431
seymare weekly کانال رسمی هفتهنامهی منطقهای سیمره اینستاگرام : seymare_ پیامنگار:seymare83@yahoo.com تارنما:www.seymare.com
دکتر اسماعیلزاده:
انجمن جامعهشناسی لرستان، فعالترین دفتر کشوری است /گام تازه انجمن جامعهشناسی لرستان برای علوم اجتماعی متکثر و روادارانه
در نشست اعضای انجمن جامعهشناسی شعبهی لرستان به مناسبت برگزاری چهارمین دورهي انتخابات انجمن، رییس انجمن جامعهشناسی شعبهی لرستان، گزارشی از عملکرد دورههای گذشته ارائه داد و با تأکید بر رشد فعالیتهای علمی و اجتماعی این انجمن گفت: «در طول ده سال گذشته، دفتر انجمن لرستان فعالترین دفتر کشور بوده است و این نتیجهی زحمات همهی اعضا و همکاران فرهیخته است.»
به گزارش آوای سیمره، حسن اسماعیلزاده، با اشاره به جابهجایی دفتر انجمن از جهاد دانشگاهی به دانشگاه فرهنگیان افزود: «به دلیل تعطیلی مرکز قبلی، با توجه به ظرفیت دانشگاه فرهنگیان که رشتهی علوم اجتماعی دارد، پیشنهاد انتقال دفتر به دانشگاه فرهنگیان را دادم و خوشبختانه تأیید شد و اکنون انجمن جامعهشناسی لرستان مسیر فعالیتهای خود را با قدرت ادامه میدهد.»
اسماعیلزاده با اشاره به ترکیب شورای مدیریت پیشین اظهار داشت: «در شورای پیشین، نشستهای شورای مدیریت بهصورت منظم برگزار شد و بخش عمدهی مصوبات شورا در قالب نشست های علمی و تخصصی و دیگر فعالیتها انجام گرفت.»
وی از همکاریهای مؤثر استادان دانشگاه، از جمله دکتر مجتبا ترکارنی، دکتر رحمتالله موسوی و دکتر کیانوش رستمی یاد کرد و افزود: «حمایت علمی و معنوی این بزرگان موجب شد تا نشستها و کارگاههای تخصصی و علمی انجمن استمرار داشته باشد.»
رییس انجمن جامعهشناسی لرستان در بیان دستاوردهای سهسال گذشته، به انتشار دو شماره از فصلنامه علمی ـ تخصصی «دانش انتظامی» با مشارکت اعضای انجمن اشاره کرد و گفت: «تمام مقالات این دو شماره از پژوهشگران انجمن جامعهشناسی لرستان بود و این افتخاری برای استان محسوب میشود.»
وی همچنین از همکاری با نشریه سیمره و چاپ ویژهنامهی علمی با محوریت پیشگیری از خودکشی یاد کرد و گفت: «این ویژهنامه با همکاری بهزیستی استان و حمایتهای بی دریغ دکتر رستمی، در حدود ۱۵۰۰ نسخه چاپ شد و مورد استقبال دانشگاهیان و مدیران ارشد دستگاههای اجرایی استان قرار گرفت.»
دکتر اسماعیلزاده در ادامه یادآوری کرد: «دفتر لرستان تنها شعبهای بوده که نشستهای مشترک با انجمن جامعهشناسی شعبه ایلام و شعبهی همدان برگزار کردهاست. یکی از این نشستها با عنوان: واکاوی زیستبوم آسیبهای اجتماعی منطقه و همگرایی برنامههای راهبردی با حضور فرماندار و مدیران دستگاههای اجرایی استان ایلام برگزار شد.»
وی همچنین از برگزاری نشستهای علمی با حضور استادان برجستهای چون دکتر نعمتالله فاضلی، دکتر اسدالله نقدی و «دکتر تقی آزاد ارمکی» یاد کرد و افزود: «حضور چهرههای ملی در لرستان موجب تقویت گفتمان علمی و ارتقای سطح تحلیل آسیبهای اجتماعی در استان شد.»
در بخش دیگری از این نشست، دکتر اسماعیلزاده ضمن اشاره به روز علوم اجتماعی، محورهای پیشنهادی این مناسبت را برشمرد و گفت: «امسال شعار روز علوم اجتماعی، حرکت به سوی علوم اجتماعی متکثر و روادارانه است. از محورهای قابلطرح در نشستهای آتی میتوان به نابرابری جنسیتی، نابرابری جغرافیایی و تمرکزگرایی در علوم اجتماعی ایران، چالشهای عدالت اجتماعی، و نقشهای اثرگذار اما نادیدهگرفتهشده اشاره کرد.»
وی در پایان پیشنهاد برگزاری مناظرات علمی دانشجویی به مناسبت روز علوم اجتماعی را مطرح کرد و افزود: «انجمن جامعهشناسی لرستان میتواند داوری و اجرای این مناظرات را برعهده گیرد تا الگویی برای دیگر استانها شود.»
اسماعیلزاده با تأکید بر استمرار مسیر رشد انجمن جامعهشناسی در استان گفت: «از این پس نیز، با تکیه بر ظرفیت علمی استان و حمایت مدیران آموزش و پرورش، دانشگاه فرهنگیان، دانشگاه لرستان و دیگر نهادهای فرهنگی و آموزشی، انجمن جامعهشناسی لرستان میتواند نقشی جدیتر در تحلیل و حل مسائل اجتماعی ایفا کند.»
بر پایهی این گزارش، در چهارمین دورهی انتخابات انجمن جامعهشناسی شعبهی لرستان، هشت تن نامزد شدند که پس از رای گیری به ترتیب امین روشنپور ۲۷ رای، مسعود زمانی ۲۰ رای، میثم هاشمینیا ۱۹ رای، فرهاد طهماسبی ۱۷ رای و علی رضاییان ۱۴ رای بهعنوان اعضای جدید هیئت مدیره این انجمن برگزیده شدند.
@seymareweekly
https://avayeseymare.ir/?p=31295
🎥 | گزارش تصویری از آیین افتتاحیه توزیع شیر رایگان در مدارس استان لرستان
🔷 در این آیین سید عیسی سهرابی مدیر کل آموزش و پرورش استان لرستان با قدردانی از همکاری شرکت پگاه لرستان و دستگاههای اجرایی استان گفت: «امروز با همکاری بسیار خوب شرکت پگاه، آغاز توزیع شیر رایگان در مدارس ابتدایی دولتی سراسر استان را شاهد هستیم. این برنامه به صورت نمادین در مدرسه شهید نمازی و با حضور مسئولان استان برگزار شد.»
🔹 رامین طهماسبی نادری، مدیرعامل شرکت پگاه لرستان نیز با اشاره به نقش صنایع شیر ایران در اجرای این طرح گفت:« پس از طرح موضوع توزیع شیر رایگان در مدارس،شرکت صنایع شیر ایران با جدیت وارد عمل شد و پگاه لرستان با تمام توان برای اجرای این ماموریت پای کار آمد. »
🔹 طهماسبی نادری افزود: «تا پایان سال تحصیلی ۹ میلیون پاکت شیر پاستوریزه در۵۰ مرحله بین دانشآموزان استان لرستان توزیع خواهد شد.»
پگاه؛ طعم خوش سلامتی
@seymareweekly
🔴شاعر، آگاهی جهانِ زخمخورده است (خوانشی فلسفی ـ جهانشناختی از شعر و جهانبینی دکتر مسعودی)
✍️عزیز کلهر
«جز هیچ، هیچ نمیشود سرود»؛ این آغاز، تنها یک گزاره شعری نیست، بلکه مدخلی است بر جهانشناسی واژه. در جهانی که معناها سقوط کردهاند، شاعر همان سوژهی اگزیستانسیالیستی سارتر است؛
انسانی که در خلأ معنا، با ناخنهای خونین خویش بر سنگ هستی نقش میزند تا بودن را از دل نیستی بیرون بکشد. این همان کنش آفرینندهای است که سارتر در ادبیات چیست؟ از آن بهعنوان مقاومت انسان در برابر پوچی یاد میکند.
در شعر دکتر نصرتالله مسعودی، واژه دیگر ابزار توصیف نیست، بلکه خاستگاه آگاهی است. او با صدایی که از میان «بیمعنایی جنگ» و «لکههای برانکارد» میگذرد، جهان را بازسازی میکند، نه جهانِ فیزیکی بلکه جهانِ ذهن، حافظه و رنج. در این معنا، شعر او مصداق کامل «آگاهی جهانی» در دستگاه نظری گئورگ لوکاچ است؛ آگاهیای که از رنج فردی آغاز میشود اما به رنج نوع بشر میرسد.
در مفهوم لوکاچی، هنر راستین آن است که «کل را از طریق جزء» نمایان کند. مسعودی نیز از جزئیترین نشانهها – صدای خلخال رقصندگان، کودک و بستنی در گرما – به کلیترین معناهای هستی میرسد: چرخهی فنا و بقا، درد و امید، و تداوم زیستن.
