فعالیت شورای آزادیخواهان استان کرماشان برای سازماندهی انقلاب مردمی ایران با محوریت کرمانشاه تا سرنگونی استبداد و برچیدن استعمار ادامه خواهد یافت. راه ارتباطی 👇 @Sh_a_kermanshah1 ایدی اینستاگرام و توییتر و یوتیوب 👇 Sh_a_kermanshah
نوروز، روزی است که شعلههای آتش در دل این سرزمین فروزان میشود و اراده مردم کورد دوباره جان میگیرد. این روز نه تنها آغاز بهاری نو، بلکه آغاز رهایی است؛ رهایی از ظلمها و استبدادها، از دیکتاتوریها و قدرتهای زورگو. نوروز برای کوردها، نه فقط روزی برای جشن، بلکه در هر شعله آتش و در هر نسیم بهاری که از زاگرس میوزد، صدای مبارزه و مقاومت شنیده میشود؛ صدای آنهایی که جانفشانی کردند تا ظلم در سرزمینشان خشک شود.
آیا نمیبینید؟ هر گوشهای از این سرزمین به خون شهیدان آبیاری شده است و آسمان بر فراز کوههای دالاهو همچون چادر عزت میدرخشد. این روز، روزی است که مبارزات گذشتگان، همچنان در دل نسلهای آینده شعلهور میشود. این آتش، در برابر هیچ قدرتی خاموش نمیشود، چرا که در آن روح آزادی و عدالت، زنده است.
نوروز برای کوردها، روزی است که عزم آنها چون کوههای زاگرس استوار باقی میماند. این روز، آغاز جهاد برای آزادی و کرامت انسانی است. به یاد میآوریم آن روزهایی که کوردها به کوهها پناه بردند، نه برای فرار، بلکه برای ایستادگی در برابر بیعدالتیها.
نوروز برای این مردم روزی است که در آن، دلهایشان همچون شعلههای آتش میسوزد و رویاهایشان بهسان درختان تنومند در دل زمین ریشه میزنند. این روز، روزی است که کوردها با سرودهای حماسیشان، به جهانیان میگویند: «ما ایستادهایم و تا آزادی مبارزه خواهیم کرد.»
پس با هم برای مراسم نوروزیای که نماد ایستادگی و مقاومت است، آماده شویم و این روز را با شکوهی بینظیر جشن بگیریم.
صدای هنرمند کورد پریسا کمانگر
@sh_a_kermanshah
📢 فراخوان گزارش فساد و تخلفات اداری در کرماشان و ایلام
با توجه به گسترش فساد و سوءمدیریت در نهادهای دولتی و حکومتی و بیتوجهی مسئولان به مشکلات مردم، بسیاری از ارگانها به محلی برای سوءاستفادههای مالی و چپاول منابع عمومی تبدیل شدهاند. در شرایطی که نظارت مؤثری بر عملکرد این نهادها وجود ندارد، رسانهای کردن این تخلفات با کمک شهروندان، گامی مهم در جهت شفافیت و مطالبهگری عمومی خواهد بود.
📌 موضوعات قابل گزارش:
✅ فساد و سوءاستفادههای مالی در ارگانهای دولتی و حکومتی
✅ رانتخواری و تخلفات در شهرداریها
✅ تخلفات و فساد در سیستم درمانی و جامعه پزشکی
✅ رشوهخواری، تبعیض و تخلفات مالی در نهادهای مختلف از جمله قضائی و امنیتی
⚠️ هشدار مهم
این فراخوان صرفاً با هدف افشای فساد و مطالبهگری عمومی منتشر شده است. لطفاً از ارسال گزارشهای نادرست، شخصی و بدون مستندات کافی خودداری کنید. هرگونه سوءاستفاده شخصی یا انتشار اطلاعات نادرست، به اعتبار این حرکت مردمی آسیب خواهد زد. بنابراین، ادعاهای مطرحشده باید بر پایه اسناد و مدارک معتبر باشد.
✉️ چگونه گزارش دهید؟
شهروندان گرامی میتوانند گزارشات خود را بهصورت محرمانه از طریق [@Sh_a_kermanshah1] ارسال کنند. تمامی گزارشها بررسی شده و در صورت لزوم، برای اطلاعرسانی عمومی منتشر خواهند شد.
🔹 با آگاهی، مطالبهگری و اتحاد، علیه فساد ایستادگی کنیم!
@sh_a_kermanshah
🔴گزارشی از یک نانوایی: برق رفته، خمیر ترشیده!
وزیر نیرو و اداره برق البرز!
نانواییها در حال نابودیاند! برق قطع میشود و نان مردم در همین شرایط به دست فراموشی سپرده میشود. خمیرهایی که باید روزانه قوت مردم را فراهم کنند، در میانه بیتوجهی مسئولان به سرعت ترشیده و بیارزش میشوند! این خمیرها دیگر به درد دامها میخورد، نه انسانهایی که از صبح تا شب در تلاشاند تا زندگی خود را بگذرانند!
چگونه میتوانید به خود اجازه دهید در برابر این فاجعه سکوت کنید؟ این همه وعده، این همه شعار! چرا هیچ اقدام اساسی برای رفع مشکلاتی که زندگی مردم را تهدید میکند، صورت نمیگیرد؟ کشوری که ادعای داشتن قدرت هستهای و منابع انرژی کافی را دارد، چرا اینقدر در تأمین ابتداییترین نیازها عاجز است؟!
این تنها مشکل نانواییها نیست! سایر بخشها و مردم در سراسر کشور نیز درگیر این فساد و بیمسئولیتیاند! اگر به این روند ادامه دهید، حتی آخرین شمع امید مردم هم خاموش خواهد شد. مسئولان باید بدانند که خشم مردم به این بیعدالتیها پاسخ خواهد داد. مردم دیگر سکوت نخواهند کرد! در برابر این ظلم و فساد باید ایستاد و تغییر را فریاد زد!
حسن نصرالله و جانشینش که خود را قهرمانان ضد صهیونیسم میدانستند، حالا در تابوتهای بیلاشهای به سرنوشتشان رسیدند. سالها تهدید و دروغ، امروز به شکست و رسوایی ختم شد. اسرائیل همچنان ایستاده و این دلقکها در برابر اراده آزاد مردم به هیچچیز تبدیل شدند. پایان پدر تروریست جهان نزدیک است؛ روزهای تلخ خامنهای و کسانی که برای سلطه خون میریزند!
@sh_a_kermanshah
موج لغو سخنرانیهای رضا پهلوی؛ از کنفرانس مونیخ تا سیپک آمریکا
لغو سخنرانیهای رضا پهلوی در مجامع معتبر بینالمللی، از کمبریج تا کنفرانس محافظهکاران آمریکا (سیپک)، سوالات زیادی را در مورد آینده سیاسی او به وجود آورده است. پیش از این نیز برنامههای او در دانشگاه کمبریج، پارلمان هلند و کنفرانس مونیخ با شکست مواجه شده بودند. هرچند دفتر رضا پهلوی مدعی است که برخی از این برنامهها به تصمیم خود او کنسل شده، اما شواهد نشان میدهد که او در حال از دست دادن فرصتهای حضور در مجامع بینالمللی است و نمیتواند حمایتهای سیاسی لازم را جلب کند.
