9357
بیهوده سَرک میکشی سپیدار بلند ؛ بسا پرندهها کہ باز نمیآیند... AD... @atffta75
نه دلتنگِ توام،
نه رها از خاطرهات؛
من جایی میان این دو،
سالهاست زندگی میکنم...
امیدوارم دِلی که قِسـمتِ شما نیست،
هیچوقت به دِلتون نزدیک نشه...
آنچه قسمت تو نيست،
هزاران بار نااميدت ميكند
تا بلاخره بفهمى كه بايد رهايش كنی...
تو آن نوری که دوزخ را به آبِ خود بمیرانی...
#مولانا
بزرگداشت مولانا🍃♥️
گیرم که به هر حال مرا بُردهای از یاد
یک لحظه دلت تنگ نشد خانهات آباد...؟
#محمدرضا_نظری
مولانا: شمس آیا هر دیداری حکمتی دارد؟
شمس:هیچ رهگذری بیسبب ازکوچهی جانت نمی گذرد.
مولانا: حتی آنان که رنج به دلِ آدمی می آورند؟
شمس:بعضی می آیند تا مرهم باشن،بعضی میآیند تا زخم را به تو نشان دهند
مولانا: پس هیچ دیداری اتفاقی نیست؟
شمس:هر دیداری یا چیزی به تو میآموزد یا چیزی از تو میگیرد و هر دو لطف است...
«من برای تو چنین دوستی هستم:
من شادی، آزادی و در یک کلام ماجراجویی تو را دوست دارم و دوست دارم برای تو مصاحبی باشم که همواره به او دلگرمی.»
- از میان نامههای آلبر کامو
خواه در دل باش ساکن،
خواه در جان شو مقیم...
#کمال_خجندی
بدرقه میکنم با تو تابستان را
گرمی و روشنایی آفتاب ظهر ها
و خنکای کم رنگ عصرها را
با تو میروم به استقبال مهری بی انتها
با خیال راحت از حضورت
به لبخندهای شیرین انار لب
و به صدای دلنشین باران دل میدهم...
#افسانه_ط(افسون)
اونجا که طالب آملی میگه:
"خشت بر خشت زوایای جهان گردیدم
منزلی امنتر از گوشهی تنهایی نیست..."
_کسی که تنهایی رو قبول کرده
دیگه منتظر اومدن کسی نیست...
سنگِ عظیمِ صبرِ مرا غم ترک زده...
#هادی_معراحی
صبح آنست ڪه با یاد تو
من برخیزم؛
ورنه هر صبح
مثالِ شبِ تاری دگر است...
#زهره_سالاریان
«بعضی کلمات آفریده شدهاند
که یک مرتبه به زبان بیایند
خطاب به یک نفر؛
بعد از آن دیگر معنایی ندارند.»
#محموددرویش
دل به دل راه ندارد که اگر داشت، دلت
لحظه ای یادِ من و این همه دلتنگی بود...!
در من زنانی جمعند
زنی فلسفه می بافد
زنی ژاکت
و آن دیگری رویا
در این میان
زنی برای تو شعر میبافد
زنان اطرافش
پچ پچ می کنند
و میخواهند
بافته های شعر را بشکافند
که به دست تو نرسد...
#فریال_معین
اورا دوست داشتم؛
هنوز هم دوست دارم، اما با نگاهی از دور، در فاصله ای که رنجها و خاطرهها آن را حفظ کردهاند...
آنچه مقدر است، خواهد آمد؛
آرام بمان.
که اضطراب، هیچ سرنوشتی را دگرگون نمیکند...
هزار مرتبه گفتم که بگذرد نگذشت
مقیم شد غم و آن شادی عجول گذشت...
#زیبا_پالیزبان
سپردم جان و دل نزدِ تو و
«خود» از میان رفتم!...
#فیض_کاشانی
هزار آتش و دود و غم است و نامش عشق
هزار درد و دریغ و بلا و نامش یار ...
#مولانا
ما ادبیات دوست داشتیم،
ما عاشق میشدیم،
ما قدری احساس برای
ادامهیِ زندگی داشتیم
اما اکنون بر همه حسهایمان
قدری خستگی، مقداری ملال
و یک مشت سردرگمی پاشیدهاند...
چه میدونم
مثلا خورشیدو بردار و بیار، آفتابی شو بخاطرم...
همه را ببخش جز کسانی که تورا،
از سمت آبادت ویران کردند...
«من از بچگی دو تا رفیق بیشتر نداشتم. اگه میخواستم بشنوم، کتاب میخوندم. اگه میخواستم حرف بزنم، مادرم بود...»
🎬 شبهای روشن؛ فرزاد مؤتمن
یأسم از صبوری روحم وسیعتر شدهاست...
#فروغ_فرخزاد
ماييم و سينه ای كه در آن ماجرای توست...
#همام_تبریزی