در محور گلدمنی، شعر مسعودی نمونهای است از آنچه گلدمن ساختار معنادار جهانی مینامد:
در آن، فرد در تقابل با نیروهای بیرونی نه منفعل بلکه معنازا است. وقتی میگوید:
«دیگر آنگونه که رقم میزنید رقم نمیخورم»
این جمله نه فقط بیان استقلال شاعر، بلکه عصیان انسان معاصر در برابر تقدیر جهانساز است. او بهصورت نمادین، ساختار مسلط معنا را واژگون میکند و با این واژگونی، به تعبیر آدورنو، دیالکتیک منفی را در عمل شاعرانه تحقق میبخشد.
مسعودی در زبان، میان دو مدار حرکت میکند: از یکسو زبان فلسفی و جهانی که از سنت شعر اندیشهورز (از تی.اس. الیوت تا ریلکه) تأثیر گرفته، و از سوی دیگر زبان بومی لرستان که در حکم حافظهی زیستهی یک فرهنگ است. این دو مدار درهم میتنند و چندصدایی باختینی را در سطح جهانی بازآفرینی میکنند؛ همان تنش میان شرق و غرب، مرکز و حاشیه، سنت و مدرنیت.
مسعودی با استفاده از نشانههای مدرن شهری، جهانیشدنِ رنج را تصویر میکند؛ همان جهانی که انسان در آن میان هیاهوی بلندگوها و بوقها، از خویش بیگانه شده است.
اما او همزمان، در لحظاتی چون:
«بیا، باید به تماشای فواره و کودک و شادی بستنیاش که در گرمای دل آب میشود برویم»
رگهای از امید اگزیستانسیال را بازمیآفریند. این بازگشت به زندگی، همان چیزی است که سارتر آن را اخلاق تعهد هنرمند مینامد: امید به امکان زیستن در جهانی که از معنا تهی شده است.
شعر مسعودی، حافظهی جهانِ فراموشکار را بیدار میکند. آنجا که میگوید:
«کابوسهای پیش از خواب را در وحشت دیشبها خاک کردهام»
به ظاهر از مرگ میگوید، اما در بطن این سطر، یک کنش فلسفی نهفته است؛ همانکه هایدگر آن را بازگشت اصیل به هستی مینامد، درک مرگ برای رهایی از ابتذال روزمره.
در سطح نظری، شعر او را میتوان امتداد گفتمان آدورنو و گلدمن دانست: ادبیاتی که از توصیف جهان فراتر رفته و به نقد جهان تبدیل میشود. واژههای مسعودی، حاملان اندیشهاند، نه تزئینات زبانی. همانگونه که آدورنو میگوید: «در جهان زخمخورده، هنر باید فریاد باشد نه آرامش.»
از این منظر، مسعودی را میتوان شاعری جهاننگر دانست که با بهرهگیری از زبان فلسفی، حافظهی جهانی بشر را احیا میکند. در شعر او، «جهان» نه جغرافیا که یک هستی سیال است؛ مجموعهای از صداها، زخمها و امیدهای انسان است
در پایان، هنگامی که شاعر میگوید:«تا تقدس صدا، هیچکس نبودیم جز واژههایی که گاه روی برانکارد و لکههای خون از بیمعنایی جنگ برمیگشتند…»
در واقع به وضعیت کلی بشریت اشاره دارد: جهانی که تنها در صدا، در واژه، در مقاومت، میتواند تقدس خود را باز یابد.
مسعودی، شاعرِ وجدان جهانی است؛ همان آگاهی رنجدیدهای که از دل خاکستر انسان معاصر، معنای تازهای از هستی میسازد. او صدای زندهی جهان است که هنوز میگوید:«جز هیچ، هیچ نمیشود سرود»
در ادامه به نقد یکی از اشعار استاد مسعودی با عنوان (نه ممکنها) میپردازیم که محوریت اصلی تطابق دیدگاهیها مسعودی در شعر با فلسفه اجتماعی و مفاهیم جهان پست مدرنیسم است.
در شعر مسعودی، جهان نه در آغاز خلقت که در آغازِ مرگ شکل میگیرد؛ جهانی که در آن انسان پیش از آنکه اندیشه کند، به جنازهای بدل شده است.
@seymareweekly
متن کامل و ادامهی این مقاله را در تارنمای آوای سیمره بخوانید 👇👇👇
https://avayeseymare.ir/?p=31201
تجلیل از نویسنده و پژوهشگر مردمشناسی لرستان در کوهدشت

در آیینی به مناسبت «هفتهی کتاب و کتابخوانی»، با حضور جمعی از شاعران، نویسندگان و هنرمندان کوهدشتی از «حشمتعلی آزادبخت»، نویسنده، پژوهشگر و مردمشناس لرستانی، تجلیل شد.
به گزارش آوای سیمره، این آیین روز شنبه(۲۵ آبانماه) به همت ادارهی میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری شهرستان کوهدشت در محل موزهی مردمشناسی این شهر برگزار شد.
آزادبخت بیش از پنج دهه است که در حوزههای مردمشناسی، فرهنگ عامه و ادبیات بومی لرستان فعالیت پژوهشی و فرهنگی دارد. از آثار منتشرشدهی او میتوان به کتابهای «زمستون»، «خوراکیهای محلی»، «گاروا»، «یال»، «زاوارون» و «چلهیار» اشاره کرد.
وی همچنین مجموعهای از تألیفات تازه را در دست انتشار دارد؛ از جمله «مویهها»، «باورهای مردم»، «زنان مفاخر»، «فال چِل سرو»، «بازیهای محلی» و «درختهای اعتقادی» که همگی به فرهنگ و باورهای کهن مردم لرستان میپردازد.
اهمیت کار آزادبخت در آن است که در روزگاری که بسیاری از عناصر فرهنگ شفاهی و آیینی در معرض فراموشی قرار گرفتهاند، او بخش بزرگی از عمر خویش را صرف گردآوری و ثبت این میراث گرانسنگ کرده است؛ میراثی که گاه تنها یک فرد سالخورده حامل آن بوده است.
تلاش پیگیرانهی این پژوهشگر برای تبدیل دادههای خام فرهنگی به نوشتار و کتابهای قابل دسترس، سهم چشمگیری در شناساندن کوهدشت و ناحیهی میان دو رود کشکان و سیمره دارد؛ منطقهای که تاکنون پژوهشهای میدانی اندکی دربارهی آن انجام شده است.
شناخت و پاسداشت چنین تلاشهایی، نه تنها ادای دین به فرهنگ بومی لرستان بلکه ضرورتی برای حفظ و انتقال سرمایههای فرهنگی ایرانِ فرهنگی است.
@seymareweekly
https://avayeseymare.ir/?p=31244
🔴 سقوط تا اعداد
هیچ خسته است
از جهان هیچتری
که از کولش
پا پایین نمیگذارد.
نه آدمی زاد وُ نه
شاید دیگر سهم کلمه وُ کلام نیست.
سی، صد، یا سیصد، یا هزار وَ
که همه در یک دقیقه کش بر میدارند
تن به حجم ناتوان ماشین حساب نمیدهند.
عدد
هرگز حس از نفس افتادگان را
در حال و هوای هیچ سطر وُ صفحه
و یا هیچ کتابی
تفسیر میکند / نمیکند!
برگهای بهارینه را
که کاری نیست با ارقام
که نه رگ دارند وُ نه پی!
ببین بمبها چگونه بر اعداد می بارند
ببین چند رگبار
به سینهی عدد یک
از مگسک گور
شلیک میشود
ببین طنابها چگونه
با غبار چهار نعل
دنبال گردن اعداد میروند
میبینی آبله در چاله و چاه
مسیر ماه را چه بیمحابا
وجب به وجب میپاید.
بر گردهی این هیچ پاهایم
دیریست زدهاند به آخر کابوس
آیا هیچ هیچی پیدا میشود
مرا تنها یک دم وُ باز دم
از این هیچ
پیاده کند!
@seymareweekly
سرودهی: دکتر نصرتالله مسعودی | سرچشمه : سیمرهی شمارهی 799 (19 آبانماه 404)
نمایندهی ولیفقیه در لرستان:
مردم زیر بار گرانی قد خم کردهاند
نمایندهی ولیفقیه در لرستان با بیان اینکه مردم زیر بار گرانی قد خم کردهاند، گفت: «باید از این آشفتهبازار جلوگیری کند، تنظیم بازار نیست، آشفتهبازار است.»
حجتالاسلام سید احمدرضا شاهرخی در خطبههای این هفته نمازجمعه خرمآباد در مصلای الغدیر این شهر با اشاره به موضوع کمآبی، اظهار داشت:«۹۰ درصد مصرف آب در کشور در حوزهی کشاورزی و ۱۰ درصد در حوزه خانگی است، اما در هیچکدام از اینها نیز اصول صحیح مصرف رعایت نمیشود.»
@seymareweekly
متن کامل این خبر در تارنمای آوای سیمره 👇👇
https://avayeseymare.ir/?p=31203
رییس روابط عمومی جهاد کشاورزی لرستان:
توسعهی کشاورزی لرستان نیازمند همافزایی رسانه، دانشگاه و دستگاههای اجرایی است
رییس روابط عمومی سازمان جهاد کشاورزی لرستان، با تاکید بر نقش رسانهها در مسیر توسعه ی استان، اظهار داشت: «ذهنهای غنی و توانمندی که این جایگاه را کسب کردهاند، بهویژه در بخش کشاورزی، شرکای راهبردی ما در دستگاههای اجرایی هستند.»