ماجرای سیپک زمانی پیچیدهتر شد که تنها چند روز پیش از لغو این برنامه، نشریه راستگرای آمریکن تینکر مقالهای منتشر کرد و حضور رضا پهلوی را یک “اشتباه بزرگ” دانست. نویسنده این مقاله، مجید رفیعزاده، تحلیلگر ایرانی-آمریکایی، به همراه کلر لوپز، افسر سابق سیا، دلایل متعددی را برای مخالفت با حضور او در این کنفرانس مطرح کردند:
1. تضاد ارزشهای سیپک با سلطنت موروثی – این کنفرانس بر تمرکززدایی از قدرت و مخالفت با حکومتهای موروثی تأکید دارد، در حالی که سلطنت پهلوی به وضوح با این اصول در تضاد است.
2. ارتباط ادعایی رضا پهلوی با برخی عناصر سپاه – رضا پهلوی بارها به ارتباط خود با برخی از عناصر سپاه پاسداران اشاره کرده است، و این مسئله برای جناح راست آمریکا غیرقابلقبول است. او حتی در مواقعی کشته شدن برخی از پاسداران توسط مخالفان جمهوری اسلامی را محکوم کرده که این برای سیپک و حامیان آن خط قرمز محسوب میشود.
3. شعارهای ضدسلطنتی در اعتراضات ایران – شعارهایی چون “مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر” که در اعتراضات اخیر ایران سر داده شده، نشان از عدم پذیرش سلطنت و سیستم موروثی دارد.
4. واکنش رسانههای وابسته به سپاه – از جمله مقاله نشریه وطن امروز که حامیان سلطنت را “نعمتی برای نظام” توصیف کرده و بر وابستگی آنها به رژیم تأکید داشته است.
5. تحمیل خود به عنوان رهبر – برخی تحلیلگران و مخالفان معتقدند که رضا پهلوی در حال تلاش برای تحمیل خود به عنوان یک رهبر سیاسی است، در حالی که بسیاری از گروههای مخالف سلطنت و جنبشهای اعتراضی به چنین رهبری توجهی ندارند. این مسئله باعث ایجاد تنشهای جدیدی شده است.
6. سابقه وابستگی حلقه اطرافیان به نهادهای اطلاعاتی رژیم – بسیاری از اطرافیان رضا پهلوی دارای سابقه وابستگی به نهادهای اطلاعاتی رژیم، از جمله وزارت اطلاعات و سپاه قدس، بودهاند. همچنین در ایجاد تفرقه مابین مخالفین جمهوری اسلامی و انکار حقوق اقلیتها نقشی کلیدی دارند. این موضوع باعث نگرانیها در مورد مشروعیت سیاسی و وابستگیهای احتمالی او شده است.
با این حال، پهلوی مدعی است که خودش این تصمیم را گرفته که در مراسم شرکت نکند، اما شواهد نشان میدهد که او از فهرست سخنرانان حذف شده است.
کنفرانس سیپک (Conservative Political Action Conference) یکی از مهمترین و معتبرترین گردهماییهای سیاسی در ایالات متحده است که هرساله توسط محافظهکاران آمریکایی برگزار میشود. این کنفرانس به عنوان فرصتی برای مطرح کردن دیدگاهها و تقویت شبکههای سیاسی و فکری بین فعالان سیاسی و نخبگان جناح راست آمریکایی شناخته میشود. حضور در این کنفرانس برای هر فردی که خواهان اعتبار در محافل سیاسی آمریکاست، یک فرصت بزرگ به شمار میرود.
لغو سخنرانی رضا پهلوی در سیپک، در حالی که او پیشتر در تلاش برای جلب حمایتها از محافل غربی بود، نشاندهنده فشارهای سیاسی و نقدهایی است که حتی در میان محافظهکاران آمریکا به او وارد شده است. برخی منتقدان حتی از این نظر انتقاد کردهاند که رضا پهلوی در حال تلاش برای تحمیل خود به عنوان “رهبر” است، در حالی که بسیاری از گروههای مخالف سلطنت و جنبشهای اعتراضی به چنین رهبری توجهی ندارند. جالب اینجاست که در عین حال، طرفداران او به شدت به منتقدان و چپها فحاشی میکنند و همه چیز را به پای آنها میگذارند. این نوع واکنشها، که به نوعی نشاندهنده رفتارهای استبدادی است، خود میتواند پایهگذار نوعی دیکتاتوری جدید باشد که حتی در میان حامیان او نیز تردیدهایی را به وجود آورده است. این وضعیت برای طرفداران رضا پهلوی که از صبح تا شب به منتقدان میتازند، پیامدهایی به همراه دارد و میتواند به تحلیلهای جدیدی در مورد آینده سیاسی او منتهی شود.
@sh_a_kermanshah
دووسەیل عەزیز رووژدان وە خێر 😍😍
ئێمڕوو 21 فوریە، رووژ زوان داڵگیە❤️❤️
رووژێ گ وە مدوو گرنگ بۊن زوان داڵگی ئڕای ئیمە دیاری بۊە، تا بتۊەنیم هۊر بکەیمنەو زوان داڵگیمان، هەر کەسێگ لە هەر جیێ گ ژیەی و هەر زوانێ دێرێ بایەس هۊر بکێدەو پێ، تا بتۊەنێ لە مێژوو و فەرهەنگ خوەی پشتەگری بکێد...
ژان ژاک رۆسۆ بیرەوەر ناسیای فەرانسەوی هەنای چوودە نیشتمان لەهستان تا وەپێیان دەسمیەت بێد دەسەڵات پڕ هازێگ ئەڕای خوەیان بنەنەو، وەپێیان ئۊشێد ئەگەر تواین وڵات و دەسەڵات دەرەقەت دارێگ داشتۊن،
سێ چشت یای مناڵەیلدان بێیەن (تا هڤدە ساڵان):
۱. ئەدەبیات و رێزمان زواندان
۲. دیرووک نیشتماندان
۳. ناو پارێزگا، شارەیل و ئاوایلێ گ ئێرنگە دیرین...
ژیاندان رۊ لە ڕووژنایی و پڕ لە خوەشی بوود
@sh_a_kermanshah
بتسازی در ایران و تبدیل شخصیتها به معبود
محمدعلی جمالزاده در کتاب آسمان و ریسمان مینویسد: «ایرانی بتساز و بتپرست خلق شده است و چشمش کور تا بوده چنین بوده و تا هست چنین خواهد بود!» این گفته جمالزاده کاملاً درست است. در جامعه ایرانی، تفاوتی ندارد که طرفدار یا پیرو کدام طیف فکری و گرایش اعتقادی باشید. ایرانیان به طور کلی انسانهایی هستند که بت میسازند و هر کدام بر اساس علایق و سلایق خود بتهای خاص خود را ایجاد میکنند.
در عرصه سیاسی، از خامنهای و رضا شاه که برخی آنها را در جایگاه خدایی قرار دادهاند بگذریم، گروهی خمینی، سلیمانی، رجایی و … را بتهای بزرگ مبارزه با استکبار میشناسند و با ساختن مجسمهها و نمادهایی به آنها دخیل میبندند.
