7217
The Official Telegram Channel Of SeyyedAli Salehi https://Instagram.Com/Seyyedalisalehi_official باشد که تا هست، هول نباشد،هراس نباشد، تنها عشق، آدمی، آزادی، امید، و باز هم امید...! نثار شما و برای شما مردم شریف همین روزگار. سیدعلی صالحی
شعر تازهای از سیدعلی صالحی
در دو فاصله
آدمی باید دیوانه باشد
این دقیقهی سرمست را
با دلآشوبهی به درد اندر
اشتباه بگیرد.
دنیا تا دنیاست،
دنیا
دو چیزِ ساده
بیشتر نبوده است:
آغوشِ تو
یا تلوتلو در تنهایی،
آن هم به کوچهی تاریک.
هی دردت به جانِ شاعرانِ جهان
من تا ابد
شکستهی منتظرترینِ توام.
زحمت بکش
به دوستانمان بگو
شما هم یکبار با دریا
دیدار کنید.
خواهید دید
شکستههای آخرین کشتی را
چه کسی از آب خواهد گرفت:
تایتانیک در تاریکی،
یا دِنا
در خاورانِ دور...؟!
https://T.me/SeyyedAliSalehi
برای علی باباچاهی
یاعلی... چرا مُردی، کارت داشتیم!
او که برای ما و در دورانِ مابه گل سرخ وظیفه میداد، تا ناموسِ کلمه، صاحبِ حضور شود: مرحبا علی! چه در قید و چه در عین... سر آوردهی واژهها بودی. آنقدر در عینِ و قیدِ حیات عاشقانه، عمیق زیست که خندیدن برایش آسان مینمود: رازی که علیهِ افسردگی به کرانهی کلمات میرسد، به شعر میرسد و به شعر ناب میرسد. او آمدهی عصر سوگ بود.
پرده به پردهی هر زمان، او جایی ایستاده بود که زمان، مردم، و تاریخ به ملتقایِ قیامِ مستمر میرسند و همواره میشوند.
و او آنقدر علی باباچاهی بود که " علی باباچاهی" شد. پیرسالِ جوانجو. تنها بیهودگی هراسانش میکرد. گندمگونِ دانایی، خودش دست خودش را گرفت تا به این مقام بیملال رسید. سخت است از شهرستان بیایی و گرگهای پیدا و ناپیدا پاره پارهات نکنند. چنین شاعرانی، حتی یکی تا پیراهن از خود ندارد که گرگ زدهگان را شادمان کند. و سختتر اینکه عمری با گرگ نرد ببازی و خود گرگ نشوی! لغزان بر لبهی تیغ خلاقیت ایستادن، هزینهها باید مهیا کرد. علی نیازی به امر اثبات نداشت تا آنجا که این فعل فراری به شاعرما محتاج افتاد.
مبارزهی بی امانِ یک شاعر از حاشیه آمده بسیار دشوارتر از رسیدن به عظمتِ "امضا" است. هشتاد و سه سال صاحبِ سایه بود. هشتاد و سه سالِ پرثمر نوش جانت علی، جنوبی همیشه مضطربِ ما. بعد از طی مراحل اداری، انجا زیرِ درخت توبا چشم به راهِ توست. همان عزیزِ ما هوشنگ چالنگی، سفارش کن حوریانِ زرینهی مرمر پوش را بیدلیل رد نکن تا من بیایم. آدرسِ بامداد یادتان نرود. آنجا از بگیر و ببند و گشت و لباس شخصیها خبری نیست.
یاعلی... چرا ندارد! همه میمیرند: در عیش ماندن و با عشق رفتن. این تازه آغازِ رازِ "آزادی بیان" است.!
شعر تازهای از سیدعلی صالحی
همراهِ بیهقی
اگرچه تشنه و تنها
باز به خاموشیِ خانه بازگشتهایم،
اما خیابانها را یکییکی
نامِ دوبارهای دادهایم،
به تا اَبَد...!