به گزارش آوای سیمره، طاهره شفیعی عصر امروز (چهارشنبه ۲۱ آبانماه) در آیین تجلیل از خبرنگاران لرستانی که در جشنوارهی مطبوعات و رسانههای غرب کشور «هگمتانه» موفق به کسب رتبه شدهاند، با اشاره به همکاریهای گذشته رسانهها و دانشگاهیان با جهاد کشاورزی در حل چالشهای بخش کشاورزی، افزود: «امروز با پدیدهی خشکسالی درگیر هستیم و انتظار میرود این گروه توانمند، دانش خود را در اختیار دستگاههای اجرایی قرار دهند تا به عمل تبدیل شود.»
وی با قدردانی از همراهی و همکاری خبرنگاران، یادآوری کرد: «برای عبور از پستیوبلندیهای مسیر توسعه، همگان باید دست به دست هم داده و به امید موفقیت استان، بهویژه در بخش کشاورزی، از سختیها عبور کنیم.»
بر پایهی این گزارش، همچنین از زهرا امیری، مدیر هماهنگی آموزش و ترویج کشاورزی به عنوان مدیر برجستهی سازمان و علی کردعلیوند، مدیر امو اراضی لرستان به خاطر کسب رتبهي برتر کشوری در همهی شاخههای امور اراضی تجلیل شد.
گفتنی است خبرنگاران و رسانههای لرستان از نخستین جشنوارهی مطبوعات و رسانههای غرب کشور که ۱۵ آبانماه در همدان برگزار شد، ۲۲ رتبه و مقام برتر در رشتههای مختلف روزنامهنگاری کسب کردند.
@seymareweekly
نویسنده : گروه خبر و گزارش | سرچشمه : آوای سیمره
✅از زخم تا زایش؛ (خوانشی بر پایه سمبولیسم اجتماعی از شعر«تین»)
✍️دکتر حسن اسماعیلزاده
مقدمه: در هنگامهای که شعر معاصر بیش از هر زمان دیگر به آینهای برای بازتاب دردهای جمعی و تمنای رهایی بدل شده است،
ظهور صدایی از حاشیه جغرافیا، که توانسته فراتر از مرزهای اقلیمی خود سخن بگوید، رخدادی درخور تأمل است. این اثر نه تنها در قلمرو عاطفه و تخیل میدرخشد، بلکه در ساحت اندیشه و آگاهی اجتماعی نیز قامت میافرازد. شاعر، با زبانی آکنده از رمز و نماد، از رنج تاریخی و جراحتهای پنهان جامعهای سخن میگوید که در چنبرهی سلطه، نابرابری و خاموشی گرفتار آمده است. در این شعر، طبیعت به عرصهای از بازنمایی قدرت و مقاومت بدل میشود؛ جایی که «آفتابِ در بند» و «آخرین برگِ بر درخت خشک» نه تنها تصاویر زیباشناختی، بلکه نشانههایی جامعهشناختیاند از تضاد میان سرکوب و امید، سکوت و فریاد، تاریکی و تمنای رهایی. شاعر، بیآنکه در دام شعار گرفتار شود، با بهرهگیری از زبان نمادین، تجربهی زیستهی جمعی را در قالبی شاعرانه بازمیآفریند؛ تجربهای که در آن فرد، صدای خویش را از دل رنجهای تاریخی و فشارهای ساختاری بیرون میکشد و به کنشی معنادار در برابر نظم موجود بدل میشود. چنین شعری نه صرفاً بازتابی از احساسات شخصی، که پژواکی از وجدان جمعی است؛ وجدان نسلی که میان اسارت و آرمان، میان شبِ دلگیر و آفتابِ وعدهدادهشده در نوسان است. از اینرو، این اثر را میتوان سندی شاعرانه از تاریخ خاموشان دانست؛ تلاشی برای بازخوانی حقیقت انسان در جهانی که او را به سکوت واداشته است، و در عین حال، ندایی برای بیداری، آگاهی و بازگشت به خویشتن جمعی. در این نوشتار بهطور مختصر با تکیه بر مکتب نمادگرایی (سمبولیسم) اجتماعی، شعر «تین» از مسلم غفاری، شاعر و ترانهسرای خوب هماستانی، با نگاهی جامعهشناختی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.
سمبولیسم اجتماعی
یکی از مهمترین و معروفترین جریانهای شعر معاصر فارسی است و بهعنوان یک اصطلاح ادبی، به مکتبی گفته میشود که به نماد و نمادپردازی در شعر اصالت میدهد. بودلر در شعر اروپایی از چهرههای شاخص این مکتب است. نیما یوشیج، نخستین نظریهپرداز این جریان، خود شاعری است جامعهگرا و معتقد به تعهد و رسالت اجتماعی شعر و شاعر؛ هر چند که «معمولاً بیشتر مردم نیما یوشیج را فقط به عنوان یک شاعر نوپرداز و بنیانگذار شعر نوی فارسی میشناسند، نه به عنوان یک شاعر متعهد و مسئول؛ در صورتی که یکی از ویژگیهای اساسی شعر نیما همانا تعهد و رسالتی است که شاعر در قبال اجتماع و محیط خود احساس میکند و این تعهد در تمام شعرهای نیما بهخوبی نمایان است. بهطور کلی شعر نیما شعری است اجتماعی. شاعران و نویسندگان سمبولیک غرب نظیر: پل الوار، تی.اس. الیوت، شارل بودلر، آرتور رمبو، پل والری، استفان مالارمه، و بعدها ناظم حکمت – شاعر ترک- و… در تکوین و تکامل این جریان شعری سهم بهسزایی داشتند. اصولاً اشعار سمبولیک نیما را میتوان نخستین تجارب شعر نو رمزگرای اجتماعی دانست. پس از نیما نیز شاعرانی چون: منوچهر شیبانی، اسماعیل شاهرودی(آینده)، احمد شاملو، اخوان ثالث، سیاوش کسرایی، فروغ فرخزاد، منوچهر آتشی، محمد زهری، هوشنگ ابتهاج(سایه)، مشرف تهرانی(م.آزاد)، شفیعی کدکنی(م.سرشک)، طاهرهی صفارزاده، نعمت میرزا زاده(م.آزرم)، اسماعیل خویی، حمید مصدق و… طی دهههای سی و چهل و پنجاه باعث رشد و تکامل این جریان شعری شدند. در این نوع شعر رویکرد اصلی شاعران به شعر سیاسی – اجتماعی بود و بیشتر شاعران این گرایش، از گروه شاعران متعهد هستند. ویژگیهای محتوایی و فکری سمبولیسم اجتماعی عبارتند از: آگاهانه و متفکرانه بودن اشعار) شعر در این جریان شعری است متفکرانه و نشئت گرفته از تاملات فکری و فلسفی شاعر. خاستگاه شعر در این جریان تنها عاطفه و تخیل نیست، بلکه اندیشه و تفکر نیز در آن نقشی تعیین کننده دارد. به همین دلیل اشعار جامعهگرایانه این جریان با نوعی روشنبینی سختگی و پختگی همراه است و حکایت از درکی جدید از هستی، طبیعت، جامعه، انسان، شعر و هنر دارد. تعهد در برابر مردم و اجتماع (جامعهگرایی) از ویژگیهای مهم این جریان، تعهد و رسالتی است که شاعران آن در برابر مردم و مسائل سیاسی و اجتماعی و فرهنگی جامعه خود برای خویش قایل هستند و«مسئلهی تعهد در هنر که غالباً از آن تعهد اجتماعی اراده میشود، از جمله مسائل مورد بحث تاریخ هنر بهویژه در دورهی معاصر است.
@seymareweekly
متن کامل و ادامهی این یادداشت را در تارنمای آوای سیمره بخوانید 👇👇👇
https://avayeseymare.ir/?p=31142
پگاهان با حافظ:
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند
چون به خلوت میروند آن کارِ دیگر میکنند!
@seymareweekly
«عادیسازی خطرناک در قاب تصویر»
در سالهای اخیر با گسترش تولیدات سینمای خانگی شاهد تغییر قابلتوجهی در شیوهی روایت و بازنمایی واقعیتهای اجتماعی هستیم.
اما در میان جذابیتهای بصری و قصههای پرکشش، موضوعی نگرانکننده در حال ریشهدوانی است: عادیسازی مصرف مواد مخدر و نوشیدنیهای الکلی.
در بسیاری از این آثار قهرمان یا ضدقهرمان داستان در حال استعمال مواد یا نوشیدن الکل است؛ بیآنکه پیامدهای واقعی و ویرانگر آن به تصویر کشیده شود. این نوع نمایش نه تنها زشتی و خطر مصرف را میزداید، بلکه آن را به بخشی از سبک زندگی «مدرن» و «جذاب» بدل میکند.
چنین بازنماییهایی، تأثیری مستقیم بر نگرش و رفتار جوانان دارد. نوجوان و جوانی که در مرحلهی شکلگیری هویت است، با دیدن تکرار چنین صحنههایی ممکن است ناخودآگاه دچار خطای ادراکی شود و بپندارد که مصرف مواد، نشانهی بلوغ، جسارت یا رهایی از فشارهای روحی است. در واقع، رسانهها با این تصویرسازی غلط، مرز بین آگاهیبخشی و توجیه رفتاری ناهنجار را از بین میبرند.