همچنین، کسانی خاتمی را به عنوان تنها منجی تودههای تحت ستم میدانند و بدون هیچ چونوچرایی رفتار، گفتار و کردار او را تأسیس کرده و از او حمایت و پرستش میکنند.
در سوی دیگر، هاشمی رفسنجانی برای عدهای سردار سازندگی و قهرمان توسعه و مغز بزرگ سیاست و اقتصاد است که به اندازه کافی قدر ندیده و او را به عنوان بت میپرستند.
برخی نیز جواد ظریف را تنها قهرمان دیپلماسی (بدون دستاورد خاصی!) میبینند و حتی او را برتر از شخصیتهای تاریخ دیپلماسی چون مترنیخ، بیسمارک، کلمانسو و چرچیل میدانند.
علاقهمندان به شاهزادهای که به تازگی او را خدا مینامند، در او قهرمانی میبینند که با اسبی سفید و شنلی فولادی به زودی به سمت تهران پرواز کرده و رفاه و خوشبختی را به تودههای تحت ستم باز میگرداند.
برخی هنوز در انتظار مریم و مسعود رجوی هستند و آنها را در جایگاه خدایان کوه المپ میبینند.
گروه دیگری نیز بتهای خود را در گذشته نه چندان دور و در چریکهای فدایی، مجاهدین و سران سابق حزب توده جستجو میکنند و شخصیتهایی چون احسان طبری، بیژن جزنی، حمید اشرف و پرویز پویان را در جایگاه بتی منزه و غیرقابل نقد میدانند.
در این میان، کسانی نیز بتهای کوچکتری دارند، اما نسبت به آنها همان تعصب و ارادت را دارند و با کوچکترین نقدی از کوره در میروند؛ افرادی همچون فداییان، رائفیپور و حسن عباسی.
حال از بتهای تاریخ باستان و دنیای هنر بگذریم! جامعه بتساز، جامعهای نارس است که هنوز در مرحله طفولیت گرفتار است و «بت» را در جایگاه پدر و ولی خود مینشاند؛ همانطور که امروز کوروش را پدر خود مینامند. خاصیت اصلی بت، جایگاه خدایگانی است که احاطه شدهاند توسط هالهای از تقدس و عصمت.
جامعه بتساز، ملت بتپرست نیز میسازد. به گونهای که هر فرد بت خود را میپرستد و کوچکترین نقدی را با شدیدترین اهانتها پاسخ میدهد.
@sh_a_kermanshah
کوردی؛ زبانی که از آتش برخاست و در طوفانها خاموش نشد
زبان کوردی، همچون کهکشانی از واژگان، در طول قرنها با تاروپود فرهنگ، شعر، موسیقی و مقاومت درآمیخته است. این زبان گنجینهای از واژهها، اصطلاحات و تعبیرهایی را در خود جای داده که عمق و تنوع اندیشهی مردمانش را بازتاب میدهد.
کوردی نهتنها در توصیف طبیعت و احساسات غنی است، بلکه در روایت اسطورهها، حکایتهای شفاهی و شعر، یکی از پرمایهترین زبانهای منطقه محسوب میشود. وجود واژههای متعدد برای بیان یک مفهوم، انعطافپذیری بالای دستوری، و استفاده از استعارههای عمیق، نشان از گستردگی و پویایی آن دارد.
در کوردی، برای هر نسیم نامی هست، برای هر نوع باران واژهای، و برای هر احساس، تعبیری ویژه. اگر زبانهای دیگر در محدودیت واژهها گرفتارند، کوردی با دامن گستردهاش از توصیفات، همچون آینهای، لطافت و سختی زندگی را منعکس میکند.
با این همه سرکوب، تحقیر و ممنوعیت، زبان کوردی همچنان ایستاده است. طبق پژوهشی از مرکز تحقیقاتی Victionary-Meta، زبان کوردی از نظر غنای واژگان در میان ۱۶۸ زبان زنده دنیا در رتبهی هشتم قرار دارد؛ جایگاهی که نهتنها نشان از پویایی این زبان دارد، بلکه گواهی بر قدرت فرهنگی مردمانی است که قرنها برای حفظ آن جنگیدهاند. جالب آنکه در این رتبهبندی، زبانهای ترکی، فارسی و عربی به ترتیب در رتبههای ۲۱، ۴۴ و ۴۸ قرار گرفتهاند.
این آمار تنها یک عدد نیست، بلکه شاهدی است بر تداوم زبانی که قرنها زیر سایهی سیاستهای آسیمیلاسیون قرار گرفته، اما همچنان سر خم نکرده است. هر واژهی کوردی که امروز بر زبان جاری میشود، نتیجهی قرنها ایستادگی، روایت هزاران قصهی ناگفته، و میراث نسلی است که زبان مادری خود را نهتنها حفظ کرده، بلکه به اوج رسانده است.
هر واژهی کوردی که امروز بر زبان جاری میشود، پژواکی از قرنها مبارزه و ایستادگی است، شعلهای که از دل تاریکیها برخاست و هیچ طوفانی نتوانست خاموشش کند. این زبان، چون رودخانهای که سنگ را فرساید و از دل کوه راه میگشاید، مسیرش را ادامه داده است. نه فرمانی توانست آن را به سکوت بکشاند، نه مرزی توانست آن را در بند کند. زبانی که از آتش برخاست، در باد رقصید و بر لبهای هر نسل، دوباره جان گرفت. و امروز، پرغرورتر از همیشه، میدرخشد.
@sh_a_kermanshah
⭕️ صلواتیان: لبنان نه تنها به هواپیماهای ایرانی اجازه فرود نداد ،بلکه تعداد زیادی از ایرانیانی را که با پرواز العراقیه به بیروت رفته بودند را دیپورت کرد!
✍️دوران عربده کشی و شاخه و شانه کشیدن و عمق استراتژیک تمام شد
@sh_a_kermanshah
#ارتش
خمینی با حمایت ارتش به قدرت رسید
🔴امیرمحمد خالقی؛ نامی که مظلومانه قربانی جنایت حاکمیت آخوندها شد
آنکه به خاک سپرده شد، سرشار از آرزو بود. آرزوی زندگی، آزادی، آیندهای روشنتر. اما سرکوب حکومتی، رؤیاهای او را ناتمام گذاشت. امروز، نه فقط پیکر امیرمحمد، بلکه وجدان یک جامعه را به خاک میسپارند. اما آیا خاموش خواهیم ماند؟
نامش را به یاد بسپارید، صدایش را خاموش نکنید. دانشگاه بیدار است و قطعا هر خیابان، هر دانشگاه، هر فریاد، سنگری است برای ادامهی مبارزه. آنکه آزادی را از ما گرفت، باید بداند که هر امیرمحمد، هزاران امیرمحمد دیگر خواهد آفرید.
قیام، تنها راهی است که عدالت را زنده نگه میدارد. ایستادگی، تنها سلاحی است که در برابر ظلم کارساز است. امروز، ما تصمیم میگیریم که زنده بمانیم یا فقط زنده باشیم.
@sh_a_kermanshah
آزادگی را فریاد بزنیم، تا خونهای ریختهشده بیثمر نمانند.
