431
seymare weekly کانال رسمی هفتهنامهی منطقهای سیمره اینستاگرام : seymare_ پیامنگار:seymare83@yahoo.com تارنما:www.seymare.com
«لالایی محلی لرستان» در فهرست ملی میراث فرهنگی ناملموس ثبت شد

مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان لرستان از ثبت «گونهی لالایی لرستان» در فهرست ملی میراث فرهنگی ناملموس ایران خبر داد.
عطا حسنپور اعلام کرد:« «گونهی لالایی لُرستان» به شمارهی ۳۱۴۴ در تاریخ ۲۴ مهر ماه ۱۴۰۳ به عنوان یکی از جلوههای ارزشمند فرهنگ شفاهی و موسیقایی مردم لرستان، به ثبت ملی رسیده است.
وی افزود:« این ثبت ملی در اجرای مواد ۱۱ و ۱۲ قانون الحاق جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون حراست از میراث فرهنگی ناملموس مصوب سال ۱۳۸۴ مجلس شورای اسلامی و همچنین مواد ۲ و ۳ آییننامهی اجرایی آن مصوب سال ۱۳۸۷ هیئت وزیران انجام شده است.»
مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان لرستان گفت:« با ثبت گونهی لالایی لرستان، شمار آثار ثبت میراث ناملموس (ویژهی لرستان) به ۹۵ و آثار مشترک با دیگر استانها به ۱۷۴ مورد رسیدهاست.»
حسنپور ادامه داد:« هدف از این اقدام، پاسداشت و معرفی میراث فرهنگی ناملموس شهرها و روستاهای استان لرستان و صیانت از عناصر ارزشمند فرهنگ بومی است تا جلوههای اصیل فرهنگی به نسلهای آینده منتقل شود.»
مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان لرستان در پایان یادآوری کرد:« ثبت ملی این گونههای موسیقایی و شفاهی علاوه بر اهمیت فرهنگی، نقش مؤثری در ارتقای شناخت ملی و بینالمللی میراث فرهنگی لرستان دارد و میتواند زمینهساز فعالیتهای آموزشی و پژوهشی در حوزه فرهنگ بومی شود.»
@seymareweekly
هفته هفتم لیگ برتر | پایان نیمه اول
خیبر خرمآباد ۱-۰ پرسپولیس تهران
@seymareweekly
کرم رضا پیریایی» استاندار پیشین قم درگذشت
محمدحسین پیریایی، فرزند کرمرضا پیریایی در توییتی از درگذشت پدر خود خبر داد
کرم رضا پیریایی متولد ۱۳۳۹ در «کوهدشت لرستان» از هفتم تیر ۱۳۹۱ تا ۲۷ آذر ۱۳۹۲ استاندار قم بود و پروژهی انتقال آب به قم در دوران او به بهرهبرداری رسید.
او همچنین استانداری همدان، معاونت هماهنگی معاون حقوقی و امور مجلس ربیس جمهور، مدیر کلی صدا و سیما در استانهای ایلام و کردستان، ریاست مرکز موسیقی و سرود صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، مدیریت مجتمع نمایندگان مجلس شورای اسلامی و تألیف کتاب و مقالات گوناگون را در کارنامه داشت.
وی سال ۱۳۹۲ با تصويب هيات دولت وقت، نشان سازندگي را از سوي محمود احمدينژاد رييس جمهور دولتهای نهم و دهم دريافت كرده بود.
کتاب سروستان هو از تألیفات پیریایی است.
نویسنده : گروه دریافت خبر و گزارش | سرچشمه : شفقنا
✍️هنر در میانه تعهد و سانسور، (با احترام و تعظیم به ناصر تقوایی)
✍️خیام عباسی/ جامعهشناس
گفتهی ناصر تقوایی، کارگردان صاحبسبک سینمای ایران، دربارهی اعتراض از طریق«نه» گفتن هنرمند و «نساختن» فیلم توسط کارگردان، نقطهی آغاز ژرفاندیشی در باب رابطه پرتنش هنرمند، قدرت و جامعه است.
این جمله، تنها یک بیان شخصی نیست، بلکه نماد پارادوکس هستیشناختی هنر متعهد در فضایی است که نفس تعهد را برنمیتابد.
از منظر جامعهشناسی، بررسی این گزاره و کارنامهی تقوایی، ما را به قلب مباحثی چون میدان فرهنگی، سرمایه نمادین، مقاومت منفی و نقش هنر در شکلدهی به گفتمانهای اجتماعی میبرد.
در نظریهی اجتماعی، هنر هرگز جزیرهای جدا افتاده نیست. پییر بوردیو، با طرح مفهوم میدان فرهنگی، هنر را عرصهای از نبرد برای کسب سرمایه نمادین میداند. در این نبرد، هنرمند متعهد، کنشگری است که نه تنها در پی خلق زیبایی، که در جستوجوی اعطای معنا و جهتدهی به ذهنیت جامعه است. تعهد در اینجا، به معنای پایبندی به آرمانهای فراتر از فرد، از قبیل عدالت، حقیقتگویی و دفاع از انسانیت در برابر سازوکارهای سرکوبگر است. چنین هنری، ذاتاً سیاسی است، حتی اگر بهطور مستقیم به سیاست نپردازد؛ چرا که در تقابل با روایت مسلط قدرت قرار میگیرد و روایتی آلترناتیو ارائه میدهد.
در بستر جامعهای مانند ایران، با تاریخ پر فراز و نشیب تحولات سیاسی- اجتماعی، هنر متعهد اغلب نقش وجدان بیدار جامعه را ایفا کرده است. سینما، به عنوان رسانهای فراگیر، همواره یکی از اصلیترین عرصههای بروز این تعهد بوده است
از سویی، سانسور، در تحلیل جامعهشناختی، صرفاً ممیزی اداری نیست؛ بلکه یک کنش ارتباطی قدرتمند است که هدف آن، مهار و تعریف مجدد مرزهای گفتمان مسلط است. فوکو قدرت را نه تنها سرکوبگر، بلکه مولد میداند؛ قدرتی که همیشه در حال تولید حقیقت خود است. سانسور، ابزار این تولید است؛ ابزاری که با حذف، تحریف و سکوتگذاری، تلاش میکند تا تنها یک روایت خاص را به عنوان واقعیت مشروعیت بخشد.