اگرچه تشنه،
اگرچه تنها،
باز بارانزاد و غرقِ خون
به خانههای خود بازگشتهایم،
گریبان دریده و بیگفت.
باز هم خیالی نیست،
زمان
بر ما
بسیار گذشته است که زخم
تنها زخم
زیورِ زندهگانی بوده است هنوز
به تا هنوز...!
https://T.me/SeyyedAliSalehi
#خبر
عاشق شدن در دیماه
مردن به وقت شهریور
دفتر شعری در مجموعه آثار سیدعلی صالحی توسط انتشارات نگاه به چاپ دهم رسید.
قبلتر این دفتر در سال ۱۳۶۹ توسط انتشارات خنیا چاپ و منتشر شده بود.
شعر تازهای از سیدعلی صالحی
ویرگول
دوباره، سعی کن!
دوباره سعی کن!
هنوز هزار و یکی امکان هست؛
حتی به ذهنِ جن هم نمیرسد.
دوباره...دوباره!
نا امیدی را فراموش نکن،
در این سرزمین
ستمگران حتی
چشم به راهِ همین امکانِ ناممکناند:
آزادی... آه ای آزادی...!
https://T.me/SeyyedAliSalehi
در زمهریرِ ظلمتی از این دست
به من بگو
برای کدامِ شما
شیون کنم!؟
در شیونِ بیپایان این روزگار
به من بگو
بر این مردمِ خسته چه رفتهاست
که هزار پیراهنِ سیاه
کهنه کردهاند و هنوز
اندوهگزارِ بیفرصت عزا از پیِ عزا...!
سیدعلی صالحی
https://T.me/SeyyedAliSalehi
دکتر جواد مجابی در مراسم رونمایی (طربنامه کائنات):
سیدعلی صالحی شان شعر فارسی است.
#خبر
رونمایی مجموعه شش جلدی شعرهای تازه سیدعلی صالحی
روز جمعه مورخ ۱۲ دیماه
ساعت ۱۶
کافه کتاب انتشارات بدرقه جاویدان
آدرس: خیابان ولیعصر نبش خیابان فاطمی
باد بوی برگريزانِ عجيبی آورده است
ديگر هيچ مرغی بر شاخهسارِ صنوبر پير
نغمهی مغمومی حتی نخواهد خواند،
من که نمیدانم چرا!
شما هيچ به دردِ برهنهی دريا دقت کردهايد؟
نه، راه دريا دور و
ديگر کسی هم در پسِ پنجرههای قديمی نيست،
تنها در دورْدستِ جادهای مهآلود
صدای پَرپَرِ نابهنگام پرندگانی از خوابِ خار میآيد.
برگريزانِ عجيبِ صنوبر و ماه،
مسافری خسته از نشانیِ دريا،
و باريکهْراهی دور
که در پيچِ شبنمِ شبْخورده از جاده جدا میشود
میرود تا پُشتِ قريهی نور و پونه و نی ...
ما با همان مسافرِ خسته رفتيم و باز
با همان مسافرِ خسته به خانه برمیگرديم.
میبينی!؟
رسيديم ریرا، رسيديم ...!
جوانهی تُردی که آن سالها
بر ساقهی اين اقاقيا روييده بود،
حالا سرشاخهی بلندیست
که به خواستگاری آسمان میرود،
رفته است
رفته تا وقتِ بختِ نور قد کشيده است
اما چرا باد
بوی غربتِ برگريزانیِ عجيب آورده است،
من نمیدانم!
سیدعلی صالحی
سفربخیر مسافر غمگین پاییز پنجاه و هشت
انتشارات محیط/ ۱۳۷۶
https://T.me/SeyyedAliSalehi
تازهترین تابلوی سیدعلی صالحی
میان راه...دیالوگها را باد برد که برد...!
شب، سیمکارت،
اختلال،
و صبر کن... دارد روز میشود.
با خورشید حرف نزنید،
خودم تماس میگیرم.
روز شد،
روز... کامل شد.