قتل حکومتی آریان عزیزی؛ جنایتی در پسِ صحنهسازیهای امنیتی
آریان عزیزی، جوانی ۱۹ ساله، آرام، مؤدب و فروتن، چهرهای محبوب در میان مردم قصرشیرین بود. هر که از او سخن میگوید، از اخلاق نیکویش، عشق به موسیقی و حضورش در مراسمات فرهنگی یاد میکند. او با نواختن تنبور و خواندن مقامهای کوردی، بخشی از هویت فرهنگی سرزمینش را زنده نگه میداشت.
او، همچون بسیاری از همنسلانش، دلنگران آیندهی سرزمین مادری بود. در شبکههای اجتماعی، از حقوق کوردها سخن میگفت و استوریهای سیاسیاش بارها حساسیت نهادهای امنیتی را برانگیخته بود. تا آنجا که چندین بار از سوی وزارت اطلاعات تهدید شد، صفحهاش بسته گردید و او را به ارتباط با احزاب کورد متهم کردند.
ناپدید شدن ناگهانی و تناقضگویی نهادهای امنیتی
شب ۲۱ دیماه، دوستان آریان با خانوادهاش تماس گرفتند و گفتند که آریان پیامی گذاشته: «موتورم را در فلان جا گذاشتم، بیایید و آن را بردارید.» هنگامی که به محل رسیدند، قرصهایی در کنار موتورش یافتند، اما خود او ناپدید شده بود.
آن شب، مردم قصرشیرین منطقه را زیر پا گذاشتند و صبح روز بعد، نیروهای امدادی و امنیتی نیز به جستوجو پیوستند. حتی دو بار پهپادها منطقه را اسکن کردند، اما اثری از آریان نبود. همان روز، خانوادهاش به اداره اطلاعات مراجعه کردند تا با نقطهزنی تلفنش، ردی از او بیابند، اما تنها پاسخی که دریافت کردند این بود: «خودمان خبرتان میکنیم.»
فریبکاری و تناقضگویی نهادهای امنیتی
روز بعد، اداره اطلاعات تماس گرفت و گفت: «پسرتان زنده است، اما اینجا نیست. رفته تهران.» مدعی شدند که نقطهزنی نشان میدهد آریان از شهر خارج شده است. اما خانوادهاش این ادعا را باور نکردند.
در همین حال، مردم به سمت نفتشهر حرکت کردند، اما آنجا منطقهای ممنوعه بود. از سربازی که در برجک مرزی شیفت داشت، پرسوجو کردند و او گفت که چند نفر از مرز عبور کردند و حتی به سمتشان تیراندازی شد.
در همان لحظه، اداره اطلاعات دوباره تماس گرفت و گفت: «به خدا پسرتان رفته تهران!» اما پیگیریها نشان داد که آریان همراه چند نفر دیگر توسط اطلاعات بازداشت شده است.
۲۰ روز انکار، ۲۰ روز صحنهسازی
خانوادهی آریان بارها به نهادهای امنیتی مراجعه کردند، اما با همان ادعاهای پیشین مواجه شدند. مشخص شد که اداره اطلاعات از روز نخست، هلال احمر را از جستوجو منع کرده بود.
پس از ۲۰ روز، آگاهی تماس گرفت و گفت: «جنازهی پسرتان پیدا شده، برای شناسایی بیایید.» اما هنگامی که خانواده رسیدند، دریافتند که گوشی آریان هنوز در جیبش است و جسد او کاملاً سالم باقی مانده، گویی تازه به خواب رفته باشد.
اما این کشف، چندین تناقض را آشکار کرد:
۱. جنازه در جایی پیدا شد که پیشتر بارها جستوجو شده بود!
۲. جسد او بدون نشانهای از تجزیه یا آسیب بود، درحالیکه منطقه گرمسیری و پر از حیوانات وحشی است.
۳. پزشک قانونی تأیید کرد که مرگ او نهایتاً ۱ تا ۲ روز پیش رخ داده است.
۴. گوشی او در جیبش بود، درحالیکه اطلاعات مدعی شده بود که حضور او در تهران را تأیید کرده است!
آیا آریان عزیزی در بازداشت اطلاعات به قتل رسیده است؟
پاسخ روشن است: آریان عزیزی در بازداشت اطلاعات جمهوری اسلامی به قتل رسیده و پس از ۲۰ روز، جنازهاش را در یک سناریوی از پیش طراحیشده، تحویل خانواده دادهاند.
@sh_a_kermanshah
مرگی که در سکوت اجرا شد
آری، آریان کورد بود، یارسان بود و در مسیر فرهنگ و هویت کوردی گام برمیداشت. همین برای جمهوری اسلامی کافی بود تا او را در سیاهچالههای سرکوب ببلعد. چنانکه پخشان عزیزی گفته بود: «ما در برابر اقتدار مرگبار مرکزی کوچکیم، اما در اجرای احکام، سنگینترین و سهمگینترین هستیم!»
حتی مرگمان نیز در تاریکی و سکوت اجرا میشود، بیآنکه پژواک فریادمان به گوش جهان برسد.
📢 بهزودی زوایای پنهان یک قتل حکومتی را افشا خواهیم کرد!
⚠️ قتل حکومتی آریان عزیزی؛ ناپدیدسازی، شکنجه، و سناریوی اطلاعاتی
🔴 آریان عزیزی، جوان ۱۹ سالهی قصرشیرینی، ناگهان ناپدید شد.
🔹 تماس مشکوک، جستوجوی گستردهی مردم و نیروهای امدادی، اما هیچ اثری از او نبود.
🔹 اطلاعات ادعا کرد که او “به تهران رفته”، اما حقیقت چیز دیگری بود…
🔹 ۲۰ روز بعد، جنازهاش را تحویل دادند؛ سالم، بدون نشانهی تجزیه، انگار که تازه کشته شده باشد.
✊ سناریوی اطلاعات جمهوری اسلامی لو رفته است!
🔜 منتظر افشای جزئیات کامل باشید.
@sh_a_kermanshah
از زمینخواری تا پدیدههای جدید: آسفالتخواری و فضای سبزخواری در کرماشان!
وقتی فساد حتی خیابانها و پارکها را هم میبلعد!
فساد در شهرداری منطقه ۲ کرماشان به روایت اسناد
دزدی و اختلاس، امضای همیشگی رژیم آخوندی است؛ پروندههای اختلاس در این رژیم نه بسته میشوند، نه پایانی دارند! اما کرماشان همیشه یک قدم جلوتر است! وقتی اختلاس از بانکها و اموال عمومی دیگر راضیکننده نبود، پدیدهای نوظهور به میدان آمد: “آسفالتخواری”! خیابانها را با بودجههای میلیاردی لکهگیری کردند، اما خبری از آسفالت نشد، بلکه بودجهها به سمت جیبهای همیشه گرسنه منحرف شدند!
حالا که این اختراع “گرانسنگ” با موفقیت اجرا شد، وقت رونمایی از نسخه جدید فساد است: “فضای سبزخواری”! یعنی همان اندک درخت و سبزهای را که برای نفس کشیدن مردم مانده بود، به لقمهای چرب برای زمینخواران و شرکای در سایهشان تبدیل کردهاند. این پروژه آنقدر پرسود بوده که حالا در شهرداری منطقه ۲ کرماشان، بهصورت سیستماتیک اجرا میشود!