در چنین فضایی، سخن گفتن هنرمند متعهد، به عملی خطرناک بدل میشود. اثر هنری که باید در تعامل با جامعه معنا یابد، در پشت دیوارهای سانسور محبوس میماند یا چنان مخدوش میشود که از مسیر اصلی خود منحرف گردد. اینجاست که رابطهی هنرمند با اثرش دچار بحران میشود. آیا باید به قیمت تحریف اثر، آن را به صحنه جامعه آورد؟ یا باید آن را در کشوی میز محبوس کند تا اصالتش حفظ شود؟
کارنامهی ناصر تقوایی نمونهای درخشان برای بررسی این تقابل است؛ فیلمسازی که از دههی ۱۳۴۰ با آثاری چون «آرامش در حضور دیگران» و «نفرین» خود را به عنوان چهرهای صاحبسبک و متعهد به نقد اجتماعی تثبیت کرد. فیلم «نفرین» را میتوان نمونه اعلای سینمای متعهد پیش از انقلاب دانست؛ اثری که به شکلی استعاری به نقد ساختارهای فئودالی و استثمار انسان میپردازد.
@seymareweekly
متن کامل این یادداشت در تارنمای آوای سیمره 👇👇
فرماندار سلسله:
زن نه سوژه یا ابژه گفتمانها که خود منبع زایش معناست/ انتخاب نخستین رییس زن انجمن جامعهشناسی ایران، گامی تاریخی در بازتعریف نقش زنان در سپهر دانش
با انتخاب دکتر شیرین احمدنیا به عنوان نخستین رییس زن انجمن جامعهشناسی ایران، موجی از امید و افتخار در میان جامعه علمی و فعالان حوزهی زنان ایجاد شد.
در این راستا، مریم ملکی صادقی، اولین فرماندار زن استان لرستان در شهرستان سلسله و عضو انجمن جامعهشناسی، با ارسال پیامی این رویداد تاریخی را تبریک گفت.
ملکی صادقی در پیام خود با اشاره به اهمیت این انتخاب نوشت:« در هنگامهای که جهان معنا در تلاطم دگرگونیهای بنیادین است، این انتصاب نمادین، گشایش افقی تازه برای حضور زنان در سپهر دانایی و تدبیر است.»
وی افزود:«جامعهشناسی، علم نگریستن به ژرفای همزیستی انسانهاست و اکنون زنی بر این کرسی تکیه زده تا با حساسیت زنانهای که از آمیزه زندگی، رنج و عشق برآمده، چشم جامعه را از نو تنظیم کند.»
فرماندار سلسله این انتخاب را نشانهای از بیداری جدیدی خواند و تأکید کرد:«امر زنانه از حاشیه روایتهای علمی به متن قدرت معرفتی گام نهاده است. این رخداد برای تمام زنان کنشگر این سرزمین، نویدبخش فردایی روشن است.»
ملکی صادقی در بخش دیگری از پیام خود به بازتعریف نقش زنان در عرصهي علم و قدرت پرداخت و گفت:«هرگاه زنی در سپهر دانش یا سیاست برمیخیزد، جهان را نه تکرار که از نو ابداع میکند. این انتخاب فرخنده، فصلی نوین در بازتعریف نسبت زن و جامعه در ایران امروز خواهد بود.»
وی در پایان با آرزوی توفیق برای دکتر احمدنیا، این رویداد را به فال نیک گرفت و یادآور شد: «مدیریت علمی وقتی چهرهای انسانی، همدلانه و مادرانه پیدا کند، میتواند جامعه را به سمت تعادل و عدالت رهنمون شود.»
این انتخاب در حالی صورت گرفته که جامعهی علمی ایران شاهد افزایش حضور زنان در پستهای کلیدی مدیریتی است. پیام فرماندار سلسله به عنوان اولین فرماندار زن لرستان، بازتابی از امیدها و انتظارات جامعه زنان تحصیلکرده کشور از این تحولات است.
@seymareweekly
https://avayeseymare.ir/?p=30633
دکتر کزاری در الیگودرز:
حافظ آبگونه است؛ هرکس او را آنگونه که میخواهد میبیند/ حافظ؛ رندِ رندان که چهرهاش را نمیتوان به آسانی شناخت

همایش شعر و موسیقی حافظ با حضور چهرههای برجسته ادبی در الیگودرز برگزار شد
به گزارش آوای سیمره، عصر یکشنبه ۲۰ مهرماه، همزمان با روز بزرگداشت حافظ شیرازی، همایش شعر و موسیقی با حضور دکتر میرجلالالدین کزازی (چهرهی ماندگار فرهنگ و ادب)، دکتر عبدالرضا گودرزی(استاد ادبیات)، فرماندار، مدیران محلی و جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر در تالار کمال مجتمع فرهنگی هنری سیمرغ برگزار شد.
حافظ، اسطورهای ناشناختنی
دکتر میرجلالالدین کزازی با بیان اینکه «حافظ را نمیتوان در قالب تعریف محدود کرد»، اظهار داشت: «حافظ تنها شاعری در جهان است که سرودههایش را به مرز خُنیا (موسیقی کلام) رسانده است.»
استاد زبان و ادبیات پارسی افزود:« شعر او مانند آب است؛ هرکس آن را به گونهای که میپسندد میفهمد و گمان میکند حافظ فقط همان است که در ذهن اوست.»
وی با اشاره به ویژگیهای منحصربهفرد حافظ افزود: «رند بودن حافظ، یعنی نتوان به سادگی چهرهاش را شناخت. نهاد ایرانی، رازآلود و پیچیده است و حافظ، این رازآلودگی را در شعرش به اوج رسانده.»
چهره ماندگار فرهنگ و ادب گفت:«او غزل فارسی را به چنان اوجی رساند که یک گام آنسوتر، با هنر خُنیا (آواز کلام) روبهرو میشویم.»
کزازی همچنین به صنایع ادبی پنهان در شعر حافظ پرداخت و گفت: «حافظ فسونگر سخن است. پیوندهای نغز و پنهان میان واژهها در شعر او زنده و تپنده است. این استاد بیهمتا، واژههای فرسوده را در کارگاه طبع اکسیری خود جان میبخشد و زیبایی سحرانگیز شعرش، هر مخاطبی را مبهوت میکند.»