سیدعلی صالحی
ترانههای روزگار تتو
نشر چشمه/ ۱۴۰۳
https://T.me/SeyyedAliSalehi
شعری از سیدعلی صالحی
خطاب به نرودا
https://T.me/SeyyedAliSalehi
آستیگمات؛ پیام برای مراسم بزرگداشت چهلمین سال درگذشت غلامحسین ساعدی – سیدعلی صالحی
https://akhbar-rooz.com/1404/09/06/34476/
احسان جلیلی
تقدیم به سیدعلی صالحی
در جهانِ حروف و کلمات،
او را شکارچی مینامند—
شکارچیِ همیشه بیدار،
حتی در خوابِ سنگینِ نیمروزِ تابستان،
وقتی واژهها
در سایهی بیفهمی
خواب میبینند
و زبانها
از گفتنِ حقیقت
منقرض شدهاند.
اما او
تمامی حروفِ دستوپا شکسته،
تمامی واژگانِ زخمیِ بیپناه را
چون نامش
پناه است،
مثل پدری
که حتی صدای گریهی بیصدا را
در درون خود
میشنود.
خاصه که او
پناه باشد،
وقتی هر صبح
در زیرِ پرچمِ سخن،
تمامی واژهها
با لباسِ خاکیِ معنا
صف میکشند،
خبردار و منظم،
در انتظارِ فرمانی
که نه از دهان،
که از سکوت میآید.
او
فرماندهی سکوت است،
سکوتی
که از جنسِ فریاد است،
از جنسِ خونِ تازهی واژهها،
از جنسِ بغضِ بینامِ شب،
که در گلویِ شعر
گیر کرده است.
رخسارش
از سرخیِ لالههای مرغاب،
عطرش
از بابونههای چمریحان،
و صلابتش
از بلوطهای ایستاده در باد،
از کِلخونگهای زخمیِ جِریَک،
که هنوز
در برابرِ تبرِ بیرحمی
سربلند ماندهاند.
برای گشتوگذار
در آسمانِ بی سقف واژه هایش،
نه نیازی به گذرنامهست،
نه رمز عبور—
تنها باید
دل داشت،
و زخمی
که حرف را بفهمد.
او
نه فقط شاعر،
که *پیرِ* واژههاست،
پیرِ زخمیِ بیتاب،
که هر واژهای
که از دهانِ او بیرون میآید،
مثل آیهایست
که جهانِ بیباور را
به ایمانِ تازهای
دعوت میکند.
منتشر شد
طربنامهٔ کائنات
سیدعلی صالحی
انتشارات بدرقه جاویدان
طراح جلد: هادی حیدری
این مجموعه شامل ۶ دفتر شعر میباشد:
دفتر اول ـ عبور اسم تو از بازار ماه و مزامیر
دفتر دوم ـ سر و دست هفت دریا در التجا به تکلم زن
دفتر سوم ـ آتش در کوهستان ها
دفتر چهارم ـ خیالی ، خسته ای ، رهگذری . . .
دفتر پنجم ـ خراب خواب تو می روم
دفتر ششم ـ عهد انگور و داستان عاشقانه دو نفر
شعر تازهای از سیدعلی صالحی
درودا
کفن دریده و بیمزار،
- جنازهی خود بر دوش-
از دریا خواهم گذشت.
من
در خلیجِ به خون شستهی پارسیان
سرانگشتِ بینوشتِ خویش را
جا گذاشتهام.
نگاهشان کنید!
هوارِ هزار هیولا
بر سَرِ ستاره کشیدهاند،
نمیدانند... نمیدانند
ستاره با مرگِ خود
دوباره به آسمان باز خواهد گشت.
ما هزارههاست
زیرِ بارشِ بُرادهها
از ملالِ مرگ عبور کردهایم.
زنهار...!
این بار
خداوندِ این مردمِ خسته
خود به آوردگاهِ آدمی آمده است
تا دشنه از دو کتفِ شهیدان
به دَر آورد.
https://T.me/SeyyedAliSalehi
قمرىهاى بىخيال هم فهميدهاند،
فروردين است
اما آشيانهها را باد خواهد برد
خيالى نيست!
