگون از تاتو یا خالکوبی بر روی اعضای مختلف بدن و یا جراحی های پلاستیکی زیبایی که از فرد، موجودی شبیه فرد دیگری غیرِ از خود می سازد، بهره مند می شوند. آنان اغلب قیافه خود را همانند سلبریتی ها تغییر شکل می دهند. گاه با تبعیت از الگوی واحد در تغییرات چهره، همه شبیه هم می شوند. گونه، چانه، فک، گوش، بینی، ابرو و حتی فرم چشم این افراد عین هم می شود.
* طبیعی است که آنان کمبودهای عاطفی شدیدی را حس کنند. حس دیده شدن و مورد تأیید و تشویق قرار گرفتن، برای آنان بسیار مهم است و وقتی چنین اتفاقی نمی افتد، فرزند ما راه خود را گم می کند. هر سال چه تعداد از دختران معصوم کم سن و سال، فریب دوستی های فضای مجازی را می خورند و با بدنامی برای آنان پرونده قضایی تشکیل می شود؟ همه این موارد خصوصا برای کودکانی که تک فرزند هستند و یا دوران بلوغ خود را می گذرانند با احساس خلاء شدید عاطفی و هویتی، آنان را مساعد هر نوع خطای جبران ناپذیری می کند.
* در مقابل همه این واقعیت های تلخ، انسان هایی وجود دارند که از لحاظ اندیشه نسبت به مسایل پیرامون زندگی خود و دیگران احساس مسئولیت می کنند و هر دائم در حال مطالعه و تولید فکر هستند و از چنان غنای ارزشی برخور دارند که ترجیح می دهند انتخاب گر باشند تا انتخاب شونده. یعنی کنترل، اختیار و نحوه زندگی، منطبق با میل و سلیقه خود آنان انتخاب می شود و تن به استثمار نرم اهل غرض نمی دهند.
افراد یک جامعه اگر به دنبال کسب آگاهی های اجتماعی نباشند و در انتظار روشنگری دولت معطّل بمانند، متأسفانه به دلیل فقر اقتصادی و ذهنی، به گول زنی و گول خوری ظاهر هر چیز محکوم هستند. توجه صِرف به ظاهر زندگی، انسان ها را از اصالت، صداقت، واقعیت و حقیقت دور می سازد. باطن هر چیز را فراموش و در دنیای ظاهری دلخوش می ماند.
فرهنگ جامعه ای که اسیر ظواهر زندگی است نمی تواند به تولید ارزش و معنا بپردازد. به صورت ناخواسته یا خواسته، همه کپی یکدیگر می شوند و مثل هم رفتار می کنند. وقتی ارزشی خلق نمی شود انسان فرو مایه می شود.
سطحی نگری افراد را از پرداختن به عمق مفاهیم بازمی دارد. این افراد هم زود فریب می خورند و هم به راحتی فریب می دهند. ظاهرگرایی یا ظاهرسازی هم زاییده آسیب های اجتماعی چون دوگانگی ارزشی و بیگانگی از جامعه است و هم نتیجه آن.
* اگر قرار باشد به دنبال مسبّبین و مقصرین این تلخ نامه باشیم باید گفت:
ابتدا جامعه مقصر است که ظرف شایسته ای برای مظروف نبوده است. سپس خانواده مقصر است که دچار کوری خودخواسته بوده و بعد رسانه های جمعی و مجازی و در نهایت نظام آموزشی، دیگر عاملان ایجاد بحران اخلاقی و هویتی برای نوجوانان و جوانان در این جامعه هستند.
* علیرغم همه این موارد جامعه ما با تعطیلی مستمر مدارس، اصرار شدید در ایجاد اعتیاد به فضای مجازی در گروه سنی جمعیتی را دارد که امروز جهان آن را با عنوان «جنگ جهانی مابین کاربران و صاحبان پلتفرم ها» می شناسد و آن را برای سنین زیر 16 سال، منع می کند. بیشتر آنان قدرت خرید موبایل، کامپیوتر، لپ تاپ و تبلت را نداشته و ندارند. یا ترجیح خانواده نبوده که کودک هفت سال به بالای آنان در این فضا به عنوان کلاس درس حاضر شود.
در جامعه ای که امکان رشد و ترقی از مسیر تباه کردن حق و حقوق دیگران، ممکن می شود و عده ای نردبان ترقی دیگران تلقی می شوند، نفاق و دورویی و ظاهرسازی نیز رواج می یابد.
مشکل اصلی جامعه ما این است که کثیری بیشتر از حد شعور خود، تحصیل کرده اند. اما عناوین و پیشوند و پسوند اسامی، زمانی بار ارزشی دارد که به ظاهرگرایی، ظاهرستایی، ظاهرسازی و ظاهرفریبی دامن نزنیم و جماعت را در چنین گردابی گرفتار نسازیم.
* وقت آن رسیده است که مروّج دروغ گویی در روابط اجتماعی نباشیم. وقت آن رسیده است که جای شعار را با واقعیت عوض کنیم.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/26951-/داستان-فخر-فروشی-و-ظاهر-سازی-ایرانی-ها
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
« آیا این جریان در حال عبور از مرز مزاحمتهای قابل چشم پوشی، به تزاحمات و دردسرهای نارواست؟ »
مزاحمت برای حقوق شهروندی دیگران این بار توسط " ایستگاه های چای خوری و شربت خوری و هیئتها " ؟
حمزه علی نصیری
* اشغال بخشی از مسیرها و میادین و فضاهای عمومی با استقرار ایستگاه های چای خوری و شربت خوری و هیئتها، برای همۀ ما پدیدهایست عادی و آشنا و چنین صحنههایی را قبلاً زیاد دیدهایم و چه بسا بارها همراه با بقیه، خیابانها و کوچهها را جهت انجام مناسک و مراسم دلخواه خود برای ساعاتی از شبانه روز به اندازۀ یک نفر اشغال کردهایم. اما مدیریت عبور و مرور خودروها را هم دیدهایم. لیکن، امروز، اینجا، راهی برای عبور نبود! هیچ راهی!! هیچ مجرایی جز مفرِّ دور برگردان!.
*خودروها به سدّی از پارچۀ سبز میرسیدند و ناگزیر گردش به چپ میکردند و دور میزدند و راه رفته را در جهت عکس و در مسیر جنوب به شمال برمیگشتند تا مسیر دیگری برای رسیدن به مقصد خود پیدا کنند.
* آیا ما شاهد پدیدۀ افراطگرایی در اشغال معابر و اماکن عمومی برای انجام مناسک و مراسم هستیم؟
* آیا در این میان خردمندی نیست که این جریان را مدیریت کند؟
آیا خردمندان راه خود را از عیاران جدا کردهاند؟
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/بخشنامه-ها/item/26949-/مزاحمت-برای-حقوق-شهروندی-دیگران-این-بار-توسط-ایستگاه-های-چای-خوری-و-شربت-خوری-و-هیئتها-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
« دانشگاه فرهنگیان نباید آینده را بسازد؛ بلکه باید آینده را پیش بینی و مهندسی کند »
نگاهی واقعی به کارکرد و رویکردها در دانشگاه فرهنگیان و آن چه باید باشد ؟
حسین معافی/ مدرس دانشگاه فرهنگیان و پژوهشگر هوش مصنوعی
* در ادبیات رایج آموزشی، همواره از نقش دانشگاهها در «ساختن آینده» سخن گفته میشود. این گزاره اگرچه در ظاهر جذاب و امیدبخش است، اما در دنیای پرشتاب امروز دیگر کافی نیست. تحولات فن آوری، تغییرات اجتماعی، ظهور هوش مصنوعی، دگرگونی مشاغل و تغییر سبک زندگی نسلهای جدید با سرعتی رخ میدهند که نظامهای آموزشی را ناگزیر میسازند از رویکرد واکنشی فاصله گرفته و به سمت رویکردی آیندهنگر حرکت کنند. از این منظر، دانشگاه فرهنگیان بهعنوان مهمترین نهاد تربیت معلم کشور، نباید صرفاً به دنبال ساختن آینده باشد، بلکه باید آینده را پیشبینی، طراحی و مهندسی کند.
معلمی که امروز در دانشگاه فرهنگیان تربیت میشود، در دهههای آینده مسئول آموزش نسلی خواهد بود که بسیاری از مشاغل، فن آوریها و حتی چالشهای زندگی آنان هنوز بهطور کامل شناخته نشدهاند. بنابراین اگر برنامههای آموزشی دانشگاه فرهنگیان صرفاً بر نیازهای امروز متمرکز باشند، معلمان فردا برای مواجهه با مسائل آینده آمادگی کافی نخواهند داشت.
رسالت اصلی این دانشگاه آن است که با رصد روندهای جهانی، تحلیل تحولات علمی و فن آوری و مطالعه سناریوهای آینده، تصویری روشن از مدرسه و معلم آینده ترسیم کند و بر اساس آن به تربیت نیروی انسانی بپردازد.
امروزه فن آوریهای نوظهوری همچون هوش مصنوعی، واقعیت افزوده، متاورس، اینترنت اشیا، رباتیک و کلاندادهها در حال تغییر بنیادین نظامهای آموزشی جهان هستند. در آیندهای نه چندان دور، نقش معلم از انتقالدهنده اطلاعات به هدایتگر یادگیری، مربی مهارتهای زندگی، تسهیلگر خلاقیت و پرورشدهنده تفکر انتقادی تغییر خواهد کرد. در چنین شرایطی، تربیت معلم بر مبنای الگوهای سنتی و برنامههای درسی مبتنی بر گذشته، نمیتواند پاسخ گوی نیازهای مدارس آینده باشد.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/26947-/نگاهی-واقعی-به-کارکرد-و-رویکردها-در-دانشگاه-فرهنگیان-و-آن-چه-باید-باشد-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
« امروز نیز با توجه به تأکیدهای مکرر بر ضرورت تحول در نظام آموزشی، بازگشت به تجربههای موفق گذشته و بررسی دوبارۀ چنین الگوهایی میتواند موضوعی قابل تأمل باشد »
وقتی " مدرسه " امروز از کارکرد اصلی خود فاصله می گیرد ؟
رویا ( محبوبه) پاکدل / دکترای تخصصی زبان و ادبیات فارسی
* برخی از مدارس کشور با چالشهایی روبهرو هستند که آثار آن فراتر از مسائل اداری و سازمانی است. این چالشها از شیوههای مدیریت و تصمیمگیری آغاز میشود و به فضای آموزشی، انگیزۀ معلمان و تجربۀ روزمرۀ دانشآموزان راه مییابد. در چنین شرایطی، مدرسه که باید محیطی برای رشد، یادگیری، گفتوگو و آرامش باشد، گاه از کارکرد اصلی خود فاصله میگیرد و بخشی از ظرفیتهای انسانی آن به جای شکوفا شدن، درگیر تنشها و فرسایشهای غیرضروری میشود.
* مطالعات میدانی و گفتوگو با برخی معلمان، دانشآموزان و خانوادهها نشان میدهد که در تعدادی از مدارس، فاصلهای محسوس میان وضعیت موجود و آنچه از یک محیط آموزشی مطلوب انتظار میرود، به چشم میخورد. در این مدارس، تصمیمهای مدیریتی گاه بدون مشارکت و اقناع همکاران اتخاذ میشود و فضای همکاری و اعتماد جای خود را به نوعی فاصله و دلسردی میدهد. طبیعی است که چنین وضعیتی بر کیفیت فعالیتهای آموزشی نیز اثرگذار باشد.
* دانشآموزان بیش از آن که به سخنان بزرگسالان توجه کنند، رفتار آنان را مشاهده و تحلیل میکنند. مدرسه برای آنان فقط محل آموزش کتابهای درسی نیست؛ محلی است که در آن شیوه تعامل، احترام به قانون، مسئولیتپذیری و عدالت را میآموزند. از همین رو، فضای حاکم بر مدرسه نقشی تعیینکننده در شکلگیری نگرش و شخصیت آنان دارد.
* مدرسه نباید جایی باشد که دانشآموز در آن احساس بیعدالتی، بیاعتمادی یا ناامنی روانی کند. این نهاد باید پناهگاه یادگیری، رشد و آرامش باشد؛ محیطی که در آن پرسش گری تشویق شود، خلاقیت مجال بروز پیدا کند و احترام متقابل به یک ارزش مشترک تبدیل شود. با این حال، گزارشهای دریافتی از برخی مدارس نشان میدهد که گاهی این اهداف تحت تأثیر ضعفهای مدیریتی و نبود سازوکارهای مؤثر نظارتی قرار میگیرد.
* بسیاری از معلمان معتقدند مدیریت مدرسه باید بیش از هر چیز نقش تسهیلگر و پشتیبان داشته باشد. مدیر موفق کسی است که بتواند میان الزامات اداری و نیازهای آموزشی تعادل برقرار کند، از ظرفیت معلمان بهره بگیرد و فضایی مبتنی بر اعتماد و همکاری ایجاد کند. در چنین فضایی، معلم احساس میکند عضوی مؤثر از مجموعه مدرسه است و دیدگاههای او در تصمیمگیریها مورد توجه قرار میگیرد.
* واقعیت این است که نظارت مؤثر، نه برای مقابله با مدیران، بلکه برای حمایت از کیفیت آموزش ضروری است. همانگونه که عملکرد معلمان ارزیابی میشود، مدیریت مدارس نیز باید در معرض ارزیابی مستمر، دقیق و شفاف قرار گیرد. هیچ جایگاه مدیریتی نباید از نقد، بررسی و پاسخگویی مصون باشد؛ بهویژه در نهادی که مسئول تربیت نسل آینده است.