دکتر گودرزی:
حافظ، شاعری که ضربالمثلهای مردم شد
دکتر عبدالرضا گودرزی نیز در این آیین با اشاره به نفوذ شعر حافظ در زندگی روزمره مردم گفت: «حافظ نه تنها ستاره درخشان ادب فارسی است، بلکه اشعار او چنان در تاروپود فرهنگ ایرانی تنیده شده که بسیاری از ضربالمثلهای رایج بین مردم، برگرفته از ابیات اوست.»
وی به ایماژهای جادویی و طنز ظریف حافظ اشاره کرد و افزود: «حافظ با قلم موی واژههایش چنان تصویرپردازی میکند که شعرش به یک تابلوی جادویی تبدیل میشود. طنز او نیز هوشمندانه و چندلایه است؛ گاه با یک بیت هم میخنداند، هم میاندیشاند و هم به تفکر وا میدارد.»
بر اساس گزارش خبرنگار آوای سیمره، این آیین با پخش موسیقی سنتی و خوانش اشعار حافظ به پایان رسید.
همایش بزرگداشت حافظ در الیگودرز، نشان داد که پس از قرنها، هنوز کلام این شاعر بزرگ، زنده و تأثیرگذار است و میتواند گردهماییهای فرهنگی را به رویدادی پرشور تبدیل کند.
@seymareweekly
نویسنده : گروه خبر و گزارش | سرچشمه : آوای سیمره
از غزل تا اندیشه؛ کانون شعر و ادب دانشگاه لرستان، میزبان گفتوگوی حافظپژوهان

به مناسبت روز بزرگداشت حافظ شیرازی، شاعر جاودانه غزل و اندیشه ایرانی، کانون شعر و ادب دانشگاه لرستان، نشستی تخصصی و گفتوگومحور با حضور استادان فرهیخته گروه زبان و ادبیات فارسی برگزار میکند.
این نشست با هدف بازخوانی جلوههای عرفانی، زبانی و زیباییشناختی اشعار حافظ و تبیین جایگاه او در فرهنگ، ادب و خردچ ایرانی، روز دوشنبه، ۲۱ مهرماه از ساعت ۱۰ تا ۱۱:۳۰ در سالن شهید میربهرسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی برگزار خواهد شد.
در این برنامه، استادان گروه زبان و ادبیات فارسی، ضمن بررسی راز ماندگاری غزلهای حافظ، به گفتوگو درباره وجوه مختلف اندیشه، عشق، امید و حکمت در دیوان حافظ خواهند پرداخت.
برگزاری این نشست در راستای ترویج فرهنگ و ادبیات فارسی، پاسداشت میراث معنوی و ادبی ایران و ایجاد فضای گفتوگو میان استادان و دانشجویان علاقهمند به شعر و ادب فارسی است.
کانون شعر و ادب دانشگاه لرستان با همراهی معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه، بر آن است تا با برگزاری چنین برنامههایی، روح فرهنگ، شعر و اندیشه ایرانی را در فضای دانشگاه، زنده نگه دارد.
نویسنده : گروه خبر و گزارش | سرچشمه : روابط عمومی دانشگاه لرستان
@seymareweekly
دکتر شفیعزاده ببیش از ۸۰ جلد کتاب به دانشگاه علوم پزشکی لرستان اهدا کرد

دکتر فتحالله شفیعزاده، پزشک، پژوهشگر، شاعر و نویسندهی فرهیخته، در اقدامی فرهنگی و ستودنی، بیش از هشتاد جلد کتاب در زمینههای گوناگون از جمله پزشکی، داروسازی، فرهنگ، ادب و تاریخ را به دانشگاه علوم پزشکی لرستان، اهدا کرد.
پیشتر نیز ایشان حدود هفتاد عنوان و مجلد کتاب را در موضوعات مشابه و همچنین بخشی از آثار تألیفی خود — از جمله کتابهای «یاد ایام»، «گیاهان دارویی» و «آسمون بیآساره» — به بنیاد ایرانشناسی اهدا کرده بودند.
هدف دکتر شفیعزاده از این اقدام، ترویج فرهنگ کتابخوانی و اشاعهی سنت ارزشمند اهدای کتاب عنوان شده است.
دکتر شفیعزاده تنها یک پزشک نیست؛ او مردی فرهنگی، اهل قلم و اندیشه است. آثار و فعالیتهایش نشان میدهد که در کنار علم و طبابت، نگاهی ژرف به فرهنگ، شعر و پژوهش دارد. عمل فرهنگیِ او در اهدای کتابها، بیانگر روح سخاوتمند و دغدغهی پایدارش برای رشد آگاهی و ارتقای فرهنگی جامعه است — اقدامی که بیتردید شایستهی قدردانی و ستایش است.
نویسنده : گروه خبر و گزارش | سرچشمه : آوای سیمره
@seymareweekly
✅آخرین زمزمهی بلوط
✍️جعفر ساکی
در سکوتِ سفیدِ کوهِ خرمآباد، میانِ درختانِ بلوطِ سوخته، نجوایِ نیمهجانِ تنها را میشنیدم که غریبانه میگفتند:
من، بلوطی بودم که قرنها ایستاده بودم؛ با برگهایی که قصهی باد را میدانستند و شاخههایی که آغوشِ پرندگان بودند.
هر صبح، آفتاب بر تنم میتابید و شبها، ماه با من راز میگفت.
من حافظِ خاطراتِ زمین بودم، نگهبانِ آرامشِ خاک.
اما روزی، صدایِ خشخشِ قدمهایی آمد؛ انسانی، با چشمانی بیتفاوت و دستی که کبریت را ــ بیفکر و بیانديشه ــ کشید.
و آنگاه آتش، آرام بر پوستِ تنم خزید؛ و من فهمیدم که درد، فقط سوختن نیست؛ درد، نادانی است — نادانیای که ریشهها را میسوزاند بیآنکه بداند چه میسوزاند.
در آخرین لحظه، پیش از آنکه خاکستر شوم، زمزمه کردم:
ای انسان! من سایهات بودم و پناهت در گرما.
