446
کانال تخصصی شاهبیت؛ گلچین زیباترین شاهبیتهای پارسی ارتباط با مدیران کانال: 🆔 @hamedhaamun 🆔 @ahsobhani
گر ز مسیح پرسدت،مرده چگونه زنده کرد!؟
بوسه بده به پیش او، بر لب ما، که ،اینچنین!
#مولانا
@ShaahBeyt
نزنم نمک به زخمی که همیشگیست، باری
کـه نه خستهی نخستین، نه خراب آخرینم
#حسین_منزوی
@ShaahBeyt
وای بر تلخی فرجام رعیت پسری
كه بخواهد دلی از دختر یك خان ببرد
#حامد_عسگری
@ShaahBeyt
صد آرزو به گرد دلم در طواف بود
از حیرتِ جمال تو بی آرزو شدم
#صائب_تبریزی
@ShaahBeyt
گفته بودی که تمامم به وفا
برو ای شوخ که بس مختصری
#خاقانی
@ShaahBeyt
یک بار به اصرار تو عاشق شدم ای دل
اینبار اگر اصرار کنی، وای به حالت !
#فاضل_نظری
@ShaahBeyt
تمنای وفاداری مرا هرگز نبود از تو
ولی ای بیوفا از بیوفا هم انتظاری هست!
#فاضل_نظری
@ShaahBeyt
گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم
چون سخت بود در دل سنگش اثر نکرد
#حافظ
@ShaahBeyt
چو مست چشم تو نبود شراب را چه طرب
چو همرهم تو نباشی سفر چه سود کند
#مولانا
@ShaahBeyt
وقت خواب است و دلم پیش تو سرگردان است
شب بخیر ای نَفَست, شرحِ پریشانی من...!
#ناصر_حامدی
@ShaahBeyt
گاهی دلم هیچ چیز نمیخواهد
جز گپ ریز ریز با مادرم
هی من حرف بزنم
هی او چای تازهدم بریزد،
هی چایام سرد بشود
هی دلم گرم.
آنجا که چایات سرد میشود
و دلت گرم
خانهی مادر است!
#نسرین_بهجتی
🆔 @Qazalack
بر سر سجاده میافتاد چشمم تا به می
شیشهی می با دهان باز میپرسید: کی؟
کاش از اول بر در میخانه میخواندم نماز
حیف از آن عمری که شد در گوشهی محراب طی
نالهی جانسوز من بود آنچه او فریاد زد
آه من بود آنچه عمری زیر لب میخواند نی
کاش با ساقی حسابم پاک میشد، سالهاست
او به من جامی بدهکار است و من جانی به وی
من خطایی کمتر از بخشایشت دارم، ببخش
ای رفیق! ای رازدار! ای حاکم! ای بخشنده! ای …
#فاضل_نظری
غزلی منتشر نشده از کتاب در دست انتشار اواخر عصر
🆔 @Qazalack
پاییز من، عزیزِ غم انگیز برگریز
یک روز می رسم و تو را می بهارمت!
#سیدمهدی_موسوی
@ShaahBeyt
پاییز میرسد که مرا مبتلا کند
با رنگهای تازه مرا آشنا کند
پاییز میرسد که همانند سال پیش
خود را دوباره در دل قالیچه جا کند
او میرسد که از پس نه ماه انتظار
راز درخت باغچه را برملا کند
او قول داده است که امسال از سفر
اندوههای تازه بیارد، خدا کند
او میرسد که باز هم عاشق کند مرا
او قول داده است به قولش وفا کند
پاییز عاشق است، وَ راهی نمانده است
جز اینکه روز و شب بنشیند دعا کند
شاید اثر کند، وَ خداوندِ فصلها
یک فصل را به خاطر او جا به جا کند
تقویم خواست از تو بگیرد بهار را
تقدیر خواست راه شما را جدا کند
خش خش …، صدای پای خزان
است یک نفر
در را به روی حضرت پاییز وا کند …
#علیرضا_بدیع
🆔 @Qazalack
ز هجران دیده ام کاری که کافر از اجل بیند
خدا کوتاه سازد عمرِ ایامِ جدایی را...
#حزین_لاهیجی
@ShaahBeyt
میبینم و میجویم، میبینم و میریزم
میخندم و میگریم، دیوانه چُنین باید
#عرفی_شیرازی
@ShaahBeyt
گر به صد منزل فراق افتد میان ما و دوست
همچنانش در میان جان شیرین منزلست
#سعدی
@ShaahBeyt
ای که نزدیک تر از جانی و پنهان ز نگه
هجر تو خوشترم آید ز وصال دگران
#اقبال_لاهوری
@ShaahBeyt
بیا، بیا دلکم! عشق، قصهاش تلخ است
کسی که با همه شد یار و با تو یار نشد
#مهدی_فرجی
@ShaahBeyt
ای عشق سابق! ای خواب صادق!