در این میان، یکی از موضوعاتی که بارها از سوی کارشناسان تعلیم و تربیت مطرح شده، بازنگری در شیوه انتخاب مدیران مدارس است. تجربههای گذشته نشان داده است که مشارکت معلمان در فرایند انتخاب مدیر میتواند به افزایش اعتماد، همکاری و اثربخشی مدیریت مدرسه کمک کند.
* بازگرداندن مدرسه به جایگاه واقعیاش ـ بهعنوان خانۀ دوم دانشآموزان ـ مستلزم سه اقدام اساسی است:
نخست انتخاب مدیران شایسته بر پایۀ معیارهای حرفهای و اخلاقی؛ دوم، نظارت جدی، مستمر و بی مصلحتگرایانه بر عملکرد آنان و سوم، توجه واقعی به دیدگاهها، تجربهها و ظرفیتهای معلمان و کارکنان مدارس در فرآیند تصمیمگیری.
* پرسش امروز روشن است:
آیا مسئولان حاضرند این زنگ خطر را جدی بگیرند، یا همچنان ترجیح میدهند پشت سکوت خود پنهان شوند تا فردا، وقتی خیلی دیر شد، تنها شاهد ویرانی آینده باشند؟
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/26942-/وقتی-مدرسه-امروز-از-کارکرد-اصلی-خود-فاصله-می-گیرد-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
« زیر پوست این گرایش شدید به سیگار، نوعی تمایل به آسیب رساندن آگاهانه به خود و به دیگران وجود دارد »
کاهش مصرف سیگار در کشورهای توسعه یافته و شیوع جنونِ تمایل به سیگار در جامعهی ایران ؟!
بهروز مرادی/ جامعه شناس
* آمارهای جدید از افزایش ۱۳۵ درصدی مصرف دخانیات در دختران ۱۳ تا ۱۵ ساله در ایران خبر دادند.
سالانه ۷٧ میلیارد نخ سیگار در ایران دود میشود و سرانهی روزانه حدود ۲ نخ سیگار به ازای هر ایرانیست.
همین آمارها، سیگاریها را حدود ۲۰ تا ۲۴ درصد جمعیت کشور میداند.
* سیگار و دخانیات عامل مرگ سالانهی حدود ۶۰ هزار نفر در ایران است. همچنین این آمارها از افزایش ۹۰ درصدی مصرف سیگار در زنان ۱۸ تا ۲۴ ساله و ۲۵ تا ۳۴ ساله و نیز افزایش ۳۴ درصدی مصرف در مردان ۱۸ تا ۲۴ ساله گزارش میدهد. این درحالیست که نقش دخانیات در ۳۵ تا ۴۰ نوع سرطان، ۵۱ درصد عوامل خطر برخی سرطانها و ورود به مواد مخدر و آسیبهای اجتماعی محرز است. همین امر باعث میشود که جامعهشناسان به تحلیل و آسیبشناسی این پدیدهی رو به رشد در جامعه بپردازند، به ویژه آنکه آمارها حکایت از کاهش مصرف سیگار تقریباً در همهی کشورهای توسعه یافته دارد.
* یکی از عوامل مؤثر بر این افزایش مصرف ؛ « مُد اجتماعی » است. از نظر جامعه شناسی؛ افراد جامعه با تقلید از آنچه دیگران انجام میدهند، بر حس انزوای اجتماعی خود غلبه میکنند و احساس به روز بودن و هم نوایی با دیگران را در خود زنده نگه میدارند. با پیروی از مُد اجتماعی، بسیاری از مردمِ فاقدِ استقلال شخصیتی از حس منزوی بودن و احساس عقب مانده بودن از جامعه نجات پیدا میکنند.دنباله روی از دیگران و موافق دیگران بودن و تقلید از اکثریت، به افرادِ فاقد عزت نفس، احساس امنیت روانی میبخشد.
* این یک واقعیت تجربی قابل مشاهده است که تعداد کمی از افراد جامعه آن چنان از استقلال رأی و مقاومت فرهنگی و اخلاقی و عزت نفس و شخصیت مستقلِ متفکر برخوردارند که توان مقاومت در مقابل مُدهای اجتماعی را دارا میباشند و پیرو مد اجتماعی نمیشوند و رفتارشان را مستقل از رویکردهای مسلط جامعه انتخاب میکنند.اما این چارچوب نظری به تنهایی نمیتواند علل شیوع جنونِ تمایل به سیگار در جامعهی ایران را تبیین کند.
* به نظر من زیر پوست این گرایش شدید به سیگار، نوعی تمایل به آسیب رساندن آگاهانه به خود و به دیگران وجود دارد، نوعی بیتفاوتی و بی مسئولیتی نسبت به وجود خود و به سلامت خود و حتی ضدیت با سالم بودن خود و دیگران، نوعی دهنکجی به زندگی سالم، نوعی بیارزش تلقیکردنِ خود و خود را سوژهی تخریب و نابودی تعریف کردن، بوی ناخوشاینددادن و از تبدیل خود به منبع بوی بد لذّت بردن و لذّت را پلهی نابودی خود کردن.
* همچنین این گرایش شدید نوعی ناشکری و قدرناشناسی و نارضایتی از بودن و وجودداشتن در خود نهفته دارد و به طبع آن؛ نوعی رغبت به تمام کردن خود، درست همچون همان سیگاری که میکِشند و تمامش میکنند تا آن را کُشته باشند.متعاقب آن؛ کسانی که جامعهای ساختهاند که مردم بسیاری از آن در خود وجودی ارزشمند نمییابند که آن وجود را سالم نگه بدارند و در حفظ سلامتی آن بکوشند و فضای اجتماعی را با دود و بوی سیگار هم آلوده و هم برای افراد غیرسیگاری غیرقابل استفاده میسازند و با آسیبزدن عمدی به خود و به دیگران درصدد تمامکردن خود و دیگران برآیند، در شیوع و همهگیرشدن این جنون، مسئول و مقصر و متهم میباشند.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/محیط-زیست/item/26940-/کاهش-مصرف-سیگار-در-کشورهای-توسعه-یافته-و-شیوع-جنونِ-تمایل-به-سیگار-در-جامعهی-ایران-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
« با توجه به تکرار این موارد و ثبت برخی از اعتراضات از مسیرهای اداری، این پرسش مطرح است که وضعیت رسیدگی به این موضوعات در چه مرحلهای قرار دارد و چه نتایجی تاکنون حاصل شده است ؟ »
نامه دریافتی : کودکستانهای ضمیمه دولتی منطقه ۴ تهران؛ ضرورت شفافسازی در سازوکار واگذاری، اجاره و معیارهای ارزیابی مؤسسان
صدای معلم منتشر می کند ؛
گروه استان ها و شهرستان ها/
آن چه در زیر می آید ؛ پیام یکی از موسسان کودکستان های ضمیمه دولتی اداره آموزش و پرورش منطقه 4 تهران است .
« صدای معلم » آمادگی خود را برای توضیح و شفاف سازی مسئولان اعلام می کند .
* در این زمینه، از مراجع ذیربط بهویژه اداره آموزش و پرورش منطقه ۴ تهران، اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران و سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک انتظار میرود به پرسشهای زیر پاسخ شفاف، مستند و قابل پیگیری ارائه دهند:
- مبنای دقیق تعیین اجاره فضاهای کودکستانی در مدارس دولتی چیست؟
- چه سازوکاری برای ایجاد تعادل میان مزایده و حفظ کیفیت خدمات آموزشی در نظر گرفته شده است؟
- معیارهای ارزیابی سابقه، عملکرد و حسن انجام کار مؤسسان در فرآیند واگذاری چگونه اعمال میشود؟
- چه تمهیداتی برای جلوگیری از فشار غیرمتعارف اقتصادی بر مراکز آموزشی در نظر گرفته شده است؟
- وضعیت رسیدگی به شکایات و اعتراضات ثبتشده مؤسسان در ماههای اخیر چیست؟
بدیهی است هدف از طرح این پرسشها، تقابل یا نادیده گرفتن قوانین و تعهدات نیست، بلکه شفافسازی، اصلاح فرآیندها و تقویت اعتماد میان فعالان حوزه آموزش و نهادهای تصمیمگیر است.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/26937-/نامه-دریافتی-کودکستانهای-ضمیمه-دولتی-منطقه-۴-تهران؛-ضرورت-شفافسازی-در-سازوکار-واگذاری،-اجاره-و-معیارهای-ارزیابی-مؤسسان
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
عبدالرضا بازدار، رییس سازمان جهاد کشاورزی استان البرز در نشست «کشاورزی البرز؛ چالشها، فرصتها و افق پیش رو» :
هشدار در مورد خشکیدگی باغات پایین دست سد کرج !
گزارشگر : رضا قاسم پور / خبرنگار صدای معلم
* در آغاز دهمین نشست تخصصی فراکسیون اصلاحطلبان خانه احزاب، پروفسور جمال قدوسی زنجانی با نگاهی آسیبشناسانه به وضعیت بخش کشاورزی، از شکاف میان دانشگاه و عرصه اجرا بهعنوان یکی از موانع اصلی توسعه پایدار یاد کرد و گفت: «تا زمانی که دانش و تجربه در یک مسیر مشترک قرار نگیرند، عبور از بحرانهای انباشته شده این حوزه دشوار خواهد بود.»
وی با تأکید بر ضرورت اصلاح الگوی مصرف و بازنگری در الگوی کشت افزود: «ایران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند اتخاذ تصمیمات علمی و آینده نگرانه در حوزه امنیت غذایی است. مسائل پیچیده بخش کشاورزی، مستلزم شکلگیری ارادهای ملی، فرابخشی و پایدار است؛ ارادهای که با مشارکت مردم، نخبگان و مدیران اجرایی بتواند مسیر دست یابی به امنیت غذایی پایدار را هموار سازد.»
* بازدار توسعه نامتوازن شهری، ساختوسازهای غیرمجاز و تغییر کاربری اراضی را از مهمترین تهدیدهای پیشروی کشاورزی البرز دانست و تصریح کرد: «متأسفانه بیش از هزار هکتار از باغات پایین دست سد کرج به دلیل عدم تخصیص حقآبه مناسب در معرض خشکیدگی قرار گرفتهاند؛ موضوعی که نیازمند توجه فوری دستگاههای مسئول است.»
وی همچنین با اشاره به محدودیت منابع آبی استان افزود: «بخش قابل توجهی از منابع آب تجدیدپذیر البرز در همین استان مصرف میشود و در برخی محصولات اساسی از جمله گندم، استان البرز در زمره استانهای مصرفکننده قرار دارد.»
بازدار در پایان تأکید کرد: «در هیچ نقطهای از جهان، کشاورزی فعالیتی حاشیهای تلقی نمیشود؛ چرا که امنیت غذایی، زیربنای امنیت ملی و توسعه پایدار هر کشور است.»
متن کامل خبر را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/محیط-زیست/item/26934-/هشدار-در-مورد-خشکیدگی-باغات-پایین-دست-سد-کرج
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
20 شهریور 1395 در صدای معلم : « سواد رسانه در دنیای امروز به دنبال نقد کارکردهای رسانه ها است که هدف آنها تامین هژمونی فرهنگی، تعمیم فلسفه سیاسی و حفظ قدرت هایی است که خود این رسانه ها محصول آنها هستند » ( 1 )
سواد رسانه ، جنگ و چالش " دموکراسی "
علی پورسلیمان/ روزنامه نگار و مدیر صدای معلم
« رفتار و کنش معلمان در نظرات آیینه تمام نمایی از عملکرد و کارنامه مسئولان است »
* در جریان جنگ 12 روزه اسرائیل علیه ایران و نیز جنگی که وارد سومین ماه خود می شود ؛ چیزی به نام « سواد رسانه » بر سر زبان ها افتاد و به ویژه در ادبیات مسئولان و مقامات زیاد دیده و شنیده شد .
حرف اصلی در آن زمان این بود که جامعه و به ویژه نسل جوان نباید خیلی به اخبار و یا تحلیل های رسانه های برون مرزی مخصوصا ایران اینترنشنال ، بی بی سی ، من و تو ، صدای آمریکا و... توجه کنند .
پس از پایان آن جنگ 12 روزه تقریبا همه چیز و من جمله « سواد رسانه » فراموش شد و مهم تر از همه تغییر و یا تحول خاصی در سیاست های صدا و سیما و یا نظام آموزشی هم مشاهده نشد .
* روزی نبود که در اخبار از دستگیری عده ای به اتهام ارتباط و یا اصطلاحا « گرا دادن » به رسانه های معاند و متخاصم به ویژه « ایران اینترنشنال » سخن به میان نیاید .
این افراد بعضا شناسایی می شوند و در صحنه هایی که ضبط شده به عمل خود اعتراض کرده و اظهار ندامت و پشیمانی می کنند .
در برخی تجمعات طرفداران حکومت برخی از شعار دهندگان خواهان زدن و یا انهدام این رسانه ها توسط نیروهای نظامی ایران شدند .
در این جا پرسشی مهم و راهبردی مطرح می شود :
نظام آموزشی و به طور عموم حکومت در بحث « سواد رسانه ای » چه کار کرده است ؟
* درس « سواد رسانه » در دوره دوم متوسطه مانند برخی دروس دیگر به اصطلاح « درس نخودی » و یا « غیر مهم » تلقی می شود و تا جایی که می دانم افراد غیر متخصص و فاقد دانش و بیش تر با هدف « پر کردن ساعت» در این حوزه به تدریس درس « سواد رسانه » مشغولند .
در واقع ؛ اگر مهم ترین خروجی سواد رسانه ای را تفکر و تحلیل در مورد فرایند رسانه و عاملیت آن در نظر بگیریم باید به این واقعیت تلخ اذعان کرد که اساسا نظام آموزشی ما نسبت و با تناسبی با « تفکر انتقادی » ندارد .
