6222
https://www.instagram.com/azadshafi7 هدف این انجمن پشتیبانی علمی از آتئیست ها،آگنوستیک ها و سایر دگر اندیشان است 👻مخاطب نوشته هام یه موجود خیالیه :) Admin: @ShafiAzad7 کانال های ما: @PublicExit @AtheistsChannel
اگر قرار باشد از تمام این روزها فقط یک چیز برایم بماند،
دلم میخواهد مطمئن باشم
کنار کسی قدم زدهام
که قلبم، بودنش را زندگی صدا میزد.
@shafiazad
تراژدی این نیست که تنها باشی
بلکه این است
که نتوانی تنها باشی
گاهی آمادهام
همه چیزم را بدهم
تا هیچ پیوندی با جهان انسانها
نداشته باشم …!
@shafiazad
اینجا زندگیام میان امید و ناامیدی در نوسان است.
همزمان آرزو دارم بمیرم و آرزو دارم که زندگی کنم.
گاهی اوقات به زندگی نظم میدهم و گاهی هرجومرج است که زندگیام را میبلعد؛
اکنون که مینویسم دومی بر جریان روزهایم غلبه دارد شاید به همین دلیل دارم برایت مینویسم.
@shafiazad
کسی که عشق ورزیده
چه میتواند بکند
جز آنکه محض استراحت
دیگر در زندگیاش
کسی را دوست نداشته باشد ؟
@shafiazad
روزی، در پستوی اتاقِ پدربزرگم،
ورقی فرسوده یافتم، به خط پدربزرگم. کوچک بودم، به سختی نوشته را خواندم.
امّا هیچ معنائی فهم نکردم. مگر روزی که، زخمِ جهل را، در جانِ خویش دانستم.
پدربزرگم نوشته بود: تا زمانیکه باغِ وجود خود را، مأوای درازگوشان کردهای، پرندە جانت، شعور هیچ پروازی را، فهم نخواهد کرد.
@shafiazad
«آنکس که روزی پرواز را بیاموزد، جای همهچیز را دگرگون میکند؛ برای او خودِ زمین نیز سبک میشود.»
یعنی:
«کسی که روزی پروازی را بیاموزد، دیگر زمین را تنها برای برخاستن خواهد خواست، نه برای ماندن.»
✍🏼فریدریش نیچه
📚چنین گفت زرتشت
@ShafiAzad
اگر ادعای یاری
ادعای رفاقت
ادعای ماندن
ادعای بودن
ادعای عاشقی و یا
ادعای ایثار و جانفشانی کسی
بدون اینکه در عمل آنها را اثبات کند
برایت قابل فهم و
قابل پذیرش است
بی شک تو چاهی برای خود میکنی که عمقش بی انتهاست..
@shafiazad
یه قفس خالی که قفس نیس... فقط اونی که تو قفسه، اونی که اون تو زندونیه، به قفس معنا و اعتبار میده...
📚 هنرمند گرسنگی
فرانتس کافکا
@shafiazad
یادت را به بستر میبرم
چون مورچهای
که دانههای شکر را
به لانهاش ..
@shafiazad
⏹ کشیش؟ نه، کشیش میخواهم چهکار؟ مگر پولتان زیادی کرده که میخواهید یک روبل هم خرج کشیش کنید؟ خدا بیکشیش هم باید گناهان ما را ببخشد. خودش میداند که من چقدر زجر کشیدهام. نبخشید هم نبخشید؛ چه کارش کنم؟
📚جنایت_و_مکافات
داستایوفسکی
@shafiazad
کافکا: برای رهایی از تنهایی به جستوجوی عشقی بزرگ برمیخیزیم یا اینکه به اشتباه و کورکورانه سراغ این و آن میرویم؛ به این امید که سرانجام کسی را پیدا کنیم که به ما توجه کند، خواهان دیدار با ما باشد، یا دستکم با ما حرف بزند. بعضی به همین دلیل شعر میسُرایند، یا به تظاهرات اعتراضی میروند، برای چهرهای هورا میکشند، با قهرمانان سریالهای تلویزیونی طرح دوستی میریزند. به خدایان یا به رفاقت انقلابی باور دارند. برای پلیس خبرچینی میکنند تا اطمینان حاصل کنند که دستکم در دم و دستگاه پلیس با نظر مساعد پذیرفته میشوند. یا اینکه کسی را خفه میکنند.