مرا سوزاندی؛ اما خودت را بیپناه کردی.
و این است قصهی تلخ و پایانِ کارِ ما…
@seymareweekly
✅سقوط در قعر جدول؛ ثمرهی تحمیل نیروهای غیرمتخصص به آموزش و پرورش لرستان
✍️مریم کرمی/ جامعهشناس
آموزش و پرورش لرستان در سالهای اخیر با افتی نگرانکننده در بیشتر شاخصهای آموزشی روبهرو بوده است؛
از کیفیت تدریس و معدل قبولی در امتحانات نهایی گرفته تا نرخ پوشش تحصیلی، رضایت معلمان. این سقوط تصادفی نیست، بلکه نتیجهی مستقیم تحمیل نیروهای غیرمتخصص و بیتجربه به ساختار مدیریتی و کارشناسی این نهاد است.
در سالهای گذشته، پستهای حساس مدیریتی، از معاونتهای ادارهکل گرفته تا ریاست ادارات شهرستانها و ریاست ادارات آموزش وپرورش استان در بسیاری موارد نه بر اساس شایستگی و تخصص آموزشی، بلکه بر پایهی روابط سیاسی، توصیهی مدیران ارشد استانی و سفارش برخی نمایندگان مجلس واگذار شده است. افرادی از سازمانها و دستگاههای غیرآموزشی به آموزشوپرورش منتقل و در جایگاههایی قرار گرفتهاند که نیازمند تجربه و شناخت عمیق از نظام تعلیم و تربیت است. نتیجهي چنین رویکردی، شکلگیری بدنهای شکننده و بیجهتگیری در بزرگترین نهاد فرهنگی استان بوده است.
@seymarewerkly
متن کامل این یادداشت در تارنمای آوای سیمره 👇👇👇
https://avayeseymare.ir/?p=30474
هفته هفتم لیگ برتر | پایان بازی
خیبر خرمآباد ۲-۱ پرسپولیس تهران
@seymareweekly
سیمرهی ۷۹۵ جاری شد…

هفتصدونودو پنجمین شمارهی هفتهنامهی منطقهای سیمره، روز چهارشنبه 23 مهرماه (1404) به صاحبامتیازی سودابه آزادگان و مدیرمسئولی کیانوش رستمی، چاپ شد و روی پیشخوان دکههای مطبوعاتی قرار گرفت.
به گزارش آوای سیمره، این شماره در بردارندهی مطالب و مقالات متنوعی است از جمله:
*تیتریک:
–دارِ اعدام؛ سرنوشت تلخ جوانان جوياي نام و نان / دکتر علی رضاییان
*سرمقاله:
-براي اعتمادزايي چه بايد کرد؟/ دکتر مصطفا شکری
*یادداشتها:
– نگاهي به وضعيت آبهاي زيرزميني(۳)/ دکتر مراد سپهوند
-آخرين بوسهها (۲)/ دکتر فتحالله آسترکی
-هنر در ميانه تعهد و سانسور «با احترام و تعظيم به ناصر تقوايي»/ دکتر خیام عباسی
-مخدوم بیعنایت/ نادر آزادبخت
-ناخدا خورشيد / سلمان احمدوند
-خودپادشاهبيني /ماشا اکبري
-همزمان با حافظ شيرازي چه کسي حاکم لرستان بود؟ / سعادت خودگو
-آشنايي که در شهر خود غريب است! / هوشنگ جودکي
*مقاله:
-ردي لغزان از عشق و خاکستر: خوانشي چندنظري از شعر «ردي لغزانِ» سوفيا واليزاده مرادي/ گفتاري از دکترساسان واليزاده
– خاستگاه نثر ادبي در داستان (بخش نخست)/گفتاري از محمدرضا محمودزاده
پیشخوان سیمره:
-مجموعه ۱۰ جلدي «لغتنامه لري و لکي» رونمايي شد
*لرستانپژوهی:
-مستندنگاري ماجراهاي من و سياست/فصل سوم/ بخش۵/ علی گودرزیان
-رازهاي سرزمينمادري (خوانش تحليلي تکبيتهاي لکي) بخش هفتم / دکتر حسین اکبرینسب
*اخبار:
-دکتر کزازي در اليگودرز: حافظ آبگونه است؛ هرکس او را آنگونه که ميخواهد ميبيند
-مديرکل امور اقتصادي و دارايي استان لرستان مطرح کرد؛ رونق سرمايهگذاري خارجي در لرستان
-جشنوارهي انار سياب کوهدشت؛ فرصتي براي معرفي گنج سرخ لرستان
-دزد مرده، زنده دستگير شد!
-فرماندار سلسله: زن نه سوژه يا ابژه گفتمانها که خود منبع زايش معناست
@seymareweekly
✅ناخدا خورشید
ناصر تقوایی (۱۳۲۰- ۱۴۰۴) هم از این دنیا رفت.
به قول ابراهیم گلستان، همه میمیرند، اما مرگ بعضیها فرق دارد. بعضی مرگها تراژیکاند. تراژدی آن است که تقوایی باید همان روزی از دنیا برود که مهرجویی رفت؛ یکی با دشنهای در قلب و جسمی کاردآجین و دیگری با بغضی در گلو و زخمی برجان نشسته از سالها خاموشی و بیمهری، و انزوا. مرگ این دو، نهفقط فقدان دو کارگردان خطشکن و جریانساز، که نماد زوال هنر مستقل و آزاد است.
ناخداخورشید سینمای ایران، بادبانها را برافراشت و در ساحلهای مهآلود دریاهای عمیق پهلو گرفت. خالق «داییجان ناپلئون» که از ورای پنج دهه همچنان درخشانترین مجموعه تاریخ تلویزیون در ایران است، با چشمانی که حقیقت را میدید و دوربینی که آن را روایت میکرد، چشم از جهان فروبست. او با تعهدی سترگ به انسان و جامعه، وفاداری به هنر گسیخته از ایدئولوژی و سرسپرده به آرمانهای انسانی، سینمای اجتماعی را بر قلهای تازه نشاند و عنصر ثابت فیلمهایش، نقد وضعیت موجود از راه نقد مناسبات و ساختارها و هنجارهای حاکم بود.