@sh_a_kermanshah
خبر فوری: حمله افراد مسلح به پایگاه تروریستهای سپاه در بانه، کشته و زخمی شدن چندین پاسدار
افراد مسلح به یک پایگاه نظامی سپاه پاسداران در منطقه چمپاراو شهرستان بانه حمله کردند. بر اساس گزارشها، در این حمله تعدادی از پاسداران کشته و زخمی شدند. سپاه پاسداران بلافاصله نیروهای زیادی را به منطقه اعزام کرده است.
@sh_a_kermanshah
اطلاعات تکمیلی بهزودی منتشر خواهد شد.
نوروز، نماد ایستادگی و آزادی است؛ بیایید با هم این روز را باشکوهتر از همیشه جشن بگیریم
Читать полностью…انتقاد شدید محبی از علی رضا دبیر
محمدحسن محبی: علیرضا دبیر جز دروغ چیزی ندارد!
محمدحسن محبی، پیشکسوت کشتی، با صراحت از علیرضا دبیر انتقاد کرده و گفته: “دبیر تمام رفتار و گفتارش دروغ است!”
دبیر که روزگاری در میدان کشتی جنگید، حالا در دنیای تملق و چاپلوسی برای حکومت گرفتار شده است. او که با حمایتهای ویژه حکومتی به ریاست فدراسیون رسید، امروز تنها به دنبال حفظ جایگاه و منافع خود است و صدای کشتیگیران و دردهای آنها را نمیشنود. تملق و چاپلوسی او برای مقامات و سیستم حاکم، تنها باعث انزوا و نابودی کشتی شده است.
محمدحسن محبی، قهرمان کشتی جهان و اهل کرماشان، کشتی ایران و بهویژه کشتی کرماشان را زخمی از خیانتهای دبیر میداند.
دبیر به جای حمایت از کشتیگیران کرماشانی، در تلاش است تا این استان کشتیخیز را تضعیف کند. او نماینده سیستمی است که ورزش و قهرمانی را به زانو درآورده است.
کرماشان، زادگاه قهرمانانی است که همیشه غیرت را بر تملق ترجیح دادهاند. دیر یا زود، امثال دبیر کنار خواهند رفت، همانطور که تاریخ همیشه مزدوران را با رسوایی کنار زده است.
@sh_a_kermanshah
استانهای کرماشان و ایلام👇🏻
دعوت به ارسال گزارشات مردمی در خصوص تخلفات اداری و فساد در شهرداری و جامعه پزشکی
با توجه به وضعیت بحرانی و نابسامانی که در کشور حاکم است و بیتوجهی مسئولان به مشکلات اساسی شهروندان، و از آنجا که نظارت مؤثر بر خدمات شهری، رفاهی، پزشکی و سایر بخشها وجود ندارد و تنها به منافع شخصی و چپاول منابع عمومی میپردازند، ما بر آن شدیم تا تمامی گزارشات مردمی در خصوص تخلفات اداری، فساد در شهرداری و جامعه پزشکی را رسانهای کنیم.
هدف ما از این اقدام، آگاهسازی جامعه و ایجاد فشار عمومی به منظور تغییر وضعیت موجود و برقراری عدالت است. لذا از تمامی شهروندان عزیز خواهشمندیم که گزارشات خود را در زمینههای مختلف فساد و تخلفات اداری ارسال نمایند. این گزارشات میتواند شامل موارد زیر باشد:
• فساد در ارگانها و نهادهای دولتی
• تخلفات در خدمات شهری و رفاهی
• فساد در جامعه پزشکی و سیستم درمانی
• تبعیضها و سوءاستفادههای مالی
برای ارسال گزارشات خود، لطفاً از طریق [@Sh_a_kermanshah1] اقدام کنید. تمامی گزارشها به صورت محرمانه بررسی و در صورت امکان به عموم مردم منتقل خواهد شد.
فقط با آگاهی مردم و مشارکت جمعی، میتوانیم در برابر فساد ایستاده و تغییرات مؤثر را رقم بزنیم.
⭕️ طنابها با سکوت پاره نمیشوند
🔴 نه به اعدام
دستهای آلودهی جمهوری اسلامی، با دستان خامنهای و سرانش، امروز در خون مردم ایران غوطهور است. آنها فکر میکنند که میتوانند با اعدام، زندان و سرکوب، ارادهی ملتی را که در جستجوی آزادی است، بشکنند. اما غافل از آنکه تاریخ همیشه در جایی که ظلم و فساد بیداد کند، سرانجام سرنگونی را رقم میزند.
این رژیم پوسیده که بر امواج دروغ، ترس و تهدید سوار است، نمیتواند در برابر خواست آزادیخواهانه مردم مقاومت کند. جمهوری اسلامی روزهای آخر خود را میگذراند و برای دیر یا زود، طوفانی از تغییر در پیش است. مردم ایران دیگر اجازه نمیدهند که خونشان بیثمر بریزد.
خامنهای، جایگاه تو در تاریخ ایران چیزی جز لعنت و نفرت نخواهد بود. روزی خواهد آمد که این تاریکی پایان یابد، و انقلاب مردم ایران همچون خورشیدی تابان، ظلم و فساد شما را در هم خواهد شکست.
🔴 نه به اعدام!
🟠 نه به خامنهای!
🟣 سرنگونی جمهوری اسلامی، آرزوی قریبالوقوع مردم ایران!
@sh_a_kermanshah
اینجا شهرک نوکان کرماشان است؛ جایی که مردم در باتلاق بحرانهای نظام فاسد جمهوری اسلامی غرق شدهاند. جادهها به دریاچه تبدیل شدهاند و هیچکدام از مسئولان، پاسخگوی این وضعیت فاجعهبار نیستند. امروز کرماشان به این روز افتاده، چرا که رژیم فاسد حاکم، با هدایت خامنهای، تنها به دنبال چپاول منابع این مردم است و بقای خود را در سرکوب و نابودی این مردم میبیند. کرماشان با این همه منابع طبیعی و زیرزمینی نباید چنین وضعیتی داشته باشد.
@sh_a_kermanshah
از فرستاده خدا تا خود خدا: تقدسسازی و استبداد
در آغاز انقلاب۵۷، برخی از پیروان خمینی او را “فرستاده خدا” میخواندند و این تقدسسازیها بهسرعت به مکتبی تبدیل شد که خامنهای را به “نماینده خدا بر روی زمین” ارتقا داد. در چنین فضایی، هیچ انتقاد و اعتراضی پذیرفته نمیشود و مخالفان به دشمنان خدا تبدیل میشوند. این روند نه تنها آزادی بیان، بلکه حتی حق اندیشه را از جامعه سلب میکند. زمانی هم مردم به ماه خیره میشدند و میگفتند که تصویر خمینی را در آن دیدهاند، همانگونه که قرنها قبل برای شاهان، معجزهسازی میکردند.