شاید قیامت دیدار بعدی
#یاسر_قنبرلو
@ShaahBeyt
گفتی که شاهکار شما در زمانه چیست؟
بالله که زنده بودن ما شاهکار ماست
#فخرالدین_مزارعی
@ShaahBeyt
یک عمر به سودای لبش سوختم و آه
روزی که لب آورد ببوسم رمضان شد
#حامد_عسکری
@ShaahBeyt
درد محرومی دیدار مرا کشت افسوس
یار حال من بیمار ندانست دریغ
#وحشی_بافقی
@ShaahBeyt
دیرگاهیست که افتاده ام از خویش به دور
شاید این عید به دیدار خودم هم بروم
#قیصر_امین_پور
@ShaahBeyt
بیداریام چه دانی، ای خفتهای که شبها
ننشستهای به حسرت، نشمردهای ستاره
#فروغی_بسطامی
@ShaahBeyt
من گنگ خوابدیده و عالم تمام کر
من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش
#میرزا_محمدخان_لواسانی
(این بیت به اشتباه به #مولانا منسوب شده است)
🆔 @ShaahBeyt
سعدیا گفتی که مهرش می رود از دل ولی
مهر رفت و ماه آبان نیز آرامم نکرد
#سید_علیرضا_جعفری
@ShaahBeyt
اگر تو بردهای از یادم من از خیال تو لبریزم
اگر تو شعر نخوانی من، شبیه شعر غم انگیزم
چگونه از تو بگویم؟ نه! چگونه از تو نگویم من
چگونه این همه مضمون را به بند شعر نیاویزم؟
دروغ بود فراموشی، تو پیش چشم منی دایم
تو پیش چشم منی آخر چگونه از تو بپرهیزم
نه اینکه جز تو نمیخواهم که من به جز تو نمیبینم
چه چیز هست به غیر از تو؟ که بنده، بندهی آن چیزم
چه ای تو؟ برگ غمانگیزی میان ماندن و افتادن
و من به حرمت دستانت هنوز عاشق پاییزم
#سید_تقی_سیدی
#غزل_جدید
🆔 @Qazalack
ما را به غم عشق همان عشق علاج است
تا نشمرد انگشت شهادت لب نان را
#بیدل_دهلوی
@ShaahBeyt
شاعر! تو را زین خیل بیدردان، کسی نشناخت
تو مشکلی و هرگزت آسان، کسی نشناخت
کُنج خرابت را بسی تَسخر زدند امّا
گنج تو را، ای خانهی ویران کسی نشناخت
جسم تو را، تشریح کردند از برای هم
اما تو را ای روح سرگردان! کسی نشناخت
آری تو را، ای گریهی پوشیده در خنده!
وآرامش آبستن توفان! کسی نشناخت
زین عشقورزان نسیم و گلشنت، نَشگِفت
کای گردباد بی سر و سامان! کسی نشناخت
وز دوستداران بزرگ کفر و دینت نیز
ای خود تو هم یزدان و هم شیطان، کسی نشناخت
گفتند: این دون است و آن والا، تو را، امّا
ای لحظهی دیدار جسم و جان! کسی نشناخت
با حُکم مَرگت روی سینه، سالهای ِسال
آنجا، تو را در گوشهی یُمگان، کسی نشناخت 1
فریاد نایات را و بانگ شکوههایت را
ای طالع و نام تو ناهمخوان! کسی نشناخت 2
بیشک تو را در روز قتلعام نیشابور
با آن دریده سینهی عرفان، کسی نشناخت 3
با جوهر شعر تو، چون نام تو برّنده!
ذات تو را ای جوهر برّان، کسی نشناخت 4
روزی که میخواندی: مخور می محتسب تیز است!
لحن و نوایت را در آن سامان، کسی نشناخت 5
وقتی که میکندند از تن پوستت را نیز
بیشک تو را زان پوستینپوشان، کسی نشناخت 6
چون میشدی مخنوق از آن مستان، تو را ای تو
خاتون شعر و بانوی ایمان! کسی نشناخت 7
آن دم که گفتی، باز گرد ای عید! از زندان
خشم و خروشت را، در آن زندان، کسی نشناخت 8
چون راز دل با غار میگفتی تو را، هم نیز،
ای شهریار شهر سنگستان، کسی نشناخت 9
حتّی تو را در پیش روی جوخهی اعدام
جز صبحگاه ِخونی میدان، کسی نشناخت 10
هر کس رسید از عشق ورزیدن به انسان گفت
امّا تو را، ای عاشق انسان! کسی نشناخت 11
#حسین_منزوی
پینوشتها:
1. اشاره به ناصر خسرو که در یمگان درگذشت و مقصود این است که بعد از مرگش هیچکس نتواست عمق اندیشه او را بشناسد.
2. اشاره به مسعود سعد که در زندان «نای» به دستور پادشاه عصر سالها زندانی بود و ناهمگونی اسم و طالع او که سعد و مبارک نبود.
3. اشاره به عطار نیشابوری که هنگام حمله مغول به دست سربازان مغول کشته شد و دریده شدن سینهی او مثل این بود که سینهی عرفان شکافته شود.
4. برای نگارنده چندان روشن نیست که منظور شاعر در این بیت کیست که نامش به معنای برّندگی بوده، اما با توجه به ترتیب تقریبی شعر احتمالا شاعری در قرن 6 و 7 شمسی مورد نظر اوست.
5. مشخص است که مقصود حافظ شیرازی و غربت اندیشههایش در عصر خویش است.
6. اشارهای به عمادالدین نسیمی شاعر آذربایجانی قرن 8 که بخاطر پایبندی به عقایدش پوستش را از تنش جدا کردند.
7. میتواند منظور پروین اعتصامی باشد که در اشعارش بیزاری از ظلم و استبداد ستیزی فراوان دیده میشود.
8. اشاره به فرخی یزدی شاعر معاصر و شعر معروفش: «سوگواران را مجال بازدید و دید نیست / بازگرد ای عید از زندان که ما را عید نیست» این شاعر بعد از شکنجههای فراوان در زندان کشته شد.
9. اشاره به مهدی اخوان ثالث و شعر کتیبهاش که راز نوشته شده بر سنگیست در کوه. اخوان سمنانی (سنگستانی) است.
10. مقصود خسرو گلسرخیست که به خاطر عقایدش اعدام شد.
11. شاعر که عاشق انسان است و هیچگاه در عصر خودش حرفش شنیده نمیشود.
* نقدی بر شعر حسین منزوی از آزاده محمدیه
16 اردیبهشت - سالروز آسمانی شدن حسین منزوی
🆔 @Qazalack