بنفشههاى كوهى هم فهميدهاند،
فروردين است
اما آفتاب تنبل دامنه را باد خواهد برد
خيالى نيست!
سنگ ريزههاى كنارهى رود هم فهميدهاند،
فروردين است
اما سايه روشنان سحرى را باد خواهد برد
خيالى نيست!
همه اينها درست
اما بهار سفر كردهى ما كِى برمىگردد؟
واقعاً خيالى نيست؟
سيدعلى صالحى
چیدن محبوبههای شب
انتشارات ابتکار نو/ ۱۳۸۰
https://T.me/SeyyedAliSalehi
شعر تازهای از سیدعلی صالحی
قابیلا...!
بهایِ بادِ بهاری
همین است،
وگرنه چرا گُلِ سرخ
این همه پَرپَر...!؟
با تو هستم برادر،
برادرِ تبر به دست...!
بعد از درو کردنِ آن همه گُلِ سرخ،
شب که به خانه برمیگردی
دستهایت را آیا
به همسرت نشان خواهی داد!؟
https://T.me/SeyyedAliSalehi
#خبر
کارگاه شعر استاد سیدعلی صالحی عضو تازه میپذیرد.
تماس با کارگاه شعر: 09121904617
https://akhbar-rooz.com/1404/11/09/39775/
یادداشتی کوتاه بر شعر «مقابلِ غسالخانهی کلمات – سروده: سیدعلی صالحی»
حمید فرازنده
شعر تازهای از سیدعلی صالحی
مقابلِ غسالخانهی کلمات
همه...
همهی رفتگان
به تا ابد
داغدارِ ما بازماندگان خویشاند:
پس تو نیز
سیاهپوشِ پیادهگانی باش
که برای کنار کشیدن پردهها
تنها از جانِ پنهان خود گذشتهاند.
گذشتند
تا آشکار عاشقانهترین ترانهی شاعران
شوند.
https://T.me/SeyyedAliSalehi
مراسم امضای تازهترین کتاب شش جلدی سیدعلی صالحی (طربنامه کائنات) در انتشارات بدرقه جاویدان با حضور مردم شریف.
Читать полностью…
طربنامهٔ کائنات
سیدعلی صالحی
انتشارات بدرقه جاویدان
هم اکنون در معتبرترین کتاب فروشیهای کشور
شعر سیدعلی صالحی در زبان ملل
https://T.me/SeyyedAliSalehi
نه اندوهِ مردمِ بیقیام وُ
نه قولِ ناممکنِ ملائک،
خودت... تنها خودت،
و تنها خودت برخیز...!
سیدعلی صالحی
https://T.me/SeyyedAliSalehi
پیام سیدعلی صالحی به مناسبت چهلمین سال درگذشت دکتر غلامحسین ساعدی.
پاریس ... پاییز ۱۴۰۴ خورشیدی.
https://T.me/SeyyedAliSalehi
شعر تازهای از سیدعلی صالحی
طغیانِ دختر دریا
تا امروز نتوانستید
مرا به تبعیدِ بیواژه برانید.
من خود به ارادهی خود
از زادگاهِ گرسنگان گریختهام.
و
تا همین امروز
که تنفسِ مُستمرِ آدمی
از آن سویِ مرگ میآید،
من دیوانهوار زندگی کردهام.
من زندهام هنوز،
بیهوده مرا
خلوت نشینِ خانه نخوانید.
من شورشِ مطلقام
در عشقبازیِ نرگس و آزادیِ تمام.
مگر او چه کرده است
که کلماتِ غمگیناش را
تنها در مزامیرِ مردگان میخوانید؟
شما
شاعران را
حتی
از شلیک به شبِ شرور
خلعِ خواب کردهاید.
اما آنها سرانجام
کلماتِ هزار پَردهی خود را
پس خواهند گرفت؛
این خطِ جبرئیل وُ
این هم
نشانِ رسولانِ رویانویس!
https://T.me/SeyyedAliSalehi