مرگ تقوایی، مرگ یک سینماگر مؤلف بود؛ کارگردانی صاحبسبک که نه در زندان سانسور، بلکه در سکوتی پرشکوه زیست. هنرمندی که تن به ابتذال نداد، بلکه در برابر فرومایگی ایستاد، و با دست شستن از آفرینش، راهی دیگر را نشان دادند. دریغ از تقوایی و فیلمهایش؛ دریغ از آن سینمای مشعشع با دیالوگهای ناب و سکانسهای ماندگار و سوژههای باورپذیر و روایتهای جاندار؛ دریغا ایران که در فراق فرزندان بَرومند خود هَماره سوگوار است.
مرضیه وفامهر، همسر و همکار تقوایی، در بزرگداشت خاطره وی نوشته است:
«او عاشق گیاهان بود، به یادش درخت بکاریم؛
او عاشق نور بود، شمع خویش را بیافروزیم؛
او عاشق جامهی سپید بود، به یادش سپید بپوشیم؛
او عاشق ادبیات بود، به یادش بخوانیم؛
او عاشق سینما بود، به یادش تماشا کنیم.»
یادش گم مباد!
@seymareweekly
نویسنده : سلمان احمدوند | سرچشمه : آوای سیمره
✅در حاشیهی مجادلات مجازی بیانتها بین مدعیان تاریخدانی محلی
✍️عزیز کلانتری
«ز دانش چو جانِ تو را مایه نیست/ به از خامشی هیچ پیرایه نیست» فردوسی
مرور یادداشتها و روایتهای تاریخ محلی موجود در کانالهای تلگرامی -بهویژه مناطق ایلی-عشیرهای و دارای سابقهی ارباب-رعیتی- طی سالیان اخیر و انبوه این یادداشتها در نشریات زرد و همچنین کتابنویسیهای مرتبط توسط نویسندهناشرها و ناشران غیرمعتبر، موجب تلنبار اطلاعات موازی، پراکنده، بهدردنخور و گاهی متناقض و بدون هرگونه نتیجهگيریِ قابل استناد در فضای ذهنی و عینی جامعهی مخاطب شده و ایرادات مبنایی، موضوعی و روششناختی زیادی بر بسیاری از آنها مترتب است. مدعیانِ بحث در این حوزه، قبل از آنکه دغدغه و دلمشغولیِ طرح سوالاتِ راهگشا به قصدِ توصیف، تبیین و بازسازیِ روشمند قطعات گمشدهی تاریخیِ ناب و روشنسازی نقش عِلی کنشهای اجتماعی تاثیرگذار در دورههای تاریخی پیشین در پیشرفت یا پسرفت دورهی کنونی، و آگاهیبخشی جهتِ برونرفت از مشکلات پیشرو با نگاهِ تکاملی را داشته باشند، بیشتر در بندِ نمایشِ «مصرف متظاهرانهی» پستنویسی در فضای مجازی، از طریق بهرخکشیدن برخی تمایزاتِ منسوخ و موهوم پیشین و بازتولید آن در قالب عناوین موجهنما و گاهی شبهمدرنیستی، به منظور بازآفرینی هویتهایِ قومی-طایفهای گاهی ساختگی و ناسازگار با نیازمندیهای زمانه، بدون کمترین اطلاع از مبنای کار خویش؛ یعنی مبانی اولیهی تاریخنگاری هستند.
بر این قِسم تاریخنگاری ایراداتی اساسی وارد است:
۱- طرح موضوعات بیاهمیت:
بیان اینکه فلان شخص، فلان هوز، تیره، طایفه، ایل و یا دودمان در قشربندیِ اجتماعی و ساختار قدرتِ محلی عهدِ خویش در فلان مقطع تاریخی در رأس هرم قدرت بوده، روابط موافق و یا مخالف با حکام محلی و یا ملی داشته و جزو بزرگان قوم محسوب میشده، با فلان شخص حکومتی عکس یادگاری گرفته و یا از فلان ویژگیهای جنگاورانه و کاریزماتیک برخوردار بوده، پس ما فرزندان آن دودمان نیز چنین و چنانیم، در رویکردهای متأخر تاریخنگاری (که بُعدِ اجتماعی در آن وجه غالب است) چندان مطرح نیست. مهم این است هنگامی که شخص یا جماعت مورد نظر ایشان از قدرت و نفوذ بهرهمند بودهاند، چه کار مفید و عامالمنفعهای با مشخصهی توسعهای-تمدنی به نفعِ اجتماع محلی در پیوستگی با جامعهی ملی و رفع محرومیتهایِ وقت انجام دادهاند؟ چه میزان با مردم روزگار خویش مدارای اجتماعی و روابط خردمندانه داشتهاند؟ نتیجهی دورهی حاکمیت آنها بر ارتقای اندیشه و عمل جامعهی محلی چه بوده است؟ مدیریت سنتی آنها تا چه اندازه خیرخواهانه و در تعامل با اجتماع محلی و به نفعِ گشایش در زندگی عامهی مردم و یا ظالمانه و در تضاد با منافع مردم بومی و در تبانی با حکام ملی و محلیِ غارتگر بوده است؟ به عبارت دیگر آنچه ما در حال حاضر در بیان تاریخ محلی (با فرض بههمپیوستگی تاریخ محلی و خردهفرهنگ اقوام ایرانی و نقش و کارکرد آن در ساخت فرهنگ ملی) سخت بدان نیازمندیم و میتواند به عنوان اساس نظریهپردازی علوم انسانی برای بازسازی تاریخی کلاننگرانه از منظر توسعه به کارمان آید، بیان وجوه اجتماعیِ تأثیرگذار (اعم از وجوه عاملیتی یا مانعیتی) عامل یا عوامل مورد بررسی در بستر تاریخی مورد مطالعه است؛ و نه دمیدن در اوصاف شخصی-دودمانی ایلوتبار خویش که نهتنها موجب هیچ منفعت اجتماعی چشمگیری نیست بلکه منجر به تبلیغ و تثبیت گفتمان خاصگرایانه، ارتجاعی(بازگشت به عقب)، نیاکانپرستی، کیش شخصیت، تطهیر برخی مناسبات ظالمانه و به تاخیرانداختن روندِ مستحکمسازی تشکیلِ دولت-ملت برای ورود به چرخهی تکاملیِ پیشرفت، میشود.