به عبارتی دیگر، خانوادهها نیز در مواجهه با چنین آثار فرهنگی دچار چالش میشوند. وقتی فرزند در خانه میبیند که شخصیت محبوبش آزادانه مشروب مینوشد و هیچ پیامد اخلاقی یا روانی متوجه او نمیشود، اقتدار تربیتی والدین در نهی از این رفتارها تضعیف میشود؛ بهتدریج، الگوی فرهنگی خانواده جای خود را به الگوی تصویری رسانه میدهد.
این روند، اگر بیتوجهی ادامه یابد، جامعه را به سمت عادیشدن ناهنجاریها، کاهش حساسیت اخلاقی و افزایش رفتارهای پرخطر در نسل جوان سوق خواهد داد.
ضرورت دارد نهادهای فرهنگی و نظارتی، با نگاهی دقیقتر به محتواهای تولیدشده، خطوط قرمز تربیتی را پاس بدارند و در عین حال، هنرمندان نیز در قبال اثر اجتماعی آثارشان مسئول باشند.
در نهایت، رسالت سینما و سریالسازی، تنها سرگرمکردن مخاطب نیست؛ بلکه جهتدهی فرهنگی و تربیتی جامعه نیز بخشی از آن است. نمایش هوشمندانه آسیبها میتواند تلنگر باشد، اما زیباسازی آنها، سم آرامیست که بر جان نسل آینده مینشیند.
@seymareweekly
نویسنده: سودابه آزادگان | سرچشمه: سیمرهی شمارهی 798 (14آبانماه 1404)
مرگ در «استخر»، نماد حذف است

در ایرانِ امروز، «استخر» دیگر فقط یک حوض آب نیست. این واژه در ذهن مردم تبدیل به یک کالبد معنایی شده است.
از روزی که آیتالله هاشمی به شکل مبهم و مشکوک در استخر فوت کرد، افکار عمومی باور کرد که این فقط یک حادثه ساده نبود. از آن زمان، «استخر» برای جامعه ایران معنای سیاسی پیدا کرد؛ جایی که مخالفان یا منتقدان ممکن است «فوت» کنند.
به همین دلیل است که وقتی رحیم صفوی از چهرههای قدیمی و نزدیک به هستهی قدرت در مصاحبهای گفت: «من دوست دارم مثل قاسم سلیمانی شهید شوم، نه اینکه در استخر بمیرم»، این جمله فقط یک آرزو نبود؛ یک پیام سیاسی روشن بود.
او عملاً به کسانی که این واژه را ساخته و به نماد سیاسی تبدیل کردهاند، پیغام داد که:
من هنوز در خط ولایت هستم من از خودتانم – یادآوری سخنان و مصاحبههای شجاعانه و پر مغز فرزند سردار – مرا در صف مخالفان قرار ندهید.
در واقع، وقتی یک مقام ارشد نظامی چنین جملهای میگوید، یعنی خودش هم میداند که «استخر» دیگر فقط آب نیست؛ نشانهای است از حذف بیصدا.
و این یعنی این واژه دیگر فقط خاطرهی یک اتفاق نیست، بلکه بخشی از فرهنگ سیاسی امروز ایران شده است.
مرگ در استخر، نماد حذف است.
👈سرچشمه: تارنمای عصر ایران
توضیحات، دکتر احمدی دبیر اجرایی همایش ملی «تحلیل و نقد قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیر منقول»، دربارهی هدف و چرایی برگزاری این همایش.
@seymareweekly
دارِ اعدام؛ سرنوشت تلخ جوانان جویای نام و نان

در روزهای اخیر، انتشار تصاویری از جوانانی که در ارتباط با مواد مخدر حکم اعدام آنها اجرا شده است،
(بهویژه در دلفان و کوهدشت) بازتاب گستردهای در فضای مجازی داشته است. این تصاویر و آگهیهای ترحیم منتشرشده در کانالها و معابر عمومی، روایتگر واقعیتی تلخ در بطن جامعه هستند؛ واقعیتی که نمیتوان با سادهسازی یا پاک کردن صورت مسئله از آن گریخت.
اعدام این جوانان، صرفنظر از ابعاد حقوقی و قانونی، پدیدهای است که آثار روانی، اجتماعی و فرهنگی گستردهای بر خانوادهها، دوستان و محیط اجتماعی آنان بر جای میگذارد. این مسئله را نمیتوان تنها در چارچوب جرم فردی تحلیل کرد؛ بلکه باید آن را نشانهای از نارساییهای ساختاری در سطوح اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دانست.
در برابر چنین رخدادهایی، «انسان بما هو انسان» حتا بدون تعلق به مذهب یا آیین خاص، وظیفه دارد در محنت و رنج این جوانان درنگ و تأمل کند؛ چنانکه سعدی به زیبایی میگوید:
«تو کز محنت دیگران بیغمی، نشاید که نامت نهند آدمی.»
فارغ از عواطف انسانی و همدردی با خانوادههای داغدار، مسئلهی اصلی، ریشهیابی و سببشناسی این پدیده اجتماعی است.
پرسش بنیادین آن است که چرا شماری از جوانان به مسیری گام میگذارند که از منظر قانون، جرم و قاچاق تلقی میشود؟
پاسخ را باید در تجربهی زیستهی مناطق محروم کشور جستوجو کرد؛ در میان مردمانی که سالها با فقر، بیکاری و توسعهنیافتگی دستوپنجه نرم میکنند. استانهایی چون لرستان، کرمانشاه و سیستانوبلوچستان، در اغلب آمارهای رسمی، در زمرهی استانهای دارای بالاترین نرخ بیکاری و فقر قرار دارند. این وضعیت، نه حاصل انتخاب فردی، بلکه نتیجهی توزیع ناعادلانه ثروت در کشور و ساختارهای ناکارآمد اقتصادی و مدیریتی است که مسیر رشد و اشتغال را مسدود کردهاند.
جوانی که هیچ فرصت شغلی ندارد، برای تأمین معاش خود و خانوادهاش به هر دری میزند، اما هیچکدام باز نمیشود. کارخانهها، کارگاهها و شهرکهای صنعتی که هرگز امکان دایر شدن در مناطق محروم را نیافتند و یا در صورت دایر شدن حالت نیمه تعطیل داشته که تنها تابلویی فرسوده از آنها باقی مانده است. در چنین شرایطی، بیکاری دیگر نه مسئلهای فردی بلکه پدیدهای اجتماعی و ساختاری قلمداد می شود که بهواسطه آن تمام آمال و آرزوهای جوانان بر سر آنها آوار میشود و راهی را که نبایستی انتخاب کنند برمیگزینند.
از منظر جامعهشناختی، رفتار این جوانان را میتوان در چارچوب نظریهی آنومی رابرت مرتون تحلیل کرد. وقتی وسایل مشروع برای دستیابی به اهداف پذیرفتهشدهی اجتماعی در دسترس نیست، افراد ممکن است به روشهایی روی آورند که در تضاد با قانون یا هنجارهای جامعه است. در این معنا، این افراد قربانیان نابرابری ساختاری و محدودیت فرصتهای زندگیاند. در نهایت، آنچه بهعنوان «دار اعدام» برپا میشود، نه صرفاً پایان زندگی یک انسان، بلکه آغاز درد، اندوه و افسردگی جمعی برای خانواده و جامعه است.
مادری که هر روز با خاطرهی فرزندش میمیرد و زنده میشود، پدری که زیر بار شرم و غم، خم میشود و جامعهای که شادی و نشاط را از دست میدهد. مگر نه این است که:
«افسرده دل، افسرده کند انجمنی را»
نویسنده : دکتر علی رضاییان-پژوهشگر مسائل اجتماعی | سرچشمه : سیمرهی شمارهی 795 (23 مهر 1404)
@seymareweekly
✅مشکلات اجتماعی پیچیده، ریشههای عمیق / قتلی که ایران را تکان داد!
✍️عباس دارایی
🔹قتل الهه حسیننژاد، دختر ۲۴ سالهی اسلامشهری، حادثهای تلخ بود که هرچند در سایهی جنگ دوازدهروزهی ایران و اسرائیل قرار گرفت، اما شوک و اندوه فراوانی در جامعه برانگیخت و به واکنشی اجتماعی عمیق تبدیل شد.
🔹این حادثه نه یک اتفاق فردی، بلکه نمادی از بحرانهای چندلایهی اجتماعی، روانی و فرهنگی است که در زیست روزمرهی مردم رسوخ کرده است.
🔹الهه حسیننژاد، دختری از نسل دههی هشتاد، از دهکهای متوسط رو به پایین اقتصادی، جوانی بود پرکار و امیدوار که با آرایشگری در حال ساختن آیندهای متفاوت برای خود بود.
🔹 زندگیاش کوتاه شد، اما در همان پایان تلخش، معنایی بزرگتر یافت؛ او در برابر زور، دزدی و تعرض تسلیم نشد و به قیمت جانش کرامت خویش را حفظ کرد.
🔹قتل او، همانند قتل امیرمحمد خالقی، دانشجوی ۱۹ سالهی رشتهی مدیریت دانشگاه تهران که قربانی سرقت لپتاپ خود شد، چهرهی آشکار جامعهای خسته از خشونت را نشان داد. در هر دو جنایت، قاتلان دستگیر شدند، اما مسئله فراتر از پروندههای جنایی است؛ جامعه بیمار است. آنچه ما با آن روبهرو هستیم، رشد بیامان خشونت فیزیکی، زوال اخلاق عمومی، و ضعف نهادهای فرهنگی و روانی است که باید پناه انسان باشند.