وقتی در بحث هدف گذاری برای نظام آموزشی ، « تفکر انتقادی » موضوعیتی نداشته باشد نباید انتظار داشته باشیم که سطح آموزش در مدارس از حافظه محوری و یا رقابت برای برنده شدن در ماراتن کنکور بالاتر رود .
* چیزی که معمولا در گفتارها و تحلیل های مرتبط با جریان حاکمیت نادیده گرفته شده و یا از کنار آن می گذرند آن است که چرا طیف قابل توجهی از جامعه ی ایران به رسانه های دولتی و یا حکومتی « اعتماد » ندارند و معمولا سعی می کنند کنجکاوی و عطش دانستن و کسب اطلاعات را از منابع دیگر کسب کنند ؟
برخی اوقات رسانه های برخط وابسته به حکومت و یا صدا و سیما را نگاه می کنم اما معمولا « یک صدا » از آن بیرون می آید و خبری از صداهای مخالف و یا منتقد درآن نیست .
این را باید بدانند که چند صدایی در رسانه آن هم رسانه ای مانند رادیو و تلویزیون به معنای چند دستگی و یا تفرقه و دمیدن بر تشتت و چند دستگی نیست .
حضور تفکرات و جریان های مختلف در رسانه موجب تولید و تقویت « اعتماد عمومی » می شود .
* در کشورهای توسعه یافته مانند همین آمریکایی که در حال حاضر متخاصم اصلی ایران است ؛ رسانه ها در داخل آن کشور به شدت سیاست ها و تصمیم های شخص اول یعنی رییس جمهور ترامپ را به نقد و چالش می کشند و بارها این رسانه ها توسط ترامپ و به ویژه وزیر دفاع او مورد حمله ی لفظی واقع شده اند و این که رسانه ها آن گونه که باید و شاید موفقیت های دولت ترامپ را منعکس نمی کنند اما این خبرنگاران و رسانه ها بی توجه به آن تهدیدها و لفاظی ها در هر حال سعی می کنند که نقش اصلی خود یعنی « رکن چهارم دموکراسی » را حفظ کنند و تعارف و رو در بایستی را با دولت مستقر کنار بگذارند .
* رسانه زمانی می تواند به تولید و نگاهداشت « سرمایه اجتماعی » عمل کند که جایگاه و کارکرد آن از نظر رکن رکین دموکراسی به رسمیت شناخته شود .
سواد رسانه و آموزش آن در « مدرسه » زمانی قابل بسط و تعمیم به جامعه خواهد بود که « کلاس درس » به معنای واقعی تجلی و تبلور « گفت و شنود » و تضارب آراء و چالش نظرات مختلف باشد .
این کارکرد از « مدرسه تعطیل » و یا « مدرسه بی خاصیت » بیرون نمی آید .
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/آموزش-نوین/item/26750-/سواد-رسانه-،-جنگ-و-چالش-دموکراسی
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
« کاهش انگیزش در میان معلمان، نه صرفاً پیامد کمبودهای فردی، بلکه حاصل مجموعهای از عوامل ساختاری، فرهنگی و مدیریتی است که در سطوح مختلف نظام آموزشی ریشه دارند »
گفت و شنودی در باب " بحران انگیزش معلمان "
محمد امین چهاردولی و سعید قپانوری
گروه رسانه/
آن چه در زیر می آید ؛ گفت و گوی محمد امین چهاردولی، دکترای جامعه شناسی و دبیر آموزش و پرورش منطقه نهاوند با همکار ایشان سعید قپانوری، کارشناس زبان و ادبیات فارسی، دبیر آموزش و پرورش منطقه نهاوند می باشد که برای « صدای معلم » ارسال کرده اند .
* -چهاردولی:
در امتداد بحث شما میتوان گفت: تداوم این فرسایش انگیزشی نه تنها کارکرد آموزشی مدرسه را مختل میسازد، بلکه به بازتولید چرخهای معیوب از آموزش سطحی، یادگیری انفعالی و گسست میان مدرسه و تحولات واقعی جامعه میانجامد.
هنگامی که معلم از حمایت نهادی، امنیت معیشتی و فرصتهای واقعی رشد حرفهای محروم میماند، کنش آموزشی او ناگزیر به حداقلهای صوری فروکاسته میشود و کلاس درس از فضایی زنده برای تفکر انتقادی و گفتوگوی خلاق، به محلی برای انتقال بیروح دادهها تنزل مییابد.
از اینرو، مواجهه با بحران بیانگیزگی معلمان، مستلزم نگاهی فراتر از راهحلهای مقطعی و فردمحور است و نیازمند بازاندیشی عمیق در سیاستهای آموزشی، منزلت اجتماعی معلم، سازوکارهای مشارکت حرفهای و پیوند میان دانش، فضیلت و زیستجهان آموزشی است؛ امری که تنها در سایه آن میتوان آموزش را از فرسایش مزمن رهانید و آن را به نیرویی مولد برای تحول اجتماعی بدل ساخت.
* -قپانوری:
آموزش هر چند سال باید، پوست اندازی کند، آن هم با مشارکت مدرسین همین حوزه و نه بیرون از آن. اندیشه، در هر چند سال در روند رشد است که پوست می اندازد و موجبات تعالی در گشودن دریچه های نو به تفکرات جدید است. پس تعقیر در متن و بطن، عاملیتی مهم در حذف و اصلاح دارد. این مهم ما را از یک چرخه ناتوان و کند به سرعت و جهشی نیرومند هدایت می کند.
شاید یکی از راهگشایان این پروسه تکیه صرف نداشتن به کتاب های مرسوم در مقطع درسی باشد. ایجاد انگیزه برای خوانش و معرفی متون هم عرض در بیرون از دایره مرسوم یک تکانه ی قدرتمند در تولید اندیشه انتقادی است. اینکه فقط کلیشه ها را در اولویت و در زمینه قرار دهیم، چیزی جز محصولی بیمار و فلج که همان ذهنیت آموزنده است، نخواهیم داشت.
چرخه های معیوب را بازتولید کردن، آن هم با تاملات به روزرسانی شده، همگی اعتلای آموزش را رقم خواهد زد.
-چهاردولی:
می توانم بحث مان را چنین جمع بندی کنم:
بنیان توسعه پایدار هر نظام آموزشی بر کارآمدی نهاد معلم متمرکز است، که سلامت روانی و تعهد حرفهای وی، کارایی سیستمی را تعیین مینماید؛ با این حال، نهاد معلمی در سالهای اخیر به سبب فشارهای ساختاری، اقتصادی و مدیریتی، مستعمرهی فرسایش شدید انگیزش شغلی گشته است، که تهدیدی ماهوی برای کیفیت فرایند تعلیم و تربیت محسوب میشود؛ کاهش این انگیزه، معلول مجموعهای از عوامل ریشهدار است که کنش آموزشی معلم را به حداقلهای صوری تقلیل داده و دانش را به تقلیل به معلومات تکراری و عدم تفکر انتقادی تنزل میدهد، که این امر به بازتولید چرخهای معیوب از آموزش سطحی و گسست نهاد مدرسه از واقعیات زیستجهان منجر میگردد .
لذا، برونرفت از این بحران مزمن، مستلزم بازاندیشی بنیادین در سیاستگذاریهای کلان آموزشی، تأمین امنیت معیشتی، و طراحی سازوکارهایی برای پوستاندازی محتوایی و شناختی با مشارکت فعال مدرسین است تا آموزش از حالت انفعالی خارج شده و به نیرویی مولد برای تعالی اندیشه بدل شود.
متن کامل گفت و شنود را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/گزارش-گفت-گو/item/26927-/گفت-و-شنودی-در-باب-بحران-انگیزش-معلمان
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
« این مطالبه، یک اقدام صنفی قانون مدار برای حفظ «کرامت انسانی معلمان» و افزایش بهرهوری نظام آموزشی است »
فراخوان برای کارزار مطالبه اجرای تکالیف قانونی دولت در راستای متناسبسازی حقوق و معیشت فرهنگیان
صدای معلم منتشر می کند ؛
« کارزاری » با عنوان : « مطالبه اجرای تکالیف قانونی دولت در راستای متناسبسازی حقوق و معیشت فرهنگیان » تدوین شده و در سایت مرتبط به آن بارگذاری شده است .
در متن این کارزار می خوانیم :
« ما با استناد به اصول صریح قانون اساسی و قوانین جاری، خواستار پایان یافتن نگاه سلیقهای به معیشت معلمان و اجرای بی قید و شرط تکالیف قانونی ذیل هستیم:
۱. الزام دولت به اجرای ماده ۱۲۵ قانون مدیریت خدمات کشوری:
دولت مکلف است ضریب حقوقی کارکنان را «حداقل به میزان نرخ تورم» افزایش دهد. عدم اجرای این قانون طی سالهای اخیر، مصداق بارز «کوچکسازی سفره معیشت» است. ما خواستار ترمیم فوری حقوق بر اساس شاخص تورم واقعی بانک مرکزی هستیم و تعلل در این امر را ناشی از عدم اجرای تکالیف قانونی میدانیم.
۲. تغییر فرمول رتبهبندی (از «عدد ثابت» به «ضریب سالانه»):
پرداختهای رتبهبندی به شکل فعلی (مبالغ ثابت)، با اولین تورم بیارزش میشود. مطالبه ما تغییر آییننامه اجرایی به گونهای است که فوق العادههای رتبهبندی به عنوان «ضریبی از حداقل حقوق سالانه» تعریف شوند تا با افزایشهای سنواتی، ارزش انگیزشی خود را حفظ کنند.
۳. رفع تبعیض در پرداختهای رفاهی (قانون برنامه هفتم):
طبق ماده ۷۳ قانون برنامه هفتم توسعه، باید نظام پرداخت مزایای جانبی (بنکارت، حق مسکن، خواربار) به صورت «متمرکز و یکسان» برای همه دستگاههای دولتی اجرا شود. استثنا قائل شدن برای آموزش و پرورش، مصداق بارز تبعیض اداری است.
۴. صندوق ذخیره فرهنگیان؛ پایان بنگاه داری و آغاز سهام داری:
صندوقی که با آورده معلمان اداره میشود، نباید حیاط خلوت مدیریتهای ناکارآمد باشد. مطالبه صریح ما: تبدیل ساختار صندوق از «بنگاهداری» به «سهامداری مستقیم فرهنگیان» و واریز سود حاصل از سرمایهگذاریها به صورت شفاف و ماهانه به حساب اعضا است. معلمان باید مالک واقعی سودهای حاصل از داراییهای خود باشند.
۵. اصلاح بنیادین پاداش پایان خدمت (حفظ ارزش دارایی):
پرداخت پاداش پایان خدمت پس از سالها خدمت، با ارزش ریالی زمان بازنشستگی، اجحاف در حق بازنشستگان است. درخواست میگردد لایحهای به مجلس ارائه شود تا مبنای محاسبه پاداش، نه ارقام ثابت ریالی، بلکه «شاخصهای تعدیلشده با ارزش روز داراییها، به عنوان مثال طلا» باشد تا قدرت خرید دوران بازنشستگی حفظ گردد » .
متن کامل را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/خبر/item/26923-/فراخوان-برای-کارزار-مطالبه-اجرای-تکالیف-قانونی-دولت-در-راستای-متناسبسازی-حقوق-و-معیشت-فرهنگیان
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
« امروز داستان اعتمادورزی بازنشستگان در طول سی سال خدمت بس نبود، تسلسل اعتماد و نقض آن هنوز ادامه دارد ... »
پاداش استمرار خدمت معلمان و داستان تکراری " اعتمادورزی " ؟!
مینو امامی
* صد افسوس که همکاران بزرگوار بازنشسته؛ ارزش سی سال خدمت خود را فقط با دریافت یک ماه پاداش برابر حقوق ماهانه سنجیدند و به همین مقدار راضی گشتند. در حالی که ریش و قیچی در دستان آنان بود و می توانستند به عنوان تعیین کننده نهایی از فرصتِ طلاییِ امتیازگیری، نهایت بهره را ببرند.
هر زمان آموزش و پرورش، ما معلمان را در برابر شرایط ناعادلانه تسلیم دیده است به همان اندازه بی عدالتی را گسترده تر کرده است. آن مبلغی که حداقل با حقوق ماه اول استمرار خدمت شما سروران، می بایست پرداخت می شد در سایه امروز و فردا، تاکنون به بایگانی مطالبات اضافه گردیده و ارزش ذاتی خود را از دست داده است. تا حدی که برخی از شما همکاران گلایه های خود را تحت عنوان انتقاد، به سایت صدای معلم؛ جهت دادرسی ارسال داشته اید.( از 26 اسفند 1404 تا 7 خرداد 1405، 11 مورد نامه به سایت صدای معلم در خصوص عدم پرداخت پاداش استمرار خدمت بازنشستگان ارسال شده است.)
* دو نکته در خصوص این قانون قابل توجه است:
1- تصمیم آموزش و پرورش این بوده که اگر معلمانی زیر شصت سالگی به سی سال خدمت رسیده اند باید تا این سن به خدمت خود ادامه دهند. خوشبختانه دیوان عدالت اداری پس از بررسی بخشنامه استمرار خدمت فرهنگیان، اعلام کرده که بخشنامه مذکور با مواد قانونی به ویژه قانون برنامه هفتم توسعه در تعارض است. بر همین اساس مقرّر گردید تا وزارت آموزش و پرورش اقدامات اصلاحی در فرآیند صدور و اجرای بخشنامه انجام دهد. ورود دیوان به این موضوع در راستای جلوگیری از تضییع حقوق کارمندان و اجرای دقیق قانون صورت گرفته و بخشنامه نیز در دستور اصلاح قرار گرفته است.