۲-عدم ارجاع به منابع معتبر:
همانطور که اهل فن به خوبی واقفاند، یکی از مهمترین ویژگیهای یک کار تاریخی خوب، ارجاع به منابع و اسناد دستاول و معتبر است. این ویژگی آنقدر مهم است که مورخین مشهور ترجیح میدهند مقدمهی نوشتهی خود را به معرفی و نقد منابع مورد استفاده اختصاص دهند.
مرور متون تاریخنویسان محلی در فضای مجازی نشان میدهد که عمدهی منابع مورد استنادِ آنها روایتهای شفاهی، کتابها، اسنادِ درجهچند و نقلوقولهای گزینششده و سوگیرانهای است که بیشتر با جهتگیریهای نوستالژیک، طایفهگرایانه و با چاشنی خاطرهنویسی نوشته شدهاست.
@seymareweekly
متن کامل این یادداشت در تارنمای آوای سیمره 👇
https://avayeseymare.ir/?p=30593
پیمانه سرریز شد!
ظرفیت جنگ و خونریزی در خاورمیانه لبریز شد و جهتگیری منطقه ظرف سه هفته تغییر کرد.
از این پس، فشارهای منطقهای و بینالمللی بر روی ایران متمرکز خواهد شد اما در درجهٔ اول نه برای تغییر رژیم و جنگ دوباره که برای واداشتن جمهوریاسلامی به انطباق سیاستهایش با نظم جدید. آیا فشارها جواب میدهد؟ به نظر بسیاری بله و به نظر بسیاری دیگر خیر. اگر جواب دهد، پیامدهای آن کم و بیش مشخص است و اگر جواب ندهد، آیا جنگی دوباره شروع خواهد شد؟ تردید اندکی در این باره وجود دارد.
از این رو دورانی از تحولات بسیار سخت و پیچیده و سرنوشتساز برای جامعهٔ ایرانی آغاز شده است.
#احمد_زیدآبادی
@seymareweekly
✅صدای مستند؛ بازنمایی انسان و طبیعت
صنعت مستندسازی، با زبان تصویری خاص خود، نقش مهمی در روایت واقعیتها و بازتاب تعامل پیچیده انسان با طبیعت ایفا میکند.
این هنر، فراتر از ثبت صرف رویدادها، هویت فرهنگی و چالشهای زیستمحیطی را با تکنیکهای بصری و صوتی پیشرفته به تصویر میکشد و مخاطب را به تفکری عمیق و همدلانه درباره بحرانهای محیط زیستی و مسئولیت انسانی دعوت میکند. مستندهای برجستهای وجود دارند که با ترکیب پژوهش علمی و خلاقیت هنری، به پل ارتباطی مؤثری میان فرهنگ، علم و طبیعت تبدیل شدهاند و پیامآوران تغییر و حفظ زمین در عصر بحرانهای زیستمحیطیاند.
نمونههای برجسته جهانی، مانند مستند «یک حقیقت ناخوشایند» به کارگردانی دیوید گوگنهایم، با استفاده از تدوین خطی و تصویرسازی دادهای، مخاطب را با بحران تغییرات اقلیمی و مسئولیت اخلاقی انسان نسبت به زمین روبرو میکند. مستند «آکاسا، شهر من» نیز با بهرهگیری از تصویربرداری منطقی و فنی و با روایتی کاملا مستقل، تعامل انسان و طبیعت را در بخارست (پایتخت رومانی) به تصویر میکشد. در ایران، نسل جدید مستندسازان با استفاده از خلاقیتهای بصری آثاری مهم خلق کردهاند. برای نمونه، مستند «تالان» (محمدصادق دهقانی) با انتخاب تصاویر، نوع تدوین و البته موسیقی، بیننده را به یک تراژدی متفاوت پرتاب میکند. همچنین، مستند «در پناه بلوط» (مهدی نورمحمدی) با نگاه دقیق سازنده به چالشهای پیرامونی جنگلهای زاگرس و زیسمند دوستداشتنی آن، سنجاب پرداخته که با روایتی دراماتیک داشته و یک داستان پرالتهاب را به بیننده تقدیم میکند.
تصاویر طبیعت در مستندها علاوه بر زیبایی، شکنندگی اکوسیستمها، تنوع زیستی و آسیبپذیری زیستبومها را نشان میدهند. استفاده از تکنیکهایی مانند نماهای گسترده، نماهای دقیق نزدیک، گذر زمان شتابزده (تایملپس) و حرکت آهسته، شناخت عمیق و تجربی مخاطب از وضعیت بحرانی محیط زیست را ارتقا میدهد و حس فوریت نسبت به موضوعاتی چون آلودگی، تغییرات اقلیمی و تخریب منابع طبیعی را تقویت میکند. مستندسازان معاصر با بهرهگیری از فناوریهای روز تدوین غیرخطی، صدای محیطی و جلوههای بصری واقعینما، ظرافتها و آسیبهای محیط زیستی را به صورتی ملموس و مؤثر بازنمایی کرده و مخاطبان را به مسئولیتپذیری و مشارکت اجتماعی در حفاظت از طبیعت فرا میخوانند.
در بستر چالشهای زیستمحیطی ایران، مانند بحران آب، آلودگی هوا و تخریب عرصههای طبیعی، مستندها میتوانند به عنوان ابزارهای فرهنگی قدرتمند برای فرهنگسازی محیط زیستی ایفای نقش کنند. نسل جدید مستندسازان ایرانی با رویکردی تلفیقی میان پژوهشهای علمی، زبان بصری هنری و فناوریهای نوین، آثاری خلق کردهاند که ضمن تأکید بر اصالت فرهنگی، ضرورت بازسازی پیوند انسان و طبیعت را به وضوح بیان میکنند. این روند نشاندهنده رشد پویای صنعت مستند در ایران و اولویت یافتن موضوعات زیستمحیطی در گفتمان فرهنگی است.