🔹آمار رسمی حکایت میکند که حدود هفتاد درصد مردم ایران با مشکلات روانی و عصبی دستوپنجه نرم میکنند، شصت درصد شاغلان کشور فاقد حمایتهای بیمهایاند، و مشارکت اقتصادی زنان بهزحمت به ۱۴ درصد میرسد.
این شرایط آسیبپذیری زنان و اقشار فرودست را در برابر خشونت افزایش داده و سطح منازعات اجتماعی را بالا برده است. از همین رو دعاوی، نزاعها و پروندههای قتل در چند سال اخیر سیر صعودی پیدا کرده و نشانهی بحرانی فراگیر است...
@seymareweekly
متن کامل این یادداشت در نشانی زیر:👇👇
https://avayeseymare.ir/?p=31264
افتخارآفرینی دانشجوی مرکز آموزش عالی کوهدشت در مرحله کشوری «طرح حامیم»
زهره آبباریکی، دانشجوی مقطع کارشناسی ریاضیات و کاربردها در مرکز آموزش عالی کوهدشت، وابسته به دانشگاه لرستان، در مرحله کشوری چهارمین دوره مسابقات «حامیم» موفق به کسب تندیس «ایده برگزیده» شد.
به گزارش آوای سیمره، مرحله کشوری طرح ملی «حامیم» به میزبانی مشهد مقدس از ۱۹ تا ۲۴ آبانماه سال جاری برگزار شد و زهره آبباریکی توانست در هر دو بخش ایدههای فردی و گروهی مرتبط با «مسائل فرهنگی» و «راهکارهای رفع آسیبهای اجتماعی»، عنوان ایده برگزیده این دوره را به دست آورد؛ موفقیتی که برای مرکز آموزش عالی کوهدشت و مجموعه دانشگاه لرستان، دستاوردی ارزشمند در حوزه فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی به شمار میرود.
طرح «حامیم» با هدف توانمندسازی دانشجویان فعال فرهنگی و سیاسی کشور توسط نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی برگزار میشود و از برنامههای مهم ملی برای ارتقای مهارتهای اجتماعی، فرهنگی و گفتمانی دانشجویان است.
در حال حاضر، مرکز آموزش عالی کوهدشت با ۱۶۰ دانشجو در رشتههای «زبان و ادبیات انگلیسی» و «ریاضیات و کاربردها» فعالیت میکند و کسب این عنوان در سطح کشوری، در راستای معرفی ظرفیتها و قابلیتهای این مرکز آموزشی ارزیابی میشود.
@seymareweekly
https://avayeseymare.ir/?p=31256
خروج سامانهی بارشی از لرستان و کاهش دمای شبانه در روزهای پیشرو

مدیرکل هواشناسی استان لرستان، از خروج تدریجی سامانهی بارشی از جو استان خبر داد و گفت:« بر اساس نقشهها و مدلهای پیشیابی، از ظهر امروز سامانه بارشی از منطقه خارج میشود و به تدریج از میزان ابر و وقوع پدیدههای جوی کاسته خواهد شد.»
به گزارش آوای سیمره، بهروز مرادپور افزود:« از فردا تا پایان هفته، جو استان نسبتا آرام پیشبینی میشود، اما در برخی ساعات روزهای سهشنبه و چهارشنبه، رشد ابر و گاهی افزایش سرعت باد از جمله پدیدههای غالب آسمان لرستان خواهد بود.»
مدیرکل هواشناسی لرستان با اشاره به تداوم رطوبت موجود در جو استان بیان کرد:« طی امروز تا صبح فردا، به واسطه شرایط رطوبتی، مهگرفتگی و کاهش میدان دید افقی به ویژه در محورهای مواصلاتی و گردنهها مورد انتظار است و رانندگان باید در ترددهای خود احتیاط لازم را داشته باشند.»
مرادپور در پایان تصریح کرد: «در پی نفوذ هوای سرد، امشب و فردا شب شاهد کاهش محسوس دماهای شبانه در سطح استان خواهیم بود و به شهروندان توصیه میشود نسبت به مدیریت بهینه مصرف حاملهای انرژی اقدام کنند.»
@seymareweekly
واکنش شهرداری کوهدشت به اتهامات کامران تیموری: اجاره مسکن برای شهردار، قانونی است

روابط عمومی شهرداری کوهدشت در واکنش به اتهامات مطرحشده توسط کامران تیموری، عضو شورای اسلامی این شهر، با انتشار جوابیهای ضمن تشریح قانونی بودن پرداخت حق مسکن به شهرداران، حق شکایت از این عضو شورا و پایگاههای خبری مرتبط را برای خود محفوظ دانست.
به گزارش آوای سیمره، در پی اظهارات اخیر کامران تیموری در فضای مجازی مبنی بر برداشت غیرقانونی ۲۰۰ میلیون تومانی شهردار از عوارض شهری برای رهن منزل شخصی، این نهاد با انتشار توضیحاتی، اقدامات خود را کاملاً منطبق بر قوانین جاری کشور دانست.
در متن جوابیه روابط عمومی شهرداری کوهدشت آمدهاست:
«بر اساس ماده ۳ آییننامه حقوق و مزایای شهرداران، حق مسکن برای شهرداران پیشبینی شده است و شهرداریها در صورت نداشتن منزل مسکونی سازمانی، موظف به تهیه مسکن به صورت استیجاری برای شهرداران هستند و این امر کاملاً قانونی است. شهردار فعلی فاقد منزل مسکونی میباشد و این موضوع برای دستگاههای نظارتی به سهولت قابل اثبات است.»
این جوابیه در ادامه به سابقه خود آقای تیموری اشاره کرده و میافزاید: «حتی در سنوات پیشین، شهردارانی که فاقد منزل مسکونی بودهاند، توسط شهرداری کوهدشت محلی برای آنان رهن و اجاره شده است. آقای کامران تیموری، شهردار اسبق و عضو فعلی شورای اسلامی شهر، علیرغم داشتن منزل مسکونی شخصی، طبق تبصره همین ماده، ۱۰ درصد از مزایای مندرج برایشان کسر نگردیده است!»
انگیزههای پشت اتهامزنی
شهرداری کوهدشت در تشریح دلایل این اتهامزنی اعلام کرد: «عضو شورای اسلامی شهر به دلیل لغو قرارداد شهرداری با رستوران متعلق به وی، همچنین مطالبه عوارضات ساختمان این عضو شورا در کمیسیون ماده ۷۷ که در مرحله اجرا قرار دارد، اقدام به انتشار کلیپهایی با جنبه انتقامی کرده و به بهانه منافع شهروندان، سعی در تشویش اذهان عمومی دارد.»
در پایان این جوابیه تأکید شده است: «شهرداری کوهدشت حق طرح شکایت علیه عضو شورا و پایگاه خبری که بدون بررسی و تحقیق در خصوص صحت موضوع آن را منتشر کرده، برای خود محفوظ میدارد.»
تیموری بازداشت شد
گفتنی است کامران تیموری، عضو شورای شهر کوهدشت، دیروز با اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی بازداشت شده است. این اتهامات در ارتباط با انتشار کلیپهای تبلیغاتی علیه شهردار کوهدشت بوده است.
شهرداری کوهدشت با انتشار این جوابیه، ضمن رد اتهامات وارده، بر قانونی بودن اقدامات خود پای فشرده و از دستگاههای نظارتی خواسته است جهت تنویر افکار عمومی به این موضوع رسیدگی کرده و نتیجه را به اطلاع عموم مردم برسانند.
@seymareweekly
رییس سازمان جهاد کشاورزی لرستان:
تغییر اقلیم هشدار نیست، واقعیت امروزِ کشاورزی است / الگوی کشت جدید راه نجات کشاورزی لرستان
رییس سازمان جهاد کشاورزی لرستان، عصر امروز (چهارشنبه 21 آبان ماه) در آیین تجلیل از خبرنگاران لرستانی برگزیدهی جشنواره «هگمتانه»، سخنانی ایراد کرد که فراتر از یک گفتار تشریفاتی، بهمثابه بیانیهای درباره آیندهی کشاورزی استان و نسبت آن با رسانهها بود؛ سخنانی که در آن، «تحول اقلیمی» با «تحول ارتباطی» درهمآمیخته و مسئولیت مشترک دولت، مردم و مطبوعات را یادآور شد.
رسانه؛ همیار آگاهی، نه تریبون اغراق
نامدار صیادی، با بیان اینکه بخش کشاورزی مردمیترین عرصه اقتصاد استان است، گفت: «بیش از ۹۰ درصد فعالیتهای این بخش را مردم انجام میدهند؛ کشاورزان، دامداران، زنبورداران و آبزیپروران. ما در کنارشان هستیم تا آموزش دهیم، تسهیلات فراهم کنیم و زیرساختهای لازم برای حفظ آب و خاک را آماده کنیم. اما توسعه تنها زمانی رخ میدهد که کار تخصصی شود و میان ما و رسانهها فهم مشترک شکل بگیرد.»