2. هر انسانی در هر شغلی بعد از گذشت مدت زمانی از خدمت دولتی یا غیردولتی خود می تواند دچار برخی از بیماری ها شود که مُخلّ ادامه خدمت اوست. با توجه به این که شغل معلمی فی ذاته فرساینده است، به شرط سلامتی جسمی و روانی همکاران در بند (ج) ماده 88 اشاره نشده است.
* از پایان اسفند دو ماه و 21 روز گذشته است و هنوز خبری از وفای به عهد آموزش و پرورش نیست. معاون برنامه ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش، برای امیدواری این همکاران بازنشسته، هراز چند گاهی تنور این وعده را داغ می کند تا همه استمرار دهندگان خدمت یقین حاصل کنند که وعده های آموزش و پرورش برخلاف قول و قرارهای بیشتر والدین ناتوان مالی، دیر یا زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد.
به خاطر بسپاریم هیچ قراردادی بدون توافق دو طرف عقد نمی شود. هر قراردادی می باید دو سر سود باشد و برآوردساختن نفع یکی به زیان دیگری، عین بی عدالتی است. در ضمن عقد این قرارداد برای یک سال تحصیلی است یا 5 سال مورد انتظار؟ اگر امضا و تعهد استمرار تدریس بعد از بازنشستگی برای 5 سال متوالی است پس بهتر است دولت موظف به پرداخت پاداش معادل یک ماه حقوق برای همه 5 سال باشد، تا انگیزه همکاران افت نکند.
* وظیفه حتمی آموزش و پرورش، ارزش و احترام قائل شدن برای سی سال خدمت همکاران پیش کسوت است. اگر قولی داده پس بهتر است بدان عامل باشد. بی اعتمادی معلمان نسبت به وعده های آموزش و پرورش، بیشتراز خود آنان به ضرر آموزش و پرورش و در اصل تمامی دانش آموزان کشور است. هر چند بیشتر ما معلمان شاغل یا بازنشسته باز و باز اعتماد می ورزیم و دچار خطاهای برگشت ناپذیر بیشتری می شویم.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/بازنشستگان/item/26921-/پاداش-استمرار-خدمت-معلمان-و-داستان-تکراری-اعتمادورزی-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
در نشست سعدی پژوهی با عنوان «مذمت ریاکاری در حکایات سعدی و یک آشنایی زدایی شگرف» ؛
" سعدی " پس از هفت قرن همچنان آیینه تمام نمای انسانیت، خرد، رندی و اصلاح گری است
گزارشگر : رضا قاسم پور / خبرنگار صدای معلم
* سعدی حرف را تمام کرده است
کیهانی نیز ضمن استقبال از استمرار چنین برنامههایی، سعدی را شاعری «جامعالاطراف» خواند و با استناد به دیدگاه آرتور شوپنهاور گفت: «سعدی حرف را تمام کرده است.»
وی در بخش اصلی سخنان خود به مفهوم «آشناییزدایی» پرداخت و اظهار داشت که هرچند این شیوه در ادبیات معاصر به عنوان یک مسئله عادی تلقی میشود، اما سعدی هفت قرن پیش با نبوغ، جسارت و هوشمندی شگفتانگیز خود، از این ظرفیت برای انتقال مفاهیم انتقادی و اصلاحی بهره برده است.
* سعدی شاعری رند و اصلاحگر
به باور کیهانی، سعدی درون ساختار اجتماعی و فرهنگی زمانه خویش یک اصلاحگر بزرگ است؛ اندیشمندی که بدون رویارویی مستقیم با قدرت، از طریق رندی، طنز و روایت هنرمندانه، به نقد آسیبهای اجتماعی میپردازد.
وی افزود: «سعدی در گلستان، آشناییزدایی را به اوج میرساند؛ مخاطب را با شوک معنایی مواجه میکند و از دل امری آشنا، دریچهای تازه به روی فهم انسان میگشاید.»
* سعدی؛ آیینه تمام نمای انسانیت
این نشست در فضایی آکنده از گفتوگو، اندیشه و همدلی به پایان رسید؛ نشستی که بار دیگر نشان داد سعدی، پس از هفت قرن، همچنان آیینه تمام نمای انسانیت، خرد، رندی و اصلاح گری است و سخنش هنوز برای انسان معاصر تازگی داشته و راهگشاست.
اگر زمانه به دستت بهانه داد نرو
به سمت هرکه آب و دانه داد نرو ...
متن کامل خبر را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/خبر/item/26919-/سعدی-پس-از-هفت-قرن-همچنان-آیینه-تمام-نمای-انسانیت،-خرد،-رندی-و-اصلاح-گری-است
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
« مدافعان و مخالفان هر دو سوراخ دعا را گم کرده و به دنبال " حل مساله " نیستند »
اعتراضات دانش آموزان در مورد کنکور و تاثیر معدل و مانند آن " اصالت " ندارد !
صدای معلم گزارش می کند ؛
* در روزهای گذشته ؛ گروههایی از دانشآموزان و داوطلبان کنکور در برابر ادارات کل آموزش و پرورش در چند استان از جمله فارس، تهران، خراسان رضوی، مرکزی و لرستان، تجمع کردند.
معترضان، « تأثیر قطعی معدل »، طرح « ترمیم معدل » و نقش نمرات امتحانات نهایی پایههای یازدهم و دوازدهم در سرنوشت کنکور را از عوامل تشدید فشار روانی بر دانش آموزان در شرایط پس از جنگ و نزدیک به ۳ ماه آموزش غیر حضوری میدانند .
این تجمعها ادامه اعتراض هایی است که پیش تر نیز در تهران و مقابل ساختمان وزارت آموزش و پرورش برگزار شده بود. در آن تجمع، دانشآموزان با شعارها و پلاکاردهایی نسبت به تأثیر قطعی ۶۰ درصدی سوابق تحصیلی در نتیجه کنکور اعتراض کردند و گفتند گره زدن آینده تحصیلی میلیونها دانشآموز به چند امتحان نهایی، آن هم در شرایط بحرانی، ناعادلانه است .
* شورای عالی انقلاب فرهنگی حدود هفت سال قبل سیاست افزایش نقش سوابق تحصیلی را تصویب کرد و طی سالهای اخیر این سیاست به تدریج اجرا شده است .
* « صدای معلم » در این مورد و بسیار پیش تر ؛ دیدگاه های خود را در قالب گزارش و یادداشت منتشر کرده است .
این رسانه ی مستقل و منتقد در حوزه ی عمومی آموزش ایران شنبه 28 بهمن 1402 نوشت : ( این جا )
از زمانی که اعلام شده است امتحانات پایه دهم و یازدهم به صورت « نهایی » برگزار می شوند تب و تاب برای « نمره » شتاب بیشتری گرفته هر چند این بیماری مزمن قبلا نیز وجود داشته است .
معلوم نیست آموزش و پرورش غیر معطوف به آموزش مهارت های زندگی و بیگانه با آن و با این مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی دیگر قرار است به کجا بینجامد و از کدامین « ناکجا آباد » دیگری سر درآورد ؟
نهادی غیر قانونی و غیر پاسخ گو که به جای مراجع قانونی مانند شورای عالی آموزش و پرورش و مجلس تصمیم می گیرد اما هزینه ی این گونه تصمیم ها را باید معلمان و سایر ارکان آموزش پرداخت کنند بی آن که شاهد گشایشی در حوزه ی کیفیت بخشی آموزش و ارتقای سطح آموزش و تربیت باشند .
شاید با این مصوبه دیگر وضعیت مانند سابق نباشد و آمار قبولی دانش آموزان از شکل حبابی و یا پفکی خارج شود .
اما در کنار این وضعیت ، نمره محوری به عنوان اساس تمام فعالیت های آموزشی و تربیتی تشدید خواهد شد و حتی اگر معلمی بخواهد از سر مسئولیت پذیری و نگرانی نسبت به آینده ، گریزی به اجتماع داشته و رویکرد حل مساله را برای کاهش چالش های آن مد نظر قرار دهد دیگر گوشی برای شنیدن آن نخواهد بود چون که بر اساس فرهنگ سازمانی شکل گرفته در مدرسه خارج از کتاب بوده و اتلاف وقت محسوب می شود و مهم تر این که روی معدل و نمره دانش آموزان تاثیری نخواهد داشت . پس ارزش طرح و بحث نخواهد داشت » .
* در واقع ؛ نه مصوبه ی نهاد غیرقانونی و غیر پاسخ گو مانند شورای انقلاب فرهنگی در زمینه ی تاثیر معدل در هر شکل و ساختاری به بهبود این آموزش و پرورش ورشکسته کمکی می کند و نه دانش آموزان و جریانات رسانه ای مدافع معترضان کنکور که باور دارند شکل و ساختار « کنکور سنتی » می تواند به تحقق « عدالت آموزشی » در این زمینه کمکی نماید .
از هر سو و در هر وجهی ؛ مافیای کنکور کار خود را پیش خواهد برد .
* اما نکته ی مهم تر در این اعتراضات دانش آموزی که از دید بسیاری مغفول مانده است ؛ « اصالت » این گونه اعتراضات و صداقت آنان در برخورد با چالش های نظام آموزشی است .
برای « صدای معلم » این پرسش مهم و راهبردی همچنان مطرح بوده و می باشد که چرا این دانش آموزان اگر مدافع عدالت آموزشی هستند ؛ در برابر تعطیلی طولانی مدت و مشمئز کننده مدارس سکوت کردند ؟
دقیقا همین وضعیت در دوران کرونا رخ داد و هنوز عوارض و تبعات 26 ماه تعطیلی مدارس گریبان مدارس و جامعه را رها نکرده و روز به روز آثار خودش را در وجوه مختلف نشان می دهد .
متن کامل گزارش « صدای معلم » را در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/دانش-آموز/item/26916-/اعتراضات-دانش-آموزان-در-مورد-کنکور-و-تاثیر-معدل-و-مانند-آن-اصالت-ندارد
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
مصلحی قائم مقام دبیرکل انجمن اسلامی معلمان ایران با استناد به نتایج یک پژوهش ملی مطرح کرد :
تشکل ها و احزاب سیاسی در رده های پایانی جدول اعتماد اجتماعی قرار دارند !
صدای معلم منتشر می کند ؛
* وی با اشاره به گزارش ارائهشده از سوی معاون اجتماعی وزیر کشور در جمع فعالان ستاد فرهنگیان دکتر مسعود پزشکیان گفت: این پژوهش با مشارکت چندین دانشگاه کشور و بر پایه نظرسنجی از ۸۵ هزار نفر در سراسر ایران انجام شده و تصویری قابل تأمل از وضعیت سرمایه اجتماعی در دهه اخیر ارائه میدهد.
* مصلحی با بیان اینکه سرمایه اجتماعی کشور در سطح کلان همچنان روندی کاهشی دارد، اظهار داشت: نتایج این پژوهش نشان میدهد سرمایه اجتماعی در سطح خرد افزایش یافته، در سطح میانی تقریباً ثابت مانده، اما در سطح کلان کاهش بیشتری را تجربه کرده است؛ موضوعی که نیازمند توجه جدی همه نهادهای مدنی و اجتماعی است.
* در میان نهادهای مختلف، مدارس و پلیس راهنمایی و رانندگی بیشترین میزان اعتماد عمومی را به خود اختصاص دادهاند، در حالی که تشکلها و احزاب سیاسی در ردههای پایانی جدول اعتماد اجتماعی قرار دارند؛ واقعیتی که برای فعالان تشکیلاتی و مدنی باید محل تأمل و بازاندیشی باشد.
* قائممقام دبیرکل انجمن اسلامی معلمان ایران در پایان با تأکید بر ضرورت پای بندی به اصول دموکراتیک در فعالیتهای تشکیلاتی گفت: باید بر سر دو اصل بنیادین «آزادی بیان و نظر» و «حق رأی» به عنوان مهمترین سرمایههای تشکیلاتی انجمن توافق و از آنها صیانت کنیم؛ اصولی که ضامن پویایی، انسجام و آیندهسازی انجمن خواهند بود.
متن کامل را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/پژوهش/item/26954-/تشکل-ها-و-احزاب-سیاسی-در-رده-های-پایانی-جدول-اعتماد-اجتماعی-قرار-دارند
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
هشدار : حتی اگر 50 درصد فرهنگیان عضو عطای این موسسه را به لقایش ببخشند ؛ صندوق ذخیره فرهنگیان به احتمال زیاد ورشکسته خواهد شد ... این را نمی فهمند ؟ !
آن چه از " صندوق ذخیره فرهنگیان " نصیب من شد
علی پورسلیمان / روزنامه نگار و مدیر صدای معلم
« بر اساس اصل پارکینسون هر کار دقیقاً به اندازه زمانی که برای آن تعیین شده طول میکشد و این مدت ارتباط چندانی با میزان و ماهیت آن کار ندارد .
به عنوان مثال ؛
اگر تمیز کردن خانه خود را ۳۰ روز در نظر بگیرید، ۳۰ روز طول خواهد کشید. اگر ۳ ساعت در نظر بگیرید ۳ ساعت طول خواهد کشید » .
* سال 1404 از ادامه فعالیت معلمی انصراف دادم و گزینه « بازنشستگی » را انتخاب کردم .
پس از آن هم طبق گفته ی پیشین خودم از گرفتن حق التدریس امتناع کردم ( این جا ) اما فعالیت رسانه ای در حوزه آموزش را در « صدای معلم » قوی تر و با انگیزه ی بیشتری ادامه دادم .