امروز، همان تفکر تقدسگرایانه که در میان روحانیون حاکم شکل گرفت، در میان طرفداران سلطنتطلبی نیز خود را نمایان کرده است. پهلوی که روزگاری بهعنوان ولیعهد شناخته میشد، اکنون به مقام خدایی رسیده است. طرفداران او نه تنها او را بهعنوان رهبر، بلکه بهعنوان خدا میخوانند، و برخی حتی به تقدسسازیهایی مانند دستبوسی و لیس زدن چکمههایش باور دارند، گویی که در برابر موجودی الهی ایستادهاند و نه یک انسان عادی.
این روند تقدسسازی نه تنها خطرناک است، بلکه به تحمیل قدرت مطلق و بیپاسخگویی منتهی میشود.
از فرستاده خدا تا خود خدا: تقدسسازی، استبداد و سقوط اندیشه
در آغاز انقلاب ۵۷، برخی از پیروان خمینی او را “فرستاده خدا” میخواندند، و این تصور به سرعت از یک پیشوای سیاسی به یک اسطوره مذهبی بدل شد. این تقدسسازیها چنان قوت گرفت که خامنهای را به “نماینده خدا بر روی زمین” تبدیل کردند. در چنین فضایی، هر سخن او قانون میشد و هر تصمیمش حکم الهی و بیچون و چرا داشت. مخالفان نیز به آسانی به دشمنان خدا تبدیل میشدند. این روند تنها به گسترش تقدسگرایی محدود نماند، بلکه به عمق نظام حکومتی نفوذ کرد.
امروز، همان ذهنیت تقدسگرایانه که در دامن قدرت مذهبی پرورش یافت، در میان طرفداران سلطنتطلبی نیز مشاهده میشود. سلطنتطلبان به “بازگشت به گذشته” اشاره میکنند، اما آنچه در حقیقت میخواهند بازگشت به سلطنتی مطلق است که هیچ نقدی بر آن وارد نباشد. جالب اینجاست که اکنون در حضور خود رضا پهلوی و خانوادهاش، طرفدارانش او را تنها به عنوان “پادشاه” نمیشناسند، بلکه او را به مقام خدایی نیز میبرند. و او در برابر این تعاریف تنها با لبخندهایی پاسخ میدهد، بیآنکه حتی تلاشی برای رد این افکار داشته باشد.
این تقدسسازیها، نه تنها بازی با کلمات نیست، بلکه عمق فاجعه را نشان میدهد. قدرتی بیمرز و پاسخناپذیر که هیچچیز جز تایید بیچون و چرا را نمیپذیرد. در این فضا، نقد و اعتراض به رهبر، نه تنها یک مخالفت سیاسی، بلکه توهین به مقدسات و حتی دشمنی با خدا تلقی میشود. این روند، فضای آزاد اندیشی را از بین میبرد و در نهایت به تحمیل استبداد جدیدی منتهی میشود که هیچگونه پاسخگویی به مردم ندارد. در چنین فضایی، دموکراسی و عدالت به فراموشی سپرده میشود، و تنها قدرت مطلق و استبداد حکمفرما میشود.
این شباهتها در رویکرد تقدسسازی بین روحانیون حاکم و سلطنتطلبان به وضوح دیده میشود. همانطور که خمینی خود را “فرستاده خدا” میدانست و خامنهای نماینده خدا بر روی زمین بود، حالا پهلوی در نزد طرفدارانش به مقام خدایی رسیده است. این روند تقدسسازی، در نهایت به ساختار استبدادی منجر میشود که هیچگونه جایی برای نقد، آزادی یا حتی اندیشههای مخالف باقی نمیگذارد. از خمینی تا خامنهای و پهلوی، هدف تنها یک چیز بوده است: تحمیل قدرت مطلق که هیچ نظارت و هیچ پرسشی بر آن وارد نباشد.
@sh_a_kermanshah
این استبداد، چیزی جز حلقهای بسته نیست که ایرانیان را به دور خود میچرخاند. همانطور که در دهههای گذشته، آزادی و دموکراسی تحت سرکوب قرار گرفت، امروز نیز این دایره تنگتر شده و هیچ صدای مخالفی نمیتواند به گوش برسد. این روند، تنها به ایجاد استبدادی جدید و خفه کردن هر صدای آزادیخواهی منجر خواهد شد.
@sh_a_kermanshah
⭕️ نشست حقوق بشری در ایتالیا؛ بررسی سرکوب پناهجویان و نژادپرستی سیستماتیک
روز دوشنبه، ۱۷ فوریه، مَیسون مجیدی، فعال حقوق بشر، به همراه ایلاریا سالیس، نماینده پارلمان اروپا، و خانواده موسی بالده، در نشستی حقوق بشری در ایتالیا شرکت کرد. این نشست که به ابتکار کمپین “Mai più lager - No ai CPR” برگزار شد، بر بحران پناهجویان، نژادپرستی سیستماتیک، سرکوب ملل تحت ستم، وضعیت زندانیان سیاسی در جمهوری اسلامی و موج اعدامها تمرکز داشت.
در این نشست، نمونههایی از نقض حقوق بشر در اروپا نیز مورد بحث قرار گرفت، از جمله پرونده موسی بالده، پناهجویی که قربانی خشونت نژادپرستانه شد. موسی، که بدون مجوز اقامت در ایتالیا زندگی میکرد و به افراد نیازمند کمک میرساند، یک شب در خیابان توسط سه فرد فاشیست به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و در حالی که نیمهجان بود، رها شد. اما پلیس، به جای انتقال او به بیمارستان، او را به مرکز بازداشت موقت (CPR) برد؛ مراکزی که دولت از آنها برای نگهداری و دیپورت اجباری پناهجویان استفاده میکند، حتی در مواردی که امکان اخراج آنها وجود ندارد.
سرنوشت موسی در این مرکز بازداشت، همچنان بحثبرانگیز است. پس از انتقال او به CPR، پلیس مدعی شد که او خودکشی کرده است، اما خانوادهاش این ادعا را رد کرده و معتقدند که با توجه به وضعیت جسمانی او پس از ضرب و شتم، موسی در این مرکز جان خود را از دست داده است. شرایط این بازداشتگاهها به گفته فعالان حقوق بشر حتی بدتر از زندانهاست و در موارد متعددی، مهاجران بدون هیچ چشمانداز روشنی از آینده خود، ماهها در آنجا نگه داشته میشوند.
مَیسون مجیدی در این نشست بر لزوم مقابله با سیاستهای غیرانسانی در قبال پناهجویان و مبارزه علیه سیستمهای سرکوبگر تأکید کرد و گفت: “نباید اجازه دهیم که بیعدالتی و سرکوب، تحت هر عنوانی، عادیسازی شود.”
@sh_a_kermanshah
بسیجی و پاسدار و بازجو این تصویر، آینهای از سرنوشتی است که به زودی در انتظار توست! پس دست از سرکوب بردار و به خانهات برو!
بریز! ریزش کن! این بهترین و عاقلانهترین کار است.
البته که اسد در مقابل شما فرشته بود. چرا که او هرگز به مذهب و آزادیهای مدنی و پوشش زنان کاری نداشت. اسد هرگز اینترنت سوریه را فیلتر نکرد.