وی با اشاره به نقش رسانهها در اصلاح مسیر تصمیمسازی، افزود: «من روز معارفه خود اعلام کردم که کار رسانه نقد است و از نقد منصفانه استقبال میکنم، چون نقد منصفانه موجب اصلاح مسیر میشود.»
رییس سازمان جهاد کشاورزی لرستان ادامه داد:« وقتی زاویه میگیریم، این نقد است که ما را به مسیر اصلی بازمیگرداند. اما نقد مغرضانه تنها انرژی را میسوزاند؛ در برابر آن باید صبور بود و برای منتقد دعا کرد.»
صیادی تأکید کرد:« رسانه باید در کنار نقد، انعکاسدهندهی موفقیتها نیز باشد: «وقتی کار مثبتی انعکاس یافت، همکاران دلگرم میشوند. همانگونه که نقد سازنده اصلاح میکند، بازتاب درستِ موفقیت نیز انگیزهی ادامه مسیر است.»
متولی غذا هستم، نه آب
صیادی در بخش دیگری از سخنان خود به یکی از مهمترین سوءتفاهمهای جاری در حوزه منابع طبیعی و کشاورزی پرداخت و گفت: «باید تفاوت میان متولی آب و متولی غذا را بشناسیم. کار من تأمین امنیت غذای مردم است، نه مدیریت منابع آب.»
رییس سازمان جهاد کشاورزی لرستان افزود:« اگر کشاورزی بدون مجوز از آبهای زیرزمینی استفاده میکند، وظیفهی دستگاه متولی آب است که با حکم دادستانی اقدام کند. من موظفم تخلف را گزارش کنم، نه پلمب پمپ آب را.»
وی با بیان اینکه گفتوگوی میان دستگاهها ضروری است، اگر نشست و ارتباط نباشد، فهم مشترک نیز شکل نمیگیرد، تصریح کرد: « از روابط عمومی و خبرنگاران انتظار دارم پلی ارتباطی میان بخشهای تخصصی جهاد کشاورزی و جامعه رسانهای استان باشند. حتا پیشنهاد میدهم شورای مشورتی خبرنگاران تخصصی کشاورزی تشکیل شود تا نقد و نظر کارشناسان رسانهای، پیش از اجرا در طرحها لحاظ گردد.»
الگوی کشت؛ اجتنابناپذیری در برابر اقلیمِ دگرگونشده
صیادی با اشاره به کاهش چشمگیر بارندگیها و تغییر الگوی بارش در لرستان گفت: «اکنون تغییر اقلیم دیگر هشدار نیست، واقعیت است. هنوز در میانه پاییز، بارندگی مؤثری نداشتهایم. باید بپذیریم که دوران روشهای سنتی کشت گذشته است. اجرای الگوی کشت جدید دیگر انتخاب نیست؛ اجتنابناپذیر است.»
وی پرسشهای محوری این الگو را چنین برشمرد: «چه بکاریم، کجا بکاریم، چه میزان و در چه زمانی؟ این چهار پرسش اساس سیاست جدید در کشاورزی است. پاسخ به آنها تنها با وفاق همهجانبه ممکن است: استاندار، فرمانداران، بخشداران، دهیاران، دادستانی و خود مردم باید همسو عمل کنند. الگوی کشت اگر در همه استانها همزمان اجرا شود، توازن بازار و پایداری منابع آب تضمین میشود.»
صیادی از نمونههایی همچون تبدیل اراضی دیم به آبی و کشت بدون مجوز یاد کرد و افزود: «در بسیاری مناطق، باغها یا مزارع غیربافر بهصورت غیرمجاز از آب زیرزمینی بهره میبرند. این پدیده نه فقط تخلف، بلکه تهدید امنیت زیستی استان است و رسیدگی به آن همکاری جدی همه دستگاهها را میطلبد.»
وی در اشاره به تحول مثبتی در شهرستان دلفان گفت: «ده سال پیش صد درصد سیبزمینیکاران این شهرستان غیربومی بودند، اما امروز نود درصد بومیاند. این یعنی دانش کشاورزی انتقال یافته است. اتفاقاً هیچ قانونی کشاورز را از اجاره زمینش منع نکرده؛ مهم آن است که بهرهبردار بومی شود و دانش فنی در داخل استان بماند.»
رییس جهاد کشاورزی لرستان تاکید کرد :«امروز باید بپذیریم که از نظر تامین منابع چالش داریم بهطوریکه تسهیلات ابلاغی به هیچ وجه پاسخگوی نیاز حداقلی بخش نیست اما در این شرایط به جای یاس و ناامیدی سعی کنیم امیدافرینی کنیم. چراکه با همت مردم و تلاش دولت مردان از این شرایط سخت عبور خواهیم کرد.»
@seymareweekly
ادامه و متن کامل این خبر را در تارنمای آوای سیمره بخوانید 👇👇👇
https://avayeseymare.ir/?p=31177
رانت زیر نور خورشید

سیاست توسعه نیروگاههای خورشیدی قرار بود نماد عقلانیت و آیندهنگری دولت باشد، اما در عمل به یکی از مصادیق آشکار رانت تبدیل شد.
مجوز احداث نیروگاه، بهجای آنکه ابزار تولید باشد، به امتیازی کمیاب و قابل خریدوفروش بدل شد. ریشه مشکل در صدور سلیقهای مجوز، نبود شفافیت اطلاعات، و اعطای بیضابطه زمین و قراردادهای خرید تضمینی است. در حالیکه در بسیاری کشورها، ظرفیت تولید از طریق حراج رقابتی و با افشای کامل دادهها واگذار میشود، در ایران مجوزها میان حلقهای محدود توزیع شد. دولت اگر همان چهار اصل ساده را رعایت میکرد — رقابت، شفافیت، تعهد مالی و افشای مالکیت — این سیاست میتوانست به نمونهای از سلامت نهادی بدل شود، نه به بازاری برای امتیازفروشی. هنوز هم دیر نیست، اما اصلاح، شجاعت میخواهد؛ شجاعت کنار گذاشتن امتیازدهی و جایگزینی آن با قواعد شفاف، رقابتی و قابل راستیآزمایی.
@seymareweekly
نویسنده : دکتر حسین سلاحورزی | سرچشمه : آوای سیمره
✅احضار شرم
✍️دکتر فرزاد حاتمزاده- حقوقدان
«یگانه شرم، فقدان آن است.»/ پاسکال، تاملات
اشاره: شرم، احساسی عصیانگر و رهاییبخش است که متضمن اصالت، خودانگیختگی، مسئولیتپذیری، نقد و اصلاح خویش است. به محاق رفتن این احساس شریف، زنگ خطری برای حیات اخلاقی بشر است؛ چراکه در اهمیت شرم همین بس که آن را فرقِ فارقِ انسان و حیوان دانستهاند. در نظامهای اخلاقی گوناگون، قرائتهای متفاوتی از شرم وجود دارد. گاه این احساس والا، به احساس گناه، گاه به احساس خجلت(شرمساری) و گاهی هم به احساس تقصیر تقلیل یافته است. برای جلوگیری از کمرنگ شدن و حفظ طراوت و پویایی آن در جامعهی ایرانی، احضار و بازآفرینی شرم در افق امروزی ضرورتی اجتنابناپذیر است. در این نوشتار اجمالاً، شرم را در اندیشهی مصلحان اجتماعی، متون دینی و اسطورهای، سنت ادبی فارسی و دیدگاه اندیشمندان معاصر ایران مورد واکاوی قرار میدهیم.
شرم نزد مصلحان اجتماعی
مصلحان فرهنگ بشری همواره در دوران عسرت اخلاقی، شرم را به حضور طلبیدهاند و بر بازآفرینی و تقویت آن تأکید کردهاند.
شکسپیر در پردهی سوم هاملت، هنگامی که شاهزاده از راز قتل پدر و ازدواج مادرش با قاتل آگاه میشود، از زبان او میگوید:
«هان، ای شرم! سرخیت پیدا نیست!»
پاسکال در «تأملات» مینویسد:«یگانه شرم، فقدان آن است.»
مارک تواین در «تعقیب استوا» مینویسد: «انسان تنها حیوانی است که سرخ میشود، و به این سرخ شدن نیاز دارد.»
سقراط نیز که بزرگترین جلوهی شرم در عهد باستان بود، سبب محکومیت خود را ناتوانی از سخن گفتن نمیدانست، بلکه میگفت:«من از بیشرمی ناتوان بودم و نمیتوانستم سخنانی بر زبان آورم که در خور شأن خود نمیشمردم.»
سقراط ناتوان از بیشرمی و به همین دلیل بسیار دلیر و توانمند است. او پیامآور آزادی اخلاقی است و فضیلت سقراطی، سبب خودبسندگی شخصیت اخلاقی میشود. شعارهای او چون «خود را بشناس»، «زندگی نیازموده ارزش زیستن ندارد»، و آگاهی به نادانی خویش، همه ارتباط وثیقی با مفهوم شرم به معنای «تجربهی نقص» دارند. در پی این تأملات و تردیدها در خویشتن است که تجربهی نقص و سپس خشم به خود و نقد خویش، و در نهایت، تجربهی شرم حاصل میشود.