حتی قتل مواجههای است بین یک انسان و انسان دیگر. انسان تنها با عشق بلکه با نفرت نیز میتواند از تنهاییاش رها شود. تنفر به اشتباه متضادِ عشق شمرده میشود، در حالی که در واقعیت عشق و تنفر دو روی یک سکهاند و متضاد هر دو تنهایی است. ما اغلب فکر میکنیم به خاطر عشق است که به کسی وابسته میشویم، در حالی که دلیل وابستگی ما تنها تنفر است؛ تنفر از تنهایی و ترجیح دادن آن فرد بر تنهایی و تا زمانی که نپذیریم تنهایی تنها امکان یا در واقع ضرورت و سرنوشت محتوم ما است تنفر با ما میماند.
📚 عشق و زباله
✍ ایوان کلیما
@shafiazad
آغوش
بهار تویی
باور کن!
می شود به شانه ات
تکیه داد و
سبز شد!
@shafiazad
که را بیشتر دوست داری، بگو ای مرد رازآلود؟
پدر، مادر، خواهر یا برادرت؟
نه پدری دارم، نه مادری، نه خواهر، نه برادری.
دوستانت؟
واژهای به کار بردید که تا امروز برایم گنگ مانده
وطنت؟
نمیدانم جغرافیایش کجاست.
زیبایی؟
الهه و نامیرا، چه دوستش میداشتم.
زر؟
بیزارم، آنگونه که شما از خدایان
دلبستهی چیستی آخر، تو ای بیگانهی غریب؟
ابرها... ابرهایی که میگذرند، آن بالا، آن بالا...
ابرهای شگفتانگیز.
🎆شارل بودلر
@shafiazad
I can't escape the way
I love you ...
من نمیتونم از طوری که دوستت دارم فرار کنم.
@shafiazad
در فرآیند رفت و آمد ها ست که به خرد درنگ و توقف دست پیدا میکنم .
@shafiazad
برایم شعری بگو...
حتی نیم خطی
یا سطری از دلت...
می خواهم بدانم
آیا دلت مثل دل من می گیرد؟
آیا تو نیز چون من اشک را میدانی ؟
میخواهم بدانم
عشق را تو چه معنا میکنی ؟
بفرست شعری...
تا بدانم
عشق را تا کجا خواهی راند...
میخواهم بدانم
جاده عشق تو را
انتهایی هست ؟
برایم شعری بگو...
میخواهم بدانم
من
در شعرت
کجا ایستاده ام ؟
@shafiazad
درود به تنهایی
که فشار چشم
و تمنای تن
و هر نیازی به دروغ
و جمله پردازی را
از بین میبرد!
@shafiazad
اون شب گریه نکرد اما فردا وقتی لباسش به دستگیره ی در گیر کرد گریه کرد
وقتی به اتوبوس نرسید گریه کرد
وقتی یه سکانس شاد از فیلم رو دید گریه کرد
فیلم: جادهخاکی
@shafiazad
من میتوانم؛
جای سیگار،نقاشی بکشم.با دوغ مست کنم.
با وسایل خانه تمام شب را تانگو برقصم
و به جای تو بالشتک دوران کودکی ام را در آغوش بگیرم.
تو برای فراموش کردن کسی که
بی نظیر
دوستت داشت،
چه خواهی کرد؟!
@shafiazad
مارک منسن؛
نویسنده کتاب: راهنمای نامتعارف خوشبختی
فرق عشق و هیجان رومانتیک
@shafiazad
نمیدونم این از کیه ولی خیلی درسته:
«عشق در میانسالی شاید بیرونکشیدن خرده شیشه از تن عریان یکدیگر باشد، در سکوت یک عصر پاییزی.
همینقدر بیصدا، خونچکان، محزون.»
@shafiazad
از بین چیزهایی که از دست دادم بیشتر از همه دلم برای خودم تنگ شده.
@shafiazad
⏹ انسان فقط یک نفر نیست.
درونِ هر کس،
جمعیتی زندگی میکند:
کودکی که هنوز میترسد،
بزرگسالی که وانمود میکند قویست،
و روحی که فقط میخواهد
برای لحظهای
بیدفاع و واقعی باشد..
✍هرمان هسه
@shafiazad
دیوارها، مرزها، ارتش های جهان،
این همه پیامبر، کتاب های آسمانی،
حتی بهشت و جهنم،
برای این است
که ما
دوست داشتن را نمی فهمیم!
@shafiazad
...و أَنا وحدي
محاط بكلِ الذينَ غابوا.
... و من تنهایم،
در احاطهی همهی آنها که رفتهاند.
@shafiazad
بعضی فقدانها آنقدر بزرگاند
که جهان بعد از آنها
همان جهان قبلی نیست...
📚کافکا در کرانه
✍هاروکی موراکامی
@shafiAzad