ولی شما به خصوصیترین حریم مردم ایران وارد شدید
@sh_a_kermanshah
گذری بر زندگی هژیر تیموریان روزنامهنگار فراموش شدەی کرماشانی
✍🏻 #نعیم_نجفی
از صحنهی کرماشان تا صحنهی رسانههای جهانی
چکیده
هژیر تیموریان، تحلیلگر برجسته مسائل خاورمیانه و فعال رسانهای، که در کرماشان زاده شد، با فعالیتهای سیاسی و رسانهای خود در سطح جهانی، نقش مهمی در معرفی آرمانهای کوردها و مبارزات آزادیخواهانه آنها ایفا کرده است. او که از خانوادهای صاحبنفوذ در دوران رژیم پهلوی برخاسته بود، هیچگاه اجازه نداد که موقعیت اجتماعی و سیاسی خانوادهاش مانع از انتخاب مسیر مبارزه و ایستادگی در برابر ستم و بیعدالتی شود. تیموریان با حضور در رسانههای معتبر جهانی مانند بیبیسی و تایمز، و همچنین همکاری نزدیک با شخصیتهای برجسته کوردی چون دکتر عبدالرحمن قاسملو و جلال طالبانی، توانست صدای کوردها را در سطح بینالمللی به گوش جهانیان برساند. علاوه بر فعالیتهای سیاسی و رسانهای، او توجه ویژهای به پژوهشهای فلسفی و تاریخنگاری معطوف کرده است، بهویژه در زمینه تاریخ فلسفه در میانرودان باستان و تأثیرات آن بر فلسفه یونانی. این مقاله به بررسی جنبههای مختلف زندگی حرفهای و پژوهشی هژیر تیموریان و تأثیرات او در عرصههای سیاسی، رسانهای و علمی میپردازد.
مقدمه
تاریخ معاصر کوردستان، مشحون از نامهایی است که فراتر از مرزها، پژواک دردها و آرمانهای ملتی زخمخورده شدند. هژیر تیموریان یکی از آن صداهای بیقرار بود؛ مردی که ریشه در خاک صحنه داشت، اما نگاهش به افقهای جهان دوخته شده بود. در کوچههای خاموش کرماشان طنین انداخت و در هیاهوی رسانههای جهانی پژواک یافت.
بااینهمه، شاید امروز در کرماشان کمتر کسی نام او را بهیاد آورد؛ مردی که از ثروت و نفوذ خانوادگی چشم پوشید تا در میانهی طوفانهای تاریخ، صدای ستمدیدگان باشد. این مقاله بر آن است تا پرده از زندگی و مبارزات او بردارد، از کوهستانهای صحنه تا خیابانهای لندن، از دوستیهای پرشور با رهبران کورد تا تحلیلهای تیز و بُرندهاش. داستان کسی که حقیقت را بر آسایش ترجیح داد و عدالت را بر مصلحت.
برای ادامه مطلب کلیک کنید
🔷 @sh_a_kermanshah
مرگی که در سکوت اجرا شد
آری، آریان کورد بود، یارسان بود و در مسیر فرهنگ و هویت کوردی گام برمیداشت. همین برای جمهوری اسلامی کافی بود تا او را در سیاهچالههای سرکوب ببلعد. چنانکه پخشان عزیزی گفته بود: «ما در برابر اقتدار مرگبار مرکزی کوچکیم، اما در اجرای احکام، سنگینترین و سهمگینترین هستیم!»
حتی مرگمان نیز در تاریکی و سکوت اجرا میشود، بیآنکه پژواک فریادمان به گوش جهان برسد.
🔴 افشای فساد اخلاقی و سوءاستفاده رضا ترکمن، مسئول دفتر امام جمعه اسلامآباد غرب(شاباد)
گزارشهای متعددی حاکی از آن است که رضا ترکمن، مسئول دفتر امام جمعه اسلامآباد غرب، از موقعیت خود برای سوءاستفاده از زنان و اعمال فشار بر ادارات استفاده میکند. بر اساس اظهارات منابع محلی، او شماره تماس زنان نیازمند را دریافت کرده و در ازای کمک به آنها پیشنهادات غیراخلاقی ارائه میدهد.
همچنین گزارش شده که وی با سوءاستفاده از موقعیتش، به ادارات و نهادهای مختلف مراجعه کرده و آنها را تهدید میکند که در صورت عدم همکاری، نزد امام جمعه از آنها بدگویی خواهد کرد.
⚠️ هشدار به مزدوران فاسد
رضا ترکمن باید بداند که دوران مصونیت برای مزدوران و فاسدان به پایان رسیده است. مردم اسلامآباد غرب دیگر در برابر چنین جنایاتی سکوت نخواهند کرد. اگر او و امثال او گمان میکنند که میتوانند از موقعیت خود برای سرکوب و فساد استفاده کنند، باید بدانند که عواقب سنگینی در انتظارشان است.
@sh_a_kermanshah
🔴 منتظر انتشار اسناد و شهادتهای بیشتری در این باره باشید!
فضای سبزخواری و مردمآزاری به سبک معاون شهرداری منطقه دو کرماشان
آقای جواهری، معاون عمران شهرداری منطقه ۲ کرماشان، علت ترک فعلتان چیست؟ همدستی با زمینخواران و غارتگران بیتالمال؟ یا زدوبند برای بلعیدن بودجه مصوب احداث پارک محلهای در کنار بلوار ۵۶ متری شهرک دادگستری؟
بر اساس اسناد و مدارک موجود از سال ۹۷ تاکنون، در طرح تفصیلی شهرداری، چهار باکس حدوداً ۵۰۰ متری بهعنوان فضای سبز در کنار بلوار ۵۶ متری شهرک دادگستری در نظر گرفته شده است. اما از حدود هفت سال پیش، فردی با هویت مشخص (غ. درگهی)، که از پیمانکاران خرد در مناطق مختلف شهرداری کرمانشاه است، با زدوبند و تبانی با تعاونی مسکن سابق شهرک دادگستری، اقدام به تصرف و تغییر کاربری بخشی از این فضاهای سبز کرده است.
حالا که دیگر فضای سبز شهرک دادگستری را بلعیدهاند و کفگیر به ته دیگ خورده، نوبت به شهرک کشاورزی و تاکسیرانی رسیده است! این فرد اکنون قصد تصرف ۴۰۰ متر از فضای سبز شهرک کشاورزی را دارد—زمینی با ارزش بیش از ۲۰ میلیارد تومان!
اما نکته مهمتر این است که جواهری، معاون شهرداری، کاملاً در جریان این ماجراست! او در جلسات حضور داشته، میداند که بودجه احداث این پارک در سال جاری مصوب شده و در حساب شهرداری موجود است، اما بدون هیچ دلیل قانعکنندهای، از آغاز عملیات احداث پارک سر باز زده است!
اهالی منطقه خواهان پاسخگویی شهرداری هستند. آنها میپرسند چرا جواهری و شهرداری منطقه دو از اجرای قانون سر باز میزنند و با ترک فعل، راه را برای زمینخواران باز کردهاند؟
در همین حال، تمام اسناد، مکاتبات شهرداری، کمیسیون ماده ۵، اداره راه و شهرسازی، شورای شهر، کلانتری و… همراه با تصاویر و فیلمهای مستند در اختیار اهالی منطقه قرار دارد و در صورت لزوم منتشر خواهد شد!
@sh_a_kermanshah
.