از نظر سقراط، «شرم» و «خرد» دو عامل توانمندساز انساناند تا زمام نفس را در اختیار گیرد. به باور او، بدون پایبندی به شرم، نه فردی میتواند کاری بزرگ انجام دهد و نه جامعهای. این شاید آگاهانهترین دریافت از نقش فضیلت حس شرم است.
حضرت علی(ع) در مواجهه با کسانی که سیاست معاویه را ترجیح میدادند، فرمود:«اگر شرم نبود، از همهی آحاد عرب زیرکتر بودم.»
و قرآن کریم در سورهی مائده، آیهی هشتم میفرماید: «اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى»- عدالت بورزید، که آن به تقوا (شرم) نزدیکتر است.
@seymareweekly
متن کامل این مقاله را در تارنمای آوای سیمره بخوانید 👇👇👇
https://avayeseymare.ir/?p=31134
✅سیمرهی ۷۹۹ جاری شد…
هفتصدونودونهمین شمارهی هفتهنامهی منطقهای سیمره، روز دوشنبه 19 آبانماه (1404) به صاحبامتیازی سودابه آزادگان و مدیرمسئولی کیانوش رستمی، چاپ شد و روی پیشخوان دکههای مطبوعاتی قرار گرفت.
به گزارش آوای سیمره، این شماره در بردارندهی مطالب و مقالات متنوعی است از جمله:
*تیتریک:
–زاگرس در تب خشکسالی
*سرمقاله:
-جشنوارههاي رسانهاي گردهمايي فرهنگ يا فرصتهاي از دست رفته؟ / دکتر کیانوش رستمی
*یادداشتها:
-چرا اعدام مفسدان اقتصادي، فساد را ريشهکن نميکند؟ / کرمرضا تاج مهر
-مشکلات اجتماعي پيچيده، ريشههاي عميق / قتلي که ايران را تکان داد!/ عباس دارایی
-درخت گمشدهي انسان/ احمد لطفی
-خيابان شاپور در تهران بد بود، مجسمه او خوب است!/ از کي يهو ناسيوناليست شدند؟/ مهرداد خدیر
*مقاله:
-از تشويش جهان تا غم نان؛ بابک لطيفي؛ شاعر، نمايشنامهنويس و کارگردان(بخش چهارم) / محمدکاظم علیپور
*شعر پارسی:
دکتر نصرتالله مسعودی
* طنز سیمره:
– کارتون سیمره/ یاسر دلفان
*لرستانپژوهی:
-مستندنگاري ماجراهاي من و سياست/فصل سوم/ بخش۹/ علی گودرزیان
*گفتوگو:
–گفتوگوي سيمره با شهرزاد پهلوان، مؤلف مجموعه ۱۰ جلدي «لغتنامهي فارسي، لري و لکي» /۱۵سال تلاش انفرادي براي حفظ ميراث زباني لرستان
*گزارش:
-حضور خروشان سيمره در هگمتانه/ لرستان در جشنوارهي مطبوعات غرب کشور درخشيد
*اخبار:
-۱۱۴پايگاه سوادآموزي در مدارس لرستان فعال شد
-۱۴ هزار پرونده در دادگاه صلح خرمآباد مختومه شد
-دومين عضو شوراي شهر دورود دستگير شد
-کاوشهاي باستانشناسي تپهي فلکالافلاک/گام تازه لرستان در مسير گسترش پروندهي ثبت جهاني درهي خرمآباد
– و
@seymareweekly
https://avayeseymare.ir/?p=31113
✅شکنندگی جامعه در ورای تابآوری ظاهری
با فعالسازی مکانیسم ماشه و اعمال مجدد تحریمهای سختگیرانه، جامعهی ایران بار دیگر در معرض فشاری چندوجهی قرار گرفته که تأثیرات آن را باید در دو سطح تحلیل کرد: عینی و روانی.
تأثیر عینی، به انسداد واقعی شریانهای ارتباطی اقتصاد و جامعهی ایران با جهان اشاره دارد؛ اما تأثیر روانی، که اغلب از سوی مقامات نادیده گرفته شده و به «جنگ روانی دشمن» تقلیل مییابد، به مراتب پیچیدهتر و مخربتر است. این بُعد، فضایی از عدم قطعیت و ناامنی مزمن ایجاد میکند که جامعه را به سمت استراتژیهای بقا سوق میدهد. شاید بتوان موانع عینی را با سیاستهایی موقتاً مدیریت کرد، اما بازسازی اعتماد و امید اجتماعی که در این فرآیند فرسایش مییابد، پروژهای بلندمدت و شاید ناممکن باشد.
در این میان، دو روایت در برابر هم صفآرایی کردهاند: روایت خوشبینانهی «تابآوری» که بر امکان دور زدن تحریمها و بیاثر بودن آنها تأکید دارد، و روایت واقعگرایانهای که معتقد است این فشارها به فقیرسازی سیستماتیک جامعه منجر شده است. ولی آنچه در واقعیت رخ میدهد، نه تابآوری به معنای حفظ کیفیت زندگی، بلکه نوعی «سازگاری نزولی» است؛ تطبیقی که به بهای نحیف شدن ساختار اجتماعی و کاهش مستمر سطح زندگی حاصل میشود. این سازگاری ظاهری، در واقع نمایانگر آرامشِ یک جامعهی در حال شکنندگی است.
این فرایند فرسایش، پیامدهای انضمامی و ملموسی دارد که در لایههای مختلف جامعه قابل ردیابی است:
۱- ظهور «اقتصاد بقا»: تجربهی طولانیمدت تحریمها، ضمن ایجاد نوعی «عادتوارگی به بحران»، جامعه را به سمت یک اقتصاد بقا (Survival Economy) سوق داده است. در این الگو، نه فقط درآمد مردم بهخاطر بیکاری و رکود کمتر شده بلکه هزینههای حیاتی برای توسعهی انسانی – مانند درمان، آموزش، بهداشت روان و فراغت – از سبد خانوار حذف شده و تمام منابع صرفاً معطوف به تأمین نیازهای اولیه برای زندهماندن میشود. این امر به معنای تقلیل افق زندگی و زوال تدریجی کیفیت زیست انسانی است.
۲- بازآرایی طبقاتی و تشدید شکنندگی: فشار تحریمها به صورت یکسان توزیع نمیشود. در حالی که اقشار مرفه و گروههای متصل به رانتهای حکومتی از این فضا برای تحکیم موقعیت خود بهره میبرند، ساختار طبقاتی جامعه در حال دگرگونی است:
* فروپاشی لایههای فرودست: اقشاری که پیش از این نیز در مرز فقر زندگی میکردند، اکنون در معرض فروپاشی کامل و «نامرئیسازی اجتماعی» قرار دارند. آنها در زیر بار فشارهای اقتصادی له شده و به گروهی خاموش و فاقد هرگونه صدایی برای ابراز رنج خود تبدیل میشوند.
* فرسایش طبقهی متوسط: این طبقه، که ستون فقرات ثبات و توسعهی هر جامعهای است، با بیشترین ریسک آسیبپذیری مواجه است. پدیدهی نگرانکنندهی «فقرای شاغل» – افرادی از طبقهی متوسط که بهرغم اشتغال و تحصیلات، قادر به تأمین یک زندگی آبرومندانه نیستند – هشداری جدی مبنی بر این است که تحریمها در حال تخریب موتور محرک جامعه هستند.
*مهاجرت طبقات بالا: در واکنش به ناامیدی فزاینده از بهبود اوضاع، میل به مهاجرت در میان طبقات بالا که از سرمایهی انسانی، اجتماعی یا اقتصادی بیشتری برخوردارند، به شدت افزایش یافته است. این «فرار مغزها و سرمایهها» جامعه را از پویاترین و مولدترین نیروهای خود تهی میکند و توانایی آن برای بازسازی در آینده را به شدت به مخاطره میاندازد.
شکنندگی ساختاری در ورای سازگاری ظاهری
برخلاف تصور خوشبینانهای که بر سازگاری جامعه تأکید دارد، اثرات عینی و روانی تحریمها در حال فرسایش خاموش اما پیوستهی روان و ساختار جامعه ایران است. اگرچه شاخصهای اقتصادی بهسرعت این بحران را فریاد میزنند، اما تأثیرات خطرناکتر در متغیرهای اجتماعیِ کُند-تغییر مانند کاهش سرمایه اجتماعی (اعتماد عمومی و همبستگی)، رشد آسیبهای درونخانوادگی و افول استانداردهای رفاهی پنهان شده است.
بنابراین این متغیرها در حال نزدیک شدن به آستانهی شکنندگی خود هستند. خطر این است که با عبور از این آستانه، جامعه با ریسک یک فروپاشی ساختاری مواجه نماید. حتا اگر جامعه به صورت ظاهری از هم نپاشد، زخمهای عمیقی که بر پیکر لایههای آسیبپذیر و طبقهی متوسط وارد آمده، به سادگی قابل جبران نخواهد بود.
از این رو، وظیفهی تحلیلگران و دلسوزان، نگریستن به ورای این تابآوری ظاهری و هشدار دادن نسبت به شکنندگی فزایندهی جامعه است؛ پیش از آنکه برای هرگونه مداخلهی معنادار دیر شود.