سال ها عضو موسسه ای به نام « صندوق ذخیره فرهنگیان » بودم و هر ماه « حق عضویت » کسر می شد بی آن که شاهد خدماتی قابل ذکر و یا اعتنا باشم .
22 سال به صورت منظم و مرتب از من « حق عضویت » کسر شد اما آن چه نصیب من شد ؛ چیزی است که « سر جمع » در جدول زیر قابل مشاهده می باشد :
* نکته ی قابل تامل آن است که بدون اجازه ی من و حتی بدون آن که اطلاعی به من به عنوان « ذی نفع » بدهند حسابی را در « بانک سرمایه » برای من افتتاح کردند . و این در حالی بود که من حساب بانکی فعال ( بانک ملی ) داشته و دارم .
حتی پیامکی مبنی بر آن که مبلغ بالا به حساب من واریز شده برای من ارسال نکردند .
حتی یک نفر هم از « صندوق ذخیره فرهنگیان » با من تماس نگرفت تا بازنشستگی من را تبریک و یا تسلیت بگوید و از من سوال کند که مایل به استمرار عضویت هستم یا نه .
* مشخص نیست مسئولان این صندوق این ادعاها را بر چه اساس و یا فکتی ارائه می کنند ؟
این مسئولان تصور می کنند که صرف عضویت اعضاء دال بر « اعتماد » فرهنگیان به این موسسه می باشد در حالی که ممکن است اصلا چنین نباشد .
این موسسه می گوید که یکی از نهادهای اقتصادی تاثیرگذار در ایران است اما معلم کف کلاس و مدرسه پیش خودش می گوید وقتی این صندوق تاثیری در معیشت و اقتصاد خانواده من ندارد اما در آن سو ، مدیران این موسسه پاداش ها و حقوق های آن چنانی دریافت می کنند بی آن که پاسخ گو و مسئولیت پذیر باشند و هر از چند گاهی اخبار فساد و اختلاس هم از گوشه و کنار آن شنیده می شود ؛ و یا از این و آن می شنود که صندوق ذخیره فرهنگیان به نوعی « قُلّک » وزارت آموزش و پرورش شده که هر جا پول کم می آورد صندوق را هدف می گیرد ....دیگر چه فرقی می کند که این موسسه اساسا وجود داشته باشد یا نداشته باشد ؟
* مطمئن هستم در این 22 سال اگر همان حق عضویتی که « ناچیز » به نظر می رسد اگر صرف خرید چیزهایی مانند طلا و ارز یا حتی سرمایه گذاری در صندوق های سرمایه گذاری خصوصی می شد ؛ آورده ای به مراتب چندین برابر داشت تا این که حداقل 800 هزار فرهنگی بخواهند 5 درصد از حقوق و مزایای خود را دو دستی تقدیم موسسه ای کنند که علی رغم شعار « شفافیت » و « پاسخ گویی » حتی شهامت و جرات برگزاری نشست های خبری با رسانه ها را ندارد .
* سال هاست که مطالبه ی « حقوق یا ارزش مالکانه » به یک دغدغه ی اصلی و دائمی فرهنگیان عضو تبدیل شده است اما بعید به نظر می رسد که مسئولان این صندوق اراده ای برای تحقق و پرداخت این « مطالبه قانونی و به حق » به اعضاء را داشته باشند .
نمایش های بی حاصل و وعده هایی که به دفعات توسط وزیر و یا مسئولان داده می شوند اما عمل نمی شوند ، بی اعتمادی به این موسسه را مضاعف کرده است .
* این صندوق ادعا می کند که « خصوصی » است اما کافی است یک بار وارد ساختمان این موسسه شوید و برخورد کارمندان و کارکنان را مشاهده کنید و یا تلفنی به آن کنید تا متوجه صحت و یا سقم این حرف های بی پایه شوید .
* حتی اگر 50 درصد فرهنگیان عضو از عضویت انصراف دهند ؛ صندوق ذخیره فرهنگیان با وجود :
۵ هلدینگ شامل:
1- پترو فرهنگ
2- سرمایهگذاری فرهنگیان
3- ساختمانی معلم
4- تدبیرگران
5- سامان
( این جا )
به احتمال زیاد ورشکسته خواهد شد و برای همیشه باید کرکره این موسسه بزرگ اقتصادی را پایین کشید .
* طبق همان اصل پارکینسون ؛ صندوق ذخیره فرهنگیان آن چنان بزرگ ، ناکارآمد ، فشل و بوروکراتیک شده که بدون دریافت حق عضویت اعضاء نمی تواند حتی برای کوتاه مدت به حیات خویش ادامه دهد .
ورشکستگی موسسه ای مانند صندوق ذخیره فرهنگیان با عمر 31 ساله بدون تردید می تواند سریعا به یک « بحران بزرگ اجتماعی » تبدیل شود .
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/اقتصاد/item/26952-/آن-چه-از-صندوق-ذخیره-فرهنگیان-نصیب-من-شد
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
« اتوبانی برای رسيدن به آزادی وجود ندارد ! »
مروری بر " وظایف شهروندی " هر فرد پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا ( 1 )
سعید شهسوارزاده/ عضو شورای نویسندگان صدای معلم
* از آغازِ جنگ نهم اسفند تا قبل از امضاي تفاهم نامه به عنوان يک شهروند با بضاعتي اندک، مشقي بر اساس وظيفه شهروندي در گفت و گو با دبير کل سازمان ملل متحد در « صدای معلم » منتشر کردم .
امروز که تفاهم نامه بين جمهوري اسلامي ايران و ايالات متحده آمريکا به امضا رسيده است و مشخص شده است که اتوبانی برای رسيدن به آزادی وجود ندارد و اپوزيسيون مجبور است فقط بدون اتکا به جنگ افروزان راه باريک قديمي را طي کند.
امروز که محمد باقر قاليباف از پيشرفت اقتصادي سخن مي گويد و مسئولين تعامل و مذاکره با ايالات متحد آمريکا را پيشه کرده اند.
بر من شهروند، واجب است که با بهره گيري از آموزه هاي انديشمندان، مشقي ديگر بنويسم ( هرچند مشقي پر غلط و غير حرفه اي باشد ) و تلاش کنم، با نگاهي جامعه شناختي و جهاني به وقايع ( فارغ از آنچه در ايران بين حاکميت و اپوزيسيون گذشته و مي گذرد ) با تحليلي جامع و فرابخشي در حد بضاعت اندکم ( بدون جانبداري مثبت يا منفي) از حاکميت و يا انواع اپوزيسيون ، به وظيفه شهروندي خود عمل کنم .
وقتي در بوته نقد کارشناسان و متخصصين اجتماعي و سياسي قرار گيرم ؛ بيشتر مي آموزم و بيشتر اصلاح مي شوم و شرايطي برايم فراهم مي گردد که واقعيات روي زمين را صحيح تر و دقيق تر درک کنم تا در مسير درست تاريخ، گام بردارم.
متن کامل را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/26950-/مروری-بر-وظایف-شهروندی-هر-فرد-پس-از-امضای-تفاهم-نامه-میان-ایران-و-آمریکا-1
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
علی پورسلیمان ؛ مدیر صدای معلم در نشست خبری مشترک معاون آموزش ابتدایی و مدیر کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش :
" شعار زیاد دیده و شنیده ایم ؛ اراده ای برای حل مسائل وجود ندارد ؛ هر اصلاحی باید در عمل و با صداقت باشد ؛ آموزش مهارت های زندگی را به صدا و سیما ببرید ! "
صدای معلم گزارش می کند ؛
* در ادامه ، رضا روستایی مدیر کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش گفت :
اولین و مهم ترین چیزی که برای همکاران خودمان تعریف کردیم و بر آن خیلی تاکید و اصرار داریم « فرهنگ پاسخ گویی و سلامت اداری » است .
توصیه جدی به همکاران مان کردیم که ما دنبال « مچ گیری » ، « برخورد تند و خشن » و « سریع » نیستیم .
* علی پورسلیمان ، مدیر صدای معلم در بخشی از پرسش های مطروحه ی خود با استناد به همین محورهایی که توسط مدیر کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش در نشست خبری مطرح شد ، به پرونده سید طه موسوی دبیر زبان انگلیسی هنرستان فنی شهید بهشتی واقع در شهرستان عنبرآباد کرمان اشاره کرد که توسط دو تن از کارکنان اداره آموزش و پرورش این شهرستان ( ارزیابی عملکرد ) مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود ؛ اشاره کرد . ( این جا )
پورسلیمان خطاب به ایشان صریحا بیان کرد که کدام قانون و آیین نامه به عوامل تحت مدیریت شما اجازه می دهد که چنین برخوردهایی آن هم در محیط مدرسه با یک معلم صورت بگیرد ؟
مدیر صدای معلم تصریح کرد که شعار زیاد دیده و شنیده ایم و اگر قرار است اصلاح و گشایشی صورت بگیرد باید در عمل و با صداقت صورت گیرد .
مدیر کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش در پاسخ گفت که در جریان این موضوع است و به آن رسیدگی دقیق خواهد شد .
مدیر صدای معلم در ابتدای سخنان خود چنین گفت :
« بر اساس « اصل پارکینسون » در مدیریت هر کار دقیقاً به اندازه زمانی که برای آن تعیین شده طول میکشد و این مدت ارتباط چندانی با میزان و ماهیت آن کار ندارد .
به عنوان مثال ؛
اگر تمیز کردن خانه خود را ۳۰ روز در نظر بگیرید، ۳۰ روز طول خواهد کشید. اگر ۳ ساعت در نظر بگیرید ۳ ساعت طول خواهد کشید .
از زمانی که چشم مان را باز کرده ایم ؛ با وجود انواع قوانین و آیین نامه همچنان مشکلات فرآیند به اصطلاح « ثبت نام » به قوت خود باقی هستند .
در واقع ؛ بر اساس همان قانون پارکینسون ؛ اراده ای برای حل این مسائل وجود ندارد و یا تابع روزمرگی و استحاله زمان هستند .
وزارت آموزش و پرورش بخشنامه می کند و در رسانه ها و تلویزیون برای مدیران مدارس خط و نشان می کشد که حق دریافت وجه ندارید اما به تکالیف خودش در زمینه تامین بودجه مدارس بی اعتناست.
اگر واقعا حاکمیت و وزارت آموزش و پرورش به عنوان زیر مجموعه ی آن پول و اعتبارات کافی متناسب با نیازهای هر مدرسه البته با نظارت دقیق و جامع قرار دهد ؛ کدام مدیر مدرسه حاضر خواهد بود که دست گدایی پیش مردم باز کند و آبروی خودش و مدرسه را ببرد ؟
اگر واقعا مدارس دارای بودجه مستقل و پایدار باشند چرا مدیر مدرسه باید بشود کارپرداز و هزاران حرف برای این پول ها بشنود و...
* یکی از پرسش های خبرنگاران در زمینه نظارت بر شهریه های هنگفت و نجومی برخی مدارس غیرانتفاعی ( غیردولتی ) بود .
روستایی در پاسخ گفت که این بخش در حوزه ی اختیارات و رسیدگی اداره کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش نیست و نظارت بر مدارس غیر دولتی طبق قانون مصوبه ی مجلس بر عهده ی « شورای نظارت بر مدارس غیردولتی است .
من دریافت کننده شکایت مردم هستم و انتقال دهنده آن ها که رسیدگی کنند » .
در این هنگام ؛ پورسلیمان پیشنهاد داد که مجموعه ی ایشان طرحی را به شورای عالی آموزش و پرورش ببرد که نظارت این اداره کل جامع و کامل باشد و شامل همه بخش ها شود .
این قبیل چیزها در مدیریت علمی امروز جایگاهی ندارد و قرار نیست بخش های مختلف آموزش و پرورش مانند مجمع الجزایر پراکنده و مستقل از هم باشند . روستایی قول داد که این پیشنهاد را پی گیری خواهد کرد .
* در بخشی از این نشست ، معاون آموزش ابتدایی به موضوع آموزش مهارت های ویژه مقطع ابتدایی مورد تاکید رییس جمهور هر پایه یک مهارت اشاره کرد .
مدیر صدای معلم به معاون آموزش ابتدایی پیشنهاد کرد که با طراحی و ترسیم یک برنامه جامع و مستمر این موضوع مهم را به داخل رادیو و تلویزیون ببرد و برای جامعه ی امروز ایران از این طریق ، طرح موضوع و حساسیت کند .
مشروح این پرسش و پاسخ در « صدای معلم » منتشر خواهد گردید .
https://sedayemoallem.ir/گزارش-گفت-گو/item/26948-/شعار-زیاد-دیده-و-شنیده-ایم-؛-اراده-ای-برای-حل-مسائل-وجود-ندارد-؛-هر-اصلاحی-باید-در-عمل-و-با-صداقت-باشد-؛-آموزش-مهارت-های-زندگی-را-به-صدا-و-سیما-ببرید
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
خانم معاون .... آموزش تفکر انتقادی و مهارت های ساده زندگی به دانش آموزان را بچسبید !
" طرح حامی " فراتر از کاغذ و تبلیغات : چگونه در عرض کم تر از 2 سال و با وجود این همه تعطیلی مدارس افت تحصیلی 49 درصد کاهش پیدا کرد ؟!
صدای معلم گزارش می کند ؛
* رضوان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در نشست تخصصی معاونان آموزش ابتدایی نواحی و مناطق آذربایجان شرقی با تشریح ابعاد «طرح حمایت آموزشی مستمر» (طرح حامی) ، آن را از مصادیق «عمل صالح» در نظام آموزشی برشمرد و اظهار داشت: «طرح حامی صرفاً یک برنامه درسی نیست، بلکه فرصتی دوباره برای بازگرداندن دانشآموزانی است که در فرایند عادی آموزش، بازماندهاند. این طرح با ایجاد امید برای خانوادهها و بازسازی احساس ارزشمندی در دانشآموزان، یکی از مؤثرترین ابزارهای پیش گیری از آسیبهای اجتماعی و کاهش نرخ تکرار پایه است .