در عصری که انسان با ردپای گسترده خود سبب گسترش در بحرانهای زیستمحیطی شده، مستندها میتوانند صدایی تحلیلی و خردمندانه باشند که فراتر از آمار و ارقام، واقعیتهای ملموس را به تصویر کشیده و جامعه را به بازنگری نگرشها و رفتارهای خود فرا بخوانند. این نوع رسانه، به عنوان پلی میان علم و فرهنگ عمومی، نقش مهمی در آگاهسازی، ایجاد انگیزه و ترغیب به اقدام ایفا میکند. در نهایت، مستندها به مثابه واسطهای برای تقویت فهم و همدلی میان انسان و طبیعت عمل میکنند.
ترکیب هوشمندانه روایتگری، فناوریهای نوین تصویربرداری، تدوین خلاقانه و هنر بصری، این آثار را به پیامآوران تغییرات مثبت فرهنگی و زیستمحیطی تبدیل کرده است. انسان برای زیستن روی زمین بیش از آنکه به مدرن شدن شهرها و صنعت هوشمصنوعی نیاز داشته باشد، به روشن ماندن وجدان و نگهداشت طبیعت نیازمند است.
@seymareweekly
نویسنده : محسن تیزهوش | سرچشمه : سیمرهی شمارهی 792(2 مهر 1404)
سیمرهی ۷۹۴ جاری شد…

هفتصدونودو چهارمین شمارهی هفتهنامهی منطقهای سیمره، روز پنجشنبه 17 مهرماه (1404) به صاحبامتیازی سودابه آزادگان و مدیرمسئولی کیانوش رستمی، چاپ شد و روی پیشخوان دکههای مطبوعاتی قرار گرفت.
به گزارش آوای سیمره، این شماره در بردارندهی مطالب و مقالات متنوعی است از جمله:
*تیتریک:
–جامهي نو انديشهي کهنه؛ وقتي سختافزار از نرمافزار تهي است/ ماشا اکبری
*سرمقاله:
-شکنندگي جامعه در وراي تابآوري ظاهري/ دکتر مجتبا ترکارانی
*یادداشتها:
– نگاهي به وضعيت آبهاي زيرزميني(۲)/ دکتر مراد سپهوند
-آخرين بوسهها / دکتر فتحالله آسترکی
-پديدارشناختي تجربهي آموزشي(روايت يک استاد از فضاي دانشگاهي) / دکتر خیام عباسی
-در قدحِ مدح / دکتر فرزاد حاتمزاده
-مسئلهي بنيادي ما؛ از ديروز تا امروز / دکتر مرتضا ادیب
– سقوط بالگرد دراشترانکوه، چرا؟ / حاجیعلی شرفی
-از سکّه تا دلار/ اقتصاد در اسارت مافيا / بهرام گراوند
-روز معلم نامي جلو، گامي عقب / ولی آزادبخت
-سقوط در قعر جدول/ ثمرهي تحميل نيروهاي غيرمتخصص به آموزش و پرورش لرستان/ مریم کرمی
-ناصرالدين شاه قاجار و عکسبرداري از پيرزن لر / سعادت خودگو
*مقاله:
-سيري در آثار و افکار مولانا ملاپريشان(۶) / اردشیر کشاورز
-از تشويش جهان تا غم نان؛ بابک لطيفي؛ شاعر، نمايشنامهنويس و کارگردان(بخش دوم) / محمدکاظم علیپور
*شعر پارسی:
دکترمحمدرضا روزبه/ علی گودرزیان/ مهتاب میرقاسمی/ اکبر بهداروند/ مهرعلی شرفی
*شعربومی:
– راضیه فولاوند
*پیشخوان سیمره:
-انتشارات علمي و فرهنگي منتشر کرد؛ گنجينهي باستاني غار کلماکره
*نقد و نگاه
– نقد و نقادي کُنشي در جهت احيا (بخش دوم) / براخاص شیراوند
– ما لُعْبَتِکانيم و فلک لُعبَتباز / محسن تیزهوش
*طنز سیمره:
-فانتزي واژهها(۷۱) / صافی لرستانی
– کارتون سیمره/ یاسر دلفان
*لرستانپژوهی:
-مستندنگاري ماجراهاي من و سياست/فصل سوم/ بخش۴/ علی گودرزیان
-رازهاي سرزمينمادري (خوانش تحليلي تکبيتهاي لکي) بخش سوم (۵) / دکتر حسین اکبرینسب
*گزارش:
-افتتاح تقاطع غيرهمسطح امام رضا(ع) خرمآباد؛ پروژهاي تحولآفرين در ترافيک شهري
-تخريب بياخطار کتابفروشي «خايدالو» در خرمآباد زخمي بر پيکر فرهنگ
*اخبار:
-دبير همايش ملي تحليل و نقد قانون الزام به ثبت رسمي: قانون ثبت معاملات ملکي، چالشها را آشکار ميکند
-وزير آموزش و پرورش: لرستان از استانهاي پيشرو در طرح عدالت آموزشي است
-استاندار لرستان: نخستين کارخانه سيمان سفيد غرب کشور در آستانهي بهرهبرداري است
-بيشترين آموزشهاي فني حرفهاي لرستان از طريق مراکز دولتي ارائه شد
– محمد خاکي: لرستان ظرفيت تامين بخشي از نياز بازار قزاقستان را دارد
– نظارت بر عملکرد مسئولان حق قانوني نمايندگان است؛ لرستان فرصت خطا ندارد
-سه حلقه چاه جديد براي تامين آب شرب خرمآباد حفر شد
-رييس دانشکدهي حقوق دانشگاه آزاد خرمآباد: اجراي قانون ثبت رسمي معاملات اموال غيرمنقول،
جلوگيري از زمينخواري است
-اعضاي سه گروه متخلف زيست محيطي در اليگودرز دستگير شدند
-معاون استاندار لرستان: آسيبهاي اجتماعي مناطق حاشيهاي با مشارکت مردم کمتر ميشود
-بزرگداشت مولانا در دانشگاه لرستان
@seymareweekly
✅صفر زدایی از واقعیت
✍️دکتر حسین سلاحورزی
«حذف چهار صفر» از پول ملی، وقتی تورم افسارگسیخته و کسری بودجه پابرجاست، بیشتر شبیه پاککردن صورتمسئله است تا حل آن.