@seymareweekly
نویسنده: دکترمجتبا ترکارانی-جامعهشناس | سرچشمه : سیمرهی شمارهی 794 (17 مهر 404)
بازیگر سینما به اتهام تجاوز بازداشت شد

قوه قضاییه اعلام کرد: در پی شکایت شاکی خصوصی، یک بازیگر سینما با احضار به مرجع قضایی و تفهیم اتهام بازداشت شد.
خبرگزاری مهر به نقل از قوه قضاییه نوشت: چندی پیش خانمی با مراجعه به مرجع قضایی از یک بازیگر سینما به اتهام تجاوز به عنف شکایت کرد.
در پی شکایت شاکی خصوصی و بررسیهای تخصصی و علمی انجام شده این بازیگر مشهور سینما با احضار به مرجع قضائی تفهیم اتهام و بازداشت شد.
همچنین مهدی کشتدار، مدیرعامل خبرگزاری میزان خبر بازداشت یک بازیگر مشهور سینما به اتهام تجاوز را تأیید کرد
@seymareweekly
ما لُعْبَتِکانیم و فلک لُعبَتباز

مستند «لعبتباز» ساختهی پوریا نوری، دریچهایست گشوده به دنیای فراموششدهای از نمایشهای سنتی ایران؛ دنیایی که در آن، خیمهشببازی نهتنها یک سرگرمی، بلکه آیینی دیرپا و حامل بار فرهنگی یک ملت است.
فیلم با نگاهی شاعرانه و انسانی، تلاش دارد پیوند میان نسلها و انتقال این هنر کهن را به تصویر بکشد؛ تلاشی صادقانه که در بسیاری از لحظات، موفق و دلنشین است. رباعی خیام «ما لُعبتکانیم و فلک لُعبتباز» تصویری از انسانِ بیاختیار در برابر سرنوشت ترسیم میکند. اما مستند «لعبتباز» با نگاهی دیگر، از عروسکهایی میگوید که زبان نقد و آگاهیاند؛ نه بازیچه، که بازیگردانان نقد اجتماعی در دل یک آیین فرهنگی فراموششده.
در این اثر، با «سیاوش ستاری» آشنا میشویم؛ هنرمندی که زندگیاش را وقف خیمهشببازی کرده و اکنون دخترش، برخلاف کلیشههای رایج جنسیتی، چراغ این هنر را در دست گرفته و مسیر پدر را ادامه میدهد. این روایت از صِرف یک معرفی فراتر میرود و به بیانی احساسی از اهمیت حفظ و انتقال میراث فرهنگی بدل میشود. قابهای دوربین که همراه با عروسک «مبارک» حرکت میکنند، ترکیبی از زیبایی بصری و حس نوستالژی را به مخاطب منتقل میکنند. در اینجا، مهارت تصویربرداری و تدوین فیلم بهخوبی در خدمت روح اثر قرار گرفتهاند.
در دل خیمهشببازی، عروسک «مبارک» نه صرفاً یک شخصیت خندان و طناز، بلکه در اصل منتقدی هوشمند و زباندار است؛ صدای مردم، آیینهی دردها و ترفندهای نهفتهی روزگار. طنز او، نقاب خندهایست بر چهرهی حقیقت، تا در لایههای نمایش، تلنگری باشد به آگاهی جمعی. جامعهای که نقد را برنمیتابد، در برابر فساد، سکوت میکند و در برابر فراموشی، بیدفاع میماند. «مبارک» یادآور آن است که نقد، بخشی از حیات فرهنگی ماست؛ ابزاری برای بیداری، نه تخریب.
با این حال، «لعبتباز» در رسیدن به عمقی تحلیلیتر، چندان موفق نیست. مستند بیش از آنکه درگیر تحلیل ساختاری یا اجتماعی این هنر باشد، در فضای شخصی و احساسی باقی میماند. جای خالی پرداختن به چالشهای عینی این هنر نظیر نبود حمایت نهادی، کمرنگ شدن نقش آن در نظام آموزشی، یا تقابل آن با رسانههای جدید بهشدت احساس میشود. مستند میتوانست با نگاهی پژوهشمحورتر، این مسائل را برجستهتر کند تا تأثیرگذاری آن فراتر از سطحی احساسی باشد.
همچنین، زبان روایت در برخی صحنهها بیش از اندازه رمانتیک میشود و در عوض، از دقت تحلیلی میکاهد. هرچند این لحن برای بسیاری از مخاطبان عمومی دلنشین است، اما ممکن است ذهن مخاطب حرفهایتر یا علاقهمند به مستندهای ژرفتر را اقناع نکند. برای نمونه، مستند میتوانست از نظرات صاحبنظران حوزه تئاتر سنتی یا تاریخ شفاهی هنرمندان قدیمی بهره گیرد تا پشتوانهی فکری روایت قویتر شود. با این وجود، نمیتوان از تأثیرگذاری حسی برخی لحظات فیلم چشم پوشید. استفادهی مؤثر از موسیقی سنتی، سکوتهای بهجا، و قاببندیهایی که در ذهن باقی میمانند، به «لعبتباز» هویتی تصویری میبخشند که قابل تحسین است.
به قلم بهرام بیضایی، «نمایشهای سنتی ایران، چون تعزیه و خیمهشببازی، همواره چیزی فراتر از سرگرمی صرف بودهاند؛ آیینهایی زنده، برخاسته از حافظهی جمعی و باورهای تاریخی مردم این سرزمین» (از کتاب نمایش در ایران). این نگاه، گواه آن است که چنین نمایشهایی را باید نه صرفاً به عنوان هنر، که به مثابه سندی زنده از فرهنگ و هویت ملی نگریست؛ پلی میان دیروز و امروز که نیازمند پاسداشت و بازخوانیاند.
در نهایت، «لعبتباز» اثریست شریف و ارزشمند؛ گامی نخست در مسیر احیای یک هنر رو به فراموشی. این مستند، با همهی کاستیهایش، تلنگریست به ما برای بازاندیشی در باب هنرهای نمایشی سنتی. اما اگر قرار است این دعوت، تأثیری ماندگار بگذارد، نیازمند زبانی تحلیلیتر، پژوهشی دقیقتر و روایتی چندصداییتر است. فراموش نکنیم که خیمهشببازی تنها گوشهای از هنر ایرانی نیست؛ بلکه بخشی زنده از حافظهی تاریخی، فرهنگی و اجتماعی ماست. اگر امروز به حمایت، ثبت و آموزش این میراث نپردازیم، فردا شاید تنها عروسکهایی خاموش از آن باقی بمانند.
@seymareweekly
نویسنده : محسن تیزهوش | سرچشمه : سیمرهی شمارهی 794 (17 مهر 404)
ناخدا خورشید

ناصر تقوایی (۱۳۲۰- ۱۴۰۴) هم از این دنیا رفت. به قول ابراهیم گلستان، همه میمیرند، اما مرگ بعضیها فرق دارد.
بعضی مرگها تراژیکاند. تراژدی آن است که تقوایی باید همان روزی از دنیا برود که مهرجویی رفت؛ یکی با دشنهای در قلب و جسمی کاردآجین و دیگری با بغضی در گلو و زخمی برجان نشسته از سالها خاموشی و بیمهری، و انزوا. مرگ این دو، نهفقط فقدان دو کارگردان خطشکن و جریانساز، که نماد زوال هنر مستقل و آزاد است.
ناخداخورشید سینمای ایران، بادبانها را برافراشت و در ساحلهای مهآلود دریاهای عمیق پهلو گرفت. خالق «داییجان ناپلئون» که از ورای پنج دهه همچنان درخشانترین مجموعه تاریخ تلویزیون در ایران است، با چشمانی که حقیقت را میدید و دوربینی که آن را روایت میکرد، چشم از جهان فروبست. او با تعهدی سترگ به انسان و جامعه، وفاداری به هنر گسیخته از ایدئولوژی و سرسپرده به آرمانهای انسانی، سینمای اجتماعی را بر قلهای تازه نشاند و عنصر ثابت فیلمهایش، نقد وضعیت موجود از راه نقد مناسبات و ساختارها و هنجارهای حاکم بود.
مرگ تقوایی، مرگ یک سینماگر مؤلف بود؛ کارگردانی صاحبسبک که نه در زندان سانسور، بلکه در سکوتی پرشکوه زیست. هنرمندی که تن به ابتذال نداد، بلکه در برابر فرومایگی ایستاد، و با دست شستن از آفرینش، راهی دیگر را نشان دادند. دریغ از تقوایی و فیلمهایش؛ دریغ از آن سینمای مشعشع با دیالوگهای ناب و سکانسهای ماندگار و سوژههای باورپذیر و روایتهای جاندار؛ دریغا ایران که در فراق فرزندان بَرومند خود هَماره سوگوار است.
مرضیه وفامهر، همسر و همکار تقوایی، در بزرگداشت خاطره وی نوشته است:
«او عاشق گیاهان بود، به یادش درخت بکاریم؛
او عاشق نور بود، شمع خویش را بیافروزیم؛
او عاشق جامهی سپید بود، به یادش سپید بپوشیم؛
او عاشق ادبیات بود، به یادش بخوانیم؛
او عاشق سینما بود، به یادش تماشا کنیم.»
یادش گم مباد!
نویسنده : سلمان احمدوند | سرچشمه : سیمرهی شمارهی 795 (23 مهر 1404)
@seymareweekly