* پیش تر ؛ « صدای معلم » در گزارشی با عنوان : « خانم حکیم زاده ... طرح حامی و سایر طرح ها واقعا چه آورده ای برای نظام آموزشی داشته اند ؟ » به این موضوع پرداخته بود . ( این جا )
در این گزارش آمده بود :
« این که مسئولان در اتاق های دربسته بنشینند و هر روز انواع و اقسام طرح ها را برای نظام آموزشی « دیکته » کنند ؛ قرار است چه مشکلی از مدرسه و نظام آموزشی حل شود ؟
پرسش این است که وقتی طرح های رنگارنگ بر سر مدارس « آوار » می شوند ؛ آیا دیگر فرصتی برای « اندیشیدن » ، « خلاقیت » و « بازآفرینی » برای معلم که رکن مهم آموزش و تربیت است ؛ می ماند ؟
آیا کسی می پرسد که اختیارات معلم در این نظام آموزشی بسته و متمرکز چیست و آیا بهتر نیست به جای خلق این همه طرح های خلق الساعه ؛ به « معلم » اختیارات لازم و کافی بدهید تا خودش بر اساس شرایط ، موقعیت جغرافیایی ، استعداد دانش آموزان ، سطح کلاس و سایر مو لفه ها و مختصات ؛ فکر کند و تصمیم بگیرد ؟
معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش طرح «حامی» را سرمایهگذاری برای آینده کشور معرفی می کند اما آیا این مقام مسئول از خودش پرسیده که بودجه این « طرح رایگان » در مدارس باید از کجا و چگونه تامین شود ؟ مدرسه ای که در نوع « عادی دولتی » اش حتی در نیازهای نخستین اش مانده است ؟ »
* برخی مدیران مدارس در تماس با « صدای معلم » گفته اند که هر آموزگاری چنان چه نمره قابل قبول یا نیاز به تلاش ثبت کند باید در تابستان به صورت رایگان طرح حامی برگزار کند. این مورد باعث شده بسیاری از معلمان ابتدایی مخصوصا معلمان غیر بومی نمره ای جز خیلی خوب و خوب ثبت نکنند. در نتیجه با افزایش عجیب و غیرواقعی نمرات مواجه هستیم » .
* 28 خرداد 1405 ؛ معاون آموزش ابتدائی وزیر آموزش و پرورش در رابطه با برنامه تقویت مهارت سواد پایه در سه درس فارسی، ریاضی و علوم گفت: در نوبت دوم اجرای طرح حامی سال گذشته ۴۹ درصد کاهش افت تحصیلی در این سه درس داشتیم و در تابستان، دانشآموزان نیازمند توجه تحت حمایت معلمان جهادی ما قرار گرفتند. نرخ تکرار پایه که یکی از شاخصهای عملکردی مقطع ابتدایی است نیز تحت تأثیر طرح حامی کاهش یافت » . ( این جا )
گفته می شود طرح حامی باعث افزایش ۶۰ درصدی نمرات شده است .
* منطقی ترین و عقلانی ترین مسیر برای وزارت آموزش و پرورش آن است که سعی کنند مسیر طبیعی آموزش با رعایت کامل تقویم آموزشی و سایر استانداردهای مصوب طی شود تا بعدا مجبور به دوپینگ و تبلیغات بی پشتوانه و ظاهری نشوند .
در حال حاضر ؛ نیاز مبرم جامعه ی ما آموزش « تفکر انتقادی » و مهارت های اساسی زندگی برای دانش آموزان است تا از این چرخه شوم فلاکت رهایی پیدا کنیم .
متن کامل گزارش را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/گزارش-گفت-گو/item/26946-/طرح-حامی-فراتر-از-کاغذ-و-تبلیغات-چگونه-در-عرض-کم-تر-از-2-سال-و-با-وجود-این-همه-تعطیلی-مدارس-افت-تحصیلی-49-درصد-کاهش-پیدا-کرد-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
« یک ساختار نظارتی موفق ؛ ساختاری است که تمرکز بر فعل را جایگزین تمرکز بر فاعل کند »
چرا در ارزیابی عملکرد ؛ فاعل فعل مهمتر از خود فعل میشود ؟!
سپیده طیب قاسمی/ مدیرکل اسبق نوسازی مدارس استان آذربایجان غربی
* اما واقعیت این است :
زمانی که فاعل از فعل مهمتر میشود، در حقیقت ما در قضاوتهایمان، عواطف و روابط را بر منطق و اصول مقدم میدانیم.
ما با بیاهمیت جلوه دادنِ فعلِ افرادِ مورد علاقه خود، در واقع داریم از آرامش روابط محافظت میکنیم. اما هزینه این آرامش، از دست رفتنِ عدالت و استاندارد سازی است. وقتی فاعل از فعل جدا نمیشود، یعنی قانون دیگر یک موجودیت مستقل نیست، بلکه تابعِ رابطه است.
در موضوع عملکرد ادارات و سازمان ها و با هدف استقرار عدالت و استاندارد سازی و بررسی موضوع تخلفات و عدول از قوانین توسط مدیران ، باید از دیدگاه مدیریت دولتی/ سازمانی و کنترلهای اداری به مسئله نگاه کرد.
این یک بحث بسیار گسترده و تخصصی است که معمولاً در قالب مطالعات رفتار سازمانی، بازرسی و حسابرسی و حاکمیت شرکتی بررسی میشود.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/26941-/چرا-در-ارزیابی-عملکرد-؛-فاعل-فعل-مهمتر-از-خود-فعل-میشود-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
« اگر این سامانه قرار است باقی بماند، آپدیتهای اساسی و کارشناسیشدهای روی آن انجام دهید تا دیگر شاهد محو شدن محتوای آموزشی نباشیم »
" شاد " ی که قرار نیست سامان بیابد ؟!
زهرا نجاتی/ دبیر جامعه شناسی متوسطه دوم
* دو مشکل اساسی، آرامش آموزش مجازی را بر هم زده است:
اول: فایلهایی که نفس نمیکشند
جزوات، ویدئوها و آزمونهایی که با دقت آماده میکنیم، پس از ۴۸ ساعت به خطای «عدم نمایش» میخورند. یعنی زحمت یک شب را صبح فردا باید از نو آغاز کنیم. این یعنی اتلاف وقت، سردرگمی دانشآموز و دلزدگی معلم.
دوم: امنیت در هالهای از ابهام
حملات هکری مکرر، حذف محتوای گروهها و قطعیهای ناگهانی، اعتماد را از بین برده است. هر هفته با یک بحران تازه از خواب بیدار میشویم و تیم فنی هنوز پاسخی دائمی برای این مزاحمتها ندارد.
و قربانی اصلی؛ معلمان متوسطه دوم.
دروس تخصصی، سنگین و حجیم است. دانشآموز پایه دوازدهم اگر جزوهٔ ۲۰ صفحهای را فردا نبیند، یک جلسهٔ حیاتی را از دست داده است. ما ناچاریم هر روز فایلهای هفتههای قبل را دوباره ارسال کنیم، کاری تکراری که فرصت تدریس اثربخش را میگیرد.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/26939-/شاد-ی-که-قرار-نیست-سامان-بیابد-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در نشست خبری دوم اسفند 1404 : مهم ترین و بالاترین اولویت آموزش و پرورش در حوزه مهارت های زندگی باید این باشد که نظام آموزشی ما آدم های دیکتاتور و خودشیفته تحویل جامعه ندهد ! این چرخه باید قطع شود !
خانم دکتر حکیم زاده ؛ معاون محترم آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش ... از برنامه جدید مهارت آموزی ویژه مقطع ابتدایی چه خبر ؟!
صدای معلم گزارش می کند ؛
* رضوان حکیم زاده در نشست خبری شنبه دوم اسفند 1404 : ( این جا )
« معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در بخشی از سخنان خود به برنامه جدید مهارت آموزی ویژه مقطع ابتدایی اشاره کرد و گفت: با تأکید رئیس جمهور و وزیر آموزش و پرورش مقرر شد دانشآموزان در هر پایه یک مهارت مشخص و کاربردی برای زندگی امروز را به صورت هدف مند بیاموزند .
این برنامه هم در طول سال تحصیلی و هم به طور ویژه در ماه مبارک رمضان اجرا خواهد شد.
وی با بیان اینکه بر اساس این برنامه، در پایه اول ابتدایی مهارت ادب شامل ارتباط محترمانه، رعایت نوبت در صحبت کردن، رعایت حقوق دیگران در مکان های عمومی و احترام به حریم خصوصی آموزش داده میشود ادامه داد: در پایه دوم مهارت نظم شامل اولویت بندی، مسئولیت پذیری و مدیریت زمان مد نظر قرار گرفته است.
در پایه سوم مصرف بهینه منابع و انرژی آموزش داده میشود. در پایه چهارم مهارت همدلی، در پایه پنجم جرأت ورزی و در پایه ششم تاب آوری به عنوان مهارتهای متناسب با سن دانشآموزان در نظر گرفته شده است .
* پورسلیمان مدیر صدای معلم » در بخشی از سخنان خود گفت :
« یکی از مقاطع اختیاری تحصیلی در کشور هلند؛ «سالن بازی کودکان» نام دارد (Peuterspeelzaal).
کودکان خردسال ٢.۵ تا ۴ ساله را به این مراکز شبه مهدکودکی می فرستند تا به جز یادگیری شعر و نقاشی، به ویژه «بازی دست جمعی» را بیاموزند و نیز «تقسیمکردن با دیگران».
از طریق بازیهای دست جمعی، به ویژه به حساب آوردن سایرین و هماهنگی و همکاری و اشتراک مساعی با دیگران را میآموزند و از طریق تقسیم کردن تعلیم می بینند که چیزهایی مانند اسباببازی، وسایل نقاشی و.... در مالکیت انحصاری آنها قرار ندارند، بلکه آنچه در اختیار آنها قرار داده میشود موقتی است و متعلق به همگان.
بدین وسیله آنها در این مرکز از اندیشهی همه چیز برای من و متعلق به من است، دور داشته میشوند.
این یکی از ساز و کارهای ساختاری جلوگیری از تولید انسانهای خود محور در این جامعه است » .
این که شما و آقای ریس جمهور به دنبال آموزش مهارت های پایه و شهروندی هستید بسیار خوب و عالی می باشد اما مساله ی مهم و بغرنج جامعه ی امروز ایران ؛ « دیکتاتوری و استبداد » است . که بخشی از آن را نشست امروز به عینه شاهد بودیم.
آموزش و پرورش ما به شدت در حال تولید و بیرون فرستادن آدم هایی است که دیکتاتور بوده و خود شیفته هستند و در عمل به واسطه حاکم بودن چنین فضا و هژمونی ، تنفس در این جامعه به حد غیر قابل تحمل رسیده است .
بالاترین و بلکه مهم ترین اولویت در سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های نظام آموزشی باید ارائه راه حل بنیادین ، کاربردی و البته مستمر برای تربیت انسان هایی باشد که واجد و حامل « تفکر انتقادی » باشند و آن را هم از دیگران بخواهند و مطالبه کنند » .
* در دوران کرونا این معاون آموزش ابتدایی هر از چند گاهی به تعطیلی مدارس می تاخت و از وضعیت موجود آن دوره ابراز نارضایتی می کرد اما در چند ماهه ی گذشته و به ویژه از زمان پایان جنگ و آتش بس در حالی که به صورت منطقی و عقلانی باید مدارس بازگشایی می شدند ؛ اظهار نظری از خانم حکیم زاده مشاهده نشد .
این پرسش به جد و با صراحت مطرح است که چگونه می توان در فضای مجازی آن هم در وضعیت فعلی و قبل از آن ، مهارت های سواد پایه مانند خواندن و نوشتن را به دانش آموز ابتدایی آموخت و بدتر از آن در همین محیط او را مورد ارزشیابی قرار داد ؟
این نتایج به چه دردی می خورند و آیا اساسا اعتباری دارند ؟
دانش آموزی که حتی از آموختن « سواد پایه » محروم است ؛ چگونه می توان مهارت های زندگی و سوادهای چند گانه را به او آموخت ؟
مشکل و چالش عمده مدیران در نظام جمهوری اسلامی ایران آن است :
زمانی که بر مسند کارند ، مستقیم و یا تلویحی عنوان می کنند که در سیستم « کاره ای » نیستند اما زمانی که کنار می روند می گویند که در آن دوره نمی گذاشتند کار کنند و قس علیهذا .
این تناقض ها و تضادها را چگونه باید پاسخ گفت ؟
متن کامل گزارش را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/گزارش-گفت-گو/item/26935-/خانم-دکتر-حکیم-زاده-؛-معاون-محترم-آموزش-ابتدایی-وزارت-آموزش-و-پرورش-از-برنامه-جدید-مهارت-آموزی-ویژه-مقطع-ابتدایی-چه-خبر-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
« راه عبور از این ناهمافقی نه در یکسان سازی تجربهها، بلکه در به رسمیت شناختن رادیکالِ تاریخمندی تجربه زیسته است »
" امتزاج افقها " به جای " تصادم افقها " و " اخلاق فهم "
بهارک اعظمی/ دکتری مطالعات برنامه درسی *
* در سنت پدیدارشناسی و هرمنوتیک فلسفیِ ، یک اصل بنیادین وجود دارد:
انسان جهان را نه «آنگونه که هست»، بلکه «آنگونه که برای او پدیدار میشود» میفهمد. این پدیدارشدن، محصول «تجربه زیسته» است.