تغییر عددها روی اسکناس، درد بیانضباطی مالی و سیاستگذاری بیثبات را درمان نمیکند.
وقتی ارزش پول هر روز در حال سقوط است، کمکردن صفرها تنها میتواند دفترهای حسابداری را تمیزتر و آمارها را خوشقیافهتر کند، نه سفره مردم را پرتر.
این سیاست اگر بدون اصلاح ساختارهای مالی، بانکی و ارزی اجرا شود، چیزی جز آرایش ظاهری بر پیکر بیماری مزمن اقتصاد نیست؛ مُسکّنی کوتاهاثر برای زخمی که درمانش سالهاست به تعویق افتاده است.
انجام جراحی زیبایی برای بیمار
سرطانی!
@seymareweekly
✅چهار نرخ دلار؛ چهار جیب رانتخواران
بانک مرکزی سالهاست به جای پرداختن به ریشه اصلی بحران ارزی ـ یعنی شکاف عمیق میان عرضه و تقاضای واقعی ـ مسیر ساده اما پرهزینهای را انتخاب کرده است:
تعیین نرخهای دستوری. حاصل این رویکرد آن است که امروز دلار در ایران دستکم چهار نرخ دارد: ۲۸,۵۰۰ تومان (ترجیحی)، حدود ۷۰ هزار تومان (بازار مبادله)، ۹۰ هزار تومان (تالار دوم) و ۱۱۶ هزار تومان (بازار آزاد).
این چندنرخی بودن، بهجای ایجاد ثبات، خود به منبع فساد، رانت و بیاعتمادی تبدیل شده است. فعالان اقتصادی در بلاتکلیفیاند: صادرکننده انگیزهای برای بازگرداندن ارز ندارد، چون باید آن را با نرخی غیرواقعی عرضه کند؛ واردکننده نیز بیش از آنکه به فکر تولید باشد، به دنبال دسترسی به ارز ارزانتر است.
با وجود تجربههای شکستخورده گذشته، بانک مرکزی همچنان بر این مدل اصرار میورزد؛ مدلی که به جای ترمیم بازار، منابع کشور را هدر داده، سرمایهها را فراری داده و بازارهای غیررسمی را تقویت کرده است.
آنچه امروز اقتصاد ایران نیاز دارد، نه نرخهای مصنوعی و پرشمار، بلکه یک سیاست ارزی شفاف و هماهنگ با واقعیتهای بازار است. ادامهی نمایش پرهزینهی فعلی تنها جیب گروههای خاص را پر میکند و بهای آن را مردم عادی و تولیدکنندگان میپردازند.
@seymareweekly
https://avayeseymare.ir/?p=30482
نویسنده: دکترحسین سلاحورزی | سرچشمه: آوای سیمره
✅چالشهای آموزشوپرورش لرستان در آستانهی سال تحصیلی جدید
✍️کیانوش رستمی
با نزدیک شدن به آغاز سال تحصیلی جدید، چشمها بار دیگر به سوی نظام آموزشی کشور، بهويژه در استان لرستان، دوخته میشود.
اما آیا این نهاد پایه و بنیادین، آمادهی پرورش نسلی خلاق، متعهد و کارآمد است؟ متاسفانه، شواهد و قرائن حاکی از آن است که برونداد و خروجی آموزش و پرورش، به دلایل گوناگون و پیچیدهای، آنگونه که باید، مفید و مؤثر برای جامعه نیست. این یادداشت به مهمترین این چالشها میپردازد: دخالت نمایندگان مجلس و سیاسی شدن آموزش و پرورش، بیانگیزگی معلمان و دانشآموزان و تأثیرات آموزشوپروش غیررسمی و فضای مجازی.
دخالت نمایندگان و سیاسی شدن آموزش و پرورش
یکی از بزرگترین آسیبهایی که نظام آموزشی در لرستان با آن دست و پنجه نرم میکند، دخالتهای بیرویه و گاه مصلحتاندیشانه نمایندگان مجلس و سیاسی شدن این نهاد حساس است. آموزش و پرورش، به دلیل گستردگی و تأثیرگذاری عمیق بر آیندهی جامعه، همواره مورد توجه سیاستمداران بوده است. اما زمانی که این توجه از حوزهی کلان قانونگذاری و نظارت به دخالتهای جزئی و خرد در انتصابات، جابهجاییها و حتا تصمیمگیریهای آموزشی تبدیل میشود، سلامت و استقلال این نهاد به خطر میافتد.
نمایندگان مجلس، با اهداف غالباً معطوف به منافع سیاسی و انتخاباتی خود، در انتخاب مدیران کل، رؤسای نواحی و حتا مدیران مدارس نقشآفرینی میکنند. این مداخلات، نه بر پایه شایستگیهای آموزشی و مدیریتی، بلکه بر اساس بدهبستانهای سیاسی و وابستگیهای حزبی یا گروهی صورت میگیرد. نتیجهی این روند، انتصاب مدیرانی است که ممکن است تجربه و تخصص لازم را نداشته باشند، اما به دلیل حمایت از یک جریان سیاسی، بر مسند مسئولیت تکیه میزنند. این وضعیت، ثبات مدیریتی را از بین میبرد، برنامهریزیهای بلندمدت را مختل میکند و امکان اجرای اصلاحات بنیادین را دشوار میسازد.
سیاسی شدن آموزش و پرورش، معلم و دانشآموز را نیز سردرگم میکند. معلمان به جای تمرکز بر امر خطیر آموزش و تربیت، نگران آیندهی شغلی خود در گرو تغییرات سیاسی میشوند و دانشآموزان، نه از طریق رقابت علمی که از مسیر روابط و نفوذ، شاهد تغییرات و نابرابریها خواهند بود. این وضعیت، به تدریج اعتماد عمومی به نظام آموزشی را مخدوش کرده، آن را از مسیر اصلی خود، یعنی پرورش نسل آینده، منحرف میسازد. در لرستان که همواره از حوزههای رقابت شدید انتخاباتی بوده، این آسیب به روشنی دیده میشود و تأثیر مستقیم بر کیفیت و کارایی آموزش دارد.
متن کامل این یادداشت در تارنمای آوای سیمره 👇 👇 👇
https://avayeseymare.ir/?p=30423