خبر فوری: تجمع اعتراضی دانشجویان در کوی دانشگاه تهران و سرکوب شدید نیروهای اطلاعاتی – دانشجویان از مردم تهران درخواست کمک کردند
تجمع اعتراضی دانشجویان در کوی دانشگاه تهران همچنان ادامه دارد. در پی این تجمعات، یکی از دانشجویان اعلام کرده که پس از ضرب و شتم و شکستن بینیاش توسط نیروهای اطلاعاتی، موفق به فرار به داخل خوابگاه دانشگاه تهران شده است. وی تأکید کرده که تمامی وسایل شخصیاش به همراه رمز عبور آنها توسط نیروهای اطلاعاتی به سرقت رفته است.
دانشجویان حاضر در این تجمعات، شعارهایی مانند «حراست سپاهی، داعش ما شمایین» سر دادهاند و وضعیت کوی دانشگاه تهران همچنان ملتهب است. برخی از دانشجویان اعلام کردهاند که اعتراضات را تا صبح ادامه خواهند داد.
نیروهای سرکوبگر رژیم مرتجع آخوندی دانشگاه و مناطق اطراف آن را به شدت محاصره کردهاند و دانشجویان از مردم تهران درخواست کمک کردهاند و از آنها خواستەاند تا نگذارند فاجعه کوی دانشگاه تکرار شود.
گزارشهای دریافتی نشان میدهند که جو در محوطه دانشگاه همچنان متشنج است و دانشجویان در حال مقاومت در برابر سرکوبها هستند.
جمعه - ۲۶ بهمن ۱۴۰۳
ادعای سلطنت طلبان مبنی بر اینکه ایران در دوران سلطنت پهلوی از یک «ویرانه» به «کشوری پیشرفته» تبدیل شد، تحریفی از تاریخ و نادیده گرفتن روند تحولات ایران در دورههای پیشین است. ایران پیش از پهلوی، نه تنها یک ویرانه نبود، بلکه در دوران مشروطه، نهادهای مدنی، احزاب سیاسی، روزنامههای مستقل و جنبشهای مترقی شکل گرفته بودند که در مسیر مدرنسازی کشور گام برمیداشتند.
بسیاری از زیرساختهایی که به نام رضاشاه ثبت شدهاند، نه محصول نبوغ و اراده شخصی او، بلکه نتیجه تحولات جهانی و سیاستهای قدرتهای خارجی بودند. برای مثال، ساخت راهآهن که از آن بهعنوان یکی از مهمترین اقدامات رضاشاه یاد میشود، نه ابتکاری برای توسعه ایران، بلکه بخشی از استراتژی انگلیس برای تسهیل انتقال نیروی نظامی و منابع در منطقه بود. این مسئله در گزارشهای رسمی آن دوره نیز منعکس شده است.
نمونه دیگر، صنعت بومی و تولید داخلی در مناطقی مانند کرماشان بود که پیش از به قدرت رسیدن رضاشاه، کارخانههایی از جمله کارخانه تولید کامیون توسط انگلیسیها در آن تأسیس شده بود. اما با روی کار آمدن پهلوی، نهتنها این صنایع توسعه نیافتند، بلکه بسیاری از آنها از بین رفتند.
سرکوب روشنفکران و نابودی نهادهای مدنی
نکته مهمتر این است که رضاشاه در آغاز حکومت خود، از حمایت و همراهی بخشی از روشنفکران مشروطه و احزاب مترقی بهره برد. اما پس از آنکه قدرت را در دستان خود تثبیت کرد، همین نهادهای مدنی و شخصیتهای تأثیرگذار را یکی پس از دیگری حذف کرد.
برای نمونه، عبدالحسین تیمورتاش، نصرتالدوله فیروز و علیاکبر داور که از معماران اصلاحات و مدرنسازی در دوره او بودند، سرانجام یا به دستور او اعدام شدند یا در زندان جان باختند. حزب تجدد که خود از حامیان اولیه رضاشاه بود، بهطور کامل سرکوب شد.
در حوزه مطبوعات، روزنامهنگارانی که زمانی از پیشگامان آگاهیبخشی بودند، یا مجبور به سکوت شدند یا با سرکوب حکومتی مواجه گشتند. به بیان دیگر، همان نهادهای مدنی و سیاسی که زمینهساز قدرت گرفتن رضاشاه بودند، توسط خود او نابود شدند.
سیاستهای استبدادی و سرکوب ملیتها
یکی دیگر از جنبههای مهم حکومت پهلوی، سرکوب سیستماتیک اقوام و ملیتهای غیرفارس بود. سیاستهای آسیمیلاسیون اجباری و سرکوب خشن قیامهای منطقهای، نشان از دیدگاه اقتدارگرایانه او داشت.
از نمونههای تاریخی این سرکوبها، میتوان به سرکوب خوزستان، حملات گسترده به لرستان و سیاستهای ضدکوردی رضاشاه اشاره کرد. در این دوران، زبانهای غیرفارسی تحت فشار قرار گرفتند، نامهای جغرافیایی تغییر یافتند، و سیاست «ایران یک ملت، یک زبان» بهعنوان ابزاری برای کنترل و یکسانسازی فرهنگی مورد استفاده قرار گرفت.
سیاستهای تمرکزگرایانه رضاشاه، که تمرکز قدرت و منابع را به تهران محدود کرد، بحرانهایی را پایهریزی کرد که تا امروز ادامه دارد. از جمله پیامدهای این سیاست، تمرکز بیش از حد جمعیت در مرکز، بحران کمبود آب، نابرابریهای منطقهای، و تخریب بافت اجتماعی در بسیاری از استانهای ایران بود.
محمدرضا شاه و ادامه استبداد
محمدرضا شاه نیز همان مسیر پدرش را ادامه داد. اگرچه در دوران او برخی پروژههای صنعتی و اقتصادی اجرا شد، اما این تحولات نه نتیجه توانمندی او، بلکه حاصل افزایش قیمت نفت و فشارهای جهانی برای مدرنیزه کردن اقتصاد ایران بود.
در این دوران، تمرکز قدرت در دستان یک فرد، سرکوب مخالفان، نبود آزادیهای سیاسی، و فساد گسترده در دربار، باعث شد که ایران از مسیر توسعه پایدار و دموکراتیک خارج شود. همین سیاستها در نهایت زمینهساز انقلاب ۵۷ شد که سلطنت را سرنگون کرد.
درس تاریخ: عبور از فردمحوری و استبداد
از دوران قاجار تا پهلوی و سپس جمهوری اسلامی، ایران همواره درگیر بحرانهایی بوده که ریشه در تمرکز قدرت، فردگرایی و ساختارهای استبدادی داشته است.
این تاریخ پر از شکست و تکرار اشتباهات نشان میدهد که راه نجات کشور، نه در بازگشت به یک فرد یا خاندان، بلکه در گذر از شخصپرستی و ایجاد سیستمی دموکراتیک و مشارکتی است؛ سیستمی که در آن مردم، نه یک شخص، سرنوشت کشور را تعیین کنند.
فردپرستی، چه در قالب شاهنشاهی و چه در قالب ولایت مطلقه، هرگز راهحل مشکلات ایران نبوده و نخواهد بود.
@sh_a_kermanshah