گادامر صریحتر میگوید :
«فهم، همواره درون یک افق تاریخی روی میدهد.»
و این یعنی هیچ فهمی بی مکان و بی تاریخ نیست. هر سوژه، درون افق خود میفهمد؛ افقی که از زیست، حافظه، ترسها، امیدها و تکرارهای روزمره ساخته شده است.
* در نتیجه، مسئله صرفاً تفاوت در نظر نیست؛ مسئله تفاوت در «ساختار امکان فهم» است.
* گادامر از «امتزاج افقها» (Fusion of Horizons) حرف میزند؛ اما آنچه امروز میان این دو گروه میبینیم، نه امتزاج، بلکه «تصادم افقها»ست. هر طرف، افق خود را بدیهی میپندارد و دیگری را به خطا متهم میکند بیآنکه بداند آنچه بدیهی میپندارد، محصول تاریخِ زیسته اوست، نه حقیقتِ خنثی.
* و دقیقاً همینجاست که خطای رایج شکل میگیرد: تلاش برای حل این شکاف با استدلال، داده، یا حتی حسن نیت. در حالیکه از منظر هرمنوتیک، فهم پیش از آنکه به استدلال برسد، در افقها ریشه دارد.
تا افقها به رسمیت شناخته نشوند، هیچ استدلالی شنیده نمیشود فقط رد میشود.
* در سطح راه حل، هرمنوتیک فلسفی به جای نفی این شکاف، بر «اخلاق فهم» تأکید میکند. فهمیدن دیگری نه به معنای همنظر شدن با او، بلکه به معنای به تعلیق درآوردن پیشداوریهای خود و پذیرش امکانِ متفاوتبودن افق اوست. این همان لحظهای است که سوژه از موضع «مالک حقیقت» به موضع «جستوجوگر معنا» حرکت میکند.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/26933-/امتزاج-افقها-به-جای-تصادم-افقها-و-اخلاق-فهم
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
« شرم نمی کنید ؟ »
معلم را در مدرسه کتک می زنند .... برایش پرونده سازی هم می کنند !
صدای معلم گزارش می کند ؛
* خبر ضرب و شتم سید طه موسوی دبیر زبان انگلیسی هنرستان فنی شهید بهشتی واقع در شهرستان عنبرآباد کرمان توسط دو تن از کارکنان اداره آموزش و پرورش این شهرستان ؛ پنج شنبه اسفند 1404 در « صدای معلم » منتشر گردید . ( این جا )
* این رسانه ی مستقل و منتقد در حوزه ی عمومی آموزش ایران پس از انتشار این خبر از مسئولان مرتبط درخواست کرده بود چنان چه توضیحی دارند ؛ ارسال نمایند .
23 اردیبهشت 1405 ؛ « صدای معلم » در گزارش خود با عنوان : « آقایان مسئول و فرهنگی .... از ضرب و شتم آن معلم کرمانی چه خبر ؟! » نوشت : ( این جا )
« پس از گذشت نزدیک به سه ماه از وقوع این درگیری آن هم در محیط مدرسه ، تحول خاصی در پی گیری این پرونده رخ نداده مسئولان مرتبط با موضوع در این مورد پاسخ گو نبوده اند .
دلایلی که برای اقدام به خشونت علیه یک معلم آن هم در برابر دانش آموزان از سوی افراد به اصطلاح « مسئول » ارائه شده فاقد منطق آموزشی و مدیریتی است و قابل پذیرش نیست .
نه فقط یک معلم بلکه همه افراد صرف نظر از مقام و موقعیت شان برابر قانون از حقوق برابر برخوردارند و اگر فردی احتمالا تخلفی را مرتکب شده ؛ « قانون » تکلیف را معین کرده است .
پرسش « صدای معلم » از این مسئولان آن است که بر چه اساسی این برخورد را انجام داده اند ؟
آیا اگر کسی نقدی را – درست و غلط – متوجه مسئولی کند ؛ باید مورد خشونت ، بی حرمتی و رفتارهای فراقانونی قرار گیرد ؟
مسئولانی که مرتکب چنین فجایعی در محیط مدرسه می شوند چه انتظاری است که سایر افراد غیرفرهنگی و مسئول مانند اولیای دانش آموزان و... چنین برخوردهایی را با معلمان انجام ندهند ؟
و در این صورت و واقعا چه انگیزه و توانی برای « معلمان » - معلمانی که در مناسبت هایی مانند « روز معلم » مقام شان به عرش وصل می شود – برای ادامه خدمت در حرفه ی معلمی برای آنان باقی خواهد ماند ؟
آیا اگر معلمان دارای نهاد تخصصی ، حرفه ای و مستقل مانند « سازمان نظام معلمی » بودند ؛ آیا احدی از مسئولان و مقامات جرات می کرد که دست به چنین حرکات سخیفی بزند » .
* موسوی در گفت و گو با « صدای معلم » می گوید که اداره آموزش و پرورش برای او در هیات های رسیدگی به تخلفات اداری برای او پرونده تشکیل داده اند .
* آن چه واقعا موجب تعجب و تحیر است آن که مسئولان آموزش و پرورش بر چه اساس و منطقی برای این معلم آسیب دیده پرونده تشکیل داده اند در حالی که بر اساس گفته های ایشان و کلیپی که منتشر شده این مسئول اداری است که ابتدا به سوی آقای موسوی حمله ور می شود و او را در مدرسه مورد ضرب و شتم قرار می دهد ؟
چرا جایگاه شاکی و متشاکی عوض شده است ؟
مسئولان آموزش و پرورش با این کارها دقیقا چه چیزی را می خواهند اثبات کنند ؟
آیا قصدشان زهر چشم گرفتن از این معلم و سایرین است ؟
شرم نمی کنید ؟
از این فضای مسموم در حوزه آموزش و تربیت قرار است چه چیزی بیرون بیاید در حالی که هدف غایی و نهایی یک نظام آموزشی باید تاسیس و اشاعه « تفکر انتقادی » باشد ؟
* مطالبه ی « صدای معلم » از وزارت آموزش و پرورش برکناری مسئولان مرتبط با این پرونده و عذرخواهی رسمی از این معلم می باشد .
متن کامل گزارش را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/گزارش-گفت-گو/item/26928-/معلم-را-در-مدرسه-کتک-می-زنند-برایش-پرونده-سازی-هم-می-کنند
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
« مگر نه اینکه مقاومت و بازسازی در شرایط سخت، باید نمادِ اراده ملی باشد ؟ »
رکورد در راه آهن و صنعت فولاد، و رکود در نوسازی مدارس؛ چرا باید مدرسه شجره طیبه میناب نماد توانمندی باشد نه تعلل؟
عباس مژده
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/26925-/رکورد-در-راه-آهن-و-صنعت-فولاد،-و-رکود-در-نوسازی-مدارس؛-چرا-باید-مدرسه-شجره-طیبه-میناب-نماد-توانمندی-باشد-نه-تعلل؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
گفت و گوی رییس روابط عمومی موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان با صدای معلم :
مهدی سالم : رویکرد امروز ما متفاوت از گذشته است ؛ درهای صندوق ذخیره فرهنگیان به روی همه فرهنگیان باز است
گزارشگر : سعید شهسوارزاده
* در اين مدت بسياري از ذي نفعان حقوق مالکانه به ديدار حق شتافتند و حقوق مالکانه هنوز محق نشده است و مطالبه گران مديون آن عزيزان و ورثه محترم شان هستند.
* پنجشنبه 17 ارديبهشت 1405 در گفت و گوی مهدي سالم با سعيد شهسوارزاده عضو شورای نویسندگان « صدای معلم » با عنوان : « قول مصرح رییس روابط عمومی صندوق ذخیره فرهنگیان برای پی گیری مجدانه حقوق قانونی اعضا) چنین آمده است: ( این جا )
« سالم در مقابل پی گیری دیدارهای فصلی مانند اول اسفند ۱۴۰۳ در صندوق ذخیره که مدیر عامل صندوق قول تکرار آن در هر فصل را مطرح کردند ولی تاکنون این جلسه با حضور حداقل ۱۵۰ نفر در صندوق برگزار نشده است قول پیگیری تا سه هفته آینده را داد » .
« مسئول روابط عمومی صندوق در رابطه با اینکه چرا اساسنامه قانونی صندوق مصوب 15 / 12 / 1403 هنوز اجرایی نشده است ؛ قول دادند تا دو هفته آینده پیگیری کنند و روند اجرایی آن را مشخص کنند » .
در خرداد ماه جاري، مجددأ جهت پي گيري مطالبات آن گفت و گو در راستاي تحقق مطالباتِ يک ميليون و هشتصد هزار عضو، با مهدی سالم، مدیر روابط عمومی و امور بینالملل مؤسسه صندوق ذخیره فرهنگیان، گفت و گويي انجام شد که گزارش آن به شرح را تقديم مي گردد .
* مهدی سالم :
در گذشته ممکن بود بخشی از ارتباطات محدود به اطلاعرسانیهای رسمی باشد، اما امروز رویکرد ما متفاوت است.
ما معتقدیم اعضای مؤسسه صرفاً مخاطب نیستند؛ آنان (فرهنگیان شاغلِ عضوِ صندوق و بازنشستگانِ عضو صندوق ) صاحبان اصلی این مجموعه هستند؛ به همین دلیل در یک سال اخیر تلاش شده ارتباطات با اعضا، به یک ارتباط دو سویه و مستمر تبدیل شود. در این میان فرهنگیان مطالبهگر جایگاه ویژهای دارند. این عزیزان کسانی هستند که با دلسوزی و احساس مسئولیت، مسائل مؤسسه را دنبال میکنند و نسبت به آینده آن حساسیت دارند. ما این حساسیت را سرمایه اجتماعی مؤسسه میدانیم.
* پرسش هاي متنوعي همچون :
1- چه ارتباط سیستماتیک برای شنیدن صدای مطالبه گران ( با انواع نگاه های مختلف ) داشته و دارید ؟
2- لازم است بدانید که اینجانب در صدای معلم از زمان آغاز حضورِ غندالی و گفت و گوی ایشان با نمایندگان تشکل های صنفی و سیاسی فعال در حوزه آموزش و پرورش تا کنون به عنوان یک عضو کوچک از یک رسانه مستقل و قدرتمند در جامعه فرهنگیان، به نقد عملکرد های مسئولین صندوق و خارج صندوق پرداخته ام .
کنش گری مدنی مطالبه گران اساسا بر پایه مطالبه گری استوار است و راهکار را باید مسئولین تعیین کنند مثلا همه مطالبه گران درخواست تخصیص حقوق مالکانه را دارند ، این وظیفه مسئولین است که راهکار مناسب و اجرایی آن را پیدا کنند ! در این زمینه به خصوص تخصیص حقوق مالکانه مسیولین اگر با موانعی مواجهه هستند به مطالبه گران چه اطلاعاتی داده آید تا مطالبه گران در راستای تحقق مطالبات خود اقدام نمایند؟
3- شما به درستی فرمودید ، طبیعی است که اعضا به اجرای اساسنامه حساسیت داشته باشند و اضافه فرمودید هرگونه اصلاح و بازنگری یا تغییر در چارچوب مراجع قانونی و به ویژه هیات امنا موسسه صورت می گیرد، بعد از تصویب ششمین اساسنامه طبق تبصره بند «ث » ماده ۸۸ قانون برنامه هفتم پیشرفت ، چرا امروز اساسنامه یک موسسه خصوصی در کمیسیون مدیریت و سرمایه انسانی دولت پزشکیان است؟ چرا تجربه دولت رئیسی و پذیریش ماهیت خصوصی صندوق در زمان یوسف نوری برای علیرضا کاظمی هم تکرار می شود؟
4- تشکل های مدنی ، احزاب سیاسی مورد تایید وزارت کشور فعال در حوزه آموزش و پرورش، تشکل های صنفی ، انواع گروه های مطالبه گری، حلقه واسط بین مردم و مسئولین هستند . چرا شما از ظرفیت حلقه های واسط ابتدا با احزاب سیاسی فعال در حوزه آموزش و پرورش با مجوز وزارت کشور آغاز نمی کنید تا به تدریج با حلقه های بعدی واسط بین مردم و مسئولین ادامه دهید؟
5- مدیران صندوق براي تخصيص حقوق مالکانه اعضا چه برنامه ای دارند و چه موانعی بر سر راه آنان است؟ ؛ مطرح گردید که بدون پاسخ ماند.
مدير روابط عمومي قول دادند در گفت و گو هاي بعدي به اين پرسش ها هم پاسخ مي دهند.
متن کامل را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/گزارش-گفت-گو/item/26922-/مهدی-سالم-رویکرد-امروز-ما-متفاوت-از-گذشته-است-؛-درهای-صندوق-ذخیره-فرهنگیان-به-روی-همه-فرهنگیان-باز-است
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
آیا زمانی که نهادهای حکمرانی کشور قادر به رفع و حل مشکلات تکراری خود و نهادهای زیرمجموعه نیستند، آیا اصولاً میتوانند مدعی راه گشایی سازنده برای حل سایر معضلات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کشور باشند؟ »
خودکشی و دیگرکشی در دانشکده های پزشکی؛ مسئولیت های فراموش شده نهادهای حکمرانی کشور
محمد امینی / دانشیار دانشکده علوم انسانی و حقوق دانشگاه کاشان
1- رسانه های کشور در صبح روز یکشنبه یازدهم خرداد ماه 1405 خبر هولناکی را در مورد تیراندازی و قتل یک دانشجوی دختر رشته دندانپزشکی و خودکشی قاتل وی که گویا او نیز همانند دختر، دانشجوی سال آخر رشته مذکور بوده است، را به چاپ رساندند. دادستان قزوین در تشریح حادثه مذکور در دانشکده دندانپزشکی قزوین گفته است که در ساعات اولیه صبح یک دانشجوی پسر سال آخر دندانپزشکی با ورود به بخش درمانگاه دانشکده، با سلاح کلت جنگی به سوی یک دانشجوی دختر همدورهای خود حمله و او را به قتل رساند.
بررسیهای اولیه نشان داد که این دو دانشجو که در آستانه فارغالتحصیلی قرار داشتند، در مرحله متارکه از یک رابطه عاطفی بوده و پیش از این نیز اختلافات خانوادگی شدیدی با یکدیگر داشتند. مرد جوان با یک قبضه سلاح کلت جنگی وارد محوطه درمانگاه شده و چهار گلوله به ناحیه سینه دانشجوی دختر شلیک کرده است. شدت جراحات وارده بهحدی بوده که متأسفانه وی در همان محل جان خود را از دست میدهد.
ضارب بلافاصله پس از ارتکاب قتل، همان سلاح را به سمت سر خود گرفته و با شلیک یک گلوله اقدام به خودکشی میکند. به گفته دادستان قزوین موضوع دیگری خارج از این اختلافات شخصی و خانوادگی در وقوع این جنایت دخیل نبوده است.
* 3- اما واقعیت آن است که نهادهای آموزشی از جمله مدارس و دانشگاهها به موازات نقشهای خطیر خود در زمینه رشد علمی و تحصیلی یادگیرندگان و ارتقای تخصصی و آموزشی آنان، مسئولیتهای اساسی نیز در زمینههای دیگر از جمله پرورش عاطفی و هیجانی یادگیرندگان، رشد و توانمندسازی ارتباطی، شخصیتی، رفتاری و اخلاقی دانشجویان به عهده دارند. مفاهیم و مضامینی که به ویژه طی سالهای اخیر همواره مورد تأکید محافل آموزشی و صاحب نظران تربیتی و روان شناسی بوده و تحت تأثیر آن رشد قابلیت هایی همچون هوش هیجانی، مهارتهای زندگی، سواد اطلاعاتی و ارتباطی، انعطاف پذیری، قابلیتهای گروهی و همکاری، حل مسئله، مهارت تصمیم گیری و گفت و گو و تعامل به عنوان اهداف و جهتگیریهای اصلی نهادهای آموزشی مطرح شده است.
* نگاهی به وضعیت آموزشی و پرورشی برخی کشورها از جمله برخی ممالک اروپایی و آسیای جنوب شرقی بیانگر آن است که این اهداف که عمدتاً جنبه رفتاری و عاطفی و ارتباطی دارند، به عنوان وجوه بارز و عناصر اصلی برنامههای درسی مدارس و دانشگاهها مطرح هستند که فراگیران باید الزاماً صلاحیت ها و شاخصههای لازم را در این زمینه ها کسب کرده تا در آینده نزدیک بتوانند به عنوان یک شهروند بزرگسال به وظایف و مسئولیتهای فردی و اجتماعی خود به ویژه در قبال دیگران (خانواده، همسر، فرزندان، دوستان و سایر شهروندان) به خوبی عمل کرده و از این طریق بنیانهای یک جامعه سالم و موفق شکل بگیرد.
6- برای راقم این سطور، همواره این سؤال مهم مطرح بوده و است که با وجود معضلات مذکور و پیامدهای ناگوار آن که بعضاً یک جامعه محلی و حتی ملی را هم را نیز تحت تأثیر قرار میدهد (نظیر خبری که در سرآغاز این مطلب آمد) چرا هیچ گاه نظام آموزش عالی کشور و مشخصاً وزارت بهداشت و درمان و دانشگاههای علوم پزشکی درصدد بررسی، تحلیل و آسیب شناسی این معضل که خود انواع پیامدهای منفی دیگر را به همراه دارد، بر نیامده و فکری بایسته و شایسته در این زمینه نمی کنند و همچنان در بر روی همان پاشنه قدیمی ناکارآمدی چرخیده و هر از چندی شهروندان باید اخبار تلخ و تأسف آور را در این زمینه بشنوند و فقط به ابراز تأسف و تاًثر قلبی بسنده شود.
7- در واقع، باید این سؤال اساسی و تأمل برانگیز را مطرح کرد که وزارتخانه بهداشت و درمان، نظام آموزش عالی و در درجه بعدی دانشگاه های علوم پزشکی کشور که اصطلاحاً و بر روی کاغذ، مسئول و متولی اصلی حل مشکلات و مسائل مختلف حوزه بهداشت و درمان بوده و نقش اصلی را در سیاست گذاری و اجرای امور این حوزه بر عهده دارند، چرا در باب معضلاتی از این دست که شاید از فرط تکرار برای مخاطبان رسانهها و شهروندان عادی شده اند، فکری نمیکنند؟
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/26920-/خودکشی-و-دیگرکشی-در-دانشکده-های-پزشکی؛-مسئولیت-های-فراموش-شده-نهادهای-حکمرانی-کشور
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
چرا به جای پاسخ گو بودن ؛ مطالبه گر هم شده اند ؟
برگشت به " دون کیشوت " .... تدبیری برای توهمات می باید ؟
دکتر قربان کیانی
* « سانکو بر او بانگ زد که ای پناه بر خدا ! ارباب مگر من به حضرتعالی عرض نکردم مواظب رفتار خود باشید و اینها چیزی به جز آسیاهای بادی نیستند و آدم باید مخبط باشد تا در این باره اشتباه کند ؛ دون کیشوت در جواب گفت: آرام رفیق سانکو آرام، رموز جنگ بیش از چیزهای دیگر به بخت و اقبال وابسته است.
تا آنجا که عقل من می رسد و قاعده هم بدین واقع باشد آن فریسطون حکیم که کتب و کتابخانه مرا دزدیده است با من چنان خصومت شدید دارد که این دیوان را به صورت آسیاهای بادی در آورده است تا مرا از افتخار غلبه بر آنها محروم سازد، لیکن با تمام این جهات فن شیطانی او نمی تواند با تیزی شمشیر من برابری کند.
سانکو گفت خدا کند که چنین باشد و آنگاه به ارباب خود که استخوان شانه اش تقریبا از جا در رفته بود کمک کرد تا دو باره بر سی نانت سوار شود » .
* دون کیشوت شخصیتی که سروانتس آن را می سازد نه مثل رستم شاهنامه که در پی احیای دوبارۀ عظمت ایران و حفظ مرزهای آن است بلکه درصدد مقابله با شرارت های روزگار و محافظت از آسیب دیدگان جامعه است. اما او با خواندن کتاب های گذشتگان از عالم واقعیت بریده و در دنیای توهمات خود سیر می کند. شاید هم میگل د سروانتس نویسندۀ کتاب با یک نگاه ایدآلیستی خواسته است شخصیتی بسازد که هر آنچه درک و فهم داشته از دنیای ذهنی خود کسب کرده است و با واقعیت های بیرونی تماس نداشته است. او دچار توهم است . وقتی آسیاب های بادی را می بیند خیال می کند که آنها دیو هستند یعنی در ذهن او پدیده های بیرونی معنای دیگری دارند . وقتی دستیارش سانکو به او می گوید آنها تنها آسیاب های بادی هستند ، قبول نمی کند .
تصور کنید که یک آدم دچار بیماری اسکیزوفرنی دچار توهم و هذیان است و چیزهایی را می بیند یا می شنود که دیگران نه می بینند و نه می شنوند. اگر آنها به او بگویند که چیزهایی را که او می بیند یا می شنود وجود ندارند، آیا قبول خواهد کرد؟ مسلم است که نه. دنیای او تنها دنیای ذهنی اش است . تماس خود را با واقعیت از دست داده است ؛ به همین خاطر به آسیاب های بادی حمله می کند . او حتی قدرت درک آن را هم ندارد که پره های آسیاب های بادی خیلی بزرگ هستند و حتی اگر آنها دیو هم باشند او قدرت نابود کردن آنها را ندارد. با اندک حرکت پره آسیاب بادی در اثر وزش باد شوالیه داستان که به پرۀ آسیاب چسبیده است از زمین کنده می شود و به آسمان می رود و وقتی می افتد و استخوان هایش از جا در می روند باز هم قبول نمی کند که درک واقعیت دچار مشکل است بلکه باز مهملی جدید می بافد و می گوید که این فریسطون حکیم است که کتابخانه مرا دزدیده و دیوان را به صورت آسیاب های بادی درآورده است.
شوالیه داستان یک خاصیت دیگر نیز دارد و آن اینکه می خواهد رسم شوالیه گری را در دنیای متجدد امروز باز آفرینی کند. او از گذشته آمده است و می خواهد تاریخ را احیا کند. او با هر آنچه که رنگ تجدد داشته باشد دشمن است و در خیال های متحجرانۀ خود سیر می کند.
این داستان بی ارتباط به شرایط سیاسی و اوضاع اجتماعی امروز ما نیست.
ما هرگز نتوانستیم درک درستی از شرایط حاکم بر مناسبات بین المللی کسب کنیم. از همان ابتدا دنبال دیو و شیطان بودیم و گمان کردیم که آنها هستند که نمی گذارند ما پیشرفت کنیم . یکی را شیطان بزرگ دیدیم و همیشه با او در افتادیم دیگری را شیطان کوچک و درصدد نابودی آن بودیم. هیچ وقت فکر نکردیم که برای پیشرفت باید سراغ خود برویم و مشکلات خود را خودمان برطرف نماییم، آنگاه ارتباطات و مناسبات خود را با دیگران بهبود بخشیم و با قدرت های زمینی ارتباط مناسبی برقرار کنیم. بلکه از همان ابتدای کاردیوار نوردی را یادگرفتیم و تمرین کردیم و هر روز از دیواری بالا رفتیم و هورا کشیدیم و اسم آن را مقابله با اهریمن نهادیم.
متن کامل یادداشت را « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/26917-/برگشت-به-دون-کیشوت-تدبیری-برای-توهمات-می-باید-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
« هیچ ملتی با ناامیدی به پیشرفت پایدار دست نیافته است »
بحران جمعیت یا بحران امید؟
طهماسب کاوسی / دکترای برنامهریزی درسی
* وقتی گفته میشود شمار تولدها از حدود دو میلیون نفر در اوج موالید دهه ۱۳۶۰ به حدود ۸۹۲ هزار تولد در سال ۱۴۰۴ رسیده است، با یک کاهش ساده روبهرو نیستیم؛ بلکه با مسئلهای مواجه هستیم که میتواند پرسشهای مهمی درباره آینده جمعیتی، اجتماعی و اقتصادی ایران ایجاد کند.
* ملتها تنها با مرزهای جغرافیایی تعریف نمیشوند؛ تداوم آنها در انتقال زبان، فرهنگ، تجربه تاریخی و ارزشهای مشترک از نسلی به نسل دیگر شکل میگیرد.
هر نوزادی که به دنیا میآید، تنها یک فرد جدید نیست؛ بخشی از زنجیرهای است که گذشته را به آینده پیوند میدهد. هنگامی که این زنجیره ضعیف شود، جامعه به تدریج با پدیدههایی روبهرو میشود که با نگاه اقتصادی میتوان از آن با عنوان «سالخوردگی جمعیت»، از منظر جامعهشناسی با عنوان «کاهش پویایی اجتماعی» و از منظری دیگر با عنوان «بحران تداوم نسلها» یاد کرد.
* از منظر علمی، کاهش نرخ باروری پیامدهایی فراتر از کاهش تعداد جمعیت دارد. با کاهش تعداد موالید، در بلندمدت نیروی کار کوچکتر میشود، نسبت بازنشستگان به شاغلان افزایش مییابد، هزینههای درمان و حمایتهای اجتماعی رشد میکند و فشار بیشتری بر منابع اقتصادی کشور وارد میشود.
* اما پرسش اصلی این است که چرا بسیاری از جوانان از ازدواج و فرزندآوری فاصله میگیرند؟
خشی از پاسخ را باید در واقعیتهای اقتصادی زندگی جستوجو کرد:
نااطمینانی شغلی، دشواری تأمین مسکن، افزایش هزینههای زندگی، نگرانی از آینده و فرسودگی روانی. با این حال، عوامل اقتصادی تنها بخشی از ماجرا هستند. تغییر سبک زندگی، افزایش سطح تحصیلات، گسترش شهرنشینی، تغییر اولویتهای فردی و دگرگونی نگرش نسبت به خانواده و فرزند نیز در شکلگیری الگوهای جدید جمعیتی نقش دارند.
* تصمیم به تشکیل خانواده و داشتن فرزند، بیش از هر چیز تحت تأثیر تصویری است که افراد از آینده خود و فرزندان شان در ذهن دارند. از نگاه فلسفی، مسئله جمعیت در نهایت با مسئله امید پیوند میخورد.
* راه مواجهه با چالشهای جمعیتی نه در ترس و نه در شعار، بلکه در تقویت امید اجتماعی، گسترش عدالت، افزایش امنیت اقتصادی و فراهم کردن امکان یک زندگی شرافتمندانه برای نسل جوان نهفته است.
اگر روزی صدای خنده کودکان در کوچهها کمرنگ شود، مسئله فقط کاهش یک آمار نیست؛ نشانهای از تغییری عمیق در چشمانداز اجتماعی کشور است. آینده کشورها نه فقط در ساختمانها، جادهها و زیرساختها، بلکه در انسانهایی ساخته میشود که قرار است فردای آن سرزمین را رقم بزنند.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/26901-/بحران-جمعیت-یا-بحران-امید؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw